آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۲۴ تیر ۱۳۸۶
پیامدهای انحلال سازمان برنامه(آقای پدرام)
نویسنده آقای پدرام
همانگونه که پیش بینی می شد بالاخره سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور منحل شد تا زمینه برای از هم پاشیدن بدنه کارشناسی آن فراهم آید و دولت نهم با فراغ بال بیشتری بتواند به هزینه کردن پول نفت پرداخته و تشکیلات خود را گسترش دهد. حال سؤال آن است که این انحلال چه پیامدهائی را برای نظام برنامه ریزی و اداری کشور می تواند در پی داشته باشد؟
سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور از 9 معاونت، سه سازمان وابسته و 30 سازمان استانی تشکیل شده بود:
1-معاونت اقتصادی و هماهنگی برنامه و بودجه: این معاونت شاید مهمترین معاونت سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور بود که از شاخص ترین چهره هائی که مدتی تصدی آنرا بر عهده داشته اند میتوان آقایان دکتر طبیبیان، نیلی و برادران شرکاء را نام برد. عمده ترین وظیفه این معاونت، تهیه برنامه های توسعه میان مدت، بلندمدت و آمایش سرزمین کشور ، برآورد بخش منابع درآمدی بودجه های سالانه کشور، ایجاد هماهنگی میان بودجه های سالانه با برنامه های توسعه کشور و جمعبندی بودجه های سالانه کشور، انجام امور مربوطه به تخصیص اعتبار میان دستگاههای اجرائی و تهیه گزارشات سالانه اقتصادی و اجتماعی کشور و گزارشات ارزیابی عملکرد برنامه های توسعه کشور بود. نکته مهمی که باید مدنظر داشت آنکه این معاونت تمامی وظایف یادشده را با همکاری کامل و نزدیک سایر بخشهای سازمان و همچنین دستگاههای اجرائی کشور انجام میداد. با توجه به اسم جدیدی که برای این سازمان در نظر گرفته شده است و با توجه به اظهارات رئیس سازمان، ظاهراً کلیت این معاونت حفظ خواهد شد ولی مهمترین ابزار آن برای وادار کردن دستگاههای اجرائی به حرکت در چارچوب برنامه های توسعه کشور و همچنین ابزار محدود کردن هزینه های دستگاههای اجرائی به منابع درآمدی موجود در خزانه دولت یعنی"وظیفه تخصیص اعتبار"از این معاونت گرفته خواهد شد. به نظر میرسد که یکی از مهمترین و شاید هم مهمترین مشکل حلقه دوستان رئیس دولت با سازمان برنامه در زمینه تخصیص اعتبار بوده است.
2-معاونتهای بخشی(امورتولیدی، زیربنائی، اجتماعی و امور فرهنگی، آموزشی و پژوهشی): عمده ترین وظیفه معاونتهای بخشی سازمان تهیه برنامه های توسعه بخشی و همچنین بودجه های سالانه دستگاههای اجرائی ذیربط با مشارکت خود آنها، مبادله موافقتنامه فعالیتهای عمرانی و جاری با دستگاههای اجرائی ذیربط(موافقتنامه ای که تعهدات سازمان(به نمایندگی از طرف رئیس جمهور)و هر یک از دستگاههای اجرائی را در قبال هم برای یک سال مالی و سالهای برنامه توسعه در بر میگیرد)، اعلام تخصیص اعتباردستگاههای مربوطه به معاونت اقتصادی ونظارت برنامه ای براجرای مفاد موافقتنامه های مبادله شده با دستگاهها ازطریق بازدیدهای میدانی از فعالیتهای دستگاههای اجرائی در سراسر کشور و گزارش آن به مراجع ذیربط در درون و بیرون سازمان بود. در انحلال اخیر به نظر میرسد معاونتهای بخشی، از سازمان جدا شده و در دستگاههای اجرائی ذیربط و یا وزارت دارائی ادغام شوند. ظاهراً اصرار بر مبادله موافقتنامه بدون بررسی لازم و بدون توجه به مفاد برنامه های توسعه کشور نیز خواسته چالش برانگیز دیگر حلقه دوستان از سازمان بوده است.
3-معاونت فنی: عمده ترین وظیفه این معاونت، نظارت فنی بر اجرای پروژه های عمرانی دولت در سراسر کشور، تدوین معیارها، ضوابط فنی و فهرست بهای اجرای پروژه های عمرانی و تشخیص صلاحیت مشاوران و پیمانکارانی بود که قصد طرف قرارداد شدن با دولت در اجرای پروژه های عمرانی و غیرعمرانی آنرا دارند. در تحولات اخیر به نظر میرسد که معاونت فنی نیز از سازمان جدا شده و در معاونتهای دیگر ریاست جمهوری یا سایر دستگاهها جای گیرد. ظاهراً اعطای صلاحیت به برخی پیمانکاران و مشاوران بدون بررسی و احیاناً بدون داشتن شرایط لازم از خواسته های مهم دوستان از سازمان در زمینه فعالیت این معاونت بوده است.
4-معاونت توسعه مدیریت و سرمایه انسانی: عمده ترین وظیفه این معاونت که بازمانده سازمان امور اداری و استخدامی سابق است، اعطای مجوزهای استخدامی به دستگاهها، کنترل گسترش تشکیلات دستگاههای دولتی، انجام امور هماهنگی امور استخدامی کارکنان دولت، انجام امور هماهنگی امور تشکیلات دستگاههای اجرائی کشور و هدایت و سیاستگذاری در مورد امور تحول و اصلاح روشها در سیستم اداری کشور بود. ظاهراً این معاونت بصورت معاونتی مستقل در ذیل ریاست جمهوری و یا یکی از وزارتخانه ها تعریف خواهد شد. اینگونه به نظر میرسد که دست اندرکاران اصلی انحلال سازمان برنامه در زمینه فعالیتهای این معاونت به مانعی بر خورد نکرده اند ولی با توجه به اینکه این معاونت به انگیزه جلوگیری از گسترش حجم دولت کنترلهایی نوعاً اجرائی و جزئی نگر را در مورد فعالیتهای تشکیلاتی و استخدامی دستگاهها انجام می داد بهانه خوبی برای توجیه این انحلال شده است.
5-معاونت امور مجلس و استانها: وظیفه این معاونت هماهنگی امور استانها، هماهنگی امور حقوقی در سازمان و تطبیق عملکردها با قوانین و مقررات و انجام امور ارتباط سازمان بامجلس بود. این معاونت نیزظاهراً در معاونت جدیدالتأسیس باقی خواهد ماند. فعالیتهای خود این معاونت نیز ظاهراً نقشی در انحلال سازمان نداشته است.
6-معاونت اداری، مالی و منابع انسانی: وظیفه این معاونت، انجام امور ادری، مالی و نیروی انسانی خود سازمان بود.
7-سازمانهای وابسته(مرکز آمار ایران، مؤسسه عالی آموزش و پژوهش مدیریت وبرنامه ریزی، سازمان نقشه برداری): وظیفه این سازمانها مواردی چون اجرای طرحهای آماری مثل سرشماری جمعیت، اشتغال و بیکاری، قیمتها، حسابهای ملی و منطقه ای، بودجه خانوار و...، آموزش ضمن خدمت کارکنان دولت و انجام فعالیتهای پژوهشی برای سازمان و تهیه نقشه های مورد نیاز سازمان و دستگاههای اجرائی بود.این سازمانهادر مشکلاتی که برای سازمان ایجاد شده ظاهراً نقشی نداشته اند و تنها مصداق مثل خشک و تر با هم می سوزند شده اند. این سازمانها نیز ظاهراً به دستگاههای دارای کارکرد مشابه ملحق خواهند شد.
8-سازمانهای استانی: سازمانهای استانی سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور نیز وظایف و کارکردهایی کاملاً شبیه سازمان مرکزی البته در مقیاسی کوچکتر و در سطح استانها داشته اند. سازمانهای استانی سازمان مدیریت، چندین ماه پیش از سازمان مرکزی منحل گردیده و به استانداریها واگذار شدند. مشکل حلقه دوستان رئیس دولت با سازمانهای استانی نیز نظیر سازمان مرکزی در امور تخصیص اعتبار، مبادله موافقتنامه و تشخیص صلاحیت پیمانکاران و مشاوران طرف قرارداد دستگاههای دولتی بوده است.
بافرض اینکه معاونت جدیدالتأسیس"برنامه ریزی و نظارت راهبردی رئیس جمهور"بجای سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور تهیه برنامه های توسعه و جمعبندی بودجه های سالانه را همچنان در دست داشته باشد پیامدهای زیر برای انحلال سازمان برنامه قابل تصور است:
1-هماهنگی بودجه های سالانه با برنامه های توسعه کشور با اخلال جدی مواجه خواهدشد.تاکنون علیرغم اینکه معاونتهای بخشی سازمان به عنوان تهیه کننده اصلی بودجه دستگاههای ذیربط و معاونت هماهنگ کننده برنامه و بودجه آن در یک سازمان واحد بودند ولی همواره یکی از انتقادات جدی در درون خود سازمان به سازمان این بود که هماهنگی مناسب میان بودجه های سالانه و برنامه های توسعه برقرار نمیشود. حال با جدا شدن معاونتهای بخشی سازمان از آن و بدتر از همه پخش آنها در میان دستگاههای گوناگون و رنگارنگ، دیگر چنین هماهنگی در حداقلهای موجود نیز اتفاق نخواهد افتاد. ضمن آنکه دستگاهها نیز چون گذشته برای تهیه برنامه های توسعه و همچنین تطبیق فعالیتهای خود با برنامه های توسعه با معاونت جدید التأسیس همکاری نخواهند کرد. البته به نظر می آید که دست اندرکاران اصلی انحلال سازمان برنامه چندان نگران این موضوع نیستند و حتی چنین رویدادی مطلوبشان هم هست.
2-حذف و یا تضعیف نظام تخصیص اعتبار، مبادله موافقتنامه و نظارت برنامه ای متمرکز موجود توسط سازمان برنامه ریزی کشور و پراکندن آن در میان دستگاههای اجرائی گوناگون، بطور طبیعی منجر به هزینه کردن بدون توجه به وجود منبع مالی آن گردیده و بدین ترتیب افزایش هزینه های جاری و کاهش هزینه های عمرانی دستگاهها را در پی خواهد شد و روند گسترش حجم دولت را بیش از پیش خواهد کرد. ضمن آنکه به دلیل تضعیف نظارت برنامه ای، پیشرفت امور نیز بر خلاف اهداف اعلام شده از انحلال سازمان برنامه، با کندی بیشتری روبرو خواهدشد.
3-نظام تصمیم گیری کشور از حضور کسانی که به دلیل قرار گرفتن مستمر در گلوگاه اطلاعاتی نظام اقتصادی و اجتماعی کشور اشرافی کامل تر، جامع تر و به روزتر از دیگران بر گذشته و حال این نظام دارند خالی گردیده و بالنتیجه فعالیتهای موازی و همچنین تصمیمات ناسازگار و ناهماهنگ دز نظام اداری و اجرائی کشور گسترش خواهد یافت. اصولاً دلیل اینکه هر رئیسی که وارد این سازمان میشود علی رغم دیدگاههای اولیه اش تغییر جهت داده و با بدنه کارشناسی آن همراه می شود(البته در مورد رئیس آخر آن چنین نشد چرا که او به شدت از رویاروئی با کارشناسان سازمان گریزان بود)همین جامعیت و مبتنی بر واقعیات بودن نسبی استدلالهای کارشناسی است که از سوی بدنه کارشناسی این سازمان ارائه می شده است.
4-آشفتگی در نظارت فنی و بروز ناهماهنگیها در معیارهای فنی و اجرائی و فهرست بهای فعالیتهای عمرانی، بیش از پیش هزینه های اجرای پروژه های عمرانی را افزایش داده و زمان اتمام آنها را به عقب خواهد انداخت.
5-پیامد احتمالی دیگر انحلال سازمان مدیریت، تضعیف بخش توسعه مدیریت و سرمایه انسانی آن و بالنتیجه اوج گرفتن مجدد گسترش تشکیلات دولت و بزرگتر شدن بیشتر آن است.
6-درصورتی که مرکز آمار ایران ذیل دستگاهی بخشی و یا سیاسی قرار گیرد در آنصورت تولید آمارهای اقتصادی و اجتماعی قابل اعتماد و بدون جهت گیری سیاسی و بخشی با مشکل مواجه خواهد شد. البته باید دید که آیا این مرکز نیز تکه تکه خواهد شد یا نه؟
7-با توجه به اینکه بدنه اصلی سازمان مدیریت و برنامه ریزی استانها در قالب معاونت برنامه ریزی استانداریها تا حد قابل توجهی حفظ شده است لذا به نظر میرسد که پیامدهای منفی این انحلال در استانها محدودتر از کل کشور باشد.
نگاهی به پیامدهای هفتگانه قابل تصور برای انحلال سازمان مدیریت نشان می دهد که برای دولت، هم به دلیل الزام قانونی(الزام قانون برنامه و بودجه مصوب 1352 و سایر قوانین مرتبط)و هم به لحاظ اجرائی گریزی از انجام اموری چون جمعبندی بودجه های سالانه ارسالی از سوی دستگاهها، محدودکردن هزینه های دستگاههای اجرائی به منابع درآمدی موجود در خزانه دولت(تخصیص اعتبار)، نظارت فنی و برنامه ای بر پیشرفت فعالیتهای جاری و عمرانی دستگاهها، تهیه فهرست بهاء و ضوابط و دستور العملهای فعالیتهای عمرانی و تشخیص صلاحیت پیمانکاران و مشاوران طرف قرا داد دولت نیست و دولت مجبور خواهد شد تمامی این امور را در قالب نهاد ها و دستگاههای دیگری به انجام برساند. با این وضعیت سؤالی که به ذهن میرسد این است که آیا بهتر نبود بجای تکه تکه کردن سازمان مدیریت و واگذاری فعالیتهای آن به دستگاهها و نهادهای مختلف، افرادی مطلع و فرمان بر از رئیس دولت بر سر پستهای این سازمان قرار می گرفتند؟با توجه به اینکه ظاهراً چنین افراد مطلع و فرمانبرداری یافت نمیشوند لذا مقرر داشتند از شر بدنه کارشناسی این سازمان خلاص شوند.
بی تردید مشکلات این انحلال گریبان همین دولت را خواهد گرفت و چنین سازمانی حتی بدون اسم و رسم به هر شکل ممکن توسط همین دولت باز تولید خواهد شد البته افسوس که با انسجام، کارائی و اثربخشی بسیارکمتر. ولی امید است در بازگشتی که روی خواهد داد سازمانی بدون ایرادات سازمان منحل شده فعلی بوجود آید. ما که عادت کرده ایم لقمه را یک بار دور سر بچرخانیم و سپس میل فرمائیم!!!

علي :
رييس دولت در توجيهاتش علت انحلال اين سازمان را بروكراسي بيش از حد آن ذكر كرده اما بنده به واسطه شغلم از ارباب رجوع سازمان مديريت استانها (استانداري هاي فعلي) هستم و ميبينم كوچكترين تغييري در ساختار بروكراتيك اين قسمتها بوجود نيامده. بنابراين فقط دعوا بر سر همان بودجه اي است كه در ساختار قبلي امكان بذل و بخشش بي حساب و كتاب آن در سفر هاي استاني و وام هاي زود بازده وجود نداشت.
۲۴ تیر ۱۳۸۶ ۲:۵۱ بֽظֽ | Reply
نیما :
هر چند انحلال سازمان مدیریت امری عجیب و اشتباه به نظر می رسد اما بسیاری از دوستان من که ارباب رجوع سازمان برنامه در وزارت خانه های مختلف بوده اند از خودسری و نبود نظارت و قدرت زیاد و غیر پاسخگوی این سازمان و کارشناسان آن شکایت داشته اند. ای کاش نقد مبسوطی نیز بر عملکرد این سازمان می نوشتید تا ببینیم عملکرد این قسمت ها در طی سالیان گذشته چگونه بوده است.
۲۴ تیر ۱۳۸۶ ۵:۱۱ بֽظֽ | Reply
داود :
اقاي عبدي با سلام :ايا شما فكر ميكنيد سازمان مدريت با اين همه وظايف وكاركرد كه توسط اقاي پدرام توضيح داده شد وبسيار هم مبسوط وروشنگر است ايا واقعا سازمان به وظايف پيش گفته طي اين مدت عمر عمل نموده است؟اگر عمل نموده ست چرا ما با مشكلات عديده كه بخشي از انهاازوطايف سازمان است مواجه هستيم؟
..............................................................
عبدی:
هیچ سازمان و نهادی تافته جدا بافته از کل سیستم نیست و در ذیل سیستم کارکرد و معنا دارد.به نظر من در ساختار سیاسی موجود امتناع برنامه ریزی علمی داریم.بنابراین سازمان برنامه هم در این ساختار معنا می یابد.اما فارغ از این تحلیل کلی برخی نهادها هستند که مشوق و مقوم ساختار موجود هستند و برخی دیگر مانع بوده و روند های غلط موجود را کند می کنند و سازمان برنامه از جمله موارد اخیر است.
۲۴ تیر ۱۳۸۶ ۵:۲۵ بֽظֽ | Reply
ناصر :
سلام
اين بنده خدا كه خودش ميگه تمام هنر وهم و غمش برگشتن به اول انقلاب است.انصاف داشته باشين بگير و ببند و تعطيلي و انحلال و......اول انقلاب را با حالا مقايسه كنيد! هنوز كاري نكرده!
۲۴ تیر ۱۳۸۶ ۵:۳۹ بֽظֽ | Reply
مسعود صارمی :
احساس میشود بالاتر از سیاهی هنوز رنگی نباشد ... احساس میشود دیگی که سر من در آن نجوشد , خواست اینکه سر هر کس دیگر در آن بجوشد مهم نیست.... احساس میشود در این بیست و هشت سال از این سازمان برنامه و بودجه معجزه ی قابل توجه ای برنخاسته و مقامات هر کار خواسته اند هم با آمار و اطلاعات و هم با توصیه های این سازمان کرده اند .... احساس میشود این توصیه شما :" با این وضعیت سؤالی که به ذهن میرسد این است که آیا بهتر نبود بجای تکه تکه کردن سازمان مدیریت و واگذاری فعالیتهای آن به دستگاهها و نهادهای مختلف، افرادی مطلع و فرمان بر از رئیس دولت بر سر پستهای این سازمان قرار می گرفتند؟"( پایان نقل قول ) دلسوزانه و منصفانه و معقولانه نیست.... احساس میشود از وقتی این سازمان منحل شده , مثل قطع نمازهای ریایی برخی از افراد , هیچ تغییری در رفتار و کردار دولت نبینیم..... احساس میشود نویسنده به این سازمان خیلی بیش از حد واقع , بها میدهند کاش چند نمونه از معجزه و خروجیهای مثبت این سازمان را در این بیست و هشت سال گذشته ذکر میکردند تا خواننده بتواند این عضو را از کل سیستم محتاج اصلاحات جدا سازد... احساس میشود برای اصلاحات واقعی به هر حال بهتر است پایه های قبلی خراب , پایه های نویی ساخته شود... احساس میشود اگر رییس جمهور به دلیل بی اعتمادی که برای خود بوجود آورده , سازمان نظارت استصوابی شورای نگهبان را هم منحل کند بعضی ها همین گونه با آن مخالفت میکنند و این کار درستی نیست... احساس میشود خانه از پایبست ویران است و آقای پدرام متاسفانه در بند نقش دیوار مانده اند!!.....
۲۴ تیر ۱۳۸۶ ۶:۰۱ بֽظֽ | Reply
یک شهروند :
بعنوان یک شهروند عادی , با اعتراف به اینکه در جزییات , اطلاعات کافی ندارم و تنها کلیات را میتوانم در زندگی خود ببینم؛ تا آنجا که شنیده ام بیشتر مبادله موافقتنامه های منعقده مخصوصا با کشورهای اروپایی در این سالها حاوی منافع ملی نبوده و بیشتر با غل و غش های بیشمار آلوده بوده است , نظر شما نسبت به این موافقت نامه ها که توسط این سازمان به گفته ی شما تهیه میشده چیست و آیا اساسا این سازمان افشاگریهایی نیز نسبت به اعمال خلاف دولتهای گذشته در طول این چندین ساله داشته است؟
......................................................
عبدی:
منظور موافقتنامه با دستگاههای داخلی است.
۲۴ تیر ۱۳۸۶ ۶:۱۱ بֽظֽ | Reply
فرزاد -ق :
آقای پدرام , آیا در دولتهای گذشته با وجود چهرهایی که نام برده بودید و با وجود بدنه ی این سازمان مدیریت , آبا ما شاهد سوء استفاده ها ....و بذل و بخشش های بی حساب و کتاب و .... نبوده بوده ایم؟
۲۴ تیر ۱۳۸۶ ۶:۱۹ بֽظֽ | Reply
فربد :
با تشکر از آقای عبدی میخواستم از میهمان سایت خواهش کنم اگر ممکن است بطور خیلی خلاصه "پیامدهای" این انحلال سازمان برنامه را برای وضعیت زندگی "ملموس" مردم بنویسند. اگر ممکن است با ذکر مثالهای مشخص و ساده که برای فرد ساده ای چون من هم قابل فهم باشد و با ذکر تفاوتهایی که با دولتهای ماقبل پیدا خواهد شد. با تشکر.
.......................................................
عبدی:
حتما آقای پدرام توضیح می دهند.اما با فرض موارد گفته شده می توان نتیجه گرفت که برنامه ریزی بیش از پیش ممتنع می شود هزینه های عمرانی در موارد غیر مفیدتر و بصورت غیر اقتصادی تر و با فساد سیاسی مالی بیشتر هزینه خواهد شد.شلختگی موجود در امور اقتصادی ترمز خواهد برید و....نتیجه اینها در زندگی روزمره ما اتلاف بیشتر منابع و بد بختی و فساد و تورم بیشتر است.
۲۴ تیر ۱۳۸۶ ۶:۲۶ بֽظֽ | Reply
hasan :
لطفا كمي هم براي ملت شفاف سازي واعتماد سازي نماييد وبفرماييد هزينه هاي ريالي ودلاري انرژي اتمي تا كنون جقدر شده و چه كسي نظارت مي كند؟
۲۴ تیر ۱۳۸۶ ۶:۵۰ بֽظֽ | Reply
يك ايرانى :
پيشنهاد ميشه جهت برداشتن بروكراسى كميته امداد- بنياد جانبازان و شهدا - بنياد15خرداد-و نهادهاى مستقل از دولت را منحل كنه اينها كه سودى براىمردم نداره واصولا بودن اينها براي چيه ؟
..............................................................
عبدی:
اینها تماما ابزار حکومت است و اگر درآمد مردم از نفت را به خودشان بدهند نیازی به این امور نیست.
۲۵ تیر ۱۳۸۶ ۰:۱۱ قֽظֽ | Reply
fariba :
روزنامه همبستگی : وزارت صنايع و معادن در اقدامي جديد به همه شــركـتـهــاي تــابـعــه خــود دسـتــور داده اســت كــه بـه روزنـامـههـاي مـنـتـقـد دولـت آگهي تبليغاتي ندهند. بـراسـاس شـنـيـدههـا در بـخـشـنـامه وزارت صنايع و مـعادن به شركتها، فهرستي از روزنامههاي اصلاح طلب و منتقد دولت ديده مي شود. از آنجا كه بخش اعظم درآمد مطبوعات از آگهي است اين اقدام از اين جهت صورت مي گيرد كه روزنامهها از طريق اين فشارها به ورشكستگي افتاده و خودبخود ناچار به تعطيلي شوند. چندي پيش روزنامه آينده نو به دليل فـشـارهـاي مـالـي مـجـبور به تعطيلي شد و شايد اين مساله مسوولان كشور را به اين فكر انداخته باشد كه اينبار با فشارهاي مادي بر رسانهها منجر به بسته شدنشان بشوند.
......................................................
عبدی:
قدم مهمی است اگر خبر صحیح باشد.روزنامه ها هم می توانند آنها را تحریم خبری کنند و فقط انتقاهای مربوط به آنان را تیتر کنند.در این صورت معلوم می شود که قدرت کدام یک بیشتر است.
۲۵ تیر ۱۳۸۶ ۲:۵۹ قֽظֽ | Reply
پوستی :
آیا بالاخره گذر پوست به دباغ خانه رسیده است؟
در نماز جمعه این هفته آقای رفسنجانی اعتراف دیگری را نسبت به اتمام جنگ داشتند , ایشان گفتند مصلحت این بود چون بجز امام کسی نمیتوانست جنگ را خاتمه دهد و ایشان هم در حال فوت شدن بودند به این خاطر ما مصلحت را در آن دیدیم که قبل از فوتشان کار جنگ را تمام , ( نقل به مضمون)
دو روز بعد از این سخنرانی , حالا آقای دکتر على اصغر سلطانيه، نماينده دائم ايران در آژانس بينالمللى انرژى اتمي، وضعيت حاکم بر مسئله هستهاى ايران و حمايت مردمى از آن را به دوران دوران دفاع مقدس تشبيه کرده اند!!
آیا جام زهر دیگری در میان است؟
.سلطانيه که با يکى از شبکههاى راديويى صداوسيما گفتگو مىکرد در پاسخ به اين سوال که انسجام داخلى تا چه اندازه مى تواند موضع ايران را در مذاکرات محکم کند؟ گفت:" وضعيت حاکم برمسئله هستهاى ايران شبيه به دوران دفاع مقدس است بنابراين انتظار است همه مردم همان گونه که تا به حال حمايت يکپارچهشان را نشان داده اند به حمايت خود ادامه دهند." (دروغ به این بزرگی , کی دیده؟ اگر مردم حمایت کرده و میکنند , پس چرا باز طلب حمایت؟) ایشان ادمه میدهند: " اگر موضوعى اختلاف آميز بين مسئولان باشد , قطعا اين مسئله درخط مقدم جبهه اثر گذار خواهد بود(بالاخره حمایت مردم لازم است یا توافق مسؤلان؟) .تا به حال هماهنگى و يکپارچگى بين تمام ارگان ها وجود داشته است و اميداوارم با اين روند در اين دفاع مقدس نرم افزارى موفق باشيم.
در خاتمه به نظر شما آیا این انتظار بی جایی نیست؟ که مردمی که بنزین کافی ندارند تا با آن چرخ زندگی و امور عادیشان را بچرخانند و بگذرانند , و به نوعی همه ی کارهایشان خوابیده , بیایند و از حق هسته ایی که از چند و چونش هم اطلاعی ندارند دفاع کنند؟ اگر اینجور بود که مردم مثل دوران دفاع مقدس با مسؤلان همراه بودند, چرا آقای سلطانیه از خود سؤال نکرده اید به چه دلیلی مسؤلیت خاتمه جنگ و خوردن جام زهر را به امام منتسب کردند؟
۲۵ تیر ۱۳۸۶ ۹:۳۳ قֽظֽ | Reply
رسانه ملی :
بنظر شما این تعریف رسانه ی ملیست؟
دبير کل جبهه پيروان خط امام و رهبرى با اشاره به صنعت بسته بندى پيامهاى فرهنگى در غرب گفت: ما همه روزه در معرض تهاجم خبري، تبليغى ، فرهنگى و اخلاقى غرب قرار داريم امروز جنگ حقيقى جنگ رسانهها است، ما بايد به سربازان خط مقدم اين نبرد روحيه بدهيم و البته اشتباهات و خطاهاى احتمالى آنان را نيز يادآور شويم. وى در پاسخ به اين سوال که انتظار مردم از "رسانه ملى" چيست؟ گفت: تعبير امام(ره) از رسانه ملى يک دانشگاه بزرگ بود که در هر خانهاى يک شعبه دارد. ابتدايىترين انتظار مردم اين است که رسانه ملى در ارتقاء معرفت دينى و ريشهدار کردن ارزشها و بنيانهاى فکرى انقلاب و نظام تلاش کند. عسگراولادى افزود: ما مىتوانيم از طريق رسانه ملى رفتار و عمل دينى را در جامعه نهادينه کنيم، کارآمدى نظام را به يک باور عمومى تبديل نماييم، يکى ديگر از انتظارات مردم از رسانه ملى ارتقاء رفتار دينى مسئولان و تبليغ و ترويج کارآمدى اسلام و نظام دينى است.
اگر تعریف رسانه ملی اینست , رسانه ی دینی حکومتی چه رسانه ایست؟
...............................................
عبدی:
این رسانه نیست بلکه بوقی است که از آن تلقین میت خوانده می شود .این رسانه قبلا در اختیتر شاه بود و هیچ پیشرفتی نداشت و اسلامی ها از رسانه های خود پیشرفت کردند و از هنگامی که به این رسانه ظاهرا جدید و موثر دست یافتند کارشان به اینجا رسیده که هیچ موفقیتی برای آنان ثبت نمی شود.
در سال 1370 پژوهشی در ارشاد انجام شد تحت عنوان میزان اعتماد مردم به بخش خبری رسانه ها که من برای آن مقدمه ای نوشتم و پراگراف آول آن چنین بود:
"شاید بتوان گفت که جامعه ما هیچ"پدیده مدرنی" را به اندازه رسانه های جمعی مورد "استفاده سنتی" قرار نمی دهد و این امر ناشی از پیچیده بودن و نیز غیر ملموس بودن آثار و نتائج آن است"
ظاهرا هنوز هم این گزاره به قوت خود باقیست.
۲۵ تیر ۱۳۸۶ ۹:۴۲ قֽظֽ | Reply
سرگردان :
دبيرکل حزب موتلفه اسلامى با بيان اين که تخريب باعث آلودگى فضاى انتخاباتى مىشود، افزود: تخريب مغاير با اصول اخلاقى است.
میخواستم بپرسم تخریب کدام طرف باعث آلودگیست؟ و تخریب کدام طرف وظیفه ی دینی , اخلاقی و شرعیست؟
۲۵ تیر ۱۳۸۶ ۹:۴۵ قֽظֽ | Reply
زندانی سیاسی به همراه بنزین , آزاد باید گردد! :
در سرگردانی حق هسته ایی و بازدید بازرسان بین المللی برای تکمیل پرونده ی ایران , سهميه بندي بنزین اين روزها يکى از داغترين بحثهاى روز صبح تا شام مردم شده است . که هر روز هم اخبار و حواشى جديدى از آن به گوش مىرسد که قبلا فکرش نشده بوده است!! .... از گزارشات خودم در این خصوص حرفی نمی زنم , چون ممکن است چاپ نکنید !! ولی طبق گزارش ايرنا از سطح شهر تهران طى روزهاى اخير برخى تاکسى داران شهر تهران اقدام به فروش بنزين مازاد نياز خود يا اجاره کارتهاى سوخت خود مىکنند. در حالى که سهميه ماهيانه تاکسىها 800 ليتر اعلام شده است، برخى رانندگان تاکسى مقدارى از سهميه روزانه خود را به صورت آزاد مىفروشند و درآمدى را بدون اين که خودرو خود را مستهلک کرده و يا مجبور باشند ساعات طولانى را پشت فرمان بنشيند، به راحتى کسب مىکنند.
آیا بنظر شما این فروش بنزین , وقتی خود دولت چنین اعمالی را نسبت به نفت مردم انجام میدهد , توسط تاکسی داران اشکال قانونی دارد؟
۲۵ تیر ۱۳۸۶ ۹:۵۵ قֽظֽ | Reply
علي خراساني :
جناب عبدي،
سازمان مديريت و برنامه ريزي همانطور كه از اسمش پيداست،لازمست از كارشناسان نخبه تشكيل شود تا با بررسي و تحقيق و با بهره گيري از اطلاعات مركز آمار ايران ، بهترين گزينه هاي استفاده از منابع كشور را تعيين كند و با اين رويكرد كشور بتواند از منابع خود حداكثر برداشت را بنمايد.
تعريف بالا ظاهر قضيه است ولي واقع امر در دستوري توزيع شدن منابع در قبل و بعد از انقلاب بوده است.اگر من بخواهم مثال بياورم مثنوي صد من كاغذ است، و خود شما خيلي بهتر از من در اين ارتباط مي دانيد.
لذا بجاي مرثيه خواندن براي سازمان بهتر است اين فعل انجام شده وسيله اي باشد براي تحليل عملكرد سازمان در گذشته و همچنين پيش بيني عملكرد آن در آينده .
با سپاس- علي خراساني
۲۵ تیر ۱۳۸۶ ۱۰:۵۲ قֽظֽ | Reply
محمد حسين :
الف:
اين حكايت را در جائي خوانده ام و به راست يا دروغ ان كاري ندارم ولي در زمان كنوني شان نزول دارد؛
يكي از اشراف درورهء رضاشاه پهلوي به حضور ايشان مي رسد و مي گويد: اعليحضرتا ،پسرم با درجهء دكترا از فرنگ برگشته اگر ممكن است مرحمت فرموده و مقام و منصبي خوب برايشان امر فرمائيد!
- رضا شاه تاملي مي كند و مي گويد: فردا بگو بيايد تا به عنوان وزير به مجلس معرفي اش كنم
درخواست كننده يكه مي خورد و مي گويد اعليحضرت پسرم بي تجربه است، اين مقام برايش مناسب نيست.
-رضاشاه مي گويد: بگو بيايد تا در همان وزارتخانه مقام مديريت ارشد را به ايشان بدهم.
طرف مي گويد: اعليحضرت اين مقام هم براي ايشان مناسب نيست، بهتر است در همان وزارت خانه به عنوان كارشناس استخدامش نمائيد.
-شاه بي درنگ و تند پاسخ مي گويد: هرگز اقا! كارشناس تنها نيروئي است كه در وزارتخانه براي من كار مي كند و خودم انرا بر اساس تجربه و دانش و ساير ويژگي ها گزينش مي كنم.
ب:
پرسش:
چرا دولت اقاي احمدي نژاد مي ايد و اب از اب تكان نمي خورد؟
چرا دهها روزنامه و نشريه بسته مي شود و اب از اب تكان نمي خورد؟
چرا هزاران مدير دولتي تغيير مي كنند و اب از اب تكان نمي خورد؟
چرا مدير عاملين بانكهاي دولتي يك شبه عوض مي شوند و اب از اب تكان نمي خورد؟
چرا سازمان مديريت و برنامه ريزي منحل مي شود و اب از اب تكان نمي خورد؟
پ:
چرا اقاي حجاريان ترور مي شود و در دنيا مثل بمب صدا مي كند و در كشور غلغله مي شود و تروريستها را شوكه مي كند؟
ت:
كاش يك نگرش سنجي به شيوهء مصاحبه از مديراني كه در دولت اقاي خاتمي با سازمان مديريت و برنامه ريزي كار كرده بودند صورت مي گرفت و پس از ان اقدام صحيح انجام مي شد(لازم به ذكر است كه سازمان مديريت و برنامه ريزي در دولت اول اقاي خاتمي از ادغام دو سازمان برنامه و بودجه - و اداري و استخدامي تشكيل شد.)
ث:
دولت اقاي احمدي نژاد مي خواهد يا دستكم ادعا مي كند كه يك دولت حاضر در ميدان عمليات و اقدام و اجراست! لذا با افتخار مي گويد كه 30 استان كشور را ديده است!كساني كه در ميدان با سازمان مديريت كار مي كنند از ان به عنوان يك حلقهء اضافي و يك خوان مازاد بر سر راه سرعت كار نام مي برند.
ج:
من خود مي توانم به طور مشخص مثالهائي را ذكر نمايم كه همين سازمان مديريت و برنامه ريزي در دولت اقاي خاتمي چگونه موانعي بر سر راه اهداف دولت قرار داده است! مثلآ - در خوشبينانه ترين فرض-صرفآ به خاطر اينكه فلان وزير يا رئيس سازمان تواضع لازم را در برابر اقا يا خانم معاون دفتر كذاي سازمان مديريت و برنامه ريزي نداشته است.
چ:
سر پلهاي سازمان مديريت در دولت اقاي خاتمي چه كساني بودند و چگونه گزينش مي شدند؟
ح:
البته اقاي احمدي نژاد كارهايي را هم انجام داده است كه با انحلال سازمان برنامه متناقض است اما چون موضوع مقاله مربوط به ان نيست از ذكر ان خود داري مي نمايم. تنها به اين دليل اين نكته را بيان كردم كه گمان مي كنم اقاي رئيس جمهور يك صورت بندي خاصي از سازمان دولت دارد ؛ لذا در نقد عملكرد ايشان بايد جوانب ديگر را هم ديد.
۲۵ تیر ۱۳۸۶ ۳:۲۸ بֽظֽ | Reply
جهادگر زندان دیده :
اوایل انقلاب بود. اگر الزایمر نگرفته باشم آقای مهندس سحابی رییس سازمان برنامه و بودجه بودند.... از دانشجوها خواسته بودند به سازمان برنامه و بودجه کمک کرده به روستاها بروند و کار آمار گیری از کمبودها و مشکلات و ... را انجام دهند. من هم با دوستانم در این راه چند ماهی را در خدمت تهیه آمار و اطلاعات این سازمان بودیم.
بدون مزد و منت ( یارب مباد کس را مخدوم بی عنایت!) گزارشهای خیلی خوبی را به نظر خودمان تهیه کردیم ..... با تک روستاییان حول محورهای درخواستی سازمان برنامه و بودجه و مسایل اضافی دیگر مطرح و صحبت کردیم. ... کاش آقای پدرام میگفتند این گزارشات که هیچ وقت در جهت برطرف شدن کمبودها و مشکلاتش پیگیری نشد , به کدامین سطل اشعال ریخته شد؟ و چرا آقای سحابی از این سازمان کنار گذاشته شدند؟ و عکس العمل بدنه ی سازمان در اثر این تغییر چه بود؟ .... آیا میشود از این طریق آقای مهندس سحابی خواهش کرد نظرشان را نسبت به این انحلال برای ما بنویسند؟ اگر میهمان عزیز این زحمت را بکشند از ایشان نیز ممنون خواهیم شد چون برای قضاوت , بهتر است سابقه ی درستی از موضوع داشت.
۲۵ تیر ۱۳۸۶ ۵:۵۷ بֽظֽ | Reply
محمد - تهران :
سلام و خسته نباشید .
آیا آقای رییس جمهور به دلیل کاغذ بازی های بی مورد این سازمان را منحل کرد یا اینکه به خاطر عدم کارایی یا همانطور که شما مطرح نمودین به خاطر باز شدن دست دولت یا شاید هم سازمانی غیر اسلامی بود ؟
به نظر من که مورد آخر توجیه بهتری باشه , چون نه علمیه نه کسی زیر سئوال می ره !
یکی هم اینکه با توجه به مسئولیت های متعددی که این سازمان به عنوان یک سازمان بی طرف بر عهده داشت و با توجه به تعاریفی که در این مورد ارئه گردید به نظر می آید که تنها سازمانی را که به صورت علمی اداره می گردید را از بیخ و بن تعطیل نمودند و تمام مسئولیت ها را خود بر عهده گرفتند ! گویا قحطی مسئولیت آمده و مشکل بی کاری به دولت هم رخنه کرده و برای بر طرف کردن این مشکل دیوار کوتاهتر از این بدبختا پیدا نکردن !
آیا میتوان منتظر ماند تا تبعات آن را با استخوان رانمان تجربه کنیم ؟
آیا راه حلی برای جلوگیری از تکرار تاریخ وجود دارد ؟
چرا سواد مردم رو کردن تو کوزه ؟! چرا حداقل بعضی چیزا رو اونطور که هست نمی گن ؟
یعنی فقط باید منتظر بمونیم و بدبختیمون رو ببینیم ؟
اختلاف طبقاتی رو میشه با 2 ساعت پیاده روی تو خیابون ولیعصر دید .
۲۵ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۴۸ بֽظֽ | Reply
پرویز پدرام :
پدرام:
1-جناب آقای نیما: من گفته شما در مورد خودسری و عدم نظارت و از این قبیل موارد در میان کارشناسان سازمان مدیریت را نفی نمی کنم ولی این را میدانم که چنین پدیده ای در تمامی نظام اداری کشور ساری و جاری است و به احتمال فراوان جائی که چنین پدیده ای کمترین است همین سازمان مدیریت بود ولی چون قدرت زیادی در این سازمان به تبع جایگاه رئیس جمهور در قانون اساسی جمع بود بروز چنین پدیده هائی بیشتر به چشم می آید. خوب است این نکته را هم مد نظر داشته باشیم که اگر این تصویر غول بی شاخ و دم و زورگوئی که رئیس جمهور و برخی از دوستانش از سازمان مدیریت ساخته اند واقعیت دارد پس چرا هیچ کدام از وزیران که ادعا میشود مکرراً مورد ظلم این غول قرار می گرفتند صدایشان در دفاع از انحلال این سازمان درنمی آید و اگر هم چیزی میگویند در حد رفع تکلیف است؟چرا کسی از اطرافیان دولت بجز چند نفر از دوستان نزدیک رئیس دولت مدافع این تصمیم نیست؟
2-جناب آقای ناصر: در اوایل انقلاب خیر نامی به سازمان آمد تا آنرا منحل کند حتی میگویند تعداد زیادی از منابع کتابخانه این سازمان را نیز آتش زدند ولی سازمان منحل نشد!
3-جناب آقای صارمی: پاسخ آقای عبدی به کامنت آقای داوود در مورد کامنت شما نیز گویاست و من نیز اضافه می کنم که ارزش یک تکه چوب برای غرق شدگان کشتی طوفان زده بعضاً کمتر از خود کشتی نیست!ضمناًتوجه جنابعالی را به یادداشت"انتقاد استصوابی"خودم در این سایت جلب کرده و اضافه میکنم که بنده تمام تلاش خودرا میکنم که نقد یک پدیده(مثل انحلال سازمان برنامه)فارغ از پدیدآورنده آن(مثل رئیس جمهور)باشد و اگر بی اعتمادی هم نسبت به رئیس دولت بوده کمترین تأثیری در نوشتن یادداشت نداشته است.
4-جناب آقای فرزاد – ق: چرا بوده ایم ولی به نظر میرسد که با حذف این سازمان این کارها دامنه و گستره بیشتری پیدا خواهد کرد.
5-جناب فربد: کلیت مطلب را آقای عبدی بدرستی بیان داشته اند. ما در مور سازمان برنامه مثل بسیاری از امور دیگر نه با"صفر و یک ها"بلکه با"بیشترها و کمترها"مواجه هستیم. واما مثال ملموس:
الف- در زمان آقای رفسنجانی، با فشار وزرا و رئیس جمهور میلیاردها دلار استقراض صورت گرفت که سازمان برنامه با بخشی از آن مخالف بود(و حتی آقای دکتر طبیبیان معاون اقتصادی وقت سازمان در اعتراض به اینگونه موضوعات استعفاء داد)ولی به آن توجه نشد و کشور را با بحران بدهی ها و تورم 50 درصدی سال 74 مواجه شد. با حذف سازمان چنین پدیده هائی که مستقیماً به زندگی مردم مرتبط میشود"بیشتر"خواهد شد.
ب- در زمان آقای رفسنجانی، به اسم عدالت و رفع محرومیت از نقاط محروم، تعداد قابل توجهی بیمارستان و فرودگاه و ... علی رغم مخالفت شدید سازمان برنامه ساخته شد که امروزه بخاطر عدم بهره برداری(بخاطر نداشتن مشتری)، به فضاهای متروکه تبدیل شده اند. اگر منابع این ساخت وسازهای بی فایده صرف آموزش فرزندان این ملت میشد مفید تر نبود؟با حذف سازمان، چنین اتفاقاتی"بیشتر"از پیش روی خواهد داد.
ج- در زمان دولت آقای خاتمی، علی رغم مخالفت سازمان برنامه، نیروی انتظامی اقدام به خرید الگانس کرد که این روزها نیروی انتظامی آنها را بخاطر هزینه نگهداری بالا با سمند جایگزین میکند. باحذف سازمان،چنین اتفاقاتی"بیشتر"از پیش صورت خواهد گرفت.
د- دردولت فعلی نیز به جریان انداختن چنین پروژه هائی به حد وفور در قالب سفرهای استانی در حال وقوع است که به نظر میرسد مخالفت سازمان با این امر آنرا قربانی کرد.
ه- سازمات مدیریتی ها مثل بسیاری دیگر در برنامه چهارم میگویند سیاست مطلوب که برای جامعه و مردم رفاه می آورد تعامل با جهان خارج است ولی دولتی های امروز آنرا مرعوب شدن در مقابل آمریکا نامیده و به دنبال تقابل با جهان هستند و یکی از نتایج بسیار ملموس آن برای زندگی مردم سقوط هواپیماها و امنیت پائین هواپیمائی کشور است.
و- ...
6-جناب آقای حسن : در این مورد اطلاعی ندارم.
7-جناب آقای خراسانی: چشم!
۲۶ تیر ۱۳۸۶ ۰:۴۱ قֽظֽ | Reply
یک مرد قدیم! :
آیا قانونی برای برخورد با نحوه ی آرایش و پیرایش موهای پسران وجود دارد؟
به نظر شما نیروی انتظامی با توسل به چه قانونی میخواهد با این امر شخصی و سلیقه ایی مردانه برخورد کند؟
............................................
عبدی:
با توسل به همان قانونی که در موارد قبلی برخورد کردند.
۲۶ تیر ۱۳۸۶ ۱:۳۰ قֽظֽ | Reply
يك ايراني :
بودن تلويزيون خصوصي چه منافاتى با قانون اساسي ايران داره در كشور همسايه در ماهواره تركست بيش از 200 كانال تلويزيوني تركيه كه عموما هم خصوصي هستند دارند فعاليت ميكنند و همه نوع برنامه از موزيك و شو گرفته تا اخبار و تفاسير سياسي و مذهبي و از همه نوع سليقه اين تلويزيونهاي خصوصي چه مخلي براي كشور همسايه داشته است كه ما از وجود اونها بي بهر ه هستيم تلويزيونهاى دولتي ما نه تنها يك رسانه ملي نيست بلكه يك رسانه اختصاصي در اختيار يك گروه خاص مي باشد.
۲۶ تیر ۱۳۸۶ ۱:۵۶ قֽظֽ | Reply
افشین :
حکو مت اصول گرا این حرفها سرش نمی شود
بیایید در شب هفت انحلال سازمان همه باهم فاتحه بخوانیم برای کارشناسان دلسوزی که در شرایط بعد از انقلاب در شرایط جنگ در شرایط نابسامانی های اقتصادی کشور ناشی از ناشی گری مسیولین خون دل خوردند وبه لحاظ نرم افزاری سعی کردند اسیب ها را کاهش دهند کسانی که فرزندان تحصیل کرده این انقلاب هستند کارشناسان استخدامی شاه نیستند چون اگر کسی از تصفیه ها جان سالم بدر برده باشد ظرف 27 سال بعد از انقلاب همه بازنشست شده اند این کارشناسان موجود همه استخدام جمهوری اسلامی با گزینش های سخت هستند اگر لیبرالیسم و اومانیسم در امده اند انطور که رییس جمهور می فرمایند پس باید شدیدا به کارایی این نظام شک کرد چرا مغز متفکر نظام با ان همه مواظبت های گزینش پوسیده است یا شاید قضاوت ها اشتباه باشد که این به مصلحت و عزت نزدیکتر است حال شما هم با من هم عقیده شدید که فاتحه خواندن به صلاح نزدیکتر است
۲۶ تیر ۱۳۸۶ ۲:۰۶ قֽظֽ | Reply
محمد ف :
جناب اقای مهندس عبدی
با سلام
سوالاتی برای بنده مطرح است که در صورت امکان جواب دهید
1 :ما یک کار خوب داریم و یکی هم انجام دادن خوب کار یعنی هم میشود کار را چه خوب وچه بد ان را خوب یا بد انجام داد لذا باید تفاوت این دو موضوع بطور شفاف مشخص شود که اولاداشتن سازمان برنامه وبودجه خوب است و اگر خوبست به قسمت دوم که خوب یا بد عمل کردن است پرداخته شود.
2 :ایا بهتر نیست که ما بجای اینکه چشمانمان را نسبت به همه تجربه های جهانی ببندیم از انها الگو برداری کنیم یا متاسفانه مثل صنایع توان کپی کردن خوب را هم نداریم
3 :این مسئله خوب بود در احزاب و دانشگاهها مورد نقد و بررسی قرار مگرفت . ایا این کار انجام شده یا خیر.
4:یک خواهش دارم که اگر ممکن باشد کندوکاوی در رابطه با سیستم های مدیریتی در کشورهایی که پیشرفت کرده اندو کشورهایی هم که پسرفت کرده اند ارائه دهیدچون شما باید برای پسرفت هم یک سری کار انجام دهی که عکس کارهای پیشرفت است.و برای خود ما مشخص میشود که به کجا میرویم
باز هم حافظ
قومی به جد و جهد نهادند وصل دوست
قومی حواله به تقدیر می کنند
و امیدوارم که در این مسئله به اندازه کافی جدو جهد شده باشد.
۲۶ تیر ۱۳۸۶ ۱:۰۷ بֽظֽ | Reply
كارشناس اقتصادي :
اينجانب اعتقاد زيادي به تحول همه جانبه دارم و مي خواهم آقاي رييس جمهور همچون سازمان مديريت و برنامه ريزي، صنايع خودروسازي را نيز - كه به ظاهر خصوصي بوده ولي از حمايت همه جانبه دولت برخوردار است- متحول كنند. به طور مثال، از اين شركتها پرسش شود كه چرا قيمت برخي محصولات ( مانند سمند و پرايد) در بازار داخلي و خارجي اين همه تفاوت دارد. به بيان ديگر، چرا سمند Lx در ايران 12 ميليون تومان ولي در جمهوري آذربايجان 8 ميليون فروخته ميشود.اين تفاوت قيمت كجا ميرود؟! مگر خون خارجيها از خون مردم ايران رنگينتر است؟!
اگر بحث دامپينگ را مطرح ميكنند بايد گفت كه چگونه ما ميتوانيم با پايين آوردن قيمت وتا چه قيمتي! محصولات شركتهاي چيني و كرهاي را از بازار خارجي خودرو خارج كنيم.
البته، كسي سؤال نميكند كه چرا شركتهاي خودروسازي به ظاهر -و البته از نظر تعريفي كه در قانون ارائه شده است - خصوصي بوده ولي جاي دنجي براي بر و بچ ( مدير عامل پارس خودرو و مسئول سرمايه گذاري ايران خودرو و جز اينها) است؟!
۲۶ تیر ۱۳۸۶ ۶:۱۵ بֽظֽ | Reply
مصطفی1 :
هر موسسه وبنگاهی با توجه به نوع و زمینه فعالیت نیاز مند سازمان داخلی مشخص و تعریف شده ای است که نمای این سازمان در چارت سازمانی ترسیم و قسمتها و دپارتمانهای مورد نیاز ونوع ارتباط انها با یکدیگر تعریف ومشخص میشود هر باکس سازمانی بر اساس نیاز موسسه مربوطه متشکل از زیر مجموعه ها با تخصص های مورد نیاز در خدمت اهداف کلی سازمان اصلی فعالیت می نماید بدون این چارت سازمانی تقسیم کار و وظایف انجام نشده و مسئولیتها مشخص نیستند لذا چیزی جز هرج ومرج پیش نخواهد امد و بقول معروف شرایط حسینقلی خانی میشود هر چند در بعضی جا ها با وجود این چارت تعریف شده هم مدیریت حجره ای پراکنده اعمال میشود یک مثلی است که
میگویند عده ای کارگر داشتند جایی را میکندند و در همان زمان عده ای دیگر انرا پر میکردند کسی از انها که میکندند می پرسد چه میکنید میگن مسیر لوله می پرسد پس چرا پر میکنید میگن لوله گذار نیامده البته این مثال برای نشان دادن
روابط تعریف نشده قسمتهای مختلف یک تشکیلات و روشمند نبودن کارها گفته میشود اما اگر کمی دقت بیشتر شود غیر از مورد ارتباط عدم کنترل ، برنامه ریزی و در نتیجه صرف بیهوده هزینه یا بهتر بگوییم هدر رفتن بودجه تخصیص یافته و عدم بازدهی نیرو کار بکار گرفته شده هم هست در چارت سازمانی تمام موسسات باهر نوع فعالیتی دپارتمانی که وظیفه ان برنامه ریزی و تخصیص منابع وکنترل است می بایستی باشد این قسمت از اهمیت بسیاری برخوردار بوده و شاید بتوان گفت که حیات مجموعه بعمل کرد صحیح ان بستگی دارد مهمترین زیر مجموعه این باکس امار واطلاعات است زیرا تنها با داشتن امارواطلاعات صحیح مدیریت یک مجموعه قادر به هدایت هرچه بهتر امور خواهد بود حال چگونه است که درمدیریت کلانی بنام دولت این جایگاه مورد نیاز نبوده و زائد دیده میشود که به نعطیلی و انحلال ان رای میدهند راستش در دنیای فعلی در شرایطی که بدون تعریف اهداف و چشم انداز
( vision ) کشورهای در حال توسعه بجایی نمی رسند و در شرایطی که فساد ناشی از عدم کنترل منابع انها را تهدید میکند این تصمیم قابل درک نیست در حالیکه سند چشم انداز بیست ساله هم تدوین و تصویب و قانون شده
۲۶ تیر ۱۳۸۶ ۶:۲۵ بֽظֽ | Reply
پرویز پدرام :
پدرام:
جناب آقای محمد حسین:
الف- اگر یک کارشناس اینقدر از نظر شما مهم است قاعدتاً کمی تواضع نسبت به او و کشیدن ناز او نباید اینقدرها هم نارحت کننده و مشکل آفرین باشد.
ب و پ- چرا تلفات زلزله در شب بیشتر از روز است؟
ت،ث،ج- چیزی که شاه سابق ایران را به انقلاب 57 رهنمون ساخت کمونیست دانستن اهالی سازمان برنامه بود و آنی که آقای هاشمی محبوب رااز عرش به فرش کشاندحلقه اضافی و ترمز خواندن سازمان برنامه از سوی وزرای بلند پروازش بود(اینرا هم از نوربخش شنیده ام، هم از ستاریفر، هم از مؤمنی، هم از طبیبیان، هم از عظیمی، هم از داوودی،...).
جناب جهادگر زندان دیده: پیشنهاد میکنم کتابهای زیر را مطالعه فرمائید:
الف- توسعه و عمران در ایران(مصاحبه با برخی از دست اندرکاران و رؤسای سازمان برنامه قبل از انقلاب)
ب- اقتصاد سیاسی جمهوری اسلامی(مصاحبه با برخی از دست اندرکاران و رؤسای سازمان برنامه بعد از انقلاب. در این کتاب با آقای مهندس سحابی نیز مصاحبه شده است).
ج- وظایف و تشکیلات سازمان مدیریت و برنامه ریزی از اول تا کنون(مصاحبه با تعدادی از رؤسای سازمان برنامه قبل و بعد از انقلاب. در این کتاب نیز با آقای مهندس سحابی مصاحبه شده است).
۲۶ تیر ۱۳۸۶ ۱۱:۵۷ بֽظֽ | Reply
معین :
سلام
جناب پدارم
شنیده اید که می گویند خود گویی و خود خندی عجبب مرد هنرمندی! حکایت ماجرای این صفحه است.مستدام باشید
۲۷ تیر ۱۳۸۶ ۰:۵۲ بֽظֽ | Reply
:
مشکل انحلال سازمان برنامه و بودجه بوده یا مشکل قطع دست و پای حزب کارگزاران؟
۲۷ تیر ۱۳۸۶ ۹:۵۸ بֽظֽ | Reply
پرویزپدرام : در جواب معین
دوست عزیز، جناب معین:
حتماً شنیده اید که میگویند: شنیدن کی بود مانند دیدن؟
از اینکه"مناظره"را به مناقشه تبدیل میکنید در تعجبم و تصور می کنم که با چنین رویکردی بنده هم بودم ار انحلال سازمان مدیریت دفاع میکردم.
۲۸ تیر ۱۳۸۶ ۳:۰۴ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/602