آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نگاه میهمان

۵ تیر ۱۳۸۶

چند سوال اساسی( آقای كريمي)

چند سئوال اساسي
نویسنده آقای کریمی
اخباري كه اينروزها از پرونده هسته اي ايران در سايتهاي معتبر و از جمله در سايت رسمي آژانس بدنبال ملاقات اخير مسئول پرونده هسته اي ايران و دبير كل آژانس منتشر شده حاوي بيم و اميد است، اميد اينكه شايد راهي يافته شود تا از مصيبتي بزرگ جلوگيري شود و بيم آنكه آيا كساني كه كار را به اينجا كشانده اند داراي ظرفيت روحي و نظري لازم براي تغيير اوضاع ميباشند يا نه؟ در متن اين خبر كه خبرگزاريهاي گوناگون نيز آنرا منتشر كرده اند آمده است كه ايران آمادگي دارد تا به همه ابهامات و سئوالات آژانس كه در طول اين چند سال بي پاسخ مانده اند بطور جدّي و جامع پاسخ دهد و آقاي "البرداعي" هم در مصاحبه مطبوعاتي مشترك ياد آوري كرده است كه در طول اين دو سال همواره درخواست اين همكاري را داشته است تا از حاد شدن اوضاع جلوگيري شود.
امّا جداي همه بيم و اميدها چند سئوال اساسي و بسيار حياتي نيز مطرح ميباشند كه طرح آنها هدف اصلي اين نوشتار است . براي درك بهتر از اوضاع كنوني نگاهي هر چند كوتاه به گذشته مفيد است. در جريان مذاكرات هسته اي مسئولين قبلي نهايتا در تاريخ 15 نوامبر سال 2004 موافقتنامه اي بين ايران و سه كشور اروپائي به نمايندگي از سوي اتحاديّه اروپا امضاء گرديد كه به بيانيه پاريس معروف است. اين توافقنامه در تاريخ 26 نوامبر همان سال يعني 11 روز بعد با امضاي مشترك نمايندگان ايران، فرانسه،آلمان و انگليس تسليم دبير كل گرديد و متعاقبا بعنوان سندي رسمي در مورد حل و فصل عاقلانه اين پرونده بين اعضاء توزيع و مورد تصويب شوراي حكام از جمله آمريكا قرار گرفت. ازجمله نكات مهم اين سند تاكيد بر حقّ مسلم ايران در برخورداري از انرژي صلح آميز هسته اي و همكاري بين المللي با ايران در اين مورد است و از موضوع غني سازي نيز بعنوان حقّ قانوني و مسلم ايران ياد شده است كه ايران داوطلبانه تا رفع نگراني بين المللي آنرا موقتا تعليق كرده است.از خوانندگان محترم تقاضا ميگردد يكبار ديگر به اين عبارات دقّت كنند و ببينند آيا اين موارد هماني نيستند كه در اين دو سال به خاطر دستيابي به آنها در اين وضعيت قرار گرفته ايم و امروز كشوررا در خطر بسيار خطرناكترقطعنامه بعدي قرار داده است؟
بدنبال اين توافقنامه بازرسي هاي آژانس در چارچوب شفاف سازي آغاز گرديد و با تغيير دولت وتيم هسته اي رفتار با آژانس نيز دستخوش اين تحولات شد و دولت و تيم هسته اي جديد كه ظاهرا از اين سند هيچ اطلاّع درستي نداشت مجددا به دنبال حق قانوني ايران در استفاده صلح آميز از انرژي هسته اي برآمده و در مقابل ادّعا هاي آژانس كه ايران همكاري نمي نمايد و به بر خلاف تعهدات قبلي به سئوالات متعدد موجود پاسخ نمي دهد، تمامي مقامات ريز و درشت اين حرف را ردّ كرده و ضمن اعلام اينكه به همه سئوالات پاسخ داده اند آژانس را متهم به سياسي كاري و يا همدستي با آمريكا بر عليه ايران نمودند. متعاقبا در تاريخ 31 ژانويه سال 2006 معاون دبير كل در ايمني هسته اي طي آخرين گزارش خود و شرح ما وقع از مواردي نام برد كه در دوسال بازرسي ها ايران از پاسخ به آنها خودداري كرده است. عليرغم تكذيب مكرر و هميشگي مقامات ايران بر دروغ بودن اين ادّعا، اين گزارش و سئوالات بي جواب پايه ارجاع پرونده به شوراي امنيّت شد كه بعد از آنرا همه در جريانند.
در اين بين چند سئوال مهم وجود دارد كه شايد پيدا كردن پاسخ آن براي مسئولين اصلي كشور بسيار كليدي وكمكي باشد تا شايد بالاخره معلوم شود منشا و مبدا بسياري از اين تصميمات مخاطره آميز كجاست . اوّل اين كه چرا با توجه با اهميّت بيانيه پاريس كه تمام حقوق هسته اي را كه الان دنبالش هستيم و اين همه خسارت را بخاطر آن متحمل شده ايم برسميت شناخته است، مجددا از صفر شروع كرده ايم؟ آيا ما چيزي بيش از آنچه در بيانيه پاريس آمده است ميخواهيم؟ آيا اين همكاري بين المللي كه امروز از همه دنيا درخواست داريم در آن نيامده بود؟ آيا غني سازي را برسميت نشناخته است؟ دوّم آنكه آيا بسته پيشنهادي غرب پايه مناسبي براي مذاكرات بعدي نبود كه آنرا با قهر انقلابي و غيرت حماسي به زباله داني پرتاب كرديم؟ آيا ضرر آن مسير بيشتر بود يا وضعي كه امروز پيش آمده و معلوم نيست طي چند هفته ديگر چه خواهد شد. امّا سئوال اساسي تر كه به اين آخرين خبر مربوط است اين است كه چرا پاسخ به اين سئوالات و ابهامات آژانس را كه امروز حاضر شده ايم ارائه كنيم در همان سال 2006 و با مشاهده گزارش آژانس و تهديد ارجاع به شوراي امنيت ارائه نكرديم؟ چرا اين طرح همكاري جديد را آنموقع نداديم و به جاي همكاري دبير كلّ آژانس را عروسك آمريكا و بازرسان را جاسوس ناميديم، بدون توجه به اينكه با اين اظهارات خام فقط پرونده گرفتاريهاي اين مردم را قطورتر ميكنند.موضع فعلي معنايش اين است كه ميتوانستيم اين كار را قبلا كرده و با آبرومندي از اين وضع خارج شويم بدون اينكه به شوراي امنيت رفته و در اين موقعيت نابسامان قرار گيريم،وضعي كه منبعد اين آمريكا خواهد بود كه براي ايران تصميم خواهد گرفت كه چه وقت از تحريم جهاني خارج شود. بنظر شما چه فرقي است بين حمله مستقيم به يك كشور و يا كنترل كردن سرنوشت آن از طريق قوانين وقطعنامه هاي جهاني توسط آمريكا و حاميانش كه نشانه تمدن خواهي و دموكراسي دوستشان در همسايگي ما روزانه ديده ميشود؟ آيا شايسته است كه با اتكا به افكار و عقايد موهوم و بي پايه ملّتي چنين كهن را بكام بي فرهنگان فرستاد؟ متاسفانه به لطف و درايت مسئولين فعلي حق مسلم هسته اي هر روز دست نيافتني تر ميشود، تعليق داوطلبانه دارد اجباري ميشود، راه اندازي نيروگاه بوشهر دارد به خواب وخيال تبديل ميشود و آن همكاريهاي جهاني هم تبديل به دشمني بين المللي گرديده اند. بايد ديد كه در كيسه دوستان براي آينده چند شگفتي ديگر موجود است تا كلكسيون اين افتخارات تكميل شود.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

حسين :

با تشكر از مقاله كوتاه ،جامع و دقيق نگارنده محترم . آيا مسئله پرونده هسته اي واقعا به اين سادگي است ؟ زماني جناب آقاي دكتر صالحي نماينده ايران در آژانس بودند . ايشان بعد از بر كناري در مصاحبه اي در پاسخ به سوال خبرنگار در مورد مقايسه دانش هسته اي آمريكا و اروپا جواب جالبي را داده اند . ايشان مي گويند فرانسه پيشروترين كشور اروپايي در دانش هسته اي است و تمام تجهيزات آزمايشگاه هاي هستمه اي فرانسه آمريكايي است . پس با توجه به اين كه هر كشوري بخواهد در اين راه پا بگذارد بايستي از شيطان بزرگ تجهيزاتش را بخرد آيا مي توان به اين خيال عبث بود كه آنها از برنامه هسته اي ايران اطلاع ندارند و حال مي خواهيم سوالاتشان را جواب بدهيم ؟ آخه برادر عزيز ما تا كي مي خواهيم خودمان را گول بزنيم ؟ آيا آمريكايي ها در طول اين همه سال سلطنت شاه سر توي تمام سوراخ سمبه هاي اين مملكت بيچاره نكشيده اند و از ميزان ذخائر معدني من جمله اورانيم ايران اطلاع ندارند ؟ آخه تا كي بايد ما خوش باور باشيم ؟آيا سادگي نيست كه فكر كنيم آمريكا با اين حرف ها دست از سر اين مملكت بر مي داره ؟ من فكر مي كنم آمريكا در اين موضوع به آنچه مي خواسته رسيده و اين پيروزي رو به راحتي از دست نميده . به نظر شما اين طور نيست ؟

۵ تیر ۱۳۸۶ ۵:۲۱ بֽظֽ | Reply

hasan :

آقاي عبدي سلام,مقاله بسيار سازنده و جالب بود اگر در روزنامه ها هم چاپ شود اثر بيشتري دارد.
.......................................
عبدی:
در روزنامه ها امکان نوشتن مطلبی در این زمینه نیست.

۵ تیر ۱۳۸۶ ۵:۴۲ بֽظֽ | Reply

عيسي كشاورز :

در مورد يادداشت يك پرسش پيش مي آيد كه آيا شكستن تعليق غني سازي پرونده ي ايران را به شوراي امنيت برد و يا بي پاسخ ماندن پرسش ها و ابهام هاي آژانس؟
-- آقايان در زمان جنگ و يا هر مسئله ي مهمي با بسيار مهم دانستن موضوع هر گونه نقدي را خلاف امنيت ملي مي دانند و آن را بر نمي تابند.خوب اگر خرد جمعي راهگشا است چرا نبايد از آن در مسائل بسيار مهم ملي سود جست ؟مگر خرد جمعي تنهابه درد فوتبال و يا صيغه و متعه مي خورد كه نقد كردن در موردش ازاد است؟

۵ تیر ۱۳۸۶ ۵:۵۶ بֽظֽ | Reply

مهرنوش :

تا آن اندازه که من از این قضیه درک میکنم بجز پوست خربزه های گذشته و .... , فعلا
فعلا دو طرف ماجرا به دنبال یک راه حلی هستند که ضمن حفظ وجهه ی ایران و خدشه دار نشدن آبروی مقامات , سیاست غرب هم بدون مانع و رادع ادامه یابد!! بقول خبرگزاریها :" محور مذاکرات علی لاریجانی و خاویر سولانا یافتن راهی برای خروج از بن بست کنونی در مورد بحران هسته ای ایران گزارش شده است."
یعنی طرف غربی که حتی غنی شدن با درصد کم را نیز برای حفظ وجهه ی ایران قبول نکرد, آنقدر مذاکره میکنند تا ضمن پخته شدن طرح و آماده شدن لباس جدید , بسنجد و ببینندکه ایران با توجه به حساسیت افکار عمومیش , بالاخره کدامیک از راههای موجود را برای پذیرش سیاستهای غرب در خاورمیانه ی بزرگ انتخاب میکند؟! مدل کنار گذاشتن اختیاری لیبی را , یا مدل بسته ها ی تشویقی کره شمالی را و یا مدل جنگ و اشغال نظامی عراق را؟
البته بنظر من , یک راه حل ابتکاری انقلابی دیگر هم هست و آن برگشت به دامن مردم و برگزاری رفراندم و سپردن اهرمهای قدرت به اهلش و ....
ولی آیا تا بحال دولتی حاضر شده است در مواجهه با مشکلات اساسی و حیاتی , این چنین راهی را انتخاب کند؟ و آیا اساسا غرب چنین راه حلی را جلوی پای طرف مقابلش میگذارد و قبول میکند؟...

به هر حال با توجه به بیم ها و امیدها ,ایران کارت دعوت را برای بارزسی بازرسان هیات آژانس انرژی اتمی , از ابتدا تا انتها , صادر کرده و "الف" را به آنان گفته است !! یا اینست که مقامات دست به قمار از این ستون به آن ستون فرج است , زده اند و یا اینکه بقول حافظ:
صوفی سرخوش(=مست) از این دست که کج کرد کلاه
بدو جام دگر , آشفته شود دستارش!

۵ تیر ۱۳۸۶ ۶:۰۱ بֽظֽ | Reply

کیوان :

جناب کریم

شاید بسیاری از خوانندگان در نقد مسئولین فعلی با شما همصدا باشند اما عنایت داشته باشید که اولا اگر ماهیت بحث هسته ای بعنوان یک مسئله ملی را از مسئولین فعلی یا قبلی جدا کنیم، رویکرد منصفانه تری خواهیم داشت. دوم اینکه دیپلماسی عرصه نبرد برای منافع است و منفعت غرب (به هر دلیل مشروع یا نامشروع) در عدم دسترسی ایران به تکنولوژی هسته ای است، بنا بر این جائی برای خوشبینی نسبت به اقدامات طرف اروپائی نمی ماند. پس از این دو نکته عام، توجه شما را به چند نکته در بحث هسته ای جلب می کنم:

- اروپا تا کنون دوبسته پیشنهادی در سالهای 2005 و 2006 به ایران ارائه نموده که لازم است بین این دو بسته تفکیک قائل شویم. طرف ایرانی همانگونه که صراحتا بسته اول را به علت ماهیت اهانت آمیز آن در نفی حقوق بدیهی ایران رد نموده است، بسته دوم را رسما رد ننموده بلکه صرفا گفته است ابهاماتی دارد که طرف اروپائی باید نسبت به آنها پاسخ دهد.
- روح موافقتنامه پاریس در واقع این بود که "حقوق ایران محترم است مشروط به اینکه تا آینده نامعلومی قصد عملی کردن آنرا نداشته باشد!". تحربه تطویل تعلیق اولیه چند هفته ای به بیش از دوسال، بسته اول پیشنهادی (می 2005) اروپا که حتی تغییر کاربری تاسیسات هسته ای را نیز پیش بینی نموده بود!، موید همین امر است. شما نیز به نوعی این امر را مورد اذعان قرار داده اید: ایران "داوطلبانه تا رفع نگراني بين المللي آنرا موقتا تعليق كرده". طبعا داوطلبانه بودن این اقدام، گرهی از مشکل محدوده نامشخص زمانی آن حل نمی کند. بنا در برابر این سوال که آیا ایران (صرف نظر از اینکه چه کسی مسئول است) چیزی فراتر از موافقتنامه پاریس می خواهد، تحقق حقوق ایران یا حداقل ترسیم چشم انداز مشخصی در این زمینه می تواند پاسخی منطقی باشد.

- تصمیمات آژانس بین المللی انرژی اتمی در چارچوب شورای حکام اتخاد می شود که شامل نمایندگان سی و چند کشور عضو است. بنا بر این تصمیمات یادشده ماهیت سیاسی دارد و لزوما فنی - حقوقی نیست. لذا تا زمانی که مسائل ایران با طرف غربی و مشخصا با امریکا حل نشود، ابهامات آژانس به قوت خود باقی خواهد بود! بعبارت دیگر تا آن زمان نامعلوم، و حتی با فرض همکاری نامحدود ایران با آژانس، نباید منتظر اعلام نظر مثبت آژانس نسبت به ایران بود.

- تا جائی که بنده اطلاع دارم و با علاقه پیگیری نموده ام، ایران هیچگاه مطلقا نگفته است ابهامات آژانس را پاسخ می دهد یا نمی دهد بلکه همیشه گفته است اولا اگر موضوع در سطح آژانس محدود بشود، به سوالات آژانس پاسخ می دهد، دوم اینکه پاسخگوئی محدود به تعهدات ایران در چارچوب پیمان عدم گسترش (ان . پی . تی) خواهد بود (مسائل مربوط به شفاف سازی و تعهدات سایر کشورها ربطی به تعهدات ایران ندارد). تحول جدید نیز در همین چارچوب است که اگر طرف اروپائی تقابل را کنار بگذارد، ایران طی دوماه مذاکره، چگونگی حل ابهامات آژانس را با این نهاد مورد توافق قرار خواهد داد.

- "تعليق داوطلبانه دارد اجباري ميشود" تعبیر درستی نیست. در واقع، تعلیق بر اساس دو قطعنامه شورای امنیت اجباری شده است!

۵ تیر ۱۳۸۶ ۶:۱۹ بֽظֽ | Reply

:

آقای عبدی
اگر ایران قطعنامه ی سازمان ملل را بپذیرد چه اتفاقی می افتد؟
.................................................
عبدی:
اول این که بستگی دارد که در چه موقعیتی بپذیرد.که آن موقعیت الان نیست.دوم هم این که این شکست برای حکومت است و شکست هم هزینه های خود را دارد.

۵ تیر ۱۳۸۶ ۷:۰۷ بֽظֽ | Reply

مصطفی 1 :

داستانی نقل میکنم که در جوانی شاهدش بودم از این قرار :
باتفاق چند خانواده در باغی خارج از شهر میهمان بودیم در وقت ورود استخری توجه ما را جلب کرد هرچند که استخر برای ابیاری بود اما برای شنا مناسب بود هیچیک از جوانها نتوانستند شادمانی خود را مخفی کنند بعد از استقرار جوانها بی تاب شنا شدند با اجازه صاحب خانه که با مهربانی احتیاط را یاد اوری میکرد باتفاق بعضی بزرکترها از جمله دایی یکی از دوستان که سن وسالشان با اینکه زیادتر بود با دیدن اشتیاق جوانترها همراه شدند بمحض اینکه یکی دونفر تو اب پریدند نا گهان دایی جان هم با فریادی جوانانه پرید وسط اب همه محو دایی جان شدند اما بمحض اینکه امد بالا شروع کرد بدست وپازدن واب خوردن راستی راستی داشت غرق میشد که خواهر زاده اش بدادش رسید و با کمک دیگران نجاتش دادند تازه معلوم شد که دایی جان شنا بلد نبود خوب سوژه جالبی دستمایه خندیدن همه شد بطوریکه تا زمان برگشت همه مهمان ومیزبان با یاد اوری صحنه بشدت میخندیدند . این موضوع مدتها ذهن مرا مشغول کرده بود که چرا دایی جان دوستم با اینکه شنا نمی دانست این کار را کرد اخرین بار که راجع بهش فکر کردم در مجلس ترحیمش بود که با دوستم که مثل من موهاش سفید شده ان خاطره از دایی جان خدا بیامرز یادمان بود راستش اخرش هم نفهمیدیم چرا دایی جان ان کار را کرد.!
این داستان را تعریف کردم تا این را بگویم که امروز در خیلی از موضوعات نمی توانیم بفهمیم که چرا ؟ در مسایل هسته ای ، سیاست خارجی ، سیاستهای داخلی و تصمیمات اقتصادی و اخیرا هم تبلیغات وسیع در حماسه نامیدن سوم تیر و
تاسیس سازمان برای بررسی اندیشه های اشخاص بالا منصب البته اگر این سازمانها میتوانستند برای یافتن جواب این چرا ها که هر روز تعداشان زیاد میشود کمک کنند بسیار هم خوب بود ولی متاسفانه باعث افزایش سوالها وپیچیدگی و لاینحل باقی ماندنشان میشوند
رفتار ها یی که بدلایل بسیار واضح نباید روی دهند ولی میدهند نخبه های اقتصادی حتی انها که در تیم دولتند دلایل بسیار در نبایدی تصمیمی می اورند با این حال نه کنار میروند نه اعتراض میکنند و تازه در مقام دفاع بر میایند انگار نه انگار که تا دوسه روز پیش مواضعی مخالف این تصمیمات داشتند ایاشما میتوانید در ذهن خود فارغ از اینکه متمایل به کدام گروه و دسته ای هستید جوابی بیابید ؟ همین چند روزه خبر هایی در ارائه پیشنهاد تشدید تحریمها بشورای امنیت میرسد که دامنه ان شامل حمل ونقل و عملیات بانکی است اما باز هم رفتارها چرا های بیشتری به اذهان حمله ور میسازند رفتارهایی که هیچ تناسبی با اصل تنازع بقا ندارند

۵ تیر ۱۳۸۶ ۷:۱۹ بֽظֽ | Reply

دوستان امام؟ :

اگر اشتباه میکنم , لطفا مرا از اشتباه خارج سازید.
لفظ دمکراتیک = یعنی آزادیخواهی
نظام دمکراتیک = یعنی نظامی که مبتنی بر آزادیخواهی باشد.
اسلام معتقد است= لا اکراه فی الدین = یعنی هیچ اجباری در دین نیست.
اسلام = دين عدالت اقتصادى و اجتماعى است،
نسبت عدالت و آزادى , یک رابطه لازم و ملزوم است یعنی بدون عدالت نمى‌توان به آزادى رسيد بدون آزادى هم نمى‌شود عدالت را مستقر کرد.
امام خمینی هم معتقد بودند = اساس رای مردم است.

....
با این پیش نیازها , این صحیتها را چگونه میشود پذیرفت؟
حبيب الله عسکراولادى و عضو ارشد شورای مرکزی حزب موتلفه در گفتگويى که به مناسبت سالگرد واقعه‌ هفت تير با ايسنا، انجام داد گفت : مخالفين امام(ره) و نظام در روزهاى اول انقلاب با سلاح دموکراتيزه کردن حکومت مى‌خواستند مسير سکولاريزه کردن نظام را طى کنند.....

این سلاح دمکراتیزه کردن حکومت یعنی چه و این سلاح دیگر چه صیغه ایست؟ مگر میشود آزادیخواهی را با عنوان سلاح برای سکولاریزه, کشت؟ مگر انقلاب برای چه منظوری به وقوع پیوست بجز آزادیخواهی و استقلای و برقراری جمهوری؟

و چگونه میشود فهمید که آیا کسانی که بر صبغه ی آزادیخواهی نظام در آن ابتدا تاکید داشتند دوستان امام بودند یا دشمنان امام؟ یا آنانی که یک به یک آزادیها را کشتند و ... فرقی بین شرایط قبل از انقلاب و بعد از آن نگذاشتند دوستان امام بودند؟

۵ تیر ۱۳۸۶ ۸:۲۶ بֽظֽ | Reply

هادي قرباني :

عده ايي كه خيلي بدبينانه به موضوع نگاه ميكنند اشاره ميكنند كه حكومت ايران شرايط فعلي در جامعه جهاني را ( مانند گران شدن قيمت نفت ، زمين گير شدن آمريكا در عراق و ... ) بمنزله بهترين موقعيت براي هسته ايي شدن (بمعناي واقعي نه احمدي نژادي ) فرض كرده و خواسته با استفاده از موقعيت ،تضميني دائمي براي بقاي خود پيدا كند. من شخصا نميتوانم با اين ديد موافقت كنم ، چرا كه معتقدم مسئولان ارشد نظام ابعاد عقلانيتشان در سطح آقاي احمدي نژاد نيست و با توجه به فاصله زماني و تكنولوژيكي كه ما با آن سطح از غني سازي داريم ( حداقل 3- 5 سال زمان لازم است ) ميدانستند كه حتما وسط راه گير ميافتيم كه افتاديم. البته يك مسئله را هم نبايد دست كم بگيريم و آن استفاده از پرونده هسته ايي در دعواهاي داخلي است . منظورم اين است كه شايد خود آنها هم نميخواستند اوضاع به اين مرحله بكشد و فقط قصد استفاده ابزاري از پرونده هسته ايي براي هرچه بيشتر كوبيدن اصلاحات را داشته اند . پس چرا نسبت به عواقب بين المللي پرونده بي تفاوت بوده اند ، احتمالا بخاطر بسته بودن دايره سياست در ايران و عدم مشورت هاي غير ايدئولوژيك بوده است . وقتي كه دور و بر آدم را عده ايي احاطه ميكنند كه دنيا را صرفا از عينك مبارزه خير و شر ( اسلام و صهيونيزم ) ميبينند و نسبت به اثرات مادي و دنيايي هزينه هايي كه ميتراشند ، بي تفاوتند و اينها را هزينه هاي في سبيل الله ميدانند ، طبعا با مشورت اينجور افراد ، افتادن در همچين مهلكه ايي هم دور از ذهن نيست. تحليل سومي هم وجود دارد كه ميگويد اتفاقا نظام خيلي حساب شده و از روي برنامه خودش را درگير اين موضوع كرده است ، چرا كه سياست هاي غلط در عرصه داخلي به نقطه بن بست رسيده است و چاره يابي اين وضعيت قبل از هرچيز مستلزم بيرون آمدن اقتصاد كشور از اين حالت رانتي ، تقسيم كردن كيك قدرت با بقيه قواي اجتماعي و قانونمند كردن فضاي مديريتي كشور مي باشد. خب بهترين راه براي فرار از اين جبر دموكراتيك چيست ؟ علم كردن تهديد خارجي و منحرف كردن توجهات به مسيري ديگر! البته اين مورد موقتي است و فقط تا مدتي جواب ميدهد . پس چاره چيست ؟ نگاهي وجود دارد كه ميگويد اگر اين تهديد ها شكل واقعيت بخود بگيرند و نگذاشت كه از مرزي فراتر روند ، ميتوانند تضميني براي بقاي بلند مدت باشد. البته فارغ از اين نوع ديدگاهها بايستي اذعان داشت كه نتايج حاصله صرفا باري ديگر بر شانه هاي ضعيف اين ملت سوار خواهد كرد.

۵ تیر ۱۳۸۶ ۸:۳۲ بֽظֽ | Reply

;كرماني :

در رابطه با فرمايشات كيوان عزيز متاسفانه ايشان اطلاعات فرضي را مبناي نظر خود قرار داده اند. اينكه آمريكا چه يخواهد و ربط آن به موضوع همه ماجرا نيست.در جريان مذاكرات در دولت قبلي بعد از سند پاريس قرار شد كه ابهامات رفع شوند.متاسفانه در دوره بعد قرار شد كه اين ابهامات پاسخ داده نشود! بپرسيد چرا؟ اگر پاسخ درست ميداديم كار به اينجا كشيده نمي شد. تعليق داوطلبانه حسنش اين بود كه اصل موضوع اين چنين مورد سئوال قرار نمي گرفت و ضمن گرفتن امتيازات فراوان همواره قابل اجرا بود.آقاي كيوان متا سفانه علاقه زيادي به بازي با لغات دارند.اين كه دولت قبلي و جديد را جدا نكنيم يعني چه؟ خود آقاي احمدي نژاد صريحا به اين جدائي افتخار ميكند ولي شما نفي ميكنيد؟ ايران صريحا بسته پيشنهادي را بكناري گذاشته ولي شما كوتاه نميائيد و ميگوئيد نه! شما لطفا به همين سئوال هوشمندانه نويسنده پاسخ دهيد كه آنچه در اين دو سال خواسته ايم در سند پاريس آمده است يانه؟ اگر بفرمائيد اين طور نيست شايد بهتر باشد ترجمه آن سند را در سايت بياوريم تا همه قضاوت كنند كه بالاخره شب است يا روز! دوست عزيز كسي كه با بي تقوائي همه اين مشكلات را متوجه يكي دو نفر ميكند كه رفته اند و آمريكائيها را تشويق به تحريم كردهاند نشان ميدهد كه كم آورده است و درون نا آرام خود را هم نشان ميدهد.اکنون بزرگترين خفتها متوجه اين سرزمين كه مهد فرهنگ و تمدن جهاني است شده ولي هنوز هم كوتاه نمي آيند! شما روي چه حسابي ميفرمائيد اين رفع ابهام آنطوري كه ما فكر ميكنيم نيست؟ دقيقا همان است و اگر نيست شما بفرمائيد چيست؟ كيوان عزيز فقط دعا كن به شرمساري شبيه كره شمالي و ليبي دچار نشويم!

۵ تیر ۱۳۸۶ ۸:۳۵ بֽظֽ | Reply

بی آبرویی بدون دادگاه؟ :

به نظر شما چرا آقای «محمود احمدي‌‏نژاد» که در همايش «قوه قضاييه و حقوق شهروندي» صحبت میکردند و گفتند: "حقوق اجتماعي به حقوق فردي اولويت دارد و در حقوق اجتماعي ديگر حرمت انسان‌‏ها معنا ندارد. " هیچ اشاره ای , حتی مختصر به اینکه اگر و فقط اگر در دادگاه صالحه جرم این افراد ثابت شود, نکرده اند؟
چرا در این سخنرانی که درمورد «قوه قضاييه و حقوق شهروندي» برگزار شده بود ایشان هیچ صحبتی از حقوق شهروندی نکردند بر عکس تا بخواهی از حقوق اجتماعی و تاکیدبر: " دست اندازان به بيت المال و كساني كه حقوق عمومي را مخدوش و ثروت عمومي را با روش‌هاي ويژه و امتياز جويي خاص در اختيار گروه و دوستان خود قرار مي‌دهند، حق برخورداري از كرامات انساني را ندارند. ... كساني كه به خاطر منافع شخصي و شهوتراني‌ها حيثيت ملي و منافع كشور را مخدوش مي‌كنند، آبرويي ندارند و بايد به خاطر بي‌حرمتي به جامعه بشري و كرامت انساني نامشان فاش شود.... وقتي فردي به منافع ملي خيانت و جاسوسي مي‌كند كسي نمي‌گويد اسمش محفوظ بماند، اينجا ديگر آبرو معنايي ندارد و كرامت جامعه بشري اقتضا مي‌كند دست اندازان به كرامت سركوب و بي‌آبرو شوند.
بنظر شما چرا ایشان هیچ اشاره ای به رای دادگاه و اگر در دادگاه صالح جرمش محرز شد و بعد از اثبات آن در مجامع قانونی و ... نمی کند؟

۵ تیر ۱۳۸۶ ۸:۴۷ بֽظֽ | Reply

Mohammad :


یک سوال بیشتر
در مجموع مطالب مطروحه احساس می شود یک حلقه مفقوده وجود دارد. چرا این مساله تااین حد پیچیده و چند مجهولی شده است؟ چرا به تعداد صاحبنظران، نظر وجود دارد و ملت ما از همه گیج تر راه درست را نمی تواند تشخیص دهد، و در نهایت ناچار به مطالب اقناعی و قابل درک تمکین بیشتری نشان می دهد، مثل کشیدن عکس مار.
چه فرقی میان مسئولان دوره قبل و دوره حاضر وجود دارد؟ دیپلماسی فعال در برابر سیاست به اصطلاح منفعل قبلی، به دنبال چیست؟ چرا در مجموع نظرات بار سیاسی این معادله چند مجهولی سنگین تر است اما راه حل ها فنی- حقوقی؟ بار سیاسی کجا تمرکز دارد؟ مسائل سیاسی اگر اهمیت ندارند چرا به آنها اهمیت بدهیم ، اما اگر اهمیت دارند چرا در سطح عموم تحلیل و بررسی نمی شوند؟ چند سال دیرتر رسیدن به فن آوری بومی هسته ای چه زیانهای حیاتی به ما می زند که همه از درک آن عاجز هستیم؟ اگر در ورای مسائل هسته ای واقعا اغراض سیاسی وجود دارد، چرا صرفا حق مسلم هسته ای مساله ملی شده است و نه مسائل سیاسی؟
گمان نمی کنم کسی قائل به گذشت از توسعه هسته ای کشور باشد، اما هر راه حلی هزینه ای دارد. از مجموعه مطالب فوق به نظر می رسد فرق دیپلماسی منفعل گذشته با نوع فعال فعلی آن در باز کردن گره با دست و یا با دندان است. سوال اصلی همچنان باقی است چرا گروهی اصرار دارند گره را با دندان باز کنند؟
گمان نمی کنم از سر ندانم کاری باشد، علت آن احتمالا همان حلقه مفقوده باشد. اگر کسی پاسخ را می داند لطفا به ما هم بگوید!

۵ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۱۲ بֽظֽ | Reply

حمیدی- :

با سلام
خدمت جناب عبدی و دوستان
خدمت این دوست گرامی معروض می دارم که باید گفت که دلیل دور شمسی و قمری که در جریان پرونده اتمی در طی این دوسال در دولت کنونی زده شد در درجه اول این است که رویکرد حاکم بر ان اصولا محکومیت عملکرد دولت خاتمی و دولت های قبلی بوده است. چنانچه شاهد بوده ایم در هرزمینه اعم از سیاستهای اقتصادی تا فرهنگی و بالاخره مهم تر از همه اینها در سیاست خارجی و بخشی از آن همین پرونده اتمی ، یکسره محکوم بوده و عامدا سیاست خلاف جهت گذشته اتخاذ شد. این کار ها بدون مطالعه و بررسی کارشناسی و صرفا از روی همان نگرشی که عرض شد انجام گرفت. درست بخاطر دارم که همین اقای لاریجانی زمانی که زمام ریاست شورای امنیت ملی کشور را به عهده گرفت اظهار داشت که دنیا فقط در دست چند قدرت قلدر نیست و نشان داده خواهد شد که می توان به اتکاو همکاری با دیگر کشورها به نظرات خودمان دست یابیم. به همین جهت یکسری سفرهای عجولانه به دور دنیا و به کشورهای غیر موثر عضو دوره ای آژانس بین المللی انرژی اتمی از جمله افریقای جنوبی ، مصر و چند کشور دست چندم داشت و در دیدارهای خود از انان خواست که نظر ایران را در مورد غنی سازی در شورای اجرائی حکام که عضو غیر دائم بودند در برابر قدرتهای اصلی تائید کنند. در حالیکه بعدا خودش متوجه شد که افسار آنها به جای دیگری بند است!و آنها سر در آخور همان قدرتها دارند!!. اکنون بعد از مدتی و برای چندمبن بار این توپ به جای اولش که همانا گفتگو با قدرتهای اروپائی و آمریکا برگشته و شاهد انواع مذاکره با انان هستیم و اینها همه در زمان همین دولتی اتفاق می افتد که بقول نویسنده محترم مقاله قبلا همین اقدامات محکوم بود.
2- بنا براین با هزینه از دست رفتن فرصت ها و زمان توسط این دولت علی رغم شعارهای تند و یکبار مصرف!!! سیاست جاری آن به سمتی می رود که قرار بود در چند سال گذشته انجام شود . و آخرین تحول به سمت گذشته این که اجازه بازرسی مجدد به کارشناسان برای بازدید از تاسیسات داده شده است و این هم خود چرخشی به سمت همان گذشته است. بهر حال اگر سئوال کنی که چرا چنین شد ؟ قاعدتا پاسخ می دهند که این کارها را ( ما) می باید انجام می دادیم نه دولت های غیر خودی!!.
در فرصت مناسب نسبت به مذاکره( گفتگو) با آمریکا که قرار است دور دوم آن آغاز شود مطالبی ارائه خواهم داد.

۵ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۲۶ بֽظֽ | Reply

شهرام :

با سلام
بزرگترين اتفاقي كه در دوره اخير رخ داده باز شدن دست امريكا بر سرنوشت ايران عزيز است بنظر بنده بايد به هر نحو ممكن از اين حالت اچمز خارج شو يم حتي با تعليق انشاا...تا موقعي كه سوخت به دردمان بخورد مسايل سياسي ما با جهان غرب هم حل خواهد شد .كافيست بزرگترهاي ما پي به ارزش ديپلماسي وكاربرد ان ببرنند

۶ تیر ۱۳۸۶ ۷:۰۸ قֽظֽ | Reply

سپهر :

بالاخره بنزین جیره بندی شد.
به نظر من 4 لیتر در روز که کاملاً کافی به نظر میاد. یعنی بیشتر از یک گالن. الان خیلی از ماشینهای جدید بیشتر از 20 مایل (32 کیلومتر) با یک گالن کار می کنن. یعنی محل کار تهرانی ها با خونه شون بیشتر از 15 کیلومتر فاصله داره؟
این یه کاریه که باید خیلی پیش از اینها انجام میشد. حالا خود به خود مردم در مورد خرید ماشین کم مصرفتر، خرید خونه در نزدیکی محل کار، استفاده مشترک از اتوموبیل (کارپول)، استفاده از وسایل نقلیه عمومی بیشتر تلاش می کنند. از طرف دیگه این سوبسیدی که تاحالا به کسانی که فقط ماشین داشتن تعلق میگرفت آزاد می شه و میشه اون رو عادلانه تر بین همه اقشار تقسیم کرد. (به شرط اینکه دولت بخواد)
البته باید تاثیر قیمت بنزین به عنوان کالای واسطه ای رو هم در نظر گرفت که از سوی دیگه اگه کنترل نشه باعث تورم میشه. ببینم؛ الان همه کسانی که با اوتومبیل اشون مسافر کشی میکنن یا بار حمل و نقل میکنن، آیا رجیستر شده اند و سهمیه بیشتری میگیرن؟ آیا اگه این کار (ثبت کسانی که از بنزین به عنوان کالای واسطه استفاده میکنن) اگه به درستی انجام بشه، واقعا میشه از تورم بیش از حد جلوگیری کرد؟ یا اینکه این تاثیر بیشتر روانیه؟

..............................................
عبدی:
سهمیه بندی تازه شروع ماجراست.اجازه دهید ادامه آن را با هم ببینیم قطعا چذاب تر می شود.توصیه می کنم اگر وقت داشتید دو سه یادداشت در زمینه بنزین که سال گذشته در این وبسایت نوشته شد را مرور کنید.

۶ تیر ۱۳۸۶ ۷:۵۸ قֽظֽ | Reply

:

برای مثال:
یکی از ابعاد اشتباهات سیاسی واضح را میتوان عدم توجه به حقوق کودکان, این آسیب پذیرترین اعضای خانواده و جامعه دانست. امروزه روز همه ی کشورها به این نتیجه رسیده اند که باید مواظب و مراقب رشد و نمو کودکان بیش از پیش , به لحاظ خانوادگی و به لحاظ اجتماعی باشند.... مثلا به اجماع رسیده اند که مجازات اعدام نبايد در مورد نوجوانان بزهکار اعمال شود, چرا که افراد جوان، به دليل ناپختگی‌شان، ممکن است کاملا پی‌آمدهای کار خود را درک نکنند و بايد مجازات‌های خفيف‌تری نسبت به بزرگسالان ببينند. مهم‌تر اين که اين امر بازتاب اين عقيده است که افراد جوان بيشتر تغيير ‌پذيرند و بنا بر اين در مقايسه با بزرگسالان توانايی بيشتری برای باز پروری دارند. ولی متاسفانه ايران برعکس جوانان را شدیدتر از پیران مجازات مینماید!! و با محکوم کردن کودکان بزهکار به مرگ از سه طريق آگاهانه قوانين و استانداردهای بين‌المللی را نقض می‌کند.
اول، ايران تعهدات معاهده‌های خود را نقض می‌کند. جامعه جهانی چهار معاهده حقوق بشری تصويب کرده است که کودکان بزهکار را صريحا از مجازات مرگ مستثنا شناخته است. تقريبا تمام کشورها, دست کم يکی از اين معاهده‌ها را تصويب کرده‌اند و بنا بر اين از نظر قانونی موظفند که اين ممنوعيت را رعايت کنند. دو تا از اين معاهده‌ها پوشش جهانی دارند:
۱ - ميثاق بين‌المللی حقوق مدنی و سياسی، که در ماده ۶ می‌گويد: «حکم مرگ نبايد برای جرايمی صادر شود که افراد زير ۱۸ سال مرتکب شده‌اند»؛ و
۲ - ميثاق حقوق کودک، که در ماده ۳۷ می‌گويد: «نه حکم اعدام و نه حبس ابد بدون امکان آزادی، نبايد برای جرايمی صادر شود که افراد زير ۱۸ سال مرتکب شده‌اند».
ايران يکی از کشورهای امضاکننده هر دو معاهده است. از اين رو، ايران موظف است که مفاد آن‌ها را رعايت کند و به طور دوره‌ای گزارش دهد که چه اقداماتی برای تحقق اين معاهده‌ها انجام داده است.
از طرف دیگر ايران ميثاق بين‌المللی حقوق مدنی و سياسی را بدون هيچ حق تحفظی در سال ۱۹۷۵ تصويب کرده است. از آن هنگام، هيچ‌يک از دولت‌هايی که پشت سر هم آمده‌اند امضاهای قبلی را پس نگرفته , اين موضع را تغيير نداده اند.
از طرف دیگر در مورد نوجوانان در نظام قضايی ايران، ماده ۴۹ قانون مجازات می‌گويد: «اطفال در صورت ارتکاب جرم مبری از مسؤليت کيفری هستند و تربيت آنان با نظر دادگاه با سرپرست اطفال و عندالاقتضا کانون اصلاح و تربيت اطفال می‌باشد.»
طفل کسی تعريف شده «که به حد بلوغ شرعی نرسيده باشد.» سن بلوغ در ايران برای دختران ۹ و برای پسران ۱۵ است، تلويحا به معنای اين که کودکان در آن سن يا بيشتر را می‌توان به اعدام محکوم کرد. عفو بين‌الملل از موارد زير که در ايران در انتظار اعدام به سر می‌برند مطلع شده است: يک دختر به دليل جرمی که در هنگام ارتکاب آن احتمالا فقط ۱۳ سال داشته است، و چندين مورد از پسرانی که درهنگام وقوع جرم ۱۵ سال داشته‌اند و يک نفر که احتمالا فقط ۱۴ سال داشته است.
مقامات دولتی و قضاييه ايران بارها اظهار داشته‌اند که ايران کودکان زیر 18 سال را اعدام نمی‌کند، در عين اين که آشکارا برخی از مجرمان پيش از رسيدن به سن ۱۸ اعدام شده‌اند. ولی در بيشتر موارد، مقامات برای اعدام کودک بزهکار صبر می‌کنند تا او به سن ۱۸ برسد. روشن نيست که آيا مقامات متوجه هستند که اين اعدام‌ها هم‌چنان اعدام کودکان, بزهکار بشمار می‌آيد، و از اين رو تعهدات بين‌المللی ايران را نقض می‌کند.
آیا نباید از مقامات خواست اشتباه سیاسی نکرده , تعهدات خود را عمل کنند؟ آیا نباید به آنان گفت یا معاهده ای را امضا نکنند و یا اگر قبلا امضا شده , امضای خود را پس بگیرند و یا اگر کردند یا امضا شده بود , اجرا کنند؟ آیا عدم رعایت به تعهدات داده شده , اشتباه محسوب نمیشود و ابعاد آن اشتباه کم کم گسترده و گسترده و گسترده در تمام ابعاد دیگر جامعه نمیگردد؟

۷ تیر ۱۳۸۶ ۹:۰۹ بֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/584