سرنوشت محتوم اصلاح طلبان در سوم تیر رقم خورد اما آثار این رویداد کماکان ادامه دارد و بحث و گفتگو در باره ابعاد آن هم نیز.خواندن مقاله آقای صفرزائی هم به نحوی در این ارتباط است.
"در جستجوی زمان از دست رفته"
نوشته سامان صفرزائی
در حال و هوای انتخابات ریاست جمهوری در سال 84 دیدگاه های متعددی پیرامون انواع کنش های مناسب و کارامد برای حضور و یا عدم حضور در انتخابات ارائه می گردید. عده ای بر این باور بودند که اصلاحات کالبدی بی روح است و بودن یا نبودن ان توفیری در سرنوشت حاکمیت ایران ندارد و ترجیح دادند انگشت خود را با جوهر انتخابات رنگین نکنند. جمعی دکتر معین را نوگرا تر از آقای خاتمی می دانستند و امید بسیار داشتند تا در صورت به قدرت رسیدن آن سیاستمدار، فرایند اصلاحات از بن بست خارج گردد و اوضاع سیاسی و اقتصادی و دیپلماتیک مملکت سامانی به خویش ببنید. طبقه ای بر این باور بودند که معین نه میراث دار کاریزمای خاتمی است و نه در بحث عملگرایی به پای او می رسد اما اعتقاد داشتند که با همه ی این اوصاف منطق حکم می کند حال که پلورالیسم – کثرت گرایی- نصفه و نیمه ای در انتخابات حاکم است به معین که تنها نامزدی بود که انحصارا از دموکراسی خواهی حرف می زد و مانند شیخ اصلاحات سخن از "ماهی پنجاه هزار تومان" در رویارویی با شعار "نفت بر سر سفره" نمی گفت، چراغ سبز نشان دهند و به نفع او در انتخابات شرکت گزینند. عده ای نیز که از ازل تا عدم با هرگونه اصلاحات به سبک و سیاق دوم خرداد محالف بودند و حتی در آن روز حماسه که اوج اصلاح طلبان نام داشت نیز به آنان نگاهی نداشتند چه رسد در خرداد 84 که حضیض مطلق اصلاحات بود. باری فارغ از کنش سیاسی که هر کدام از این جریانات چهارگانه در انتخابات ریاست جمهوری پیشین انجام دادند یک نقطه ی اشتراک بزرگ فکری در میان تمام انان به وضوح به چشم می خورد و صدای واحدی از جامعه ی ایران و گروه های متعدد سیاسی ایران به گوش می خورد :
"" مجلس؛ شورا و دو دولتی که از دل دوم خرداد بیرون آمد در محقق ساختن حجم بسیار قابل توجهی از وعده های اصلاحاتی خود به غایت ناکام ماندند.""
هرچند این صدای واحد به فراخور متنافر و یا متقاطع بودن تفکرات ایرانیان با مفاهیم اصلاح طلبی با فرکانس و بسامد یکسانی شنیده نشد. گروهی که درد دلشان از اصلاحات شدید بود آنان را فریاد زدند و عده ای دیگر که مصلحت گراتر و شاید دوراندیش تر بودند به زمزمه ی آن در زیر لب بسنده کردند.
با این مقدمه به سراغ اظهارات دکتر تاج زاده از چهره های شاخص جریان اصلاحات در پاسخ به سوال باشگاه روشنفکران روزنامه ی هم میهن چهارشنبه ی گذشته (16/3/86) پیرامون بالا رفتن حجم مطالبات مردم از دولت محترم نهم می رویم تا به قسمت اصلی یادداشت نزدیک شویم:
" اگر از منظر اخلاقي به سياست نگاه نكنيم و حتي وعدههايي كه نامزدها در ايام انتخابات ميدهند نيز فراموش شود باز هم اين مساله عملي غيراخلاقي است. از منظر سياسي وعده دادن وعمل نكردن به آن وعدهها، در نهايت وعدهدهندگان را شرمسار ميكند؛ به خصوص اگر آنان به جاي عذرخواهي از شهروندان و ارائه توضيح درباره علت عدم اجراي وعدههايشان، يا اصل وعده را انكار كنند يا به نادرستي اعلام كنند كه آن وعدهها محقق شده است. اين نحوه مواجهه دير يا زود با عكسالعمل افكار عمومي روبهرو خواهد شد."
یافتن ارتباط برای غرض نگارنده از نوشتن مقدمه یادداشت و سخنان آقای تاج زاده به نظر چندان دشوار نمی آید. در واقع مراد از این نوشته در منگنه قرار دادن چنین اظهاراتی و نوشتن مقاله ای ماجراجویانه برای زیر تیغ قرار دادن جریان اصلاحات نیست که اساسا چنین نوشته های یک جانبه ای هرگز دوایی موثر برای دردهای سیاست ایران نبوده است. اما حقیقتا سوال بزرگی است که چرا اصلاح طلبان اصولی که خود ارائه می دهند را در مرحله ی عمل فراموش می کنند. به زعم من اظهارات معاون اسبق وزارت کشور از کنه و ذات بسیار قابل تاملی برخوردار است. آهنگ بر شمردن "وعده های متعددی که اصلاح طلبان در طول هشت سال دادند و بعدها اتفاقا اصل ان را انکار کردند و یا به نادرستی اعلام کردند که ان وعده ها محقق شده است" را ندارم و تنها می خواهم بگویم تزی که این عضو سازمان مجاهدین انقلاب و جبهه ی مشارکت گوشزد کرده است در عین اینکه از منظر سیاسی تاکتیکی بسیار موثر برای دلگرم ساختن دوباره ی حامیان دلسرد و از منظر اخلاق سیاسی بسیار حیاتی و نشانه ی صداقت یک جریان فکری-سیاسی است بیش از هر گروه و حزب سیاسی در ایران از یاد و خاطر احزاب متبوع ایشان و جریانات موسوم به دوم خرداد رفته است. بسیار بسیار بعید می دانم که شهروندی از شهروندان ایرانی عذرخواهی فردی از خیل دولتمردان اصلاح طلب را به خاطر آورد . آنچه نیز در باب ارائه ی توضیح درباره ی علت عدم اجرای وعده ها از سوی مردان اصلاحات گفته شده است عمدتا محدود به نقش دیگر گروه های تحول خواه – اشاره به مصاحبه ی اخیر شکوری راد با باشگاه روشنفکران(9/3/86) و موارد مشابه بسیار - در ناکام گذاشتن وعده های اصلاح طلبان شده است . آنچه ناظران سیاسی در این دو سال دیده اند اغلب به برائت جستن اصلاح طلبان بود از داشتن نقشی در آن همه ناکامی ختم می شد و دیدن توپ های بی شماری که اصلاح طلبان در زمین دانشجویان و دیگر جنبش های دموکراسی خواه ایران انداختند.شوربختانه حکایت ؛ همواره حکایت " یک سوزن به خود، یک جوالدوز به دیگران" بوده است.
انتخابات مجلس هشتم نزدیک است و شخصا به عنوان یک شهروند عادی که دل در گروی بازگشت رویه ی اصلاحات به حاکمیت ایران را دارد نگران و دلواپس هستم که جملات نقل شده از مصطفی تاج زاده هرگز برای اصلاح طلبان مصداق پیدا نکند و دلسردی که هنوز نزد بسیاری از ایرانیان نسبت به اصلاحات وجود دارد بهبود نیابد. اگر حتی جلوه ی اخلاقی عدرخواهی سیاسی را به بهای اشتباهات فراموش کنیم و تنها به عنوان یک تاکتیک سیاسی به عذرخواهی از شهروندان برای ناکامی در محقق کردن وعده های اصلاحات نگاه کنیم می توان به کارآمدی آن برای جلب حمایت دوباره ی بسیاری که دو سال پیش با اصلاحات قهر کردند بسیار امیدوار بود. اصلاح طلبان نباید تردیدی به خویش راه دهند که عذرخواهی عریان آنان از جامعه ی حامی آنان در بهار 76 تا چه اندازه می تواند در تجدید نظر آنان که دو سال پیش تحریمیان لقب گرفتند نسبت به حمایت دوباره از اصلاحات در مجلس هشتم و انتخابات پس از آن موثر واقع گردد. در انتخابات آتی دو گونه رای ممکن است به نفع اصلاخ طلبان واریز گردد. نخست آرای مصنوعی که نه به سبب دلخوشی از اصلاحات که به سبب رویکرد اصولگرایانه ی مجلس و دولت فعلی در پیچیده تر کردن اوضاع به کاندیداهای اصلاحات داده خواهد شد و دوم می تواند آرای حقیقی به اصلاحات باشد که لازمه ی آن بیدار شدن شور و نشاط دوباره ی اصلاح طلبی در جامعه ایران خواهد بود. پر واضح است که آنچه اصلاح طلبان برای به سرانجام رساندن برنامه های خود احتیاج دارند آرایی است که نه از سر ناچاری بلکه با طیب خاطر و با شور و هیجان به آنها داده شود تا هنگام مواجهه ی احتمالی آنان با تندروهای حاکمیت پشتوانه و بازویی مردمی را پشت سر خویش احساس کنند.
به باور من یکی از تاکتیک هایی که می تواند به بیشتر شدن چنین آرایی کمک شایانی کند عذرخواهی بی رودربایستی رجال دوم خرداد از شهروندان ایرانی بابت فروگذاری در تحقق بخشیدن به بسیاری از اهداف و آرمان های دوم خرداد است. ناگفته نماند که چنین تاکتیکی اگر قرار است در دستور کار قرار گیرد باید خیلی زود رنگ عمل به خود گیرد چرا که اگر چنین رویکردی حول و حوش زمان انتخابات اسفند جاری صورت گیرد از اثر گذاری آنان به شدت کاسته خواهد شد و حتی می تواند عواقب ناخوشایندی را برای این جریان سیاسی به دنبال داشته باشد.
هم قطاران دکتر تاج زاده اگرباز هم اکثریت کرسی های مجلس را برای خود می خواهند بهتر است هر چه زودتر "در جستجو و جبران زمان از دست رفته" بر آیند چرا که ممکن است دوباره خیلی زود دیر شود. با عذرخواهی صادقانه از شهروندان شروع کنید .