دو گونه از سلوک دو گونه از سرنوشت(آقای فرهاد)

این نوشته در اصل نظری بود در ذیل نوشته منطق دوگانه که آقای فرهاد زحمت نوشتن آن را بر خود هموار کرده اند، اما به دلیل آن که به چند خصلت منفی ما اشاره کرده است بهتر دانستم که آن را در قالب یادداشتی مستقل تقدیم کنم.


دو گونه از سلوک دو گونه از سرنوشت
نویسنده آقای آگاه
با سلام به دوستان. آقای عبدی از معیار دوگانه نوشت بگذارید من از سلوک و سرنوشت دوگانه بنویسم.
ما در گذشته در کتاب روح ملتها که بوسیله مرحوم بازرگان ترجمه و ضمیمه ایشان بنام سازگاری ایرانی آشنا بودیم اما تجربه چیز دیگری است. همزمان نمی توان انکار کرد بازرگان بخاطر برخی ویژگیهای خاص تا حد زیادی برای ما تخفیف قائل شده بود و لغت (سازگاری) که با برخی خصوصیات دیگر همچون بی ثباتی، چند روئی و..دارای همپوشی است برای توصیف ایرانیان دوره خود برگزیده بود.

موردی را که به آن اشاره خواهم کرد جای تعمق و پژوهش گسترده ایی دارد ولی من به اختصار و در حد توصیف و نه توضیح یا تاویل به آن خواهم پرداخت. این مورد خود بزرگ بینی ما ایرانیان و تواضعی است که این کفار از خدا بیخبر!! یعنی غربی ها دارند. شما اگر به یکی از سایت های خبری ایران مثلا ایرنا یا ایسنا نگاه کنید دائما از اختراعات و اکتشفات جدیدی که جوانان ایران به آن دست یافته اند سخن میرود. دائما جاده و کارخانه و سد افتتاح میشود. اما اگر به سایت های خبری این کشوری که من ساکن آن هستم سری بزنید از چنین چیزی خبری نیست. اخبار نوعا در مورد مشکلاتی است که در جامعه احساس میشود. هر چند که این مشکلات بسیارهم کوچک و حتی قابل اغماض باشد. این کشور از نظر ثبت اختراق و اکتشاف سرانه جزء کشورهای مطرح جهان است اما شما اثر از خودنمائی نمی یابید. شرکت آسترا و فارماسیا که در عرصه صنایع داروئی فعال هستند بطور روزمره در حال کشف و ساخت محصولات تازه هستند. به همین دلیل سهام این شرکتها در بازار سهام نیویورک وضعیت مطلوبی دارد. موسسه تحقیقاتی و درمانی این کشور در رانکنیگ جهان معمولا جایگاهی بین 5 تا 10 در سطح جهان را داراست. با این همه آنچه شما میتوانید از نتایج تحقیقات این موسسه بیابید غالبا همان است که در مجلات تحقیقات علمی چاپ میشود و افراد اهل فن که قدرت تشخیص و نقد دارند از آن آگاه میشوند. در شرکت اریکسون که پیش تاز ای تی و های تی است هر روز مدلهای تازه طراحی میشود. در کی تی اچ هر روز چند پروژه شروع و چند پروژه موفق به پایان میرسد ولی از تبلیغات دیوانه وار تلویزیونی و رادیویی اثری نیست. مثلا گفته نمی شود که جوانان سوئدی توانستند بدون کمک امریکا کشف تازه ای را به ثبت برسانند. در مورد ساختمان و سد و امور مشابه اینجا همیشه کار برقرار است اما هیچ افتتاحی را من رسانه های گروهی ندیدم!!

دوستی هموطن که از پزشکان موسسه تحقیقاتی و درمانی این کشور است برایم تعریف میکرد که وقتی خبر کشف داروی ایدز بوسیله آقای احمدی نژاد به عنوان خبر خوش مطرح شد، ایشان چند روز از خجالت کمتر در حضور دوستان همکارش آفتابی میشد. ایشان می گفت همکاران خارجی چیزی نمی گفتند اما من از لاف آنچنانی احساس شرم میکردم. چون به قول ایشان اتفاق نظر گسترده میان محققین بیماری ایدز وجود دارد که با سطح تحقیقات و تکنولوژی فعلی بین المللی، ادعاهایی از قبیل کشف داروی ایدز جز لاف آنهم از نوع گزافش نیست. به نظر می رسد که خود کم بینی که ناشی از درک موقعیتی است که ایرانیان به آن دچار شده است موجب شده تا علیرغم عقب ماندگی تاریخی و ساختاری از پرگوئی کم نیاورند. اگر این پرگوئی اثری منفی نداشت، باز ایرادی نداشت. چون پرداختن به مسئله از منظر اخلاقی با چنین شرایطی موضوعیت ندارد چون اخلاق اجتماعی چنان است که میدانید. لاف در تنهائی که آوازی در تاریکی است، البته تنها خاص حکومت فعلی نیست. از دوره شاه و حتی پدرش نیز اوضاع چنین بود. به گونه ایی که به تاریخ سازی دروغین پرداختند تا علت عقب ماندگی را نه در خود که در اقوام مهاجم جستجو کنند. حال آنکه میدانیم که در دوره طولانی از تاریخ همه جوامع کم یا بیشن در معرض تاخت و تاز اقوام دیگر بوده اند.
نمونه دیگر. در دانشکده ایی که به تدریس اشتغال دارم در چارچوب یک برنامه تعویض دانشجو، دانشجویان زیادی را از کشورهای گوناگون اروپا میزبانی میکنیم. جالب است وقتی از دانشجویان خود که سوئدی هستند، میپرسم که تا چه حد به انگلیسی تسلط دارند، اغلب می گویند که چندان تسلط ندارند. اما در هنگام مباحث درسی می بینم که نه تنها کم نمی آورند که در گفتار، تلفظ و نوشتار حتی از دانشجویان سایر کشورها بهتر هستند. اما جالب است در مواردی که با دانشجویان ایرانی تماس داشته ام متاسفانه علیرغم توانائی محدود غالبا مدعی بوده اند که به زبان انگلیسی مسلط هستند. در اینجا دانشجویان استادان با دکتر و پرفسور خطاب نمی کنند بلکه اسم کوچک آنها را بکار میبرند.
سوئدی ها کم گو، آرام، فروتن، با ثبات هستند. آنها سادگی و قناعت خصوصیات آنهاست. استیل زندگی آنها را میتوان در محصولات شرکت ایکیا دید. همان محصولاتی که خریدار خود میبایست آنها را مونتاژ کند. یعنی باید خود چیزی را یاد بگیرد و خود مسئولیت بپذیرید و بر پای خود بایستید. در این 22 سال سه نسل از سیاستمداران سوئدی به عرصه سیاست آمدند و ناپدید شدند. و دیگر اثری از آنها در مطبوعات و رسانه اثری نیست، حال انکه همتایان ایرانی این افراد هنوز ول کن قدرت نیستند و اسم این را گذاشته اند تشنگی خدمت!! در اینجا سن بازنشستگی 65 سال است بنابراین ما سیاستمدار 70 سال به بالا نداریم!! قابل مقایسه با 80 سالگان مجلس خبرگان و شورای نگهبان!!
من اخبار رادیو و تلویزیون اینجا را دنبال میکنم. شاید نزدیک دو هفته باشد که هیچ تصویری از نخست وزیر این کشور در تلویزیون ندیده ام. در چند ماه اخیر شاید حدود 6 ماه است که هیچ اثری از شاه این کشور در رادیو و تلویزیون نبوده!! خدا بده برکت رسانه های گروهی ایران !!
چند وقت پیش اهالی یکی از شهرهای کوچک سوئد شکایتی را تسلیم استانداری کردند. مضمون شکایت این بود که از بس که پلیسی در شهر ما نبوده کودکان ما نمی دانند پلیس چیست و با کار پلیس آشنائی ندارند. مقامات استانداری اعلان کردند که اولا نیازی به پلیس نبوده و ثانیا فرستادن پلیس به معنی کاهش بودجه رفاهی شماست. بالاخره قرار شد پلیس سیاری هفته ای دو ساعت در میدان شهر حضور یابد و با کودکان خوش و بش کند، تا یادشان نرود که چیزی بنام پلیس هم وجود دارد.
اگر این مطلب را به خود سوئدیها بگوئید خواهند گفت که سوئد هم دارای مشکل خاص خود است. چون جامعه بدون مسئله وجود ندارد. اما مسائل اینها کجا و مسائل ایرانیان کجا.