آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۹ تیر ۱۳۸۶

فقط يك علامت

وقايعي كه در پي اعلام سهميه‌بندي بنزين رخ داد، از ديد عده‌اي ناشي از فقدان برنامه‌ريزي صحيح در نحوه اعلام قضيه بود. اما به نظر مي‌رسد كه واقعيت قضيه چنين نيست. اگر دولت موظف شده بود كه بنزين را سهميه‌بندي كند، مسير انجام شده براي تحقق اين هدف كم‌خطا بود. طبيعي است كه بخش اعظم كارت‌ها صادر شده بود و مردم هم حدود يك ماه با اين كارت‌ها بنزين مي‌خریدند و طبعاً به استفاده از آن عادت كرده بودند و نواقص احتمالي پمپ‌هاي بنزين نيز معلوم و رفع شده بود.
از سوي ديگر اين مقدار بنزين اعلام شده، براي هيچ گروهي، حداقل در زمان اعلام كم نبود. حتي آنان كه مسافركش بودند، از زمان اعلام قضيه مي‌توانستند تا مدت‌ها به روال سابق عمل كنند تا بلكه مشكلشان حل شود و از نيمه‌شب سه‌شنبه هم مردم چون روال يك ماه گذشته می توانستند بنزين بزنند. حداكثر احتمالي كه مي‌رفت، اين بود كه از زمان اعلام تا ساعت 24 كه سهميه‌بندي شروع مي‌شد، مردم براي اخذ بنزين قبل از زمان سهميه‌بندي به سوي پمپ‌هاي بنزين سرازير شوند و تراكمي در جلوي پمپ‌هاي بنزين رخ دهد كه اين مسأله در بسياري از مواقع مرسوم بوده است و چنين امري به خودي خود نمي‌توانست موجب مشكل شود.
بنابراين دست‌اندركاران امر طبعاً خطايي مرتكب نشده بودند، گرچه عده‌اي معتقدند كه بايد پيش‌بيني اين وقايع را مي‌نمودند و با استقرار نيروهاي انتظامي در پمپ‌هاي بنزين، مانع بروز اين رويدادها مي‌شدند، اما اين كار اگر هم مي‌شد، اولاً معلوم نبود تا چه حد موجب حل مشكل مي‌گرديد و ثانياً مسأله اين يادداشت هم تشريح اين نكته است كه چرا بايد چنين رويدادهايي در اين مسأله حادث شود.
يك دليل بروز اين رويداد، فقدان زمينه‌هاي لازم براي پذيرش سهميه‌بندي است. سهميه‌بندي در زمان جنگ و بحران‌ها، امري پذيرفته شده است، اما در شرايط ديگر مردم تمايلي به پذيرش نظام سهميه‌بندي ندارند. در واقع تا وقتي كه مي‌توان از خلال ساز و كار بازار اقدام كرد، دليلي براي سهميه‌بندي وجود ندارد. البته در شرايط جنگي پذيرفته مي‌شود كه ساز و كار بازار و قيمت‌گذاري موقتاً در برخي زمينه‌ها كاملاً تعطيل شود، اما در شرايط عادي و وفور درآمدهاي نفتي، چنين مساله‌اي جا نمي‌افتد. البته اين بدان معنا نيست كه همه مردم با سهميه‌بندي مخالف هستند، بلكه كافيست عده‌اي مخالف باشند و آن‌را نپذيرند و بقيه هم مخالفت جدي با آن نداشته و در برابر مخالفت گروه اول بي‌تفاوت رفتار كنند.
دليل فوق به تنهايي آنقدر اهميت ندارد كه توجيه‌كننده اتفاقات رخ داده شود. مشكل اصلي فقدان انسجام اجتماعي و نظم خودجوش در جامعه ايران است. بي‌تفاوتي مردم و جامعه به دليل فقدان مشاركت مدني در امور جامعه، زمينه را براي بروز اين بحران‌ها فراهم مي‌كند. انسجام ظاهري جامعه ما عموماً ناشي از حضور قدرت حكومتي است و از تعامل سازنده اجزاي جامعه (اعم از افراد و نهادهاي غيردولتي) با يكديگر و دولت حاصل نمي‌شود. انسجام موجود بيش از آن كه خود خواسته و مطلوب مردم باشد، ناشي از حضور قدرت و اعمال ابزارهاي آن، يعني نيروي انتظامي و قضايي است. فقدان اعتماد اجتماعي، ناشي از بيگانگي جامعه با سياست‌هاي جاري و كم‌رنگ‌تر شدن حضور و مشاركت اجتماعي، موجب گسيخته‌شدن انسجام اجتماعي و نظم و انضباط خودجوش مي‌شود و به ميزاني كه نظم ناشي از حضور قدرت جايگزين چنين نظمي شود، بر شكنندگي نظم موجود افزوده مي‌گردد و جامعه تنها مترصد فرصتي است تا از مدار قدرت خارج شود و ماهيت اصلي رفتار اجتماعي خود را بروز دهد.
حجيم شدن دولت به قيمت كوچك شدن مشاركت مردمي از يك طرف و نيز بسته شدن دايره تصميم‌گري‌ها در جمع‌هاي محدود و به حاشيه رانده شدن جامعهو نخبگان ، نتيجه‌اي جز اين ندارد. اين كه يك روز تثبيت قيمت سوخت را به عنوان هديه و عيدي به مردم اعلام كنيم (چيزي كه مال خود مردم است را به نحو نامناسبي به خودشان دادن و منت بر آنان گذاشتن) و بعد آنها را به داشتن عادت بد و مذموم مصرف ارزان بنزين محکوم کردن، نتيجه‌اي جز غيبت مردم از صحنه اجتماعي و تصميم‌سازي ندارد . مردم را موجوداتي منفعل و بي‌خاصيت خواستن، نتيجه‌اي جز نظاره‌گر بودن آتش‌سوزي پمپ‌بنزين‌ها كه از ثروت‌هاي همان مردم هستند، ندارد. اينجاست كه ساز و كار خود فريبي فعال مي‌شود و به جاي پرداختن به ريشه وقايع و درك واقعيت، بلافاصله دست‌هاي خارجي و بيگانان به ميان آورده مي‌شود و كسي هم نيست كه بپرسد اين‌ها چه بيگانگاني هستند كه مي‌توانند در عرض كمتر از يك ساعت نيروهاي خود را بسيج كرده و اين بلوا را فراهم كنند؟
اين رويدادها فقط يك علامت بود، علامتي كه دست‌اندركاران مي‌بايست بيش از پيش به آن توجه كنند. اگر امروز اهداف و آرزوهاي بلندي در حوزه داخل و مهم‌تر از آن در عرصه بين‌المللي بيان مي‌شود، بايد به لوازم و ابزار اين اهداف و آرزوها نيز ملتزم بود. با دمپايي ابري لا‌انگشتي نمي‌توان به قله اورست صعود كرد. قدرتمندترين حكومت‌ها، آنهايي هستند كه بيشترين انسجام و اعتماد اجتماعي را دارند و اين سرمايه‌اي است كه موجب افزايش بهره‌وري در سرمايه‌هاي فيزيكي، مالي و انساني مي‌شود و در غياب چنين انسجام و اعتمادي، سرمايه‌هايي چون پول نفت، نه‌تنها مشكل‌گشا و نعمت نيست، بلكه مشكل‌ساز و نقمت است، چرا كه با تكيه بر اين سرمايه بادآورده تنها مي‌توان مشكلات را به‌طور موقتي تسكين داد و بروز آنها را اندكي به تأخير انداخت، اما پس از اين تأخير، با شدت و حدّت بيشتري بروز پيدا مي‌كند.
واقعه رخ‌داده پس از سهميه‌بندي بنزين، چون درد و تب در بيماري است. مي‌توان با يك مسكن يا قراردادن حوله خيس بر بدن، درد را تسكين و تب را از ناپدید کرد، اما چنين كاري اگر با هدف شناخت سرچشمه درد و تب همراه نباشد، صرفاً موجب خشنودي موقتي بيمار مي‌شود. از اين رو بايد از كليه دست‌اندركاران جامعه، دوستانه و حتي عاجزانه درخواست كرد كه اين تذكرات و موارد مشابه را بيش از آن‌كه از زاويه رقابت‌هاي سياسي تلقي كنند، براي يك با هم كه شده آنها را مشفقانه و از سر دلسوزي براي كشور و حتي ساخت قدرت، مطالعه و برداشت كنند و مثل كشوهاي پيشرفته، گروه‌هاي كاري بي‌طرف (و نه دولتي و تحت امر) و كارشناسانه را براي بررسي و تجزيه و تحليل اين امور تعيين و بر اساس گزارش نهايي آنها، سياست‌ها و برنامه‌هاي خود را اصلاح كنند. اگر امروز چنين كاري نكنند، فردا فرصتي براي اين كار نيست.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

مصطفی1 :

ناهنجاری رفتار اجتماعی در ایران شاید هیچگاه بطور جدی مورد مطالعه قرار نگرفته و اگر هم شده اطلاعات ابراز شده بسیار کم بوده وتحلیل هایی که بعضا صورت گرفته کامل و در برگیرند تمام ابعاد موضوع نبوده انچه که بوضوح وروشنی قابل درک است هنجار نبودن رفتار های اجتماعی از رانندگی تا خیلی از مسایل دیگر است در طول یک مسابقه فوتبال و پس از ان شما میتوانید این ناهنجاری را یطور ازار دهنده ای مشاهده کنید
شاید بروز این رفتارها بر اساس قانون ظروف مرتبطه باشد که حتی در حضور نیروهای انتظامی هم بروز میکند مردمی که مجال اعتراض قانونی ندارند این اعتراض را بستگی به موقعیت وشرایط بصورتی غیر متعارف ابراز کرده وعصبانیت انباشته را تخلیه میکنند و خطر عمده هم در همینجاست که باید با واقع بینی مورد بررسی قرار گیرد انتساب این اعمال به خارج از مرزها اولا بزرگ نمایی قدرتی است که عملا وجود ندارد ثانیا پافشاری به سیاستی است که بازتاب مخربی در داخل دارد

۹ تیر ۱۳۸۶ ۳:۲۱ بֽظֽ | Reply

:

چندان چراغ دارد و بی راهه میرود
بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش

۹ تیر ۱۳۸۶ ۴:۳۹ بֽظֽ | Reply

علی احمدی :

کلا از کسانی که بجای حل مشکلات مردم آنها را اراذل و اوباش می خوانند و در پی پاک کردن صورت مسله هستند ، انتظاری نداشته باشید

۹ تیر ۱۳۸۶ ۴:۴۱ بֽظֽ | Reply

فرزاد - ق :

کسی نیست از این اتهام زننده ها بپرسد که چطور وقتی نیروی انتظامی در اعلام این سهمیه بندی غافلگیر شده ( تا جاییکه اعتراض کرده که قرار بود زمان آغاز سهمیه بندی را قبلا با ما هماهنگ کنید!) دشمن توانسته از تصمیم شما مبنی بر زمان آغاز سهمیه بندی با خبر شود؟
چرا دشمن فهمیده و از کجا فهمیده که آقایان کی تصمیم دارند و میخواهند سهمیه بندی بنزین را شروع کنند که توانسته سر صبر و با حوصله نیروهایش را سازمان دهی و بسیج کند؟
آیا کسی هست که زمان شاه و ادعاهای مشابه او یادش باشد تا به اینان بگوید نکند دشمن در دل خودتان است و خبر ندارید؟

۹ تیر ۱۳۸۶ ۵:۴۳ بֽظֽ | Reply

:

آقای عبدی در خبرهای رسمی بود که دو نفر به نامهای " جواد زمانی فرزند شيروان ۲۱ ساله " و " سيد رضا خادمی فرزند گل محمد ۲۵ ساله " در ناآرامی های ياسوج در اعتراض به سهميه بندی بنزين کشته شده و بيش از ۱۶۰ نفر دستگیر شده اند , آیا شما میدانید که عامل يا عاملان این قتل ها چه کس یا چه کسانی بوده اند؟
...........................................
عبدی:
فقط کلیت خبر را شنیده ام.

۹ تیر ۱۳۸۶ ۶:۰۶ بֽظֽ | Reply

م - د :

همانگونه که شما نیز بدرستی اشاره کرده اید باید بیش از پیش به سخنان آقای آيت‌الله”احمد جنتي” دبیر شورای نگهبان و عضو برجسته ی مجلس خبرگان و .... و امام جمعه موقت تهران توجه کنیم تا بفهمیم که در زیر پوست حکومت , بواقع چه میگذرد!! ایشان در آخرین اظهار نظر رسمی خود گفته اند: سهميه بندى بنزين به نفع مردم، نظام و مملکت است. سوالی که همچنان کسی به آن پاسخ نگفته اینجاست که چرا؟ چرا این سهمیه بندی به نفع مردم است؟
ایشان در ادمه ن خطبه های عبادی سیاسی خود گفته اند:" اين سرمايه عظيم نفتى بايد صرف سازندگى کشور شود." سؤال اینجاست که مگر قبلا این سرمایه عظیم صرف چه میشده است؟ ... و سؤالات متعاقب اینجاست که... یعنی از این بعد کسی نباید با خانواده و با ماشین برود و پدر و مادر پیرش را آن طرف شهر سر بزند و آنها را ببیند؟ نباید هر از چند گاهی صله ارحام پرستی کند؟ نباید مسافرت کند؟ نباید شبهای جمعه بچه ها را پارک ببرد؟ .... نباید زندگی کند؟ آیا این نحو زندگی سهمیه ایی به نفع مردم است؟
در ادامه آقای جنتى که در آئين نماز جمعه تهران سخن مى‌گفتند، با بيان اين موضوع که سهميه‌بندى بنزين سالها مورد تاکيد همه مسئولان نظام بوده است، گفتند: بايد اين کار مى‌شد!!
آقای عبدی آیا میتوانید به من خواننده بگویید که در این سالها , بالاخره سهمیه بندی بنزین مورد نظر مسؤلان بوده یا افزایش قیمت بنزین؟
...........................................................
عبدی:
هر چه آن خسرو کند شیرین بود.همین و بس!

۹ تیر ۱۳۸۶ ۶:۲۶ بֽظֽ | Reply

HOSEIN :

فضیه آتش زدن پمپ بنزین ها را برای یک لحظه از دیدی دیگر بنگریم.و صورت مسئله را کمی تغییر دهیم . آیا این کار ( آتش زدن پمپ بنزین ها ) به غیر از کار مردم و نیرو های خارجی، کار کس دیگری نمی تواند باشد ؟ که هم نافع قضیه باشد و هم راحت بتواند آن را انجام دهد؟!
به نظر من این قضیه در راستای اختلاف نظر های داخلی صورت بگیرد و ممکن باشد . من به هیچ عنوان در شرایط فعلی در مردم پتانسیل این را ندیده ام که جرات چنین کاری را به خود بدهند. در ضمن این قضیه در نوع خود جدید و غیر مرسوم است. هم چنین وقوع چنین اتفاقی فقط بعد از چند ساعت از اعلام خبر در حالی که مردم فعلا با مشکل مصرف زیاد بنزین زیاد گریبان گیر نشده اند ، کمی بعید به نظر می رسد. و اگر این اقدام به نشانه ی اعتراض به وضعیت طولانی صف ها می باشد چرا در مواقع پیشین که چندین بار چنین وضعی پیش آمده بود ، پمپ بنزینی به آتش کشیده نشد؟

۹ تیر ۱۳۸۶ ۶:۳۲ بֽظֽ | Reply

:

همین چند وقت پیش بود که آقای رادان فرمانده نیروی انتظامی گفتند که اگر میخواستیم در مورد مفاسد اجتماعی یک اقدام اصولی انجام دهیم نه خودیها و نه غیر خودیها اجازه نمیدادند, بدین خاطر ما هم ضربتی انجام دادیم , جالبست که حالا همین نیروی انتظامی به وزارت نفت انتقاد میکند که چرا طرح سهمیه بندی را ضربتی اعلام کردید و انجام دادید؟
جل الخالق! مثل اینکه برای مسؤلان هم ترک عادت ضربتی عمل کردن موجب مرض است!
جل الخالق! مثل اینکه میشود با شرایط انقلابی , سالها بعد از انقلاب , همه ی اقدامات را توجیه کرد.
جل الخالق! مثل اینکه این انقلاب نمیتواند خود را بعد از گذشت اینهمه سال, تثبیت کند! و اقدامات خود را طبق قاعده و قانون انجام دهد.
جل الخالق! مثل اینکه .....

۹ تیر ۱۳۸۶ ۷:۲۳ بֽظֽ | Reply

پاسخ وزیر نفت به فرمانده ناجا :

پاسخ وزیر نفت به فرمانده ناجا
وزیری هامانه در گفتگویی با خبرگزاری كار ایران در پاسخ به سردار احمدی‌مقدم، فرمانده نیروی انتظامی، كه فردای روز سهمیه‌بندی بنزین به وزارت نفت اعتراض كرده بود كه چرا این نیرو را در جریان اجرای طرح سهمیه بندی قرار نداده‌اند، گفت: "سردار احمدی‌‏مقدم، فرمانده نیروی انتظامی هستند و زیرنظر وزیر كشور فعالیت می‌‏كنند. به طور قطع وزیر كشور موضوع اجرای این طرح را به ایشان اطلاع داده است. ما وظیفه‌‏‌‌ای نداشتیم كه زمان اجرای طرح سهمیه‌‏بندی بنزین را به فرمانده نیروی انتظامی اعلام كنیم".

۹ تیر ۱۳۸۶ ۷:۴۱ بֽظֽ | Reply

سامان :

سلام به مهندس عبدی
فارغ از این فاصله ی ملت-دولت که در پس این حادثه کاملا هویدا شد آیا این طرح را فی النفسه باید طرحی پیشرو در امر اقتصاد دانست یا خیر؟؟؟
...................................................
عبدی:
از این که مصرف بنزین کم شود مفید است اما من واقعا نمی دانم که آیا تاثیر منفی آن بر اقتصاد بیشتر است یا تاثیر مثبت آن.البته افزایش قیمت راه اساسی بود ولی چون مردم به دولت اعتمادی ندارند و حکومت هم قدرتمند نیست زیر بار آن راه هم نمی رفتند.افزایش قیمت هم مقدمات زیادی دارد که این حکومت حاضر به پذیرش آنها نیست.

۹ تیر ۱۳۸۶ ۸:۰۳ بֽظֽ | Reply

مسعود صارمی :

با سلام و ادب
میخواستم از شما و دیگر دوستان سؤال کنم آیا محل زندگی در ساخت شخصیت افراد نقش دارد؟ آیا جغرافیا , در تعریف کاراکتر انسانها نقش دارد؟ چقدر؟
مثلا .... اگر آقای جنتی بجای محل تولد واقعیشان , در یکی از ایالتهای آمریکا یا شهرهای انگلیس متولد میشدند, آیا باز هم همین شخصیت و همین کاراکتر امروز را داشتند؟
برای مثال .... اگر آقای جنتی در جغرافیای سیاسی , جزو افراد بلند مرتبه ی این نظام نبودند و از این نظام حقوق نمیگرفتند.... و آقازاده های ایشان هم از این سفره و خوان مستفیذ نبودند آیا به نظر شما, باز هم در مورد سهمیه بندی بنزین , .... در مورد اشک و نذر و نياز و توسل به.... برای بوجود آمدن سوم تیر , در مورد توصیه به قاضیان قوه ی قضاییه که به تلفن چه کسی گوش دهند و به تلفن چه دم کلفتی گوش ندهند .... همین نظرات را داشتند؟
آیا جعرافی , در حق بودن و تا حق بودن و قضاوت در مورد افراد نقش دارد؟ چقدر؟
آیا کسی که در یک سیستم , در یک سازمان , ....در یک دولت کار میکند همیشه حق است و هر کس در آن سیستم, سازمان, دولت کار نمیکند ناحق؟ چقدر؟
آیا دولت آقای احمدی نژاد که مدعیست : " امروز ما تنها دولتی هستيم که همه جای ايران را ديده ايم و تصوير روشنی مقابل روی دولت ماست." چون همه جای ایران را در شدیدترین اقدامات امنیتی و روتوش شده دیده اند, مشرف بر همه ی امور کشورند و آن فردی که تنها ده و یا شهر خود را دیده و فقط مشکلات را با گوشت و پوست خود لمس کرده , نسبت به مسایل جاری , تصویر روشنی را ندارد؟
اگر اینچنین است , پیشنهاد میکنم بهتر است آقای احمدی نژاد بعد از گزارش سفرهای استانی شروع کنند به یک دوره سفرهای خارج از کشور تا تصویر روشنتری از دنیا جلوی چشمانشان رژه رود!! و بتوانند بعد از اتمام دوران ریاست جمهوری با افتخار بگویند: " امروز ما تنها دولتی هستيم که همه جای دنیا را ديده ايم و تصوير روشنی مقابل روی دولت ماست." ...
...............................................
عبدی:
اتفاقا خبر ندارید که این را هم کمابیش گفته اند چون سفر خارجی هم زیاد رفته اند.

۹ تیر ۱۳۸۶ ۸:۱۲ بֽظֽ | Reply

علی :

من با سهمیه بندی بنزین موافقم . زیرا فرض کنیم این کار انجام نشود به جای این چکار کنیم؟ فروش بنزین بدون سهمیه بندی با قیمت بیشتر؟ ولی شما می دانید که به خاطر اقدامات مجلس هفتم بالا بردن بهای آن شوک بزرگی است . فرض کنید این کارهم انجام شد مثلا قرار است بنزین با چه قیمتی فروخته شود؟ 150 تومان که بیشتر نیست؟ ولی بهای بنزین بین 400 تا 500 تومان است . و فرق چندانی بین 100 و 150 تومان نیست .در نتیجه در بهترین حالت بر می گردیم به زمان خاتمی. مردم 150 تومان را هم مصرف می کنند و شما می دانید که مصرفشان کم نمی شود. و باز هم دولت باید به بنزینشان مثل قبل یارانه بدهد. در حالیکه با همین روش هم می توان قیمت را سال به سال بالا برد و ظاهرا قرار هم بر همین است.اینکه گفته می شود اولین بار است این طرح در جهان اجرا می شود هم ایراد نیست مگر ما همیشه باید ایده های آنها را بگیریم؟ در مورد استفاده از کارت هم باید بگویم مردم همین الان هم حقوق خود را در چند نوبت از ATM دریافت می کنند پس می توانند بنزین خود را نیز از این طریق دریافت کنند. درباره اینکه گفتید باید از ساز و کار بازار به جای سهمیه بندی استفاده کرد با شما موافقم اما آیا اینکار شدنیست؟ بله اگر بنزین را 400 تومان بفروشیم سازوکار بازار است(که به دلیل سهل انگاری گذشته نمی توانیم) ولی آیا 150 تومان سازو کار بازار است؟

۹ تیر ۱۳۸۶ ۸:۱۸ بֽظֽ | Reply

گ.شه هایی از سخنان جدید آقای احمدی نژاد :

برای آگاهی دوستان از واقعیات جاری که در زیر پوست حکومت میگذرد , این چند جمله را از دکتر محمود احمدی نژاد رئيس جمهور که عصر دیروز درهمايش بزرگ مديران اجرايی و کارگزاران کشور در سالن بزرگ وزارت کشور ایراد کرده اند را بدون هیچ توضیحی, تنها با تاکید روی بعضی کلمات, به اطلاع همگی شما میرسانم:

1- مگر می توان ديد که کسی که پس از ده سال از مديريت اجرايی کشور دور شده , همچنان دهها خودروی دولتی در اختيار دارد؟ ای کاش می شد خيلی از صحنه ها را به تصوير بکشيم . از اين صحنه ها بسيار است [ بسیار است] که گسترده تر از اين حرف ها است.
2- ۱۳سال قبل ,[ 13 سال قبل] مطلع شديم مسئول درجه يکی درخانه اش درشميرانات در يک زمين بزرگی , استخر خصوصی می سازد . مگر می شود کسی مسئول سطح بالا باشد[مسؤل سطح بالا باشد] و استخر خصوصی بسازد؟ ولی در اين استان ما شاهد زمين بازی مناسب برای جوانان نباشيم؟ میشود چشم ها را بست[ میشود چشم ها را بست] , اما نمی توان واقعيت ها را پاک کرد.
3- شخصی که ۲۷ سال مسئول بوده[ مسؤل بوده] چطور می تواند کار اقتصادی کند و چند صد ميليارد تومان پول داشته باشد.
4- هنگامی که بنای کار ما بر خدمتگزاری باشد ، خيلی از خرج ها و اسراف ها از بين می رود.
5- نگاه ما به جامعه و اقتصاد با آن چيزی که در دنيای غرب است ، فرق می کند چرا که ما بدنبال جامعه ای هستيم که در آن انسان تکامل يابد و هميشه پيشرفت همه جانبه را تجربه کند.
6- بايد نظام تصميم گيری با بدنه و توده ملت[با بدنه و توده ملت] در تماس باشد. چرا که در غير اينصورت جهت گيری ها توجيه خودخواهی ها خواهد بود.
7- اينکه می گويند مشورت نمی شود ، با چه کسانی بايد مشورت می کرديم؟ ما که با تمام بدنه اجرايی کشور در تماس هستيم.
8- ربا, همه بنيادهای فرهنگ و اقتصاد يک ملت را می سوزاند.
9- سهميه‌بندی بنزين يک تصميم بسيار بزرگ است که موفقيت اين تصميم، به عزم ملی نياز دارد.
9-دين را با سياست چه کار است؟ معنای اين شعار اين می شود که انسانهای قالتاق[ انسانهای قالتاق] بر جهان حاکم شوند.
10- فقط از شما يک قيافه باقی مانده, که آن هم به زودی خواهد ريخت.
11- هنگامی که همه جوانب را بررسی می کنيم در می يابيم که آنان قادر نيستند به ما آسيبی برسانند.
12- تحليل ما اين است که احتمال کمی وجود دارد که دوباره کاغذی عليه ما صادر شود.
که البته در مورد هر کدام از این جملات تعداد زیادی سؤل وجود دارد از جمله اینکه پس اگر شما ریا نمی ورزید , شما را با قالتاقهای دنیا و مذاکره با آنان چه کار؟ آیا نمیدانید بیشتر کشورهایی که شما با آنها سر و کار و خرید و فروش دارید, نظام سکولار ندارند؟

۹ تیر ۱۳۸۶ ۸:۴۵ بֽظֽ | Reply

زایمان- قدم نو رسیده, مبارک؟! :

گفته میشود که سهمیه بندی فعلی دردهای قبل از زایمان آزاد سازی نرخ بنزین است ! آیا بنظر شما بعد از این "زایمان" ( هر چند به روش سزارین) ما نیز همان حقوقی را خواهیم داشت که يک شهروند اروپايی يا امريکايی از آن برخوردار است؟... آیا اگر ما هم , با وجود مغایرت با شعارهای اوایل انقلاب , همان بهايی که آنان در مقابل دریافت بنزین و .... بابت دیگر آزادیهای زندگی اجتماعی خود می پردازند بپردازیم , میتوانیم مثل آنان لباس بپوشیم ؟ مثل آنان آزادنه ابراز عقیده کرده , حرف دلمان را آزادنه بزنیم ؟ مثل آنان از مسؤلان خود سؤال و به مسؤلان خود انتقاد کنیم؟ و .... مثل آنان آزادنه نسبت به موضوعات مبتلا به , تظاهرات کنیم؟ و اعتراض کنیم؟ و اعتصاب کنیم؟ و .....مترسک رییس جمهور را بدون دچار شدن به سرنوشت دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک , به نشانه ی مخالفت با تصمیمات بدون حضور مردم , بسوزانیم؟

۹ تیر ۱۳۸۶ ۹:۰۲ بֽظֽ | Reply

:

خانه از یای بست ویران است
خواجه در بند نقش ایوان است
فکر نمیکنم این موضوع ربطی به نحوه ی اعلام آن داشته باشد برای امتحان میتوانید از دولت بخواهید کمی از خود روحیه ی مردمی نشان داده , کمی فضا را باز کند تا مردم نظرات واقعیشان را بگوش همه برسانند تا معلوم شود آیا مردم نسبت به نوع اعلام سهمیه بندی مشکل دارند یا نسبت به بخور بخور بعضی ها از این سفره ی خداداد زیر زمینی؟!! یا نسبت به تبعیض؟ یا نسبت به فساد اداری؟

۹ تیر ۱۳۸۶ ۹:۱۲ بֽظֽ | Reply

:

ظاهرا قیمت آزاد بنزین طبق بر آورد دولت 650 تومان اعلام خواهد شد.
آیا این 650 تومان قیمت , بنظر شما دیگر قیمت واقعی بنزی است؟ چون هنوز ظاهرا مقدار کمی از قیمت جهانی بنزین پایین تر است.
آیا بنطر شما در منار این آزاد سازی , مجلس مردمی به قوانین کارگری و قیمت پایه ی دستمزد های جهانی نیز توجه خواهد کرد؟

۹ تیر ۱۳۸۶ ۹:۲۸ بֽظֽ | Reply

فرهود :

چرا آقایان مرتب مطالب خصوصی خود را تکذیب میکنند؟ وزیر كشور می‌گوید: حرف‌های من درباره ازدواج موقت در یك جمع خاص بود، اما رسانه‌ها آن را به همه‌ی جامعه تسری داده و این حرف‌ها خوب منعكس نشد.

۹ تیر ۱۳۸۶ ۹:۳۰ بֽظֽ | Reply

:

دبیركل حزب اعتمادملی خطاب به سخنان جنتی به نقل از یكی از دوستانش مبنی بر این‌كه «در زمان انتخابات در تاكسی از راننده پرسیدم به چه كسی رای می‌دهی؟ او گفت: نمی‌دانم اما مادرم كه چند سال پیش فوت كرده دیشب به خوابم آمده و گفت به احمدی‌نژاد رای بده در جواب کفت : البته اگر ما می‌خواستیم از این حرف‌ها بزنیم مواردی وجود داشت مانند این موضوع كه در زمان انتخابات اول ریاست جمهوری خاتمی، همسر یكی از شهدای مشهور نقل می‌كرد در هنگامی كه متحیر از این بوده كه به چه كسی رای دهد آن شهید به خوابش آمده و به او گفته كه به خاتمی رای دهند. پس از این‌گونه موارد وجود دارد ولی تا به حال حتی در جلسات خصوصی آن را نقل نكرده‌ایم!
پس این نقل چیست؟

۹ تیر ۱۳۸۶ ۹:۳۶ بֽظֽ | Reply

علامت دیگر :

صبح روز انتخابات زمانی كه پس از خواندن نماز صبح خوابیدم، پسر بزرگ من حسین به همراه تعدادی از دوستان به وزارت كشور رفتند و در آن زمان بیش از 14 میلیون رای در سایت وزارت كشور شمارش شده بود و من نفر اول بودم و بزرگواری كه آقای جنتی از ایشان تعریف می‌كنند نفر سوم و آقای هاشمی نفر دوم بودند ولی در همان ساعت یكی از معاون وقت وزارت كشور ناظران كاندیداها از جمله پسر من را از اتاق سایت بیرون كرد كه به دنبال آن همه چیز دگرگون شد. پس از این كه ناظران را بیرون كردند در فاصله كمی سخنگوی وقت شورای نگهبان شتاب زده به اعلام آرا پرداخت كه البته نتایجی كه او اعلام كرد بر خلاف نتایجی بود كه از آرای شمارش شده در سایت وزارت كشور به دست آمده بود و بنابراین وقتی من بیدار شدم نفر سوم بودم. این ماجرا از تدبیر شورای نگهبان و نظارت و اجرای دقیق و از بركت دولت اصلاحات بود كه چنین انتخاباتی برگزار شد و بعد از آن هم رییس دولت اصلاحات فرمود كه تاكنون چنین انتخاباتی به این خوبی برگزار نشده است.

۹ تیر ۱۳۸۶ ۹:۴۱ بֽظֽ | Reply

پشیمان :

از طلا گشتن پشیمان گشته ایم, لطف فرموده ما را مس کنید! آوردن پول نفت بر سر سفره را نخواستیم برای ما داستان روزهای جوانی خود در زمان شاه را بگویید!

۹ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۰۸ بֽظֽ | Reply

فرامرز :

آیا سهميه بندی بنزين , آسيب جدی به زندگی گروههای کم درآمد جامعه نميزند؟ چرا؟
.................................................
عبدی:
چون مطالعه جدی در این زمینه نشده یا اگر شده ارائه نگردیده است لذا مدتی باید صبر کرد تا نظر دقیقتری داد.

۹ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۱۵ بֽظֽ | Reply

سهمیه مهمیه را ول کنید راستش یگید :

تا حالا شنیدید : برای اینکه یه راست نگند, صد تا دروغ میگند؟
تا حالا همین موضوع بالا را دیدید؟ پس چرا نمیگید که ناظران خارجی عقیده دارند كه سهمیه بندی بنزین توسط دومین كشور تولید كننده نفت در سازمان اوپك و چهارمین كشور نفتی جهان تاییدی بر صحبت های خانم رایس وزیر خارجه آمریكاست كه در پایان كنفرانس بین المللی دارفور گفت: بعد از دیدار لاریجانی و سولانا راه حلهای دیپلماتیك غرب افت كرده و زبان رودررویی با تهران برجسته تر شده است»؟

۹ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۲۴ بֽظֽ | Reply

:

فرض محال کنیم سهمیه بندی بنزین درست, این کارتهای جیره بندی هوشمند, به این زودی چطور و از کجا توی بازار سیاه راه پیدا کرده است؟

۹ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۳۲ بֽظֽ | Reply

احمدي نژاد؛ بنزين صادر مي کنيم :

احمدي نژاد؛ بنزين صادر مي کنيم !
قاچ زین را بچسب , اسب تازونی پیشکش!

۹ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۳۵ بֽظֽ | Reply

كرماني :

بنظر ميرسد موضوع بنزين از ابعاد مختلف بايد بررسي شود. آنچه كه در باور گروهي از مردم است اين است كه اين حركت را بايد در ارتباط با مسائل ديگر ديد.در حقيقت اين نوع پرداختن به اين موضوع در حاليكه دولت كما كان سوبسيد را پرداخت ميكند تعجب بر انگيز است. با اين كار سوبسيد كماكان پرداخت ميشود و تورّم ناشي از جو رواني كه خود حكومت به آن دامن زده است و احتمال افزايش مجدد قيمت بدون تورّم بيشتر را بسيار محدود تر كرده است.در حال حاضر كه نظام در بالاتري ظرفيت خود به حمايت اين طرح آمده بنظر ميرسد كه كار پيچيده تر شده است.يادمان باشد كه هدف اصلي، حذف سوبسيد هاي انرژي بي مورد بوده است كه عملا اين كار نشد. دليل عدم انجام آنهم در گذشته عدم توان اجراي طرح جامع اصلاح اقتصادي و سياسي كشور بود.لذا مجددا بخشي نگري در اين طرح اعمال شد.پس از جمله احتمالات قوي ديدن اين طرح در رابطه با پرونده هسته اي، انتخابات مجلس و رياست جمهوري بعدي است. سخنان اين هفته نماز جمعه موضوع را روشن كرد كه تفكر حاضر به هيچ وجه از موضع خود كوتاه نخواهد آمد و لذا اين حمايت همه جانبه در قضيه بنزين كه بعنوان اقدامي شجاعانه ذكر شده حاكي از مسائل بعدي است و بنزين بطور ماهرانه در مصالحه هسته اي كه صحبتش اين روزها زياد است و انتخابات مورد بهره برداري قرار خواهد گرفت.

۹ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۳۸ بֽظֽ | Reply

reza :

سلام. لطفا یک مقاله در مورد دلایل دشمنی آشکار ایران با اسراییل و میزان هزینه هایی که از جیب ملت برای این دشمنی پرداخت شده بنویسید. در حالیکه اعراب با وجود هم نوع بودن با فلسطینیان تا این اندازه دشمنی علنی ندارند. و ایا اگر ایران دست از حمایت قلسطین بردارد شرایط بین الملی چگونه خواهد بود؟

۹ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۵۲ بֽظֽ | Reply

:

با بهترین سلامها
خدا انشالله خیرتان بدهد یه آبی روی این آتش بنزین ریختید!
میخواستم بدانم بنظر شما چرا دولت به روزنامه نگاران اجازه نمیدهد تا درباره اوضاع هسته ایی , دامنه ی اغتشاشات مردمی سهمیه بندی , .... و حتی مشکلات اقتصادی یا حقوق بشر سخن بگویند و آیا بنظر شما اعمال محدودیت بر مطبوعات , شرایط سیاسی ایران را حادتر از این که هست نمی کند؟
....................................................
عبدی:
تصمیم گیری ها را انحصاری تر و غلط تر می کند و این به نوبه خود موجب بخرانی تر شدن می شود.

۹ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۳۹ بֽظֽ | Reply

وحید پاکزاد :

وحید :جناب عبدی ،حضورقدرت درمناسبات اجتماعی لازم است . نمیتوانم درک کنم مخاطب شما کیست ، تصورمیکنم اینقدر مشکل را ازحکومت نبینیم هرچند که یک طرف ماجراست .
حداقل نسبت مسئولیت مردم ودولت رادرهرموضوعی مطرح شود . سرتاسر واگنهای مترو پراست ازآدم هایی که بدنبال . . اما باوربفرمایید ازصدنفر 5نفرهم دستشان روزنامه نیست کتاب نیست اصلا هیچی نیست شماجناب عبدی مخاطبانتان را چه فرض کرده ایدبپذیریم که لازمه هرتغییری خود مردم اند پس چرا این همه از دولت صحبت میشود حال میخواهد هردولتی باشد . مردم باچنین رفتارهای نابهنجار وغیر مدنی وبعضا ضد مدنی چطورمیتوانن رفتاری قابل پیش بینی داشته باشند که شمابخواهید برای آنان برنامه هم بگذارید باورکنید این موضوع را . من کارمند بانک هستم درتمام این مدت تصورمیکردم باید حراست ها تضعیف شوند اما پس از16 سال فهمیدم که مانیاز به حراست داریم حتی اگر خود سازمان نخواهد . دوستتان دارم
..................................................
عبدی:
تردیدی در این نکته نیست.اما بفرمائید در باره مردم چه کاری می توان کرد که حکومت مانع آن نشود و کار هم موثر باشد؟

۹ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۵۳ بֽظֽ | Reply

Mohammad :


عملکرد یک نظام سیاسی
مطلب حاضر جناب عبدی با جامعیت خاص خود، یکی از مهم ترین مسائل جامعه را به شکلی روان بیان کرده است و از غنای بالایی برخوردار می باشد. دلیل آن هم بسیار روشن است. ایشان با بیان یک نظام مطلوب سیاسی در غالب کلماتی روان و تطبیق آن با وضع فعلی ما، به عمیق ترین و مهم ترین مساله جامعه ما اشاره کرده اند، امری که باید کتابها در مورد آن نوشت و فرهنگ سیاسی جامعه را در راستای تحقق آن شکل داده و پرورش داد.
گرچه در مطلب فوق مسائل گوناگونی طرح شده است اما کلیه مسائل و مطالب حول یک محور عمده وحدت دارند. محور عمده آن توجه دادن به عملکرد ( Function ) یک سیستم یا نظام سیاسی، در قالب مطلوب خود است و به جایگاه Input و Output ، که دو جزء اصلی یک سیستم هستند، اشاره و تاکید شده است ( البته هر جزء، خود یک نظام یا سیستم است).
تصمیمات متخذه، مشمول نظام Output، ( قوانین، لوایح و یا سیاستهای متخذه توسط دستگاه دیپلماسی و... ) بطور ارگانیک محصول منطقی نظام Input است، که ، همراه با حمایت مردم ، خود در بر گیرنده مجموعه مطالبات یا پیشنهادات نمایندگان مردم، احزاب، گروههای ذینفع، نخبگان، نهادها و دیگر واحدهای مدنی ( مردم ) می باشد ، که با نظم خاص خود گرد آوری و ارائه می شوند.
لازمه موفقیت نظام سیاسی، ایجاد، تقویت و توسعه فرهنگ سیاسی جامعه است، که شامل مجموعه طرز تلقی ها، باور ها و ارزش ها و احساسات مردم نسبت به سیاست و نظام سیاسی است. آلموند و پاول معتقدند که فرهنگ سیاسی ارزشهای فردی و سیاسی ماست که از طریق آن سیاست و سیستم سیاسی برپا می شود ( در 5 کشور نمونه، برای شناسایی فرهنگ سیاسی جامعه 5 هزار مصاحبه انجام شد). بدون یک فرهنگ سیاسی صحیح شکل گرفته نظام سیاسی نمی تواند درست عمل کند و توسعه سیاسی نا ممکن است ( البته در کشورهای پیشرفته پس از روند دولت و ملت سازی و ساختار سرمایه داری، فرهنگ سیاسی به شکل امروزی آن شکل گرفت و تاریخ پیچیده خاص خود را دارد، اما ما باید، به ناچار، پس از آسیب شناسی قالب موجود، قالب مطلوب را پرورش دهیم.
آلموند و وربا، کارشناسان فرهنگ سیاسی سه نوع فرهنگ سیاسی در کتابشان ذکر کرده اند: 1- Parochial ( مانند جوامع باستانی و نظام قبیلگی )، 2- Subjective ( مردم نقشی در Input ندارند ) و 3- Participant ( در این مورد مردم به طور مستقیم و سازمانیافته در، Input یا امور حکومتی و حکومت نقش دارند).
جمع بندی:
میان مطالبات مردم و سیستم باید رابطه مستقیمی وجود داشته باشد، در غیر این صورت نباید از وجود نظام یا سیستم حرفی زد. اگر غیر این باشد تعریف سیستم در مورد آن صدق نمی کند مانند نوع اول و دوم فوق الذکر. تغییر در یک بخش سیستم باید بر دیگر بخش ها و سیستم در کل تاثیر بگذارد، در غیر این صورت سیستم وجود ندارد. در یک سیستم نمی توان مطالبات را ارائه کرد ( داده ) و در مقابل آن سخنرانی تحویل گرفت ( بازده ).
بخش Input یک ماشین را ناقص یا حذف کنید، نتیجه چه می شود؟ و....
دغدغه اصلی در جامعه ما نقص های زیاد در نظام Input است.
با این مقدمه و تصویر اولیه و قالب معمول یک نظام سیاسی دوباره مطالب جناب عبدی عزیز اگر مطالعه بشود هم عمق، هم دلسوزی و هم همه جانبه نگری آن در شکل نوعی هشدار، بطور فراموش نشدنی، جلوگر خواهد شد.

۱۰ تیر ۱۳۸۶ ۰:۴۸ قֽظֽ | Reply

شهرستانی :

روزی که اسرار هویدا میشود
---------------------------------
سالها پیش وقتی کودکی بیش نبودم , پدرم به دلیل کمبود امکانات وعدم رسیدگی دولت , بر خلاف میل خودش و خانواده , تصمیم گرفت بقول خودش برای نجات ما ! مهاجرت کند ....
از شهر خودمان با هزاران امید و آرزو به طرف شهر تهران کوچ کردیم. پدرم معتقد بود:" پیشرفت در تهرونه! " مادرم مخالفت میکرد و میگفت:" مرد! این حرفها چیه میزنی؟! خدا رزاقه و روزی ده , فرقی هم نمیکنه که بنده اش کجا باشه و کجایی باشه!" و پدرم مخالفت میکرد و میگفت:" ولی زن ! خدا خودش گفته سرنوشت هیچ فرد و قومی را تغییر نمیدم , مگه اینکه خود اون فرد و اون قوم تصمیم به تغییر بگیرند." و مادرم باز مخالفت میکرد و میگفت :" ... ولی اگه بنا باشه همه, تا پاشون به یه سنگ خورد جل و جازیشونو بردارند و کوچ کنند که سنگ روی سنگ بند نمیشه؟"....
و ما با این تضاد بزرگ شدیم ... وقتی تهران آمدیم اولین مشکل , لهجه ی دهاتی ما بود! هر جا میرفتیم ما را بخاطر لهجه, مسخره میکردند ... ما هم تصمیم گرفتیم لهجه مون را بچرخونیم به طرف لهجه ی تهرونی ها!
سالها گذشت و ما هم کم کم پاک یه تهرونی لهجه کج شدیم! دیگه هیچکس نمی فهمید ما شهرستانی هستیم و به این خاطر, امر بخودمان هم مشتبه شده بود.... تا اینکه یکروز تو دانشکده از موضوعی عصبانی شدم و با احساسات از حق خودم داشتم دفاع کردم ؛ که دوستم یهو گفت: اه تو آنجایی هستی؟ گفتم : تو از کجا فهمیدی؟ گفت: وقتی عصبانی شده بودی و با احساسات حرف میزدی , ته لهجه ت آنجایی بود! گفتم : جدی؟ گفت باور کن! ...
آن روز بود که اسرار من هویدا شد!...ولی دیگه اعتماد به نفش پیدا کرده بودم , برام شهرستانی بودن مهم نبود ؛ در عوض یه چیز بزرگ کشف کردم! یهو فهمیدم وقتی آدم عصبانی میشه , وقتی احساساتی میشه , .... ووقتی مست میشه, ناخودآگاه یهو بر میگرده به اصلش .... وقتی دقیقتر شدم دیدم انکار همه اینجورند!.... این شد که این شد درسی برای من که از آن به بعد افراد و جریانات را موقع عصبانیتشون بشناسم ومواقع کمبود و ابتلا آنها را ببینم و نگاه کنم! ببینم آنها در چنین مواقعی چه عکس العملی از خودشون بروز میدند و چگونه موضعگیری میکنند.....
از اون موقع بود که متوجه شدم فقط تعدادی اندکی هستند که در بحران و در خطر, تنها بفکر خودشون نیستند و بفکر بچه های دیگرون هم هستند.....
از اون موقع بود که فهمیدم فقط تعداد اندکی هستند که در موقع عصبانیت به آرمانها و ارزشهای مواقع عادی پایبندند!!
اون موقع بود که ....
به همین خاطرهم امروز وقتی مسؤلان با عصبانیت با منتقدان خودشون حرف میزنند, انگار اسرار اینها یک به یک برای من هویدا و ظاهر میشه!
انکار روز قیامت شده که پرده ها یکی بعد از دیگری فرو می افتد و سیه روی میشه هر که تا بحال در اون , غش بوده!!
آیا شما هم میتونید این بی پردگی را در صحبتهای امروز مسؤلان لمس کنید؟

۱۰ تیر ۱۳۸۶ ۸:۵۷ قֽظֽ | Reply

مهرزاد :

اقاي عبدي ماجراي سهميه بندي بنزين در حال حاضر حكايت اون ادمست كه در حال رقصيدن پاش به سنگ ميخوره چون بدنش گرمه درد رو احساس نميكنه! هنوز باكها پر است و سهميه چهارماهه باز. ولي مهمترين مسئله در مورد بنزين بار رواني ان بر خانوده ها و جامعه است و افزايش خشونت در سطح خانوادها و جامعه و افزايش جرم پديده اي است كه بعد از سرد شدن به سراغ جامعه خواهد امد. روزگاري نه چندان دور يك خانواده متوسط با برنامه ريزي يك يا چند ماشينه در ايام مناسب سفر اسباب و چادر مسافرتي را جمع ميكردند از تهران به رشت و رامسر و گرگان و مشهدو.... ميرفتند هفت وهشت روز در مسافرت خانوادگي تخليه روحي گشته براي مدت شش هفت ماه در مقابل مسائل پيرامون واكسينه ميشدند .ولي حالا امكان انجام اين سفرها لااقل به حدود نصف كاهش مي يابد وخشونت و افسردگي در ميان خانوادها بالا ميرود چون با شركت در انتخابات و جمع شدن جلوي دوربين صدا و سيما و گوش دادن به تعابير خواب در نماز جمعه كه بار رواني و فشار جامعه بر روي افراد كاسته نمي شود. پس با افزايش ياس و نااميدي در بين خانوادها شاهد افزايش قارچ گونه خوشونت خواهيم بود واين قشر خوب جامعه است ولي يك قشر هم بزهكاران در حد پائين هستد .صبح از خواب بيدار ميشوند و موتور را روشن ميكنند و بعد از اين خيابان به ان خيابان و چند مسافر و چها پنچ هزار تومان پول و بعد خرج وموادو... ايا اين افراد جز اين جامعه نيستند كه در تعاملات اجتماعي حرفي ازشان زده نشود البته اقاي جنتي هيچ وقت خواب انها نمي داند چگونه تعبيركند.ولي حالا ديگر بنزيني براي روشن كردن موتور نيست وبه جاي مسافر كشي بايد جيب بري كرد شايد دزدي وشايد زور گيري و.....به زودي منتظر اعلام قيمت بنزين به نرخ ازاد خواهيم بود و ان زمان شاي شاهد انفجاري به مراتب عظيم تر باشيم . وزير نفت اعلام ميكند كه دولت هنوز نظري در مورد اعلام نرخ ازاد بنزين ندارد و ظرف دو ماه كارشناسان تصميم ميگرند. ولي ترس مهمترين عامل بود چرا كه ميدانند كه ان خشونتها ممكن است تبديل به چيز ديگري شود.
و نكته ديگر اينگه هزينه صرفه جويي در اين امر قرار است صرف كارهاي سازندگي بشودو گل وبوته مردم راضي و به به وچه چه و.........فقط نمي دانم در كدام كشور ايران خودمون يا حماس و حزب الله و مقتدا صدر و افغانها و عمو فيدل و فخروزمان چاوز و شايد باج به روسيه يا برادر سوريه.
بعد از صادرات دانش هسته اي نوبت به صادرات بنزين هم رسيدوخدارا شكر ميكنيم كه خواب راننده تاكسي به واقيت خير پيوست.
...................................................
عبدی:
این سهمیه بندی یک عیب جدی هم دارد و این که همه منتظرند دولت مهرورز عنایتی کند و سهمیه را در مقاطع حاص اضافه کند و دولت هم که از این پزها خوشحای می شود در ایام عید و عزا چند لیتری صدقه سر به مردم می دهد تا مهرورزی و بخشندگی و کریم بودن خود را به اثبات برساند.

۱۰ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۲۲ قֽظֽ | Reply

آزاد :

سلام بر جناب مهندس عبدی
شما چند سال پیش میخواستید کتاب سراب سازندگی را چاپ کنید و نکردید
چند ماهی در آن دوره به زندان افتادید
در دوران اصلاحات هم تکرار شد.
الان که باز دوستان اصلاح طلب به سراب نزدیک شده اند دولت عدالت پرست هم که با پشتیبانی 100 در 100 دی تخت گاز دارد میتازد . خاتمی از ترس دست دادنش با کسانی که اعتقاد به سیاست ما عین دیانت ماست در اینور و اونور معلوم نیست به دنبال چه میگردد کروبی دائما کهنه ها را باد میزند.
و................................ تا بعد

۱۰ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۱۰ قֽظֽ | Reply

alireza :

سلام
مطلب آقای بهنود با عنوان"آفرین بر سهمیه بندی" را مطالعه فرمودید؟
آیا همدلی دارید با نظر ایسان حول این طرح؟
................................................
عبدی:
متاسفانه این نوشته را ندیده ام.

۱۰ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۱۹ قֽظֽ | Reply

گفت و گوی اصلاحی :

دو مسأله در اینجا مطرح است: یکی اینکه حذف سوبسید بنزین بیش از هر گروهی در برنامه های اصلاح طلبان وجود داشت و به نظر می رسد هر دولتی از انجام آن ناگزیر است. یکی از نقدهایی که برخی به دکتر معین وارد می کردند طرح همین برنامه بود. حتی عده ای شعار آوردن نفت سر سفره های مردم را شعاری واکنشی در برابر برنامه های اصلاح طلبان می دانستند. آنچه که واکنش ایجاد می کند عدم شفافیت و حتی گاهی فریبکاری و دروغ گویی سیاسی است. همچنین سهمیه بندی بنزین با حذف سوبسید متفاوت است. حذف سوبسید حرکتی عقلانی جهت حذف هزینه های زاید و سرسام آور و سرمایه گذاری آنها در بخش صنعت است (اگرچه تبعات روانی افزایش قیمت هم قابل پیش بینی نیست) اما سهمیه بندی به معنی فقدان بنزین کافی حتی به فرض آزاد اعلام کردن قیمت آن است. به همین دلیل عده ای سهمیه بندی را آمادگی ایران برای مقابله با تحریم واردات بنزین تلقی می کنند. در چنین حالتی باید واکنشی مضاعف به معنی عدم پذیرش هزینه سیاست های ناخواسته را هم شاهد باشیم. به نظر می رسد بیشترین واکنش ها از جانب کسانی باشد که به دولت رای داده اند و اکنون متوجه اشتباه خود شده اند. طبقه فرودست وقتی احساس فریب خوردگی می کنند دیگر چیزی برای از دست دادن ندارند. مال خود که هیچ خود را هم به آتش می کشند. فرار طبقه مرفه و سکوت و بی تفاوتی طبقه متوسط در تمامی بحران های تاریخی قرن اخیر این کشور سابقه داشته است و تعجبی هم ندارد. پوپولیسم ایرانی مهم ترین گفتمان در متن دهه اخیر کشور ما است.

۱۰ تیر ۱۳۸۶ ۰:۱۳ بֽظֽ | Reply

پویا نعمت الهی :

سلام / من کاری به این ندارم که نظام سهمیه بندی چه منافع و مضاری دارد . اما در رابطه با بنزین یک سوال اساسی وجود دارد . ابتدا اینکه دولت همه ساله مبالغ سنگینی را بابت یارانه بنزین می دهد . حال اگر حجم این یارانه ها کاهش یابد و بالطبع دولت هم مبالغ سنگینی را در این رابطه صرفه جویی کند ، آنگاه چه تضمینی وجود دارد که این مبالغ آزاد شده ، مصروف آبادانی کشور گردد ؟ مگر نه اینکه این پولها هم مانند سایر منابع مالی به مصارفی مشکوک ( و یا حداقل کم بازدهی) مانند حمایت از صنایع کوچک !! و یا طرح ضربتی اشتغال و امثالهم خواهد رسید ؟
آیا در شفاف ترین حالت ، این پولهای صرفه جویی شده ، بابت واردات کالاها و بدتر شدن تراز تجاری نخواهد شد ؟
و آیاهای دیگر ......
.........................................
عبدی:
در شرائط کنونی هیچ تضمینی وجود ندارد.

۱۰ تیر ۱۳۸۶ ۰:۴۶ بֽظֽ | Reply

amir mahtabi :

سلام آقای عبدی
در شماره 4303 تاریخ 7 تیر مقاله ای در صفحه 11 روزنامه همشهری به قلم آقای علی فتاحی چاپ شده است به نام : توقف رشد نقدینگی.
در این نوشته آقای فتاحی ( که ایشان را اصلاً نمی شناسم)پس از اشارات دقیق و کامل به ریشه ها و پیامدهای رشد نقدینگی و مسایل و مشکلات مرتبط با آن و با دید درست و مستدل به اوضاع کشورمان به راهکاری عملی و به نظرم کاملاً صحیح برای جلوگیری از رشد نقدینگی اشاره می کنند.
ایشان برای جلوگیری از رشد نقدینگی می گویند" فقط یک راه علم اقتصاد امروز پیشنهاد می دهد: مالیات بر ارزش افزوده.
وقتی مالیات بر ارزش دارایی اعمال شود آنگاه هجوم نقدینگی ها به سوی بازارهای هدف تورمی متوقف می گردد و نقدینگی راه دیگری برای سود اوری دنبال می کند، در این صورت تقاضا برای پول در جهت مقاصد زیانبار به حال اقتصاد کاهش خواهد یافت و نقدینگی در بانک ها تلنبار خواهد شد."
ایشان ادامه می دهند :"مالیات بر اضافه ارزش دارایی مالیاتی است که به دارایی های منقول نظیر مستغلات و زمین و سهام شرکت ها و ساختمان و سرقفلی و هرگونه دارایی که با سند و مدرک قانونی خرید و فروش است تعلق می گیرد. در واقع تفاوت خرید و فروش منهای تورم مشمول مالیاتی مضاعف می شود."

به نظر م ایجاد چنین راهکاری و قانونمد کردن ان از راهکار پیشنهادی شما یعنی تقسم مستقیم پول نفت { توضیح :گفتگوی مفصل شما و دکتر نیلی را در روزنامه شرق به طور کامل مطالعه کرده ام } بین عامه مردم ،ساده تر و عملی تر است.
البته این دو راهکار در کلیت کاملاً می توانند در امتداد هم اجراء شوند ولی به عنوان یک شعار عملی راه کار آقای فتاح عملی تر به نظر می آید.


در پناه حق باشید.
...........................................................
عبدی:
دولت تا وقتی متکی به درآمدهای نفتی است نیازی به انتخاب شیوه های درست مالیلت گیری احساس نمی کند.


۱۰ تیر ۱۳۸۶ ۲:۰۲ بֽظֽ | Reply

هادي قرباني :

آقاي عبدي ، همانطور كه ميدانيم هر سياستي هم شامل نقاط قوت مي باشد و هم مشكلات و نقاط ضعف ! آيا قبول نداريد كه سياست سهميه بندي ، اگر مقدمه ورود به آزاد سازي قيمت بنزين باشد ، ( و نه اينكه تا آخر با سهميه بندي ادامه دهيم ) سياستي است كه نقاط مثبتش به ضعف هايش ميچربد. بهرحال حتي اگر منتقد سياست هاي تثبيتي گذشته باشيم ، باز هم همگي بر بهينه مصرف كردن بنزين توافق داريم و ميدانيم كه مصرف آن به شكل گذشته نمي تواند و نبايد ادامه يابد. البته من با نگاه صرف اقتصادي اين سئوال برايم پيش آمد وگرنه در دغدغه آقاي پويا نعمت اللهي كاملا شريكم!
.......................................................
عبدی:
درباره سهمیه بندی مدتی باید صبر کرد الان اظهار نظر دقیق کمی مشکل است.

۱۰ تیر ۱۳۸۶ ۴:۲۹ بֽظֽ | Reply

babak :

http://www.ham-mihan.org/Released/86-04-09/345.htm
maghaleye jenabe behnood dar morede sahmie bandy
...........................................
عبدی:
بله مقاله زیبائی بود و حرفهای دیگری را که می خواست بزند در ذیک سهمیه بندی وگفته بود.وقتی فضا بسته است یک جوری باید راه را باز کرد.

۱۰ تیر ۱۳۸۶ ۷:۳۹ بֽظֽ | Reply

حسن :

آنچه كه من از اين سهميه بندي متوجه نشدم مسئله اي است كه توسط طراحان اين موضوع بعضا اشاره ميشود و آن جلوگيري از قاچاق بنزين به كشورهاي ديگر است. و در اين رابطه سوالي كه ذهنم را مشغول كرد ه است و جوابي برايش ندارم اين است كه آيا كساني از مصرف كننده گان بنزين شهري از راننده هاي شخصي و تاكسي و وانت و غيره ميتوانند قاچاقچيان بنزين باشند ؟ اگر شما ميتوانيد لطفا يك تلنگري به ذهن معيوب من بزنيد شايد فرجي باشد.
موفق باشيد
.............................................
عبدی:
قاچاق از مناطق مرزی می شود و نه از داخل شهری چون تهران.

۱۱ تیر ۱۳۸۶ ۳:۴۵ قֽظֽ | Reply

M :

جناب عبدی عزیز
در ادامه پاسخ به نظریه حسن
خدمتتان عرض کنم قاچاق بنزین با حواله انجام می شود و از تهران هم آغاز و توسط عمدتا آقازاده ها به انجام می رسد.
طبیعی است که عبور آن از مناطق مرزی است

۱۱ تیر ۱۳۸۶ ۹:۲۱ بֽظֽ | Reply

arash :

با سلام
تلوزیون جمهوری اسلامی هیچ خبری از درگیریهای یاسوج بخش نکرد
رادیوهای غربی هم که در این استان خبرنگار نداشتند
ولی شما وهمفکران شما چرا سکوت کردند

ایا اصلا میدانید در این چند روزه چه بر سر این شهر گذشته
ایا میدانید چند نفر کشته شده
وایا میدانید هنوز در این شهر فضا نظامی است و ادارات تقریبا بسته است
تو را به خدا یک روزنامه نگار بفرستید اینجا و صدای فریاد انها را به گوش همه برسانید ممنونم
......................................................
عبدی:
من که گروه خبرنگار ندارم .اما خوب است که این مطلب همزمان با بسته شدن شرق نوشته شد تا پاسخ خود را هم همراه داشته باشد.

۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۱:۰۱ قֽظֽ | Reply

:

ali
enteghad be dolat:
dar sharayete solh elame sahmieh bandye benzin hich tojihi nadarad. agar ham dalile an tahrime eghtesadi iran bashad (keh hast) hokoomati keh tasimimatash baese in feshar shodeh bayad masool bashad na inkeh fehsar tahrimate nashi az amalkarde hokoomat be mardom montaghel shavad.
eslah talabane hokoomati shamele khatami, mosharekat, melli mazhabiha: in jaryan strategye modara ba jaryane hakem be omid sahim shodan dar ghodrat va adame hasas kardane hakemiat ra entekhab kardeh ast va enteghadash be daneshjooyan ham in ast keh chera khate taslime anha ra donbal nemikonand. In khate taslim baes shodeh ast keh ghodrate hakem siasate feshare khod ra karamad bedanad zira har che feshar bishtar shavad aghab neshinie eslah talaban ham bishtar mishavad. Banabarin eslah talaban masoole aslie gostareshe siasate feshar dar hokoomat hastand va in siasat ra karamad kardeand. hokoomat ham mohasebeash chenin mishavad keh har che feshar bishtar tadile mokhalefan ham bishtar. banabarin hokoomat tarsi nadarad keh siasate sahmieh bandi baese eteraze omoomi shavad va pishbiniash in ast keh be barekate eslah talabane taslim belakhareh siasate modara ba feshar tarvij shodeh va mardom ham taslim mishavand.

۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۷:۲۵ بֽظֽ | Reply

فرزاد -ق :

روزنامه ی شرق را هم پیش پیش, در پایین کامنت درخواست خبرنگار از یاسوج , بستید؟!

۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۷:۳۵ بֽظֽ | Reply

حسن :

آقاي عبدي بخاطر برخوردي كه با نظر بنده داشتيد خيلي ممنونم. ولي فكر ميكنم كه همه ما اين موضوع را خو ب ميدانيم كه قاچاق از طريق مرزها ميشود و مشخصا هم به كشورهاي همسايه ميشود و قاچاقچيان هم پول خوبي از اين بابت به جيب ميزنند و .......... و فكر كنم موضوع من اين نبود كه قاچاق بنزين از كدام بخشهاي جغرافيايي صوت ميگيرد.
موفق باشيد

۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۲:۵۷ بֽظֽ | Reply

مجید ناصری :

نمیتوان مردم را در سختی های تصمیم گیری هایی مانند محدود کردن مصرف بنزین سهیم کرد ولی اجازه کوچک ترین اظهار نظر در باره مسایلی مانند انرژی هسته ای و ... را به انان نداد.

۱۸ تیر ۱۳۸۶ ۰:۵۲ قֽظֽ | Reply

ب.م :

من فکر میکنم دولت یا باهوش است یا از سادگی اندیشه رو به چندعمل اورده که به عنوان منفذی برای بقای خویش از ان استفاده میکند مسله سهمیه بندی بنزین ومالیات ها که اخیران مطرح شد نماد توجه دولت به مردم است و هم اگاهی دولت از لزوم کاهش وابستگی به نفت است ام با توجه به فقدان زیر ساخت های اجتماعی میزان موفقبت ان بسیار کاهش میابداما در کوتاه مدت افزایش منابع مالی دولت تا حدودی نیاز های اصلی را پاسخ میدهد لذا اذهان از توجه به مسله اساسی دور میشوند.

۱۸ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۰۲ قֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/592