آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۵ خرداد ۱۳۸۶
از چه سياستي دفاع كنيم؟
اين روزها وقتي كه برخي افراد را ميبينم و درباره وضع جاري كشور نظرشان را ميپرسم با پاسخي مواجه ميشوم كه قبلاً كمتر شنيده ميشد. زمزمههاي اين پاسخ در تير ماه 1384 و قبل از آن هم بود، اما اكنون بلندتر و شنيدنيتر شده است. اين پاسخ بر اين فرض مبتني است كه كار چنداني براي مصالح امور نميتوان كرد، پس اگر سياستهاي جاري حکومت منتج به نتيجه مطلوب نیست و دیر یا زود هم به بن بست می رسد و کاری هم برای اصلاح امور نمی توان کرد،پس چرا آن را تقويت و تشديد نكنيم تا زودتر اوضاع به بنبست نرسد؟ و اينكه اگر هم نميخواهيم آنها را تشديد كنيم، چرا مخالفت ميكنيم كه اين روند به تأخير افتد؟ اجازه دهيد برخي از اين سياستها را مرور كنيم.
ـ تثبيت قيمتها بويژه سوخت
ـ كاهش نرخ بهره
ـ ناامني اقتصادي و فرار سرمايههاي مادي و انساني
ـ افزايش مخارج دولت و بودجه و تزريق بيشتر درآمدهاي نفتي
ـ حمايت از واردات
ـ تقابل با نظام جهاني و ادامه سياستهاي هستهاي
ـ برخوردهاي حذفي با گروههاي اجتماعي
ـ تضعيف بخش غير دولتي و زدن آنان
ـ لعن و نفرين به گذشته و چوب حراج زدن به كليه سرمايههاي انساني و تاریخی
ـ رواج دروغگويي و...
ـ رد صلاحيتها و حذف ديگران
اين ليست را ميتوان بسيار طولانيتر هم كرد. اين عده معتقدند كه مخالفت با اين سياستها بايد صرفا برای ثبت در تاريخ باشد و نه بيشتر، زيرا ساختار موجود به گونهاي است كه مخالفت با خود را برنميتابد، چون مرجع ثالث كه مردم باشند براي قضاوت درباره مخالفتها، توان حضور در صحنه را ندارند. ادامه اين سياستها طولي نخواهد كشيد كه موجب انسداد سياسي و اقتصادي و حتي شكاف درون ساختار سياسي خواهد شد.
ادامه اين سياستها منجر به تقابل سياسي و حتي نظامي با ديگران هم خواهد شد. اما صاحبان قدرت مترصدند كه چنين احتمالي را به گردن نيروهاي داخلي انداخته و با آنها برخورد كنند، لذا وارد شدن در ميداني كه واقعيت خارجي ندارد چه منفعتي براي جامعه دارد؟
گرچه در حال حاضر با چنين عقيدهاي موافق نيستم، اما رد كردن نگاه فوق نيز چندان كار سادهاي نيست. زيرا عملاً مشاهده شده است كه نه تنها هيچ يك از مخالفتهاي كارشناسانه و علمي با بسياري از سياستهاي موجود، گوش شنوايي پيدا نكرده، بلكه برعكس موجب لجبازي بيشتر متوليان امر نيز شده و نتيجه معكوس داده است، به طوري كه برخي مواقع احساس ميكنم كه مخالفان با مخالفت خود ميكوشند كه دولت را در اجراي سياستهايش جريتر كنند و مخالفان نيز زودتر به مقصود خود برسند!
من سالها قبل در روزنامه سلام يادداشتي نوشتم كه بزرگترين دستاورد انقلاب براي ما اعتماد بهنفس بود، اعتماد بهنفسي كه پيش از دوم خرداد در حال زايل شدن بود كه بر اثر آن واقعه به بهترين شكلي بازسازي شد، اما از سال 1380-1379 به بعد مجدداً رو به افول و نابودي گراييد. من پس از سالروز دوم خرداد سال 1382 هم كه آقاي خاتمي بيانيهاي منتشر و از نگرش به خارج عدهاي اظهار نگراني كرد، نامهاي برايشان نوشتم كه هيچگاه به دستشان نرسيد و در آن توضيح دادم كه نگرش به خارج كه امروز گريبانگير جامعه شده است، محصول از ميان رفتن اعتماد بهنفسي است كه در اثر انقلاب و دوم خرداد در جامعه زنده و بازتوليد شد، اما به دليل وقايعي كه در چهار سال دوم گذشت آن اعتماد بهنفس زايل و نگرش به بيرون جايگزين آن شد. و پس از تير 1384 نيز اين مسأله تشديد و تهمانده اعتماد بهنفس نيز در حال از ميان رفتن است و نگاه مذكور در فوق چيزي جز انعكاسي از همين واقعيت نيست.

آرش :
با سلام. این که نقد بی فایده است که واضح است. جایی ناقد و نقد شونده می توانند با هم ارتباط ایجاد کنند که مبنای "مشترکی" وجود داشته باشد. این هم که عقلانی اندیشیدن است. در سیستم یک نفر عقل کل همین آش است و همین کاسه. غیر از این باشد طبیعی نیست.
تو را خدا نظام تصمیم گیری و نوع رفتار و گفتار مسئولین ایرانی را ببینید. حتی در مقایسه با عقب مانده ترین کشورهای جهان یک نمونه ی این جوری پیدا نمیشود.
جنبش آزادیخواهی مردم ایران از عدم یک رهبری توانا رنج می برد. سرعت سیر فروپاشی جامعه و اقتصاد هم که همچنان در حال افزایش است. فرهیختگان ایرانی به جد باید چاره ای بیندیشند.
۵ خرداد ۱۳۸۶ ۳:۲۲ بֽظֽ | Reply
حسين :
با سلام؛
مقالهى تازهمنتشرشدهاي از مرحوم بازرگان با عنوان «حكومت از پايين» در روزنامهي شرق (چهارشنبه 2 خرداد 86) خواندم كه با اينكه نوشتهي 50 سال پيش بود گمان ميكنم براي نسل امروز آموزنده و سودمند باشد. جان كلام او با اشاره به ناكاميهاي تاريخي ملت ايران اين بود كه مردم بايد با تمرين دموكراسي در گروهها و نهادهاي كوچك اجتماعي _مانند: مدرسه، بيمارستان، دانشگاه و ..._ كه خود ايجاد ميكنند بتوانند بهتدريج و بهطور طبيعي به حوزههاي فراگيرتر دموكراسي برسند، نه اينكه با دگرگوني دفعي از بالا و تغيير ناگهاني ساختار سياسي چشم به اهداي دموكراسي از سوي حاكمان جديد بدوزند كه ثمرهاي جز فراز و فرودهاي متناوب _و چنانكه نوشتهايد_ تضعيف پيدرپي اعتماد به نفس اين ملت نداشته است. از شما ميخواهم كه در اين باره بابي بگشاييد تا راهكارهاي ممكن در فضاي كنوني بررسي شود، هرچند بهنظر ميرسد كه دخالت و حضور بيش از حد نظام كنوني در حريم خصوصي، امكان اجراي پيشنهادهاي آن مرحوم را دشوارتر از زمان شاه ساخته است!
....................................................
عبدی:
این ایده در عین جذاب بودن تعلیق به محال کردن است.به همین دلیل هم پس از 50 سال نشده است یا فکر می کنیم که نشده است.قضیه انتخاب بین دموکراسی از پائین یا بالا نیست.مساله زمینه و ساختار اقتصادی موثر در ایجاد و رشد دموکراسی است.در چنین ساختاری رفتار و فرهنگ دموکراتیک گزینه ترجیحی و نه اخلاقی مردم می شود.
۵ خرداد ۱۳۸۶ ۳:۵۵ بֽظֽ | Reply
فرهاد :
سلام
در شرکتی در قسمت سیستمها کار می کردم و برای آنکه کارها بهتر انجام شود یکی از دوستان را که می دانستم برای این کار خوب است به مدیر عامل معرفی کردم و او نیز بر اساس اعتمادی که به من داشت آن فرد را به استخدام درآورد ولی اطراف این مدیر عامل کسانی بودند که مرتب در گوش مدیر عامل می خواندند و نمی گذاشتند کارها به صورت سیستماتیک به پیش رود. این دوست من شاکی شد و گفت هر چه می گوییم و همه از سر خیرخواهی است ولی اصلا به آن عمل نمی شود که حتی بعضا توهین هم به ما می شود. چه کنیم تا به مدیر حرفمان را بقبولانیم. اگرچه همه راهها را رفته بودیم و حتی بزرگان سیستم و روشها را نیز دعوت کرده بودیم و همه تئوریها را گوشزد نموده بودیم ولی به خرج احدی نمی رفت .من گفتم بهترین کار این است که یک جوری اعتماد اورابدست آوریم.اگر او به شما اعتماد پیدا کند که خیرش را می خواهید حتما اوضاع عوض خواهد شد و اینچنین نیز شد تا جایی که برای ساختن مهر هم اجازه این دوست مرا می گرفتند.
فکر می کنم که حاکمان و مقامات به کارشناسان غیر خودی اعتماد ندارند .اصلاح طلبی را بزرگترین کفر و فاجعه می دانند همانگونه که در سرمقاله کیهان نیز آمده بود. باید یک جوری بقبولانید که خیرشان را می خواهید.
۵ خرداد ۱۳۸۶ ۴:۳۲ بֽظֽ | Reply
amir :
آقای عبدی اگر گویم نشاید واگر خاموش گردم هم نشاید اگر در دوره ی دوم انتخابات، آقای خاتمی شرکت نمی کردند.ییقنن وضعیت به گونه ای دیگر بود.آنروز هایی که شما با ایما واشاره عملکردها و تصمیمات غلط ایشان را،چه زیبا آدرس می دادید. برآشفته می شدند! متاسفانه صاحبان قدرت در توهم ،ما ئیم و ،دگر هیچ بودند. ( بر خلاف شعار ایران برای همه ی ایرانیان شان) نشئه قدرت و مقام آن ها را ،از خود بیخود نمود ه بود. آنها هم هیچ کسی را بر نمی تابیدند.حتی همفکرانی چون شما را، با این اوصاف نباید بر مردم خرده گرفت.آنها ابتدا، خود توپ ،بی اعتمادی را به زمین مردم انداختن،مردم هم به زیبایی آن توپ را ،گل زدند.گر چه به حذف شان منجر شد. لذا با حذف خود فهمانند.که تمام قدرت ها مشروعیتشان رااز مردم می گیرند.مردم همیشه به این ضرب المثل اعتقاد واعتماد دارند.که پایان شب سیه،سفید است. ودیگر هیچ
۵ خرداد ۱۳۸۶ ۴:۴۸ بֽظֽ | Reply
آرش :
خب ایرانیان فرهیخته و دمکرات چه راه حل هایی ارائه می دهند؟
نقد و انتقاد در چنین شرایطی برای مدیریت روحی فردی ما بد نیست. چرا که بدون آن از آن طرف احساس بی خاصیتی و بیهودگی می کینم که این برای سلامت جسمی مان هم مفید نیست.
به گمان من یک عامل مهمی که این وسط باعث قفل شدن هر حرکتی شده، عدم اعتماد متقابل بین رهبران گروه های سیاسی و مردم است: رهبران دست به عصا راه می روند چون فکر می کنند مردم جلو نمی آیند. مردم جلو نمی آیند چون گمان می کنند هیچکس واقعی نیست ... و دلش برای مردم نمی سوزد و غیره.
از طرف دیگر در شرایط کنونی ایران کشاش بین نیروهای دمکرات و غیر دمکرات است. و ته حرف های اکثریت احزاب و جریانات و شخصیت های سیاسی را که نگاه میکنی، یک اجماع بر سر راه حل "انتخابات آزاد" است.
پیشنهاد این است که شخصیت ها و فعالان (افراد نه گروه ها) سیاسی اجتماعی فرهنگی صنفی کارگرن زنان... دانشجویان "دمکرات" جه در داخل و چه در خارج یک منشور یک بندی خلاصه و ساده مبنی بر برگزاری و شرکت در یک انتخابات آزاد (مجلس بعدی) امضا کنند. بعد از اتمام مهلت امضا ازبین افراد امضا کننده، تعداد لازم برای کاندیداتوری مجلس توسط امضا کنندکان منشور انتخاب و معرفی شوند. حالا اگر حتی "یک نفر" هم رد صلاحیت شد، انتخابات تحریم و تمامی امضا کنندکان داخل جلوی مجلس و تمام امضا کنندکان خارج کشور جلو سازمان ملل به تحصن نامحدود بنشینند.
آنوقت خواهید دید که مردم هم خواهند آمد.
..............................................
عبدی:
اگر نخبگان اجتماعی به اجماع برسند احتیاج به تحصنی نیست که سر منشاء تفرق می تواند بشود.
۵ خرداد ۱۳۸۶ ۵:۳۰ بֽظֽ | Reply
امید :
آقایی میشناختم که خیلی پولدار بود, بطوری که در باطن هیچوقت دیگران را داخل آدم به حساب نمی آورد.
یکی از سیاستهای کاریش هم چزاندن طرفهاش بود. برای مثال اگر ماشینش احتیاج به صافکاری داشت , صافکار که پیش خودش فکر میکرد خوب مشتری پولداری پیدا کرده ام و .... از این بابا آبی گرم میشه, با دیده ی منت , بدون بیعانه و صحبت از چگونگی پرداخت و ... شروع به صاف و صوف کردن میکرد و با دل خوش منتظر آمدن حاجی و دستمزد میشد.
بر عکس وی ریلکس , سوار اون یکی ماشینش میشد و آنقدر به صافکار کم محلی میکرد و ایراد میگرفت و پول نمیداد تا صافکار بعد از کلی عجز و التماس بدون نتیجه , "خسته" میشد و به التماس می افتاد که حاجی: نخواستم!! بابا پول نخواستم, ترا هر کی می پرستی بیا لااقل این ماشینت را از تو مغازه بردار ببر , جای کسب و کاسبی ما را گرفته!!
آنوقت حاجی میفهمید که دیگه صافکار "خسته" شده و "آماده" ی هر مذاکره ایی هست!
سلانه سلانه میرفت و با یه مقدار اندک پول صافکار بدبخت را راضی می کرد ....
این سیاست سالها ادامه داشت تا اینکه حناش توی اون شهر پیش در و همسایه و کسبه , از رنگ افتاد و توان تغییر روش مثل استکبار جهانی را هم نداشت!! این بود که دست به دامن بچه ها میشد که شما برید اینکار را صاف و صوف کنید, شما برید اونکار را راست و ریس کنید.
حالا داستان آقاها و آقازاده هاست که به دلیل گرسنه نبودن , گرسنه ها را می چزونند تا بیشتر و بیشتر اندوخته سازند ....
به نظر من نباید "خسته" شد و تن به ذلت بیشتر داد. حق را بهتر است گرفت تا از آن گذشت. چون اشک کباب باعث طغیان آتش است. اگر از اول به چنین افراد سیری چشم طمع نداشتیم , اگر از اول خشت اول را راست میگذاشتیم , اگر .... امروز هم دیر نیست , خوشبختانه فرهنگ چندین هزار ساله ی ما جواب و دوای درد ابلهان را خاموشی دانسته کافیست به انحراف , به قانون شکنی , به ظلم , به تجاوز, به استبداد , به نابرابری , به بی احترامی, به نخوت و غرور کاذب , به ... هر آنچه واقعا "بد" میدانیم قاطعانه " نه" بگوییم و با سکوت با حاکمان از مدار خارج شده , سرشار از ناگفته ها , صحبتها کنیم ؛ که اگر این کار کردیم و همه گیر شد و در مسیر اسیر وسوسه وسواسان بد اندیش نشدیم , آنوقت آنها هم مثل اون حاجی , و مثل هزاران هزار دیگر به التماس خواهند افتاد و صدای تغییر خواهی و انقلاب و رفرم و ... را خواهند شنید.
۵ خرداد ۱۳۸۶ ۶:۰۴ بֽظֽ | Reply
علي :
سلام جناب عبدي
بدون مقدمه عرض ميكنم لطفا سخنان رييس دولت را در اينجا بخوانيد كه هيچكس حتي شما روزنامه نگاران را هم بي نصيب نگذاشته اند:
اگر حتي با چنگ و دندان هم براي اصلاح امور بكوشيم با اين تفكر انتظار چيز ديگري غير از بن بست تمام عيار براي جامعه ميرود؟
http://aftabnews.ir/vdcjxoeuqxevm.html
۵ خرداد ۱۳۸۶ ۶:۱۲ بֽظֽ | Reply
:
آقای عبدی,
بنظر میرسد سیاست ها به کلی با آنچه که قرار بود باشد, فرق کرده است مثل همین سیاست رحما بینهم , اشد علی الکفار , که امروز می بینیم برعکس !! با کفار , با روش سازش و مماشات و با مردم بین خود , روش برخورد را علنا اجرا کرده اند, این تغییر سیاست, بنظر شما نتیجه چیست؟
بنظر شما حال که سیاستهای مورد بیعت گذشته علنا , شفاف و روشن , از طرف برخی, عوض شده , آیا طرف مورد ستم واقع شده بیعت , نباید سیاستهایش را تغییر دهد؟
........................................................
عبدی:
هیچ سیاستی تغییر نکرده از ابتدا هم معنای مهرورزی و ...همین گونه مورد نظر آنان بوده.
۵ خرداد ۱۳۸۶ ۶:۳۸ بֽظֽ | Reply
مصطفی1 :
جناب عبدی خیلی از اتفاقات بدلایل عقلی جبری اند چوب رسانا نیست ولی مس رسانائی قوی است از کور انتظار دیدن بجایی نمی رسد و از کر توقع شنیدن خیلی از مسایل جبری است اگر من مانند شما باشم که دیگر من نخواهم بود سرنوشت وعاقبت کامیون ترمز و فرمان بریده در سراشیبی جاده غیرقابل تغییر است اوضاع از کنترل خارج و کسی قادر به تغییر سرنوشت نیست برای این کار مدتهاست که خیلی دیر شده
۵ خرداد ۱۳۸۶ ۷:۰۲ بֽظֽ | Reply
مهرنوش :
ظاهرا تلویحا از خوانندگان خود خواسته اید تا هر کدام به فراخور خود , به آن پرسش سر مقاله, جواب دهند.
اگر اینچنین برداشتی درست باشد, اجازه دهید من هم به سهم خود به شما و دیگر خوانندگان خوب و فعال و طالب مشارکتتان بگویم که بنظر من بهتر است امروز از چه سیاستی دفاع کنیم:
در یک جمله : از سیاستی که قلبمان میگوید درست است, دفاع کنیم . بدون رودربایستی , بدون ملاحظه کاری , بدون سیاست بازی , بدون طمع داشتن , بدون اینکه ی دیگران بتوانند با سخنان احساسی و آتشین و فیلسوفانه و ادیبانه و .... بر آن تاثیر گذارند.
من به انسان معتقدم و به خوبی و پاکی طبیعت او, به همین دلیل او را در دل طبیعت پاک و بزرگتر میبینم.
بنابراین بهتر است از خود بپرسیم : مادر اصلی ما , معلم و راهنمای هر روزه ی ما , طبیعت, با شرایط مساوی , از چه سیاستی دفاع میکند؟ آیا جز اینست که بدی را هر چه زودتر از خود و جامعه ی خود دور میکنند؟
بهتر است اگر زبان طبیعت را متوجه نمیشویم با توجه به ماندگاری پر معنای حافظ از او بپرسیم تا بگوید :
" ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
جامه ی کس سیه و دلق خود ازرق نکنیم
.. کار بد مصلحت آنست که اصلا نکنیم
و اما از چه سیاستی دفاع کنیم؟ از این سیاست:
شاه اگر جرعه ی رندان نه به حرمت نوشد
التفاتش به می صاف مروق نکنیم
۵ خرداد ۱۳۸۶ ۷:۱۲ بֽظֽ | Reply
ر- امیدوار :
افسردگی سیاسی
این پدیده را می توان افسردگی سیاسی نامید . درست همانطور که یک آدم افسرده با بدبینی نسبت به خودش همۀ راه های اصلاح و پیشرفت را بر خود می بندد وعملا به سوی یک نوع زندگی حرکت می کند که یا آنقدر بی خاصیت می شود که هیچ چیز نمی تواند او را وادار به واکنش کند و یا اینکه او را به سوی پرخاشگری ویرانگرانه نسبت به خود و یا دیگران سوق می دهد در مورد جامعه هم می توان نظیر این مسئله را صادق دانست . افسردگی سیاسی برای جامعه یا منتهی به انفجار اجتماعی می شود و یا سبب رکودی ویرانگر .در هر دو صورت کسانی که با خواست های مردم مخالفند به پیروزی می رسند .
بنابراین اگر حتی به اندازه درصد ضعیفی می توانیم از این خطر جلوگیری کنیم عقل حکم می کند که از کوشش بازنایستیم و الا تسلیم شدن و وادادن صحنه به رقیب و یا دشمن که هنری نیست .
آدم زنده با دست خودش خود را به دشمن تحویل نمی دهد .
به نظر می رسد مبارزه با این یأس و افسردگی از سوی نخبگان اصلاح طلب امری مهم و حیاتی است که اگر بیش از این در این مورد غفلت ورزند معلوم نیست چه سرنوشت تلخی رقم خواهد خورد .
www.dornameh.ir
۵ خرداد ۱۳۸۶ ۷:۲۵ بֽظֽ | Reply
:
اگر ممکن است راه رسیدن به اعتماد به نفس و اعتماد به دیگران را توصیح دهید چرا که همین امروز مثلا خطيب جمعه قم، مبارزه با بدحجابى را موجب سرافرازى و آرامش جامعه دانست و گفت: همه بايد با نيروى انتظامى همکارى کنند.
چگونه میتوان به این ادعا اعتماد داشت و اعتماد به نفس پیدا کرد؟
وقتی مردم با درگیر کردن نیروی انتظامی به این صورت مخالفند این لفظ "باید" چه معنایی, آن هم از طرف آن چنان مقامی دارد؟
در ضمن ایشان گفتند:" اجراى اين طرح و مبارزه با بدحجابى موجب استقلال و سرافرازى ايران خواهد شد."
آیا ممکن است شما بگویید اگر این ادعا صحیح می باشد , اجرای این طرح , چگونه میتواند موجب استقلال و سرافرازی ایران گردد؟
ضمنا هم ایشان به چاپ برخى از مطالب روزنامه ها در خصوص نقد طرح نيروى انتظامى اشاره کرد و گفته اند : همه بايد قدرشناس اجراى اين طرح در کشور باشند و از نقد بى مورد آن بپرهيزند و با نيروى انتظامى تعامل و همکارى ويژه داشته باشند .
آیا میتوانم از شما سؤال کنم در مقابل آنهمه قدر شناسی های گذشته و نقد نکردنها , که کار اجتماع را در قرن بیست و یکم که همه انسانها به آسمانها و زندگی در کرات نظر دارند, به اینجا کشانده که می بینیم , چرا نباید در مقابل این هدر رفتن قدر شناسی ها بی مضایقه ی ابذال شده ی گذشته , راه دیگری در پیش گرفت؟
۵ خرداد ۱۳۸۶ ۷:۵۷ بֽظֽ | Reply
امین :
جناب عبدی باسلام وعرض خسته نباشید
برای حکومتی که چنین زمخت وغیر قابل انعطاف شده وهر لحظه به سراشیبی سقوط نزدیکتر می شود آیا می توان کاری کرد مگر با انتخاب آقای خاتمی چه اتفاقی افتاد ؟جز اینکه انرژی مردم تخلیه گردید ویاس وناامیدی جای آنرا گرفت ما اگر حتی با رای خود نمایندگان مورد نظر خودرا انتخاب و تصدی امو ر را به آنان بسپاریم آیامیتوانند مشکلات سیاسی را حل کنند ؟ به شخصه بعید میدانم حتی بتوانند کوچکترین تغییری درامور کشور ایجادکنند جز اینکه مجددا فرصتی را برای این حکومت مهیا نمایند تا مقداری از چهره مخدوش شده خود را درنزد داخل وخارج ترمیم کند .ومگر تز خروج از حاکمیت شما درهمین راستا نبود ؟خوشحال می شوم که نظرات خودرا صریح بفرمایید .
قلبا برای جنابعالی توفیق وسلامتی خواستارم .
۵ خرداد ۱۳۸۶ ۸:۱۱ بֽظֽ | Reply
م - د د :
فعلا نمیتوانم با محذورات شما بگویم از چه سیاستی باید دفاع کرد, ولی میتوانم برای شما بگویم و اثبات کنم که از کدام سیاستها" نباید" دفاع کرد.
از سیاست دروغ گویی
از سیاست در هم آمیزی حق و ناحق
از سیاست توجیه
از سیاست نفاق و دو رویی و ریا
از سیاست دزدی و رشوه و ... فاصله ی طبقاتی فجیع
از سیاست تقلب و مردم فریبی
از سیاست ضحاک مار دوش: خوار شدن هنر و ارجمند شدن جادویی- نهان شدن راستی و آشکارا گزند کردن:
چو ضحاک شد بر جهان شهریار.../ هنر خوار شد , جادیی ارجمند/ نهان راستی , آشکارا گزند/ شده بر بدی, دست دیوان دراز/ به نیکی نرفتی سخن جز به راز
از سیاست دیکتاتورهای تاریخ
از سیاست بدنام های تاریخ
امیدوارم وقتی از این سیاستها به کلی حمایت نکردیم, خود بفهمیم که از چه سیاستهایی باید دفاع کنیم.
۵ خرداد ۱۳۸۶ ۸:۱۹ بֽظֽ | Reply
مهربان :
عملكرد نظام متاسفانه اصل اميد به بهبود را در ذهن و روح مردم از بين برده است بنحوي كه اين حالت ميتواند به بي تفاوتي در مقابل هر حادثه اي منجر شود.در اين حالت حكومت بي رضايت مردم چاره اي جز نگاه به بيرون و قطع اميد از مردم خود ندارد و مردم هم همينطور.در همين قضيه ملوانان انگليسي اگر خوب دقت كنيم چيزي بغير از اين نيست.اين محبتي كه به آنها كردند و با آن تبليغات و به قيمت فدا كردن شخصيت خود كردند بعلت اين بود كه در چشم خارجي ها خوب جلوه كنند ولي دريغ از يك كلام محبت به مردم خود! چه اشكالي دارد اگر هزينه سفر به هر استان را كه به نمايشي گريه آور تبديل شده به آزاد كردن زندانيان مالي همان استان تخصيص دهند تا همه دعا گوي حكومت باشند؟ چه اشكالي دارد اگر امروز بروند و با محبتي كه به ملوانان بقول خودشان جاسوس اعمال كردند جوانان و انديشمندان اين مملكت را كه بدلايل مسخره سالها است كه در حبس كرده اند آزاد كنند؟ مگر اينها از انگليسهاي متجاوز بدترند؟ نه نمي كنند و نخواهند كرد چون اينها را از خود نمي دانند و خود را نيز از اينها! اگر به دوران ساسانيان و انقراض حيرت انگيزش بدست اعراب نگاه كنيم چه درسها كه نمي گيريم! ولي نگته نمي كنيم! حتّي به صدام هم نگاه نمي كنيم تا عاقبت محبت افراطي به خارجيها و ظلم بي نهايت به مردم خود را ببينيم! مي ايستيم تا بازي روزگار بر اساس قانون حتمي خود كار خود كند.
۵ خرداد ۱۳۸۶ ۸:۳۰ بֽظֽ | Reply
:
بعنوان یک شهروند سر دوانده شده ی خاموش و خواننده ی مطالب شما , سؤال را برگردانده به موضوع حیاتی نفت و این سؤال را از شما می پرسم.
همانگونه که میدانید قدرتهای بزرگ برای بردن منافغ کشورهای ضعیف , تعدادی از افراد آن کشور ضعیف را خریده با دادن مقداری اندکی از آن چیز که می برند به آنها , آنها را از "دور" , "مزد" بگیر خود میسازنند.
اینگونه افراد که به دلیل پشت گرمی به آن قدرت بزرگ , افراد بی رحمی هم هستند , همیشه سد راه پیشرفت و اصلاح و ترقی و برابری آن کشور بوده اند . بنظر شما با اینگونه افراد همچون کبک سر بر برف , چه سیاستی باید بخرج داد؟ یا بهتر است بپرسم در مقابل این افراد , سیاست درست کدامست؟
۵ خرداد ۱۳۸۶ ۸:۴۸ بֽظֽ | Reply
مرتضي :
سلام: سكوت جايز نيست ولي فرياد هم فايده اي ندارد من فكر مي كنم ادامه اين وضع مردم را بيدار خواهد كرد تا وضع خطير فعلي را بيشتر درك كنند گاهي بايد سر به سنگ بخورد تا بيدار شود .انتقاد سياسي ديگر فايده اي ندارد. اعتراض هاي اجتماعي مانند كارگران ،معلمان ،زنان موثرتر بود.
۵ خرداد ۱۳۸۶ ۱۰:۰۳ بֽظֽ | Reply
حمید فرخنده :
با سلام،
اگر این مطلب را نوعی اتمام حجت به دولت گوش نکن و ناکارآمد می دانید و به اصطلاح به "در" گفته اید تا "دیوار" بشنود ( که نمی شنود)، خاموش ماندن درست است. والا شما خود خوب می دانید که در کشور ما حتی زمانی که آقای خاتمی و برخی دوستان شما در قدرت بوده اند به نظرات متخصصان و دلسوزان [از جمله پیشنهادات و نظرات خود شما] توجه نشد و نمی شود. شما خود خوب می دانید که اظهار نظرات و ارائه ی پیشنهادات، حتی در کشورهای دارای دمکراسی لزوما به امید این نیست که حزب و گروه مخالف این نظرات را اجرا کنند بلکه برای ادای وظیفه ی خود بعنوان سیاستدار است تا مردم فردا نگویند چرا شما سکوت کردید.
۵ خرداد ۱۳۸۶ ۱۱:۰۹ بֽظֽ | Reply
محمد :
با سلام
مواد خام تمام عیار
فصل مشترک و برآیند تمام موارد فوق یک چیز بیشتر نیست و آن اینکه ما و هر آنچه داریم مواد خام تمام عیار است. یعنی هر آنچه در زیر زمین و یا روی زمین است مواد خامی است برای غرب. این مواد خام را به 3 دسته کلی تقسیم می کنیم 1- نفت و... ( زیر زمین ) 2 - مغز و سرمایه ( روی زمین ). کلیه مواردی که نام بردید، با کمی اغماض در این مقوله می گنجند.
ما بطور تمام عیار مواد خام برای غرب هستیم و باید مواد خام هم باقی بمانیم. کلیه سیاستها نیز به نحوی اعمال می شوند که هر چه هست کاملا تخلیه شود. اگر کمی نظام رفاه ببینید برای این است که باید این دستگاه زنده بماند تا مغز تربیت کند و نفت تولید کند و به موقع صادر کند. هرگاه دوران رفاه طولانی شود بمبی از جهل منفجر می شود و حرکت صادرات با سرعت بیشتری انجام می گیرد.
باغبان، باغ، میوه
استعمار، جهل، تحولات مطلوب!
چرخه فوق در محیط مثلثی قدیمی عمل می کند. باغبان که همان استعمار است، باغ که همان جهل ما مردم است و میوه که همان نتایج مطلوب استعمار است.
هر کس عوامل خارجی را اصل بداند خوب ماجرا را نفهمیده و هر کس که جهل ما را اصل بداند بازیگر اصلی که از دیر باز ما را چلانده است از خیانتش نبرا دانسته است.
اما چرا من در این لحظه جهل خودمان را اصل می گیرم؟ چون دستم از استعمار کوتاه است و می توانم یقه خودم را بگیرم. چرا که یقین دارم که یک معلم بیسواد سر کلاس دانش آموز با سواد چندان تاب نخواهد آورد و یک کشاورز ماهر بر سنگ گندم نتواند کاشت. ما باید از حاصلخیزی خود برای استعمار بکاهیم، کاستن فقط به معنای خودآگاهی است و نه چیز دیگر.
( مباحث آقای عبدی در مورد نفت را هنوز نخوانده ام اما نخونده فکر می کنم راهکار مهمی در آن باشد.)
ما در عشق به ایران و هویت ایرانی خود به معنای کلی آن که جمع آن در امثال مولوی شناختنی است ( اگر از من بپرسند هویت ایرانی چیست بیاد مولوی می افتم ) مشترک هستیم. باید بیاموزیم یکدیگر را با فراخی بسیار در سینه دوست بداریم.
بیاییم ما سرمایه های خود را بباد ندهیم.
امروز الگوهای همه ما ایرانیان چماقداری است چه نام روشنفکری را به یدک بکشیم چه در خارج و چه در داخل.
همه را خوانده ام که همه ایرانیان با دلهای مملو از . وتشنه قدرت در آینده خیالی خود همه سرمایه های فکری خود را بباد می دهند. ما در جهل غوطه ور هستیم و حتما استعمار در شکل دیگری ( شاید این بار با نام دمکراسی ) بر ما حکومت خواهد کرد. ما جاهلیم. الان که این را می نویسم خواهند گفت که برای تطهیر تحول یافتگان می گوید این چنین فکر کنید بگذارید که 500 سال دیگر هم استعمار بر جهل ما با فرهنگ روستائیمان حاکم باشد.
در عرصه فردی عشق را بیاموزیم، فرهنگ و آگاهی خود را تعالی بخشیم
در عرصه سیاسی هر چه می توانیم فرهنگ حزبی را به عمق خاص خود بیاموزیم و ترویج کنیم. فرهنگ دمکراسی را با خود تمرین کنیم.
در این آرامش نسبی خود را بسازیم. بگذارید برای کسب قدرت سیاسی دیگران عجله کنند. ما ترویج کنیم و به هم در دانستن مسائل فوق کمک کنیم.
در این مسیر راهکار بدهیم.
برای شروع حتما بهم بگوییم که خیلی حقیر شده ایم.
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۰:۱۴ قֽظֽ | Reply
فرشید :
واقعا همینطور است و اصلا گوش شنوایی برای هیچ انتقاد کارشناسانه ای نیست صحبت های آقای احمدی نژاد در نطنز را همه شنیدند که ایشان تمامی مخالفان کاهش بهره بانکی را بطور غیر مستقیم مفسدان اقتصادی می خواند حال آنکه حتی کسی مثل من که هیچ آشنایی با علم اقتصاد ندارد در پاسخ این پرسش مانده ام که دولت پول هایی را که از بانک ها بعلت کاهش بهره خارج میشوند به کدام کار تولیدی میخواهد بکشاند و این افزایش نقدینگی اینبار سر از کدام کالای اساسی میخواهد دربیاورد. جریان ساعت کار بانک ها را هم که همه یادشان هست به چه فضاحتی کشید .من در چنین شرایطی نمیدانم واقعا مخالفت کارساز باشد و با صاحبان عقیده بگذار هرچه می خواهد بشود بناچار موافقم
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۰:۴۹ قֽظֽ | Reply
محمد :
باسلام
دنباله نامه
( پایان از قلم افتاده نامه بالا )
آقای عبدی تو به من بگو چگونه روح بزرگی داشته باشم؟ دفاع از چه سیاستی بهتر است ، خود به ذهن من خطور خواهد کرد.
هم به عبارتی دیگر: چه کسی باشیم از چه سیاستی دفاع می کنیم.
( سایت تو از 100 سمینار هم بهتر )
چو تعریف کردم مرا چون حجازی حذف نکنید. خوبی ها را باید گفت نه به اغراق.
....................................................
عبدی:
خوشبختانه انتقادها و حتی توهینها آنقدر هست که جبران کند!
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۱:۱۱ قֽظֽ | Reply
علي :
اين مقاله خيلي ياس آور بود .
..................................................
عبدی:
نه لزوما.بستگی دارد که از چه منظزی به موضوع نگاه شود.اتفاقا برخی از طرفداران سکوت خیلی هم امیدوارند و معتقدند این سیاستها زودتر از آنچه تصور می شود با بن بست مواجه می شود.
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۲:۱۳ قֽظֽ | Reply
:
من به شخصه از سیاست آزادی کنکاش در اتفاقات و افراد تاثیر گذار در تاریخ دفاع میکنم در همین رابطه هم میخواستم نظر شما را نسبت به گذشته ی .... و آقای بهشتی جویا شوم؟ چرا که در مراسم ختم همسر آقای طالقانی , حجت الاسلام جعفر شجونی از اعضای موتلفه به سخنرانی پرداخت که در قسمتی از سخنان خود حملات شدیدی علیه نهضت آزادی انجام داد وی گفت:نهضت آزادی در مرحله ای به آیت الله بهشتی ناسزا های شدیدی می گفت. این سخنان عضوموتلفه موجب واکنش شدید حاضرین به ویژه اعضای نهضت آزادی که در این مراسم حضور داشتند و همچنین افرادی همچون هادی غفاری شد و جدال لفظی بین آنها و سخنران لحظاتی مراسم را تحت الشعاع خود قرار داد , از شما چه پنهان من نیز تعداد زیادی سؤال در این زمینه ها دارم از چمله از افراد نظامی رژیم گذشته فرار کرده و فراری داده شده شنیده ام که مقدمات فرار بسیاری از آنان را شخص آقای بهشتی با هماهنگی با دولتهای خارجی و دادن پاسپورتهای جعلی مهیا ساخته و ... از شما میخواستم سؤال کنم, ابهامات زیادی در مورد نقش افراد پر نفوذ گذشته در هدایت امور به چگونگی مسایل امروز وجود دارد به نظر شما جای این گونه بررسیهای تاریخی و پر تنش و راست آزمایی آنها کجاست؟
........................................................
عبدی:
کنکاش در مورد گذشتگان نه تنها مذموم نیست که بلکه تا آنجا که به تاریخ و زندگی سیاسی ما مربوط می شود پسندیده هم هست .اما در باره بخش اخیر صحبت شما برای اولین بار است که می شنوم.البته مرحوم بهشتی جو سنگینی علیه ایشان بود که بسیار هم ناروا بود.سخنران هم اگر مستنداتی داشت آنها را ارائه می کرد.طبعا در دعواهای اول انقلاب نان و حلوا خیرات نمی کردند.
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۲:۱۶ قֽظֽ | Reply
:
با سلام
روزی شکارچی را د ید ند که تاری و دام و چو بی بلند همراه دارد پرسیدند کجا؟ گفت :شکار روباه پرسیدند چگونه؟گفت:اگر رو باهی دیدم تازی را بدنبالش می فرستم .یا انرا شکار میکند یا روباه به سوراخی پناه میبرد. اگر به سوراخی رفت تلاش رابا چوب ادامه میدهم.اگر بازهم شکار نشد دامی برایش می گسترانم.گفتند پس برای روباه فقط خدا مانده است و بس حکایت ماست :انقلاب کارساز نیست.به خارج نباید امید داشت.و و و .....
فقط باید خدا به ما رحم کند
از اینرو که ناتوانیم برایمان قانون ساختید
از اینرو که در روزهای اینده قانون تان باطل خواهد بود
سر ان داریم
که از زندگی نابسامان بیش از مرگ بهراسیم
با احترام مجدد
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۲:۵۰ قֽظֽ | Reply
:
جناب عبدی
حال که بر اثر مماشات معنی دار دوم خردادیان ,باز گشت محفلی ها بعنوان میراث آنها , به صحنه ی قدرت صورت گرفت و اتحاد محفلی ها و انسجام باند محفلی را روز به روز بیشتر و بیشتر شاهدتریم!! آیا در جواب به سؤال شما, نمی توان گفت که از سیاستی باید دفاع کرد که محفلی نباشد , شفاف باشد , ... و از همه مهمتر اهل جراحی غده سرطانی با خوراندن قرص مسکن آسپرین بچه ها نباشد!! ...
از سیاستی که در گذشته ی خود سو استفاده از اعتماد مردم را نداشته باشد؟
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۲:۵۵ قֽظֽ | Reply
بهترین سیاست رفع ابهامات گذشته :
با توجه به نزدیکی مذاکرات تابو شکنانه ی ایران و آمریکا, سؤالات و ابهامات فراوانی در این زمینه همچنان وجود دارد که بنظر میرسد سیاست درست در این روزها, رفع ابهام از آنهاست.
بنظر می آید اگر بتوانیم به همه ی سؤالات موجود در سطح جامعه, پاسخ درخور و بدون تناقضی دهیم , آنوقت خواهیم توانست از سیاست درست هم دفاع کنیم ولی در تاریکی اخبار و اطلاعات و بی جوابی بسیاری از سؤالات و ترس از مطرح کردن آنها , چگونه میتوان به این پرسش جواب گفت؟
مثلا واشینگتن تایمز نوشت: تردیدی نباید باشد كه رژیم ایران مسبب اغلب خشونت ها در عراق میباشد.
آیا واقعا این چنین بوده است؟ و تردید نباید داشت؟
این روزنامه ی نزدیک به سیاستمدارهای آمریکایی در این رابطه می افزاید: چنانچه جریان آموزش تروریست ها، تأمین آنها با تكنولوژی سلاح و مواد انفجاری پیشرفته یا بمب های كنارجادهیی، مأموران نیروی قدس و پول از ایران را متوقف كنید، خشونت در عراق به سطح قابل كنترلی كاهش خواهد یافت.
آیا واقعا این مذاکرات اخیر ایران و آمریکا در این زمینه است؟ یا کاهش درد و رنج و آلام مردم عراق؟ آیا نمیشد برای کاهش درد و رنج مردم ایران در زمان جنگ ایران و عراق هم این گونه مذاکرات صورت میگرفت ؟ و بر طبل جنگ که عده ای را از آن سود های کلان بردند , نمی زدند؟
واشینگتن تایمز با عنوان ” نحوه بازی كردنِ رژیم ایران” به مذاكرات هفتم خرداد میان رژیم ایران و آمریكا اشاره میکند و می نویسد:" آنها كه سال گذشته چنین گفتگوهایی را پیشنهاد كرده بودند اكنون دریافتهاند كه از چنین گفتگوهایی پیشرفت مادی حاصل نخواهد شد."
آیا واقعا پیشنهاد این مذاکرات از طرف آمریکایی بوده یا از طرف ایرانی؟
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۳:۲۷ قֽظֽ | Reply
:
با سلام و احترام
به نظر شما حال که سیاست برخورد با آمریکا توسط مقامات ایرانی بدون ذکر علل واقعی آن عوض شده است, بنظر شما انتخاب “رايان کراکر” کاردار سابق آمريکا در خرمشهر در سال 1972 ميلادي، بعنوان کسی که بعد از بیست و هفت سال قصد مذاکره با ایران را دارد , آیا حاوی نکات عبرت آموزی نمیتواند باشد؟
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۳:۳۳ قֽظֽ | Reply
فرزین :
امروز روز گفتگوى زسمی ايران و آمريکا بعد از بیست و هفت است . احساس شما در این روز تاریخی بعنوان کسی که در اوان جوانی سفارت آمریکا را به اشغال خود در آورد و بعنوان کسی که به جرم نظر سنجی مردم نسبت به آمریکا به زندان رفته , چیست؟
لطفا تا جایی که میشود واضح و شفاف احساس خود را بیان کنید تا کم کم شفاف سازی در سیاست آینده قابل دفاع باشد.
.......................................
عبدی:
نمی دانم که چه بگویم که آن واجد اوصاف مورد نظر خود بدانید.اما واقعا هیاحساس خاصی ندارم .این کامنت را که خواندم به این صرافت افتادم که نکند باید احساسی هم داشته باشم.البته از نظر من این مذاکرات منتج به نتیجه ای برای مردم ایران نیست چون اراده ای برای این هدف وجود ندارد.
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۳:۴۳ قֽظֽ | Reply
مفسد فی الارض واقعی , امروز کیست؟ :
خطیب نمازجمعه این هفته تهران جوانانی را كه تحت عنوان ارازل و اوباش دستگیر میشوند مفسد فیالارض خواند و خواستار اعدام آنها شد.
و گفت:” مساله امنیت شوخیبردار نیست, نیروی انتظامی با هماهنگی همه نهادهای مربوطه از جمله دادستانی... طرح مبارزه با اراذل و اوباش را آغاز كرده است.به نظر بنده كه با مبانی فقهی آشنا هستم، برخی از این اراذل و اوباش مفسد فی الارض بوده و حكمشان معلوم است .... پس معطل چه هستید این مفسد فی الارض را اعدام كنید“.
آقای عبدی سالها پیش با این نام بدون اجازه حق دفاع بسیاری از جوانان این مرز و بوم غیر قانونی اعدام شدند و تا بحال کسی به خون خواهی آن خونهای بناحق ریخته , جرات طرح سؤال را در مورد آن اتفاقات نداشته است, آیا این اتهام در مورد اراذل و اوباش دستگیر شده , موجه و قانونیست؟
نکته دیگر اینکه آقای احمد خاتمی عضو مجلس خبرگان , در جمعه این هفته تهران, در آستانه ی اتمام ضرب الاجل سازمان ملل نسبت به توقف غنی سازی , همچنین بر ادامه فعالیتهای اتمی اصرار ورزید. وی ضمن ابراز نگرانی نسبت به تأكید اعضای شورای امنیت بر افزایش فشار بر ایران گفت: ما همچنان شاهد مواضع كینهتوزانه آمریكا، انگلیس و طرفداران آنها هستیم. دیك چینی معاون بوش در عرشه یكی از ناوهای آمریكا گفته ناوهای آمریكا در خلیج فارس پیام روشنی برای دوستان و دشمنان ما هستند و ما اجازه نمیدهیم ایران به سلاح اتمی دسترسی پیدا كند و در این مسیر تمام گزینهها را برای مقابله روی میز داریم.
با توجه به شروع مذاکرات امروز ایران با آمریکا , آیا از امروز باید شاهد شکاف بین نماز جمعه ها و سیاست کلی نظام باشیم؟
و در اخر آیا میشود برای خوانندگان خود , این جمله ی عضو مجلس خبرگان و خطیب نماز جمعه این هفته را معنا کنید:” اگر امروز ما میگوییم مذاكرهیی با آمریكا نداریم, این یك حرف احساسی نیست؛ تاكید مقام رهبری بر عدم مذاكره با آمریكا موضع امام است, لذا هر كه در این شرایط دم از مذاكره بزند از آرمانهای امام عدول كرده است“.
..................................................
عبدی:
در باره حکم اعدام بر حسب اتهامات انتسابی درست است.کسی که به ناموس مردم تجاوز کرده باشد حکمش اعدام است اما مساله اینجاست که این کار را شب دستگیری که نکرده اگر قبلا کرده چرا دستگیر و اعدام نشده؟اگر حالا هم دستگیر شد ولی اعدام نشد آن وقت ایشان چه پاسخی خواهند داد؟
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۴:۰۵ قֽظֽ | Reply
آمریکا از کدام سیاست در ایران دفاع میکند؟ :
طبیعیست که اين روزها وقتي كه برخي افراد را ميبينم و درباره وضع جاري كشور نظرشان را ميپرسم با پاسخي مواجه ميشوم كه قبلاً كمتر شنيده ميشد.
طبیعیست که افراد بعد از تمام تلاشهای مختلف به این نتیجه برسند که كار چنداني براي مصالح امور نميتوان كرد،
ولی انان که معتقدند: پس اگر سياستهاي جاري حکومت منتج به نتيجه مطلوب نیست و دیر یا زود هم به بن بست می رسد و کاری هم برای اصلاح امور نمی توان کرد،پس چرا آن را تقويت و تشديد نكنيم تا زودتر اوضاع به بنبست نرسد؟ اینان انجمن حجتیه ای هستند و با همین سیاست سالهاست با گرگها رقصیده اند!! و از منافع مادی تا توانسته اند خورده اند!
و اما اينكه اگر هم نميخواهيم آنها را تشديد كنيم، چرا مخالفت ميكنيم كه اين روند به تأخير افتد؟ چون در این مخالفتها آینده ی خود را میسازیم و ....
و درست است که ادامه اين سياستها طولي نخواهد كشيد كه موجب انسداد سياسي و اقتصادي و حتي شكاف درون ساختار سياسي خواهد شد. و نشانها و پس لرزه های آنرا در سخنان ضد و نقیض مقامات میتوان بروشنی مشاهده کرد.
و درست است ادامه اين سياستها منجر به تقابل سياسي و حتي نظامي با ديگران هم خواهد شد.
و درست است که سالهاست صاحبان قدرت مشکلات را به گردن نيروهاي داخلي انداخته و با آنها برخورد كنند،
ولی این گونه نیست که وارد شدن در ميداني كه واقعيت خارجي ندارد منفعتي براي جامعه ندارد
که گر مراد نیابم , بقدر وسع بکوشم تا کم کم اعتماد رفته به جوی باز گردد. برای اثبات نوشتار شما به این خبر توجه کنید:
جان بولتون سفیر سابق آمریكا در سازمان ملل متحد گفت: «ما باید كاری كنیم كه دوستان اروپاییمان بر سر مسئله رژیم ایران, جدی بشوند. طی چند ماه گذشته, آنها خواهان تحریمهای بیضرر بودهاند؛ چرا كه نمیخواهند مشكلی برای معاملات و سرمایهگذاریهایشان در ایران بهوجود بیاید. اما تا زمانی كه آنها جدی نباشند, این مسئله حل نخواهد شد».
وی افزود: «گزارش آژانس نشان میدهد كه رژیم ایران به غنیسازی در مقیاس صنعتی, بسیار نزدیك است. این بدان معنی است كه زمان دست یابى آنها به سلاح هستهیی, تا درجه زیادی, در دستان خودشان قرار دارد....فكر میكنم باید فشار را بهشدت افزایش داد. اگر نتوانیم اروپاییها را به این نقطه برسانیم, متأسفانه باید اقدام دیگری را در پیش بگیریم؛ اقدامی همچون تغییر رژیم یا بهعنوان آخرین راه حل, استفاده از زور توسط ایالات متحده».
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۴:۲۶ قֽظֽ | Reply
كرماني :
آقاي عبدي با سلام،
آنطور كه بنظر ميرسد ديوار حاشاي آقاين در مورد اينكه خبري نيست و جنگ بي جنگ كمي نشست كرده است. در سفر اخير آقاي احمدي نژاد به استات اصفهان ايشان از نزديك متوجه شد كه اين شعارها فقط بدرد گفتن ميخورد نه شنيدن.نطنزي ها از احتمال وقوع حمله نظامي بسيار وحشت زده هستن چون وحشيگري آمريكائيها را در عراق ديده اند و همين صدا و سيماي ما آنها را بخوبي نشان داده است.آقاي احمدي نژاد وقتي متوجه شد كه خالي بند درماني ديگر كار نمي كند با شجاعتي كه در تاريخ ايران در نوع خود بي نظير است قول داد كه موقع حمله به نطنز بيايد! واقعا كسي تا كنون چنين چيزي در تاريخ بشر ديده است؟ راستي چه موقع قرار است كه حمله انجام شود و آيا موقع حمله آمريكائيها اس ام اس ميزنندكه تشريف بياوريد ميخواهيم بزنيم؟ خوب عزيز من اگر احتمال ميدهي كه ميزنند و بعد هم منظورت اين است كه ميتوانند بزنند(چون اگر اينطور نبود ميگفتي غلط مي كنند سر مرز پدرشان را در مياوريم) پس اين چه بساطي است كه سر مردم آوردهايد؟ اگر راست ميكوئيد همه آنهائي كه از شهادت و رشادت دم ميزنند خودشان و اهل وعيالشان را ببرند در جوار تاسيسات نطنز مستقر نمايند تا قدري مردم باورشان شود كه اهل كاريد! بيچاره نطنزي ها كه هر طرف بروند بقول مجيد سوزوكي اسفالت ميشوند و واقعا سئوال بايرام هم مناسب است كه بابا مگر ما جاده خاكي هستيم كه ميخواهيد ما را اسفالت كنيد! آقاي عبدي شما ميدانيد و مردم هم ميدانند اگر خداي ناخواسته اتفاقي بيفتد اين برادران مكتبي بغير از ارسال پيام كاري نخواهند كرد. ميگوئيد نه به بم مظلوم نگاه كنيد كه اصلا اسمش هم ديگر مطرح نيست! آقاي رئيس عزيز كسي كه زبانش به دروغ باز شود ديگر كلمات مقدسي چون جهاد و شهادت بر زبانش نمي چرخد. عجب حكمتي دارد خدا!
...................................................
عبدی:
من حالا به این نتیجه رسیدم که رئیس دولت یقین دارد(از کجا ؟نمی دانم)که حمله ای در کار نیست چون اگر غیر از این فکر می کرد چنین نمی گفت.چون در صورت حمله خواند گفت آقا بفرمائید نطنز.احتمالا در آن صورت هم برای رفتن راه خواهد افتاد اما تیم محافظ به علت خطر امنیتی مانع می شوند.!!شاید هم این حرف آمریکائی ها برای زدن تحریک کند تا حال گیری بیشتری نمایند.
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۴:۳۷ قֽظֽ | Reply
کاظم :
با سلام .آقای مهندس عبدی چکار باید کرد ما هم از روند سیاستهای کور کورانه آقایان خسته شده ایم درجامعه از هر کس درمورد روند جاری سئوال می پرسی ناراضی و نا امید هستند لطفا" راهنمایی کنید به امید ان روز که نشاط بر چهره روان جامه برگردد.باتشکر .کاظم
...................................................
عبدی:
اول از همه باید راهبرد ایجابی برای تغییر ساختار اقتصادی مقوم وضع موجود را پذیرفت.رجوع به یادداشتهای نفت و راهبرد سیاسی کنید.
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۶:۴۲ قֽظֽ | Reply
وحيد :
آقاي عبدي نگاه راازحكومت كمي دوركنيم به انتقاد ازخودمردم بپردازيم كه دركوچه وخيابان وبيابان نشان ميدهند براي شماومانندشما تره هم خرد نميكنند مردمي بسيار عقب مانده كه مكان پيشرفته شان مثلا مترو حتي يك روزنامه هم دستشان نيست همه ميخواهند خرخودرا برانندوراحت باشند گولشان بزنيد چندساده لوح هم براي فداكاري پيدا ميكنيد دلم براي شماومثلا آقاي بهنود خيلي ميسوزد لااقل ماكه چيزي نميدانيم راحت ترزندگي ميكنيم افسوس من اين است حتي مردم نميخواهند بدانند شماها چه ميگوييد زير علم اين مردم عاقبتي همچون امام حسين خواهدداشت
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۸:۳۰ قֽظֽ | Reply
دانش :
حال تون چطوره آقای عبدی ؟
جدّا" بر این باورین که کشورمون، در حال حاضر، روی برنامه ای مدّون و از پیش طرّاحی شده، روزش رو به شب می رسونه؟
بعید می دونم.
فکر می کنم این جمله، ارثیّه ی انگلیسی هاست که می گن: برای خراب شدن یه کشور یا هر مجموعه ای مثل اون، نیازی به بمب و زلزله و سیل و این جور چیزها نیست. کافی ست اداره ی اون رو به کسانی بسپرین که کارشون رو بلد نیستن. الباقی کار رو خود اون ها انجام می دن!
...................................
عبدی:
از انتشار بقیه نوشته معذورم چون واقعا هم اینجوری نیست.
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۱۰:۱۷ قֽظֽ | Reply
پـــا پـــــتـــــی :
خانه از پای بست ویران است خواجه در بند نقش ایوان است
برقرار ماندن این وضع، حتی بدون دخالت تخریبی خارجی یا داخلی، اول به معجزه نفت مربوط می شود و اما بعد به بی آرمانی و فرصت طلبی ومفت خوری ما. جالب است که این نفت خوری (مفت خوری) اقتصادی ما در عصه سیاسی هم تجلی اش این است که : پس کو این اسکندر؟
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۱۱:۰۷ قֽظֽ | Reply
مرتضی :
این طرز تفکر بی شباهت به ایده حجتیه ایها نیست. با این تفاوت که برخی کمی از کسانیکه اینگونه فکر می کنند منتظر آمدن آمریکائیها برای گشایش امور هستند. البته اگر اینگونه انتظار فرجی را هم نداشته باشند، که اغلب ندارند، باز هم نتیجه انفعال این خواهد بود که آمریکایها خواهند آمد. آمریکا هم قدرت دارد و هم منافع و در صورت ضعف حکومت مرکزی در ایران کنار نخواهد نشست و به آقایان فرصت نخواهد داد تا دموکراسی مطلوبشان را نهادینه کنند. اصولا اگر امریکا حامی دموکراسی در ایران بود حکومت دکتر مصدق را سرنگون نمیکرد.
-
البته ممکن است عده ای از همین افراد فکر کنند هر چه بشود از این که بهتر می شود. اما نه تنها دموکراسی نخواهد آمد بلکه امنیت و رفاه هم بسیار بدتر خواهد شد و حتی خطر جنگ داخلی و تجزیه وجود خواهد داشت. اوضاع افغانستان و عراق گواه زنده ای است که بی شک حاصل انفعال مردم و خفتگی نخبگان است. اگر می خواهید خیلی خوش بین باشد حد اقل سری به اوضاع کشورهای اروپای شرقی بعد از فروپاشی شوروی و ورود فرهنگ و اقتصاد غرب به آنجا بزنید. متاسفانه اینجا خاور میانه است و نه اروپا.
-
بنابراین اگر قرار است پیشرفتی داشته باشیم باید این از نخبگان و مردم همین خاک برخیزد. هر چه باشد در همین سیستم بزرگانی چون سید محمد خاتمی آمدنند. اگر بنا واقعا اصلاح امور باشد مردم خواهند شنید. چه بسا برخی دیگر هم که دستی دارند بشنوند. اما اگر بنا انقلابی آتاتورکی است همان بهتر که ساکت بنشینند. حذف دین با دیکتاتوری هم بد است.
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۱۱:۲۷ قֽظֽ | Reply
مهرزاد :
اقاي احمدي نژاد در انتخابات پيروز شد ان هم با كلي شعار و وعده وعيد! رويكردي انقلابي در مسائل كشور و بنياد گرايي و رياست مكتبي و انواع و اقسام شعارها. ولي يك مشكل بزرگ وجود داشت و ان هم اينكه ديگر در زمان فعلي و شرايط موجود امكان به ثمر رساندن منطقي و علمي شعارها از طرف انتخاب شده وجود ندارد و انتخاب كنندگان هم نبايد به ظواهر امر نگاه ميكردند. ولي اين امر انجام شد و منتخب حالا با شعارهايي روي كار امد كه هر كدام چون اژدهاي چند سر قدرت واپسگرايي و عقب ماندگي را در صورت اجرايي شدن دارا بود. مهمترين شعار انجام اصلاحات اقتصادي ان هم از نوع بنيادي بود ولي چه شد؟ بنزين سهميه بندي و گران ميشود و فقط و فقط كساني كه به شعار پول نفت بر سر سفره مي ايد به فقر نزديكتر ميشوند. به هر نحو ممكن اشتغالزايي كردند و طرحهاي عمراني و زود بازده وام بانكي .....و نتيجه افزايش نقدينگي و تورم خفه كننده و باز هم فشار به طبقات پائين جامعه . مشكل كشور حجاب نبود ولي حالا به مشكلي مثل طائون تبديل شده است و دانشگاه ها و جوانان را در منگنه قرار داده است. اقاي عبدي شما بگوئيد كه اقاي رئيس جمهور نقد ناپذير در اين مملكت چه معجزه اي قرار است انجام دهد . ايا در يك كشور ميشود كلنگ برداشت و پي در پي به ريشه منتقدان زد مگر مقام رياست جمهوري هم به جلگه مقدسات رفته كه اشتباه ناپذير است . ماه عسل تلاش دولت مكتببي و انقلابي چه بوده است . ايشان با غرور صحبت از انفجار صادرات ميكند و لنگه كفش به سوي دولتهاي قبل پرتاب ميكند .انرژي اتمي شده اب و نان و معيشت و .....ولي حتي در اين زمينه نيز به غير از ايجاد اتحاد جهاني در مبارزه با ايران چيز ديگر حاصل نشده است . من به عنوان يك شهروند پائين دستي در جامعه مشكلات را با پوست و خون احساس ميكنم ولي افسوس كه رئيس جمهور در ديار ديگري زندگي ميكند ارزان ميخرد وازاد زندگي ميكند و در دنيا هيچ خبري نيست .
حال واحوال مرد را ديد
گفت حال احوال مرد دنيا خوش است
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۱:۰۵ بֽظֽ | Reply
احسان :
آقاي عبدي سلام
به نظر من نامه هشدار اقتصاددانان براي ابتلاي قريب الوقوع ساختار اقتصادي كشور به بيماري هلندي و عدم توجه رئيس جمهور نخبه كشور براي عدم كفايت سياسي كفايت مي كرد ولي به نظر مي رسد كه جناح راست بديهيات را هم فداي مصالح خود ميكند و شايد به نحوي نگاه به خارج و بازتاب جهاني آن دارد. فعلا" كه توپ در زمين اسراييل و استكبار و ويژه خواران و... است. شايد بزرگترين اشتباه آقاي خاتمي اعتماد بيش از حد به تيم اجرايي آقاي هاشمي بود كه حالا بايد تاوان آنرا پس دهد. مردم در دوم خرداد نه بزرگي به سياستهاي اجرايي دولت قبل گفته بودند و آقاي خاتمي علي رغم موفقيتهاي بزرگ در عرصه فرهنگي و بين المللي نتوانست حداقلهاي همراهي اقتصادي را در حيطه دولتي به مردم نشان دهد چيزي كه متاسفانه شاه بيت نمايشهاي رئيس جمهور فعلي است و ايكاش يك نفر از ايشان مي پرسيد بدون اتكا به درآمد نفت هم جسارت داشت اينقدر بودجه براي وعده هاي شهرستاني و استاني اختصاص دهد ؟؟
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۱:۰۹ بֽظֽ | Reply
بیژن :
با درود
آقای عبدی عزیز . من در صداقت نیروهای به اصطلاح اصلاح طلب و دوم خردادی، نیروهای ملی و مذهبی و نهضت آزادی شک دارم. چرا؟ به وضعیت امروز جامعه و کشور از ابعاد مختلف نگاه کنید. با حرف و شعار صرف آنهم در محدوده طرفداران نمی توان انتظار دیگری داشت. آقای خاتمی به دلیل فقدان جسارت لازم در دوره دوم ریاست جمهوری خود کار را به جایی رساند که از دل سرخوردگی های مردم ، دولت نهم ظهور کرد. این دولت هم انگار همه هنرش این است که پول بادآورده نفت و گاز را توزیع کند. این کار از هر کسی ساخته است. هنر آن است که ثروت تولید کرد. از منابع کمیاب استفاده بهینه کرد. ریشه فقر را خشکاند. باعث جلب و جذب سرمایه ، فکر و اندیشه شد نه بلعکس. حال نگاه کنید به واکنش نیروهای به اصطلاح اصلاح طلب دو.م خردادی و نهضت آزادی در این دو سال گذشته. نشسته اند تا اقایان با سیاست های غلط خود مملکت را به خاک سیاه بنشانند و تمام فرصت ها ( نفت بشکه 70 دلار ) را از بین برده ، انوقت پس از مرگ سهراب وارد عرصه شوند که ملت بیایید دوباره به ما رای دهید. مگر همین آقایان زمانی قوه مجریه و مققنه را در اختیار نداشتند. چکار کردند. واقعیت امروز جامعه ما به ما می گوید که قدرت اصلی جاهای دیگر است که تعیین میکنند در زمان نفت بشکه ای 8 تا دلار باید سر مردم را با گفتگوی تمدنها و جامعه مدنی اسلامی سرگرم کرد و در زمان نفت بشکه ای 70 دلار با انرژی هسته ای. تاوان را اکثریت ملت ایران با فقر و فلاکت خود سالهاست که می پردازند. اقایان اصلاح طلب هم زندگی نباتی خود را می کنند و برایشان مهم نیست که اکثریت ملت ایران با چه مشکلاتی دست به گریبان هستند. بیچاره ملت ایران.
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۱:۲۴ بֽظֽ | Reply
خُسن آقا :
آقای عبدی متنی را که در زیر میآورم تنها برای این است که ببینم آیا شما هم حذف میکنید یا اینکه تجربه 28 سال شما را تغییر داده و به عقاید دیگران هم احترام میگذارید:
--------------------
عبدی:
به عقائد دیگران احترام می گذارم ولی به چند دلیل روشن حذف می کنم.اول این که برای "آینده" مشکل ایجاد می کند.خوب اگر شما طالب این هستید بحث دیگری است.دوم این که من هم باید به شما جواب دهم که فعلا دوست ندارم وارد این وادی شوم اما اگر می شدم نشان می دادم که مرز میان نظرات مطرخ شده با نظرات امثال رئیس دولت چندان زیاد نیست.و از همه مهمتر شما در این فضای مجازی همان امکاناتی را دارید که من دارم پس اتهام حذف و سانسور نمی چسبد.اتفاقا این طرز تفکر از ابتدا هم همینطور بوده و می خواسته که دیگران مطالب آنها را منتشر کنند در غیر این صورت سانسور چی هستند.در حالی که من هیچگاه در عمرم از کسی نخواسته ام که مطلب مرا منتشر کند و اگر نکرد سانسورچی است.
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۱:۴۱ بֽظֽ | Reply
صابر :
خسته نباشید که قریب سی ساله که هر روز آرزوی از بین رفتن این انقلاب و نظام رو دارید و نفهمیدید که سخت هست اما خیلی شیرینه که ماها توی غافله امام حسین وایسادیم و هر روز ایمانمون نسبت به انزجارمون از راه یزیدیان و شیطانیان بیشتر میشه و هر روز برای رسیدن به آرمان های امام مون( که او هم حرفی بجز قرآن که کلام خدا نیست ) بیشتر میشه.
نفهمیدید که این انقلاب اگر فقط یه انقلاب هوسی و اتفاقی بود تا حالا با اون هم توطئه ها که بوده و هست از بین میرفت، نمی دونم نمی خواهید بفهمید و یا چشم ها و گوش هاتون بسته شده که نمی بینید و نمی فهمید که جهنم و غضب خدا انتظارتون رو می کشه.
......................................
عبدی:
پس نتیجه باید گرفت که خداوند به امام علی عنایتی نداشت که حکومتش کمتر از 5 سال دوام نیاورد؟یا رژیم قاجار 200 ساله شد مورد عنایت بود؟امیدوارم که منظورتان اینها نباشد.بغلاوه کسی خواهان از بین رفتن نیست که اگر بود از برخی از این سیاستها دفاع می کرد.
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۲:۰۸ بֽظֽ | Reply
ماه فروغ :
با سلام وآرزوی توفیق بیشتر :
کسانی که فکرمیکنند با ادامه سیاست های جاری زودتر به مقصود خود ( که رسیدن به قدرت است ) میرسند سخت در اشتباه هستند زیرا درصورت ادامه این سیاست ها روز به روز احتمال دخالت نظامی بیشتر میشود و البته ادامه سیاست های جاری زمینه را برای آن مساعدتر میکند واگر چنین اتفاقی رخ دهد دیگر کسی به مقصود نخواهد رسید و کسانی که میگویند به ایران حمله نمیشود هیچ دلیل منطقی برای این مدعا ندارند ودیری نخواهد گذشت که باید بر ویرانه های این سرزمین مرثیه سرایی کنند . ( دور باد چنین روزی) . مخالفت با سیاست های جاری تنها به خاطر ثبت در تاریخ هم هیچ سودی برای آقایان نخواهد داشت چون تاریخ تنها برای عبرت آیندگان به کار می آید و به درد انتخابات آتی نمیخورد.با تشکراز شما .
..............................................
عبدی:
مشکل اینجاست که به نظر برخی مواجهه با سیاستهای جاری هم ممکن است موجب لجبازی بیشتر دولت و مالا وقوع زودتر امری که آن را بد می دانید شود.
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۲:۳۱ بֽظֽ | Reply
Bavar :
پس چه کار باید کرد ؟
شما به ندرت راه حل ارائه میدهید. تجزیه و تحلیل خوب است به شرطی که در انتها راه حلی ارائه شود.
راه حل شما در مورد توزیع درآمد نفت، توسط آقای پدرام نقد ( بر رسی) شد و همه ما را یک گام مهم از رویا( راه حل شما) به واقعیت نزدیک کرد.
کاش همه تجزیه و تحلیل دهندگان در پایان « راه حل » خود را نیز ارئه دهند. تا از نتیجه « چالش راه حل ها » همه استفاده کنند.
چرا با دست اندرکاران فعلی نمیشود گفت و گو کرد .؟ چرا جامعه ما تشکیل شده از نیرو هایی است که بسان جزیره های جدا ازهم می زیند و کمتر گفتگو بین این جزایر برقرار می شود.؟( چه در ایران چه خارج از ایران )
به نظر شما علتش چیست ؟
شاد و تندرست باشید .
باور
..................................................
عبدی:
دوست عزیز انتقاد فردی است اما راه حل برای امر سیاست از خلال کنش جمعی حاصل می شود و راه حلهای فردی تا وقتی به این سطح از کنش جمعی نرسد موثر نیست.
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۲:۳۶ بֽظֽ | Reply
مرشدي :
سلام آقاي عبدي
مطلبتون رو خوندم ولي خوب به نظر من نميشه اين جوري هم تمام كارهاي انجام شده رو ناديده گرفت
ولي خوب تا حدي هم با نظر شما موافقم
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۲:۳۸ بֽظֽ | Reply
امیر فرشاد :
با سلام به جناب عبدی عزیز
1- راستش خیلی تیتر مطلب برایم جا نیافتاده است. شرح ماوقع در متن مشهود است اما انتخابی برای سیاست قابل دفاع وجود ندارد.
2- ضمن این که عمومیت موضوع (با توجه به اوضاع شهرستانها) برای من کماکان محل تردید است. هر بار که سفر میکنم میبینم هنوز فاصله با آنچه در تهران رخ میدهد قابل توجه است. نگاه به عامل خارجی در این شهرها و روستاها آنگونه که در میان مردم نمود پیدا می کند با نگاه نخبگان متفاوت است.
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۴:۳۰ بֽظֽ | Reply
امیر وفا :
جناب آقای عبدی
من دقیقا با نظر شما موافقم و اصلا هم دلم نمی خواهد سیاستهایی که زیربنای مملکت را بر هم میزند اجرا شود ولی حقیقت این است که بعضی از این مسائل که پیش می آید خوشحال می شوم در صورتی که گریبان گیر خودم هم می شود مثل گرانی و بی کاری و ... به خودم می گویم بگذار این مردم بفهمند که نمی شود به هر حرفی اعتماد کرد بفهمند که بین گفتمان اصلاح طلبی و اقتدارگرایی فاصله از زمین تا آسمان است هرچند که اصلاح طلبی هم بی عیب نیست. باور کنید بارها به دوستان و نزدیکان گفتم به خود و مملکتتان خیانت نکنید تمام وعده های ایشان اگر اجرایی هم شود مضر است اما بگوششان نرفت. اشکال اساسی ما ایرانی ها این است که احساس می کنیم هر نفر تازه ای لزوما بهتر از نفرات قبل است و البته این را به افکار و شعار ها نیز تعمیم می دهیم.
اما بگمانم آنچه امروز وظیفه ماست و به نظرم مفید هم هست روشنگری و اطلاع رسانی دقیق و البته منطقی به مردم است. درست است که دولت انتقاد پذیر نیست اما می توان با شکافتن مشکلات و عوامل آن ،مردم را برای یک انتخاب بهتر آماده کرد.(البته اگر انتخاب بهتری وجود داشته باشد.)
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۵:۰۳ بֽظֽ | Reply
آرش : در جواب آرش
خب باید دید چگونه اجماع بین نخبگان اجتماعی حاصل می شود. اگر تحصن لازم نباشد،
بهتر و بی دردسرتر!!
به گمان من یک علت مانع اجماع، عدم توانایی در تعریف بدون ابهام مسئله و هدف است. سال هاست نخبگان ما وقتی می خواهند حرفی بزنند که می توان در یک جمله گفت، برایش یک مقاله ی چند صفحه ای می نویسند. اگر می توان در یک پاراگراف گفت ، برایش یک کتاب می نویسند. پر از حرف های موازی و آخر هم با زیاده گویی مطلب را هم برای خودشان هم برای دیگران مبهم تر میکنند. همش هم می زنند به صحرای کربلا و مشروطه و مصدق و شاه و وزیر و..انگلیس و روس و ... هی تکرار و دامن زدن به کینه ها که بسیاری از آن ها "اشتباه" تاریخی بوده است و نه "خیانت"! بسیاری از مسائل هم مربوط به دنیای دوقطی و جنگ سردی بود که الان به ان صورت وجود ندارد. باید به آینده فکر کرد و ایده و طرح و برنامه داشت.
الان حتی کسی مثل آقای رفسنجانی هم به هر دلیلی از "انتخابات آزاد" حرف می زند. خب باید دید بر سر این هدف چرا اجماع حاصل نمی شود. من حتی نگفتم احزاب چون دوباره جنگ و دعواها و کینه های تاریخی شروع می شود. علت دیگر این که در خود احزابی هم که به دمکراسی معتقدند، افراد غیر دمکرات پیدا می شوند. نمونه اش در گروه آقای بهزاد نبوی... در حزب مشارکت و غیره. ما نمی خواهیم اتجاد کنیم یا با کسی عقد اخوت ببنیدیم. تجسم کنیم یک منشور در یک پاگراف و این که "حتی اگر یک نفر هم رد صلاحیت شد، انتخابات تحریم مطلق" ما می خواهیم بدیهی ترین و مسلم ترین حق ملت که حق انتخاب است از چنگال حذف در آوردیم. و نگذاریم بهترین فرزندان وطن با رد صلاحیت تحقیر شوند. خب حالا آن دسته از دوستان مشارکتی یا دیگران که می خواهند به قیمت پایمال شدن حق سایر هموطنانشان کاندیداهای خودشان را ار فیلتر بگذرانند و وکیل و وزیری شان را احیا کنند، خب نپیوندند.
تجسم کنید فقط بیست هزار نفر این منشور را امضا کنند و جدی آنرا پی گیری کنند. این به نفع حاکمان هم است و آن ها را از مخمصه ای که در آن دچار شده اند، نجات خواهد داد. اداره کردن یک کشور 70 میلیونی در چهار راه جهان با یک جمعیت جوان کار شوخی نیست. از طرف دیگر این کارهای ملال آور گروه های سیاسی موسوم به اصلاح طلب که دوباره بخواهند یک نفر بی عرضه رمانتیک را حلوا حلوا کنند دورانش گذشته است؟؟!!
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۶:۰۰ بֽظֽ | Reply
ايليا :
cheraa naameh be aghaai'e Khatami naresid?
...................................................
عبدی:
در زندان نوشته شده بود .آمدند و برداشتند و بردند. به همین سادگی.
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۶:۲۹ بֽظֽ | Reply
كرامتي :
روزگار عجيبي است آقاي عبدي.نمي دانم آيندگان براي اين دوران چه خواهند نوشت فقط اميدوارم به اهل قبور در آينده كاري نداشته باشند! روزي در اين مملكت بخاطر نشر چند كتاب و روزنامه بالاترين مقامات كشور بدنبال وزير ارشاد وقت افتادند كه اسلام در خطر است و ما اين را تحّمل نمي كنيم و بالاخره مجبور به جلاي وطنش كردن با اينكه واقعا خودي بود و فقط نظر خير داشت. امروز اين آقا دارد كشور را به ربا خواري ميكشد و ايستادهاند تماشا ميكنند! با كاهش سود بانكي فقط اين اعتبارات بدست اطرافيانی كه بعد از جنگ 5 ميليارد كاسب شدند می رسد. ! امروز خبر ها را كه نگاه كردم تازه فهميدم مشكل ايشان با بانكهاي خصوصي چيست.ميگويد اينها با سودشان روزنامه راه مياندازند و جو سازي ميكنند! بخاطر اين دارند مملكت را به بيچارگي ميكشند. فرداي روز كاهش اين سود پول 12 در صدي را از بانك ميگيرند و 50% در بازار به ديگران ميدهند.آقاي عبدي فاجعه بزرگي در راه است و طومار همه را خواهد پيچيد.من تعجب ميكنم اين آقايان علما كه قبلا بخاطر يك نشريه با تيراژ 30 تا كشور را به آن وضع ميكشيدند چه جوابي دارند بدهند؟ البته جوابي نیست و همه ميدانند چرا! بعضي چيزها مزه اش عجيب است! جالب است كه همه جا ميگويند ما پيام جديد براي بشريت داريم! البته من فكر ميكنم خدائيش اين درست است! مثل برادر حاتم طائي!
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۸:۲۵ بֽظֽ | Reply
علي :
آقاي عبدي سلام
اخيرا آقاي محمد رضا خاتمي گفته اند دولت و مجلس نجات ملي در راه است و به خود آقاي خاتمي هم مدام اصرار مي شود كه براي نجات كشور نامزد رياست جمهوري شوند. ايشان هم تعارف مي كنند كه آنقدر آدم لايق در صحنه هست كه عدم حضور من خلايي ايجاد نمي كند . ولله ما كه گيج شده ايم آيا اينها خودشان توي باغ نيستند يا فكر كردند كه مردم تو باغ نیستند يا واقعا خبري هست كه ما نمي دانيم . اين حافظه تاريخي ملت كه همه از آن دم مي زنند كجاست؟ اينها فكر مي كنند سوخت قطار اصلاحات از فضولات چارپايان است كه هر وقت دلشان خواست يك جاي خوش آب و هوايي يك مدتي اتراق كنند و بعد دوباره سوار شوند و اينطرف آنطرف صفايي كنند.گاهي هم حوصله شان سر رفت براي تنوع به ياد وعده هاي خود و مطالبات مردم بيفتند!!!!!!!!!!!!!
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۸:۵۷ بֽظֽ | Reply
کمالی :
سلام، سرنوشت ملتها را رهبران آنها می سازند و اگر روشنفکران را در زمره رهبران فکری جامعه می دانیم بنابراین سکوت آنان در برابر مصائب کشور بی معنا ، بدور از تعهد و ناپذیرفتنی است. هیچ بهانه ای نمی تواند این تکلیف را رد کند. امید چراغ راه آینده است، پس ناامید نباشیم.
۶ خرداد ۱۳۸۶ ۱۰:۴۱ بֽظֽ | Reply
ي الف :
آقاي عبدي ذيل كامنت دوم مربوط به آقاي حسين چنين پاسخي داديد:"اين ايده تعليق به محال كردن است و ..." خيلي فكر كردم اما متوجه منظورتان نشدم!؟
چرا شما همه چيز را به اقتصاد ربط مي دهيد و اساس همه چيز را رهايي از اقتصاد(يا بهتر بي اقتصادي) موجود مي دانيد؟ منفرد بودن افراد جامعه و دوري ( و حتي انزجار) از انجام امور بصورت جمعي،از بين رفتن اخلاق و ارزش هاي اخلاقي در اجتماع، ناديده گرفتن قوانين و ... چه ارتباطي با اقتصاد دارد؟
پول نفت چه در اختيار دولت باشد چه در دست مردم در هر حالت ما مصداق شخصيت اصلي داستان "اسرارگنج دره جني" اثر ابراهيم گلستان هستيم.
اگر سطح فكر و آگاهي جامعه بالا برود اقتصاد و هر مسئله و مشكل ديگري هم حل مي شود.هر گام كه به سمت آگاهي و احساس مسئوليت در قبال خود و جامعه برداريم يك سنگر ازسنگرهاي مسائل و مشكلات مملكتي فتح مي شود.
........................................
عبدی:
در این صورت باید به این سوال بسیار ساده هم پاسخ داد که چرا هنوز هم بسیاری سطح مطالبات و حتی ائده های انقلاب مشروطه را دقیقتر از اتفاقات بعدی می دانند در حالی که در آن زمان در صد بسیار کمی از مردم باسواد(خواندن و نوشتن) در صد کمی شهر نشین و ارتباطات در حد صفر و جامعه ای ملوک الطوایفی داشتیم و حالا نزدیک به 90 در صد مردم باسواد و میلیونها نفر دانشگاه دیده و اکثریت شهر نشین و ارتباطات گسترده است و در عین حال هنوز در پی داشتن مردمی آگاه و با سطح فکری عمیق هستیم!!
۷ خرداد ۱۳۸۶ ۰:۳۴ قֽظֽ | Reply
پيروز پژماني :
جناب عبدي
شما ريشه ي مشكلات گسترش مردمسالاري (دموكراسي) را در اقتصاد نفتي رانتي و شديدا دولتي امروز مي بينيد.خوب پس چرا كشور چين كه اقتصادش هم غير نفتي است و هم مبتني بر انديشه هاي نئوليبرالي ،داراي چنين سيستم بسته ي سياسي است؟
...................................................
عبدی:
دوست عزیز اثبات شی نفی ماعدا نمی کند.بنده یا هیچ کس دیگری قانون ابدی و ازلی و همگانی ارائه نمی دهد.بر حسب هر جامعه و کشوری بحث می کنند.اگر بخواهیم قانونی بدهیم که در همه جوامع صادق باشد چنان کلی خواهد بود که به هیچ دردی نمی خورد.ما جامعه خود را در طول زمان خودش بررسی کنیم بسیار موثرتر است.
۷ خرداد ۱۳۸۶ ۲:۰۵ قֽظֽ | Reply
در جواب به لینک علی :
لینک شما به سخنان آقای احمدی نژاد را خواندم و اتفاقا با وجود مخالفت با نظام فعلی , آنها را حرفهای , بله حرفهای خوب یافتم. اگر بتوانند این مبارزه با فساد و زور گویی را به سرانجام برسانند که بسیار خوب هم هست و فکر میکنم تمام مخالفان نظام هم برگشته و موافق شوند.
خوب بود اگر نظر خود , یا برداشت بدی را خود از این صحبتها کرده بودید, مینوشتید. کجای این حرفها جامعه را به بن بست میکشاند؟ آیا بنظر شما انسان وقتی با کسی مخالف شد , با هر صحبت او , , باید مخالفت کند؟ آیا با این مخالفت کور از مطالب درست که از طرف رقیب بیان میشود , به جاده ی بیراهه پرت نخواهیم شد؟
۷ خرداد ۱۳۸۶ ۳:۳۹ قֽظֽ | Reply
احسان :
خوب عزیزم تو چی میگی؟
خوندم نظر خود را نگفتی
ایا این نوشته ها و نوشته ها ی مشابه زمینه سازی برای انتخابات بعدی نیست
طرفداران رفسنجانی و خاتمی تبلیغ را شروع کرده اند و این هم از آن دست می باشد
چرا فقط برای انتخابات حرف میزنید
به شعارهای احمدی نژاد نگاه کنید
ان خانواده ای که پول نفت مملکت را قبضه کرده الان کجاست
پول نفت سر سفره چی شد
آن پوزخند احمدی نژاد به خبرنگاری که در مورد مبارزه با حجاب پرسیده بود را کسی فراموش نکرده
رواج دروغگویی ... 30 سال است که شروع شده امروز شروع آن نیست پایان آن است
زمینه سازی شما برای انتخابات تاثیری ندارد دیگر کسی گوش به این حرفها نمیدهد
۷ خرداد ۱۳۸۶ ۹:۰۴ قֽظֽ | Reply
molanoghoti :
aghaye abdi nazanin yadat bashad dar arseh shatranj fealan mitavanid bapyadeh bazi konid hvasat bashad kamenthaye ra bagoared kebhaneh bedast alijanaban ndahid ta chi bazi rokh namayad bedghi khahim rand arseh shtranje rindan ra mojale shah nest payande bashid
۷ خرداد ۱۳۸۶ ۰:۵۵ بֽظֽ | Reply
در جواب به:در جواب به لینک علی :
دوست محترم از اینکه لینک بنده را مطالعه فرمودید سپاسگذارم اما در پاسخ به اظهار نظرتان (البته اگر واقعا نظر خودتان باشد) باید عرض کنم که مسلما هیچکس نه تنها با مقوله مبارزه با فساد مخالف نیست بلکه همگان آنرا ستایش نیز خواهند کرد. نکته در اینجاست که آیامبارزه با فساد یک شعار برای ایجاد جو تبلیغاتی و هیاهو و ایجاد هیجانهای پوپولیستی است یا یک عمل؟ در این سخنان، رییس دولت صحبت از پا گذاشتن روی دم گردن کلفت ها! میکنند. ایشان به واسطه سمتی که دارند باید روشن کنند که کدام گردن کلفت ایشان را از گذاشتن پا بر روی دمشان بر حذر داشته اند؟ باید چنین افرادی به جامعه معرفی شوند تا بلافاصله از مناصب خود کنار گذاشته شوند و در برابر عدالت حاضر شوند. اگر سخنان انتخاباتی ایشان را به یاد داشته باشید و البته اگر مانند بقیه وعده هایشان آنرا انکار نکنند، در آنجا هم صحبت از مبارزه با قله های ثروت و مافیای نفتی در دست یک خانواده کردند. در این دو سال کدام قله ثروت به دست ایشان فتح شد و کدام مافیای نفتی و خانواده اش رسوا شدند و حقوق امثال بنده و جنابعالی اعاده شد؟ جز این بود که فقط آدرسهای مبهم در ناکجا آباد دریافت کردیم؟ اگر بخواهیم از تخلفات مالی در این دو سال صحبت کنیم که مثنوی هفتاد من کاغذ میشود. نتیجه این کار ها هم تضییع بیت المال با نیت خیر است که همان نتیجه فساد مالی را دارد.نکته دیگر آنست که ایشان بانک را با بنگاه خیریه اشتباه گرفته اند.هر فرد عادی در این دنیا میداند بانکی که سودش زیر نرخ تورم است ورشکست خواهد شد. ایشان خوب بود برای راهنمایی مدیران بانکها روشن میکردند که کدام علم مدیریتی این معجزه را نموده که بانکی بتواند سود تسهیلاتش را پایینتر از سود سپرده هایش بیاورد و سر پا بماند؟آیا این معجزه از دلار های باد آورده نفتی در حساب ذخیره ارزی بر نمی آید؟ و نکته اخر اینکه بنده هم مثل شما معتقدم اگر ایشان بتوانند اینهمه معجزه کنند و قله فتح نمایند قطعا تمام مخالفان نظام هم برگشته و موافق میشوند.ولی افسوس که این همان حکایت درست کردن دوغ با آب دریاست!
اما دوست عزیز مشکل فعلی کشور ما مخالفت های کور بنده و امثال بنده نیست چرا که بنده در مقامی نیستم که بخواهم رقیب ایشان محسوب شوم. بلکه مشکل پیروی ها و طرفداری های کور کورانه از شعار ها و نمایشهای ایشان است که از دوسال پیش کشور را به بیراهه ای تاریخی پرتاب کرده که سالها باید تاوان آنرا بپردازیم.کافیست کمی صبر داشته باشید.
ارادتمند علی
۷ خرداد ۱۳۸۶ ۱۱:۳۳ بֽظֽ | Reply
با تشکر از علی :
این شد.
کاش فقط کمی هم میشد این بد بینی ها را از خود دور میکردیم و نمی گفتیم :" البته اگر واقعا نظر خودتان باشد"! کاش این ظن و گمانها را از خود دور میکردیم که اگر کسی مطلبی را سؤال میکند یا توضیح بیشتر میخواهد پیروی و طرفداری کور کورانه از کسی کرده یا بر عکس
به هر حال فکر میکنم یکی از دم کلفتها و خانواده اش را هم شما میشناسید و هم من که با توجه به محاکمه ی طرف مقابلش در فرانسه , در اینجا آب از آب هم تکان نخورد و ....
حنما در اخبار شنیدید که وزیر امور بازرگانی ژاپن, که متهم به سواستفاده ی سی و دو هزار دلاری بوده است در هتلی خود را حلق آویز کرده است !! ولی اینجا داستان جور دیگری است و افشا کنندگان حلق آویز میشوند و اگر دستی بر آتش این مافیا داشته باشید میدانید که اگر واقعا این آقا در این مورد , مبارزه با فساد صادق باشد , خیلی باید پوست کلفت باشد و قدرتمند!! چرا که واقعا این چنین است و دم دم کلفتها همه ی بخشها را گرفته و هر جا پا میگذاری دم آنها پهن است.
برای برچیدن این دم هم نه من نوعی توان مقابله داشته و دارم و نه شما !! بنظر میرسد اگر بتوان کاری کرد تا آن دم کمی خودش را جمع و جور کند همین نظامی گریها و دیوانه بازیها و ژستهای و افشاگریهای آقاست. مگر نه؟
در مورد سود و بهره هم , اگر بانکها که تا به امروز با پول مردم کلی ثروت به جیب , ساختمان پشت ساختمان و کارخانه پشت کارخانه بهم زده اند اگر کمی ربا را درصدش را کم کنند مگر برای گره گشایی کار و رفاه مردم بد است؟ بقول آن پادشاه به وزیرش شما نگران ورشکست شدن بانکها هستید یا نوکر مردم؟
ارادتمند یک هموطن علی
۸ خرداد ۱۳۸۶ ۹:۰۲ بֽظֽ | Reply
میهن :
با سلام
فکر می کنم استقبال گرم از شخص اول اجرایی کشور در اصفهان نگاه معنا داری به عملکرد دولت بود.
اما برای تغییر درحرکت متوقف شده دموکراسی از مشروطه مرجع سوم غفلت زده کافی است؟
۱۰ خرداد ۱۳۸۶ ۷:۲۴ بֽظֽ | Reply
:
آقای عبدی، سوالتان تقریبا بچه گانه به نظر می رسد . برای شما غرب زدگان و شرق زدگان معلوم از که از چه سیاستی دفاع کنید. سیاست یک بام و دو هوای یک روز دانشجوی پیرو خط امام و یک روز واداده منحط در مقابل نظریات پارسونزو وبر و مارکس و خلاصه تو خود حدیث مفصل بخوان . روزی که شما به این نتیجه رسیدید که وادادن چگونه ممکن است شماها و دیگر امل های فکری تان به وادادن فکری عادت کردید معلوم بود که باید از چه سیاست ی دفاع کنید . در این فرایند جهانی سازی شما هم از سیاست آمریکایی شدن . مگر شعارتان این نیست که فقط باید آمریکایی شد و راه نجات و مدینه موعود در تفکر و روشنفکری غرب است ، پس خود معلوم است که از چه سیاستی دفاع می کنید . دی این مواقع است که باید گفت آقا چان با تفکرات گردگرفته فروید و مارکس و ادام اسمیت نمی خواهد اظهار فضل کنید ، شما همان کشک خودتان را بسابید بهتر است . مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان
۱۳ خرداد ۱۳۸۶ ۱۱:۱۷ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/554