آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

مصاحبه

۱۹ تیر ۱۳۸۶

۱۸تیر: آغاز یا پایان؟ (مصاحبه با ماهنامه آفتاب)


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

حسن :

جناب مهندس عبدي عزيز

سلام راستش فعاليت هاي اجتماعي به خصوص در دوران جواني و از نوع اصلاح طلبانه اش و در مواجهه با نيرنگ هاي آشكار و پنهان و نيز تحريف يا كتمان واقعيت به خصوص در گذر زمان ياد آور خاطرات تلخي است. بر دانشجوياني كه در اين حادثه تاريخي با پايمردي هزينه هاي سنگيني پرداختند و مي پردازند و خواهند پرداخت دورود مي فرستم و بر اي همه كساني كه به نوعي در جبهه ناحق قرار داشتند يا گرفتند آرزوي ندامت و بازگشت به خويشتن الهي دارم.از شما هم متشكرم

۱۹ تیر ۱۳۸۶ ۰:۵۹ بֽظֽ | Reply

taherii :

سلام
بنده به دلیل آنکه در سال 76 تنها 13 سال داشتم از بیشتر وقایع سیاسی که در زمان دولت اصلاحات
افتاده آگاهی کامل ندارم،کتابی که بیشتر وقایع را گفته باشد به چاپ رسیده است؟آرشیو روزنامه های اصلاح طلب که توقیف شدند را از کجا می توانم پیدا کنم؟اگر به صورت دیجیتال (سایت اینترنتی یا CD)
نیز باشد مشکلی نیست.
ممنون از راهنماییتان
...................................................
عبدی:
کتاب در این موارد نسبتا زیاد منتشر شده است.هم در باره 18 تیر هم قتلهای زنجیره ای و هم ترورها و دستگیری ها و بستن مطبوعات و کنفرانس برلین و ...باید از بازار تهیه کنید یا از کتابخانه ها.آرشیو مطبوعات آن دوره را هم بسیاری دارند شاید به کتابخانه های معتبر مراجعه کنید بیابید.

۱۹ تیر ۱۳۸۶ ۱:۰۲ بֽظֽ | Reply

حمیدی :

با سلام
خدمت جناب عبدی و سایر دوستان.
اکنون مدت هشت سال از واقعه 18 تیر می گذرد. با نگاهی به پشت سر و دوسالی که رئیس جمهور فعلی بر سرقدرت آمد تجربیات زیادی را فرا گرفته ایم. باید بعرض برسانم که خوشبختانه یا به اعتقاد برخی از دوستان، متاسفانه و چه بخواهیم و یا نخواهیم اکنون خاتمی فردی موثر در پیش برد بدن نیمه جان اصلاحات است. هنوز او است که مورد تهمت وافترا از سوی همان جریان تمامیت خواه و بستر ساز 18 تیر و برانداز نهضت اصلاحات واقع است و هنوز حساسیت ها روی اوست و هنوز او است که وقتی کلامی می گوید گوشها بسمت او متوجه می شود. بلی ، درست است که او فرصت های بسیاری را در دوران ریاستش از دست داد ، اما باید این حق را بپذیریم که توان او بهر دلیل بیش از این نبود وشاید هم اگر مانند افراد دیگری که با روشهای تندو خود امروز در خارج از کشور بسر می برند و ناچارند در انجا به روشنگری جهانیان بپردازند وی نیز وضعیتتی بهتر نداشت. و یا رسما خانه نشین می شد. همانگونه که جناب اقای عبدی در همین مصاحبه به درستی اشاره کردند اگر انسان 4 پله را بالا برود و سپس توقف کند این باعث شکست او خواهد شد و نباید به طریقی اقدام کند که بعدا از پس تکرار و تسری ان برنیاید. بنا براین حرف اصلی در این سخن این است که امروز نهضت اصلاحات با نام و حضور خاتمی در اذهان جای رفته است . بنده نمی خواهم فرد پرستی و گرایش به سمت این روش را ترغیب کنم بلکه حرف اصلی در این است که امروزه هر اقدامی خارج از حرکت معقول و روشنگرانه اذهان جامعه صورت گیرد به تجربه تاریخ و همین دوران ده ساله اخیر محکوم به شکست کامل است. باید اختلاف رویه ها در این شرایط خفقان الود کنار گذارده شود . باید واقعیت ها را به رسمیت شناخت و نتایج همین هشت سال گذشته را یکبار دیگر بررسی کرد و متوجه شد که تند رویها چه میزان توانست به نتیجه برسد؟ ما راهی نداریم که از مرحله آگاهی عمومی جامعه نسبت به رویدادهای سیاسی و شناخت از ماهیت آزادی و دمکراسی بگذریم. جامعه ما که در 150 سال قبل همواره دغدغه آزادی و حکومت مردمی داشته است باید با گوشت و پوست خود لمس کند. و این پدیدار نخواهد شد مگر با تجربه و هوشیاری رهبران فکری و سیاسی آن. در خصوص انتخاب رئیس جمهور فعلی به مناسبتی عرض کردم که اتفاقا رخداد این انتخاب به نوعی مبارک است و ان اینکه توده هائی که صمیمانه به این جریان رای دادند بهتر از هر موقع دیگر به چهره واقعی ان پی خواهند برد . همین مسئله در خصوص هیجدهم تیر و پیامد های 2خرداد نیز مصداق پیدا می کند . بهر روی از ان تاریخ تا کنون بسیاری از جریانات و افراد نشان داده اند که به چه میزان دارای توان تاثیر در اندیشه عمومی هستند و به این ترتیب باید در پی تقویت و تصفیه عملکردهای ناصواب و تقویت رهیافت های مثبت جریان اصلاح طلبی بود.
....................................................
عبدی:
بدون نقد گذشته و اجماع نسبی نسبت به خطاها نمی توان مجددا به امید فلان و بهمان عملی را انجام داد.به نظر من ضربه اصلی را تندروهائی که خارجه نشین شدند نزدند چون وزن چندانی نداشتند .ضربه را کسانی زدند که مسئولیت داشتند و متعهد شده بودند که به نحو دیگری عمل کنند.اتفاقا تند روی آن جماعت جوان و غیر مسئول واکنشی به کند روی این جماعت مسئول بود .

۱۹ تیر ۱۳۸۶ ۱:۰۶ بֽظֽ | Reply

هوشنگ :

از خواندن کامنت خیرخواهانه وپرمدارای "سورنا" بسیار غمگین شدم. آن هم در وب سایتی محدود و "شخصی" مثل این که حتما باید با آستانهء تحمل بالاتری خوانده شود. ایشان خرده گرفته اند به تاکید آقای عبدی به مهم بودن آن جوک و البته آقای عبدی هم توضیحشان را زیر همان کامنت داده اند. بگذارید به جای خوشخیالی از ژستهایی مثل دعوت به مناظره و دفاع از آن مردم (که حتما نباید مورد عتاب قرار بگیرند چون به کسی رای داده اند ) این نکته را در نظر بیاوریم که همین مردم که موضوع اصلی آن جوک بوده اند-یعنی حاملان اجتماعی چنین بینشی- همه جا سربزنگاه راه مردمی دیگر (از مخالفانی که در رای گیری ها هم شرکت می کنند گرفته تا اکثریت خاموش) را برای رسیدن به اهداف و دستکم خواسته های اولیه شان سدکرده اند. خشمی که پشت آن جوک پنهان است را از این جایگاه باید بررسی کرد و نه از این دید که اینها در انتخاباتی دموکراتیک بر حریف غلبه کرده اند و ما هم که خواهان دموکراسی هستیم باید به شان احترام بگذاریم. اساسا توهین و احترام کلماتی نیستند که در چنین مواقعی به کار تحلیل روانی جامعه بیایند. می دانیم که بسیاری از آن به قول شما17.5 میلیون امیدی داشته اند و رایی داده اند- مثل هر جای دیگر دنیا- اما آیا حالا ترویج حرفهایی از این دست که باید از کارهای خوب اینها استقبال کرد و... جواب خشمی را که جامعه نسبت به حامیان دوسال پیش و امروزین وضع فعلی دارد خواهد داد؟ شما اگر دست داد از ایرانیان خارج از کشور- و بیشتر مقیم اروپا- خبری بگیرید که چقدر همین دو سال بر ایشان سخت گذشته است. از دانشجویانی خبر بگیرید که بعد از شاهکارهایی مثل کنفرانس هولوکاست و فحاشیهای بعدی به دنیا چگونه در آرزوی همان خاتمی- که دستکم جلوهء بیرونی باعزتی داشت- میسوزند. یا اگر از آنهایی هستید که معتقدند آنکه خارج زندگی میکند در زمرهء بی دردان است نگاه کنید به واقعیت جامعهء سرگردان و افسرده ای که در آن فقط حال گویندهءرادیو خوب است و فقط مجری تلویزیون است که در دنیایی آرمانی سرشار از صفا زندگی میکند.
اینجور وقتها تاریخ خیلی کمک میکند. آیا در اروپای افسرده و بی آینده و جنگ زدهء اواخر دههء سی و نیمهء دههء چهل مسخره نبود که کسی را به جرم جوک ساختن علیه مردمی که در 1933 حزب ناسیونال سوسیالیست را سر کار آوردند مورد عتاب قرار دهند و کسی هم بگوید لطفا به این مردم بیگناه توهین نکنید؟

۱۹ تیر ۱۳۸۶ ۱:۰۸ بֽظֽ | Reply

علی :

جناب عبدی
خیلی مشکلاتمان در باره فضای انسداد سیاسی در داخل کم بود این یکی هم در عرصه خارجی اضافه شده: ظاهرا گروه القاعده تهدید کرده که در دو ماه آینده(در صورت ادامه حمایت ایران از شیعیان عراق) به جنگی تمام عیار علیه ایرانیان دست خواهد زد. لطفا در این مورد هم اگر تحلیلی هست بفرمایید.

۱۹ تیر ۱۳۸۶ ۱:۰۹ بֽظֽ | Reply

محمد.ج :

با سلام خدمت آقای عبدی
از وقتی که من از سایت شما استفاده و مطالب موجود را مطالعه می کنم , درست است تا حدی به جهت بخشی تفکرات هر چند ناچیز سیاسی من کمک کرده ولی این سوال برایم مطرح شده است که فایده ی این بحث ها و سرانجام آن چیست , چرا با توجه به فیلترینگ گسترده ای که در مطبوعات و از همه منسجم تر , در اینترنت وجود دارد , به شما اجازه ی انتشار این مطالب را می دهند ؟
چرابا وجود تمام محدودیت هایی که بر سر کوچکترین بحث منتقدانه نسبت به نظام صورت می پذیرد دست شما را اینقدر باز گذاشته اند ؟
این گفته ی شما که فرموده اید کسی از طرف نظام حوصله ی خواندن مطالب مندرج در سایت را ندارد واقعا خنده دار است , امکان ندارد توجهی به گفته های شما نشود !
صادقانه بگویم , اگر شما می خواهید گام موثری برای این خاک و مردم آن بر دارید , این نمیتواند راهش باشد ,درست است که تا حدی جنبه ی آگاهی بخشی داشته و جای تقدیرنیز دارد ولی عالم بی عمل همانند زنبور بی عسل است .
...................................................
عبدی:
هر کس گام خود را بر اساس بینش و درک خویش بر می دارد از جمله بنده و شما.راه درست را شما طی کنید مطمئن باشید من و امثال بنده پیرو خواهیم شد.ضمنا زیاد هم نگران فیلتر نباشید دیر و زود دارد اما سوخت و سوز ندارد.این هم از مشکلات ایران است که اگر ببندند خواهند گفت چرا بستند و اگر نبندند می گویند چرا نبسته اند.!!!

۱۹ تیر ۱۳۸۶ ۱:۱۰ بֽظֽ | Reply

فرزاد-ق :

چه میشه کرد؟
ما همیشه یه مرحله عقبیم!!
آنموقع که باید از شاه انتقاد میکردیم و تعادلی در سیستم یکدست و یکدنده ی آن ایجاد میکردیم , این اجازه به هیچکس داده نشد, تا اینکه بالاخره سرنگون شد و این اجازه را یافتیم تا مورد نحوه ی حکومت استبدادی او حرف بزنیم ولی دیگه چه فایده ؟چون مرع از قفس پریده بود... ولی گفتیم و باز هم لازم است بعنوان درس آموزی از تاریخ گذشته و در مورد اداره حکومت خودمحور شاه ناگفته ها را گفت چرا که گفته اند: کاچی بعضی هیچی!
بعد از ناگفته ها در مورد شاه , بهتر است در رابطه با ناگفته ها در مورد سیاستهای دوره های گذشته ریاست جمهوری نیز گفتگو کنیم... البته اگر بعضی ها نخواهند تمام دوره های ریاست جمهوری را بعنوان یک نظام یکدست و یک کاسه , همچون نظام شاهنشاهی ببینند!! و این اجازه را از ما بگیرند!!
متاسفانه مصاحبه ی آقای عبدی که بصورت کادوی بی دم ( قابل توجه جدولیان ؟) ارایه شده بود باز نشد وگرنه مطلب را با گریز به صحرای 18 تیرماه 78 میتوشتم , ولی اجازه دهید در اینجا به یکدوره عقب تر از دوره ی ریاست جمهوری آقای خاتمی رفته از نامیمونی آن روزهای گرم اواسط تیرماه در دومین سال زمامداری, محک ادعا ها و شعارها ی داده شده توسط ایشان گذشته , نگاه مختصری به دوران ریاست جمهوری قبلتر یعنی ریاست جمهوری آقای رفسنجانی انداخته , به لحاظ درس آموزی, نظری کوتاه امروز به سیاستهای ایشان در مورد دانشگاه آزاد بیاندازیم.
آیت‌الله هاشمی رفسنجانی روز دوشنبه در دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 3 رشت، گفتند: ایجاد دانشگاه آزاد اسلامی یك ضرورت بود.... دانشگاه آزاد اسلامی یك جرقه خدایی بود كه در آن زمان به فكر مسئولان افتاد و استقبال امام از این برنامه كار را آسان كرد....
در مورد ضرورت داشتن یا نداشتن دانشگاه آزاد اسلامی و نیتهای هییت موسس و موسسان آن فعلا در این جا بحثی ندارم فقط به ادامه همین سخنرانی توجه کنید که رئیس هیئت امنای دانشگاه آزاد اسلامی در ادامه گفته اند: اكنون دانشگاه آزاد یك میلیون و 350 هزار دانشجو تحت پوشش دارد كه همانند ستارگان درخشان در جامعه پخش هستند و در تاریخ به صورت جاودان ماندگارند و كسانی كه بعد از این خواهند آمد جزو خانواده بزرگ دانشگاه هستند.
عیر از اینکه کدام بقال ؟ حال این قسمت را در ادامه ی همین سخنرانی توجه کنید که در مورد بیكاری جوانان اظهار داشته اند: "متأسفانه بیكاری در تحصیل كرده‌ها زیاد است و این یكی از مشكلات جامعه است"
حال که نمیتوان از سیاستهای جاری دولت,همچون تمام دولتهای گذشته , انتقاد کرد , باید ازیشان بعنوان رییس جمهور هشت سال حیاتی از 18 سال گذشته, سؤال کرد که آیا "پر" خود را در این ظلم به تحصیل کرده ها (که خود در همین سخنرانی به آن اذعان نموده اید : اتلاف این منابع انسانی و هدر دادن استعدادها بزرگترین ظلم تاریخی است. ) نمی بینید؟
آیا این از سیاستهای نادرست دانشگاههای آزاد شما ساخته نیست که برای بدست آوردن پول بیشتر , هی چاه نکنده منار دزدیدید , تا ضمن ایجاد جو مدرک گرایی محض , مثلا تحصیل کرده تربیت میکنند تا بیکار بماند و .....

۱۹ تیر ۱۳۸۶ ۱:۱۱ بֽظֽ | Reply

اهورا :

به نظر مي رسد كه آن حادثه آغازي براي يك پايان ديگر بود ... آغاز يك.... نقطه ، سر خط ؟!

۱۹ تیر ۱۳۸۶ ۱:۱۲ بֽظֽ | Reply

انتقاد از نوع سوالات نظرسنجی :

به طور قطع یکی از بهترین روشهای اداره ی خانواده , سازمان , شهر , ....و علی الخصوص مملکتی , روش مبتنی بر نظر سنجی و احترام به نظر اکثریت است .... ولی متاسفانه بعضی ار افراد و سازمانها و نهادها ... چنان بد از شیوه نظر سنجی ... و رای گیری و رفراندم استفاده میکنند که احساس میشود کم کم به لوث کردن این شیوه ی زیبا خواهد انجامید.... سؤالات دو پهلو , گنگ , مبهم , .... بطوری که در نهایت سؤال کننده و رای گیرنده , منظور خود را از دل آن نظر سنجی حاصل کنند!!
بنظر میرسد بهتر است اینبار علاج واقعه را قبل از وقوع کرد و .... در این راستا پیشنهاد دارم هر کس به سهم خود با طراحان اینگونه سؤالات مبهم و دو پهلو ی نظر سنجی ها برخورد مناسب را جهت اصلاح انجام دهد , نظر شما در این مورد چیست؟
برای نمونه این یکی از سؤالات نظر سنجی یکی از روزنامه هاست:
به نظر شما، طرح جدید و گسترده نیروی انتظامی برای برخورد با بدحجابی در بلندمدت تا چه‌ اندازه در تغییر الگوی پوشش بانوان موفق خواهد بود؟

خیلی زیاد
زیاد
تا حدی
کم
خیلی کم
خوب ! نظر شما کدامیک از اینهاست؟
نظر من, گزینه ی اول است . چون این طرح با ضدیتی که بین افراد و مخصوصا جوانان ایجاد میکند کشور ما را در چند سال آینده که فشار از روی آن برداشته خواهد شد, به چنان ورطه ای خواهد انداخت که بیا و ببین!! بنظر من زنان ما در بلند مدت با این طرح , چنان از اینطرف پوشاندن مو و دست و پا به آنطرف لخت لخت خواهند افتاد که کشورهای آزاد , انگشت به دهان خواهد ماند!!
خوب! اگر من این گزینه ی اول را در این نظر سنجی انتخاب و برای آن روزنامه ارسال کنم آیا متصدیان این نظر سنجی جواب مرا , مال نظر خود نخواهند کرد؟ نخواهند گفت: دیدی بیشتر مردم نظرشان اینست که این طرح در بلند مدت موفق خواهد شد؟! همانطور که بارها با طرح اینچنینی سؤالات دو پهلو چنین کارهایی را کرده اند!
نظر سنجی , انتخابات , رای گیری و رفراندم خوب است به شرطی که روی اصول و با نیت واقعا نظر سنجی انجام شود نه ..... مثلا سؤال نظر سنجی باید روشن و واضح باشد و جوابها نیز روشن و واضح , بدون هیچ ابهام و اما و اگری , انجام شود , نه..... نظر شما در این مورد چیست؟

۱۹ تیر ۱۳۸۶ ۱:۱۳ بֽظֽ | Reply

:

متاسفانه برخی هنوز هم که هنوز متوجه نیستند که گذشت زمان و عدم پاسخگوئی به مطالبات دانشجويان باز هم بیشتر و بیشتر باعث تراکم خواسته های آنان خواهد شد؛ روزی دیگر شاهد انفجار مجدد آن خواهند بود... امروزه بعد از تجربه ی 18 تیرماه سطح رشد فکری و تجربی جنبش دانشجوئی با گذشته بسیار فرق کرده و دیگر دانشجویان از خاتمی و اصلاح طلبان دید واقعی پیدا کرده است.... جنبش دانشجويی چندين سال است که از اصلاح طلبان عبور کرده و به نيروی تحولخواه درجامعه پيوسته است.

۱۹ تیر ۱۳۸۶ ۴:۳۷ بֽظֽ | Reply

hasan :

آقاي مهندس عبدي با سلام, مقاله معروف تاكي استخوان لاي زخم خود رادر سايت بگذاريد.تشكر
.................................................
عبدی:
متاسفانه فعلا در دسترس ندارم.اگر کسی فایل اسکن شده آن را ارسال کند ممنون می شوم.

۱۹ تیر ۱۳۸۶ ۶:۱۵ بֽظֽ | Reply

rahmat :

جناب عبدی با سلام
من با اجازه شما میخواهم خدمت خوانندگان سایت آینده عرض کنم که تجربه شخصی من میگوید این روزگار بگیر و ببند و سختی نیز میگذرد .
من خود روزهای بعد از سرکوب 15 خرداد 42 و سالهای پس از آن و بویژه سرکوب شدید رژیم پهلوی پس از در گیری رژیم با چریکهای فدائی خلق در سال 49 در سیاهکل را و پس از آن اقدامات سازمان مجاهدین خلق را و اعدامهای مبارزین توسط رژیم شاه و شکنجه و اعدام روحانیون مبارز مانند آیت الله سعیدی و آیت الله غفاری و خسرو گلسرخی و دستگیری و زندانی کردن و اخراج دانشجویان دانشگاهها را خوب بخاطر دارم اگر قرار بود این روشها کار ساز باشد هنوز حکومت پهلوی تداوم داشت دیدید و دیدیم که سرکوب و استبداد در مقابل خشم فرو خورده مردم دوام نیاورد .
مدعیان مهرورزی و یا هر حکومت دیگری با هر ایدولوژی و طرز تفکری اگر بخواهند مردم مانند آنها لباس بپوشند ( مانند بی حجاب نمودن زنان در دوران رضا شاه و استفاده از کلاه معروف به کلاه پهلوی برای مردان) و مانند آنها زندگی کنند مانند دوران محمدرضاشاه که جشن هنر شیراز نمونه ای از آن بود ( جوانهائی که قصه را نمیدانند از بزرگترها سئوال کنند ) بدانند که راه را به خطا انتخاب نموده اند .
رحمت

۱۹ تیر ۱۳۸۶ ۷:۱۵ بֽظֽ | Reply

سلام :

فايل خرابه چرا فرمت اونو پي دي اف نميزاري يا
word , يا pdf من هركاري ميكنم فقط چند تا خط تيره در صفحه مياد لطفا از خير اين فرمت بگذر
...................................................
عبدی:
چون اسکن شده نمی توان در قالبهای مورد نظر شما ارسال کرد.احتمالا برنامه های لازم برای خواندن برنامه در کامپیوتر شما نیست.

۱۹ تیر ۱۳۸۶ ۷:۵۱ بֽظֽ | Reply

rahmat :

جناب عبدی با سلام
امروز عصر یکی از کانلهای تلوریون محلی دقایقی قبا از اذان قصه آموزنده ای را نقل کرد بدین شرح :
مردی هفتاد ساله و مشرک وارد منزل حضرت ابراهیم شد و از حضرت تقاضای غذا کرد حضرت وقتی متوجه شد که او بت پرست است از دادن غذا به او امتناع کرد پیرمرد از حضرت جدا شد خداوند به حضرت ندا داد که ما از احوال او آگاه بودیم و بمدت هفتاد سال روزی پیرمرد را حواله کردیم خواستیم یک وعده شما به او روزی برسانی چرا به صرف اینکه مشرک بود از او روی برگردانی ؟ حضرت برخاست و در پی پیرمرد رفت او را جست و قصه را برای او تعریف کرد پیرمرد ایمان آورد و خدا پرست شد .
وقتی تلوزیون این فصه گفت بیاد دبیر شورای نگهبان آقای جنتی افتادم که مدتی پیش گفته بود غیر مسلمانها مانند حیوانات هستند .

رحمت

۱۹ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۵۲ بֽظֽ | Reply

حمیدی- :

جناب اقای عبدی
با سلام ، بنده در رابطه با نظریه ای که در فوق دادم و نکته ای که جنالعالی بدان اشاره فرمودید می خواستم چند مطلب را تیتروار اضافه کنم:
- بنده قصد مجادله با صاحبان نظریه های مختلف که همسو هستند را در این سایت ندارم .و لی معتقدم که خوب است دیدگاههای همسو با یکدیگر تبادل اندیشه داشته باشند و این خود از مبانی توسعه سیاسی محسوب می شود. پس اگر دیدگاههای مختلف و نه مخالف با یکدیگر بحث کنند نتیجه بهتری بدست می اسد. مطمئن هستم که شما با همین اندیشه این سایت را راه اندازی کرده اید، وگرنه اگر قرار باشد مانند روزنامه های حکومتی تعریف و تمجید بشود که جای خوشحالی نخواهدداشت.
- بنده بسهم خود از اینکه حضرتعالی در این فضای گرفته و قبرستانی شهامت ایجاد چنین فضای بحث و تبادل اراء را داشته اید بسهم خود بی نهایت تشکر می کنم و این صداقت با خوانندگان و تحمل ناملایمات و مصائب کار راقدردانی می کنم.
- این بنده کمترین کوچکتر از ان هستم که بخواهم خدای ناکرده نسبت به عزیزانی که با تحمل ناملایمات ناچار شدند به ترتیبی ناچار به ترک خاک وطن شدند و به عبارتی انان را تبعید گونه از ایران عزیز اخراج کردند تعرض نمایم، غرض این بود که برخورد با کسانی که روش های غیر خودی را تمساح گونه می درند و به صغیر و کبیر رحم ندارند ممکن است اثاری احساسی در جامعه باقی گذارد ، لیکن برای راهبرد یک جریان فکری و تعمیق بخشیدن در جامعه تا لایه های پائینی آن باید صبر، متانت و حوصله ایوب وار ، همراه با تدبیر و اندیشه بخرج داد.
- در پایان سئوالی که در رابطه با نتیجه و نکته اصلی در نظر خود داشته و قصد پیگری هم ندارم این است که اگر در یک بیابان سرد و شب ظلمانی تنها یک کبریت بخواهیم اتشی را برای گرما بخشیدن روشن کنیم چگونه از ان استفاده کرد؟ ایا بی مهابا کبریت را کشیده و انرا درمعرض توفان و باد سرد قرار داده که خاموش شود ؟ و یا اینکه با ایجاد فرصتی در شرایط مناسب از ان استفاده باید کرد؟. من فکر می کنم جریان نهضت اصلاح طلبی که با 2 خرداد تجلی پیدا کرد از چنین موقعیتی برخوردار است.

-

۱۹ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۳۶ بֽظֽ | Reply

نادر :

سلام

سخني با جناب حداد عادل !
جمله بالا عنوان سرمقاله ي يكي از روزهاي خرداد ماه در روزنامه اعتماد ملي بود . جناب عبدي عزيز ! خواهش مي كنم در سفر به گذشته اي نه چندان دور مرا همراهي كنيد و شريك غمي باشيد كه گرد آن از همان سالها بر دلم نشسته و دل اميدوار ي را به كنج نااميدي و انفعال كشانده و . . . بگذريم . پس به اتفاق ذهنمان را متمركز مي كنيم بر روي جمله اي از اين مقاله خطاب به جناب حداد عادل :
در ادبيات سياسي و واژگان نظامهاي پارلمانتاريستي ؛ رييس مجلس با نمايندگان ديگر هيچ تفاوتي در قدرت و حيطه نفوذ و اقتدار ندارد !!!
ياد روزهاي قبل از شروع مجلس ششم افتادم ـ آن روزهاي شيرين ـ و بحث و جدلهاي اعتماد سوز و اميد كش براي انتخاب رييس مجلس . اتفاقا آن زمان هم تعدادي از نماينگان در مصاحبه هاي خود همين جمله را مرتب يادآوري مي كردند اما جوابي مي شنيدند بدين مضمون ؛ كه شان و قدرت و حيطه نفوذ و اقتدار رييس مجلس به علت شركت در جلسه سران قوا و شوراي امنيت ملي و . . . بالاتر از نماينگان ديگرست .
باور كردني نبود بزرگوار ؛ ما فراموش شده بوديم .
از آن زمان دگر نصيحت بزرگان حكايت است به گوشم .
بله ؛ من شاهد تكرار يكي ديگر از وقايع تاريخ شدم آن هم در وجه كميك .

۲۰ تیر ۱۳۸۶ ۰:۰۶ قֽظֽ | Reply

مینا مرادی :

با سلام جناب اقای عبدی ..یک پرسش اساسی دارم ..ایا فکر میکنید این قوم وقبیله سر انجام با گفتگو و با رفتار انسانی سر عقل میایند وبه بازی دمکراسی تن در میدهند ؟ یا راه دیگری باید جستجو کرد ؟
........................................................
عبدی:
در عرصه سیاست گفتگو در کنار توازن قوای سیاسی موثر است تا از بروز خشونت جلوگیری شود.اگر قدرت نداشته باشی کسی برای حرف شما تره هم خرد نمی کند.بتابر این ابتدا باید مساله قدرت را حل کرد.

۲۰ تیر ۱۳۸۶ ۰:۳۹ قֽظֽ | Reply

مافیا این بار با زباله بیمارستانی می آید! :

«محمود احمدی نژاد» در تازه ترین سخنان خود که در دیدار با خبرنگاران راستگرای حوزه دولت بیان شد، از تحرک جدید مافیا علیه دولت نهم تحت پوشش زباله بیمارستانی خبر داد.

وی گفت: جديدا مافيا حركت نويي را انجام مي‌دهد كه من يك مثال از آن مي‌زنم. موضوع زباله‌هاي بيمارستاني را كه اخيرا مورد توجه رسانه‌ها قرار گرفته چند روز پيش با وزير بهداشت مطرح كردم. وزير بهداشت گفت فردي يك زباله‌سوز وارد كرده و خواستار خريد آن توسط ما بوده كه ما در بررسي‌هاي خود متوجه شديم اين زباله‌سوز استاندارد نيست و باعث بيماري‌هاي صعب‌العلاج مي‌شود و نخريديم.

احمدی نژاد ادامه داد: حالا اين فرد در رسانه‌ها فضاسازي مي‌كند كه موضوع زباله‌هاي بيمارستاني بغرنج شده است

۲۰ تیر ۱۳۸۶ ۱:۰۸ قֽظֽ | Reply

هادي قرباني :

با سلام
آقاي عبدي ، حتما تا الان با خبر شده ايد كه گروه القاعده در عراق ايران را تهديد كرده است كه اگر دست از حمايت از شيعيان در عراق برندارد ، ايران و ايرانيها را مورد هدف قرار خواهد داد. حتي گفته است كه طي اين چهار سال مشغول آماده سازي براي انجام عمليات در خاك ايران بوده است. شما اعتبار اينگونه پيام ها را چگونه ارزيابي ميكنيد؟ متوجه هستم كه شما سابقه امنيتي نداريد ، اما با توجه به حضورتان در سياست عملي و طبعا آشنايي نزديكتر با امور امنيتي ، آيا وضعيت امنيتي ايران را در شرايطي ميبينيد كه نسبت به حملات تروريستي اينگونه بازدارندگي داشته باشد ؟ اگر اينطور است پس موفقيت هاي اخير اين گروه در كردستان عراق ( كه حتي با وجود جمعيت يكپارچه ، حفاظت بسيار سنگيني در آن منطقه اعمال ميشود ) و يا سابق براين در عمق خاك كشورهاي غربي چگونه توجيه ميشود . من واقعا نگران شدم . خوشحال ميشوم نظرتان را داشته باشم.
.......................................................
عبدی:
اتفاقا من سابقه امنیتی دارم.و در این مورد خاص هم معتقدم القاغده تا کنون به دلائل مشخصی علیه ایران اقدام نکرده است و دیر یا زود وقتی این دلائل بر طرف شود اقدام خواهد کرد.یکی از مهمترین دلائل عدم اقدام علیه ایران حضور آمریکا در عراق و افغانستان است.
البته مرزهای ایران خیلی هم قابل کنترل نیست اما اطلاعات ایران به نسبت قوی است و دستهای پری برای جلوگیری کردن یا پاسخ دادن دارند و این را طرفهای القاعده هم می دانند.

۲۰ تیر ۱۳۸۶ ۲:۵۱ قֽظֽ | Reply

دوای دردش یک کم , ؟؟؟ یه! :

میتوان از روی "تب" و میزان درجه ی آن پی به وجود بیماری و خطرناکی آن برد اگر ...
میتوان در مواجه با تب ناشی از یک بیماری خطرناک, باخوراندن یک قرض مسکن, اصلی ترین نشانه ی بیماری راسرکوب , صورت زرد بیمار را با سیلی سرخ نگه داشت , اگر ....
و میتوان با چک آپ کامل تن تب دار , علت و میزان گستردگی بیماری را دنبال و با برنامه ریزی به معالجه آن پرداخت اگر ...
برگردیم به درس تاریخ
در زمان شاه , در اوج آن تبلیغات قدر قدرتی و جشنهای 2500 ساله و ... انقلاب سفید تعداد کمی بودند که با دیدن اصول انقلاب شاه و مردم... و تقسیم نمایشی سود سهام کارخانه ها میان کارگران ( همچون سهام عدالت امروز ) , تبدار بودن جامعه رابه مسؤلان گوشزد کردند و .... ولی متاسفانه مقامات شاهنشاهی آنان را همچون امروز دستگیر کردند و با خوراندن چند قرص مسکن , نشانه های بیماری رادر جامعه سرپوش گذاشتند و شد آنچه نباید میشد.....
امروز نیز متاسفانه داستان تب و بیماری جامعه همانیست که بارها آزموده شده و ظاهرا هنوز برای برخی این ضرب المثل یونانی جایی ندارد که " بهترین راه ها, سخت ترین راه هاست" ... و گویی معالجه همچنان راه سخت جامعه ماست! آیاواقعا تبگیر و میزان الحراره ی مقامات میزان بالا بودن درجه حرارت تن بیمار و تبدار را نشان نمیدهد؟ آیا نمیدانند اگر قصد معالجه ی این بیمار را ندارند باید حداقل "دز" مورفین تزریقی را به تن جامعه بالا ببرند!!
از زاویه ی دیگر این قیچی تاریخی ....
داستان درس آموز و تلخ جنگ ایران و عراق متاسفانه هنوزکه هنوز است از رده ی مطالب بایگانی محرمانه خارج و موشکافی نشده... هنوز جامعه ما به اجماع نرسیده که دول غرب در طول این هشت سال چرا تلاش داشتند دو طرف درگیر را به نحوی مورد حمایت قرار دهند که این جنگ در نهایت پیروز نداشته باشد...ولی قبل از رسیدن به آن اجماع , امروز عین همآن سیاست تفرقه بیانداز و حکومت کن دول غرب را , در جاهای دیگر , نزدیکییهای خود, مشاهده میکنیم ...در فلسطین و در عراق... آیا کسی مانده که وقوع تکراری آنرا گوشزد کند؟ ... آیا کسی هست از متخصصان و نخبه ها بپرسد یا بگوید که چرا دولت بوش همچنان با روی کار آمدن ناسیونالیست های عراقی , در حاکمیت عراق مخالفت میکند؟ آیا کسی هست بپرسد یا بگوید که چرا بوش در حال حاضر از هر دو گروه سنی و شیعه که در عراق به کشتار یکدیگر مشغول هستند حمایت می کند و به ارسال تسلیحات و کمک های مالی به هر دو گروه ادامه میدهد؟ .... آیا این سیاست , برای کسانی که تاریخ را چراغ راه آینده میدانند , سیاست آشنایی نیست؟....
و حال با یادآوری ناموفق بودن زندانی کردن ارتشبد نصیری و هویدا و ... توسط رژیم شاه, برگردیم به حادثه ی 18 تیرماه سال 78 , آغاز یک پایان خوش خیالی ...
بعد از افشای دخالت ماموران " خود سر "در ماجرای قتلهای زنجیره ای ... زندانی کردن تعدادی از آنها... خود کشی سعید امامی با داروی واجبی!.... چاپ عکس سعید امامی تحصیل کرده ی آمریکادر روزنامه ی سلام ... و افشای طرح او در بستن روزنامه ها (همچون طرح بستن دانشگاهها در اوایل انقلاب ) ... بستن روزنامه ی سلام ....و خلق شدن 18 تیرماه .... اینها تنها گوشه ی کوچکی از تکرار علامتهای جامعه ی تبدار در کشور ما بود که با خوراندن اجباری قرص آسپرین بچه ها , ظاهرا برطرف شد تا بیماری در خفا رشد بیشتری یافته خطرناکتر و پیشرفته تر بر سر راه تعالی جامعه ی ما , شاید وقتی دیگر , یقه ی بیشتری را محکمتر بگیرد ...
با دیدن تاریخ , آیا شمای دلسوز میتوانید "امروز" ( و نه فردا که دیر است) بگویید بهترین راه معالجه این تن بیمار چیست؟


۲۰ تیر ۱۳۸۶ ۶:۴۳ قֽظֽ | Reply

كرماني :

آقاي عبدي خسته نباشيد...در شريط عجيب و غريبي هستيم و خيلي احاديث و روايات در حال تعبير شدن! آقاي عبدي در حال استحاله رواني مردم هستند ...فكر ميكنند كه با اين استحاله تجاوز به حقوقشان راحتتر است..غافل از آنكه الناس عيال اللّه!آخر اين ماجرا حتما جالب خواهد شد...آقايان وعده هاي قران را كه يادشان هست؟ همان آيات كه گذشتگان را به عبرت از آنان تذكر ميدادند..عرض ميكنم كه هم آن آيات هستند و هم خداي آن آيات كماكان زنده است و در كمين!... ميگويند هر گناهي بخشيده ميشود مگر شرك! اينرا متاسفانه خدا ميگويد كه نمشوي كاريش كرد!..دوستان يادشان هست؟!...

۲۰ تیر ۱۳۸۶ ۶:۵۰ قֽظֽ | Reply

یک دانشجوی سابق :

سردبير روزنامه جوان در زمان حوادث 18 تیرماه 78 و مدیر عامل خبرگزاری فارس طی مصاحبه ایی اعلام داشته ناگفته هاى زيادى از اين "غائله" دارد .
از جمله ی این ناگفته ها یکی مردود دانستن آغاز حادثه ى 18 تیرماه از متن و درون دانشگاه ( به دلیل نبود وجه " آرمان خواهی" و "مقابله با سلطه" دو ویژگی جنبش اصیل دانشج.یی از طرف دانشجویان در این حادثه ) و یکی بهانه ی دانشجویان مبنی بر مخالفت با اصلاح قانون مطبوعات و “توقيف روزنامه سلام” است!!....
ایشان واقعه را اینگونه بازگو میکنند:" پس از بسته شدن روزنامه سلام، در روز پنج شنبه 17 تير تجمع کوچکى در کوى دانشگاه و با همراهى افرادى خارج از دانشگاه صورت گرفت. هسته محدودى شامل 100 الى 150 نفر تشکيل شد اما اين حرکت درون دانشگاه مورد استقبال قرار نگرفت. لذا اين هسته حرکت خود را به بيرون دانشگاه انتقال داد. اين افراد وارد بزرگراه جلال آل احمد شدند، ماشين‌ها را متوقف کرده و به برخى آنها خسارت وارد کردند. در نتيجه فضا تند شد. نيروى انتظامى نيز آماده مقابله با اين حادثه نبود. بى تدبيرى و برخورد نسنجيده‌ و ناهنجارى که در شب اول توسط برخى از جمله تعدادى افراد نيروى انتظامى صورت گرفت، فرصت را جهت سوءاستفاده جريانات فرصت طلب مهيا ساخت. از اين رو حادثه ابعاد گسترده‌اى به خود گرفت. حضور لباس شخصى‌ها نيز در اين راستا مورد سوال بود. اينکه اين افراد با چه هدف وانگيزه‌اى وارد اين حرکت شدند. ظاهر امر نشان مى‌داد که لباس شخصى‌ها در تقابل با دانشجويان قراردارند اما نوع رفتار آنها به گونه‌اى بود که جريان فرصت طلب از آن بهره‌بردارى مى‌کرد. "
ایشان معتقدند:" واقعه 23 تير به مراتب از حادثه 18 تير مهم‌تر است." چرا؟ چون:" با اشاره رهبر شاهد بوديم که حضور گسترده مردم آتشى را که اپوزيسيون با بهره گيرى از همه ظرفيت‌هاى خود از جمله استفاده از اراذل و اوباش برافروخته بود، به طور کامل مهار نمود."
آقای عبدی به نظر شما , چگونه میتوان مرز بین مردم و ماموران لباس شخصی را در آن روزها و روزهای آتی تشخیص داد؟

۲۰ تیر ۱۳۸۶ ۷:۱۰ قֽظֽ | Reply

مسعود صارمی :

با توجه به ادعای کوچکی و بی اهمیتی محدوده اعتراض , چه عاملی سبب شد تا حادثه ی 18 تیرماه 78 در قالب “موضوعى ملي” در شوراى عالى امنيت ملى , در آن زمان مورد بحث و بررسى قرار گيرد؟ و آیا میدانید نتیجه ی این بررسی چه بود؟
................................................................
عبدی:
نکته مهم این است که مشابه این اعتراضات و حتی بزرگتر از آن در یک جامعه معمولی و نرمال هیچگاه به شورای عالی امنیت ملی آنها کشیده نمی شود و در سطح پلیس و وزارت کشور باقی می ماند اما در جامعه بسته هر اتفاق کوچک استعداد تبدیل شدن به اتفاقات بسیار بزرگتری را دارد و 18 تیر از این حیث بالقوه اتفاق بسیار مهمی بود که در حال تبدیل شدن به بحران بزرگی بود.

۲۰ تیر ۱۳۸۶ ۸:۰۰ قֽظֽ | Reply

:

اقتدار طلبها معتقدند 18 تیر وصل به بیگانه ها بوده و در اين خصوص نوشته اند کدهايى وجود داشته از جمله:
-- مقامات آمريکايى از جمله گرى سيک، اعضاى کنگره و مسئولان رسمى اين کشور به صورت صريح از حادثه 18 تير حمايت کردند.
-- خانم “چترون”‌مشاور کنگره آمريکا از حرکت دانشجويى 18 تير تعبير به “قيام دانشجويي” کرد و پيشنهاد تجديدنظر در تحريم‌ها عليه ايران و رفع توقيف از اموال کشورمان به عنوان حمايت از اين حرکت را داد.
-- “بولنت اجويت”‌نخست وزير لائيک وقت ترکيه صراحتا از اين حوادث به عنوان “تحولات دانشجويي” نام برد و اظهار اميدوارى کرد وقوع آن به نفع ملت ايران تمام شود.
-- وزير امور خارجه وقت اسرائيل اگرچه تلاش کرد تا نشان دهد که تل‌آويو دخالتى در حادثه 18 تير ندارد اما از اين حادثه به عنوان “قيام واقعي” و “آزادگى فزآينده” ياد کرد.
--“کورت والدهايم” دبيرکل اسبق سازمان ملل متحد نيز حمايت خود از اين حوادث را اعلام کرد. مجموعه اين اظهارات نشان دهنده همسويى و همراهى جريان‌هاى بيگانه با حادثه 18 تير بود. منافقين نيز اظهار داشتند که جريان اپوزيسيون خارج از کشور جريانى تشتت بوده، اما حرکت 18 تير سبب اتحاد دوباره اين مجموعه شده است. سلطنت طلبان نيز اظهارات مشابهى نسبت به حادثه 18 تير داشتند.
آیا بنظر شما با این استدلالات نمیتوان تمام پایه و بنیاد نظام جمهوری اسلامی را بخارج و به بیگانگان وصل کرد و جملات و گفتار اینهمه مقامات بیگانه که از انقلاب اسلامی حمایت کرده اند را با همین روش برای صحتش ردیف کرد؟
...............................................................
عبدی:
اگر این استدلالها را با همین شکل بپذیریم چاره ای جز پذیرفتن نتیجه نوشته شما نداریم.اما روشن است که افراد منطقی مقدمات استدلال فوق را هم نمی پذیرند.

۲۰ تیر ۱۳۸۶ ۸:۰۸ قֽظֽ | Reply

rahmat :

جناب عبدی با سلام
در خبرها بود که منصور اصانلو توسط چهار فرد ناشناس که راه را بر اتوبوس حامل آقای اصانلو و مردم عادی توسط یکدسگاه سواری پژو بستند و آقاس اصانلو را در مقابل مردم حیرت زده با زور سوار بر اتومبیل خود کردند و به نقطه نامعلومی بردند.
یکی از آقایان روحانیون بزرگوار و نزدیک به حضرت آیت الله گلپایگانی تعریف میکرد که در سالهای قبل از انقلاب طبق معمول همه روزه که حوالی عصر خدمت آقای گلپایگانی میرسدم متوجه شدم که مردی بدقت مرا بر انداز میکند وقتی از خدمت آقا مرخص شدم قبل از رفتن به منزل از نانوائی سر راه چند قرص نان خریدم و منتظر تاکسی شدم . اولین تاکسی که رسید مسیر را به راننده گفتم و سوار شدم راننده تاکسی پس از طی مسیر کوتاهی متوجه مردی شد که با عجله دست تکان میدهد ایستاد و مرد را سوار کرد مرد مسافر از من خواهش کرد که چون همسرش در حال وضع حمل است ابتدا همسر او را به بیمارستان رسانده و بعد راننده من را به مقصد برساند من هم قبول کردم اما راننده پس از طی مسیر از محدوده شهر خارج و در گاراژی در خارج از شهر وارد و درب گاراژ از پشت بسته شد . روحانی بزرگوار فرمود تازه متوجه شدم که منظور دستگیری من بوده است . ماموران صراحتا به من گفتند که شما دستگیر و در اختیار ما هستی و باید به اتفاق به تهران برویم . بدون اینکه به من اجازه دهند با خانواده ام تماس بگیرم من را مستقیم به تهران و یکی از ساختمانهای ساواک در خیابان فیشر آباد ( قره نی فعلی ) بردند و گفتند که سپهبد نصیری رئیس ساواک میخواهد شما را ببیند فرمودند که بعد از یکی دو ساعت من را با نصیری روبرو کردند و ایشان به من توصیه کرد که به آقای گلپایگانی خط سیاسی ندهم و من در پاسخ گفتم مقام ایشان بالاتر از من است و ایشان صلاح کار خود را بهتر از من میدانند . در نهایت شبانه ایشان را به قم برمیگردانند و در قم رهایش میکنند .
مدعیان حکومت اسلامی و پیروان راه عدالت علی ( ع) چه پاسخی برای اینگونه اعمال دارند و آیا من و امثالهم و آن 98 در صدی که به جمهوری اسلامی رای دادند آیا رضایت دارند که اعمال رژیم گذشته باز هم تکرار شود و برادارن عزیزی که تصور میکنند با اینگونه اعمال به اسلام و قران خدمت میکنند آیا به پایان کار خوشبین هستند و اگر چه مامورند و معذور آیا در خلوت خود و خدا چه پاسخی در مقابل خدای خود دارند ؟

رحمت

۲۰ تیر ۱۳۸۶ ۸:۲۸ قֽظֽ | Reply

علي خراساني :

سلام جناب عبدي،
از نوشته دوستان اين احساس را مي توان يافت كه موضوع راي 17 ميليوني آقاي احمدي نژاد هنوز مجهول و نا مشخص مي باشد تا حدي كه بعضي از دوستان براي توجيه آن به مخدوش بودن انتخابات متمسك مي شوند.
دوستان اصل ماجرا در عدالتخواهي و تظلم مردم است ، انقلاب اسلامي با وعده عدالت آمد ولي متاسفانه ، بخصوص پس از امام كه جنگ تمام شده بود و شرايط براي رشد و توسعه زندگي مردم فراهم بود ، تيم آقاي هاشمي چنان كرد كه مردم عليرغم اعتماد و اعتقاد بالائي كه به ايشان داشتند دست از او شسته و حتي دشمن خوني او شدند. پس از هاشمي نوبت خاتمي بود كه قول رفع اشتباهات گذشته را داد ولي در عمل نتوانست بسوي عدالت اجتماعي حركت كند، و حالا نوبت احمدي نژاد است، مطمئن باشيد اگه هركدام از شما هم كانديد مي شديد و حرف هاي احمدي نژاد را مي زديد مردم به شما راي مي دادند.

۲۰ تیر ۱۳۸۶ ۹:۴۶ قֽظֽ | Reply

رویا :

سلام
سوالی داشتم
چرا فکر میکنید که حمایت از دولت اصلاحات کمکی به مردم این دیار است و اصولا آیا ترک انتخابات از طرف مردم در دوره های آتی انتخابات آیا بهتر نیست و تکلیف ما را سریعتر روشن نمیکند؟

۲۰ تیر ۱۳۸۶ ۹:۵۹ قֽظֽ | Reply

مهرزاد :

در تاريخ فقط يك اميركبير داريم.
تاريخ معاصر ايران سرشار از فراز ونشيبهاست. لحظاتي به وجود امد كه مردم دست بر دستگيره درب تمدن و دمكراسي زدند و از ترس ان طرف يك قفل ديگر بر روي در كارگذاشتند و در موقعي از زمان انچنان دور از حقايق گشتند كه دمكراسي حتي در سراب نيز ديده نمي شد . اگر به تاريخ نگاه كنيم مردان زيادي با اميد و ارزوهاي مردم شكل گرفتند و فقط چند لحظه مانده به استوره شدن ناگهان انقدر كوچك شدند كه حتي صداي پايشان به گوش نميرسيد . مردي كه با فانوس وارد ميدان شد و سوار بر قايقي شد روي سيلابي عظيم . رودخانه اي كه گويا تمام سيلابهاي جهان در ان به هم ميرسيدند ولي جلو تر جمعيتي بزرگتر از سيلاب با تمام اميدها و ارزوها چشم به راه و دست به دعا بودند . كم كم داشتند با دست در دست هم گذاشتن زنجيري درست ميكردند تا به قايق برسند و از ميان سيلاب نجاتش بدهند . خيلي ها زودتر از درست شدن زنجير خود را به اب زدند ولي افسوس كه شدت اب انها را برد . با يد بگم اين تصاويري بود در ان زمان . خيلي ها جان خود را ازشوق ازادي در اين راه گذاشتند و خيلي ها هم كه در دوردستها از اب گرفته شدند ديگر رمقي براي شوق داشتن نداشتند . ولي حالا اگر خوب نگاه كنيم خاتمي سوار يك قايق كوچك در اين سيلاب نبود شايد سوار گشتي بزرگتر از تايتانيك. حالا بايد بگويم كه خاتمي با فانوس امد سوار اسب تك شاخ شد و در اخر موقع رفتن انقدر نور كم بود كه حتي قادر به ديدن جلوي پايش هم نبود . خاتمي بعد از حادثه چيدن بالهاي پردگان هم از اسب افتاد و هم از اصل . شايد افتادن از اسب كمي خستگي و كوفتگي براي او داشت ولي وقتي از اصل افتاد اميد به برقراري دمكراسي به خواب زمستاني رفت. حادثه 18 تير دو نوع پيام داشت اول اينكه نسل دوم و سوم انقلاب تشنه دمكراسي و اصلاحات هستند و دومين پيام اين بود كه حكومت ظرفيت پزيرش دمكراسي را ندارد و پيروز شدن تفكر دوم لطمه اي تاريخي به دمكراسي خواهي در ايران وارد كرد . حادثه 18 تير مانند جنبش مشروطه خواهي بود و سركوب ان مانند به توپ بستن مجلس . و خاتمي مي توانست به جاي اينكه فراموش شود چون اميركبير در تاريخ بدرخشد.
اين خواب زمستاني به پايان خواهد رسيد چون قانون طبيعت اين است و اميركبير ديگر در بهار خواهد درخشيد.

۲۰ تیر ۱۳۸۶ ۰:۱۴ بֽظֽ | Reply

سجاد پورسلطان :

سلام آقای مهندس ! احوال شما؟ اول اینکه از تشریف فرمایی شما به HOVIYAT.BLOGFA متشکرم .دوم آنکه عطف به فرمایش شما و کامنت ارزشمندتان باید عرض کنم این اولین باری نیست که شاهد انتقاد از "" چرایی برگزاری انتخابات مجلس هفتم توسط دولتمردان اصلاحات "" هستیم. کما اینکه آقای کروبی نیز از "" چگونگی"" روند برگزاری انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری گله داشتند.
از اینرو در این پست ابراز عقیده کرده ام " برآیند انتخابات های برگزار شده پس از دوم خرداد از معیار های برگزاری اتنخابات آزاد بدور است" . حتی اتنخابات های که دولتمردان اصلاحات مجری ان بوده اند. این از نقاط ضعف دولت اصلاحات است. نظر شما را در این باره چیست ؟ چرایی یا چگونگی ؟
...........................................................
عبدی:
انتخابات آزاد امری نسبی است(حداقل در جوامع حهان سوم)باید گفت گام برداشتن برای رسیدن به انتخابات مطلوب مساله ماست و با این معیار انتخابات شورای اول و مجلس ششم و ریاست جمهوری 80 و شورای دوم رو به جلو بود اما با سیاستهای تثبیت کننده همراه نشد.

۲۰ تیر ۱۳۸۶ ۱:۲۹ بֽظֽ | Reply

جانا سخن از زبان ما میگویی! :

دبير کل حزب موتلفه اسلامى با اشاره به سالگرد 23 تير روز قيام مردم تهران عليه عوامل پنهان غده ی سرطانی معروف گفته اند : چگونه مى‌توان پاسخ گفت چرا فتنه‌گران اصلى 18 تير هنوز محاکمه نشده‌اند؟
واقعا چرا فتنه گران اصلی 18 تیر نه تنها محاکمه نشده اند بلکه بعضا افزایش منزلت هم یافته اند؟؟

۲۰ تیر ۱۳۸۶ ۵:۰۸ بֽظֽ | Reply

مظفر :

یکی از مقامات پنهان و خط دهنده ی فکری به دولت , جدیدا اظهار نظر کرده اند: " شکى نيست اگر قيمت آزاد بنزين اعلام شود, هر بنگاه اقتصادى به اين بهانه قيمت کالاهاى خود را افزايش خواهد داد و آن وقت هيچ کس قادر به کنترل نخواهد بود."
به نظر شما تا کی دولت میتواندمقاومت کرده شرایط جنگی را برقرار و نرخ آزاد بنزین را اعلام نکند؟ به هر حال قیمت در بازار سیاه که تعیین خواهد شد؟! به هر حال که قیمت کالاها افزایش خواهد یافت؟ بالاخره که کنترل از دست هر کس خارج میشود؟ آیا بهتر نیست تا کنترل از دستشان خارج نشده مقامات فکری اساسی بکنند و دست از لجبازی بردارند؟ آیا بهتر نیست اگر به فکر خودشان نیستند به فکر آینده ی فرزندانشان باشند؟ چرا باید فرزندان جوابگوی اعمال پدران باشند؟ آیا بهتر نیست فکر کردن در مورد آینده را از همین نرخ بنزین شروع کنند؟

۲۰ تیر ۱۳۸۶ ۵:۱۹ بֽظֽ | Reply

:

میگویند: "عمل سياسى ماهيتى خاص دارد و رويه‌هاى بغرنج و پيچيده آن گاه تشخيص سرنخ‌هاى ارتباطى و سرخط‌هاى تحليلى را از دست ناظران ريزبين و پيگير سياسى به در مى‌برد، چه رسد به آنانى که از عمل پيچيده سياسى به دور بوده‌اند." به نظر شما که پیگیر و ناظر ریز بین مسایل این چند ساله بوده اید, سرنخ تصمیمگیریهای که از طرف مردم و مشارکت آنان صورت نمی پذیرد , به کجا وصل است؟

۲۰ تیر ۱۳۸۶ ۵:۲۶ بֽظֽ | Reply

ما نیز :

گفته شده : "دولت‌ خواهان صداقت در اطلاع‌رسانى است" این خواست , خواست من نوعی و فکر میکنم خواست بسیاری دیگر از مردم محروم نیز هست که سالهاست حداقل خواهان این صداقت در اطلاع رسانی از طرف دولت بوده اند.... بهتر نیست حال که مقامات چنین ادعایی را دارند , فی المقدمه پدری خود را ثابت , "صداقت" خود را نشان داده , برای دست گرمی , فضای بسته سیاسی را باز کنند؟... بهتر نیست از پشت شیشه های تاریکی که میان خود و مردم کشیده اند بیرون آمده ، دیوار سانسوری که در اطراف مطبوعات بالا برده‌اند، بشکنند و دروغ و عوامفریبی مذهبی که بی وقفه در این سالها جریان داشته و دژ و باروئی که به دور خویش کشیده کنار گذاشته تا بتوان راحتتر به صداقت این گفته شان اعتماد کرد؟ آیا در چنین فضائی که ساخته اند (بی اعتمادی ) خودشان می توانند بفهمند که در جامعه چه می گذرد؟
بهتر نیست در این شرایط که دولت هم خواهان صداقت در اطلاع رسانی شده است , تصمیم گرفته اول از همه از خر شیطان پیاده شده و بیاید پایین تا با هم راه رویم و با هم دوست شویم؟!! آیا دولت واقعا حاضر به دوستی و مشارکت با مردم خودش هست؟ آیا حاضر است به رای مردم احترام گذارد ؟ .....زندانیان عقیدتی را آزاد کند؟ ....دانشجویان و زنان زندانی را آزاد کند؟... آیا حاضر است ....؟: وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى در جمع مديران مسئول رسانه‌هاگفت :صحبت از کودتاى خزنده در مطبوعات نکرده‌‌ام .به گزارش آريا،صفارهرندى در اين جلسه اظهار داشت: وزارت ارشاد به عنوان ناظر و خادم قصد خدمت به رسانه ها را دارد. "
چگونه میتوان باور کرد؟

۲۰ تیر ۱۳۸۶ ۵:۵۱ بֽظֽ | Reply

یک انسان سؤالمند :

آقای عبدی , با سلام
با ورود تيم بازرسان بین المللی که بدنبال پاسخ برای سئوالاتی است که در ديدار آخر "البرادعی" و "سولانا" رئيس آژانس و همآهنگ کننده سياست خارجی اتحاديه اروپا با علی لاريجانی مطرح کرده بودند و دبير شورای عالی امنيت ملی جمهوری اسلامی قول داده بود به اين سئوالات در ايران پاسخ داده خواهد شد ,( سوالات مردم ایران آیا کجا پاسخ داده خواهد شد؟! ) وزیر امور ارشاد لحن ملایم بخود گرفته و گفته اند: انتقاد امر ارزشمند و رشد دهنده اى است، ولى اگر منتقد انتقادى ثابت را هميشه داشته باشد و بدون توجه به واقعيات همواره آن را مطرح کند اين درست نيست. "(پایان نقل قول) اگر درست نیست چگونه است که خودشان انجام میدهند؟ چرا خودشان سیاست اشتباه ثابت شده را بدون واقعیات ملموس همواره و همیشه مطرح کرده و میکنند؟ آیا این کار نادرست از طرف دولت و خودشان درست است؟ چرا؟ مگر چه فرقیست بین منتقد و دولت؟ چرا خودشان روش اداره ی سرکوب ثابتی را همیشه داشته و بدون توجه به واقعیات همواره بر درستی آن پای فشرده اند تا جاییکه در این راه مجبور شده اند مردم را به حاشیه برانند؟

۲۰ تیر ۱۳۸۶ ۶:۰۵ بֽظֽ | Reply

دو سؤال کوچک :

خسته نباشید,
دو سؤال از خدمت شما داشتم.
سؤال اول اینکه:
معاون عربی - آفريقايی وزارت امور خارجه جمهوری اسلامی "محمدرضا باقری" روز گذشته در جمع خبرنگاران حاضر در مراسم يادمان بيست و پنجمين سال ربوده شدن کارمندان وديپلمات های جمهوری اسلامی در بيروت , درباره ملاقات اخير سفیر ایران در عراق با دستگير شدگان مرکز جمهوری اسلامی در اربيل که در زندان امريکائی ها در عراق هستند و به ادعای آمریکاییها سرداران سپاه پاسداران می باشند گفتند:
آنها (زندانيان) آنها كليه ماوقع را تعريف كردند. آنها جدا از هم نگهداری می شوند و بازجويی می شوند. البته اکنون تسهيلاتی برای آنها فراهم كرده اند.
در همین رابطه هم هوشيار زيباری، وزير خارجه عراق اخيرا گفته بود که دستگير شدگان بر خلاف ادعاهای مطرح شده درايران شکنجه نشده اند. باقری در اين ارتباط نيز گفت:
به هر حال وقتی ديپلماتی را بگيرند و در انفرادی نگه دارند و مرتب بازجويی كنند و از امكانات اوليه زندگی محروم كنند نام اين شكنجه است. شكنجه حتما نبايد به شكل‌های ديگری كه آمريكايی ها از آن استفاده می‌كنند باشد.(پایان نقل قول)
میخواستم از حضور شما استفاده و بپرسم فرق بین یک دیپلمات و یک نفر عادی , مثلا دانشجو یا زن یا .... معلم در اسلام و جمهوری اسلامی چیست؟ آیا اگر اینان دیپلمات نبودند و در انفرادی نگه داشته میشدند و مرتب بازجویی میکردند , یعنی دیگر مورد شکنجه واقع نشده بودند؟
و سؤال دوم
آقای صفار هرندی ادعا کرده اند که دولت , " مداح" براى کارهاى خود احتياج ندارد!! قبلا هم نشان داده در عمل ثابت کرده اند که دولت, "منتقد" هم برای کارهای خود احتیاج ندارد , میتوانید بگویید دولت برای کارهای خود بجز "سیاهی لشکر" به چه چیز دیگری احتیاج دارد؟
با تشکر پیشاپیش از جوابهای قانع کننده ی شما
مداح

۲۰ تیر ۱۳۸۶ ۶:۲۳ بֽظֽ | Reply

دادخواه :

رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در ديدار با ائمه جمعه و جماعات و علماى غرب استان گيلان در مسجد جامع شهرستان فومن اظهار داشته گفتند:
"روحانيت در تمام فصل‌هاى تاريخ به "داد" ملت رسيده است." آیا شما میدانید چه شده که امروز به "داد" مردم نمی رسد؟

۲۰ تیر ۱۳۸۶ ۶:۲۸ بֽظֽ | Reply

:

قائم مقام دبيرکل حزب اعتماد ملى حجت‌الاسلام منتجب‌نيا درگفتگو با خبرنگار فارس پيش‌بينى نموده‌اند که “اگر رد صلاحيت‌ها در انتخابات مجلس هشتم گسترده نباشد( قبول ضمنی رد صلاحیت البته برای همسایه!!) و انتخابات سالم برگزار شود،اکثريت قوى مجلس اصلاح طلب خواهند بود.” ايشان همچنين مدعى شده‌اند “به طور طبيعى اکثريت قوى مجلس اصلاح طلب خواهند بود آن هم اصلاح طلبان معتدل و نه افراطى ولى قوي.”‌به علاوه به عقيده ايشان “رويکرد مردم به اعتدال گرايى به مراتب بيش از افراط گرايى است” و بنابراين “احزابى مثل اعتماد ملى که بنايش را براعتدال گذاشته و بر مبانى فکرى امام(ره) تکيه زده است جاذبه بيشترى [دارند.]”
بنظر شما این رویکرد چگونه اندازه گرفته شده است؟

۲۰ تیر ۱۳۸۶ ۶:۳۴ بֽظֽ | Reply

رضا :

آقای عبدی
نمیدونم اشکال از کامپیوتر من هست یا مشکل دیگه ای هست که هر کاری می کنم مصاحبه باز نمیشه
..........................................................

عبدی:
نمی دانم.من از کامپیوتر خودم با راحتی متن را دانلود می کنم.


۲۱ تیر ۱۳۸۶ ۰:۴۱ قֽظֽ | Reply

علی :

لطفا در مورد اومانیسم و لیبرالیسم در سازمان مدیریت توضیح دهید. مخصوصا اومانیسمش که اصلا نمی فهمم ربطشو!
....................................................
عبدی:
این اصطلاحاتی که آقایان دولتی ها برای توجیه اقدامات خود بکار می برند نه تنها مشکلی را در توجیه آن اقدامات حل نمی کند بلکه نوغی ابتذال در استعمال کلمات را هم دامن می زند.

۲۱ تیر ۱۳۸۶ ۱:۱۲ قֽظֽ | Reply

محمد - تهران :

من قصد جسارت نداشتم .
منظورم این بود که شما یه کاری انجام بدین که ما بتونیم اعتراضاتمون رو یکم صدا دار به گوش اونایی که اون بالا نشستن برسونیم . تحسنی , اعتراضی, نامه ی اعتراض آمیزی , کنایه ای , اعتصابی , دادی , فریادی ; هیچ راهی به غیر از بحث و بررسی نیست که بشه حداقل اوضاع رو همین طور نگه داشت و از این بدتر نشد ؟
..........................................................
عبدی:
اگر راهی هم باشد جای طرح آن در اینجا نیست.آن کارها عملی جمعی و نه فردی است و از طریق تشکیلات باید انجام شود در حالی که این وبسایت عملی فردی و صرفا در حوزه تحلیل رویدادهاست و نه بیشتر.

۲۱ تیر ۱۳۸۶ ۲:۱۲ قֽظֽ | Reply

مینا مرادی :

جناب اقای عبدی واقعا ممنون شدم که جوابم را دادید دلم نمیخواهد باز هم مزاحمتان بشوم ولی چکنیم که مائیم ویک ایران و دل نگرانیهای فراوان ...اکنون سوال دیگری مطرح میشود ...واقعا جگونه میتوانیم قدرت بیابیم ؟ما که مانده ایم دراین پاسخ ..درمانده و مستاصل .....
........................................................
عبدی:
گفتم توازن قدرت.پس یک راه هم کاهش قدرت طرف مقابل است تا توازن حاصل شود.برای چنین هدفی گرفتن درآمدهای نفتی و توزیع آن میان مردم این توازن را تا حدی برقرار می کند.

۲۱ تیر ۱۳۸۶ ۴:۰۱ قֽظֽ | Reply

چرا باید ملتی که نفت صادر میکند... :

آقای احمدى نژاد ديروزدر گفتگو باخبرنگاران که ظاهرا در مورد اصلاحات ساختارى ایشان برپا شده بود , گفتند: نمى‌خواهيم سطحى و روبنايى کار کنيم بايد با ايجاد تحول در ساختار اين سازمان هر کسى نقش خود را انجام بدهد. وظيفه اجرايى به مجريان ، نظارتى به ناظران و برنامه ريزى به طراحان و برنامه‌ريزان محول شود.
این بیان , اعتراف ضمنیست به این مطلب که تا به امروز هیچکس نقش خود را در نظام جمهوری اسلامی انجام نداده و .... آیا بنظر شما مسببان این بی انضباطی ها محاکمه و مجازات خواهند شد؟
رئيس جمهورى با تاکيد بر اين‌که “ کار ما تنها نظارت است و رئيس‌جمهور نظارت مى‌کند” خاطرنشان کرد: با اين اهداف خواسته‌ايم تا سازمان مديريت تغييرکند و به دردهاى اساسى ملت بيانديشد؛ چرا بايد ملتى که نفت صادر مى‌کند داراى فقر باشد؟ چرا بايد در کشور عدم تعادل وجود داشته باشد؟
آیا دلیل این فقر و عدم تعادل جز اینست که آقای احمدی نژاد قبل از اشغال پست ریاست جمهوری , یکی از ارکان همین نظام بوده , منتقد دولتهای گذشته نبوده اند؟
آیا جز اینست که آقای احمدی نژاد در راه نرفته ی انتقاد به دولتهای مسبب فقر و عدم تعادل دچار محرومیت نشده و .... طعم زندان نچشیده اند؟
راستی بنظر شما آقای احمدی نژاد تا به امروز, کجا بوده ان
د؟
.....................................................
عبدی:
این طوری که نمی شود انتقاد کرد که فلانی کجا بوده ؟مگر کسی از بیرون نظام بیاید لزوما شق القمر خواهد کرد.؟مساله
ارائه طرح و دفاع منطقی و علمی از آن و سپس اجرای صحیح آن طرح است که هیچکدام این شروط در دولت فعلی موجود نیست.

۲۱ تیر ۱۳۸۶ ۷:۰۸ قֽظֽ | Reply

آیا مقامات خود را بخواب زده اند؟ :

سلام و خسته نباشد به شما که ظاهرا اینروزها بسیار پر مشغله شده اید تا جاییکه از فکر عطش مراجعه کنندگان خود بیرون رفته اید!!
به هر حال ماجرای لباسی که برای تن زار و نزار ما دوخته شده , هنوز کنجکاوی برانگیز است!! چرا که انسان ذاتا موجودیست کنجکاو , که میخواهد هر جور شده , قبل از به تن کردن اجباری لباس , بداند این لباس دوخته شده ی خارجی , شکلش و رنگش چیست؟!
ديروز “اولى‌هاينون” معاون امور پادمان‌هاى آژانس و هيئت عاليرتبه همراه وى وارد تهران شد تا در خصوص طراحى و تدوين چارچوبى جهت حل و فصل مسائل باقى‌مانده در پرونده هسته‌اى ايران مذاکراتى را با مقامات کشورمان انجام دهند.
ولی ظاهرا هنوز مقامات ایرانی نمیدانند که “اصل مسئله هسته ای و صدور قطعنامه ها چيست؟” ظاهرا مسؤلان هنوز نمیدانند که “کدام معما این وسط بايد حل شود؟” بنظر میرسد تصمیمگیران سرنوشت میلیونها انسان , هنوز نمیدانند که “ گره کور در ميان این فشارها و شل کن سفت کنها کجاست ؟” به همین دلیل رفتارها و گفتارهای طرف مقابل را با نامیدن پارادوکس ساده کرده و باز بر حق برخوردداری از انرژی هسته ای تاکید کرده و نوشته اند: دولت و ملتى که انرژى هسته‌اى صلح‌آميز راحق مسلم خود مى‌دانند و تعهد عملى خود به موازين و قوانين بين‌المللى را دراين زمينه اثبات نموده‌اند , خود بهترين، معتمدترين و حتى ايده‌آل‌ترين طرف مذاکره و تعامل با يک سازمان بين‌المللى محسوب مى‌شوند."
بنظر شما , آیا مقامات خود را در مورد مساله ی هسته ای بخواب زده اند و یا واقعا در این زمینه خوابند؟

۲۱ تیر ۱۳۸۶ ۷:۳۳ قֽظֽ | Reply

نقش احزاب در جمهوری اسلامی :

همیشه فکر میکردم چطور میشود که سیستمی که نشان داده تحمل شنیدن نظرات دیگران را ندارد , اینقدر در داخل خودش حزب درست میکند؟... تا امروز , بالاخره در راه این جستجو , جواب سؤال خود را پیدا کردم!! ... گفتم حال که کسی نیست که به سؤالات تلنبار شده ی ما پاسخ گوید , بگذار من این جواب را با دیگر خوانندگان این سایت نیمه روشنگر ( بر وزن نیمه مذهبی!!) تقسیم کنم!
بشنوید:
"احزاب و گروه‌ها ، ‌يک وظيفه شرعى دارند و آن فراهم کردن زمينه حضور گسترده مردم در انتخابات است."

۲۱ تیر ۱۳۸۶ ۷:۴۲ قֽظֽ | Reply

فرید :

آقای عبدی ,
تا بحال , در این هفت دوره , نمایندگان مجلس از چه قشری و با چه بودجه ای انتخاب میشدند؟ چون جدیدا دبيرکل حزب موتلفه اسلامى روند تبليغات کانديداهاى مجلس شوراى اسلامى , تا به امروز را قابل نقد دانسته و گفته اند:(چرا امروز همه موافقان دیروز , گذشته را قابل نقد میدانند؟ آیا خودشان میدانند با نقد کنندگان آن زمان چه کرده اند؟)
" اين روند نشان داده است، کسانى که مى‌خواهند نامزد انتخابات شوند، بايد مبلغ قابل توجهى فراهم کنند تا بتوانند وارد ميدان رقابت‌هاى انتخاباتى شوند( وقتی کشوری به احزاب اجازه فعالیت ندهد یکی از مشکلاتش هم همین است) .... اگر اين روال به همين شکل ادامه پيدا کرده و توسعه يابد کسانى که از امکانات مالى برخودار هستند شانس بيشترى براى پيروزى در انتخابات خواهند داشت... اگر براى تبليغا‌ت،‌ چارچوب و محدوديتى قايل نشويم،‌ دراقع به افرادى که تمکن مالى بيشترى دارند‌،‌ اجازه داده‌ايم که در اذهان عمومى براى راى آورى بيشتر مطرح شوند. اين روند،‌ که در آن افراد داراى تمکن مالى بتوانند با تبليغات رنگارنگ، ‌خود را بيشتر در اذهان عمومى طرح کنند، بايد محدود شود و کسانى که توان و استعداد نمايندگى مجلس را دارا هستند ولى در عين حال از تمکن مالى نيز برخوردار نيستند، ‌بتوانند با شرايط مساوى وارد عرصه انتخابات شوند.... رشد و توسعه کشور و تامين تنوع افکار و سليقه‌ها در شئون مختلف اداره کشور , از تبعات مثبت حضور مردم درعرصه انتخابات است.... مهمترین ر اه براى خثنى کردن توطئه دشمنان انقلاب اين است که عامه مردم با اين توطئه‌ها مقابله کنند.
چگونه عامه ی مردم میتوانند با این توطئه دشمنان مقابله کنند؟ وقتی همه ی راهها بسته است؟

۲۱ تیر ۱۳۸۶ ۷:۵۶ قֽظֽ | Reply

مشتاق :

چی شده توی لک رفتید ؟
آقای عبدی ! اگر فضا برای نوشتن در مورد مسایل روز فراهم نیست , پیشنهاد میکنم در مورد گذشته و تاریخ این مرز و بوم بنویسید که از نان شب برای پیمون راه آینده واجبتر است. مثلا برای شروع , پیشنهاد میکنم دانسته های خود , در مورد حزب زحمتکشان و شخص آقای مظفر بقایی , نقش ایشان در کودتای 28 مرداد و .... تدوین قانون اساسی جمهوری اسلامی و تفییراتی که بعد از تصویب اولیه در دولت موقت و شورای انقلاب صورت گرفت و ... علت بازداشت و رابطه ی ایشان با سیا ... و فوت ایشان در زندان بنویسید تا ما هم بتوانیم با استفاده از آن , دانسته های خود را از تاریخ معاصر به نوعی محک بزنیم.
ارادتمند شما
...................................................
عبدی:
این که مدتی است ننوشته ام درست است.بعضی مواقع هر کاری می کنی قلم چندان همراهی نمی کند و در واقع ذهن همراهی نمی کند .امیدوارم شرائط تغییر کند.اما در حوزه تاریخ آشنائی ندارم که بطور مستقل مطلبی تقدیم کنم.

۲۱ تیر ۱۳۸۶ ۸:۰۷ قֽظֽ | Reply

Mohammad :


معجزه نفت
معجزه ای برای همه هزاره ها
معما برای Pliticians!!!
یک ریاضیدان با تخصص بالا به هر حال از پس حل معادلات چند مجهولی سخت برمی آید. اما معادله ای که در این جا طرح می کنم بعید به نظر می رسد که یک متخصص آبدیده و کهنه کار سیاسی قادر به حل آن باشد!! راهنمایی: عوامل پدید آورند معادله عبارتند از:
1- نفت، 2-این سرزمین باستانی 3-این مردم 4و - دایی جان ناپلئون،
سوال، آنها چه قدرت و استعداد عجیبی دارند که دست در دست هم توانسته اند این معادله چند مجهولی را پدید بیاورند؟
جل الخالق!!
" معجون، میلیتاریسم، پوپولیسم و لمپنیسم"
کی می تونه حل کنه؟

۲۱ تیر ۱۳۸۶ ۰:۵۱ بֽظֽ | Reply

مسعود :

با سلام، من نتوانستم متن مصاحبه را ببینم؛ ظاهرا مشکلی دارد و فقط صفحه ی اول را نشان میدهد.
......................................................
عبدی:
ظاهرا برخی کامپیوتر ها مجهز به برنامه ای که متن را دانلود کند نیستند.

۲۱ تیر ۱۳۸۶ ۲:۵۵ بֽظֽ | Reply

آزادی :

با سلام خدمت استاد عزیز
چندی پیش در کلاسی تحت عنوان مدیریت پروژه در خدمت استادی دیگر بودیم.ایشان که از اساتید صاحب نظر و دارای سابقه بسیار در سازمان مدیریت و برنامه ریزی هستند که بدلیل اختلاف نظر عمیق با مدیران ساک به دست از این سازمان جدا شده تعبیر بسیار زیبائی در خصوص وضعیت فعلی این سازمان بکار می بردند که حالت طنز گونه هم دارد و به تمام معنا وضعیت فعلی این سازمان را به زیبائی و فقط در یک حرف بیان می کردند که ذکر آن خالی از لطف نیست.ایشان هنگان نام بردن از سازمان از واژه سازمان "و" استفاده می کردند.وقتی دلیل آنرا جویا شدیم فرمودند با وضعیتی که می خواهند پیش آورند این سازمان نه دیگر قدرت و توان مدیریت دارد و نه برنامه ریزی بنابراین فقط یک "واو "رابط برایش باقی مانده است.
اینجانب با قدرت درک و سواد اندکی که در این حیطه دارم فقط می توانم بگویم تنها سنگری که در مقابل دولتها در خصوص سوءمدیریتها و ولخرجی های بی اصول و برنامه باقی مانده بود در حال فتح شدن است و از این پس دولتها می توانند با پول مردم هر جا و هر گونه بخواهند با سلیقه خودشان خرج کنند و ...... بی خیال آینده و آیندگان بگذار خرج کنیم پول نفت است دیگر خدا داده و می دهد دیگر برنامه و برنامه ریزی سیخی چند.
از جناب عبدی میخواهم در یک ستون جداگانه و جدید مفصل به این مقوله بپردازند و ابعاد مختلف آنرا بخوبی برای مخاطبان بشکافند
متشکرم



۲۱ تیر ۱۳۸۶ ۴:۴۱ بֽظֽ | Reply

در جواب به آقای عبدی عزیز :

در جواب به گفته ی آقای احمدی نژاد :"چرا بايد ملتى که نفت صادر مى‌کند داراى فقر باشد؟ چرا بايد در کشور عدم تعادل وجود داشته باشد؟"نوشته بودم چون شما(منظور آقای احمدی نژاد) منتقد دولتهای گذشته , نبوده اید... چون شما (آقای احمدی نژاد) با سیاستهای نابخردانه ی دولتهای گذشته که باعث فقر مردم ثروتمند شده اند , همراه بوده اید. (منظور شمای نوعی)...

در جواب مرقوم فرموده بودید:
این طوری که نمی شود انتقاد کرد که فلانی کجا بوده ؟مگر کسی از بیرون نظام بیاید لزوما شق القمر خواهد کرد.؟
نه . کسی که از بیرون نظام بیاید , با اینهمه خراب کاریها در "بستر" مناسبات و ارزشهای جامعه , مسلما نخواهد توانست شق القمر کند, اگر هم کسی آمد و اینگونه ادعا داشت که اگر به من رای دهید من چنین شق القمری را میکنم, او هم شیادی بیش نخواهد بود!! ولی این هم درست نیست که کسی که در این بیست و هشت سال گذشته مسؤلیتهای طراحی , هدایتی , اجرایی, ... و نظارتی داشته , با پشتیبانی تمام عیار از شیوه ی حکومتهای پیشین , که از سفره و خوان نعمت دولتهای مختلف جمهوری اسلامی خورده است, یکهو بیاید و شعار مخالفان این دولتها را مال خود کرده , شعار آنها را بردارد و بگوید "چرا باید ملتی که نفت صادر میکند فقیر باشد؟!
این بعینه نعل وارونه زدن ناشایسته است ... این یعنی من تا به امروز هیچ نقشی در ایجاد این فقر نداشته ام !! ولی اینجور نیست. ذره بینانند در عالم بسی, واقفند از حال و روز هر کسی!!

این سؤال : "چرا بايد ملتى که نفت صادر مى‌کند داراى فقر باشد؟ چرا بايد در کشور عدم تعادل وجود داشته باشد؟" از طرف کسی مورد قبول واقع خواهد شد که قبل از دادن این شعار, اعمال و رفتارش با این شعار همخوانی داشته باشد!! اینطور نیست؟ بقول حافظ:
محتسب , شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد/
قصه ی ماست که در هر سر بازار بماند!
عجیب است! آیا شما از کسی که در جهت نهادینه کردن روشهای علمی تا به امروز کوچکترین قدمی را برنداشته قبول میکنید که بیاید و بدون پشتوانه علمی بگوید و بدون رودربایستی شعار دهد که من میخواهم از امروز روشهای علمی را در تصمیمگیریهای خود نهادینه کنم؟

بقول حافظ:
نقدها را بود آیا که عیاری گیرند؟
تا همه توبره و آخور خوران , پی کاری گیرند؟
نوشته اید :این طوری که نمی شود انتقاد کرد که فلانی کجا بوده ؟... چرا نشود؟ مگر میشود هر کس لاف عشق زد و گله از یار نمود , عشق بازی او را قبول کرد؟ مگر حافظ ما نمیگوید؟
وصل خورشید بشب پره اعمی نرسد؟
اگر شب چره ای آمد و گفت اگر با من باشید من شما را به وصل خورشید می برم , آیا شما با او همراه میشوید؟
از شما که چنان معتقد به بستر سازی هستید که هر کس عهده دار مسؤلیت شد , بتواند سالم بماند بعید است که بستر ساخته شده ی شخصیت هر کس را اینگونه مورد بی مهری قرار دهید؟ اینطور نیست؟

بقول حافظ: محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد/ قصه ی ماست که در هر سر بازار بماند!

۲۱ تیر ۱۳۸۶ ۴:۴۲ بֽظֽ | Reply

ایده ی جدید؟ :

گفته میشود ايده حل و فصل مسايل موجود در موضوع هسته اي ايران را «علي لاريجاني» مسئول مذاكرات هسته اي كشورمان در گفت وگوهاي دهم خردادماه خود با خاوير سولانا، مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا در مادريد، به دليل ناكارآمدي و مؤثرنبودن ايده هاي قديمي و تكراري همچون "تعليق غني سازي اورانيوم" , ارايه كرده است.
بنظر شما این ایده مشتمل بر چه راهکار جدیدیست؟
...........................................................
عبدی:
اطلاعی ندارم.

۲۱ تیر ۱۳۸۶ ۴:۴۹ بֽظֽ | Reply

اصلاح نظام .... :

حتما شنیده اید که رئيس جمهور با تشريح دلايل ادغام سازمان مديريت درنهاد رياست جمهوري تأكيد كرده اند: نظام بانكي و نظام بيمه تأمين اجتماعي و بازنشستگي هم بايد اصلاح شود.
با توجه به این عزم جدی "اصلاح" نظام های مختلف نظام ( نظام مدیریت و برنامه ریزی , نظام بیمه , نظام بانکی , نظام تامین اجتماعی , .... و نظام بازنشستگی) آقای رییس جمهور , به نظر شما کدام قسمت این نظام , از دید ایشان , نباید اصلاح شود؟

۲۱ تیر ۱۳۸۶ ۴:۵۶ بֽظֽ | Reply

سؤال در مورد دفتر مناطق محروم :

تا جاییکه مطلع هستم شما در هییت هفت نفره جهاد سازندگی قبلا دستی داشته اید , میخواستم از تخصصتان استفاده کنم و بپرسم : چرا نتيجه ادغام وزارتخانه هاي جهاد و كشاورزي , به گفته ی آقای رییس جمهور باعث كوچكتر شدن دولت و پایین آمدن حجم وظايف دولت نشده است؟
چرا (از قول آقای رییس جمهور) این ادغام نه تنها موجب كاركردها ی بهتر برای کمک به امر کشاورزی و مشکلات روستاییان نشده بلکه ساختار بسيار بزرگتري را برای دولت ايجاد کرده است؟ تا جاییکه آقای رییس جمهور با طرح اين پرسش كه آيا به روستاها كه پايگاه رشد كشور است، دراين ادغام توجهي بيشتر شده است؟ اظهارداشتند: از ناحيه اين وزارتخانه ( ادغام شده ) توجه آنچناني به اين امر نشد !! البته به روستاها توجه بيشتري شده است، اما نه از اين ناحيه , بلكه از طرف "دفتر مناطق محروم" به روستاها توجه شد.
و سؤال آخر اینکه این "دفتر مناطق محروم" چه صیغه ایست؟ و چه وظایفی دارد؟ آیا این دفتر نقش وظایف معوقه ی دیگران را انجام میدهد؟ آیا این دفتر به دلیل انجام دادن نقش دیگران و احتمالا انجام ندادن نقش خود !! احتیاج به اصلاح , همچون اصلاح سازمان برنامه و بودجه ندارد؟


۲۱ تیر ۱۳۸۶ ۵:۱۸ بֽظֽ | Reply

شهروند :

ما نیز امیدواریم شرایط تغییر کند و ... بار دیگر قلم بهمراه ذهن بتواند همچنان شما را در راه نوشتن و انتقال تجربیات کمیاب همراهی کند تا باز هم برای ما نسل جوان و بدون تجربه بنویسید و بنویسید ... چون تجربیاتی که امروز شما در کوله بار خود دارید , بسیار بسیار برای ما و قدم های آینده ی ما با ارزش است و قیمت و بهای فوق العاده زیادی برای زیر ساختهای ساخت آینده دارد.
الغرض!
سخنان آقای رییس جمهور همیشه احتیاج به مفسر و تفسیر و بررسی های زیاد دارد... متاسفانه دیگران , مخصوصا کسانی که وظیفه ی جوابگویی به سؤالات مردم و شهروندان را دارند, جواب سؤالات ما را نمیدهند !! یا سر بالا میدهند!! به همین دلیل هر از چند گاهی دست به دامن شما میشویم تا بقدر رفع تشنگی . مزاحم شما شویم.
ایشان جدیدا فرموده اند: "ساختار مديريتي كشور نيازمند كانون انديشه است"
سؤالات زیادی در همین یک جمله وجود دارد. از جمله اینکه :
مگر قبلا ساختار مدیریتی کشور بر اساس چه کانونی (بجز اندیشه) مدیریت میشده است؟
دوم اینکه:
حال که ساختار مدیریت نظام , نیاز به کانون اندیشه دارد , این پرتو های "اندیشه" برای جمع شدن در کانون , از کدام منبع و از کجا باید تامین شود؟ ...چگونه اندیشه ورزان داخلی و مستقل, برای همکاری با کانون اندیشه ی ساختار مدیریت نظام , ترغیب و تشویق میشوند؟
سوم اینکه:
اگر فرض محال , کانون اندیشه ورزانی ایجاد شد و از همه ی سدها و موانع گزینشی و صلاحیتی و ....و تعهدی هم توانست گذشتن و وارد ساختار مدیریت کشور هم توانست شدن .... اگر بفرض , فرض محال که محال نیست؟ نظر این کانون غربال شده ی اندیشه و .... و اخته شده با کانون قدرت خدای نکرده تلاقی و تصادف کرد , چه اتفاقی خواهد افتاد؟... و سرنوشت این اندیشه ورزان بدون قدرت و مشت ولی از بد حادثه جمع شده در این کانون اندیشه , به کجا ختم خواهد شد؟
چهارم اینکه:
چه اتفاقی افتاده است ... و یا چه پدیده ای حاصل شده است که این نیاز به "کانون اندیشه" در ساختار مدیریت کشور, امروز بعد از بیست و نه سال , احساس شده است؟

پنجم اینکه:
حافظ بعنوان یکی از پرتوهای کانون اندیشه کشور ما میگوید:
بیا به میکده و چهره ارغوانی کن
مرو بصومعه , کانجا سیاهکارند!!
با توجه به این نصیخت مخصوصا به همکاران(اندیشه ورزان) , آیا رفتن اندیشه به کانون مدیریت صومعه , کار غیر اندیشه ایی( عقلانی) نیست؟
ششم اینکه:
آیا ساختار " قدرت" کشور , تحمل "کانون اندیشه" را در ساختار مدیریت کشور دارد؟
هفتم اینکه:
چرا عاقل کند کاری , که باز آزد پشیمانی؟

۲۱ تیر ۱۳۸۶ ۶:۰۹ بֽظֽ | Reply

hasan :

آقاي مهندس عبدي سلام,شما كه با آقاي خاتمي آشنا هستيد از ايشان خواهش كنيد عطاي سياست را به لقاي آن ببخشند وخودشان و خاطرات ما راضايع نكنند.با تشكر
......................................................
عبدی:
قبلا که آشنا بودم حرف مرا در جریان امتخابات سال 80 نپذیرفت و بعد ظاهرا بنا به نقل های مکرر پشیمان شد.اما الان که قطعا حرفی را از من نمی شنود.

۲۱ تیر ۱۳۸۶ ۶:۳۶ بֽظֽ | Reply

محمد - تهران :

salam aghaye abdi .
baratoon maghdoore ke ye biography az zendegie Dyplomacitoon baraye man befrestin ?
.......................
عبدی:
هر چه که هست در وبسایت است.

۲۱ تیر ۱۳۸۶ ۶:۳۹ بֽظֽ | Reply

فرزاد - ق :

سال 55 بود. یک شرکت آگاهی اسخفدام داده بود. رفتم برای کار. آقای خیلی مرتبی با کراوت و لباس آنچنانی آمد جلو و گفت : کار ما یک کار ویزیتوریست. ولی نه مثل کارهای تبلیغی دیگر جاها . ما تبلیغ تک به تک میکنیم. ما چند تی شرت به اسم هلپ به شما میدهیم و شما باید بروید بین مردم و با افراد مختلف زمینه ی صحبت را باز کرده , موضوع را بکشانید به تی شرت هلپ و ....بعدا گزارش این برخوردها را به ما بدهید!!
بعد از توضیحات مختلف در مورد نحوه ی کار هم یکهو پرسید: راستی دین شما چیه؟ گفتم مسلمانم. از میزش یک قرآن در آورد و گفت : دست روی این قرآن بگذارید که اسرار شرکت را جایی لو نمیدهید!!
این سؤال برای من از یک شرکت تبلیغاتی خیلی تعجب برانگیز بود.... بعدها فهمیدم این موسسه تبلیغاتی وظیفه ی شناسایی افراد دهان قرص را برای اجرای برنامه های دراز مدتش داشته !!
اینها را گفتم چون امروز در روزنامه ی کیهان این مقاله را خواندم:
نتايج نظرسنجي يك موسسه آمريكايي در ايران نشان مي دهد دو سوم ايراني ها از حمايت مالي ايران از حماس و حزب الله پشتيباني مي كنند.
با خودم گفتم جل الخالق!! نظر سنجی موسسه آمریکایی در روزنامه ی کیهان چه میکند؟ و خواندم را ادامه دادم:
به گزارش گاردين از آسوشيتدپرس، اين نظرسنجي كه توسط موسسه آمريكايي «فردا، بدون ترور» در ايران صورت گرفته است نشان مي دهد: پايگاه اينترنتي الف به نقل از اين نظرسنجي نوشت: دو سوم ايرانيان از حمايت مالي ايران از حماس و حزب الله حمايت مي كنند، 58درصد مردم از كمك مالي ايران به شبه نظاميان عراق حمايت مي كنند، 90درصد ايرانيان از صرف منابع مالي براي ايجاد اشتغال، كاهش رشد قيمت ها و توسعه انرژي هسته اي حمايت مي كنند، 52درصد ايرانيان از توليد سلاح هسته اي توسط كشورشان حمايت مي كنند، همين رقم (52درصد) نيز اعلام كرده اند، دنياي آنها با داشتن سلاح هسته اي توسط كشورشان امن تر خواهد بود، 80درصد شركت كنندگان در اين نظرسنجي نيز اقتصاد كشور را بد يا نسبتا خوب (متوسط) و يك سوم نيز، تلاش هاي صورت گرفته براي رفع بيكاري و تورم را موفق ارزيابي مي كنند.
بنابر اعلام اين موسسه، اين نظرسنجي به سفارش موسسه مذكور، توسط شركت دي تري سيستمز در اتريش، از طريق تلفن و با حجم نمونه تصادفي 1000نفر صورت گرفته است. اين موسسه اعلام كرده است نظرسنجي مذكور در فاصله زماني پنجم تا هجدهم ماه ژوئن (خرداد) و به زبان فارسي انجام گرفته است.
موسسه مذكور ادعا كرده است حداقل 90درصد ايرانيان از طريق تلفن قابل دسترسي هستند و اين نظرسنجي از حاشيه خطاي 3درصد برخوردار است.
حال چه شده این نظر سنجی از طرف روزنامه ی کیهان منتشر شده برای من جای سؤال خیلی بزرگی را دارد مخصوصا که پایین آن نوشته شده است:
اضافه مي شود، براساس مواضع رسمي، ايران از گروه هاي مقاومت فلسطيني و لبناني به صورت معنوي حمايت مي كند.
آقای عبدی , بدور از مسایل حاشیه ایی , شما به کار آمار گیری وارد هستید و در بین همین مردم هم زندگی میکنید , این نظر سنجی تا چه اندازه صحیح و قابل توجه است؟
.............................................................
عبدی:
بحث فنی را نمی توان اینجا ارائه کرد اما آقایان چون اعتماد به نفس کافی ندارند به هر مطلبی متوسل می شوند.اما اجمالا عرض کنم که این نظر سنجی چنان که دوست دارند نیست و از آن نمی توانند برداشتی به نفع خود کنند.ولی چون دوست دارند گمراه شوند کاری نمی توان کرد.

۲۱ تیر ۱۳۸۶ ۷:۳۴ بֽظֽ | Reply

:

چرا جلسه گفتگوی آقای احمدی نژاد با جمعی از منتقدان اقتصادی دولت نهم که عصر امروز " پنج شنبه "‌برگزار شد بدون حضور خبرنگاران است؟
بنظر میرسد به گزارش واحد مرکزی خبر از دفتر رسانه های ریاست جمهوری، که آقای احمدی نژاد ساعت 30 / 16 دقیقه امروز در نهاد ریاست جمهوری، میزبان جمعی از منتقدان اقتصادی بوده اند تا از نزدیک با دیدگاه‌ هــای این منتقدان آشنا شده , ابعــاد جدیـدی از سیاست‌های اقتصادی دولت نهم و فرصت ها وچالش های پیش رو را هم برای آنان تشریح کنند.
اما نمیدانم چرا با وجود اینکه گفته میشود , کار تبلیغی دولت نهم برای مردم کم است و گفته میشود این دولت کارهای خود را به اطلاع مردم نمی رساند , این نشست مهم آقای احمدی نژاد با منتقدان اقتصادی، بدون حضور خبرنگاران برگــزار شــده است؟
لازم به گفتن است که ایــن منتقدان همانانی هستند که چندی پیش درنامه ای سرگشاده با 57 امضا، سیاست هـای اقتصادی دولت را نقـد کرده بودند.

۲۱ تیر ۱۳۸۶ ۷:۴۵ بֽظֽ | Reply

از حرف تا عمل :

گذشته ها و 18 تیر را بحال خودش واگذارید و به این سؤال امروز پاسخ دهید که چرا با وجودیکه هفته گذشته غلامحسين الهام گفته بود از اين پس و به منظور افزايش ارتباط رسانه ها و دولت به خبرنگاران اجازه داده مي شود تا در جلسات هيات دولت حضور پيدا کنند اما در اولين روز اجراي اين تعامل فقط خبرنگاران رسانه هاي اصولگرا دعوت شدند و از هيچ روزنامه اصلاح طلبي براي حضور در ساختمان رياست جمهوري دعوت به عمل نيامد؟ آیا معنای تعامل آقایان یعنی این؟ تازه این اصلاح طلبان که خودیند!!
گفته شده در پايان جلسه روز گذشته فقط خبرنگاران فارس، ايسنا، رسالت، کيهان و ايران که عمدتاً حامي دولت هستند حضور داشتند.

۲۱ تیر ۱۳۸۶ ۷:۵۳ بֽظֽ | Reply

در ارتباط با کامنت آقای فرید :

اساسا چه دلیل و انگیزه ایست که نماینده ای بیاید و اینهمه پول برای تبلیغات نمایندگی خود خرج کند ؟ مگر مجلس خدای ناکرده بنگاه اقتصادیست که برخی حاضرند صدها میلیونها تومان برای وارد شدن به آن سرمایه گذاری کنند تا در آن چه کنند؟ بجز اینکه هزار ها هزارها میلیون تومان سود کنند؟ آیا این نگاه اقتصادی به مجلس اساسا میتواند محل امیدی به حل مشکلات مردم باشد؟

۲۱ تیر ۱۳۸۶ ۹:۰۰ بֽظֽ | Reply

حامد :


از دل دولت «اصلاحات» که مسئول و برگزار کننده مراسم رأی‌گيری‌های پيشين بود، اين مجلس هفتم و اين رييس جمهوری بيرون آمد ، بنظر شما از دل این دولت که به راحتی آب خوردن آمار تولید می کند و حتی کار را به آنجا کشانده که آمار بانک مرکزی مبنی بر رشد نرخ تورم را نیز دیگر قبول ندارد !!! چه مجلس و چه دولتی در خواهد آمد؟

۲۲ تیر ۱۳۸۶ ۱:۵۳ قֽظֽ | Reply

:

مدعی راز می ازتو پنهان خواهد ماند

۲۲ تیر ۱۳۸۶ ۳:۱۰ قֽظֽ | Reply

آرش :

آقای عبدی و دوستان، فکر می کنید این یک تحول واقعی است یا تاکتیکی و تبلیغاتی؟؟؟

وي ( محمود صلواتي عضو مجمع محققين و مدرسين حوزه علميه قم) افزود: "اسلام يك سري مباني ثابت دارد منتها برخي مسايل مربوط به شرايط زماني و مكاني است مثلا شرايط سرزميني عربستان ويژگي‌هايي داشته كه بسياري از موارد متاثر از همين شرايط سرزميني و فرهنگي است كه در آن زمان حاكم بوده است؛ اين‌ها الزاما چيزهايي نيست كه بگوييم چون در زمان پيغمبر (ص) با شرايط خاص جامعه آن زمان اجرا مي‌شده در تمدن‌ها و شرايط ديگر هم بايد عمل شود بنابراين اگر يك فقيه بتواند اين مسايل را از هم تفكيك كند يعني اصول ثابت اسلام را كه بر اساس اصل عدل، حرمت انسان و ديگر مباني اساسي است، مبنا قرار داده و شرايط عارضي متناسب با فرهنگ و شرايط زماني را از آن تفكيك كند مي‌تواند در زمان‌هاي مختلف متناسب با نيازهاي روز استنباطات جديدي داشته باشد. "
..................................................
عبدی:
این مطالب از سوی گروهی گه ایشان به آن منتسب است تازگی ندارد و همیشه از این دیدگاهها مطرح کرده اند.

۲۲ تیر ۱۳۸۶ ۳:۵۷ قֽظֽ | Reply

:

قدرت بر آمده از نفت و مردم
شاهد گفتگو هایی بین شما و بعضی نظر دهندگان دلسوز هستم . آقای عبدی شما از پاسخ های عامیانه دست بردارید و نگویید تقسیم پول نفت . بهتر نیست که شرکت نفت را از دولت مستقل کنیم و آن را به صورت نهادی که مدیریت آن بر خاسته از رای مستقیم مردم است در آوریم . مسلماٌ این نهاد در درجه اول منافع مستقیم مالی برای مردم را در نظر خواهد داشت ولی قوه مجریه و قوای دیگر مصالح دیگر را .
بهتر نیست که به اصل تفکیک قواکه نیم بند آن هم خوب است کمی توجه کنیم . شک نیست که دوران ما دورانی است که فروش مواد معدنی وخام بویژه نفت نقشی بی سابقه را در سر نوشت مردم متعلق به جهان سوم بازی میکنند . عدم تفکیک قوه ای که از نفت است قوه مجریه را در شرایطی قرار می دهد تا خلقتی عجیب الخلقه پیدا کند . عاقل را اشاره ای کافی است .


۲۲ تیر ۱۳۸۶ ۸:۱۳ قֽظֽ | Reply

:

گزارشی از نشست رئيس جمهور با منتقدان اقتصادى بیرون داده شده که همه گفته های رییس جمهور است و هیچ مطلبی از انتقادات منتقدان در آن ذکر نشده است!! به هر حال ریی جمهور در این نشست 5/5 ساعته در ابتدا مطرح کرده اند :
"مقايسه عملکرد دولت بايد با قانون باشد"
این حرف ایشان بنظر شما یعنی چه؟ و منظور ایشان کدام قاون است , قاون مجسم یا قانون مکتوب؟

۲۲ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۲۰ بֽظֽ | Reply

روش دیدن مصاحبه :

عبدی: این نظر را یکی از دوستان ارسال کرده می توانید تجربه کنید.
کسانی که موفق به دیدن مصاحبه نمی شوند می توانند روی گزینه ی نمایش تصویر راست کلیک کرده و سپس گزینه ی save target as رانتخاب کنند تا کل مصاحبه را ببینند .

۲۲ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۳۹ بֽظֽ | Reply

احمد :

جناب عبدی با سلام ؛
ماجرای بازداشت حدود 20 تن از فعالین دانشجویی ، ظاهرا یکی دیگر از نشانه های همان تحلیل شما " استنتاج از چند رخداد "است نظر خود شما چیست؟
دوستان اصلاح طلب هم که طبق معمول ماجرا را بر اساس منافع خود می بینند: " نزدیک شدن به زمان انتخابات و ترس حاکمیت از نتایج انتخابات" و لذا تاکید بر مشارکت حداکثری و ...فرصت را برای ماهی گرفتن از این آب گل آلود نباید از دست داد !!آیا به نظر شما ارتباط منطقی بین این بازداشت های فله ای و انتخابات مجلس هشتم وجود دارد ؟
................................................................
عبدی:
بجز این رویداد موارد دیگری هم در هفته گذشته رخ داد از جمله نحوه پاسخگوئی به روزنامه ها و نیز اظهار نظر منفعلانه درباره تورم و ....

۲۲ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۳۰ بֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/600