آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
هسته ای
۶ تیر ۱۳۸۶
ابعاد احتمالي سياست جديد هستهاي
ابعاد احتمالي سياست جديد هستهاي
توافق نسبي ميان ايران با آژانس هستهاي و نماينده اتحاديه اروپا، در خصوص حل و فصل مسايل و پاسخ دادن به پرسشها و ابهامات آژانس درباره فعاليتهاي هستهاي ايران، بالقوه ميتواند به عنوان يك خبر بسيار خوش تلقي شود و در حالت خوشبينانه راه را براي حل و فصل اين بحران مهم باز نمايد و يا حداقل از بحرانيتر شدن آن از طريق گستردهتر شدن دامنه تحريمها، يا در حالت بدتر بروز تنش نظامي ميان طرفين جلوگيري كند.
اما بلافاصله پس از اين خوشبيني اوليه، اين پرسش به ذهن ميآيد كه اگر حكومت ايران ميتواند با ارايه پاسخهاي مناسب، از فعاليت هستهاي خود رفع ابهام كند، چرا اين كار را سال گذشته و حتي قبل از آن انجام نداد تا شرايط چنين پيچيده نشود؟ اكنون در شرايطي هستيم كه حتي اگر ايران بتواند آژانس را به ارايه گزارش نهايي و راستآزمايي به نفع ایران قانع كند، باز هم ايالات متحده قطعنامههاي فعلي را ملاك عمل قرار ميدهد و مانع از لغو آنها ميشود. بنابراين بايد پرسيد كه چرا قبل از صدور قطعنامهها و حتي بسيار پيش از آن، اين ابهامات رفع نشد تا هزينههاي بسيار سنگيني بر مردم و جامعه تحميل نشود؟
يكي از نتايج منطقي و مطرح در سياست اخير، اين است كه ايران با اعلان آمادگي براي پاسخ به پرسشهاي آژانس (در كوتاهترين زمان)، بهطور ضمني پذيرفته است كه قبلاً از انجام اين وظیفه استنکاف نموده است و در واقع به نوعي ادعاهاي قبلي خود را در خصوص غيرقانوني بودن قطعنامههاي شوراي امنيت نقض كرده است و حتي به تعبيري پذيرفته كه اين قطعنامهها لازم و مؤثر بوده و ايران را به راه همكاري با آژانس سوق داده است. ايران هميشه مدعي بود كه ارجاع پرونده به شوراي امنيت مانع حل و فصل قضيه ميشود، اما با اين اقدام خود صريحاً پذيرفته است كه تنها با ارجاع پرونده به شوراي امنيت است كه ايران حاضر به همكاري با آژانس و رفع نقاط مبهم پرونده خود شده است.
شايد گفته شود كه رفع ابهام از پرسشهاي آژانس، نيازمند زمان بوده و در سالهاي قبل چنين اقدامي ميسر نبوده است. در پاسخ بايد گفت كه آژانس هستهاي و كارشناسان آن، قطعاً آشناتر از آن هستند كه اثر گذشت زمان را در پاسخهاي ايران لحاظ نكنند،( البته در صورت وجود چنين اثري). بنابراين چنين توجيهي نهتنها به حل مسأله كمك نميكند، بلكه ممكن است ابهامات و سؤالات بيشتري را هم ايجاد كند، همچنان كه در گذشته هم بازرسيهاي بيشتر موجب افزایش ابهامات آژانس می شده و چنين وضعي در بهترين حالت فقط ميتواند صدور قطعنامه سوم را تا مدتي به تأخير بيندازد، اما اين خطر را هم دارد كه شدت صدور قطعنامه را بيشتر كند.
از همه مهمتر اين كه عليرغم ظاهراً آژانس،که نهادي فني و تكنولوژيك و حقوقي است، اما عملاً كيست كه نداند ماهيت اين آژانس در نهايت سياسي است. بنابراين حتي اگر ايران بر فرض ضعيف، بتواند زمينه را براي رفع ابهامات موجود فراهم كند، بعيد است كه گزارش نهايي آژانس (حداقل در كوتاه مدت)، به نحوي باشد كه اوضاع را به نفع ايران نمايد و چون قطعنامههاي صادر شده به قوت خود باقياند، ايران متضرر اصلي خواهد بود. ضمن اينكه غرب و بهويژه آمريكا، فشار خود را براي تشديد تحريمها و نيز صدور قطعنامه جديد بيشتر ميكنند و اگر در آن شرايط ايران همكاريهاي خود را با آژانس قطع كند، تعبير مثبتي از اين كار ايران نخواهد شد.
اگر ايران يقين دارد كه ميتواند ابهامات آژانس را رفع كند، در اين صورت همكاري با آژانس را مطلقاً نبايد مشروط به توقف اقدامات شوراي امنيت كند، زيرا با وجود چنين يقيني، ايران چيزي را در همكاري با آژانس از دست نميدهد كه بخواهد آنرا مشروط به توقف قطعنامهها كند، اما اگر چنين يقيني وجود ندارد، وارد شدن در بازي اخير نيز نفع چنداني براي ايران ندارد و چه بسا ممكن است هزينهها را بيشتر هم بكند، زيرا تا اينجا اعضاي شوراي امنيت را به اين نتيجه رساندهايم كه قطعنامهها به لحاظ اهداف خود كاملاً مؤثر بوده و در صورت تغيير سياست پذيرفته شده فعلي، راه صدور قطعنامههاي بعدي برای به زانو درآوردن حکومت ایران ،به آنها نشان داده شده است.

یک هموطن :
چه باید کرد؟
....................................
عبدی:
این بحث دیگر است و در یادداشتهای دیگر به آن پرداخته شده است.
۶ تیر ۱۳۸۶ ۳:۵۳ بֽظֽ | Reply
مهرنوش :
متاسفانه ما (=دولت ما, مقامات ما,...) یا, آشنایی کافی نسبت به خارج, مکانیزمها, حساسیتها, افکار عمومی, .... و سیاستهای خارجی آنها و ... افراد و سازمانهای موثر و سیاست پیشه ی آنها نداریم , یا , داریم ولی از آن, به دلیل کینه توزی و دشمن با آنها , استفاده نمیکنیم !!! یا , فکر میکنیم چون با دشمنی صرف با یک طرز فکری در داخل , به هر صورتی! تا بحال سوار , موفق بوده و موفق شده ایم, در خارج از چارچوبهایی این نظام هم , همین کارها و همین بازیها و همین ...شعبده بازیها جواب خواهد داد! غافل از اینکه بقول حافظ:
بازی چرخ , بشکندش بیضه در کلاه
دیدید شعبده بازها را؟ پطور تخم (= ماهیت و نهاد هر چیزی) را توی کلاه , قایم میکنند؟ و بعدش هم با افتخار توی کلاه را نشان میدهند؟ که ملت ببینید , تخمی در کار نیست؟!!
البته این کار شعبده و قایم بوشک بازی, برای بچه ها خیلی جذابه و برای من هم !! و برای خیلیهای دیگر , که اصول شعبده بازی را بلد نیستند ؛ یا .... ولی آیا برای کسانی که خودشان اهل شعبده بازی هستند هم , اینکارها جالبه آیا؟ آیا آنها که خودشان استاد این فوت و فنهای نخ نما شده هستند و خودشان چشمه های بهتر و بالاتر و مدرن تری از این صنعت را در اختیار داشته و دارند هم , با دیدن این شعبده بازیهای ابتدایی "جا" میخوردند؟ و انگشت به دهان می مانند؟..... به هر حال حافظ معتقد است:
بازی چرخ(=روزگار) بشکندش بیضه(=ماهیت) در کلاه
زیرا که عرض(=ارایه دادن , عرضه ی) شعبده, با اهل راز کرد!!
نباید فراموش کرد این کسانی که امروز انگشت گذاشته اند روی مساله ی هسته ایی ایران, اینها اهل "راز" هستند! اینها "صد" دام را باهاش آن کردند که دیدیم و اتفاقا آخرهای کار او هم , به بازرسان که آنها را جاسوسان مینامید اجازه ی بازرسی داد و .....
یادمون باشه که آدم با اهل راز , مثل بچه ها برخورد نمیکند! آنها به این سادگیهای ما , گول حرفها و گریه و زاریها و ....ننه من غریبم ها را نمیخورنند!!
بنابراین, متاسفانه احساسهای بدی از این گام اول عقب نشینی بمشام میرسد .
فقط امیدوارم سران قوم هر چه زودتر عینکهای دشمنی و دشمن بینی را کنار بگذارنند و یک نگاه مختصر به نتایج و ثمرات راه طی کرده و اوضاع عقب سر خود بیاندازنند و....آنوقت اگر لازم دیدند با شجاعتی که لازمه ی احراز مقامات اشعال کرده , بوده است , تصمیم شجاعانه ایی برای خروج از این بحران ایجاد شده و برای نجات این ملت بزرگ به لحاظ روح ولی مظلوم و دردمند در جسم ایران بگیرند.تصمیم شجاعانه ی آشتی با ملت و احترام به این نیروی عصا گونه ی موسی که قادر است تمام اژدهای دیگر را ببلعد!
بیاد داشته باشیم که ..... پیروزی و موفقیت, همیشه خوشآمدی بوده به ذهن باز و برعکس شکست و خفت و خواری همیشه بدرقه ی بوده به ذهنهای بسته و سنگ شده!
۶ تیر ۱۳۸۶ ۳:۵۴ بֽظֽ | Reply
علی خراسانی :
جناب آقاي عبدي،
از قديم گفته اند ترك عادت موجب مرض است. لذا كساني كه عادت دارند همه چيز را از مردم مخفي كنند، طبعا فكر مي كنند اين كار را با ديگران هم مي توانند انجام دهند، بهر حال تصميم جديد دوستان در دولت نهم مطمئن باشيد نتيجه عكس خواهد داشت، چون كارشناسان آژانس با ورود به موضوعات ناگفته قبلي ، آتوهاي جديدي پيدا مي كنند و بيشتر ما را تحت فشار شوراي امنيت قرار مي دهند. موفق باشيد
۶ تیر ۱۳۸۶ ۴:۵۱ بֽظֽ | Reply
امیدوار :
تاکتیک ادامه و تقویت همکاری با آژانس ازسوی ایران یک تاکتیک درست است بویژه انکه درحال حاضر میان کشورهای اروپایی نیز تردید درادامه روند صدور قطعنامه بوجود امده و درصورتی که بتوانیم طی ماههای اتی برنامه ریزی مناسبی برای پیشبرد همکاری با اژانس تنظیم کنیم درواقع جناح تندرو درساختارقدرت امریکا را خلع سلاح کرده ایم .
۶ تیر ۱۳۸۶ ۴:۵۸ بֽظֽ | Reply
كرماني :
آقاي عبدي عزيز..باسلام،
واقعيت اين است با رفتن پرونده به نيويورك ما ديگر وارد بازي باخت باخت شده ايم.بر خلاف آنچه آقاي لاريجاني و دوستانش در ذهنشان ميگذشت. شجاعت دون كيشوتي ما در لغو تعهدمان در بيانيه پاريس به همه نشان داد كه احترام به امضاء و قرار داد نزد ما صوتي بيش نيست و لذا ديگر دليلي ندارد كه بما اطمينان كنندو باطن ماجرا آن است كه اخيرا معاون آژانس گفته است كه آژانس در نيّت واقعي ايران شك ندارد! زيرا كشوري كه نه اورانيوم دارد و نه نيروگاه آب سبك چرا بايد زير بار اين هزينه عجيب و غريب براي اين كار برود؟آنها می پرسند: كشوري كه اصلا رآكتور آب سنگين ندارد چرا بايد آب سنگين توليد كند؟ واقعا آقاي عبدي جواب اين سئوالات چيست؟ آيا اين ميلياردها دلاري كه ميگويند هزينه شده با كدام توجيه بوده است؟ با اجازه چه كسي؟ چرا اين پول را صرف ساخت پالايشگاه نكردند تا هزار و يك نفع داشته باشد؟ آنقدر گفته ايم كه واقعا ديگر رگ غيرتمان هم خشك شده است. واقعا فرياد آقاي موسوي جا دارد ولي خدمت ايشان عرض ميكنم آقاي موسوي عزيز اين فرياد را مردم روزانه ميكشند.آقا كار به جائي كشيده شده كه ديروز مردم به خاطر چند ليتر بنزين همديگر را با چاقو ميزدند..
۶ تیر ۱۳۸۶ ۵:۰۹ بֽظֽ | Reply
منصور :
سلام آقای عبدی
اگر همانگونه که وزیر کشور گفت ایران صد کیلو اورانیوم داشته باشد ؛ تعلیق و بازرسی از تاسیسات اتمی چه فایده ای برای شورای امنیت دارد ؟
............................................
عبدی:
آن خبر را تکذیب کردند.
۶ تیر ۱۳۸۶ ۵:۲۸ بֽظֽ | Reply
:
هم اکنون پنج عضو دايم شورای امنيت سازمان ملل متحد به اضافه آلمان در حال رايزنی درباره پيش نويس برای سومين قطعنامه تحريم ايران هستند. بنظر شما این قصعنامه تا چه حد میتواند مردم ایران را بیش از پیش تحت فشار بیشتر قرار دهد؟ آیا این تحریمها میتواند اختلالی هم در صادرات نفت دولت ایران ایجاد کند؟! چون شنیدم خبرگزاری رويترز ادعا کرده است پيش نويس پيشنهادی بريتانيا برای قطعنامه سوم تحريم ایران با هدف قراردادن ناوگان کشتیرانی جمهوری اسلامی ايران میتواند جريان صادرات نفت ايران را برای مدت کوتاهی مختل کند. ظاهرا پيشنهاد شده است که به کشتیهای ايرانی در آبهای آزاد اجاز عبور داده نشود. اینطور است؟
۶ تیر ۱۳۸۶ ۵:۴۴ بֽظֽ | Reply
حق هسته ایی با گدایی بنزین :
من نمی فهم , شما می فهمید؟ یعنی چه که هر تصمیم و هر اقدام و هر کاری که آقایان میکنند عین ثواب است و عین مبارزه با آمریکاست و عین مقابله با بیگانگان است و ... و هر ایده و نظر و کاری که دیگران میکنند عین گناه است و عین همراهی با آمریکاست و عین همدلی با بیگانگان؟ شما به این خبر توجه کنید:
رييس مجلس هفتم، تاکيدکرد: سهميهبندی بنزين باعث میشود که دستمان را در مقابل بيگانگان دراز نکنيم و آسيبپذيريمان در مقابل دشمن و خصوصا آمريکا کمتر خواهد شد.
اگر اینطور است که ایشان می فرمایند , رفتن و مردن که بهتر باعث میشود که دستمان را در مقابل بیگانگان دراز نکنیم و آسیب پذیریمان هم در مقابل دشمن و خصوصا آمریکا کمتر میشود! بهتر نیست با اینهمه ذخایر نفتی دسته جمعی برویم و بمیریم؟
.................................................
عبدی:
اگر از سهمیه بندی عدول کردند معنایش این است که دستشان را دراز کرده اند.راستی خود آقایان هم مطلبق سهمیه بنزین مصرف می کنند یا فقط مردم باید چنین کنند؟
۶ تیر ۱۳۸۶ ۶:۰۷ بֽظֽ | Reply
حسين.بوشهر :
سلام
از اينکه ايران زبان زور را فهميده شک نکنيد به همين جهت نيز قدرت هاي بزرگ روز بروز دايره را براي جمهوري اسلامي تنگتر مي کنند.همين روزهاست که خبر خوش تعليق را متولیان امر جشن بگيرند.!!
...........................................................
به نظر من چنین چیزی به زودی رخ نخواهد داد گرچه معنای بزودی روشن هم نیست.
۶ تیر ۱۳۸۶ ۷:۱۲ بֽظֽ | Reply
علی :
جناب عبدی
با توجه به قطعنامه پیشنهادی انگلیس مبنی بر قطع کلیه ارتباطات در یایی و هوایی بین المللی ایران از یکطرف و چند طرح همزمان در کنگره ایالات متحده از جمله ایجاد مانع برای ورود بنزین به ایران از طرف دیگر آیا محلی از اعراب برای اینگونه نرمشهای تاکتیکی حکومت باقی میماند؟
.....................................................
عبدی:
تجربه امروز و دیشب سهمیه بندی بنزین برای حکومت بسیار عبرت آموز خواهد بود ،البته اگر بیاموزند.
۶ تیر ۱۳۸۶ ۷:۱۵ بֽظֽ | Reply
کدام درست است؟ :
]چرا به دنبال بروز درگيری و خشونت , درپی آغاز اجرای طرح سهميه بندی بنزين، فورا مجلس شورای اسلامی، نشستی غیرعلنی و غیررسمی برگزار کرد؟
یا این موضوع امنیتی است که سازمانهای مربوطه باید رسیدگی کنند و یا اینکه موضوع مربوط به پذیرش مردم است؟ پس چرا تشکیل غیر علنی و غیر رسمی مجلس شورای اسلامی؟
گفته شده این سهميه بندی بنزين به طور آزمايشی انجام میشود تا بتوانند قیمت بنزین آزاد را تعیین کنند, آیا این یعنی اگر مردم با این سهمیه بندی مخالفت کنند قیمت بنزین آزاد کمتر تعیین میشود و اگر به راحتی بپذیرند بالاتر؟ بنظر شما از ما که گذشت , برای راحتی فرزندانمان بهتر است ما با این سهمیه بندی بنزین مخالفت کنیم یا موافقت؟
آیا این سهمیه بندی ربطی به تحریمهای سازمان ملل دارد که رییس مجلس گفته اند: سهمیه بندی بنزین طرحی ضروری و مفید برای کشور است و سهميه بندی بنزين "باعث می شود این ذخیره خدادادی برای کشور محفوظ بماند، همچنین موجب می شود که دست نیاز بسوی بیگانگان دراز نکنیم و بتوانیم فشارها را بهتر تحمل کنیم"؟
آیا این درست است که کنگره آمریکا در صدد بررسی طرحی برای فشار بیشتر به ایران از طریق موضوع بنزین است؟ و به همین دلیل سهمیه بندی مهم است؟
آیا این درست که دولت میخواهد دلاری را که به بیگانه برای خرید بنزین می دهد صرف توسعه و بهسازی کشور کند"؟
چه چیز درست است و چه چیز غلط؟ آیا شما میتوانید کمکی به حل این معضل فکری باشید؟
۷ تیر ۱۳۸۶ ۰:۲۰ قֽظֽ | Reply
:
سلام و دورود
چرا بعضی آنقدر مغرورند که حاضرند گم شوند ولی آدرس را از کسی نپرسند؟
آیا این نشانه ی هوش نیست که آدم از کسی که وضعیت راهها , سنگلاخی , شنی , باریکی, .... و پهنی را میداند, سؤال کند؟ آیا به این ترتیب دولت ما دولت باهوشیست؟
۷ تیر ۱۳۸۶ ۰:۲۸ قֽظֽ | Reply
یک هموطن دیگر :
ببخشید آقای عبدب که با نام مستعار و بخصوص با بهره گرفتن از پرسش و پاسخ اول می نویسم. البته چون به شما ایراد و انتقاد دارم، این ژست زیاد غیر طبیعی نیست!
جناب عبدی این سؤال را که چه باید کرد، بخصوص نوع برخورد شما به وجود می آورد که تحریک کننده است ( برای آن جماعتی که با یک غوره سردیشان می کند و با یک کشمش گرمی) و به سود اصلاح طلبان نیست و هیچ راهی را هم از راههای با توجه به این آقایان ممک!ن پیش رو نمی گذارد. در یک جمله یک برخورد منفی، ناامید و پاسیو!
۷ تیر ۱۳۸۶ ۰:۳۰ قֽظֽ | Reply
درخشان :
نفع مردم را چه كسي تشخيص مي دهد؟ چه كسي است كه ميگويد پالايشگاه براي تامين بنزين خودمان نسازيم و به جايش برويم اورانيوم غني كنيم؟ آنكه نگران تامين انرژي كشور است و حاضر است كشور ره به فنا بدهد براي توليد سوختي كه بقول دوستمان اصلا نيروگاهش موجود نيست آيا فكر نكرد كه براي بنزين كشور چه بايد كرد؟ آقاي عبدي امروز هيچ كس ترديد ندارد كه مركز فكر ناشناسي پشت همه اين وقايع است كه كسي از ماهييت آن اطلاع ندارد. جائي كه اين تصميميات خطر ناك را بعنوان عزت اسلامي به آقايان ميباوراند. اين وقايع اين روزها در ماجراي بنزين در اين دوران تحريمها چقدر زيبنده بود؟ مردمي كه دوّمين منابع نفت و گاز عالم زير پايشان است بايد اوضاعشان اين باشد؟ اگر اين طور است پس جاهاي ديگر كه نفت خداداي ندارند مثل افغانستان چه ميكنند؟ اين افتضاحات از خاطره تاريخ نخواهد رفت و روزي آيندگان به حال ما دلشان خواهد سوخت و نفرين خود را نثار بانيان اين اوضاع خواهند كرد.اين شرم آور است كه در اين مملكت نفت خيز مردمش سر بنزين با هم اين كنند .
۷ تیر ۱۳۸۶ ۱:۰۳ قֽظֽ | Reply
رضا :
با سلام
آیا به لحاظ عملی راهی برای توقف سهمیه بندی وجود دارد؟
منظور تا مین منابع مالی و بنزین است؟
..........................................................
عبدی:
منابع مالی در کوتاه مدت هست.خدا برکت دهد به قیمت نفت 70 دلاری.اما همین منابع مالی بود که اوضاع را به این روز انداخته است .
۷ تیر ۱۳۸۶ ۱:۰۴ قֽظֽ | Reply
مينو :
با سلام
اگر ايران واقعا قادر به رفع ابهام براي آژانس نيست با اين وقت كشي ها به دنبال چه چيزي است؟ نكند سياست از اين ستون به آن ستون فرج است را در پيش گرفته...يا نكند فكر كرده مثلا آژانس خسته مي شود و ول مي كند؟
..................................................
عبدی:
اگر هست چرا قبلا این کار را نکرده است؟پرسشهائی است که دست اندر کاران امر باید پاسخ دهند.
۷ تیر ۱۳۸۶ ۱:۵۲ قֽظֽ | Reply
Mohammad :
استاد عبدی گرامی
با سلام
همواره سعی می کنم بی ربط با عنوان اصلی ننویسم اما با توجیهی که در این مورد ذیل مبحث آقای کریمی نوشتم و سوال بی جوابی هم کردم، به این موضوع ، که احساس تندی را در من ایجاد کرده می پردازم، از دوستان عذر می خواهم.
دست دادن و عرفان
داشتم توی سایتها اخبار را مرور می کردم که چشمم به مساله دست دادن آقای خاتمی افتاد. دور دست آقای خاتمی دایره قرمزی کشیده شده بود و اشاره شده بود که انگشتر در اینجا نیست پس فلان است و بهمان. به نحوی بحث شده بود که گویی تحلیل گر مساله بیگ بنگ و لحظه خاصی که این بیگ بنگ اتفاق افتاده را کشف کرده است. به خودم و همه کائنات از این روزگاری که درگیرش شده ایم بد و بیراه گفتم و یاد آرمانهای اول انقلاب افتادم و...، در این اثنا به مقاله آقای احسان شریعتی رسیدم و عنوان " عرفان ، برابری و آزادی " ذهنم را مشغول کرد. لذت زیبایی این سه واژه به یکبار با هجوم احساس تلخ چند لحظه قبل بریده شد.
با توجه به مطلب فوق آنهم بعد از 30 سال از انقلاب و تجربه ای که کسب کرده ام ، با فرض پیروزی سه شعار فوق تصاویری پیش چشمم ظاهر شدند.
حیف از عرفان
جامعه ای را دیدم که مردم ریش های بلند با کشکول و تبرزین و پشمینه پوشیده و.... ریش های بلندتر نشان از درجه بالاتر دولتی کشکولهای حکاکی شده مخصوص بنز نشین ها و....
من با توجه به علاقه ام به عرفان ، معنویت ، فلسفه و...، همواره از ایدئولوژی زدایی سرباز می زدم، اما گویی برای نجات آنها و هم منافع ملی و هم توسعه ( صرف نظر از تئوری های سیاسی علمی که نظرات عینی و تجربه شده در غرب را بیان می کنند ) باید شکم را از معنویت جدا کرد.
۷ تیر ۱۳۸۶ ۲:۲۳ قֽظֽ | Reply
پ - ص :
بعد از اینکه مظفرالین شاه تسلیم مشروطه شد و فرمان مشروطه را امضاء نمود فرزندش محمد علی میرزا تحمل مشروط و محدود شدن قدرت را نیاورد و بامید بازگشت به گذشته مجلس شورای ملی را بتوپ بست اما به مقصود که نرسید هیچ سلطنت را هم از کف بداد اما رضا شاه برای ان مقصود راه دیگری پیش گرفت او بجای بستن مجلس بتوپ توپ را بمجلس بست و توپچی بمجلس فرستاد این شد که توانست بگذشته باز گردد و مجلس را هم تابع و فرمانبردار و مدیحه سرای خود نمود او فهمید که وجود مجلس خطر ناک نیست انچه خطر ناک است اندیشه و نگاهی است که در قالب وکیل بمجلس میرود پس انانی باید بمجلس بروند که جز به اطاعت و خوشنودی او باور دیگری نداشته باشند در این صورت است که نقش مجلس از نظارت ومشارکت در جکومت تغییر یافته و به پیشکار و منشی شاه تبدیل میشوند در این حالت مجلس نه مانع اعمال قدرت که وسیله ان میشود و شاه هر انچه بخواهد با صلابتی بیش از گذشتگان انجام خواهد داد وهرکس را بخواهد به نخست وزیری منصوب و وزرا هم البته منصوب شاه خواهند بود این شد که در دوران پهلوی بعد از کش وقوسهایی که نقطه اوجش مرداد سی ودو بود مجلس یک کاسه شد و مطیع شاه و در اغلب این سالها مردم حتی موعد انتخابات را هم نمی دانستند وبازارگرمی ای هم اگر بود به یک میهمانی شام در روستا ها وشهر های کوچک قضیه فیصله میافت از اینرو بود که انانکه به مشروطه اعتقاد نداشتند وانرا مخل و مانع انجام امور میدانستند جهت بی اثر بودن ان جامه وکالت بر تنشان پوشانده شد . البته قبول دارم که مطلب به نوشته اصلی ربط چندانی نداشت اما با نزدیک شدن مرداد بی رط هم نیست
.............................................
عبدی:
بدون نزدیک شدن به مرداد هم با ربط است.
۷ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۰۴ قֽظֽ | Reply
ایمان :
جناب عبدی
به نظر شما چنین توافقی امکان شکست یا حداقل ضعیف کردن اجماع جهانی علیه ایران را ندارد یا آیا امکان ندارد این قضیه دست ایران را در مذاکرات بازتر کند یا مثلا دست روس ها را در بهانه تراشی در توافقات خود با ایران ببندد ؟
........................................................
عبدی:
این نتیجه ممکن است حاصل شود مشروط بر این که آژانس را بتوان قانع کرد.
۷ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۴۷ قֽظֽ | Reply
بهزاد :
آقايان خود بهتر مي دانند كه در روابط بين الملل امروزه در دنيا، سياست و پيشبرد منافع ملي هر كشور نتيجه مستقيمي با قدرت اقتصادي و علمي و بالطبع نظامي آن كشور دارد (كشور آلمان بهترين مثال در اينمورد است). آقاياني كه موفقيتهاي هسته اشان بيشتر شعار است تا عمل تا آنجا كه حتي براي راه اندازي نيروگاه بوشهر عاجز مانده اند، در صددند تا اهدافشان را با ايجاد تبلیغات پيش ببرند. طرح موضوع هولوكاست و اخيرا اعلام داشتن 100 كيلو اورانيوم غني شده و غيره فقط براي مصرف داخلي آنهم براي يك قشر محدود كارآئي دارد وگرنه در بيرون از ايران طرح اين مسائل نه تنها محلي از اعراب نداشته بلكه دستاويزي براي فشار بيشتر به ايران شده است. متاسفانه اين ملت ايران است مخصوصا طبقه كم درآمد آن كه بايد تاوان بلند پروازيهاي تازه به دوران رسیده هائی را بدهد كه آرزوي ببازي گرفته شدن در معادلات سياسي دنيا را دارند بدون اينكه لحظه اي تامل كنند كه در كشوري كه بنزين در آن بواسطه سو مديريت با وجود منابع عظيم نفتي فعلا كوپني شده تنها تلنگوري كوچك از ناحيه ديگران كافي است تا نه از تاك نشان ماند و نه از تاك نشان.
۷ تیر ۱۳۸۶ ۲:۲۴ بֽظֽ | Reply
منصور :
آقای عبدی عزیز
آن خبر تکذیب شد(داشتن پلوتونیم) اما احتمال غالب راست گفته. این جسارتها را دست خالی کسی از خود نشان نمی دهد؛ آن هم اینان که از چند گردآمدن چند بچه هم میترسند.این تایید و تکذیبها را هم از اول کار داشته اند و جزیی از سیاستهایشان است
.................................................
عبدی:
من از باب احتیاط گفتم.
۷ تیر ۱۳۸۶ ۳:۱۳ بֽظֽ | Reply
تبدیل بنزین به سوخت اتمی :
با توجه به کمبود بنزین و احتیاج به واردات آن و اجبار به سهمیه بندی , آیا دولت نمیتواند برای قطع وابستگی در ادامه ی جشن هسته ایی ماشینها را به سوخت اتمی تبدیل کند؟ و خیال همه را راحت سازد؟
۸ تیر ۱۳۸۶ ۷:۴۹ قֽظֽ | Reply
خسرو :
دنیای امروز مشکلات خودش را دارد و راه حل آن هم باید با توجه به ظرف مکان و زمان خودش باشد. مثلا نمیتوان مشکلات یک فرزند شانزده یا هجده ساله را همانند مشکلات یک فرزند چهار ساله حل نمود یا با وی رفتار نمود.
هنگامی هم که مسئولین و مدیران کشور متوجه شدند که مشکلات دنیای امروز را با راه حل های سنتی و قدیمی نمیتوان برطرف نمود آنموقع تازه آغاز راه برای سربلندی ایران عزیز است.
۸ تیر ۱۳۸۶ ۹:۰۶ بֽظֽ | Reply
حامد :
آقای عبدی با سلام
یادم هست شما قبلا دستی در آمار و نظر سنجی داشتید ( و البته تاوان آن را هم دادید) می خواستم بدانم در مورد انرژی هسته ای و حق مسلم ! ما آیا آماری در دست دارید؟ آیا معدودی مانند بنده هستند که از با رویه فعلی مخالفند؟ اگر نه بهتر نیست یکی از شعارهای انتخاباتی اصلاحات ، اصلاح رویکرد هسته ای باشد؟
....................................................
عبدی:
طبعا آنان مخالف این سیاستها هستند اما فکر نمی کنم بتوانند این مخالفت را شعار انتخاباتی کنند.
۹ تیر ۱۳۸۶ ۱:۱۰ قֽظֽ | Reply
سمسام :
khoda akhar va aghebate ma ra be khayr konad en masael nesfe haghe mast ma mostahagh azabe azem elahe hastem chon az ghadem goftehand shokre nehmat nehmatat afzon konad kofre nehmat az kafat beron konad
۱۰ تیر ۱۳۸۶ ۳:۰۴ بֽظֽ | Reply
داور :
داور:
جناب آقاي عبدي سلام،
بي شك يكي از آرزوهاي هر ملت و دولتي رسيدن به موفقيت و پيشرفت در هر زمينه اي است كه بتواند رفاه و آسايش را براي شهروندان آن جامعه فراهم كند.آما پر واضح است كه دستيابي به اين موفقيتها و نائل شدن به اين مهم جز با برنامه ريزي و سياستهاي درست و ارائه راهكارهاي منطقي امكان پذير نيست. در عصري كه ما در آن زندگي ميكنيم قدرتها حرف اصلي و آخر ميزنند و تقسيم بندي قدرتها در دنياي كنوني بر مبناي اقتصاد آنها صورت مي گيرد و با يك نگاه عقلاني مي تواند دريافت سياستهاي تعريف شده آنها متاثر از برنامه هاي اقتصادي آنهاست و شايد بخاطر همين موضوع آقاي خاتمي تا حدودي شعار توسعه اقتصادي مقدم بر توسعه سياسي را مد نظر داشتند. هر چند كه روشنفكران سياسي معتقدند كه توسعه اقتصادي و توسعه سياسي بايد بصورت پارالل در هر جامعه اي اجرا گردد.اما قصد نگارنده پرداختن به اين موضوع نيست و اين موضوع مجالي ديگر ميطلبد. لذا آنچه در زمينه مسائل هسته اي بايد به آن اشاره كرد اينكه آيا ما ديپلماسي درستي در زمينه انتقال دانش هسته اي به كشورمان اتخاذ كرده ايم ؟ در يك مقاله اي ميخواندم كه كره جنوبي قبل شروع پروژه هاي هسته اي ابتدائنا سياستهاي خود را بر مبناي عقلانيت و آينده نگري بنا نهاد و انتقال و جذب اين دانش مهم و شايد در آينده حياتي را در اولويت برنامه هاي سياسي خود قرار داد بطوريكه سياستمداران متفكر ،و كمي روشنفكر و عاقل كروي بدون هيچ گونه رفتارهاي احساسي با يك سياست ملايمتي با دنيا با در نظر داشتن منافع كشورشان و هزينه نچندان زياد توانستند پيشرفت عظيمي به ملت و كشور خودشان به ارمغان آورند.آيا ما جه اندازه در بدست آوردن اين دانش عظيم هسته اي از دانشمندان داخلي و متخصص در اين مورد استفاده كرده ايم كه تنها از اين طريق به توسعه پايدار در اين علم ميرسيم ؟ من شخصا اميدوارم با سياستهاي درست و بدون صرف هزينه هاي هنگفت بتوانيم به توسعه واقعي اين دانش دست پيدا بكنيم. انشاا...
۱۷ تیر ۱۳۸۶ ۳:۰۲ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/586