آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۳۰ خرداد ۱۳۸۶
تحول كيفي در فلسطين
اگر قرار باشد كه پنج سياستمدار شاخص و مؤثر و موفق را در نيمه دوم قرن بيستم برشمريم، قطعاً «ياسر عرفات» يكي از آنان است. شايد جوانان امروز از سابقه جنبش فلسطين و مسيري را كه آنان طي كردهاند تا دولتي محدود تشكيل دهند، آگاهي چنداني نداشته باشند. پس از جنگ ششروزه و اخراج صدها هزار فلسطيني، جنبش فتح در ميان آوارگان فلسطيني و زير آوار شكست جنگ ششروزه، براي استیفای حقوق مردم فلسطين تشكيل شد.
مبارزه با اسرائيل بيش از آنچه كه تصور ميرود سخت است، بويژه در اوضاع جغرافيايي منطقه اين مبارزه سختتر است، اما از آن سختتر رهبري كردن جنبشي بود كه ميخواست در سرزمین و كنار يا حتي با اتكا به كشورهاي عربي چنين هدفي را پيش برد و مصون از گزندها و خيانتهاي آنان باشد. مصر، سوريه، اردن، عراق، ليبي، لبنان، الجزاير و در مقاطعي يمن و در مرحله بعد كشورهاي حاشيه خليجفارس و ديگر كشورهاي عربي و حتي كشورهاي فرامنطقهاي، هركدام با استفاده از موقعيت مالي، سياسي و نظامي خود ميخواستند كه سلطه خويش را بر جنبش فلسطين و آوارگاني كه تقريباً همه جا پراكنده بودند، اعمال كنند و در اين راه، هر كدام گروهي را حمايت ميكردند يا در درون فتح وابستگاني داشتند و سعي ميكردند كه نفوذ خود را داشته باشند. اما قضيه فقط نفوذ نبود، بلكه استفاده از ترور، انشعاب و خيانت، امري معمول عليه جنبش فلسطين بود. همچنين اختلافات كشورهاي عربي بعضاً حاد ميشد و هركدام از طرفين اختلاف ميخواستند كه فلسطينيها را گروگان خود در اين مجادلات كنند.
اما عليرغم تمام اينها و عبور كردن از كشتار فلسطينيها به دست دولت اردن و سپس جنگ داخلي لبنان و اخراج آنها به تونس و نيز ترور بخش اعظم كادر مركزي فلسطينيها و...، سازمان آزاديبخش با محوريت جنبش فتح به حيات خود ادامه داد و هيچگاه دچار انشعاب جدي نشد و هدف اصلي خود را كه آزادسازي سرزمين اشغالي بود فراموش نكرد. علت اين مسأله بجز آنكه ناشي از ويژگيهاي رهبران فتح و سازمان آزاديبخش و شخص عرفات بود، واقعيت وجودي اسرائيل و ایفای نقش اشغالگری آن نيز بود كه با رفتار خود انسجام و يكپارچگي را به نيازي مبرم براي فلسطينيها تبديل ميكرد.
و اما اكنون اين انسجام به حاشيه رفته و ميان جنبشهاي فتح و حماس درگيري رخ داده و حتي تعداد كشتههاي اين درگيريها (هم به لحاظ كيفي و هم به لحاظ كمّي) بسيار بيشتر از حملات محدود ولی مکرر اسرائيل به غزه است. شايد يك علل آن، غياب رهبريِ فرهمند عرفات باشد. ترديدي نيست كه در غياب عرفاتِ محاصره شده در دفتر كارش در رام الله كه محبوبيت زيادي هم داشت، نيروهاي گريز از مركز و وحدت، آزاد ميشوند و ميتوانند موجب بروز مسايل كنوني شوند. ولي به نظر من اين تنها علت قضيه نيست و علت مهمتري هم در اين ميان وجود دارد که به توضیح آن می پردازم.
چشمانداز صلح در خاورميانه كماكان روشن نيست. اگر فقط به مسأله فلسطين (و نه بلندی های جولان) نگاه كنيم، قضيه شهركنشينهاي يهودي در كرانه باختري، مسأله بيتالمقدس شرقي و نيز موضوع مهم بازگشت آوارگان به مناطق خود هنوز هم در ابهام و اختلاف شديد قرار دارد. اما عليرغم اين، به نظر ميرسد كه جنبش آزادیبخش فلسطين(به معنای عام) از نقطه اوج خود گذر كرده و هدف اصلياش كه تشكيل دولت در سرزمين فلسطين باشد را محقق كرده است و از اين مرحله به بعد صرفاً گذشت زمان و مذاکره و بحثهای سياسي و تاكتيكي است كه برای تحقق هدف باقي ميماند و اساس جنبش براي فلسطينيها در مرحله دوم نسبت به تمشيت امور دولت موجود و سهمخواهي گروهي قرار گرفته است. به معناي ديگر دشمن اسرائيل در فضاي گفتماني حاكم ميان فلسطينيها در حال عقبنشيني از جايگاه اول و پيشين آن است.
از اين روست كه بهوضوح ملاحظه ميشود كه دولتهاي منطقه عليرغم بالاتر بودن آراي حماس در انتخابات گذشته، به سرعت از «محمود عباس» حمايت كردند و حتي كشوري چون ايران هم كه در كنه سياست خود خواهان حمايت از حماس است، چارهاي جز پذيرش دولت محمود عباس ندارد. حماس هم به نحوي متوجه اين تحول است و به همين دليل با پيشنهاد پيشين محمود عباس درباره انتخابات زودرس مخالفت كرد، زيرا گرچه حماس مبارزهجوتر و حتي مردميتر از فتح است، اما معلوم نيست كه آراي بالاتر آنها در انتخابات مجلس قانونگذاري فلسطين ناشي از وجه مبارزهجويي آنان است يا ناشي از سلامت رفتاري و خصلتهاي مردمي آنان؟ از این رو با محاصره اقتصادي حماس به دليل مبارزهجويياش عليه اسرائيل، معلوم نيست كه در انتخابات بعدي و زودرس، افكار عمومي فلسطين چون انتخابات پيشين با آنها همراه باشد و در نتيجه مخالفت با پيشنهاد اين انتخابات از سوي حماس نقطهضعف آنان هم تلقي ميشود.
بطور خلاصه معتقدم كه درگيريهاي فعلي حماس و فتح، بيش از اين كه ناشي از فقدان رهبران توانمند در دو طرف باشد (عرفات در فتح و رنتيسي در حماس)، ناشي از گذر كردن كيفي جنبش فلسطين از مرحلهاي كه در آن مبارزه با اسرائيل در صدر همه چيز بود، به مرحلهاي است كه اين مبارزه در مقايسه با اداره امور مردم فلسطين در رتبه دوم قرار دارد.

امید :
مساله فلسطین و چند و چون مناسبات آن بجای خود , ولی نمیدانم چرا این مساله ی فلسطین برای ما ایرانیها اینقدر مهم تر از مسایل بقیه ی نقاط جهان حتی قسمت اسلامیش شده است؟ مهمتر از نون شب و مسایل داخلی خودمان!! و ...
البته اینکه ما کلا ملتی طرفدار "ضعیف" هستیم که شکی نیست. به همین دلیل هم عاشورا و امام حسین در کشور ما جایگاه ویژه ای دارد... و حتما به همین خاطر هم مساله فلسطین برای ما اهمیت تاریخی پیدا کرده و دارد ؛ ولی نمیدانم چرا بعضی اوقات در دفاع از این " ضعیف" یکهو از آنطرف پشت بام افتاده , ظالم شده , کاسه ی داغتر از آش میشویم ؟ تا جاییکه ... راه صلح یاسر عرفات و رقص او با آهنگ جهانی را , بهتر از خود او در بطن درگیریهای فلسطین درک میکنیم تا جاییکه یکشبه او را از آنهمه نشان مجاهدت و پایداری انداخته , خاین لقب میدهیم و تخم لق را در مورد رهبری او و ... را میکاریم و ..... امروز هم از در همان راستا , از طریق سخنگوی وزیر امور خارجه دولت تهران میگوییم ما در خصوص اتفاقات جاری در فلسطین بیطرف نیستیم!! آیا نشانی از خون فلسطینیان در اینجا مشاهده نمیکنید؟
برای تعمیق بحث اجازه دهید با چند سؤال تاریخی شروع کنم.
نظر شما نسبت به راه صلح فلسطینیان و مخصوصا ملاقات یاسر عرفات و بگین چیست؟
میدانم که اگر دوتا سؤال شد یکیش گم میشه!! بنابراین همین یکی بهتر از هیچیه !!
...................................................
عبدی:
عرفات نماینده مردم فلسطین بود و از طرف آنان حق هر گونه تصمیم گیری و مصالحه نسبت به حقوق ملت فلسطین را داشت.
۳۰ خرداد ۱۳۸۶ ۱:۲۷ بֽظֽ | Reply
:
آقای عبدی
سلام
آقای دکتر على لاريجانى دبیر شورای عالی امنیت ملی در جمع هاديان سياسى سپاه گفته اند:برخى داخلىها غرب را به صدور قطعنامه ترغيب مىکردند. میخواستم بپرسم این "برخی" شامل ........... هم میشود؟
..............................................
عبدی:
این خرفها خکایت از به ته دیگ خوردن کفگیر می کند.اگر چنین کسانی هستند و به واشنگتن رفته اند تا آنان را به صدور قطعنامه ترغیب کنند ، طبق قوانین موجود حکمشان اعدام یا حبس ابد است و چون از نظر حکومت شناخته شده هستند پس چرا کسی در این مورد محاکمه نمی شود؟بعلاوه آمریکا که نیازمند تشویق به قطعنامه نیست آنان حتی نیازمند تشویق به حمله هم نیستند بلکه بر عکس باید کوشش کرد که آنها را از این کار منصرف کرد.
۳۰ خرداد ۱۳۸۶ ۱:۳۷ بֽظֽ | Reply
:
از بحث انتخابات عقب نیفتید!! ديروز در جلسه علنى نمايندگان مجلس با استفاده از حق نمايندگى 15تذکر به وزرا به هییت رییسه مجلس دادند که مهندس محمدرضا باهنرضمن قرائت تذکر نمايندگان , بر خلاف آیین نامه داخلی مجلس فقط تعداد امضاء کنندگان را مطرح و از ذکر نام نمايندگان خوددارى کرد!!
امروز این رویه ی غیر قانونی از طرف هییت رییسه مجلس قانونگذار از طرف یکی از روزنامه های اصولگرا , رويکرد صواب نامیده شد و نوشتند:
استدلال آقاى باهنر اين بود که ذکر نام 300 نماينده در 15 تذکر 20 نفره، جز اتلاف وقت مردم و مجلس فايده ديگرى ندارد.
آیا قانون در مجلس باید حاکم باشد تا مردم قانون را محترم شمارند؟ یا با این بی قانونیها میخواهند قانون را پاس بدارند؟
۳۰ خرداد ۱۳۸۶ ۱:۵۴ بֽظֽ | Reply
:
از نوشتار اینگونه بنظر میرسد که شما طرفدار سیاست حماس هستید, اینطور است ؟
برای شاهد این ادعا نوشته اید: " جنبش آزادیبخش فلسطين(به معنای عام) از نقطه اوج خود گذر كرده و هدف اصلياش كه تشكيل دولت در سرزمين فلسطين باشد را محقق كرده است "
مگر چند سال میتوان در اوج باقی ماند و در یک راه و با یک شیوه مبارزه کرد و به نتیجه نرسید؟ و باز اصرار به همان راه بی نتیجه کرد؟
آیا شما میتوانید خود را جای مردم آواره ی فلسطین گذاشته و صدای کسانی که بالای گود نشسته و میگویند لنگش کن را بشنوید؟
............................................
عبدی:
همیشه سعی شود مطالب دیگران بدون پش فرض خوانده شود.
۳۰ خرداد ۱۳۸۶ ۲:۰۴ بֽظֽ | Reply
Karim :
انچه مهم است نظر اسراییل و حامیان ان در امریکا و اروپاست ٬ که از اول با ایجاد
کشوری هر چند کوچک و غیر مسلح و صلح جو در کنار اسراییل مخالفند و برای
طرح ان از طرف رئیس جمهور امریکا اگر چه نه علنا بلکه پنهانی بسیار با برنامه
کارکردند تا نتیجه امروز حاصل شد ...عجیب هم نیست سخنگوی دولت اسراییل این
باصطلاح پیروزی ابکی !!حماس را کاملا برژیم ایران ربط میدهد و بخبرنگار بی بی سی
میگوید امروز اسراییل در محاصره ایرانست ( حماس در غزه و حزب الله لبنان !!!؟) اینکه
امریکا و اروپا اول دولت حماس را حمایت نکردند و بعد ائتلاف با فتح را هم نپسندیدند
و پولها را بلوکه کردند دیگر حماس باخر خط رسید یا بایست کنار میکشید و برای
مردم پشت میکرد !!!؟ یا دست باین کار بدتر میزد که زد ...خطرات بدتر و مهلک
در جلو است و صد البته اروپا و امریکا با مردم سرگردان و درمانده غزه که نه راه
پیش دارند نه پس مانده اند چکار کنند و از همه بدتر دولت اولمرت که با شتاب راهی
واشنگتن شده خیالات مهلکی دارد که بقول نتان یان یاهو دشمن اصلی در تله است
و برای نابودی انها باید کار را یکسره کرد.....عجیبتر انکه فتحی ها !!حالا حماس را دشمن تر از اسراییل میدانند !!!!و اینکه امریکا با فشار اروپا و اعراب را
با عجله بپشتیبانی محمود عباس دعوت کرده و اسراییل !!!هم بر این پشتیبانی پای
میفشارد همه خبر از روزهای خونین و پر مصیبتی برای حماس و مردم غزه دارد اگر
باخبار فرمایشی !!غربی ها توجه کنید این ازدهام !!فرار از غزه بطرف رام الله و بنین
و جنین !!؟ برای چیست تازه در خبر بود که فقط اسامی داده شده بمرز داران اسراییلی
توسط محمود عباس !!میتوانند بکرانه باختری بروند ؟؟؟یعنی فرد فرد حماسی ها
و رای دهندگان حماس باید بمانند تا نابود شوند ....اوضاع غریبیست اما انچه ذره ایی
جای امید واریست جوامع و ارگانهای حقوق بشری اروپا و امریکا و سازمان ملل در
پی کاهش و جلوگیری از حمام خونی هستند که در جریانست مثلا جیمی کارتر
و تنی چند از بزرگان سیاسی غرب از امروز بتمام این جریاناتی که باعث این درگیری
و مبلغان پشت پرده ان پرداخته و دارند هم هشدار میدهند هم درپی خنثی سازی
بازهای امریکایی و اسراییلی هستند . با تشکر کریم از کانادا
۳۰ خرداد ۱۳۸۶ ۳:۵۳ بֽظֽ | Reply
یک هموطن :
جناب عبدی عزیز:
آیا به نظر شما 30 خرداد سال 1360 مهمتر است یا تحول کیفی فلسطین؟ البته اینهم جای خود مهم ولی کدام مهمتر است؟
............................................
عبدی:
البته که 30 خرداد برای تاریخ ما مهمتر است.منشاء بسیاری از انحرافات و قدرت طلبی ها که نطفه اش قبلا بسته شده بود در این روز متولد شد و سیاست به حضیض و ابتذال کشیده شد.
۳۰ خرداد ۱۳۸۶ ۴:۱۷ بֽظֽ | Reply
:
با دورود فراوان اگر امکان دارد در باره ی روند بحثهای انرژی هسته ایی کمی پیشرفت امور را برای خوانندگان خود تشریح نمایید . چون شنیدم اكنون تحت تأثير مقاومت استوار ايران در ماه هاي گذشته , مقامات مدعی اند طليعه برخي دستاورهاي بزرگ در پرونده هسته اي آشكار شده و غرب خود را آماده يك چرخش استراتژيك در مقابل ايران ساخته است. و ادعا کرده اند اين دستاورد مسلما محصول هيچ چيزي نيست الا پايداري كه ايران بر مواضع خود ورزيد و هوشمندي و تسلطي كه در دفاع از آنها از خود نشان داد. و نتیجه گرفتند دوران تهديد به پايان رسيده است. آیا واقعا اینطور است؟
................................................
عبدی:
اگر چنین باشد از همین الان باید به دست اندر کاران دست مریزاد گفت.به شرطی که اگر خلاف این شد آقایان به قول معروف دبه در نیاورند.
۳۰ خرداد ۱۳۸۶ ۵:۴۲ بֽظֽ | Reply
:
اگر ممکن است این چند سؤال را نیز در ادامه ی تحلیل کیفی خود , پاسخگو باشید.
1- موضع اسراییل و پشت سر آن غرب در مورد این اختلافات داخلی فلسطینیان چیست؟ خوشحالند؟ یا ناراحت؟ یا آنها در میان دعوا نرخ تعیین کرده , امور را به سمت خواست خود هدایت میکنند؟....
2- حمايت آمريكا و اروپا از دولت «سلام فياض» چه صورتی بنظر شما دارد؟ آیا میتوان این حمایتها را توطئه عليه ملت فلسطين نامید ؟ آیا دولت سلام فیاض طبق قوانین دولت خودگردان قانونی محسوب میشود؟
3- آیا «محمود عباس» رهبر جنبش فتح و رئيس تشكيلات خودگردان، مشروعیت عرفات را به لحاظ قانونی و مردمی داراست؟
با تشکر
4- آیا حماس با تند رویهای غیر مسؤلانه اش به پیاده شدن سیاست غرب در مورد اعراب و اسراییل ( و نقطه ی مرکزش فلسطین) کمک نکرده است؟
.....................................................
عبدی:
پرسشها تا حدی تخصصی است و معذورم و بی اطلاع از ارائه پاسخ دقیق و ارزشمند.
۳۰ خرداد ۱۳۸۶ ۶:۰۴ بֽظֽ | Reply
یک هموطن :
جناب عبدی عزیز:
آیا به نظر شما 30 خرداد سال 1360 مهمتر است یا تحول کیفی فلسطین؟ البته اینهم جای خود مهم ولی کدام مهمتر است؟
آیا به نظر شما ارتجاع و دیککتاتوری در این روز بی پروا در نهایت....قلب نیروهای انقلابی را نشانه نگرفت؟ باز هزار رحمت به مهندس لطف ا... میثمی که در هر شماره چشم انداز ایران این موضوع بسیار مهم را با یکی از صاحبنظران در میان میگذارد. از شما توقع میرفت به عنوان یک صاحب نظر این به این مناسبت در این روز بحثی در این مورد میداشتید. اینها را باید گفت تحلیل کرد و جوانمردانه به قضاوت نشست که هر چند بسیار سخت است.
جناب عبدی : آیا سخنی گزاف گفتم؟
....................................................
عبدی:
در باره 30 خرداد به همان مطالب آقای میثمی مراجعه شود که در میان تحلیلهای موجود بهترین است.اما قرار نیست در هر زمینه ای (ولو مهم )تحلیل کنم .البته موضع و تحلیل من بسیار بیش از آنچه که در نشریه چشم انداز ایران آمده علیه سازمان است.
۳۰ خرداد ۱۳۸۶ ۶:۲۵ بֽظֽ | Reply
فرزاد-ق :
با تشکر از شما به دلیل پرداختن به موضوعات مشابه به اوضاع سیاستی کشورمان
نمیدانم آیا این مشابه سازی در عالم سیاست درست است یا نه؟
بنظر من گروه حماس میتواند بیانگر سیاست دولت فعلی ما باشد و محمود عباس بیانگر سیاست اصلاح طلبان , و درگیریهای آنان درگیریهای پنهان ایندو , آیا این تشابه سازی با واقعیات پنهان امروز کشور ما مطابقت ندارد؟
در آخر میخواستم از شما بعنون برادر بزرگتر بپرسم چرا رژیم پهلوی و طرفداران شاه اینقدر نسبت به شخص یاسر عرفات کینه ی عمیق داشتند ؟ که هنوز هم این کینه را با خود دارند؟ چرا آنان یاسر عرفات و تفکر او را بانی و باعث وقوقع انقلاب , در سال 57 میدانند؟ و چرا مدت کوتاهی بعد از پیروزی انقلاب , دوباره شخص یاسر عرفات پیش چشم دولتیان بعد از انقلاب بد , تبلیغات بر علیه او آغاز شد ؟ آیا سرنوشت ما به نوعی با سرنوشت فلسطین آمیخته نشده است؟
......................................................
عبدی:
دوستانه پیشنهاد می کنم از شبیه سازی در سیاست پرهیز کنیم.شبیه سازی نوعی ساده سازی خطرناک است.
علت مخالفت شاه با عرفات نزدیکی آنها با اسرائیل و همکاری مخالفان شاه با عرفات بود.
علت مخالفت پس از انقلاب با عرفات هم یکی در جریان جنگ بود که به روابط نزدیک عراق و عرفات مربوط می شد و دیگران پذیرش موجودیت اسرائیل از سوی ساف مربوط می شد.
۳۰ خرداد ۱۳۸۶ ۶:۳۴ بֽظֽ | Reply
محسن :
اینکه عرفات آبروی مبارزاتی خودش را فدای مر دمش کرد شاید تردیدی نباشدرژیم غاصب را به رسمیت شناخت تا سررزمینی کوچک ولی تا حدی آزاد برای مردم اواره اش بدست اورد درهمین اثنا البته حماس اینکار را خیانت می دانست ولی علی رغم نظرش در انتخابات دولت خود مختار شرکت کرد وبعبارت دیگر عملا از شعارش عدول و کار عرفات راتایید کرد حال چرا نمی خواهد به کسانیکه باعث تشکیل دولت خودمختار شدند میدان بدهد وانها رامتهم به اسراییلی میکندجای سوال است در صورتیکه که شرط تشکیل دولت خود مختار تعامل با اسراییل بود مگر اینکه حماس تا کنون با انگیزه دیگری (که شاید برگشت به دوران مبارزات قبل از تشکیل دولت خود مختار وازبین بردن تلاشهای عرفات)وارد کار سیاسی شده باشد که نمی تواند جوانمردانه وصادقانه باشد لذا لازم است هرجه زودتر حماس باسابقه انقلابی وموجه ای که داردباین وضع خاتمه دهدوبعبارتی نوعی برخورد اسراییلی که مردم فلسطین را بیرون کردند با پیروان عرفات نکند وبقول معروف شتر سواری دولا دولا نمیشود یا باید شرایط صلح را کاملا بپذیرد ودر دولت مشارکت کند یا با ترک هرچه سریعتر دولت به مبارزاتش ادامه دهد وبه الام مردم که به حداقل زندگی قناعت( انهم درمقابل ازدست رفتن اعتبار وابروی مبارزاتی رهبرانش)کرده اند با برادر کشی نیفزاید
...................................................
عبدی:
این اشکالی بود که حکاس هیچگاه نخواست یا نتوانست آن را حل کند و علت زمین گیر شدن اوضاع هم همین بود.
۳۰ خرداد ۱۳۸۶ ۶:۳۷ بֽظֽ | Reply
یک هموطن یک :
جناب عبدی عزیز:
در سال پر مخاطره 60 ودر 30 خرداد آن سال شما چه میکردید؟ اکنون با کوله باری از تجربه چه واکنشی به آن دوران دارید؟ آیا این امکان بود که ریشه های خشونت را درآن سال با رفتار پدرگونه طالقانی و امثال او خشکاند؟
نمی خواهيم با طرح پرسشی اين چنين برای خود نامی فراهم آورم، چرا که در اين سرزمين که مردم به صليب معيشت ونان و بودشان مصلوب شده اند پرسيدن سوال شاگردی از استاد نام نمی آورد،اما هنوز آنقدر اميد برايمان مانده که آرزوی آمدن روزی را کنيم که انديشه انسانها نقد شود نه انگيزه آنها.
چوغنچه گرچه فروبستگی است کار جهان
تو همچو باد بهاری گره گشا می باش
.....................................................
عبدی:
من در آن زمان دبیر هیات هفت نفره فارس بودم.اما معتقدم سازمان مجاهدین خلق راهی را می رفت که ده تا مرحوم طالقانی بودند نمی توانستند مانع آن اقدام بچگانه مشتی قدرت طلب شوند.
۳۰ خرداد ۱۳۸۶ ۶:۴۸ بֽظֽ | Reply
حسین کاف :
سلام
جناب عبدی.لطفا"در صورتی که برای شما امکان دارد.موارد را زیر که از ابهامات زیادی برای من برخوردار میباشد.پاسخ هر چند مختصر ارائه فرمائید. بینهایت سپاسگزارم .
1-بنظر شما تشکیل و تکوین حماس و برخی از رفتارها از قبیل عزای عمومی در مرگ صدام و نزدیکی به کشورهائی مانند عربستان انان را به یک گروه خشونت گرای فرقه ای نزدیک نمیکند؟
2-ایا حماس هم مانند حزب ال.. لبنان از چهره های متفکر سود میببرد یا از از چهره های متعصب و متصلب فرقه گرا ؟
........................................................
عبدی:
اطلاعات دقیق ندارم.اما اجمالا عرض کنم که حماس از نوع سلفی ها هستند که گرایش فکری آنها بسیار بسته و سنت گراست و قابل مقایسه با حزب الله لبنان و نیز جهاد اسلامی فلسطین نیست.دفاع از صدام هم نوعی ضدیت با غرب بود و الا آنان از مخالفان حزب بعث محسوب می شوند و دوستانشان ضربه های زیادی از بعثی ها خورده اند.
۳۰ خرداد ۱۳۸۶ ۷:۳۲ بֽظֽ | Reply
محمد داديار :
جای تاسف است که تحليلگرانی چون جنابعالی بدليل حُب و بغض ها و شايد بی اطلاعی از مسائل سياسی بين المللی اظهارات لاريجانی مبنی بر رفتن عده ای به واشنگتن و ترغيب کاخ سفيد به صدور قطع نامه عليه ايران را خوردن کفگير حکومت به ته ديگ معرفی می کنيد و پرسيده ايد چرا حکومت ايشان را نمی گيرد.
بی اطلاعی شما دليل بر آن می شود که از موضعی فرادستی و متفرعنانه اين واقعيت تلخ را به سخره بگيريد
کمی جلوتر از عينک بد بينی را اگر ملاحظه کنيد اجلاس پراگ حائز کمال اهميت بود
سازگارا و رضا پهلوی و فخرآور در آن جلسه ملاقات خصوصی با بوش داشتند (اين خبر محرمانه هم نبود و چنانچه جنابعالی بشتر مطالعه می کرديد آن را ملاحظه کرده بوديد)
تحولات سنگينی طی يک ماه گذشته در لابی های طرفدار برخورد با ايران در حال انجام است
اين همان چيزی است که جناب بهزاد نبوی هم در مصاحبه اخيرشان با ايسنا به آن اشاره کردند که :
اصلاح طلبان راديکال اکنون سر از واشنگتن و صدای آمريکا در آورده اند
اگر اين حرف را يک جوان دانشجوی احساساتی می زد جای اغماض داشت اما بيان اين حرف از جانب عباس عبدی با سابفه ای طولانی و انشالله پختگی در درک مسائل سياسی دشوار است
جناب عبدی
حتماًو ضرورتاً قوه قضائيه بايد چنين افرادی را بگيرد اما مهم اينجاست که اين آقايان در حال حاضر در پناه و دامن برادر بزرگتر (جورج بوش) قرار دارند و از دسترس به دورند
جناب عبدی
دواری ها را با تکيه بر اطلاعات دقيق بايد انجام داد
...........................................................
عبدی:
اگر منظور آقای لاریجانی افراد مورد نظر شما باشد کاملا با استدلال شما موافقم .اما ظاهرا ایشان افراد دیگری را مد نظر داشته اند چون از نظر ایشان این افراد اهمیتی ندارند.چنانچه شنیده ام گفته شده که از تهران به واشنگتن رفته اند .خوب من که حق ندارم این ادعا را نفی کنم شاید درست باشد اما اگر درست است باید اقدام قضائی کرده و آن را اثبات نمایند.
۳۰ خرداد ۱۳۸۶ ۹:۳۰ بֽظֽ | Reply
darab :
جناب عبدی به حکم ادب سلام!
از نظر انسانی از مرگ و رنج فلسطینیان ناراحت و متاسفم.
اما:
خداوند ایران زمین شما چپها را نیامرزد که این همه فتنه در ایران کاشتید و نشانی غلط به مردم دادید! آهای عباس خان بچه نازی اباد شما باعث نفرت من از ته شهری ها شدید. هر چی می کشیم از آن عملیات اشغال سفارت امریکا می کشیم که من هنوز نمی دانم کدامتان مامور کجا بودید و این بلا را برای این سرزمین بلازده نازل کردید. حالا هم که ... فلسطینی ها را چسبیده اید که دارن همدیگر را تکه و پاره می کنند! آقا جان اعراب همینند دیگه سده ها و هزارهاست که همدیگر را می کشند. چه ربطی به من ایرانی دارد؟!
این گور بگوری (عرفات) همانی است که هرگز نمک گیر کمکهای ایران نشد و هر جا لازم بود جزایر سه گانه ایران را متعلق به امارات دانست! او همانی بود که صدام را برادر خود می دانست! لعنت به گور او و همه صدام پرستان ضد ایران.
حالم از هر چی چپوله به هم می خورد. تاریخ ما را آلوده کردید. چقدر از جوانان معصوم ایرانی گول شماها را خوردن و نفله شدن! خدا از شما نگذرد. و با پررویی هر چه تمامتر باز هم می خواهید در میدان باشید.
معمولا با سیاست کاری ندارم. اما شما دیگه کفر منو درآوردین. از چپ توبه کنید و به جرگه خردورزان میهن پرست بیایید. شاید مردم شما را ببخشند.
چون آدم رکی هستید اینجوری با شما حرف زدم.
به هر حال خدانگهدار!
...................................................
عبدی:
عزیزم! به جای این همه آه و ناله آیا بهتر نیست یا خودتان یا همفکرانتان وارد میدان شوید و با اندیشه های خوب و منطقی خود مردم را هم همراه خود کنید تا این جوانان اسیر چپولهائی امثال من نشوند.؟
بگذار یک تفاوت خودم و شما را بگویم.من نه از شما حالم به هم می خوره و نه می خواهم که سیاست را رها کنید و نه توصیه می کنم به جمع خرد ورزان میهن پرست(حتما یعنی خودم و دوستانم!)بپیوندید.اصلا هم از زمین و زمان شکایت نمی کنم .فقط از شما می خ.اهم مطابق اندشه خودتان فعال باشید.اگر همه همین کار را انجام دهیم دیگر شاهذ این مشکلات نخواهیم بود.
۳۰ خرداد ۱۳۸۶ ۹:۵۵ بֽظֽ | Reply
سی خرداد 1360 :
چند کامنت و جوابهای شما مرا واداشت بعنوان یک ناظر , در سالروز سی خرداد نظری اجمالی بر این رویداد به ناحق تابو شده داشته باشم تا عزیزان جوانتر, از این تکه ی خونین تاریخ معاصر, درسهای لازم را برای فردا و فرداهای خود بگیرند.
سی خرداد سال شصت نقطه ی عطف منحنی تقابل دو دیدگاه بود.... آبشخور این دو دیدگاه نیز متاسفانه از درون زمان استبدادی شاه و خفقان آن دوران و مبارزه ی علیه او شکل گرفت..... نطفه ی این تقابل و تضاد عمیق نیز همچنین از درون زندانهای ستم شاهی بسته شد.
(جوانان عزیز به هوش باشید که نطفه های نوزاد اینده ی شما نیز از درون چنین محیط هایی بسته میشود؛ از امروز بهوش باشید و با مشارکت فعال و ایراد سؤال ....و مطالعه تاریخ از زوایای مختلف و شفاف سازی دوران سیاه , هنرمندانه تلاش کنید تا نطفه های غیر مشروع چنین روزهایی برای آینده ی شما بسته و تکمیل نشود)
بنظر من , با استناد به تجربه ی شخصی در این سالها ,استکبار جهانی ا با دارا بودن بهترین روانشناسان و جامعه شناسان و .... اختصاص بودجه های عظیم , متخصص استفاده از اتفاقات , مخالفتها,.... و افراد در مقاطع و مکانهای مختلف است . یعنی بنظر شخصی , استکبار جهانی بعنوان اداره کننده های جهان امروز , به واقع از هر معضلی , بدون برو برگرد فرصتی برای آینده ی خود و بهره برداری خود میسازد.
یکی از آن ساخت فرصتها , باز بنظر من , با قبول مناظره در این خصوص , استفاده از وجهه ی شجاعانه و مردمی سازمان مجاهدین بر علیه استبداد شاهنشاهی در بعد از انقلاب بود. البته استفاده غیر مستقیم و نه مستقیم چرا که شیوه ی کار استکبار اساسا بر خلاف ما , تربیت غیر مستقیم است .
در دل همین ادعا و در همین راستا , بنظر من یکی از ساخت فرصت برای آینده , با توجه به شناخت از خصوصیات فردی , از زیر حکم اعدام در آوردن شخص مسعود رجوی برای ایجاد سی خرداد بود .
حتما میدانید که تابلو سی خرداد , به اعتراف سازمان مجاهدین توسط شخص آقای رجوی ترسیم شد.
و حتما میدانید که اساسا نطفه ی سازمان مجاهدین برای این تشکیل شد تا جنبش آزادیخواهی مردم , از وابستگی به فرد خارج شده و با حذف رهبر , از بین نرود.
ولی چه شد که امروز این اصل اولیه از بین رفته است؟....
باز بنظر من چون آقای رجوی به دلیل خصوصیات قدرت طلبی فردی , این اصل اساسی سازمان را مانع ارضای آن حس میکرد به همین دلیل به راحتی اصل را زیر پا گذاشت تا بتواند تابلو سی خرداد را شخصا (؟!) برای رسیدن به مقاصد قدرت خواهانه ی خود ترسیم نماید.
متاسفانه در این جا نمیتوان به راحتی همه ی زوایای این رویداد را باز کرد و منصفانه به قضاوت در مورد تاریخ هنوز ادامه دار معاصر نشست؛ فقط یک جمله اینکه اگر به روزنامه های سازمان مجاهدین قبل از سی خرداد مراجعه کنید به روشنی توصیه های سازمان را به گروه پیکار و تند رویهای آنها و برخوردی که با آنها خواهند شد را می بینید!! ولی ار آن هموطن عزیز سؤال میکنم چه شد که پوست خربزه زیر پای خودشان را ندیدند؟ و بر خلاف توصیه های خود به سازمان پیکار عمل کردند؟ بنظر من باز بر میگردد به خصوصیات فردی شخص آقای رجوی و قدرت طلبی ایشان که بدون ملاحظه از اتفاقات در مورد سرنوشت افراد علنی , به یکباره زاه مبارزه ی مخفی مسلحانه را پیش گرفتند و ......
آیا هموطن عزیزی که خواهان این است" که اینها را باید گفت و تحلیل کرد و جوانمردانه به قضاوت نشست , هر چند بسیار سخت است." حاضر است از سازمان مجاهدین این سؤال را بکند؟ و جواب بگیرد و به اطلاع ما برساند؟ آیا اساسا سازمان مجاهدین حاضر است از خر شیطان پیاده شده به سؤالات و ابهامات موجود پاسخ گوید؟ آیا در خارج از کشور هم برای این گروه آزادی عمل وجود ندارد تا به سؤالات افرادی چون من پاسخ گوید؟ آیا مسؤلان سازمان مجاهدین ... بگذریم که قیچی همیشه برای بریدن احتیاج به دو تیغه داشته و ... دارد!!
........................................................
عبدی:
تحلیل قضیه از این جهت که استکبار جهانی و امثالهم برخی افراد را در آب نمک خواباندند تا روز مبادا چنین اقداماتی را کنند منطقی نیست و امکانپذیر هم به نظر نمی رسد.ما در درون خودمان به اندازه کافی اشکال داریم که برای رسیدن به این مراحل احتیاج به برنامه ریزس خارجی ها نداشته باشیم.
۳۱ خرداد ۱۳۸۶ ۶:۱۹ قֽظֽ | Reply
سعید :
همه , سؤالات گوناگون خود را از شما می پرسند, چرا من نه؟
آقای احمدىنژاد در ديدار فرستاده ويژه رئيسجمهور اندونزي گفته اند:"کشورهاى اسلامى بايد در مجامع بينالمللى حامى يکديگر باشند."
میخواستم بپرسم چرا؟ مگر نه اینکه بعضی از این کشورهای اسلامی , فقط در ظاهر اسلامی اند؟ و باطنا آمریکایی هستند؟ چرا یک کشور اسلامی ناب محمدی باید در مجامع بین المللی از سیاست چنین کشورهایی ( دارای اسلام آمریکایی) به صرف ظاهر حمایت کند؟
۳۱ خرداد ۱۳۸۶ ۶:۵۰ قֽظֽ | Reply
یعنی چه؟ :
آقای عبدی خدا خیرتان بده
من که با شنیدن اخبار عراق و قلسطین و لبنان و هر روز کشته شدن مردم بیگناه تنم تو خواب هم میلرزه.
بخدا نمیدونم چرا فکر میکنم انگار این اتفاقات توی مملکت خودم افتاده . دلم میخواهد میتونستم برای آنها کاری کنم . ولی فعلا که نمیتونم. فکر کردم دیوان مداین را آینه ی عبرت دان را , برا ما گفتند .خوبس علاج واقعه را قبل از وقوع کرد. میخواستم بدونم من نوعی در همچی مواقعی چیکار باید بکنیم تا این اتفاقات ناگوار سر ما نیاد؟ میخواستم بپرسم اینکه فرمانده کل ارتش تاکيد دارند که " اگر دشمن سنگى بيندازد رهايش نمىکنيم و ديگر چيزى به نام سرباز به سرزمينشان بر نمىگردد." یعنی چی؟ یعنی اگه دشمن بجای سنگ , خمپاره و بمب خوشه ایی و فشنگ و بمب سر ما بندازه این ماها هستیم که باید مثل عراقیها از سرزمین و خونه و زندگیمون بریم؟ آ مثل فلسطینی ها دربدر بشیم؟
...........................................................
عبدی:
اگر مساله خیات و ممات یک کشور باشد طبعا جنگ را نباید بکلی رد کرد به شرط این که مساله با ارزشی باشد.بنابر این در حال حاضر باید با یادآوری اوضاع عراق و افغانستان کوشید که دست اندرکاران را از غلتیدن به ورطه درگیری بر حذر داشت.
۳۱ خرداد ۱۳۸۶ ۷:۱۰ قֽظֽ | Reply
محمد :
با سلام
در فلسطين ، محمود عباس پس از مرحوم عرفات با نظريه اعلام شده پذيرش موجوديت اسرائيل بر سركار آمد . حماس هم پس از آن با نظريه اعلام شده به رسميت نشاختن موجوديت اسرائيل و يا حداقل قبول نداشتن توافق هاي اسلو به ميدان آمد و در زمان انتخابات براي مدت معيني از مردم راي اعتماد گرفت . حال كدام يك از اين راي اعتماد ها مشروعيت مردمي و يا مشروعيت مردمي بيشتري دارد ؟
اسرائيل اين عقل را نداشته و ندارد كه با درگير كردن دولت حماس در مسائل روزمره فلسطيني ها آنها را از راديكاليسم بياندازد .اين هم از غرور و كم و بي ارزش فرض كردن دشمنان توسط اسرائيل است . اين غرور حتما به او ضربه خواهد زد .
اينقدر عقل ندارند كه امنون كه يك جنبش سياسي كه از نظر مذهبي سلفي بوده و سنخيت هايي با القاعده دارد به كار مدني روي آورده تقويت كنند تا از آنها دور شده و الگويي براي سلفي مسلكان شود . شايد براي آنها بهتر است كه راديكاليسم از نوع سلفي هر چه بيشتر تشديد شود تا آنها بتوانند جايگزين خطر كمونيسم را كه پس از فروپاشي شوروي از بين رفت ايجاد كنند . از زمان بوش پدر امريكا در پي جايگزيني ( توهم اسلام )islam fobia به جاي red fobia ( توهم سرخ به معناي كمونيسم است ) است
۳۱ خرداد ۱۳۸۶ ۸:۴۹ قֽظֽ | Reply
مهرنوش :
قبل از هر چیز, نکته ی سؤال برانگیز در مورد فلسطین و اتفاقات این نقطه از جهان اینکه , عجیب نیست که تمام جزییات این کشور , سالهاست روز به روز مورد توجه ی همه کشورهای دنیا , ازتک تک کشورهای اروپایی گرفته تا آمریکا و افریقا و آسیا و البته ایران هم , قرار دارد؟ عجیب تا آنجا که گویی این قسمت کوچک از دنیا , ناخواسته آزمايشگاه جامعه شناختی دنیا , اهالی بیچاره و آواره ی نوار غزه هم خوکچه های هندی آن شده اند؟ بطوریکه هر بار پیچ هر رادیویی را باز میکنی , تا بحال نشده خبری از عکس العملهای مردم آن خطه را به شما ندهند!!
به هر حال نباید تاریخ ایجاد این آزمایشگاه را فراموش کرد؛ که تشکیل دولت اسراییل با سیاست خدعه آمیز و برگرفته از تحریک طمعکاری انسان ,( فریبی که خریدن زمینها با قصد اخراج مردم فلسطین صورت گرفت) باعث و بانی غده ی سرطانی امروز در منطقه ی نفت خیز خاورمیانه است.
ناگفته نماند تلاشهای گوناگون معالجه این غده هم ( از مسلحانه تا سیاسی تا حتی شیمی درمانی!!) به دلیل قدرت هسته ی تشکلیل اولیه ,تا به امروز جواب نداده , ناموفق از آب در آمده است.
باری سالها پیش , در نهایت مبارزات و نلاش خون فشان مردم فلسطین و رهبران آنان , مردم آواره بکمک خبرنگاران و روزنامه نگاران مستقل به این نتیجه رسیدند که بهتر است سیاست جواب نگرفته ی گذشته را کنار گذاشته راه جدیدی را برای مبارزات مشروع خود اختیار سازیم .... تصمیم گرفتند به نوعی از همان راه که بیرون انداخته شده بودند, بخانه برگردند!! (سیاست تشکیل دولت مستقل در ازای دادن امتیاز رسمیت شناختن دولت اسراییل) .....
ولی اینبار هم دولت پنهان و قدرتمند اسرائيل کوتاه نیامد و فریب این سیاست تازه فلسطینی ها را نخورد تا جاییکه علنا برای نابودی مبارزات متفکرانه ی فلسطینیان و بخصوص الفتح , تلاشهای علنی بخرج داد... تا شاید با ضربات کوبنده ی خود , فلسطینیان را سر لج و لجبازی و بازگشت از این راه جدید و پر هزینه برای خود بیاندازد.( البته عده ای ظاهر بین فریب خشونتهای موسمی اسراییل را خوردند و ....) دولت اسراییل تلاش کرد تا از راه بکار بردن خشونت برای ایجاد خشونت , از انجام هر مذاکره برای انعقاد هر قراردادی که سرانجام به تخليه سرزمين های اشغالی و برچيده شدن شهرک های مستعمره منجر شود، اهتراز کند.
مساله ساده است و به بنيادگرائی اسلامی و حماس هم ربطی ندارد. همه ملت ها در موقع اشغال شبیه به هم هستند. آنان از اشعالگر و همدستان اشغالگر خارجی تنفر دارند، چه نروژی باشد (نظير کيسلينگ)، چه فرانسوی (مارشال پتن) چه ایرانی ( شاه ) يا فلسطينی.
ولی حل این روحیه ی ساده ی مبارزه با اشعالگر است که مشکل است! و تدبیر و چاره چویی را میطلبد.
تشکیلات فلسطین تا آنجا که مطلع هستم از دمکرات ترین تشکیلات هدایت و رهبریست و به همین دلیل هم در فقدان یاسر عرفات , و وسوسه ی خناسان , حماس توانست با شعار مبارزه جدی با اسراییل اشعالگر, مردم ظاهر بین را بخود جلب کرده , رای اعتماد بگیرد و در دولت مستقل عهده دار مسؤلیت شود. ولی این سازمان با این اعتماد مردم چه کرد؟ ایجاد تنش و تحت فشار قرار دان بیشتر مردم به لحاظ اقتصادی ... و متحد کردن دنیا علیه خود!! و چه بدست آورد؟ همین که امروز شاهد درو کردن آن هستیم.
در حقیقت دولت عباس یک دولت مشروع فلسطینیست که از طرف مردم خود, با مکانیزمهای قانونی و بدست آوردن آرای مردمی بعد از فوت عرفات عهده دار رهبری دولت خودگردان فلسطینی شد و این حماس بود که با ورود فریبکارانه به نشکیلات دولتی , انا شریک گویان , قصد کودتا بر علیه تمام تلاشهای گذشته ی آن را داشت.
شایسته ی گفتن است در این بین هم دولتهای آمریکا و اسراییل بیکار ننشسته , آنها هم مرتب آب را گل آلود میکردند تا ماهی های خود را از آن بگیرند و گرنه اگر رهبران واشينگتن و اورشليم واقعا خواهان صلح با فلسطین بودند، برای امضای پيمانی با محمود عباس شتاب می کردند. ولی نکته ی عبرت آموز اینکه آمريکائيان و اسرائيلی ها برای خراب کردن چهره ی عباس , از او همه گونه تجليل قابل تصور به عمل آوردند ولی , ولی از پذيرش کليه خواست های منطقی او نیز خودداری کردند!!
اینجاست که باید درس گرفت , تا حواسمان حسابی برای اتفاقات آینده ی خودمان و حمایتها و جداییهای آن جمع باشد ,... تا قضاوتمان نسبت به افراد , تنها به شعارهای توخالی و به چشم ظاهر بینمان نباشد بلکه قضاوتمان به عقلمان باشد و بدانیم هر چه تا به امروز کشیده و میکشیم از جهلمان ناشی شده ... سعی کنیم از همین امروز , از رویدادهای پیرامونمان درس گرفته با مشارکت فعال همدیگر , این ضعف جمعی را کم کم برطرف سازیم.
آیا آینه ی عبرت بهتری سراغ دارید؟
۳۱ خرداد ۱۳۸۶ ۹:۱۱ قֽظֽ | Reply
مهدی :
سلام آقای عبدی
فلسطین افسانه غم انگیز هزاره های آینده است مبارزات سیاسی در مشرق زمین بیشتر از آنکه به بازی شطرنج شباهت داشته باشد به بازی ساده مارو پله می ماند وجنگ بین نیروهای فلسطینی در مقاومت فلسطین مثل رسیدن به خانه ماراست که از هر چند سالی یکبار رخ می دهد تا آنان مجبور شوند بازی را از نو والبته از خانه های قبلی ویا حتی از ابتدا شروع کنند.
دولت اسراییل برای آرامش ایجاد نشده است تا امیدی به توقف جنگ وخشونت در این منطقه باشد یهودیان زیرک وبی نیاز هرگز برای سکونت سرزمین موعودشان را انتخاب نمی کنند فقرای یهود برای زندگی بهتر در این دنیا و با وعده سعادت اخروی به این سرزمین کوچ داده میشوند تا برای سال های سال جنگ و خشونت و تعصب دینی و قومی سرباز گیری شود .
فراز و فرود مبارزات فلسطین و مستله اسراییل را از این منظر میبینم .
۳۱ خرداد ۱۳۸۶ ۹:۵۴ قֽظֽ | Reply
Mohammad :
عروس خاورمیانه
خط مقدم، شاید همیشگی
باید به فلسطین و اسرئیل حتما فکر کرد. اما اگر به هنگام تحلیل و بررسی فلسفه وجودی مساله فلسطین، اسرائیل و غرب و شرق را پیش چشم نداشته باشیم در مسائل فرعی بدون توجه به ریشه ها غرق می شویم، که در این صورت در بررسی ها به راه خطا می رویم. این می شود که می گوییم اگر چنین می شد بهتر بود یا می گوییم مساله فلسطین به ما چه ربطی دارد و ... بهتر بودن سیاستها را باید با توجه به فرض اصلی و فلسفه وجودی مساله اسرائیل و فلسطین بسنجیم. اگر در ذهنیت غرب، در کلیت آن، گرایشات صلیبی باشد، و یا مساله کنترل جهان اسلام و عرب، ایجاد رقابتهای تسلیحاتی و صادرات تسلیحات، ایجاد فشار سیاسی غرب، چنگ و دندان نشان دادن به خاورمیانه و جهان اسلام، مساله نفت و... باشد. خط مقدم همه اینها اسرائیل است.
فلسطین خط مقدم جهان اسلام و عرب است و اسرائیل خط مقدم غرب در کلیت آن است.
توافق نانوشته ای خط مقدم را در آنجا کاشته است. حالا به این شکل تشویق و فشار به یهودیان عالم برای استقرار در این خط مقدم شکل گرفت و طرف مقابل هم جبهه ای خود را درغالب گروههای فلسطینی باز کرد.
این آش کشک خاله است، بخوری یا نخوری پاته. امروز رقابت و جنگ میان فلسطینیها به معنی جنگ میان هم جبهه ای ها است که یکی می خواهد مبارزه را به سبک خودش انجام دهد و رقبا را بیرون می کند. البته غربی ها هم خوشحالند و هم دارند میزان قدرت طرفین را محاسبه می کنند.
بیچاره عروس خاورمیانه که قرعه به نامش خورده است. آمریکا به دنبال جنگ بی پایان است و فلسطین هم از موارد مناسب است. براساس شرایط خاص جهان اسلام هم به نفع خود می داند در آنجا با غربی ها بجنگد.
ادیان ابراهیمی قبل از تصمیم غرب برای ایجاد اسرائیل، در کنار هم زندگی می کردند و بخوبی می توانستند ائتلاف ادیان را به نمایش بگذارند. حال به این نتیجه می رسند که باید دیوار زخیمی آنها را از هم جدا کند. این جنگ به نوعی جهانی است این دیوار بین خاورمیانه و غرب است نه میان فلسطین و اسرائیل.
حال با این شرایط بهترین راه برای صلح را، که برای خلق خدا خوبست اما برای امپریالیست ها خوب نیست، پیدا کنید.
(در ضمن جناب عبدی از شریعتی یادتان نرود.)
............................................
عبدی:
درباره مرحوم شریعتی باید مطلبی در خور نوشت که تکرار مکررات هم نباشد و چنین نوشتنی در حال حاضر از من بر نمی آید.
۳۱ خرداد ۱۳۸۶ ۰:۵۱ بֽظֽ | Reply
Karim :
جناب عبدی...کامنت گزارهای شما با شعور و فهیمند اگر چه تک و توکی بد سلیقه
و یا کمی خود خواه هستند و عجیب هم نیست که در عین شکوه و نقد تند از بعضی
رهبران گروه های سیاسی و مبارز دقیقا خودشان هم بان صفات گرفتارند !!!؟
با شما موافقم که ده تا مرحوم طالقانی هم نمیتوانستند جلو دار کیش شخصیت پرستی
مسعود رجوی بشوند ...این جای تاسف دارد که رهبران هنوز بقدرت نرسیده !!این چنین
ظالمانه برای بقای پست دایمی اشان هم رقبای درون گروهی را درو !!میکنند هم
روئسای دیگر گروه ها را تازه باسم دمکراسی و ازادی برای ایران !؟؟
و عجیب اینجاست که اعتقاد راسخ دارند همه مردم ایران !؟ خواهان انها هستند
و وقتی مرحوم بازرگان از انها خواست اسلحه بزمین بگزارند و برای مردم خواهانشا
بسنده کنند !!!؟ هرگز تن باین خواست ندادند و گفتند اسلحه برای مبارزه با امپریالیست
امریکا لازم است .....و امروز در پناه کاخ سفید و سناتورهای امپریالیست !!دارند
نسخه ایران ازاد و دمکرات را مینویسند . باز هم با تشکر کریم
۳۱ خرداد ۱۳۸۶ ۴:۳۳ بֽظֽ | Reply
مرتضي :
سلام : درد ناك است وقتي مي شنوي گروههاي فلسطيني صدام را سيد الشهدا معرفي مي كنندچيزي كه هر ايراني را ناراحت مي كند دردناك تر اين كه در مطبوعات ايران اشاره اي به اين موضوع نمي شود آيا اين به معني انكار مظلوميت مردم ايران در جنگ تحميلي نيست آيا اين توهين به خانواده هاي شهدا نيست ؟؟؟من هميشه اخبار فلسطين را دنبال مي كردم ولي الان اصلا برايم مهم نيست چرا بايد مهم باشد اين ها حتي به هم ديگر رحم نمي كنند همديگر رابه خاطر قدرت بيشتر مي كشند آيا شما مي توانيد دوست بداريد كساني را كه به صدام جنايتكار عشق مي ورزند ؟ ؟
..............................................
عبدی:
وقتی که حقیقت آنقدر در حاشیه منفعت قرار می گیرد که حتی شبحی از آن هم دیده نمی شود بناچار با دفاعیات برخی از مسلمان و اعراب از صدام حسین هم مواجه می شویم.اما اگر کار آنان بد است به همین دلیل نباید ما هم چون آنان رفتار کنیم و چشم خود را بر ظلم و تجاوز ببندیم.
۳۱ خرداد ۱۳۸۶ ۴:۵۴ بֽظֽ | Reply
علی از قم :
تا زمانی که عرفات زنده بود،معروف بود که فلسطینی ها منافع ملی شان را بر منافع حزبی ترجیح داده و بهانه به دست اسرائیل نمی دهند. گویا ابو مازن با توجه به تحولات اخیر، نتوانسته همانند عرفات عاقلانه عمل کند. برخورد تند او با گروه محبوبی چون حماس، می توانست پدرانه و عاقلانه تر باشد. از سوی دیگر حماس با برخی اقدامات اش در روزهای اخیر نشان داد که در نقض حقوق اولیه بشری، ید طولایی دارد!! و آنقدرها هم قدسی و آسمانی نیست!! با این وضع، رؤیای تشکیل کشور مستقل فلسطینی در سایه حماقت ها و خیانت های هر دو طرف، چند سال به عقب افتاد. اینطور نیست؟ باید به دوران عرفات برگشت.چانه زنی در بالا با فتح و فشار از پایین با حماس و جهاد اسلامی. البته به شرط رعایت حقوق غیرنظامیان (چه عرب چه اسرائیلی ) تضعیف ابومازن بیشترین را به خود حماس خواهد زد.
....................................................
عبدی:
تمام تحلیلهای ممکن یکطرف .اما من حس خاصی هم دارم که با خوانندگان در میان می گذارم و نمی دانم تا چه حد مقبول می افتد.وقتی فیلم های خبری فلسطین و افراد اسلحه به دست را با آن هیبت و ماسک و رفتار غرورآمیز می بینم به این نتیجه می رسم که سیاستی که با این گروهها پیش رود چندان قابل کنترل از سوی رهبران نیست.اسلحه بدون نظم سیاست خود را هم به امور تحمیل می کند و رهبران را به دنبال خود می کشد.
۳۱ خرداد ۱۳۸۶ ۶:۰۴ بֽظֽ | Reply
masoud :
آقای عبدی
"نیروی های گریز" از مرکز دیگر چه صیغه ای است؟ نکند منظورتان همان نیروی های " مرکز گریز" است؟
البته اینها کمی تا قسمتی و شاید هم خیلی با هم فرق می کنند!
..............................................
عبدی:
اشکال واردی است.چون هنوز اصطلاح فیزیکی گریز از مرکز در ذهنم بود و از این کلمه هم به ندرت استفاده کرده ام چنین خطائی را مرتکب شده ام.
۳۱ خرداد ۱۳۸۶ ۶:۰۶ بֽظֽ | Reply
در جواب به آقای عبدی :
رمانی میخواندم به اسم "for the roses" داستان خانواده ای سیاه پوستی که در خانه ی مردی سفید پوستی که بسیار بد اخلاق و مشروبخوار و بد بود کار میکردند (زمان جنگهای داخلی آمریکا) آن مرد سفید پوست وقتی مست میکرد , مثل همه ی مستهای دیگر , رفتار و حرکاتش از کنترل خارج میشد بنحوی که حتی زن و بچه ی خودش را هم کتک میزد... روزی که از کنترل خارج شده بود و داشت زنش را کتک میزد, زن فریاد کمک زد و اتفاقا پسر بچه ی این خانواده ی سیاه پوست شنید و احساساتی شد و به دفاع از مظلوم رفت و آقاها را از پشت هل داد و آقاها اتفاقا خورد زمین و سرش خورد به یک تیزی و مرد....
آن خانواده مجبور شدند برای فرار از مرگ از آن شهر فرار کنند و به شمال مهاجرت ( یا پناهنده شوند!) در آن زمان شهرهای شمالی آمریکا توسط ابراهام لینکلن آزاد شده بود و به سیاه پوستان کار الکی چندانی نداشتند!!....
سالها بعد دو پسر آن مرد سفید پوست بزرگ شدند و ... به خونخواهی پدر به آن شهر شمال رفتند و بر علیه آن پسر بچه ی بزرگ شده ی سیاه پوست ایراد شکایت قتل پدرشان را کردند.... خانواده ی سیاه پوست برای دفاع از فرزندشان وکیل گرفتند... وکیل آمد و داستان این خانواده آن خانواده را از سیر تا پیاز گوش کرد ...
آقای عبدی منظور از این مقدمه ی طولانی اینجای آن داستان است . در جواب به این جواب شما: "تحلیل قضیه از این جهت که استکبار جهانی و امثالهم برخی افراد را در آب نمک خواباندند تا روز مبادا چنین اقداماتی را کنند منطقی نیست و امکانپذیر هم به نظر نمی رسد.ما در درون خودمان به اندازه کافی اشکال داریم که برای رسیدن به این مراحل احتیاج به برنامه ریزس خارجی ها نداشته باشیم."
وکیل برای دفاع از موکل خود, و بیگناه کردن آن سیاه پوست , شروع کرد به جو سازی...در این راستا به هر یک از اعضای خانواده سیاه پوست roses مسؤلیتی داد. یکی از اعضای آن خانواده را که ذاتا حالت نگاه های بد داشت موظف کرد که وقتی آن دو شاکی به دادگاه آمدند , فقط به آنها خیره خیره k'hi میکنی , بنحوی که سنگین نگاه را احساس کرده , بفهمند که به آنها "بد بد " نگاه میشود!! ... به دیگری گفت : تو هم برو و تمام اسبهای کرایه ای شهر را کرایه کن. گفت چرا؟ گفت تو فقط برو کاریت نباشد .... و به دیگری.... به مهماندار هتل شهر که شاکی ها در آنجا اتاق گرفته بودند گفت : به آنها غذاهای بد بد بده ... به... (دیگه باید خود کتاب را بخوانید تا فضا سازی و جو سازی برای رسیدن به مقصود را یاد بگیرید و نگویید ....)
خلاصه کلام اینکه این وکیل آمریکایی با این فضاسازیهای مصنوعی و استفاده از قابلیتها و تواناییهای افراد معمولی و جو سازی , قصد داشت وکلاتش را به نفع موکلش انجام داده و .... قصد داشت تا شاکی های راحت طلب آن پدر ثروتمند سفید پوست را عاصی کرده وادار به کاری برعلیه خود کند.....
(مگر میشود آقای جهان بود و به اندازه ی یک وکیل ساده , سیاست و تدبیر نداشت؟)
روز دادگاه وکیل از شاکی ها پرسید: ادعای شما مبنی بر قتل پدرتان توسط متهم درست!! اگر شما در این مورد راستگو باشید علی القاعده باید در همه ی موارد دیگر هم راستگو باشید ... و اگر دروغ گو باشید , دادگاه نمیتواند به ادعای شما اعتماد کرده , شکایت شما را مبنی بر قتل پدرتان وقعی بگذارد... خوب به دادگاه بگویید که شهر ما را چگونه یافتید؟
گفتند: شهر بسیار خوبیست.
سؤال کرد: فلان فاحشه شهر چظور؟
گفتند او هم خوب است.
پرسید: مهماندارهای هتل چطور؟
آنها هم خوب بودند...
آنوقت وکیل متهم , فاحشه شهر و مهماندار هتل و اسب کرایه ده ها را یکی یکی آورد و حرفهایی که آن دو در موقع عصبانیت و مستی به آنها زده بودند را جویا شد و ....به این نحو ثابت کرد که این شاکی ها ذاتا دروغ گو هستند و نمیتوان به شکایت فرد دروغگو رسیدگی کرد....
جالب است که این وکیل اصلا به ماجرای قتل غیر عمد نپرداخت...
آقای عبدی اینقدر ساده نباشید !! بحث بر سر بد و خوب افراد هم نیست . بحث اینست که هر کدام از ما ممکن است در یک برهه ایی مورد سو استفاده ی ناخواسته قرار گیریم و .....
داستان در این زمینه طولانیست و هر کس خودش باید به آن برسد.
در خانه اگر کس است, یک حرف بس است.
.........................................................
عبدی:
متاسفانه آدم ساده ای هستم و این سادگی را با هزار پیچیدگی عوض نمی کنم.
۳۱ خرداد ۱۳۸۶ ۶:۴۴ بֽظֽ | Reply
یک هموطن :
جناب عبدی عزیز
در برابر تندر می ايستند
خانه را روشن مي کنند
و مي ميرند....
در پاسخ آن دوست نادیده ام باید عرض شود برای روشنگری بهتر میتوان به ماهنامه چشم انداز ایران به سردبیری مهندس میثمی مراجعه کرد. شما کافیست در جستجو گر گوگل واژه 30 خرداد 60 و یا تابستان 67 که واقعیتیست پر آب چشم جستجو کرده وبه قدر وسع آنچه که باید یافت. میتوان دو چشم بینا داشت و واقعیات را نه تنها شنیده بلکه دید. برادر عزیزم:
درافتادن با گذشته، رویاروئی با انکار تاريخ، و مبارزه با فراموشی است.
محّمد غزالی درکتاب «المنقذ ِمن الضلال»، که با عنوان "شک و شناخت" به فارسی ترجمه شده است، همانند «رنه دکارت» René Descartes مسئله شک اسلوبی را مطرح نموده است.
حرف حساب غزالی و دکارت این بود که:
« همه چیز را باید از همه چیز جُدا کرد.»
و این مسئله مهمی است که در عمل بسیاری از ما، آن را دماغ در نمیآوریم و پشت گوش می اندازیم.از دل شک به سرچشمه یقین برسیم.
۳۱ خرداد ۱۳۸۶ ۶:۵۵ بֽظֽ | Reply
:
آقای عبدی به نظر شما دولت ایران به چه مجوز و قانون و حکمی از گروه افراطی حماس در فلسیطن حمایت میکند؟ تا جاییکه نخست وزیر اردن كه در یك كنفرانس مطبوعاتی شركت كرده بود در این مورد اظهار داشته است : اطلاعاتی كه ما داریم این است كه بین رژیم ایران و حَماس یك قرار داد امضاء شده است كه برمبنای آن رژیم ایران به برخی از عناصر حماس آموزش نظامی بدهد. این قرار داد توسط سعید صیام وزیر كشور وقت فلسطین در سفرش به ایران امضاء شده بود.
آیا با این رویه حمایتها از گزوههای تندرو و افراطی , میتوانند به دنیا بگویند ما از انرژی هسته ای فقط اهداف صلح طلبانه داریم؟ و آیا آنها این ادعا را , با این دم خروس باور میکنند؟
...........................................
عبدی:
در باره ادعای وزیر اردنی مطلبی نمیتوان گفت چون ادعاست.اما دولت کنونی ایران حماس را هم سازشکار می داند .
۳۱ خرداد ۱۳۸۶ ۹:۳۴ بֽظֽ | Reply
م - د :
درگيريهاي فعلي حماس و فتح , نمونه ایست از درگیری های گذشته , حال و آینده ی خود ما با مخالفان انتخابات آزاد , با گردن کشان در مقابل خواست و اراده ی مردم , با جزم اندیشان و متعصبان بسته فکر و بسته دید و بسته گوش , .... و نمونه ایست از درگیریهای خود ما با فرار کنندگان از نور و روشنایی و شفاف بودن و رفراندم و ....
درست است که مخالفت با پيشنهاد انتخابات عباس از سوي حماس نقطهضعف آنان تلقي ميشود ولی از همه مهمتر, دید و نگاه آنان به دنیا و هستی و تاریخ و انسان است که نقطه ضعف آنها بشمار میرود. با این نگاه ناجور به هستی و تاریخ و انسان چه می باید کرد؟
آیا محاصره اقتصادي حماس به دليل مبارزهجويياش عليه اسرائيل از همین کوزه ی ناجور , برون نتراویده بود؟ آیا مشابهت های این سیاست را در بین خودمان سراغ نداریم؟ بیخود نیست که گفته اند: کبوتر با کبوتر , باز با باز -- کند همجنس با همجنس پرواز
۳۱ خرداد ۱۳۸۶ ۹:۵۸ بֽظֽ | Reply
كرماني :
با سلام خدمت آقاي عبدي و دوستان محترم،
بنظر بنده حماس بزرگترين ظلم را در حق فلسطينهيها و آرمانشان انجام داد و آن متاسفانه دادن شعار و عملكرد خلاف آن در عمل است. واقعا جاي سئوال دارد وقتي كسي روندي و دولتي را قبول ندارد چرا ميرود و حكومت را در دست ميگيرد؟ آيا كساني كه به حماس راي دادند به مخيله شان هم ميگذشت كه به چنين سرنوشتي دچار ميشوند؟ در اينجا بحث انتخاب دموكراتيك مردم حرف بيخودي بيش نيست چه آنكه فلسطينيها در همان حال از حاميان عرفات و طرح وي بودند و ابو مازن هم با همين آرا انتخاب شد. حماس در حاليكه طرح ديگري در ذهن داشت با اين شعار كه بنفع مردم كار خواهد كرد سر كار آمد و فساد مقامات دولت فلسطين هم سبب راي به آنها شد. حال اگر حماس ادّعاي دموكراسي دارد چرا به آراي مردم رجوع نميكند تا ببيند آنها چه ميگويند.متاسفانه الان ايران،آمريكا و فلسطين اسير چنين تفكراتي شده اند كه در انتخابات يك چيز ميگويند ولي در عمل كار ديگر ميكنند و هر سه باعث مصيبت شدهاند.
۳۱ خرداد ۱۳۸۶ ۱۱:۵۳ بֽظֽ | Reply
كرامت :
آقاي لاريجاني گفته است كه در واشنگتن گنجي و حقيقت جو به آمريكائيها گفته اند ايران را تحريم كنند.معلوم است كه اخبار خوب به ايشان ميرسد ولي با كمي مشكل! بقول آقاي نبوي در نيويورك بود نه واشنگتن و احمدي نژاد بود نه گنجي كه با آن سخنراني ملهم از هاله نور دور سر آن حرفهاي جالب زد تا كليد تحريم خورد! آقاي لاريجاني كه خودش آنجا بود!
۱ تیر ۱۳۸۶ ۰:۲۹ قֽظֽ | Reply
حامد شيرزاد :
با سلام
نظر دانشجويان پيرو خط امام در مورد مرحوم دكتر چمران (قبل از شهادت ايشان) چه بود؟ آيا ايشان را جاسوس امريكا تلقي مي كردند؟ در تهران تظاهراتي عليه آقايان بازرگان - چمران و يزدي برگزار شده بود . علت اين مساله چه بود؟ خانم ابتكار در كتاب خود نوشته اند كه دو ميليون نفر در آن تظاهرات شركت نمودند. البته ايشان گفته اند كه تظاهرات عليه آقايان بازرگان و يزدي بود و نامي از مرحوم چمران نبرده اند. من هميشه مايل بودم نظر شما را در مورد دكتر چمران بدانم. توضيح شما در اين باب از اين رو اهميت دارد كه مي تواند به فهم بهتر بخشي از تاريخ معاصر ايران كمك كند. شما به عنوان فردي كه در مساله گروگان گيري شركت نموديد مشخصا چه داوري اي در مورد چمران (كه با آن اقدام كاملا مخالف بود) داشتيد؟
بسيار متشكرم.
...................................................
عبدی:
من به یاد ندارم که تظاهراتی علیه مرحوم چمران صورت گرفته باشد.اما من این اخلاق را ندارم که به زنده ها بد بگویم و مرحوم شدگان را از خود بدانم و بناحق میراث بری کنم که این کار زشتی است.مرحوم چمران تا وقتی که زنده بود در چارچوب نهضت آزادی (البته با کمی تفاوتهای اخلاقی)قرار می گرفت.و برای ایشان در زنده بودنشان همانقدر احترام قائلم که برای آقای یزدی و بیشتر از آنها برای مرحوم بازرگان.این که کسی هم با آن اقدام موافق یا مخالف باشد ملاک موضع گیری له یا علیه من نیست این حق افراد است که در مسائل موضع گیری کنند.چه بسیار افرادی که با آن عمل موافق بودند و هر روز پشت در سفارت بیتوته می کردند اما با آنها توافق فکری نداشتیم.
۱ تیر ۱۳۸۶ ۰:۴۷ قֽظֽ | Reply
Meysam :
http://news.bbc.co.uk/2/hi/middle_east/6221694.stm:
Given that Palestinian Muslims are nearly all from the Sunni branch, some videos seem to be exploiting, or stirring up, anti-Shia sentiments.
In one Fatah video, the dismissed Prime Minister Ismail Haniya is shown embracing President Mahmoud Ahmadinejad of Iran - picking up on Hamas's close links with Shia Muslim Iran to discredit the Islamist movement.
There is also an image showing him embracing a rabbi.
In one commemorative video for Mr Madhun, the late militant is shown in heroic pose with the caption "Vanquisher of the bloody Shia current".
He is also shown alongside the late Iraqi leader Saddam Hussein, whose execution opened a Sunni-Shia faultline, with the caption: "The same killer and the same method".
Hamas touches on the same theme with a video showing the late Fatah-founder Yasser Arafat embracing "the enemies of the Palestinian people" Ayatollah Khomeini, as well as the Pope.
How desperate we are, having lots of enemies and our friends are all our enemies when they have the chance
۱ تیر ۱۳۸۶ ۳:۳۸ قֽظֽ | Reply
Mohammad :
تکمله ای بر دو نظریه
ادامه نظریه آقای عبدی بر نظریه علی آقا از قم
به یقین باید برسیم که آمریکا به دنبال نظریه " برخورد تمدنها" ، " جنگ بی پایان" و " دشمن تمام عیار " ، برای تحقق این تئوری ها باید دشمن مطلوب را خلق و تقویت کند. با ایجاد طالبان در مقابل شوروی سابق نطفه اصلی بسته شد. از آن پس تمام حرکتهای آمریکا در جهت خلق طالبانها در هر لباسی و در کشوری از خاورمیانه می باشد. حتی در زندان گواتانامو هم به این آموزش ها دست می زند، حتی آنجا خیلی کارها می شود.آمریکا از اصلاح طلبی اسلامی سودی نمی برد. باید طالبانها و فرهنگ طالبانی را در عراق، لبنان ، افغانستان و هر گوشه و کنار خاورمیانه ایجاد، آماده و خوب ورز داد تا همه چیز برای یک جنگ کامل آماده گردد. خاورمیانه به خرابه ای مقروض تبدیل خواهد شد، تمام ذخایر مالی اش به خرید اسلحه صرف خواهد شد و پس از شکست تا پایان عمر نفت، به غرب مقروض خواهد شد و ما برده غرب خواهیم شد. تمام دغدغه و نگرانی امروز ما باید این باشد.
جناب عبدی سخن مهمی ذیل نظریه علی آقا از قم نوشته اید و این مهم ترین مساله برای نگرانی ما باید باشد.
آقای عبدی گفتید من حس خاصی دارم اما نمی دانم مقبول افتد یا نه. این حس بسیار اصیل است، خبر از زلزله می دهد. در فضای نظامی حتما منطق پخش نخواهند کرد، در آنجا حتما اسلحه سیاست خود را تحمیل خواهد کرد. برزگترین خدمت به خلق ایران و سیاستمداران این است که همه را آگاه کنیم، به هیچ وجه راهی نروند که به این ورطه بیافتیم. مسئولیت سیاسیون ما امروز خیلی سنگین است. کسانی که امروز شجاع و جسور خوانده می شوند و دلشان هم برای ایران می سوزد ممکن است کاری بدست خود و ملت بدهند که تا یک قرن تاوان پس بدهیم. آنها گول تشویق ها را نخورند، عاقبت اندیش باشند. سینه سپر نکنید، کمی فکر کنید.
۱ تیر ۱۳۸۶ ۱:۲۹ بֽظֽ | Reply
:
آقای عبدی یکی از همکاران این سؤال را ازمن کرد: حمايت آمريكا و اروپا از محمود عباس رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين ديگر آبرويي براي دموكراسي غربي نگذاشته است. آیا تو که برای دموكراسي سينه چاك مي دهی بگو ببینم آيا اين آبروريزي برای دست کشیدن از دموکراسی كافي نيست؟
من به او چه جوابی باید داده باشم که خدا را خوش بیاید؟
....................................................
عبدی:
برای ارائه دلیل و شاهد علیه ادعاهای غرب در دفاع از دموکراسی احتیاجی به این مورد خاص نیست و می توان موارد دیگر را بر شمرد.چرا که در این مورد اتفاقا دست آنها چندان هم بسته نیست.محمود عباس هم از طریق دموکراتیک انتخاب شده و پیشنهاد برگزاری انتخابات زود رس هم که معمول است را داده است بنابر این در مورد حاضر چیز چندانی نمی توان گفت.
۱ تیر ۱۳۸۶ ۱:۵۴ بֽظֽ | Reply
:
«جيمي كارتر» رئيس جمهوري پيشين آمريكا در جمهوري ايرلند، در گفت وگو با خبرنگاران ادعا كرد: واشنگتن و تل آويو تمام تلاش شان را به كار گرفته اند تا شكاف ميان جنبش هاي فتح و حماس، گسترده تر شود.
بنظر شما چرا جیمی کارتر , بر خلاف منافع ملی کشورش چنین ادعایی را مطرج میکند؟
.................................................
عبدی:
قاعدتا وی این سیاست را مطابق منافع ملی نمی داند که آن را بیان می کند.
۱ تیر ۱۳۸۶ ۲:۰۴ بֽظֽ | Reply
فرزاد - ق :
سلام
و خسته نباشید
این روزها مرز بین تروریست و مبارز راه آزادی کاملا مخدوش شده و هر کس دیگری را تروریست و گروهای طرفدار خود را آزادی ستان می نامد . تا آنجا که آقای لاریجانی هم در مصاحبه با یک خیرنگار خارجی تصریح کرده اند که: " ما از حزبالله و حماس حمايت میکنيم. اين امر درست است . اما اين دو گروه گروههای ترويستی نيستند. آنها دو گروهی هستند که از سرزمين خود دفاع میکنند. "
آیا میشود برای روشن شدن موضوع و اینکه چه کسی در این دنیای امروز تروریست است و چه کسی از سرزمینش دفاع میکند مطلبی بنویسید؟
.......................................................
عبدی:
باید انصاف داشت و پذیرفت به دلیل رفتارهای دوگانه غربی ها در این زمینه مرزها مخدوش شده و چندان کاری برای این تفکیک نمی توان کرد.فراموش نکنیم که غربی ها رمانی عرفات را رهبر تروریستها می نامیدند اما در نهایت هم او را پذیرفتند و با او کنار آمدند در حالی علی القاعده با تروریستها کنار نمی آیند.
۱ تیر ۱۳۸۶ ۹:۱۹ بֽظֽ | Reply
در خصوص کامنت آقای دادیار :
تهران- خبرگزاری کار ايران
علی لاريجانی، دبير شورای عالی امنيت ملی که پيش از اين اعلام کرده بود عدهای از داخل کشور به خارج رفته و غربیها را به صدور قطعنامه عليه کشور ترغيب کردهاند، گفت که «نيازی به برخورد با اين افراد وجود ندارد و گاهی نصيحت کردن هم جواب میدهد.»
به گزارش خبرنگار "ايلنا"، علی لاريجانی روز پنجشنبه در حاشيه مجمع عمومی جبهه پيروان خط امام و رهبری در جمع خبرنگاران در پاسخ به سوالی مبنی بر اينکه آيا با کسانی که اعلام کردهايد غرب را به صدور قطعنامه عليه ايران ترغيب کردهاند، برخورد شده است، گفت: «نيازی به برخورد با اين افراد وجود ندارد و گاهی نصيحت کردن هم جواب میدهد. ما خيلی استراتژی برخورد کردن را دنبال نمیکنيم.»
..................................................
عبدی:
عجیب است.این موارد اگر هست قانونا باید برخورد شود و اختیاری نیست.راستی کشوری که تا این حد اهل تساهل و مدارا حتی با افرادی است که علیه منافع و امنیت کشر عمل می کنند هست پس چرا با دانشجو و کارگر و معلم اینچنین برخورد می کند؟
۱ تیر ۱۳۸۶ ۹:۳۲ بֽظֽ | Reply
دنیز :
چون صمیمانه به سوالات جواب داده اید، من هم یک سوال از شما دارم آقای عبدی؛
به نظر شما مساله قره باغ اشغال شده توسط ارمنستان مهمتر است یا مساله مردم فلسطین که میلیونها عرب پشتیبان آنها هستند و عجمها پشتیبان آنها شده اند؟
خاطر نشان می شود که مردم جمهوری آذربایجان همزبان بخشی از ایرانی ها و هم مذهب اکثر ایرانیان هستند .
.....................................................
عبدی:
اهمیت وقایع به عوامل متعددی بستگی دارد امروز در دارفور صدها هزار نفر در حال وحشتناکی هستند و یک فاجعه انسانی به تمتا معناست اما اهمیت سیاسی آن به دلائل متعددی از خاورمیانه کمتر است.قضیه قره باغ به لحاظ سیاسی اهمیت منطقه ای کمتری از خاورمیانه دارد.اما طبیعی است به دلائل خاصی ایران باید به این موضوع بیش از کشورهای دیگر توجه کند.
۲ تیر ۱۳۸۶ ۰:۳۹ قֽظֽ | Reply
حبیب :
سلام
فکر کردم اگر مثبت باشد دیگر دیر و یازود ندارد.
به نظر من چشم اسفندیار جنبش فلسطین به پای میز مذاکره کشاندن اسرائیل میباشد. در زمان عرفات این مذاکرات تا انجا پیش رفت که صحبت سر تقسیم اورشلیم بود. شارون با نمایش ورود به مکان مقدس مسلمانان آنرا به هم زد.
۲ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۴۸ قֽظֽ | Reply
پس زدن انتخابات با وجود داشتن اکثریت! :
چرا تحلیل گرایان دولتی ایران که در مورد فلسطین مینویسند معتقدند :"محمود عباس دولت اسماعيل هنيه را منحل خوانده و دولت سلام فياض را جانشين آن معرفي كرده است در حالي كه در مقام عمل هر دو اقدام او بي اثر مي باشد...." ولی در مورد کودتای حماس و کشتن افراد الفتح توسط حماس و پس زدن انتخابات زودرس پیشنهادی محمود عباس چیزی نمی نویسند؟ در صورتی که معتقدند طرفداران حماس در فلسطین اگثریت مطلق مطلق را دارند و در این ارتباط نوشته اند:" اكنون تنها منطقه آزاد شده فلسطين - يعني نوار 365 كيلومتر مربعي غزه- كاملاً در اختيار حماس است. آنان نيروهاي وفادار به محمود عباس را كه حدود 18 هزار نفر از جمعيت 5/1 ميليون نفري غزه را شامل مي شوند خلع سلاح كرده و به درگيري ها خاتمه داده اند. از همين رو برخلاف روزها، ماهها و سالهاي گذشته اينك اين منطقه آرامترين روزهاي خود را سپري مي كند و دولت اسماعيل هنيه در كمال آرامش به اداره امور مردم سرگرم شده است اين در حالي است كه مقر دولت سلام فياض- شهر رام الله- در تصرف ارتش رژيم صهيونيستي است. نظاميان رژيم صهيونيستي بر اين شهر و ساير شهرهاي كرانه باختري رود اردن- شامل بيت اللحم، الخليل، اريحا و نابلس- و قدس شرقي كه عباس مدعي تشكيل دولت در محدوده آن مي باشد كاملاً تسلط داشته و فرمانداران و شهرداران اين منطقه را نيز در اختيار دارند با اين وصف اعلام دولت سلام فياض ارزش عملي ندارد.
۴ تیر ۱۳۸۶ ۱:۳۶ قֽظֽ | Reply
هادي قرباني :
با عرض سلام و خسته نباشيد
من تا همين يكي دو سال گذشته شناخت زيادي از حماس نداشتم و اطلاعاتم راجع به آنها تقريبا محدود به همين رسانه ملي خودمان بود. البته بعدها كه اينترنت زير دستم آمد ، توانستم به منابع بيطرفانه تري نيز دسترسي داشته باشم. از اين جهت ميخواهم اين موضوع را مطرح كنم كه شما نيز به افكار سلفي گرايانه آنها اشاره ايي كرده ايد. همين جا بايد اعتراف كنم چيزي كه بيش از هر موضوع ديگري در تغيير نگرش من نسبت به اين گروه تاثير گذاشت ، نه حمايت آنها از سيدالشهدا صدام حسين ، ( كه ميشود آنرا با موضع حمايتي صدام نسبت به فلسطينيها توجيه كرد ) بلكه اعلاميه رسمي حماس هنگام شهادت مجاهد نستوه و مبارز راه حق ((((( ابو مصعب الزرقاوي ))))) بود. البته بخاطر فشارهاي پيدا و پنهان ، اين گروه بعدا آن اعلاميه را تكذيب كرد ولي همچنان موضع حمايتي خود را از مقاومت عراق حفظ كرد. شايد عده ايي از دوستان فكر كنند كه آن اعلاميه را دشمنان حماس براي تخريب وجه اش به روي اينترنت بردند ، ولي توجه به ريشه هاي عقيدتي سياسي حماس ، تا حدي ما را از اين تفكر باز ميدارد. همين چند وقت پيش از تلويزيون الجزيره بود كه جوانكي فلسطيني را ديدم كه در اعتراض به سرباز اسرائيلي كه داشت خانه اشان را تخريب ميكرد ، بر او فرياد ميزد كه ما همه (( اسامه )) هستيم. ما بعنوان جامعه اسلامي ، بعنوان 1.5 ميليارد نفر مسلمان ، واقعا در حال رسيدن به كدامين حضيض و قهقرا هستيم كه اشخاصي مثل بن لادن ، زرقاوي و صدام تبديل به قهرمانانمان ميشوند. واقعا حيفم ميآيد بگويم آدم كشاني مثل بن لادن ، زرقاوي و .... چون فكر ميكنم كه حتي آدم كشان و قاتلان نيز حد و مرزي براي جنايت خويش قائلند. سر بريدن هاي وحشيانه مقابل دوربين تلويزيون ، استفاده از كودكان زير هفت سال براي فريب ماموران امنيتي بمنظور انجام عمليات انتحاري و به فيض عظمي شهادت رسيدن همراه با آن كودكان ، پاره كردن شكم زن حامله بخاطر نوع عقيده آن زن ، كودكي 12-13 ساله را مامور بريدن سر كردن ( فيلمي كه طالبان آن را منتشر كرد ) ، زنده زنده آتش زدن كودك هفت ساله ( به روايت اهالي سني نشين استان دياله عراق ) و بسياري از اين دست را ميتوان شاهد آورد كه حالاحالاها كسي قادر به شكستن ركورد القاعده در تعريف حد و مرز جنايت و نامردي نخواهد بود. شك ندارم كه اگر القاعده به اين شكل رويكرد ضد شيعي نداشت ، طرفداراني در بين ما شيعيان نيز پيدا ميكرد. و امروز بجاي رواني خواندن آنها ، از مبارزه آنان با امپرياليست آمريكا تقدير هم ميشد. بخاطر همين سعي ميكنم افق ديدم را حتي الامكان بالاتر ببرم و در عوض اينكه فلسطينيها را بي مسئولانه با چوب تروريسم برانم ، به عواملي فكر كنم كه باعث رشد همچين عقايدي ميشود و در واقع نطفه اصلي را بايد در اين عوامل جستجو كرد. عواملي كه كمابيش در تمام كشورهاي اسلامي- عربي موجود است ، هرچند در فلسطين شدتش بيشتر است. از فقر و بيسوادي گرفته تا انسداد سياسي حاكم در كشورهاي عربي كه اسلام سياسي و پايگاههاي آن يعني مساجد را بعنوان بستري براي گريز از اين انحصار ، جا زده است، همه و همه در خدمت اين اژدهاي هفت سر تروريسم هستند . پس اگر مبارزه ايي هست بايستي معطوف به از بين بردن اين بسترها باشد وگرنه اثري نخواهد داشت كه سهل است ممكن است نتيجه معكوس نيز بگيريم. حال سئوالي كه پيش مي آيد ، اينست كه رويكرد ما در كوتاه مدت و ميان مدت چه ميتواند باشد. من فكر ميكنم بهترين كار براي رهايي از راديكاليسم مذهبي و يا حتي تروريسم مذهبي ( و نه فقط راديكاليست مذهبي و يا تروريست مذهبي ) مشاركت دادن محدود و كنترل شده ي اين تفكرات و پشتيبانان آن در بازي قدرت باشد. با مشاركت بدون كنترل آنها موافق نيستم چون ميدانيم كه در صورت داشتن اكثريت قدرت ذره ايي هم به بازي دموكراسي پايبند نخواهند بود. اين مشاركت محدود حداقل دو حسن دارد ، اول اينكه خود اين گروهها ، ضمن تعامل با ساير گروهها در قدرت از اون حالت وهم گونه اوليه شان در ميآيند و به موجوداتي محاسبه گر تبديل ميشوند و همچنين با كسب مسئوليت ، ارتباط وثيق تري را با دنياي واقعيت برقرار ميكنند ، در ثاني مردم عادي كه غالبا بخاطر حساسيت هاي مذهبي و نه گرايشات سياسي جذب آنها شده اند ، ديد واقعگرايانه تري را نسبت به اين تفكرات آرمانگرايانه ديني اتخاذ خواهند كرد. متاسفانه بايد اذعان كرد كه هيچ كدام از اين مسائل در حال حاضر اولويتي در برنامه هاي كشورهاي اسلامي ـ عربي ندارد و اين دقيقا همان شرايطي است كه قهرماناني مثل اسامه ميتوانند در آن بوجود آيند. در آن گوشه دنيا نيز اين حماس است كه وارث اين افكار سلفي گونه شده است و اين 1.5 ميليون نفر مردم غزه هستند كه بايستي بخاطر انتخاب حماس تنبيه دسته جمعي شوند ، تا عده ايي آمريكا و غرب را به ناديده گرفتن دموكراسي متهم كنند ، و عده ايي ديگر ضعف آشكار دموكراسي در سركار آوردن دشمنانش را ياد آوري كنند. فارغ از اين نگاهها ، بنده نيز تا حدي با اين برخوردهاي سخت افزارانه و عاجلانه موافقم . چراكه اين گروهها و نمايندگانشان را نه فقط دشمن آزادي و ارزش هاي مدرن ، بلكه دشمن انسانيت و نوع بشر ميدانم. هر وقت اخبار انفجار انتحاري را ميشنوم ( كه اينروزها نوع كاميونيش خيلي مد شده ) يا صحنه يي فجيع از جنايت آنها را ميبينم ( يه مدت بخاطر ديدن صحنه هاي سر بريدن ناراحتي اعصاب گرفته بودم ) فقط و فقط از يك چيز ميترسم و آن حركت كردن به سمتي است كه وضعيتي مثل گوانتانامو را به رسميت بشناسم و آمريكايي ها را در ايجاد آن محق بدانم. اين يانكي ها چند وقتي است براي توجيه عملكردشان در مبارزه با تروريسم ، مسئله ايي را بعنوان يك سئوال اساسي پيش كشيده اند . ميگويند اگر شما يك مظنون تروريستي را دستگير كنيد و بدانيد كه عمليات تروريستي در حال وقوع است ، آيا حاضريد براي گرفتن اطلاعاتي ذيقيمت از او كه ميتواند مانع از كشتار صدها و يا هزاران انسان بيگناه شود ، دستور به شكنجه او بدهيد؟ ميدانيد جالب ترين جوابي كه خواندم چه بود. كسي بود كه ضمن جواب مثبت به سئوال گفته بود كه ميدانم اين كار ( شكنجه ) گناه محسوب ميشود و خداوند بخاطر آن مجازاتم خواهد كرد ولي باز هم مسئوليت آن را قبول كرده و بخاطر نجات جان تعداد كثيري بيگناه ، اين كار را انجام خواهم داد. خودمانيم ، ما انسانهاي قرن 21 هم ، توي عجب مغلطه هايي گير ميكنيم . خدا بهمان رحم كند!
با تشكر و آرزوي سلامتي
۴ تیر ۱۳۸۶ ۴:۳۸ قֽظֽ | Reply
چند سؤال از آقای قربانی :
آقای قربانی با سلام
چند سؤال از قسمت اول نوشته تان داشتم.
1- بنظر شما حمله کننده و شروع کننده ی جنگ مقصرتر است یا دفاع کننده از جنگ؟
2- در این جنگهای مورد اشاره شروع کننده کیست؟
3- چرا تلفات زنان و کودکان و مردم بیگناه توسط طرف مقابل را در این نوشته نادیده گرفته اید؟
4- آیا فکر نمیکنید در مورد قضاوتهایتان هنوز تحت تاثیر منابع خبریتان هستید؟
5- اگر ممکن است بجز مورد جنگ ایران و عراق و کمک از سازمان سیا برای پیروزی و کسب قدرت در ابتدای کار , جنایات دیگر صدام را از منظر خود ذکر کنید و بگویید اگر جای او بودید در مورد خواست حمله به کشورتان چه میکردید؟
با تشکر و آرزوی سلامتی
۴ تیر ۱۳۸۶ ۷:۴۴ بֽظֽ | Reply
هادي قرباني :
با عرض ادب مجدد
خدمت دوست عزيزي كه سئوالاتي را مطرح كرده اند ، توضيحاتي را تقديم ميكنم كه اميدوارم ضمن برطرف كردن اشكالات جنابعالي ، منجر به شفافيت بيشتر آن نوشته و همچنين عقيده بنده بشود.
اصولا من فكر نميكنم بشود از جنگ ( هر جنگي ) دفاع اخلاقي كرد . مخصوصا كه از موضع تهاجمي بخواهيم اينكار را بكنيم. چرا كه هر جنگي عمدا يا سهوا باعث كشته شدن انسان هاي بيگناه ميشود. ممكن است ما كه بيرون از گود هستيم ،صرفا با نگاهي آماري به مسائل نگاه كنيم و مثلا اگر يك روز بجاي 100 تا جنازه ، 40 تا جنازه در عراق كشف شد ، خوشحال هم بشويم. ولي توجه به اين نكته كه جان هر انسان ، ارزشي منحصر به فرد دارد و كشته شدن يك فرد خانواده ايي را به نابودي مي كشاند ، ما را به عمق فاجعه مي برد. معذلك بايد توجه داشته باشيم كه اين اخلاق نيست كه براي مسائل بين المللي تصميم ميگرد و نظم موجود در ساختار بين الملل است كه اراده خود را تحميل ميكند و بدان رنگ اخلاق هم ميزند. تا اينجاي كار فكر نكنم با شما اختلاف نظري داشته باشم . منتها در ادامه بايستي خاطر نشان كنم كه نگاه به فجايع فعلي در عراق ( كه عمدتا القاعده و نه حتي مقاومت سني عراق، مسئول آن است ) و بي ثباتي در افغانستان و يا وضعيت معلق فلسطينيان ، نبايد ما را از ماهيت گروههاي قدرتمندي كه خط آشوب و تروريسم را در اين مناطق دنبال ميكنند ، غافل كند. بهرحال اين گروهها در مناطق فوق الذكر وجود دارند و هيچ زباني را هم غير زبان زور نمي فهمند و تجربه نشان داده است كه در صورت قدرت كامل پيدا كردن ، نه فقط بلدند خوب آدم بكشند ، بلكه ساختارهاي اجتماعي را به نحوي پي ريزي ميكنند كه چندين نسل بايستي تاوان پس دهد . اين گزينه بنظر شما اخلاقي است ؟ اينكه يك ملت به مدت چندين دهه سرنوشتش به عقده هاي روحي يك نفر يا چند نفر گره خورده باشد ، اخلاقي است كه نسبت به سرنوشت آنها بي تفاوت باشيم؟ از طرفي گروههايي نيز درون اين ملت ها وجود دارند كه منادي مدنيت و ارزشهاي مشترك بشري اند . وقتي كه ميتوانند از كمك هاي بسيار موثر بين المللي در راه اعتلاي وطن خويش استفاده كنند ، چرا اينكار را نكنند ؟ همگي نتيجه حكومت مستعجل طالبان را ديديم ، حماس هم كمابيش بدنبال برپايي شريعت ناب اسلامي در مناطق تحت سلطه خود است ، القاعده هم كه احتياج به توضيح ندارد. گفتنش دردناك است ولي براي آزادي بايد هزينه داد ، همانطور كه ديگر ملت ها هزينه هاي سنگيني دادند.همه اينها را گفتم كه اينطور نتيجه گيري كرده باشم كه اين ملت ها ( عراق ، فلسطين و تا حدي افغانستان ) در دوراهي قرار گرفته بودند كه در هيچ كدام از آنها نميشود گفت كه اخلاقيات در ابعاد وسيع زير سئوال نمي رفت.پس حداقل بايست راهي را جست كه روزنه ايي از اميد در انتهاي آن موجود باشد. من در عراق با صدام ، فلسطين با سلفی ها ، و افغانستان با القاعده چنين روزنه ايي را نمي بينم . بنابراين راه دوم را ترجيح مي دهم چرا كه بالاخره نسيم صلح و آزادي بر ويرانه هاي نفرت و تعصب وزيدن خواهد گرفت.
با سپاس
۶ تیر ۱۳۸۶ ۲:۳۹ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/580