آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۵ مرداد ۱۳۸۶
نوع ایرانی قانون و قانون نویسی
چندی قبل خبری خواندم مبنی بر این که پلیس یکی از کشورهای اسکاندیناوی، خودروی خریداری شده برای نخست وزیر آن کشور را شماره گذاری نکرده است، زیرا وزن خودروی مذکور چند کیلو بیشتر از حد مجاز برای خودروهای مشابه بوده است (احتمالاً به دلیل نصب تجهیزات اضافی یا امنیتی). پلیس معتقد بود که با وجود چنین ضابطه ای امکان ندارد که خودروی جناب نخست وزیر که نفر اول دولت است را شماره گذاری کند. اما ظاهراً در ایران با چنین مشکلاتی مواجه نیستیم. قانون بودجه تصویب و دولت موظف شده است که از ابتدای خرداد ماه، قیمت سوخت را افزایش و همزمان آن را سهمیه بندی و در کنار سهمیه، بنزین آزاد هم عرضه کند. فارغ از این که هیچ بخش قانون در موعد مقرر انجام نشد، مساله مهم عرضه بنزین آزاد است که بسیاری از نمایندگان معتقدند مطابق قانون، دولت موظف به ارائه آن است. دولت هم می گوید که چنین وظیفه ای ندارد. نمایندگان هم معتقدند که دولت برای تخریب مجلس این بخش از قانون را اجرا نمی کند. چه نتایجی از این گزاره ها می توان گرفت؟
1- اگر قانون صریحاً دولت را موظف به ارائه بنزین آزاد کرده و دولت استنکاف می کند، بنابراین می توان گفت که قانون یعنی مقداری جوهر و کاغذ و مرکب و لاغیر. همچنین می توان گفت که مجلس نه تنها در برابر دولت استقلال ندارد، بلکه تابع هم هست و حتی صلاحیت قانونگذاری خود را مخدوش کرده است، زیرا مجلسی که قانون تصویب می کند، حق و اختیار و صلاحیت استیضاح دولت را در عدم اجرای قانون دارد، پس اگر معتقد است که قانون اجرا نمی شود و هیچ اقدامی نمی کند، به منزله آن است که بیش از پیش از دیگران چنین صلاحیتی را در خود مخدوش کرده است. چنین مجلسی نمی تواند بگوید که دولت برای تخریب آن، قانون را رعایت نمی کند، زیرا مجلس به دفاع از حقوق خود مقدم تر است و هنگامی که حرمت آن را خودشان پاس نمی دارند، چه انتظاری از دیگران دارند؟
2- اگر قانون به نحوی است که دولت اختیار دارد که بنزین را آزاد عرضه کند یا نکند، در این صورت مرثیه سرایی نمایندگان در نقد دولت مبنی بر عدم اجرای قانون چیست؟ اگر خیلی علاقه به ارائه بنزین آزاد دارند، چرا طرحی سه فوریتی را برای عرضه آزاد در دستور کار خود قرار نمی دهند؟ هر دو نهاد می خواهند که مسوولیت تصمیم را بر عهده دیگری بیندازند. و اگر بعداً هم چنین طرحی را ارائه دادند معنای روشن آن این است که دولت می توانسته بنزین آزاد اعلان نکند (در حالی که نمی توانسته) و این چیزی نیست جز صحه گذاشتن بر بی اعتباری مصوبه قبلی و قابل نقض بودن آن.
3- مصوبه دیگر مجلس در روز گذشته، اجازه دادن به بانک مرکزی برای فروش اوراق مشارکت است،، آن هم با نرخ بهره 5/15 درصد،،
اولاً؛ این کار عرضه اوراق مشارکت نیست. زیرا اوراق مشارکت برای طرح های مشخص مثل آب، نفت، نیروگاه و... عرضه می شود و سود آن نیز علی الحساب است تا شبهه ربوی برای آن ایجاد نشود و هدف آن جمع آوری پول و نقدینگی برای هدایت به سمت سرمایه گذاری و تولید است. اما این کار وقتی از سوی بانک مرکزی انجام می شود به معنای جمع آوری نقدینگی و بلوکه کردن آن و پرداخت بهره است. در حالی که این نقدینگی از آن سوی مرزها نیامده و به وسیله بانک مرکزی و قانون بودجه ایجاد شده است و اگر ضرورتی بر ایجاد آن بود، چرا اکنون جمع آوری می شود؟
ثانیاً؛ وقتی که برای این اوراق بهره قطعی 5/15 درصد منظور می شود، چرا برای تسهیلات بانک ها نرخ بهره 13 درصد تعیین شده است؟ کدام مدیر بانکی است که به جای پرداخت تسهیلات و وام به مردم که نیروهای زیادی را می طلبد و ریسک کار هم زیاد است و در نهایت 12 درصد سود وصول کند یا نکند، سرمایه بانک را صرف خرید اوراق مشارکت نکند؟
4- اینگونه تناقضات در رفتارها و قانون نویسی و اجرا را چگونه می توان درک و توجیه کرد؟ با منطق اقتصادی نمی توان آنها را فهمید. اما منطق سیاسی شاید به فهم مساله کمک کند. به نظر می رسد که جمع آوری نقدینگی سیاست جدیدی در رد و نقد سیاست های انبساطی در سال اخیر برای پرهیز از تورم است.
سیاست سهمیه بندی هم در جهت گریز از فشارهای بین المللی است و هیچ کدام ربطی به مصوبات پیشین ندارند، بنابراین به همین دلیل به سرعت و فوریت طرح جمع آوری نقدینگی تصویب شد و طرح عرضه آزاد هم به احتمال قوی تصویب نخواهد شد تا دو ماه آینده ارزیابی مجددی صورت گیرد.اگر بخواهم نتیجه روشنی بگیرم، این است که نهادهای ذی ربط در جامعه و حتی مردم چندان اختیاری برای اتخاذ تصمیم علمی و منطقی و اقتصادی در مساله بنزین و دیگر امور اقتصادی ندارند. بنزین و نفت آنها را در مسیر برگشت ناپذیری پیش می برند و تصمیمات را بر این نهادها تحمیل می کنند. دولت و جامعه ای که به این شکل وابسته به نفت است، نباید انتظار داشته باشد که نفت و مسائل مربوط به آن در سرنوشت و سیاست ها و تصمیمات جامعه دخالت نکند. بنابراین اجرا یا عدم اجرای قانون هم تابع درآمدهای ناشی از بشکه های نفت است.

rahmat :
جناب عبدی با سلام
13 رجب روز تولد حضرت علی (ع) بر شما و خوانندگان سایت شما مبارک باد .
رحمت
.....................................................
عبدی:
من هم به نوبه خود به همه دوستان و علاقه مندان به آن امام راستین و مظهر عدالت این روز را تبریک می گویم.
۵ مرداد ۱۳۸۶ ۰:۴۴ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
اپي زود يكم
-----------
دانشجويان/پليس/خيابان
دانشجويان شعار مي دهند ! پليس انها را متفرق مي كند اما يكي از انها به پليس حمله مي كند.
پليس او را مي گيرد!
دانشجو: مي خواهم وكيلم را ببينم!
پليس:اقا رو ! مثل اينكه فيلم زياد نگاه مي كني!
جوجه اين حرفا مال توي فيلماست.
/////
اپي زود دوم
--------
جوان/خيابان/پليس/پدر
جوان با ماشين مگان در حال ويراژ دادن و لائي كشيدن است!
پليس اتوبان جوان را متوقف مي كند!
پليس:
مدارك؟
جوان:شمارو خدا منو ببخشيد!
پليس:گفتم مدارك؟
جوان بخدا هر كار بگين مي كنم فقط موضوع بين خودمان حل بشه!
پليس:داري پيشنهاد رشوه مي دي؟ گواهينامه، كارت ماشين!
زنگ موبايل......
كامي چرا نيومدي بابا؟مگه فراموش كردي هديهء سالگرد ازدواجت چيه؟
جوان:با تعجب،چيه بابا
پدر:يك اپارتمان در برج ....
جوان: بابا! پليس منو گرفته اتوبان...هستم! بيا منو يه جور خلاص كنم.
//////
اپي زود سوم
--------
بيمارستان اطفال/پدر/كودك/مادر/پرسنل بيمارستان
پدر به پذيرش مراجعه مي كند!
پدر:بچه ام بي حال شده! به دادم برسيد!
پذيرش:برو اورژانس
مسئول اورژانس:بچه رو بذار روي تخت برو پرونده را تكميل كن! اين لوازم را هم از بيرون بخر!
پدر: مادرش ميتونه پيشش بمونه؟
پذيرش:دفترچه دارين؟
پدر :بله!
مسئول پذيرش:650هزارتومان ميشه!
پدر :چرا؟
پذيرش: نرخ بيمارستان اينه !
پدر: ولي ما كه بيمه هستيم!
پذيرش:اولآ نرخ همينه! بعدشم بچه ات احتمالآ بايد عمل بشه! اگه هر چقدر اضافه اومد به ات پس مي ديم!
پدر جلوي پذيرش به زمين مي نشيند! مادر چشمهاش پر اشكه و بچه در حال اغماست!
//////////////
اپي زود چهارم
--------
خانه/تلويزيون/كامپيوتر/من
من تلويزيون را روشن مي كنم و مصاحبهء اقاي رئيس جمهور با شبكهء 2 را نگاه مي كنم!
اكنون احساس مي كنم كه از يك انرژي مثبت سر شار هستم!
كانال را عوض ميكنم.
يك روحاني محترم دارد درس اخلاق مي گويد!
من ديگر خيلي مثبت شده ام!
تلويزيون را خاموش مي كنم !مي روم سراغ اينترنت!
سايت اينده؛
اه، باز هم كه اين اقاي عبدي داره انتقاد ميكنه!
۵ مرداد ۱۳۸۶ ۱:۵۷ بֽظֽ | Reply
امید :
بله! متاسفانه می توان گفت و میتوان لمس کرد که قانون در اینجا یعنی مقداری جوهر و کاغذ و مرکب و لاغیر چرا که حضرات , نه به مفهوم " جمهور" ی اعتقادی دارند و نه اهمیت پیاده شدن قانون را در سلامت جامعه درک میکنند!!
میتوان گفت که از قدیم هم قانون نوشته شده را مقداری جوهر و کاغذ و مرکب و لاغیر میدانستند.
و میتوان نشان داد که در اصل سوم قانون اساسی: دولت جمهوری اسلامی موظف است همه ی امکانات خود را برای امور زیر بکار برد 1- ...2 - ... 3 - ... 4- .... 5- ..... 6 - محو هر گونه استبداد و خودکامگی و انحصارطلبی 7- تامین آزادیها...8- مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی اقتصادی , اجتماعی, و فرهنگی خویش 9- رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه ... 10- ... 11- .. 12-... 13-...همه و همه مقداری جوهر و کاغذ و مرکب است و لاغیر
میتوان خیلی چیزهای دیگر را نیز گفت ولی متاسفانه این گفتن ها تا وقتی بعضی ها دوست دارند گرگ را در لباس میش ببینند , و به میش لباس گرگ بپوشانند , چه فایده ای دارد؟ مهم اینست که وقتی کسی رسید به اینکه قانون یعنی مقداری جوهر و کاغذ و مرکب و لاغیر, تصمیم بگیرد و اجازه ندهد این روند ادامه پیدا کند!
۵ مرداد ۱۳۸۶ ۴:۵۲ بֽظֽ | Reply
رقابت با خدا داری؟ :
مسالتون
به یک دم می کشی ما را
به یک دم زنده می سازی
رقابت با خدا داری؟
آقای رییس جمهور و ارباب جمعی ایشان اینهمه در باب فواید صرفه جویی بنزین صحبت میکنند و قول میدهند که با پول صرفه جویی بنزین اینکار را میکنیم آنکار را صورت میدهیم , ....و همه مشکلاتی که با پولهای اصلی نتوانستیم انجام دهیم , با این پول صرفه جویی انجام میدهیم , به شرطی که آن 5% مخالف ساکت باشند و اعتراضی نکنند!! و بگذارند ما کارمان را انجام دهیم... میخواستم از شما بپرسم اگر این ادعای آقای رییس جمهور در باب اهمیت صرفه جویی واقعا درست است پس چرا ایشان اینقدر در کشیدن ساعتها به جلو و استفاده ی بیشتر از نور خورشید و صرفه جویی در مصرف انرژی اینهمه خساست بخرج دادند؟
آیا خدای واقعی هم همین جور در برابر بنده هاش خسیس است؟ آیا کسانی که میخواهند با خدا رقابت کنند , نباید به کارهای خدا کمی نگاه کنند؟ نباید ببینند خدا با کفار چه میکند؟ چه نعماتی را به آنها داده که به ما نداده؟ .....آنموقع رقابت با خدا کنند و یک دم اینوری بچرخند و یک دم آنوری
خدا بازی هم تقلبی!!
ای بابا !! خدات را شکر؟!!
۵ مرداد ۱۳۸۶ ۵:۱۰ بֽظֽ | Reply
مسعود صارمی :
نوشته اید : اینگونه تناقضات در رفتارها و قانون نویسی و اجرا را چگونه می توان درک و توجیه کرد؟ اینجوری جنتی : اگر حضرت علي بود بيشتر از اين تعداد "اشرار" را اعدام ميكرد.
به شرط آنکه نپرسید علی شبانه دم در خانه ی مستمندان چکار میکرد؟!! به شرط آنکه نپرسید علی با مخالفانش چه برخوردی داشت؟ به شرط آنکه نپرسید چه کسی وقتی شنید خلخال از پای یهودی کشیده اند , طلب مرگ کرد؟ به شرط آنکه نپرسید وقتی عقیل برادرش آمد چرا شمع بیت المال مسلمین را خاموش کرد.... به شرط اینکه اصلا کاری به کارهای دیگر علی نداشته باشید و آرزو نکنید که خود علی اصلی بیاید و گردن این اشرار را بزند.
۵ مرداد ۱۳۸۶ ۵:۱۹ بֽظֽ | Reply
مهرنوش :
بنظر میرسد فریب هم همچون دروغ مراتبی داشته باشد از جمله همین مرتبه ی قانون و قانون نویسی .
یکبار است با وعده ی یک شکلات فریب صورت میگیرد (برای فریب دادن بچه ها) و یکبار است فریب به صورتهای ( بزک نمیر بهار می آید , کمبوزه با خیار میآید!!) به اشکال پیچیده تری به افراد خورانده میشود.(کنترل از راه دور!)
ای برادر بود اندر ما مضی ( در گذشته)
شهریی با روستایی آشنا
حتما داستان فریفتن آن فرد روستایی به شهر آمده را از مولوی شنیده اید؟
همان روستایی که به شهر آمد و خرگاه خودش را در یکی از کوی های شهر زد و دو سه چهار پنج ماهی مهمان یک مغازه دار شهری بود؟
دو مه و سه ماه مهمانش بدی / بر دکان او و بر خوانش بدی
هر حوایج را که بودش آن زمان
راست کردی مرد شهری رایگان
داستان جالبی است که پیشنهاد میکنم برای شناخت مراتب فریب در صفحه 346 جلد اول مثنوی قونیه انتشارات علمی فرهنگی بخوانید که این روستایی چه وعده ها به این مرد شهری میدهد که اگر به ده من بیایی چه ها خواهم کرد و الله الله جمله فرزندان بیار / کین زمان گلشنست و نو بهار و ...
وعده دادی شهری او را دفع حال
تا بر آمد بعد وعده هشت سال
حالا چرا مولوی این هشت سال را بکار برده و چرا مدت دو دوره ریاست جمهوری هشت سال است و چرا همه دوره ها تا بحال هشت ساله بود!! و اینها من زیاد نمیدانم ولی میدانم که شهری بالاخره بعد از هشت سال ناراحت شد و رو به روستایی گفت پس این ماه دی که تو عزم سفر میکنی کی فرا می رسه؟ کی بالاخره ما به دروازه های تمدن می رسیم ...
او بهر سالی همی گفتی که کی
عزم خواهی کرد کامد ماه دی
او هم در جواب بهانه می آورد...
در حقیقت شهری روستایی را شناخته بود ولی نمیدانست با او چکار کند که آبرویش پیش در و همسایه نرود , چون فهمیده بود این روستایی خیلی دردیه و بی حیاست!! با نرفتنش میخواست این ارتباط را با او قطع کند ولی روستایی از رو نمیرفت برای گرفتن امکانات از این مرد خیر شهری هی بیشتر اصرار میکرد که امسال بیا ده ما.... تا بچه های شهری به پدرشان گفتند بابا بیا امسال برویم ده این عمو ... تو حقها بر گردن او داری و رنجها در کار او برده ای و ... اون هم دوست داره بعضی از این حقها را واگزارد.... و اینجا را گوش کنید که این پدر شهری که ماهیت روستایی را شناخته چه میگوید:
دوستی تخم دم آخر بود (اول آشنایمون حرفها چه عاشقانه بود!! شاهنامه آخرش باید خوش باشه!!)/ ترسم از وحشت که او فاسد شود
و بعد ادامه میدهد:
صحبتی باشد چو شمشیر قطوع / همچو دی در بوستان و در زروع( برخی صحبتها جنسش معلومه, همه چیز را درو میکند و از بین میبرد)
صحبتی باشد چو فصل نوبهار / زو عمارتها و دخل بی شمار!!
آیا ما می توانیم این دو نوع طرز صحبت را بدون توجه به شعارها و وعده ها , بدون خوردن فریب در هر زمان تشخیص دهیم؟
مولوی کمک میکند و راهنمایی و میگوید:
حزم آن باشد که ظن بد بری(حزم = احتیاط ) / تا گریزی و شوی از بد , بری ( در موقع انتخاب , بدترین حدسها را بزن تا از بدی رهایی یابی , بر خلاف موقعی که میخواهی مجازات کنی که باید حدس بر بی گناهی بزنی و گناه را ثابت کنی!)
حزم سوء الظن گفتست آن رسول
هر قدم را دام می دان , ای فضول
آن بز گوهی دود که , دام کو؟ (نترسید بیایید از حق شهروندی استفاده کنید!!دامی نیست چاهی نیست...)
آن بز کوهی دود که , دام کو؟ چون بتازد, دامش افتد در گلو!!
اگر توانستیم صحبت شمشیر قطوع را با صحبت فصل نوبهار تشخیص دهیم .... اگر توانستیم این دو نوع طرز نگاه و دو نوع طرز صحبت را قبل از به قدرت رسیدن افراد آن , تشخیص دهیم... آنوقت بنظر میرسد دیگر قانون مرکب و جوهر و کاغذ و حرف مفت نخواهد بود...
آنک گستاخ آمدند اندر زمین
اسنخوان و کله هاشون را ببین!!
و گر نتوانستیم به این تشخیص و تمیز برسیم , سرنوشت ما ... و وضعیت اجرای قوانین ما همین خواهد بود که هست ! ...
چشم اگر داری , تو کورانه میا
ور نداری چشم , دست آور عصا(عصا به دست بگیر , از چشم دارها کمک بگیر...)
و گرنه کورانه و بدون عصا قدم برداشتیم , باز آش همین آش خواهد بود و کاسه همین کاسه!!
۵ مرداد ۱۳۸۶ ۶:۴۹ بֽظֽ | Reply
نمیخواهیم بالش نرم زیر سر مردم بگذاریم. :
شما از این جمله چه برداشت میکنید؟ نمیخواهیم بالش نرم زیر سر مردم بگذاریم.
واقعیت اینست که ما ماهیت افراد را نمی بینیم... واقعیت اینست که درون آدمها ناپیداست... ولی میتوان از نوع کلمات و جملات افراد کمی تا قسمتی و در دراز مدت بیشتر به درون افراد راه یافت.
این جمله ی بالا جمله ای بود که هفته ی پیش آقای حداد عادل به زبان آوردند ایشان در آخرین کنفرانس خبری شان گفتند:
از اصطلاح بالش نرمی كه بنده در یكی از مصاحبهها به كار بردهام نیز طور دیگری برداشت شد , مردم فكر میكنند كه حدادعادل به دنبال آسایش مردم نیست. اما بنده این مطالب را مهم نمیدانم و با تمام قوا ایستادهام تا طرح سهمیهبندی بنزین اجرا شود و با حل مشكلات آن باری از دوش مردم برداشته شود.
کدام مشکل؟ فعلا که مشکل روی دوش مردم کمر شکسته سنگینی میکند , وقتی مردم زیر بار مشکلات مردند , که دیگری مشکلی نیست که برداشته شود!!
۵ مرداد ۱۳۸۶ ۷:۰۲ بֽظֽ | Reply
:
هر چی شما میخایند بگید , یه خطی اون زیر نیم کاسه قانون هست که خیلی قویه و سرش هم به قدرتای خارجی وصله , این خط تا حالا هر کاری خواسه کرده , بازم هر کاری میخواهد میکنه , هیچکس هم حریفش نیست, حالا شما هی بگید این توهمه , من هم میگم خدای خودتون توهمه!
۵ مرداد ۱۳۸۶ ۷:۰۷ بֽظֽ | Reply
فرزاد -ق :
صحنه ی جامعه مثل صحنه ی شطرنجه(دریای رنج!) میماند که بازیکنان در آن مجبورند در مدت معینی بالاخره مهره ی خود را تکان داده , جابجا کنند .
در این بازی قوانین خاص خودش را دارد... در این بازی , کسی برنده میشود که اولا قدر و ارزش "سرباز"شها را خبلی بیشتر از شاه بداند!! دوم اینکه هفت, هشت, ده, بیست ... صد حرکت بعدی حریفش هم روش حساب کند!! ...
آقای حداد عادل ظاهرا شطرنج , بازی نکرده , طعم تلخ رنجی را فعلا , بر روی مرکز چشایی شان ندارند!! و نمیدانند در باز ی چرخ شطرنج روزگار نمیشود بدون حرکت صحنه را اداره کرد و مثلا سهمیه بندی بنزین , این ماده ی حیاتی زندگی امروزی را تا آخر ادامه داد. نمیدانند که بالاخره مجبورند که به سمت آزاد کردن قیمت بنزین و آزاد کردن خیلی چیزهای دیگر , دیر یا زود حرکت کنند هر چند بدور از واقعیت بگویند افزایش قیمت بنزین و سهمیهبندی دو راه كار متفاوت دارد دومی كنترل مصرف بیرویه سوخت در كشور را سبب میشود و اولی (اعلام قیمت بنزین آزاد) منجر به طوفان در قیمتها میشود و بنابراین ناچارا , مردم باید با این وضعیت بسازند و بسوزند!!
برای اطلاع مقام محترم دور افتاده از مردم که ارزش پیاده را در شط رنج نمیدانند عارض شوم که مردم از همین حالا بنزین آزاد را بقمیت قاچاق دارند خرید هستند و این افزایش را در قیمتها لحاظ میکنند و قیمتها هم در حال بالا رفتن میباشد , شما نگران طوفان در قیمتها نباشید!! شما نگران طوفانهای بعدی آن باشید!!
از ما گفتن , از شما هم مثل بقییه مواقع نشنیدن!
۵ مرداد ۱۳۸۶ ۷:۳۰ بֽظֽ | Reply
سارا :
اکر سیاست سهمیه بندی در جهت گریز از فشارهای بین المللی است , پس چرا راستش را به مردم نمی گویند؟
..................................................
عبدی:
غیر رسمی گفته اند .رسمی نمی گویند چون برای آنان افت دارد.ضمن این که مردم خواهند گفت چرا این سیاستها را دنبال می کنید.
۵ مرداد ۱۳۸۶ ۹:۰۱ بֽظֽ | Reply
Mohammad :
تصویب بودجه
حدود 2 ماه قبل خبرهای روسیه را از کانال بین المللی آن می دیدم Russia Today ( RT) ، بحث محوری آنها پیرامون تصویب بودجه بود. چیزی که البته خود آنها هم به عنوان ابتکارهای نو و پیشرفت در زمینه بودجه از آن یاد می کردند. محور خبر این بود که آنها به حدی از ثبات در برنامه ریزی و اقتصاد رسیده اند که در اواسط سال میلادی و حتی قبل از آن، بودجه برای 3 سال آینده را یکجا به تصویب مجلس رسانده اند.
تفاوت از کجاست تا کجا! آقای حداد عادل اخیرا با افتخار و سربلندی اعلام کردند که دولت موافقت کرده است که امسال بودجه سال آینده را زودتر به مجلس بیاورد.
این بودجه نفتی که به متغیرهای ( مانند قیمت نفت، میزان مالیات ، صادرات غیر نفتی و... ) زیادی وابسته است با هزار ناز دولت در پایان سال در دقیقه 90 و با عجله و با هزار اما و اگر به مجلس داده می شود، هر سال هم بدتر می شود.
روسیه به این افتخار می کند که بودجه 3 سال آینده خود را در این مقطع از سال، به تصویب رسانده است و ما به این افتخار می کنیم که دولت مهرورز قول داده امسال بودجه سال آینده را زودتر از پارسال به مجلس بدهد.
یک سوال:
جناب عبدی عزیز
چرا ما ذهنیت سیستمی نداریم؟
آیا مطلبی دم دست در این خصوص دارید. من علاقه دارم در این خصوص بیشتر بدانم، و هم روزی آن را یکی از گفتمانها در سطح رسانه ها ببینم. با تکیه بر آن به خیلی از چیزها از جمله برنامه و بودجه،سفرهای استانی و ... پرداخته خواهد شد.
.......................................
عبدی:
اگر مطلبی بود معرفی می کنم.
۵ مرداد ۱۳۸۶ ۹:۱۱ بֽظֽ | Reply
یک نماز جمعه خوان قدیم :
از پیش نیازهای داشتن شرایط پیش نمازی و امام جماعتی , گذراندن صداقت و داشتن عدالت و راستگویی بوده , چگونه است که آقای جنتی علنا در نماز سراسری جمعه که شرکت در آن را بر همه اهالی پایتخت واجب دانسته اند در خطبههای دوم نماز جمعه تهران، با اشاره به طرح امنيت اجتماعی میگویند: «اعدام عدهای اراذل و اوباش از بهترين کارهای انتظامی، سياسی و فرهنگی بود، اگر علی (ع) بود بيش از اينها را اعدام میکرد، چرا که آن مردی نبود که با افرادی که امنيت جامعه را بر هم میزنند سازشکار باشد.»
مگر نه اینکه هنوز پرونده ی این اراذل و اوباش دستگیر شده برای اعدام تکمیل نشده؟ پس این ادعا چه گونه بیان, تکلیف درستی یا نادرستی این نمازهای اقتدا شده بعهده ی کیست؟
۵ مرداد ۱۳۸۶ ۹:۳۴ بֽظֽ | Reply
:
با سلام و سپاس
با بیان این مطلب که : نباید انتظار داشت که نفت و مسائل مربوط به آن در سرنوشت و سیاست ها و تصمیمات جامعه دخالت نکند. یعنی پدران ما از وقتی ادعای آب و برق و تفت مجانی را باور کردند , این سرنوشت را برای ما رقم زدند؟
......................................................
عبدی:
از وقتی دولت نفت را وارد بودجه خود کرد این سرنوشت رقم خورد.چون در خواست آب و برق مجانی محصول ورود نفت به بودجه است.
۵ مرداد ۱۳۸۶ ۹:۵۰ بֽظֽ | Reply
اعدام نشده! :
دنیا به سمت کاهش و حذف مجازات اعدام پیش میرود چگونه است که مقامات افزایش آنرا طلب میکنند
۵ مرداد ۱۳۸۶ ۹:۵۳ بֽظֽ | Reply
ررد صلاحیت شده :
آقای عبدی
سلام عرض میکنم. چطور است که آقایان فقط مشارکت را در حد مشارکت در خرید اوراق مشارکت از طرف همه ی مردم قبول دارند؟
به نظر شما آیا اگر یک رد صلاحیت شده ای , کافری , ...ضد ولایت فقیهی اواراق مشارکت بخواهد , دولت جمهوری اسلامی موظف است این اوراق را در اختیار او بگذارد؟ آیا جایز است و شرعیست که دولت امام زمان, به او اوراق مشارکت را بفروشد تا او سودش را از رحمت دولت اسلامی بگیرد و خرج آن اعتقادات خلاف اعتقادات مقامات کند؟
اگر اینطور نیست پس چگونه است که مشارکت این افراد در دیگر زمینه ها جایز نیست؟
۵ مرداد ۱۳۸۶ ۱۰:۰۱ بֽظֽ | Reply
rahmat :
جناب عبدی با سلام
یادداشتهای شما که با تاریخ چهارم و پنجم مرداد تنظیم شده پس از عبور از فیلتر در سایت شما قابل رویت است اما در صورت عدم استفاده از فیلتر شکن یادداشتهای شما تا تاریخ سوم مرداد نشان داده میشود و نشانی از چهارم و پنجم مرداد نیست .
نمیدانم اشکال از ماست و یا از شما و یا مشکل دیگری وجود دارد .
رحمت
........................................................
عبدی:
به احتمال قوی مشکل از رایانه شماست.
۵ مرداد ۱۳۸۶ ۱۰:۲۲ بֽظֽ | Reply
مولوی :
محتسب در نیم شب , جایی رسید // در بن دیوار , مستی , خفته دید
گفت هی مستی؟ چه خوردستی , بگو // گفت: ازین خوردم که هست اندر سبو
گفت: آخر در سبو , واگو که چیست؟ // گفت: از آنک خورده ام , گفت: این خفیست
گفت: آنچ خورده ای , آن چیست آن؟ // گفت: آنک در سبو مخفیست آن
دور میشد این سؤال و این جواب // ماند چون خر , محتسب اندر خلاب
گفت: او را محتسب , هین آه کن // مست هو هو کرد , هنگام سخن!!
گفت: گفتم آه کن , هو میکنی؟ // گفت: من شاد و تو از غم منحنی
آه , از درد و غم و بیدادیست // هوی هوی می خوران , از شادیست
محتسب گفت: این ندانم , خیز خیز // معرفت متراش و بگذار این ستیز
گفت: رو تو از کجا , من از کجا؟ // گفت: مستی , خیز تا زندان بیا
گفت مست : ای محتسب , بگذار و رو // از برهنه کی توان بردن گرو؟
گر مرا خود قوت رفتن بدی // خانه ی خود رفتمی , وین کی شدی؟
من اگر با عقل و با امکانمی // همچو شیخان بر سر دکانمی
۵ مرداد ۱۳۸۶ ۱۰:۲۳ بֽظֽ | Reply
حامد :
هنوز به این نتیجه نرسیده اید که قاون نوع ایرانی استقلال سه قوه یعنی مقداری جوهر و کاغذ و مرکب و لاغیر؟
۵ مرداد ۱۳۸۶ ۱۰:۵۱ بֽظֽ | Reply
ترک نژاد :
چطور از یک جز میتوان به کل رسید ؟ "نتيجه انتخابات تركيه نشانه اعتماد ملت ها به اسلامگرايان است" و چگونه میتوان این نتیجه گیری را راست آزمایی کرد؟
...................................................
عبدی:
آن ساده دلی که این را می نویسد متوجه نیست که وجه تمایز اسلامگرایان مورد نظر وی در ترکیه با مخالفانشان کوشش اسلامگرایان برای الحاق بع اتحادیه اروپاست و برای این کار می خواند بخش عمده قوانین جزایی فعلی ترکیه را که نزدیک به شریعت است لغو کنند و قوانین غیر مذهبی اروپا را جایگزین کنند.
۵ مرداد ۱۳۸۶ ۱۰:۵۶ بֽظֽ | Reply
خاموشی :
چندان چراغ دارد و بیراهه میرود , بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش
۵ مرداد ۱۳۸۶ ۱۱:۰۴ بֽظֽ | Reply
پارسا :
بهتر است بجای فهم تناقضات در رفتارها و قانون نویسی و اجرا با منطق اقتصادی و یا سیاسی یا دینی و شرعی , که سالهاست فهم نشده , با منطق روانی موضوع را مورد بررسی قرار دهید , شاید به فهم مساله کمک کند.
بنظر شما دلیل این تناقضات در رفتارها و قانون نویسی و اجرا , خواست رفتن داخل آب و "تر" نشدن , مقامات نمیتواند باشد؟
............................................
عبدی:
شاید هم بدت.ر برای خشک شدن داخل آب می روند!!در هر حال تحلیل کلی خود را می نویسم.
۵ مرداد ۱۳۸۶ ۱۱:۱۵ بֽظֽ | Reply
:
نمی فهمم , منظور شما از : در حالی که این نقدینگی از آن سوی مرزها نیامده و به وسیله بانک مرکزی و قانون بودجه ایجاد شده است و اگر ضرورتی بر ایجاد آن بود، چرا اکنون جمع آوری می شود؟
چیست؟
چگونه بانک مرکزی و قانون این نقدینگی را در جامعه بوجود آورده است؟
....................................................
عبدی:
وقتی دولت بجای 25 میلیلارد دلار 55 میلیارد دلار هزینه می کند مردم که پول ندارند آنها را بخرند لذا آنها را به بانک مرکزی می فروشد و اسکناس جدید می گیرد و این یعنی افزایش نقدینگی.
۵ مرداد ۱۳۸۶ ۱۱:۲۱ بֽظֽ | Reply
سجاد :
خوب این بهره ای که بانک مرکزی به اواراق مشارکت , به منظور بلوکه کردن نقدینگی در جامعه می پردازد , ربا محسوب نمی شود؟بعبارتی دیگر گرفتن این بهره که در جهت سرمایه گذاری نیست , و فقط قصد و نیت کاهش نقدینگی در دست مردم را دارد بلحاظ شرعی و نگاه شورای نگهبان حلال است؟
.................................................
عبدی:
منتظر نظر شورای نگهبان باشید.
۵ مرداد ۱۳۸۶ ۱۱:۲۷ بֽظֽ | Reply
شیوا :
بنظر شما چرا چراغ سبز آقای متکی به آمریکا بیپاسخ ماند؟
.....................................................
عبدی:
برای این که بخشی از دولت ایران خیلی عجله برای این وصلت دارد.و فکر می کند که به راحتی شدنی است.
۵ مرداد ۱۳۸۶ ۱۱:۳۲ بֽظֽ | Reply
:
سلام علیکم جناب آقای عبدی
خسته نباشید.
میخواستم بدانم اصلاح طلبان , امام جمعه ای در سطح کشور دارند یا تمام امام جمعه ها از یک جناحند؟
تشکر از شما و سایت شخصی تان
.............................................................
عبدی:
چند نفرشان با اینها روابط خوبی دارند.تعداد ی هم به قول معروف شمشیرهاشان با آنهاست و دلهاشان با اینها.
۵ مرداد ۱۳۸۶ ۱۱:۳۷ بֽظֽ | Reply
عادل :
معاون اول رییس جمهوری اعلام کرده اند منقدان , ما را به "عدالت" متهم میکنند!! عجبا کدام منتقدی بوده دولت را به داشتن عدالت متهم کرده است ؟
۵ مرداد ۱۳۸۶ ۱۱:۴۲ بֽظֽ | Reply
شیوا :
متاسفانه تا زمانی که تصمیات از بالا به پائین و بدون مشخص کردن معیارها باشد, نمیتوان به نتایج بهتری رسید.
۶ مرداد ۱۳۸۶ ۰:۳۰ قֽظֽ | Reply
م - د :
کاری به قانون و قانون نویسی نوع ایرانی ندارد , واله به خدا هیچ ملتی مثل ملت ایران برای حکام کشورش، اینقدر که ما ایرانیها دردسر درست میکنیم دردسر درست نمی کند. نه ! ترا خدا خودتان قضاوت کنید تا به حال دیده یا شنیده اید که به عنوان مثال، جوانهای سوئیس، یا آلمان،یا افریقا , یا نه همین ترکیه که اسلامگراها در آن پیروز شدند رئیس پلیسش را اینقدر که جوانهای ما به خاطر مدل لباس یا مدل مو هاشون ناراحت میکنند ناراحت کرده باشند؟ تا حالا شنیده یا دیده اید که مقامات مذهبی کشوری , از اعدام زندانیانش اینجور که در کشور ما خوشحال میشوند , خوشحالی کرده باشند؟ .... تا حالا دیده یا شنیده اید که در کشوری شکست تیم ملی ش در مجلس قانون گذاریش بحث و بررسی شده باشد؟..... اصلا تا حالا دیده یا شنیده اید که در کشوری مثل کشور ما مردمش اینقدر بنزین مصرف کنند؟!! که دولت و مجلس و تمام نیروهای نظامی و انتظامی و امنیتی ش مجبور به دفاع از سهمیه بندی آن بشوند؟ نه ترا خدا ببینید ما چه ملت بدی هستیم و چقدر مسؤلانمان را اذیت میکنیم؟ ؟ و بدتر که این بدی را قبول نمی کنیم , شما خودتان بگردید ببینید یک کشور هست تو این کره ی خاکی که بنزین مصرف کردنش هم سهمیه ای باشد!!
آقای عبدی لطفا به مردم ایران بگویید اینقدر مسؤلانشان را عذاب ندهند , اینقدر مقاماتشان را اذیت و ناراحت نکنند, ... خدا را خوش نمی آید آآ از ما گفتن!
۶ مرداد ۱۳۸۶ ۰:۵۷ قֽظֽ | Reply
:
با سلام
چه باید کرد؟
عنوان مقاله یا کتابی است که لنین رهبر انفلاب بلشویکی نوشته است.
جناب عبدی سوال این است چه باید کرد؟
تعدادی همانند جنابعالی حل مسائل را در اجرای قانون ومکانیزم های مربوطه میدانند.
تعدادی تغییر قانون
برخی هم بدست گرفتن قدرت ودر نهایت قانون و تغییر تدریجی.
همه حرفها درست اما هیچکدام راه عملی برای اجرایی شدن ارائه نداده اند.
از افراطی ها گرفته تا ملایم ترین ها فقط از مردم میخواهند به میدان بیایند.بدون اینکه حاضر به دادن هزینه های مربوطه باشند .
هنگامی که جنابعالی خروج از حاکمیت را مطرح کردید عکسی از شما در سایت ابراهیم نبوی دیدم که شما را با بشقابی میوه نشان میداد.
انگار شما سهم خود گرفته ای والسلام
دانشجویان بازداشت میشوند و ...
عده ای ادم مفلوک که نوع مونث ان در گزارش روزنامه اعتماد و مقاله جنابعالی شرح داده شده بدون طی مراحل دادرسی مخفیانه اعدام ( بدون وجود ماده قانونی)ادم هایی که تمام دوران کودکی و جوانی خود را در این جمهوری انسان ساز و هدایت کننده به بهشت طی کرده اند
ما در مقابل اینهمه فجایع چکار کرده ایم؟
در اطراف خود جوانان شرافتمندی را می بینم که از فروختن بلال امرار معاش می کنند گیرم کل فروش سود ایا با فروش چند تا بلال میتوان حداقل معیشت را فراهم کرد ؟
ادم هایی که نه میدانند کامپیوتر چیست و نه سایت شما را میشناسند .
و همین ادم ها به انواع اتهام ها محکوم از تنبلی گرفته تا ...
به اینها اضافه کنید رئیس مجلس را که گفته نباید بالش نرم زیر سر مردم گذاشت و کسی نیست بانگ براورد که ما تو را نماینده خواندها یم که اتفاقا بالش نرم زیر سرمان بگذارید.
اقای مهندس عبدی گرامی سوالم را تکرار میکنم
چه باید کرد؟
سپاسگذارم برای ایجاد این مجال
....................................................
عبدی:
اول این که آن عکس کیهان بود و برای کسانی انداخته بود که
با میوه خوردن حتما مشکل داشتند.
در براه چه باید کرد هر موقع با همسرم در خیابان می روم وقتی یک نفر می آید جلو و سلام وعلیک می کند(البته آنها مرا می شناسند)بلافاصله همسرم می گوید :"خوب بالاخره چی میشه"!!یعنی این سوالی است که می خواهند بپرسند آماده باش.دوست عزیز برای رسیدن به پاسخ چه باید کرد از طرح همین مسائل شروع می کنند.مشکل اصلی یافتن راهی است که اتفاق نظر نسبی در آن باشد.مساله جامعه رسیدن به این توافق و اجماع است.برای حل این مساله باید گفت و شنید و حث کرد تا راهی به دست آید و یا یکی از راهها مورد پذیرش قرار گیرد.البته راه دمورد نظر من مطرح شده است و دیگران باید آن را نقد کنند.
۶ مرداد ۱۳۸۶ ۳:۲۹ قֽظֽ | Reply
مرتضي :
سلام : مقاله غيبت متهم رديف اول از نظر استدلال حقوقي خيلي ضعيف بود من خودم خيلي از موضوع ناراحت شدم ولي احساس چيز ديگري است
..........................................................
عبدی:
آن مقاله حقوقی نیست بلکه اجتماعی است.
۶ مرداد ۱۳۸۶ ۴:۰۷ قֽظֽ | Reply
در تکمیل نظر مسعود صارمی :
به شرط آنکه وصله پینه زدن حصرت علی به کفش را مطرح نکنی و ندانی که ثروت خانواده آقای جنتی چقدر است!!
۶ مرداد ۱۳۸۶ ۷:۰۲ قֽظֽ | Reply
قزوینی :
جناب عبدی بنازم به این مرتبه از مراتب بالا!!
سلام
آقای جنتی در نماز این هفته ی خود با اشاره به مذاکرات عراق فرمودند: در اين دور دوم مذاکرات اشتباهات به امريکا فهمانده شد وعلیرغم قلدرمابانه برخورد کردن آنها به اشتباهاتشان پیبردند.
این اشتباهات که در دور اول هم به آمریکاییان تفهیم اتهام شده بود و آنان هم که ظاهرا اشتباهاتشان رادر عراق قبول کرده ب, از ایران بخاطر یادآوری این اشتباهات تشکر کرده بودند , , ضرورت این دور دوم مذاکرات ایران با آمریکا پس چه بوده است؟
۶ مرداد ۱۳۸۶ ۷:۱۷ قֽظֽ | Reply
فرهود :
نظر شما در مورد این پیشنهاد چیست؟
پس از فروپاشى شوروى سابق و تلاش آمريکا براى يک قطبى کردن قدرت در جهان بويژه پس از 11 سپتامبر واشنگتن اراده کرده است که براى تامين امنيت خود زندانى به وسعت پنج قاره به وجود آورد و به قيمت نقض حقوق بشر در مقياس کل کره زمين امنيت خود را تامين نمايد. با رفتار جديد آمريکايىها ارزش اعلاميه جهانى حقوق بشر رنگ باخته و گروههاى حقوق بشرى بهدليل شرمسارى از رفتار آمريکايىها کمتر ظاهر مىشوند.
با اين اوصاف وزارت خارجه جمهورى اسلامى ايران بايد به طور دائم و نظاممند وضعيت حقوق بشر در آمريکا و نيز رفتار آمريکايىها در ديگر کشورهاى جهان بويژه در اروپا را رصد کند و با بهره گيرى از ظرفيت مجامع حقوق بشرى در جهان اسلام جلوى نقض مکرر حقوق بشر توسط آمريکا را بگيرد. شايد بدينوسيله بتوان جلو پروازها و زندانهاى مخفى آمريکا را گرفت و بشريت را از ننگ چنين پديدهاى رهاند.
.....................................................
عبدی:
امیدواریم روزی برسد که کارنامه دولتها در این طرف دنیا آنقدر پاک باشد که با اعتماد به نفس و صادقانه خلافهای حقوق بشری دیگرا را متذکر شوند.
۶ مرداد ۱۳۸۶ ۹:۰۵ قֽظֽ | Reply
منصور :
سارا: اکر سیاست سهمیه بندی در جهت گریز از فشارهای بین المللی است , پس چرا راستش را به مردم نمی گویند؟
و چرا نگذاشتند تا این مشکل را باز هم به امریکا منتسب کنند و با خرج چند دلار توفانی از نفرت را به سوی امریکا روانه سازند ؛ بس بود تا قطعنامه بعدی صبر می کردند و بلندتر سر سبیل شاه نقاره می زدنند
و در نهایت خودشان را بری از ایجاد این مشکل قلمداد می کردند؛ ملت همیشه در صحنه هم که آماده پذیرش این تحلیل جات است.
۶ مرداد ۱۳۸۶ ۹:۵۱ قֽظֽ | Reply
رضا :
با سلام
1-آقای خاتمی دوره خود را دوره ی تثبیت نظام می نامید. اما ظاهرا دستاورد های دوران اصلاحات به سرعت در حال از میان رفتن است که یکی از آنها قانون گرایی است.
2-من مقاله ی سرنوشت محتومتان را چند بار خوانده ام. با برگزاری انتخابات ترکیه سوالی برایم مطرح است و آن اینکه چرا در آنجا عملکرد موفق اقتصادی حزبی موجب افزایش محبوبیت می شود اما عملکرد موفق اقتصادی دولت آقای خاتمی تاثیر چندانی بر مردم نداشت؟
با سپاس
...........................................................
عبدی:
برای این که اینجا ساخت سیاسی مشکل دارد و ساخت اقتصادی در برابر آن استقلال ندارد.
۶ مرداد ۱۳۸۶ ۲:۴۰ بֽظֽ | Reply
محمد - تهران :
از خانم مهرنوش نسبت به تمثیل فوق العاده ای که آورده اند نهایت تقدیر را دارم .
واقعا به جا بود .
متشکرم .
۶ مرداد ۱۳۸۶ ۲:۴۵ بֽظֽ | Reply
Alireza :
Jenabe Abdi,
dolate aghaye Ahmadinejad va tanha eghtesad khanede on yani Dr. Davoodi ba in kar ye bazi sadeh darand mikonanad:
be bank ha ejazeh bahre bahatar nemidahand vali khodeshan ta 15.5% bahre midahand behamin sadegi.
in ra migoyand MONOPOLIZING the Captical Market.
afarin be oon daneshgahi ke be aghaye Dr. Davoodi PhD dadeh ast.
montazer ham nabashid ke aghay Janati dar shoraye negahban in kar ra khalafe islam bedand.
in ye GAME sade ast ke dolat dar iran bazi mikonad be hamin dalai na Sazemane Barname mikhahim na mosavabe majles
hamin aghay Davoodi baryae takhribe kol keshavar kafi hast
lotfan be karhaye ghabli ishan az zamane marhoom Dr. Norbakhsh negahi bendazid.
khoshal mishavam nazaretoon ro dashte basham.
Alireza dooste ghadimi shoma
...................................................
عبدی:
مغز متفکر اقتصادی دولت از معاون اول مطلع تر است و شخص رئیس دولت است.
۶ مرداد ۱۳۸۶ ۸:۵۱ بֽظֽ | Reply
سیاوش :
دو چیز ما را بیچار کرده
نفت و بحران هسته ای
پول نفت بابالا رفتن ان قسمت مردم نمیشه و فقط تورم قسمت ما میشه
بحران هستهای نیز همه چیز راتحت شعاع قرار داده سرمایه گزاری را به شدت کاهش داده نیروی کشور را تلف کرده بنزین رو کپنی کرده
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۰:۴۷ قֽظֽ | Reply
بابک :
سلام اقای عبدی من در مورد این پست در بلاگ دکتر سمیع زاده یک انتقادی رو بر انتقادتون وارد کردم,اونم فقط به عنوان یک دانشجو.
اگه مثله بقیه اصلاح طلب هایی که من می شناسمشون و فکر می کنند فقط خودشون درست میگن یه نگاه بهش بندازین. ممنون می شم نظرتون رو بدونم. بازم می گم مطلب در حد یک دانشجو هستش.
............................................
عبدی:
لطف کنید از همین طریق ارسال کنید تا همه استفاده کنند.ضمنا من نمی دانم دیگرا چطور هستند اما من تا مطمئن نشوم چیزی درست است نمی نویسم احتمالا شما هم همینطور باشید.اگر هم نظر شما را نپذیرم شما هم حق متقابل دارید.البته دیگران هم حق قضاوت کردن.
۱۰ مرداد ۱۳۸۶ ۲:۱۵ قֽظֽ | Reply
سید اکبر میرحسنی :
وقتی ما چاه جمکران را داریم دیگر نیازی به شورای نگهبان نداریم. برای نظارت استصوابی کافی است اسامی ثبت نام کنندگان در انتخابات (نامزد شوندگان) را در چاه جمکران بیندازند و نام هرکس با مهر امام زمان تائید شد او را در انتخابات واجد شرایط بداند و ...
۱۲ مرداد ۱۳۸۶ ۶:۴۸ بֽظֽ | Reply
:( :
in aghayan bayad beravand....hamin va digar hich
......................................................
عبدی:
این ادبیات طرف مقابل است با این تفاوت که آنها دست برتر را دارند.
۱۴ مرداد ۱۳۸۶ ۰:۰۱ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/616