آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۲۶ شهریور ۱۳۸۶
وضعيت كنوني، نگاهي به آينده(۱۳۷۹)
1ـ پس از سال 1368 شكاف ميان دولت ملت به مرور افزايش يافت و انتظار ميرفت كه با زمینه چینی که برای انتخابات خرداد 1376 شده بود اين شكاف چنان عميق شود كه ترميم آن از روشهاي مسالمتآميز ممتنع گردد.
2ـ تشديد شكاف مذكور حاصل دو فرآيند متضاد بود. از يك سو رفتار سياسي حكومت در حذف رقبا و مخدوش كردن قواعد بازي سياست و محدود نمودن بازيگران حوزه قدرت موجب تشديد شكاف شد و از سوي ديگر تغييراتي كه در حوزه اجتماعي (تغييرات سواد و سطح تحصيل، شهرنشيني، گسترش ارتباطات و...) و نيز تحول گفتماني (تأكيد بر شكاف مردمسالاري ـ آمريت به عنوان شكاف اصلي جامعه ايران نزد نخبگان فكري، جايگزيني گفتمان اصلاحي بجاي گفتمان انقلابي و...) و تغيير در عناصر حاكميت (فوت رهبري فرهمند انقلاب، تغيير در قانون اساسي و پايان يافتن جنگ و...) و بالاخره دگرگونيهاي منطقهاي و جهاني (شكاف در نظام دوقطبي و پايان جنگ سرد، فروپاشي نظامهاي اقتدارگرا و پذيرش عام گفتمان دمكراتيك در سطح جهاني و...) جملگي موجب آن شد كه تقاضاي اجتماعي براي مشاركت و دمكراسي افزايش يابد.
در واقع حتي اگر حاكميت به اندازه گذشته هم موجبات مشاركت و رقابت را فراهم ميكرد، باز هم به دليل اين تحولات، شكاف دولت ملت تشديد ميشد و ضرورت داشت كه گشايش بيشتري در امر سياست و مجموعه بازيگران آن رخ دهد، ولي اين فرآيند در سطح حكومت در جهت معكوس در حركت بود.
3ـ تحولات مذكور در نهايت پس از سال 1372 آثار خود را هر چه بيشتر نشان داد، و موقعيت و نفوذ حاكميت رو به تحليل رفت و در كل مواجه با بحران مشروعيت و مشاركت و در نهايت بحران مديريت و اداره كشور گرديد.
4ـ از سوي ديگر زمينه براي تشكيل يك جنبش اجتماعي ـ سياسي مبتني بر روشهاي اصلاحي و با هدف بازسازي بحرانهاي مشاركت و مشروعيت از خلال كاهش شكاف دولت ـ ملت و ايجاد دمكراسي بوجود آمد. اين جنبش عمدتاً حول محوريت چند روزنامه و نشريه و با همراهي جنبش دانشجويي و دانشگاهي شكل گرفت. همچنين در برخي از نهادهاي مرتبط با حكومت نيز ريشه دواند.
5ـ ناديده گرفتن بحران مشروعيت بويژه براي نظام بر آمده از يك انقلاب مردمي مشكل بود، لذا حاكميت در دوم خرداد كوشيد كه با يك تير دو نشان بزند، از يك سو راه را براي مشاركت محدود برخي نيروها و فقط در زمان انتخابات باز كند، با اين اطمينان كه نامزد مورد حمايت خود رأي خواهد آورد و از سوي ديگر به بازسازي مشروعيت خويش بپردازد. در واقع ميتوان گفت بروز پديده دوم خرداد محصول دو عامل بود، يكي نيازها و تغييرات اجتماعي بوجود آمده و ديگري خطاي محاسبه اقتدارگرايان.
6ـ هنگامي كه دوم خرداد بوجود آمد، جنبش اجتماعي حامي آن چندان سازمانيافته نبود كه اين دستاوردها را تعميق بخشد، براي رفع اين نقيصه نيروهاي اين جنبش فعاليت اجتماعي خود را گسترش دادند. ولي كماكان مركز ثقل آنها در نشريات و عليالخصوص روزنامهها بود و كمكم نهادهاي ديگر مدني از جمله انجمنها و احزاب شكل گرفت. انتظار ميرفت كه با پيروزيهاي بعدي طرفداران اصلاحات در انتخابات شوراي شهر و سپس مجلس شوراي اسلامي موجب حل بحران حاكميت دوگانه شود، دوگانگي ميان دولت ـ ملت كه پس از دوم خرداد به درون حاكميت رخنه يافته و حاكميت دوگانه شد، پس از انتخابات مجلس ششم تشديد گرديد.
7ـ از آنجا كه حاكميت دوگانه امري ناپايدار است لذا نيروهاي مخالف مردمسالاري به جاي پذيرش حاكميت مردم عزم خود را براي حل اين دوگانگي به نفع خويش جزم كردند و اقدامات متعددي را براي تحت فشار قرار دادن طرفداران اصلاحات به عمل آوردند، اقدام به ترور، بستن مطبوعات، دستگيري نويسندگان و محاكمات غيرقانوني، از حيز انتفاع ساقط كردن مجلس، تهاجم عليه جنبش دانشجويي، به هم زدن جلسات و سخنرانيها و... شامل مجموعه اقداماتي است كه به منظور از هم پاشيدگي جبهه دوم خرداد و قطع ارتباط ميان نيروهاي موثر جنبش و ايجاد فاصله ميان آنان با مردم و در نتيجه حاكم كردن يأس و نااميدي در اين جبهه و مردم اعمال شده است.
8ـ مخالفان اصلاحات از دو هدف حذف فيزيكي يا استحاله، هدف دوم را برگزيدهاند، زيرا حذف فيزيكي از يك طرف مشكل است و از سوي ديگر موجب عرياني بيشتر فقدان مشروعيت حاكميت بعدي خواهد شد، بنابراين آنان ميكوشند كه با افزايش فشارها و در انفعال قرار دادن جبهه دوم خرداد اولاً: رابطه ميان اعضاي اين جبهه را قطع و هماهنگي و انسجام و كارآيي آنان را كاهش دهند. ثانياً: با قطع ارتباط ميان اين جبهه با حاميان اصلي آنان يعني مردم، جبهه را تضعيف و حذف آن را عملي سازند. ثالثاً: در كوتاه مدت مترصد اين هستند كه بخشهايي از جبهه را حذف و با بقيه به نحوي كنار آيند تا با بحران مشروعيت ناشي از حذف نسبي دوم خرداد مواجه نشوند.
اين اقدامات تا انتخابات بعدي {منظور انتخابات ریاست جمهوری سال 1380 است}ادامه خواهد يافت كه در نتيجه آن يا آقاي خاتمي از شركت در انتخابات منصرف ميشود، يا اين كه ميماند ولي به شرايط اقتدارگرايان تن ميدهد كه در هر صورت (بويژه وجه اخير) مطلوب آنان است.
9ـ براي مقابله با اين وضعيت اتخاذ سياستها و راهحلهاي زير ضروري است.
الفـ جبهه دوم خرداد تا نهادينه شدن مردمسالاري و حاكميت قانون ميبايست كماكان اتحاد و يكپارچگي خود را در هر شرايطي حول تحقق اين هدف حفظ كند و اجازه ندهد كه اختلاف در موضوعات ديگر به اين اتحاد و يكپارچگي خللي وارد كند. همچنين اصل پرهيز از خشونت كماكان رعايت خواهد شد.
بـ جبهه مذكور بايد همواره آمادگي آن را داشته باشد كه از مهمترين ابزار خود كه مشروعيت است در مقابله با مخالفان اصلاحات استفاده نمايد. به همان دليلي كه در خرداد 1376 اقتدارگرايان راضي به مشاركت ديگران شدند، كماكان نيز از فقدان مشروعيت مردمي نظام نگران هستند و لذا استفاده از اين ابزار همچنان ميتواند كارآيي داشته باشد. بدين منظور بايد كوشيد كه ارتباط ميان جبهه دوم خرداد با مردم و اقبال عمومي به آنان كاهش نيابد، اين امر مستلزم طرح شعارها و پيگيري اجراي آنهاست به نحويي كه شعارها براي كليت جامعه و نخبگان ملموس و روشن باشد و موجبات بسيج افكار عمومي را حول خود فراهم كند.
جـ دوم خرداد براي جبران خلاء مطبوعات آزاد ميبايست از يك سو ستاد سياسي مجلس و دولت را تقويت و از سوي ديگر ستاد احزاب و انجمنها را فعالتر نمايد و با اقداماتي موجبات اميد و خوشبيني نسبت به آينده اصلاحات را نزد افكار عمومي فراهم نمايد.
دـ تداوم وضعيت كنوني به نفع جامعه و ملت و اصلاحات نيست، بنابراين ستادهاي مذكور در فوق ميبايست براي تحقق اهداف معين و روشن به صورت هماهنگ و مستمر اقدام نمايد و در هر گام مخالفان اصلاحات را به موضع بياندازند. در صورتي كه در اين مسير پيشرفتي ايجاد شد، مقصود حاصل است، در غير اين صورت افكار عمومي در ضديت با مخالفان اصلاحات بسيج خواهد شد و راه را براي پذيرش افكار عمومي در خارج شدن از حكومت و فاقد مشروعيت نمودن آن فراهم خواهد نمود.

حسن :
آقای عبدی جبهه اصلاحات فقط به خاطر جناح بازی و استفاده ابزاری ازشعار هایش از صحنه خارج شد . آب به جوی ریخته شده رو سخت می شه به جوی باز گرداند . با به چالش کشیدن جناح مخالف نمی شه به خود مشروعیت بخشید برای شکست دادن حریف نمی بایست در مقابلش قرار گرفت باید در کنارش قرار بگیری و در فرصت مناسب آن را از صحنه به در کنی .
۲۶ شهریور ۱۳۸۶ ۱۰:۳۵ بֽظֽ | Reply
فرهود :
آقای عبدی سلامٍ!
وبلاگتان را راستش تازه کشف کرده ام،و از زیبایی طراحی و غنای مطالب لذت می برم!
این مطالب را در مصاحبه با روزنامه اعتماد ملی"دولت از درون تخم مرغ شانسی بیرون نیامده"
هم اشاره کرده بودید.
در هر صورت جالب بود و اینکه در آن زمان مغفول مانده از نظر دوستان جالبتر!
۲۷ شهریور ۱۳۸۶ ۰:۰۸ قֽظֽ | Reply
Mohammad :
تقدیر
گرچه نمی توان از آنچه که کرده اید با زبان تقدبر کرد. اما با توجه به اینکه به رسم یادگار، اصل و ترجمه، از رونالد انگلهارت نقل می کنم.
در چند ماهی که با سایت و نظرات شما آشنا شده ام بسیار آموختم. اما تقدیر من صرفا به علت آموخته ها نیست، که آنها را شاید بتوان در مطالعه و گفتگوهای تنهایی حاصل کرد، چیزی که از کودکی به آن معتاد بوده ام.
تشکر من از این روست که شما آرام آرام یخهای سنگین برآمده از قهر اجتماعی و در خود فرو رفتگی را در من آب کردید. بار دیگر، با شوق تمام، به آموختن، اما با جهتی کاربردی تر برانگیخته شدم. برای اثبات این مدعا، شما را به یکی از اولین کامنت هایم، تحت عنوان " تعارف نکنیم" مورخ 1 خرداد 86 ارجاع می دهم و هم مقایسه آن با آخرین ها.
یاد زمانی که خطاب "استاد عزیز" من را پاک کردید و من از آن پس از آن استفاده نکردم، یاد زمانهایی که با قلمی عجین شده به خشم و یاس می نوشتم و ...، برای من خاطرات و هم تجربه ای زیبا و مملو از آموخته ها بود، گفتنی بسیار است.
Democracy currently has a positive image almost everywhere, but favorable opinions are often superficial.
Unless they are accompanied by more deeply rooted orientations of Tolerance, Trust, and Participation, chances for effective democracy are poor.
"امروزه، دمکراسی به تقریب در همه جا از تصویری مثبت برخوردار است، اما آراء هوادار غالبا سطحی هستند.
مادامیکه آنها با گرایشات عمیقا ریشه دار مدارا، اعتماد، و مشارکت همراه نشوند، شانس دمکراسی کارآ ضعیف است."
به امید موفقیت روز افزون
۲۷ شهریور ۱۳۸۶ ۱:۲۶ قֽظֽ | Reply
امين :
باسلام خدمت شما
به نکات بسيار صحيحی اشاره کرديد.بايد گفت پيشبينی بسيار جالب توجهی انجام داديد.
نکته ملموس در اين مطلب اشاره شما به تلاش اقتدار گرايان برای از بين بردن راههای ارتباطی جبهه اصلاحات باعموم مردم است وشما تاکيد کرده ايد که اصلاح طلبان بايد رابطه خود را با مردم حفظ کنند خود شما گفته ايد:
.... بدين منظور بايد كوشيد كه ارتباط ميان جبهه دوم خرداد با مردم و اقبال عمومي به آنان كاهش نيابد، اين امر مستلزم طرح شعارها و پيگيري اجراي آنهاست به نحويي كه شعارها براي كليت جامعه و نخبگان ملموس و روشن باشد و موجبات بسيج افكار عمومي را حول خود فراهم كند..........
اما متاسفانه اصلاح طلبان از این نکته مهم غافل شدندن وکم کاری کردند وشکاف میان آنها با مردم جامعه هر روز بیشتر وبیشتر شدورقیب هم از این موضوع نهایت بهره را برد .
اصلاح طلبان از مردم عادی غافل شدند از جمله خود شخص شما آقای عبدی عزیز!!!
من در این باره قضاوت نمیکنم وفقط به گفته ای از خود شما اشاره میکنم پاسخ شما به پیام شماره ۷ در پست قبلی (با موضوع غرور؛مثبت منفی؛متوهمانه )بسیار قابل تامل است شما گفته اید:
خوب! من با مردم عادی تماسی ندارم که بدانم وضع چکونه است ..................
۲۵ شهریور ۱۳۸۶ ۹:۲۲ بֽظֽ
ای کاش حداقل تئورسین ها کمی به تئوری ها ونظریات خود عمل میکردند تا بتوان امید داشت که روزی این نظریه ها به عمل بیانجامند. آیا به نظر شما ارتباط با مردم عادی باعث افت کلاس میشود که اینچنین باید به دوری جستن از آن افتخار کرد ؟ چرا با مردم عادی رابطه ندارید؟ به لطف خدا که شما هم اکنون آزادید ومحدودیتی برای حضور در جامعه ندارید! باز هم میگویم اینقدر نباید مردم را از بالا نگاه کردزیرا چه ما بخواهیم چه نخواهیم همین مردم عادی !! باید پای صندوقهای رای بیایند(فارق از میزان تحصیلات وتخصص وثروت و...)
با تشکر
................................................................
عبدی:
دوست عزیز!من همیشه وقتی که مردم عادی(از کارگر ساختمانی گرفته تا راننده و فروشنده و حتی کشاورز)را می بینم آنقدر سوال می کنم که برخی از آنها تعجب می کنند فکر می کنند بازجوئی دارند پس می دهند.!اما این ارتباط با ارتباطی که همین مردم در موقعیت عادی با هم دارند فرق می کند.مرحوم آل احمد می گفت یک بار که پلتویم را روی دستم انداخته بودم یکی آمد و گفت آقا چند می فروشی؟و من تازه فهمیدم که توی همین مردم هستم.اینطور حضور را در مردم ندایم و نیازی هم نیست که داشته باشیم و آن پاسخ برای اطلاع از آن رفتار نیازمند این حضور و ارتباط است.و قرار نیست که ارتباط چهره به چهره یا از سوی هر فرد با همه افراد باشد.سازمان حزبی نوع خاصی از ارتباط را تجربه می کند که با سفرهای استانی اینجا زمین تا آسمان فرق می کند.این تصور و انتقاد موجب این نوع سفرها می شود .گوئی که برای اطلاع سیاستمداران از مشکلات مردم باید رفت همه ایران را با تور گشت.
۲۷ شهریور ۱۳۸۶ ۳:۴۲ قֽظֽ | Reply
ارشك :
با سلام
جناب آقاي عبدي بنده درخواستي داشتم كه مرتبط به موضوع اين نوشتار شما نمي باشد اما از آنجا كه براي ارتباط با شما راهي غير از كامنت گذاشتن سراغ نداشتم در ذيل اين نوشته خدمتتان عرض مي كنم .
شايد شما برنامه هاي تلويزيون را كمتر تماشا كنيد اما اگر چنين نباشد در جريان هستيد كه طي ماههاي اخير سريالي تحت عنوان چهل سرباز از سيما در حال پخش مي باشد كه چند قسمت ابتدائي اين سريال با محوريت تاريخ باستان ، در خصوص اثر بلند آوازه استاد مسلم سخن فردوسي به پيش مي رفت و الحق كه طرفداران زيادي را نيز جذب كرده بود . بنده كه تا آنجا كه حافظه ام ياري مي كرد در طول حيات صدا و سيما برنامه هايي از اين دست نديده بودم شديدا خوشحال بودم كه شايد بتوان اين كار را نشانه اي از تغيير رويكرد مديران ارشد برنامه سازي به تاريخ گذشته ايران قلمداد نمود و بالاخره حضرات حاضر شده اند كه در كنار ساخت مجموعه هاي عظيمي مانند امام علي (ع) ، امام حسن (ع) ، امام رضا (ع) ، حضرت ابراهيم خليل الله ، حضرت عيسي ، اصحاب كهف و ... مجموعه اي را كه به تئاترتلويزيوني شباهت دارد نيز در مورد تاريخ ايران گذشته بسازند . اما متاسفانه در ميانه راه اين مجموعه آنچنان تحت تاثير تغييرات واقع شد كه محتوا را دگرگون ساخت و آنگونه كه زماني برخي مي گفتند كه براي گرفتن مجوز كاست هر چه دوست داريد بخوانيد اما بايستي يك تراك را به مضاميني مانند تكريم ائمه ، دفاع از فلسطين و ... اختصاص دهيد تا مجوز پخش بگيريد . ظاهرا در تلويزيون هم اين سياست حاكم مي باشد و پخش هر مجموعه تاريخي مستلزم ايجاد لينكي بين آن مجموعه و زندگي يكي از مقدسين است . ضمن احترام كامل به حرمت افراد مقدس و صالح اما لزومي وجود ندارد كه ما بخواهيم يك مجموعه را تا بدانجا از تقدم و تاخر و ماهيت و ... خالي كنيم كه رستم با شنيدن نام علي (ع) بگويد كه : اين نام چه غوغائي درمن مي افكند و يا دهها مورد اينچنيني ديگر . جناب آقاي عبدي با توجه به اينكه ظاهرا شما در تصميمتان مبني بر پرهيز از نوشتن مطالب سياسي مصمم مي باشيد ، در صورتي كه صلاح مي دانيد در خصوص اين مورد مطلبي را منتشر نمائيد .
با سپاس فراوان
.......................................................
عبدی:
متاسفانه استفاده از برنامه های سیمای موجود در برنامه من نیست و پیگیر آنها هم نیستم.
۲۷ شهریور ۱۳۸۶ ۵:۳۷ قֽظֽ | Reply
خسرو :
با سلام و تشكر از انتشار اين مقاله و تحسين روشن بيني شما در گذشته.
سوالي دارم: مي دانيم كه 120 ميليارد دلار درآمد طي دو سال به نظام اقتصادي ما تزريق شده اما حاصل آن رشد اقتصادي كمتر از شش درصد و افت بسياري از شاخص هاي اقتصادي و بروز تورم و گسترش فقر بوده است.
اگر بخواهيم از سرفصل هزينه هاي واقعي دولت در اين دو ساله مطلع شويم تا از مقايسه آن با پنج سال قبل كه با صرف دلارهاي نفتي بسيار كمتر به رشد مشابه دست يافته بوديم به تحليلي از تاثير توزيع درآمد بر شاخص هاي اقتصادي برسيم از چه منابعي بايد كمك بگيريم و در واقع چه سازماني مسئول جمع آوري و انتشار هزينه هاي واقعي دولت است؟ قبلا از راهنمايي شما و توصيه احتمالي در اين زمينه تشكر مي كنم.
..............................................................
عبدی:
دو منبع اصلی گزارش سالانه بانک مرکزی و مهمتر از آن گزارش اقتصادی سالانه سازمان مدیریت است که در سه جلد و بیش از 1000 صفحه منتشر می شود.اما پس از روی کار آمدن دولت جدید تا کنون گزارش اقتصادی سال 84 و 85 منتشر نشده است.پس منبع متبری وجود ندارد اگر هم این گزارشها منتشر شوند باید اعتبار ارقام آن را بررسی کرد.
۲۷ شهریور ۱۳۸۶ ۱۱:۲۵ قֽظֽ | Reply
سورنا :
با سلام، دوسطر مانده به آخر مطلب : «در هر گام مخالفان اصلاحات را به موضع بیندازند »یعنی چه ؟ احتمالا کلمه ای جا افتاده است.با تشکر
..........................................................
عبدی:
یعنی ابتکار عمل را در دست داشته باشند. نه آن که دنباله رو گامهای آنان باشند.
۲۷ شهریور ۱۳۸۶ ۰:۲۲ بֽظֽ | Reply
احسان :
با سلام؛
بنده اطلاع كافي از شرايط سياسي گذشته به لحاظ عدم فعاليت هاي فرهنگي دولت ها نداشته ام.
از شرايط كنوني هم به همان اندازه كه برداشت مي كنم با خبرم ،جدا از نحوه اطلاع رساني دولت يا احزاب سياسي موافق و مخالف ايشان.
اما آنچه در طول مدت زندگي در اينجا ديده و آموخته ام اين است كه تحليلگراني مانند شما در هر حكومتي وجود دارد و در مواقع لازم پيش بيني كرده و تذكرات راه گشا را مي دهند.
حال اين پرسش مطرح مي شود چرا در كشورهاي پيشرفته علاج واقعه قبل از وقوع آن مي شود و كشور كه در مسير تعيين شده در حال حركت است به ناگهان تغيير مسير نمي دهد؟(از موارد بسيار نادر بگذريم).
همه احزاب در جهت پيشرفت و رفاه قدم بر مي دارند و هر كدام كه به قدرت برسد ، سايرين در جهت كمك، نقد مي كنند نه تخريب كه موجب شود هر حزبي در زمان زمامداري ، به هر جهتي كه خواست برود و در كل كه تاريخ را نگاه كني كشور فقط در جا زده باشد؟.
اما در ايران و كشورهايي از اين دست همان نقد و به ظاهر دلسوزي ها فقط باعث جبهه گيري و آشوب مي شود و تنها حسن آن بررسي ابعاد،فوايد و مضرات آن در چند سال بعد براي آدمهاييست كه نمي دانند در گذشته چه كرده اند.
جز اينكه به لحاظ فقر فرهنگي نمي دانيم چه بكنيم، چه بخوانيم،چه زماني اعتراض كنيم و كجا ساكت باشيم؟ امثال ما حتي نمي دانيم در چه زمينه اي مي خواهيم فعاليت كنيم!!
جناب عبدي موضوع اصلي بين ملت ها و دولتها تفاوت نژادي و جغرافيايي نيست ، تفاوت فرهنگ است!.
وقتي من فكر مي كنم رقيب من در انتخابات به ناحق برنده شده ، و به هر قيمتي حتي تخريب مملكت و مهينم بخواهم حقم !! را پس بگيرم،و بد تر از آن با چند مقاله و سخنراني عده كثيري هم به من مي پيوندند و خاك كشور را صحنه مبارزه مي كنيم ، انتظاري بيشتر از اين نمي رود.
وقتي در جايي كه مردم شعور خود را پرورش داده اند صحبت از ساخت نيروگاه هسته ايي يا استقرار فلان پايگاه فلان كشور مي شود وقتي مردم به خاطر جنگل هايي كه دستخوش تغيير قرار است بشود تظاهرات مي كنند و روي ريل راه آهن مي خوابند و در ايران براي حمايت از انرژي هسته ايي كه با اين وضع نيروي متخصص ونگهداري سيستمها معلوم نيست چند اتفاق مانند چرنوبيل در سال قرار است رخ بدهد، به خيابان مي ريزند؛ وقتي براي تخريب جنگل و ساخت ويلا با هم مسابقه مي گذاريم بدون اينكه به فكر طبيعت باشيم و نفهميم از بين بردن طبيعت نسبت كاملاً مستقيم با زوال خودمان دارد، خواندن دوباره مطالب شما درد چنداني را دوا نمي كند.
اين خانه از صدها سال پيش رو به ويراني نهاده و اكنون دست كم من، اميدي به بهبود آن ندارم.
در پايان باز هم از شما و هدفي كه داريد قدر داني مي كنم.
۲۷ شهریور ۱۳۸۶ ۱:۰۸ بֽظֽ | Reply
ahmad :
جناب عبدی سلام
مقاله جنابعالی بسیار حکیمانه است ولی شکاف بین حاکمیت ومردم از سال 1358 با تبدیل مجلس موسسان به خبر گان ودستور برای جلوگیری از انتخاب مصدقی های خالص ومجاهدین خلق در مجلس اول وروسری اجباری وبستن دانشگاهها شروع شد.
اصلاح طلبان هم حمایت مردم را فقط با قبول اشتباهات خود و ترجیح مصالح مردم بر نظام بدست خواهند آورد. بنظر بنده همه محبور خواهند شد صفوف خود را مشخص کنند.
............................................................
عبدی:
شکاف دولت و مردم با اقداماتی تعدیل یا تخفیف می یابد اما اصل وجودی آنها بحث دیگری است که در مقاله سرنوشت محتوم اشاره شده است.در مورد سازوکار انتخاباتی مطلوب هم نوشته ای دارم که در روزهای آینده تقدیم می کنم.البته انتخابات اکثریتی یکی از عوامل حذف برخی از جناحها از مشارکت موثر است.
۲۷ شهریور ۱۳۸۶ ۲:۱۷ بֽظֽ | Reply
:
وقتی تحلیل مبتنی بر قانون هستی باشد , زمان خللی در آن بوجود نمی آورد.... ولی وقتی تحلیل مبتنی بر منفعت باشد , روزبروز باید آنرا تغییر داد و ....
ولی نمیدانم چرا داستان اصلاحات مرا یاد آن چوپانی می اندازد که گوسفندان ارباب را میدزدید و ارباب متوجه شد و شکایت کرد و چوپان هم وکیل گرفت و حق الزاحمه ی زیاد پیشنهاد داد و وکیل گفت : غمت نباشد! فقط در دادگاه هر چه از تو سؤال کردند با صدای گوسفند بگو بع ع ع ...
و وقتی چوپان به دلیل دیوانگی تبر ءه شد و وکیل گفت بسیار خوب , تو تبرءه شدی , حال حق الزحمه ی مرا بده , چوپان , بر و بر به وکیل نگاه کرد و این بار هم خارج از دادگاه , مثل دیوانه ها گفت بع ع ع....
و و کیل عصبانی شد و با فریاد گفت: بفهمیدم بفهمیدم چی شد؟ با همه بع ع ع , با من هم , که این کار را یادت دادم , پدر سوخته!! بع ع ع ؟!!!
حالا نقل این اصلاح طلبهاست !! واقعا درک کردنیست که چقدر شنیدن صدای بع ع ع برای آنها سخت است!!
۲۷ شهریور ۱۳۸۶ ۳:۲۵ بֽظֽ | Reply
مسعود :
ظاهراً آن موقع، مسئله نفت هنوز در مرکز تحلیلهای شما قرار نگرفته بوده است.
............................................................
عبدی:
در آن موقع درآمدهای نفتی اندک بود و نقش تعیین کننده ای در سیاست نداشت.اما مدتی بعد که افزایش شدیدی یافت بلافاصله مساله صندوق ذخیره ارزی مطرح شئ که ینده هم در این مورد نظراتم را در همان زمان بیان کرده ام.
۲۷ شهریور ۱۳۸۶ ۵:۰۳ بֽظֽ | Reply
ذبیح اله رامش خواه :
سلام اقای عبدی
محوریت تحلیل شما بحران مشروعیت است اما حقیقت این است که جامعه ایرانی جز اندکی که راس هرم مطالبات مردمی را شکل میدهندپیامد محورند نه فرایند محور بنابر این احساس بحران مشروعیت ایرانی ریشه در نارضایتیهای اقتصادی دارد که کماکان باقی است اگر مطالبات جامعه ایرانی را یک هرم فرض کنیم قاعده هرم خواستار امنیت اشتغال و رفاه اقتصادی است بدنه هرم مطالبات اجتما عی مانند نظارت بر مدیران نبود پارتی بازی فساد اداری و شایسته سالاری و .... دارد و مطالبات سیاسی ساختار شکن مثل رفراندوم یا کنار نهی روحانیت یا افزایش نهادهای انتخابی در مقابل انتصابی خواسته های اقلیتی است که راس هرم را شکل میدهند و متاسفانه ا اقلیتی از این اقلیت راس هرم مانند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی سکانداران و تئوریسن های اصلاحات شدند و چون راس نماینده قاعده نیست شکاف رخداده بین قاعده و بدنه اصلاحات با رهبرانشان نتیجه طبیعی هدف گذاریهای رهبران اصلاحات بود
............................................................
عبدی:
اتفاقا همین زاویه نیز مورد توجه بوده است.اگر ساختاری فاقد مشروعیت کافی بتواند پیامدهای مثبت اقتصادی و اجتماعی ایجاد کند پس چرا باید به هر قیمتی مانع بروز این رویداد شد که در نهایت هم مشروعیت زادل شود و هم کارآمدی تحقق نیابد؟
اما فرض من این بوده که در وضعیت کنونی فقدان مشروعیت کافی در ساختا سیاسی مترالدف با ناکارآمدی هم خواهد بود.
۲۷ شهریور ۱۳۸۶ ۶:۳۱ بֽظֽ | Reply
امیر :
امروز دیدم که در روزنامه جام جم به عنوان یکی از روزنامههای پرتیراژ کشور نوشته: ویزای سفر احمدینژاد به نیویورک صادر شد.
برایم جالب بود که صدور ویزای رییس جمهور یک کشور هم میتواند موضوع خبر شود!
۲۸ شهریور ۱۳۸۶ ۱:۲۶ قֽظֽ | Reply
در پاسخ به احسان :
احسان , هموطن عزیز سؤال کرده است:
حال اين پرسش مطرح مي شود چرا در كشورهاي پيشرفته علاج واقعه قبل از وقوع آن مي شود و كشور كه در مسير تعيين شده در حال حركت است به ناگهان تغيير مسير نمي دهد؟(از موارد بسيار نادر بگذريم).
بعنوان کسی که سالهاست در خارج زندگی میکنم اجازه میخواهم این سؤال احسان را که از آقای عبدی پرسیده اند , من جوابگو باشم .
فکر میکنم , همیشه آواز دهل شنیدن از دور خوش باشد!! کشورهای پیشرفته هم وقتی زیر پوستش میروی بسیار بی عدالتی ها و ظلم و جورها بر مردمش را می بینی ولی در آن کشور راههای مختلفی تعبیه شده تا کارد به استخوان کسی نرسد و .....
علاج واقعه را قبل از وقوع میکنند چون اینها از بچگی اینگونه تربیت شده اند , اینجا حتی برای یک پیک نیک ساده هم از قبل برنامه ریزی میکنند! میزان بودجه ی آنرا حساب میکنند!! اینجا همه , برای یکسال آینده شان برنامه دارند و طبق برنامه عمل میکنند. اینجا وقتی بناست راهی تعمیر شود از ماهها قبل اعلام میکنند تا کسی در آن روز برای استفاده از این خیابان برنامه نریزد.... و خلاصه تار و پود لباس مناسبات در خارج بر اعتماد ریخته شده و مردم چنان به مسؤلان اعتماد دارند که اگر مسؤلان بگویند امروز شب است , آنها قبول میکنند!! و این حاصل نشده مگر احترام به مردم و احترام به قول و احترام به تعهد و احترام به وفاداری
و ما متاسفانه بر عکس , جدیدا بیشتر هر کس سوار کار میشود , سریع به فکر پر کردن جیب و بار خود و خانواده را بستن است!!! ولی اینجا اینطور نیست و مسؤلان را از مردم به سختی میتوانی تشخیص دهی!!
و حال من یک سؤال از آقای عبدی دارم.
جدیدا موج مهاجرت مدیران دولتی با پولهای کافی به خارج سرازیر شده. من با مدرک دکترا , اینجا نقاش ساختمان هستم . چند وقت پیش از طریق یکی از بیلدرها برای نقاشی قصری معرفی شدم ... کار را گرفتم و رنگ اناقها از طرف صاحبخانه که ایرانی بود , مشخص شد و ما زیر کاری را که تمام کردیم , دست اول رنگ را زدیم که خانم صاحبخانه آمد و رنگها را نپسندید و رنگها را تغییر داد ... و ما دوباره رنگها جدید را خریدیم و دست اول را زدیم و.... مجددا خانم صاحبخانه با ماشین مرسدس بنز آخرین مدلشان آمدند و گفتند رنگها را توی کار نپسندیدم !! و دوباره رنگ اتاقعا و سالنها را تغییر دادند( همین جا این را هم برایتان بگویم که اینجا فقط ایرانیها هستند که بنز سوار میشوند!! چون ماشین خیلی گرانیست و وسایلش و تعمیرش نیز همچنین!! نمیدانم ما چه عقده ای داریم در مورد این مرسدس بنز و چند تا چیز دیگر!) و ..... داستان چند بار دیگر تکرار شد و من که اولین بار بود با این موضوع مواجه میشدم تعجب کردم از اینهمه دست و دل بازی !! و اینهمه تنوع طلبی این خانواده و دست باز این خانم در تغییرات!! وقتی یک روز از دوستمان که این کار را معرفی کرده بود , بیلدر , در مورد او سؤال کردم گفت: هیس! آقا یکی از مقامات اتاق ...... هستند و آنقدر پول دارند که نمیداند چیکار کند!! نکند یهو روی حرف خانمش حرفی بزنی آ , به تو چه؟!! تو پولت را بگیر ....
با خودم گفتم .....
آقای عبدی به نظر شما برخورد صحیح با چنین اشخاصی , که هم از توبره میخورند و هم از آخور , آنهم خارج از کشور , چگونه باید باشد؟بنظر شما آیا حساب و کتابی در این دنیا هست؟ آیا خروج این افراد با پولهای بدست آورده , نشانه های جدی شدن سقوط آزاد نیست؟ به نظر شما اینهمه پول میتواند ار راه حلال کسب شده باشد؟ آیا داستان کسب این پولها نیست که بین مسؤلان و مردم شکاف ایجاد کرده؟ ... و هزاران سؤال دیگر که پرسیدنش آب در هاون کوبیدن است!!
ممنون از شما و احسان که ما را تشویق به گذاشتن این کامنت کرد.
۲۸ شهریور ۱۳۸۶ ۵:۴۲ قֽظֽ | Reply
ahmad :
جناب عبدی سلام مجدد
در نتایج انتخابات دوره اول مجلس دستکاری شد . شما ودوستان دانشجویتا ن صادقانه بفکر خدمت وآنها که بعضیشان هنوز در قدرتند پایه های قدرت خود را با این کارها هموار می کردند.
شما وبسیاری دیگر آنچان شیفته وعاشق بودید که خیلی از بدیها را نمیدید.فرق انتخابات دوره اول وهفتم در انبساط وانقباض !!خودیها بود...بجای نظارت استصوابی هم دستور داده بودند که بعضی ها از صندق در نیایند.صحبت از بد اخلاقی !! بود نه انتخابات اکثریتی .
...............................................................
عبدی:
حقیقت را بخواهید در همه انتخابات در ایران مشکلاتی بوده و هست .اعتراض اصلی به این مشکلات نیست زیرا برخی از مشکلات را نمی توان به سهولت بر طرف کرد.مساله این است که آیا این اشکالات در حدی وده که تغییرات مهمی در سرنوشت انتخابات ایجاد کند یا نه؟بنده اعتقادی ندارم که امنتخابات اول واجد چنین اشکالاتی بوده است و تا کنون هم مستنداتی در رد این فرضیه ندیده ام و همینطوری هم نمی توان مساله ای را بیان کرد.
۲۸ شهریور ۱۳۸۶ ۷:۵۵ قֽظֽ | Reply
جدی بگیریم یا جدی نگیریم؟ :
دکتر محمود احمدى نژاد، رئيس جمهورى اسلامى ايران در خصوص تهديد ايران از سوى مقامات فرانسوى گفت: "اين تهديدات را جدى نمىگيريم."
جال آقای عبدی !
ما این سخنان رییس جمهور را جدی بگیریم یا این سخنان رییس جمهور را هم جدی نگیریم؟
...............................................................
عبدی:
جدی نگرفتن ایشان را باید خیلی جدی گرفت.
۲۸ شهریور ۱۳۸۶ ۰:۲۷ بֽظֽ | Reply
شهروند :
آقاي عبدي پيش بيني و توصيه جالبي داشتيد كه متاسفانه جدي گرفته نشد.
راستي خوشحالم كه "آينده" تعطيل نمي شود. به نظر من هر چند كه تاثيري بر حاكميت و مردم - به آن صورت - نداريم؛ اما به هر حال - حداقل - اين جا پاتوقي است كه جمع مي شويم و تبادل نظر مي كنيم. كسي چه مي داند؟ شايد از اين رهگذر روزي تحريريه يك نشريه يا اعضاي موسس يك حزب پديد آيد.
.........................................................
عبدی:
مطمئننا چنین چیزهائی در نخواهد آمد چون برای این این هدف راه نیفتاده.
۲۸ شهریور ۱۳۸۶ ۰:۳۲ بֽظֽ | Reply
bahram :
ba salam
bozorgtarin eshtebahe eslahtalaban khod bozorgbini va fasele gereftan az toode mardom va tamarkoze bish az had bar tabaghe motevasset bood mozooei ke kamakan edame darad.shekaf dolat-mellat dar nezame kaasti va tabaghati ba har shekl hokoomati por shodani nist; khah jomhoori eslami khah jomhoorii digar.i
۲۸ شهریور ۱۳۸۶ ۰:۳۵ بֽظֽ | Reply
صمد :
آقای هاشمى رفسنجاني، در ديدار با مجمع زنان اصلاح طلب , انتخابات را بزرگترين عرصه حضور مردم در تعيين سرنوشت کشور دانسته و گفته اند :" مردمسالارى در جمهورى اسلامى ايران از سطح بالاترى نسبت به ساير کشورها برخوردار است. ... انتظار مىرود آزادى و احترام به افکار عمومى در انتخابات روز به روز افزايش يابد و همه گرايشهاى عضو خانواده انقلاب بتوانند با اطمينان از سلامت انتخابات در آن شرکت کنند."
دو سؤال داشتم:
اول اینکه:
چگونه میشود این ادعای بالا بودن سطح مردمسالاری آقای هاشمی با دیگر کشورها را راست آزمایی کرد؟
دوم اینکه :
چند درصد مردم فعلا عضو خانواده ی انقلاب هستند؟
۲۸ شهریور ۱۳۸۶ ۰:۳۷ بֽظֽ | Reply
سام :
سلام بر جناب آقای عبدی،
مصاحبه شما را با روزنامه روز خواندم. کاملا از جوابهایی که به خبرنگار هوشمند آن روزنامه می دادید شگفت زده شدم. به نظرم کاملا منفعلانه و بی منطق بود، که البته از شما بعید است. من فکر میکنم حرف شما مبنی بر سکوت تا حدی درست است. اماهمانطور که در مقاله های قبلی نوشته اید سکوت فعالانه. به این معنی که اصلاح طلبان بروند به سمتی که خود را باز سازی کنند، چه از نظر تئوری و چه از نظر سازمانی که البته جنبه اول به نظرم بسیار مهمتر است. آنچه شما می کنید سکوت نیست همانطور که گفته اید دویست و اندی مقاله نوشته اید در این مدت. کار شما باز سازی فکری و تئوری پردازی درباره مسائل بسیار مهم (مانند بحث نفت) است. پس چرا دائما این واژه سکوت را بکار می برید تا بشود به راحتی شما را در یک مصاحبه گیر انداخت؟
...............................................................
عبدی:
آن به هر چیز شبیه بود جز مصاحبه چون 4 بار تلفن قطع شد و ده دوازده بار تکرار کردند که اینجا ظبط نشده دوباره بگوئید .ضمنا من چنین برداشتی ندارم کجاش گیر افتاده؟
۲۸ شهریور ۱۳۸۶ ۱:۲۶ بֽظֽ | Reply
:
آقاي عبدي حسنين هيكل جملهء جالبي دارد او مي گويد غربيها همهء حرفهايشان را مي زنند( يا مي نويسند ) ما گوش نمي كنيم (يا نمي خوانيم ) حكايت ماست در كشور ما هنر گوش كردن يا خواندن مهمتر از درست حرف زدن يا درست تحليل كردن است تحليلهاي درست شما اي بسا اكنون در ميان تلنباري از كاغذ در بايگاني شبه احزاب خاك ميخورد يكي از دلايل شبه حزب بودن از همينجا ناشي ميشود .عدم توانايي شنيدن و به تبع آن اصلاح رفتار و مواضع سياسي و متاسفانه اين عارضه كماكان گريبانگير شبه احزاب است مواضع سياسي رهبران آنها دردر اين روزها پيرامون انتخابات را بايد از همين نمونه ها دانست .
۲۸ شهریور ۱۳۸۶ ۴:۵۳ بֽظֽ | Reply
:
اقای عبدی عزیز سلام من فکر میکنم درحال حاضر نظرات شما واقای زید ابادی در مورد سکوت بسیار متین وصحیح می باشد فقط اگر میشد همه افراد واحزاب که به این ایده اعتقاد دارند مسوولیت عواقب این راه را نه تنها بر دولت بلکه بر هرانکه تایید کننده این راه است از اقایان جنتی و هر کس دیگر سوار کنند وفقط دراین یک مورد سکوت نباشد با توجه به اینکه این روش حداکثر ششماه یا یکسال دیگر به بن بست می رسد امید وارم اگر تغییر در روش حاکمیت یکدست پدید نیاید شرم این شکست مانع تکرار ان شود
۲۸ شهریور ۱۳۸۶ ۷:۳۹ بֽظֽ | Reply
pory :
سلام
اول معذرت خواهی بابت نوشته قبلی ام.
همانطور که شما تک میزنید خوب ما هم پا تک میزنیم!!!
میخواستم نظر شما را راجع به مطلبی بدانم اگر در سایت برایتان مقدور نیست لطفا با ایمیل جواب دهید"از وقتی که میگذارید سپاسگذارم.واما سوال:
از اوایل انقلاب حساسیت خاصی به اسم مجاهدین خلق داشتم البته هنوز هم دارم ولی دلیلش را نمیدانم شاید به خاطر ترورهایی بود که اوایل انقلاب انجام دادند و شاید هم به دلیل راه و رسم بی منطق و مسلحانه شان.این را گفتم که بدانید ذاتا از آنها دل خوشی ندارم.ولی چند روز پیش اتفاقی یکی از آن آهنگهای قدیمی مرضیه را گوش میدادم که الحق و انصاف حرف نداشت داشتم حسرت این صدا را میخوردم که چرا خواسته یا ناخواسته در دام مجاهدین افتاده"از آنجا که چند روز پیش صحبت از محاکمه و استرداد مجاهدین بود به نظر شما بهتر نبود حکومت با کمی مدارا از آنها میخواست که به مام وطن برگردند و به آنها عفو میداد؟ضمنا یکی از مجاهدین که دایی و دو برادرش را اعدام کرده بودند را از نزدیک میشناختم با هم همکلاس بودیم واقعا بهتر از این پسر در مدرسه نداشتیم برادرانش را هم که اعدام کردند میشناختم همسایه بودیم در محل بهتر از اینها نداشتیم از نظر حجب وحیا و صداقت.واقعا هنوز در این فکرم که سازمان چگونه توانست عده ای از جوانان معصوم وپاک این مرز وبوم را فریب دهد؟وآیا آنهایی که واقعا از سازمان بریده اند لایق بخشش نیستند؟
.....................................................
عبدی:
در باره سازمان تا آنجا که من اطلاع یافته ام عفوی نسبی داده شده و بسیاری نیز مراجعت کرده اند.در باره خصائل آنها هم مصادیق شما را رد نمی کنم مگر طرف مقابلشان آدمهای بدی به لحاظ اخلاقی و رفتاری بودند؟آنها هم عموما مشابه بودند اما وقتی پای ائدئولوژِی پیش می آید رفتارهای سیاسی به گونه دیگری می شود.مثلا فکر می کنیم استالین مثل آدم خونخواری بود؟نخیر چه بسا در رفتار عادی خیلی هم دل رحم بوده باشد.
اما بریده های سازمان تقریبا مشکلی نداشته اند و چه بسا به خارج هم رفته اند.
۲۹ شهریور ۱۳۸۶ ۰:۱۹ قֽظֽ | Reply
روح الله :
سلام
جناب عبدي، شما كه توصيه خود را براي خارج شدن از وضعيت در سال 79 اتحاد و همبستگي اصلاح طلبان مي دانستيد پس چرا خود -با وجود تمام مشكلات و فشار هاي وارده بر شما در آن دوران- از اين جبهه كنار كشيده و گوشه عزلت اختيار كرده و فقط اقدام به درج مقالات و مصاحبه هايي - باز هم هر چند عميق و روشنفكرانه- نموده ايد.
آقاي عبدي عزيز مي خواهم بگويم حيف نيست شما با اين همه اطلاعات سياسي و آشنايي با مسايل روز، جبهه اصلاح طلبان را كه نيازمند چنين نيروهاي ارزشمند است را كنار گذاشته و به عنوان يك نيروي اصلي با اصلاح طلبان همكاري نمي كنيد. -هر چند به عنوان نيروي دلسوز مي توان از همين مقالات جنابعالي استفاده كرد-
.....................................................
عبدی:
متاسفانه حضور من در این گروه معلوم نیست که کمکی به آنها کند.زیرا فاصله تحلیلی آنقدر هست که برای حضور یا من باید بیش از حد ممکن به برداشتهای خود پشت کنم و یا در صورت اصرار به نیروی کند کننده آنان تبدیل شوم.من قبلا هم اختلاف نظر داشتم اما آنقد نبود که مانع عمل مشترک شود.مثلا با آمدن آقای خاتمی در انتخابات سال 80 مخالف بودم اما از این عقیده ام عدول کرده و با جمع همراه شدم .اما امروز از حداقلهای دیدگاهم باید بگذرم که سخت است .در عین حال هر کمکی از من بر آید به همه نیروهائی که فعال هستند می کنم.
۲۹ شهریور ۱۳۸۶ ۳:۰۱ بֽظֽ | Reply
مصطفي صادقي :
سلام آقاي عبدي
چند سوال داشتم
چقدر احتمال حمله به ايران را جدي مي دانيد؟
آيا احمدي نژاد در سياست هسته ايش موفق نبوده ؟ به نظر ميرسد كه او بدون آنكه امتياز زيادي بدهد به پيشبرد برنامه هاي هستي مي پردازد و با به سخره گرفتن قطعنامه هاي صادره غرب را سردر گم كرده آيا چنين نظري درست است؟
با تشكر از شما به خاطر تحليلهاي خواندنيتان
........................................................
عبدی:
در این مورد در گزارشی که یکشنبه ارائه می کنم چند جمله ای نوشته ام.
۲۹ شهریور ۱۳۸۶ ۹:۳۰ بֽظֽ | Reply
سيد علي :
سلام
تحليل زيبائي بود و همچنين توصيه مناسبي.
ولي صد افسوس . قلعه حيوانات جورج اورل همه را در بر مي گيرد . اقتدارگرايان قبل از دو خرداد و اقتدارگرايان پس از دو خرداد .
همانروزها كه بازار تشكل ها گرم بود و هر روز تشكيلات جديدي در قالب انجمن . حزب و گروه شكل مي گرفت و همين دوستان دو خردادي هم بر مجموعه سياسي حاكم بودند . براي ثبت تشكلي به فرمانداري درخواست داديم ولي آنقدر اين دست و آن دست كردند كه نهايتا از خير آن بگذريم .
اگرچه دوستان دو خردادي شعار مي دادند ولي در عمل يا كوتاه آمدند يا خود جايگزين همان اقتدارگرايان شدند . بديهي است كه در هر دو حالت نصايح مشفقانه محلي از اعراب ندارد .
۳ مهر ۱۳۸۶ ۱۱:۳۸ قֽظֽ | Reply
امير هشنگ :
سلام
اخبار روز4/7/86اعلام كردفقط آقاي علي آبادي وكفاشيان ميتوانند در انتخابات فدراسيون فوتبال به عنوان كانديداي مورد تاييد شركت نمايند!!
راستي اين همه انحصاردركجاي دنيا سابقه دارد(لازم به ذكراست تاكيد رييس جمهوربرانتخاب آقاي علي ابادي قبلا مطرح شده بود ) تازه اين درعالم ورزش است. اين انحصار براحتي ميدان خالي نمي كند .
۵ مهر ۱۳۸۶ ۰:۳۰ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/634