آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۲ مرداد ۱۳۸۶
آزادي گردش اطلاعات
براي رسيدن به توسعه و رفاه چه اقداماتي بايد انجام داد؟ برخي افراد بر عوامل عيني و نيز كمّي، مانند سرمايهگذاري و نيروي انساني و... تأكيد ميكنند. بدون ترديد در غياب چنين عواملي توسعه رخ نميدهد، اما توسعه پايدار و نيز كارآمد، نيازمند پيششرطهاي ديگري هم هست كه گرچه در ذيل ارقام كمّي بيان نميشوند، اما وجودشان براي توسعه همهجانبه، امري ضروري و لازم است. حاكميت قانون، استقلال دستگاه قضايي و قاضي، وجود نهادهاي نظارتي مردمي قوي (احزاب، مطبوعات و ديگر نهادهاي مرتبط)، زيرساختهاي ارتباطي مناسب (اعم از انواع راهها، ارتباط تلفني و...)، نظامهاي آموزشي و پژوهشي خلاق، نظام برنامهريزي كارآمد و...، جملگي از عوامل زمينهاي و مهمي هستند كه در غياب آنها، پيشرفتي حاصل نميشود. يكي از اين عوامل، آزادي دسترسي به اطلاعات و دادههايي است كه در پژوهش و برنامهريزي و نظارت اجتماعي به كار ميآيد. هر قدر دسترسي به اطلاعات صحیح آزادتر، سريعتر و ارزانتر باشد، رشد و توسعه اقتصادي و اجتماعي نيز از اين موضوع به نحو مثبتي متأثر ميشود و بالعكس.
در جامعه ما از يك سو با كندي و حتي منع گردش اطلاعات و از سوي ديگر با عدم دقت اطلاعات توليد شده مواجه هستيم. بيدقتي و حتي تعارض اطلاعات توليده شده در ايران، ناشي از چند عامل است. يك علت آن روشن نبودن عمليِ متولي رسمي توليد اطلاعات است. هر كس و در هر مقامي خود را مجاز ميداند كه آمار و ارقامي را به عنوان اطلاعات ارايه كند. در حالي كه توليد اطلاعات لزوماً بايد متولي رسمي مشخصي داشته باشد. نمونههايي از آن درباره نرخ رشد جمعيت و زاد و ولد در ايران بعد از سال 1375 كاملاً مشهود است. علت بعدي فقدان نظارت علمي و نيز عدم شفافيت ساز و كار توليد اطلاعات است كه موجب ميشود اطلاعات توليدي نقد و ارزيابي علمي نشود و چه بسا با خطاهايي همراه باشد. علت بعدي فقدان استقلال مراجع توليد اطلاعات در برابر قدرتمندان است كه اين امر موجب ميشود دخالتهاي غيركارشناسانه و حتي غيرعلمي در توليد آمار صورت گيرد كه يكي از نمونههاي آن را ميتوان در جريان اعلام نرخ رشد بخش صنعت سال گذشته، ارقام مربوط به تورم و بيكاري و...، به وضوح مشاهده كرد. اين علت در دو سال اخير نيز تشديد شده است و سياست بر اعداد و ارقام چنان سايه افكنده است كه كارشناسان كمتر به آمار رسمی اعتماد ميكنند.
آمار و اطلاعات بعضاً بازيچه مسايل ديگر هم ميشوند. مثلاً به ياد دارم كه آمار تعداد دانشجويان يا زندانيان يا موارد مشابه چون مبنای اخذ تسهيلات و خدمات براي اداره اعلام كننده آمار بود، بعضاً بيش از اندازه اعلام ميشد! يا مثل مطبوعات كه براي سهميه گرفتن، در بسياري مواقع آمار تیراژ را بالاتر از واقعيت اعلام ميكردند و سالها پيش كه ارشاد تصميم گرفت به اين امر رسيدگي كند، بعضاً صداي اعتراضشان هم درآمد!
مشكل اطلاعات در ايران، فقط نقض در آمار و ارقام نيست، بلكه همين اطلاعات نيمبند در برخي موارد، با چنان جانكندني به دست ميآيد كه در بعضا جوينده از خير آن ميگذرد. بسته بودن نظام اطلاعرساني در ساختار دولتي و نيز امكان استفاده از آمار ارايه شده عليه اداره توليدكننده يا رقابتهاي سياسي و...، همگي موجب ميشود كه در ارايه اطلاعات توليدي، جانب احتياط و محافظهكاري شديدي اتخاذ شود.
اخيراً براي مطالعه سالنامه آماري آموزش و پرورش، به چند كتابخانه مراجعه كردم كه سال موردنظر مرا نداشتند. لذا با دفتر ذيربط كه متولي انتشار و توزيع آن است تماس گرفتم. گفتند براي خريدن مستقيماً مراجعه كنيد. فرزندم را براي اين كار روانه كردم، از آنجا زنگ زد كه بدون نامه نميدهند، اولين سؤال اين است كه از كجا آمدهاي؟ براي چه ميخواهي؟ معرفينامهات كو؟ هرچه خواستم به طرف بفهمانم كه آقاجان اين سالنامه را شما منتشر كرديد و ميفروشيد، ديگر اين ادا و اصولها چيست؟ ظاهراً مفيد فايده نبود. من كه تجربه ديگري هم داشتم، از خير قضيه گذشتم تا بالاخره در يك كتابخانه دیگر سراغ سالنامه آماري رفتم. در يك مورد ديگر هم يكي از دوستان براي اخذ آمار سالنامهاي كه منتشر ميشود، به يكي از ادارات دولتي مراجعه كرده بود. پس از چند بار رفتن و آمدن و معرفينامه بردن و به سفر رفتن آقاي مسئول و گم شدن نامه و... (حدوداً يك ماه معطلي و چند بار مراجعه)، اخرالامر با هزار منت نشريهاي را تحويلش دادند كه قبلاً منتشر و عرضه شده بود!!!
حال اين وضعيت را مقايسه كنيد با جوامع ديگر. يكي از دوستان كه استاد تاريخ دانشگاه است، براي فرصت مطالعاتي به انگلستان رفته و حوزه تخصصي او هم تاريخ معاصر ايران است كه مطالعه اسناد وزارت امور خارجه بريتانيا را هدف خود قرار داده. وی تعريف ميكرد كه وقتي به مركز اسناد آنجا رفتم، جز اينكه فرد مطلعي مرا با تمام دانش خود راهنمايي ميكرد، همه اسناد را از سري تا عادي در اختيارم قرار داد و تنها محدوديت در مورد اسناد سري است كه نميتوان از آنها كپي و فيلم گرفت و فقط بايد يادداشتبرداري كرد، ولي بقيه را ميتوان تماماً كپي كرد و بار زد و آورد ايران. (كاري كه نميدانم چرا دولت نميكند؟؟!!) از صبح عليالطلوع تا اواخر شب هم اين مراكز باز و در خدمت محققان هستند، محققاني كه بسياري از آنان خارجي بوده و در ميان اين اسناد در پي يافتن دليل و مدركي عليه حكومت بريتانيا و به نفع مردم خودشان هستند و اتفاقاً اين اسناد را پيدا هم ميكنند!!
حال ميتوان اين دو نمونه را با هم مقايسه كرد تا به عمق تفاوتها بيشتر پي برد. اين تفاوت ريشه در اعتماد به نفس حكومتها و ميزان مردمي بودن آنها و نيز تفكيك نقشهاي سياسي و كارشناسي از يكديگر و تعهد آن به علم دارد. حكومتي كه به نقش سياسي خود بسنده ميكند و نه ميخواهد و نه ميتواند در امور كارشناسي و علمي مداخله سياسي كند، طبعاً توليد آمار و اطلاعات را به عهده دانشمندان و متخصصان وا مينهد و از دخالت در آن پرهيز ميكند. حكومتي كه اعتماد به نفس دارد، از پخش و توزيع اين اطلاعات نه تنها واهمهاي ندارد، بلكه استقبال هم ميكند و حكومتي كه مردمي است و از دل مردم خود سر برآورده است و در مقابل آنان پاسخگوست، هيچ ترس و نگرانياي از بهرهمندي مردم از اين اطلاعات ندارد و بالاخره اينكه حكومتي كه مدار آن بر پايه علم و دانش و منطق قرار دارد، ميداند كه عرضه هرچه بيشتر اطلاعات با هزينههاي اندك، موجب افزايش بهرهوري،رشد پژوهش و دانشهاي جديد ميشود و همه از جمله دولت از اين دستاوردها بهره خواهند جست و برعكس

:
خاله ای داشتم که دستپختش عالی بود و وقتی غذا می پخت از خوشمزه گی انگشتهامون هم با آن میخوردیم ... چند وقت پیش خونه شون رفته بودم ... وقتی غذا میخوردیم گفتم خاله , مزه ی عذاهای سابق را نمیده.... گفت عمه جون , دیگه اون مواد اولیه آن غذاها پیدا نمیشه , با این مواد همینشه , غنیمته!!
۲ مرداد ۱۳۸۶ ۴:۲۸ بֽظֽ | Reply
مسعود صارمی :
همه این حرفها درست ولی بنظر من نگاه حاکی از اهمیت به مردم در متولیان امور نیست که نیست که نیست..... هر کس هم این نگاه را بخواهد حتی یه کم داشته باشد گورش میکنند..... شنیدید چونکه صد آید , نود هم پیش ماست؟ اگر اون نگاه عاشقانه پیدا بشه , همه ی این گردش اطلاعات , احزاب , روزنامه ها , جواب به سؤالات , راستگویی , .... همه و همه خواهد آمد بقول معروف تو پای به راه در نه هیچ مپرس , خود راه بگویدت چسان باید رفت!
۲ مرداد ۱۳۸۶ ۴:۳۵ بֽظֽ | Reply
سکته کرده :
آقا جامعه ی ما سکته کرده , فلج شده , بیماره , قدرت تکان خوردن نداره , .... چرا نمی خواهید قبول کنید؟
وقتی گردش پول در رگهای جامعه بدرستی انجام نمیشود بنحوی که مقداری زیادی پول یک قسمت و هیچی پول در قسمتهای زیادی در گردش نیست.... وقتی تو رگها به جای صداقت خیانت گردش میکند ..... وقتی یک روده ی راست در این بدن دیده نمیشود!! .... گردش اطلاعاتش هم اینجوریه , این جامعه , سکته ای نیست؟ پوزش چوله نشده ؟ یک طرف بدنش لمس نیست؟...
از یک جامعه ی بیمار چه انتظاری جز معجزه؟
۲ مرداد ۱۳۸۶ ۴:۴۵ بֽظֽ | Reply
فربد :
سؤال کرده اید : براي رسيدن به توسعه و رفاه چه اقداماتي بايد انجام داد؟
در جواب باید بپرسم دیدید خرابه ها را که میخواهند آباد کنند , کارخانه ای , ساختمانی , فروشگاهی , ... روی آن بسازنند چه کارها در آن خرابه انجام میدهند؟ همان کارها را باید کرد.
خراب کردن بقییه ی خرابه , جمع کردن اشغالها, گود برداری , بستر سازی , ستون گذاری , ایجاد محدوده داخلی و فضا سازی خارجی .... و رنگ و لعاب و تمیز کاری مداوم و سپردن کارها به اهلش
........................................................
عبدی:
چنین تمثیلی ظاهرا جذاب است اما امیدوارم بزودی درباره این نکته بپردازیم که چنین ایده ای در ساختن جامعه جدید نشدنی و محال است.
۲ مرداد ۱۳۸۶ ۴:۵۲ بֽظֽ | Reply
:
آقاي عبدي هر وقت تيراژ روزنامهءكيهان اعلام شد اميد داشته باشيد مشكل آمار روزي حل خواهد شد .
۲ مرداد ۱۳۸۶ ۵:۰۱ بֽظֽ | Reply
بستن راه گردش روان توپ فوتبال :
ما کشور ثروتمندی بودیم و هنوز هم کمی تا قسمتی هستیم , همه چیز هم داشتیم هنوز هم در مقایسه کمی تا قسمتی داریم , به همین دلیل طعم تلخیها را کم کشیده ایم بنظر میرسد باید بیشتر سرمون به سنگ بخورد تا عاقل شویم... نگاه کنید به این سرمقاله ی امروز کیهان , اگر دیروز کسی به آقایان متولی شده ی ورزش میگفت: بابا ! آقای قلعه نوعی , مربی در حد و اندازه تیم ملی نیست ..... , بهش هزار تا چیز میگفتند!! اگر میگفتیم ما از نظر بازیکن کم نداریم از نظر چیدن بازیکن و ایجاد روحیه برای بازیکنها اشکال داریم ... , کسی حرفهامون را جدی بمی گرفت ولی حالا که شکست خوردیم بشنوید:
تيم ملي فوتبال ايران با شكست از كره جنوبي از چهاردهمين دوره مسابقات فوتبال جام ملت هاي آسيا حذف شد. شكست مثل پيروزي جزو طبيعت ورزش و رقابت هاي ورزشي است و به هيچ وجه فاجعه به حساب نمي آيد. به ويژه وقتي تيم شكست خورده در عين برتري و با چاشني «بدشانسي»- آن هم در ضربات پنالتي كه در آن «شانس» بيش از ساير عوامل دخيل است- اين نتيجه را پذيرفته باشد.
( پس چرا در مورد بقیه اینجوری قضاوت نمیکنید؟ حالا که شکست بخودتان رسیده اینها را میگویید؟)
به اذعان همه كارشناسان منصف و اهالي فن، تيم ملي ايران در برابر كره جنوبي تيم برتر ميدان بود و نسبت به سه بازي قبلي خود در دور مقدماتي، در برابر حريف بهتر و هماهنگ تر بازي كرد و به انسجام لازم و اندازه هاي اميدواركننده رسيده بود. در هرحال تيم ملي علي رغم آنكه بسياري از كارشناسان داخلي و خارجي آن را بخت اول قهرماني مي دانستند، از دور مسابقات حذف شد و نتوانست توقع علاقمندان به ورزش و دوستداران سربلندي ايران و ايراني در همه عرصه ها از جمله ورزش را برآورده سازد. اينك وقت آن است كه مسئولان ورزش با كمك رسانه هاي متعهد و داراي وجدان حرفه اي و ملي و همچنين كارشناسان آگاه و دلسوز به بررسي علمي و دقيق چرايي و علل قريب و بعيد اين ناكامي بپردازند و با كشف و رفع نواقص و كاستي ها، براي آينده فوتبال ايران شرايط بهتري را فراهم آورند.
آیا بنظر شما حالا پذیرش شنیدن علل و عوامل شکست را دارند؟
۲ مرداد ۱۳۸۶ ۵:۰۷ بֽظֽ | Reply
:
هر قدر دسترسي به اطلاعات صحیح آزادتر، سريعتر و ارزانتر باشد، رشد و توسعه اقتصادي و اجتماعي , سیاسی ... و فرهنگی سریعتر و ارزانتر است ولی در عوض اداره کردن آن جامعه کندتر و سخت تر... و این اصلا برای قدرتمداران راحت طلب .... و زیاده خواه اصلا خوب نیست.
۲ مرداد ۱۳۸۶ ۵:۲۳ بֽظֽ | Reply
حافظ :
چشم آلوده نظر از رخ جانان دورست
بر رخ او نظر از آینه ی پاک انداز
۲ مرداد ۱۳۸۶ ۵:۲۵ بֽظֽ | Reply
خسرو :
سلام آقاي مهندس عبدي
چند نفر از دوستان وبلاگي علاقه مند به اقتصاد يك سايت اختصاصي براي بررسي راهكارهاي تخصيص منابع حاصل از فروش نفت راه اندازي كرده اند به نام مصيبت منابع
و به آدرس
http://oureconomy.blogfa.com
اولين نوشته اين سايت كه نوشته آقاي حامد قدوسي نويسنده وبلاگ " يك ليوان چاي داغ" است تقديم مي شود كه به هر نحو كه صلاح مي دانيد استفاده كنيد:
.......................................................
عبدی:
دوستان علاقه مند مستقیما به آدرس مراجعه می کنند.
۲ مرداد ۱۳۸۶ ۶:۰۶ بֽظֽ | Reply
فرهاد :
سلام
وقتی روزنامه کیهان سرمقاله میزند و آنهایی که موضوع فوتبال را نقد کرده اند را ضد انقلاب و وابسته به دشمن می داند پس معلوم می شود که چقدر عدم اعتماد به نفس گریبان این نظام را گرفته است که نقد یک مربی وطنی را دسیسه دشمن می داند. خدایی امروز که این سرمقاله را خواندم کلی شاخ درآوردم.
۲ مرداد ۱۳۸۶ ۶:۰۹ بֽظֽ | Reply
فرزاد - ق :
میدانید کی و کی ها چراغ ها را خاموش میکنند؟ بله ! کی؟ وقت خواب ...و کی ها؟ کسانی که میخواهند بخوابند و چیزی نبینند!!
و همه جا تاریک بود و خدا نور را آفرید تا همه چیز معلوم باشد...و از آن پس افراد خدایی در دل شب , چراغها ساختند و نورافکنها روشن کردند و در مقابل شب پرستان دور از خدا , نوافکنها را شکستند و چراغها را کشتند ... گردش اطلاعات آزاد هم مثل گردش نور میماند که با گردشش , همه چیزها نشان داده میشود... خوبیها و بدیها... خوب ها و بد ها.... در حقیقت ما کمبودی از نظر معرفت شناسی کم نداریم , ما کمبود نور داریم تا بتوانیم آنها را از میان دروغ ها و فریبها و دغلکاریها و دغلبازیها ببینیم و به همین دلیل از دم صبح ازل , تا آخر شام ابد ,میگویند داستان جنگ بین نور و ظلمت برقرار است و هر کس مخیر است بین این دو یکی را انتخاب کند ... هر کس آزاد است انتخاب کند یا به سمت نور و گردش آزاد آن و در خدمت خدمتگزاران نور رود و یا به سمت سنگ اندازی به سوی نورافکنها و .... همکاری با تاریک اندیشان .... و در حقیقت زندگی , شستن یک بشقاب یا کثیف کردن آنست!!
شما خود را جزو کدام یک از این دو نیرو میدانید؟
۲ مرداد ۱۳۸۶ ۶:۱۶ بֽظֽ | Reply
چراغ خاموش! :
به نظر شما چرا اصولگرایان گردش آزاد اطلاعات از منویات درونی خود را هم سد میکنند؟ بحدی که عضو گروه 5+6اصولگرايان در پاسخ به اين سؤال كه چه وقت اسامي گروه 5 نفره مرضي الطرفين را اعلام خواهيد كرد، گفت: اسامي اين افراد را هيچگاه اعلام نمي كنيم؟
۲ مرداد ۱۳۸۶ ۶:۲۰ بֽظֽ | Reply
امير 110 :
جناب آقاي عبدي
اگر در كشوري چون ما غير از اين بود آنگاه ديگر توسعه نيافته به ما اطلاق نمي شد. اين گفته هاي شما بخش اندكي از واقعيات جامعه اطلاعات آماري ماست.
۲ مرداد ۱۳۸۶ ۶:۴۶ بֽظֽ | Reply
مجيد-آ :
هر جائی که انتصابات کم کم جای انتخابات را بگيرد بدون شک منافع شخصی و گروهی هم جای منافع ملی و اجتماعی را خواهد گرفت و آثار زيانبارش دامن همه مان را خواهد گرفت.
برای بنده بعنوان یک شهروند کشورهای غربی بآسانی قابل مشاهده است که يکی از ارکان مهم پشرفتهای چنين کشورهائی آمار دقيق وقابل دسترسی است .
۲ مرداد ۱۳۸۶ ۶:۵۶ بֽظֽ | Reply
این دیگه مشکل شماست! :
حالا خوبه بعد از این سؤال و جوابها که از كجا آمدهاي؟ براي چه ميخواهي؟ معرفينامهات كو؟ نگفته : این مشکل شماست!! مشکل ما نیست!!
حتما شما هم برخورد کردید که جدیدا بیشتر مد شده ، بي ربط و با ربط اين جمله را از مسؤلان رده پایین مي شنويم : «اين مشكل شماست.» واكسني كه هر روزه در قالب گفتار به ما تزريق مي شود. مشکل شماست که به دنیا آمدید.... مشکل شماست که مدرسه رفتید و حساب و کتاب خواندید... مشکل شماست که از عقلتان استفاده میکنید.. مشکل شماست ...که سالنامه ی آمار آموزش و پرورش را میخواهید!! راستی نگفتید بالاخره این کتاب را برای چی میخواستید؟
نگفتم مشکل شماست!! چیزی که عیان است چه حاجت به بیان است؟
آهان برای جوابگویی به انتقادات روزنامه ی کیهان که خواهد نوشت با کدام آمار؟
بسیار خوب
موفق باشید.
..........................................................
عبدی:
نوشته شما مرا به یاد خاطره ای انداخت.در سال 72 در اتفرادی کمیته مشترک بودم هر هفته کسی می آمد و ناخنگیر و لوازم مورد نیاز دیگری را برای چند دقیقه می داد و سپس می گرفت.وقتی از او در خواست خرید یک چیزی را داشتم که ضروری هم بود(یادم نیست احتمالا مسواک)از پشت در سلول گفت این مشکل شماست!!و من هاج و واج مانده که اصطلاح فرنگی به چه نحو مزخرفی در ایران استعمان می شود.
۲ مرداد ۱۳۸۶ ۷:۰۰ بֽظֽ | Reply
Meysam :
I guess this has nothing to do with self esteem or self confidence(I don't know if these are proper words to be used for government), here, In US, In the libraries and data centers if you ask for something that is not available in the library and they do their best to find a copy somewhere and call and reserve and do whatever needed to bring it for you, and it doesn't matter where you are from and what age you are, you will encounter such phenomena everyday since you are 6 and go to a public library for the very first time. This goes back to education, that a person working at the desk in a library or a data center knows his/her duty is to provide clients with aid not to sit there and investigate clients' aim for looking for that data, this goes back to education, and we, unfortunately are an extremely illiterate society
۲ مرداد ۱۳۸۶ ۷:۵۹ بֽظֽ | Reply
Amin :
سلام جناب عبدي
يه سوال از شما داشتم ، که کاملا يک سوال تکراري هست ولي بنظر من بي جواب.
آقاي عبدي آيا دين از سياست جداست ؟
نميدونم آيا براي شما ممکن هست که اين سوال رو بدون کوچکترين مصلحتي جواب بديد يا نه.
بنده براي دين اسلام احترام قائل هستم ولي فکر ميکنم ريشهٔ بسياري از بد اخلاقيهاي اجتماعي ناشي از وسيله شدن دين توسط حکومت هست. براي مثال شما به همين دروغ پردازيهاي روزنامه .....نگاه کنيد . هر روز با سو استفاده از دل پاک طبقهٔ متوسط جامعه ،
مشغول تهمت ، دروغ....، به جناح رقيب هستن و چنان چه شما کوچکترين اعتراضي بکنيد بلافاصله متهم به بي ديني ، به غيرتي،
ارتباط با امريکايها، ... ميشويد.
آيا اين استفادهٔ ابزاري از دين براي ادامهٔ قدرت نيست ؟
..............................................
عبدی:
در باره سوال شما بارها صحبت شده در همین وبسایت باز هم می شود.اما مگر در اتحاد جماهیر شوروی دینی حاکم بود که این کارها را انجام می دادند.؟
۲ مرداد ۱۳۸۶ ۹:۵۱ بֽظֽ | Reply
rahmat :
جناب آقای عبدی با سلام
ریشه تمام نکبتها و گرفتاریها جهل است . همان که ما قرنهاست گرفتار آنیم .
۲ مرداد ۱۳۸۶ ۱۰:۳۸ بֽظֽ | Reply
ح :
سلام خسته نباشيد
مقاله حاضر را در روزنامه اعتماد ملي دوشنبه مطالعه كردم كه جالب بود.
ولي عدم اعتماد دستگاههاي دولتي به شما ممكن است بدليل مسايلي كه در ارتباط با طرح هاي تحقيقاتي شما براي موسسات بيگانه بوده باشد هرچند كه شخصا به آن موسسه اي كه سالنامه را منتشر نموده است مراجعه نكرديد.البته اينجانب با كار آموزش وپرورش در ندادن سالنامه اي كه بقول شما منتشر شده است موافق نيستم اگر اطلاعات موجود درآن سالنامه محرمانه بوده چه ضرورتي داشت كه بصورت عمومي چاپ نمودند
جناب آقاي عبدي!شما هم حتما معتقديد كه كشورههاي مثل انگلستان اسناد تازه وجديد شان را به كسي نمي دهند ومعمولا اسناد محرمانه اشان را پس از يك دوره زماني مشخصي مثلا 50سال بعد از آن اتفاق منتشر مي نمايند وپر واضح است كه با اين كار شان مي خواهند اشتباهات گذشتگان وسياستمداران قبلي خودرا از زبان ونظر افراد ودانشمندان همان كشوري كه مورد استثمار واقع گرديدند بفهمند تا دوباره همان اشتباهات را مرتكب نشوند. نگوئيد كه بنده براساس تئوري توطئه موضوع را استدلال مي كنم نه چنين نيست. به من بگوئيد كه آيا انگليس يا امريكا اسناد محرمانه سرويس هاي اطلاعاتي شان را در ارتباط بااشغال عراق يا موضوع هسته اي كشورمان ويا فشارههاي وارده بردولت قانوني حماس،منتشر مي نمايند؟اگر چنين است متشكر مي شوم كه نحوه دسترسي به اين اطلاعات منتشره شده را اعلام فرماييد.
اين هم يكي ازكامنت هايم كه اميدوارم منتشر فرمائيد متشكرم
........................................................
عبدی:
مطمئن باشید که اگر خودم را معرفی کنم معمولا با طیب خاطر کمک می کنند.ظاهرا باید یکبار دیگر یادداشت را مطالعه کرد چون موضوع چنین مواردی نبود.
۲ مرداد ۱۳۸۶ ۱۰:۵۵ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
استريكنز در كتاب "فهم تئوري هاي سياسي" به اين مضمون مي گويد:حكومتها به اندازه اي كه پول صرف پژوهش مي كنند ،منفعت كسب مي كنند!
در دولت اقاي خاتمي تا حدودي به پژوهش بها داده مي شد اما در دولت كنوني گمان مي كنم همهء مفروضات نزد اقايان از قبل موجود هست و نيازي به دور ريختن پول بيت المال نمي باشد!
همواره از جانب مردم حرفهاي گوناگوني زده مي شود!چرا كه بدون انتشار رسمي پژوهشهاي دقيق ميداني همراه با نام موسسه پژوهش كننده و شخص مجري تحقيقات- كه در ارزش گذاري علمي ان لابد است- همهء چيز معلوم و بي ابهام مي باشد و طي يك سخنراني اعلام مي گردد!
يكي از واژه هاي كليدي در بيان اين جادوي پژوهشي كلمه معجزه گر "مردم" است! كافي است شما انچه را كه فكر مي كنيد درست است يا بايد انجام دهيد يا دنبالش هستيد را بر زبان بياوريد و در ابتداي ان از اين اكسير جادوئي(يعني كلمه"مردم") استفاده كنيد ! مثلآ:
" مردم" از فلان گروه خوششان مي ايد و از بهمان چيز بدشان مي ايد......
حرف "مردم" اين است كه من مي گويم.........
نظر "مردم" دربارهء احزاب اين است..........
"مردم" از ما خواستار قاطعيت بيشتري شده اند...........
"مردم" مي گويند كه با چنين مطبوعاتي بايد برخورد شود...........
نظر"مردم " دربارهء انرژي هسته اي همين است كه مي شنويد.......
"مردم" مي گويند....
"مردم" مي خواهند............
"مردم" فشار وارد مي كنند كه ......
"مردم"تصميم دارند اگر دولت برخورد نكند خودشان بر خورد كنند!
"مردم"........
"مردم"........
جل الخالق ؛ معجزه را مي بينيد؟
در غرب با انبوهي از پژوهشگران و مغزها و متدها و تكنولوژي ها و دانشگاهها و كذا و كذا ،هر روز كرور كرور دلار و يورو خرج مي كنند تا از يك نمونه چند هزار نفرهء اماري مثلآ به طور خوشه اي و رندم بفهمند در كل جامعه شان چه خبر است اما شكر خدا در ايران نه تنها به اين هزينه ها احتياجي نيست كه جامعهء اماري به وسعت 70 ميليون جمعيت از دورترين روستاها تا كلان ترين شهرها و از جزئي ترين تا كلي ترين مسائل را در بر مي گيرد!!!
كافي است يك جفت گوش مفت داشته باشيد و كلي وقت اضافه!
۳ مرداد ۱۳۸۶ ۰:۴۹ قֽظֽ | Reply
Mohammad :
چراغ راهنما
روانشناسان در مطالعات تطبیقی خود به این اعتقاد رسیده اند که شرقی ها همواره در ارائه نیت و منظور مستقیم خود به مخاطب دچار مشکل هستند و پیچیده عمل می کنند. لذا شما باید از راه غیر مستقیم و گاهی اوقات به سختی به نیت آنها پی ببرید.
در ایران نیز بر اثر عوامل متعدد سرزمینی یا اقلیمی این پیچیدگی چنان در طول تاریخ تعمیق یافته است که به چیزی ژنتیک تبدیل شده است.
تمثیل
بزرگراهها و جاده ها بهترین محل برای روانشناسی اجتماعی و فردی است چرا که در جاده ها افراد عریان تر حاضر می شوند.
مدتی بود که ذهنم مشغول این مساله بود که راننده ها چرا برای خروج از آزادراه و ورود به جاده فرعی راهنما نمی زنند تا هم کار خود را راحت تر کنند و هم راننده های دیگر تکلیف خود را بهتر بدانند. از عصبانیت زیر لب همواره بد و بیراه نثار این راننده ها، که حداقل 90% را شامل می شوند، می کردم. تا اینکه خود تجربه کردم که وقتی نیت خود را با راهنما به دیگر راننده ها می فهمانم تازه آنها از خواب غفلت بیدار می شوند و پا را روی گاز می فشارند تا قبل از گردش به راست من آنها از من رد شوند و در این شرایط گردش به راست ( راست!!! ) من با جان کندن انجام می شد.
این بیماری عدم شفاف بودن و پنهان کردن و یا ارائه اطلاعات با جان کندن ) گردش پیچیده اطلاعات در جامعه)، ریشه در تاریخ بشر این اقلیم با پیچیدگیهای خاص خود دارد.
ایران مجمع الجزایری است با 70 میلیون جزیره که در دل این اقیانوس کویر هر کس فقط گرد خودش می چرخد.
من نهادهای اجتماعی، رسانه ها، دستگاه بروکراسی ، دولت و... را هم، با کم و کاستی، تجلی درون این ملت می دانم و در این هیچ شکی ندارم و قطعا هم آن را امری تاریخی چند هزاره می دانم.
ببخشید آقای عبدی من شما را کلافه می کنم. بجای اینکه از رابطه گردش صحیح اطلاعات با توسعه بگویم از بیماری ها می گویم. و غالبا هم در دیگر موارد به این امر توجه می کنم که کم کم دارد کسالت آور می شود.
۳ مرداد ۱۳۸۶ ۱:۱۳ قֽظֽ | Reply
سعید-پ :
دلیل یکی دوتا نیست…. فرهنگی، اجتماعی و سر آخر هم سیاسی است. ولی مهم ترین دلیل فرهنگی است و دولت در تعییر این فرهنگ کوتاهی میکند نه اینکه خود مسبب آن باشد.
مثال اول همان آفتابه دار مسجد شاه است . هرکسی میخواهد یه جوری اظهار وجود کند. بعد از آن هر که آماری و اسنادی میسازد باید یه جوری خودش رو نشان دهد و چون حقی بابت کپی کردن زحمت آدم قائل نیستند هر کس باید خودش اطلاعات خودش را قائم کند!!! تا کسی آنها را کپی نکند! یا اگر در اختیار کس دیگر می گذارد یه اشتباهی یا رمزی در آن می گذارد تا بعدن بگوید ای مردم این کار من بوده و…
مثال بعدی را در رفتار حکومت می توان دید. در زمانی که بیان حرف امام خمینی و دیگر بزرگان که بارها از رادیو و تلویزیون پخش شده به یکباره سرری تلقی شده و مهر محرمانه میخورد باید انتظار داشت که دادن هر سند و مدرکی به مردم در حالت کلی خطرناک تعریف میشود واین یکی از تعاریف استبداد است.
مورد بعدی تقابل آمار کارشناسی با فرمانهای دستوری و استبدادی است که معمولا در تمامی آنها هیچ ردی از کارشناسی نیست. پس اول باید کارشناسان آمارشان را با فرمان حکومت تطبیق دهند و نیز آمار کارشناسان ناخلف (معمولا این کارشناسان از منابع ناشناخته خارجی پول هم میگیرند!!) فقط توطئه ای برای مخالفت با حکومت تلقی میشود.
و خلاصه همه دوست داریم با هم همفکری کنیم و بعد از بحث رای بگیریم و طبق نظر اکثریت فقط نظر خودمان را انجام دهیم.
۳ مرداد ۱۳۸۶ ۴:۲۳ قֽظֽ | Reply
کاظم :
سلاوم استاد عبدی
برنامه ای که از تلوزیون به نام دمکراسی پخش شد آیا برای خانم اسندیاری و... فکر نمیکنید که همان شرایتی که قبلا برای شما پیش آورده بودند برای این دوستان اتخاذ کرده اند.ممنون
........................................................
عبدی:
آنجا از جهاتی برای همه وضع یکسانی دارد اما از طرف دیگر هر کس بر حسب شرائطش وضعیتی متفاوت دارد.
۳ مرداد ۱۳۸۶ ۶:۵۵ قֽظֽ | Reply
چرا گردش اخبار مذاکرات با آمریکا اینجوریست؟ :
با سلام
میخواستم گردش اخبار در مورد مذاکرات ایران و عراق را جویا شوم چون سفير آمريکا در عراق، دیوید کوکر پس از پايان دور دوم گفتگوی شبیه به محاکمه هيئت ايرانی در یک کنفرانس خبری گفت هيئت تحت سرپرستی او، اسناد و شواهد حمايت تهران از برخی از فعاليت های شبه نظاميان در عراق را به هيئت ايرانی ارايه کرده است...او گفت: ما مانند گذشته، نگرانی خود را نسبت به فعاليت ايرانی ها در راستای حمايت از عناصر خشن شبه نظامی، چه از طريق آموزش و چه از طريق مسلح کردن این عناصر ابراز کرديم. ما افرادی را در بازداشت خود داريم که که از دخالت جمهوری اسلامی سخن گفته اند.
ولی طرف ایرانی ماجرا را جور دیگر تعریف میکند و میگوید ما خواستار آزادي شهروندان زنداني ايراني در زندان هاي عراق شديم.... حرف حساب به گوش اشغالگران نرفت
کدامیک ار این دو روایت میتواند صحت داشته باشد؟
و سؤال آخر چرا سفیر آمریکا بعد از مذاکرات هفت ساعته کنفرانس مفصل خبری برگزار کرد و سفیر ما سریع از جلوی دوربین ها دور و به مختصر توضیحی بسنده میکند؟
۳ مرداد ۱۳۸۶ ۷:۱۳ قֽظֽ | Reply
:
داستان نیمه شعبان سال 1356 چیست که آقای خاتمی گفتند آنها که نیمه شعبان 56 مقابل امام ایستادند میخواهند نظام را مصادره کنند؟
....................................................
عبدی:
در آن سال به دلائل شرایط امام اعلام کرده بودند که مراسم به شکل جشن و شادی نباشد اما برخی در مواجهه با این خواسته بر برگزاری مراسم شادمانی تاکید و عمل کردند.
۳ مرداد ۱۳۸۶ ۷:۲۶ قֽظֽ | Reply
علي :
عبدي عزيز سلام يك مژده
ديگر نگران فيلتر شدن يا نشدن سايت خود نباشيد چون
گوگل به فكر شما بوده است
آدرس سايت شما اين است
https://www.google.com/reader/view/feed/http://ayande.ir/atom.xml
فقط كافي است بر روي لينك كليك كرده و با رمز جي ميل وارد سايت شويد. مطمئن باشيد مخابرات هيچ گاه نمي تواند آن را فيلتر كند چون از پرتكل https استفاده مي شود براي توضيحات بيشتر به اين لينك مراجعه كنيد
https://balatarin.info/permlink/2007/7/25/1097844
در ضمن اگر اين مطلب را در كنار وبلاگ خود بنويسد در صورت فيلتر شدن سايت شما باز هم مردم از مطالبتان استفاده مي كنند و ديگر در به در دنبال فيل تر شكن نمي گردند
..................................................
عبدی:
این طریق مدتهاست که قابل استفاده است اما احتمالا کامنتها خوانده نشود.در هر حال خوانندگان می توانند امتحان کنند.
۳ مرداد ۱۳۸۶ ۱۰:۱۰ قֽظֽ | Reply
افشين :
جناب عبدي با سلام
واقعا اين يكي از مشكلات مهم كشور هاي جهان سوم مي باشد كه ما هم بشدت گرفتار ان هستيم و اين موضوع چه لطمه هاي سنگيني كه به تدوين برنامه ها نمي زند اين موضوع باعث مي شود سيا ستگذاران و برنامه ريزان در تاريكي و اوهام قدم بردارن و باعث وارد امدن خسارت هاي جبران ناپذير به منابع وامكانات كشور شوند واقعا چرا نسبت به امر به اين مهمي كسي دست واستين را براي اصلاحات و تحول با لا نمي زند ولي برعكس براي ازبين بردن پايه هاي لرزان موجود از هيچ همتي دريغ نمي كند ايا در اين موضوع بين منافع و مصالح جامعه با هيات حاكمه تضادي وجود دارد اگر چنين است علت بروز چنين تعارضي از چيست
۳ مرداد ۱۳۸۶ ۱۰:۲۸ قֽظֽ | Reply
Mohammad :
جناب عبدی
با سلام
اخیرا برخی نظریات را درج نمی کنید آیا علت خاصی دارد.
...........................................
عبدی:
اتفاقا حذفی ها بسیار کم شده است چون خوانندگان با ضوابط نا نوشته آشناتر شده اند و نویسندگان کامنتهای حذفی هم متوجه شده اند که این کار نتیجه ای ندارد.اما شما موارد را منعکس کنید تا توضیح دهم.یا تاریخ و نام کامنت گذار را اعلام کنید.
۳ مرداد ۱۳۸۶ ۲:۱۹ بֽظֽ | Reply
علي :
از شما بعيد است آقاي عبدي كه از حكومت متكي بر درآمد باد آورده و هنگفت نفت انتظار داريد در پي" افزايش بهره وري رشد پژوهش و دانش هاي جديد" باشد. اينهايي كه برشمرديد اصولا به چه درد جيب پر از پول ميخورد؟
۳ مرداد ۱۳۸۶ ۲:۳۱ بֽظֽ | Reply
محسن مقصودي :
مقصودی:
هميشه اين سوال براي من وجود داشت که چرا هنرمندان نقاش در دوره جديد روشنگري در اروپا ، قديسين و معصومين را لخت و عور ترسيم مي کردند . آيا اين عرياني ،نمادي بود از برون آمدن جامعه از زندان خرافات و تفتيش عقايد ؟
امروز در جامعه ما، حجاب و تحميل حجاب درست در جهت خلاف روشنگري عمل مي کند و بيش از هر چيز نمادي است از اين تفکر که بايد همه چيز را در سياهي و تاريکي فرو برد.
کثيف ترين "گناهان" ، اتفاقا براي اينکه از ديده ها پنهان بمانند به نوعي " ساتر" محتاجند.
آمار و اطلاعات نورافکن هايي هستند که کمک مي کنند جامعه را آنگونه که هست با تمام کمبودها و قوت هايش ديدو آنچه را که در انتظار است پيش بيني کرد.
يک مثال: آمار توليد اتومبيل در ايران از حداقل چهار سال پيش بن بست تامين بنزين و بحران حمل و نقل امروز را بخوبي نمايش مي داد. اين آمار زير حجاب نبود، آمار منافع حاصل از اين سياست نادرست در تاريکي قرار داشت و هنوز هم قرار دارد.
پنهان کردن و يا مخدوش کردن آمار درست مثل پنهان کردن مدارک مربوط به يک پرونده جنايي است تا قاضي نهايي يعني مردم را در گمراهي فرو برد.
حجاب نه به مفهوم لباس، که بعنوان يک نماد جامعه ما را به دو قسمت بيروني و اندروني تقسيم کرده است. گهگاه که از لاي درز " امارهاي پراکنده" به اندرون مي نگري، دهشت پيش رو
را حدس مي زني !
آمار براي آن نيست که از ميزان آواري که قراراست بر سرت خراب شود آگاهي يابي ، بلکه براي آن است که راه چاره اي يابي !
۳ مرداد ۱۳۸۶ ۳:۰۳ بֽظֽ | Reply
علی خراسانی :
جناب عبدی,
اطلاعات در بازار ایران یک کالا ست که مثل هر کالای دیگری قیمت دارد. لذا نباید از عدم ارائه اطلاعات توسط دارندگان آنها تعجب کرد. مطمئن باشید اگر قیمت آنرا بپردازید در اختیارتان قرار می گیرد.
با سپاس- علی خراسانی
۳ مرداد ۱۳۸۶ ۴:۰۰ بֽظֽ | Reply
فرهاد :
آقای عبدی به نظر شما تدوام بازداشت چند ماهه پنج "دیپلمات" جمهوری اسلامی در عراق که توسط آمریکایی ها صورت گرفته است و مدعی هستند همه ی خبرهای سری را لو داده اند!! با گرفتن اعترافات تلویزیونی و پخش آن چند روز قبل از این مذاکره با آمریکا از چند شهروند ایرانی – آمریکایی که برای دیدار خانواده به ایران سفر کرده بودند و عملی شبیه به گروگان گیری می نماید ارتباطی داشت؟
.....................................................
عبدی:
چندانم بی ارتباط نیست.
۳ مرداد ۱۳۸۶ ۷:۱۰ بֽظֽ | Reply
مطهری :
یک نمونه جالب همین آمار ارائه شده توسط فرماندهی محترم نیروی انتظامیست .ایشان ادعا کرده اند 96 درصد مردم از برخورد با لباس و مدل موی جوانان حمایت میکنند!! در صورتی که عده بسیار زیادی از جوانان (شاید اکثرشان) تابع دستورات حکومتی برای آراستن ظاهر خودشان نیستند.(به عنوان مثال بسیاری از آقایان از تیغ برای آرایش صورت استفاده میکنند که موضع شارع مقدس در مقابل آن مشخص است. یا نوع پوشش خانمها که اکثرا به رعایت حداقلها بسنده میکنند) . اینکه کدام مردم از حکومت خود می خواهند که لباسشان را حکومتشان مورد تایید قرار دهند معلوم نیست!؟! بگذریم....آقای عبدی عزیز!من قبلا با وجود اینکه علاقه زیادی به تفکرات شما دارم در مورد عده زیاد فرزندان از شما انتقاد کردم که جوابتان را شنیدم. حالا دو مورد دیگر را هم اضافه میکنم: اول اینکه پس از انتخابات رییس جمهوری فرمودید که به فاشیزم در ایران اعتقادی ندارید. اما حالا با اتفاقات بی سابقه ای که در سطح اجتماع ایران در حال وقوع هست خفقان و بسته شدن فضا کاملا مشهود است .شاید حق با کسانی بود که در دور دوم انتخابات رییس جمهوری از شنیده شدن صدای پای دیکتاتوری خبر دادند...اما مورد دوم که بسیار مهم است عدم شرکت شما در انتخابات است. آیا واقعا انتخاب کسی که به مبانی دمکراسی معتقد است به ضرر مردم است؟ آیا تفاوتی بین کروبی و رییس جمهور فعلی نیست؟ به نظر من کسانی که کاملا عصبی و بی ربط مردم را به عدم شرکت دعوت میکنند یا بی نهایت عصبی با انتخابات برخورد میکنند و یا از حاشیه امنیت مناسبی برخوردارند. به هر صورت رای ندادن خواست کسانیست که به قول خودتان با آرا کم در سال 76 میخواستند رییس جمهور تعیین کنند .(نقل به مضمون در مصاحبه شما با روزنامه خرداد ). خوب. منتظر نظر شما هستم.
................................................
عبدی:
دوست عزیز فاشیسم در آلمان طی کمتر از 6 سال بر خرابه های آلمان رایش سوم را ساخت که از شرق ئ غرب و شمال و جنوب اروپا را در نوردید نه اینجا که با این همه پول مفت نفت زیر توزیع بنزین مانده است.در باره انتخابات هم بعدا و در موقع مناسب نظرم را خواهم گفت.
۳ مرداد ۱۳۸۶ ۷:۵۴ بֽظֽ | Reply
:
رئيس مجلس شوراى اسلامى در خصوص تورمی بودن اعلام قیمت بنزين آزاد اظهار داشتند: ايجاد آرامش در جامعه، افزايش سرعت حمل و نقل، خلوت شدن خيابانها، پاک شدن هوا از آلودگى را از جمله آثار مثبت اجراى طرح سهميه بندى بنزين خواند و گفت: اگر سهميه بندى هيچ مزيتى جز محيط زيست نداشت باز هم بايد بر اجراى آن پافشارى مىکرديم.
پیشنهاد میکنم ایشان آب و برق و مواد اولیه دیگر را نیز سهمیه بندی و کم کم قطع کنند تا اثرات بهتری از این پاک شدن فضا را ببینند
...............................................
عبدی:
علت ارائه این شبه استدلالها در این است که تصمیم نظام بر سهمیه بندی است و منطق آن را هم قبلا ایشان گفته و دیگران هم لو داده اند اما الان قرار است با توجیهات دیگر از آن دفاع شود.
۳ مرداد ۱۳۸۶ ۸:۰۸ بֽظֽ | Reply
نگران :
سلام
و تشکر از گردش دادن آزاد اطلاعات و تحلیلها در سایت خود
ظاهرا بموجب گزارشهای جسته گریخته ای کنگره آمريکا لايحه ای را در دستور کار خود قرار داده که بموجب آن، رئيس جمهور و کاخ سفيد در چهار حالت :
1- اگر عمليات نظامی برای دفع حمله از سوی ايران باشد،
2- اگر عمليات نظامی برای دفع حمله قريب الوقوع از سوی ايران انجام شود،
3- اگر عمليات نظامی برای تعقيب نيروهای دشمن صورت بگيرد که به خاک ايران رفته اند،
4- اگر عمليات نظامی عليه جاسوسی و يا عملياتی مربوط باشند که از سوی دولت آمريکا ماهيت اطلاعاتی دارند.
می توانند از بودجه مصوبه کنگره برای عمليات نظامی عليه ايران استفاده کنند... ظاهرا در اين چهار مورد گل و گشاد کنگره و مجلس سنا دست رئيس جمهور آمريکا را باز گذاشته تا به هز بهانه ای , حتی ورود مقتدا صدر به خاک ایران حمله ای را علیه دولت ایران آغاز کند و بعد از 24 ساعت پشت سر گذاشتن حمله , برای استفاده از اين بودجه گزارش خود را درباره دلايل اين تصميم به کنگره ارائه دهد.
شما در مورد صحت و سقم این خبر , چیزی شنیده اید؟ بنظر شما جای نگرانی برای ما ایرانیها که اوضاع غمبار و اسفناک زن و بچه و مردم عراق و افغانستان جلوی چشمانمان هر روز رژه میرود هست؟ یا نیست؟ وظیفه ی ما قبل از وقوع چنین حمله ی احتمالی چه میتواند باشد؟ آیا جز نظاره کردن و مات شدن به صحنه ی سیاسی کشورمان کاری دیگری از ما ساخته نیست؟
....................................................
عبدی:
خبری نشنیده ام.
۳ مرداد ۱۳۸۶ ۹:۱۶ بֽظֽ | Reply
مهرنوش :
چند روز پیش یک سریال خارجی میدیدم که توش مشکلات بچه های دبیرستانی و دانشگاهی را مطرح , راههای مختلف مقابله و مواجهه با مشکلات و موانع .... و ثمرات هر کدام از این انتخابها بطور عینی نشان داده میشد .... به اصل موضوع و معضل این هفته اون سریال جذاب کاری ندارم ..... فقط یک صحنه ش را براتون بگم.... دوست پسر و دوست دختری برای آشنایی بیشتر با هم وعده میکنند و برای اولین بار به یک کلوپ شبانه ی تفریح بزرگسالها میروند ... دختر لباس جوانانه ای پوشیده و پسر مه و مات .... دختر که پراست از انرژی جوانانه , با دیدن صحنه ی رقص دیگران از دوست پسرش تقاضای رقص میکند و دوست پسرش مردد ,آمادگی رقص با جمع را ندارد بنابراین توجهی به این درخواست دوست دخترش نمیکند و دختر برای شکستن سد برای رقص پسر, خودش بلند میشه و میره تو سن رقص و شروع میکنه به رقصیدن , حالا برقص و کی نرقص!! از اون رقصهای وسوسه انگیز البته برای تحریک دوست پسرش!! ... در بین آن رقصنده ها مرد مستی که او را تنها با اون سر و وضع و حرکات می بینه .... سیگنال اشتباهی دریافت میکنه و به دختر گیر میده و ...و قصد سوء و دست درازی به دختر را میکند...که دختر با داد و فریاد ماموران حفاظت کلوپ را خبر میکند و آنها میریزند و آن مرد تجاوز کرده به حقوق دیگران را از کلوپ بیرون می اندازنند.... دوست پسر مات و مبهوت از این دنیای آدم بزرگها وقتی این صحنه را می بیند ناراحت میشه و به دوست دخترش میگه : ولی تو هم لباس مناسبی برای این محیط که همه مستند و حالت طبیعی ندارند نپوشیده بودیآآ !! ... دختر , جواب خیلی قشنگی به دوست پسرش میده که مرا هنوز تحت تاثیر قرار داده!! ... دختر به دوستش میگه:... ولی ما توی یک کشور" آزاد" زندگی میکنیم... اگر من آن وسط , لخت لخت هم بودم این مرد حق نداشت به من دست درازی کنه!!
هنوز داشتم این جمله دختر را برای خودم نشخوار و هضم میکردم که با چرخاندن کانال دیدم فرزاد حسنی در شبکه سوم با آقای مرتضوی مصاحبه میکند.... مصاحبه کننده از ایشان پرسید: آقای مرتضوی ما جرمی بنام اراذل و اوباش در قانون نداريم. جرم اين افراد دستگير شده چگونه مشخص می شود؟
قاضی مرتضوی هم گفت : ما 6 جرم را مشخص کرديم از اين 6 جرم قانون تعريف دارد و مجازاتشان تعريف شده است و برای کسانی که مرتکب اين 6 جرم شده باشند لفظ اراذل و اوباش را بکار می بريم که اين 6 جرم عبارتند از: زورگيری - قمه کشی - چاقوکشی - قدرت نمايی - تظاهر به مستی - شرب خمر در صحنه عمومی - مزاحمت برای نواميس و تجاوز به عنف ......
بعد از اين سوال و جواب , تلویزیون مصاحبه ای با يکی از مجرمين پخش کرد که شايد سنش به زور 19 سال می شد .... و همينطور مصاحبه با خانمی که به او تجاوز شده بود.... از پسر پرسيدند که چرا اينکار را کردی؟ و او در پاسخ گفت : "مشروب خورده بودم و در حالت عادی نبودم" .... از آن خانم پرسيدند که چگونه اين اتفاق افتاد و او گفت : "من در ظهر روز اربعين منتظر تاکسی بودم که اينها آمدند جلو و معلوم بود که بی نهايت مست بودند و آمدند جلو به من متلک گفتند و به من چاقو زدند و سپس يک پژو آمد و مرا به زور در حالی که جيغ می زدم وارد ماشين کردند و هيچ کدام از مردمی که در اطراف بودند به من کمک نکردند. "...
حالا این افراد زور گیر چه لباسی پوشیده بودند که کسی جرات کمک به آنها را نداشته اند بماند!!
ادامه اعترافات خانم را در وسط شهر وسط روز روشن بشنوید:
"بالاخره مرا به زور بردند در طبقه اول يک خانه و من در حالی که به آنها التماس می کردم به من تجاوز کردند.".... ادامه اين برنامه خيلی وارد جزئيات شد و بحث به لباس آن خانم کشيده شد و از پسری که مجرم بود پرسيدند چه شد که اينکار را کردی؟ و او گفت به علت مانتوی تنگ و آرايش غليظ خانم و رفيق ناباب .... و آن خانم هم قبول کرد که لباسش تحريک کننده بوده است . و در آخر هم آن خانم از دخترها خواست که مانتوی تنگ و کوتاه نپوشند و آرايش غليظ نداشته باشند.(چون وسط روز وسط شهر ام القرا ی اسلامی می برند برای تجاوز!)
یکهو به خودم گفتم راستی چه حرفی اون دختر به دوست پسرش زد آ , اگر من لخت هم باشم کسی حق ندارد قصد دست درازی به کسی را بکند!! دیدی ماموران حفاظت اون کلوپ شبانه چطور این مرد متجاوز که هنوز هم کاری نکرده بود را بیرون انداختند؟؟!....
که دیدم فرزاد حسنی ادامه داد و پرسید اقای مرتضوی اين پسر جز و همان 16 اعدام شده است؟
قاضی مرتضوي هم جواب داد: خير اين شخص جزو دستگير شدگان 2 ماه پيش است و جزو 17 نفری است که بعدا دستگير شده اند که ما برای اينها هم تقاضای اعدام کرده ايم.
بعد از پخش اين گزارش هم يک تلفن مخصوص پخش شد که خيلی جلب توجه می کرد. در اين تلفن شخصی تماس گرفته و گفت: آقای دادستان من به حکومت انتقاد دارم!! و آن اينست که در ايران خيلی بيش از حد آزادی هست!! و در همه موارد و در همه چيز بيش از حد آزادی است و ازادی بيش از حد باعث هرج و مرج می شود!! ولی مسئولين با لبخند می خواهند مملکت را اراده کنند. با لبخند که نمی شود مملکت اداره کرد. برويد ببينيد در اروپا چگونه قاطعانه با جرائم برخورد می کنند .
من که خودم در اروپا زندگی میکنم داشتم شاخ در می آوردم ... بله اینجا همه آزادند هر جور لباس بپوشند و هر جور خواستند فکر کنند هر عقیده و دینی داشته باشند ولی اگر کسی به حریم خصوصی کسی بدون اجازه وارد بشه با قانون مساوی برای هر کس , حتی دختر هلیتون بزرگترین هتلدار دنیا , پدرش را در می آورند ...... قاضی مرتضوی هم در پاسخ گفت: در اروپا اولين و مهمترين جرم تجاوز به عنف است و آنها نتوانستند اين جرم را مهار کنند ولی در کشور ما اين جرم ، جرم بيستم هم نيست .!!
۳ مرداد ۱۳۸۶ ۱۱:۱۶ بֽظֽ | Reply
مازیار :
آقای عبدی !
دیروز در خبرها آمده بود که وزیر امور خارجه ی ما , آقای متکی ( گویی به در گفته تا دیوار بشنود!!) گفته بودند اگر آمریکا درخواست رسمی از ما کند , ما آمادگی بالا بردن سطح مذاکرات با آمریکا را داریم .
امروز شان مک کورمک، سخنگوی وزارت خارجه آمریکا با اشاره به مذاکرات و با لحن دیپلماتیک بالا بردن سطح مذاکره با ایران را رد کرد و به خبرنگاران گفت: "ما در حال حاضر کانال تثبیت شده ای برای مذاکرات داریم و در حال بررسی تشکیل هیئتی هستیم که در واقع مذاکرات را در سطح کارشناسی ادامه خواهند داد که سطح پایینتری است".
بعد از انتشار این خبر ، خبرگزاری جمهوری اسلامی از آقای متکی نقل کرد که اساساً درخواست ارتقای سطح مذاکرات با ایران مطرح نشده و ارتقای سطح مذاکرات در دستور کار ایران نیست.
میخواستم بدانم این موش و گربه بازیها و تکذیب ادعاها به زبان دیپلماتیک چگونه ترجمه میشود؟
.........................................................
عبدی:
در حال نوشتن یک تحلیل کلی از اوضاع جاری کشور هستم که به این مساله و دلائل آن هم ااره خواهم داشت.
۳ مرداد ۱۳۸۶ ۱۱:۳۹ بֽظֽ | Reply
ترسم بالاخره داغ این نیروگاه نصیب ما شود :
ظاهرا و باطنا روسيه از راهاندازي نيروگاه بوشهر علنا سر باز زده و يك بار ديگر اعلام كرده كه به احتمال زياد، تكميل اين نيروگاه تا پيش از پاييز 2008 به اتمام نخواهد رسيد.
چند سؤال در این زمینه داشتم:
1- دولت ایران برای حفاظت از حیف و میل بیت المال توسط روسها , چه اهرم فشار و چه راه شکایتی دارد؟
2- آیا اعلام تاریخ پاییز سال آینده بدین جهت نیست که بنوعی شرکت روسی فکر می کند که اسراییل و آمریکا قصد دارند با بمباران این نیروگاه مافیای سه طرف را خیالشان را راحت کند؟
3- اگر بجای این شرکت روسی یک شرکت ایرانی طرف مناقصه بود , دولت ایران با آن شرکت چه برخوردی داشت؟
4 - آیا به همین دلیل است که شرکتهای ایرانی تمایلی برای سرمایه گذاری در کشور خود ندارند؟ و شرکتهای خارجی هم به دلیل سیاستهای خارجی همینطور؟
.......................................................
عبدی:
با وجود روسها به بوشهر هیچ حمله ای نمی شود.
۴ مرداد ۱۳۸۶ ۰:۰۷ قֽظֽ | Reply
آمارگیر :
مدتها بود به چشمهای خود شک کرده بودم تا بالاخره با خواندن این جمله از سرمقاله روزنامه ی جمهوری از شک درآمدم
"اكنون اطلاعات پراكنده اما برآمده از متن جامعه نشان ميدهد اكثر مردم از طرح سهميهبندي بنزين ناراضي هستند. هرچند آماري دردست نداريم كه درصد مشخصي را اعلام نمائيم اما هركس در متن جامعه زندگي كند و با عموم مردم حشر و نشر داشته باشد اين واقعيت را به روشني درك ميكند كه ميزان نارضايتي بالاست"
مدتها بود فکر میکردم حتما باید آماری در دست داشت تا نسبت به موضوعی به یقین رسید ولی امروز میدانم هر کس در بطن جامعه زندگی کند خودش میشود یک بنگاه آمار گیری مستقل!! اینطور نیست؟
۴ مرداد ۱۳۸۶ ۰:۱۶ قֽظֽ | Reply
تشکر از آقای مقصودی :
با دورود به آقای محسن مقصودی که حق مطلب را بخوبی بجا آوردند
به سهم خودم لازم میدانم تشکر کرده , به ایشان دست مریزاد میگویم . هم وطن
۴ مرداد ۱۳۸۶ ۰:۵۳ قֽظֽ | Reply
سؤال از آقای خراسانی :
ببخشید , شما که مظنه قیمتها و جاهای فروش اطلاعات دستان است ,آمار مربوط به پیشرفت یا پسرفت جامعه به لحاظ فساد اخلاقی , دروغگویی , ریا , تجاوز .... و پاره کردن حرمتها در این چند سال گذشته , را در کجا و به چه قیمتی میتوانم خریداری کنم؟
۴ مرداد ۱۳۸۶ ۰:۵۹ قֽظֽ | Reply
Mohammad :
جناب استاد عبدی عزیز
با سلام
اول صادقانه یک عذر بدهکارم آنهم اینکه از من یک نظریه درج نشده بود اما من گفتم برخی نظریات که معنای بیش از یک را به ذهن القا می کرد.
آن یکی هم همین بالا و همین امروز و قبل از درج انتقاد درج شد که این سوء تفاهم هم رفع شد.
اما علت این سوء تفاهم این بود که من نظریه را 2 مرداد نوشته و ارسال کرده بودم اما امروز صبح در بین نظریات 3 مرداد که بعد از آن ارسال شده بود ندیده بودم که این منشاء سوء تفاهم شد.
همه این حساسیت ها نشانه این بود که من به دقت نظر شما در این موارد به چنان اعتمادی رسیده ام که یک روز اختلاف موجب شد از واژه برخی استفاده کنم و یا حتی گله کنم.
یک نشانه دیگر اینکه من که در هیچ جای دیگر نمی نویسم و از همه جا بریده ام چنان به سایت شما دل بسته ام که به این سطح از حساسیت به آن توجه دارم.
با امید موفقیت 100% شما
محمد
...............................................
عبدی:
بسیار ممنون و سپاسگزار.
۴ مرداد ۱۳۸۶ ۱:۲۱ قֽظֽ | Reply
سروش :
بنظر شما عجیب نیست کسانی که روزی به تساهل و مدارای خاتمی ایراد میگرفتند امروز دست به دامن او شده اند که بیاید و به نمایندگی آنها برود با مفتی های وهابی مذاکره کند؟
...........................................................
عبدی:
در این مورد اگر فرصتی بود نکته ای را متذکر خواهم شد.
۴ مرداد ۱۳۸۶ ۱:۴۷ قֽظֽ | Reply
ناصر بروجردی :
به نام خدا
با سلام
بد برخورد کردن در ارائه اطلاعات و آمار ریشه در مسائل متعددی دارد که برخی از نها به نظر من به قرار زیر است :
اول اینکه کلمه اطلاعات در ایران همواره با نوعی نگاه امنیتی آمیخته شده است . دقت کنید که از دیر باز در ارتش و شهربانی بخشی به نام ضد اطلاعات وجود داشته است . اطلاعات در این واژه چیزی شبیه تروریسم ، اغتشاش ، شورش ، و بلوا و . . . است . چیز بدی است که می بایست از درز کردن آن به بیرون جلوگیری کرد. این تعریف از اطلاعات با واژه داده و حتی اطلاعات ( که ترجمه واژگان DATA,INFORMATION است )متفاوت است و فضای فکری این ارگان ها به دلایلی و ازجمله اهنمام و توجه و تکیه ای که حکومت ها به قوای مسلح داشته اند به سایر دوایر حکومتی نیز تسری پیدا کرده است و حتی از طریق این دوایر به روح و روان کارمندان آنها که شهر وندان عادی و مردم این مرز وبوم هستند سرایت نموده است . حال چرا چنین دیدی در این ارگان ها وجود داشته است؟
ب – بیگانه ستیزی به دلایل تاریخی یکی از ویژگی های مردم ایران بوده است . مردم کشور همواره خد را در معرض تهدید بیگانگانی که در صدد بر هم زدن ثبات و امنیت آنان بوده اند می دیده اند . بیگانگان همواره در صدد بوده ند که از طریق عناصر نفوذی خود را ورود در کشور را هموار نمایند . بیگانه های نفوذی در ذهن مردم این مرزو بوم نه افرادی نفهم و ساده که افرادی دانا اما توطئه گر بوده و منبع تغذیه شان هم اطلاعاتی بوده است که از داخل کشور پیدا می کرده اند . به دلیل وجود این بینش گاهی حتی استنتاجات منطقی از اطلاعات و آماری که از سوی خود حکومت ها انتشار می یابد می تواند در این مسیر به کار بیافتد .
ج – به دلیل ارث پدری دیدن حکومت ، روحیه ای که سالیان سال در حکومت گران وجود داشته است ، این اخلاق و ادب در حکومتگران پدید امده است که هرگونه دخالت در شئونات حکومتی نوعی فضولی بیجا از سوی دخالت کنندگان تلقی شده و طبعا در برابر ان واکنش نشان دهند . حتی اگر مستند یه آمار و ارقامی باشد که از سوی خودشان انتشار یافته است. در اخلاق حکومت گران ارائه آمار برای توجیه حرف های خودشان است نه برای ارتقاء سطح علمی و دانش شنوندگان . برای اینکه این روحیه از بین برود و انتشار اطلاعات ضرورت وجودی توسعه و پیشرفت کشور قرار گیرد اول باید ریشه و سر منشا ان یعنی ملک طلق دیدن حکومت و ارث پدری دیدن آن در میان حکومتگران از بین برود . این امر هم یک ویژگی فرهنگی است که بسادگی از بین نمی رود
د – چون حکومت ها بسیاری از شئونات کشور را به خود متصل کرده اند و خود، در قانونی نا نوشته که در میان آنان و مردم حاکم شده و مردم نیز ان را پذرفته اند، متولی امر دفاع و قضا ، سعادت و شقاوت دنیوی و اخروی ، آموزش و سیر کردن شکم های مردم ، اقتصاد و بازرگانی ، بهداشت و در مان ، وقف و نذر و نیاز و . . . . مردم شده اند . اولا تولید و انتشار داده های در رابطه با این موضوعات را از اختیارات و انحصارات خود می دانند و ثانیا هر کس که به گوشه ای از این امور نقدی و حاشیه ای بزند از نظر آنها آنان ر ا آماج نقد و حمله و صد البته تضعیف خود قرارداده است . به همین دلیل در اجازه تولید و ارائه اطلاعات و امار خست نشان داده و حتی از فهم اطلاعات و آمار منتشره از سوی خودشان در سبیلی که احساس شود به نوعی تضعیف حکومت منجر می شود ناخرسندند.
مسائلی از این دست که مسلما اندیشمندان بهتر و ریشه ای تر می توانند آن ها را بشکافند مسائلی فرهنگی هستند و به دلیل فرهنگی بودنشان ریشه در مسائل تاریخی و جغرافیای سرزمینی و فاصله با کاروان توسعه به راه افتاده از مغرب زمین داشته و به دلیل ویژگی فرهنگی داشتن در برابر تغییر از خود مقاومت نشان می دهند . این مسائل با گوشه و کنایه زدن حل نمی شوند. مطمئن بدانید تا وقتی این ریشه ها در میان فرهنگ ما وجود دارد و فعالانه زندگی می کند اگر خود ما هم حاکم شویم کار بهتری از این ها انجام نمی دهیم . دقت کنید هوداران دموکراسی در کشور ما در مملکت تحت حکومتشان یعنی خانواده چگونه رفتار می کنند ؟
۶ مرداد ۱۳۸۶ ۲:۰۵ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/606