آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۱۲ تیر ۱۳۸۶
هم میهن توقیف شد

امید :
میدانید زندگی کردن با نقاب چقدر سخت است؟
میدانید فیلم بازی کردن , آنهم برای مدتی بیش از چند ساعت و چند روز , چقدر سخت است ؟
آیا میدانید چاهی که آب از خودش نداشته باشد , برای اینکه نشان دهند آب دارد , چقدر باید مرتب داخل آن هر روز آب بریزند؟
میدانید اگر یکروز داخل چاهی که آب از خودش ندارد و هر روز تبلیغ آب و آبیاری از آن میشود , آب ریخته نشود چه ها میشود؟ هم میهن توقیف میشود , شرق , به غرب فرستاده میشود , اعتماد ملی اعتماد اسلامی میشود ....
آیا میدانید هم میهن برخی ها بیشتر چاوز است تا هم میهنان خودشان؟ همان چاوزی که به دلیل بوی کباب از این آتش آمریکا ستیزی آبکی برای هم میهنی هایش پا شده تا اینجا آمده؟ و چقدر هم برای رفاه مردمش تلاش میکند؟
آیا میدانید ضرب المثل از اینان آبی گرم نمیشود یعنی چه؟ از این امامزاده کسی معجزه ای ندیده چی؟
آیا میدانید یا جای نور است یا جای خاموشی , تفسیر کدام توقیفیست؟ و چه معنایی دارد؟
آیا میدانید این جمله مال کیست:" اگر به مردم رو بدهیم, سوار ما میشوند"!؟!
و در آخر راست راستی آیا میدانید هم میهن چرا توقیف شد؟ بنظر من چون حتما مطالبش به تریج قبای بعضی ها که جوابی ندارند که به سؤالات و استدلات او بدهند بر خورده , صبر و حوصله ی آنها سر رفته , ناچار آنها را از کوره به در برده ,.... آخه میدانید .................
۱۲ تیر ۱۳۸۶ ۸:۵۷ بֽظֽ | Reply
رضا :
سلام
1-به نظرم روزنامه ها باید کمی دست به عصا حرکت کنند و خود را برای انتخابات حفظ کنند.
این چند روزه مطالبی تندی مانند ....... و یا یادداشت های دیگر منتشر شد.
امیدوارم این اتفاق برای شرق و اعتماد و اعتماد ملی تکرار نشود.
2-پس از این همه توقیف حسی در من بوجود آمده که جدای از تند روی و کند روی مطبوعات عامل موثر در توقیف نشریات تیراژ آنهاست یعنی هنکامی که تیراژ از حدی بگذرد آن را توقیف می کنند. این روز ها تعداد زیاد روزنامه همیهن جلوی دکه های روزنامه فروشی جلب توجه می کرد.
افسوس و صد افسود
.....................................................
عبدی:
یک جمله را حذف کردم چون توضیح دادن آن فعلا جالب نیست.
۱۲ تیر ۱۳۸۶ ۸:۵۹ بֽظֽ | Reply
:
جرمش این بود که اسرار هویدا میکرد
این بود که اسرار هویدا میکرد
که اسرار هویدا میکرد
اسرار هویدا میکرد
هویدا ....
۱۲ تیر ۱۳۸۶ ۹:۰۸ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
1-
نمي دانم چند نفر از خوانندگان اين كامنت فيلم "ناصرالدين شاه اكتور سينما" ي اقاي محسن مخملباف را ديده اند! و سكانسي را به ياد مي اورند كه گربه اي با ريسمان گيوتين بازي مي كند و به ناگهان گيوتين خلاص مي شود و كتابي را دو نيم مي كند!
2-
نمي دانم خاطرتان هست (و اميدوارم كه من هم اشتباه نكرده باشم)، روزنامهء شرق سال گذشته روزي كه توقيف شد يا يكي دو روز حول حوش ان تصوير صفحهء اول ان كاريكاتوري از سخنگوي محترم دولت بود و از قضاي روزگار تصوير قدي امروز روزنامه ء هم ميهن هم از ايشان است با اين تفاوت كه نامبرده اكنون وزير دادگستري و رئيس ستاد مبارزه با قاچاق را هم بر مسئوليت پيشين افزوده است!
3-
نمي دانم جنابعالي با همزماني لغو پروانهء مشاركت و توقيف هم ميهن مي خواهيد چه نتيجه اي بگيريد - گرچه من هم انرا واجد معناي خاصي مي دانم- اما در همين فضا اعتماد ملي هم چاپ مي شود، شرق و كارگزارن و دنياي اقتصاد و اعتماد و همبستگي و ....هم دارند كار مي كنند!
4-
يك شوخي :
در شناسنامه روزنامه نوشته اند
اقاي كرباسچي مدير مسئول و صاحب امتياز
اقاي عطريانفر رئيس شوراي سياستگزاري
اقاي قوچاني سر دبير
اقاي تقي زاده مدير عامل
اين يعني تشكيلات سياسي!يعني تخلف از اصل روزنامه نگاري حرفه اي! يعني اجتماع بيش از سه نفر در شرايط جنگي! يعني بروكراسي امريكائي ! اصلآ اگر اينها مرض ندارند چرا به جاي اين رئيس بازي ها يك توك پا اقاي مدير مسئول را به دادگاه نبرده اند؟...
5-
نمي دانم خانواده و فرزندان روزنامه نگاران عزيز اين روزنامه اكنون در چه شرايط اقتصادي هستند؟ و در چه شرايط روحي و رواني قرار دارند؟ ايا امشب هستند خانواده اي از انها كه بي ترس و تشويش از گرسنگي و بي ساماني سر بر بالين مي گذارند؟ در اين وانفساي اقتصادي ايا انها بيمهء بيكاري دارند تا به سوي شرايط فقر دراز كش سقوط نكنند؟ايا كودكي از ان خانواده با وعده اي كوچك همچون يك مسافرت در اين تابستان بسيار شبها در روياي خود خفته است؟
6-
در سياست حرفه اي نمي توان به ملاحظات اشاره شده در بند 5 فكر كرد!
گويا استالين است كه مي گويد : وقتي اولين ضربه را بر حريفت زدي بلافاصله دومي را هم بزن و همينطور بي وقفه بزن و بزن و بزن.
منطق سياست همين است و جز اين نيست!
اي دو صد لعنت بر اين منطق باد
7-
بايد از توهم بيدار شد
بايد خوابي را كه در ان حرفهء سياست در ساختار موجو د را جداي از ان در همهء ساختارهاي ديگر مي داند بر اشفت
به قول ان شاعر
" بايد اشفت كنون خواب كبوترها را"
8-
نمي دانم اين گروه از اصلاح طلبان عزيز كه اينهمه زحمت مي كشند و هزينه مي كنند چرا يكبار هم كه شده نقدهائي همچون مقالهء "سرنوشت محتوم " را به دقت نمي خوانند و سوالهاي ان را دستكم براي خود و يا در همان تشكيلاتهاي خودشان بحث و بررسي نمي كنند؟ تا دوباره روز از نو و روزي از نو شود!
۱۲ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۰۶ بֽظֽ | Reply
سعید :
با سلام
پیام تو قیف هم میهن یعنی اینکه دیگر خواب مجلس هشتم را هم نبینید وبی جهت انرزی خود را تلف نکنید. به نظر می رسد که اتفاقات مهم تری د رپیش است . خصوصا در مورد مسئله هسته ای و پیامدهای بنزین. خد ایا عاقبت ما را ختم به خیر گردان.
۱۲ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۱۳ بֽظֽ | Reply
هم میهن :
میخواست انتصاب رئيس ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز و پنجمين مسووليت سخنگوي دولت را های لایت نکند. به روزنامه هم میهن چه که یک هم میهن پنج تا شغل رسمی ناقابل دارد, یک هم میهن دیگری در بدر دنبال یکیش ایندر و اوندر میزند؟!!
به هم میهن چه که مجلس در قبال مسائل مربوط به مردم و به خصوص مهمترين مساله اقتصادي يعني تورم بيخيال شده است؟
به هم میهن چه که عدهاي هستند كه خود را فراتر از قانون پنداشته و گمان ميكنند, كه مصداق «هرچه كنند كس نخواهد خواستن از آنها حساب» محسوب ميشوند؟
به هم میهن چه که قاسم روانبخش دبیر سیاسی نشریه ی پرتو گفته است: راهكار شناخت مرجعيت مردم نيستند , زيرا خود مردم نميتوانند اين امر را كه بحثي تخصصي است، تشخيص دهند!!
به هم میهن چه که بگوید دولت ناگزير است ميان مذهبگرايي و انقلابيگري يكي را انتخاب كند؟
به روزنامه هم میهن چه که..... در کار خواب بزرگان دخالت میکند؟ به روزنامه هم میهن چه که .....
کار هم میهن, قرار بود بعد از امضا فرمها اطاعت محض باشد و بس!
۱۲ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۱۷ بֽظֽ | Reply
فرزاد :
اقای عبدی عزیز
به نظرم انچه هم میهن را تا حدی متمایز می کرد همین تحلیل ها &تیتر ها &مصاحبه ها &تریبون به افرادی دادن که حتی از جانب سروران اصلاح طلب هم غیر خودی فرض می شوند و...
پس دست به عصا راه رفتن به مفهوم اینکه به هر قیمتی باید موند بی معنی است اونوقت همه می تونن یه روزنامه در بیارن پس تفاوتها چه می شه .
به نظرم هر چند تبعاتی که دوستان بر شمردن بر این توقیف ها وارد است اما یه حسن اساسی هم می توان برای ان بر شمرد و ان اینکه این نقاط تاریک کارنامه حکومت را بیش از پیش نامطلوب می کنه . بالاخره باید ایستاد و از میدان خارج نشد که انان همین را می خواهند
۱۲ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۵۳ بֽظֽ | Reply
پرویز پدرام :
با سلام
این خبر اگرچه ناراحت کننده و مایه تأسف است اما شاید از جهتی خوشحال کننده باشد چرا که با این دلایل بنی اسرائیلی که برای توقیف آن ارائه کرده اند:
1- می توان حدس زد که ظاهراً یخ های بی تفاوتی مردم کم کم دارد آب می شود و افکار عمومی مجدداً در حال فعال شدن است و ظاهراً این موضوع خود را در گزارشات حاکمیت از تحولات اجتماعی نشان داده است. در نبود نظرسنجیهای معتبر و ...، اینگونه عکس العملهای حاکمیت برای باخبر شدن از تحولات جامعه نیز راه بدی به نظر نمیرسد.
2- همزمانی لغو امتیاز روزنامه مشارکت با توقیف روزنامه هم میهن که برای ناظر بیرونی چون من بمانند ارگان غیررسمی حزب مشارکت به نظر می رسید شاید نشان دهنده وحشت حاکمیت از فعال شدن مجدد این حزب باشد که به نوبه خود نشان دهنده پایگاه داشتن آن در جامعه خواهد بود. خصوصاً اینکه پیغامها و پسغامهای آن اخیراً بصورتهای مستقیم و غیر مستقیم از سوی کسانی چون آقایان کروبی و منتجب نیا در پوشش مطالبی چون تندروها وتحصن کنندگان در اصلاحات جائی نخواهند داشت و رد صلاحیت خواهند شد ارسال میشود.
البته اینکه حزب مشارکت بتواند از این شرایط استفاده مناسب را ببرد تردیدهای جدی وجود دارد.
.................................................
عبدی:
شاید منظور نویسنده جناحی از حزب کارگزاران است و نه مشارکت.
۱۲ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۰۹ بֽظֽ | Reply
وحید :
سلام ، هیج اتفاقی نیافتاده بنظرم می آید دوباره همان داستانها، پیشنهاد میکنم راجع به آن هرچه بنویسید کسالت آور است . وحتی به شک نیز میافزاید ، هم میهن بسیار دوست داشتنی بود مثل شرق (قبل از توقیف) ، من فهم سیاسی ندارم اما آنقدر دست اندکاران توقیف و واکنش های بعد از توقیف برایم تکراری شده که با این فهم اندک میتوانم ازپیش همه را تجسم کنم . حتی پس ازمدتی میتوان تجسم کرد که ناگهان یک هم میهن دیگر ظهور وبروز مینماید وباز...
جناب عبدی، من بانوشته های شما وبهنود ودیگران بزرگ شده ام بااینکه دردل بخاطر همکاری دراشغال لانه جاسوسی به شما شک دارم اما اگرنوشته های شمارانخوانم پس نوشته چه کسی راباید بخوانم قصد توهین ندارم اما شمارابخدا اگر اعتراضی دارید کوتاه تمامش کنید برای من وخیل امثال حقیر دیگر مسموع نمیباشد
هرچه میتوانید بنویسید نوشته شما وآقای بهنود وامثالهم دریچه ارتباطی ما باجهان خبرنگاران است که البته هرکدامشان زیرکی هستند تمام عیار
به امید وآرزوی آن روز که همه ما ایرانیان درکنارهم هم دین رادوست داشته وهم دنیارا کاش روزی میشد بدون دغدغه وقطع حلقه های ارتباطی هم سخن شریعمت مدارراشنید هم سکولار را ، بدون اینکه هیچکدامشان دچار لکنت باشند و سیاست بازی بیجهت ،دوستتان دارم
۱۲ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۱۱ بֽظֽ | Reply
كرماني :
آقاي عبدي با سلام،
از جمله مباحث جدّي در بين عرفا اين است كه براي اهل ايمان خيلي چيزها حرام است و همين موضوع در مورد اهل ريا و نفاق هم هست. اگر حرامها بر اهل ايمان مجاز نيستند بر اهل آتش هم حلالها حرامند .ماجراي اين روز نامه و بقيه آنچه مي گذرد از اين منظر قابل بر رسي است. يعني شيوه صحيح حكومت كردن بر گروهي حرام است و لاجرم بايد اين كنند كه مي كنند! تا ببينيم داور منّان از مكر خود چه سهمي برايشان كنار گذاشته است!
۱۲ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۱۵ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
توقيفيهء شماره 2
1-
سال 77 در يك جمع دانشجوئي جواني از مسئول وزارت خانه ای مي پرسد :
اقاي وزير، فلان مسئول دولت اقاي خاتمي مي گويد اكثر مديراني را كه از وزارتخانهء شما استعلام مي كند شما رد مي كنيد/ چرا؟
اقاي وزير مي گويد(به اين مضمون) : ايشان مي تواند از ما استعلام نكند اما وقتي استعلام كرد ما هم جواب خودمان را مي دهيم!
ان وزير محترم به سادگي منطق قدرت را براي ان جوان توضيح داده بود؛ به عبارت ديگر به همان دليل كه اقاي خاتمي ايشان را به عنوان وزير برگزيده بود بايد تا اخر تمكين نمود!
اين است بازي قدرت
2-
در سال 83 دست اندركاران روزنامهء امروز"هم ميهن" در روزنامهء شرق كار مي كردند!
انتخابات رياست جمهوري در پيش بود و كانديداهاي مختلفي هر روز مطرح مي شدند و توسط برخي رسانه ها از صحنه كنار مي رفتند!
يكي از كانديداهائي كه انروزها طرح شد اقاي مير حسين موسوي بود! البته پيش بيني غالب نيامدن ايشان بود اما روزنامهء محترم شرق در يك اقدام حرفه اي توسط يكي از روزنامه نگاران جوان خود مقاله اي در صفحهء اول همراه شرايط ايشان - يك شبكهء تلويزيوني و فرماندهي نيروي انتظامي - رادرج كرد ! كساني كه با اقاي موسوي اشنا هستند اين مقاله را اب پاكي بر تمام روياهاي خود دانستند!
به نظر من اين اقدام حرفه اي براي خاطر جمع شدن دست اندركاران ان روزنامه از اقاي موسوي صورت گرفت تا در روزهاي اتي از نامزد يا نامزدهاي خود تبليغ كنند!
اين است منطق قدرت و منطق رسانه !و بر دست اندركاران ان روز شرق و امروز "هم ميهن" انتقادي و حرجي نبود!
3-
روزنامهء هم ميهن توقيف مي شود دقيقآ با همان مكانيسمي كه دوباره منتشر شده است!
اين منطق اگر عقلاني به نظر نمي رسد ، غير عقلاني تر از ان، پذيرش همين منطق توسط دست اندركاران روزنامهء " هم ميهن" است .
بي گمان منظورم تائيد توقيف ان نيست بلكه كساني كه چنين سرمايه گذاري انجام مي دهند حتمآ مي دانند كه نوع بازي انها چيست!اگر همچون جناب اقاي خاتمي ملاكشان قانون است پس لابد مي دانند كه ان قانون هم توسط يك نهاد شناخته شده تفسير و تعبير مي شود!
اين نيز جز منطق قدرت نيست!
۱۲ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۲۵ بֽظֽ | Reply
rahmat :
جناب آقای عبدی با سلام
" هر دم از این باغ بری میرسد
تازه تر از تازه تری میرسد "
خدمت جناب محمد حسین عزیز و سایر دوستان عرض کنم که خدا لعنت کند آنهائی را که راه اینگونه کارها را به جناح مقابل نشان دادند .
در روزگاری که جناب میرحسین موسوی نخست وزیر و دوستان جناح " چپ " که من همیشه به آنها میگفتم که شما چشمانتان چپ است با
" اقتدار " تمام سوار بر مرکب قدرت بودند و جناب آقای کرباسچی استاندار وقت اصفهان و ابر و باد و مه خورشید و فلک در خدمت آقایان بودو صد البته همگی خدا را به بندگی قبول نداشتند یکی از آنها در خمینی شهر اصفهان به دعوت نوچه های ........ رحمت
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۰:۳۶ قֽظֽ | Reply
:
چرا توقیف نکنند؟ از چه به ترسند؟ از مردم هم قد رئیس شان؟ مگروقتی در گذشته کار های خلاف قانون کردند کسی اعتراض کرد؟ وقتی ریس جمهور قبلی اسم تقلب در انتخابات را میگذارد بد اخلاقی ، قانون شکنان از چه چیزی باید بترسند؟ میدانید هزینه دستگیری ادمهای مانند هاله اسفندیاری ، علی شاکری ..... چقدر هست؟ خیلی راحت میشود حساب کرد. کافیست فرض کنید هر ایرانی مقیم خارج ( ویا هر خارجی) که به ایران سفر میکند بطور متو سط دو هزار دلار ارز وارد کشور بکند. اگر تعداد مسافرین را درسال یک ملیون نفر( که حتمن بیشتر از این است) هم فرض کنیم این میشود 2 بلیون دلار در سال، یعنی نصف ان مقداری که با سهمیه کردن بنزن می خواهند صر فه جویی بکنند. احساس نا امنی در ایران انقدر زیاد شده است که نه ایرانی ها می خواهند به کشور بر گردند نه توریست های خارجی.
تا وقتی که قدمان بلند تر نشده است سزاوار بهتر از این نخواهیم بود
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۰:۴۳ قֽظֽ | Reply
پارسا :
به نظرم باز زیاد جبهه مقابل را جدی میگیرید. اصولا توقیف مشارکت به نفرت غیر قابل وصفی است که اصولگرایان به مشارکتی ها و همفکرانشان دارند بر میگردد.
اما توقیف هم میهن، شاید باور نکنید ولی من دیشب که نسخه روزنامه را انلاین دیدم، وقتی کلی خندیدم و برقم گرفت گفتم این را می بندند به هر ترتیبی شده و خوب البته نفهمیدم مسئله مطبوعات به این شکلش دیگر چه ربطی به دادستانی دارد! ولی خوب تاریخی ترین جک دنیا برای بستن روزنامه را مطرح کرد. البته اگر هیچ دلیلی هم پیدا نمیکردند، فکر کنم نبود مدارک صدور شناسنامه ی آقای کرباسچی را بهانه میکردند. خوب در نسخه ی امروز که جناب الهام را خیلی زیرکانه و با لحن خبری به صلابه کشیده اند و در روزنامه دوم با ان تیتر خواب بزرگان و با ان شیطنت به تمام معنایشان در نقل خواب های مسخره و جدی در کنار هم، و بعد هم تیتر همه چیز از خواب شروع شد واقعا باعث شدند فکر کنم در مملکت ما روزنامه نگاری شغل است و دیگر مصداق جرم نیست. واقعا نسخه دوم که به وضوح مثال شستن و گذاشتن کنار بود، فکر نمیکنم جناب جنتی حالا حالا ها خواب برای خودش ببیند، چه برسد بخواهد خوابی تعریف کند.
در عین حال هم فکر میکنم، شرق هم تا انتخابات دوام نمی آورد اصولا روزنامه های با این سیاق، باعث باز شدن فکر جامعه میشود که خوب در ایران این امر به دلایل خودش صلاح حکومت نیست و با همه نوع ان مقابله میکند. گرچه ارزش هم میهن بیش از کسی بود که باعث قربانی شدن اش شد، و کمی بچگانه خود را درگیر کرد ولی خوب، شاید هم بتوان گفت لازم بود تا جامعه واقعا دید خرافاتی را در مقایسه بفهمد.
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۰:۵۰ قֽظֽ | Reply
صادق :
اصلا باورم نمیشه.حیف شد . کم کم داشتم یاد جو روزنامه های سالهای 78-76 می افتادم.
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۱:۰۱ قֽظֽ | Reply
سعید-پ :
سلام استاد
مدت ها بود عرض اندام نکرده بودم. کلی دلم تنگ شده بود برای ابراز وجود گذاری.
اول از همه بسیار متاسفم برای همه کسانی که با هم میهن انسی داشتند. چه آنها که ملیونها پولشان دود شد و چه آنها که بیکار شدند و چه امثال من که هر شب تا نیمه شب برای خواندنش لحظه شماری میکردند و بیدار می ماندند.
والبته تبریک به آنانی که از این تشکیلات دچار سوزش و دود شده بودند. خوب خوشحال باشند حالا.
اما یک نکته رو شما آقای عبدی بهتر از من خام میدانید که در انتخابات 76 لشگر روزنامه ها و سایت های روشنگر نبودند که پیروز شدند. نهایتن همشهری و سلام و گل آقا بودند. من خودم که فقط گل آقای دوستان را مجانی میخواندم و سوادم به سلام نمیرسید. عکسهای همشهری را هم دوست داشتم.
امروز هم شرط پیروزی زیادی و کمبود روزنامه نیست. اینرا به دو طرف گفتم. چه اونهایی که از باز شدن روزنامه ها شادی عبث داشتند و مطمئن از پیروزی و چه آنها که با بستن این زبان بسته ها احساس فتح میکنند.
دوست بزرگواری هم به دیگر نشریات اشاره داشتند. اشاره خوبی است ولی این کجا و آنها کجا.
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۱:۴۴ قֽظֽ | Reply
حميد :
با نظر محمد رضا موافقم..........................بياين شما كه اينقدر زحمت ميكشيد و هزينه ميدين مصدق وار عمل كنيد........ زحمت بكشيد جواب من 27 ساله را رك و صريح بدهيد.ممنون ميشم
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۱:۴۶ قֽظֽ | Reply
حسام :
انقدر حالم گرفته كه حواسم نبود منظورم محمد حسين بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟/!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۱:۵۰ قֽظֽ | Reply
محمد حسين :
توقيفيهء شمارهء 3
بر اين سياست بي پدر و مادر لعنت
مگر در اين مملكت غير سياست هيچ چيز و هيچ كس ديگر نيست؟
چرا همه چيز و همه كس را از پشت اين عينك مي بينند؟
در اين مملكت 25 ميليون جوان زندگي مي كند ؛ اين 25 ميليون دستكم با چهار بحران بنيان كن دست و پنجه نرم مي كنند:
1-
بحران اعتياد
2-
بحران بيكاري
3-
بحران اوقات فراغت
4-
بحران جنسي
صفحهء حوادث روزنامه ها را بخوانيد تا ببينيد كه اين بحرانها در بيخ گوش همهء ما چگونه كمين كرده اند! اين بحرانها چگونه تر و خشك را با هم مي سوزانند؟ اين بحرانها چه اشكال متنوع و متعدد دارند!تازه اينهائي كه در صفحات حوادث مي بينيم اشكال پيداي ماجرا هستند !
در اين وانفساي اقتصادي كه سفر كردن به قيمت جان تمام مي شود!
در شهرهاي توريستي كه كار و كاسبي ها خوابيده و اقتصاد ميليونها دهان گرسنه را چشم انتظار مشتري كرده!
در تعطيلي تابستاني مدرسه ها و دانشگاهها كه ميليونها جوان را در خانه و محله و سر چهار راه علاف و معطل كرده !
چهارتا جوان دونگي پول مي گذارند يك روزنامه مي خرند تا شايد 2 ساعت از اين زمان لامصب را بكشند، پاره اجر به سرشان نخورده تا بروند اين پول به قيمت ترياك را به روزنامهء عصر ماموتها بدهند ، دنبال يك روزنامه اي مي گردند تا دوتا مطلب سرگرم كننده و مفيد برايشان داشته باشد!
هم ميهن توقيف شد!
اين جوانها هم راحت شدند!
تمام!
خاطر جمع!
/////
با انتشار اين روزنامه مگر اسمان به زمين مي امد؟
مگر اقاي كرباسچي مي توانست در انتخابات مجلس اينده كن فيكون كند؟هزار فيلتر پيدا و پنهان انتخابات را با يك روزنامه دور بزند؟
از كي تا بحال روند قضائي در مملكت ما حكم وحي منزل را داشته كه ما نمي دانستيم ؟
حالا گيرم كه اين روند به هم خورده باشد مگر چه اتفاقي افتاده ؟ اقاي مدير مسئول كه فرار نكرده بگيريد كتش را ببنديد ببريدش به محكمه تا الي يوم القيامه محاكمه اش كنيد او كه سابقه سريال محاكمات را دارد!اخر به اين روزنامهء بدبخت چكار داريد؟ با هزار نفر ادمي كه هر كدام با 5 سر عائله از ان نان مي خورند چرا اينكار را مي كنيد؟ اگر با شما همينكار را كنند خدا را خوش مي ايد؟ اگر يكي رزق زن و بچهء شما را با اين دلايل ببرد خودتان چه فكر مي كنيد؟
اي بر اين سياست بي پدر مادر لعنت
/////
روزنامه براي روزنامه نگار مثل اولاد مي ماند!
وقتي روزنامه را مي بندند انگار دست را مي گذارند روي حلق بچه ات و انقدر فشارش مي دهند تا دست و پا بزند بعد كبود بشود و بعد خفه بشود!
روزنامه مثل نهال گياه مي ماند ترد و شكننده است تاب يك وزش كوچك را ندارد چه رسد به طوفان ! چه رسد كه لگد مال شود!صفحات كاغذ روزنامه از دل جوان هم نازكتر است!
مگر اسلامي كه ما شنيده ايم دين رحمت و عطوفت نيست؟
مگر پيامبري كه ما شنيده ايم مظهر كرامت و شفقت نيست؟
مگر علي كه معرفي شده است اوج مدارا و گذشت نبوده است؟
پس چرا به نام انها چنين مي شود؟
من از اسلام شناسان معاصر يك سوال دارم! من از مراجع محترم تقليد قم و نجف و مشهد يك مسئله دارم! برايم يك شبهه پيش امده است!ايا اسلام امام صادق همينگونه بوده است؟ايا حكومت امام علي همينگونه بوده است؟
ايا سيرهء پيامبر اسلام چنين است؟
من از اسلام شناسان محترم مي خواهم شفاف جوابم را بدهند ! من شبهه كرده ام! اختيار اين مغز لامصب دست خودم نيست؟ هي مي پرسد و مي پرسد؟
///////
رئيس جمهور هاي ما كه به امريكا مي روند از همان سازمان ملل كه شروع مي كنند فحش عالم و ادم را به دولت امريكا مي دهند ! به دانشگاه انجا كه مي روند ، به كليسا، به شوراي فلان و بهمان به جمع كذا و كذا، ترجيع بند كلامشان فحش به دولت امريكاست!
يكي نيست از اين بزرگواران بپرسد كه ايا شما هم به اقاي جرج بوش همين فرصت را در مملكت خودتان مي دهيد؟مي گذاريد در اينجا و انجا به شما فحش و بد و بيراه بدهد؟ در يك سخنراني انهم در كنگره خودشان گفت" ايران محور شرارت است" چه الم شنگه اي بپا كرديد!نمي دانم چرا در اين سوي عالم يك بام هميشه بايد دو هوا-كه چه عرض كنم، هزار هوا- داشته باشد اما در ان ممالك يك هوا هم زيادي است!
در داخل هم همينجور !
چرا روزنامهء كذا هر چه مي خواهد مي نويسد! هرچه مي خواهد فحش مي دهد هرچه مي خواهند اراجيف و اباطيل مي بافد اما از هفت دولت ازادد است! اما روزنامه فلان نبايد بكند؟ نبايد بگويد !نبايد بنويسد؟ چرا؟
//////
من مدير مسئول هم ميهن را نمي شناسم!
ايا اين اقاي كرباسچي وطن فروش است؟
ايا پدرش وطن فروش بوده است؟
ايا انقلاب و نظام را قبول ندارد؟
ايا براي انقلاب زحمت نكشيده است؟
ايا از اسلام بوئي نبرده است؟
ايا به جامعه خدمت نكرده است؟
ايا.....
///////
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۶:۳۲ قֽظֽ | Reply
یوسف :
این که دوستان از رفع توقیف برخی روزنامه ها به این نتیجه رسیده بودند که فضا عوض می شود ناشی از تحلیل و مبتنی بر واقعیت نبود بلکه آرزویی بود که مدت هاست دارند و داریم. نمی خواهم یاس و نا امیدی را دامن بزنم اما واقعیت این است که مرام سیاسی حاکمیت واضح است و این وصله ها به ایشان نمی چسبد.
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۷:۵۰ قֽظֽ | Reply
:
یک سؤال دارم: سوبسید بنزین که در اصل مقداری از پول نفت مردم در دست دولت بود که به این نحو به مردم مسترد میکرد به جیب چه کسانی میرفت؟
در این روزها اصولگرایان بار دیگر قوت قلب گرفته , تقویت شده ... و در این ارتباط نوشته اند:" آنچه مردم اكنون به يقين باور دارند اين است كه پولي كه دولت نهم از ناحيه سهميه بندي بنزين صرفه جويي مي كند به جيب يك عده رانت خوار زبان دراز نخواهد رفت و به زودي به طريقي ديگر جهت خدمت به آنها و برداشتن باري از دوش حيات اجتماعي ايرانيان هزنيه خواهد شد. " مگر نه اینست که سوبسید پرداختی به بنزین به صورتی غیر مستقیم به جیب مردم تعلق میگرفت ؟ پس این رانت خواران زبان دراز, کجای این معادله قرار میگیرند؟ و چگونه؟
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۷:۵۷ قֽظֽ | Reply
باز هم آینه شکستن خطاست :
بعنوان یکی از اعضای میهنم از توقیف هم میهن خرسندم!!
چون این ظلم شکستن آیینه , ظلم به ما نیست, این ظلمیست که دولتیان به خود کرده اند تا باز هم عیبهای خود را نبینند و بیشتر و بیشتر مورد تمسخر دیگران قرار گیرند!!..... چون این آیینه ای بود برای خود دیدن دولتیان در آیینه ی اجتماع و نه آیینه ای برای خود دیدن ما !! ما که صد بدتر از آن حرفها و تحلیل ها را در دل خود داریم!!..... تازه هم میهن خیلی از آنها را سانسور میکرد, بقییه را هم برای خوشآمد آقایان روتوش!!
از توقیف هم میهن خرسندم چون مطمانم دولت با نداشتن آیینه ی عقب و آیینه ی بغل , زودتر تصادف خواهد کرد!! بگذار دل آنها به تنها آیینه ی خود بین داخل خوش باشد!!
به هر حال هم میهن , بعنوان منعکس کننده ی نه چندان زلال و شفاف آتش نهفته در دل هم میهنان برای رویت دولتیان شکسته شد ...
هم میهن بعنوان لرزه نگار و آیینه ی تمام قد جریانات آتشفشانی نهفته در دل هم میهنان , برای هشدار و آماده باش آتشفشان , شکسته شد..
هم میهن همچون آیینه که کمی راست ها و کجها را به دولت می نمود توقیف نشد, شکسته شد!!....
چون برخی هنوز هم که هنوز است دوست ندارند چهره ی ناجور و نا زیبای خود را در آن ببینند!!
بازهم به مجریان شکستن آیینه ها باید گفت: آیینه چون , عیب تو بنمود راست
خود شکن , آیینه شکستن خطاست!
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۸:۲۱ قֽظֽ | Reply
همه کاره ی , همه کاره ! :
شنیده بودیم که هر کس به یک کار , به همه کار , هر کس به همه کار به هیچ کار!! ولی ظاهرا این ضرب المثل با اصل 127 قانون اساسی مغایرت داشته و ما خبر دار نبوده ایم!! چوت آقای الهام در پاسخ به سؤال خبرنگاري درباره انتصاب خود به عنوان رئيس ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز و اينكه چقدر وقت جهت حضور در اين ستاد را دارد؟ با بيان اينكه اين انتصاب مطابق با اصل 127 قانون اساسي صورت گرفته تصريح كرد: وزير داراي دوگونه وظيفه است، هر وزيري وظايفي مربوط به هيئت دولت و ديگري مربوط به وزارتخانه خود را بر عهده دارد و كارهاي متعدد وزراء به معناي تعدد شغل ها نيست."
چرا بقیه ی وزرا مثل ایشان نبوده و نیستند و چرا دایره افرادی که در این دولت مسؤلیت قبول میکنند اینقدر تنگ شده است که کار بدین رسیده و چرا .....ظاهرا با این ماده قانون دیگر معنا و مفهومی ندارد!!
آیا بنظر شما ماده قانونی هست که بتوان با تمسک به آن کار همه ی وزرا و معاونان و خود ریاست جمهور و تمام نمایندگان مجلس و ... را داد تا یک نفر انجام دهد ؟
............................................................
عبدی:
وی یک جمله دیگری گفت که پاسخ همه این ایرادها در آن است.گفت که قرعه فال به نام وی افتاده.خوب باید بدانید قرعه وقتی است که منطق به بن بست می رسد و قرعه فصل الخطاب است.
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۸:۴۱ قֽظֽ | Reply
مهرزاد :
از امروز تا فتح المبين!
زمان انتخابات نزديك است و دوباره دوستان براي حضور پرشور و پررنگ مردم در انتخابات تمام توان خود را جمع كردند تا مبادا كمي از رنگش كم شود . مردم بايد هميشه در صحنه حضور داشته باشند واين ركن اساسي جمهوري اسلامي ايران است . پس بايد مقدمات كار را از حالا شروع كرد تا مبادا قصوري انجام شود.
بسيج همه گاني اعلام ميشود . در ابتدا قوه قضائيه برود دنبال ان چند روزنامه غير مردمي كم تيراژ كه دارد پولهاي سازمان سيا و موساد را به خاك و زباله تبديل ميكند تا مبادا فردا روزي نماينده ان سازمانها بيايند و بگويوند چرا شما گذاشتيد پولهاي ما تباه شود و بعد نوبت روزنامه هاي وزين و مردم در صف ايستاده براي خريد كيهان و اطلاعات ميرسد كه سراغ ان دسته از تك پرانهايي برود كه مستقل در راه تخريب اصول گرايان صديق مشغولند . وبعد هم نوبت دولت مهرورز و عدالت گستر ميرسد تا مشاورران و مخلصان شروع به افشاي نامهاي قدرت از دست داده و خائن و فريب خورده واز اينجور چيزها را به دست مردم برسانند.واما شوراي نگهبان كه از اسمان نازل شده تا كاستي هاي ساير دوستان را جبران كند وديگر جايي براي افراد از زير دست فرار كرده دوستان باقي نگذارد . پس خدا را شكر كه مردم از اينكه افراد نا صالح و غير خودي در جمع كانديداها وجود ندارد با فراق بال و ازادي صددرصد با حضوري محكم در پاي صندوق راي مشتي محكم بر دهان امريكا خواهند زد.
اقاي عبدي تا زمان انتخابات قطعآ روزنامه هاي ديگري نيز بسته خواهند شد و فشارهاي ديگري صورت خواهد گرفت و اين چرخه حتمآ تكرار به شدت خواهيد گرديد تا مبادا مجلس زمان اصلاحات ديگري صورت بگيرد .
رد صلاحيت شده ها باز دوباره مظلوم خواهي خواهند كرد و شوراي نگهبان هم حتما از قانوني بودن عمل خويش دفاع خواهد كرد. ولي تاوقتي كه اصلاح طلبان فانوس به دست دارند وضع همين است .
و در اخر نمي توانم انزجار خود را از ويترين چندش اور دمكراسي در ايران نشان ندهم . سالها اين اتفاقات در ايران در حال اكران است ولي يك بار يك مرد بلند نشد بگويد كه اين رويه انتصاب است نه انتخاب . يك بار يك جناح تحريم كند . مگر تحريم انتخابات جرم است . اقايان سياسي اين بار زود بجنبيد چرا كه فردا روز به جاي تعطيلي يك روزنامه تمام احزاب و چهره هاي سياسي منتقد را خاموش ميكنند.
شما طرح مبارزه با اوباش و سهميه بندي بنزين و زمان سهميه بندي و مسائل ان را كنار هم بگذاريد بعد در مورد انتخابات تصميم بگيريد . نظام بعد از سالها يكدست شده و اين چيزي نيست كه به راحتي از دست بدهند.
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۹:۵۸ قֽظֽ | Reply
علی خراسانی :
آقاي عبدي مقاله در سايت موجود نيست. لطفا چك كنيد.
.........................................
عبدی:
مقاله ای نیست.فقط خبر بود.
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۵۳ قֽظֽ | Reply
پ - ص :
از گذشته دم زدن که حال نتیجه اونه و انتقاد و حتی دشنام سودی نداره و دوای دردی نیست حتی سوال از امثال شریعتی هم که در وضعیت امروز سهام دارند چرا که باغی رو نشان دادند گه جز رویا های خودشان نبود همچنانکه خود از واقعیت فرار میکرد خیلی از جوانها را از ترس تنهایی باخود بجایی کشاند که مه الود بود بهرحال خدا رحمتش کنه الان که نیست پس سوال چه فایده چنتا سمپات میخوان بجای اون حرفهایی رو بزنن که اون بیچاره معلوم نیست اگه زنده بود قبول داشت یانه چون این چنین است برادر حال چه باید کرد وقتی منفور شده ای حرف بی ربط استبداد نعلین گفت و ترد شده ای از سیاست گام بگام بما چه مربوط که ان چنان بود برادر اما حال که این چنین است چه باید کرد اینکه زانوی غم به بغل حسرت وافسوس گذشته را تو کاسه چکنم تریت کنی فقط دل درد نصیبت میشه نه اینکه اب رو که ریختی تو اسیاب حالا حی ریش گرو بزارو من بمیرم و این التماسهای مودبانه اب که جای اولش بر نمی گرده تازه مگه نشنیدی که حکم بعضی ها در اسمان امضاء شده پس نق نقت دیگه چیه یه دفعه هم که که شده یک گوشه بشین ونق نزن بزار باخیال راحت کارشون رو بکنن مگه اندفعه که چنتا جوان خام که سرشون بو قرمه سبزی میداد
به هواخواهی بستن نمیدونم یکی مثل این یکی
صدایی سر دادند گاز اشک اور توشون نداختند تازه
انگار گازش هم تازه نبود چون بوی گندش با صد لیتر گلاب ناب قمصر کاشون هنوز نرفته بما چه که داماد داره پا جا پای پدر زنش میزاره خلاصه من که میگم بشینیم خونه ویدست شطرنج بازی کنیم درد سرش کمتره انطرفی ها هم بی سر خر بزندگیشون برسند مگه نشنیدی گر صبر کنی چی میشه اره این جوری بنظرم بهتره این کارا هم پیش درامد اتفاقات شب عید اینده است اره دعوای انروزاست که از حالا داره شروع میشه
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۵۶ قֽظֽ | Reply
:
نگاه کنید که روزنامه شرق امروز تا چه حد بزدلانه با توقیف هم میهن رویرو شده است. آنها حتا شهامت روزنامه کروبی را هم نداشته اند. میخواهید وضعمان بهتر از این باشد با این عافیت جویی ها؟
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۵۶ قֽظֽ | Reply
حمیدی- :
دیگر در این مملکت نه کسی حوصله می کند منطقی و علمی بنویسد و حرف حسابی بزند و نه گرفتاریها اجازه می دهند که از خودگذشتگانی همه سرمایه و هستی خود را در راه اعتلای مملکت بکار گیرد.
کیست که امروزه دیگر قادر باشد در برابر این مهاجمان قد علم کند. امروز وقتی مقاله احمد زید آبادی با کلام شیوا و دلسوزش را خواندم آه از نهادم برآمدم و دیدم که چگونه حرفهای یک روزنامه نگار اینگونه به انتها می رسد. زمانی بود در این کشور نشریات و روزنامه هائی داشتیم از دورانی که روزنامه سلام همواره و بطور منظم روی دکه روزنامه فروشی ها می دیدی تا زمانی که همشهری و دیگر نشریات نوگرا همچون کیان ویا گردون و آدینه قبل از آن برای محفل فکری به صحنه آمد . همینطور چندین روزنامه و نشریه دیگر، و چقدر خوب و زیبا بود محافل سخنرانی ها که تا حدودی باز بود و گرمی در بازار فرهنگ و سیاست دیده می شد
وامروز وقتی به پشت سر نگاه می کنی می بینی همه رفته است و بیابانی خشک و لم یزرع و آرامشی به سکوت قبرستان حاکم است که در آن مردگان همه راضی و ساکت خسبیده اند حتی وقتی شوک های شدید اقتصادی هم بدانها وارد می شود این بدن مرده جان ندارد که تکاتی ولو به انداره گشودن چشمانش نماید.
بیاددارم که در دوران قبل از انقلاب که اصطلاحا جامعه ای خفقان آلود تلقی میشد، وقتی کرایه اتوبوس شهری 2 ریال گران شد دانش آموزان و دانشجویان و عامه مردم چنان از خود عکس العمل نشان دادند که دولت وقت بلافاصله قیمت بلیط اتوبوس را به حال اول برگرداند. .........
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۰:۰۴ بֽظֽ | Reply
احمد :
با سلام ، حاكميت هر پديده اي را كه احساس كند بر افكار عمومي موثر است و يا از آن بدتر موجب شكل گيري يك جريان مي شود بدون هيچ گونه ترديدي حذف مي كند ؛ به اين مورد اظهارات اخير آقاي سولانا و مسئله ي فاز جديد تحريم هاي بين المللي كه روز به روز جديتر مي شوند را بايد اضافه نمود .
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۰:۴۰ بֽظֽ | Reply
هادی قربانی :
چند روزی است اینترنت ندارم . همین الان این خبر را در کافی نت شنیدم . واقعا متاسفم. هم میهن از آن روزنامه هایی بود که با وجود عمر کم بسیار خوش درخشید . من که دیگه از روزنامه های داخلی نا امید شده بودم و معمولا اخبار را از طریق اینترنت و ماهواره دنبال میکردم باز هم معتاد به یک روزنامه داخلی شدم و فکر میکردم این روزنامه در جنبه هایی حتی نسبت به شرق سابق نیز برتری هایی داشت ( امیدوارم بازم بتوانم بگویم دارد ) میدانید فکر میکنم اینها دنبال این هستند که همه را از حرکت های اصلاح طلبانه نا امید کنند و این پیام را برسانند که اگر هم قصد اصلاحات دارید قبل از هر چیز بایستی سر در آستان قدرت به تعظیم فرود آورید که غیر خودی ها حق حیات هم ندارند چه برسد به اینکه اظهار فضل هم بکنند. فقط میترسم از روزی می ترسم که هیچ ترمز اصلاح طلبی نتواند جلوی امواج خشم مردمی را بگیرد و مدعیان سفت و سخت اصولگرایی با نهایت عقب گرد خویش نیز نتوانند از کیان ملک و ملت محافظت کنند. این روزها به خاطر خودمان هم که شده بیشتر بدنبال دلیلی برای امیدوار بودن و امید داشتن هستیم ولی مثل اینکه چرخ روزگار با ما درافتاده و برخلاف خواست ما نشانه های نا امیدی از خود صادر میکند. راستی یک مطلب خیلی مهم دیگر ؟ تکلیف آن بنده خداهایی که با بستن این روزنامه بیکار میشوند چیست ؟ در ایدئولوزی موجود اینگونه رفتارها به چه طریق توجیه میشود؟
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۰:۵۲ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
توقيفيهء شمارهء 4
امروز هيچ روزنامه اي نخريدم! حتي از جلو هيچ دكهء روزنامه فروشي هم رد نشدم! تصميم گرفتم خود زني مطبوعاتي كنم! مگر مشكل "هم ميهن"خوانندهء اضافي اش نبود؟ مگر توي اين مملكت تا يك روزنامه تا يك حزب تا يك ادم تا يك استاد دانشگاه تا يك ترانه خوان حتي تا يك تيم فوتبال مخاطب پيدا مي كند ، پامنبريش زيادتر از استاندارد تعيين شده مي شود، براي خود بيا و بروئي پيدا مي كند به سر وقتش نمي روند! خوب منهم به طور غريزي دست به يك واكنش دفاعي زدم از جلو روزنامه فروشي ها هم رد نشدم تا به اقايان خبر برسد كه مردم حسابي جا زده اند و حساب پيه و دنبه را كرده اند! تا روزنامهء شرق و اعتماد ملي تيراژشان به طور كاذب بالا نرود! به درک كه مي خواهد فهم و سواد من بالا يا پائين بشود! چرا زن و بچه چند هزار نفر ديگر را از نان خوردن بيندازم؟
//////
اين روزنامه ها مثل كارخانهء صنعتي مي مانند! مثل مزرعهء كشاورزي هستند! در دولتهاي بيگانه كه عقل و انديشه، نرخ و قيمتي دارد وام و سوبسيد مي دهند تا اينها راه بيفتند! تا سواد جامعه زياد شود! تا بزه و جرم و جنايت پائين ايد ! تا جامعه شان را مفت و مجاني كنترل كنند! تا اينهمه هزينهء زندان و بهزيستي و باز اموزي و ترك اعتياد و كاهش بهره وري نيروي كار نكنند! اما ماشاء الله و هزار ماشاءالله در مملكت ما يك ادم پيدا مي شود، سرمايه اش را وسط مي گذارد و يكجا كبريت از بغلش مي كشد تا روشن شود و اطرافش را روشني ببخشد و بعد خودش را وسط ان به سيخ مي كشند تا جزغاله شود به اين مي گويند توسعه از نوع ايراني !
/////
دلم براي اين اقاي محمد قوچاني مي سوزد! سقه سياه شده است! سر اب زمزم هم كه برود ، چاه خشك مي شود! نمي دانم اين جوان چكار كرده كه اينهمه بايد براي چاپ يك نوشته اش بدبختي بكشد؟ چه نفريني پشت سرش دارد كه هنوز دست به قلم نبرده جوهرش خشك مي شود!
اقاي قوچاني؛
خودت تنت مي خارد اين جوانها را ديگر چرا دور و برت جمع كرده اي؟ چرا نمي گذاري اينها پيشرفت كنند؟ بروند يك روزنامه هائي كه چند صباح بعد اگر وزير فلان نشوند دستكم مدير كه مي شوند! وامي كه مي توانند براي خود دست و پا كنند و زن و زندگي تشكيل دهند !
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۲:۴۲ بֽظֽ | Reply
ahmad :
آقا ی عبدی عزیر
باسلام واحترام
در صفحه1105 جلد3 تاریخ طبری چا ب جمهوری اسلامی ترجمه ابوالقاسم باینده نوشته است عایشه گویدواین درایران هم معمول شد. دربعضی دهات حراسان تاسال 1312 ادامه داشت ودراین سال بامداخله امنییه مسئله تاحدودی حل شد.مافرهنگی را قبول کردیم که ازاین بهتر نمی شود .نگران هم میهن نباشید وضع ما از عربستان بهتر است...
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۳:۰۴ بֽظֽ | Reply
مصطفی 1 :
بعضی از دوستان از بسته شدن هم میهن انقدر عصبانی اند که از صفحه مونیتور هم رگهای گردنشون رو میشه دید انگار با چیز عجیب و غریب و غیر عادی مثلا هجوم مردان فضایی روبرو شده اند دیگه باید عادت شده باشه ازقدیم گفتن اقتضای طبیعت است غیر از این بود تعجب اور بود بلاخره تنور انتخابات باید گرم بشه اقای محمد حسین عزیز اینا هم قصد دارند حال همون جوانان بیکار بی عار و بگیرند والا که کار الا ماشا اله تو این مملکت ریخته شما لیبرالها چرا شلوغش میکنید این جوانها را اصلاح طلبا بد عادت کرده اند و بی کار بار اورده اند تازه کسی مقصر نیست که خیلی از این جوانها نوکر قاچاقچیامیشن و میرن برا اونا کار میکنند شما تا حالا بچشم خودت دیدی که کسی از گرسنگی گوشه خیابون مثل هندیها بیوفته وبمیره ما که ندیدیم اگه یه سر به حلبی ابادا بزنی یا نه سر همین چار راه واسی از لباسهایی که این فقرا پوشیدند کف میکنی خوب همه اینا رو می بینند پس بیکاری وفقر دیگه چه صیقه ایست که حالا دوتا روزنامه معلوم الحال که اش مطبخ لیبرالهای وابسته اند هم بسته بشن به تیش قبای کی بر میخوره تازه اینها چی میخوان بنویسند که مردم نمی دونن اون بحران هایی هم که اسم بردی جو سازی لیبرالیستیه تازه خیلی ها شب وروز دارن بعدالت فکر میکنند انشاءاله هم یه روز عمل میکنند بلاخره قصدشو که دارند
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۳:۰۴ بֽظֽ | Reply
احمد حامدیان :
ابا تیمار اندکی شادی باید(کویر).قضیه همان است که می گویند:مرد.......وقتی وارد خانه می شود باید بکوبد در گوش زنش چون اگر مرد هم نداند خود زن می داند که چه کرده است!مساله اشکال در حکم قبلی هم میهن از این مقوله است.
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۴:۲۶ بֽظֽ | Reply
علی :
سلام
روزنامه هم میهن اگر چه چهل و اندی شماره منتشر شد ولی سقف روزنامه نگاری را چه به لحاظ فرمت ظاهری وچه به لحاظ شیوه اشاعه مطلب بالاتر برد باقی قضایا می ماند به همت همه کسانی که به ایران عشق می ورزند اما چشم دیدن هم را ندارند
عجیب است شوروی و امریکا در جنگ جهانی دوم علیرغم اختلافات ایدواوژیک بخاطر دشمن مشترک نازیسم باهم متحد شدند ولی در ایران ما یکی به تاج دیگری به مصدق ان یکی به بالای دیوار سفارت و... چسبیده و ول کن نیست
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۶:۲۹ بֽظֽ | Reply
مهرنوش :
علت توقيف روزنامه هم میهن به استناد ابلاغیه ی دادسرا , ااشکال در مراحل دادرسي رفع توقیف آن (بیش از چهار ماه گذشته) ذکر شده است. به همین دلیل پیشنهاد میکنم دادستانی لطف کرده و بقییه ی احکام صادره در این چند سال گذشته را نیز به همین نحو مورد بازبینی قرار دهند شاید موارد اشکال بیشتری پیدا کنند. خدا را چه دیدی شاید اشکالات مراحل دادرسی کسانی را پیدا کردند که حکم اعدام یا شلاق ,یا مصادره ی اموال , یا سنگسار, ....یا حبسهای طویل المدت داشته یا دارند.
در همین راستا توصیه میکنم اگر احساس میکنند برای بازبینی اشکالات دادرسی پرونده های گذشته , ممکن است به دلیل تعداد فوق العاده زیاد آنها دچار کمبود وقت شوند , از وزیر محترم دادگستری برای این منظور , کمک بگیرند.
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۷:۳۰ بֽظֽ | Reply
:
اقاي عبدي عزيز اغلب كامنتهاي دوستان شبيه سوكنامه بر گوري است كه درون آن مرده اي يافت نشود اهل فن اين پديده را توهم مي نامند .به تصور من بايد هر چه زودتر پرچمهاي عزا را برچيد و برنامهء توهم زدايي بخصوص از ذهن روشنفكران محترم را در دستورر كار قرار داد . بندهء حقير به سهم خود براي كساني كه در اين راه پيشقدمند سر فصلهاي كوتاهي به شرح ذيل پيشنهاد ميكنم .1-مفهوم اصلاحات سياسي چيست ؟ آيا در كشوري كه حاكميت نيازي به مردم ندارد امكان اصلاحات سياسي متصور است و اگر نيست جگونه ميتوان حاكميتي نيازمند ايجاد كرد ؟2- قانون چگونه بوجود مي آيد و استقرار مي يابد ( رعايت ميشود) ؟ آيا كساني كه مستقيم يا غيرمستقيم نقشي در وضع قانون ندارند حق دارند نسبت به عدم رعايت آن معترض باشند ؟. 3- اگر حكومت ميتواند بدون هزينه و به آساني در روزنامه هاي منتقد را تخته كند به چه دليل نبايد اينكار را انجام دهد؟
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۷:۵۰ بֽظֽ | Reply
مبهوت :
با سلام خدمت خوانندگان عزیز و جناب آقای عبدی
از روزی که روزنامه های هم میهن و ... شروع به چاپ مجدد کرد و به عبارتی فرمان از بالا رسید که چاپ شوند بنده حقیر با انکه تخصص خاصی در امور سیاسی نداشته و مدعی نیز نیستم . به چند نفر از این دوستان به اصطلاح سیاست باز که خیلی هم مدعی بودنداعلام نمودم . ای آقایان اینها خیلی زرنگ تر از (( از ما بهتران )) اینها هستند که به این سادگی ها تن به چاپ روزنامه های مورد نظر بدهند . ولی این دوستان به اصطلاح سیاست باز حرفه ای اعلام کردند .بابا تو اصلا از سیاست سر در نمی آوری آنها (( از ما بهتران )) به خاطر فشارهای داخلی و خارجی موجود اقدام به این کار کرده اند ............
ولی این دوستان به اصطلاح حرفه ای غافل از آنند که بدانند اینها (( از ما بهتران )) اصلان فشار مشار سرشان نمی شود . چرا که آنها بهتران خدای بزرگ بر روی زمین می باشند و ......................
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۷:۵۶ بֽظֽ | Reply
:
آقا این فیلمها دیگه قدیمی شده !! دوباره به مرگ گرفتند تا دوباره به تب راضی مون کنند....دوباره با این نمایش ها میخواهند خوراک درست کنند بدند دست تحلیل گرهای نه چندان دلسوز که آنها هم با توسل به اون و مظلوم نمایی تنور انتصابات را گرم کنند ولی بهتر است یه جورایی به آنها پیام داده شه که دیگه این حناها رنگی نداره و دستتون در این همه سال رو شده , پیام بفرستید که باید یه فکرهای جدید تر باید برای گرم کردن انتخابات پیش رو داشته باشید.... مثلا آزادی اجتماعات , آزادی احزاب , آزادی دگر اندیش ها و نقدها , آزادی افراد در ثبت نام و آزادی بعد از ثبت نام .... اینجور کارها که مشارکت توش باشه !!
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۸:۰۰ بֽظֽ | Reply
BEHZAD :
برداشت اينجانب از اكثر كامنت ها اين است كه يكي از دلايل عمده توقيف روزنامه مذكور اشاره به موضوع چند شغله بودن آقاي الهام بوده است .درحاليكه در همان آخرين شماره موضوع بسيار مهم تري نيز مورد نقد طنزآميز قرار گرفت و آن هم قضيه سخنان احمد جنتي امام جمعه تهران (در خصوص نقل قول خواب ديدن يكي از راي دهندگان به محمود احمدي نژاد) بوده است كه همراه با عكس تمام قد ايشان برروي برگه هاي مياني روزنامه بوده است .
....................................................
عبدی:
شاید تعجب کنید اما من دیروز (چهارشنبه)به هم میهن رفتم و دلائلی را که فکر می کردم گفتم از جمله این که این کار پاتک آن جوک ویرانگری بود که در خصوص سهمیه بندی منتشر شد و چون تصمیمات هم بر اساس قرعه است قرعه فال علیه هم میهن افتاد.
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۸:۱۳ بֽظֽ | Reply
ابراهیم :
حیف شد ، حیف !
اما بستن روزنامه ها دیگر اثری ندارد چرا که خیلی از مردم دیگر میدانند در اطرافشان چه میگذرد و وقتی کسی دانست دیگر دانسته است و کار چندانی نمیتوان کرد .
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۸:۳۰ بֽظֽ | Reply
علی :
ظاهرا حاکمیت چندگانه در قوه قضائیه داریم. یا شایدم آن رفع توقیف و این توقیف برای گمراه کردن ملت است؟
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۸:۵۰ بֽظֽ | Reply
امید - تجدید نظر :
با سلامی مجدد
بعنوان اولین نفر , وقتی خبر توقیف روزنامه ی هم میهن را شنیدیم, تحت تاثیر لحظه , احساساتی, نظر خود را نوشته و ارسال کردم.
بعد از ارسال نظر خود , تازه بفکر فرو رفتم!! .... وهمین چند لحظه پیش بود که در حمام پیام و ماجرای نهفته در توقیف هم میهن را کشف کردم و به همین دلیل سراسیمه از حمام بیرون جسته تا اعلام تجدید نظر خود را به شما ابلاغ کنم!
قبل از آن لازم به گفتن است که وقتی تشخیص امری اشتباه باشد , مسلما تجویز هم اشتباه خواهد شد, نسخه و دارو نیز همچنین!!
کشف جدید و پیام توقیف روزنامه ی هم میهن:
در صفحه شطرنج قدرت دو نوع مهره ی سفید و سیاه در مقابل هم قرار گرفته اند. هر کدام از این دو نوع مهره , برای خود قلعه , فیل , اسب ,... و پیاده نظام دارند..... برای ادامه بازی و ایجاد شور و هیجان و روشن کردن تنور مناسبتهای پیش رو , کمی بزن بزن مهره های سیاه و سفید لازم است.... با توجه به ماهیت جنگهای زرگری و با توجه به تجربه و سابقه , ... و با توجه به استدلالات دادستان مبنی بر توقیف مجدد روزنامه ی هم میهن , فکر میکنم کاسه ای زیر نیم کاسه صفحه ی شطرنج موجود باشد و آن کلید خوردن گرم کن انتخابات است و بس !!
بنابراین جای نگرانی جدی در این توقیف نبوده , به همین خاطر نظر اولیه منتفی است. بدین وسیله تجدید نظر خود را به همه یدوستان اعلام میدارم.
باشد که از این به بعد با فکر بیشتر و یادآوری داستان دام و دانه برای خود , اظهار نظر نمایم.
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۹:۱۱ بֽظֽ | Reply
rahmat :
جناب عبدی با سلام
به پیوست کپی بخشی از مقاله از طهران تا تهران که در سایت بی بی سی درج شده جهت اسحضار مراجعه کنندگان به سایت آینده تقدیم میدارم .
رحمت
----------------------------------------------------
پيشگامی ارامنه در آموزش :
.......................................................
عبدی:
ممنون از ارسال دوستان مستقیما مراجعه نمایند.
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۱۳ بֽظֽ | Reply
رضا :
جناب عبدی و خوانندگان با عرض پوزش از عدم ارتباط این پیام با موضوع؛
محمد خاتمی :"چگونه يك مسلمان واقعي مي تواند ليبرال واقعي باشد؟!!!!"
زمانی در توجیه عملکرد آقای خاتمی می گفتیم که ایشان روشنفکر است و نباید در عرصه ی سیاست قدم می گذاشت ، سیاست مدار بودن پیشکش ، من در مورد روشنفکر بودن ایشان بجد تردید دارم!!!!!!
.............................................................
عبدی:
به هر دلیل چون در واقعیت خارجی نه مسلمان و نه لیبرال واقعی داریم گزاره فوق موضوعیت چندانی پیدا نمی کند.!!ایشان متوجه است که چگونه سخن بگوید که راه دررو داشته باشد.ضمنا باید به تعاریف مورد نظر ایشان هم از دو عنوان فوق توجه داشت.
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۰۳ بֽظֽ | Reply
پرویز پدرام :
اتفاقاً منظورم همان مشارکت بود. هر چه به روزنامه هم میهن نگاه می اندازی هیچ اثری از کارگزاران در آن نمی یابی(نه سر مقاله ای، نه مقاله ای، نه مصاحبه ای، نه گزارشی و...)و در عوض از مشارکت همه آنها را مشاهده می کنی. بعید است اگر کسی دست اندر کاران بالای این روزنامه را نشناسد فکر کندآنها کارگزارانی حتی از نوع چپ آن هستند. به هر حال شاید هم آنها دارند سرمایه گذاری می کنند!البته فعال شدن جناح چپ کارگزاران نیز کم برای حاکمیت، وحشت انگیز نیست.
۱۳ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۲۰ بֽظֽ | Reply
:
زیاد مهم نیست که تعطیل شد! اگه نمی شد چی می شد مسلا؟
در ضمن چرا از دست دادن آقای خاتمی و تکذیب وی مطلبی ننوشتین؟ اینکه خاتمی حتی نمیتونه مسیولیت کارای خودشو به عهده بگیره؟ ما به یه همچین کسی دل بسته بودیم برا اصلاحات! واقعا فکر می کنید با یه همچین به اصطلاح اصلاح طلبان به کجا خواهیم رسید؟
.....................................................
عبدی:
یک مطلبی نوشته ام اما از انتشارش پشیمان شدم.چون مخاطب مورد نظرم علاقه ای به شنیدنش نداشت.اخیرا با روزنامه ای مصاحبه کردم و در این مورد هم صحبت کردم مشروط بر این که منتشر نشود فقط متن مصاحبه را به افراد مربوط بدهند.
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۱:۰۷ قֽظֽ | Reply
:
محسن سلام اقای عبدی احتمالا با توجه به سخنان افای جنتی امام جمعه محترم اقایان کمی دیر متوجه شده اند که درب را روی پاشنه غلط چرخانده اند لذا پس از متوجه شدن دوباره چرخاندند انشاء .. این دفعه درست چرخانده باشند ودوباره به زحمت نیفتند چرا که اقای جنتی امام جمعه موقت محترم در خطبه نماز جمعه فرمو دند خدا نخواست در سوم تیر در روی پاشنه غلط بچرخد.که بنده استنباطم از این جمله انتخاب دیگر کاندیداها بویژه اقای هاشمی بجای رییس جمهور محترم فعلی است که اگر درست باشد باید گفت که دیگر کسی از بزرگان انقلاب اعتباری ندارد وهر کدام از انها ممکن است پاشنه غلط باشند چون دیگر اینگونه سخن گفتن بحث انتقاد داشتن به انها نیست که انکارهمه چیز است انهم کسانیکه خود ایشان تایید کرده وبه مردم به عنوان کاندیدا معرفی کرده اند حال چه شده که پس از دوسال وارد بحث انتخابات شدند انهم کاملا یک طرفه البته امیدوارم که برداشت من اشتباه باشد وامام جمعه محترم در خطبه بعدی منظورش را از پاشنه غلط روشنتر بیان کند
.....................................................
عبدی:
نکته مهم در باره این گفته آقای جنتی این است که بر حسب همین درکشان از افراد اگر دیدند در دارد بر پاشنه غلط می چرخد آیا وظیفه شرعی حکم نخواهد کرد که دست خدا از آستین بیرون آید. ؟
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۱:۴۸ قֽظֽ | Reply
حسام :
سلام اقاي عبدي عزيز. سوالي دارم 27 سالمه مجلس هر قدر هم بخواهد خوب كار كند... چرا 1 نفر حتي 1 نفر مصدق ويا مدرس نداريم واقعا" نداريم يا انقدر فضا بسته هست كه ديگه مثل واقعه ميدان بهارستان نميتونيم داشته باشيم.؟؟؟؟؟؟؟؟؟ لطف كن جوابم را بده.....///
.........................................................
عبدی:
قبل از شهریور 20 هم چنین افرادی نبودند یا به سرعت منزوی یا اخراج شدند.بنابر این بروز این اشخاص مرتبط با شرائط سیاسی است.
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۲:۲۸ قֽظֽ | Reply
محمد :
اگر شد مسئله را از زاویه دیگری ببینید و بنویسید.به نظر شما آیا کار شرق و اعتماد و نوع واکنش آنها در قبال توقیف هم میهن عمدی بوده یا خیر؟در حالی که اعتماد ملی بر خلاف انتظار واکنش جالبتری نشان میدهد و عکس و تیتر یکش را به این مسئله اختصاص داد.
.....................................................
عبدی:
هر کدام بر حسب وضعیت خود تصمیم می گیرند.
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۳:۱۲ قֽظֽ | Reply
محمد رضا فولادي :
آقاي عبدي
تا همين چند روز پيش مي گفتم كه بايد جلوي اقدامات تخريبي رقيب ايستادگي كرد. نشريه دانشجويي متن از دانشگاه شيراز رو همين روزا براتون پست مي كنم . اونجا توي متن سردبير اون حرف رو زدم. خوب اما حالا اصلا نظرم عوض شده. ايستادگي يعني چي؟ چطوري؟ با كدوم توان؟ با كدوم امكان؟ اصلا ساخت قدرت در ايران فعلي فارغ از قيل و قال هاي ايدئولوژيك و ولايتي و ... آن چطوري قابل اصلاح هست وقتي يك عده آدمي كه سرمست قدرت هستیم تمام نهادهاي تعيين كننده و اصلي را در سياست بدست داریم و همه ما مطمئنيم تا آخر دست از سر اين قدرت سياسي همين قدرت تعيين كنندگي سياست در جامعه بر نمي داریم چيكار مي شه كرد؟ يه روز .......... فرداش روزنامه مي بندن پس فرداش دوست هاي سابق خودشونو به لجن مي كشن احتمالا 24 اسفند هم انتخابات !! برگزار مي كنن. اصلا اين اصلاحات در ساخت قدرت مگه ممكنه؟ اين آقايون اصلاح طلب كه اين همه دم از صبر و قناعت مي زنن چرا پيش خودشون نمي گن كه بابا آخه قدرت هم حساب و كتاب خودشو داره سياست توي اين مملكت خراب شده داستان خاص خودشو داره. ..........
......................................................
عبدی:
بقیه مطلب را در حالت خبلی عصبانی نوشته اید و منتشر نمی شود.البته در عصبانی شده حق دارید ولی در این شرائط متن برای اینجا ارسال نکنید.
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۳:۱۶ قֽظֽ | Reply
رضا مهدوی هزاوه :
سلام ...به نظر می رسد بعضی از دوستان بیش از حد در این مورد احساساتی شده اند...فکر نمی کنید همه ی مان داریم کمی مثل پیرزن ها فقط موقع سبزی پاک کردن غرغر می کنیم ؟ مفهوم روشنفکری فقط این شده است که از دردها فقط شعر ساخته شود ؟ چرا ما عادت نداریم از توان بالقوه ی خود کمک بگیریم؟ چرا مبارزات ما فقط ذهنی و درونی است ؟ و چرا مخالفین اصلاحات اساسی هر روز فربه تر می شوند ؟ چرا باید فقط هق هق کرد؟ نوع عملکرد سید حسن نصرالله _ فارغ از شخصیت ایشان _ عینی و ملموس است . مثلا با اعتماد به نفس مردم را دعوت به تظاهرات می کند درست مثل کاری که امام خمینی می کردند. استاد می شود در این مورد بنویسید ؟ آیا این نوع مبارزه در پستوها و کنج کافی شاپ ها و تاکسی ها ما را به جایی می رساند؟
................................................................
عبدی:
در هر حال نباید به قول معروف با یک مویز گرمی شویم و با یک غوره سردی.وقتی هم میهن رفع توقیف شد هم هیچ تحولی رخ نداده بود که امروز با بستن آن رخ دهد.
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۳:۲۶ قֽظֽ | Reply
آرش :
امیدواریم رهبران گروه های سیاسی خوش خیال را یک خورده به فکر وادارد. تا کی می خواهند اجازه دهند یک عده ، دلبخواهی همه را تحقیر کنند؟؟ تا کی اسیر و مغلوب این چرخه ی بازگردانده شدن به نقطه صفر؟؟؟
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۴:۰۷ قֽظֽ | Reply
نوذر :
ممكن است برخی را خوش نيايد!!!
خواجه پندارد كه طاعت ميكند
بي خبر از معصيت جان ميكند
والسلام
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۷:۱۸ قֽظֽ | Reply
یک زن :
بار دیگر درديدار هزاران زن نخبه مو ضوع و نگاه به زنان از دید دینی به شکلی مطرح گرددید , در همین راستا دیروز بیان شد: "از ديد اسلام «زن بودن»، اصالتا نوعى ارزش است و زنان و مردان در آفرينش حکيمانه الهي، هرکدام جايگاه و طبيعت و نقش خاصى دارند. " بنظر شما این ارزش زن بودن , ما به ازای مادیش چگونه انجام پذیرفته و چگونه قدردانی شده است؟
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۷:۳۳ قֽظֽ | Reply
ضرر دیده :
يکى از کهنسال ترين و با تجربه ترين سياستمداران ايرانى در پاسخ به اين پرسش که آيا اصولگرايان در انتخابات مجلس هشتم به وحدت ليست خواهند رسيد، پاسخ داده است:
"... اگر خداوند توفيق دهد ما بناى يک رقابت اخلاقى را بنيان خواهيم گذاشت."میخواستم بدانم جواب ضرر و زیانهای رقابتهای غیر اخلاقی گذشته بعهده کیست؟
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۷:۴۱ قֽظֽ | Reply
گودرزی :
گفته شد از وقتي كه بنزين سهميه بندي شده مزاحمت هاي مزاحمين نواميس مردم نيز كاهش پيدا كرده است فکر کنم بعد از توقیف روزنامه ی هم میهن بقییه مشکلات نیز انشالله به همین نحو حل شود!
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۸:۰۳ قֽظֽ | Reply
نوید :
فکر میکنم نظر یکی از دوستان که گفته :
"هر که با آل علی در افتاد بر افتاد "
حقیقتا درسته.
متاسفانه آب از ....................... .
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۸:۴۱ قֽظֽ | Reply
ناصر :
به نام خدا
تيتر هاي آخرين شماره هم ميهن را ببينيد :
عكس تمام قد آقاي جنتي و تيتر خواب بزرگان .آقاي جنتي نزد جناح حاكم از ارج و قرب برخوردار است و گرچه محتواي صفحات بسيار جالب و در شرايط امروز كه خرافه هاي جديد و به اصطلاح تحت ويندوز آن در حال گسترش است ، بسيار رهگشا و روشنگر بود اما اين تيتر در خواب بودن بزرگان ( يعني بزرگان جناح راست را در ذهن القا ميكرد)
عكس دو نفري و دست در دست آقاي احمدي نژاد و چاوز و تيتر مي خواهيم ارزشهاي سرخ پوستي را احيا كنيم . و مي دانيد كه ارزش هاي سرخپوستي در ادبيات سياسي ايران به معناي آپااچي گري و بي كله عمل كردن است هر چند اين حرف از نظر چاوز به معناي بازگشت به ارزش هاي اصيل ملي خودشان است .
تيتري كه بر موج جريان هاي منتقد سياست ملي و دراز مدت نظام دامن زد : وزارت نيرو هم مي تواند برق را سهميه بندي كند . در حاليكه منظور رئيس جمهور چند قيمتي كردن برق بود تا از ميزان اتلاف انرژي بكاهد . چيزي كه در همه دنيا معمول است و تصميم به جائي است
در كشوري كه در واقع و يا حد اقل در نظر جناح حاكم بر قواي سه گانه در حال نبرد با بيگانه هستيم و تحت فشار قرارداريم
در كشوري كه روزنامه كاركرد حزب را پيدا كرده است و مي بايست براي به روش مبارزات پارلماني تغييري در قدرت و در نتيجه در سرنوشت كشور پديد آورد . اين گونه تند روي ها نتيجه اي جز اين وضع را ندارد .
انشاالله كه اين ايراد بني اسرائيلي دادستاني با لابي هاي سياسي و فشار افكار عمومي رفع و هم ميهن دوباره در ميان هم ميهنان خواهد امد . اما اگر امد بهتر است بين شور جواني و بذله گويي هاي محفلي جوانهاي روزنامه نكار و كار مطبوعاتي حرفه اي تفاوت قائل شويم و ادب حرفه اي گري در كار مطبوعاتي و سياسي را نگهداريم
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۸:۴۳ قֽظֽ | Reply
شیر بی یال و دم اشکم که دید؟ :
آقای عبدی
با سلام
جدیدا قائم مقام دبيركل یکی از احزاب اصلاح طلب دولتی در رابطه با اصلاح طلبی و اصلاح طلبان گفته اند: در حزب ما اصرار بر اين است كه اشتباهات برخي اصلاح طلبان تكرار نشود... يكي از اشتباهات دوستان ما در جريان اصلاحات اين بود كه از مراكز مذهبي و مساجد غافل شدند و اساساً به پتانسيل ها و امكاناتي كه وجود دارد و جزء اعتقادات ماست بي توجهي كردند... متأسفانه به دليل عملكرد برخي از دوستان امروز ورق برگشت... به دليل همين نوع عملكردها آن هايي كه به امثال ما عشق مي ورزيدند از گرد ما پراكنده شدند و با طيف هايي كه ديروز مخالف بودندهمراهی كردند.... مردم اشتباهات برخي اصلاح طلبان تندرو را پاي اين حزب و احزاب مشابه ننويسند.
بنظر شما اصلاح طلب بی یال و دم اشکم میتواند اصلاحات انجام دهد؟
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۸:۵۶ قֽظֽ | Reply
کفش پاره ی پیرمرد و جواب آقای عادل! :
شنیدم آقای حداد عادل دیروز با مترو به سر كار خود در مجلس رفته بودندکه وقتی ايستگاه مترو را به سمت ساختمان بهارستان ترك ميكنند در داخل اين ايستگاه پيرمردي، لنگه كفش پاره خود را به دست گرفته و به هر زحمتي كه شده از ميان ازدحام و شلوغي مترو خود را به رییس مجلس , آقای حداد عادل رسانده و با نشان دادن لنگه كفش پاره خود سعي داشته مشكلات مالي خود را با حداد عادل در ميان بگذارد و براي آن چاره جويي كند كه حداد عادل در پاسخ به وي گفته از شانس بد ماست كه اينطور شده با چسب درست مي شه؟!
آقای عبدی بنظر شما این پاره گیها با چسب درست میشود؟ با چسب قدرت چطور؟
و بنظر شما آقای حداد عادل با شنيدن انتقادات فراوانی که دیروز در مسیر از ولی نعمت های خود , یعنی مردم شنیده اند , آیا امروز و فردا و پس فردا و روزهای دیگر را هم با مترو سرکار خواهند رفت؟
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۹:۲۹ قֽظֽ | Reply
حمید :
پس نوشته کجاست؟
.............................................
عبدی:
نوشته برای روزنامه ارسال شده بود.اینجا چیزی نیست.
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۰۰ قֽظֽ | Reply
محمد حسين :
توقيفيهء شمارهء 5
امروز دو روز از توقيف هم ميهن گذشته است! مي بينيد كه اب از اب تكان نخورده است! اين روزنامه به راحتي توقيف شد و هر روزنامه اي ديگر هم به همين راحتي مي تواند توقيف شود!
مسئلهء دموكراسي در ايران همين است كه در ان هر چيزي و هر كاري به راحتي اب خوردن انجام مي شود!
ديروز وقتي در خيابان به مردم نگاه مي كردم در چهرهء انها تفاوتي با روزهاي گذشته نديدم همه سرگرم كار خود از سوئي به سوئي مي رفتند! نمي شد يقهء كسي را گرفت و او را ايستانيد و به او گفت مي داني چه اتفاقي افتاده است؟يك روزنامه بسته شده !يك كارخانهء توليد خبر و اطلاعات متوقف شده است و ما از حقي به نام دانستن و اگاهي محروم شده ايم!ما از قافلهء سواد جهاني عقب مي افتيم! نيروي انساني ما و كل جامعهء ما ارزش افزوده اش را به همين نسبت از دست مي دهد!
ديگر نگوئيد چرا اقتصاد تركيه و امارات از ما جلو افتاده است! اين قانون ظروف مرتبطه است!
چرا براي شما نشست تونل مترو مهمتر از بسته شدن "هم ميهن" است؟
چرا براي شما سهميه بندي بنزين از سهميه بندي اطلاعات برانگيزاننده تر است؟
چرا....و چرا....؟
انهائي كه جواب دارند و انهائي كه جوابي ندارند هر كدام براي خود كرور كرور استدلال و فلسفه در چنته دارند ! اما اين گفتماني كه مثل چرخ عصاري مي چرخد باز سر جاي اول است!باز نمي توانيم خود را فريب دهيم و همه چيز را توجيه نمائيم و خرسند باشيم كه برايمان اتفاق غير منتظره اي رخ نداده است!و با نگاه فقيه اندر سفيه بگوئيم:هه! يعني تو مي خواستي اين اتفاق نيفتد؟ تو چقدر ساده اي يعني نمي دانستي كه اين اتفاق مي افتد؟
چرا اينهمه جوش مي زني جز اين چه انتظاري داشتي؟ من چند روز قبل، پيش بيني كرده بودم كه اين اتفاق مي افتد! مثل اينكه تو توي باغ نيستي؟
/////
شعري مرحوم اخوان ثالث دارد به ياد"پير محمد احمد ابادي"كه (به گمانم در سال 35 )براي مرحوم دكتر مصدق سروده است و با اين بيت شروع مي شود:
"ديدي دلا كه يار نيامد
گرد امد و سوار نيامد"
دوستي مي گفت مرحوم اخوان وقتي اين قصيده را براي اولين بار در يك روز زمستاني در كافه اي براي جمعي از دوستانش مي خوانده يكي از حاضرين ميلهء شومينه را كه از داغي به سرخي مي زده بر مي دارد و شترق بر فرق خودش مي كوبد!
اين قضيه شايد براي شنوندهء امروز حتي خنده دار هم باشد كما اينكه من خود پوزخند جوانك پر مدعائي را ديدم ؛وقتي كه اين حكايت را شنيد!
لذا گمان مي كنم به همين اندازه امروز خيلي چيزهاي ديگر هم برايمان خنده دار و مضحك به نظر برسد! مثل بيماران رواني ،احساساتي نا مناسب با وضعيت خلقي خود را بروز مي دهيم!
افسرده اي كه مي خندد!
شادماني كه مي زند زير گريه!
خشمگيني كه دشمنش را نوازش مي كند
و عاشقي كه معشوقش را مي كشد!
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۱۴ قֽظֽ | Reply
معجزه هزاره ی سوم :
حتما شنیدید در همایشی درباره آنچه تبلیغات علیه دولت احمدی نژاد و راههای مقابله با آنها خوانده شده در شهرستان گچساران آقای کلبعلی، از پژوهشکده "باقرالعلوم"، با در دست داشتن روزنامههای شرق، اعتماد، اعتماد ملی و هممیهن، روزنامهها را به اعمال جنگ روانی علیه دولت متهم کرده است؟
حتما شنیدید در این همایش همسر وزیر دادگستری گفته است : احمدی نژاد با حذف مصلحتگرایی ۱۶ ساله عدهای خاص، امروز شعار آرمانگرایی را که همان حکومت موعود است، سر میدهد و در رنسانس احمدی نژاد شکافی که بین حاکمان و مردم ایجاد شده بود، پر شد.
اینها مهم نیست ؛ حتما شنیدید در این همایش آقای ابراهیم متقی، دانشیار دانشگاه تهران، متهم سازی، نومیدسازی و سانسور اطلاعات را از جمله تاکتیکها، اهداف و برنامه های "دشمنان" برای ایجاد عملیات روانی علیه کشور دانست.
من" متهم سازی" و "نومید سازی" را فهمیدم ولی "سانسور اطلاعات" را نفهمیدم آیا شما میدانید منتقدان و دشمنان دولت چگونه سانسور اطلاعات را علیه این دولت بکار میبرند؟
گفتنیست گفته شده در آخر برنامه بستههایی حاوی کتاب احمدی نژاد معجزه هزاره سوم نوشته فاطمه رجبی و سی دی تصویری هشت سفر استانی احمدی نژاد بین شرکتکنندگان توزیع میشود. آیا شما میدانید در این کتاب احمدی نژاد معجزه ی کدامیک از فرستاد های خدا بشمار رفته است؟
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۳۹ قֽظֽ | Reply
پ - ص :
جناب عبدی مگر دادستان میتواندحکم توقیف روزنامه را بدهد معمولا چون دادستانها مدعی العموم دانسته میشوند حق دارند علیه افراد حقیقی یا حقوقی اعلام جرم وا تهام نموده وبر ان اساس متهم را بدادگاه و پای میز محاکمه بکشانند صدور حکم از وظایف قاضی است که معمولا در تمام دنیا باید بی طرف و قانون مدار باشد اما در ایران دادستان میتواند دستوراتی که قاضی باید صادر کند را صادر کند ایا این موضوع ناقض حقوق اجتماعی نمی شود همیشه این سوال در ذهن من بوده وقتی خبر دستگیری و یا توقیف و بازداشت را شنیده ام که رابطه قانونی قاضی با دادستان در قضای ایران چگونه تعریف شده ایا این موارد تخلف است یا نه اگر عیر قانونی است مرجع مانع شونده چرا این قدر ضعیف برخورد میکند بهر حال شاید اینگونه مسائل در خیلی جا ها باشد اما مسلما از مجرای قانونی وحفظ ظاهر سلامت قضا صورت میگیرد اگر که قانونی است بنظر میرسد که تجدید نظری در این موارد لازم وضروریست چون این موارد بشدت به هر دو طرف قضیه لطمه میزند یکی متهم باستبداد میشود و دیگری ازادی و حقوق اجتماعیش مورد تعرض قرار میگیرد این طور که از ظاهر امر پیداست در زمان تدوین قانون اساسی استقلال قوه قضاییه از دولت باین دلیل بوده که چون در فرایند رسیدن به وکالت و ریاست دولت انتخابات تعریف شده و وجود رقابت در این راه امری لازم وبدیهی است برای حفظ و حراست از سلامت این امر بی طرفی واستقلال قوه قضا اصل اساسی شناخته شده البته من در مسایل حقوقی تخصصی ندارم برای اشنایی می پرسم چراکه بهر حال ضامن ونگهبان حقوق اجتماعی در تمام دنیا قضات هستند
..........................................................
عبدی:
اصولا از منظر قانون مشکل چندانی در این وظائف و روابط وجود ندارد اما دستور اخیر به گونه ای است که فکر می کنم هیچ حقوقدانی حاضر نشود بطور جدی آن را نتق کند چون کار از نقد حقوقی و این حرفها گذشته است.
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۵۷ قֽظֽ | Reply
يك شهروند :
اينها از تيراژ و محبوبيت روزنامه مي ترسند تا خود روزنامه چرا كه كيهان كه اين همه داعيه مردم داره ولي خواننده نداره...
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۵۸ قֽظֽ | Reply
:
آیا شما میدانید علت درگذشت یکی از معترضین سهمیه ای شدن بنزین در زندان گوهردشت چه بوده است؟
...................................................
عبدی:
در این باره خبری نشنیده ام.
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۰:۱۵ بֽظֽ | Reply
مطلبی با ناصر :
دوست عریر شما که کاسه ی داغتر از آش شده اید!..... خود دادستانی میگوید دادرسی قبلی نقص داشته , شما عندالمطالبه اینهمه جرم برای این روزنامه نو پاو جویای نام ردیف کرده اید! .... در ضمن کدامیک از این ادعا ها , به لحاظ قانونی جرم بوده است؟ خواب بزرگان؟ مطلب پایین عکس احمدی نژاد و چاوز؟ ... نکند شما هم تلویحا معتقدید ابراز عقیده جرم است؟
اگر اینطور نیست پس چرا پیران ما اجازه نمیدهند این جوانان , شور جوانی و .... بذله گویی های خود را در جلوی چشم همه انجام دهند تا از عوارض مخفی کاری مصون بماند؟
........................................................
عبدی:
منظورش این نبود که اینها جرم است.بلکه معتقد بود اوضاع همین است باید رعایت کرد.
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۱:۰۲ بֽظֽ | Reply
عکس العمل روزنامه نگاران :
ببخشید آ در مثل مناقشه نیست . میگند وقتی از بین گوسفندها یکیشون را در می آرن برای کشتن , هیچکدام از آنها اعتراضی نمیکنند, !عکس العمل روزنامه نگاران و انجمن صنفی روزنامه نگاران در مقابل بستن این روزنامه چه بود؟
....................................................
عبدی:
گمابیش مثل بقیه.
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۱:۲۰ بֽظֽ | Reply
حمید :
من یک سوال داشتم آقای عبدی .شما چند درصد احتمال میدید کسی غیر از احمدی نژاد در انتخابات بعدی رئیس جمهور بشه؟ با توجه به حمایت قاطغ حاکمیت در چند روز گذشته و این تعطیلی دوباره نشریات بنظر میرسه اتفاقات گذشته باز هم تکرار خواهد شد من شخصا مطمئنم که اگر کشور به شرایط فوق العاده بحرانی نرسه و مجبور نشند که احمدی نژاد رو برای گذر از اون بحران قربانی بکنند قطعا احمدی نژاد چهار سال دوم رو هم شروع خواهد کرد . نظر شما چیه؟
..........................................................
عبدی:
والله متر دقیقی برای اندازه گیری آینده فعلا نداریم.اما با عملکرد فعلی امیدی نباید داشته باشند.یک معیار من جوکی است که در جریان سهمیه بندی بنزین منتشر شد که می گویند در دهها میلیون پیام تلفنی منتقل شده.نظر سنجی یکی از سایتها هم قابل توجه است.ضمن این که امسال کم کم صدای گرانی شدید در حال درآمدن است.
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۲:۰۲ بֽظֽ | Reply
مرتضي :
صدا صدا، تنها صداست كه مي ماند
هرگز نمي توان يك صدا را براي هميشه خفه كرد
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۲:۴۱ بֽظֽ | Reply
بابک :
ظاهرا سقف تحمل اقایان اصلاح طلبی مدل کروبی است نه به سبک قوچانی و کرباسچی. یک بار دیگر اتمام حجت با هر چیزی که بوی سکولاریسم بدهد.
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۳:۵۲ بֽظֽ | Reply
فرید :
رفتارها بیش از گذشته به رفتار دولت ........ شبیه شده . دولت ........ در راه است !
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۵:۴۰ بֽظֽ | Reply
علی :
جناب عبدی
هر داستانی را پایانی است. پس چرا این داستانهای غم انگیز ما تمام نمیشوند؟
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۶:۱۰ بֽظֽ | Reply
سام :
حالا چند روز بعد از احساسات اولیه سوالی که از شما دارم این است که با آن که نهایت کار انتشار روزنامه ای در قوارهء هم میهن معلوم است( نه سردبیر جوان اما )سیاستگذاران و مدیران بالای آن چرا اصلا چنین کاری را شروع می کنند؟ یعنی آنها هم به قدر ما از اوضاع باخبرند؟ و تازه وقتی اینهمه نومیدی و تاسف از بسته شدن روزنامه بوجود می آید چطور سیاست گذار اصلی آن با خوشنودی تمام سعی دارد فضا را تلطیف کند و می گوید این اتفاق نشانهء هیچ چیز نیست.
در ضمن حتما خواندید که آقای خاتمی قول پیگیری قضیه و سعی در رفع توقیف را داده اند. به نظر شما شوخی می کنند یا جدا فکر می کنند ما یادمان رفته که هنگام قدرت ظاهریشان هم کاری در برابر بسته شدن روزنامه ها و بدتر از آن نکردند؟
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۶:۱۳ بֽظֽ | Reply
هر چه همه میگویند نر است, باز میگوید بدوش! :
آقای خاتمی دررابظه با بد اخلاقی ها رایج( بخوانید تقلبات و فریبهای رایج) در جامعه، تصريح کرده اند: "عدهای به صراحت اعلام میکنند که نبايد بگذاريم بعضی افراد و گروهها در عرصه انتخابات شرکت کنند و برای تخريب به هر نوع دروغ و تهمت و شانتاژی نيز متوسل میشوند در حاليکه آزموده اند اين روشها در جامعه اثر عکس دارد؛ برخی از اينکه جامعه به يک اصلاحطلبی معتدل جلب شود نگرانند و از همين حالا درصدد بدنام کردن و زمينهسازی برای رد صلاحيتها هستند؛ اما به ياری خداوند همه آنان که دلسوز انقلاب، کشور و مردم اند، بايد با نشاط فراوان در صحنههای سرنوشت بخصوص انتخابات حضور داشته باشند."
چطور وقتی خود معتقدند و میگویند این معجزه "نر" است توصیه دارند دلسوزان و مردم آنرا بتوانند بدوشند؟
آیا اساسا تا بحال کسی توانسته "نر" را بدوشد؟
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۷:۵۹ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
توقيفيهء شمارهء 6(پاياني)
شطحيات
ديده ايد كسي كه عزيزي را از دست مي دهد پس از انكه روز اول سوگواري تمام مي شود در تنهائي خود چه مي گويد و چه مي كند؟
حرفهاي بي سر و ته من را هم از اين قماش حساب كنيد
////////
امروز ديگربه روز بدون هم ميهن عادت كرده ايم! مگر قبلآ كه هم ميهن نبود چه مشكلي داشتيم كه حالا داشته باشيم؟بچه هاي هم ميهن سرتقتر از اين هستند كه جا بزنند ! مي روند يك روزنامهء ديگر! اثاثها و بار و بنديلشان را در يك جاي ديگر این میهن پهن مي كنند!مثل كولي ها.
كولي ها براي چه زندگي مي كنند ؟ براي اينكه ازاد و يله باشند! از اينجا به انجا بروند تا عمق طبيعت و تا ژرفاي حيات!براي خود ترانه بخوانند؟، براي خود زندگي كنند و ما انها را هميشه در حاشيهء شهرها ببينيم! انسانهائي حاشيه اي كه تنها براي تنوع ما حق ورود به متن را دارند و نه بيشتر! اگر در پياده رو خيابان يا كوچه ما بساط كنند زود به ستاد سد معابر زنگ مي زنيم تا ردشان كنند!
روزنامه نگاران در جامعه ما خانه بدوش شده اند الان ده سال بيشتر است كه روزنامه نگاران خانه بدوشند و از اينجا به انجا مي كوچند ! ما در جامعهء بدون روزنامه نگار راحت تريم! روزنامه نگاران فقط نق مي زنند! زخمها را تازه مي كنند! باعث سد معبر مي شوند!ارامش محله و خيابانهاي مارا به هم مي زنند!بر دردهاي كهنه مان نيشتر مي زنند!
كاغذها را بيخودي مصرف مي كنند! براي هر تن كاغذ چند اصله درخت بريده مي شود! "هم ميهن" اگر به خاطر نقص پرونده هم بسته نمي شد بايد بخاطر اسيب محيط زيست درش تخته مي شد!
روزنامه بايد كم حجم باشد !روزنامه بايد كم تيراژ باشد! روزنامه بايد از رنگهاي تحريك كننده استفاده نكند!
چند جوانك روزنامچي از صلاح و مصلحت مملكت چه خبر دارند؟ وقتي اقايان بحمدالله با اشراف كامل بر مسائل ارضي و سماوي مملكت احاطه دارند و انرا در كمال صحت و سلامت اداره مي كنند ، ديگر چه نيازي به اينگونه روزنامه ها كه زير دل دوستان مملكت را خالي مي كند ؟و بخصوص دوستداران مملكت در خارج كشور يك وقت فكر مي كنند كه واقعآ در ايران خبري است و اختلاف وجود دارد! خوب است اينهمه دل دشمن را شاد كنند؟ اصلآ هم ميهن به نظر من مشكل امنيتي داشت!اگر از طرف كميسيون مادهء 14(قطع اشجار)و ستاد سد معابر و دادستاني تهران هم بسته نمي شد بايد بخاطر تهديدات امنيتي و بهم زدن هماهنگي تبليغاتي ساختار موجود انرا براي مدتي هم كه شده مي بستند!
ما مي خواهيم مملكتمان پيشرفت كند! ما مي خواهيم در افق يك برنامهء 20 ساله سرامد كشورهاي منطقه شويم! ما مي خواهيم قطب علم و تكنولوژي شويم! مگر با مزاحماني مثل " هم ميهن" ممكن است ؟ كي گفته كه بايد حتمآ مسير غرب را طي كنيم؟ مثلآ حتمآ بايد ركن مطبوعاتمان همپاي بقيهء اركان باشد؟ لوموند و گاردين و تايمزو يوميوري داشته باشيم!ما از راه ميان بر مي رويم!بدون نياز به اين خزعبلات !
ما بدون هم ميهن هم كارمان مي چرخد! سالي 36 ميليارد دلار اضافه بر هزينه هاي جاري و عمراني درامد نفت داريم! با كسري از عشر ان چند "هم ميهن" را مي خريم و مي فروشيم! هر كس قيمتي دارد! اصلآ اين جور روزنامه اي كه منتشر مي شد ما را نه به افق 1400 مي برد كه در 1400 به خاكمان مي كند! توي اين روزنامه ها دشمن رخنه مي كند! اينها نفوذي مي شوند بدون انكه خودشان بفهمند!اينها ما را به لذائذ دنياي دون متمايل مي كنند!ببينيد در زمان اصلاحات چقدر بد حجابي ها رواج پيدا كرد و الان هر كار مي كنيم جامعه اصلاح نمي شود!اگر اين روزنامه ها نمي شدند جامعه دچار اين مصائب نمي شد!چند روزنامهء خوب داريم كه بحمدالله انسانهائي وارسته و مطمئن بر انها اشراف دارند همانها براي ادمي كه دنبال مطلب مي گردد بس است!اگر هم كسي دنبال چيز ديگري است ان ديگر به ما مربوط نمي شود....
صداي زنگ در خانه ،رشتهء كلامم را بريد
ببينم كيست؟
.......
پيك تهران بود
سه جلد تبليغ
كبابسراي...
گالري موي....
ماساژور ابي....
دكوراسيون اداري و خانگي...
پوست و زيبائي...
كيف و كفش ....
....
..............................بدرود " هم ميهن"
۱۴ تیر ۱۳۸۶ ۸:۴۶ بֽظֽ | Reply
اصلاح یا حفظ قدرت؟ :
با وجودیکه محسن امين زاده معتقد است سيستم انتخاباتي ايران ناکارآمد است و به همین دلیل آقای احمدی نژاد توانسته از دل این ناکارآمدی بیرون بیاید...و معتقد است چند عامل از جمله دخالت نهادها در انتخابات سوم تیر تاثير بسيار تعيين کننده يي داشت... و معتقد به عمليات رواني عليه دولت خاتمي است؛سناريويي که تلاش کرد خاتمي را غيرقاطع ، فاقد توان حل مسائل و ناتوان در استفاده از قدرت و موقعيت خود جلوه دهد.... و معتقد است اگر دقت کرده باشيد اين ترفند که در تمامي هشت سال رياست جمهوري آقاي خاتمي دنبال مي شد در دوره دوم رياست جمهوري ايشان به صورت يک برنامه هدفدار دنبال شده .... آقای جعفر کامبوزيا عضو شوراي مرکزي جهه مشارکت بدون احساس نیاز به نگاه در گذشته! معتقد است: تجربه چندين ساله اصلاحات نشان داد که ارزيابي گروه هاي تندرو که بحث عبور از خاتمي يا تحريم انتخابات را مطرح کردند چندان به واقعيت نزديک نبوده است و صحيح نبوده است زيرا با توجه به رفتارها و نگرش هاي حاکم در جامعه مي توان از واکنش هاي مردم برآوردي را به دست آورد.حتي کساني که محافظه کارانه برخورد مي کردند نيز شکست خوردند"
متاسفنه این عضو جزب مشارکت , به آقای خاتمی ظلم روا داشته , او را بت خود کرده و در توضیح توصیه های ایشان گفته اند:" زيرا صحبت آقاي خاتمي حرکت درچارچوب واقعيت هاي جامعه و قانون اساسي است و بايد حرکت هاي اجتماعي اصلاح طلبانه چند ويژگي داشته باشد؛
1- حرکت بر مبناي قانون و تفسير درست از آن باشد
2- حرکت بايد مسالمت آميز باشد
3- معطوف به حضور در قدرت باشد
4-بهره گيري از ابزارهاي قانوني از جمله انتخابات باشد.... و بدون مطرح کردن پیش نیاز, توصیه میکند: به هر حال اصلاح طلبان بايد با اتحاد و ائتلاف مردم را تشويق کنند تا در صحنه انتخابات حضور يابند و تنها اين حضور، اقدامات طرف مقابل را خنثي مي کند. اميد است به رغم چالش هاي اجتماعي حرکت هاي سنجيده و مبتني بر ارزيابي محيط صورت گيرد که چنين چيزي مطلوب فضاي فعلي جامعه است.
آقای عبدی آیا میدانید چرا آقای خاتمی با وجود تجربه ی هشت ساله و شکست ایده های خود همچنان به همراه حزب مشارکت معتقد هستند اصلاحات باید معطوف به حضور در قدرت باشد؟
....................................................
عبدی:
بدون چنین حضوری یا قصد آن کار سیاسی معنا نمی دهد.مشکل اینجاست که نحوه حضور را باید تبیین و دفاع کرد.حضور در چارچوب قانون هم کاملا درست است اما قانون جاده یکطرفه ای نیست که عده ای آن را طی کنند و دیگران تماشاچی باشند.اگر قانون حاکم بود که دیگر دغدغه جدی نداشتیم.قانون را باید به حکومت هم تحمیل کرد.آقایان مدافع شرکت در قدرت آیا رفتارهای جاری را قانونی می دانند؟اگر بلی پس دیگر اعتراضشان چیست و اگر پاسخ منفی است حق شرکت بی قید و شرط را از خود و دیگران سلب کرده اند.
۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۰:۳۱ قֽظֽ | Reply
:
سلام آقای عبدی
آن طور که بویش می آید انتخابات پیش رو هم مانند انتخابات مجلس هفتم و بلکه بدتر خواهد شد. چرا که حاکمیت یک دست با تمام ابزارهای تبلیغاتی خود به جنگ اصلاح طلبان خواهد آمد.
در این شرایط اصلاح طلبان چه کار خواهند کرد؟
باز هم سکوت؟
اگر نه با کدام تریبون؟
برای آن آدم هایی که در آن جوک مربوط به سهمیه بندی اشاره شده، چه برنامه ای وجود دارد؟
۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۳:۳۴ قֽظֽ | Reply
تاریخ جدید؟ :
میخواستم بدانم تاریخ جدید از چه سال شروع میشود؟ چون دیروز آقای جنتی در اجتماع بزرگ بانوان استان اصفهان گفتند: "سهمیه بندی بنزین همواره در تاریخ جدید ایران اسلامی پایدار خواهد ماند و به زودی شاهد آن خواهیم بود كه هزینه های صرفه جویی شده در زمینه كاهش مصرف سوخت، در عرصه های سازندگی این كشور به مصرف خواهد رسید و با این عمل نیز كشور در مسیر توسعه و پیشرفت گام بر خواهد داشت و به رشد و شكوفایی خواهد رسید. " ( پایان نقل قول)
آیا این تاریخ جدید آقای جنتی منظور همین دو سال گذشته است؟ مگر در آن مقطع چه اتفاق مهمی افتاده که تاریخ را از کهنگی به جدید تبدیل نموده است؟
و در آخر آیا پایدار ماندن سهمیه ی بنزین در تاریخ جدید با رشد پایدار کشور ارتباطی دارد؟
.............................................................
عبدی:
خوب شاید هم منظورشان این است که پس از سهمیه بندی تاریخ جدیدتری شروع می شود و احتمالا این حرف معقول هم هست.
۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۸:۵۷ قֽظֽ | Reply
hasan :
آقاي عبدي سلام ,اگر فرصت داريد با سياسيون چپ,راست,ميانه مصاحبه هاي علمي وسخت كرده در سايت بگذاريد از آن سوالها كه ملت دارند .
........................................................
عبدی:
این کار برای من شدنی نیست.کار روزنامه ها و سایتهای چند منظوره است.
۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۹:۰۳ قֽظֽ | Reply
باز هم تناقض این بار در مورد فلسطین :
سلام
نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در واکنش به اظهارات اخیر خاویر سولانا، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا مبنی بر این که «احتمال ارتباط ایران با حوادث اخیر در نوار غزه که منجر به قدرت رسیدن گروه حماس شد و همچنین حملات اخیر به ارتش لبنان و نیروهای حافظ صلح اروپا» گفته اند: "مواضع ما در مورد مسایل فلسطین روشن است. ایران درگیری بین دو گروه حماس و فتح را به نفع اسرائیل و آمریکا میداند و مواضع اخیر وزارت امور خارجه و بیانیه مجلس نیز نشانگر آن است که ایران به هر دو گروه فلسطین توصیه میکند که از درگیری پرهیز کنند. به نظر ما درگیری بین حماس و فتح، برادرکشی و توطئه اسرائیل است. "
ولی فورا در بیان علت دم خروس سخنان آقای لاریجانی دبیر شورای امنیت ملی ایران که ایران را حامی گروه حماس دانسته , سولانا را به واکنش واداشته بود ،ادامه داده گفته اند: "منظور آقای لاریجانی این است که حماس دولت قانونی فلسطین محسوب میشود و ما از دولتهای قانونی حمایت میکنیم، اما گروه فتح به یک باره دولت تشکیل داد و بدون رأی پارلمان تعدادی وزیر را انتخاب کرد. "
آیا به نظر شما این نحو استدلال یک تناقض آشکار در دیدگاه مسؤلان بشمار نمیرود؟ یعنی چه که جمهوری اسلامی از دولت قانونی فلسطین یعنی حماس حمایت میکند؟ آیا منظور ایشان این نیست که طرف مقابل, غیر قانونیست؟ پس آن ادعا و توصیه ی اول که ایران به هر دو گروه داشته اند چست؟ و بنظر شما چرا دولت ایران به طرف قانونی مورد نظر خود توصیه ی تن دادن به انتخابات زودرس و حل اصولی و دمکراتیک مناقشه ایی که به نفع اسراییل و آمریماست را ندارند؟
.........................................................
عبدی:
دفاع از دولت محمود عباس هم به معنای جانبداری از فتح و نه بیطرفی تلقی می شود.قضیه بیان دیپلماتیک موضع ایران است که از حماس حمایت می کند ولی نمی خواهد رسما اعلام کند و در واقع این نحوه دفاع که هنیه را نخست وزیر بداند موضع گیری سخت تری در دفاع از حماس استچون کار طرف مقابل را غیر قانونی می داند.اما ایران نمی تواند در این دعوا تا آخر بر همین سیاست پیش رود.
۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۹:۱۵ قֽظֽ | Reply
انتخابات یا اسراف و زیاده روی؟ :
سالها بود با خود میگفتم آخر چطور؟ تازگی متوجه شدم ضرب المثل "دستی که حاکم ببرد خون ندارد" یعنی چه!! واقعا که دستی که حاکم ببرد , خون ندارد!! شما تا بحال از دستی که توسط حاکمان بریده شده باشد , خون دیدید؟ تازه متوجه شدم که خون ندارد یعنی اینکه هر کار حاکمان انجام دهند خوب , عین صلاح , عین ثواب , قانونی .... و دشمن برانداز است و هر کار که دگران انجام دهند بد , عین گناه , عین فساد , ...و دشمن شادکن است.... یعنی اینکه توقیف کردن غیر قانونی آنان , همیشه قانونیست ولی عمل قانونی دگران ,البته اگر به مصلحت حاکمان نباشد,همیشه غیر قانونیست.... یعنی تناقض , عین یکرنگیست!... یعنی حیف و میل خدمت به مردم است!..... یعنی فقط حاکمان میتوانند هر جا و به هر کس انتقاد کنند ولی انتقاد دگران توطءه است و همراستایی با دشمنان!!......
با این تفاسیر بهتر نیست نخبه ها آب پاکی را روی دست خودشان و ما بریزند و بگذارند اینهمه اسراف و ریخت و پاش به اسم انتخابات و ... مجلس نمایندگان و اینجور کارهایی غربی , بقول آقای جنتی دبیر شورای نگهبان که معتقدند بسیاری از مشكلات كنونی مردم كشور ناشی از زیاده روی در مصرف و اسراف است, جلویش گرفته شود؟
۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۹:۳۴ قֽظֽ | Reply
آیا آقای باهنر عوض شده اند؟ :
آقا ترا خدا گوش کنید: آقای باهنر را که می شناسید؟ آقای باهنر قبل از این را منظورم است؟ آقای باهنر در خصوص انسجام اصولگرايان، گفته اند: اگر چه در انتخابات گذشته (نهم رياست جمهوري) اصولگرايان موفقيت خوبى داشتند، اما نتوانستند کاملا با هم منسجم و يکپارچه تصميم بگيرند، ولى اين بار، با فرآيندى که تعريف شده و به تصويب رسيده اميدواريم که کاستىهاى گذشته جبران شود..... ایشان در خصوص نقش رسانهها در به صحنه آوردن مردم براى انتخابات و ايجاد فضاى رقابتى براى گروهها، با بيان اينکه رسانهها پايه چهارم دموکراسى هستند و با فعال بودن رسانههاى مکتوب دموکراسى نهادينه مىشد،( گوش کردید ؟ رسانه ها پایه ی چهارم دمکراسی هستند و با فعال بودن رسانه ها ی مکتوب دموکراسی نهادینه میشود... از سخنان آقای باهنر جدید!) گفت: البته رسانههاى ما در کشور يک اشکال دارند، که اين اشکال به خودشان مربوط نيست، بلکه به خاطر اين است که چون احزاب جامع و مانع نداريم، بسيارى از آنها کار حزبى مىکنند و رويکردشان حزبى است. ... آقا گوش کردید؟ چون احزاب جامع و مانع نداريم،... هم ایشان با تاکيد بر اينکه بهتر است رسانهها زبان گوياى مردم باشند، ادامه داده اند: البته فعاليت حزبى رسانهها مشکلى به وجود نمىآورد و مىتوانند جاى احزاب را پر کنند، ولى بايد تلاش کنند بد اخلاقى خاصى نداشته باشند و براى مردم جذاب باشند که نسبتا برخى رسانهها اينگونه شدهاند.... حالا باید پرسید پس چرا روزنامه ی مشارکت را که هم ارکان حزب است و هم رکن چهارم دموکراسی بستید؟.... به گفته نايب رئيس مجلس برخى رسانهها نيز به شدت حزبى فکر مىکنند و خوشاخلاقىهاى احزاب را ندارند و بد اخلاقى مىکنند و اين نکته منفى برخى رسانههاست.آقا گوش کنید! خوش اخلاقی احزاب را ندارند, پس چرا هنوز بعد از نزدیک به سی سال , مسؤلان با دنده یک حرکت میکنند و جرات دنده عوض کردن و تثبت اوضاع را ندارند؟ و ..... اجازه فعالیت به احزاب غیر دولتی و آزاد را نمیدهند؟
۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۲۸ بֽظֽ | Reply
میم - جیم :
حس می کنم محیط سیاسی داخل کشورمون خیلی گل آلوده ؟
یه صافی می خواد !
به نظر شما این صافی چی می تونه باشه ؟
(منظورم بستن این روزنامه و اون روزنامه نیست , امحاء سازمان های مختلف نیست... , منظورم کل بازی هاییه که معلوم نیست کی شروع میشن و کی تموم . کی شروعشون می کنه و کی تمومشون می کنه . انگار خیلی داره خوش میگذره!!!)
مثل اینکه تو کتابای دینی مدرسه هامون راست گفتن که خدا برای حس پول پرستی آدمی حدی قائل نشد , تمام مشکلات ما هم از همین جا شروع شد , مامان بابای سیاست همین اقتصاده!
مشکلات اختلاف طبقاتی رو دوش آقا شیره نیست , بلکه رو اون دونه گندمیه که زیر چندین طبقه و کف هرم قرار داره ; اگر آب صاف بشه میتونه رشد کنه , میتونه بیاد طبقه های بالاتر , میتونه سبز باشه , دیگه مجبور نیست زیر فشار چندین طبقه همون اندک آبی رو هم که جذب کرده از دست بده , خشک بشه و خراک بالاییا بشه .
پس آب باید صاف بشه .
من خودم یکیشو مد نظر دارم می خوام ببینم تا چه حد درسته !
حالا به نظر شما که منظورم رو فهمیدین اون صافی چی میتونه باشه ؟!
آقای عبدی مایلم جواب شما رو هم بشنوم .
با تشکر .
...................................................
عبدی:
خوب شما نظر خوتون را بگوئید مشروط به نظر من یا دیگران نکنید.
۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۲:۱۰ قֽظֽ | Reply
حمید :
یه سوال داشتم ازتون, آیا احمدی نژاد یه پدیده هست (مثل خاتمی) یا اینکه جریانی یا گروه قدرتمندی (از لحاظ نفوذ در قدرت نه لیاقت در انجام کارهای اجرایی) در پشت اون هست که بر فرض کنار رفتن احمدی نژاد عنصر دیگه ای رو جانشین اون میکنه ؟ یعنی با کنار رفتن احتمالی احمدی نژاد در بر همون پاشنه خواهد چرخید یا اینکه میشه انتظار تغییرات گسترده رو داشت.
یه سوال دیگه هم داشتم که فکر میکنم جوابش رو منتشر نمیکنید .............
....................................................
عبدی:
البته اصل سوال را هم منتشر نمی کنم.
اما در باره سوال اول باید گفت لزوما انتظار تغییرات گسترده داشتن از رفتن این افراد نباد داشت زیرا چگونگی رفتن مهمتر از اصل رفتن است.مثلا این احتمال جدی است که با وجود سرائط فعلی وی در انتخابات مجدد پیروز نشود اما جانشین وی هم اگر در چارچوب موجود بیاید کاری متفوت نخواهد نمود.اما اگر از خلال یک جریان اجتماعی تغییری رخ دهد قضیه کاملا فرق می کند.
۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۸:۳۱ قֽظֽ | Reply
میم - جیم :
فکر کنم نتونستم منظورم رو درست بیان کنم .
.
می خوام بدونم کشور ما به دردی یا مرضی یا چیزی شبیه این مبتلا هستش , یا نه , همه چیز داره روال عادی خودش رو طی می کنه ; اگر حالت اول بر قراره , طرح درمانی که شما به عنوان یک کارشناس توصیه می کنین چه چیزی می تونه باشه ؟
نظر شما برای من خیلی با ارزشه !
لطفا جواب من رو بدین . اگر براتون مقدور نیست که داخل سایت جواب رو بگذارین , لطفا maile کنین .
با تشکر .
..................................................................
عبدی:
اگر حال و حوصله دارید طبعا مقاله سرنوشت محتوم و سپس تحلیل درباره نفت را مطالعه کنید نظر مرا در خواهید یافت.
۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۲:۰۸ بֽظֽ | Reply
مریم :
سلام آقای عبدی
با گذشت چند روز از توقیف هم میهن چقدر به رفع توقیف هم میهن امیدوارید؟
آیا میشه به تلاش های خاتمی کرباسچی و عطریان امیدوار بود؟
پیش بینی شما چیه؟
................................................
عبدی:
اگر آقای خاتمی نبود امیدی وحود داشت!!! فارغ از این نکته چون توقیف را با هیچ استدلال حقوقی و حتی شبه حقوقی نمی توان توجیه کرد و نیز اتحادی هم در طرف مقابل در این مورد خاص نیست لذا رفع توقیف محتمل است اما به شرطی که پیام توقیف دریافت شود.شاید آقای کرباسچی حاضر به دریافت این پیام نشود.
۱۷ تیر ۱۳۸۶ ۳:۲۲ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/597