آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۱۵ تیر ۱۳۸۶

استنتاج از چند رخداد

يكي از مواردي كه معمولاً رعايت مي‌كنيم، تفسير خبر در ذيل تحليل از پيش داشته است. گرچه آن تحليل به نوبه خود متأثر از اخبار بوده، ولي چنين نيست كه براي هر خبري، فوراً تحليلي جديد ارايه كنيم، بلكه تحليل ها معمولا در طول زماني معين ، ثابت بوده و تغییر نمی کنند و اخبار به دست آمده در ذيل آن تحليل فهم و جذب مي‌شوند. البته اگر تحليل غلط و غيرواقعي باشد، قادر به هضم همه اخبار نخواهد بود. با وجود اين، زماني مي‌رسد كه برخي خبرها به نوعي نشانگر تغيير شرايط و در نتيجه تغيير تحليل نيز هست. گرچه اين تغييرات ممكن است ريشه‌اي نباشد، ولي مهم است.
با اين توضيح به نظر مي‌رسد كه جناح حاكم در برداشت و استنباط خود از امور دچار تغييري ملموس شده است كه اين تغيير تا حدي اهميت دارد. براي اين ادعاي خود، چند رويداد را كه به ظاهر با هم ارتباط چنداني ندارند، مرور مي‌كنيم:
ـ سهميه‌بندي بنزين در سياست جناح حاكم جايي نداشت، اما به يكباره ورق برگشت و بر خلاف قبل چنان از اين سياست دفاع شد كه آن‌را جزو خطوط قرمز و تصميمات مقدس قرار داده‌اند.
ـ سياست مذكور در پي توافق با آژانس هسته‌اي براي حل مشكلات في مابين بود. در حالي كه تصور مي‌رود اين مشكلات حل نخواهد شد (حداقل در اين مدت زماني) و لذا مي‌توان نتيجه گرفت كه هدف اصلي از این توافقات صرفا به تأخير انداختن اقدامات شوراي امنيت عليه ايران براي مدت معيني است.
ـ اظهارات نماینده مدافع سياست‌هاي دولت در مناظره با دكتر ستاري‌فر(در یکی از شبکه های سیما) مبني بر اين كه در شرايط جنگي هستيم (البته نه به معناي جنگ دهه 60)نکته ای بود که کمتر مورد توجه قرار گرفت.و در همين رابطه، رئيس مجلس هم در دفاع از سهمیه بندی، مصرف كمتر بنزين را از همين زاويه مورد توجه قرار داد كه وابستگي ما به غرب كمتر مي‌شود.
ـ نحوه برخورد با نامه اقتصاددانان، نشان از نوعي عقب‌نشيني و حتي استيصال و يا از دست دادن اعتماد به نفس جناح حاكم يا تشديد شكاف در درون آنهاست. اقتصاددانانی كه سال گذشته پس از نوشتن نامه ای با انواع اتهامات مواجه شدند، امسال كارت دعوت دريافت كردند و در چند برنامه حرفهاي خودشان را هم زدند و چنانچه مشاهده مي شود، نتيجه مناظره هم مطلقاً به نفع دولت نبوده است.
ـ اتفاقات پس از سهميه‌بندي بنزين بيش از پيش اعتماد به نفس و روحيه جناح حاكم را تخريب كرد. مهم‌تر از آن اغتشاشات، مي‌توان به ارسال جوك مشهور از طريق sms اشاره كرد كه به نظر من اين جوك، چنان ويرانگر بود كه نمي‌توان تا مدتها كمر از زير ضربه‌اش راست كرد. ساختار اين جوك و ظرف زماني و شيوه انتقال آن بيش از هر چيز ديگري مي‌تواند حكومت را عصباني كند.
ـ توقيف هم‌ميهن را تا حدي مي‌توان پاسخ رواني به اين اوضاع دانست، زيرا استدلالي كه براي اين توقيف ارايه شده است، موجب مي‌شود كه شنونده حقوقدان در بهت و حيرت فرو رود و دهانش از تعجب باز ماند و برای درک یا نقد چنین حکمی قدرت تكلم از وي ستانده شود.
- نظر سنجی ارائه شده در سایت بازتاب که نشان دهنده پشیمانی گسترده کسانی بود که در سال 84 به فرد پیروز رای دادند و نیز اصرار افراد مخالف این گروه بر درستی موضع پیشین خودشان، بیش از پیش موجب از میان رفتن اعتماد به نفس و نیز بروز عصبانیت در گروه حاکم شده است.
ـ در اين ميان انتصاب سخنگوي دولت حلقه پاياني اين تحول است(البته تا كنون). كساني كه چنين انتصابي را كردند، خوب مي‌دانستند كه يكي از ايرادات به سخنگوی دولت، هنگام اخذ رأي اعتماد تعدد مشاغل بود، حال چگونه مي‌توان شغل جديدي را به وي داد كه قبلاً يك فرد نظامي، تمام‌وقت عهده‌دار آن بوده؟ انتصاب آنقدر غلط بود که روزنامه کیهان هم اعتراض می کند.وقتی كه آشپز هم صدايش از شوري اين آش درمي‌آيد و اعتراض مي‌كند، روشن است كه موضع بقيه چيست. اما اين انتصاب چه معنايي دارد و چرا رخ داده است؟
يك دليل آن به ته ديگ خوردن كفگير است. واقعاً اگر گروه حاكم نيروي كافي داشت، چرا بايد اين همه مسئوليت و شغل را بر عهده يك نفر بگذارد؟ به‌علاوه، اگر نيرو داشت، آنها مدعي و طلبكار هم بودند و با انتصاب آنها، يكي از بدهي‌ها را مي‌پرداختند. بنابراين كفگير به ته ديگ خورده و فرد ارزشمندي حاضر نيست خود را بيش از اين همراه سياست‌هاي حاكم كند.
دليل ديگري هم مي‌تواند وجود داشته باشد. سياست سهميه‌بندي و اقرار به شرايط جنگي، موجب اهميت يافتن جايگاه قاچاق كالا و ارز مي‌شود و روشن است كه مدیریت چنين جايگاهي را بايد در نزديكترين دايره حفظ كرد. هم وضعيت اطلاع‌رساني آن تحت كنترل باشد و هم امور ديگر اين كار براي دولت آنقدر اهميت دارد كه انتقادات ناشي از انتصاب فرد چند شغله را ، به جان بخرد.
بنابراين و بر اساس اين تحليل بايد گفت كه سياست حاكم از يك سو خود را براي ورود به شرايط بحراني آماده مي‌كند و از سوي ديگر اعتماد به نفس خود را از دست داده و تا حدي عصباني هم به نظر مي‌رسد و نیز اعتماد آنها به افراد در حال محدود شدن به حلقه محدودی است. اگر اين تحليل درست باشد، بايد پذيرفت كه شرايط، شرايط خوبي نيست.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

محسن عسگری :

اگر به این موارد فشارهای بین المللی در زمینه انرژی هسته ای و حقوق بشر را نیز اضافه کنیم و تحولاتی که در منطقه در حال وقوع است مانند آنچه در فلسطین و عراق می گذرد به راحتی می توان دریافت ایران در نظام بین الملل کاملا منزوی شده و هیچ شریک استراتژیکی در جهان ندارد. در داخل نیز شکاف میان مردم و مسئولان بسیار زیاد شده است و مردم بسیار عصبانی هستند. با کوچکترین تلنگری با هم درگیر می شوند. در این شرایط است که تهدیدات خارجی اثری دو چندان می یابد.

۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۱:۲۹ بֽظֽ | Reply

rahmat :

جناب عبدی با سلام
در اشاره به توقیف روزنامه هم میهن مرقوم فرموده اید " زیرا استدلالی که برای توقیف ارایه شده است موجب میشود که شنونده حقوق دان در بهت و حیرت فرو رود و ................. "
بنظر من اگر غیر از این آقایان انجام دهند باید حیرت کرد اصلا بنظر میرسد که آقایان نمیتوانند مردم را در آرامش ببینند تصور بفرمائید در شرایطی که کشور ما به هزار و یک دلیل که یکی از آنها دشمن تراشی خود آقایان است ( یک نمونه هولوکاست ) مورد هجوم شدید تبلیغاتی غرب و کشورهای همسایه عرب قرار دارد آقایان به طرق مختلف در زندگی خصوصی مردم دخالت میکنند و انتظار دارند که همه مانند آنها فکر کنند لباس بپوشند زندگی کنند و ............
هیچ آدم عاقلی در یک زمان در چند جبهه مبارزه نمیکند اما آقایان دوستان را هم جزء اگر نگوئیم دشمنان جزء مخالفان قسم خورده میدانند و هر روز برای بدنام کردن آنها یک برنامه جدید میچینند نمونه آن آقای خاتمی است که به دور دنیا راه افتاده و برای کشور و آقایان آبرو داری میکند و در مقابل برای بی آبرو کردن او تحت هیچ شرایطی کوتاهی نمیکنند و یا آنچه با آقای هاشمی رفسنجانی میکنند .

رحمت

۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۲:۰۱ بֽظֽ | Reply

ماه فروغ :

با سلام
جناب عبدی عزیز - آنچه فرمو ده اید کاملا" درست است و شرایط جنگی مورد نظر گوینده آغاز شده است .
اما این شرایط را نمیتوان به تغییر نگرش جناح حاکم محدود کرد و با توجه به حمایت قاطع کلیت حکومت از دولت مخصوصا" در رابطه با جیره بندی بنزین میتوان نتیجه گرفت که نظام با تصمیم مشخص به استقبال این وضع میرود و اکنون میتوان شمارش معکوس را مشاهده کرد .
دلیل دیگر آن راه اندازی شبکه تلویزیون press tv میباشد که فقط به کار تبلیغات جنگ میآید .
متاسفانه در طرف مقابل هم تحرکا تی که در جریان است این را تا یید میکند از جمله گرد همایی اخیر ریاض - آماده کردن افکار عمومی غرب و اظهارات اخیر سناتور لیبرمن و دیگر ان .

آری - وطن در خطر است - کاش معجزه ای باعث دفع خطر شود - کاش ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۲:۲۶ بֽظֽ | Reply

رضا :

با سلام
1-این عدم اعتماد به نفس مدتی است بسیار گسترده شده و دیگر از آن ژست های سرشار از غرور روزهای اول خبری نیست. حتی این عدم اعتماد به نفس در رده های دیگر نظام هم مشاهده می شود.
2-این عدم اعتماد به نفس نوید انتخاباتی بسته را می دهد که یا ردصلاحیت ها گسترده خواهد بود یا دخل و تصرف در نتایج که دومی بسیار خطرناک تر است زیرا چنین امری به صورت گسترده تا کنون رخ نداده و اگر اتفاق بیافتد می توانیم منتظر انتخابات هایی چون سوریه در ایران باشیم.
به نظر شما احزاب چگونه می توانند مانع حرکت به این سو شوند؟
3-با توجه به شرایط اقتصادی که آقای احمدی نژاد مسبب آن است ،هم اکنون پاشنه ی آشیل حکومت قیمت نفت است که آن هم کما بیش در اختیار آمریکاست و در صورت لزوم می تواند فشار سنگینی به حکومت وارد کند.
با سپاس
.......................................................
عبدی:
این که گفته شود قیمت نفت در در اختیار آمریکاست در واقعیت خارجی وجود ندارد.

۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۲:۵۵ بֽظֽ | Reply

ابوذر :

در نظامهاي پوپوليستي بايد به طريقي مردم سرگرم باشند . بامطالعه كتاب مزرعه حيوانات درخواهيد يافت كه دشمن خارجي براي به وحدت رساندن ترسوها و سركوب آزاديخواهان لازم است . ايجاد شرايط بحراني و بوجود آوردن دشمن فرضي از شاهكارهاي اين نوع رژيمهاست .
انرژي هسته اي / هلوكاست / تعطيلي روزنامه ها / همه براي اين است كه ديگران موضع بگيرند وآنگاه اظهار كنيم نگفتيم دشمن در كمين است /
چرا نگران تعطيلي روزنامه ها هستيم روزنامه هايي كه بغير از قانون مطبوعات با تلفن از حق تحليل جنگ آمريكا و طالبان و جنگ آمريكا و مرتجعين در عراق / حق تحليل انرژي هسته اي / حق تحليل جنگ 8 ساله ايران وعراق / حق چگونگي برخورد بااراذل واوباش / وخيلي موارد ديگر محروم می شوند به چه درد ميخورند
اگر در آرشيو آخرين روزنامه صبح امروز را داريد آنرا اسكن كنيد تا همگان آن عكس را همراه آقاي اسپري بدست وجمله نگارش شده را هرچند روز براي تنوير افكار عمومي پخش فرمائيد

آن جمله چند كلمه اي چندين غلط داشت ومشخص بود كه بيسوادها مخالف روزنامه هستند آنهايي كه منطق وسواد كافي براي پاسخ به سوالات راندارند صورت مسئله را پاك ميكنند .

۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۳:۳۲ بֽظֽ | Reply

رضا :

باسلام
حقیقتا انسان گریه اش می گیرد که در چنین اوضاع و احوالی که بر ملک و ملت می گذرد ؛ اصلاح طلبان ناجی کشور ! شعارها ،اولویت ها و دغدغه هایی از این جنس دارند :
1) سلامتي دبيركل سازمان مجاهدين :"خود را نماينده قشر متوسط و محروم جامعه مي‌دانيم " (این شعار را قبلا رئیس دولت مطرح کرده است به دنبال چیز جدیدی باشید)
2) مصطفي تاج‌‏زاده : "معتقديم با پيوستن كروبي، «انسجام اصلاح‌‏طلبان» كامل خواهد شد و با حمايت هاشمي نيز مي‌‏توان «انتخابات سالم و عادلانه» را به طور نسبي تجربه كرد "( مانند انتخابات ریاست جمهوری نهم و شورای شهر سوم !)
3)محمد خاتمي : "در ايران به بركت انقلاب و استقرار جمهوري اسلامي، همه ساله يك انتخابات داريم" ( و از برکت این انتخابات ها رئیس دولتی چون دکتر احمدی نژاد)
در ضمن به حاکمیت برای داشتن چنین اپوزیسیونی تبریک می گویم !

۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۳:۴۹ بֽظֽ | Reply

:

زياد آسمون و ريسمون كرده اي . قبلا يك بار در مصر پس از ملاقات با عمروموسي كه حسابي جنابعالي و ساير خبرنگاران را مغلوب مهارت خود نمود اعتراف كردي كه روزنامه نگار نيستي نميدانم آيا اعتراف ميكني كه سياست هم نميداني؟.
......................................................
عبدی:
خوب بود اسم شریفتان را هم مرقوم می فرمودید تا تجدید خاطره ای باشد.اما آقای عمر موسی آن موقع وزیر امورخارجه بود و به این صفت سخن می گفت و دلیل نداشته که پس از دبدار با وی چنین چیزی را گفته باشم.اما مهم نیست اگر چنین چیزی را گفته باشم احتمالا مطلب را نگرفته بودی.با این حال اگر مشکل با اعتراف کردن من حل می شود بله اعتراف می کنم.!

۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۴:۱۲ بֽظֽ | Reply

سعید-پ :

با سلام
شرایط را بسیار جالب توضیح داده اید. آری واقعن ما در شرایط جنگی هستیم. تمامی دوستان من که مسائل ایران را بصورت ناظر معمولی وعام دنبال میکنند میپرسند برای دوره جنگ چه برنامه ای دارم. منظور این است که درست یا غلط، افکار عمومی جهان به این نتیجه قطعی رسیده است که ایران به زودی در جنگ خواهد بود و اگر این اتفاق نیفتد (که بسیار بعید است) ایران خیلی شانس آورده.
سوال من این است که چطور دولت در عرض 2 سال توانسته دنیا را به این حد علیه خود بشوراند. واقعا ما شالله. البته از حرفهای آقایان یاد روزگار شاهی می افتم. هر چند آن موقع را درک نکردم ولی آنچه از تاریخ نوشته ها بر می آید، گویا تاریخ در حال تکرار است. بقول خود شما بعد از سهمیه بندی مردم اولین علامت های سنگین را دادند. علامت استکبار خونخوار جهانی هم که مدتی است اعلام وصول شده. اعلام خطر اقتصاد دانان هم که رسیده.

۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۴:۵۹ بֽظֽ | Reply

امید :

چه باید کرد؟

امید
سؤالات زیادیست که ظاهرا جواب مشخصی ندارد ... سؤالات زیادتریست که با وجود داشتن جواب سالهاست به دلایل عدیده بلا جواب مانده..... و سؤالات دیگریست که جواب آنها به آینده موکول شده تا "زمان" خود جواب گو باشد! ولی یک سؤال , از دل اینهمه سؤال هر روز و هر لحظه و همیشه خودش را از خلال تمام روز مردگیها به ما تحمیل کرده ... ""چه باید کرد؟""
در این بین افراد زیادی هم همچون من , بلاتکلیف در حالت تعلیق بسر برده .... مرتب از همدیگر می پرسند "چه باید کرد؟".... زمان انتخاباب است, چه باید کرد؟... زمان انتصاب است, چه باید کرد؟ ... زمان بعد از تشکیل دولت یکدست شده است , چه باید کرد؟.... زمان سهمیه بندی و روشن نبودن نرخ آزاد بنزین , چه باید کرد؟ .... روزنامه ی هم میهن را بستند , چه باید کرد؟... دانشجویان هنوز بدون دلیل موجه در زندانند, چه باید کرد؟.... اجناس روز بروز گرانتر و گرانتر میشود و خدرت خرید کمتر و کمتر , چه باید کرد؟...
ظاهرا این سؤالات به تعداد آدمهای روی زمین ضربدر مناسبتها , هر روز میشود و به همان تعداد هم جواب دارد!! ...ولی بعضی ها به این "چه باید کرد" جواب محکم نمیدهند! نمیدانم ؛ شاید چون حس میکنند جوابش در این شرایط عملی نیست ... بعضی ها جواب نمیدهند چون احساس میکنند جوابشان جرم محسوب میشود.... بعضی جوابشان به چه باید کرد را عملی میگویند بدون اینکه دیگران را با خود همراه داشته باشند.... و بعضی هم منتظرند ببینند جواب دیگران به این سؤال چگونه است ! ... به هر حال متاسفانه در این زندگی اجتماعی که تار و پودش با مناسبات فرهنگی , اقتصادی, سیاسی , هنری, ... به هم بافته شده به راحتی نمی توان نشست کنار و رفت دنبال کار خود... پس چه باید کرد؟
بهتر است ضمن پذیرفتن قطعنامه ها و بوجود آوردن فضای آرام , ما نیز با توسل به قطعنامه های بین المللی , از تعلیق در آمده شروع به غنی سازی چسب بین خود کنیم!! ... ولی چگونه؟
بنظر میرسددر این برهه حساس هر کس بهتر است کلاه خودش را قاضی کرده و در عرفات مجازی خودش برای خودش و فردایش تصمیم بگیرد.... به شرط اینکه بعد از تصمیم و تحلیل اوضاع (در صورت رسیدن به نتیجه) نظر خودش را نسبت به این سؤال به اطلاع دیگران هم برساند!! تا آب به آب بخورد , و چه باید کرد زور بر دارد و از دل این جوابها , "چه باید کرد" نهایی و اصولی و منطقی و شدنی و همه شمول . ... متناسب با شرایط بین المللی بیرون آمده , مشکلات را یک به یک و اینبار قدم بقدم , از سر راه بردارد....
و اما جواب شخصی من به این سؤال معروف " چه باید کرد؟"
برای بستر سازی بهتر جواب "چه باید کرد؟" , در ابتدا بهتر است لیست" چه نباید کرد؟" ها قطعی ترخود را به اطلاع شما برسانم:
نباید تعاریف , تفاسیر , ... و تشخیص اشتباه بیماری را هم چنان دنبال کرد.... نباید دروغ را به هیچ وجه من الوجوهی وارد مناسبات خود کرد... نباید تاریخ گذشته و تجربیات نهفته در آن را تحریف کرد... نباید با افراد ناسالم و مصاحب ناجنس , هم نشینی کرد... نباید بی تفاوتی را در ارتباطات خود برگزید ... نباید اجازه داد از یک سوراخ دو بار بگزندمان ... نباید از حق و حقوق شناخته شده و قانونی خود به راحتی صرف نظر کرد ... نباید .... چون ما به همان اندازه که مسؤل اعمال و رفتار و کردار خود هستیم , مسؤل اعمال و رفتاری که انجام نمی دهیم هم هستیم! مثلا اگر حادثه دیده ای احتیاج به کمک ما داشت , وبما التماس کرد و ما هم احتیاج او را دیدیم ولی باز کمکش نکردیم , ما به لحاظ اخلاقی در برابر این انجام ندادن هم به همان اندازه ی زیر پای کسی را خالی کردن .... جیب کسی را خالی کردن .... مغز کسی را خالی کردن ....مقصریم , اینطور نیست؟...
و اما با این وجود و با این تحلیل که بنظر میرسد جناح حاكم در برداشت و استنباط خود از امور دچار تغييري ملموس شده است كه اين تغيير تا حدي اهميت دارد. چه باید کرد؟
بنظر من در ابتدا بهتر است این سؤال از طرف ما تغییر کند به "چه بهتر است کرد؟" تا بار استبدادی "باید" و نباید" آن کمتر شود!! چون نمیتوان با استفاده از همان کلمات مورد استفاده "استبداد" به انتظار "آزادی" نشست.
بهتر است هر کس در درون خود بکاود و ببیند از کدام نقطه , در کدام زمان , از خط راست و نقطه مختصات مطلوب دچار انحراف شده است؟ آیا از نقطه ی اعتماد بیش از حد به افراد و جریانات , منحرف شده ؟ ...یا از نقطه ی ظاهر بینی محض؟ ...یا از نقطه ی عشق مطرحی؟ .... من خودم فکر میکنم از نقطه "واقعی" دانستن جنگهای "زرگری" به انحراف کشیده شده ام... بنابراین جواب من به آن سؤال تبدیل یافته به, " چه بهتر است انجام دهیم؟ " اینست که تشخیص دهیم که کدام جنگ واقعیست و کدام جنگ زرگری؟ ولی باز چگونه؟
این طرز نگاه شاید بتواند کمک کند که هیچ صیادی تا بحال پیدا نشده که به صیدش گفته باشد بیا تا من کلاه گشاد خود را بر سرت بگذارم ! شده؟ ...معمولا کلاه گذار اول منتظر بادی می نشیند , یا اگر نیامد بادی را خودش ایجاد میکند (جنگ زرگری) تا (اگر کلاهی بر سرصید مانده) باد ببرد... و بعد از اطمینان به بی کلاهی , سرمایی , گرمایی , انفجار نوری , ایجاد میکند تا احساس ضرورت کلاه مجدد در شما ایجاد شود....آن وقت کلاه بدست جلوی شما ظاهر میشود.... با تبلیغ , یا بدون تبلیغ , و معمولا با عنوان خیر خواهی!! و یا ... تنها با حرکت دادن کلاهش به شما!!...
بی دلیل نبوده که بزرگترها از بچگی به بچه ها یاد میدادند که : بچه ! مواظب باش کلاهت را باد نبره! ... یا: باد میاد , مواظب کلاهت باش!....یا : نصر من الله و فتح القریب , چشماتا باز کن , ندهند فریب!! .... چون میدانستند که وقتی بی کلاه شدی, بی فرهنگ شدی , بی کس و کار شدی , بی هویت شدی , بی بنزین شدی, بی سلاح شدی , بی چاره شدی , مستاصل شدی, درمانده شدی, ...بی کارشناس شدی,... سر و کله ی کلاه گذاران پیدا میشود ... پس بهتر است اول کلاه خودمان را بچسبیم و اجازه ندهیم بادهای در حال وزیدن , آنرا ببرد.... بعد به هر صورت و محکی شده , جنگ زرگری را از جنگ واقعی تشخیص دهیم؛ در این تشخیص چاره ای نداریم (سؤال و سؤال یکی از آن سنگهای محک تشخیص است پس بپرسید و بپرسید) ... بعد از این تشخیص , که امیدوارم درست صورت گرفته باشد , بهتر است به کمک مطالعه در تاریخ و روانشناسی و جامعه شناسی و .... بادشناسی و کلاه شناسی و بازاریابی , برسیم به این جواب اینکه:" بهتر است چه کرد!!" و "چه بهتر است نکرد". و این مهیا نمیشود مگر صرف عمر و بدست آوردن پیری!! ... باز به همین دلیل توصیه به جوانان شده که : بی پیر مرو تو در خرابات ؛ هر چند سکندر زمانی .... ولی دیگر چه فایده؟ و کو گوش شنوا؟ تو را راحت old fashion مینامند و ..... و هر جوانی دوست دارد تا خود سختی سنگ را با سر خود تجربه کند!!.... و این چنین است که این سیکل هرج و مرج - انقلاب - استبداد همچنان تا به امروز بابرجاست ....پس چه باید کرد؟
بهتر است برای شکستن این سیکل زودتر از موقعی که من از چند و چون کودتای 28 مرداد باخبر شدم ( چندین سال بعد از انقلاب 57 ) وقتی آبها از آسیاب افتاده بود!! یعنی همین امروز , جوانان را از چند و چون و زیر و بم مسایل انقلاب 57 آگاه کنیم, تمام تجربیات خود را به جوانان خام و جویای زندگی بهتر امروز بدهیم تا آنان , قبل از دزدیه شدن منار.... قبل از آنکه دیر شود و پیرشوند به جواب آن "چه بهتر است کرد؟" اصلی خود برسند.... آقای عبدی شما به سهم خود حاضرید تمام تجربیات خود را قبل از موعد بلا استفاده شدن خاطرات و تجربیات , آنها به اطلاع جوانان امروز و آینده سازان فردا برسانید؟ اگر بله لطفا کمی محافظه کاری را کنار گذاشته و از منظر خود به ما و جوانان دیگر بگویید در این شرایط امروز, بنظر شما چه بهتر است کرد؟

۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۵:۱۲ بֽظֽ | Reply

امید :

پیشنهاد ایجاد اتاق ثبت رویا
-----------
امید
یکی از عوامل پیشرفت و پسرفت جوامع بشری را داشتن یا نداشتن "قدرت رویا" در آن جوامع ذکر میکنند... معتقدند: این رویاست که شور و انگیزه ی حرکت را برای همه ایجاد کرده و میکند... این رویا بوده که هلیکوپتر , هواپیما , کشتی, اتومبیل , قطار ,.... رادیو , تلویزیون , ... انترنت را ساخته ... رویای زندگی راحت , رویای داشتن خانواده , رویای ارتباط سریع با همه , رویای غذاهای بدون استخوان , میوه های بدون هسته و گلهای بدون خار و ... رویای داشتن مسؤلان بدون عقده و جوابگو , بدون کمبود , بدون اعتیاد به داشتن دایم العمر قدرت و پول و زحمت دیگران , ... رویای جامعه ی مملو از عشق , شور , نشاط ...
معتقدند همه ی پیشرفت بشر نه از داشتن "جبر" که ناشی از داشتن "اختیار" و حق آزادی بوده ... و در رویا بر خلاف دنیای واقعی, همه چیز آزاد , دیدنی... وطبیعیست!! حتی چیزهای غسل دار و غیر قانونی که در عالم واقع ممکن است مشمول شلاق و مجازات شوند!!
با استفاده از این فرضیه یکی از تکنیکهای بکار رفته توسط افراد و موسسات موفق , ایجاد اتاقهای رویاست. این افراد و موسسات خواهان پیشرفت و آگاه به خصوصیات انسان و آشنا به چگونگی ارضای حس تنوع طلبی انسانها و کسب سود , اتاقهای زیبایی ساخته , از افراد درخواست میکنند (با دادن مزایایی!!) درون آن اتاقها چند لحظه ای را به بهترین نحو سر کرده , به رویا بپردازنند !! و در آخر رویاهای خود را در دفتر یادبود آن موسسه یادداشت کنند ... شرکت آمریکایی مک دونالد یکی از این موسسات موفق است که معتقد است سهم بسیار زیادی از موفقیتش , مرهون و مدیون اطلاع ازرویاهای مشتری هایش بوده است!!
الغرض پیشنهاد میکنم سایت آینده نیز برای خود اتاقی باز کند تا هر کس بتواند رویاهای معقول و غیر معقول خود را در آن در این روزهای حساس برای ساختن آینده یادداشت کند و ... از این راه به مسؤلان آینده بدون چشمداشت کمک کند تا آنان بتوانند راحتتر و مناسبتر بر اساس واقعیتهای موجود و رویاهای معقول و شدنی مردم , برنامه های کاری خود را تنظیم کنند و خدای نکرده بی گدار به آب نزنند!!....
برای شروع , رویای امروز خود را برای شما می نویسیم.
رویای من اینست که بتوانم روزی توسط رنگ رخساره , از سر ضمیر تصمیم گیران در مورد سرنوشت خود با خبر شده , درون فکر و نیت آنها را از پس حرفها و ادعاها ببینم .... رویای روزی را دارم که میکروفونها نیز هوشمند شده , وقتی مسؤلان در آن دروغ میگویند , بوق زده , دروغ گفتن آنها را به همه اعلام و آنها را درجا رسوا کند..... رویای روزی را دارم که وسیله ای ساخته شود تا بتواند اثر کار و تلاش و عرق ریختن , یا اثر تقلب و کلاه گذاری ....را بر انباشت ثروت ثروتمندان نشان دهد ... رویای من اینست که آینده مثل گذشته نباشد ...

۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۵:۲۲ بֽظֽ | Reply

هادي قرباني :

البته من فكر ميكنم كه توقيف هم ميهن دليل ديگري نيز ميتواند داشته باشد. اگر توقيف چند روز پيش هم ميهن را دركنار رفع توقيف چند ماه پيش آن قرار دهيم(كه خود ماجراي عجيب و غريبي بود ) ، شايد بتوان اينطور نتيجه گيري كرد كه آنها دنبال نوعي استاندارد سازي از اصلاح طلبان و اصلاح طلبي هستند. در واقع وقتي مي بينند كه نميتوانند اصلاح طلبي را ريشه كن كنند و پيروزي صد در صدي داشته باشند ،با اين سفت و شل كردن ها ، قصد فرستادن اين سيگنال را دارند كه ما فعاليت شما اصلاح طلبان را به رسميت ميشناسيم اگر و فقط اگر در چارچوب اين محدوده ي ترسيم شده ، قرار داشته باشد. بعضي اظهارات سران جبهه مقابل در برسميت شناختن حق فعاليت سياسي اصلاح طلبان و يا دفاع از تحزب را نيز ميتوان ناظر به اين استدلال دانست.
در مورد مسئوليت ستاد مبارزه با قاچاق كالا و ارز ، با شما موافقم و من هم فكر ميكنم كه دايره محارم روز به روز تنگ تر ميشود. اين پروژه ( شايد هم پروسه ) ابتدا از كمتر خودي ها شروع شده بود و افراد منتسب به اصلاح طلبان حكومتي و نزديكان آقاي هاشمي را در بر ميگرفت ولي آتش آن كم كم دارد دامن افراد خودي را هم ميگيرد . كافي است توجه كنيم كه رئيس سابق ستاد مباررزه با قاچاق كالا سردار نقدي از نزديكان به مقامات عالیه بوده است ، منتها در اين شرايط يك اشتباه كافي است تا فرد را از دايره افراد كاملا خودي به بيرون پرت كند. در انتها بايستي اضافه كرد كه خوشبختانه يا متاسفانه امسال ( سالي كه از مهر شروع ميشود ) سال حساب پس دادن است. دولتي كه با وعده ساختن بهشت و از فقر در آوردن مردم با ستاندن حق آنان از هيولاهاي مافيايي ،‌ سركار آمده بود ، امسال به نقطه مشخصي از عملكرد دوساله خود در عرصه هاي مختلف ميرسد. بدبختي دولت وقتي آشكارتر ميشود كه توجه كنيم كه تمامي اين عرصه ها به مانند قانون ظروف مرتبطه عمل ميكنند و شكست در يك عرصه ، به شكست در عرصه هاي ديگر نيز كمك ميكند. و البته نكته مثبتي كه شايد بتوان مشاهده كرد اينست كه از اين حالت معلق و بقول سعيد حجاريان (( غني سازي در تعليق )) درمي آييم . نه تنها در عرصه سياست خارجي بلكه در ميدان امور داخليه نيز ، ساختار سياسي بايستي تكليف خود را با خيلي مسائل روشن كند . گفتمان مبهم و دوپهلوي فعلي ( مخصوصا در زمينه احترام به مردم و حقوق آنها ) قطعا تاريخ مصرف خود را از دست داده است.
فسانه گشت و كهن شد حديث سكندر
سخني نو آر كه حلاوتي است دگر
به اميد آنكه سال 86-87 به نقطه عطفي مثبت در تاريخ ما بدل شود.

۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۵:۲۵ بֽظֽ | Reply

كورش :

با درود
در فيزيك و علوم تجربي تحليل و مدل سازي پديده‌ها وقتي به كار مي‌آيد كه بتوان با آن رفتارهاي آينده سيستم را پيش‌بيني كرد و گر نه شما با داشتن تعداد زيادي پارامتر مي‌توانيد هر پديده‌اي را توجيه و توصيف كنيد كه البته فقط همان پديده را توجيه مي‌كند و از پيش‌بيني عاجز است.

البته در پديده‌هاي اجتماعي كار به اين سادگي نيست كه با دادن يك مدل بتوان آينده را به خوبي پيش‌بيني كرد اما اينكه راجع به آينده هم نتوان حرفي زد آن وقت فايده علوم انساني و اجتماعي چه خواهد بود؟

من يك متخصص علوم طبيعي هستم و شايد نگاه من به پديده‌هاي اجتماعي هم تحت تاثير تخصص من باشد اما اينطور هم نيست كه از علوم انساني و اجتماعي چيزي ندانم. حداقل با روانشناسي و روانشناسي اجتماعي آشنايي زيادي دارم.

اين مقدمه براي اين بود كه نكته‌اي را يادآور شوم. در اين چند سال اخير خصوصا از دو سال پيش تمامي همت تحليل‌گرهاي ايراني به اين معطوف شده است كه نيات مخالفان اصلاحات در ايران رو پيدا و تحليل كنند، و نكته جالب اينجاست كه اغلب تحليل‌ها هم شبيه به هم هستند و تقريبا همه متفق القول هستند. (البته اين برداشت من است شايد هم صحيح نباشد.) اما همه آنها يكباره با يك عمل دولت يا يك خبر غافلگير مي‌شوند. نمونه‌اش همين سهميه بندي بنزين بود كه قبل از اون هيچ‌ كس آنرا پيش‌بيني نمي‌كرد.

من به هيچ وجه اين موضوع را نمي‌توانم قبول كنم كه اين دولت بدون عقلانيت عمل مي‌كند، هر چند كه نتايج اعمالش به ضرر جامعه يا كشور و يا حتي خود آنها باشد. بنابراين بايد بتوان رفتار آينده دولت و حكومت را بر طبق اين عقلانيت پيش‌بيني كرد. اما من كمتر مقاله يا يادداشتي را ديدم كه پيش‌بيني كرده باشد. البته اگر هم پيش‌بيني در كار بوده معمولا غلط از كار در آمده.

فرض ديگري هم مي‌توان مطرح كرد و آن اين است كه دولت در ميان تناقض‌هاي زيادي گير افتاده و اين باعث شده كه اعمالش پيش‌بيني ناپذير باشند. با اين وجود كار تحليل‌‌گر بايد مانند يك روانشناس پيدا كردن اين تناقض‌ها و پيش‌بيني رفتار بعدي بيمار باشد.

اما نظر من اين است كه تحليل‌گر هاي ايراني بسيار كم حكومت و دولت را مي‌شناسند و معمولا عكس‌العمل احساساتي به پديده‌ها نشان مي‌دهند. اين آفت سياستمدارها و تحليل‌گرهاي ايراني است كه به نظر من باعث غيرفعال شدن و بي‌تاثير شدن آنها شده است.
اين آفت نه تنها در ميان سياستمدارها به چشم مي‌خورد بلكه اعمال آنها باعث انتشار اين آفت در ميان توده جوان‌ها هم شده است. موضع‌گيري‌ها معمولا احساساتي است تا هدفمند و برنامه‌ريزي شده. گروه‌هاي دانشجويي ما معمولا دچار اين هيجان‌زدگي هستند كه به نظر مي‌رسد كه ناشي از مطالعه كم و شناخت ناكافي است.

كلام آخر:
من شما را از روي نوشته‌هاي شما مي‌شناسم و سايت شما يكي از معدود سايت‌هايي است كه هميشه مي‌خوانم. نوشته‌هاي شما يك ويژه‌گي كم نظير دارد و آن اين‌ است كه سعي شده با كمترين موضع ‌گيري و هيجان‌زدگي نوشته شوند. اما شما هم كمتر راجع به آينده مي‌نويسيد و پيش‌بيني مي‌كند. البته بيشتر از تحليل‌گرهاي ديگر پيش‌بيني مي‌كنيد و اين يكي ديگر از جذابيت‌هاي نوشته‌هاي شماست.

حال با توجه به اين مقاله‌اي كه نوشته‌ايد و متقاعد شده‌ايد كه تحليل‌ها عوض شده است، پيش‌بيني شما از رفتارهاي بعدي دولت چيست؟ آيا دولت تهاجمي‌تر برخورد خواهد كرد و يا عقب‌نشيني مي‌كند؟ و فكر مي‌كنيد در آينده نزديك با چه پديده‌ جديدي روبرو خواهيم شد.
.......................................................
عبدی:
پیش بینی آینده به رفتار بازیگران دیگر هم مربوط می شود که در اینجا بحث نشده.اما تحلیل ارائه شده مقدماتی است کمی صبر کنیم تا شواهد و قرائن دیگر آن را تائید یا رد کنند.

۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۸:۳۵ بֽظֽ | Reply

سلام :

به نظر شما كي ميتوانيم بدون دغدغه نظراتمان را بگوئيم و شما و ديگر همفكران بلاگ نويس و روزنامه نگار و هنرمند و روشنفكر از نوع ديني و غير دينيش ميتوانند بدون ترس از درفش و توقيف و زندان و ............ حرف دل و فكر و نظر سياسي و ديني و............... را بزنند . سوال ديگر من از شما به عنوان يك انقلابي و از كساني كه مستقيم در پيروزي فرشته بر ديو و آمدن بوي گل سوسن و ياسمن و رفتن بوي گل خرزهره بوده ايد اينست كه واقعا هدف از اين انقلاب چه بوده آن همه دليل و شعار كه به نظر من همه سلبي بوده و نه ايجابي و به قول يك از دوستان مشاركتي ما براي انقلاب كردن ميدانستيم كه چه را نميخواهيم ولي نمي دانستيم كه چه ميخواهيم
يك توضيحي بدهيد . اگه سايت نميشه جواب و برام ايميل كن .
........................................................
عبدی:
چرل در اینجا نشود؟ فقط اجازه دهید فرصت و مناسبتی پدید آید تا طی چندین مطلب به موضوع پرداخته شود.اما اجمالا به نوشته حیف و صد حیف (آن بخش که به تحلیل گذشته انقلاب بر می گردد هم می توانید مراجعه کنید)

۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۸:۳۵ بֽظֽ | Reply

اگر جاها عوض میشد؟ :

آقای عبدی
سلام
فکرش را بکنید اگر جای آمریکا با ایران به لحاظ قدرت عوض میشد , فکر میکنید ایران آن موقع با آمریکا در خصوص مساله ی هسته ای چه برخوردی را میکرد؟ آیا باز در مورد مساله ی هسته ای ادعا میکرد که ما خواهان حل مسالمت آمیز مساله اتمی هستیم؟
البته میدانم که شما از این نحو جابجا کردن موقعیتها و نتیجه گیریها خوشتان نمی آید و آنرا مفید نمیدانید! ولی بنظر من بهتر است هر کار میخواهیم انجام دهیم خود را جای طرف مقابل گذاشته و ....
به هر حال نماينده جمهوری اسلامی ايران در آژانس بين المللی انرژی اتمی نتايج مذاکرات هفته آينده با آژانس را برای پرونده هسته‌يی ايران حساس و سرنوشت ساز خواندو توصیه کرد نمايندگان اروپايی بايد از طريق رسانه‌های گروهی واقعيت‌ها را برای مردم اروپا بازگو کنند....
آیا رطب خورده میتواند منع رطب کند؟ آیا وقتی کسی خودش واقعیتهای موجود را به اطلاع مردم خودش هم نمی رساند, چه برسد به غریبه ها میتواند توصیه کند واقعیتهای کشور دیگری را کشورهای اروپایی از طریق رسانه هایشان به اطلاع مردم اروپا برساند؟
باری آقای سلطانيه با اشاره به تلاش ايران برای حل مسالمت آميز مساله هسته‌يی تاکيد کرده اند که گفت‌وگوهای آتی در اين خصوص بسيار مهم است به طوری که نتايج آن روند پرونده هسته‌يی ايران را تحت تاثير قرار خواهد داد.
باز سؤال اول, بنظر شما آیا اگر دولت ایران قدرتمند بود , تلاش برای حل مسالمت آمیز مساله میکرد؟ اگر بلی پس چرا دولت ایران روزنامه ها را بدون تلاش برای حل مسالمت آمیز قضایا صرفا با قدرت خود می بندد؟ زنان را با قدرت خود زندانی میکند؟ اعتراضات را بدون تلاش برای حل مسالمت آمیز آنها تنها با اتکا به قدرت نظامی خود نسبت به مردم ضعیف پاسخ می دهد؟... چرا در مورد مسایل داخلی تلاش به حل مسالمت آمیز قضایا نمیکند؟

۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۹:۵۶ بֽظֽ | Reply

محمد ف :

جناب اقای مهندس عبدی
امروز بسیاری از روان شناسان بزرگترین دشمن اعتماد به نفس را دروغ گفتن میدانند و ما متاسفانه به این درد خانمان پرانداز توجه نمکنیم .
بنده بر این باور هستم هر کسی که دروغ میگوید از اول اعتماد به نفس ندارد نه اینکه اعتماد به نفسش را از دست داده.
بنده میخواهم از جنابعالی بعنوان یک صاحب نظر خواهش کنم اگر ممکن است طی مقالاتی به این پدیده شوم بپردازید
..............................................
عبدی:
چند بار نوشته ام.باز هم چشم.

۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۰۷ بֽظֽ | Reply

:

خسته نباشید
محمدرضا باهنر نایب رییس مجلس :" دوران اين‌که چند نفر از ميان اصولگرايان حرف بزنند و تصميم بگيرند، تمام شده است. "
به نظر شما دوران این که چند نفر برای یک ملت تصمیم بگیرند, کی تمام میشود؟

۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۱۲ بֽظֽ | Reply

علی :

منظور از جوک همون مهریه و ... ایناست؟
راستی شما هنوز هم راه جایگزین مناسبی برای سهمیه بندی اعلام نکرده ایدها!
ضمنا من میگم بهتره لایحه ای در مجلس تصویب بشه که همه پول صرفجویی شده توسط سهمیه بندی بدون کم و کاست صرف حمل و نقل عمومی بشه. اینطوری مردم می فهمن که پولشون مثلا صرف بسیج یا ستاد انتخاباتی فلان آقا نمیشه

۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۴۰ بֽظֽ | Reply

اگر دامن پاک است , چرا فرار؟ :

بن نظر شما یک قاضی با چه نشانه هایی حکم صادر میکند؟
با دید و نگاه یک قاضی و بازپرس و کار آگاه , بنظر شما علت واقعی تعطیلی ده روزه ی کوی دانشگاه و قطع آب و برق و خودداری مدیریت کوی دانشگاه به پاسخگویی در این مورد چیست؟

۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۴۲ بֽظֽ | Reply

فرزاد - ق :

با توجه به این استنتاج :" عقب‌نشيني و استيصال دولت و از دست دادن اعتماد به نفس جناح حاكم" فکر میکنید اوضاع نابسامان فعلی, خود بخودی رو به بهبود تغییر جهت پیدا میکند؟... آیا فکر میکنید نخبه های داخل حکومت , قبل از تشديد بیشتر شكاف در درون دایره ی قدرت , قادرند تصمیم شجاعانه و مبتنی بر تعقلی را برای بهبود اوضاع( اوضاع خود و نه مردم !!) بگیرند؟ ... آیا فکر نمیکنید با یک موج سرکوب دیگر, دولت مستاصل , نمیتواند اعتماد به نفس خود را باز یافته , همانند موارد مشابه قبلی , حمله به جلویی را نیز برای اشغال صندلیهای مجلس جدید پیش بگیرد؟
.......................................................
عبدی:
اگر این تخلیل درست باشد باید شاهد رفتارهای انفعالی و حتی همراه با عصبانیت بیشتری باشیم.

۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۰۱ بֽظֽ | Reply

توصییه های .... :

جدیدا آقای هاشمی رفسنجانی, بدون اشاره به دستگیریها , تضییقات , .....و فشارها بر دانشجویان و دانشگاهیان و بازنشسته کردن استادان منتقد , به‌ دانشگاهیان توصیه کرده اند که با نقادی عالمانه اصل 44 را پیگیری کنند .... ایشان با اشاره به جایگاه دانشجویان و استادان نزد افكار عمومی جامعه , تاكید كرده اند كه دانشگاهیان باید روند اجرای اصل 44 را پیگیری و با مقالات و سخنرانی‌های علمی مردم و مسوولان را ترغیب و توجیه كنند.
به نظر شما با توجه به اولویتهای مهمتر برای این قشر , این توصیه تا چه اندازه میتواند واقعی باشد؟

همچنین آقای هاشمی رفسنجانی بدون اشاره به موانع و محدویتها و اجحافات گذشته درخصوص انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی گفته اند: مجلس پایگاه مهم برای تداوم انقلاب اسلامی و حضور نیروهای متدین و معتدل و نمودی از وحدت نظام است.
به نظر شما این نظر , تا چه اندازه میتواند واقعی باشد؟
هم چنین ایشان از همه دانشگاهیان خواسته اند كه با نشریه‌های عالمانه،‌ مباحث اسلامی نظام در ابعاد سیاسی، اقتصادی و حتی ادبی را منصفانه نقادی كنند كه در آن صورت باعث ارتقای معلومات جوانان كشور و آشنایی آنان با واقعیت‌ها می‌شود.
به نظر شما این ترغیب ایشان , تا چه اندازه میتواند واقعی باشد؟

۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۳۵ بֽظֽ | Reply

رضا :

با سلام
فکر می کنم حد اقل بخشی از پیام من قابل انتشار بود عجیب است که حظف شده!
..............................................
عبدی:
در این موارد لظف کنید پیام قبلی را هم ارسال کنید تا امکان اظهار نظر فراهم شود.

۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۳۹ بֽظֽ | Reply

سپهر :

من استدلال مربوط به هم میهن رو متوجه نشدم. توقیف مطبوعات به دلایل واهی و خنده دار خصوصا چیز جدیدی نیست. و نمی تونم اون رو به عصبانیت دولت جدید ربط اش بدم. توقیف فله ای مطبوعات سال 79 رو یادتون رفته؟ با استناد به قانون پیشگری از جرایم مجرمین خطرناک مصوب سال 1330 دهها روزنامه رو در عرض 3 روز توقیف کردند. استناد به اون قانون به نظر من تفاوتی با این استدلال جدید نداره. همه شون خنده دار و از نظر حقوقی بی معنی هستند. اینها اول تصمیم می گیرن روزنامه رو ببندند، سپس توجیه آن را فراهم می کنند.
..........................................................
عبدی:
به همین دلائلی که نوشته اید.وقتی هیچ دلیل قانونی نمی توان ارائه کرد طبعا آن را به عصبانیت و دستپاچگی می توان ربط داد. برای اتفاقات قبلی هم همین استذلال صادق بود.

۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۴۵ بֽظֽ | Reply

:

و نکته ی مهمتر اینکه شرایط بحرانی از اساس زاییده قدرت گرفتن تفکر حاکم است.
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز

۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۵۰ بֽظֽ | Reply

مسعود صارمی :

آری اینچنین بود برادر!
یکی دیگر از رخدادها درخواست آقای سيد محمدخاتمي در شيرازبود که ایشان حضور همه سلايق سياسي در انتخابات راخواستار شدند :" در ايران به بركت انقلاب و استقرار جمهوري اسلامي، همه ساله يك انتخابات داريم. اين انتخابات بسيار مهم و پايه‌ي جمهوريت نظام ماست.... ما خواهان حضور همه‌ انديشه‌ها و سليقه‌ها در انتخابات هستيم.... به همه‌ مردم به‌ويژه زنان و دختران در سراسر كشور توصيه میکنم با حضور پرشور خود بر حجم، سطح و اعتبار انتخابات بيفزايند......
ولی متاسفانه نگفتند چرا همه ساله پایه های جمهوری کمرنگتر و کمرنگتر و پایه های حکومت پر رنگتر و پررنگتر شده و ....نگفتند این درخواست حضور همه سلايق سياسي در انتخابات را از چه مقام و چه سازمان و جه مجمع و چه اداره ای دارند... بنظر شما این درخواست , درخواست واقعیست یا درخواستی نمایشی و مبتنی بر سیاسی کاریست؟

۱۵ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۵۰ بֽظֽ | Reply

:

برای اینکه مطمان شوید که شرایط , شرایطی خوبی نیست کافیست به خبر روز 14تیر از قول مدیركل مشاوره اجتماعی نیروی انتظامی که از تشكیل تیمهای مداخله در بحران های اجتماعی در سال جاری در نیروی انتظامی خبر میداد توجه بیشتری کرده و فکر کنیم چرا ایشان گفت: " با این تیمها از بروز احتمالی بحران های اجتماعی در جامعه پیشگیری می شود"؟

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۰:۱۱ قֽظֽ | Reply

Amin :

‏سلام جناب عبدي
‏من کاملا موافق هستم که دولت اعتماد به نفس خودشو از دست داده، من يک مثال جالب مي‌خوام براتون بزنم:
‏من ساکن آلمان هستم اينجا خوب دولت کارهاي اقتصادي زيادي براي مردم انجام مي‌ ده که کاملا قابل ديدن هستن و لازم نيست که
‏ دولت بخواد خودشو به مردم نشون بده، اما بر عکس در ايران دولت سعي‌ ميکني‌ به نحوي خودشو مطرح کنه ، يکي‌ از مثالهاي اون
‏مي‌شه به جريان قطار ترانس راپيد ( بين تهران و مشهد )اشاره کرد که کاملا بي‌ اعتماد به نفسي‌ دولت رو نشون ميده
‏. حالا شايد اين سوال مطرح بشه که چرا بي‌ اعتماد به نفسي‌ ؟
‏ساخت يه قطار ترانس راپيد خيلي‌ پر هزينه خواهد بود به طوري که حتي‌ در يک کشور پيشرفته مثل آلمان اين کار به دو دليل انجام
‏نمي‌شه 1) به خاطره هزينه بالا 2) به خاطره احتمال خطر اين قطار در سرعت هاي بالا.
‏ در ضمن همه ی ما خوب ميدونم که کشور ما از لحاظ راه اهن يکي‌ از ضعيف ترين کشورهاي در حال توسعه به حساب مياد،
‏چرا دولت اين پول رو صرف افزايش خطوط راه اهن نميکنه ؟ چرا ترانس راپيد ؟
‏به نظر من اين فقط يه دليل داره اون هم اين که دولت مي‌خواد قدرت خودشو به مردم نشون بده، يعني‌ مي‌خواد به مردم ثابت کنه
‏که مثلا ايران هم الان جز معدود کشورهاي داراي قطار ترانس راپيد هست، که اين خودش يک طنز کاملا تلخ خواهد بود.
‏اين که دولت مي‌خواد خودشو اين طور به مردم نشون بده و کارهاي خودشو بزرگ نشون بده چيزي جز کمود اعتماد به نفس بين مديران
‏ارشد نيست ، به طوري که اعتماد از دست رفتهٔ خودشون رو بين مردم دوباره به دست بيارن.
‏با تشکر
‏امين

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۰:۱۱ قֽظֽ | Reply

فربد :

نمیدانم شما هم با من همعقیده هستید که باید افراد الگو و استار و ... سیاسی و بطور عام کسانی که نوع لباسشان, نوع گفتارشان , حرکاتشان, ....و تصمیماتشان بر سرنوشت دیگران اثر دارد , سابقه ی خود را شفاف در معرض دید همگان قرار دهند تا همه بدانند که مثلا در کجا به دنیا آمده , پدر و مادش چه کسی بوده , کجاها تحصیل کرده ,.....تا قبل از این مسؤلیت چه مسؤلیتهایی داشته .... و
در این راستا میخواستم از شما بپرسم ممکن است سابقه ی آقای محمد علي رامين , این پر نفوذترین فرد بر آقای احمدی نژاد را برای ما بازگو کنید؟ که چیست؟

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۰:۲۲ قֽظֽ | Reply

amir :

آقای عبدی،چرا مسئولین وتصمیم گیران تا می خواهند.قیمت کالایی را افزایش دهند.بلافاصله قیمت آن کالا را با کشور دیگری مقایسه می کنند!؟بعد هم ، نتیجه می گیرند!؟ که از درآمد حاصل می شود.چندین بیمارستان یا دانشگاه و... ساخت؟(هر دولتی که ،روی کارآمد،همین تحلیل را کرد.)اما آنچه که انجام نشد .ساخت واحداث بود.؟!این گونه اعمال وگفتار های سطحی وپوپولیستی برای تحقیر آن، انسانهایست.که از جان ومال وسفره ورفاه خود چشم پوشی کرده اند!!!که همین آقایون در سریر قدرت باشند.آیا در جهان چنین ملتی یافت می شود؟؟؟ ویا، برگزیدگان کدامین کشور اینگونه،مردمشان را به بازی می گیرند؟؟آیا رسم جدید چنین است؟

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۰:۳۱ قֽظֽ | Reply

یشنهاد :

به قاچاقچیان محترم بنزین پیشنهاد میکنم زحمت بیخودی نکشند !! خدا برایشان خواسته!! مشتری دم در خانه شان آمده , زمینه برای فروش بنزین قاچاقشان در محل به قیمت آنطرف فراهم شده , فقط کافیست بجای دولت خدمتگزار , آنها نرخ بنزین قاچاق شده را فقط اعلام کنند تا مشتریها به ماشین معتاد شده , سرازیر , خلقی از بلاتکلیفی مسافرت کردن یا نکردن , نجات یابند!
پیشنهاد دوم , از هم اکنون پمپ بنزینها را برای عرضه ی بنزین قاچاق از دولت محتاج فعلی خریداری کنید وگرنه فردا یا گران خواهد شد و یا خودشان بنزین قاچاق را از آن جایگاهها عرضه خواهند کرد !!

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۰:۳۲ قֽظֽ | Reply

مهرنوش :

بنظر میرسد رخدادهای داخلی به دلیل ضعیف شدن نیروها ی مردمی در اثر اقدامات گذشته , چندان اهمیتی در این استناج شما نداشته باشد.
بر عکس بنظر میرسد این فشارها و رخدادهای قدرتهای بین المللیست که امروز حلقه محاصره را برای مقامات غیرپاسخگو تنگ‌‏تر و تنگتر می‌‏كند.
بنظر میرسد این اعمال فشارهای ديپلماتيك و تحریمهای اقتصادی و انزوای سياسی است که مقامات را از یکطرف به وحدت گرد هم و از طرف دیگر به عقب نشینی کشانده , نه رخدادهای بی رنگ و روی داخلی !
بنظر میرسد این باز کردن اجباری كانال گفت‌‏وگو در عراق و وارد آوردن فشارهای ملموس و قابل حس برای مسؤلان از طريق اين كانالست که مقامات را عصبانی کرده , آنان را اینگونه مجبور ساخته بی پروا نقابها را از چهره بر دارند و حرفهای دلشان را بدون ملاحظات معمول گذشته بزنند.....
ولی بنظر شما , آیا مقامات اين سياست دوگانه و این بازی خطرناک غربیها را درک میکنند؟ آیا میدانند چرا هر روز در اخبار بین المللی, به انحا مختلف ایران را متهم به دخالت در عراق و کشته شدن سربازان آمریکاای میکنند؟ و چرا هنوز به 5 دیپلمات ایرانی ربوده شده در اربیل عراق , حتی اجازه ی ملاقات با خانواده هاشان را نداده اند؟

آقای عبدی , بنظر میرسد غربیها از طرق مختلف در حال اجرای سناریوی خاص خود هستد.بنظر شما اینطور نیست؟ ظاهرا آنها سفت و سخت تلاش دارند آن قدر فشارها را بر ايران زياد كند كه بالاخره ايران تا پايان سال جاری ميلادی تصميم نهایی خود را بگيرد یا مسير خود را کاملا به سود آنها و سیاستهای خاورمیانه ی بزرگشان , با خفت و خواری عوض كند و یا خود غرب , تصمیم نهاییش را با توجه به آماده‌‏سازی‌‏های نظامی, بگیرد و گزينه ديگری را در مقابله با ایران دنبال ‌‏كند.
و در این بین و در این شرایط نه چندان خوب, مسؤلان ما هم که متاسفانه بدون توجه به عوارض ممکنه برای ملت ایران , راه هر گونه اظهارنظری را برای صاحبان اصلی , مردم و روزنامه ها و دلسوزان بسته‌‏اند و تنها اين مطلب را بصورت مکانیکی تلقین میکنند كه غرب هيچ كاری نمی‌‏تواند انجام دهد و ايران پيروز است......
بنظر شما آیا مقامات به این طرف سکه نیز فکر کرده اند که اگر در این بازی خطرناک همراه با آهنگ و افکار بین المللی پیروز نشدند در دادگاه ملت چه پاسخی به موارد کیفرخواست خود خواهند داد؟

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۱:۳۱ قֽظֽ | Reply

:

آقاي عبدي شما واقعا فكر ميكنيد كه يك sms ساده بتواند روحيه دولت را بهم بريزد ، بنظرتان اين نگاه يك مقدار ساده انگاري نيست ؟
.......................................................
عبدی:
بله اگر فقط یک sms ساده بود حق با شما بود.اما همانطور که در سال 76 هم برخی لطیفه ها به لحاظ سیاسی ویرانگر بود این مورد هم همینطور بود.زیرا این نمونه درست در اوج مساله بنزین که کل کشور را درگیر ذهنی و حتی عینی کرده بود منتشر شد.من شخصا وقتی آن را خواندم در درجه اول شوکه شدم.زیرا زمینه تاثیر گذاری داشت و به همین دلیل می گویند دهها میلیون بار ارسال شده است.و ساحتار آن نیز به نحو عجیبی تمام عناصر تاثیر گذار را در خود داشت.به عبارت دیگر یک sms ساده نبود.زمینه عینی و ذهنی لازم فراهم بود تا چنین متنی تبدیل به ضربه و تاثیر گذار شود.بعلاوه این مساله به تنهائی موجب آن عصبانیت نشده بلکه عوامل دیگر هم موثر بوده که به آن ها اشاره شده.

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۲:۰۸ قֽظֽ | Reply

شبکمنیتبمنکت :

خیلی تکراری شدی عباس
....................................................
عبدی:
شرمنده.در حد وسعم می نویسم.

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۲:۴۵ قֽظֽ | Reply

م - د :

مطلبی میخواندم تحقیقی در مورد تشابهات صورت سگها با صورت صاحبانشان!! ... این تحقیق میخواست نشان بدهد که مرور زمان , نوع زندگی.... و تجربیات مشترک روی خطوط صورت همراهان به یک اندازه اثر میکند و ... هر کس متناسب با طرز زندگی , ارزشها و ...دیدگاههایش سگ انتخاب میکند!!.... این تحقیق معتقد بود میتوان از روی نوع سگ و نوع قیافه ی او , دیدگاههای صاحب آنرا را حدس زد...
قبلا هم مقاله ی دیگری در این زمینه خوانده بودم که همین تحقیق را روی افراد و ماشین هاشون کرده بود و جالب است بدانید که محقق آن مطلب هم معتقد بود میشود از روی نوع و مدل ماشین شخصیت صاحب آنرا تا حدودی حدس زد!!.....
تا اینکه جدیدا کار تحقیقی در این خصوص بالا کرفته به شناسایی افراد از روی نوع زنگ تلفن همراه رسیده است......بگو زنگ تلفن تو چه مدلیست تا بگویم چارچوب ارزشی تو چگونه است!!
اینهمه گفتم تا بگویم دنیای ماشینی امروز تفکرات ماشینی خاص خودش را هم دارد ....جالب است بدانبد در این راستا کارخانه های اتومبیل سازی امروزی , رل شخصیتهای هفت گانه ی بشری را بعهده گرفته و هر کدام از یک تیپ و نگاهی در ساخت مدلهایشان پیروی میکنند.... مثلا ولو یکی از ماشینهای مستحکم و ایمن و ... گرانقیمت امروز محسوب میشود که مدلهایش را هر ده سال به ده سال ولی حساب شده و مشتری پسند تغییر میدهد ....
اینها را همه در تایید رعايت خبر در ذيل تحليل و تحليل متأثر از اخبار شما بگفتم تا من هم به سهم خود گفته باشم تحليل های درست معمولا در طول زماني معين ، ثابت بوده و تغییر نمی کنند و اخبار به دست آمده در ذيل آن تحليل فهم و جذب مي‌شوند ولی تحلیل های آبکی هر روز و دم بدم تغییر میکنند و همیشه ی خدا هم , با اخبار و رخدادهای گوناگون به تناقض می افتند!!

حرف شما را ضمن تایید تکرار میکنم که اگر تحليل غلط و غيرواقعي باشد، قادر به هضم همه اخبار نخواهد بود.... همین اتفاقی که متاسفانه امروز در حاکمیت بعینه می بینیم که چطور نبود تحلیل درست از شرایط موجود , زندگی و آینده ی مردم را علاف خود ساخته , ... در مورد سیاست خارجی هم مثلا وضعیت فعلی فلسطین و عراق و افغانستان چگونه به دلیل نداشتن تحلیل درست و واقعی هر روز با وزیدن بادی مسؤلان را به تناقض گویی انداخته , مجبور میکندبا شرمندگی حرفهای دیروز خود را عوض کنند ....

در تایید دید شما نسبت به داشتن تحلیل درست و عاری از تناقض با اخبار و رخدادها , این را نیز من اضافه کنم که تحلیل های کوچک معمولا در دل یک تحلیل بزرگتر قرار دارند .... تحلیل بزرگتری که تحلیل های کوچک در دل آن معنا پیدا میکند .... و آن تحلیل , تحلیل تبیین جهان است... که آیا اساسا این جهان هدف و سر منزل مقصودی را دنبال میکند؟ آیا حرکت و تلاش و کوشش و ... مبارزات بشرتا به امروز , سمت و سوی مشخصی را دنبال کرده ... یا نه هر دوره ای بشر به دنبال چیزی مجزا از دیگری بوده است؟.....
با این حساب اگر زماني رسید كه برخي خبرها به نوعي نشانگر تغيير شرايط و در نتيجه تغيير تحليل بود , آنوقت بهتر است آن خبر را با تحلیل بزرگتر خود سنجیم و اگر باز در دل آن تحلیل نکنجید , چاره ای نداریم که تبیین خود از هستی را تصحیح کنیم....
با عذر معذرت باید بگویم که همه ی این اخبار موجود با تحلیل کلی از ماهیت حاکمیت هیچگونه مغایرتی نداشته , اتفاقا قویا آن تحلیل کلی را تایید میکند ...
....................................................
عبدی:
بله این تحلیل در صورت درست بودن فقط تحولی تاکتیکی را نشان می دهد که از پیش هم می شد تصور کرد که زمانی خواهد رسید که با به بن بست رسیدن سیاستها واکنش های متولیان امر نیز با عصبانیت همراه باشد.

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۳:۰۶ قֽظֽ | Reply

:

با سلام
جناب اقاک مهندس عبدی سوالاتی دارم .در صورت امکان راهنمایی فرمایید:
1:در ایران تعداد ادمهایی که از ماندلا بیشتر زندانی بوده اند کم نیست چرا هیچکدام یا همه انها نتوانسته اند موجب تحولی هر چند کوچک شوند ؟
2:چرا میزان اعتیاد میان روشنفکران ایران خیلی زیاد است؟
3:چرا کشورهاای دیگر مثلا شیلی پابلو نرودا دارند ؟ما نداریم
:4چرا در ایران ادمهای بسیط مقدس میشوند اما افکار بزرگ تخطیه؟
5:چرا در ایران تلاش میشود همه چیز ایرانیزه شود؟اگر منطق و فکر ایرانی درست بود که اینجا نبودیم مگر اینکه شرایط کنونی را قبول داشته باشیم.
6:چرا برخی منتظرند امریکا حمله کند و حتی این زندگی حداقل ای هم از ما گرفته شود؟
7: راستی اگر امریکا به ایران حمله کند عکس العمل جنابعالی و دوستان بازدید کننده چیست؟
با احترام مجدد
هم میهن جنابعالی
..........................................................
عبدی:
حتما قبول دارید که پرداختن من وشما به این موارد فرصت می خواهد اگر خود شما برای برخی پرسشها ی مطروخه پاسخی دارید که ظاهرا دارید مرقوم کنید همه استفاده کنند.ضمنا برخی سوالها به گونه ای طرح شده که مقدمات آن مفروض انگاشته می شود و این احنمالا جای بحث دارد.

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۳:۱۳ قֽظֽ | Reply

sadegh :

ba salam, inkeh sharayet khoobi nist az in chand hadeseh faghat estentaj nemishavad balkeh tassof bozodg in ast keh mahsoole entekhabe tabee va tanazoe bagha dar iran chenin hokoomati ast keh neshan dehandeye asaf bar boodane nokhbegane iran ast keh baraynde nirohayash mishavad in hakemiat

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۳:۴۶ قֽظֽ | Reply

درخواست از نمایندگان مجلس :

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران،ايسنا، صفار هرندي در آيين گشايش مجتمع فرهنگي نيايش در شهر محمديه ادعا کرده اند:" ‌دولت نهم كارهايي را كه مي‌گويند شدني نيست، شدني كرده است" ! در تعجبم پس چرا نمایندگان مجلس بی تفاوت نشسته اند و طرح عدم کفایت دولت را بخاطر اینکارها ,در صحن مجلس طرح نمیکنند؟
واقعا با اینهمه درآمد دولت ...., سمیه بندی بنزین , گران کردن آب و برق , .... بنحوی که اکثر مردم بلحاظ معشتی مشکل جدی داشته باشند , پنج شغل را به یک نفر دادن و هزاران هزار بیکار داشتن کار نشدنیست که توسط این دولت شدنی شده !! و از این نوع فراوان , بدینوسیله از نمایندگان مردم درخواست رسیدگی به کارهایی که همه گفته اند نشدنیست ولی دولت آنرا شدنی کرده , دارم.

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۵:۰۸ قֽظֽ | Reply

آواره :

آوار برجهای غول پیکر دوقلوی آمریکا در عرض یکی دو سال برداشته شد و ساختمانهای جایگزین در حال اتمام است...... هفت شهر عشق را هم عطار گشت .... ولی حضرت آيت‌الله مکارم شيرازى در ديدار مسئولان کميته‌هاى جشنواره فرهنگى - هنرى بانوان استان قم با اشاره به فشارها و خفقان حاکم در رژيم سابق اظهار داشت: "در دوران رژيم گذشته کارهاى تخريبى بسيارى صورت گرفت و آوار‌هاى آن هنوز بعد از 28 سال باقى مانده است."
ای بابا !! فکر میکنم استخوانهای دختر شاه هم دیگر پوسیده باشد هنوز مشکلات را به گردن آن گور بگور شده می اندازند؟ آقای عبدی! شما یه چیزی به این آقایان بگویید , بعد از 28 سال ببخشید بخور بخور , آیا واقعا این گزاره در ایران قابل قبول میتواند باشد؟

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۵:۲۸ قֽظֽ | Reply

مهدی :

سلام آقای عبدی
از نظر اعتماد به نفس دولت چیزی کم نخواهد آورد چراکه برداشتی خاص از امداد غیبی دارند و یقین دارند که در یاس بار ترین لحظات" دستی از غیب برون آید و کاری بکند." و باز همان ایمان به آنها می گوید که اگر آن دست کاری نکرد دلیلش معصیت هایی است که در جامعه رایج شده است .

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۸:۳۹ قֽظֽ | Reply

شهروند :

اقای عبدی می خواهم بدانم از نظر شما چرا علیرغم بسته بودن فضا ما شاهد شکل گیری جنبش مسلحانه نیستیم؟ آیا شکل گیری چنین جنبشی در آینده هم منتفی است؟ در صورت پیدایش؛ نسبت آن با سازمان مجاهدین خلق چگونه خواهد بود؟
نکته دیگر آن که بر اساس " خوش بود گر محک تجربه آید به میان"؛ خوشحالم که زمینه ای برای آقای خاتمی فراهم شده تا با تلاش برای رفع توقیف هم میهن – آن چنان که گفته اند – نشان دهند که اصلاح طلبان قدرتی دارند که با آن می توانند قدرت حاکم را محدود کنند و از این رو شایسته اند تا مجددا با رای مردم به حاکمیت برسند. بدیهی است در صورت عدم توانایی منطقا باید بپذیرند که دلیلی برای اعتماد کردن مردم به آنها وجود ندارد .
یکی دو سال پیش آقای سحر خیز در یادداشتی از اصلاح طلبان خواست فکر منتشر کردن روزنامه را به صورت فعلی - که هیچ تضمینی برای دوام انتشار آن نیست - از سر بیرون کنند و با تاسیس کانال تلویزیونی ماهواره ای زمین بازی را عوض کنند( نقل به مضمون) . چرا به نظر ایشان توجه نشد؟
..............................................
عبدی:
اولا بسته بودن این فضا را نمی توان با دهد 40 و 50 مقایسه کرد.شما امروز به راحتی به اینترنت دسترسی دارید(حتی اگر بر خلاف خواست حکومت باشد)مطبوعات داخلی با همه محدودیتهایشان مطالبی می نویسند که قابل مقایسه با گذشته نیست.فضای جهانی بکلی عوض شده و از همه مهمتر تجربه وحشتناک گروههای مسلح و آخر و عاقبت آنها همه را از این رفتارها منزجر نموده است.رفتار مسلحانه دو نتیجه دارد یا شکست و نابودی یخود یا شکست و نابودی جامعه.و نمونه گویای این ادعا هم سازمان مجاهدین خلق است.

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۸:۵۶ قֽظֽ | Reply

:

برای ما که خارج ایران هستیم میشه بگید یا لینک بدین که این جوک اس ام اسی چی بوده؟
.......................................................
عبدی:
اصل جوک را نمی نویسم.در سایتها هم پیگیر نبوده ام.اما علیه کسانی است که به وی رای داده اند و در رابطه با سهمیه بندی بنزین و کمبود آن است که بلافاصله پس از اعلان سهمیه بندی منتشر شد.

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۹:۴۰ قֽظֽ | Reply

خسرو :

با سلام . نشانه هايي كه فرموديد و تحليل شما از آن قرين به صحت كامل است.
علاوه كنيد به آن كه دولت بخواهد يا نخواهد در سراشيب اتمام دوره چهار ساله افتاد و به اصطلاح خراساني هاي از كاتل ( قله) گذشته است و خود به اين قضيه آگاه است.
برگزاري جلسات پي گيري مصوبات سفرهاي استاني و اعلام اينكه " ... رئيس جمهور موافقت كرد تا با تشكيل شركت هاي تعاوني و همياري بخش خصوصي اين مصوبات اجرايي شود..." ضمن اينكه رقت انگيز است اعتراف و باور به اين مطلب است كه با فرياد زدن پشت تريبون ها مملكت آباد نمي شود.
نوع برخورد با اقتصاد دانان هم با اينكه در گام اول كه استاد ما هنوز در شهرستان بودند با همان موضع گيري قبلي همراه بود پس از آمدن به شهر - شايد با نصيحت و اندرز- تبديل به وعده مهرورزي و شنيدن شد.
گر چه رئيس مي داند كه آن 57 نفر مثل آن مجري هاي شبكه دو نيستند كه بشود با عدد سازي و شعار و ابرو بالا انداختن ترساندشان يا مجابشان كرد.
قضيه آقايان رهبر و ستاري محكي بود كه ببينند با كي طرف هستند و چه حرفي براي گفتن دارند چون هر جور كه حساب كنيم رهبر بين دوستان ايشان تحصيل كرده و با سواد است اما ديديم كه در يك بحث علمي از طرف ايشان گريزي از گريز گاه به گاه به صحراي كربلا نبود چون حرفي براي گفتن نداشتند و تنها بايد روي نا آگاهي مخاطب حساب مي كردند. و به نظر نمي رسد آن وعده گفت و شنيد محقق شود چون تا همين جا هم قافيه را بد جوري باخته اند.
در هر صورت قهقهه كبك خرامان رو به خاموشي است و شاهين قضا در حال سوهان زدن به سرپنجه .و اين سرنوشت همه دن كيشوت هاي عالم سياست است.

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۹:۴۷ قֽظֽ | Reply

محمد حسين :

همانگونه كه مرقوم نموده ايد كف گير بد جوري به ته ديگ خورده و سر هر وعده غذا صداي تق و توق ان تا چهل خانه ان طرفتر شنيده مي شود! اصلآ ديگ سوراخ شده! و هرچي توي ان غذا مي ريزيند يك راست مي رود توي اجاق و دود هوا مي شود! لذا ما الان تا دلتان بخواهد بوي دلار را مي شنويم اما خود دلار را معاذ الله كه چشممان به جمالش روشن شود!
اين بوي دلار هم كه فقط معدهء ادم را تحريك مي كند مي ترسيم عن قريب زخم معده بگيريم!زخم معده يعني فقر دراز كش!
يك دوست عزيزي دارم كه از جمله مديران شريف و بسيار پاك اين نظام است و مسئوليت مهمي هم بر عهده دارد.
اين دوست من هنوز در منزلي اجاره اي زندگي مي كند! ديشب مي فرمود اين تابستان كه موعد اجاره ام سر مي رسد بخاطر گران شدن سرسام اور اجاره ها حقيقتآ براي تمديد اجاره مشكل دارم!
و خود ادامه داد خيلي ها كه در امدشان ممكن است يك/دهم درامد من هم نباشد چه مي كنند ، من نمي دانم!
وضعيت امروز اقتصادي مملكت با اين درامد فوق العادهء نفت جز نشانهء كف گير به ته ديگ خوردن چيست؟
جماعتي كه هنوز از راه نرسيدند، صغير و كبير گذشته ها را دزد و مال مردم خور و فاسد ناميدند و هر كسي جز خودشان را خائن و ناتوان و بي عرضه انگاشتند و خود را برگزيده امام زمان و محصول دعا و نذر و نياز و توسل مومنين معرفي كردند!مصداق اين شعرند كه مرحوم امام خميني سروده است:
"اين جاهلان كه دعوي ارشاد مي كنند
در خرقه شان به غير منم تحفه اي مياب"
اگر مملكت بخاطر بي تدبيري و سياست ناداني اينها دستخوش فلاكت و بدبختي هم نشود ، از بوي مشمئز كنندهء رعونت و تكبر و خود خواهي و خودپسندي انها در مسير هلاك قرار خواهد گرفت!
اين سخن امام علي است كه مي فرمايد:
" من لم يشاور هلك"
هر كس كه رايزني نكرد هلاك شد



۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۲۹ قֽظֽ | Reply

م.ص. :


تحلیل شما برای کدامیک از سطوح قدرت صدق می کند؟ آیا شما یاران و یاوران همین دولت تدارکاتچی را مد نظر داشته اید یا دولت را همراه ساختار قدرت حاکم می بینید و از قحط الرجال برای ادامه آن سیاستها سخن می گویید.
........................................................
عبدی:
ساخت قدرت یکپارچه مئ نظر است اما رفتارها از اجزا سر می زند.

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۳۸ قֽظֽ | Reply

حمیدی- :

جناب اقای عبدی
یک نکته خارج از متن!
حوادث جاری در مسجد سرخ (لعل) پاکستان در این روزها بسیار مهم است . من نمی دانم که رسانه های داخلی چه میزان به حواشی و روند آن اشاره می کنند، اما وقتی از بیرون به این حادثه نگاه می شود به دلایل مختلف بسیار قابل تامل و مهم است.
اول اینکه مقابله دولت نظامی پاکستان با جریان تند افراطی جنبه ملموس تری بخود می گیرد و این رویاروئی بنحوی است که تقریبا تکلیف بسیاری از مسائل داخل این کشور با جریان تندرو و افراطی و اصولگرایان پاکستانی را روشن می سازد.
دوم، چون این موضوع یک ارتباط و پیوندهائی با حوادث کنونی افغانستان دارد از این نطر در روند برخورد با گروههای شورشی تحت پوشش اسلامی نیز قرار می گیرد و بنحوی اشتراکاتی از نظر جبهه بندی های سیاسی در منطقه پیدا می کند. مخصوصا انکه در عراق و افغانستان نیز امروزه این مواجهه وجود دارد و تداوم یافتن ان میرود تا تاثیراتی در سایر مناطق و حوزه های تحت پوشش افراط گرائی اسلامی بگذارد. از جمله مشاهده میشود که روش مقابله با نیروهای امریکائی که در عراق به چالش کشیدن اقتدار انان را در پی داشته است ، امروزه در افغانستان تجربه می شود و بحران امنیت در این خطه ابعاد تازه تری می گیرد. پس اگر دولت حاکم نظامی در پاکستان به این جریان خاتمه نتواند بدهد مطمئنا ابعاد تازه تری در روند افراط گرائی بوجود خواهد آمد و تاثیرات تازه ای برا ی افراط گرایان در سرتا سر منطقه تحت پوشش ایدئولوژی اسلامی بوجود خواهد آورد.
اکنون با شعارهای افراطی طلاب مستقر در مسجد سرخ ( لعل) میرود که تعداد تلفات در این حادثه افزایش یابد در این صورت دولت تحت فشار های مضاعفی در برابر مخالفین قرار خواهد گرفت. گرچه سعی بر این بوده است تا این مسئله بنحو چشمگیری بدور از خشونت تمام شود اما تا کنون اینچنین نبوده است.
سوم،یک نکته دیگر در این حادثه بسیار قابل تامل است و ان اینکه امام مسجد یاد شده علی رغم اینکه بسیار شعارهای تند داده بود و مقاومت تا اخرین لحظه را می داد، خود با لباس مبدل و چادر زنانه قصد فرار داشت که دستگر شد و شخصا به تلویزیون آورده شد و نحوه پوشش وی به معرض عام گذارده شد. و سپس وی از افراد وطلابی که در مسجد هستند خواسته است که خود را تسلیم نمایند!!!. از این موضوع بسیاری از چیزها را می توان پیدا کرد که خود گویای همان فلسفه فکری مبارزان افغانی در زمان اشغال شوروی است که معتقد بودند زیر بار زور نمی روند مگر زور پر زور باشد!!
بهر حال این روزها پاکستان در تب و تاب تندگرائی و افراط زدگی بشدت می سوزد.
چهارم،در ضمن باید بدانیم این پاکستان دارای بمب هسته ای هم هست و می تواند عنوان قدرت اتمی را نیز به یدک بکشد .
لیکن هیچ یک از این چیز ها مشکل گشای مشکلات سیاسی، اقتصادی و غیره آن نیست. تنها چیزی که باقی می ماند این است که درک و قدرت فهم عمومی بالا برود و مردم بدانند که تا با این شیوه ها بخواهند از دین استفاده کنند نه خود را به مقصد می رسانند و نه مردم دیگر را در اسایش خواهند نهاد.
شما را قسم می دهم که فرض بگیرید این افراطیان بی فکر به هدف و منزل خود در همین نمونه یاد شده برسند و دولتی را و ملتی را نیز اسیر حرفها و نظرات خود سازند( آنگونه که طالبان کردند)، ایا مردم دیگر سرزمینها از این اسلام طالبانی به نیکی یاد می کنند و الگو می گیرند؟ ایا این چهره خشن و عبوس از اسلام می تواند نمایشگر رحمت و سلام و صلح غیره که در تعبیر نام اسلام از این یاد می کنند باشد؟
بهر حال انچه اکنون وجود دارد این است که شرایط حساس و مهم است و اتفاقات مختلف از پاکستان تا فلسطین و لبنان و عراق و غیره همه حکایت از یک وضعیت آتش زیر خاکستر را می رساند.

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۳۹ قֽظֽ | Reply

نوذر :

جناب آقاي عبدي
با سلام
يكي بر سر شاخ بن ميبريد!
از عجايب روزگار در كشور گل و بلبل يكي اينكه دادستانش حكم دادگاه صالحه را وتو ميكند و تمامي سيستم قضايي كشور را در انظار جهانيان به تمسخر گرفته می شود تا اين امر را ثابت شود كه انچه در ايران موضوعيت ندارد همانا قانون است!!!
بنظرم همانگونه كه شماهم اشاره كرده ايد هواي دولت خود مقدس خوانده كمي تا قسمتي ابري شده است كه اينچنين با قطاري كه ترمزش را بريده اند و هر لحظه امكان سقوطش وجود دارد به سرعتش مي افزايند.
تنها در يك سيستم هر دمبيل به يك نفر اينهمه شغل ( چهار شغل كليدي) ارجاع ميشود و پهلوان عالم سياست آنها را شغل نميداند! چون مدعي است حقوقي بابت انها دريافت نميكند !!و شما ميبيند كه هر روز از اين سيستم مديريت! در دولت نهم چها كه نصيب اين ملت مظلوم نميشود !
در اين دو سال ،نه تنها امور اقتصادي، فرهنگي، اجتماعي و سياسي كشور بسرعت دچار اسيب هاي جدي گرديده بلكه نغمه هاي شوم جنگ ويرانگري نيز كه خدا ميداند كه در صورت و قوعش چه بر سر اين ملت و كشور خواهد امد بگوش ميرسد. با چه زباني بايد گفت؟
ما را به اميد شما خير نيست شر مرسانيد
آقاي عبدي شما زبان اينها را ميدانيد؟؟

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۵۳ قֽظֽ | Reply

محمد.ج :

ای بابا .
من می دونم اینا چرا دارن این کارارو می کنن ؟!
خوب معلومه !
می خوان اومدن آقا امام زمان رو تا همین یکی دو سال آینده عملی کنن ...!

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۴۳ قֽظֽ | Reply

علي خراساني :

جناب آقاي عبدي،
با سلام، شخصي مي گفت كار آدم دانا را نادان هم انجام ميدهد ولي با زمان و هزينه بيشتر،بقول شاعر:
اگر پند خردمندان به جان و دل نياموزي
جهان آن پند را با سختي بياموزد ترا روزي
من تصور مي كنم تغييراتي كه گفته ايد را بايد از اين زاويه ديد.
در كل حركات اين دوستان را زياد پيچيده و غامض تحليل نكنيد، اينها ساده تر از آن هستند كه فكر مي كنند.نمونه روشن آن رودست هاي مختلفي است كه از همه در دنيا مي خورند.توجه كنيد به اجاره هواپيما براي خط پرواز تهران به ونزوئلا. مگر خود ونزوئلا نمي تواند پرواز بگذارد كه ما مي گذاريم!!!! موفق باشيد

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۰:۵۳ بֽظֽ | Reply

سلام :

از روزنامه هاي امروز
منتجب نيا: از دولت نهم ميخواهيم كه منتقدان را تحمل كند.
احمدی نژاد : سمعا و طاعتا
خاتمي در شيراز: وقتي شما جوانان را ميبينم احساس مسئوليت ميكنم
خاتمي پس از انتشار فيلم دست دادن با زنان اجنبي: تكذيب ميكنم و عباي مسوليت را به لقايش بخشيده ام
آيت الله يزدي: احزاب زياد داشتن نشانه تفرقه است
امامان جمعه و جماعات جمعيا: سهميه بندي بنزين كار بسيار تخصصي و ارزشمند و شجاعانه ميباشد .
حتي از :كشف برق هم مهمتر است يا حتي فتح قله اورست و سفر به كره ماه
تا بعد

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۰:۵۵ بֽظֽ | Reply

مهرزاد :

جناب اقاي عبدي من سي سال سن دارم و متولد سال 56 هستم وخاطراتم را از زمان 6 سالگي يادم هست . زمان جنگ و بمباران هرروز شهيد و خانوادهاي داغدار. كمبود براي ازمايش كودكي و كودكي كردن بعد جنگ تمام شد باز هم فقر و كمبود نبود امكانات وبعد دوران خاتمي بگير وببند و سركوب و حالا فشارهاي مضاعف اقتصادي و بين المللي و تحريم و جنگ رواني سهميه بندي و سركوبها و......
سي سال از عمرم گذشت و فقط با اين جمله ها اشنا شدم: زمان جنگ و بحران و برحه حساس و دشمن و استكبار جهاني و استعمار و خود فروخته و غرب گرا و.......مگر ما از دنيا چه ميخواهيم كه 28 سال در اماده باش براي تجاوز دنيا هستيم . مرگ يك بار شيون يك بار . هرروز خبر بد .
سوال من از شما اين است ما كي روي ارامش را خواهيم ديد . مگر گناه مردم ايران چيست بارها از خدا خواسته ام اي كاش در گشوري مثل مالزي و قطر و بنگلادش به دنيا مي امدم تا شايد يكم حتي يك لحظه زندگي بدون دقدقه داشتم .
خدا اين تكنولوژي ار لعنت كند كه با امواج ماهواره به خانه ما امده و هرروز شادي را در كشورهاي نزديك مثل امارات و يمن و حتي سوريه مي مبنيم و حثرت يك ليوان اب خوش ميكنيم . خوشي اوروپا و امريكا پيشكش.

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۱:۰۰ بֽظֽ | Reply

:

آقاي عبدي اثرات تورمي سهميه بندي بنزين اگر از آزاد سازي قيمت آن كمتر نباشد حتما با آن برابري ميكند اين اثرات را از هم اكنون نيز ميتوان مشاهده كرد . حال سؤال اينجاست دولتي كه با شعار تثبيت قيمتها حتي حاضر به اختصاص ميليونها دلار به واردات ميوه (در شرايط جنگي) است با علم به آثار تورمي اين اقدام چگونه آنرا پذيرفته است ؟ به تصور من بايد بدنبال دليل مهمتري بود مگر آنكه دولت از تصميم خود منصرف گردد كه فعلا متصور نيست .

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۱:۱۸ بֽظֽ | Reply

:

(در پاسخ علی ) دوست گرامی من فکر میکنم در اشاره به موضوعی که پرسیدی منظور موردی است که انتخاب کننده را مسئول دانستند نه انتخاب شده را.راستی مورد مهریه چیست؟

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۱:۴۳ بֽظֽ | Reply

hd :

بنظر ميرسد اظهار نظر آقاي رهبر درمورد شرايط جنگي كشور انهم در اين منا ظره يك گاف بدجور بود.ايشان تحليل هاي پشت پرده مديران ارشد نظام از شرايط فعلي كشور را لو داد كه قرار نبود مردم بدانند چرا كه دولتي كه ميخواست پول نفت سر سفره هاي مردم بياره كه مردم در رفاه باشند شرايط كشور را جنگي كرد.

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۲:۵۸ بֽظֽ | Reply

rahmat :

جناب آقای عبدی با سلام
حتما شما هم خبر سخنرانی استاد اخلاق دولت را خوانده اید فرموده اند : اصلاح طلبان مانند دستمال کاغذی هستند که با آن پشت بچه را تمیز کرده باشند . ( نقل به مضمون )
اگر یک جوان طرفدار عادی دولت این سخن را بیان کرده بود قابل اغماض بود اما استاد اخلاق هیئت دولت که این حرف را بیان کرده باعث تاسف است ظاهرا این آقایان هنوز از جایگاهی که در آن قرار گرفته اند بی خبرند و نمیدانند درست یا غلط فعلا نمایندگان ملتی بنام ایران هستند .
امروز با یکی از دوستان در باره " دسته گلهای " دولت صحبت میکردیم این دوست عزیز من میگفت اگر به دور عقرب آتش روشن کنی و راه فراری برای عقرب وجود نداشته باشد عقرب بطور غریزی بخودش نیش میزند .
ظاهرا این برادران استاد اخلاق ندانسته متخصص دشمن تراشیدن برای خود و کشور همه ما هستند و ما هم چه بخواهیم و چه نخواهیم فعلا گروگان افکار و اندیشه های قرون وسطائی آقایان .

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۴:۰۰ بֽظֽ | Reply

مصطفی1 :

جبر یون را اعتقاد بر این است که تمام اتفاقاتی که روی میدهد ناگزیر بوده و حتما باید اتفاق می افتاده بگذریم که هنوز جدال و مباحثه انها با مخالفینشان بجایی نرسیده اما بی تردید قسمتی از اتفاقات در این جهان جبری هستند البته جبر در فیزیک و علوم تجربی تبدیل به قانون میشود زیرا در شرایطی کشف شده وبا حظور همه عوامل موثر ممانعت از اتفاق غیر ممکن است بطور مثال حرکت اب در سراشیبی در امتداد شیب وبطرف پایین است ویا نتیجه لقاح سالم طبیعی و عادی زایش نوزاد است حتی برای نوزاد هم غیر ممکن است که بتواند جلوی تولد خود را بگیرد اتفاقات مرتبط به این جبر بازهم جبریست یعنی اینکه نوزاد قادر به انتخاب جنسیت ، والدین ،زمان ومکان تولد خود نیست . در تحوالات و رویداد های اجتماعی نیز عوامل بسیاری را میتوان بر شمرد که در صورت حظور جلو گیری از انجام ان غیرممکن خواهد بود تاثیر اتفاقات تنها میتواند در تاخیر و تسریع انها عمل کند .پیچیدگی اتفاقات وتحولات اجتماعی بدلیل تعدد شرایط و عوامل و وابستگی انها به رفتار های مردم که خود حاصل عملکردعواملی همچون جغرافیای اقلیمی ، سنتها وباورها و ... می باشند پهنای وسیعتری دارند بطور مثال وقوع انقلاب در یک جامعه در ضمن اینکه تابع قوانین کلی است اما اتفاقات ، نتیجه و شکل و ساختار بعد از ان متفاوت خواهد بود بطوریکه تحت تاثیر عواملی که ذکر شد انقلاب های هم زمان نظیر نیکاراگوئه ، افریقای جنوبی و ایران نتایج وسرنوشت یکسانی نداشتند این تفاوت بدلیل شرایط موجود جبری و ناگزیر بوده است اگر هرسه کشور دارای خصوصیات مشترکی مانند ثروت ، ایدالوژی و... بودند بی تردید یک سرنوشت پیدا میکردند باین ترتیب میتوان جبر حاکم بر دولتها را شناخت باین صورت که جوامع دمکراتیک پایدار ولی دولتهای توتالیته بعلت ماهیت و ذات خود ناپایدارند این جبر حاکم بر انهاست اما مدت ماندگاری انها تحت تاثیر عوامل متعددی است که عمده ترین این عوامل شکافی است که بین مردم ودولت پدیدار میشود هر قدر عمق و عرض این شکاف زیاد باشد عمر دولت کم میشود مختصات نقطه بحرانی این وضعیت را عرض وعمق همین شکاف تعیین میکند زمانی که دولتی باین نقطه برسد شمارش معکوس تغییران اغاز شده و بتناسب شرایط پایان سناریو یا رفرم است که بهترین شرایط است یا انقلاب که ممکن است بدترین شرایط باشد . اما تلاش برای بقا بعد از عبور از نقطه بحرانی منجر به بی پردگی در استفاده از نیروی قهریه برای ادامه کار خواهد بود هرچند که در موازات این سیاست سعی در بهبود دیدگاه عامه میشود اما هیچگاه این سیاستها به ترمیم روابط مردم ودولت کمکی نمی کند بلکه بدلیل ترس از اینده عوامل پایین دستی اعمال قدرت بافساد اقتصادی همراه با سوءاستفاده از موقعیت
هرچند بدون تائید قشر بالاتر به وخامت دامن زده و زمینه ظهور لمپنیسم را فراهم می سازد و هر ان وبهر بهانه ای شاهد اغتشاشات پراکنده در ابعاد مختلف خواهیم بود در این شرایط شاهد انشعابات گسترده و کوچک شدن محدوده معتمدین خواهیم بود که شاید تنها فرصت مناسب برای انها همین مقطع است که میتواند منجر به
باز سازی مقبولیت و محبوبیت و پرشدن شکاف
موجود بین دولت وملت شود ودر صورتیکه جناح غالب این انشعاب رفرمیستهای درون دولت نباشند ناگزیر اندولت مجبوربه انتخاب زندگی در بحران میشود اما بدلیل ساختگی بودن انها اولا انشجام داخلی را بر نمی انگیزد و ثانیابدلیل تقابل بوجود امده با جهان خارج واکنشهای بین الملی را در پی داشته و فشار خارجی را هم به شرایط اضافه میکند در این موقعیت تنها راه اعمال قدرت و بزرگنمایی کارها و تبلیعات وسیع درشخصیت سازی بر حسب باور عامه است که با شکست سیاستهای عوام پسندانه و تشدید بحرانهای داخلی همچون فقر و فساد تنها همراهان باقی مانده وابستگانی خواهند بود که منافع گره خورده ای دارند شاید بتوان گفت که این مرحله مرحله پیش لرزه هاست تمام این مراحل در درون جبری بالا تر ومحیط بران است وضعیت جبری از پیش تعین شده ای که جامعه
هند و افریقای جنوبی بعد از مبارزه را با دیگران متفاوت میسازد




۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۴:۱۶ بֽظֽ | Reply

پـــا پـــــتـــــی :

از فردای انقلاب، دعوای اصلی در نهان شروع شد. این دعوا همانا بر سر لحاف بود. همانطور که دیدید بسیاری از شایستگان همراه انقلاب را یا شهید کردند یا منزوی کردندو یا به امید تغییر و یا فرصت مناسب تحمل کردند. بعد از آقای منتظری، رقبای اصلی هر هزینه سنگین خارجی و داخلی را به این مردم ومملکت تحمیل کردند تا خودشان را مقبولتر جلوه نمایند. تمامی دعوا های داخلی و خارجی ما حتی مسئله هسته ای ریشه در این دعوا دارد.شاه مهره ها را در نظر داشته باشید نه پیاده های ابله که خودشان هم باورشان شده. شما هم به توهمات این اعجوبه دامن نزنید. دعوای اصلی بین هاشمی و مصباح است و جالب آنکه اولی اتم اتم کرد، دومی می خواهد بنام خودش کند. چیز جدیدی اتفاق نیفتاده است!

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۴:۱۷ بֽظֽ | Reply

منصور :

جالبه که بعد از این همه دلیل نوشته ای شرایط خوب نیست ؛ بدون این دلایل هم شرایط بد بود !
...........................................................
عبدی:
این خوب نیست از زاویه خاص یادداشت است و الا نکته شما روشن و پذیرفتنی است.

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۵:۲۴ بֽظֽ | Reply

تبریک و تسلیت به مناسبت سالگرد بستن روزنامه سلام :

ظاهرا هشت سال از بستن روزنامه ی سلام و اعتراض دانشجویان به این اقدام گذشته و در همچنان بر همان پاشنه می چرخد!!
ظاهرا یکی از شاکیان روزنامه ی سلام در آن زمان , آقای احمدی نژاد بعنوان استاندار آذربایجان شرقی بوده اند , میخواستم بدانم شکایت ایشان نسبت به روزنامه در آن موقع چه بود؟
.................................................................
عبدی:
یکی دو شکایت از شهرستانه بود ولی جزئیات آن را به خاطر ندارم چون اینها فقط برای افزایش آمار شکایات بود و نقش ماهوی نداشت. و نمی دانم که از طرف استاندار وقت اردبیل هم بود یا نه.

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۶:۰۵ بֽظֽ | Reply

امير110 :

با سلام
1- در خصوص رفع مشكل بنزين بايد عرض كنم در سال 1383 آقايان س و ت(اسامی نمایندگان جناح اصلی مجلس) نمايندگان به اصطلاح اصولگراي مجلس معتقد بودند قيمت بنزين 30 تا 35 است. بنابراين بازهم اينجانب پيشنهاد مي كنم آقايان احمدي نژاد و پور محمدي براي جبران مافات و مشكلات از اين اصولگراين بنزين بخرند چون ارزانتر مي فروشند.
2- بستن روزنامه ها تابحال نشان داده شده كه هيچ دليل و استنادي نمي خواهد - حضرات ................................................ تصميم بگيرند قوه قضائيه هم نه نمي گويد.
3-
4- آقايان اگر راست مي گويند يك اقتصاد دان از داخل هيات وزيران را براي مناظره با 57 تن بفرستند .كه بنظر مي رسد آنقدر اوضاع خراب است كه اعضاي اقتصادي كابينه هم جرات دفاع ندارند واي به حال طرفداران غير اقتصادي آنها .شايد هم آقايان عبده و ستاري فر خيلي تند رفتند و مناظره كننده گان را ضايع كردند كه كسي جرات ديگه نداره بياد مذاكره.

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۶:۱۸ بֽظֽ | Reply

اوراق مطبوعه :

آنها که فریب خورده بودند راست میگفتند که علت فریبشان نخواندن تاریخ بوده است!! این حکم فرمانده كل قوا "رضا خان ميرپنج" را در 1304 گوش کنید: "تمام روزنامه‌جات - اوراق مطبوعه تا موقع تشكيل دولت به كلی موقوف و بر حسب حكم و اجازه كه بعد داده خواهد شد بايد منشتر شوند".
تحلیل همان تحلیل است و خبرها همان خبرها

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۶:۲۰ بֽظֽ | Reply

پ -ص :

به اقای امید
شاید بهتر باشد که بگویم " چی میخواستیم چی شد حالا چی بخواهید تا چی نشود "
دور باطلی است که این چرخ و فلکی با برداشتن کلاه از سر خود خاممون کرده تاسوارش بشیم و هی دور بزنیم تو این شهر بازی حالا که میخوای بچه ها سوار نشن نمیتونی کاری بکنی چون هیجان و جذابیتش دل فریبه و اونی که کلاه از سر برداشته و تعظیم میکنه زرنگ تر از این حرفاست تازه خیلی از ما ها هم خیلی وقتها از یه سوراخ نه یک دفعه که بدفعات گزیده میشیم ولی بازهم سرمونو توش فرو میبریم انگار هنوز دو زاریمون نیفتاده یا جای دیگری رو بلد نیستیم اما شاید هم دست خودمون نباشه که چی بخواهیم تا چه نشود این فیلمهای وسترن قدیمی رو نمی دونم دیدی یا نه گله که را بیفته جلوش نمیشه ایستاد وقتی بگی بابا وایسید با تمسخر میگن همونو که ما گفتیم "محافظه کاران ترسو ی پیر پاتال" از اتفاقات هم که نگو مشابه برخ کشیدن زنده باد صبح و مرده باد بعد از ظهر که بما گفتند و مسخره کردیم حالا چی بخواهیم تا چی نشه ؟


۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۶:۲۰ بֽظֽ | Reply

ه-م :

احتراما
تحلیل جنابعالی صحیح است با توجه به پارامترهای موجود غیر از این نمیتوان متصور بود میماند پیش بینی زمان و نوع حمله . با توجه به اینکه در ایران انتخابات فریب الوقوع در پیش است و با توجه به اینکه احتمال جابحایی قدرت میان حمهوریخواهان و دمکراتها در امریکا خیلی زیاد است بنظر میرسد دو طرف نمیخواهند فرصت را از دست بدهند چون همانگونه که دولت کنونی امریکا بدنبال تکمیل طرح خاورمیانه بزرگ است دوستان اصول گرا هم که باخت در هر انتخاباتی را شکست پیش بینی کرده اند وبدنبال ابزاری جهت تداوم قدرت و سرکوب اصلاح طلبان و یا هر نیروی مخالفی هما نند دوره های گذشته میباشند.زمان قریب الوقوع بنظر میرسر .در مورد نوع حمله شاید در حد تخریب تاسسات زیر بنایی.
علاقمندم نظر شما را بدانم.
سپاسگزارم

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۶:۳۰ بֽظֽ | Reply

شوق :

بنام حق
یک سوال کوچک از اصحاب قلم و رسانه؟!
خانه ای بر روی آب
در ایام شروع سال جدید، مانند هر سال، مانند سالهایی که هاشمی رفسنجانی و خاتمی رئیس جمهور بودند، مانند سالهایی که خاتمی و لاریجانی و مهاجرانی و مسجد جامعی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بودند، بیش از دو هفته، در دوران احمدی نژاد و صفار هرندی، بنام تعطیلات نوروز، هیچ روزنامه و نشریه ای در ایران چاپ نشد، و هیچ اتفاقی نیفتاد، و اما! اگر فردا صبح، و نه چرا فردا؟ از همین الان، تمام وبلاگ ها و سایت ها فیلتر و همه روزنامه ها توقیف شوند و منتشر نگردند، چه اتفاقی در ایران خواهد افتاد؟!
http://fariaddarshab.blogfa.com /

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۷:۵۳ بֽظֽ | Reply

احمد :

جناب عبدی با سلام :
هنوز چند روز از ارائه تحلیل شما نگذشته که شواهد دیگر هم یافت شد :
جعفر بهداد معاون دفتر رییس جمهور در گفتگو با فارس با اشاره به سکوت دولت در برابر موج انتقادات علیه دولت گفتته است:يك باند سياسي- اقتصادي كه منافعش با برنامه‌هاي عدالت محور دكتر احمدي‌نژاد به خطر افتاده، در طول دو سال گذشته، تمام تلاش و ترفند خود را براي كارشكني و سمپاشي عليه دولت نهم به كار بست و در تمام اين مدت با سكوت بزرگوارانه دولت و دولتمردان مواجه شد، تا بلكه در روش و منش ناجوانمردانه خود نسبت به خدمتگزاران بي‌منت مردم و تجديد نظر كنند.>>>

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۸:۱۶ بֽظֽ | Reply

احمد :

وي اضافه كرد: اما اين باند نه تنها به تبليغات سياه و غير بهداشتي و توطئه‌هاي روزمره خود ضد برنامه‌ها و عملكرد دولت مكتبي ادامه داد، بلكه متأسفانه در اين اواخر وارد فاز تمسخر و توهين مستقيم به شخص رئيس جمهور و تحريف و دروغ‌پردازي در انعكاس سخنان و مواضع ايشان شد كه تحمل اين رويه، در واقع ناديده گرفتن آرا و اعتماد ده‌ها ميليون ايراني به رئيس جمهور در انتخابات حماسي سوم تير ماه 84 ارزيابي مي‌شود.

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۸:۲۰ بֽظֽ | Reply

:

سلام آقای عبدی عزیز.
می خواستم از شما به خاطر راه انداختن این سایت تشکر کنم.در ضمن دو سوال داشتم:
1) آیا تا به حال از طرف مراکز قدرت به شما راجع به مسایلی که در سایت مطرح می کنید تذکری داده شده است؟
2) به نظر شما بهتر نیست در مجلس هشتم اصلاح طلبان رای نیاورند.چون اگر رای بیاورند محافظه کاران می توانند تمام مشکلات کشور را به گردن اونها بیندارند.
........................................................
عبدی:
برای چی تذکر بدهند؟اصلا فکر نمی کنم حوصله خواندن این مطالب را داشته باشند.
ضمنا به نظر من در این مقطع و تا قبل از نهادینه شدن مردمسالاری این مهم نیست که چه کسی رای می آورد مهم این است که چگونه در انتخابات شرکت کرد.با این شعارهای موجود همان بهتر که مشارکت ننمود.

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۹:۲۳ بֽظֽ | Reply

Mohammad :

عصبانیت یا هیجان!
گمان کنیم کسی در ذهن خود در هم کوبیدن ساختمانی را نیت کرده، که قبلا آن را کلنگی ارزیابی کرده باشد و یا احساس کند در معماری موجود زندگی راحتی نخواهد داشت. و شما گاه و بی گاه با او در مورد نمای ساختمان، رنگ پنجره ها، درختکاری، محوطه سازی و غیره صحبت و یا مجادله کنید، طبیعی است که گوشش بدهکار نخواهد بود. شما فکر می کنید که او از عقلانیت درستی برخودار نیست یا گمان می کنید که او مرتب اشتباه می کند، در حالیکه او دارد مقدمات چیز دیگری را فراهم می کند.
از این فراتر اگر کسی احساس کند در این ساختمان زندگی او دچار ریسک خواهد شد و از خیلی وقت پیش ( مثلا 76 ) به این حقیقت پی برده باشد، عاقلانه می دانید که به عوامل نا امنی خودش گوش فرا دهد؟
چرا به هم تعارف می کنیم و چشم به روی واقعیات می بندیم.
جناب عبدی عزیز یک سوال از شما دارم که امیدوارم در این لحظه های خطیر به این سوال پاسخی مبتنی بر نظر شخصی خود بدهید. این یادگاری با ارزشی از شما نزد دوستانتان خواهد بود:
"تا چه حد، در این شرایط حساس زمانی، چانه زنی های انتخاباتی دوستان عزیز اصلاح طلب را موافق با منافع کشور و مردم می دانید؟"
من نظر خود را می گویم تا نظر شما چه باشد. اصلاح طلبان دست بردارند و انتخابات را کاملا رها کنند، به فکر مسائل حساس تر که منافع همه را در خطر قرار داده است باشند شاید به آن هدف هم با عزت برسند!
......................................................
عبدی:
این چانه زنی ها موجود مفید نیست.اما دست برداشتن هم درست نیست در باره همان مسائل حساس و مهم حرف زده و وارد میدان شوند.

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۱۷ بֽظֽ | Reply

محمد :

سلام جناب عبدي
ببخشيد كه خارج از موضوع مقاله سوال مي كنم
متاسفانه بخش عمده اي از صاحبنظران كشور انگليسي نمي دانند من نسبت به اين موضوع بسيار كنجكاو شده ام و هر جا هر شخصيتي را مي بينم اولين سوالي كه برايم ايحاد مي شود همين موضوعست در مورد جنابعالي هم خيلي سعي كردم بفهمم مناظره اي كه چند سال پيش در پاريس با ديپلمات گروگان سابق امريكايي داشتيد انگليسي برگزار شد يا مترجم داشتيد خيلي خوشحال مي شوم ذيل همين كامنت جواب من را بدهيد
جالب است وزير خارجه جوري انگليسي حرف مي زند كه نزند آبرومندانه تر است
..............................................................
عبدی:
مترجم همزمان بود.

۱۶ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۴۶ بֽظֽ | Reply

یکی از جوانان زمان شاه !! :

حتما شنیدید که آقای حجت الاسلام مصباح يزدي در ديدار وزير بهداشت، درمان و آموزش پزشكي چه ها گفته اند؟ برای نمونه ایشان در این دیدار گفته اند: "قابل كتمان نيست كه وضع فرهنگي در جامعه ما, بخصوص در بين جوانان بسيار تاسف آور است."
چرا؟
ایشان علت را اینچنین ذکر میکنند:" مختلط بودن دانشجويان مجرد در محيط هاي اجتماعي و رواج سي‌دي‌ها و ابزارهايي كه از نظر اخلاقي پايه هاي دين را تضعيف مي كند عامل اصلي اين مساله است.‌" و ادامه میدهند خيلي بيشتر از آنچه فكر مي كنيم جوانان ما از نظر فكري و اعتقادي و مباني اخلاقي و ارزشي سست و لرزان هستند "
جای سؤال دارد که یک سر نترس و دلسوز, جرات بخرج دهد و روزی از ازیشان بپرسد : آیا میدانید دانشجویانی که انقلاب سال 57 را کلید زدند ..... و کسانی که به رفراندم جمهوری اسلامی( که شما سالهاست بر سفره ی رنگین آن نشسته اید) رای دادند در کجا و در کدام محیط تربیت و پرورش یافته بودند؟ آیا میدانید در دانشگاه های زمان شاه , دختر و پسر چه نوع ارتباطی را با هم داشتند؟ و در آن زمان از این فسادها که امروز شما در دانشگاه های اسلامی میبینید, در آن محیط مختلط هیچ خبری نبود؟ آیا میدانید چرا جوانان آن زمان از نظر فکری و اعتقادی و مبانی اخلاقی و ارزشی قوی بودند ؟.... آیا فکر نمیکنید تمام این بدبختی ها ی حاضر و رشد فساد و .... تضعیف پایه های دین از همین دیدگاه منحط جدا سازی و فشارهای دولتی توصیه شده ی شما ناشی شده است؟
حوشمزه ترین قسمت صحبتهای ایشان , آنهم بعد از سالها تصفیه و گزینش و .... آن هم بعد از تعطیلی دو ساله ی دانشگاه ها و موسسات آموزشی برای انجام انقلاب فرهنگی سال 59 و اسلامی کردن محتوای تمام کتابها به زعم خودشان!!.... این قسمت است , گوش کنید: "از مطالبي كه در برخي كتابها است و براي جوانان در زمينه‌هاي تقيد نسبت به احكام اسلامي شبهه ايجاد مي كند تا حرف‌هايي كه برخي شخصيت هاي سياسي مي زنند در گسترش فساد تاثير دارد و انتظار مي رفت در دولت جديد براي اين‌ها هم اقدام جدي شود ولي شايد اين مساله انتظار بي جايي باشد چون مسؤولان نيز گرفتاري هايي دارند و شايد مي خواهند پرده روي مشكلاتشان باشد و ما هم نمي‌خواهيم پرده از روي برخي مسايل برداشته شود.‌ "
نخندید ترا خدا ,شنیدن این مطالب حقیقتا گریه دارد نه خنده !!.... آیا کسی نیست از ایشان درخواست کند ترا خدا این پرده ها را بردارید تا مشکلات موجود خودش را بیشتر و بیشتر لااقل بخود شما که داخل گود هستید و شاید تا بحال به همین خاطر ندیده اید, نشان دهد..... شاید برخی ها از دل این مشکلات عریان شده , علت تمام این فسادهای موجود را یافتند و .... قبل از تصمیم به خودکشی و یا سوزاندن خود , کاری کردند مثل همه ی کسانی که وقتی نتیجه ی اعمال و گفتار و تصمیمات .... و کارشان را دیدند... توبه و برگشت!!

۱۷ تیر ۱۳۸۶ ۷:۱۳ قֽظֽ | Reply

شاهد از غیب رسید :

در ارتباط با نظر شما : "... زمانی خواهد رسید که با به بن بست رسیدن سیاستها واکنش های متولیان امر نیز با عصبانیت همراه باشد."
شاهد از غیب رسید:
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامى در آستانه ی انتخابات مجلس هشتم در گفتگو با ایسنا گفته اند:" نشانه‌هايى از کودتاى خزنده در مطبوعات وجود دارد ."
این اتهام از موضع ضعف در حالسیت که بیش از 95 درصد رسانه‌ها در اختيار جريان حاكم است. صداوسيمای دولتی , اين پرده ی جادويي , نیز از چنان قدرت فراگيري مطلقي برخوردار است که میتواند هر لحظه که اراده کند شب را روز و روز را شب جلوه دهد!! ... و همچنین عمده تيراژ روزنامه‌هاي مكتوب موجود يا در اختيار دولت است و يا به اصولگرايان تعلق دارد..... ولی باز وزیر ارشاد اینگونه عصبانی , تهدید را جایگزین مسؤلیت خود , ارشاد نموده اند....
اینهمه عصبانیت در حالیست که كنترل بودجه و همه و همه و همه ی اركان تاثیر گذار دیگر هم در اختيار دولت نهم و همفكرانشان است.....
به راستي آقای عبدی فکر میکنید این دو، سه روزنامه منتقد از چه ميزان تيراژ و فراگيري‌اي بهره‌مندند كه ایشان و همفکران دیگرشان را اینچنين عصبانی نموده که برای ساکت کردنشان مجبور به زدن چنین اتهام خطرناک و سنگینی شده اند؟ آیا جز این است این روزنامه دست روی جای درست درد گذاشته اند که اینگونه باعث آخ و اوخ بیمار شده است؟

۱۷ تیر ۱۳۸۶ ۷:۵۰ قֽظֽ | Reply

انتشار «راهكارهاي عملي ديدار امام زمان» توسط استاد اخ :


حجت‌الاسلام مرتضي آقاتهراني، استاد اخلاق هيأت وزيران در سخنراني خود در شهر زرند كرمان كه با حضور امام جمعه و فرماندار برگزار شد گفت: من يك خبري را از يك آقايي كه در اين مملكت خيلي ادعا مي‌كند از اخبار برايتان نقل كنم. ببينيد چقدر زشت است، او مي‌گويد"اگر بسيج و سپاه به صورت تشكيلا‌تي در جريان انتخابات دخالت نكنند، اصلا‌ح طلبان پيروز همه انتخابات خواهند شد"، ببخشيد بفرماييد سپاهيان را بگذارند كنار تا اصلا‌ح طلب‌هايي كه وابسته به آمريكا هستند پيروز بشوند.
آقا تهراني افزود: چي شده كه ما اينطوري شديم. شكم‌هامون از حرام خوري پرشده ... وقتي آدم اين جوري مي‌شه بعد مي‌گه بهترين راهش اين است كه اينها بروند كنار تا ما هم بخوريم. خدا را شكر كه مردم شناخته‌اند شما را و به شما راي ندادند و ديگر هم راي نمي‌دهند. هيچ وقت به اينها راي ندهيد، به اينها اصلا‌ً راي ندهيد.

وی ادامه داد: «شهيد بهشتي مي‌گفت ما شيفتگان خدمتيم نه تشنگان قدرت. چند روز پيش يك آقايي از همين‌ها مصاحبه كرده و گفته ما فقط قدرت مي‌خواهيم و ديگر هيچ نمي‌خواهيم
. اينها اسمشان هم مسلمان است. اين نكبت‌ها را مثل دستمال كاغذي كه باهاش پشت بچه‌ها را تميز مي‌كنند و مي‌اندازند اون ور، بياندازيد اون ور. خودتان هم آن‌ور نرويد».


آقاتهراني افزود: چشم ارزشمند خداي تعالي،امام عصر(عج) است. يك مطلبي را در اين شب جمعه برايتان بگويم، فيض ببريم. هفته گذشته آقاي رئيس جمهور يك كاري را گفته بودند اين كار را آقاتهراني بايد انجام بدهد. من رئيس جمهور را ديدم و گفتم اشتباه مي‌كنيد. بنا بر اين بود كه توي هر كاري آدم صالحي بگذاريد، شما توي اين كار نبايد من را بگذاريد. يك كسي را بگذاريد كه اون كاره باشد، من اينكاره نيستم. به جان شما بهش گفتم كه من نمي‌دونم براي چي اينكارو كردي ولي من اين كاره نيستم. نه مي‌توانم و نه مي‌كنم و نه خواهم کرد. يك لحظه رئيس جمهور به من نگاه كرد، به جان شما انگار اشك چشمهايش را گرفته بود و گفت: مي‌دوني چرا گفتم شما اينكار را انجام بدهيد... گفت: خواستم يك لحظه نگاه امام عصر را ببينم. هيچي ديگه نمي‌خواهم. مي‌خواهم بدونم كه اين كار انجام مي‌شه و اون (امام زمان(عج)) خوشحال بشه. همين!

به جون شما موفق و پيروز هم مي‌شه باور كنيد. چون آقا را اون قبول داره، با اين كه تنهاست. اون وقت زشت نيست من و تو هنوز دنبال اينيم كه مردم چه مي‌گويند. مردم ما را قبول دارند. آقا خدا را داشته باش. مردم دلشان دست خداست.

وي در ادامه ضمن حمله به ساير كانديداهاي رياست جمهوري گفت: آنهايي كه ميليوني پول خرج كردند، توي كشور كه بشوند رئيس جمهور كجايند. با افتضاح رفتند كنار، اين (احمدي نژاد) چقدر پول خرج كرد. خدا وكيلي چقدر پول خرج كرد؟ يك ذره خدا را باور كنيم.
گفتنی است این سخنان برای اولین بار توسط نشریه محلی عصر ظهور درکرمان منتشر شد.

۱۷ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۲۹ قֽظֽ | Reply

سورنا :

آقای عبدی! هشدار و انذار! جوک و اس ام اس را ویرانگر و موثر دانستن فقط از ارزش حرفها و نقدهای علمی ، منصفانه و ارزشمند شما می کاهد. مشاور رسانه ای رییس جمهور -کلهر- اخیرا گفته اند خودمان قصد داریم جوکهای ساخته شده علیه احمدی نژاد را به صورت کتاب منتشر کنیم. اساسا توهین با این شدت به 17.5 میلیون انسان ولو به صورت جوک و شوخی چه توجیهی دارد؟ اگر هم نامی از این جوک در مطالب چون شمایی برده شود باید در جهت نقد آن باشد. نه اینکه یک جورایی خوشحالی شما را از این قضیه برساند.
ثانیا: کار خوب خوب است. اگر کسی -ولو احمدی نژاد ولو موقتا و تاکتیکا"(یعنی از روی تاکتیک تبلیغاتی مثلا) به جای فحش دادن و جاسوس خواندن یک ادعا استاد دانشگاه از آنها دعوت به مناظره کرد ، به جای استقبال باید آن را نشانه عقب نشینی،استیصال، از دست دادن اعتماد به نفس و... بدانیم؟ معاذالله.
.......................................................
عبدی:
دوست عزیز من کجا از قضیه خوشحالی کرده ام؟بعلاوه این که این کار بد و بدتر از بد باشد چیزی از اثرگذاری احتمالی آن کم یا زیاد نمی کند.بعلاوه این جوک به خودی خود نیست که اثر گذار است بلکه در یک زمینه سیاسی است که تاثر آن زیاد یا کم می شود.این جوکها ترجمان نگاه جامعه (ولو به شکل سخیف آن) به واقعیتهای جاری است.هنگامی که امکان بیان آزاد و منطقی و نقد امور نباشد نیاز به این مورد از خلال جوک مرتفع می شود.
جوکهائی که در آستانه سال 76 بود را فراموش نکنیم.این که دولت این حوکها را منتشر کند اتفاقا ناشی از اعتماد به نفس نیست .اعتماد به نفس دولت را با میزان حساسیت آن نسبت به چهارتا روزنامه شاخ شکسته در مقابل این حجم رسانه های دیگر باید سنجید.البته که از اتخاذ موضع خوب باید استقبال کرد اما این استقبال ماهیت امر را تغییر نمی دهد.اگر من به دلیل ترس از موضع استبدادی خودم عدول کنم و موضع آزادمنشانه ای را انتخاب کنم شما باید با احتیاط از این موضع من استقبال کنید اما حق تحلیل دلیل تغییر موضع من برای شما محفوظ است.من از مناظره و گفتگو با اقتصاددانان کاملا دفاع و آن را حمایت می کنم اما ضمنا می دانم که این ناشی از تغییر موقعیت و نه تغییر مبنائی دولت است و اگر موقعیت عوض شود باز هم مسیر گذشته ادامه می یابد.در هر حال از تذکرتان که موجب طرح این مسائل شد ممنونم.

۱۷ تیر ۱۳۸۶ ۱:۲۵ بֽظֽ | Reply

رامین :

جناب آقای عبدی سلام
از اینکه فرصتی دست داد تا خدمتتان عرض سلامی داشته باشم خیلی خوشحالم و لازم می دانم تا از شما که زمینه این ارتبط دوسویه را فراهم نمودید تشکر کنم.
در مورد وقایع و جریانات اخیر که اجمالاً در یادداشت فوق به آنها پرداختید نکته ای به ذهن من رسیده است که ذیلاً به آن اشاره می کنم و امیدوارم شما هم مطالبی در این باره قلمی کنید.
بنده پدر بزرگواری دارم که علی رغم سن بالا(بیش از 76 سال)و کمی سواد گه گاه به نکته ای اشاره می کند که ذکرش خالی از لطف نیست.
ایشان که دوران شاه و انقلاب و پس از آن را درک کرده می گوید: نمی دانم در این دو سه سال اخیر که میزان درآمد مملکت از راه فروش نفت، افزایش چشمگیری داشته است و مسولان هر روز می گویند مملکت در بهترین موقعیت قرار دارد، چرا وضع معیشت امثال من نوعی رفته رفته بدتر می شود و روز به روز از قدرت خریدم کمتر می شود و بجای این که بوی پول نفت سر سفره های ما به مشاممان برسد، بیشتر بوی فقر و نداری استشمام می شود؟
سوال خیلی ساده و در عین حال بسیار پر محتوایی است مگه نه؟
هر کسی از ظن خود برای این سوال جوابی دارد، یکی بی عرضگی مسولان امر را که نمی توانند از عهده اداره امور مملکت برآیند عامل وضع موجود می داند، یکی دیگر می گوید زمان لازم است که اثر این درآمدها در زندگ مردم خود را نشان بدهد ، یکی دیگر دشمن را عامل بوجود آمدن وضع فعلی می داند، یکی دیگر انرژی هسته ای را باعث ایجاد شرایط بغرنج کنونی می داند و ......
امید وارم جناب عبدی با درایتی که از شما سراغ دارم در این مورد هم بصورت جامع و کامل دیدگاههای ارزشمندتان را بیان دارید تا امثال من و پدرم بتوانیم تحلیلی از شرایط فعلی جامعه را برای خودمان داشته باشیم.
....................................................
عبدی:
در این مورد خاص نظراتم را مفصل تقدیم کرده ام.به یادداشتهای سریالی در باره نفت مراجعه شود. اتفاقا حس پدرتان درست است.


۱۷ تیر ۱۳۸۶ ۲:۵۶ بֽظֽ | Reply

محمد - تهران :

اخبار اعلام کرد که آقای احمدی نژاد با تعدادی از منتقدان اقتصادی بعد از ظهر پنج شنبه مناظره ی آزاد! خواهند داشت .

رییس جمهور منتخب نمی خواهند باور کنند , حنایی که از آن ایشان است دگر بار رنگی نزد خود من نخواهد داشت .
آقا ما میگیم اون صحبت هایی که قبل از انتخابات نطق نمودین , برای گول زدن افرادی مثل من بود که اطلاع کافی از جو کشورم نداشتم , به هر حال !; میگیم توانستید به هدف خود نائل شوید , گوییم واقعا مردم هم شما را انتخاب کردن , پس چرا هی این دست اون دست می کنین , آدم باید بدونه حرف رو از کجا میزنه .
حالا می گیم , بودجه ی مملکت کفاف قول های شما رو نمی ده .لا اقل بیاین آقایی کنین اون یدونه قرار کوچولوه رو عملی کنین ...؟
قرار بود اسم همه ی اون کسایی که مثل زالو دارن بیت المال رو بالا می کشن, از طریق رسانه ی ملی اعلام کنین;این کار رو انجام دادین؟!
نکنه قدرت شما هم مثل بودجه ی مملکت محدوده , یا شاید هم به مصلحت نظام نیست که اسمشون اعلام بشه ; فکر کنم اسم یکی دو نفر رو اعلام کردین !؟, البته فکر کنم اونا به اتهام دزدیدن آفتابه ی پوسیده گرفتار شده بودن .
آقای عبدی نمی دونین چه حالی دارم وقتی تو منطقه ی سوهانک تهران خونه ی چهار میلیارد تومانی یکی از نماینده های مجلس رو نگاه میکنم و بعد خونه ی خودمون رو نگاه میکنم و بعد تو تلویزیون این آقا رو نگاه میکنم که می گه ما خدمتگذار مردم هستیم .
من که زورم نمی رسه برم حقمو ازشون بگیرم .
پس منتظر می مونم شاید آقای زمان اومد حق من رو ازشون گرفت !!!...؟

۱۷ تیر ۱۳۸۶ ۴:۲۰ بֽظֽ | Reply

مهدی :

تمام استدلالهای شما را قبول دارم اما تا زمانی که این دولت پول فراوان در اختیار دارد تا ضعف مدیریتی خود را بپوشاند فکر نمی کنم مشکل زیادی برایش پیش بیاید. اگر به روستاها و شهرهای کوچک بروید به راحتی موج رضایت را در بین کسانی که وامهای مختلف را با کارمزد پایین دریافت می کنند خواهید دید. خوب طبیعی است که این خیل عظیم در دور بعدی به چه کسی رای خواهند داد. نظر شما چیست؟
.......................................................
عبدی:
تا انتخابات بعدی راه درازی پیش روی است.اما اگر همین الان انتخابات شود فکر نمی کنم شانسی برای انتخاب داشته باشد حتی در ذیل انتخابات استصوابی.الته این فقط یک حس است برای اظهار نظر دقیق باید نظر سنجی های دقیقی در دست داشت.

۱۷ تیر ۱۳۸۶ ۴:۴۹ بֽظֽ | Reply

جواب به هم میهن :

اقاک عبدی هم میهن عزیزی سوالاتی از شما و ما کامنت گذاران داشتند که در حد امکان و به سهم خود پاسخ میگویم. امیدوارم قبول افتد:
پرسیده اند:
1:در ایران تعداد ادمهایی که از ماندلا بیشتر زندانی بوده اند کم نیست چرا هیچکدام یا همه انها نتوانسته اند موجب تحولی هر چند کوچک شوند ؟
جواب این سؤال را نمیدانم ولی میدانم راز موفقیت تیم برزیل چسیت؛ میخواهید بشنوید؟: داستان موفقیت و چیرگی تیم فوتبال برزیل, جایگاه منحصر بفرد این ورزش در زندگی روزمره ی مردم برزیل است .. البرتو تورس کاپیتان تیم برزیل در سال 1970 راز این موفقیت را اینگونه میگوید: ... چون فوتبال در برزیل مثل یک مذهب است!.... کارلوس البرتو پریرا میگوید " تیم ملی برزیل نماد هویت ملی ماست ؛ تنها موردی که تمام جمعیت حول آن متحدند.... برای بازی , ما بچه ها را در قفس نمیکنیم , برای آنها تعیین و تکلیف نمی کنیم که چگونه باشند.... بلکه به آنها آزادی عمل میدهیم تا زمانی که آمادگی پذیرش مربی و تاکتیک پذیری را پیدا کنند...
خلاصه در برزیل مردم همیشه از فوتبال حرف میزنند , آیا در ایران همه از تحول حرف میزنند که ماندلا ها پیدا شوند؟
2:چرا میزان اعتیاد میان روشنفکران ایران خیلی زیاد است؟ چون عالم بدون عملند!
3:چرا کشورهاای دیگر مثلا شیلی پابلو نرودا دارند ؟ما نداریم. چون ما مثل برزیلیها همیشه و هر ساعت در موردش صحبت نمیکنیم و در باغ این حرفها نیستیم.

:4چرا در ایران ادمهای بسیط مقدس میشوند اما افکار بزرگ تخطیه؟چون روشنفکران ما یا معتاد بوده اند و یا زود با قیمت اندک خریده و نتوانسته یا نخواسته اند در این زمینه و بالا بردن سطح نگاه مردم کار کنند.
5:چرا در ایران تلاش میشود همه چیز ایرانیزه شود؟اگر منطق و فکر ایرانی درست بود که اینجا نبودیم مگر اینکه شرایط کنونی را قبول داشته باشیم. این سؤال کمی از طرف یک ایرانی حرف دارد!! ولی اشکال ندارد. چون ایران برای خودش زمانی قدرتی بوده با فرهنگی سرشار از نبوغ.... ولی متاسفانه افرادی قدر آن ندانستند و آنرا دور انداختند ....و بی ریشگی یعنی همین!!در ضمن محلهای خوش آب و هوا همیشه پر است از پشه و مگسهای مزاحم!!
6:چرا برخی منتظرند امریکا حمله کند و حتی این زندگی حداقل ای هم از ما گرفته شود؟ چون فکر میکنند اگر او بیاید پشت آنها را می خاراند!! شما به آنها بگویید که این انتظار اشتباه است...
7: راستی اگر امریکا به ایران حمله کند عکس العمل جنابعالی و دوستان بازدید کننده چیست؟
با احترام مجدد
عکس العمل من یکی اینست که کتابهای تاریخ را بیشتر خریده و بیشتر بخوانم ....و مدتی بگذارم آبها از آسیاب حمله نظامی بیفتد..... و افراد خودفروش حرفها و قولهای خود را بدهند و بزنند ...., آنموقع که موجها آرام شد , تحلیل میکنم و تصمیم میگیرم که کار درست کدام است ...., آنوقت دست بکار میشوم تا اگر توانستم کاری کنم بر اساس نور چراغ تاریخ! راستی شما چکار میکنید؟ آیا علاج واقعه را قبل از وقوع میکنید؟
هم میهن جنابعالی

۱۷ تیر ۱۳۸۶ ۵:۰۲ بֽظֽ | Reply

مصطفی1 :

این روزها مد شده که بعضی ها برای حق جلوه دادن خود از خط قرمزهای مذهبی و اعتقادی مردم بی پروا عبور میکنند مهمترین حریمی که شکسته میشود ساحت اقا امام زمان است این ادمها که فلسفه غیبت را یا نمی دانند یا خود را ینادانی میزنند یا از روی سادگی ویا از زور خودبینی باین کار مبادرت میکنند بیشتر هم از روی استیصال دست باین کار میزنند با بی شرمی برای حضرت تعین تکلیف میکنند و ایشان که بامر خداوند غیبت نموده اند را بنفع منافع دنیایی خود ظاهر نموده و مدعی میشوند که فلان و فلان بافتخار دیدار رسیده اند اما غافل از اینکه حتی قشری ترین ادمها در باور مطلب تردید میکنند حتی اگر در لحظه احساست بر انها غلبه کند اما بمرور شک وتردید در صداقت گوینده میکنند این ادمها بیشتر از اینکه از این ادعا منتفع شوند متضرر میشوند هم در این دنیا هم در اخرت زیرا بتناسب موقعیت خود باید پاسخ گو باشند هر چند که درخفا توجیه کنند که اینکار را برای اعتلای دین میکنند اما واقعیت این است این کار را برا اعتلای افکار خود میکنند بهر حال گناهشان بگردن خودشان است زیرا کسی را در قبر دیگری نمی گذارند اما مسئولیت تاثیر منفی ان روی جوانانی که بدلایل زیاد امادگی دین گریزی دارند را علمایی که اینگونه اظهارات را نفی نمی کنند بر عهده دارند خداوند همه انسانها را بتقوی و صداقت شفارش نموده انشااله به عواقب انچه میکنند و انچه نمی کنند اگاه شوند هرچند که گوشهاشان نخواهد شنید وچشمهاشان نخواهد دید

۱۷ تیر ۱۳۸۶ ۵:۲۱ بֽظֽ | Reply

هادي قرباني :

احتمالا اين مطلب را منتشر نميكنيد ، ولي شايد خواندنش براي خودتان هم جالب باشد.
اين مطلب توسط آقاي ابراهيم نبوي نوشته شده است و من واقعا تعجب ميكنم اگر آقاي صفار همچين اظهاراتي كرده باشند:
سگ ها و گرگ ها
هاشم آقاجری بخاطر اینکه گفته بود که "تقلید کار میمون است" و میمون هم نوعی جاندارست و تقليد را از مراجع می کنند بنابراين از نظر قاضی عادل مرجعیت را به حیوان تشبیه کرده بود، اما معلوم نشد که چرا سب نبی، چون او که سخنی درباره پیامبر اسلام نگفته بود. اما نزديک بود شوخی شوخی اعدام شود. دیروز آقای صفار هرندی وزیر ارشاد گفت: « ائمه مانند گوسفندان هستند و بنی امیه همانند سگ می باشند... گوسفند برای مردم سودهای فراوانی دارد و تمام قسمت های آن مورد استفاده است، ائمه نیز این چنین هستند.» وی گفت: « نسل سگ در حال منقرض شدن است و آمریکا و اسرائیل دارند نابود می شوند.» احتمالا اگر هر کسی در هر جای دنیا این جمله را گفته بود، تا همین ساعت حداقل ده هزارتا پرچم آتش گرفته بود و کلی عملیات انتحاری انجام شده بود و دو هزارمتر کفن دور امت شهید پرور پیچیده شده بود و صدها نفر در تظاهرات در سراسر جهان زخمی و احتمالا چند نفری هم کشته شده بودند. ولی فعلا هنوز اتفاقی نیفتاده است. در همین راستا، یعنی اهانت به ائمه اطهار، تفاوت های زیر بین رفتار با هاشم آقاجری و صفار هرندی اعلام می شود.
تفاوت اول: صفار هرندی به ائمه اهانت کرده، به روحانیون که چیزی نگفته است، در حالی که هاشم آقاجری به روحانیت اهانت کرده بود، بنا براین به ائمه اهانت کرده بود، پس معلوم شد منظورش پیامبر است.
تفاوت دوم: هاشم آقاجری در هر حال باید زندان را می رفت، در حالی که صفار هرندی در هر حال نباید زندان برود.
تفاوت سوم: هاشم آقاجری تحصيل کرده بود و شعورش می رسید چه می گوید، بنا براین باید مجازات می شد، اما کسی از صفارهرندی انتظار ندارد که حرف دهانش را بفهمد.
تفاوت چهارم: هاشم آقاجری به ائمه توهین نکرده بود، ولی قصدش این بود که به ائمه اهانت کند، اما صفار هرندی به ائمه اهانت کرده بود، در حالی که لابد قصدش این نبود که اهانت کند.
تفاوت پنجم: چاقو که دسته خودش را نمی برد، دسته دیگران را می برد.
و چند توضیح درباره سگ ها و گرگ ها:
توضیح اول: اگر قرار است ائمه نعوذبالله به گوسفندان تشبیه شوند، حتما باید بنی امیه را به گرگ تشبیه کرد، نه به سگ، چون سگ نه تنها دشمن گوسفند نیست، بلکه سگ ها از گوسفندان مراقبت می کنند.
توضیح دوم: اینکه نسل سگ در حال انقراض است، چون آمریکا و اسرائیل در حال نابودی است، یکی از شاهکارهای جانورشناسی سیاسی است، نسل سگ در حال انقراض نیست. می توان حدس زد که احتمالا منظور وزیر ارشاد از سگ، همان دایناسور است.

۱۷ تیر ۱۳۸۶ ۵:۲۱ بֽظֽ | Reply

احمد :

جناب عبدی
با سلام و آرزوی توفیق.
ایا این رویدادها را نمی توان بیشتر در جهت " انسداد همه جانبه " و بکارگیری هرچه بیشتر " زور و قدرت " ارزیابی کرد که در نهایت شرایط لازم را برای یک فرو پاشی (مورد پیش بینی شما) فراهم خواهند نمود؟
..................................................
عبدی:
چنین تعبیری ممکن است.

۱۷ تیر ۱۳۸۶ ۵:۲۴ بֽظֽ | Reply

ناصر :

هر چه بد تر بهتر!

۱۷ تیر ۱۳۸۶ ۵:۲۵ بֽظֽ | Reply

صادق :

با سلام

اعتراف به اشتباهی که تازه اگر رخ داده باشد، شجاعت میخواهد. آن دوستی بدون ذکر نام خود، ( که شجاعت اینجا مصداق دارد) و در خصوص سفر به مصر به شما ایراد گرفته است، به نامه حضرت امام در خصوص جنگ که اخیرا توسط آقای هاشمی منتشر شد، مراجعه کند تا درس بگیرد. که ایشان تا چه اندازه برای نظرات کارشناسی در همه حوزه ها ارزش قایل بودند.
شجاعت این نیست که انسان به اشتباه خود اعتراف نکند، نظر کارشناسی را دایم توطئه دشمن بداند، و دایم بگوید مرغ یک پا دارد. این در واقع عین حماقت و بی تدبیری است. یعنی اگر دولت نهم در حال حاضر با بی توجهی به نظرات کارشناسان خبره در حوزه های مختلف ، اصرار دارد که کشور را بهتر از این نمی شود اداره کرد، دولت شجاعی است! و اگر در سالهای آینده مردم ناچار باشند تاوان اشتباهات دولت نهم در برنامه هایش را بدهند، دولت نهم باز هم بر نظر خود اصرار خواهد داشت؟! برادر عزیز با احساسات و حمایت های کورکورانه که نمی شود کشور 70 میلیونی را در عصر حاضر و دهکده جهانی اداره کرد . خداوند به همه ما تدبیر و عقل و اراده عطا فرماید. البته اگر بنده خیلی تند رفتم آقای عبدی بفرمایند.
.......................................................
عبدی:
خوب از مطلب ایشان تعابیر دیگری هم می شد نمود.احتیاج چندانی به بیان این موارد نیست.

۱۷ تیر ۱۳۸۶ ۵:۵۸ بֽظֽ | Reply

امير 110 :

با سلام
سايت پيك نت عكسي از دادگاه روزنامه سلام را گذاشته است كه احمدي نژاد يكي از باصطلاح شاكيان در آنجا حضور دارد.

۱۷ تیر ۱۳۸۶ ۶:۲۲ بֽظֽ | Reply

حامد :

جناب عبدی:
1- به نظر میرسد در تحلیلی که داده اید چند موضوع را خلط کرده و سنتزی برای ان ساخته اید .چرا که مفروضات که شامل سخنان اقای رهبر- بستن هم میهن- جوک- اقای الهام - سهمیه بندی بنزین- نظر سنجی بازتاب انچنان باهم هماهنگ نیستند که بشود از آن تحلیلی بیرون داد
2- اما یک فرض وجود دارد و آن هم اینکه از منطق تئوری توطئه استفاده کردکه با توجه به دیدگاه شما ونگاه علمی در این وب نوشت بعید به نظر میرسد
3- با توجه به دنیای راز الود سیاست در ایران وعدم شفافیت -عقب ماندگی احزاب- و تصمیمات خلق الساعه مسئولین ایا باید این نوشتار را درراستای نور فشاندن بر قسمت تاریک پرده سیاست در ایران پذیرفت یا خیر.؟لطفا پاسخ دهید.با تشکر از شما
.................................................
عبدی:
این تحلیل مقدماتی بود تا شما و دیگران آن را نقد یا تکمیل کنید.و قرار هم نیست که اخبار همسنگ باشند تا بتوان استنباطی در این مورد نمود.هیچ تئوری توطئه ای هم در میان نیست من نمی دانم از کجا چنین استنباطی را کرده اید.

۱۷ تیر ۱۳۸۶ ۶:۳۹ بֽظֽ | Reply

بی نام :

آقای عبدی! اصولا تلاش سیاسی از جانب کسانی که قدرت را در دست ندارند کاری قابل تقدیر است. که احتمالا این تقدیر شامل شما نیز می شود. ولی آیا بهتر نیست به این ماجرا خیلی کلی تر نگاه کنید؟ قبل از اولین دوره ی خاتمی انتخابات در ایران امری علی السویه بود و در حقیقت همواره اقلیتی در آن شرکت می کردند و مطمئنا چیزی به اسم رقابت در ان وجود نداشت. اگر مخالفید لطفا مثال نقض بیاورید. دوره ی خاتمی نیز از این قاعده ی عدم رقابت استثنا نبود؛ تفاوت این دوره با دوره های قبل شرکت یک "اکثریت" به جای اقلیت بود که اتفاقی بس شگرف و مهم بود، در این شکی نیست. دوره ی دوم خاتمی را کنار می گذارم چرا که اصولا شرایط خاص خود را داشت و در کدام از دسته بندی ها جای نمی گرفت. و اما دوره ای که نتیجه اش انتخاب احمدی نژاد بود؛ این دوره اگرچه اکثریت قوی را پای صندوق ها نکشید، ولی موضوع جدیدی را وارد بحث کرد و آن موضوع به وجود آمدن "رقابت" در انتخابات ایرانی بود. نکته ی مهم اینجاست! به این قسمت خوب توجه کنید؛ آیا مهم ترین تاثیر ماجراهای این چند سال اخیر و دولت آقای خاتمی ایجاد این رقابت - خواسته یا ناخواسته و به عقیده ی من "خواسته" - نبود؟ آیا کشور ایران به خواست عده ای به این سو پیش نمی رود که مانند بسیاری از کشورهای دیگر دارای دو قطب قوی باشد (مثلا ایالات متحده و احزاب جمهوری خواه و دمکرات!) که قدرت بین این دو قطب به نوبت تقسیم گردد؟ که مردم خسته از وعده های دروغین خاتمی به احمدی نژاد رای بدهند و پشیمان از او دوباره به خاتمی مانندی و دوباره احمدی نژاد گونه ای و الا ماشاالله؟ آیا این کلاه گشادی نیست که اصلاح طلبان به سر مردم ایران گذاشته اند؟ این "دفع بی خطر انرژی" نبود؟

۱۷ تیر ۱۳۸۶ ۶:۴۳ بֽظֽ | Reply

rahmat :

جناب آقای عبدی
دوستان محترم خواننده سایت آینده
با سلام فردا هیجدهم تیرماه است فراموش نکرده و نمیکنیم که اوباش و دشمنان دانشگاه همانها که پدران فکریشان با ایجاد مدارس به شیوه جدید مخالف بودند و با مدرسه رفتن و تحصیل دختران مخالفت مینمودند به حریم دانشگاه و خانه دانشجویان حمله کردند و روسیاه شدند .
ما سرنوشت افرادی را که روزگاری مست قدرت بودند و روزگاری آواره در غربت دیده ایم . سکوت امروز احتمالا آرامش قبل از طوفان است .
رحمت

۱۷ تیر ۱۳۸۶ ۷:۴۱ بֽظֽ | Reply

علی :

آقای صفار هرندی باز هم از کودتای مطبوعات سخن گفته اند. من هرچه فکر می کنم چطور می شود اصحاب قلم را به کودتا ربط داد نمی فهمم. شاید به خاطر پیشینه امنیتی ایشان باشد! واقعا این 4 تا روزنامه فکسنی چی دارند که بخواهند کودتا کنند؟ اگر این 4 تا روزنامه هم توقیف شوند کار دولت بدجور بیخ پیدا می کند چون آنوقت تقصیر را گردن چه کسی می اندازند؟ به نظر شما تمام این حرفها بهانه است برای سرکوب مخالف یا واقعا دچار توهم کودتا هستن؟ و اساسا کدامیک از این دو حالت بدتر است؟
.........................................
عبدی:
در این مورد فرصتی بود مطلبی تقدیم می کنم.

۱۷ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۱۰ بֽظֽ | Reply

ماه فروغ :

با سلام
من نمیدانم بزرگان نظام که حتما" بهترین تحلیلها را از اوضاع کنونی در اختیار دارند و چشم انداز آینده هم برایشان مشخص است و با سیاست های جاری هم مخالفند چرا کاری نمیکنند ؟ منتظر چه نشته اند . آیا آنها هم مانند من منتظر معجزه هستند . و یا با تمسک به این تحلیل بی اساس که در هیچ شرایطی حمله نظامی صورت نمیگیرد در این توهم هستند که با شکست برنامه های دولت مردم به سراغ آنان خواهند رفت و با سلام و صلوات دوباره پیروزمندانه به قدرت باز خواهند گشت ؟ زهی خیال باطل .
شاید آنها خبرهایی دارند که ما از آن بی اطلاع هستیم . ولی اگر چنین نباشد باید به آنها هشدار داد که زمان به سرعت ازدست میرود و جبران آن غیر ممکن است . شمارش معکوس را نظاره کنید . اگر ساعت صفر فرا رسد شما بیشتر ضررخواهید کرد . این اعتبار و شهرت و موقعیت را که در طول این 28 سال به قیمت سنگینی که مردم آنرا پرداخته اند کسب نموده اید اگر امروز آنرا برای خودتان و مردم خرج نکنید دیگر به چه کارتان می آید . ؟؟!!
شما را به خدا لحظه ای چشم ها را ببندید و تصور کنید ........................................متاسفانه جامعه بیمار امروز سخت آبستن آن است .
باور کنید که هیچکس در امان نخواهد بود .
به قول شاعر گرانقدر هوشنگ ابتهاج :
که راست " سایه " از این فتنه ها امید امان
شد آنزمان که دلی بود در امان امید .

من به عنوان یک ایرانی عاشق وطن هر شب با این کابوس دست به گریبان هستم و هرچه تلاش میکنم که کورسوی امیدی در چشم انداز آینده پیدا کنم و خودم را از این کابوس خلاص نمایم بی نتیجه است .

آقای رفسنجانی - آقای خاتمی - آقای کروبی - آقای قالیباف - آقای ...... و هرکس دیگری که صدای مرا میشنود و کاری میتواند انجام دهد :
فردا دیر است . تاریخ این روزها را برای فرزندانمان توصیف خواهد کرد .
شاید هرگز مجلس هشتمی در کار نباشد .
اگر کسی تصور بهتری دارد لطفا" من را هم از آن باخبر کند . با تشکر

۱۷ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۱۶ بֽظֽ | Reply

فرشاد :

در بلا بودن به از بیم بلاست!

۱۷ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۴۹ بֽظֽ | Reply

آرش :

برخی دوستان به نکاتی مهمی اشاره کرده اند. در این راستا یادآوری یکی دو نکته ی محوری که نباید فراموش شود شاید لازم باشد:
ببینید "......... ها" به خودی خود محلی از اعراب ندارند. این ها دو دسته اند هم هستند- یا "جاهلند" یا "پلید". جاهلان آن ها خود "قربانی" و پلیدان آن ها شریک پلیدانی هستند که از دین نان می خورند . با آگاه کردن جاهلان باید به آن ها کمک کرد .این خود صف جاهلان را از پلیدان امیدواریم که جدا کند. برای مبارزه با پلیدی به اراده، فکر و برنامه نیاز است. هدف این گونه نوشته ها و بحث ها می باید آگاهی دادن به جاهلان آن ها و ارایه روش برای رهایی از پلیدان شود. شاید نتیجه ای که می خواهم بگیرم این باشد:
کمتر ولی هدفدارتر بنویسیم؟؟

۱۸ تیر ۱۳۸۶ ۱:۲۰ قֽظֽ | Reply

Baabak :

جناب عبدی
با سلام، متن زیر نقدگونه ای است بر پاسخ شما به کامنت من در ذیل مطلب "در ورای بحران تعیین نرخ بانکی" شما که ظاهراً درحال حاضر امکان ارسال کامنت از آن صفحه وجود ندارد، لذا از اینجا به حضورتان ارسال می کنم.

............................................................
عبدی:
کامنت شما را بجای کامنت دیگری در ذیل همان پست در تاریخ 30 خرداد جایگزین کردم تا برای مطالعه دیگران مرتبط با موضوع ثبت شده باشد.خوانندگان هم می توانند برای مطالعه کامنت مفصل ایشان و توضیح من به ذیل همان مطلب مراجعه کنند.

۱۸ تیر ۱۳۸۶ ۴:۴۶ قֽظֽ | Reply

دو سؤال :

آقای عبدی دو سؤال داشتم.
یکی اینکه اگر حکومتی دینی بود, (مثلا حکومت اسلامی بود) افراد و سازمان های که با اعمال و رفتار مجریان آن حکومت مخالفت میکند یا آنرا نقد میکنند , مخالف دین حکومتی یا مثلا مخالف اسلام و پیامبر و امامان معصوم و ... قرآن خواهند شد؟
دوم اینکه آیا معاهده ی بین المللی میتواند با قوانین داخلی تمام دین ها( از جمله اسلام) مطابقت داشته باشند؟ در صورت عدم توانایی , روابط حکومتهای دینی با این معاهده ها چگونه میتواند باشد؟ یا اساسا چگونه باید باشد؟
.....................................................
عبدی:
اگر مردم قبول داشتند که حکومتی دینی و نماینده خداست در این صورت با آن مخالفت نمی کردند که مخالف خدا و پیامبر و امام تلقی شوند.قرار دادهای بین المللی هم اگر منعقد شود مقدم بر هر قانون داخلی است به شرطی که از طرف کشور مورد نظر پذیرفته شود.

۱۸ تیر ۱۳۸۶ ۷:۰۸ قֽظֽ | Reply

:

گفته شده اصولگرايان به جز شوراى 11نفره هيچگروه ديگرى را در پیشبرد انتخابات مجلس هشتم نخواهند داشت , شما این یازده نفر را که در راه تفاهم، وحدت، هماهنگي، همدلى و يکپارچگى کامل اصولگرایان تلاش میکنند, می شناسید؟
.....................................................
عبدی:
پیگیر خبری این مسائل نیستم.

۱۸ تیر ۱۳۸۶ ۷:۱۶ قֽظֽ | Reply

:

با سلام
حتما میدانید که پنج شنبه هفته گذشته بار دیگر وزراي خارجه، دفاع و امنيتي كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس در پايان اجلاس سه روزه خود در رياض، به روال چند ساله اخير , با صدور بيانيه اي از ادعاي مالكيت امارات متحده عربي بر جزاير سه گانه تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي حمايت كردند و از جمهوري اسلامي ايران خواستند از طريق مذاكره به اختلافات موجود درباره مالكيت اين سه جزيره پايان دهد!
بنظر شما انگیزه ی این گونه بیانیه ها در این زمان چیست؟

۱۸ تیر ۱۳۸۶ ۷:۲۴ قֽظֽ | Reply

رابطه سهمیه بندی با تحریمها :

طرفداران دولت در این روزها تمام تلاش خود را معطوف سفید کردن اوضاع و ....همچنین پاکیزه کردن سیاست سهمیه بندی بنزین کرده , حمایت بی چون و چرای خود از تمام اقدامات دولت را با جدیت دنبال میکنند ... مهم هم نیست که این سفید کردن اقدامات دولت با کدام ماده ی تمیز کننده باشد!! از جمله نوشتند:" مدير مطالعات شوراي روابط خارجي آمريكا: سهميه بندي بنزين در ايران اثر هرگونه تحريم را از بين برد"
اگر این نقل قول توسط اصولگرایان را بپذیریم , پس دیگر مذاکرات حول قطعنامه ها , با وجود سهمیه بندی و منتفی بودن نرخ آزاد بنزین , اهمیت چندان ندارد, اینطور نیست؟

۱۸ تیر ۱۳۸۶ ۷:۳۵ قֽظֽ | Reply

فرزاد - ق :

آیا میدانید اگر بخواهیم شب را به روز تبدیل کنیم , به چه میزان انرژی احتیاج داریم؟
آیا میدانید اگر بخواهیم روز روشن را به شب تاریک تبدیل کنیم , به چه میزان انرژی احتیاج داریم؟
حال این خبرها را با هم مروز کنیم:
-- "معاون وزير كشور گفت كه با صاحبان متخلف وسايل حمل و نقل عمومي شهري و بين شهري كه سهميه بنزين خود را با قيمت آزاد بفروشند، برخورد و كارت سوخت آنها باطل مي شود."
-- سيدمجتبي هاشمي روز يكشنبه در گفت وگو با ايرنا، از مردم خواست كه درصورت مشاهده تخلف از سوي صاحبان وسايل حمل و نقل عمومي (ارايه بنزين با قيمت آزاد)، موارد را به نيروي انتظامي و يا فرمانداري ها اطلاع دهند.
--معاون سياسي وزير كشور گفت كه وزارت كشور تاكنون با چنين مواردي( خرید و فروش بنزین با قیمت آزاد) كه بعضاً از سوي مردم گزارش شده، برخورد كرده است.
-- وي همچنين از دارندگان كارت هوشمند سوخت خواست كه به محض مفقود شدن كارت خود، براي ابطال آن و صدور كارت جديد به سرعت اقدام كنند تا ازاين طريق، جلوي برخي تخلفات ازجمله قاچاق بنزين گرفته شود.
-- مصطفي پورمحمدي وزير كشور نيز روز گذشته هشدار داده بود كه با سوءاستفاده كنندگان از كارت هاي هوشمند سوخت، به طورجدي برخورد مي شود.
---....
آیا میدانید قیمت عادلانه بنزین قاچاق در حال حاضر برای محتاجان این ماده ی حیاتی چقدر است؟
آیا فکر نمیکنید که دولت با اعلام نکردن قیمت آزاد , میخواهد ضمن خسته و درمانده کردن مردم , مظنه ی قیمت مورد قبول آنها را بدست آورد؟ آیا نمیشد دولت خدمتگذار اینکار را با یک نظر سنجی ساده انجام میداد تا ضایعات تربیتی اینگونه امتحان سمبه بین مردم , فلاکت و بدبختی را برای عده ای به ارمغان نیاورد؟....

۱۸ تیر ۱۳۸۶ ۷:۵۲ قֽظֽ | Reply

خونین دل :


جناب عبدی سلام
هرچند مطلبی که میخواهم عنوان کنم ربطی به مطلب نوشته تان ندارد ولی این موضوع خیلی ازارم میدهد وان گاف های بزرگی است که اخیرا اقای خاتمی به ........
..............................................................
عبدی:
ظاهرا دوستان آنقدر امیدوار شده اند که کوچکترین مطلبی را در نقد ایشان بر نمی تابند و لذا تا حدی از انتشار این موارد باید پرهیز کرد تا موجب سوءتفاهم نشود.

۱۸ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۴۶ قֽظֽ | Reply

arash teharani :

با سلام و درود فراوان
خواهشمندم
یک بار و برای ثبت در تاریخ بگویید چرا دوستان مشارکت را تنها گذاشتید و از حزب کناره گرفتید؟!
ارادتمند
یک اصلاح طلب میانه رو مادر زاد!
................................................
عبدی:
دوست عزیز یک نفر که نمی تواند یک جمع را تنها بگذارد.من اگر مطمئن باشم که حضورم در میان جمعی موثر و مفید است قطعا استکاف از آن نمی کنم.

۲۳ تیر ۱۳۸۶ ۰:۰۱ قֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/598