مصاحبه حاضر مدتی پیش با نشریه ای در اصفهان انجام شد که ظاهرا به دلیل مشکل در انتشار نشریه این مصاحبه هم منتشر نشده است.
- اصلاح طلبان برای بازگشت مجدد به قدرت باید به چه منابع مغفول اقتصادی و برنامه ریزی های انجام نشده اقتصادی، تاکید کنند و یا آنها را در اختیار گیرند؟
*بازگشت به قدرت، اصطلاح و معادل صحيحي نيست، چرا كه اين امر را به ذهن متبادر ميكند كه قبلاً در قدرت بودهاند. آنان قبلاً عهدهدار مسئوليت بدون قدرت بودند و كوششي درخور براي كسب قدرت نكردند و اگر قرار باشد كه مجدداً بار مسئوليت را بر دوش كشند و صندلي قدرت را در اختيار ديگران قرار دهند، همان بِه كه براي اين هدف كوششي نكنند و اگر هم كوشش نمودند، همان بهتر كه مردم به آنان رأي ندهند.
اما براي كسب قدرت و نه بازگشت به آن، در كنار اعتقاد و التزام نسبي به برنامه چهارم توسعه و اصول كلي آن، بايد درباره نفت و درآمد آن نيز چارهاي را پيشنهاد كنند كه به نظر من بهترين ايده، توزيع مستقيم درآمدهاي نفتي در ميان مردم است تا با اجرای این طرح اين ساختار مخرب و فاسد اقتصادي بر روي ريل اصلاح قرار گيرد.
-شرایط اقتصادی حاضر تا چه حد برای بازگشت مجدد اصلاح طلبان به قدرت مهیا می باشد و ایشان در صورت بازگشت به قدرت با چه مشکلات اقتصادی درگیر خواهند شد؟
*با توجه به پاسخ قبلي ميتوانم بگويم با پذيرش ساختار اقتصادي كنوني و قرار داشتن پول نفت در اختيار حكومت، بازگشت به ساخت سياسي، مترادف بازگشت به قدرت نيست و هر كس هم كه بيايد، جز اينكه سياستهاي كنوني را ،حتي به صورت بدتري ادامه دهد، چارهاي ندارد. اما در حال حاضر بهترين شرايط براي ورود به قدرت باید با شعار توزيع درآمدهاي نفتي همراه باشد، چرا كه وضعیت اين درآمدها به نحوي است كه زمينه را براي اين شعار و اجراي آن فراهم كرده است.
- عملکرد اقتصادی اصلاح طلبان را تا چه اندازه در شکل گیری و ثبات دولت نهم، تاثیرگذار می دانید؟
*اگر فكر كنيم كه دولت حاضر، از دل «تخممرغ شانسي» درآمده، در اين صورت بايد بحث را تعطيل و سياست را به شانس تقليل دهيم و با سياست و فعاليت فكري خداحافظي كنيم. اما اگر عللي براي شكلگيري دولت جديد وجود دارد، به ناچار بخش مهمي از آن در دل دولت قبل بوده است و البته به نظر من با آن رفتار دولت قبل (نه فقط رفتار اقتصادي، بلكه مهمتر از آن رفتار سياسي)، شكلگيري دولت جديد بسيار منطقي است. در اين باره در تحليل «سرنوشت محترم» (موجود در وبسايت آينده) توضيح مفصل دادهام.
- شما اخیرا و در دغدغه های متاخر خود چه در مصاحبه ها و چه در مقالات، ایده « توزیع درآمد مستقیم نفت درجیب مردم» را مطرح کرده اید. آیا این ایده را به عنوان راه حلی برای بازگشت اصلاح طلبان به قدرت، ارایه داده اید؟
*نه صرفا براي بازگشت يا ورود اصلاحطلبان به قدرت، بلكه براي اصلاح وضع كنوني مملكت، حتي اگر افراد كنوني هم حاكم باشند فرقي نميكند. مشكلات بيش از اينكه به اشخاص اصلاحطلب يا محافظهكار مربوط باشد، به ساختار اقتصادي مربوط است و اين طرح هم براي اصلاح ساختار اقتصادي است. البته اگر اصلاحطلبان خواستند از اين طريق و بصورت واقعی وارد قدرت حقیقی شوند، بايد به آنها تبريك گفت.
- چگونه می توان اعتماد توده های مردم را در برخورداری از درآمد نفت به صورت مستقیم، جلب کرد؟
*اين شعار ابتدا بايد در سطح نخبگان جامعه تحليل و پذيرفته شود و راهكار اجرايي آن هم مطرح شود. پس از اين مرحله، مردم به راحتي آنرا خواهند پذيرفت.
- احزاب و شخصیت های اصلاح طلب در ارتباط با این ایده، واکنش شفاف و مشخصی بروز نداده اند. این موضوع دلیل بر مخالفت با ایده شماست یا امکان عمل نیافتن آن ؟
*دلايل آن ممكن است متعدد باشد، البته اگر مخالف باشند، طبيعي است كه مخالفت خواهند كرد و تحليل خودشان را هم خواهند گفت، اما كمتر افرادي مخالف این ایده هستند. بهويژه در گفتگوهاي حضوری و محدود اصل قضيه را قبول دارند و در تحليلهاي جاري هم شما ميتوانيد ردپاي اين ادعای مرا ملاحظه كنيد. درباره غيرعملي دانستن آن نيز برخي فكر ميكنند حرف اين مسأله را هم نميتوان زد، زيرا ساخت قدرت اجازه نميدهد. ولي بيان علني اين ديدگاه براي آنان موجب هزينه ميشود، زيرا مردم خواهند پرسيد كه پس شما به عنوان يك نيروي سياسي چهكارهايد كه چيزي را لازم ميدانيد ولي بيان نميكنيد، صرفا به این دلیل که حكومت آنرا نميپذيرد در حالي كه مردم آنرا ميپذيرند؟
علت ديگري هم هست. برخي از دوستان علاقهاي به حضور در حكومتي كه در آن اختيار نفت در دست دولت نباشد، ندارند. در واقع شيريني حكومت ايران به نفت است و اگر اين شيريني از آن حذف شود، مزه ديگري دارد كه معلوم نيست با ذائقه برخي افراد سازگاري داشته باشد.
- آیا برای عملی کردن این ایده راهکارهای مشخصی دارید و اقدام خاصی انجام داید؟
*موقعيت من فقط اين حد از كار را ايجاب ميكند كه مسأله را طرح و ديگران را با آن موافق سازم يا موضوع به بحث عمومي گذاشته شود و مشاركتي فكري در اين باره شكل گيرد و طبعاً در اين ميان راهكارهاي جزييتر از آنچه كه تاكنون گفتهام نيز مطرح خواهد شد. مسأله مهم در اين طرح، مشاركت عمومي نخبگان سياسي، اقتصادي، مطبوعات و... است.
- امکان مصوب کردن و قانونی نمودن چنین ایده هایی را تا چه حد مورد توجه قرار داده اید؟
*امكان آن قطعاً بيش از امكان مصوب و قانوني و اجرايي نمودن حقوق شهروندي و رعايت مردمسالاري و آزادي است. اگر كساني معتقدند كه براي موارد اخير ميتوانند فعاليت كرده و دستاوردي داشته باشند (در حالي كه اين موارد براي همه مردم چنان چه بايد و شايد ملموس نيست) به طريق اولي بايد بتوانند اين طرح را قانوني، مصوب و اجرا كنند.