آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۷ مرداد ۱۳۸۶
خودكرده را تدبير نيست
علماي وهابي عربستان در فتوايي مجوز تخريب و انفجار حرم امام حسين(ع) را در كربلا صادر كردهاند. بسياري معتقدند كه جنگ داخلی در عراق بطور مشخص پس از انفجار حرم امام حسن عسگري(ع) در سامرا وارد مرحله جدي خود شده و روشن است كه اگر خداي نكرده اين اقدام را در حرم امامحسين(ع) و كربلا نيز شاهد باشيم، شعلههاي جنگ فرقهاي نه تنها در عراق به اوج ميرسد كه ممكن است مناطق ديگر هم در آتش اين شعله سوخته شوند.
پرسش اين است كه چرا چنين فتوايي صادر شده است؟ در واقع اين فتوا چيز جديدي نيست. نگاه وهابيون نسبت به شيعه و نيز زيارتگاهها و... تغييري نكرده است. اما چرا تكرار يك نظر قديمي و سنتي در اين مقطع حساسيتبرانگيز می شود؟ واقعيت اين است كه نگرش وهابيون در ميان اهل سنت در اقليت است. و بسياري از اهل سنت بويژه در مناطقي چون عراق، علايق ريشهداري به ائمه و حتي حضرت ابوالفضل دارند و بارها گفته شده كه عهد و پيمان خود را در حرم حضرت عباس محكم ميكنند و اغلب اهل سنت هم چنين ميكنند. بنابراين بطور معمول اهل سنت حاضر به همراهي با وهابيون عليه شيعيان نميشوند. به همين دليل فتواي وهابيون عليه شيعيان و زيارتگاههاي شيعه در گذشته اهميت عملي پيدا نميكرده است. اما از وقتي كه حكومت ايران به نام تشيع حکم راند، قضيه فرق كرد، ولي مشكل اصلي از حدود ده سال قبل پيش آمد و تشديد شد.از هنگامی كه سياستهاي داخلي در ايران زمينهساز نواختن جدايي و تبعيض شديد ميان شيعه و سني و عليه اهل سنت شد. گوشهاي از نمونههاي آن را ميتوان ذكر كرد:
ـ عدم موافقت با تأسيس مسجد براي اهل سنت در تهران كه با هيچ منطقي جور در نميآيد. وقتي كه در تهران مسيحيان، زرتشتيها و يهوديان عبادتگاههاي خود را دارند، چرا و با كدام دليل ميتوان مانع ساختن مسجدي شد كه اهل سنت از آن استفاده كنند؟ كار به جايي رسيد كه براي شركت در نماز جمعه به سفارتخانه خارجي ميرفتند!
ـ بجز ابتداي انقلاب، تاكنون هيچ مقام سياسي در قوه مجريه از اهل سنت حضور نداشته است (در سطح استاندار و بالاتر) و حتي وقتي كه مجلس ششم جهت اصلاح اين رويه ناخوشايند و غيرعادلانه يكي از نمايندگان اهل سنت را ميخواست به عضويت هيئت رئيسه مجلس درآورد، فرياد وااسلامای آقايان بلند شد!!
ـ كشتن خليفه دوم به دست يك غيرمسلمان كه به لحاظ معيارهاي ديني امري كاملاً مردود و محكوم بود و برنامههايي كه در سال روز این واقعه نزد برخي آقايان اجرا ميشد، براي بدبين كردن اهل سنت به شيعيان كم بود كه مرمت كردن قبر موهوم و تقلبي چنين عنصري در كاشان و تبديل آن به بارگاه و زيارتگاه را هم اضافه كردند كه اين كارهاي حرام چيزي جز دشمني با اعتقادات اهل سنت نبود و نيست. قبري كه قبل از انقلاب مخروبه بود و افراد لايعقل در آنجا بیتوته ميكردند و نمادي از لااباليگري بود، در حال تبديل شدن به قبر و بارگاهي بود كه اخیرا صرفاً به دليل حساسيتهاي اهل سنت دستور بستن آنجا داده شد. اينها يك طرف، همراهي با نيروهاي آمريكايي در عراق عليه صدامیانو نیز طالبان در افغانستان در طرف ديگر. اگر این موضع و همراهي از منظر منافع ملي و ضديت با صدام بود، مشكل حادي ايجاد نميشد، اما هنگاميكه ايران از موضع شيعي به چنين سياستي ميرسد، طبيعي است كه زمينه گرايشهاي ضدشيعي را فراهم ميكند. به ميزاني كه شيعيان با حمايت مشترك ايران و آمريكا در عراق قدرتمند شوند، نيروهاي بعثي و غيربعثي اهل سنت بطور عادي در پشت تسنن(از نوع وهابی آن) در برابر تشيع سنگر ميگيرند و در ميان مذاهب مختلف اهل سنت، وهابيت بيشترين ضديت را با تشيع دارد و ميتواند چنين تقابلي را راهبري كند، و اتفاقاً فرصت مناسبي هم براي وهابيون است كه نفوذ خود ا در جهان اسلام و ميان ديگر مذاهب اهل سنت تقويت كنند.
تمام آنچه كه گفته شد به معناي آن نيست كه برای اصلاح امور لازم باشد که شيعيان از عقايد اصولي خود دست بردارند، مسأله اصلي اين است كه وقتي به نام تشيع حكومت ميشود، ديگر نميتوان موارد اعتقادي را در عمل به تبعيض حقوقي و سياسي ميان شهروندان تبديل كرد. ما در منطقهاي هستيم كه كشورهايي با اكثريت اهل سنت در آن حضور دارند و در عين حال بسياري از مسئولين بالاي آنها شيعه بودهاند و هستند (پاكستان و عمان) و در مواردي هم كه شيعيان براي ارتقاي سياسي با محدوديت مواجه هستند (عربستان، كويت و...) به اين رفتار معترضيم. اگر بخواهيم كه اين اعتراضمان واقعي و منطقي باشد، بايد رفتار حكومت با شهروندانش فارغ از اين تبعيضهاي ديني باشد.
عليرغم اينكه فتواي مذكور به دليل سياستهاي غلط ايران در برخورد با اهل سنت به معناي عام و نيز شهروندان سنيمذهب ايران، موجب شده كه زمينه استقبال از آن در ميان مخالفان شيعه فراهم شود، و هر انساني كه نگران جنگهاي مذهبي است (كه از بدترين جنگهاست) بايد در خنثي كردن اين جنگ كوشش كند، اما ممكن است كه اين فتوا فرصتي تاريخي براي رهبران مذهبي و سياسي ايران باشد تا بدانند كه ما در ساحل قرار نداريم و ديگران در كشتي و اگر كشتي سوراخ شود، آنان غرق ميشوند و آسیبی به ما نمی رسد، بلكه همه ما در جهان فعلي در كشتي مشتركي زندگي ميكنيم. اينطور نيست كه ما در مركز عالم و آدم باشيم و همه دنيا مجبور باشند كه خود را با شاقول ما تنظيم كنند. اينطور نيست كه ما در ايران ديگران را مجبور به داشتن حجاب كنيم، اما ديگران حق نداشته باشند از شهروندان خود بخواهند كه حجاب را بردارند!! ما نميتوانيم مقدسات ديگران را مسخره كنيم و براي قاتلين آنها بارگاه بسازيم، ولي ديگران نتوانند تخريب بارگاههاي شيعه را مجاز كنند.
اقدامات ايران جز به تقويت افراطيترين مذهب اهل تسنن يعني وهابيون، كمكي نكرده است و براي جلوگيري از اين روند، نيازمند تغييرات بنيادي در رفتار نسبت به برادران اهل سنت خويش در ايران و جهان هستيم.البته این تغییر باید شامل عرصه های دیگر هم شود و برابری شهروندی جایگزین نابرابری های ناشی از ویژگی های نژادی، زبانی، قومی،مذهبی و غیره شود.

ahmad :
جناب عبدی با سلام واحترام
بسیا ر درست ومنطقی توشته اید.امیدوارم آنها که درایران حکومت می کنند این مقاله شمارا بخوانند شاید براه درست هدایت شوند.بنظر شما آقایان نمیفهمند بااین کارها اول افراد وطن وسپس خودوطن را تجزیه میکنند؟
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۰:۲۸ بֽظֽ | Reply
عین الهی :
با سلام
از تحلیل خوبتان ممنون
جناب اقای عبدی مشکل اقایان بد بینی است گمان می کنند دین مردم انقدر سست است که با اندک تبلیغ مغایر ی تغییر می کند البته باید تاکید کنم اقایان دین مردم را با اقبال به نظر خودشان می سنجند غافل از اینکه مردم این دین را از 14 قرن پیش از تند بادها گذرانده و به امروز رسانده اند و امروز اقایان متاسفانه وارث خلف نشده اند . مردم را نامحرم و نادان می دانند و گمان می کنند مرد با دیدن یک مسجد اهل سنت ایمانشان را از دست می دهند یا ممکن است وحدت واقعی بین اهل سنت و شیعه برقرار بشود نان این منادیان تفرقه کساد بشود چون این قوم از اهل سنت یک قوم دیگری ساخته اند که با واقعیت اهل سنت سازگا ر نیست انهم احترام اهل سنت به اهل بیت است
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۱:۳۰ بֽظֽ | Reply
امیر :
سلام
بطور شخصی بعنوان یک ایرانی (بدون علایق مذهبی) از اعراب بیشتر احساس خطر و نفرت میکنم تا غرب. نمی دانم چرا؟ شاید ژنتیک باشد.
با تجربه سالها زندگی در دبی، شواهد بیرونی دال بر وافعیت این حس را نیز هر روزه در رفتار آنها با ایرانی می بینم
.................................................
عبدی:
حساسیت نسبت به اعراب به نظر من عامل روانشناسانه دارد گرچه ممکن است ریشه تاریخی هم برای آن یافت.باید کوشید این فرهنگ را کنار گذاشت.انسان شریف و عزیز هیچگاه در پی برتر دانستن خود و حقیر شمردن دیگران نخواهد بود.اگر فرصتی و زمینه ای شد دلیل روانشناسی قضیه را خواهم گفت.
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۱:۳۸ بֽظֽ | Reply
یک هموطن :
جناب عبدی عزیز:
با سلام
تحلیل زیبائی ارائه دادید اما چه باید کرد؟ اهل سنت ایران حداقل فضایی برای تنفس نمیبیند. کافیست نیم نگاهی به جنوب ایران داشته باشید تا سیل مهاجرت ایرانیان( به نوعی فرار) به آنسوی آبهای خلیج داشته را با چشم سر دریابید. جای دوری نروید از بندر لنگه تا لارستان و دیگر بنادر جنوبی.. کسی منکر فعالیت تحصیل ارز و دلار برای کشورمان از این کشورهای حوزه خلیج نیست تاسف هنگامیست تغییر تابعیت داده و عرب شوند و لباس عربی پوشیده و خداحافظ سرزمین سعدی و حافظ ... محرومترین مناطق ایران غیر از سیسیتان و بلوچستان این مناطق است. کافیست یکبار به منطقه لارستان عزیمت نمائید از حداقل امکانات رفاهی که آب آشامیدنی سالم است محرومند در حالیکه در کشورهای آنسوی خلیج شما از عجایب هشتگانه دنیا (جزیره نخل و...) میبینید در حالیکه تا 30 سال پیش اینگونه نبود...پس علاوه بر تبعیضهای مذهبی این فوج مهاجرت را دست کم نگیرید.
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۲:۳۹ بֽظֽ | Reply
فربد :
فگر میکردم فقط مشروبات الکلی میتواند انسان را مست و لایعقل , از همه چیز بیخبر کند, ولی حالا متوجه شدم بیشترین حالت مستی بهرمندی از مال مفت و قدرت بیحساب و کتاب است!!
درست گفته اید برخی ها احساس آقایی دنیا را به اشتباه پیش خود میکنند و بادمجان دور قاپ چینها هم این احساس ناجور آنها را با بله بله قربان گفتن ها تشدید میکنند.
راستی چرا مستی الکل شلاق دارد ولی این مستی قدرت و ثروت ندارد؟ این مستی که خطرناکتر از آن مستی است؟
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۲:۵۵ بֽظֽ | Reply
سارا :
کارلوس فوانتس نویسنده ی مکزیکی معتقد بود آنچه آمریکا در آن بهترین است درک از خود است و آنچه در آن بدترین , درک دیگران , بنظر میرسد در مورد ایران باید گفت نه درک خود و نه درک دیگران!
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۳:۰۳ بֽظֽ | Reply
:
نه درد دین
عند اکرم کم عند الله اتقیواکم
نه درد فرهنگ ایرانی
همه کس طالب یارند, چه هشیار و چه مست
همه جا خانه ی عشقست چه مسجد چه کنشت
تو پس پرده چه دانی که که خوبست و که زشت؟
نه درد انسانی و هم نوعی
++++++++++++++++++
بیدردی و خودخواهی
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۳:۲۰ بֽظֽ | Reply
محمد - تهران :
با این سیاست ضد تسننی که جمهوری اسلامی در پیش گرفته به نظر من اوضاع برای شیعیان نه تنها درکشور عراق ودیگر کشورهای اسلامی , بلکه با کمترین کمبود اطلاعاتی و کاهش سطح امنیتی در ایران خودمان , بغرنج تر شده و به احتمال قوی شاهد مشکلات برای بعضی از عبادتگاه ها و بی گناهان خواهیم بود .
تا اونجا یی که من می دونم امام خمینی, در مورد مسئله جنگ فرقه ای فوق العاده حساس بودند و از اتفاقاتی که به وقوع پیوسته و فعالیت هایی که در شرف وقوع اند علم کافی داشته و در این زمینه حتی تدابیری از جمله هفته ی وحدت را نیز اندیشیده بودند و من مطمئنم اگر در قید حیات بودند , به عنوان یک روحانی طراز اول هرگز اجازه نمی دادند که برخی محافل فعالیت های توهین آمیز ی نسبت به باقی جامعه داشته باشند .
گویی باقی روحانین طراز اول ما ساکت اند , هیچ نمی گویند , وظیفه ی خویش جسته اند و وای بر ما که باید در دین از اینان پیروی کنیم , اصلا دیگر کسی به دنبال دین نمی رود , دوستان را می بینم که یکی پس از دیگری بند دین را از پای خویش بازمی کنند و نماز و روزه و دیگر فرایض دین را لبیک می گویند , در عوض دست خویش را باز دیده و ...
جامعه مذهبی ما در حال متلاشی شدن است همچون جامعه ی فرهنگی ما; فرهنگ ما از مذهب ما نشئت می گیرد , حال چه کنیم که دومینو ی زوال مذهب را لغزانده اند .
مورد دیگری هم وجود دارد و آن جنگ فرقه ای است که سیاست انگلستان آن را پایه ریزی کرده است , نمی دانم چرا تاس سیاست مداران ما نیز در کاسه ای افتاده که خویش را نیز نادیده گرفته و نابودی خود را به واسطه ی این بازی رقم می زنند .
به امید روزهای بهتر .
با تشکر.
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۳:۲۴ بֽظֽ | Reply
علي :
باسلام
به يادم ميآيد احتمالا ايه اي در قرآن هست كه در آن خداوند به پيامبر ميفرمايد به مقدسات مشركين اهانت نكنيد تا آنان به مقدسات شما توهين نكنند.آيا ما در مقابل عملكردمان ،توقع مقابله به مثل نبايد داشته باشيم؟
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۴:۰۴ بֽظֽ | Reply
علی خراسانی :
جناب عبدی سلام,
برخورد با ایرانیان اهل تسنن از طرف حکومت نمی تواند مبنای مذهبی داشته باشد, شما نحوه برخورد با دراویش و سایر گروه های اسلامی را نگاه کنید , همه آنها تقریبا یکسان است.
من تصور نمی کنم با نصایح شما هم این جماعت روش خود را عوض کنند.لذا طرحی دگر باید ریخت.
معمولا هیچیک از افراد مشابه نصیحت عاقلان را گوش نکرده اند.
با سپاس- علی خراسانی
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۴:۳۱ بֽظֽ | Reply
ماندانا :
سلام، اینکه نوشتید از ده سال پیش ،یعنی با شروع دوران اصلاحات ! آیا دلیل خاصی در این مورد وجود دارد ، چون منطقا آدم عکس این فکر میکند .
............................................................
عبدی:
دلیل آن ربطی به اصلاحات ندارد بلکه به تقویت جناح ضد سنی درون ساختار قدرت دارد که پس از سال 68 کم کم رشد کرد.
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۴:۳۲ بֽظֽ | Reply
یک هموطن :
جناب عبدی عزیز:
با سلام
تاريخ ميهن مان، سرگذشت هولناک و ناباورانه ی پوست کندن ، قطعه قطعه کردن ، سر بريدن ، زبان بريدن ، ميل کشيدن و کور کردن چشم ، شمع آجين کردن ، دار زدن , تيرباران کردن و ترور دگرانديشان و دگررفتاران و مخالفان سياسی و عقيدتی است. تاريخی حيرت انگيزکه پادشاه " دادگر" ش دگرانديش کش بود ورجل سياسی برجسته اش ,اميرکبير, که خود قربانی دگرانديشی اش شد , فرمان قتل دگرانديشان صادر کرد.
تاريخی تلخ و دردناک که حزب توده ايران , سازمان فداييان خلق , مجاهدين خلق و ديگر احزاب و سازمان های مدعی آزاديخواهی و عدالت طلبی اش به عنوان " اپوزيسيون" حکومت های خودکامه , حتی تاب تحمل دگرانديشی ياران و رفيقان خود نداشتند و دست به طرد و ترور آنان زدند.
تاريخی با .......
تاريخ ميهن مان اما گوشه های درخشانی نيز دارد. روايت سرزمينی که نخستين " منشور حقوق بشر" در آن صادر و تا حدودی به آن عمل شد . سرزمين ده ها پيام آور فيلسوف و انديشمند و فرهنگ ساز کم تا سرزمين ملتی که در همين صد ساله ی اخير دو انقلاب و چندين جنبش اجتماعی آزادی خواهانه و عدالت جويانه برپا داشته است.اما واقعيت شهادت می دهد که اصلی ترين رنگ و رفتار بر اين پيکره رنگ و رفتار خون و جنون بوده است .سؤال اين بوده و هست:
چه بايد کرد تا مردم اين سرزمين ديگر شاهد تصاوير هولناک و ناباورانه نباشند؟ چگونه می توان مانع ادامه ی حيات مصيبت عدم تحمل و کشتار دگرانديشان، دگررفتاران و مخالفان سياسی و عقيدتی شد و خشونت را از ميان برداشت، و يا لااقل آن را محدود و کنترل کرد؟ و "ميکل آنژ"وار از صخره ای بزرگ "داود" ی زيبا ساخت؟. چه باید کرد تا خرد جمعی دیگر پذیرای قتل و کشتار و خون نباشد و آن فرزند مجاهد آنسوی وطن و این مادر شهید در وطن دست در دست هم بسوی ایرانی آزاد و دور از همه زشتیها و بدیها تلاشی دوباره ...
...................................................
عبدی:
این وضعیتی که تصویر کردید در بسیاری از چوامع بوده است.اما فارغ از این نکته بهتر است به همین سده اخیر بپردازیم.راهی که می تواند باشد این است که مخالفان و منتدان حکومت بطور مطلق از خشونت پرهیز کنند تردید نداشته باشید که اصحاب قدرت هم بناچار از این رفتار عقب نشینی می کنند همچنان که کرده اند.حکومت ها دست بالا را در خشونت دارند پس در پی آن هستند اما بی بهانه نمی توانند و این بهانه را مخالفان می دهند.از دهد چهل این قاعده وجود داشته است.اگر این راه را برویم بی تردید دیر یا زود مشکل مورد نظر حل می شود.خدا را شاکر باشید که مخالفان مسلح این حکومت قدرت نگرفتند که اگر چنین می شد پل پوتدوم را در خاور میانه حاکم می کردند.
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۴:۴۲ بֽظֽ | Reply
مسعود صارمی :
کاش میشد به همراه دادن سهم امام و نذورات و غیره, از این علما یکجورایی خواسته میشد اجبارا بروند سفرهای تحقیقاتی به کشورهای مختلف از جمله کشورهای سنی نشین .. کاش میشد مدتی اینان را مجبور میکردیم در کشورهای سنی نشین زندگی کنند تا میزان ایمان بدون ریای مردم آنجا را ببینند از برخی ایمان دارها و نوع ایمانهای خودی خجالت زده شویم , آنوقت شاید بجای مخالفت با ساختن مسجد برای سنی ها ,شاید حکم به خرابی مواردی از مساجد ضرار میدادند!!
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۴:۴۳ بֽظֽ | Reply
بهادر :
سلام من سنی هستم در دبی زندگی میکنم اینجا که کشور سنی مذهبیست شیعیان مسجد و حسینیه دارند و ایام عاشورا سینه زنی اما ما در مملکت خودمان هیچ نداریم اگر دولت اینجا بخواهد اینها را ممنوع کند دولت ایران چه واکنشی نشان خواهد داد؟
.........................................................
عبدی:
البته آنا این کار را نمی کنند چون می دانند این کار به نفع کشور و دینشان نیست.اما ایران هم پاسخی ندارد.
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۵:۰۵ بֽظֽ | Reply
علي :
جناب عبدي
تا رسيدن به برابري شهروندي در اين كشور فرسنگها فاصله داريم.بنده يك ايراني شيعه هستم اما براي داشتن شغل در اين كشور يك شهروند درجه شش محسوب ميشوم.يعني براي داشتن يك شغل ساده بايد از ده ها فيلتر عبور كرد كه براي شهروندان درجه پنج و شش غير ممكن است. وقتي صدا و سيماي آقايان ميگويد "رژيم نژاد پرست اسراييل" واقعا خنده ام ميگيرد.
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۵:۱۰ بֽظֽ | Reply
امید :
نمیدانم خود کرده را تدبیر نیست , یعنی من یا شما ؟... یا نه ! خود کرده یعنی تمام علمای شیعه از دولتی گرفته تا غیر دولتی؟ .... یا , خود کرده یعنی آنطور که عده ای می خواهند بگویند تند رویهای خود امام حسین(ع) در مقابل معاویه و قهر کردن او از مراسم واجب حج؟
آخه میدانید چرا نمیفهمم؟ چون جدیدا مد شده که جای مظلوم و ظالم عوض شده !! جدیدا خود کرده شده مصدق!! خود کرده شده مخالفتهای مبارزان بر علیه رویه ی استبدادی شاه !! ... خود کرده شده کسانی که اوایل انقلاب امروز را میدیدند!!.... خود کرده شده اصلاح طلبهای تند رویی که بر روی پیاده کردن قانون و حذف غده های سرطانی اصرار میکردند!!.... خود کرده شده مردم عراق ... جدیدا مد شده هر کس حرف حق میزند , گناهکار شناخته میشود!! چون ملاحظه ی حال و روز افراد ظالم را نمیکند!! هیچکس هم کاری به کار سیاست مادر , یعنی تفرقه بیانداز و حکومت کن ندارد!! هیچکس هم تو خط کسانی که این خط را از ابتدا دنبال میکردند نیست!! هیچکس ....در حالی که بنظر میرسد برای دنبال کنندگان آن خط تفرقه بیانداز و حکومت کن , تعبیر خود کرده را تدبیر نیست , مصداقی ندارد!! چون اتفاقا آنها امروز خوشحالند که به مقصود رسیده اند و از آب گل آلود بیشتر و بیشتر میتوانند ماهی های گنده گنده (بزرگ) بگیرند!!
به هر حال نمیدانم سمت و سوی این خود کرده را تدبیر نیست شما , پته ی دامن کوتاه مرا هم تر میکند یا نه؟
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۵:۱۱ بֽظֽ | Reply
فرزاد :
متاسفانه بعضی ها در طول زندگی سیاسی , دینی و اجتماعیشان تخمیهایی میکاردند دیر بازده!! وقتی از دل این تخمها میوه هاش در می آید , میپرسند , این از کجا سبز شد؟ نمیدانند , خود کرده را تدبیر نیست!!
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۵:۱۶ بֽظֽ | Reply
خواجوی کرمانی :
ما را به سر پرده ی قربت که دهد راه؟
بر صدر سلاطین , نتوان یافت گدا را
فریاد که دستم نگرفتند و به یکبار
از پای فکندند من بی سر و پا را
گر ره بدوا خانه ی مقصود نیابیم
در رنج بمیریم و نخواهیم دوا را
مرهم ز چه سازیم که این درد که ما راست
دانیم که از درد توان جست دوا را
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۵:۲۶ بֽظֽ | Reply
فرهاد :
از کوزه همان برون تراود که در اوست
مشکل , مشکل کوزه ی ماست . تمام این کاسه کوزه ها هم آخر سر, سر ما شکسته خواهد شد!!
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۵:۳۰ بֽظֽ | Reply
محمود :
با وجودیکه بنظر میرسد اهمیت حل مشکلات اهل سنت , کمتر از حل مساله هسته ای کشور نباشد. ولی ظاهرا هنوز هم آن نگاهی که این انرزی را بحساب آورد , در مرکز تصمیم گیریهای استراتژیک کشور وجود ندارد. حیف!
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۶:۱۲ بֽظֽ | Reply
یه اهل سنت :
با سلام و احترام و خسته نباشید جناب عبدی
می خواستم از بیان تفکر زیبا و انسان دوستانتون تشکر کنم. من از خواننده های سایت تون هستم و تفکر شما را درباره مسائل مختلف دنبال می کنم، مطلبتان درباره "دروغ" هم خیلی کارشناسانه و مفید و قابل تامل بود.
از این که در این مطلب به یکی از خواسته های اهل سنت (داشتن مسجد در تهران) اشاره کردین تشکر می کنم. این موضوعی است که هر انسان آزاده ای با اندیشدن در آن متعجب خواهد شد!
سایت بازتاب با غرور مطلبی جالب با عنوان "جمهوري اسلامي، عبادتگاه ارامنه جهان" نوشتند اما در برابر آزادی و حقوق اهل سنت هرگز نمی توانند و نمی خواهند چیزی بنویسند، این همه تبعیض!
سرتون را درد نمی یارم چون شما درد ها را بیشتر احساس می کنید. منوظرم این اسن است اینجا هر کس بیشتر می داند بیشتر زجر می کشد.
به امید آنکه همه اقوام و مذاهب در ایران از آزادیهای برابر برخوردار باشند.
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۶:۲۰ بֽظֽ | Reply
خطبه های تماز جمعه اهل سنت :
:
متاسفانه یکی دیگر از اشکالات تبعیض شیعه و سنی در روزنامه هاست که خطبه های نماز جمعه ی آنان را برای رساندن پیام آنها به مسؤلان منتشر و منعکس نمیکنند.
این خطبه نماز جمعه ی اهل سنت را بخوانید تا همه چیز دستگیرتان شوید.
مولوی عبدالحمید ؛ امام جمعه اهل سنت زاهدان : اگر جامعه اهل سنت بر خلاف مسیر وحدت حرکت می کرد هرگز به وحدت نمی رسیدیم. ما خواهان وحدت هستیم و آن را بر نفع اسلام و ایران می دانیم. همانگونه که علمای شیعه سایر استانها به راحتی و آزادانه به استان ما سفر می کنند ما نیز باید همین حق را داشته باشیم زیرا در یک کشور زندگی می کنیم و نیازی به صدور گذرنامه برای سفر به استانی دیگر را نمی بینم. ... اهل سنت در جمهوری اسلامی باید آزادی داشته باشند.... عدالت پایه و اساس حکومت بشمار میرود , چنانچه عدالت در کشوری به صورت واقعی به اجرا در آید در واقع حقوق بشر در آن کشور رعایت می شود..... انصاف یکی از خصوصیات و ویژگی های فردی یک مسلمان به حساب می آید انصاف و عمل مکمل همدیگر هستند.... وحدت امری مهم در ایجاد امنیت است , وحدتی که در ایران شاهد آن هستیم راهی نیست که تنها یک گروه آن را ایجاد کرده باشد بلکه هم شیعه و هم سنی در ایجاد وحدت نقش مهمی دارند اگر شیعه وحدت را بخواهد و سنی نخواهد و یا بالعکس هرگز نمی توانیم به وحدت دست یابیم.... من به جرات می توانم بگویم که اهل سنت مایه عزت و سربلندی ایران هستند. سعی جامعه اهل سنت بر آن بوده است که چنانچه مشکلات و کمبودهایی داشته است که فراوان داشته ایم اگر نارسایی بوده که به وفور بوده است آن مشکلات را به خارج از کشور منتقل ننماییم و هیچ گونه شکایتی از مسئولین نظام به جایی نکنیم زیرا غیرت ایرانی بودن ما چنین اجازه ای به ما نداده است و چنین اندیشیده ایم که همه در این کشور با هم برابر هستند، مشکلات خود را بر مسئولین کشور منتقل می کنیم اما سایر کشورها از آنها مطلع نشوند.... علمایی که از سایر کشورها به این منطقه آمده اند ما شرایط را برای آنها مساعد و مطلوب بیان کرده ایم حتی برخی از عملای تند رو سایر کشورها که نظراتی افراطی در مورد جمهوری اسلامی و شیعه داشته اند، ما سعی نموده ایم متقاعد کنیم و شرایط اهل سنت در ایران برای آنها خوب جلوه دهیم زیرا وظیفه اسلامی و ملی ما چنین اقتضا نموده است که همواره چنین باشیم و وحدت به معنی واقعی را حفظ کنیم نه آنکه هنگامی که در مقابل برادران شیعه و مسئولین قرار می گیریم ادعای برادری و برابری کنیم و در پشت صحنه و در خارج از کشور تصویری وحشتناک از اوضاع ترسیم نماییم. ما همیشه در دیدارهایی که داشته ایم وضعیت اهل سنت در کشور را مطلوب و خود را بسیار راضی نشان داده ایم. اگر در این استان خونی چه از شیعه و چه از سنی ریخته شود برای ما هیچ فرقی ندارد و همه را با یک چشم می بینیم، این مرام واعتقاد ماست. گرچه ناهنجاریهای متعددی از سوی برخی از گروهک های در سایر استان ها برای اهل سنت به وجود آمده و بسیاری از علمای اهل سنت به وسیله همین گروهک ها ترور شده اند... اگر مسئولین کشور ما در سفرهایی که به کشورهای اسلامی دارند مورد استقبال اهل سنت قرار می گیرند بخاطر آن است که اهل سنت ایران که جمعیت قابل ملاحظه ای از کشور را تشکیل می دهند سعی کرده است که مایه عزت ایران باشد و هیچ شکایتی از اوضاع نابسامان اهل سنت ایران به کشوری دیگر نکند که مطمئنا اگر چنین نبود این احترام و سر بلندی در همه کشورها نصیب مسدولین کشورمان نمی شود.... امروز مجمع التقریب بین المذاهب الاسلامی در همه جای دنیا سفر می کند در پی ایجاد وحدت است اما متاسفانه این مجمع آنچنانکه در خارج از کشور فعالیت می کند در داخل کشور از خود فعالیت نشان نمی دهد. انتقاد ما از مجمع التقریب آن است که چرا تلاشی را که در خارج از کشور در جهت ایجاد وحدت انجام می دهد در داخل کشور از خود نشان نمی دهید. در حالی که در داخل کشور مشکلات متعددی در راستای ایجاد وحدت واقعی داریم.... ما نیز همین انتظار را از جامعه شیعه و مسئولین استان های خراسان، هرمزگان، کردستان، گلستان و سایر استان های سنی نشین داریم که در هیچ جایی اهل سنت تحت فشار افراد تند رو افراطی نباشند.
اگر ما در اینجا مقابل افراد تندرو و افراطی نایستیم و آنها را از انجام اعمال افراطی باز نداریم مطمئنا مشکلات زیادی برای جمهوری اسلامی ایران پیش خواهد آمد در مقابل نیز همین انتظار را از دولت و سران نظام داریم که مقابل افراد تندرو و افراطی شیعه بایستند.... ما از مقام معظم رهبری انتظار داریم که مسایل ما را مستقیما زیر نظر داشته باشند انتظار ما از آقای احمد نژاد آن است که مستقیما مسائل اهل سنت را بررسی نمایند، حل مشکلات اهل سنت از مسئله هسته ای کشور کمتر نیست. زیرا ایجاد وحدت بسیار مهم و اساسی است. زمانی ما می توانیم در مقابل دشمنان ایستادگی کنیم که با همدیگر وحدت داشته باشیم.... ما بین شیعه و سنی هیچ تفاوتی قائل نیستیم و در مقابل از مسئولین و سران نظام نیز همین مسأله را خواستاریم. اما این انتظار را نداریم که اگر علمای ما از نجا بخواهند در جلسه در مشهد یا سایر شهرستانها شرکت نمایند با تنگ نظری و تندروی برخی از مسئولین افراطی در آنجا روبرود شوند. امام جمعه محترم اهلسنت زاهدان ادامه دادند. انتظار ما از آقای احمدی نژاد تنها آبادانی و عمران نیست، ما کرامت و حرمت می خواهیم برخی از مسئولین شعار گاز رسانی، راه آهن و سایر خدمات را می دهند، آری! همه اینها از ضروریات هستند اما از همه این مسایل کرامت و حرمت انسانها بالاتر است. انسان دارای کرامت و مجد است. ما نمی خواهیم در نظام جمهوری اسلامی مورد بی مهری مسئولین قرار بگیریم. ما مهر و محبت مقام معظم رهبری و دولت را خواهانیم.
ایشان اضافه کردند: ما تنها خواستار خدمات رسانی دولت نیستیم بلکه برای ما مهمترین خواسته کرامت و شرافت است. اگر ما در برابر بسیاری از مشکلاتی که داریم صبر می کنیم برای آنست که نمی خواهیم اوضاع منطقه را از آن بدتر کنیم. اما هرگز راضی نمی شویم که برادران اهل سنت ما در جایی از کشور اسلامی در تنگنا قرار بگیرند و مسئولین یا علمای محلی با آنها برخورد سلیقه ای داشته باشند. همانگونه که علمای شیعه سایر استانها به راحتی و آزادانه به استان ما سفر می کنند ما نیز باید همین حق را داشته باشیم زیرا در یک کشور زندگی می کنیم و نیازی به صدور گذرنامه برای سفر به استانی دیگر را نمی بینم.... اهل سنت در جمهوری اسلامی باید آزادی داشته باشند. ما از سران نظام انتظار داریم که مسائل استانهای سنی نشین را به طور کامل به مسئولین استانی واگذار نکنند تا هر تصمیمی که می خواهند بگیرند و اجرا کنند آنها باید مستقیما این مسایل را زیر نظر داشته باشند و از برخوردهای سلیقه ای جلوگیری کنند.
ایشان در پایان سخنان خود همه مردم ایران را اعم از شیعه و سنی اعضای یک خانواده دانستند و افزودند اگر ما خواسته هایمان را برای مسئولین بازگو می کنیم برای آن است که عده ای دیگر از این مشکلات سوء استفاده نکنند. ما با هیچ یک از شهروندان ایرانی دیگر تفاوتی نداریم. همه اعضای یک خانواده هستیم امید است مسئولین هر چه سریعتر در راستای رفع مشکلات و موانع تلاش کافی از خود نشان دهند.
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۶:۳۲ بֽظֽ | Reply
نباتی :
سلام و خسته نباشید
یک بحثی که در اواخر مقاله ذکر کرده اید واقعا جای دقت و تامل است و باید نسبت به آن حساس بود.گذشته از ناروایی هایی که به اهل سنت می شود چه در سطح حکومت و چه در جامعه سنتی ، ناروایی های زیادی نسبت به اقلیت های دیگر و اقوام و نژاد های دیگر موجود است.ایران تبدیل شده است به ملک لا یطاق فارس ها و به خصوص تهرانی ها.این دردی است که باید برای آن چاره کرد.تهران و رسم و رسومات و شرایط و حواشی آن به همه چیز ارجحیت پیدا میکند و این خطر آفرین است.کرد ها و ترک ها و دیگر اقوام تنها ویترین آرای مراسمات و تظاهرات شده اند.نگاه درستی به مسائل قومیتی نمی شود و همین می شود که شاهد آشوب و عصیان در چنین مناطقی به هر بهانه بجا و نابجایی میشویم.زبان ترکی مثلا به رسمیت شناخته نمی شود حالی که بیش از 30 میلیون ترک زبان در ایران زنده اند.کردها از بسیاری از حقوق محرومند و سنی بودن اکثرشان مضاعف بر ظلم بدین ها است.گیلک و مازن و سیستانی و بلوچ لر و عرب و دیگران هم اینچنین اند.حکمرانی خوب میتواند با تقویت بنیادهای زیست و رفاه آفیرینی برای همه ملت به جامعه ای پیشرفته بنگرد ولی کو گوش شنوا....
...........................................................
عبدی:
باید عرض کنم که در مورد آذری ها با شما موافق نیست.اولا آذری ها در بالاترین سطوح حکومت هستند از ابتدای انقلاب تا کنون.نحوه برخورد با زبان آذری هم به دلیل نژادی نیست بلکه بسیاری از آذری های حکومت هم چنین برخوردی دارند(گرچه من با این نحوه برخورد اصلا موافق نیستم)اما دلیل آن نژادی و امثالهم نیست.حکومت موجود نه به کرد و نه به بلوچ و نه به هیچ قوم و زبان و دیگری حساس نیست مگر به مذهب.و بخشی هم به دلیل انسجام ملی(ولو غلط فکر کنند)بر زبان حساسیت دارند و الا فارس و کرد و آذری و بلوچ و ...در میان نیست.اتفاقا در ایران چیزی به نام نژاد خالص نداریم.حدود 7درص سید هستند که ریشه عربی دارند آنقدر هم با ترکهای آمده از شما شرق ممزوج شده اند که اصالت نژادی ندارند اما همه اینها در هویت ایرانی که هویتی فرهنگی و نه نژادی است مشترک هستند.
ضمنا عرض کنم که مخالفان اصلی گرایشهای قوم مداری در میان آذری ها از خود این هم وطنان هستند و فارسها چندان نقش بیشتری در این زمینه ندارند.
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۷:۰۷ بֽظֽ | Reply
میترا :
واقعا خود کرده را تدبیر نیست , شما نگاه کنید به افت شدید تعداد کامنت گذاران زیر همین نوشتار تا متوجه شوید که خود کرده را تدبیر نیست یعنی چه
..........................................................
عبدی:
معمولا زود قضاوت نکنیم بهتر است.من هر روز یکبار این کامنتها را بررسی می کنم و لذا تاخیر انتشار دارد.
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۷:۱۱ بֽظֽ | Reply
محسن مقصودي :
در کتاب هاي تاريخ دبيرستان مي خوانديم که افسران روسيه تزاري مرتکب بي حرمتي بزرگي شدند و به گنبد مقبره امام رضا تيراندازي کردند که در اثر آن يکي از کاشي هاي گنبد شکست و اين گستاخي زخم عميقي در افکار عمومي مردم برجاي گذاشت. اين روزها اما، شاهد فتواي پيشوايان مسلمانان وهابي هستيم که خواهان آنند که نه يک کاشي ، که تمام مرقد امام حسين از بين برده شود! چه تفاوت عظيمي ! اينجا صحبت از مجسمه هاي تاريخي بودا نيست ، اينجا حرف از زيارتگاه مسلمانان شيعه به ميان است.
اين سوال براي من پيش آمده است که آيا در اين صد سال و بويژه در سي سال آخر مذهب شيعه راه درستي را پيموده است ؟
البته مهم است ولي اصل مشکل ساخت مسجدي براي سني ها در تهران و يا حضور هموطنان سني مذهب و ايذا ديگر اديان و مذاهب در رده هاي بالاي حکومتي نيست، بلکه برعکس مشکل مذهبي کردن حکومت است .
هرچه حکومت رنگ مذهبي غليظ تري از خود نشان دهد ، خواه ناخواه تبعيض عميق تر خواهد شد.
جنس اهداف و ابزار حکومت دنيوي است در حالي که نيت مذهب و راهش الهي و روحاني است. دنيا و آخرت را نمي شود درهم تپاند که نه دنيا خواهد ماند و نه آخرت !
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۷:۲۳ بֽظֽ | Reply
هادي قرباني :
"لازم به تذكر نيست كه دموكراسي فقط با آن مفهومي كه امروز در ايران دارد ميتواند براي كشور و ملت ما ارزنده و ثمربخش باشد. زيرا كه تنها اين دموكراسي است كه پاسخگوي نيازهاي مادي و معنوي جامعة ايراني و هماهنگ با ارزشها و موازين فرهنگي و مدني آن است براي ما دموكراسي يك كالاي وارداتي نميتواند باشد زيرا ملت ما باسابقه ديرين تمدن و فرهنگ خود بهتر از هركس ميتواند راهي را كه به اعتلا و سعادت آن منتهي ميشود تشخيص دهد و برگزيند."
آيا اين سخنان به نظر خواننده محترم آشنا نميآيد. اين سخنان آقاي خاتمي در جمع سراسر سوت و كف و يا حتي سكوت سالهاي اخير نيست. بلكه حرفهاي شاهنشاه آريامهر! در آستانة فضاي باز سياسي سالهاي آخر حكومتش است (رستاخيز 15 مرداد 1356)
به راستي علت پناه بردن محمدرضا پهلوي به چنين ادبياتي چه بود؟ رأس حكومتي كه ژاندارم منطقه خليج فارس لقب گرفته، تمامي مخالفان مسلح را تارومار كرده، نفسكش و حتي كتابِ خفيهخوان را به زندان انداخته و هيچ اپوزيسيون رسمياي را در برابر خود نميديد چه احتياجي داشت كه از دموكراسي متناسب با مليت و معنويت سخن بگويد.
شايد يكي از علل اينگونه سخن گفتن موج "حقوق بشر" كارتر بود كه عنصر نيمسوز اردوگاه غرب را وادار به توجيهاتي از اين قبيل كرده بود و البته با راههاي فرار متناسب؛ دموكراسياي شبيه به شترمرغ كه نه به موقع نه تخم ميگذاشت و نه بار ميبرد.
"دموكراسي متناسب با هر كشور" لقلقة دهان ديكتاتورهايي است كه زندانهاي انباشته از زندانيهاي سياسي و يا سابقه كشتار مخالفان را بهعلاوه انتخاباتي محدود و نمايشي و مطبوعاتي خفه و دهانبسته دارند و در عينحال ژستهاي آزاديخواهي و دموكراتمأبي هم به خود ميگيرند.
البته بايد گفت که خاتمي شايد در بين كساني كه دموكراسي ديني را مزمزه ميكنند و سپس حواله منتقدان، آدم دموكراتتري هم باشد ولي به هر روي هركس كه توپ را به ميانة بازيگران و بازيگردانان مياندازند قاعدتاً بايد پاسخگوي اين مسئله باشد كه جامعه مدني و مردمسالاري چگونه جاي خود را به جامعه مدينهالنبي و مردمسالاري ديني داد؟
برگرفته از روزآنلاين
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۷:۳۷ بֽظֽ | Reply
مینا مرادی :
اقای عبدی سلام ..
راستش جالبتر از همه اینکه با اینکه این اقایان مرتبا سنگ شیعه به سینه میزنند وخود را نمایندگان شیعه در جهان معرفی میکنند از گروهی ازسنیان که همانا همان وهابیان باشند در اعمال نظرات تعصبی ویک بعدی پیشی گرفته اند .برای مثال همین سخت گیری برای حجاب یکی از انهاست ...
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۷:۵۵ بֽظֽ | Reply
شاهین :
جناب عبدی
باز میبینم در صورت استدلالتان از منطق قاعده طلایی انصاف استفاده کرده اید.حلقه گمشده دین شناسی ما قاعده انصاف است.تا این ریشه فهم دین و اگزیوم صحیح و بدیهی قاعده انصاف در ذهن ما پایدار نشود نه به دین شناسی صحیح میرسیم نه از دست موانع ذهنی(نه عینی) ریاکاران و اپارتاید سیاسی و حقوقی راحت میشویم ونه از انجا میتوانیم بنیانهای حقوقی دموکراسی را طراحی کنیم.
بنده دوستی دارم که یک اخباری معتدل است.بنده با مبانی فهم ایشان مشکل دارم و اصلا در دو دنیای مختلف زندگی میکنیم.اما چند روز پیش با همان ذهن اسطوره اش گفت ببین فلانی وقتی در روایات امده پرچمهای قبل از ظهور مهدی پرچم باطل است همین است.از 28 سال پیش تا الان چند جنگ در منطقه افتاده .میلیون ها نفر کشته و اواره شده اند و صدها میلیارد دلار منطقه خرج بر داشته ولی امید و اصلاحی هم ایجاد نکرده و عده کمی منفعتی بردند و متنعم شدند و از ذلت به عزت رسیدند ولی کثیری زیان های هنگفت کردند.
گفتم دوست عزیز با مبانی و روش و متودولوزی فکرت مشکل دارم چون با ان مبانی و روش نمیشود تعیین مصداق کرد و اساسا اگر انقلاب نمیشد نمی توان از نظر علمی پیش بینی کرد که چه میشد چون راه ازمون کردتش را نداریم ولی با نتیجه حرفت در فکر فرو رفتم.
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۷:۵۸ بֽظֽ | Reply
ع.چ :
در همين تهران چندين بار توي تاكسي اين مداحي رو شنيدم كه : ( پناه بر خدا )
" دينم حسين ، خدام حسين، قبله ام حسين"
من خودم شيعه ام و ارادتمند امام حسين اما مي دانيم هيچ كدام از علما و مراجع شيعه اين تعبيرها را نمي پذيرند.
واقعا نميشه گفت بعضي از اين مداحها كه اتفاقا از لحاظ اخلاقي هم بي مساله نيستند، خواسته و گاه ناخواسته براي سرويسهاي اطلاعاتي كشورهاي مخالف ايران كار مي كنند .
تا با سر هم كردن چيزهايي كه مثال زدم بهانه دست مفتي هاي وهابي بدهند و آتش جنگ مذهبي را روشن كنند ؟
اونوقت وزارت اطلاعات ايران بين چهار تا دانشجوي يك لا قبا دنبال نفوذي دشمن مي گرده.
جدا كه مرحبا به اين همه هوشياري.
......................................................
عبدی:
نمی دانم چرا باید مداحان را عامل بیگانه دانست؟اگر بجای حسین کلمه پول را بگذارید دین و خدا و قیله آن فرد معلوم می شود و امروز پول را به اینان می دهند.
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۹:۳۰ بֽظֽ | Reply
سیاوش :
سلام
در کشور ما اول تصمیم میگیرند بعد فکر میکنند
اکنون بیشتر اختلاف ها بین خود مسلمانان است در عراق در فلستین در ایران
این واقعیت را باید پذیرفت هر زمان عربها فرصت
پیدا کردن به ایران تعرض کردن
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۱۰:۰۰ بֽظֽ | Reply
کوهزاد :
در سالی که سال انسجام اسلامی نامیده شد.بد ترین نوع نفاق از طرف اینجا صادر شده و بدیهی است این نوع نگاه در جهان اسلام به خصوص سلفی های تندرو خریداران خوبی دارد.
آیا اصولا انسجام اسلامی معنا می دهد ؟
اگر آری چه باید کرد؟
اگر نه ، راهی برای نزدیکی وجود دارد؟
یا اینکه تنها راه خارج کردن مذهب از دولت است؟
اگر پاسخ دهید ممنون می شوم
...............................................
عبدی:
اگر دولتها از موضع قدرت در امور مذهبی مردم دخالت نکنند احتمالا می توان راهی برای از میان بردن کدورتها پیدا کرد.
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۱۰:۰۶ بֽظֽ | Reply
hasan :
آقاي مهندس عبدي سلام.آيا يك نفر شيعه اگر به تسنن درآيد اشكالي دارد؟
.............................................................
عبدی:
اگر منظور شما حقوقی است که در این مورد چیزی مطرح نیست که بخواهیم بگوییم.اما اگر منطق قضیه مورد نظر شما است خداوند افراد را بر حسب درک و آگاهی آنها از حقیقت مسئول می داند . در رسیدن به حقیقت منعی برای افراد نیست و خودشان هم مسئول این طی طریق هستند.اگر من از مجاز بودن شیعه شدن یک نفر اهل سنت دفاع کنم چگونه می توانم مسیر عکس آن غیر قانونی اعلام کنم؟
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۱۰:۲۰ بֽظֽ | Reply
مهدی :
مصداق های فراوانی دیگری هستند که واقعا برای کشوری که ادعای دیانت مسئولانش همه دنیا را پر کرده تاسف آور است. محرومیت فزاینده و فلاکت در مناطق سنی نشین، بی توجهی به اعتقادات ایشان و اهانت های بیشمار که چند نمونه اش را در مقاله تان آورده اید. یک مثال هم من می آورم. سامی یوسف یک صلوات آهنگین دارد که تلویزیون هم گهگاهی پخش میکند. آخرین بار که شنیدم متوجه شدم بعد از "صلی علی محمد و آله" کلمه "صحبه" را حذف کرده اند. کسی که چنین کاری کرده لابد فکرکرده با این کارش روح ادمه را شاد و یا چشم دشمنان آنها را کور کرده. من چند کشور سنی نشین بوده ام. واقعا بی احترامی ندیدم به امامان.در مساجد ترکیه بدون استثنا نام علی و حسن و حسین در کنار نام پیامبر و خلفا نوشته میشود و قبل از خلفا به آل پیامبر صلوات میفرستند. اگر مسئولان فقط یکبار نهج البلاغه را بخوانند این کلام را که پایه علم اخلاق است خواهند دید "آنچه را که بر خود نم پسندی بر دیگران هم نپسند". ولی افسوس که فقط از نام علی و حسین آنهم برای نیات غیر صالح استفاده میکنیم.
۷ مرداد ۱۳۸۶ ۱۰:۳۳ بֽظֽ | Reply
علی.ف از قم :
بحران اصلی ناشی از جدال شیعه و سنی هنوز در راه است. کانون اصلی آن هم ایران است نه عراق. در آنجا مرجع روشن بینی مثل سیستانی نفوذ دارد. ولی آقایان در ایران به دنبال اثبات حرامزاده گی خلیفه دوم هستند!
۸ مرداد ۱۳۸۶ ۰:۳۳ قֽظֽ | Reply
محمد حسين :
محمد حسین:
اقايان فكر مي كنند كه مخالفين خارجي هم مثل منتقدين داخلي هستند كه هر بلائي سرشان بياورنداز سر حجب و حيا يا احتياط و يا حتي ترس چيزي نگويند!
ملاحظه فرمودند كه وهابي ها انگشت روي چه چيزي گذاشته اند!
من باور نمي كنم كه اين كار بدون موافقت نظام سلطنتي عربستان صورت گرفته باشد!اصلآ بعيد است انجا كسي جرات داشته باشد كه اينجوري با اتش و خون بازي كند!
به نظر من مذهب شيعه اكنون وارد يك بحران تمام عيار شده است و سرنوشت ان با توهمات عده اي ماجراجو كه معلوم نيست چه اتوپيائي را در سر مي پرورند گره خورده است!
و اصلآ نمي دانم كه مراجع محترم تقليد قم تحليلشان از اين فتاوي چيست و تا چه اندازه به تحليلهاي دولتي نزديك است و با توجه به ارتباطات درون شبكه اي كه با حوزهء علميهء نجف و نمايندگان خود در كشورهائي مثل كويت و بحرين و حتي عربستان و پاكستان و هندوستان دارند من حيث المجموع به چه جمع بندي رسيده اند!
خوبست ايشان هم اطلاع رساني كنند تا به عنوان پاسداران رسمي مذهب شيعه سخنشان و نظرشان به اطلاع افكار عمومي برسد و ثبت تاريخ شود گرچه سكوتشان هم به همان اندازه از چشمان تيزبين تاريخ پنهان نمي ماند!
فراموش نكنيم كه همين چند سال پيش گروه افراطي طالبان تهديد كرد كه مجسمهء بودا را در باميان با خاك يكسان مي كند و كرد و بودائيان هم كه از نيروانا ارامش و سكون را هديه گرفته اند جز ارامش و سكوت پاسخي نداشتند كه بدهند اما ايا شيعيان هم همين كار را خواهند كرد؟
پرچم قرمز رنگي كه بر فراز گنبد امام حسين به اهتزاز درامده قرنهاست كه براي شيعيان يك پيام روشن دارد"انتقام"!
اقايان مراجع محترم تقليد قم؛
شما به عنوان كارشناسان مذهبي يك عمر براي ما حرام و حلال را بيان كرده ايد و فتواي امر و نهي داده ايد، ما هم گفته ايم و مي گوئيم: سمعآ وطاعتآ، حكمتان مطاع! اما اينبار هم از ما به عنوان كارشناسان سياسي يك كلام بشنويد كه :
در خاور ميانه جز با مشي اعتدال هيچ پروژهء مفيد و پايداري به پيش نخواهد رفت! خاور ميانه جاي بازي با احساسات و عصبيتهاي جاهلي نيست!
خاور ميانه جاي شعار دادن و هياهو نيست!خاور ميانه جاي نبش قبر تاريخ نيست!در زير خاكستر اين منطقه خيلي اتشها پنهان است! خاك اين منطقه در هميشهء تاريخ تشنه جويهاي خون بوده است و اكنون هم هست! اين سرزمين به اژدهائي خفته مي ماند كه بر گنج نفت چنبره زده است او را نبايد بيدار و تحريك كرد و در اينجا نبايد با اتش بازي نمود!
فدايتان شوم؛
ما از بس اين حرفها را گفته ايم زبانمان مو در اورد ه است ،گرچه باز هم مي گوئيم و خواهيم گفت ولي مطمئنيم كه كسي براي حرفمان تره هم خورد نمي كند!
شما كه مراجع محترم تقليد هستيد به اقايان بفرمائيد بلكه افاقه كند! بالاخره هرچه كه باشد اقايان فراوان متشرع هستند!خيلي به نماز و روزه و اصول و فروع ما ايراد و اشكال مي گيرند!پس لابد اگر مرجع تقليدشان به انها اشكال كند اثري خواهد بخشيد!
۸ مرداد ۱۳۸۶ ۱:۲۶ قֽظֽ | Reply
ارژنگ :
هرچند من از جنبه ناسيوناليستي هيچ علاقه اي به يكي از فاتحان ايران يعني عمر بن خطاب ندارم، اما وي بدون شك از شخصيت هاي مهم تاريخ اسلام است و به نظر من تمامي بدگوئي هاي اهل تشييع در مورد وي و گراميداشت ابو لولو فيروز بعنوان يك ايراني ريشه ملي گرائي دارد كه به مرور زمان رنگ ديني بخود گرفته
........................................................
عبدی:
این که ریشه در چه داشته فعلا بحث ما نیست نتیجه این رفتار مهم است که نباید فراموش کرد.
۸ مرداد ۱۳۸۶ ۱:۴۱ قֽظֽ | Reply
آرش :
به همه ی آن هایی که در جنگ "سنی-شیعه" جان باختند و جان می بازند:
گلدان
چرا گلدان ها خالي است؟
چرا اين بذر با بوی خاک بيگانه است؟
کجايند مردان خِرَد؟
چرا پنهانند پشت درهای بسته؟
اين خاک
اين گلدان
اين دانه-
کو آن نظر که بروياند کيميای عشق؟
{آنجا که روزگاری
سفينه ی عروج به ملکوت،
بانگ الله اکبر بود؟}
شمشيرت را
به صندوقچه ی پستوی خانه ات بسپار
فردا زودتر از همسايه برخيز
بگذار گلدان شمعدانی تو
زودتر بر تاقچه ی همسايه بنشيند!
۸ مرداد ۱۳۸۶ ۱:۵۲ قֽظֽ | Reply
kave :
salam aghaye abdi : be nazare in haghir , soal asasi va rishi in hast ke(albate aghar chap konid!) ke aya in soale barhaghist ke az ma shian miporsand ke ma adam parast hasim ya na , man ke fekr mikonam hastim ,
......................................................
عبدی:
اجازه دهید بقیه مطلب را درز بگیریم.گرجه در بسیاری از موارد با شما مخالف نیستم.
۸ مرداد ۱۳۸۶ ۲:۳۶ قֽظֽ | Reply
:
با سلام
من یک کرد و سنی هستم و کرد و سنی بودن من اختیاری نبوده است وشاید زمانی به انها بدون انکه دلیل روشنی داشته باشم افتخار میکردم و با مطالعه و اشنایی با فرهنگ دیگر ملتها پی بردم که نژاد و دین ارثی موارد قابل افتخار نیستند و دیدم ادمهایی از نژادهای گوناگون و حتی ترکیبی و دیندار و بید ین در پی اسایش خود و دیگران . جناب مهندس عبدی عزیز اگر به جنابعالی و سایر دوستان بر نمی خورد با ید بگویم که با تجربه من افرادی که شیعه هستند از نورالدین کیانوری تا شیخ فضل الله نوری نسبت به همه بدگمان و اهل فرقه گرایی هستند .چرا ؟ من اینمورد را در عراق و سوریه هم تجربه کرده ام .لطفا فکر نکنید از روی تعصب یا ناسیونالیسم این چند جمله را گفتم .به انسان و کار و شادی بیش از همه چیز احترام میگذارم.
سپاسگزارم
۸ مرداد ۱۳۸۶ ۳:۳۶ قֽظֽ | Reply
ع . نجفي :
با سلام و آرزوي توفيق روزافزون بلي خود كرده را تدبير نيست! بحق بيان نموده ايد. كاري از دست ماها بر نمي آيد عمق ساختار شكني اين افراطيون بحدي خواهد بود و هست كه تلاشهاي هيچ كسي براي مرمت و بازسازي ساختارهاي خراب شده بجايي نخواهد رسير اينها به قدري ساختارهاي موجود را را در هم خواهند ريخت كه هر احدالناسي از هر كوره دهي مدعي ارث و ميراث شده و مطالبه انواع ناحقها خواهند نمود هنوز اول كار است امروز وهابيها فردا يهوديها پس فردا سنيهاي بيچاره و ... فرداها گروه هاي جديد منشعب از آنها حتي از شيعه فعلي همه و همه بر اين ملت مظلوم خواهند تاخت تا ارث و ميراث خود را مطالبه كنند. اگر از ديدگاه مديريتي و سازماني به قضايا نگاه كنيم اين وضعيت براي سازمانها وقتي رخداد مي نمايد كه سازمان يا بنگاه بلحاظ وضعيت عوامل استراتژيك محيط داخلي ( نقاط ضعف و قوت ) و وضعيت عوامل استژايك خارجي ( فرصت ها و تهديدها ) به قدري
نامناسب عمل كند كه در داخل نقطه قوت استراتژيكي را حفظ يا توليد و يا بازتوليد نكند بلكه روزانه در انديشه توليد انواع ضعفهاي جديدي باشد. در بيرون نيز توانايي توليد و بدست آوردن فرصتي براي رقابت سالم نبوده و انواع تهديدها را بازتوليد و با فرصتهاي باالقوه موجود معامله و معاوضه نمايد. نبايد توقعي غير از اين داشت . در چنين وضعيتي رقباي موجود و حتي فرصت طلبان و ... به هر بهانه اي براين سازمان خواهند تاخت تا ضعف هاي سازمان يا بنگاه يا كشور را بزرگ تر نموده و براي خود قوت و فرصت كسب كنند و عوامل و تحركات ناعقلاني رقيب را به عنوان تهديدات مخرب به رقيب در قالب ضعف دروني تزريق نمايند . براي اين سازمانها در عالم رقابت و تعجيل براي ربودن گوي سبقت از ديگران را براي انحلال و ورشكستگي و نابودي ، دشمن خارجي نياز نيست بلكه پافشاري بر تبديل نقاط قوت داخلي به ضعف داخلي و تبديل فرصتهاي موجود به تهديدات جديد براي فنا و نابودي و دادن فرصت به رقيبان براي تاخت و تاز براين كشور كافي است.
كاش مي فهميدند! كه در دنياي فعلي هيچ عاقلي فرصتي را با تهديد معاوضه نمي كند بلكه تهديدات را به فرصت تبديل مي نمايد و هيچ نقطه قوتي را با نقطه ضعف معاوضه نمي نمايد بلكه نقاط ضعف را مرمت به نقطه قوت تبديل مي نمايد . پس شايد دير نشده باشد يا هنوز فرصتي باشد كه بتوانند از بازتوليد ضعفهاي و تهديدات زير خاكستر پرهيز نمايند اگر راست است كه درمسائل لبنان و عراق و ... هيچ نقشي ندارند پس بهتر است در عمل ثابت نموده و حدالامكان مصبب تهديداتي براي آنها ايجاد ننمايند. تا بعدا ما مستقيما در آستانه تهديد قرار نگيريم !.
۸ مرداد ۱۳۸۶ ۵:۰۲ قֽظֽ | Reply
hasan :
سلام
آیا جرم مصاحبه کنندگان در برنامه ی به اسم دموکراسی مشخص شده است؟ آیا حکم جاسوسی آنها از طرف دادگاه صالح بریده شده است که یکی از روزنامه های مدعی اخلاق و همه چیز اینچنین نوشته است؟:
در ميان واكنش هاي فراواني كه پخش برنامه «به اسم دموكراسي» برانگيخت، از همه جالب تر و تأمل برانگيزتر مخالفتي بود كه يكي دو جريان سياسي داخلي از خود نشان دادند.اين مخالفت ها هم از حيث شكل استدلال و هم از نظر نوع افرادي كه اين مخالفت ها از جانب آنها صورت مي گرفت و انگيزه هايي كه آنها را به اين كار وامي داشت قابل مطالعه جدي است. صورت مسئله اين است: چند جاسوس دستگير شده اند، در اعترافات خود نشاني همكاران ديگرشان را داده اند و آنها هم به دام افتاده اند و حالا در يك برنامه تلويزيوني توضيح مي دهند چه خيالاتي عليه ملك و ملت در سر داشته اند. يك ايراني اساساً چگونه مي تواند به چنين چيزي معترض باشد؟ مگر اينكه صورت مسئله به گونه اي ديگر طرح شده باشد."
آیا بنظر شما , اگر حکمی مبنی بر جاسوسی صادر نشده , مدعی العموم که همیشه در همه ی موارد هی و حاضر بوده است , بر علیه این اقدام خلاف اخلاق و قانون و مردانگی و مروت و ...انسانیت اعلام جرم خواهد کرد؟
۸ مرداد ۱۳۸۶ ۶:۳۱ قֽظֽ | Reply
rahmat :
جناب عبدی با سلام
وضعیت فعلی حقیر را بیاد این قصه سعدی شاعر نامدار کشورمان میاندازد که فرموده است :
هارون الرشید را چون ملک دیار مصر مسلم شد گفت به خلاف آن طاغی که به غرور ملک مصر دعوی خدائی کرد نبخشم این مملکت را مگر به خسیس ترین بندگان . سیاهی داشت نام او خصیب در غایت جهل . ملک مصر به وی ارزانی داشت. گویند : عقل و درایت او تا بجائی بود که طایفه ای حراث ( برزگران - کشاورزان ) مصر شکایت آوردندش که پنبه کاشته بودیم باران بی وقت آمد و تلف شد گفت : پشم بایستی کاشتن .
اوفتاده است در جهان بسیار
بی تمیز ارجمند و عاقل خوار
۸ مرداد ۱۳۸۶ ۷:۰۰ قֽظֽ | Reply
salimi :
واقعا تحليل بسيار خوبي بود. به نظرم ما اگر فقط اين نكته را درك كنيم كه ديگران مجبور نيستند خودشان را با شاقول ما بسنجند به موفقيت بزرگي رسيده ايم چه در بعد سياسي و چه در بعد مناسبات اجتماعي.
۸ مرداد ۱۳۸۶ ۱۰:۴۲ قֽظֽ | Reply
افشين :
اقاي عبدي با سلام
ايا شما نمي دانيد امريكا بهاييت را در شاخه اهل تسنن ايجاد كرده تا از ان بعنوان سر پل توطه هاي خود بهره برداري كند ايا نمي دانيد امريكا با نفوذ شديد خود در كشور هاي سني مذهب كه اظهر المن الشمس است از انها استفاده ابزاري مي كند ايا نمي دانيد اين كشور ها حيات خلوت امريكا هستند ايا بهتر نيست بجاي قيافه دموكراسي خواهي افراطي و بنيان كن قدري اين كشور ها را نصيحت بفر ماييد كه اينقدر سر سپرده امريكا نباشند و قدري هم اجازه بدهند انتخابات دمكراتيك برگزار شود و حداقل حق شهروندي را به رسميت بشناسند ازادي اسلامي زنان را به رسميت بشناسند تا كشور هاي ازاده جهان رقبت پيدا كنند با انها همكاري نمايند چگونه مي شود به نوچه هاي امريكا در منطقه اجازه داد در يك كشور انقلابي پايگاه بزنند و منشاء انواع واقسام توطه ها در پوشش مذهب شوند دموكراسي خواهي محترم اما فراتر از ان هوشمندي انقلابي مي باشد ابتدا پايبندي خودشان را به اسلام با تبري از امريكا عملا به اثبات برسانند بعد جاي انها روي تخم چشم ما در هر محله اي مسجدي بنا كنند وقتي اين نوچه هاي امريكاريختن خون شيعيان را اولي بر امريكايي هاي متجاوز مي دانند صحبت هاي شما از دهان يك انقلابي بسيار بوي خامي مي دهد نمي دانم ازادي بيان را فقط بري مطالب خود مجاز مي دانيد يا انرا مشمول پاسخ من نيز مي كنيد در هر صورت در راه اعتلاي كشور اسلامي ايران موفق باشيد
.......................................................
عبدی:
مشکل کوچکی می ماند که آنان معتقدند شیعیانی که مهدور الدم اعلام می شوند با حمایت آمریکا سر کار آمده اند
و آنها در ضدیت با آمریکا این احکام را علیه شیعیان صادر می کنند.پس پاسخی هم برای این ادعا باید یافت.
۸ مرداد ۱۳۸۶ ۱۱:۰۹ قֽظֽ | Reply
محمد :
سلام، جناب اقاي عبدي و اقاي امير
علت نفرت ما ايرينيها از اعراب همين اسلام است چون در اين زمان ملت ايران هر چه مي كشند از تفسير غلط اسلام به نفع عده اي سودجو است، ضمنا چون ما به زور اعراب مسلمان شده ايم همواره از اعراب بدمان مي ايد، همان دين زرتشتي كه داشتيم براي هفت پشتمان بس بود
.................................................................
عبدی:
ملتی که به واسطه زور دین خود را برای قرنها از دست دهد ارزش انتساب شدن به آن را ندارد.چنین ملتی جز این که ثابت می کند بسیار بی شخصیت است چیز دیگری را ثابت نمی کند.به نظر من چنین نیست مردم ایران آزاد تر و شایسته تر از آن هستند که به زور اسلام یا هر دینی را بپذیرند.بعلاوه اگر مردمی به زور دینی را بپذیرند چطور سرآمدان آن دین را تربیت و عرضه می کنند؟پیشنهاد می کنم جهان ایرانی و ایران جهانی را حتما مطالعه نمائید.
۸ مرداد ۱۳۸۶ ۰:۲۰ بֽظֽ | Reply
یوسف :
جناب آقای عبدی: سلام، خدا قوت
بنده براساس تقسیم بندی های موجود از معتقدین به دین اسلام و مذهب اهل سنت (یعنی معتقد به سیره و سنت رسول الله) هستم.نمونه های دیگری از تبعیض های قانونی و عملی را که در این جمهوری دیده و لمس کرده ایم به اطلاع طالبین بیطرف می رسانم:
1 -طبق اصل مربوط به انتخاب رئیس جمهور اهل سنت نمی توانند کاندید ریاست جمهوری شوند!برای این حقیر این سوال مطرح است که در کشوری که اکثریت مطلق آن شیعه مذهب هستند اگر یک سنی مذهب کاندیدای ریاست جمهوری شود امکان رای آوری چقدر است؟و اگر ان روزی برسد که بتواند با این شرایط رای بیاورد آن وقت نباید به جای توجه به کاندید سنی مذهب به علائق و نوع انتخاب اکثریت مطلق شیعه مذهب توجه کرد؟
2 -گزینش های تبعیض آمیز در استخدام ها: از نمونه عینی آن برادرزاده خود بنده که بعداز قبولی در کنکور در مصاحبه به علت سنی مذهب بودن حتی سلام علیک هم نکردند و جوان خام رابا یک دنیا عقده طرد کردند.مورد دیگرخود این حقیر هستم که برای رفتن به سربازی( که یک وظیفه اجباری است) به اصطلاح مصاحبه عقیدتی و سیاسی انجام دادند!
3 -تبعیض در واگذاری مدارک حوزه های دینی:فارغ التحصیلان حوزه های اهل سنت مدرک معادل پایین تری ازفارغ التحصیلان حوزه های اهل شیعه دریافت می کنند.از تبعیض در اختصاص بودجه عمومی به حوزه های دینی اهل سنت نسبت به اهل شیعه نگویم و نپرسید که اگر عدالت علی راست باشد که هست وای به حال مدعیان دروغیین.
این حقیر نه طالب پست مقام هستم نه جای کسی را می خواهم تنگ کنم فقط طالب یک زندگی معمولی در کشور خودبا صلح و صفا وآرامش هستم آیا در کشور با حاکمیت مذهب شیعه این هم توقع زیادی است؟
این چه اصراری است که با هزاران ترفند و حیله ومحدودیت می خواهیم طرف مقابل را از اعتقاداتش برگردانیم آیا به این فکر نکرده ایم که اگر معتقدین هماهنگ با ما زیاد شوند در بهشت برین برای خودمان جا کم بیاید.اگر به خداو قرآن معتقدیم این را باید بدانیم که به پیامبرش سفارش کرده که فقط تذکر بدهد و حتی حرص هم نخورد.
۸ مرداد ۱۳۸۶ ۰:۳۳ بֽظֽ | Reply
مهاجر :
من يك مهاجر افغاني هستم مسجد شيخ فيض كه اوقاف بود توسط آقایان در مشهد تخريب شد الان اهل سنت مشهد و مهاجرين افغاني در پارك نماز جمعه و عيد برگزار مي كنند. . در افغانستان ما وزير ، نماينده مجلس و كانديداهاي رياست جمهوري شيعه داريم. . متاسفانه در ايران ادعاي تمدن چند هزار ساله با واقعيت رفتار و فرهنگ امروز هيچ تطابقي ندارد. از كوروش و فرامين او داد سخن دادن چه سودي دارد كه امروز هر اقليتي در ايران تحت فشار باشد . مهاجرين به نحوي ، اقليت هاي ديني و مذهبي به نحوي و ....
۸ مرداد ۱۳۸۶ ۴:۱۹ بֽظֽ | Reply
علی :
آقای عبدی
با سلام
به نظر شما های لایت کردن ایام فاطمیه توسط حاکمیت نیز در این راستا بوده؟
.....................................................
عبدی:
بله متاسفانه همینطور است.
۸ مرداد ۱۳۸۶ ۴:۴۳ بֽظֽ | Reply
ahmad :
جناب عبدی
بنده نه بااعراب مشکلی دارم نه با مسلمانان. ولی اینکه ایرانیان با اشتیاق مسلمان شدند را جائی ندیدم.در کلیه کتابهای تاریخ که ارقرن دوم هجری تا قرن هشتم چه توسط عرب وچه عچم نوشته شده خلاف این را می گویند.این حرفها را یکی دونفر در اوایل قرن بیستم گفتند که مقبول افتادوتکرار شد.برای نمونه چند جمله از تازیج طبری که 1100سال پیش نوشته شده وتوسط ابوالقاسم پاینده از عربی به فارسی ترجمه شده ودرجمهوری اسلامی منتشر شده است را رونویس می کنم.در ضفحه1493جلدچهارم نوشته شده..ومشرکان که انتظار آمدن بهمن جاذویه داشتند مقاومت کردندو....وحالدگفت خدایا نذر می کنم اگر برانهادست یافتم چندان ار آنها بکشم که خونهایشان را دررودشان روان کنم.....سواران گروه گروه از آنها را که به اسارت گرفته بودند می آوردندوخالد کسانی را معین کرده بود که گردنشان را در رود منردند و یگ شب وروز چنین گرد و....
با احترام
........................................................
عبدی:
شما را به همان کتاب ارجاع می دهم.اما اگر این ایده را بپذیریم جز محکوم کردن ایرانی جماعت دستاوردی ندارد.البته اگر درست بود من هم این جماعت دورو را محکوم می کردم اما واقعا با هیچ منطقی جور در نمی آید.من می توانستم کتاب مرحوم مطهری را هم معرفی کنم اما چون ایشان روحانی بود در این مورد خاص همان کتاب را پیشنهاد می کنم که قطعا مطالعه کنید.
۸ مرداد ۱۳۸۶ ۵:۳۲ بֽظֽ | Reply
رامين :
سلام به همه دوستان
از هموطنان سني شما ام و كشورم را دوست دارم
متاسفانه توهين شيعيان(نه همه آنها) به خلفاي راشدين مخصوصا خليفه دوم باعث ايجاد نفرت و كينه در هر دو طرف شده است. فراموش نكنيم كه علت اصلي جنگ داخلي عراق اختلافات مذهبي است .پس بهتر است دست به دست هم بدهيم و از اختلاف پرهيز كنيم.
۸ مرداد ۱۳۸۶ ۷:۴۰ بֽظֽ | Reply
خونین دل :
جناب عبدی نازنین سلام
همه چیز را همکان دانند همگان هم ازمادر نزاده اند راجع بزور اسلام اوردن ایران خواهشمندم کتاب ارزشمند ستیز وسازش را حتما بخوانید درضمن من یک مسلمانم دوستدار شما خونین دل
...........................................................
عبدی:
امیدوارم دسترسی پیدا کرده و بخوانم.اما بنده هم کتاب معرفی کردم نویسنده هم آقای ثلاثی است .اما مهمتر از همه این که شخصا از انتساب خود به ملتی که به زور دین خود را به صورت دائمی عوض کند تنفر دارم طرفه این که جزو رعمای تئوریک آن دین هم بشود.البته با زور حکومت را می پذیرند.اگر قرار بود با فشار ملتها دین خود را از دست دهند از یهود تا هزار سال پیش احدی باقی نمانده بود.
۸ مرداد ۱۳۸۶ ۹:۳۷ بֽظֽ | Reply
Ardalaan :
حضور محترم حاج آقا عبدي. شما اونروزي كه جمهوري اسلامي نه يك كلمه بيشتر و كمترتبليغ ميكرديد به فكر اين مشكل نبوديد....................................................... ........................................................................ سوالي كه براي براي من وجود دارد اينست كه آيا شماهاي نوعي براي آينده ايران چه ميخواهيد بكنيد آيا در فكر جبراني هستيد?
...................................................
عبدی:
بخش حذف شده را به من ببخشید که انتشارش مشکل آفرین است.و نیازمند وترد شدن به بحث دیگر. اگرچه دیگر سخت است که با عملکرد فعلی از ساختار حتی قانونی(بر فرض که اجرا هم بشود که حداقل در شرائط موجود فرض غیر واقعی است)هم دفاع کرد اما من معتقدم که اگر مطابق قانون عمل شود نوع حکومت امری فرعی است که به مرور زمان اصلاح می شود.این که شما واقعیت موجود همان چیزی می دانید که در ابتدا قانونی شد دقیقا تائید ادعای حاکمان است.آنها هم می گویند همین واقعیت موجود مطابق خواست اول انقلاب است.بنابر این فکر می کنم پاسخ سوال آخر خود را هم گرفته اید.
۸ مرداد ۱۳۸۶ ۱۰:۱۱ بֽظֽ | Reply
ارشك :
جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه
چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند
اگر قدري فارغ از تعصب و خرافه ، تنها به معني واژه هاي آئين و مذهب و ... توجه كنيم آشكارا به اين نكته مي رسيم كه تمامي اين واژه ها از لحاظ معني ختم به كلمه “راه ” مي شود . يعني اينكه تمامي مذاهب و آئين هاي گوناگون همچون راهي مي باشد كه با هدف رساندن طالبي به مطلوب بنا شده است . سرمنزل اين راه را هر چه كه بناميم ( الله ، يزدان ، GOD ، پرودگار و ... ) فرقي نمي كند . هدف همانست كه در اخلاقيات بارها و بارها تكرار شده است ، دوري گزيدن از افعالي كه زشتيشان بر همگان روشن است ( دروغ ، تهمت ، تجاوز به حقوق ديگران و ... ) و گام برداشتن در راه درستي و راستي ( در يك كلمه انسانيت ) .
با اين تفسير چگونه و به چه استدلالي مي توانيم مدعي شويم كه ديگران همه بر راه غلط مي روند و ما بر راه درستيم . اين ادعا به زبانهاي مختلف در برخي مذاهب اعلام مي شود كه :
...........................................................
به سوي حق به جز از اين طريق راهي نيست !!!!!!!!!!!!!
آيا ريشه اين تفكرات در جاهليت تاريخي عوام است ؟
آيا ريشه اين تفكرات در استثماري است كه بر دكان دين نشستگان به دينداران جاهل تحميل نموده اند ؟
آيا ............
من نمي دانم شما چه مي انديشيد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ؟
اما چيزي را كه خوب مي دانم اين است كه تمامي اين ادعاها و غوغا ها ، نه براي رضاي خدا كه تنها براي سركيسه نمودن خلق خداست و در قدمتي به بلنداي تاريخ همواره بيچارگان كم دانش به نام دين ، به دام مدعيان سردمداري دين چگونه خود را هلاك ساختند و ايشان را كاخ هاي آنچنان .
بزن باران كه دين را دام كردند شكار خلق و صيد خام كردند
بزن باران خدا بازيچه اي شد كه ...
با آن چه ها نكردند .
با سپاس فراوان از نوشته هاي روشنگرانه .
۸ مرداد ۱۳۸۶ ۱۱:۱۲ بֽظֽ | Reply
آرش از کرمانشاه :
جناب عبدی اگر ممکنست خطبه های نمازجمعه ی اهل تسنن را به طور جداگانه در سایت منتشر کنید. حیفست که این سخنان ارزشمند تنها در یکی از کامنت ها بیاید.
............................................................
عبدی:
چیزهای خوب زیاد است و امکان من ناچیز.البته اگر من به تنهائی چنین امکانی را داشتم و در اختیار غیر نبود این کار را انجام می دادم.اما خوشبختانه همه از این امکان بهره مند هستند.
۹ مرداد ۱۳۸۶ ۰:۱۶ قֽظֽ | Reply
Mohammad :
سنی های ایران آگاهند
فکری به حال غیر ایرانی ها باید کرد
متشرعه، عرفا و فلاسفه
می دانید چرا شخصیتهایی مذهبی چون علامه طباطبایی، استاد مطهری و امام ( ره ) دچار این مشکل نبودند. آنها سه بعد عرفان، فلسفه و شرع را با هم داشتند ( تک ساحتی نبودند). در مقابل کسانی هستند که دکان عقل ( فلسفه ) و دل ( عرفان ) را تعطیل کرده اند و تنها به ظاهر شرع اکتفا کرده اند ( حسبنا الشرع ، به کنایه از حسبنا... ). خوب! باشد! این که عیبی ندارد! موسی به دین خود و عیسی هم به دین خود. به ما چه؟ چرا ما نگران می شویم؟ می دانید چرا؟ آنها به این بسنده نمی کنند.برخی از آنها از شرع دکان، ( دکانی برای قدرت و اقتصاد )ساخته اند. آنها دکاندار دین اند و صنفی فکر می کنند: یعنی جزء اصناف باید به شمار بروند نه عالم یا دیندار. بدتر اینکه باز به این هم بسنده نمی کنند، آنها رقبای خود را با انگهای مختلف از میدان به در و دربدر می کنند. ( لعنت و هزار لعنت خدا و خلق بر آنها باد).
امام از این افراد، به علت خشک مغزی شان، به سخترین وجهی متنفر و دل خون بود.
متشرعه و اخباریون از همان ابتدای پیدایش، با تکیه به عوام، بزرگترین مانع توحید، دین، عقل، دل، بشر، جهان، زندگی، برادری، برابری، آزادی، تکامل، نوآوری، دانش و دانشمندی، ملیت، عشق، بالندگی ایران وایرانی، عدالت، علم، تربیت، فرهنگ وهنر، اعم از شعر، موسیقی، ادبیات، و...، ارتباط با ابناء بشر، شناخت دیگر ادیان، حقوق بشر، سیاست، قلم و خلاصه هر چه که خوبست، بوده اند.
خیلی ها فکر می کنند این امر به زمان خاصی محدود است. نه، از این رنجها حافظ، مولوی،خیام، ابن سینا، ملاصدرا، سهروردی، حلاج، علامه طباطبایی و... خیلی برده اند و گفته اند. تن و روح ایران همواره از وجود آنها در رنج بوده است. تن ایران بسیار از این صنف رنجور است.
آنها فقط با تسنن مخالف نیستند و این را اهل تسنن ایرا ن هم خوب می دانند. آنها ( سنی های ایران ) می دانند که شیعه متدین ایرانی الاصل و خوش سابقه اثنی عشری، که مشتری دکان آنها نیست و نبوده، نیز در طول قرنها آواره، بی خانمان و بی حق و حقوق و در بدر بوده. انها باید این بخش از مشکل ما را به اهل تسنن خارجی بگویند تا خدای ناکرده خون و خونریزی قرنها باز تکرار نشود.
یک دلیل روشن: شما میان مسلمانان برادری ایجاد کنید، خواهید دید که آنها نگران خواهند شد. می دانید چرا؟ روشن است دکان آنها تعطیل می شود.
برخی از آنها فقط در مسائل اختلاف انگیز مهارت دارند و از معرف دینی بی بهره اند. داستانها می دانند.
بینش آنها بسیارخطرناک است، چرا که فقط خودشان را قبول دارند. گرچه از نظر کمی تعداد آن کم است اما می توانند عوام فریبی کنند. آنها همه را رد می کنند. ایران سراسر خوبانش را به علت نفوذ و عوام فریبی آنها قربانی کرده است.
تاریخ ایران مملو از دعوای فلاسفه و عرفا و...، با متشرعه بوده است.
با تشکر از مطلب بسیار ارزشمند جناب عبدی.
محمد
۹ مرداد ۱۳۸۶ ۲:۰۱ قֽظֽ | Reply
محمد :
باز هم سلام اقاي عبدي
من هم با شما موافقم ما بي شخصيت نيستيم، يعني هيچ ملتي بي شخصيت نيست و هيچ انساني به خودي خود بي شخصيت نيست (به مقام والاي انسان توهين نكنيد)، بلكه شرايط نامساعدي كه همواره بر ما حاكم بوده بي شخصيت مان كرده، شما كه فكر ميكنيد ما مسلمانيم برويد در كوچه و خيابان، در مردم عادي، در حكومت، در دولت ودر همه جا ببينيد كه چگونه از اسلام براي اهداف خود سو استفاده ميكنند، شما كه مسلمانيد ايا مردم ايران را واقعا مسلمان ميدانيد چون نماز ميخوانند و رسوم اسلامي را به بهترين شيوه برپا ميدارند؟
ضمنا منظورتان از سرامدان كيستند؟ اگر سرامدان حكومتي را ميفرماييد كه كاملا مشخص است براي چه، براي سودجويي، و اگر منظورتان سرامدان روشنفكري است كه قطعا چنين است بايد بي پرده بگويم چاره اي جز اين ندارند چون انگاه مخالفان خوني انان بيشتر ميشود و مجبورند همه خوبيهاي عالم را كه به نظر من به ذات خود انسان مربوط ميشود به اسلام نسبت دهند، ايا اسلام امده تا افراد را اسطوره كند يا براي رهايي از ظلم امد؟
سرامدان روشنفكري ما همه اينها را خوب ميدانند اما نميخواهند در برابر اديان ديگر كم بیاورند، شايد هم حق دارند!
۹ مرداد ۱۳۸۶ ۱۱:۳۰ قֽظֽ | Reply
abdorahman :
man ba nazare shoma mokhalefam ke melati ke be zoor dinash ra avaz konad bi shakhsiat ast va agar ham harfe shoma dorost bashad pas iraniha bishakhsiat hastand chon kasi nemitavanad enkar konad ke iran be zoor shihe shode ast.
۹ مرداد ۱۳۸۶ ۰:۱۷ بֽظֽ | Reply
كوروش :
با درود
آقاي مطهري در كتاب خدمات متقابل ايران و اسلام اين بحث را كه ايرانيان به زور مسلمان شدهاند را رد ميكنند! گيريم اين نظر درست باشد.
اما ايشان در كتاب داستان و راستان يك داستان دارند با اين مضمون كه:
يكي از سرداران سپاه ايران را دستگير ميكنند و به پيش عمر ميآورند. از او ميخواهند كه يا اسلام بياورد و يا به عنوان يك كافر حربي سر از تنش جدا ميكنند. آن سردار از آنها آب ميخواهد و قول ميگيرد تا آب را نخورده است او را نكشند. عمر ميپذيرد و سردار آب را بر زمين ميريزد. خليفه مسلمين ميماند كه چه كند، آيا او را بكشد كه خلف وعده كرده و اگر نكشد كه او يك ايراني مسلمان نشده بوده است و ادامه قصه.
ظاهرا آقاي مطهري در اين قصه فراموش كرده بودند كه اعراب به زور مردم ايران را مسلمان نكردهاند.
اينكه ايرانيان به زور دين خود را عوض كردهاند در همين اواخر هم اتفاق افتاده است. آيا اين موضوع هم قابل انكار است كه شاه اسماعيل صفوي به زور شمشير مردم ايران را شيعه كرده است؟
اما اينكه مردم ايران به زور دينشان را عوض كردهاند از نظر من نكتهاي منفي نيست. زندگي ارزشمندترين چيزي است كه يك انسان دارد!
............................................................
عبدی:
به این موارد که تغییر دین بواسطه زور نمی گویند.زرتشتی ها تا قرنها بعد از ورود اسلام در ایران حضور فعالی داشتند بویژه در روستاها و مانعی برای حفظ دینشان نبود.البته تفاوتها وجود داشته همچنان که برای مسیحیان و مسلمانان و بویژه یهود در ممالک دین دیگر چنین محدودیتهائی بود ه است اما مردم که صرفا دین خود را با این محدودیتها از دست نمی دهند.مثلا در اندلس هم مشکلات بود.
۹ مرداد ۱۳۸۶ ۱:۰۴ بֽظֽ | Reply
فرهاد :
سلام
بعد از خواندن مطلب آقای افشین سئوالات زیادی به ذهنم رسید :
- اگر آنها نوچه آمریکا هستند به خاطر سنی بودنشان است؟
- اگر دموکراتیک بشوند سنی بودنشان دیگر عیب نیست؟
- مسجد زدن اهل سنت در ایران به معنی پایگاه نوچه های آمریکاست؟
اما از اینها می گذرم و به یک مطلب اساسی می رسم : ایشان گفته اند آنها پایبندی خود را به اسلام با تبری جستن از آمریکا اثبات کنند. چرا ایشان ضد آمریکایی بودن را برابر با مسلمان بودن دانسته اند؟
ضد آمریکایی بودن که از اساس غلط است بلکه صحیح این است که با سیاستهای حک.مت آمریکا مخالف باشیم وگرنه ضد یک کشور بودن که معنی بدی می دهد. بر فرض که منظور از ضد آمریکایی بودن همین باشد باز نمی توان آنرا معادل اسلامی بودن گرفت. موارد نقض فراوانی را می توان مثال زد. آقای سیستانی مرجع بزرگ شیعیان اصلا ضد آمریکایی نیستند و ........
در هر حال این موضوع اختلاط دین با سیاست و حکومت بد جوری در افکار و عقاید ما جاخوش کرده است به طوریکه موضوع ظهور امام زمان را نیز معادل تشکیل حکومت جهانی می گیریم در حالیکه اصلا چنین نیست.
۹ مرداد ۱۳۸۶ ۱:۳۲ بֽظֽ | Reply
مهیار :
با سلام
در پاسخ به آقاي افشين
بياييد با هم دوباره گفته شما را بخوانيم وپاسخ دهيم :1-اگر با اين تحليل آنان (كشورهاي غير شيعي)ما را به خاطر همكاري با آمريكا (در عراق وافغانستان و...)مورد خطاب ومحاكمه قرار دهند چه؟2-آيا تمام اهل سنت در پي توطئه هستند؟پس ارتباط با دشمن چه سود؟يايند مثل آمريكا واسرائيل با آنان قطع رابطه نمايند.3-گيريم تمام اهل سنت چه در ايران وچه در خارج دشمن انقلاب هستند آيا با خود تفكر نمودهايم چه شده است كه همه دشمن شده اند؟آيا اين بازتاب عمل ما نيست؟آيا با اين تحليل ها آنان نيز نمي توانند شيعيان خود را محدود نمايند؟آيا از خود پرسيده ايم چرا اينكا را نمي كنند؟اگر دشمني است كه ما هم بايد دشمن آنان باشيم.چرا كه دشمني و رودر رويي يكطر فه نخواهد بود.4-از خود پرسيده ايم اگر اهل سنت داخل چرا به جاي تبعيت از داخل از خارج تبعيت مي نمايد؟(با تحليل شما من كه موافق اين تحليل نيستم).اين به اين مي ماند كه بگويم چون آمريكا دشمن ايران است و همه آنان م بور هستند پس مو بورهاي ايراني نيز دشمن هستند .آيا اين تحليل درست است؟5- در يك كلام خلاصه وشفاف پاسخ دهيد .اگر ديگراني آنچه شما(چون من خود را از جنس شما نمي دانم )مي كنيد با شما وهم كيشان شما وهم مذهبان شما وهم انديشان شما(اگر انديشه اي در كار باشد) انجام دهند چه مي گوييد؟؟؟؟؟؟؟در پايا ن بايد بگويم من از شيعه يا سني ناميدن خود بر خود نخواهم باليد واعتقادات خود را تنها براي تعالي خود وخانواده مي دانم دوستان متعدد با عقايد دين مذهب ونژاد مختلف دارم ونه خود را برتر از آنها و نه آنان را برتر از خود مي دانم.انسانها همه با هم برابر و برادر هستند و دوست نه دشمن يكديگر.در اين زمان نه مليت ونه مذهب ودين واعتقادي نمي تواند باعث جدائي انسانها گردد بدانيد اين موارد اگر نه در حاكمان كه در پايين دستها باعث وحدت ودوستي مي شود.اجازه دهيد ماجرائي را بگويم :دوستي دارم بسيار عزيز از اهل سنت (البته مجبورم مذهب او راذكر كنم گرچه هميشه از آن دوري مي كنم)پسري شيعه عاشق دخترش شد وبلعكس و مخالفتهاو..روز گذشته از دوستم پرسيدم تو كه با اين مسائل مخالف بودي چرا اينك آن را عامل قرار دادي(شيعه بودن پسر)به عصبانيت گفت من شيعه بودن آن را عامل قرار ندادم بلكه مي گفت حاضرم به مذهب سني در آيم تا با دختر مورد علاقه ام ازدواج نمايم .من از بازگشت او از شيعه بسيار ناراحت شدم ومخالفت كردم نه باسني نبودن او.از اين ناراحت شدم كه به نسيمي تغيير مي كند و الا مذهب او برايم مهم نيست همين كه به خدائي اعتقاد دارد برايم كافي است بقيه فرع غير مهم است .اينك آن دو صاحب اولادي هستند.موفق باشيد.
۹ مرداد ۱۳۸۶ ۲:۰۱ بֽظֽ | Reply
مهيار :
با سلام
جناب آقاي عبدي لطف فرموده پاسخ به آقاي افشن را اگر منتشر نموديد با اين نام منتشر نماييد(مهيار) فراموش نمودم نام خود را بنويسم.
متشكرم
مهيار
۹ مرداد ۱۳۸۶ ۲:۰۴ بֽظֽ | Reply
مهاجر :
تغيير دين با فتح و پيروزي نيروي غالب چيز عجيبي نيست . . اين مساله در جا هاي زيادي در طول تاريخ ديده شده است. تغيير مذهب ايرانيان در زمان صفوي هم نمونة ديگر است. براي همين هم در ايران اهل سنت بيشتر در مرزها ساكن هستند كه از فشار حكومت صفوي دورتر بوده اند.
۹ مرداد ۱۳۸۶ ۳:۵۰ بֽظֽ | Reply
خونین دل :
جناب عبدی نازنین سلام
نمیدانم ازکجا میدانید ابولولو یافیروز ایرانی مسلمان نبوده این اقا غلام مغیرت بن شعبه والی اذربایجان گمارده شده ازطرف خلیفه دوم بود اقای ابولولو ازنظر صنعت همه فن حریف بود کلیه مزد هفتگی ایشان را اقای مغیره بالا میکشید درسفرمکه همراه مغیره پیش خلیفه دوم دادخواهی میکند البته بصورت پنهانی خلیفه قول مساعد میدهد مشگلش را حل کند اقای مقیره زیر بارنمیرود درملاقات بعدی خلیفه میگوید شما در عربستان برایما اسیاب بادی بسازید البته ایشان استاد این کاربود فیروز میگوید این کار دراینجا شدنی نیست چون باد لازم دراین سرزمین مثل اذربایجان نیست خلیفه سماجت میکند ایشانهم میگوید اسیابی برایتان بسازم که درتاریخ بنویسند ازخانه خلیفه بیرون میاید اطرافیان خلیفه نظرمیدهند که این حرف تهدید بود خلیفه میگوید جدی نگیرید درکوچه های مکه تصادفا به سلمان فارسی برخورد میکند ماوقع را برایش شرح میدهد سلمان ارامش میکند درضمن سفارش میکند دست بکار خطرناک نزند اوکارخودشرا انجام میدهد حتا نوع دشنه که بکاربرده بود ساخت عجیبی داشت بعد ازاین واقعه عبیدلله بن عمر شروع میکند به قتل عام ایرانیان مسلمان ازجمله سردار معروف ایرانی هرمزان راهم میکشد حضرت علی ازخلیفه سوم بعد ازانتخاب درخواست قصاص هرمزان رامیکند گویا ایشان بعد اسلام اوردن نسبت سببی هم بامولا داشت خلیفه سوم میگویند فرزند خلیفه رانمیشود قصاص کرد این اقای عبیدالله برایخودش راست راست میگشت بعد ازقتل خلیفه سوم ازترس قصاص ازطرف حضرت علی بشام فرارمیکند ودرجنگ صفین درسپاه معاویه کشته میشود درضمن دریکی ازکامنتها ان سردار که بازیرکی ازخلیفه عمر امان گرفت یعنی اب رانخورده بزمین ریخت همین هرمزان بود
..................................................
عبدی:
بحث ما ستمی که به وی شده بود نیست.این ستم در زمان خلیفه سوم مشهور است.بلکه نفس قتل مذکور مورد تائید شرعی نیست و امام هم از آن حمایتی نداشته.در باره غیر مسلمان بودن او هم گرچه تاثیری در اصل موضوع ندارد اما برخی چنین اعتقادی دارند.
۹ مرداد ۱۳۸۶ ۸:۴۷ بֽظֽ | Reply
وحید :
'گیرم که ایران برخی سیاسیتهای داخلی اش درباره اهل سنت درست نبوده.. چه ربطی به فتوای اخیر وهابی ها دارد.. مگر این فتوا را برای دشمنی با ایران داده اند?... به نظر من شما میخواهید از هر واقعه ای برای نقد حکومت ایران استفاده کنید...وهابیها اگر آرمانهایشان را بخواهند پیاده کنند قبر پیامبر را هم ویران میکنند. خود من در کتابی از آنها خواندم که این بارگاه پیامبر هم به اشتباه ساخته شده اما فعلا چاره ای جز تحمل ان نداریم...
4 تا سیاست درست یا اشتباه ایران هیچ تاثیری در این جریان ندارد...
گرچه به نظر من هیچ گاه مواضع رسمی مسئولین ضدسنی نبوده و در رسانه ملی هم از طرح این مسائل به شدت پرهیز میشود..کافی است مراسمی را که درباره حضرت زهرا صدا و سیما انعکاس میدهد با مراسم مردم مقایسه کنید و ببینید چقدر حرفها کنترل شده است...
..................................................
عبدی:
اگر با دقت بیشتری خوانده می شد این اشکال بوجود نمی آمد.زیرا فتوای آنان چیز جدیدی نیست و ربطی هم به عملکرد ایران ندارد تا اینجا درست می فرمائید و در یادداشت هم هست.اما جدی شدن اثر این یادداشت و احتمال استقبال از آن علیه شیعه بحثی است که به رفتار ایران مربوط می شود.
۱۰ مرداد ۱۳۸۶ ۰:۱۸ قֽظֽ | Reply
نیما :
جناب عبدی
از شما در عجبم که ایمان مردم ایران را به چیزی جز زور نسبت می دهید. البته ساخنار و عملکرد و محتوای دین زرتشتیگری هم حتما در این میان موثر بوده ولی بعیید به نظر می رسد اسلام آوردن نتیجه کنکاش برای حقیقت بوده باشد. به لحاظ تاریخی هم می توان به کتاب روزگار ایرانیان استاد زرین کوب مراجعه کرد.
..............................................................
عبدی:
این که فکر کنیم مردم برای رسیدن به حقیقت ایمان می آورند طبعا مورد بحث است و با شما موافقم.اما این که بر اثر زور دینی را پذیرفته باشند آن هم در حد زورهای مرسوم در تاریخ جای سوال جدی است بویژه که از سرآمدان آن دین هم بشوند.!!.
۱۰ مرداد ۱۳۸۶ ۰:۲۹ قֽظֽ | Reply
:
Agaye Abdi shoma chetor Irani hasty ke az Arabhayii ke ma ra barde kardand defae mikonid?. Yek nafar peyda shod ke entegame Iraniha ra az in Arabhaye vahshy begirad. Be nazare man ke Abo Lo' Lo' bayad parastesh shavad
...................................................
عبدی:
روشن عرض کنم که نه از عرب و نه از افغانی و نه از هیچ قوم قبیله دیگری بدم نمی آید و به آنها هم توهین نمی کنم و دنبال انتقام هم نیستم که برای این امر هندی ها مستحق ترند که به واسطه اعمال نادر از ایران انتقام بگیرند.ضدیت با مردم دیگر و خود بزرگ بینی چیزی جز ضعف و حقارت مرا نخواهد رساند.
۱۰ مرداد ۱۳۸۶ ۰:۳۵ قֽظֽ | Reply
منصور خراسانی :
سلام جناب عبدی
از طریق رادیو زمانه لینک این مطلب زیبای شما را پیدا کردم.
دست مریزاد.
یک نکته دارم: در جایی که می گویید در کشورهای فلان و فلان با اکثریت سنی، سیاستمداران شیعه حکومت می کنند، به افغانستان هم اشاره کنید که با کمتر از پانزده درصد شیعه، معاون رئیس جمهور، پنج تن از وزیران (حتی وزیر دادگستری)، دو تن از اعضای شورای عالی قضایی کشور و چندین معاون در وزارتخانه های مختلف آن، شیعه مذهب هستند. در افغانستان، افراد بر اساس مذهب به کار گماشته نمی شوند، بلکه بر اساس شایستگی و در مواردی برای تعادل قومی قدرت، انتخاب می شوند. اما در ایران، سیاست و امور اجرایی برای سنی ها، منطقه ممنوعه است. شما از استاندار و بالاتر می گویید، من می گویم حتی شهردار، یا فرماندار سنی هم در ایران نیست. حتی در شهرهایی با اکثریت سنی.
منصور خراسانی - هرات افغانستان
۱۰ مرداد ۱۳۸۶ ۴:۳۰ بֽظֽ | Reply
خونین دل :
جناب عبدی عزیز هدف نوشته این مخلص فقط این بود که اقای ابولولو اسلام اورده بود نازنین کجای نوشته من حاکی ازاین بود که مولا علی موافق این ترور بود من فقط میخواستم این چنین ستمی درزمان خلیفه دوم میشد مسله مسلمان بودن قاتل مهم است چون درطول تاریخ بنی امیه وبنی عباس هر ایرانی که ازظلم اینان بتنگ میامد وسر به عصیان میزد بجرم بیدین یا زندیق بعدها ملاحده یا قرمطیه یا اسماعلیه.....محاکمه میکردند من هم معتقدم قتل نفس برای انتقام مذموم است میدانم خیلی مسولیت داری ولی اگر فرصتی پیشامد کتاب نعل وارونه دکتر حسین رزمجو را نگاهی بیندازید دوستدار شما خونین دل
......................................................
عبدی:
توضیح من در خصوص عدم تائید امام از این رفتار ناظر به رد ادعای شما نبود که چنین ادعائی هم نداشتید بلکه در تکمیل مطالب یادداشت بود.اگر چنین برداشتی شده پوزش می خواهم.
۱۱ مرداد ۱۳۸۶ ۹:۵۰ قֽظֽ | Reply
:
اولإ وهابیت ساخته دست اسانگلیس است که فطرت و سرشت کاری این فرقه ضاله بر دشمنی با تشیع و اهل بیت است . البته تمام استدلالات شما کاملإ قابل رد نیست ولی این را بدانید آنها به دنبال بهانه ای نیستند و اصلإ احتیاج به بهانه ای ندارند چون اینها مإموریت دارند .
............................................................
عبدی:
این که آنها ماموریت دارن یا نه بحث ما نیست.بلکه فراهم کردن زمینه از طرف ایران موجب موفقیت خواست آنها می شود.
۱۲ مرداد ۱۳۸۶ ۱۱:۰۶ بֽظֽ | Reply
:
جناب آقاي عبدي دامت افاضاته
بنده اطلاع دقيقي از هدف و نحوه تقاضاي احداث مسجد سني ها در تهران بغير از آنچه در مقاله جنابعالي آمده و اظهار نظر هاي متبوعه آن ندارم . لاكن اينجانب به علت سفرهاي متعدد به مناطق سني نشين ، همواره در مساجد نماز خوانده ام ( البته بدون مهر ) و دوستان سني من هم در تهران براي نماز به مساجد مي روند و مشكل زيادي ندارند . في الواقع مسجد از نظر اداي فرايض ديني به صورت فرادا ( مانند نماز و روزه ) براي شيعه و سني تفاوتي ندارد . ولي از نظر اقامه نماز جماعت بدليل تفاوت زمان اذان و همچنين موضوع سخنراني هاي بعد از نماز و بطور كلي از نظر اداي ساير مراسم مذهبي علي الخصوص جمعي ، تداخل اين دو فرقه همانطور كه مي دانيد مشكل ساز است . في المثل سني ها نماز جمعه را در مساجد بر قرار كرده و خطبه هاي آنها لزوما" فاقد محتوي سياسي است زيرا آنها سياست را كار دنيوي و نماز جمعه را فقط براي ذكر خدا و كاري اخروي مي دانند . دليل آنهم آيه كريمه جمعه است كه ميفرمايد فسعوا الي ذكر الله و لا ذكر الدنيا! . آيا جنابعالي اين امور را قبول نداريد؟ يا اينكه راه حل خاصي را براي جلوگيري از اين تعارض ها در نظر داريد؟ باتشكر – مسعود.
..........................................................
عبدی:
دیگران هم وقتی به کشورهای سنی نشین می روند از مسجد آنان استفاده می کنند.اما مسجد بجز این محل تجمع و رفع مشکلات و برنامه های جمعی دیگر هم هست و نمی توان مانع ساخت آن از سوی گروهی دیگر شد.
۱۳ مرداد ۱۳۸۶ ۰:۵۱ بֽظֽ | Reply
كوروش :
جناب عبدي سلام:
قربانت برم آيا در زمان حمله اعراب به ايران ايرانيان از كوچك و بزرگ فيلسوف و دانشمند بودند . كه اسلام را درك كرده و با طيب خاطر اسلام بياورند.دوست عزيز كتاب دو قرن سكوت زرين كوب را حتما خوانده اي . شايد اگر افسانه نباشد چند تايي مثل سلمان فارسي .. كه از ظلم موبدان وشاهان به تنگ آمده بودند اسلام را براي خود مامني جسته بودند. اما در باره زردشتيان . آنقدر جزيه برايشان بريده بودند و قوانين محدود كننده برايشان وضع كرده كه كم كم تحليل رفتند وشدند آدمهايي كه هيچ آتيهاي نداشتند اگر حالا مي توانيد زردشتي توانگر و باسواد ببينيد اين از بركت پارسيان هند است كه در عهد قاجاريه به ايران آمدند و جزيه نود ونه سال زردشتيان را يكجا پرداختند. حتما مي دانيد كه در نقاطي ار ايران قانو ن بوده است كه ( مثل همدان ) يهود لباس با رنگ خاص بپوشند . روز باراني بيرون نيايند ميوه خوشمزه نخورند (خيلي بامزه س) .ذيل اين ايرادها در كتاب اسلام وايران جناب حكمي توضيح داده بودند كه اصلا سقوط ايران به علت حذف همين تبعيضات بوده است .
۱۳ مرداد ۱۳۸۶ ۲:۵۶ بֽظֽ | Reply
ساسان :
سلام دوستان
من هم مثل شما معتقدم انسانیت ملاک برتری افراد است نه چیز دیگری و اینکه ما بعد از گذشت چند قرن دنبال این باشیم که کی میبایست اول میشد وکی دوم بنظرم بحث بیهوده ایست .پدران ما مسلمان و شیعه شدند . کاش جوابیه مراجع تقلید در پاسخ به درخواست نمایندگان اهل سننت را هم در سایت میگذاشتید (توجیه یکی از آنها این بود که اهل سننت تنظیم خانواده را رعایت نمیکنند!!) یادم است که در ماه رمضان صدا و سیما مسجد شیعیان در مکه را نشان داد و همچنین مثالهای دیگری در ترکیه ِبحرین عمان وجاهای دیگر.در سال وحدت ملی چنان ایام فاطمیه را آب و تاب میدهیم وغیرتمان می جنبد که یادمان میرود امام علی همسر فاطمه بوده و خود او را دفن کرده ونمیپرسیم چرا ذوالفقارش را نکشید؟تاریخ را وارونه نشان دادن کم بود که جدیداّ شاهنامه را نیز اضافه کردند.بیچاره شیخ فردوس!
.....................................................
عبدی:
من از این جوابیه ها اطلاعی ندارم اگر در دسترس دارید منعکس کنید.
۱۴ مرداد ۱۳۸۶ ۴:۳۱ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/620