آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

مصاحبه

۸ تیر ۱۳۸۶

مذاکره میان ایران و آمریکا در باره عراق

برای چندمین بار در ماههای اخیر مقامات آمریکایی ایران را متهم کردند که به نیروهای ضدآمریکایی در عراق کمک می‌کند. این در حالی است که دولت عراق خواستار ادامه گفت‌وگوی دوجانبه میان ایران و امریکا بر سر حل بحران عراق هستند.

عباس عبدی، تحلیل‌گر سیاسی معتقد است سیاست ایران در قبال عراق دچار یک دوگانگی است که ایران را با یک چالش جدی روبرو کرده است.

دویچه وله: آقای عبدی، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا گفته است در رفتار ایران در مورد عراق تغییر چشمگیری مشاهده نشده است. این درحالی‌ست که آقای طالبانی در دیدار اخیر خودش از ایران ازمقامات جمهوری اسلامی خواسته بود که گفتگوی مستقیم با آمریکا در مورد عراق را ادامه بدهند. به نظر شما آیا این گفتگوها می‌تواند ثمربخش باشد؟

عباس عبدی: شرایط ایران و آمریکا در عراق از ابتدا با یک مشکل اساسی مواجه بود و هر دو طرف هم در واقع نکاتی را مطرح کردند که این مشکل را تشدید می‌کرد. هم ایران و هم آمریکا گفتند که مذاکرات ما فقط در مورد عراق است. خب اگر فرض کنیم مذاکرات فقط و فقط در مورد عراق باشد، باید این فرض را هم بگیریم که ایرانی‌ها آنجا یک دخالت‌هایی دارند. چون اگر ایران هیچ دخالتی و نفوذی نداشته باشد،‌ اساسا چرا می‌رود مذاکره می‌کند راجع به کاری که نفوذی ندارد و یا آمریکا چرا باید با او مذاکره کند در حالی که او اقدامی نمی‌تواند آنجا انجام بدهد و نفوذی نمی‌تواند داشته باشد. پس اگر این فرض را بگیریم، آنموقع به این نتیجه می‌رسیم که اگر قرار باشد ایران سیاستهایش را در عراق تغییر بدهد، به ازای آن در عراق چه چیزی باید به دست آورد. روشن است که ایران هیچ چیزی در عراق به دست نخواهد آورد. به عبارت دیگر یعنی از این دولتی که هست که دیگر مطلوبتر نمی‌تواند برایش باشد. پس چه چیزی می‌خواهد در عراق به دست آورد که سیاست‌اش را در عراق به نفع آمریکا تغییر بدهد؟ بنابراین لازمه‌اش از ابتدا این بود که این مذاکرات به حوزه‌ای غیر از عراق هم کشیده بشود. یعنی اگر ایران چیزی را در عراق از دست می‌دهد یا سیاستی را تغییر می‌دهد و یا اقدامی انجام می‌دهد که آمریکا می‌تواند از آن منفعت ببرد، طبعا باید مابه‌ازای آن را هم آمریکایی‌ها در جای دیگر فراهم کنند. چون در عراق چیزی ندارند که بخواهند به ایران پرداخت کنند یا ایران نیاز چندانی آنجا ندارد که چیزی را بگیرد، برمی‌گردیم به اینکه بناچار باید در حوزه‌های دیگر هم بحث می‌کردیم. اما خب واضح است چون در حوزه‌های دیگر بحث نمی‌کنند، مسایل پیچیده‌تر می‌شود و حتا در حوزه‌های دیگر این تناقض دارد شدیدتر هم می‌شود. به همین دلیل است که توی عراق هیچ انگیزه‌ای یا هیچ زمینه‌ای برای تغییر سیاستها وجود ندارد.

پس با توجه به صحبت‌های شما می‌شود اینطور نتیجه‌گیری کرد که ادامه‌ی ناآرامی‌ها در عراق، شاید از وجهی بشود گفت، می‌تواند به نفع جمهوری اسلامی ایران باشد؟

Bildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: اینکه به نفع هست یا به ضررش، قبلا هم در تحلیلی گفته بودم، این را نمی‌توانم خیلی دقیق بگویم. اما می‌دانم سیاست ایران در عراق از یک دوگانگی رنج می‌برد. از یکطرف ناامنی در عراق قطعا به نفع ایران نیست به یک دلایل خاصی. همین که خب یک کشوری در کنار مرزهایش با مشکلات زیاد که این ناامنی‌ها هزینه‌هایی را هم به ایران تحمیل می‌کند و ایران را در مقابل کشورهای دیگر عربی قرار می‌دهد و احیانا اگر به سمت تجزیه‌طلبی در عراق هم پیش برود، آثارش گریبان ایران را می‌گیرد. در اینها اصلا تردیدی نیست، بویژه اینکه دولت عراق منتسب یا نزدیک به ایران هست، طبیعی‌ست که ایران نباید از ناآرامی و بحران در آنجا دفاع بکند. اما این یک وجه قضیه است. وجه دیگر قضیه این است که ایران فقدان ناآرامی در عراق را هم به‌نفع آمریکا می‌بیند که آن یک مشکلی‌ست برای ایران که طبیعی‌ست از آن هم خیلی استقبال نکند. این دوگانگی وضع درعراق هست که فکر می‌کنم سیاست ایران را با یک چالش جدی مواجه کرده و تقریبا یک موضع پذیرفته‌شده و روشنی هست.

پس تلاشهایی را که ایران، حداقل ظاهرا، در راه برقراری آرامش در عراق انجام می‌دهد، می‌توانیم فقط یک ژست جهانی بدانیم؟

من نمی‌دانم منظورتان کدام تلاشهاست!

همین که حاضر شد بعد از ۲۸ سال بخاطر عراق با آمریکا مذاکره‌ی مستقیم بکند.

خب این را شاید بشود گفت که در واقع این مذاکرات یک مفری بود برای اینکه به آن مسیر اصلی مذاکره با آمریکایی‌ها وارد بشود که ظاهرا آن روزنه باز نشده است. ولی به‌خودی‌خود معلوم نیست که آخر ایران چه مذاکره‌ای می‌تواند در مورد بهبود وضعیت عراق با آمریکایی‌ها انجام بدهد! ایرانی‌ها البته گفتند ما می‌رویم وظایفشان را به آنها گوشزد کنیم. خب آخر آمریکا که خودش را توی موقعیتی نمی‌بیند که بخواهد وظایفش را از ایران بشنود. آنها هم می‌گفتند ما می‌خواهیم برویم ایرانی‌ها را با وظایف خودشان آشنا کنیم. یعنی دو طرف رفته بودند دوتا میز خطابه گیر بیاورند و برای همدیگر یک روضه‌ی مفصلی بخوانند، نصحیتی بکنند و از این دست. مذاکره یعنی اینکه آقا ما اینجا قدرتمان این است و این کارها را می‌توانیم بکنیم. حالا نمی‌خواهیم هم بگوییم، ولی طرف می‌داند که ما این کارها را می‌توانیم بکنیم. آن طرف هم می‌گوید من هم می‌توانم یکجاهای دیگر کارهای دیگری بکنم و خلاصه بیا با همدیگر کنار بیاییم. یکمقدار شما کوتاه بیایید و کمی هم ما. اما اینها هر دو طرف می‌خواهند بروند آنجا برای همدیگر روضه بخوانند، نصحیت کنند و منبر بروند. این که نشد مذاکره!


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

امید :

با سلام و تشکر مجدد
آقای عبدی سؤال:
آیا واقعا فکر میکنید این تنها سیاست ایران در قبال عراق است که دچار یک دوگانگی است؟... آیا "سیاست" ایران در قبال مفهوم "جمهوری" دچار دوگانگی نیست؟.... آیا سیاست ایران در قبال تشکیل و وجود مجلس شورای نمایندگان مردم , دچار دوگانگی نیست؟..... آیا سیاست ایزان در قبال فعالیت سیاسی دانشجویان , دچار دوگانگی نیست؟..... در قبال "زنان" ؟.....در قبال آزادی؟.... در قبال "مطبوعات خودی و عیر خودی؟ ....در مورد فساد و رشوه ؟..... در مورد دروغ گفتن خودیها و دولتیان و دروغگویی غیر خودیها و تشویق اینان و تعزیر آنان؟.... آیا این تنها سیاست ایران در قبال عراق است که دچار دوگانگی است و ایران را با یک چالش جدی روبرو کرده است؟ آیا سیاست ایران در قبال فلسطین دچار دوگانگی نیست؟ در قبال کشورهای سنی نشین دچار تناقض نیست؟ در قبال کشورهای کمونیست دچار تناقض و دوگانگی نیست؟ .... آیا سیاست ایران در قبال افغانستان , انگلستان, مصر, ... و عربستان دچار یک دوگانگی نیست و ایران را با یک چالش جدی روبرو نکرده است؟
بنظر میرسد زمان آنست که بپذیریم :
واعظان کین جلوه در محراب و منبر میکنند
چون بخلوت میروند, آن کار دیگر میکنند!
بهتر است بپذیریم باور نمیدارند روز داوری
کاین همه قلب و دغل , در کار داور میکنند...
بهتر است بپذیریم که اگر ما هم در زندگی و فعالیتهای روزمره خود همان کنیم که آنان کردند همین خواهیم شد!
بهتر است بپذیریم که ....بسیاری از اقدامات صورت گرفته در گذشته به اسم مبارزه با آمریکا و به رسم و به سود او بوده !! ..... و مذاکره فعلی , یک بستر سازی و پوش است برای عملیات بعدی بوش!!...
باور ندارید؟ نتیجه رسیدن به مفهوم " آزادی" و مفهوم "استقلال" و مفهوم "جمهوری" را که همه دیده , لمس کردیم؛ چند ماه دیگر صبر کنید و نتیجه ی کار مبارزه با آمریکا را هم در عمل ببینید !! باور کنیم به عمل کار برآید, به سخنرانی و سخندانی نیست !!

۸ تیر ۱۳۸۶ ۹:۱۷ بֽظֽ | Reply

قد من صد و نود سانتیمتر است! :

ایران هنوز هم که هنوز است بعد از حمله ی مغولها و افغانها جزو کشورهای نژاد آریایی و نژاد آریایی جزو کشورهای بلند قد محسوب میشود. چطور ممکن است مردم به گزارش خبرنگار "ايلنا" از قول آقای ، «احمد جنتی» دبیر شورای نگهبان از خطبه‌‏های امروز نماز جمعه تهران , مردم با اشک و نذر و نياز و توسل به خدا در سوم تير يکی از «هم‌‏قدهای» خود را انتخاب کرده باشند؟ راستی شما قدتان چند سانیمتر است؟ آقای جنتی؟ آقای احمدی نژاد؟ .... این که که نشان میدهد آقای احمدی نژاد با آقای جنتی هم قدند و نه با شما, پس هم قد شما و من چی؟

۸ تیر ۱۳۸۶ ۹:۳۱ بֽظֽ | Reply

فرزاد - ق :

آقای عبدی اگر شما قاضی بودید با این تناقض و دوگانگی موجود چه میکردید؟
دبير شورای نگهبان در توصيه به قضات قوه قضاييه، اظهار داشت:" امروز هر مفسدی قبل از آنکه فعاليت‌‏های خود را شروع کند، با يک دم‌‏کلفت و يک مقام بزرگ هماهنگ می‌‏شود و شايد آن مقام هم در ابتدا ماجرا را نداند اما همين که آن مفسد را می‌‏گيرند، تلفن‌‏ها شروع می‌‏شود. شما قضات محترم نبايد به اين تلفن‌‏ها گوش دهيد. در مسائل سياسی نيز ماجرا همين طور است، حتی بازجويی تمام نشده تلفن‌‏ها شروع می‌‏شود که او را آزاد کنيد.
جنتی افزود: قضات بايد به تلفن‌‏هايی گوش کنند که می‌‏گويند در مقابل مفسدين محکم بايستيد."(پایان نقل قول)
بالاخره قضات قوه قضاییه ] همچنان بدور از قوانین موجود , به کدام تلفن دم کلفت باید گوش کنند؟ آیا شما میدانید چطور میشود کلفتی دم آقایان را اندازه گرفت؟ اگر کلفتی دم ها یکسان باشد, آن موقع قاضی باید به کدامیک از تلفن آن دم کلفتها گوش کند؟
.......................................................
عبدی:
به نظر می رسد که کلیه اظهارات آقای جنتی را باید دقیق مطالعه و ضبط نمود چرا که حکایتی از واقعیت جاری در زیر پوست این حکومت است.

۸ تیر ۱۳۸۶ ۹:۵۷ بֽظֽ | Reply

هادي قرباني :

شما منشا اين دوگانگي را در چه مي بينيد ، آيا بعلت تشتت قوا در ساختار قدرت است؟ يعني اينكه يك طيف در قدرت ، بعلت خطر آمريكا بدنبال تقويت بی ثباتی در عراق است و طيف ديگر بخاطر وجود دولت شيعه ، خواستار حمايت از دولت عراق است و هر كدام از اينها خواسته خود را از كانالهاي مربوطه پيگيري ميكنند . و يا اينكه فكر ميكنيد اين سياست دوگانه ، سياست رسمي و جمع بندي شده مجموعه نظام است و نظام بدنبال آشوب قابل كنترل در عراق است ، تا هم وضعيت عراق از هم نپاشد و هم اينكه آمريكا را حتي الامكان تا پايان رياست جمهوري جورج بوش در عراق منگنه كند.
..................................................
عبدی:
این دوگانگی ناشی از دوگانگی در اهداف ایران است که هم می خواهد شیعیان پیروز شوند و هم آمریکا شکست بخورد.

۸ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۴۱ بֽظֽ | Reply

Mohammad :

ناخودآگاه بی منطق
این ناخودآگاه بی منطق من چنان ذهن مرا به جهت خطا می برد که قادر به درک این همه مطالب معقول و فنی نمی باشم. فرمودید این که نشد مذاکره اما من می گویم این خود به نحوی مذاکره بود ، اما نه از نوع معمولی. در مذاکرات معمول دیپلماتیک هر دو طرف تلاش می کنند تا به نحوی با دادن حداقل امتیاز حداکثر امتیاز را بدست بیاورند. در غیر اینصورت یا بدون دادن امتیاز و بدون کسب امتیاز ( بدون نتیجه ) یا با امتیاز برابر ( برد برد )یا یک بازنده و یک برنده، که هر نتیجه بستگی به شرایط گوناگون دو طرف دارد، مذاکرات پایان می یابد. به هر حال در این مذاکرات، موضوع و منافع مورد علاقه طرفین صریحا قابل تشخیص است، و... و به قول شما روضه نمی خوانند، مذاکرات، پروتکل خاص خود را دارد.
یک نوع دیگر مذاکرات داریم که موضوع مورد بحث اصلا مورد علاقه هیچکدام نیست یا حداقل هدف اساسی نیست بلکه یا وسیله است یا بهانه مذاکره برای بدست آوردن چیزی دیگر. به دلایل خاص خود ، محتوای این نوع مذاکرت در هیچ رسانه ای مورد اشاره مستقیم واقع نمی شوند و اهداف مکتوم هم که وضعش معلوم است.
برای افراد خیالباف و کج اندیشی چون من فقط یک راه باقی می ماند. در این شرایط رفتار دو طرف را قبل و بعد از این مذاکرات مورد مداقه قرار می دهم و مرتب آنها را مقایسه می کنم. تغییراتی که در رفتار و تصمیمات می بینم می تواند تا حد زیادی به من کمک کند که در جریان مذاکرات چشمان مذاکره کنندگان چه چیزهای را رد و بدل کرده ( زبانها که چیز دیگری گفته اند).
هر چیزی از بنزین گرفته و... را جور دیگری می بینم.

..................................................
عبدی:
خوب !این نظر درست است اما من در این مصاحبه صرفا بر حسب آنچه که رسما اعلام شده اظهار نظر کرده ام.

۹ تیر ۱۳۸۶ ۰:۵۸ قֽظֽ | Reply

احمذ :

جناب عبدی عزیز

باسلام
چون سیاست بر اساس عدم احساس به میهن و
اقتصادمال حیوانات است بنا شده.......
روابط با امریکامثل گروگانگیری آمریکائی ها وجنگ
با عراق حل می شود

۹ تیر ۱۳۸۶ ۸:۳۱ قֽظֽ | Reply

یک هموطن :

جناب عبدی عزیز:

در مذاکرات طالبان نفت و دلار به نظر شما وضعیت مجاهدین مستقر در عراق به چه سمتی است؟ آیا میتوان پیش بینی یک خودکشی سیاسی برای مجاهدین داشت؟ آیا امکان بازگشت آنان به مام وطن میرود؟ چگونه؟ با طنابهای دار یا با فرش قرمز؟
.......................................................
عبدی:
مجاهدین از وقتی که سرنوشت خود را با صدام گره زدند دیگر نمی توانند بر امکانات خود بدون توجه به بازی های منطقه ای حسابی باز کنند.و طبیعی است که منتظر وجه المصالحه یا تشدید خشونت میان طرفین باشند.در واقع ارزش آنها آنقدر کم شده که حتی ایران حاضر نیست به قیمت حل مساله آنان در عراق امتیاز چشمگیری دهد.

۹ تیر ۱۳۸۶ ۴:۲۱ بֽظֽ | Reply

محمد حسين :

سعدي مي گفت"چهل درويش بر گليمي بخسبند و دو پادشاه در اقليمي نگنجند" ماجراي ايران و امريكا در عراق هم چنين است! امريكا عراق را اشغال نظامي كرده و ايران اشغال معنوي و براي هردو نيز مرغ يك پا دارد . هيچ كدام هم اهل كوتاه امدن نيستند.
ايالات متحده خدايگان پول دنياست و جمهوري اسلامي هم خدايگان مذهب دنيا!
امريكا رسالت اصلاح و ابادي دنياي مردم همهء جهان را بر دوش خود احساس مي كند و جمهوري اسلامي رسالت اباداني اخرت همهء مردم جهان را.
دو منجي عالم بشريت در دو كشور امروز در يك كشور همخانه شده اند و هيچكدام ول كن ماجرا هم نيستند!
و اين بين النهرين هم گوئي هميشهء خدا و در همهء ازمنه بايد تاريخ ساز باشد و يك جوري هم در تاريخ ما تاثير گذار !
به هر حال اين دو خداي ثروت و مذهب يا عاقبت بايد با هم كناربيايند و يا در نزاعي با هم دوئل كنندو يكي ، ديگري را مغلوبه كند! حال مي ماند كه بالاخره دنياي بشريت اباد خواهد شد و يا اخرتش!
اگر از من مي پرسيد مي گويم بشريت نسل ما هر دو را از دست خواهد داد!
بازهم افسوس و هزار افسوس بي فايده كه اقايان خاتمي و كلينتون طلائي ترين فرصت مذاكرات ايران-امريكا را از دست دادند!

۹ تیر ۱۳۸۶ ۴:۴۰ بֽظֽ | Reply

:

همین دیروز بود که رییس مجلس, مجلس هفتم را بهترین و آرامترین و کم تنش ترین مجلس نامید امروز در خبرها خواندم: " برخي نمايندگاني که با شور و شتابي بي بديل در آخرين جلسه مجلس، پيش از اين تعطيلات، موضوع طرح سه فوريتي «توقف سهميه بندي بنزين» را مطرح کرده و فضايي را بر مجلس حاکم کردند که نايب رئيس مجلس آن را «مجلس بحران زده» توصيف کرد..."
بنظر شما چطور است که یکدفعه مجلس آرام و دست چین شده , از اینرو به آنرو میشود؟

۹ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۴۷ بֽظֽ | Reply

بچه جواديه :

هر حاكميتي دو حامي داخلي و خارجي را هميشه در نظر دارد: داخلي و خارجي. از هر كدام كه دور شود بايد بسمت ديگري برود....متاسفانه چون داخل قدري شل شده است هواي خارج را دا رند. به همين سادگي!
...................................................
عبدی:
تصور نمی کنم که بخش اخیر برداشت شما حداقل در مقطع حاضر
عینی باشد.اتفاقا آنها هر از همین برهان وارد می شوند که می گویند چون ما در داخل به مردم متکی هستیم می توانیم با خارج تهاجمی برخورد کنیم.

۱۰ تیر ۱۳۸۶ ۱:۴۵ قֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/593