آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

مصاحبه

۴ مرداد ۱۳۸۶

درباره انقلاب مخملی (مصاحبه با رادیو دویچه وله آلمان)

دویچه وله:آقای عبدی، انقلاب مخملین در ایران چه معنایی دارد، تفاوتش با اصلاحات چیست و آیا در ایران امکان‌پذیرهست یا خیر؟

عباس عبدی: به نظر من در شرایط کنونی ایران، امکان وقوع انقلاب مخملین به آن شکلی که مردم اقدامی بکنند،و براثر حمایت‌های رسانه‌ای ونظائر آن تغییراتی را بوجود بیاورند نیست. به این خاطر که این‌ها قطعاً با واکنش سختی مواجه می‌شوند. شرایط ایران بیشتر شبیه شرایط اتحاد جماهیرشوروی قبل از فروپاشی است. یعنی شاید بیشتر با یک چنین بحرانی مواجه بشود.

البته من به لحاظ تحلیلی معتقدم که جامعه ایران فروپاشیده هست، اما خوب حکومت ایران برداشتش از انقلاب مخملین، به لحاظ یک نوع تشابهی که میان خودش با کشورهای بلوک شرق می‌بیند نگران است. از طرف دیگر هم چون ،اصلاحات را شکست خورده و ناکام می‌داند، فکر می‌کند تنها راهی که پیش پای عموم هست انقلاب مخملین است. به همین دلیل است که روی این قضیه حساس است.

اگر منظور حکومت برخورد با مخالفان هست یا به عقیده برخی مقابله با جنبش اصلاح‌طلبی، چرا از واژه انقلاب مخملین یا براندازی نرم استفاده می‌کند، کمااینکه گفتید امکان وقوع انقلاب مخملین در ایران وجود ندارد؟

اینکه امکان آن وجود ندارد یک بحث است، اینکه آنها چه فکر می‌کنند، یک بحث دیگر. آنها در واقع بیشترین خطری را که حس می‌کنند از یک زاویه معین است. در واقع آنها بیان می کنند که پایگاه مردمی داریم، اما حکومتی که واقعاً خودش هم معتقد باشد پایگاه مردمی دارد، هیچ وقت از انقلاب نگرانی ندارد. از انقلاب کاری نمی‌آید، که بخواهد انجام دهد. طبیعی است که مخالفانش هم دنبال انقلاب نخواهند رفت. اما چون آنها چنین اعتماد به نفسی را ندارند، و کنه ضمیرشان هم به چنین حمایتی اعتقاد ندارند بنابراین خودشان را در معرض این خطر می‌دانند. شاید آنها فکر کنند که اصلاحات هم دنبال این(براندازی و انقلاب) نیست، اما زمینه‌ها به مرور زمان منجر به این اتفاق خواهد شد. بنابراین تنها الگویی که فعلاً در مقابل آنها هست که آنها احساس خطر می‌کنند، همین الگوی انقلاب مخملین است.

ولی من به لحاظ تحلیلی معقتد نیستم که این اتفاق خواهد افتاد در ایران بیشتر احتمال فروپاشی وجود دارد.

شما در نشست "دانشگاه و چشم انداز آینده" گفته‌اید که "این آقایان مثل شعله‌ای شده‌اند که با یک فوت خاموش می‌شوند. اگر نخواهیم بطور کلی حرف بزنیم و بگوییم زنان، دانشجویان، کارگران و... بالاخره این "فوت" را چه کسی خواهد کرد و پشت این به اصلاح "براندازی نرم" چه نیرویی خوابیده؟

من این‌را نگفته‌ام که با یک فوت این‌ها خاموش می‌شوند. گفتم این رفتارهایشان چنین معنایی دارد. کسانی که داعیه دارند که بسیار قدرتمند هستند، از جنس فلز هستند، خوب از شعله یک کبریت خیلی نباید نگران باشند که این طور واکنش نشان دهند. این شاید تفسیر و تعبیر خودشان از ماهیت خودشان است که چنین برداشتی را دارند. البته آنها شاید یک فکر دیگری هم می‌کنند، که خیلی هم بی‌ارتباط به نظر من نیست: درست است که یک شعله کوچکی هست، اما چون اطراف این قضیه را یک مواد کاملاً قابل اشتعال در برگرفته، بنابراین هرآن احتمال دارد که همین شعله کوچک خیلی به سرعت به آن مواد قابل اشتعال سرایت کند و آثار و عوارض خود را ایجاد کند. برخورد آنها هم از این زاویه است که نسبت به سرنوشت خودشان نگران هستند.

آقای عبدی، در مواردی متعددی از مسئله فروپاشی صحبت کردید، منظورتان از فروپاشی جامعه ایران چیست؟

به نظر من در ایران فروپاشی اتفاق افتاده. الآن جامعه ایران به لحاظ اجتماعی فروپاشیده است، چسب قدرت آنرا نگه داشته. ببینید، این صحبتی که آقای حداد عادل پریروز در مجلس کرد‌، که نظم با ترس برقرار می شود، معنای روشن همان حرفی است که من می‌زنم. نظم اجتماعی بخش کوچکش ناشی از ترس است، و برای یک تعداد افراد خاص و موضوعات خاص است. نظم اجتماعی درون‌جوش است و به هرحال متأثر از یک مجموعه عوامل است. جامعه‌ای که نتواند آن عوامل را داشته باشد، و فقط براساس ترس و فشار حکومت ، نظم ظاهری خودش راحفظ کند، این جامعه درواقع فروپاشیده است. در اتحاد جماهیر شوروی شاید در سال ۱۹۸۸ هیچ کس فکر نمی‌کرد که این جامعه فوق نظم در سال ۱۹۸۹، در عرض یک مدت کوتاهی به ۱۵ جمهوری و ده‌ها جمهوری‌های کوچک‌تر و با آن اوضاع تبدیل شود. منظور من از فروپاشی این است که این جامعه فاقد مؤلفه‌های اساسی نظم درونی و خودجوش است. که مؤلفه هایش مذهب است، خانواده است، آموزش است، ارتباطات است... این‌ها هیچ‌کدام کارکردهای اصلی‌شان را برای حفظ و بقای یک جامعه مدرن در ایران انجام نمی‌دهند.

برای این جامعه به نظر شما فروپاشیده چه آینده‌ای می‌توان متصور بود‌؟

این قابل پیش‌بینی نیست، به‌خاطر این که اگر فقط مؤلفه‌های داخلی موثر بودند، شاید می‌شد مواردی را پیش‌بینی کرد. جامعه یک جایی به بن می‌رسد و از طریق نیروهای داخلی بالاخره سعی می‌شود یک تغییراتی در آن بوجود بیاید، همانطور که در شوروی همین قضیه رخ داد. تا یک دهه بعدش آثار و عوارضی هم دارد تا کم کم روی ریل بیافتد. در مورد خاص ایران متأسفانه متغیر خارجی خیلی تاثیرگذار و تعیین کننده است. به همین دلیل هم هرآن ممکن است یک اتفاقی، یک بحرانی رخ دهد. ما دو متغیر بسیار مهم داریم، روابط یا دعوا با آمریکا‌ و اختلاف با جهان و نیز قیمت و درآمدهای نفتی. این دو مسئله هرآن می‌توانند شکل قضیه را تغییر دهند، هم چنان که تا به‌حال هم تا حدی تغییر داده‌اند.

شما در آن نشست هم چنین گفته اید که حکومت ایران تصور می‌کند فضای عمومی جهان برای سرکوب مهیاست. مهیا هست یا نیست؟

ایران الآن در جریان قضی و بحرانه هسته ای است و همه توجه‌ها به آن متمرکز است، درعین حال که آن حل شدنی نیست. ممکن است تا یک یا دوماه دیگر قضیه کاملاً برگردد به نقطه قبل و حتی شدیدتر. بنابراین تا این فاصله که حساسیت‌ها روی ایران مجدداً بیشتر نشده، این فضا برای این کار (سرکوب)فراهم است که بیشتر اقداماتی از این دست را انجام دهند.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

فرزاد - ق :

تا جاییکه به ذهن مانده حکومتهای از مردم جدا , برای سرکوب مردم معترض و منتقد , هر روز یک بهانه ای علم میکنند تا بتوانند تحت آن بهانه مردم را سرکوب کنند .... یک روز به بهانه مبارزه با کمونیست و بی خدایی ... یک جای دیگر به بهانه ی نوکر امپریالیست... یک روز به بهانه ی آشوبگر و اعتشاش کننده.... , یک روز به بهانه ی دشمن دین و وطن ... یک روز با بهانه ی مزدور خارجی .... یک روز به بهانه ی ضد انقلاب .... یک روز با بهانه ی ضد .... و یک روز هم با بهانه ی انقلاب نرم و هیچکس هم تا بحال نتوانسته در این حکومتها ثابت کند که مال او دوتاست و سه تا نیست!! حتما شنیده اید که روباهی داشت فرار میکرد , یکی ازش پرسید چرا فرار میکنی؟ گفت حکم شده حیوانهایی که سه تا گوش دارند , گوش اضافی آنها را ببرند!! پرسید مگه تو , سه تا گوش داری؟ گفت نه! ولی موضوع اینجاست که آنها اول می برند , بعد میشمارند!!
حالا نقل کار ماست , هر کس را بگیرد , او میتواند یکی از عوامل خارج و یا اراذل و اوباش و ...یا عوامل انقلاب نرم باشه و هیچ تنابنده ای هم نخواهد توانست از او دفاع کند و بگوید , بابا من اصلا توی این باعها نیستم!! چون خود وکیل هم بخطر خواهد افتاد...
خداوند سر و کار هیچکس را با چنین وضعی نیاندازد. آمین.
به نظر شما چه کسی در این جامعه مشمول این اتهام نمیشود؟ آیا زنان همگی با این اتهام مجرم نیستند؟ آیا کارگران که حقوق عقب افتاده شان را مطالبه میکنند , مشمول این اتهام نمیشوند؟ دانشجویان , همگی عوامل این انقلاب بشمار نمیروند؟ .... روزنامه نگاران؟ اصلاح طلبان؟ اینان که اصلا اسمشان جرم است!! اصلاح طلب یعنی دوستدار انقلاب نرم, مگر جز اینست؟
به هر حال مقصود تویی(آگاهی- نور- شعور- قانون- مردم-...) انقلاب نرم و مفسد فی الارض و اینها بهانه ست...

۴ مرداد ۱۳۸۶ ۰:۳۳ بֽظֽ | Reply

شاملو :

یکی بود / یکی نبود / لخت و عور تنگ غروب / سه تا پری نشسته بود.
زار و زار گریه میکردن پریا / مث ابرای باهار گریه میکردن پریا
... پریا ! گشنه تونه؟ / پریا ! تشنه تون؟ / پریا ! خسه شدین؟ / مرغ پر بسه شدین؟ / چیه این های های تون؟ گریه تون , وای وای تون؟
پریا هیچی نگفتن, زار و زار گریه میکردن پریا
مث ابرای باهار گریه میکردن پریا...
دنیای ما عیونه / هر کی میخواد بدونه / دنیای ما خار داره / بیابونش مار داره / هر کی باهاش کار داره / زندان خبر دار داره / دنیای ما بزرگه / پر از شعال و گرگه /....
دنیای ما همینه / بخواهی نخواهی اینه !
خوب پریای قضه! / مرغای پر شکسه!
آبتون نبود , دونتون نبود , چایی و قلیون تون نبود؟
کی بتون گفت که بیاین دنیای ما , دنیای واویلای ما؟
قلعه ی قصه تونو ول بکنین , کارتونو مشکل بکنین؟

۴ مرداد ۱۳۸۶ ۰:۵۸ بֽظֽ | Reply

حامد :

آقای عبدی , چطور یک قاضی میتواند این جرم همکاری در انقلاب نرم را برای یک متهم اثبات کند؟ و یک متهم چگونه میتواند از خود در مقابل این اتهام دفاع کند؟ و اساسا چنین اتهامات مبهمی, بنظر شما میتواند مبنای وقوع جرم و دادرسی قرار بگیرد؟
.............................................................
عبدی:
قانون در این مورد مثل بقیه موارد روشن است گرچه یک ماده آن تا حدی کشدار است اما چنیت عنوان اتهامی در قانون نداریم. و اصولا قضات مستقل هم این موارد را محکوم نمی کنند اگر قابلیت محکومیت داشت بجای اعتراف گیری دادگاه می بردند.

۴ مرداد ۱۳۸۶ ۱:۰۲ بֽظֽ | Reply

امید :

انقلاب مخملی یعنی این
وقتی در هر جائی از دنیا انقلابی با شعارهای استقلال و آزادی و جمهوریت و عدالت به وقوع می پیوند... کسانی که نه به استقلال کشور فکر کرده و نه غم بود و نبود آزادی در جامعه را خورده و نه به اصل رای مردم معتقدند , می آیند و خود را داخل چنین نظامی جا میزنند..... و با بله بله قربان گفتنها , خودشان را به مقامات تازه که .... و قدرت چشمهاشون را بسته , می چسبوند... یواش یواش پستها و صندلیها حکومت را با تقلب و ریا و زور و دوز و کلک یکی یکی اشغال میکنند و یواش یواش و نرم نرم مثل مخمل چنان قانون ها ی نوشته شده را به نفع خودشون عوض و یا از اون تفسیرهای ناجور میکنند که هیچکس جز معدوی ضد انقلاب و مفسد فی الارض متوجه نمیشه و ....گامس گامس اوضاع را چنان نرم و مخملی برمیگردان به حال و روز سابق که بیا و ببین!! .... جوری نرم این جابجایی را انجام میدند که هیچکس نمیفهمه ضد انقلاب کی بوده , انقلابی کی؟ .... و چی شد که همه چیز اینجوری برگشت بسابق!! ... حتی بعضی از انقلاب مخملی ها هستند که از این هم مخملی ترند!! اینها چنان اوضاع را به عقب میبره که اوضاع بدتر از سابق هم میشه !! و همه بدون اینکه بفهمند از کجا خوردند فقط نرم نرمک میتوند بگند خدا پدر قبلی را بیامرزد!! اون لااقل به کچل بودن سر ما کار نداشت!!



۴ مرداد ۱۳۸۶ ۱:۲۷ بֽظֽ | Reply

قرزاد - ق :

در یک نظام مبتنی بر اصل جمهور , علی القاعده قدرت بر اساس میزان رای مردم بین افراد و یا احزاب می چرخد , اینطور نیست؟ آیا در چنین نظامی نمی تواند این تلاش برای چرخاندن قدرت طبق قانون , از طرف برخی تعبیر به انقلاب مخملی شده , اصل نظام جمهوری را مورد خدشه و هجوم قرار دهد؟
آیا در صورت وقوع چنین تخلفی از قانون آشکار نظام جمهوری , مردم میتواند برای حراست از نظام جمهوری خود به دادگاهی نسبت به وارد کنندگان این اتهام خلاف نظام جمهوری شکایت برند؟ کدام دادگاه؟

۴ مرداد ۱۳۸۶ ۱:۴۱ بֽظֽ | Reply

:

وزير اطلاعات ضمن اعلام دستگيري تعدادي دیگر از افراد مرتبط با برنامه ها و اقدامات انقلاب مخملی و متهمان اصلی هاله اسفندياري و كيان تاجبخش گفتند : "تشخيص نوع اتهام و جرم اين افراد بر عهده قاضي است."
اینکه میشود حکومت مبتنی بر سلیقه , پس قانون و قانونگذاری و انتخابات مجلس در چنین حکومتی چه جایگاهی خواهد داشت؟
.............................................
عبدی:
تعارضی ندارد.جمله وزیر اگر دقیقا اجرا شود درست است.

۴ مرداد ۱۳۸۶ ۱:۴۹ بֽظֽ | Reply

نمونه ای از انقلاب مخملی :

معاون اول رئيس جمهور گفت: "نعمات دولت نهم را نبايد با خواسته‌‌هاي مادي و دنيوي سنجيد."
بسیار خوب ! با خواسته های مادی و دنیوی نمی بسنجیم ؛ با میزان رشد فساد در جامعه میتوانیم سنجیم؟.... با میزان کاهش علاقه مردم به مسایل دینی؟.... و میزان رشد بی نمازی؟... و کاهش معنویات در بین افراد جامعه میتوانیم بسنجیم؟ با ... اصلا هر چه شما گفتید , نعمات دولت نهم را با خواسته های مادی و دنیوی نمی سنجیم بگویید با چه بسنجیم تا با آن بسنجنیم؟

بله ! به گزارش خبرگزاري فارس از مشهد، پرويز داودي امروز در جلسه شوراي اداري استان خراسان رضوي افزود: "تعريف‌هاي مقام معظم رهبري از اين دولت تعارف نيست بلكه واقعي و تكويني است و نشان مي دهد كه دولت در عملكرد خود موفق بوده است."
آقای عبدی , شما تعارف کردن را با تعارف نکردن چگونه تشخیص میدهید؟ و به چه وسیله ای این دو را از هم تمیز داده و می سنجید؟
و اما اینهمه از قول آقای داوودی معاون اول دولت نهم گفتم تا برسم به این نکته تا بتوانم یک نمونه از انقلاب مخملی در سطح بالاتر را به شما نشان دهم. این شما و این هم انقلاب مخملی کشورهای دیگر:
وي با اشاره به عزت كشور در بين كشورهاي جهان اضافه كرد: ‌تمام كشورها حتي اگر در ظاهر به خاطر تحريم‌هاي آمريكا روابطشان را با ما كم كنند اگر بتوانند جايي پيدا كنند كه مخفيانه و غيرمستقيم با ما رابطه برقرار كنند اين كار را خواهند كرد.
حالا خوبه آمریکا هم ایران را به اتهام انقلاب مخملی مجازات کند؟


۴ مرداد ۱۳۸۶ ۲:۰۹ بֽظֽ | Reply

یعنی چه؟ :

ناگهان پرده در انداخته ای یعنی چه؟
مست از خانه برون تاخته ای یعنی چه؟
پس از برخورد با سازمان دهندگان فساد، فاسدان و هنجارشکنان و متظاهران به فساد، نيروي انتظامي اعلام مي کند که در ادامه پيگيري هاي خود در ايجاد امنيت، اقدامات آنها که فساد را تئوريزه کرده و به نام مقتضيات زمانه، اشاعه فساد مي دهند را تحت نظر دارد و با آنها برخورد مي کند.
این یعنی چه؟
اسماعيل احمدي مقدم ديروز در مراسمي با گفتن اين جمله ها فاز ديگري از طرح ارتقاي امنيت اجتماعي را هم روشن کرد؛« با آنها که تحت عنوان حقوق شهروندي از رفتارهايي که شهوات جوانان را تحريک مي کند به نام حريم خصوصي و حقوقي شهروندي دفاع مي کنند، تئوريزه هاي فسادانگيز را در جامعه اشاعه مي دهند و با سوء استفاده از فضاي کشور قصد دارند اختلاف افکني کنند و با راه اندازي جنگ رواني اقدامات امنيتي را تحقير کنند، برخورد مي شود.»
این یعنی چه؟
سخنت رمز دهان گفت و کمر سر میان
وزمیان تیغ به ما آخته ای یعنی چه؟
احمدي مقدم صحبت هايش را ادامه داد؛ « پليس، قانون را خوب مي شناسد. حقوقي ترين دستگاه بعد از قوه قضائيه، نيروي انتظامي است
این یعنی چه؟

۴ مرداد ۱۳۸۶ ۲:۲۶ بֽظֽ | Reply

rahmat :

جناب عبدی با سلام فرمایش شما درست است بهزار و یک دلیل که یکی از آنها حساسیت فوق العاده حکومت نسبت به حرکات صنفی معلمان و یا کارگران شرکت واحد و یا زنان و ارتباط دادن آنها به کشورهای بیگانه . در حالی که اگر تصمیم گیرندگان اصلی از نزدیک با مشکلات مثلا معلمان آشنا بودند و درک میکردند که معلمی با بیست سال سابقه قادر نیست برای دختر دم بختش جهیزیه تهیه نماید و مجبور است که کلیه خود را بفروشد ( همان اتفاقی که چند سال قبل در یزد واقع شد و به تجمع فرهنگیان یزد انجامید ) آنوقت بفکر میافتادند متاسفانه سیستم طوری شده که وقتی با تک تک مسئولین بطور خصوصی حرف میزنی همه مشکلات را قبول دارند اما هنگامی که در موقعیت و پشت میز لعنتی قرار میگیرند آدم دیگری میشوند و احساس میکنی که از کسی و یا چیزی واهمه دارند .در گذشته و در زمان شاه روحانیون بدلیل ارتباط بسیار نزدیکشان با مردم محرم مردم بودند این روزها با برخی از همان بندگان خدا وقتی درد دل میکنی میگویند ما هم قبول داریم اما کاری از ما ساخته نیست و یا اینکه سر درد دلشان باز میشود که متوجه میشوی دل آنها بیشتر پر از درد است و بنا به مصلحت و یا هر دلیل دیگری سکوت کرده اند.
من با اجازه آقایان روحانیون محترم میخواهم خدمتشان عرض کنم که آقایان برادران عزیز شما روزی روزگاری ملجاء و پناه مردم بی پناه بودید اگر به کسی ظلمی میشد به شما مراجعه میکرد اگر مردم گرفتار بودند شما در حد توان برایشان راهی پیدا میکردید حتی در برخی از شهرهای کوچک و روستاها مردم وقتی از مراجعه به دکتر برای درمان مریضشان نا امید میشدند به شما مراجعه میکردند و از شما میخواستند برای مریضشان دعا کنید حالا دقت کنید چه کرده اید که دانشجویان را در زمان حکومت شما بی دلیل دستگیر میکنند به خوابگاه دانشجویان در 18 تیر حمله میکنند و شما گوشتان بدهکار نیست آنوقت آنها را وادار میکنید بر خلاف میل باطنیشان به خارجی ها پناه ببرند همانها که تمام گرفتاریهای ما از آنهاست.
خدا را گواه میگیرم در دوران تحصیل در آمریکا هر بار که من و سایر دوستانم در مقابل کنسولگریهای و یا سفارت شاه و یا کاخ سفید جمع میشدیم و تظاهرات میکردیم پلیس آمریکا مانند سگ هار با ما عمل میکرد و کمتر وقتی بود که به بهانه های بی جهت پرونده سازی نکند و یا ما را کتک نزند حتی ما را که سیاسی بودیم در دانشگاه هم تا حد ممکن در فشار قرار میدادند حالا آقایان دموکرات شده اند و از آزادی دفاع میکنند زیرا شما آقایان بهانه بدست این فاشیستها داده و میدهید انگار فراموش کرده اید که ما همه ما در سالهای قبل از انقلاب در یک صف بودیم انگار یادتان رفته که شما خود از مخالفان زدن و ریختن در منازل مردم در نیمه شبها بوده اید پس چرا باین زودی فرامشکار شده اید؟
وقتی خانواده دستگیرشدگان به شما مراجعه میکنند و گوش کسی بدهکار نیست چه راه دیگری دارند جز اینکه به همان سازمانهای بین المللی مراجعه کنند . شاید هم بدانند که سرنخ بسیاری از همان سازمانها دست کشورهای قدرتمند است اما مراجعه میکنند چون تصور میکنند شاید در بین تضاد بین شما و آنها عزیزان آنها آزاد شوند و گر نه اکثریت قریب به اتفاق میدانیم که همه غربی ها بدون استثناء سرشان برای ما و مملکت ما درد نمیکند و به دنبال منافع خود هستند و سازمان ملل و شورای امنیت و هر آنچه ساخته و پرداخته آنهاست در جهت منافع سرمایه داری جهانی است .

رحمت

۴ مرداد ۱۳۸۶ ۳:۳۲ بֽظֽ | Reply

amir :

مهندس عبدی سلام
ضمن تشکر از شما بابت مطالب و تحلیل های ارزنده اتان ،سوالی داشتم که ارتباطی با موضوع مطرح شده ندارد. اما با توجه به آشنائی شما در زمینه اقتصاد می خواستم نظر شما را جویا شوم ..به نظر شما اقتصاد اسلامی چیست و اصلا تفاوتش با علم اقتصاد چیست ؟
پایند ه باشید.
..................................................
عبدی:
آنچه که در اسلام هست حقوق و توصیه های اخلاقی است و نه علم اقتصاد.اساسا دین برای ارائه علم نیامده .یک آقائی که از روز اول انقلاب با دیپلم می خواست اقتصاد اسلامی را پیاده کند بعد رفت و درس خواند و از انگلستان مدرک گرفت و آمد و گفت حتما اقتصاد اسلامی داریم باید بگردیم و آن را کشف کنیم!!و الان هم که از لیدرهای اقتصاد هست هنوز دنبال کشف اقتصاد اسلامی است!!

۴ مرداد ۱۳۸۶ ۷:۱۸ بֽظֽ | Reply

:

دراحاديثي درمورد ظهور امام زمان (ع) بيان مي کنند اينک مرد دراين زمان جز خدا فريادرسي ندارند واز قضات وحکام ظالم فقط به خدا پناه مي برندو......

۴ مرداد ۱۳۸۶ ۷:۲۳ بֽظֽ | Reply

ايران امروز :

سلام

عبدي جان مصاحبه را از سايت راديو دويچه له خواندم و در وبلاگ نيز منتشرش كردم. به نظرم در اين روزهايي كه هر كس با هر دليلي نظرات خودش را سانسور مي كند مصاحبه قوي مي تواند باشد كه هست.

از سويي اين نظر براي خودم جالب است. فروپاشي اجتماعي در ايران را مطرح كرديد علاقه مند هستم اين بحث را با نوشتار و يا مباحث ديگري ارايه دهيد.
.................................................
عبدی:
در این مورد در همین وبسایت مقاله مفصلی نوشته شده به آن مراجعه کنید.


۴ مرداد ۱۳۸۶ ۸:۵۸ بֽظֽ | Reply

siavash :

سلام
انقلابی که توسط چند مرد و زن میانسال تهدید شود و با این جارو جنجال در رسانه ها اعلام شود
همان بهتر که از آن حرفی نزنند.

۵ مرداد ۱۳۸۶ ۰:۲۷ قֽظֽ | Reply

Mohammad :

بهانه مخملی
برنامه دوم مصاحبه تلویزیونی عوامل انقلاب مخملی!!! را دیدم. برنامه طوری بود که از آن هیچ معنای ضد امنیتی، ضد آمریکایی و... برداشت نمی شد. گیج شدم. من که با تمام وجود از سیاستهای پیچیده و ... آمریکا تنفر دارم با کمال تعجب دیدم که از آمریکا در این برنامه چهره ای زیبا، آرام و خیرخواه ترسیم شده بود.
آمریکا کشوری ترسیم شده بود که از طریق افرادی متفکر مانند جهانبگلو و غیره می خواهد به آرامی نهادهای مدنی را در ایران مستقر سازد و بدون ایجاد بحران دوران گذار به دمکراسی را تحقق بخشد.
تمام آن شب گیج می زدم. با شناختی که از آمریکا دارم و پلیدی هایی که از آن در طول تاریخ نظام بین المللی پس از پیدایش آمریکا سراغ دارم، با خود گفتم این چه کاری است که صدا و سیما می کند. بعد بطور موقت به این نتیجه رسیدم که خوب شاید خود صدا و سیما هم در این پروژه انقلاب به اصطلاح مخملی و به نرمی مخمل مشارکت دارد و می خواهد برای اجتناب از بحران ها به این طریق نوعی حرکت مخملی بومی سازی شده را دامن زند.
اما فردایش بود که ناگهان از خواب بیدار شدم، البته نه مانند آقای کروبی پس از یک ساعت، بلکه پس از نماز جمعه. امام جمعه موقت اول ضمن اعلام اهمیت کشف صدا و سیما، روی کلمه " جامعه مدنی" در کنار "انقلاب مخملی" تاکید کردند و ضمن اعلام توطئه جدید آمریکا به نحوی اذهان را به سوی طرفداران جامعه مدنی سوق دادند.
نفس راحتی کشیدم و مطمئن شدم که صدا و سیما و... گول آمریکا و انقلاب مخملی را نخورده اند و مثل همیشه آگاهانه برای حفظ منافع ملت!!!، خودشان قبل از انتخابات و هم در راستای پاکسازی عناصر نامطلوب و جایگزینی افراد صالح، انقلاب مخملی را شروع کرده اند.
خیالم راحت شد، چرا که انقلاب مخملی خطرناک از دست آمریکا و عواملش خارج شده بود و با شکلی بومی سازی شده دست افراد صالح افتاده بود.
جل الخالق از این همه سیاست وطنی
این قدرت هم چیز شیرینی است.

۵ مرداد ۱۳۸۶ ۱:۵۱ قֽظֽ | Reply

فرزاد :

با سلام .تمام این جارو جنجال ها در باب انقلاب مخملین ورنگین بر یک پیش فرض اثبات نشده و نادرست قراردارد.فرض زشت ومذموم بودن جنبش هایی از جنس انچه در گرجستان و.. رفت .بر پایه کدام مبنا ومنطقی پافشاری مردم در یک کشور برای اعمال حق حاکمیت خود بر اموراتشان در ردیف گناهان نابخشوده قرار میگیرد؟مگر محرک مردم ایران در بهمن 57 همین شعار وگفته نبود که ایرانیان نباید به سرنوشتی که توسط پدران ونیاکانانها برایشان رقم خورده گردن گذارند و باید اسمان را برای طرحی نو در شکافند
...................................................
عبدی:
و این نکته ای اس که گردانندگان این برنامه ها به آن جوابی نمی دهند.

۵ مرداد ۱۳۸۶ ۱:۵۱ قֽظֽ | Reply

abbas :

سلام
فرضیه های مختلفی در مورد بگیر و ببندهای اخیر مطرح شده. اما یک فرضیه ای اخیراً ذهن مرا به خود مشغول کرده که نمیدانم تا چه حد میتواند واقع گرایانه باشد. تصور من این است که حداقل بخشی از این اعمال فشارها و نقض گسترده حقوق بشر میتواند با برقراری قریب الوقوع رابطه با آمریکا مرتبط باشد البته نه از زاویه ای که گروهی از تحلیلگران به آن اعتقاد دارند. از این جهت که یکی از ترسهای همیشگی سران کشور از برقرای ارتباط با آمریکا مورد انتقاد قرار گرفتن (و به تبع اون تحت فشار قرار گرفتن) از جهت نقض حقوق بشری بوده است که بارها بدان اذعان کرده اند. از آنجا که بعضی موارد مورد بحث همچون حجاب اجباری به ماهیت و هستی این حکومت پیوند خورده، دست کشیدن از آن برایشان ناممکن است و از طرفی هم برقراری رابطه با آمریکا تبدیل به امری حیاتی شده است. فکر نمیکنید این رفتارها مصداق همان ضرب المثل است که میگوید میخواهند به مرگ بگیرند که طرف (یعنی مردم ایران و دولت آمریکا بعد از برقراری رابطه) به تب راضی شود؟ من فکر میکنم دقیقاً همان سیاست نیز بلافاصله بعد از روی کار آمدن دولت احمدی نژاد در مورد رابطه با اسرائیل در پیش گرفته شد و با شعارهای رادیکال سعی کردند طرف را به حداقلها راضی کنند تا در روز مبادا فکر به رسمیت شناختن از سوی ایران را از سر بیرون کنند.

۵ مرداد ۱۳۸۶ ۱:۵۶ قֽظֽ | Reply

حبیب :

متاسفانه اوضاع جریان کبک و برف است. خواجه و نقش ایوان
من از اوایل انقلاب هر سال به ایران آمده ام. تا دوسال قبل در هیچ مهمانی و یا هر نوع جمعی(نمونه پنج مسافر در یک تاکسی) بحثی در باره مسائل ملی ( ترک آذری کرد..)ندیده بودم. البته بودند فردهایی که اشاراتی میکردند.اما از دو سال پیش به اینور تنها مجالسی که در آن این نوع بحث به میان نمی آید،جمعی بوده که در آن فقط فارسی زبان بودند.
اول به بینیم چه نیروهایی در این مورد مسئله دارند. آمریکا،اسرائیل. خیلی از کشورهای همسایه با یک ایران بزرگ یک پارچه نیرومندمشکل دارند. نیروهایی در ترکیه،آذربایجان،ترکمنستان،کردستان...شاید هم از جنیه های مختلف مسئله سازند. جوانانی را دیده ام که در حق خواهی خودشان به ابزار ناحق متوسل می شوند نمونه اینکه "بابا زبان فارسی که مستقل نیست یکی از شاخه های زبان عربی است". شاید در گذشته های دور فقر و بی اطلاع بودن مانع از توسعه تدریس زبان مادری تعداد کثیری از اهالی ایران می شد اما امروزه بابودن کانالهای متعدد به زبانهای متعدد که هر دم به آدم گوش زد میکند که چرا من زبان مادری خودم را بلد نیستم. خلاصه کنم آیا چنین مسئله ای در ایران وجود دارد؟ آیا با کتک و زندان از طرفی وبستن چشم و گوش از طرف دیگر، حل میشود؟ اصلا کسی به فکر این مسائل است؟؟؟؟

۵ مرداد ۱۳۸۶ ۹:۱۵ قֽظֽ | Reply

محمد حسين :

در دوره كودكي كه تازه خواندن و نوشتن را ياد گرفته بودم و فرق نظم و نثر را شناختم، هميشه از خود مي پرسيدم وقتي مي شود اينهمه راحت حرف زد چرا بايد شعر گفت و چندي بعد كه دانستم شعر بايد وزن و قافيه ورديف داشته باشد بازهم تعجبم بيشتر و بيشتر شد كه اخر چرا بايد ادم اينهمه زحمت بكشد و وقتش را تلف كند تا حرفهائي را كه به اساني مي شود گفت بپيچاند و بگويد؟
اما سنم كه بيشتر شد- به خيال خود- دلايلي درضرورت شعر و شاعري يافتم ! مثلآ مي گفتم شعر از نثر خلاصه تر است و يك نوع صرفه جوئي در زمان و كاغذ و اينجور چيزها مي شود! يا شعر اهنگين است و طبع ادم انرا بيشتر مي پذيرد!و يا چون شعر ماندگار تر از نثر است سروده مي شود!و خلاصه دليلهاي فراوان و جورواجوري به مغزم خطور مي كرد، تا زماني كه خود اولين شعرم را سرودم و گمان مي كنم كه دانستم ، شعر به تمامه دنياي ديگري است!زبان ديگري است! زيست وكار ديگري است!ساحتي از پيچيدگي هاي پيدا و ناپيداي درون است!متعلق به دنيائي است كه نثر در ان تمام شده است!
وقتي با موسيقي مقامي خراسان اشنا شدم ديدم ساحت موسيقي هم چنين است! در هر ترانه داستاني از عشق يا حرمان نهفته يا روايتي از تاريخي است كه بايد براي مردم ان ديار بماند! حكايت فتح يا شكست! عدل يا ظلم!بر دار رفتن سرداري يا به يغما كشيدشدن قبيله اي!در اتش سوختن جنگلي يا به كوه و بيابان سر نهادن عاشقي و...!
روزي ميهمان نوازنده اي در شمال خراسان شدم! وقتي كه تار مي زد و به زبان خود ترانه مي خواند اشكش به نرمي و ارامي از گونه اش سرازير بود و انكه برايم شعر را ترجمه مي كرد نيز خود حال و روزي بهتر نداشت! و من هم كاش ان روز مي گريستم تا اكنون با شنيدن صداي هر تاري چنين بي تاب و مغموم نبودم!
امروز كه اين يادداشت را خواندم دلم براي وطنم سوخت و ذهنم از جاري شدن بر زبانم باز ماند! ديگر از عقل خود نخواستم كلامي بگويد وقتي كه كلام را جز ملال اثري نيست!
"گر چراغ شعر،روشن در شب تارم نبود
راي رفتن،روي گفتن،چشم بيدارم نبود
گر نبود اين شبچراغ جاودان قرن ها
در ظلام اين شبستان راه ديدارم نبود
گر نبود ان پرسش خيام ز اسرار وجود
راه بر هر ياوه اي،اكنون،جز اقرارم نبود
گر نواي ناي رومي بر نمي شد در سماع
از چنين زهر خموشي،هيچ، زنهارم نبود
مشعله در دست حافظ گر نبود،ان دورها
اندر اينجا ،روشنائي،هيچ ،در كارم نبود
راستي زندان سرايي بود افاق وجود
گر چراغ شعر روشن، در شب تارم نبود"
دكتر شفيعي كدكني


۵ مرداد ۱۳۸۶ ۱۰:۴۰ قֽظֽ | Reply

رضا مهدوی هزاوه :

سلام. مطلب قبلی تان تکان دهنده بود. مشت نمونه ی خروار...یکی از نشانه های فروپاشی همین موارد است.
.........................................................
عبدی:
ممنون.موارد را ذیل همان مطلب متذکر شوید.

۵ مرداد ۱۳۸۶ ۱۰:۵۲ قֽظֽ | Reply

محمد - تهران :

سلام آقای مهندس عبدی .
یعنی احتمال فرو پاشی ایران در حد شوروی وجود داره ؟
به نظر شما کنترل اوضاع کشور [در هر زمینه ای از جمله اقتصادی و سیاست خارجی و فرهنگی و ...] از دست سیاستمدارامون ! خارج شده ؟
اگر نظرتون مثبت باشه پس باید منتظر تغییرات کلی باشیم , زمان این تحولات رو می توانید تعیین کنید ؟
اگر نظرتون منفیه پس هنوز امیدی هست که زندگی رو با یکم خوشی به پا یان برسونیم !؟
در ضمن در پایان از زحمات بی دریغتون در مورد قرار دادن مقالاتی که ارزش خوندن دارن , واقعا متشکرم .
موفق باشید .
...........................................................
عبدی:
بله امید هست.کنترل هم از دستشان خارج نشده اما مشکل این است که حفظ جامعه صرفا نباید بواسطه کنترل دولت باشد چون دیر یا زود ممکن است اتفاقاتی بیفتد که این کنترل را تضعیف کند.

۶ مرداد ۱۳۸۶ ۰:۴۶ قֽظֽ | Reply

عبدالله :

راستش را بخواهید, عده ای از ایرانیها دوست دارن تمامی تلاشهایی که اصلاح طلبان و حقوق بشر دوستان در چند سال گذشته در ایران نموده اند را به یکباره پوچ و باطل نمایند. و برای اینکار انتخاب انقلاب مخملی بهترین شکل ان میباشد. اصلا انتخاب تعریفی همانند انقلاب مخملی علاوه بر اینکه در ذاتش تعریفی متناقض دارد, پیامیست واضح و ان چیزی بجز سرنگونی رژیم نیست. با این توصیف انهایی که با انقلاب مخملی به کارزار امده اند نوک پیکانشان نه تنها بر علیه نظام بلکه بر علیه اصلاح طلبان ست و کسانی که با انکار ان از این حرکت دفاع میکنند نه تنها با مسائل ایران اشنا نیستند بکه از دراماتوگی اصلاح طلبی در ایران بیخبرند.

۶ مرداد ۱۳۸۶ ۳:۰۵ قֽظֽ | Reply

محمد - تهران :

منظورتون رو در مورد کنترل نمی فهمم , مگه مردم با رای دادن کنترل کننده ی کشورشون رو تعیین نمی کنند ؟
شاید منظورتون سازمان برنامه بود که چندی پیش فاتحش خوانده شد !
با توجه به گفته های شما این تنها سازمانی بود که تو کشور ما کار کارشناسی انجام می داد , یعنی یه جور سوپاپ اطمینان در مورد تصمیمات .
حالا سئوالیکه پیش می اید اینجاست که اگر موضوع اینقدر مهم و قابل تامل بوده پس چرا هیچ کدوم از ارکان نظام ما [ از مجلس گرفته تا مصلحت نظام ! و شورای نگهبان ! و رهبری ! و ...] جیکشون هم در نیومد ؟
اگر امکانش هست مقداری مو ضوع رو باز کنید .
متشکرم

۶ مرداد ۱۳۸۶ ۱۰:۲۰ قֽظֽ | Reply

سعید چه کسی مسئول فروپاشی ایران است حکومت, مردم و یا هرد :

سلام اقای عبدی
آیا مسئول فر وپاشی جامعه ایران تنها دولت ایران است و یا نگاه و سطح فرهنگ مردم ایران هم در ان تاثیر دارد؟
ایا دولت اقای احمدی نژاد نماینده نوعی از فکر و رفتار در ایران نیست که حداقل چند ملیون ایرانی پشتوانه ان هستند؟
نیروهای اصلاح طلب هم هشت سال بر سر ( نیمه )قدرت بودند نتوانستند مشکلات جامعه ایران را به طور نسبی حل کنند. و نتیجه عملی ان روی کار امدن دولت احمدی نژاد بود. پس چه کسی و یا کسانی با دردست داشتن قدرت میتوانند جامعه را از این فروپاشی باز دارند؟
ایا اگر فروپاشی در پیش روی داشته باشیم نتیجه منطقی تصمیم گیریها و باورهای مردم ما نیست؟
متهم کردن شورای نگهبان و حکومت منتخب ( به حق و ناحق) دیدن تنها یک وجه از قضایا نیست؟
ایا زمانی که دهها ملیون انسان چنین در انتخابات ریاست جمهوری شرکت میکنند و از صندوق ها ( صرف نظر از به حق ویا نا حق بودن )هم اسم اقای احمدی نژاد بیرون می اید و رضایت میدهند میتوان گناه فروپاشی را تنها به گردن دولت انداخت و یا انکه این دولت را هم محصول بخشی از جامعه دید؟
راستی چه کسی صلاحیت و در عین حال امکان انرا دارد به قدرت برسد که از این فروپاشی جلوگیری کند؟
چه اصلاح طلبان و چه دولت فعلی هردو محصولی از این جامعه هستند. حسن روی کار امدن جمهوری اسلامی در این است که ما دیگر نمیتوانیم خارجی ها را عامل نا کامی های خود بنامیم.
به باور من اگر فروپاشی در کار باشد نتیجه نگاه و رفتارهای اقوام مختلف ایرانی است اما کمتر روشنفکری را دیده ام که نگاه انتقادی به این قسمت از جامعه ایران بیاندازد.
متاسفانه نقد غالب روشنفکران ما به حکومت محدود میشود.( نقدی که در بیشتر موارد پارامترهایی از حق را در خود دارد) چرا که بخش عمده ای از روشنفکران ما هم هنوز بر این باورند که با تصحیح حاکمیت وضعیت جامعه هم بهتر خواهد شد. در اینجا باید این سئوال را مطرح کنم ایا چنین نگاهی بیشتر نشان از جامعه پادشاهی و یا حکومت کنونی ایران ندارد
باور من بر ان است که انان که تصور میکنند با نقد و در پی ان تصحیح حاکمیت میتوان جامعه را تصحیح کرد به نوعی ناخوداگاه وارث ان تصور هستند که پادشاه خوب و یا فقیه خوب میتوانند جامعه را به پیش ببرند.
شایدوقت ان رسیده باشد که بجای تمرکز نگاه و انتقاد از حکومت و قدرت نیمی از نگاه و انتقاد خود را به سرچشمه قدرت یعنی مردم بیندازیم.
نگاهی بیاندازید به روزنامه های ایرانی چند مقاله به نقد سیاست و سیاستمداران میبینید و چند مقاله در نقد رفتارهای ما ایرانیان.
زمان ان فرا رسیده است که به کالبد شکافی جامعه ای پرداخت که از درون ان رضا خان و محمد رضا بیرون امدند , ماندگار شدند و مصدق ها ناکام ماندند. جامعه ای که انقلاب کرد و از درون ان وضعیت موجود بیرون امد. بخصوص این اخری که محصول فکر, اندیشه و باورهای ایرانیان بود. در هیچ کجای دنیا ما شاهد چنین حکومتی نبوده ایم.
از نگاه من جمهوری اسلامی برایند نیروهای درونی جامعه ایران است. برایندی که نیروهای فعال ان به یقیین رل بیشتری و تاثیر بسزا تری دارند تا اکثریت ساکت و یک اقلیت مخالف.
تنها یک نگاه همه جانبه به ایرانیان میتواند دلیل فروپاشی احتمالی جامعه را به ما نشان دهد نه نگاه یک جانبه به قدرت مداران!!!
پیروز باشید.

۶ مرداد ۱۳۸۶ ۳:۰۵ بֽظֽ | Reply

امیر :

سلام اقای عبدی

در شوروی و حزب کومنیست آن موقع شواردنادزه، نظربایف، علیف و امثالهم وجود داشتند (در جایی شنیدم که خورشچوف هم رویای اطلاحات در سر داشته اما..) که رویای فروپاشی را در ذهن خود پرورانده بودند و منتظر جرقه بودند. اما در ایران ما آیا افراد مشابهی هستند؟
اگر گورباچف و گلاسنوست و پروترویکا او نبود ، فروپاشی به همین صورت پیش می آمد؟ آیا ما هم گورباچفی داریم؟ آیا سلطه طلبان ایران گورباچف را با اصلاح طلبان مقایسه می کنند؟
فشار مولفه خارجی بقدری در مورد ایران زیاد است که مولفه های داخلی از هر نوع آن اجازه رشد و نمو پیدا نمی کنند. این حکومت یک دموکراسی ناقص الخلقه است.
.........................................................
عبدی:
این نظامها دیر یا زود افراد مورد نیاز را در دل خود پرورش می دهند.

۶ مرداد ۱۳۸۶ ۹:۰۷ بֽظֽ | Reply

علی خراسانی :

سلام جناب عبدی,
آمار و اطلاعاتی که دستگاه های نظر سنجی دولت از نقطه نظرات مردم به دولت ارائه کرده اند نشان می دهد که موقعیت حکومت در نزد مردم پائین آمده و دارای مقبولیت کمی است لذا برخورد های ذکر شده در راستای جلوگیری از پیش آمد های خطرناک است تا بتوانند با انجام بعضی کار ها وضعیت خود را در بین مردم بهتر کنند. ولی کدام کار و چگونه؟

با سپاس- علی خراسانی

۷ مرداد ۱۳۸۶ ۹:۲۲ قֽظֽ | Reply

رضا -پ :

به گمان من اين موضوع فروپاشي فراتر از ساختار سياسي كشور بوده و در حوزه اجتماعي ابعاد بسيار وسيعي دارد. خواسته هاي جمعيت جوان و زنان كشور تناقضات شديدي با ساختار سنتي جامعه پيدا كرده و بزودي شاهد يك پوست اندازي و دگرديسي مهم خواهيم بود. شما درست ميفرماييد اين پوسته قديمي بزور قدرت سياسي و با نمايشهاي رعب و وحشت خود را حفظ ميكند. چه خوب بود اين مباحث را بصورت آمار و ارقام و با تحقيقات مستدل ادامه ميداديد.

۷ مرداد ۱۳۸۶ ۰:۳۰ بֽظֽ | Reply

:

آقاي عبدي از جمله دلايلي كه موجب ميگردد انقلاب مخملي آنگونه كه در بلوك شرق شاهد آن بوديم در ايران اتفاق نيفتد وجود تشكلهاي قوي و منسجم كارگري در آن كشور ها بود كه اولا بدليل وزن غالب فعاليتهاي صنعتي در آن جوامع تعيين كنندگي خاص داشتند و ثانيا اين تشكلها اگرچه در گذشته ماهيت فرمايشي داشتند با اين حال نفس وجود اين تشكلات در يك مقطع نسبتا طولاني خود بخود ظرفيتهاي لازم و آگاهي هاي سياسي و درك مناسبات تشكبلاتي را به آنها اعطا كرده بود ولذا انقلابهاي مخملي با محوريت آنان شكل گرفت و پيروز شد . حال مقايسه كنيد با شرايط ايران كه نه تنها مناسبات صنعتي وزني قابل توجه در كشور ندارند به تبع آن تشكلات از اين دست نيز فاقد ظرفيتهاي تعيين كننده سياسي اند و ساير تشكيلات صنفي يا سياسي نيز محلي از اعراب ندارند تا در مواقع خلع قدرت جامعه را رهبري كنند و بنظر مي رسد در صورت بروز بحران قدرت فروپاشي امري اجتناب نا پذير باشد كه جز آشوب و هرج و مرج پاياني براي آن متصور نيست .
..................................................
عبدی:
نکته کاملا درستی است.

۷ مرداد ۱۳۸۶ ۲:۲۱ بֽظֽ | Reply

علی.ف از قم :

اگر درست به یاد داشته باشم شما 9 سال پیش در هفته نامه «راه نو» هرگونه تشابهی بین ایران و شوروی را رد کردید. آیا شرایط نسبت به آن زمان تغییر خاصی کرده است؟ به باور من ایران کنونی بیشتر از شوروی به عراق شباهت دارد. کاش به شوروی شبیه بودیم. لااقل هزینه کمتری برای تغییر متحمل می شدیم. اوضاع ایران به مراتب از عراق نیز بدتر خواهد شد. اینگونه نیست؟ حداقل عراقی ها به برخی اصول سنتی اخلاق هنوز پایبندند. ولی در ایران چیزی به نام اخلاق و اعتماد عملاً وجود ندارد.
.....................................................
عبدی:
اگر اشتباه نکنم آن نوشته در زمینه ظهور گورباچف بود که نتیجه امروز نشان می دهد که نمی توانستیم آن مقایسه را بپذیریم.اما امروز و با حذف اصلاحات و اتخاذ سیاستهای جدید مورد کمی فرق کرده البته در صورت حمله خارجی من هم با تشبیه عراق موافقم.

۸ مرداد ۱۳۸۶ ۰:۲۹ قֽظֽ | Reply

عبدالله :

اقای عبدی, براستی دستاوردهای انقلاب مخملی برای جامعه روشنفکران ایران چه بوده است؟
اگر بقول کسانی که از بنگاههای تبلیفاتی غرب داد میزدند "دنبال کسانی باشید که حاضر باشند به زندان بروند" , پس انقلاب مخملی تا به اینجا ثمر بخش بوده است. چرا که ما نه تنها شاهد دستگیری و زندانی شدن افراد مرتبط با این جریان هستیم, بلکه شاهد حکم حبس برای جوانمردان و غیورانی همچون اقای عمادالدین باقی هستیم. بنظر من این جریان همراه با استراتژیهای سیاسی کشورهای غربی در راستای فروش تسلیحات میلیاردی به کشورهای عربی همگام و هم جهت است. چرا که دولتهای غربی در مجموع حاضر به پذیرش منطق عقل در ایران نیستند و لذا میبایست انان که از انسانیت, عقل و صلح صحبت میکنند در زندانها عمر خود را سپری نمایند. از اینرو بنگاههای خبری غرب بنا به دستورهای قبلی در این جهت حرکت و زمینه را برای خفه نمودن بازماندگان منطق عقل با تهیه مصاحبه و غیره فراهم کرده اند.

۹ مرداد ۱۳۸۶ ۱۰:۵۷ بֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/617