پاسخ به یک نظر

در نوشته قبلی به یکی از نظرات ابراز شده در خصوص مصاحبه با روزنامه اعتماد پاسخی نسبتا تفصیلی داده ام که جداگانه تقدیم می شود.


سلام.آقای عبدی شما در دور اول ریاست جمهوری خاتمی از ایشان حمایت می کردید. در سالهای اخیر از ایشان انتقاد میکنید.دلیل این امر هم ظاهرا انتقادی است که به آقای خاتمی در اجرای عقایدشان( که مردم به آن رای دادند) دارید .زیرا میدانیم و پیداست نحوه ی تفکر و اعتقاد آقای خاتمی به نظام جمهوری اسلامی از قبل آشکار بوده است در نتیجه حداقل نمیتوانید ادعا کنید آقای خاتمی این اندیشه را کتمان کرده و ایشان را از این جهت نقد کنید.افراد بیشماری انتقادات درست و بعضا نادرستی از نحوه ی عملکرد آقای خاتمی دارند.اما به نظر من صرفنظر از درستی یا نادرستی نوشته های اخیرتان در مورد آقای خاتمی،این نوشته ها تا اندازه ای با یک جور بغض و کینه همراه است و از بی طرفی خارج است.میخواهم نظر شما را در مورد2 مطلب زیر که شاید مطلب دوم به نوشته ی اخیر شما مرتبط نباشد بدانم:
1-در نوشته تان ادعا کرده اید در رد صلاحیت داوطلبین نمایندگی مجلس هفتم رد پای دولت خاتمی اظهر من الشمس است!!! در حالیکه هیچ دلیلی برای افراد کوری مثل من که این روشن تر از خورشید را ندیده اند ارایه نکرده اید .شایسته نیست مانند مجلات زرد مطلب بدون استناد و ارجاع بنویسد.لطفا دلایل ادعای خود را ارایه دهید.
2- کمی فکر کنید چرا مردم در دومین اتخابات شورای شهر که آزادترین اتنخابات بعد از انقلاب بود به اصلاح طلبان رای ندادند و در دوران انتخابات مجلس هفتم توجهی به تحصن نمایندگان نکردند و در ضمن به آن تعدادی هم که بعدا تایید صلاحیت شدند رای ندادند؟راحت ترین کار این است که بگوییم فقط تقصیر خاتمی بود و مثل فرهنگ کهن و کاملا رایج این مملکت تمام کاسه کوزه ها را سر یک نفر بشکنیم و فاتحانه نفس راحتی بکشیم که خدا را شکر ما مقصر نبودیم.این تحلیل سطحی یعنی اکثریت مردم،فهم و درک تفکیک بین عملکرد اشخاص را ندارند و مثلا مردم انتقام اعمال به زعم شما اشتباه آقای خاتمی را از سایر اصلاح طلبان گرفتنه اند.اگر این را میپذیرید باید پاسخ دهید چرا آقای خاتمی هنوز هم محبوب ترین شخصیت اصلاح طلبان در ایران است.یعنی بگوییم عملکرد آقای خاتمی منجر به عدم محبوبیت اصلاح طلبان شد بدون آنکه محبوبیت خودش به نحو زیادی از بین برود؟!معتقدم بعید است اگر خاتمی مثلا در انتخابات مجلس کاندیدا شود فردی بیش از او رای بیاورد.پس به نظر من شکست اصلاح طلبان در انتخابات دلایلی مهمتر از برخی اشتباهات خاتمی هم داشته است و اگر فردی در مقام تیوری پردازی و تفکر قرار می گیرد باید برای تمام این موارد پاسخی درخور بیابد زیرا در غیر این صورت باید منتظر شکست های بعدی نیز باشد.
.........................................................
عبدی:
ابتدا این که بهتر بود این کامنت را در ذیل مطلب مربوط قرار می دادید .اما انتقادات به آقای خاتمی دقیقا از موضع آن چیزی است که به آن اعتقاد و بیان داشته اند و لی به آن عمل نکرده اند از جمله اعتقاد به نظام جمهوری اسلامی.و امروز ایشان بهتر از هر کس می دانند که این عملکرد منجر به تضعیف آن چیزی شد که به آن اعتقاد داشته اند.آیا شما معتقدید که عملکرد ایشان موجب تقویت نظام جمهوری اسلامی شد؟هیچ کس به آقای خاتمی انتقاد نمی کند که چرا عقائد غلطی داری ،بلکه انتقاد این است که چرا در جهت تحقق آنها و برنامه های اعلام شده اقدامی نکرده اید سهل است که از آنها عدول کرده اید.
این که نوشته من فارغ از درستی یا نادرستی آنها را نشانه بغض و کینه دانسته اید را نمی توانم پاسخی اقناعی به شمادهم.اما فرض کنید که من از آقای خاتمی بغض داشته باشم.در این صورت من حق خواهم داشت .زیرا به ایشان اعتماد کردم و از جمله کسانی هستم که بیشترین کوشش و کار را به نفع وی انجام دادم و در طول حکومتش هم هیچ(تاکید می کنم هیچ)درخواستی شخصی از ایشان نداشتم و حتی در معرفی افراد برای پست و مقام اینجور چیزها که در ایران مرسوم است هیچگاه قدمی برنداشته ام. و هر گاه هم خواستند بی هیچ توقعی کمک کردم(از جمله در راه اندازی هیات پیگیری و نظارت قانون اساسی)و در زندانی شدنم هم حرفی از ایشان نزنم بهتر است و بهترین و صادقانه ترین مشورت را هم در جریان انتخابات ریاست جمهوری هشتم به ایشان دادم که تا آخر عمر باید از عدم پذیرش آن پشیمان باشد.بارها به ایشان نامه نوشتم و تذکرات خودم را بص.رت غیر علنی دادم (دیر یا زود آنها را همراه با پاسخها منتشر می کنم)و با خواندن آنها خواهید دید که تبعات این رفتار های وی را از چه هنگام متذکر شده بودم.با این اوصاف وقتی که با وضع فعلی کشور مواجه باشم نباید انتظار داشت که برای ایشان مثل برخی دیگر که منتظر رسیدن بن نان و نوائی هستند کف بزنم و هورا بکشم و مجیز بگویم؟ دوست عزیز این افراد دوست کسی نیستند به دنبال منافع خود هستند.ضمنا من در تحلیل رفتار آقای خاتمی بیطرف نیستم همانطور که در هنگامه دفاع از برنامه های ایشان بیطرف نبودم.بنابر این اگر هم بغض داشته باشم حق دارم همچنان که زمان صادقانه و بدون هیچ منفعت شخصی حب ایشان را داشتم.اگر آن حب من مانع ارزیابی نسبتا منصفانه من از ایشان نبود که نبود قطعا بدانید که اگر امروز هم بغضی داشته باشم آن قدر می فهمم که تحلیلم را فدای بغضم نکنم.اما از شما هم باید خواست که محبت خود را در تحلیلتان موثر نکنید.آقای خاتمی نیازی به محبت ندارد بلکه نیازمند آن ایت که انتقاد شود تا بلکه از این خلسه محبوبیت بیرون بیاید .
در باره اولین مساله شما در خصوص رد صلاحیتها چون نمی دانم به کدام مطلب اشاره دارید نتوانستم اصل نوشته ام را دریابم.اما وقتی کسی می گوید که فقط انتخاباتی را برگزار می کند که قانونی ،سالم و رقابتی باشد و طبعا غیر آن را برکزار نمی کند بنابر این ،این حرف به روشنی به معنای قانونی بودن ردصلاحیتهاست.اگر غیر این است بفرمائید.ضمنا عین جمله را بفرمائئی از کدام مطلب نقل کرده اید.
در باره مطلب دوم شما مفصل توضیح داده ام این طور هم نیست که کاسه کوزه ها را سر یک نفر بشکانیم در همان مصاحبه توضیح داده شده است ولی فراموش نکنید آقای خاتمی فقط یک نفر نیست رییس جمهوری با 22 میلیون رای بود.اگر شما 22 میلیون کدو داشتید(سالها پیش این مثال را زدم ولی منتشر نکردم)احتمالا موفق تر عمل می کردید تا کاری که با این 22میلیون رای شد.بنابر این مطلب را دقیقتر بخوانید(و نه مثل خواندن مطبوعات زرد!)(ببخشید از این تعریض)در همین مورد خاص در متن دقیقا سوال و جواب شده است.
این که آقای خاتمی محبوبیت دارد یا ندارد هم ربطی به نقد افراد و عملکردها ندارد.به هر حال با وجود دولت فعلی باید هم خیلی ها محبوب شوند.اما اگر محبوبیت ایشان عمیق و موثر است بفرمائید چرا حمایت روشن ایشان از آقای هاشمی در دور دوم بی پاسخ گذاشته شد؟دوست عزیز زیاد روی این محبوبیت ها و حتی مغضوبیتها در ایران حساب نکنید البته به شرطی که با روش درستی سنجیده شده باشد.
پاسخ موارد دیگر سوال شما را به یادداشت سرنوشت محتوم و دیگر نوشته های موجود در این وبسایت ارجاع می دهم.