آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۱۱ شهریور ۱۳۸۶
چرا سکوت؟
ابتدا ميخواهم چند پيشفرض را در رفتار اجتماعي و سياسي بيان كنم.
الفـ همه ما به تناسب توانمان، در برابر سرنوشت جامعهمان مسئول هستيم و بايد براي اصلاح آن مطابق فهم خود کوشش كنيم.
بـ رفتار ما بيترديد نبايد منفعلانه باشد و باید از موضع آگاهانه و فعال صورت گيرد. اما همان طور كه در یادداشت «انفعال و فعاليت» گفتهام فعاليت به معناي انجام هرگونه عمل و انفعال به معناي هرگونه سكوني نيست.
جـ بيترديد اوضاع اجتماعي و سياسي كنوني كشور در وضعيت بحراني است و اگرچه ممكن است بدون بروز مشكل شديدي اين مرحله نيز پشت سر گذاشته شود، اما احتمال وجود خطر بزرگ، حتي اگر اندك باشد (كه متأسفانه اندك هم نيست) را بايد كاملاً جدي گرفت.
عليرغم قبول و تأييد اين پيشفرضها معتقدم كه براي مدتي (حداقل شش ماهه) بايد سكوت كرد و درباره مسايل جاري سخن نگفت. چرا؟ به دليل غير موثر بودن انتقاد و هشدار دادن در جامعه و حتي اثر منفي داشتن این مطالب بر حكومت. اگرچه عليالاصول نبايد در برابر مسايل سكوت كنيم، اما اين گزاره استنثاناپذير نيست و اگر كسي معتقد به استثناناپذيري آن باشد، ديگر بحثي نميتوان داشت ولي اگر استثنا را بپذيريم، ميتوانيم شرايط امروز را مصداق آن استثنا معرفي كنيم.
چرا درباره مسايل و امور جاري موضع ميگيريم و در رد يا تأييد آنها سخن ميگوييم؟ سه دليل براي اين عمل متصور است. و اين هر سه دليل معطوف به اثرگذاري بر خود، جامعه و حكومت است. ما موضعگيري ميكنيم، زيرا از طريق حضور و مشاركت در جامعه است كه اجتماعي ميشويم و با محيط انطباق پيدا ميكنيم. همان طور كه يك ورزشكار براي به روز بودن ميبايد تمرينات خود را قطع نكند، يك فرد هم براي عقب نماندن از جامعه، بايد نرمش فكري و عمل اجتماعي خود را قطع نكند، كه در غير اين صورت به لحاظ فكري و عملي مثل ورزشكار بيتمرين دچار مشكل عضلاني شده و از ميدان بيرون ميرود.
دليل دوم، تأثيرگذاري و نيز تأثيرپذيري به و از مردم و جامعه است. از خلال اين تأثير و تأثر متقابل است كه افراد با يكديگر جوش خورده و جمعاً يك جامعه را تشكيل ميدهند، و درك روشن و مثبتي از يكديگر پيدا ميكنند و برآيند عمل جمعي را در جهت توسعه و رفاه جمعي قرار ميدهند.
دليل سوم نيز تأثيرگذاري بر حكومتها و نهادهاي قدرت است و اين نيز هدف بسيار مهمي است تا از اين طريق خسارتهای تصميمات كاهش و منافع آن افزايش يابد. و نيز افراد صالح و توانمندتري در مصادر امور قرار گيرند.
شرايط حاضر به گونهاي است كه دو هدف آخر (تأثير بر جامعه و حكومت) در حداقلها هم تأمين نميشود و تأمين هدف اول هم با سكوت محدود شش ماهه چندان دچار اختلال نميشود. ضمن اينكه قرار نيست افراد شش ماه با دنياي خارج قطع رابطه كنند، بلكه فقط از بيان نظرات سياسي خود به طور موقتي استنكاف ميورزند و شش ماه هم زمان زيادي نيست.
سخن گفتن چندان تأثيري بر جامعه و مردم ندارد. زيرا تأثيرگذاري بر جامعه در ذيل يك الگوي مفهومي غالب (پارادايم) صورت ميگيرد، چنان نيست كه بتوان با كليت جامعه در مورد هر مسأله و موضوعي بحث اقناعي كرد، بلكه با جا افتادن چنین پاردايمي است كه مردم در ذيل آن به تحليل رويدادها ميپردازند. اين پارادايم را گاه ميتوان به صورت تودهاي ايجاد كرد، همچنان كه در سالهاي 1384 و 1385 چنين پارادايمي عرضه شد، يا از طريق جلب موافقت و توافق نسبي نخبگان آن را به پاردايم غالب تبديل كرد. نوع اول پارادايم، قطعاً اصلاحي نيست، گرچه ممكن است آن را به سهولت ايجاد كرد (همچنان كه دولت كنوني چنين كرد) اما مشكل آنجاست كه چنين پارادايمي به همان سرعت كه شكل ميگيرد، رنگ ميبازد، (همچنان كه پارادايم آناني كه قرار بود پول نفت را سر سفره مردم بياورند، رنگ باخته است.). نوع دوم پارادايم كه از خلال جلب موافقت نسبي نخبگان شكل می گيرد، در حال حاضر وجود غالب ندارد، و با حضور روزمره در سياست هم نميتوان آن را شكل داد و نيازمند زمان و فرصت است كه نخبگان فكري و سياسي تا حدي تنشهاي ناشي از شكست اصلاحات را از خود دور كرده و خود را بازيابند.
البته براي آگاه شدن مردم به دروغين بودن وعدههاي داده شده به آنان در خلال دو سال اخیر (آگاهي سلبي)، افزايش يك درصد تورم بيش از هزار مقاله و سخنراني موثر است، و لذا براي آگاه كردن جامعه به اين دروغها نياز چنداني به نوشتن و گفتن نيست، وعدهدهندگان خود بيش از ديگران ،ناخودآگاه در اثبات آن كوشا هستند، اما اگر قرار باشد، نوعي آگاهي ايجابي نيز ايجاد شود، نيازمند همان پارادايم غالب نزد نخبگان هستيم كه وجود آن چندان به چشم نميآيد.
اما مشكل اصلي در نحوه واكنشي است كه قدرت و حكومت در برابر اظهارات و سخنان انتقادي از خود نشان ميدهند. و در اين مورد بايد مفصلتر توضيح داد. به نظر ميرسد كه متوليان امر در يك وضعيت دوگانه قرار دارند، از يك طرف فكر ميكنند كه سياستهاي فعلي آنا درست و منبعث از مباني ارزشي آنهاست و چندان راهي براي اصلاح و تغيير اين سياستها باقي نگذاشتهاند. سياست خارجي را كماكان مطابق الگوي "بهترين دفاع، حمله است" ولو به قیمت مقابله با نظام جهاني ادامه ميدهند. در حوزه اقتصاد هم مصرف آخرين دلارهاي درآمدهاي نفتي و بدون برنامه مدون و قانوني، و نفي هر سياست مربوط به دولتهاي پيشين، و... سرلوحه رفتارهاي آنان است. و در سياست داخلي هم تداوم حذفها و انحصار و برخورد با هر حركت انتقادی و اعتراضي ولو محدود، نقشه راه حكومت است.
از طرف ديگر به صورت شهودي و حتي آماري ميبينند كه اين سياستها به سرعت در حال به بنبست رسیدن است. در عرصه خارجي فشارهاي ناشي از تحريم و قطعنامهها هر روز بيش از پيش موجب بروز مشكل در روابط اقتصادي و سياسي با جهان خارج شده است. اگرچه در توافقهاي اخير با آژانس انرژي اتمي سعي در تخفيف اين مشكل و به تأخير انداختن صدور قطعنامه بعدي را دارند، اما كسي نيست كه پاسخ دهد كه اگر ميتوانستيد اعتماد آژانس را در زمان كوتاهي با پاسخهاي خود به دست آوريد، چرا اين كار را دو سال قبل نكرديد، تا كار به اينجاها كشيده نشود؟ در اين زمينه بايد جداگانه بحث كرد.
در زمينه اقتصادي فشارهاي ناشي از سياستهاي غلط آن قدر واضح است كه به ايجاد اختلافات عميق در كابينه و خروج برخي چهرههاي مهم آن منجر شده است. تورم، افزايش قيمت مسكن، مسأله وام مسكن، بيكاري فزاينده، كسري بودجه، فشار بر نهادهاي اقتصادي و بيثبات شدن امور ،مسأله سهميهبندي بنزين و... جملگي علامتهاي این بنبست است. بنبستي كه تا پايان سال بيش از پيش نمود خواهد يافت.
اما در عرصه سياست داخلي، يك نكته مهم وجود دارد. طي پاييز سال گذشته تا كنون (حدود 10 ماه) و با شروع افزايش قيمت مسكن، سقوط آزاد دولت كنوني نزد افكار عمومي آغاز شده است. موعد وعدهها در سال گذشته رسيد، و اقدامات نسنجيده و بيپايه، گرچه ابتدا مردم را اميدوار كرد، اما به سرعت جاي خود را به نااميدي و بدبيني داد. نمونه روشن آن ثبتنام دو ميليون نفر براي وام مسكن ده ميليون تومانی بود كه به حدود يك درصد آنان توان پرداخت نداشتند و هنگامي هم كه قابليت پرداخت به همان در صد اندک را پيدا كردند، افزايش قيمت مسكن به حدي بود كه ده ميليون تومان وام چاره كار مردم فقير براي تهيه مسكن نبود. تقريباً تمام كارهاي دولت از همين نوع است، گوش فلك از شعارهاي ضد فساد آنان كر شده، اما دريغ از معرفي يك نمونه ملموس و عيني، شعارهاي عدالتطلبانه و برابري همه فضا را پر كرد، اما دريغ از كاهش اندكي در نابرابري و ضريب جيني (كه مطمئن هستم به علت تورم و قيمت مسكن اين ضريب بيشتر هم شده).
طبيعي است كه بالا رفتن با هیاهو از نردبان مردم ساده است، اما افتادن از آن نيز سادهتر است. زيرا مردم برخلاف نخبگان هستند كه به راحتي از نردبان آنان(نخبگان) نميتوان بالا رفت، گرچه اگر بالا رفتي، تو را به سهولت به پايين نمياندازند. از اين روست كه ميبينيم كه مطابق پژوهشها محبوبيت دولت كنوني چنان در حد پاييني است كه احتمالاً هيچ دولتي حتي در تاريخ يك سده اخير ايران طي اين مدت اندك چنين افول و سقوط آزادي را نداشته است كه در برخي از زمينهها نگرش مردم تا 15 برابر نسبت به سال گذشته بدتر شده است و مسئولين كشور هم قاعدتاً از اين آمار و ارقام اطلاع دارند و در عین حال كماكان بر طبل نقشه راه خود ميكوبند.
با اين وصف پيشبيني چيست؟ حكومت براي حل دوگانگي مذكور چارهاي ندارد جز اينكه تمام مشكلات را بر گردن بيگانگان يا نيروهاي منتقد داخلي بياندازد و براي اين امر نيازمند به دست آوردن بهانه نيز هست. به همين دليل است كه انتقاد از دولت را در رديف براندازي تلقي ميكنند و كوچكترين اعتراضها را هم با دستگيري و سلول انفرادي پاسخ ميدهند.آنان در پی دو قطبی کردن جامعه هستند و به قول معروف شعار یا چفیه یا voa را می خواهند عملی کنند.
از سوی دیگر طي شش ماه آينده فشار افكار عمومي به دولت بيشتر و بيشتر خواهد شد، و همين امر زمينه را براي شكاف دروني جناح حاكم كه در آستانه انتخابات است افزايش ميدهد و شرايط را براي جدا شدن بخش قابل توجهي از آنان از سياستهاي جاري و حتي تغيير مديران فعلي فراهم ميكند. اما اين اتفاق به شرطي رخ ميدهد كه نتوانند ترس از نيروهاي منتقد و استفادههاي احتمالي آنان از اين وضع را عمده کنند، و چنين ترسي با حضور رسانهاي و سياسي اين نيروها تشديد خواهد شد. ضمن اينكه با وجود چنين حضوري ميتوانند فشارها و توجهات را عليه نيروهاي منتقد متمركز كنند. بنابراين نظرات و انتقادات نه تنها در حكومت موثر نميافتد، (مگر آنكه كسي خواهان درگيري باشد) بلكه اثرات معكوسي هم در لجبازي بر تداوم سياستهاي جاري خواهد داشت.
با توجه به اين دلايل به نظر ميرسد كه سكوتي شش ماهه به هيچ جايي لطمه نميزند، و برخي هم فكر نكنند كه اگر آنان سكوت كنند چه خواهد شد و مثلا آسمان به زمین می آید؟ هر اتفاقی هم بیفتد با حضور آنان هم می افتد و قادر به ممانعت از آن نیستند. شش ماه در تاريخ اين كشور رقمي نيست، تجربه سال اول دولت جديد و سكوتي كه به صورت غير ارادي بر منتقدين حاكم بود، آموزنده است. چشم را ببنديم و باز كنيم شش ماه تمام شده است. از همه ممهتر اين است كه گروهي بتوانند ثابت كنند كه اراده سكوت دارند. اگر چنين ارادهاي را نداشته باشيم، هيچ اراده ديگري هم نخواهيم داشت.

سورنا :
خب، به سلامتی انشاءا... شما از خودتان شروع می کنید؟ یا منتظر حصول اجماع با دیگر گویندگان هستید؟
........................................................
عبدی:البته این نوع کارها باید تا حدی با همراهی صورت گیرد اما من شخصا هم از ابتدای مهر فعالیت نوشتاری ام را کاهش می دهم.
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۲:۲۴ بֽظֽ | Reply
علي :
با سلام وتشكر
چگونه ميتوان دوستان اصلاح طلب داراي حزب و شناسنامه را كه مدتي است براي انتحابات پيش رو بي تابي ميكنند و سوداي قدرت در سر دارند، به سكوت ترغيب نمود؟ (همانگونه كه از كنار ايده هايي همچون خروج از حاكميت گذشتند.)
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۳:۰۲ بֽظֽ | Reply
مجید :
با سلام
سکوت سرشار از گفتنی هاست قسمتی از شعر لورکا
سکوت فردی در مباحث جمعی خوب نیست سکوت در برابر بی خردی خردمندانه نیست
سکوتی خوب است که در برابر پرخاشگری فرد عاصی باشد
سکوت فرد دربرابر فرد توجیه پذیر است اما سکوت در برابر جمع تشنه دانستن پوکی است
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۳:۵۶ بֽظֽ | Reply
پ - ص :
جناب عبدی در کامنتهای قبلی از این پیشنهاد استقبال نموده ام البته سکوت و حرافی امثال من تاثیری ندارد اما ان واکنش سکوتی که شما اشاره دارید و به نخبگان و منتقدان دولت که در مراتب تاثیر گذاری هستند بسیار کارایی دارد بگذارید حریف در زمین بازی یکه وتنها جولان دهد بی هیچ مانعی و بهانه ای و رخت اویزی برای اویزان کردن ناکامی ها در این صورت است که مردم بی پرده و بهانه به دیدن واقعیت ها نائل می شوند البته از دوحال خارج نیست یا که دولت موفق میشود که چه بهتر ازاین یا اینکه شکست سنگینی را در حضور داور خودی متحمل میشود . که باید ترک صحنه کند بهر حال از هر دوسر نفعش به ملت میرسد توصیه میکنم که این پیشنهاد از جانب بزرگان پذیرفته شود این سکوت عین حضور و عین فعالیت موثر است
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۳:۵۷ بֽظֽ | Reply
منصور :
سلام آقای عبدی
حداقل یک جمع صرفا انتزاعی در اینترنت داشته باشید از نظرتان بتوانیم بهره مند شویم ، جدا از بحث تاثیر گذاری ؛ دنبال کردن بحثهای شما برایم گیرا و فکر برانگیز بود.این حداقل فضا را از هم نگیریم .
....................................................
عبدی:
شش ماه زمان زیادی نیست فوری تمام می شود و روز از نو می شود.
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۴:۵۵ بֽظֽ | Reply
ایمان :
آقای عبدی،
سکوت به خودی خود بد نیست اما این مطلب که شما اشاره می فرمایید که می خواهید فعالیت نوشتاری خود را کاهش دهید، ربطی به سکوت ندارد. نوشته های شما به نوعی تغذیه فکری من و امثال منی است که دنبال تحلیلهای سیاسی بدور از شعار و احساسات مبتنی بر دلایل علمی هستیم. سایت شما چندان هیاهویی در سطح جامعه ندارد ولی افرادی که دنبال مطالب هستند از ان استفاده می کنند.
تصور میکنم منظور شما یا آقای زیدآبادی این نباشد که با تمام اطرافیان خود قطع رابطه کنید، بلکه بدور از جار و جنجال دردسر ساز اجازه دهیم مخالفین ما خودشان خود را تخریب کنند و ما به تقویت حلقه فکری دور خود و نیروهای خود بپردازیم
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۵:۲۷ بֽظֽ | Reply
مسعود صارمی :
من هم با شما موافقم چرا که به اندازه ی کافی هم در این راه "بها" پرداخته شده و هم نصحیت و اندرز و .... دیگر وقت است که خود را از این قطار بدون فرمان و ترمز پایین انداخته , با تکاندن خود مرتب به هم بگوییم:
چندان چراغ دارد و بیراهه میرود
بگذار تا بیفتد و بیند سزای خویش
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۵:۳۸ بֽظֽ | Reply
دکتر حسین الهی قمشه ای :
من سکوت اختران آسمان دانم که چیست / من سکوت عمق بحر بی کران دانم که چیست
من سکوت دختر محجوب پر احساس را / در حضور مرد محبوب جوان دانم که چیست
من سکوتی را که تنها با نوا ی ساز و چنگ / در میان انجمن گردد بیان , دانم که چیست
هم سکوت جنگل خاموش را پیش از بهار / هم سکوت مرگ بار مردگان دانم که چیست
داستان ماه را در بدر و تربیع و هلال / ماجرای شمس را با اختران دانم که چیست
اعتراضات ملائک آنچه گفتند آشکار / وآنچه را کردند در خاطر نشان دانم که چیست
آنچه حق آموخت آدم را ز اسماء جمال / و آنچه آدم خواند بر افرشتگان دانم که چیست
سر آن خاک مبارک پی که در طوفان نوح / شد رهایی بخش نوح و نوحیان دانم که چیست
آنچه آتش را گلستان کرد بر جان خلیل / و آنچه گلشن را کند آتشفشان دانم که چیست
یونس اندر بطن ماهی با خدا دانم چه گفت / رمز آن زندان بی نام و نشان دانم که چیست
عطسه آدم که روح القدس بر مریم دمید / و آنچه برد او را بر اوج آسمان دانم که چیست
گفت محی الدین که حیوان شو اگر خواهی کمال / نی نگویم هیچ و حشر مردمان دانم که چیست
گفت رومی من ز بسیاری گفتارم خموش / گفته و ناگفته ای دانای جان دانم که چیست
قصه نرگس که شد مخمور چشم مست خویش / غصه هاتف ز عشق آن جوان دانم که چیست
آنچه را آموخت حافظ از خط زیبای یار / و آنچه گفت از جوهر لعل بتان دانم که چیست
هفت خطم گرچه خطی می نخوانم غیر عشق / خط زیبا بر جمال شاهدان دانم که چیــست
گرچه طفلم در طریق عشق و ابجد خوان علم / مبدأ و پایان کار عارفان دانم که چیست
طفل عشقا دعوی باطل مکن خاموش باش / من سکوت طفل عشق بی زبان دانم که چیست
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۵:۵۳ بֽظֽ | Reply
:
با این نظر موافق نیستم که سخن گفتن چندان تأثيري بر جامعه و مردم ندارد موضوع اینست که سخنان و حرفهایی چندان تاثیر ندارد که مردم با پوست و گوشت خود لمس کرده اند ولی اگر شما حرفها و سخنان مربوط به مرحله ی بعدی را برای آنها بزنید و انتقال تجربه کنید چرا بر جامعه و نسل جوان تاثیر ندارد؟
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۵:۵۹ بֽظֽ | Reply
سیدمحمدجوادهاشمی :
نه
دیگرسکوت چاره نیست
حنجره ای باید
تا
پنجره ای شود ناشنیده ها را
تو با فریاد قصه میشوی
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۶:۱۲ بֽظֽ | Reply
کیوان :
جناب عبدی
ایا کاهش فعالیت نوشتاری شامل این سایت هم خواهد شد ؟ در خصوص توافق اخیر با آژانس چه نظری دارید ؟
...........................................................
عبدی:
در برخی موضوعات بله.
به نظر من توافق موجود در نهایت به بن بست می رسد مگر آن که شامل غنی سازی هم شود.
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۶:۱۷ بֽظֽ | Reply
کافمیم :
در میان همه ی پر حرفی اهل سیاست .
بعضی اوقات فکر می کنم آنچه باید گفت را کسی نمی گوید.
شاید آن که دانست زبان بست ... درست باشه...
یا آنکه می اندیشد به ناچار دم فرو می بندد.
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۶:۲۷ بֽظֽ | Reply
فرهاد حاج باقری :
با تشکر از مطالب ارزنده ای که ایراد فرمودید. اجازه می خواهم من نیز جمله ای را به بیانات شما استاد گرامی اضافه کنم . کسی که وادار به سکوت می شود با کسی که سکوت را انتخاب می کند فرق بسیاری دارد . یکی با انتخاب سکوت از هر فریادی رساتر سخن می گوید و یکی با وادار شدن به سکوت فریادش در گلو می خشکد........
................................................
عبدی:
متاسفانه در مورد ادامه مطلب چون شناختی ندارم منتشر نمی کنم.البته قبلا یکی دو بار منتشر کردم .
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۶:۲۹ بֽظֽ | Reply
Bavar :
آقای عبدی عزیز من با شما هم رای نیستم .
شما نبا ید عرصه عمومی را خالی کرده و سکوت اختیار کنید . این کار شما فقط فقط به نفع پوپولیست ها(مردم فریب ها) است.
چه کسی گفته که نوشته ها و گفته های شما و دیگران بی تاثیر است . شما باید افکار خود را بیان کنید تا در چا لش با دیگر افکار در عرصه عمومی اندک اندک در ذهن ها ته نشین شود.
در آلمان از زمان مطرح کردن ایده کم کردن ساعات کار در هفته توسط اتحا دیه های کارگری تا نتیجه دادن ده سال طول کشید. در این ده سال تمام موافقین ومخالفین بدون سکوت مرتب افکار خود را با جامعه در میان می گذاشتند و در لحظه تصمیم ، دیگر این تصمیم در همه ابعادش روشن روشن بود.
از یک اصلاح طلب بعید است که عرصه عمومی را با سکوت به دیگران واگذارد . حتی اگر گوش شنوایی نباشد.
مرسی
باور
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۶:۴۰ بֽظֽ | Reply
شاملو :
انديشيدن در سکوت.
آن که ميانديشد ؛ به ناچار دَم فروميبندد
اما آنگاه که زمانه
زخمخورده و معصوم
به شهادتاش طلبد
به هزار زبان سخن خواهد گفت.
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۶:۴۲ بֽظֽ | Reply
majeed :
جناب عبدي سلام
شايد در اينجا مرتبط نباشد اما ياد آوري مي كنم كه آن جلسه مناظره با عضو سردبيري روزنامه رسالت در دانشكده حقوق و علوم سياسي در خود دانشگاه بود نه در كوي دانشگاه وهمچنين ميخاستم بپرسم كه آيا شما اولين پيش شماره سلام را داريد يا خير و اگر هست چگونه ميتوان آنرا از شما گرفت؟
واما نظر ي درمورد فوق :
اينكه شما پيشنهاد سكوت داديد هم موافقم و هم مخالف .موافقم مثلا با آن مصاحبه ايكه پارسال در مورد حزب ا.. لبنان كرديد و مطالب بسيار بي پايه و اساس در مورد آينده آن مطرح كرديد - از اينجهت مي گويم كه من كارشناس لبنان هستم- و امروز خودتان به بي پايه بودن ان نظرات واقفيد و اگر قرار است مثل آن نظرات را بگوييد بهتر است سكوت كنيد.
اما مخالفم چرا كه تقريبا يكي از بهترين و منطقي ترين ياداشتهاي منتقدانه روزنامه سلام را شما مينوشتيد و هميشه آخر انرا با كلمه بسيار زيباي انشا ا... كه بارقه اميد درآن بود به پايان ميبرديد و در مدتي كه در زندان بوديد ، روزنامه از اين يادداشته خالي بود و بعد ها بخودم گفتم ايكاش آن توهين را به مقامات در تلفن نمي گفتيد تا روزنامه از شما محروم نشود. بهر صورت اگر چنان منطقي باشيد و بنويسيد مخالفيم و در غير اين صورت موافق.باز هم منتظر جوابيم.
......................................................
عبدی:
شاید آن مجیدی باشی که می شناسم!اما عرض کنم که یادداشت در باره لبنان از یادداشتهایی بود که با دقت نوشتم و امروز هم نتیجه آن را می بینید که جنگ اصلی حزب الله پس از آن جنگ آغاز شد و با دویست روز اعتصاب کاری از پیش نبردند و آقای نبیه بری باید طرح عقب نشینی را ارائه کند.اما چون بقیه تحلیلهای من هم از همین نوع است پس موافقید که سکوت کنیم.!!
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۷:۱۱ بֽظֽ | Reply
احمد :
جناب عبدی با سلام ؛
حاکمیت به دلیل عملکرد و کارایی ضعیف خود به هر حال به دنبال " دشمن" می گردد و سکوت منتقدان هم چاره ی کار نیست ، چرا که در صورت نبود منتقد داخلی، " دشمنان خارجی" مستمسک خوبی هستند ،و تابلوی خطر و توجیه هوچیگری های حاکمیتند . حاکمان در هنر لفاظی و حرافی و مهمل بافی به غایت ماهرند . به حملات دولت و حامیانش به مفسدین فرضی اقتصادی و هاشمی نگاه کنید تا ببینید سکوی حمله به سوی بخشی از همین حاکمیت و نه اصلاح طلبان و اپوزسیون نشانه رفته .
شاید بهتر باشد که منتقدین رسما اعلام کنند که به دلیل سیاست های کلی حاکمیت و خصوصا دولت در انتخابات! مجلس! کاندید نخواهند شد و از هم اکنون اداره ی مجلس ! را رسما به صاحبان قدرت بسپارند تا آنگاه گلادیاتورها بودن واهمه از دشمن مشترک به نبرد را با یکدیگر آغاز کنند ...
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۷:۵۷ بֽظֽ | Reply
:
آقاي عبدي دوست عزيز پ-ص بد رستي اشاره كرده اند ورود به ميدان بازي با نتيجهء از پيش معين نتيجه اي جز مضحكه نخواهد داشت ضرر ورود به اين مضحكه حد اقل تدارك بهانه براي بهانه جويان ناكام است و هر چه اين بهانه ها دور از دسترس باشند نا كامي بهانه جو عريان تر خواهد بود . تا كنون دشمن خارجي و مزدوران داخلي (بخوانيد اصلاح طلبان ) از جمله بهانه هاي مؤثر بودند با كمرنگ شدن نقش بهانه ها توسل به موهومات و گزافه گويي براي توجيه ناكاميها شدت مي گيرد اظهاراتي نظير آنچه آقاي صفار هرندي با اين مضمون گفتند كه " دولتهاي آينده در مقايسه با خدمات دولت فعلي به زحمت خواهند افتاد " ويا اظهارات رياست مجلس آنجا كه فر مودند "دشمن زنان و دانشجويان را نشانه رفته است " و يحتمل با ته كشيدن بهانه ها عنقريب توسل به قسم حضرت عباس و عوامل فرازميني و يا خواب ديدن براي اثبات حقانيت جايگاه ويژه اي خواهد يافت .
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۸:۰۷ بֽظֽ | Reply
amir :
سلام جناب عبدی عزیز ،
من سوالی داشتم :
بنا بر موضع شما سکوتی شش ماهه خود نوعی سکوت فعالانه و هدفمند است و نه منفعلانه. فرض کنیم دولت کنونی با این سکوت به جایی برسد که دیگر نتواند به سیاست های داخلی و خارجی جاری خود ادامه دهد و نیازمند اصلاحات شود ( به فرض). آیا در غیاب نیرویی اصلاحگر و پیشرو ما دو باره به همان جایی نمی رسیم که در دور دوم آقای خاتمی تجربه کردیم؟ وقتی که به نظر شما اکثر اصلاح طلبان حاضر نشده اند رک و صریح به یک جمع بندی از اشتباهات گذشته و اصلاح آن ها بپردازند ، به بن بست رسیدن کامل این دولت چه فایده یی دارد؟ ( خوب این سوال با این پیش فرض همراه است که جانشین این دولت به احتمال قوی اصلاح طلبانی اند که به قدرت غیر مقید التزام دارند و نه نیروهای دیگری که شانس شان اندک است).
این البته سوال است و نه محاجه ی انکاری. امیدوارم در این مورد در همینجا یا در یادداشتی دیگر توضیحی بدهید.
.................................................
عبدی:
اینها دو موضوع جداگانه است که طبعا در موقعیت دیگری باید به آن پرداخت.
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۸:۳۶ بֽظֽ | Reply
:
در آستانهء رمضان روزهء سكوت شايد بركتي بر سفره هاي دل باشد و مرهمي بر زخمهاي كهنه !!مبارك است !!
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۸:۴۴ بֽظֽ | Reply
:
سکوت در برابر ظلم و ..... تخریب دگر اندیشان ؛ چطور ؟
هر چه به زمان انتخابات مجلس هشتم نزدیکتر میشویم، حمله برخی افراد و تریبونهای خاص به دگر اندیشان و منتقدان و چهرهای میانهرو شدیدتر میشود. بقول یکی از اصلاح طلبان : «تخریب شخصیتها و جناحهای سیاسی توسط گروهی صورت میگیرد که خود را ارزشی میدانند. گروهی که معتقدند تنها بهشتی و سعادتمند آنها هستند و هر کسی که نامش در میان آنها باشد وارد بهشت میشود و هر کسی که خارج از گروه آنها باشد جهنمی است... چنین گروهی یک تصور انحصارطلبانه مانند بعضی از طرفداران ادیان گذشته دارند که فقط خود را بهشتی میدانستند و دیگران را جهنمی و همیشه اتهاماتی را نثار رقبای خود میکردند.... این گروه تاکنون هر تهمت و افترایی را نثار جریانات بزرگ سیاسی کشور که شامل طیف بزرگی از علما، بزرگان و درصد بیشتری از مردم است کردهاند اما هیچکس در این کشور به این مساله اعتراض نکرده است.... متاسفانه در کشور ما دستگاه قضایی و بعضی از مقامات کشور نسبت به این گروه که هرگونه اتهامی را به دگر اندیشان وارد میکنند، هیچ گونه واکنشی نشان نمیدهند... اگر فردی در یکی از روزنامهها جملهای بگوید که تا حدودی خلاف واقع باشد، مدعیالعموم علیه او شکایت میکند، اما کسانی که یک جریان بسیار گسترده و مردمی و نیروهای خط امام را بارها و بارها به «اصلاحطلبان آمریکایی»، «مورد حمایت کنگره آمریکا» و «وابسته به انگلیس» متهم میکنند، قوه قضایی هیچ گونه واکنشی نشان نمیدهد... در تعجبم که چرا قوه قضاییه و مسئولان نظام نسبت به این افراد هیچ گونه واکنشی نشان نمیدهند ... ما این مظلومیت را به کجا ببریم؟ ... اصلاحطلبانی که با گرانی و تورم و فشارهایی که امروز به صورت مضاعف بر مردم وارد میشود، مخالف هستند و طرفدار حقوق مردماند و آزادیهای مشروع آنها را پاس میدارند، مظلوم واقع میشوند... وی خطاب به افرادی که هر روز اتهامهای سنگینی را به اصلاحطلبان وارد میکنند، گفت: ما حرف زیاد داریم و از تصمیمهای پشت پرده شما خبر داریم اما نمیخواهیم چیزی بگوییم...وی در پایان اظهار امیدواری کرد که مسئولان نظام جلوی تخریب شخصیتها و جناحهای سیاسی را بگیرند و این بیتقوایی و حرمتشکنی متوقف شود.
آقای عبدی آیا سکوت پیشنهادی شما با همین محتواست ؟ که آن چیزهایی که از پشت پرده میدانید را برای مقاصد خاص به زبان نیاورید؟
..........................................................
عبدی:
من هیچ چیز پشت پرده ای را نمی دانم و علاقه ای هم به دانستن آنها از زبان این و آن ندارم.
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۸:۴۷ بֽظֽ | Reply
MiddleEasternBoy :
سلام
ما كه ديگر از روزنامه ها توقع دريافت نظرات و ديدگاه هاي سالم و سازنده شما و امثال شما را نداريم ، اينكه همين رسانه و وسيله ارتباط بين شما و خوانندگان مطالبتان هم از ما دريغ شود كه باعث بسي تاسف و افسوس است . البته حق كاملا با شماست اما....
در مدرسه يادم هست وقتي معلم دير مي كرد و نماينده كلاس سعي داشت آبي بر روي آتش غوغاي بچه ها بپاشد يك دفعه با صداي بلند مي گفت : "همه ساكت بودند ناگهان....گفت (در جاي خالي نام يك چهارپا را قرار دهيد)" اما جالب بود كه تاثيري نداشت و شلوغي از پچ پچ و زمزمه آغاز مي شد و هنوز يك دقيقه نگذشته به فرياد و غريو ختم مي شد . و آن كس هم كه اين اولتيماتوم نماينده كلاس را جدي گرفته بود و نگران آبرويش بود و دم فروبسته بود ، از اينكه به سكوتش ادامه دهد پشيمان مي شد و اگر اينكار را نمي كرد از ترس اينكه به خاطر زيادي جدي گرفتن اين قضيه تحقير شود ، يك كلمه هم كه شده به زبان مي آورد و روزه اش مي شكست.
نمي دانم آقاي عبدي ... فقط مي ترسم اينهايي كه شما مي گوييد در اين شش ماه اتفاق نيفتد و شش ماه بگذرد و به عقب برگرديد و ببينيد سكوت فرادا به جا آورده ايد كه اين جز منزوي كردن خودتان و محروم كردن دوست دارانتان از انديشه روشنتان نتيجه اي دربرنخواهد داشت.
........................................................
عبدی:
حالا قرار نیست با حرف نزدن چند نفر اتفاقی رخ دهد .اندازه اهمیت و تاثیر آن حداکثر به میزان حرف زدنشان است.
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۹:۲۷ بֽظֽ | Reply
Hva :
آقای عبدی
24 ساعت قبل از انتخاب رییس مجلس خبرگان میخواستم پیش بینی شما را از نام رییس مجلس خبرگان را بدانم؟ از آقای ابطحی پرسیدم پاسخ دادند آقای هاشمی...
نظر شما؟
.....................................................
عبدی:
من اطلاعی از روابط درونی خبرگان ندارم.حتما آقای ابطحی مطلعند.البته فراموش نکنیم که آقای هاشمی قبلا هم عملا رئیس بود و صرفا از باب احترام آقای مشگینی رئیس می شد مثلا در سال 69 آقای هاشمی مشکلی برای ریاست اسمی نداشت اما چون عملا رئیس بود برای ریاست اسمی نامزد نمی شد بنابر این الان که کسی نیست تا بر حسب احترام وی را رئیس کنند اگر آقای هاشمی رئیس شد تغییری نسبت به گذشته ایجاد نشده است.اما اگر کس دیگری رئیس شود برای آقای هاشمی معنای خوبی ندارد گو این که در این صورت نامزد هم نخواهد شد.و معلوم نمی شود که شخصا نامزد نشده یا چون رای نمی آورده نامزد نشده اند.
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۹:۳۱ بֽظֽ | Reply
farhang :
رهبر کاتولیک های جهان این درخواست را همزمان با برگزاری "روز نجات خلقت" - که از سوی کلیسای کاتولیک اعلام شده - و در حضور سیصد هزار جوان کاتولیک شرکت کننده در جشنواره "دوستی با محیط زیست"، مطرح کرده است.
پاپ روز یکشنبه (2 سپتامبر) در مراسم عشای ربانی در جریان این جشنواره، که در سواحل دریای آدریاتیک ایتالیا برگزار شده است، از رهبران جهان خواست قویا متعهد شوند که از نابودی تدریجی کره زمین جلوگیری خواهند کرد.
وی گفت نسل جوان اخلاقا موظف است به حفظ محیط زیست و ادامه بقای آن کمک کند.
گردهمایی روز یکشنبه در ایتالیا در آستانه مراسم "روز جهانی جوانان کاتولیک"، که قرار است امسال در سیدنی استرالیا جشن گرفته شود، برگزار شده است.
رهبر کاتولیک های جهان در حالی که پوششی سبز رنگ (نمادی از محیط زیست) به تن داشت گفت: "قبل از این که دیر شود ما باید ائتلافی محکم میان انسان و زمین تشکیل دهیم."
وی به ویژه به موضوع بهداشت آب پرداخت و ضمن "گرانبها" توصیف کردن این منبع طبیعی گفت که کمبود آن بالقوه ممکن است به منشاء برای بروز درگیری و جنگ تبدیل شود.
برگزار کنندگان مراسم امروز، برای تاکید بر اظهارات پاپ بندیکت شانزدهم، در میان جوانان شرکت کننده در این گردهمائی بسته ای حاوی غذا، بشقاب های قابل بازیافت، شارژر باطری دستی و کیسه های زباله توزیع کردند.
همچنین کاغذ به کار گرفته شده برای صحافی کتاب های دعا که در این مراسم توزیع شد از جنس کاغذهای بازیافت شده بود.
در این مراسم اعلام شد که برای جبران آلودگی محیط زیست که ناشی از اجرای این برنامه بوده (از جمله سفرهای هوایی و زمینی شرکت کنندگان)، شماری درخت کاشته خواهد شد.
دیوید وایلی، گزارشگر بی بی سی در ایتالیا، می گوید رهبر کاتولیک های جهان واعظ غیر متعظ نیست چون دستور داده روی بام یکی از ساختمان های واتیکان (سالن محل دریافت مهمانان) پانل های خورشیدی نصب شود و برای جبران گاز کربن تولید شده در این منطقه، طرح کاشت درخت اجرا شود.
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۹:۳۱ بֽظֽ | Reply
ع - مقدم :
آقاي عبدي نمي توانم هيچ لغتي براي توصيف احساسم از خواندن اين مقاله بي نظير و اين پيشنهاد فوف العاده پيدا كنم . مدتها بود - تقريبا از هفته هاي اول پس از انتخابات رياست جمهوري اخير - كه چنين عقيده و نظري داشتم ولي به سه دليل اول نداشتن تريبون دوم تآثير گذار نبودن نظر من به نسبت نظر چون شمايي و سوم اينكه طبيعتا نمي توانستم نظرم را به زيبايي، شيوايي،و برخورداري از انسجام و شيوه علمي و منطقي بحث و استناج و استدلال جنابعالي بيان كنم. علي ايحال متشكر از همه مطالبتان كه چون عسل كلمه به كلمه مي خورم اما...
جناب عبدي شما كه هم تريبون داريد و هم حرفتان روي دست كم بخشهايي از دوستان اصلاح طلب تاثيرگذاري دارد براي اجرايي تر شدن و گسترش اين نظر تلاش كنيد. اما من بدبينم كه بسياري از دوستان اصلاح طلب چه به دليل انگيزه قدرت طلبي و چه حتي برخي خالصانه و به دليل احساس مسئوليت اجتماعي دست به چنين سكوت فعالي نزنند. هم چنين خيلي از كساني كه سوداي دست يابي به كرسي هاي پارلمان را دارند و به خصوص در شهرستانها ابزار تيليغاتي بهتر از حمله به وضعيت نابسامان كشور و ناتواني دولت پيدا نمي كنند. در عين حالي كه بسيار ي از اين دوستان نه سياسي و اصلاح طلبند و نه علاقه اي به مسائل سياسي و مباحث كلان اقتصادي و عمراني دارند . بلكه انتقادهايشان - كه البته بر همگان روشن است كه كاملا هم به جاست - را بيشتر به حوزه اقتصادي عمراني و آنهم در سطح منطقه اي و محلي تقليل مي دهند كه همين هم بهانه لازم و شاهد براي دولتمردان مبني بر وجود دشمنان و سيل اتهاماتو كودتاي خزنده و نمي گذارند كار كنيم را به دست مي دهد.
و گرنه كيست كه به ناتواني و عوامفريبي اين دوستان تازه به قدرت رسيده و ميزان اندك انتقادات واقف نباشد كه همين ميزان اندك هم تحمل نمي شود. و كيست كه نداند فردا اين دوستان كم تجربه در مملكت داري تمام كاسه كوزه هاي کارهايشان را سر همين منتقدان - و نه مخالفان و يا دشمنان كه اعتقادي به وجودشان ندارم - و اندك انتقادهاي اغلب دلسوزانه شان خواهند شكست. پس سكوت كنيد اگر واقعا خواستار منافع ملي هستيد.
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۹:۵۱ بֽظֽ | Reply
رضا :
سلام
من فکر میکنم این روزه سکوت که خود عمل سیاسی تقلی میشود میتواند فرصتی تلقی شود برای طرح موضوعات مهم اجتماعی که کمتر رنگ و بوی سیاسی دارند و به بینش اجتماعی مردم کمک میکنند.
بسیاری ازمخاطبین شما در این سایت بخاطر طرح واقعیات و اندیشه های سیاسی و اجتماعی و حاصل شدن بینش مشتاق پیگیری مقالات آن هستند پس بهتر است اگر محدودیتی در فعالیتهای نوشتاری خود قائل خواهید شد تابلكه فقط از بيان نظرات سياسي خود به طور موقتي استنكاف ورزید این محدودیت را با افزایش فعالیت نوشتاری در زمینه هایی دیگر افزایش دهید. افراد زیادی مانند من مشتاق بهره گیری و آموزشی هستیم که امکان آن برای شما وجود دارد.
..........................................................
عبدی:
بله صرفا محدود به مسائلی می شود که به نحوی با سیاست در گیر است.
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۱۰:۲۰ بֽظֽ | Reply
:
با سلام
بنده هم به عنوان یکی از فعالین سیاسی-اجتماعی بطور مکرر این پیشنهاد را از ابتدای آغاز بکار دولت جدید و در جلسات متعدد به دوستان متذکر شدم که خوشبختانه در سال اول دولت عملا از سوی بسیاری از دوستان منتقد عاقلانه اجرا شد، اما در حال حاضر بنده هم مانند جنابعالی از حجم مصاحبه ها و نوشتارها بنا به همین دلایلی که بدرستی بیان کردید کم کرده ام و معتقدم برای رسیدن به یک اجماع ملی (و نه فقط اجماع نخبگان سیاسی) نیازمند ایجاد توفان فکری (Brain Storming) هستیم و برای اینکار لازم است مدتی هر چند کوتاه به جامعه مجال بازگویی خود جوش افکار را داد و سپس نخبگان به پالایش و هدایت آن بپردازند- در غیر اینصورت ممکن است نخبگان سیاسی همیشه خود را مکلف به اگاه سازی جامعه بدانند و بی وقفه به نظریه پردازی بپردازند که نتیجه همانی خواهد شد که در سالهای اخیر دیدیم یعنی نخبگان با فاصله زیاد از متوسط جامعه براه خود میروند و همه سرگردان از اینکه چرا نمی توانند به زبان جامعه با آن ارتباط برقرار کنند...(البته در این مقوله سخن بسیار است و امیدوارم این حد اظهار نظر نقض غرض با اصل این نوشتار نباشد).
موفق باشید
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۱۰:۵۷ بֽظֽ | Reply
علی :
آقای عبدی من نوشته های شما را دوست دارم و آن را می خوانم ولی عموم مردم نوشته های درست و حسابی نمی خوانند و ننوشتن شما و دوستانتان اثری روی آنها ندارد دولتی ها هم که به شما اهمیتی نمی دهند تازه اگر هم بدهند باعث فشار بیشتر بر آنها میشود از اینها گذشته اصلاح طلبان نه رسانه ای دارن و نه آبرویی پس این تصمیم اهمیتی ندارد
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۱۰:۵۹ بֽظֽ | Reply
پرویز پدرام :
با سلام
در اینکه سکوت اصلاح طلبان منتقد دولت به اختلافات جناح حاکم فرصت بروز و ظهور خواهد داد و این امکان را فراهم خواهد کرد که آنها چندپاره شوند و یکپارچگی خود را از دست بدهند تردیدی نیست چه آنکه چنین پدیده ای به وضوح و با شدتی باورنکردنی در ایام رأی اعتماد به وزراء در سال 84 و در طول سال 85 مشاهده گردید. اما در این میان سؤالی که میتوان مطرح کرد آن است که
1-در بروز اختلاف و چند پارگی در جناح حاکم چه فایده ای برای سکوت کنندگان متصور است؟
2-آیا با جدا شدن بخش قابل توجهی از جناح حاکم از سیاستهای جاری، رقیب جدیدی برای منتقدان ایجاد نمیشود؟اگر در انتخابات شوراها در سال 85، جناح حاکم بجای دو گروه در قالب یک گروه به میدان می آمد لزوماً آرائی بیشتر از آرای گروه برنده(اصولگرایان اصلاح طلب)بدست می آورد؟
3-اگر تاکتیک سکوت با این تحلیل که "بگذار اختلافات در میان جناح حاکم بالا بگیرد" مناسب امروز ماست نباید قاعدتاً از تعطیلی روزنامه های توقیف شده استقبال کنیم؟
4-و سؤال مهمتر آنکه، دست اندر کاران باتجربه جناح حاکم که در گذشته توانسته اند"آن روباه بدجنس و فریبا را نخست کتک زده و در نهایت اصلاح نژاد کرده و سر به راه کنند"چرا امروز اینهمه برای وادار کردن منتقدان خود به سکوت، تلاش می کنند و هزینه میدهند، آیا آنها از منافع عدم سکوت مخالفان برای جناح خود ناآگاهند یا اینکه ما فواید چنین سکوتی را برای خود بیش از واقع محاسبه میکنیم؟
البته سکوت کسانی که طفیلی اصلاحات بودند و هستند و اندیشه ای جز صاحب منصب شدن در سر ندارند قطعاً برای اصلاحات مفید است ولی چه میتوان گفت که آنان اصولاً برای اصلاحات نمی جنگند که بخواهند برای آن سکوت کنند.
.......................................................
عبدی:
بخش عمده ای از پرسشها دارای منطق واحدی است که
باید این منطق را شکافت.این پرسشها وقتی صحیح است که برای حکومت در تمام رفتارها کلیت واحدی قائل باشیم.اما به نظر من برخی هستند که خواهن قطبی شدن سیاست هستند در این مورد یادداشتی برای دوشنبه اعتماد ملی نوشته ام که تا حدی پاسخ را می دهد.
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۱۱:۰۱ بֽظֽ | Reply
rahmat :
جناب عبدی با سلام
البته این پیشنهاد جناب آقای زید آبادی و حضرتعالی با توجه به شرایط بحرانی فعلی و نزدیکی به انتخابات مجلس اجرای عملی آن بطور وسیع بسیار بعید بنظر میرسد .
اما تاریخ معاصر بویژه حوادث پس از قیام 15 خرداد 42 نشان میدهد درست در زمانی که هیئت حاکمه وقت ایران را جزیره ثبان و آرامش مینامیدند و بدنبال توسعه نفوذ خود در منطقه بودند در سکوت و آرامش ظاهری همه چیز برای روزهای منتهی به 22 بهمن 57 آماده میشد.
دولت آقای احمدی نژاد اگر روزی هزار بار آمریکا و انگلیس و روسیه و اسرائیل را مسئول گرفتاریهای کشور بداند و متهم کند و مخالفین سیاستهای خود را منسوب به بیگانگان قلمداد نماید آنچه برای عموم مردم قابل درک و فهم است اینکه در آمد ماهیانه آنها کفاف هزینه های زندگی آنها را میدهد یا خیر ؟ انرژی هسته ای و دفاع از جنبش فلسطین و لبنان نمیتواند پاسخگوی نیازهای ابتدائی کودکان کردستان و بلوچستان و لرستان و چهارمحال و بختیاری باشد .
رحمت
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۱۱:۱۹ بֽظֽ | Reply
حبیب :
آقای عبدی امیدوارم که این سکوت به خاطر ترس از دستگیری نباشد وگرنه تا بحال کدام یک از انتقادها در دولت تاثیر داشته که از این به بعد قرار است نداشته باشد البته بنده در شجاعت شما شکی ندارم چون لا اقل خودم چند روزی در زندان اوین با جنابعالی هم بند بودم و از روحیه قوی شما از نزدیک آشنائیت دارم در هر صورت امیدوارم همیشه ودر هر کاری موفق باشید.
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۱۱:۲۳ بֽظֽ | Reply
علیرضا حسین پور :
جناب عبدی عزیز
لاجرم باید گفت این ایده برخاسته از خلاء فکری شما و دوستانتان است. زدن بر طبل خروج از حاکمیت تنها یک مجلس یکدست بوجود اورد که هم اکنون ناظرش هستیم، و از سوی دیگر ریاست جمهوری نیز به ما هدیه کرد که باز ناظرش هستیم. واقعیت به نظر من این است که شما یا دوستان دیگری که این بحث را پیش میکشند تنها دلیلش شاید این است که از تئوری تهی شده اید! ببیننید دوست عزیز شما از این ناراحت نیستید که مثلا دولت یا حکومت به حرف شماها( روشنفکران ) گوش نمیدهد مگر قبلا گوش میداده است و یا مگر در حکومتهائی اینچنینی گوش میدهد؟ مسئله این است که شما بعد از اشتباه تاریخیتان در به بن بست رساندن حرکت ساده و ارام و منطقی تاریخی ایران ،الان مانده اید که چکار کنید و چون هیچ ایده مشخصی ندارید سیاست سکوت را پیش میکشید. برادر عزیز یک مثال زنده هم از این ایده تان که مثلا در جائی عملی شده است و کاربرد داشته نیز ارائه نمائید تا ما هم بگوئیم اره ها راست میگه!؟ . برادر عزیز شما که از ما مومن تر هستید و میدانید وظایف مومنانه را در مقابل هم. من فکر میکنم تنها حاصل این مطلب این خواهد بود که خالی شدن عرصه میتواند حاکمیتی یکدست تر و ماندگارتر بوجود اورد. شش ماه بروید و برگردید واقعا خنده دار است. دوست عزیز عرصه عمومی منتظر شما که نمیماند؟
.....................................................
عبدی:
اول این که اگر در گذشته کسی به این حرفها گوش نمی داده باید نتیجه گرفت که قبلا هم زدنش بیهوده بوده نه این که الان هم باید آن حرفها را زد.اما در گذشته چنین نبوده است.
بعلاوه اگر این پیشنهاد از بن بست تئوری هم باشد پس باید از آن استقبال کرد زیرا بدون تئوری سخن گفتن بدتر از سکوت است.
ضمنا پس از سه سال تازه معلوم شد که مجلس یکدست فعلی محصول رای ندادن این و آن است و رد صلاحیت کنندگان بیگناه هستند.
من مطمئن هستم که با این قاطعیتی که در نوشته جنابعالی هست حتما به آوردن افراد به پای صندوقهای رای و بیرون کردن مجلس از یکدستی می توان امید داشت.
۱۱ شهریور ۱۳۸۶ ۱۱:۴۲ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
چرا سكوت؟
پيشگفتار
-----------------------
پيشنهادي كه در اين يادداشت از سوي جناب اقاي عبدي ارائه شده است با يادداشتهاي ديگر تفاوت بارزي دارد! چه اينكه تا بحال اگر در اين سايت به سياست مملكت مي پرداختيم صرفآ ارائهء تحليل بود و اقدام عملي در ان تحليلها به صورت مستقيم ارائه نمي شد و يا اگر نكته اي در اين زمينه گفته مي شد عمدتآ به امور زيرساختي معطوف بود تا به سياست روزمره مشغول گشتن! و اگر دربارهء سياست روز هم تحليلي در سايت قرار مي گرفت نويسندگان كامنتها هم انرا به صورت ريشه اي و در دستگاههاي متعدد تاريخي، فلسفي،ديني و غيره نقد و بررسي مي كردند! بر عكس پيشنهاد حاضر يك اقدام عملي است و به نوعي خلاف قاعدهء اين سايت مي باشد و حتي براي اين سايت ممكن است حكم بازي مرگ و زندگي را داشته باشد و خوانندگان و كامنت گذارانش را كه سرمايهء مهم ان مي باشند براي هميشه از دست دهد. وانگهي كه طرح پيشنهادي، اقدامي زمانبندي شده است ؛ يعني از تاريخي خاص شروع و در زماني خاص خاتمه خواهد يافت حال انكه ممكن است در اين بازه زماني اتفاقات مهمي بيفتد و چرخ سياست به گونه اي ديگر بگردد ؛ به عبارتي پيشنهاد اقاي عبدي مفروض بر اين است(وچند بار هم تصريح گرديده) كه در شش ماه اتي قرار نيست اسمان به زمين بيايد و اوضاع ماه و خورشيد و گردش ستارگان خبر از تحولي گسترده را دهد!
به نظر اينجانب انچه در باب دلايل "گفتن" در اين يادداشت شمرده شده است منحصر در ان موارد نيست و مواردي ديگر ناديده انگاشته شده است كه در ادامه به ان خواهم پرداخت.
گمان مي كنم كه كامنتهاي سريالي جديدم در اين رابطه دو رقمي شود و لذا مطابق بروز شدن سايت اجازه مي خواهم اين كامنتها را ذيل يادداشتهاي جديد ارائه دهم!
پيشاپيش از حوصله اي كه در خواندن اين كامنتها مبذول خواهيد كرد سپاسگزارم
.......................................................
عبدی:
البته اگر خدا بخواهد و شرائط عوض شود مرغ ما یکپا ندارد.
ضمنا کامنتها را در ذیل هر دو پست بگذارید.
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۰:۰۵ قֽظֽ | Reply
محمد - تهران :
سلام آقای عبدی.
خسته نباشید.
6 ماه اعتصاب , خیلی جالبه , ولی خدا کنه به جایی برسه , یعنی میرسه !؟
در مورد قضیه نردبان هم ,نظر من اینه که,کسی که یه بار از نردبان پوسیده ی این مردم تونسته بره بالا , خوب بلده که دفعه ی دوم چه راهی رو انتخاب کنه ,شاید هم بار اول شانسی رفتن!
امیدوارم که طی این 6 ماه, در سایتتون رو تخته نکنید و حداقل چند تا مقاله ی اجتماعی که ارزش خوندن داشته باشه , برامون بذارین تا از وجود مبارکتون بی بهره نمونیم.
با تشکر
...................................................
عبدی:
حتما مقالات دیگر را می نویسم.
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۱:۱۰ قֽظֽ | Reply
مصطفي :
با سلام
من خيلي وقت است که به اين نتيجه رسيده ام که بايد سکوت کرد و چون بعنوان چهره اي سياسي مدام در معرض پرسش قرار دارم، در برابر پرسشها تنها به گفتن يک واقعيت بسنده مي کنم و آن اينکه وضعيت موجود مورد تائید مقام رهبري است و ايشان همچنانکه گفته اند اين دولت را بهترين دولت انقلاب مي دانند، پس در برابر نظر ايشان فعلا بايد سکوت کرد.
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۱:۱۸ قֽظֽ | Reply
فریبا :
یک: چه طور شش ماه زمان زیادی نیست؟! مگر ماچند سایت داریم که در آن ها تحلیل اخبار را می توانیم پی گیری کنیم که شما هم تصمیم به سکوت گرفته اید؟!
دو: آیا خیال نمی کنید آگاهی از شرایط به هر قیمتی هم که باشد ارزش است؟ حتی اگر آگاهی از به جهنم رفتن باشد؟
سه: استدلال های شما اصلا قانع کننده نیست. خیلی تحلیل تان را ساده برگزار کرده اید. مسلما سکوت و سخن گفتن آثار دیگری علاوه بر آن چه شما ذکر کرده اید دارند که نتیجه گیری شما را بی اعتبار می سازند.
توجه کنید که بسیاری از مخاطبان این سایت بر خلاف خود شما با منابع موثق برای اطلاعات در ارتباط نیستند و یک خواب شش ماهه در این شرایط با هیچ توجیهی قابل دفاع نیست.
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۱:۳۰ قֽظֽ | Reply
:
سلام
جناب مهندس عبدی گرامی
جنابعالی گفته اید طی شش ماه اینده فشار افکار عمومی بیشتر و بیشتر خواهد شد(پایان نقل قول) سوال من این است : 1-مگرجنابعالی و سایر دوستان (در نهایت احترام.قصد کنایه ندارم)جزئی از عموم ودر نتیجه جزئی از فشار افکار عمومی نیستید؟
2-مخاطب توصیه جنابعالی کیست؟ خواص ؟عوام؟یا هر طبقه بندی دیگری که صلاح میدانید.
3ایا این اصل یا روش سیاسی یا راه حل در زمان دیگر و یا حکومت دیگری احتمال کاربرد دارد؟
4-با توجه به اینکه علوم انسانی رشد و تحقیقات ومطالعات و تجربیاتش غالبا در کشورهای غربی انجام شده است ایا جنابعالی در تاریخ اروبا و امریکا مشابه ای برای این روش خود دارید؟
با احترام مجدد
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۱:۴۲ قֽظֽ | Reply
Mohammad :
فراخوان سکوت
خیلی ها ممکن است به این قصیه نیز از منظر و عینک باز هم کویری نگاه کنند. و با خود بگویند:
بابا ما که عددی نیستیم که سکوت کنیم، برفرض که عده ای هم سکوت کنند، چه فایده، آنان که دنبال کرسی مجلس اند که روز به روز صدایشان دارد بلند تر می شود، ما این وسط بازنده می شویم، آقا اصلا این پیشنهاد استعماری است و می خواهند ما را به سکوت عادت دهند، شاید آقای عبدی عامل احمدی نژاد است، و به نام مخالفت دارد آب به آسیاب دشمن می ریزد و....
بگذریم. امثال من نوعی بسیارند که این راه و پیشنهاد شما را عاقلانه و هم اصیل می دانند. ما بدبخت ها که در فریاد نمی توانیم متحد باشیم، حداقل عرضه وحدت در سکوت را هم نداریم؟
جناب عبدی:
1- پیشنهاد می کنم که چارچوب زمانی، موضوعی و دیگر جزئیات این فراخوان را نیز اعلام نمایید ( ذیل همین مطلب ).
2- به هنگام سکوت و روزه معمولا بهترین کار خودسازی است. معتقدم در این زمان در سایت به موضوعات ( نظری ) آسیب شناسی اجتماعی ایران، شاخص های توسعه و... بپردازیم.
3- سیاست جاری تعطیل
4- پیشنهاد می کنم حداقل تا ابتدای ماه مبارک رمضان مطلب جدید دیگری در سایت درج نکنید تا پاسخ های بیشتری گردآوری شود.
5- پیشنهاد به دوستان عزیز اینکه در حد اعلام نظر کلی مشارکت نمایند و عمدتا به بررسی ابعاد گوناگون این پیشنهاد متمرکز شوند.
6- آغازی است برای هم فکری
7- تشکر کافی و وافی از جناب عبدی
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۱:۴۶ قֽظֽ | Reply
ali :
به نظر من بهتر است بدون اعلام محدوده زمانی ولی بشرط خاص سکوت کرد.
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۳:۰۱ قֽظֽ | Reply
محمد حسين :
محمد حسین:
چرا سكوت؟ (1)
"انفرادي"
---------------------------
از انهائي كه زندان سياسي رفته اند شنيده ام كه بدترين شكنجه اي كه انسان اختراع كرده "زندان انفرادي " است!نمي دانم شما اگر از ان قسم زنداني ها بوده باشيد نظرتان چيست؟
در زندان انفرادي ، شخص زنداني تنها است و در و ديوار بتوني و ديگر هيچ. در انفرادي ، زنداني كسي را نمي يابد كه با او كلامي بگويد! در و ديوار و كاسهء غذا هم كه نه گوش دارند كه بشنوند و نه زباني كه بگويند!
ايا زنداني مطلقآ سكوت مي كند؟ يا بالاخره ناچار به گفتگوست؟و اگر مي خواهد يا بايد گفتگو كند ان سخن با چه كسي در خواهد گرفت؟
گفتگو ذاتي ادمي است و به عبارتي ذاتي خلقت است! زنداني اگر مذهبي باشد شروع به سخن گفتن با معبود خود مي كند و به ميزان ايمان مذهبي اش اين سخن ادامه مي يابد و در غير اين صورت او فردي ديگر را در برابر خود حاضر مي يابد كه همانا "خود" زنداني است! زنداني در برابر گزينهء يك گزينه اي ناچار از يك انتخاب است كه انهم تنها انتخاب مي باشد( مثل انتخابات پارلمان ايران در دوره هاي پس از استيلاي سلطنت رضاشاه) ، زنداني وادار مي گردد با خود سخن بگويد !
اغاز شكنجه اينجاست! كسي كه انفرادي را اختراع كرده است گوئي به خوبي از دژم و دهشتناك بودن اين گفتگو با خبر بوده است و مي دانسته كه ادمي چگونه گرگ ادمي است و انگاه كه تنها خود را مي يابد چگونه خصائل بهيميتش با حد اكثر شدت بر انگيخته مي گردد!
چرا زنداني از سخن گفتن با خود اينهمه رنج مي برد؟ ايا چون مجبور است و جبر ضد اختيار است؟ ايا چون كف گيرش به ته ديگ خورده و وامانده شده است و حرفي براي گفتن ندارد؟ ايا ان "خود" انقدر و حشتناك است كه زنداني از تنها بودن با او مي ترسد مثل همان گرگي كه گرگ انسان است؟ ايا چون نمي تواند به ان " خود" دروغ بگويد واهمه دارد و ناچار است ؟ايا " خود" دست او را خوانده و او نمي تواند شعبده و مكر در كار گفتگو اورد و بايد رو بازي كند؟ايا...؟ و ايا...؟
هرچه هست اين انسان تنها و درمانده در اوج استيصال در چنگال " خود" بي رحم گير افتاده و ناچار از گفتگوئي كه ممكن است به محض درگرفتن ديگر هرگز خاموش نشود و زنداني رهيده از زندان تن را همچنان و براي همهء عمرش در زندان "خود" نگاه دارد.
ويل دورانت مي گويد : اگر تنها مسافرت كنيد كوله باري از غم را با خود برداشته ايد!
اگر اين سفر اجبار باشد ، مثل يك تبعيد يا اسارت كوله بار انقدر بر جان سنگيني مي كند كه تن صداي خرد شدن و در هم شكستن استخوانهاي روح را هر روز مي شنود!
ما امروز جماعتي هستيم كه به اسارت گرفتار شده ايم، مي خواهيد اسم ان بيداد را هرچه بگذاريد؛ايدئولوژي،تحجر،ارتجاع، فاشيسم يا هر چيز ديگر . مشكل سر نامها نيست!
ما در تبعيد هستيم؛ تبعيد تاريخ يا استيلاي نظم حاكم بر جهان يا جبر حاكم بر قانون خلقت يا هر چيز ديگر .
تنهائي ما را در هم مي شكند . در و ديوار انفرادي وادارمان مي كند كه فقط با خود بگوئيم و در سيكلي بسته ، همواره ناكامي ها و ناداني هامان را براي هم تكرار كنيم و باز توليد نمائيم! انقدر بگوئيم و بگوئيم كه ديگر رمقي برايمان نماند! جهان -در چشم ما- همان گفتگوي سياه و بي پايان ما با خودمان باشد و بس! گفتگوئي نا مفهوم و بي سرانجام(كوپرولالي) و بعد كه از زندان اين گفتگو پا بيرون مي نهيم و از اسارت باز مي گرديم تبديل به موجوداتي عتيقه شده باشيم كه برايمان در موزه اي به اسم روزنامه و مجله و كتابچه هاي خاطرات و فيلم سينمائي انواع و اقسام نما و جلوه فراهم شده باشد تا براي تفريح و اوقات فراغت از سوژه هايمان استفاده بهينه كنند از كمدي و تراژدي گرفته تا روايتهاي عاشقانه و فيلمهاي اكشن و درامهاي هنري و غيره و غيره!و نهايتآ در گورستاني به نام تاريخ براي هميشه دفنمان كنند و بر سنگ قبرمان بنويسند اينها كساني بودند كه با خود حرف مي زدند!
چرا اين زندان را در هم نمي شكنيم و با سر بر ديواره هاي بتوني و صخره مانند ان نمي كوبيم ؟ چرا در مانده شده ايم؟ چرا اسير جبر زمانه و دربند خود خويش گشته ايم؟چرا تسليم هستيم؟
راستي چرا سكوت؟
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۳:۲۹ قֽظֽ | Reply
محمد حسين :
محمد حسین:
چرا سكوت(2)
"حديث نفس"
--------------------------------
من 9 ماه(كم يا بيش) است كه با اين سايت همكاري مي كنم و كمتر يادداشتي از مقابل چشمم عبور كرده است كه كامنتي برايش نگذاشته باشم ! گرچه به فراخور حال و روزم كامنتهايم قبض و بسط داشته است! و اگر چيز جديدي به نظرم مي رسيده را نيزدر قالب يك يادداشت مستقل ارائه مي داده ام!
كساني كه سالهاي سال است از اين مملكت رفته اند و معاش و اقتصاد ادميان را با عقل و منطق اقتصادي ممالك توسعه يافته مظنه مي كنند اميدوارم دربارهء اين سايت مرتكب چنين گناه نابخشودني نشوند كه دستكم بر من يكي سنگين و گران خواهد امد!
همانگونه كه ملاحظه مي فرمائيد دو طرف ستونهاي صفحات اين سايت از كفن ميت هم سفيد تر است! نه رنگي از تبليغات مي بينيد و نه روئي از مهوش دلربائي! هر چه كه هست از قامت ناساز ماست و رنه تشريف تو بر بالاي كس كوتاه نيست!
يك ضرب المثل خراساني مي گويد: طرف از گدائي اسياباني مي كرد و از اقائي توزه بر نمي داشت(توزه=حق الزحمه كه معادل چند كيلو ارد بود) ! حكايت اين سايت است كه از ناچاري تعطيل ماندن و مقفل بودن و توقيف شدن و ناكار امدي و اصلآ وجود نداشتن چرخها و اهرم هاي كلاسيك دموكراسي برپا شده و ناچار است مثل اسيابان بيچاره شب و روز گندم دموكراسي را ارد كند و از طرفي چون داعيه هاي بزرگي دارد نمي تواند از منطق منفعت جويانه و اقتصادي كه تاكنون بر اينگونه سايتها حاكم بوده تبعيت كند!
كدام سرمايه دار و سرمايه گذار اين مملكت حاضر است تبليغاتش را به اين سايت بسپارد تا فردا هزار گير و گرفتاري، دودمان كارخانه و بنگاه و اقتصادش را به باد ندهد؟ مگر خيلي از همينهائي كه در دولت و مجلس اصلاحات به به و چه چه مي كردند و مي گفتند كه صنعت مملكت در دولت اقاي خاتمي راه افتاد و بس! حاضر بودند صنار- سه شاهي از كرور كرور ثروتي كه در همان سالها كسب كردند براي تبليغات اصلاح طلبان يا كمك به تشكيلات انها بپردازند؟ مگر سرمايه دار ايراني پاره اجر به سرش خورده تا طناب دار را با دو دست خود در گردنش بيندازد؟
بهكذا ما هم كه يادداشتي مي نويسيم گمان نشود كه از اقاي عبدي حق الزحمه اي دريافت مي كنيم و بن خريد كالا و پاداش و اضافه كاري و حق سنوات و وام قرعه كشي برايمان به خانه پست مي شود ! بلكه بر عكس دستكم من كه با اين سايت همكاري مي كنم بخاطر صرفه جوئي در هزينهء بيشتر است! يعني اصل بر اين است كه در اين مملكت نوشتن يعني مجازات با اعمال شاقه! لهذا وقتي كه اقاي عبدي سايتي را راه انداخته و بابت نگهداري و پشتيباني و امنيتش هزينه هاي متعددي مي پردازد، من و امثال منهم راحت مطالبمان را مي نويسيم بي انكه دغدغه اي براي اينگونه مؤونه ها داشته باشيم و تنها هزينه اي كه مي پردازيم "وقت "مباركي است كه صرف ان مي كنيم و مطالعاتي است كه بابت به روز بودن و بررسي برخي مسائل مي نمائيم! تازه (چشم شيطان كور)دستكم براي من يكي اين فايده را داشته است كه بخاطر تايپ كامنتهاي سريالي ام در 9 ماه گذشته تبديل به يك تايپيست حرفه اي بشوم كه اگر در روزنامه همشهري اگهي بدهم كلي خواهان پيدا كنم!
ديده ايد كه در مترو يا اتوبوس يا سر چهار راهها نوازندگان ويولن يا ساير سازها چه استادانه مي نوازند به اميد انكه دل مسافر يا عابري را به رحم اورند تا دست در جيب نمايد و سكه اي در كف او بگذارد!
او يك عمر عاشقانه نواخته است اما ناگهان يادش امده كه اين كار برايش به اندازهء دوسير تافتون نمي ارزد و وقتي فهميده كه ديگر كار از كار گذشته است!
روشنفكري در اين مملكت هم همين حكايت را پيدا كرده است! يك عمر زحمت مي كشيد و اگر به فكر معاش از كار ديگري نباشيد بايد مثل همان نوازندهء ويولن چشم به دست ديگران بدوزيد! ممكن است خوانندگان عزيز از تحليلهاي اين سايت لذت ببرند و در فضاي تبادل نظر ان معماهاي زيادي را براي خود حل كنند اما حتمآ مي دانند كه اينجا مصداق همان شعر حافظ است كه مي گويد: "هر خدمتي كه كردم بي مزد بود و منت"
و خود بهتر مي دانيد كه انجام اين دوكار با هم چقدر دشوار و كمر شكن است اما مگر سنجهء مردي و مردانگي در فرهنگ ايران زمين جز اين بوده است؟
بارها بوده است كه من بعد از تايپ كامنتهايم با چشمان پف الود و چهرهء زرد و رنجور با مهمانانم مواجه شده ام كه از صحت و سلامت جسمي ام پرسش مي كرده اند بي انكه بدانند و يا حتي بتوانند واقعآ درك كنند كه انچه مرا در هم اشفته مقداري حرف مفت بيشتر نبوده است!
روشنفكري حكايت غريبي در اين مملكت است!
انهائي كه مي گويند چرا همين زحمت و تلاش را به احزاب نمي بريد و در انجه نمي كشيد حرف حسابگرانه اي مي زنند! چه اينكه تلاش در يك حزب نوعي سرمايه گذاري است كه دير يا زود به نتايجي مي رسد اما تلاش در اين سايت يكسره روشنفكري ،(البته با ان منطق) چه اخر عاقبتي دارد؟ هيچ و ديگر هيچ!تازه اگر وبال ان ، گردن نازك نويسندهء بيچارهء اين سايت را نگيرد خيلي هم شانس اورده و كلاهش را بايد به هوا بيندازد كه هنوز جمجمه اي به افتخار ان، بر گردن باقي مانده است، لذا نويسندهء اين سايت حكايت مرغي را دارد كه در عزا و عروسي سرش را خواهند بريد!
پس اگر كسي بپرسد چرا سكوت؟ خواهم گفت دستكم براي من يكي اين فايده را دارد كه بيشتر از گذشته به كار اصلي ام(يعني كار گل) بپردازم و هم با سكوت، كار فرعي ام (يعني كار دل ) را رونق دهم!
مي دانيد كه براي سوته دلاني كه مرتب به اين سايت سر مي زنند "سياست" كار دل است نه انچنان كه ان سيد عزيز و بزرگوار مي فرمود، كار گل!
ايا عاقبت خاك گل كوزه گران خواهيم شد؟
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۵:۰۵ قֽظֽ | Reply
:
به جمع ما خاموشان چند ساله خوش آمدید.
البته در تاریخ نیز از این گونه سکوتها زیاد داشته ایم که اتفاقا موفق هم بوده اند از جمله سکوت سیزده ساله حضرت علی
به هر حال کار بد مصلحت آنست که اصلا نکنیم.
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۵:۱۰ قֽظֽ | Reply
فرزاد - ق :
بنظر میرسد این سکوت از جنس فریاد است . یکی از راههای اعتراض زندانی , اعتصاب غذا و سکوت است و فکر میکنم این حربه برای ما زندانیان داخل ایران نیز کاربرد داشته باشد و میتواند صدای اعتراض ما را به گوش تمام افکار عمومی برساند و استمداد ما را جواب دهد.
با سکوت خود فریاد ظلم و بیداد ..... و زیر پا گذاشتن تمام ارزشیهای انقلاب سال 57 را فریاد میزنیم.
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۵:۳۷ قֽظֽ | Reply
محمد حسين :
محمد حسین:
چرا سكوت؟(3)
"كارشناسان و كارناشناسان"
---------------------------
ژولين فروند نويسندهء فرانسوي كتاب ارزشمند "سياست چيست؟" مي نويسد : در سياست هيچ چيزي جاي تجربه را نمي گيرد!
خاطرتان هست كه سال گذشته وقتي اقاي رئيس جمهور چند روز بعد از روز دانشجو به دانشگاه امير كبير رفت و ان بلوا بر پا شد سؤالي در همين سايت مطرح گرديد و پاسخي از سوي اقاي عبدي دريافت شد به اين مضمون كه احساس مي كنم قرار است با دانشگاه بر خورد شود و دانشجويان بايد هوشيار باشند و بهانه به دست كسي ندهند. ديديم كه چنان نكردند و جنين شد!
و باز همين چندي قبل كه ايشان به استقبال ازادي دانشجويان محبوس رفت و نويد باز شدن اندكي از فضا را داد مشاهده فرموديد كه كم كمك و نرم نرمك فضا چنين شده است و چنان خواهد شد! (اين دو را من ناشي از شم سياسي ايشان دانستم و در كامنتي مفصلآ دربارهء ان، نكاتي را عرض نمودم.)
و يا پيش بيني كه در رابطه با انتخابات شوراها در همين سايت شد و نيز پيش بيني بسيار جالب كه قبلتر از ان دربارهء انتخابات رياست جمهو ري توسط او ارائه شد و از همه مهمتر پيشنهاد "خروج از حاكميت" كه سالها پيش طرح گرديد و ان وقايع را به دنبال داشت كه بهتر از من، شما مي دانيد و....
امروز هم اگر اقاي عبدي مي گويد "سكوت" بايد دقت نمائيم كه اين حرف از زبان يك كارشناس سياست به زبان مي ايد و نه هر فرد احساسي و يا از راه بريده يا نااميد و سرگشته!از دهان يك كارشناس گفته مي شود و نه يك كارناشناسي كه به اقتضاي زمانه به هيئت سياستمداران و در كسوت سياستمداري درامده است!
يعني بايد مطمئن بود كه جناب عبدي بابت اين دوكلام يادداشت ، حساب و كتاب خيلي از مهره هاي شطرنج سياست را انجام داده و پشت بند ان خيلي حرفها و فرضها قرار دارد!
مگر ما به اقاي احمدي نژاد انتقاد نمي كنيم كه چرا به نظر كارشناسان وقعي نمي نهد و مملكت را احساسي اداره مي كند ؟امروز يك حرف مي زند ، فردا يك دستور مي دهد و پس فردا يك كار ديگر صورت مي گيرد! پس حال، خودمان به اين مهم عمل كنيم و نظر يك خبرهء رئال پالتيك امروز اين مملكت را با دقت بررسي نموده و در صورت پذيرش ، مجدانه به ان عمل نمائيم!
از تكثر رفتاري و اجتهاد هاي نارسسيستيك دست برداريم !بس است اينهمه "من" بودن !
اميدوارم بزرگان قوم بر من ببخشايند؛ من اين روزها انقدر در گفتمان اصلاح طلبان تناقض و پريشان گوئي و سطحي انگاري مي بينم كه نمي توانم بهت و حيرت خود را پنهان نمايم!تنها به صرف انكه بر سر ندانم كاري هاي دولت محترم، مردم ممكن است در انتخابات اتي ،به هر شمر و يزيدي راي دهند، سخنهائي شنيده مي شود و رفتارهائي ديده مي شود كه غايتي جز نااميدي نخواهد داشت وجز گامي پيشتر به سوي فروپاشي معنا نخواهد يافت! در اين شرايط اگر اصلاح طلبان عزيز سكوت كنند ايا ان دسته از مردمي كه بر سر معاش و مسكن و حمل و نقل و تورم وغيره كارد به استخوانشان رسيده نخواهند پرسيد كه اينها كه سكوت كرده اند حرف حسابشان چيست؟ ايا اين كارد به استخوان رسيدن را مي بينند و بي رحمانه سكوت كرده اند ؟و يا مي بينند و چاره اي جز سكوت ندارند؟ و يا نمي بينند و سكوت كرده اند ؟يا گنگ و لايعقل شده اند و دم فروبسته اند؟ يا...؟ و با اغاز اين پرسشها ايا ممكن نيست كه يك ملت بالاخره در جهت مسيري قدم بردارد كه ديگر دموكراسي و حزب و روزنامه را يك مشت اراجيف و اباطيل نپندارد و برايش با قيمت بنزين و گوجه فرنگي توفير داشته باشد! و بداند كه اگر مي خواهد جرعه اي اب خوش از گلويش پائين بدهد بايد از كاسه، كوزهء همين نهادها باشد نه جاي ديگر و اين بستري را كه براي جولان پوپوليستها در اجتماع خود فراهم كرده نه اگر بركند كه دستكم محدود و شكننده سازد! و پس از اينهمه فراز و نشيب در تاريخ سياسي اش ديگر اينهمه صبح زنده باد و غروب مرده باد نگويد چه اگر مي خواهد به جائي برسد بايد مرد و مردانه پا در ركاب بگذارد و سنگلاخهاي باديه را گز كند. شانه در زير بار مسئوليت خم كند و خم از جبين همت بگشايد و چشم بر رفاه و خوشگذراني دلارهاي نفتي بپوشد و رنج تن به رياضت سلوكي دراز هموار كند.
(ببخشيد كه كار من هم به "توصيه" ختم مي شود اما)بيائيد در كار سياست به سياستمداراني رجوع كنيم كه انها را در گذرگاههاي حساس و سخت ازموده ايم و موفق ديده ايم نه انها كه به لطف چند خبرنگار و چند رسانه و چند پز و افاده خود را سياستمدار ناميده اند و هر روز خروار خروار مصاحبات و فرمايشات گاف الود، افاضه مي كنند!صبح تا شب دنبال كار و كاسبي خود و انگاه كه مجال و خبرنگاري را يافتند از تئوري و استراتژي و تاكتيك و برنامه و طرح و سند و چشم انداز و همه و همه دايره المعارف ملا نصرالديني را بلغور مي كنند كه نگو و نپرس!
بيائيد براي ترهات و اباطيل انها ديگر تره هم خورد نكنيم تا جل و پلاسشان را از اينجا جمع كنند و در جاي ديگري پهن نمايند!
بيائيد براي سياست بي پدر مادر اين ملك ،حساب و كتابي درست كنيم تا هر چيزي در جاي خود قرار گيرد و هر كسي به كار خود بپردازد و دورهء اقايي و اقازادگي را خاتمه دهيم و به جاي انكه از محضر بزرگان كسب فيض كنيم و از عناياتشان بهرمند گرديم، بر اساس نوشتهء كارشناسان تصميم درست بگيريم ! و به جاي انكه چشم و دهانمان را مثل گنگ خواب ديده به سمت و سوي كدخدايان قوم بچرخانيم تا افاضاتشان را به وجود حقير پنداشته مان نثار فرمايند و ما را به راه راست هدايت نمايند، عقلمان را فرا روي سخن سياستمداران كار ازموده بگشائيم تا ببينيم در اين دنياي پيچيدهء هزار رنگ از كدام سوي بايد رفت و در كدام ناحيه بايد خفت و در كدام ابادي بايد سكني گزيد؟
امروز در اين بازار مسگران هر صدائي شنيده مي شود جز ان صدا كه بايد به گوش برسد!
پس چرا نبايد سكوت كرد؟
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۶:۵۰ قֽظֽ | Reply
شهروند :
آقای عبدی اینجا را ببینید:
http://mag.gooya.eu/politics/archives/2007/08/062662.php
برایم جالب است که گفته شده " به آنها ثابت کردیم که نشریات موهن را خودشان منتشر کرده اند"!
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۷:۱۳ قֽظֽ | Reply
محمد رضا :
باسلام،
آقاي عبدي من مدتهاست كه مطالب شما و ساير سايتهاي تحليلي را مطالعه ميكنم . آنچه از اين مطالب دستگيرم شده آن است كه شرايط ايران روز به روز چه در عرصه داخلي و چه در عرصه خارجي در حال بدتر شدن است . احساس ميكنم در مدت زمان شش ماهه اي كه شما جهت سكوت خويش تعريف نموده ايد حكمتي نهفته است . من وقتي به اوضاع و شرايط فعلي دقت مي كنم احساس مي كنم شما روند حركتي نمودارهاي سياستهاي داخلي و خارجي حكومت را بخوبي تشخيص داده ايد و به احتمال زياد تداخل اين نمودارها و حضور يك بحران همه جانبه را در مملكت پيش بيني نموده ايد . لذا بجاي لب به سخن گشودن كه ممكن است به قول خودتان از سر عناد و لجبازي دولت باعث تغيير روند نمودارها گردد ترجيح داده ايد بنشينيد و نظاره گر تحليلها و پيش بيني هاي خويش باشيد .
آقاي عبدي بنده يك سوال دارم و آن اينكه بنظر شما با در نظر گرفتن روند فعلي پرونده هسته اي ايران و بدون لحاظ نمودن هيچگونه قيد و شرطي چقدر احتمال جنگ مي دهيد . من از شما فقط يك عدد بين يك تا 100 مي خواهم (خواهشاٌ آنرا منوط به حالتهاي متعدد ننمايد )
...............................................................
عبدی:
در این موارد سخن از احتمال عددی گفتن بی معناست.اگر کسی بگوید به احتمال 95 در صد درگیری می شود و بعد نشد خواهد گفت همان 5 در صد واقع شد.احتمال برای امور تکرار پذیر است.اما به نظر من روند موجود به گونه ای است که احتمال درگیری محدود بسیار زیاد است.
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۹:۰۷ قֽظֽ | Reply
آرش :
شما روزنامه نگارها و روشنفکرها همیشه همینطور بوده اید. یکی دو فاز از مردمی که عامی اند و بیشتر با غریزه هایشان زندگی می کنند عقب ترید. و اینکه همیشه خودتان را حساب می کنید. مردم متوسط جامعه خیلی وقت است که سکوت کرده اند. باقی هم بسته به منافعشان. بقیه هم که همان جمهوری اسلامی هستند و من باور نمی کنم فرق داشته باشند. ما می خواهیم اصلاح کنیم ولی خودمان هنوز بیماریم.
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۹:۱۱ قֽظֽ | Reply
:
افسوس که بی فایده فرسوده شدیم
وز داس سپهر سرنگون سوده شدیم
در دنیای امروز که توسعه در کشورها د رگرو محاسبه ثانیه ها و واحدهای کالری است وقتی نخبگان موجود بسادگی از خوابی 6 ماهه صحبت میکنند جای بسی تاسف است نیاز امروز بیداری است نه خواب .
با این اوصاف واقعا باید به مدافعین اند یشه های فاتالیستی حق داد که معتقد به مقدرات هستند
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۹:۴۰ قֽظֽ | Reply
خسرو :
با سلام. پيشنهاد خوبي است و دلايل منطقي پشت آن وجود دارد. راه عملي اجراي اين پيشنهاد اما جاي بحث دارد. پيشنهاد مي كنم ليستي از تاثير گذارترين نويسنده ها و منتقدان اصلاح طلب تهيه كنيد و با ايميل يا هر چيزي به ايشان پيشنهاد خود را اطلاع دهيد و پس از درخواست ايشان نامشان را همين جا اعلام كنيد. اسم طرح هم " طرح تحريم انتقاد " است. اگر نام شما و آقاي زيد آبادي در بالاي ليست باشد و زمان شروع و ختم هم مشخص باشد مي شود گفت يك تجربه جديد و متمدنانه هم هست. علاوه بر اشخاص حقيقي از اشخاص حقوقي هم مي توانيد بخواهيد در اين طرح عضو شوند. مثلا اعتماد ملي صفحه سياسي اش را سفيد چاپ كند يا يك ستون سفيد به معني حرف هاي نگفتني و همراهي با طرح تحريم بگذارد. اين طرح مي تواند بسيار موفق و آموزنده و تاثير گذارتر از هزار نوشته باشد. براي هر گونه كمكي اعلام آمادگي مي كنم.
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۹:۵۱ قֽظֽ | Reply
بهمن :
برای سکوت کردن همیشه وقت است اما برای حرف حق زدن وقتش نیست اول باید کلمه حق را به خوبی تشخیص داد بعد در زمان و مکان درست حرف زدن و از روش صحیح برای دفاع ازحق استفاده کردن ازملزوماتی است که نوشته های شما اغلب فاقد ان است
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۱۰:۱۳ قֽظֽ | Reply
كوهستاني :
سلام . من هم معتقدم سكوت گاهي اوقات خوب و لازم است و انفعال تلقي نمي شود. اما چند سوال دارم:
1 - با توجه به انتخابات مجلس كه در همين بازه زماني انجام ميشود آيا زمان كنوني زمان مناسبي براي اين پيشنهاد است؟
2- در بين كساني كه راه عدم شركت در انتخابات و سكوت را پيشه كردند غير از شما و آقاي زيد آبادي (كه اتفاقا" من هميشه پيگير نظراتتان در اين مورد بوده و انها را كم وبيش مطالعه نمودم) بقيه دوستان حرف خاصي براي گفتن ندارند(اگر مطلبي از ديگران سراغ داريد لطفا" راهنمايي بفرماييد) . با اين حساب شما فكر نمي كنيد سكوت آنها از روي انفعال يا نا اميدي باشد تا يك سكوت فعال؟
3- شما فرموديد كه حرفهاي منتقدين تاثيري روي حاكميت كنوني ندارد وتا آنجايي كه يادم هست شما يا آقاي زيدآبادي در جايي فرموديد انتقاد حتي آنها را وادار به لجبازي مي كند اگر اين فرضيه درست باشد (كه فكر ميكنم هست) ايا با پيش بيني رفتار حاكميت و نقد پيش از موعد آن ميتوان آنها را به راه ديگري انداخت و به اين ترتيب آنها را از راهي كه فكر مي كنيم خيلي خطر ناك است بر حذر داشت؟
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۱۰:۵۴ قֽظֽ | Reply
:
بیشه ایران همیشه شیر یا شیران داشته است حتی در سیاه روز ترین ها .اگر شما جلو گذشت زمان را توانستید بگیرید جلودار حرکت اجتماعی هم خواهید شد تازه جماعت حاکم مهمترین هنرش آفریندن بحران و معرکه گیری است تازه سکوت شما هم بدترین همراهی با دشمن فرضی و غیر فرضی تلقی خواهد شد .یعنی شما بدهکارید چه بخواهید چه نخواهید . البته حق است که از داغ ودرفش ترسید اما اگر بجای سکوت از حبس نترسید آنگاه کار درست انجام خواهد شد. مگر زندانها چقدر گنجایش دارند .
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۱۱:۰۵ قֽظֽ | Reply
Ahmad :
جناب عبدی عزیز
سکوت منفعلانه و از روی درماندگی آنهم موقعی که اطلاح طلبان به بسیج نیروها و روشنگری اجتماعی نیاز دارند تنها به سود اقتدارگرایان تمام می شود. اقتدارگرایان آرزوی همین را میکنند طوریکه برای آن حاضرند بدنامی بین المللی را بجان بخرند و روزنامه ها را فله ای ببندند و آزادیخواهان را به صلابه بکشند ولی حاضر به شنیدن صدای مخالف نیستند. به نظر می آید مشکل اصلاح طلبان در حال حاضر نبود انسجام فکری و تشکیلاتی و استفاده نکردن از تمامی ظرفیتهای موجود است.البته غضنفر ها هم در میانشان کم نیستند. کشور ما شرایط بحرانی را طی میکند و اگر سکوت ما از روی عافیت طلبی باشد، از طرف مردم بخشودنی نخواهد بود و اگر به هدف بهره برداری سیاسی بعدی پس از خراب کاری حکومت باشد نیز گناهی بزرگتر
اگر بینی و نا بینا و چاه است
اگر خاموش بنشینی گناه است
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۳:۵۳ بֽظֽ | Reply
حمیدی- :
با سلام
مسئله ای که اکنون از جانب جناب عالی و آقای زید آبدی مطرح شده است قطعاً از روی آثاری است که در روند و سیر اتفاقات سیاسی کشور نتیجه گیری شده است. این نوعی نهضت مقاومت منفی است . البته نمی خواهم اسم مبارزه و نهضت روی این جریان بگذارم ، زیرا نهضت و حرکت هر نوع که باشد باید شالوده ای از موقعیت های خود را نیزداشته باشد. از مهم ترین آنها همبستگی و اتحاد گروه یا گروه هائی از افراد و احزاب است که این چنین به نتیجه رسیده باشند و خیر آنرا درک کرده باشند. به عبارت ساده تر منطق این کار به خودی خود اثر بخش یا زیان بخش نیست، بلکه در گرو انجام یکسری کارهای دیگری است که مستلزم فراهم شدن آن شرایط است. ساده تر بگویم، اگر قرار باشد که در این بحبوحه بازار تنها نویسنده گان وفعالان عزیزی چون زید آبادی و عبدی لب به سکوت ببندند ولی دیگران خود را خارج از این تعهد بدانند واقعاً تاثیری که بخواهند داشته باشد که نخواهد داشت ، هیچ ، بلکه بقولی فضا را برای (رقبا) بازتر خواهند دید. اگر در شرایطی که عده ای از جماعت این سمتی که علم استقلال فعالیت های حزبی در چارچوب
( اطلاح طلبی) را بلند کرده و شیپور خود را در میدان به صدا در می آورند و فرضاً در این آشفته بازار با مصاحبه های خود تنها موجب شادکامی ( آنطرفی ها) می شوند، در این شرایط شما چه پاسخی به طرفدارن سکوت خواهید داشت؟
پس اگر اینها و سایرین نیز قبول کنند که به این حرکت معنی دار بپیوندند در این صورت حقیقتاً استدلالات ارائه شده شما معنی دار و صحیح است.
ضمناً فکر می کنم که نمونه هائی از عدم توانائی مدیریت جامعه ذکر شد و فشار بر مردم از چشم دست اندرکاران دورنیست و شاید تغییرو تحولات در عرصه دولت و عرصه نظامی از این نتایج باشد.
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۴:۰۹ بֽظֽ | Reply
ع.چ :
دهل زني كزين كوچه مست مي گذرد
مجال نغمه به چنگ و چگور ما ندهد.
تمام عمر در اين آرزو به سر برده است
تمام عمر در اين آرزو كه روزي او
چنان به طبل خويش بكوبد كه چنگ و چگور
رها كنند ره خويش و تن زنند خموش
كنون مقام همايون به دست آورده است
كسي حريف طنين تباه طبلش نيست
از آنكه مرد سيه مست و كوچه بن بست است
رها كنش كه بكوبد كه عيشي آماده است
دوگام ديگر نارفته رفته خواهي ديد
دهل دريده به پايان كوي افتاده است
شفيعي كدكني/ پايان كوي.
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۴:۲۶ بֽظֽ | Reply
محسن مقصودي :
مي خواستم با سکوت خودم "سکوت" شما را تائيد کنم، ديدم از غافله عقب مي افتم .گفتم يادداشتي بنويسم !!
ياد يک شعاري افتادم که مي گفت :" سکوت هر مسلمان ، خيانت است به قرآن" !
راستش من در طي اين سي سال معني اين شعار را نفهميده ام. ولي معني پيشنهاد
"سکوت" آقاي عبدي را مي فهمم.
خوب تا اينجا که اين پيشنهاد بيشترين واکنش ها را داشته است. چه منفي و چه مثبت! پس "سکوت" هم مي تواند موجي ايجاد کند. بهر حال چه با سکوت و چه بهر طريق ديگر بايد اين بهانه را از سياستمداران تکيه زده بر قدرت گرفت که نتيجه فاجعه بار تصميمات غلط و نادرستشان را با سفسطه و مغلطه به گردن منتقدينشان نياندازند. چنانچه مثلا نتيجه انتخابات گذشته را کساني به گردن تحريم کنندگان مي اندازند! يا مثل آقاي کروبي که ناکامي اش را بگردن کانديداتوري معين مي اندازد.
مي گويند پل نيومن حتي با حرکت پشت گردنش هم بازي ميکرد ! سياستمدار هم اگر سياستمدار باشد با سکوتش هم آرمانش را پي مي گيرد . آرماني انساني !
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۴:۲۷ بֽظֽ | Reply
حافظ :
حالیا مصلحت وقت در آن می بینم / که کشم رخت به میخانه و خوش بنشینم
جام می گیرم و از اهل "ریا" دور شوم/ یعنی از خلق جهان پاکدلی بگزینم
جز صراحی و کتابم نبود یار و ندیم / تا حریفان " دغا" را به جهان کم بینم
سر به آزادگی از خلق بر آرم چون سرو / گر دهد دست که دامن ز جهان در چینم
بس که در خرقه ی آلوده زدم لاف صلاح / شرمسار از رخ ساقی و می رنگینم
بر دلم گرد ستمهاست خدایا مپسند / که مکدر شود آیینه ی مهر آیینم
بنده ی آصف عهدم دلم از راه مبر / که اگر دم زنم از چرخ , بخواهد " کینم"
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۴:۳۵ بֽظֽ | Reply
آرش :
ما به جنبش های اجتماعی سیاسی نیاز داریم که منجر به کوتاه کردن دست جهل و ارتجاع از سرنوشت این ملک وملت شود. خب حنبشی که با سکوت نخبگان و اندیشمندان آغاز شود ، می تواند راهگشا باشد. اما باید برای پس از شش ماه هم فکر و برنامه داشت؟؟
به گمان من باید این ایده را به "بایکوت" تمام عیار نابخردانی که دارند کشور را چهار نعل به سوی فروپاشی می تازانند تعمیم داد. ولی در کنار آن باید تمام عیار "زندگی" کرد...عشق ورزید... به نیازمندان کمک کرد... نهادهای مدنی را گسترش داد... نهادهای حرفه ای را تقویت کرد... نیکی و دانایی، سرانجام پلیدی و جهل را در جزایر کوچکی منزوی خواهد کرد.
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۴:۳۹ بֽظֽ | Reply
احسان- ح :
در بعضی از آیین های معنوی , سالکان یک دوره ی کوتاه را به سکوت اختصاص داده خود را با خانه تکانی اشیا منزل سرگرم میکنند!! اینان معتقدند اشیا در خود انرژی دارند... و وقتی از آنها استفاده نمیشود مانند آب راکد که در یک جایی می ماند در منزل عمل میکنند ؛ یعنی محل مناسبی برای حشرات و جوندگان!
اینان به سالکان خود توصیه میکنند که مراقب جریان آزادانه انرژی پیرامونتان باشید تا در زندگیتان جریان یابد .... در این آیین توصیه میکنند اگر چیزهای کهنه را نگه دارید , چیزهای نو جایی برای نشان دادن خود ندارند.....
امیدوارم شما نیز بعد از این سکوت و سر زدن به صندوقخانه ی گذشته ی ذهن , و ریختن چیزهای کهنه و راکد مانده به بیرون , ... انرژی, آزاد کرده , بعد از این شش ماه با دستانی پر از مطلب و نکته , راهگشای حل مشکلات عدیده ی کشور و مردم خود باشید.
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۴:۵۴ بֽظֽ | Reply
noori :
باسلام
بياد دارم كه در آغاز انقلاب افرادي عنوان مي نمودندكه مشت با درفش برابري نخواهد كرد. ولي همانطور يكه شما در متن تحولات بوديد نتيجه برعكس رقم خورد. ودر حال حاضر نيز جناب دكتر زيد آبادي به مصداق اين ضرب المثل كه نرود ميخ آهنين در سنگ،مقاله سكوت رانوشته وجنابعالي نيز آن را تاييد نموده ايد. فرض كنيم شش ماه هم سكوت كرديم و انتقاد يا نقدي ننوشتيد، حال سئوال اينجاست نتيجه اين عمل اصلاح حاكمين خواهد بود يا اينكه جامعه آگاه خواهد شد .خير بلكه درشرايط كنوني شايسته است كه روشنفكران جامعه مطالب بيشتري تهيه ودراختيار جامعه قرار دهند تا وارتباط آنان قطع نگرد.چون طرف مقابل ازاين عمل ما خود را پيروز ميدان خواهد ديد و عنوان خواهد كرد كه ما موفق شديم گسستي بين جامعه وروشنفكران ايجاد كنيم، پس اسب را زين ويكه تازخواهند شد.
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۴:۵۶ بֽظֽ | Reply
مرتضی :
با عرض معذرت از سئوال بی ربط به موضوع این نوشته، آقای عبدی، من که در ایران نیستم، اما شنیده ام بنزین صدقه ای شده است... برای اعیاد و مناسبت ها قرار است از این به بعد بنزین بدهند به مردم. سهمیه عید فطر، سهمیه عاشورا-تاسوعا، سهمیه عید غدیر...
کلا به نظر شما این طرز سهمیه بندی چه تاثیر اقتصادی و سیاسی داشته است؟
...................................................
عبدی:
چه این شنیده درست باشد و چه نباشد اصل سهمیه بندی در شرائط غیر جنگی ،صدقه ای شدن تلقی می شود.این که مردم چشمانشان به بوق رادیو است تا بدانند چه چیزی از این خوان یغما نصیب آنان می شود چه چیزی غیر از صدقه نامیده می شود.
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۵:۵۷ بֽظֽ | Reply
:
نیت مهم است. هم در سکوت و هم در فریاد و هم در تحریم و هم در تشویق و هم ..... در همراهی و یا جدایی ؛ نیت
نیت است که یک عملی را قبول میکند و یک عملی را محکوم
نیت است که ...
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۶:۰۵ بֽظֽ | Reply
مینا مرادی :
سلام اقای عبدی درست است که گفتنها ونوشتنها در این زمانه اثری نداشته ویا بسیار کم اثر است ... ولی سکوت که از ان صحبت میشود با توجه به اینکه نمیتوان یک سکوت عمومی ویک دست ایجاد نمود واین امر محالی است ( حد اقل در جامعه فعلی ما) بنابراین اثر ان از همین گفتگو ی اندک نیز کمتر است ویا مثل همین است... بهتر است به جای اینکه سکوت کنید حرکتی محکم ومصمم والبته با رعایت موازین حقوقی وقانونی ولی واقعا قاطع را از نقطه ای اغاز کنید ... ما در راه رسیدن به هدف موانع زیادی داریم ..بهتر است به همه موانع فکر نکنیم فقط به مانع اول بیاندیشیم وبرای غلبه برمانع اول تمام توان خود را متمرکز کنیم درست مثل یک دو با مانع ..مثلا مانع اول ( البته انچه به نظر من میرسد ) نظارت استصوابی است که بایستی برداشته شده یا تعدیل شده بنابراین بگردید راه های قانونی برای خنثی کردن ان بیابید وبا استفاده از اتحاد کلمه وقانع کردن نیروهای مختلف ودر یک مسیر قرارگرفتن همه فقط در این مورد نظارت استصوابی... به نوعی همانطور که خود قبلا توضیح داده اید قدرت به دست بیاورید وهمین یک چیز را از حکومت بخواهید از پراکنده گوئی بپرهیزید فقط نظارت استصوابی ودر مورد هیچ چیز دیگر خواسته خود را مطرح نکنید وسخنی نگوئید همه شروع کنید به نوشتن گفتن سخنرانی کردن مصاحبه کردن فقط در مورد نظارت استصوابی ولا غیر ...به این ترتیب اگر بتوانید این مانع را بردارید ویا حد اقل انرا تعدیل کنید ..به سراغ مانع بعدی میروید ...بدینگونه گروههای مختلف نیز بهتر میتوانند با هم کار کنند وبا هم حرکت کنند علی رغم اندیشه های متفاوت ..به نظر من سکوت مشکلی را حل نمیکند ...زیرا که هرگز یکدست نخواهد بود ..که بتوان از ان قدرتی ایجاد کرد... خیر بیش
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۶:۰۶ بֽظֽ | Reply
یار دبستانی آقای احمدی نژاد :
کبوتر با کبوتر , باز با باز
کند هم جنس با همجنس پرواز
هوگو چاوز، رييس جمهور ونزوئلا و دوست جون جونی آقای احمدی نژاد با بيان اينكه براي ايجاد يك الگوي اقتصادي سوسياليستي در ونزوئلا به زمان بيشتري نياز دارد، اظهار داشت كه اگر راي دهندگان با برگزاري انتخابات مجدد، محدوديتهاي حضور مداوم وي در قدرت را لغو كنند، وي ميتواند تا سال 2027 در قدرت بماند. بله یعنی بیست سال دیگر که معلوم نیست عمر طبیعی به او این اجازه را بدهد یا ندهد!؟ و معلوم نیست تا آنموقع بساط پادشاهی را به راحتی آماده کرده و ...
راستی اگر شما بجای شهروند ایران , که اجازه دارید بین چند نسخه از یک روزنامه , یک نسخه را انتخاب کنید!!! شهروند یکی از این کشورها , مثل سوریه بودید که فقط حق انتخاب یک انتخاب را داشتید, (اگر این انتخاب را به لحاظ ارزشی قبول نداشتید) , باز در چنین انتخاباتی شرکت میکردید؟
آیا میشود فرقهای اساسی انتخابات سوریه را با انتخابات کشور خود بیان کنید؟
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۶:۲۰ بֽظֽ | Reply
مهرنوش :
متاسفانه بعضی دوست دارند قوانین و قاعده های یک نظام رقابتی و آزاد را در یک نظام استبدادی و بسته پیاده کنند و به اصطلاح نسخه ایی بپیچند که داروهایش در داروخانه های محل یافت نمی شود!
این برخی در مورد این "سکوت" فریاد گونه و اعتراضی , الگو برداری شکلی کرده و قانون جوامع آزاد را تکرار کرده و میگویند: برنده , هیچ وقت صحنه را ترک نمیکند و کسی که صحنه را ترک میکند هیچوقت برنده نخواهد شد!!
این برخی یا مغرضانه و یا ناآگاهانه سالهاست آب به آسیاب انحراف و اصمحلال و فروپاشی جامعه ی خود ریخته و اجازه نداده اند تا مفسدان ....و دزدان خود بدون پوشش به میدان آمده و در وسط میدان رسوا شوند و ....
ولی امروز احساس میشود قیامت کوچک در راه است چرا که به راحتی میتوانیم چهره ی افراد دلسوز را از افراد مغرض و دارای خرده شیشه تشخیص دهیم. امروز گویی پرده ها پس افتاده و درون افراد معلوم گشته ..... , بنابراین مفهوم این سکوت اعتراضی شما را کاملا می فهمم و امیدوارم با آمادگی منتظر فرصت آینده باشید و باشیم که آن تلاقی( تلاقی آمادگی و فرصت ) همان شانس ما خواهد یود! مطمانم که بزودی فرصت به ما هم خواهد رسید , فقط نگرانی من آماده نبودن ما در آن موقع است!
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۶:۳۷ بֽظֽ | Reply
:
نوشته اید: "همه ما به تناسب توانمان، در برابر سرنوشت جامعهمان مسئول هستيم و بايد براي اصلاح آن مطابق فهم خود کوشش كنيم."
ولی بنظر میرسد قبل از آن برای اصلاح امور گذشته اول باید افراد مفسد و خطاکار گذشته را از دایره ی تصمیم گیریهای خود دور کنیم ؛ اینطور نیست؟ نمیشود که هم خر را خواست و هم خرما را !! هم اصلاجات را خواست و هم جرات آنرا نداشت به مقامات مفسد گذشته گفت بالای چشم شما ابروست!!
ولی چطور میتوان این عده ی خاطی را از جمع خود دور انداخت؟ آیا با سکوت میشود؟؟
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۷:۲۱ بֽظֽ | Reply
نازلی :
نازلی !
بهار خنده زد و ارغوان شکفت.
در خانه , زیر پنجره گل داد یاس پیر
دست از گمان بدار!
با مرگ نحس پنجه میفکن!
بودن به از نبود شدن , خاصه در بهار...
نازلی سخن نگفت, سرافراز دندان خشم بر جگر خسته بست و رفت....
نازلی سخن بگو!
مرغ سکوت , جوجه مرگی فجیع را / در آشیان به بیضه نشسته است!
نازلی سخن نگفت, چو خورشید
از تیرگی بر آمد و در خون نشست و رفت ..
نازلی سخن نگفت ؛
نازلی ستاره بود / یک دم درین ظلام درخشید و رفت...
نازلی سخن نگفت / نازلی بنفشه بود / گل داد و مژده داد : " زمستان شکست!" و رفت...
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۷:۲۸ بֽظֽ | Reply
iman :
در مصاحبه ای كه اخیرا آقاى مزروعى در روزنامه فرهنگ آشتی شنبه 10 شهریورماه انجام داده گفته اند:
" آقاى عبدى آن طرف قضيه را نمىگويند که اگر مردم و اصلاح طلبان رفتند و در خانه نشستند چه اتفاقى مىافتد."
نظر شما در اين باره چيست؟
........................................................
عبدی:
گفته ام .اما همانطور که گوش توده ها بسته است و امواج خاصی را می گیرد گوش برخی نخبگان هم به همچنین.
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۷:۳۳ بֽظֽ | Reply
م - د :
سالها هر کس پولی برای قرض میخواست مشتاقانه به او میدادم و بعد برای گرفتنش دنبال او مثل گداها میدویدم!!
تا اینکه یکروز دوستی گفت : چرا با خودت و آینده ی زندگیت اینجور میکنی؟ گفتم چکار؟ مگر خوبی کردن به دیگران بد است ؟
گفت تو به دیگران خوبی نمی کنی , تو به آنها ظلم میکنی و آنها را بد عادت کرده ای و .....زحمت و پولت را برای روز مبادا , که هیچ کس به تو نگاه هم نمیکند!! برای خودت نگه دار و اجازه بده یک کم هم اونها که به این پول تو احتیاج دارند دنبال تو بدوند , تا بفهمند !.....
از آن به بعد همین کار را کردم و امروز دیگر برای گدایی پول خودم , دنبال کسی نمی دوم! در مورد سیاست هم فکر میکنم این قانون حکمفرما باشد.....
در نظام جمهوری که با خون دل مادران و پدران من برپا شده , برگه های رای خودم را برای خودم نگه میدارم تا فردا مثل گداها دنبال نماینده ها ندوم!
اگر نماینده ای واقعا طالب گرفتن رای من است , باید قدر این برگه های رای را بداند و برای بدست آوردنش زحمت بکشد! و کمی بدود و قول و قرار پس دادن آنرا امضا کند.... البته میدانم در ایران نماینده ها بیشتر سر به آستان قدرت می سابند و احتیاجی به برگه های رای همچو منی ندارند ولی باز من هم برگه های رایم را ارزان نمی فروشم و از این به بعد من هم بدون فکر و تدبیر و چاره جویی مشروعیت مفتی برای کسی نمی خرم و به همین دلیل همراه شما , قدر برگه های رایم را دانسته ساکت می مانم تا زمین قابلی پیدا کنم.
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۷:۴۴ بֽظֽ | Reply
:
سالها پیش می بایست این سیاست سکوت در مقابل ظالمان و متجاوزان به حقوق مردم و ..... زیر پا گذارندگان شعارهای انقلاب : استقلال و آزادی و جمهوری اسلامی اتخاذ و دنبال میشد ولی ....
حالا اشکال ندارد؛ چون گفتند ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است!!
به جمع وفا داران و ملامت کشان اصول و ارزشهای انقلاب سال 57 خوش آمدید!
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۷:۵۹ بֽظֽ | Reply
:
آقای عبدی !
در نظام جمهوری اسلامی خون قاضی هم از خون بقییه مردم عادی رنگین تر است؟ پس چرا نحوه ی محاکمه و مجازات قاتلان قاضی ها با دیگران فرق دارد؟
........................................................
عبدی:
البته اگر دستگاه قضائی بیطرف و مستقل باشد این تفاوت رفتاری اشکالی ندارد نه به دلیل این که شخص قاضی خونش برتر است بلکه به دلیل این که قاضی مظهر عدالت جامعه است.اما فقدان آن شرط و شروط است که این ابهامات را ایجاد می کند.
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۸:۰۴ بֽظֽ | Reply
مصطفي :
سلام آقاي عبدي
اين سكوت فايده اي نخواهد داشت چون بسياري از اصلاح طلبان با آن همراهي نخواهند كرد در ضمن حكومت اين سكوت را به تو طئه تعبير خواهد كرذ و حتي اين سكوت را هم كار شكني معرفي خواهد كرد
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۸:۰۶ بֽظֽ | Reply
مرتضی :
با سلام
جدیدا آقای رئيس جمهور در جمع دانشجويان ادعا کرده اند : "افزايش فاصله طبقاتي محصول نسخه بانك جهاني است"
بنظر شما پیروی کورکورانه از نسخه بانک جهانی در طول این سالهای بعد از انقلاب استقلال طلبانه ی سال 57 محصول چه بوده است؟ مگر مقامات , در طول این سالها که نان انقلاب مردمی سال 57 را میخورده اند شعار استقلال را سرلوحه کار خود در این سالها نداشته اند؟ عجیب است که این آقایان واقعا چه بی پروا هستند!! هم منتقدان این پیروی کورکورانه را روانه دادگاه ها کردند و هم امروز با دویدن و فرار به جلو فریاد دزد دزد سر داده اند!! واقعا که باید سکوت کرد و به خدا پناه بود!
.......................................................
عبدی:
منظر می مانیم تا کاهش فاصله طبقاتی را در نسخه جدید ببینیم.یک قلمش قیمت مسکن بود که موجب تشدید شکاف شد.
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۸:۱۷ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
محمد حسین:
چرا سكوت؟(4)
"چگونه سكوت"
-------------------------------------
سكوت يك سلوك است و ادابي مي خواهد ! حركتي است كه بايد اغازي و فرجامي داشته باشد و موعد و موقفي ! و ميقات و مشعر و منائي و قرباني و رميي و تقصيري!
عارفان چهل روز چله مي نشينند "كه اي صوفي شراب انگه شود صاف/كه در كوزه برارد اربعيني"! موسي سي روز در طور سينا ماند و ده روز به ان اضافه شد!
گفته ايد شش ماه سكوت نمائيم ؛اما چگونه سكوتي؟ با كدام اهنگ و در كدام ميقات و در چه طواف و در سعي كدام مسيري ؟
يادمان نمي رود تحصن نمايندگان عزيزمان در مجلس ششم را كه صبح تا ظهر در صحن علني بودجهء سال بعد را بررسي مي كردند و بعد از ظهر هم دور هم مي نشستند و سخنراني هاي پرشور و غرائي در رثاي ازادي ايراد مي فرمودند و اسم انرا گذاشته بودند "تحصن"!
تحصني كه جز سخنراني درماني چيز ديگري نبود و به هرچيزي شبيه بود جز تحصن! و در بازي قدرت به شليكهاي مشقي مي مانست كه حتي كودكان را هم نمي ترسانيد ،چه برسد حريف را كه خود سالهاي سال دستي در تفنگ داشته و شروع انهم از قضا از جلوي همين پارلمان بوده است انگاه كه تپانچه را به سوي منصور نشانه گرفت و با شليكهاي پياپي او را نقش زمين ساخت تا نيمه شبي كه اعليحضرت با تلفن بيمارستان ساسان از خواب پريد و شنيد كه هويدا به انگليسي گفت : نخست وزيرت مرد!
به قصهء تحصن خودمان باز گرديم؛
عرض نموديم كه داستان تحصن نمايندگان عزيز و محترمي كه بيش از 24 ميليون راي را نمايندگي مي كردند به اينجا رسيد كه بيشتر از 80 نفر نماينده را درگير نساخت و انقدر مظلومانه برگزار شد كه دل شهروندان و راي دهندگاني مثل من را كباب مي كرد!
اين تحصن پر طمطراق نه در تهران رغبتي بر انگيخت و نه در استانهاي دور و نزديك انچنان كه كسي را حتي به اشتباه گذار از خانهء ملت نيفتاد تا از نمايندهء ميليونها راي بپرسد كه "حاجي اغر بخير" !
اخر چگونه تحصني بود كه با انهمه اهن و تلپش نتوانست غباري بر چهرهء نظم حاكم بر مملكت بنشاند و حتي به اندازهء اعتصاب كاميون داران كشور المان هم براي مملكتش خيري و اثري در پي داشته باشد و اي بسا كه افاتش براي اصلاحات كم نبودچه اينكه مشت اصلاحات را در برابر حريف باز كرد و او فهميد كه رقيبش از اعتماد به نفس كافي و شجاعت در مديريت چالش و بحران برخوردار نيست و از ان پس سراشيبي پشت سراشيبي بود كه بهمن وار بر جامعهء لاغر و نحيف مدني اوار گشت؛ انتخابات مجلس هفتم با وجود خط و نشان كشيدن اقاي خاتمي برگزار شد و هزاران نفر در كشور به روشني روز رد صلاحيت شدند و دوباره اسياب سياست شروع به چرخش وارونه كرد!و اصلاحات به عقبتر از چهار سال پيش بازگشت.
يادم مي ايد كه يكي از ژنرالهاي اصلاحات در مجلس را كه (در هنگام خارج كردن قانون مطبوعات توسط اقاي كروبي از دستور مجلس به حكم حكومتي) وقتي اصلاح طلبان به ابستراكسيون دعوت شدند فرمود كه كار اخر را اول نبايد كرد.براي تحصن وقت هست! لابد گمان مي فرمائيد ان بزرگوار هنوز هم فهميده كه تحصن ديگر زمانش را از دست داه بود؟نه، هرگز! نشان به ان نشان كه در جمعي سخنراني ميكرد از او به صورت كتبي اين را پرسيدم چنان بر اشفت كه اسپند بر اتش ،نمي شود!
ما بايد چگونه سكوت كنيم كه هم كارمان مردانه باشد و هم سازنده و هم مفيد؟
من از زمرهء كساني نيستم كه بخواهم يا بتوانم جنبشي كلاسيك برپا كنم و يا جماعتي را به دنبال خود بكشانم و بر فراز پرترهء چهاررنگ تمثال مبارك حضرتم بنويسم "اندكي صبر سحر نزديك است" و وقتي از من بازپرسند كه پس ان سحر موعود چه شد؟ لبخندي به انها تحويل دهم به اين معنا كه: ما گفتيم تو چرا باور كردي؟
سياست براي من نام و نان نيست!فقط يك بازي است كه مي خواهم در ان درست بازي كنم و جدي، نه شوخي و نه هزل! سكوتي كه جناب عبدي مي فرمايد بايد برايم خالي از منطق مناسكي نباشد و نيز بايد با ان احساس رشد و بر امدن نمايم.من كفيل ملتم نيستم . مردمم به اندازهء كافي بالغ و رشيد هستند كه نيازمند قيمي چون اين حقير و هر منورالفكر ديگري نباشند پس بايد تكليف خود را بدانم و بدانم كه چرا بايد سكوت كنم و سكوتم چگونه سكوتي بايد باشد؟
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۸:۵۳ بֽظֽ | Reply
علی م. :
با سلام اقای عبدی عزیز:
چندین سال است از دوران انقلاب 57 میگذرد. نقش افرادی چون من و شما که فکر می کردیم با مبارزه با امریکا می توانیم دنیا را اصلاح کنیم - بعد از این همه سال - به انجا رسیده ایم که حاصل تلاشهای اجتماعی مان را در نظاره گری و فرو ریختن همه چیز در جامعه باشیم. با سکوت خود شاید بتوانیم نیروهایمان را باز یابیم و انها را متمرکز تر و خردمندانه تر از بهمن 57 در جهت اباد سازی این کهنه کویر جهان- که ویرانه ای بیش از ان به جای نمانده - به کار بندیم.
از خدا توفیق شما و همه کسانی که صادقانه به اینده ایران می اندیشند خواستارم.
ایران زمین فرزندان صادق و فداکار خود را برای
"دو باره ساختن وطن" نیازمند است.
اری دوباره می سازمت وطن ....
.....................................................
عبدی:
در شعار دوباره می سازمت وطن این مفهوم مستتر است که یک بار آن را ساخته ام و خراب شده حالا دوباره می خواهم آن را بسازم.آیا چنین گزاره ای درست است؟
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۱۰:۱۳ بֽظֽ | Reply
خر شیطان و سکوت؟ :
نمیدانم چطور میشود اینهمه دورویی و نفاق علنی و آشکار را دید و سکوت کرد؟
اگر سکوت کردیم و پر رو بازی کرده و گفتند سکوت علامت رضا ست , چی؟!!
حالا گوش کنید :
روزنامه کیهان که خودش و دوستانش سالهاست هر کس کوچکترین انتقادی را نسبت به آقایان داشته و مثلا گفته بالای چشم شما ابروست به حاشیه که چه عرض کنم , به قبرستان و زندان فرستاده اند , امروز در خبر ویژه ی خود نوشته بود:
انتقاد مي كني؟ پس حاشيه اي هستي ! (خبر ويژه)
و برای توضیح این به حاشیه راندن به دلیل انتقاد نوشته است:
«نوروز»، ارگان اينترنتي حزب مشاركت، مهدي كروبي دبيركل حزب اعتماد ملي را كه چندي قبل گفته بود «جبهه دوم خرداد جمع يك عده ورشكسته است» يك «چهره حاشيه اي» خواند. اين پايگاه اينترنتي در خبر خود كروبي را متهم ساخت كه با اظهارات خود خوراك تبليغاتي براي رسانه هاي رقيب فراهم ساخته است. نوروز از قول محمدرضا خاتمي نوشت: «نفي دوم خرداد و نفي اصلاح طلبي جبهه دوم خرداد به معناي نفي اصلاحات است، از اين رو اظهارات برخي مبني بر اينكه جبهه دوم خرداد وجود ندارد، قابل توجيه نيست.»
آقا عبدی کار از دیگ به دیگ میگه روت سیاه گذشته , کار از اینور بوم سرما و آنور بوم گرما گذشته !! کار از تذبذب و دورویی و ریا گذشته ,.... فکر میکنید با اینهمه رو و اینهمه ثروت در دست , سکوت به تنهایی بتواند آقایان را از خر شیطان پیاده کند؟
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۱۰:۲۵ بֽظֽ | Reply
:
ای داد و بیداد!
از اینهمه دوگانگی!
عبدالفتاح سلطانی، وکیل خانم اسفندیاری در مصاحبه با بخش فارسی بی بی سی، ضمن تایید خروج موکل خود از ایران ، برخورد مقامات جمهوری اسلامی با موکلش را با شیوه برخورد آنها با سایر متهمین متفاوت دانست !!!
این چه عدالتی است که آقایان اینقدر بر بوق و کرنا میکنند؟ که برخورد با یک متهم ساده ی بدون پشت و مشت با چنان شدت و حدتی صورت میگیرد ولی با متهمی که هزاران نفر را به جرم طرفداری از مبتکر آن ( انقلاب مخملی) دستگیر و مجازات میکنند , اینگونه؟
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۱۰:۳۸ بֽظֽ | Reply
پریش پاهکین :
مردم ایران درداخل سه دسته شده اند: آنهایی که این وضع را نمی بینند،آنها که می بینند و بی تفاوتند و آنها که می بینند و عذاب می کشند.در این سه دسته جایی برای "حرکت" وجود ندارد .عملا هم افراد این سه دسته هیچ فرقی با هم ندارند زیرا نتیجه هر سه حالت یک چیز است :ادامه وضع موجود.دوره یکه تازی روشنفکران اما برخلاف زمانی که می توانستند منشا اثر باشند گویی به سر آمده است.در شرایط حاضر هر کس فقط توانسته است دریک مقطع کوتاه حرکتهای ضعیفی ایجاد کند.واقعیت این است که راه روشنفکران امروز از مردم جدا شده است .آنچه را که می گویند تنها خود می فهمند نشانه هایی هم وجود ندارد یا مشاهده نمی شود که بیانگر تلاش آنها برای رفع این شکاف باشد.تازه اگر هم تلاشی صورت بگیرد و این شکاف پرشود هیچ حرف تازه ای نیست که گوش مردم بدهکار ان باشد.مردم در سکوتی مسخ تنها به راه خود می روند راهی که معلوم نیست پایانش کجاست؟
اینها تمام نشانه های یک جامعه بیمار رو به مرگ نیست ؟ آیا بی توجه به نشانه ها و علایمی که روز به روز وخیم تر می شود به راحتی دست از درمان کشیدن و انتظار مرگ کشیدن شرط عقل است؟آیا تمام درمانها را سنجیده اید تا به ناکارآمدی همه انها پی برده باشید؟ کجای جهان دیده اید که چنین بیمار محتضری را به حال خود رها کنند و در سکوت نظاره گر مرگ تدریجی اش باشند؟ خود اذعان دارید که مدتها تنها حرف زده اید مثل استادی که بر بالای بستر بیمار برای شاگردان تدریس می کند و با وجودی که درد طاقت سوز را می بیند و نشانه های مرگ را می شناسد اما ادامه تدریس را به دست به کار شدن و نجات بیمار ترجیح می دهد.از دو حال خارج نیست یا استاد نشانه ها را نمی شناسد و یا اینکه انگیزه درمان بیمار در او نیست.حالا پاسخ بدهید شما در کجا ایستاده اید؟آیا نشانه ها را دیده و از درمان دست شسته اید و یا اینکه از شناخت عاجل بودن وضع عاجزید؟و یا فارغ از این دو حالت علم شما دارای محدودیت اجرایی است ؟و یا اینکه آیا قانون بیمارستان به شما اجازه عمل نمی دهد؟ در اینصورت کدام یک برای شما مهمترو حیاتی تر است:نجات جان بیمار و یا رعایت موازین و قوانین و مقرارت بیمارستان؟؟لطفا صادق باشید!شرایط وخیم تر از ان است که زمان را هدر دهیم.
در جایی بالاخره سخن از عمل گفته اید .....ایا تا انتخاب عمل مناسب بیمار را با سکوت خویش فریب می دهید؟ آیا گمان نمی برید که بیمار از شما قطع امید خواهد کرد؟واقعیت تلخ است ولی باید پذیرفت . شما یعنی مجموعه اصلاح طلبان حکومتی تنها برای اینکه به قانون اساسی جمهوری اسلامی معتقد بمانید پشت به مردم کرده اید ،انان را از یاد برده اید.شما خود نیک می دانید که در ظرف چنین قانون اساسی نمی توان امید به بهبود بست اما همچنان مصرانه برآن پای می فشارید . چرا؟
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۱۱:۰۱ بֽظֽ | Reply
Mohammad :
فراخوان سکوت
جناب عبدی با سلام
در ادامه مطالب پیشنهادی فوق و اعلام استقبال از این حرکت اصیل، یک سوال:
چگونه می توان به این حرکت سازنده و مثبت، یک هویت فرهنگی - سیاسی خاص بخشید.
به کلام دیگر چگونه و تحت چه عنوانی می توان از آن به عنوان یک جریان فکری در این مقطع خاص زمانی یاد کرد؟
با امید موفقیت.
گرچه برای این نوع موضع گیری کاربرد موفقیت بی معناست. چرا که این یک رفتار منطقی و مورد انتظار از افراد، در مواجهه با موارد مشابه در مسیر کار و زندگی می تواند باشد. و خود نوعی روانشناسی تعریف شده شخصیتی در خصوص گروهی خاص از افراد است.
ما در جریان کار اداری نیز ( گرچه قابل مقایسه نیست ) از این نوع موضع گیریها در موارد مشابه داریم.
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۱۱:۰۷ بֽظֽ | Reply
Reza :
Jenaab e Abdi !
Shomaa saal haast ke sokoot kardeid ! Kasi baayad be in Doostaan begooyad ke in Neveshte haa ye shomaa " Sokhan Goftan " nist . Aahist ke gaahi az sineh biroon midavad . Kasi baayad begooyad ke in Sokoot e Emrooz e Shomaa " Faryaad " ast . Kaash Kasi aan raa beshnavad !
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۱۱:۱۵ بֽظֽ | Reply
irani nejad :
آقای عبدي سلام:
شايد بدوني كه من از تير و تبار منطقه سنكّلج هستم و اكّر ثبت اسنادي وجود نداشت حتماّ خودم را مالك باغ شهر مي دونستم . از تهرونيا ياد بكّير و بكّو بخيال, تازه ميشي عينهو ما.
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۱۱:۵۱ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
محمد حسین:
چرا سكوت؟(5)
"سكوت و انتخابات مجلس"
------------------------------------------
در شش ماه اينده رخداد مهم در سياست داخلي كشور انتخابات مجلس هشتم است!
اكنون كه شش ماه به برگزاري اين انتخابات باقي مانده است محافظه كاران به بركت اقدامات قاطع اقاي احمدي نژاد و انچه او بر سر اقتصاد مملكت اورده حسابي محبوبيت خود را از دست داده اند و در يك انتخابات ازاد بعيد است كه جز كرسي هائي انگشت شمار را از مجلس كسب نمايند!
اصلاح طلبان هم اين وضعيت را به خوبي درك كرده و براي دستيابي به قدرت سياسي در حال افتادن در ديگ از هول حليمند. گمان مي كنند انها كه با صد زور و عذاب حاكميت را يكدست كرده اند به اصلاح طلبان مي گويند بفرمائيد اينهم كليد سبز مجلس ايران تقديم به شما! در اين ميانه جريان اصلاح طلبان معتدل و افراطي بوجود امده است. طبعآ هيچكس نيست كه خود را افراطي بنامد پس رقابت بر سر اين خواهد بود كه عده اي خود را معتدلتر بنامند و در اين زمينه تائيداتي را هم از مراكزي دريافت نمايند! مسلم است كه براي احراز اين عنوان مهم بايد هزينه هائي هم بپردازند!
يك زمان كه ناصرالدين شاه قاجار پسوند سلطنه و دوله و مله و اين جور چيزها را اعطا مي كرد بايد طرف كلي پيشكش مي اورد و از امين حضور تا صدر اعظم سبيل همه را حسابي چرب مي كرد و براي شخص شاه هم ملك و ابادي در خور و شاهانه اي تقديم مي نمود.اما بعد از انقلاب اسلامي بحمدالله اين مناسبات بر افتاد انچنان كه مي دانيد و مي دانيم!
بگذريم
نمي دانم با پديدهء "سالن هاي خالي" مواجه شده ايد؟ وقتي شما در تئاتر يا موسيقي يا ورزش در يك سالن پر جمعيت شروع به اجراي برنامه مي كنيد و تماشاگران كم كم و به هر دليلي سالن نمايش را ترك مي كنند اما چون شما در حس برنامهء خود هستيد و دچار انفكاك از جمعيت شده ايد و ضمنآ نور كم جايگاه تماشاچيان به شما امكان ارزيابي كافي را نمي دهد كما كان به كار خود ادامه مي دهيد بي توجه به انكه ديگر تماشاگري در سالن نيست و انقدر اين حس در شما عميق است كه حتي پس از روشن شدن چراغهاي سالن و ديدن سكوهاي خالي بازهم هيچ احساس ناخوشايندي در شما ايجاد نميكند و شما كماكان سرشار هستيد!
بديهي است كه سياست چون يك بازي تعاملي است(تعامل مردم و سياستمداران) اين قضيه يك فاجعه است و شكست در پروژه محسوب مي شود!
اينكه اصلاح طلبان بر تحريم كنندگان بر مي اشوبند به معناي ان است كه :چرا شما در اين بازي تعاملي وارد نمي شويد و سالن را پيش از پايان نمايش ترك مي كنيد؟انها به جاي انكه بدانند كه اين بازي انهاست كه چنگي به دل نمي زند و اصلآ تعاملي در درون ان نهفته نيست دنبال عنصر سوم شخص مي گردند تا ببينند كه اين چه كسي است كه رابطهء اول شخص و دوم شخص را بهم مي زند؟
سايت اينده يكي از اينهاست! اين سايت چرا تحليل مي دهد ؟چرا برخي مسائل را باز مي كند؟چرا از اقاي خاتمي عزيز در اين سايت انتقاد مي شود؟ اقاي خاتمي محور اصلاح طلبان است چرا ايشان را تضعيف مي كنيد؟بگذاريد بر محافظه كاران پيروز شويم ان وقت مي نشينيم و مشكلات في مابين را حل مي كنيم! بگذاريد از اين شرايط حساس امنيتي عبور كنيم بعد اين حرفها را بگوئيد؟ بگذاريد به ازادي بيان دست پيدا كنيم بعد انتقاد كنيد! بگذاريد كشور از كمند فروپاشي برهد بعد اجازهء ازادي انتقاد درون گروهي بدهيم!
و بعد كه در انتخابات شكست را نوش جان مي فرمايند ، مي گويند اگر سايت ايند در صفوف به هم فشردهء جامعهء مدني گسست ايجاد نمي كرد الان پيروز شده بوديم! اگر تقلب نمي شد الان پيروز شده بوديم ! اگر ان چند درصد اراي خاموش پاي صندوق راي امده بودند الان چه ها شده بود! اگر روزنامهء كذا را نبسته بودند الان مي دانستيم چكار كنيم ! اگر فلان نيروي نظامي در فلان سمت سياسي مهم قرار نگرفته بود اسمان را به زمين مي دوختيم! اگر ... و اگر....!
پس من هم اگر جاي اقاي عبدي بودم بخاطر اينجور جر زني ها كه كم هم نيست و اپيدمي شده بايد سايتم را تعطيل مي كردم(گرچه نمي دانم جناب عبدي اين دليل را هم براي سكوتش داشته يا نه؟)و سكوت مي كردم تا ابها از اسياب بيفتد!
كلآ مملكت خوشمزه اي داريم؛ مثلآ مقام بالاي اجرائي كشور به منتقدين مي گويد حرف نزنيد من دارم كار مي كنم! به عبارت ديگر اين حرف زدن شما حواس مرا پرت مي كند و مشابه ايشان سياستمداران حزبي مي گويند حرف نزنيد ما داريم برنامه مي ريزيم! اين تحليل هاي شما در برنامه ريزي ما خلل ايجاد مي كند و بهكذا در جاهاي ديگر.
پس چه خوب است كه سر بي درد را دستمال نبنديم و مثل انتخابات شوراها كه در اين سايت بحث پيش بيني و تحليل داغ داغ بود ، اقاي عبدي و دوستان از اين گمانه زني ها پرهيز كنند و از ارائهء تحليلهاي مايوس كننده خودداري ورزند چون عزيزان اصلاح طلب مشغول برنامه ريزي هستند !
اگر تا اينجا نظر مرا پذيرفته ايد لابد به اين منطق پنهان در عرايضم نيز توجه فرموده ايد كه كلآ و براي هميشه بايد درب اين سايت را تخته كرد چون ما در يك كشور جهان سومي و در حال توسعه هستيم و به اين زوديها به دموكراسي نخواهيم رسيد و كماكان در "برهه اي حساس" زندگي مي كنيم! و همواره " دست استكبار جهاني " ممكن است از استين كس ديگري درايد و به ما ضربه بزند! ما تا زماني كه بر قله هاي جهان، پرچم اسلام را به اهتزاز در اوريم بايد وحدت خود را حفظ كنيم! ما بايد همواره نشاط و اميد را به جامعه تزريق كنيم ما بايد... پس ملاحظه مي فرمائيد كه اين سايت بر اساس منطق فوق بايد حالا حالاها تعطيل باشد!اصلآ نابود گردد.
بنابراين؛
اگر مي پرسيد : چرا سكوت ؟ عرض مي نمايم: اقايان مشغول برنامه ريزي اند بايد مواظب بود حواسشان پرت نشود!
۱۲ شهریور ۱۳۸۶ ۱۱:۵۲ بֽظֽ | Reply
:
جزو پیش فرض های نوشتار ذکر کرده بودید: بيترديد اوضاع اجتماعي و سياسي كنوني كشور در وضعيت بحراني است و اگرچه ممكن است بدون بروز مشكل شديدي اين مرحله نيز پشت سر گذاشته شود، اما احتمال وجود خطر بزرگ، حتي اگر اندك باشد (كه متأسفانه اندك هم نيست) را بايد كاملاً جدي گرفت.
ولی در همین حال آقای احمدی نژاد طی اظهاراتی، خود را مهندسی نامیدند كه میتوانند از طریق ریاضی ثابت كنند كه رژیم مورد حمله نظامی قرار نخواهد گرفت. ایشان به نقل از روزنامه اعتماد در شماره امروز خود , روز گذشته, در دو جمع مختلف دانشگاهی حضور یافته و گفته اند: من در بعضی از جلسات به این دوستان میگفتم که من یک مهندسم و مسائل را تحلیل و استدلال میکنم، به آنها میگفتم که دشمنان جرات جنگ کردن با ما را ندارند. برخی حرف من را زیر سوال میبردند ولی من به آنها می گفتم من مهندسم، اهل حساب و کتاب هستم، جدول می کشم، ساعتها فرضها را می نویسم، رد می کنم، استدلال میکنم و با استدلال برنامهریزی می کنم و به پیش می روم، آنها قادر نیستند برای ایران مشکلی ایجاد کنند.
روزنامه اعتماد در این خصوص افزود این اظهارات در شرایطی بیان شد که محمد البرادعی رئیس آژانس بینالمللی انرژی اتمی از ایران خواسته فرصت اخیر آژانس را , برای حل مساله هستهیی , که ممکن است آخرین فرصت باشد، از دست ندهد.
خبرگزاری فرانسه نیز با عنوان ” احمدی نژاد ” دلیل اثباتی دارد كه آمریكا حمله نخواهد كرد , تأكید نمود: واشینگتن هرگز اقدام نظامی علیه رژیم ایران را منتفی ندانسته و لحن آمریكا در هفته گذشته تیزتر شده است.
نیكولا ساركوزی رئیس جمهور فرانسه نیز قبلا اخطار كرده بود كه ریسك این وجود دارد كه اگر بحران اتمی حل نشود، ایران بمباران گردد.
آقای مهندس عبدی ! شما هم مهندسید؟
بالاخره در این وسط تکلیف ما این وسط طیفی ها چیست؟ اگر حمله ای صورت گرفت و اوضاع کشور مثل عراق فعلی یا افعانستان حاضر شد و.... تو آن بلبشو کرزای یا مالکی نوع ایرانی آن آورده شد و بر سر کار گذاشته شد و آنها هم دو باره , با عنوان مبارزه با دشمن خارجی( راستی آقای عبدی شنیدید آقای کرزای به طالبان پیغام داده : آنها که با خارجیها ارتباطی ندارند بخشوده میشوند!! حالا خود آقای کرزای چی؟ من هم نمیدانم!) بله داشتم میگفتم آنها هم دوباره تعدادی را کشتند و بردند و سوختند و ..... ما چه خاکی جز خاک رس بر سر کنیم؟ و در آن وسط معرکه ! یقه ی چه کسی را برای جواب گیری بگیریم؟
...................................................
عبدی:
به عنوان مهندس باید از این گونه مهندسی ها تبری جست.
۱۳ شهریور ۱۳۸۶ ۰:۱۷ قֽظֽ | Reply
علی ل :
با سلام
این بخش از فرمایشات رئیس جمهور محترم تاثیر انتقادات بر دولت را به خوبی نشان می دهد:
" وي ضمن برشمردن دلائل خود درخصوص اينکه جنگي رخ نخواهد داد، گفت؛ من در بعضي از جلسات به اين دوستان مي گفتم که من يک مهندسم و مسائل را تحليل و استدلال مي کنم، به آنها مي گفتم که دشمنان جرات جنگ کردن با ما را ندارند. برخي حرف من را زير سوال مي بردند ولي من براي آنها دو دليل مي آوردم؛ اول اينکه به آنها مي گفتم من مهندسم، اهل حساب و کتاب هستم، جدول مي کشم، ساعت ها فرض ها را مي نويسم، رد مي کنم، استدلال مي کنم و با استدلال برنامه ريزي مي کنم و به پيش مي روم، آنها قادر نيستند براي ايران مشکلي ايجاد کنند. آنها اکنون در افغانستان و عراق مانده اند و آنجا مشکل دارند و ناتوان شده اند. دومين دليلي که من براي آنها مي آوردم اين بود که من حرف هاي خداوند را باور کرده ام. خداوند گفته است کساني که در راه درست حرکت مي کنند پيروز مي شوند."
۱۳ شهریور ۱۳۸۶ ۰:۴۲ قֽظֽ | Reply
مسعود محمدي :
با عرض سلام
1. پژوهش مورد اشاره در متن كه محبوبيت دولت را رو به كاهش نشان داده است كجا ميتوان يافت؟
2. به نظرم اگر به مباني فكري يا عملي براي سياستها بپردازيد جالبتر است مثلا مواردي مانند مسئله نفت بسيار برايم جالب بود اين گونه مطالب براي ورزش فكري ما بسيار جالب و در عين حال از ضررهاي مورد اشاره در متن مبري است.
اميدوارم اگر در جهت سكوت عمل ميكنيد سكوت از اينگونه موضوعات نباشد.
.................................................
عبدی:
مورد اول بدون توضیح بیشتر را از من بپذیرید(البته نپذیرید هم حق دارید ولی من توضیح بیشتری نمی دهم) گرچه خیلی هم نیاز به بحث نیست هر کس در جامعه اندکی برخورد دارد متوجه می شود.
۱۳ شهریور ۱۳۸۶ ۲:۳۸ قֽظֽ | Reply
كورش :
با درود
زمان بسياري از مسايل را حل ميكند به طوري كه اصلا باور پذير نيست.
چند وقت قبل يادداشتي در خصوص يكي از مباحث مطرح در اين سايت گذاشتم و عنوان كردم وقتي نخبگان سياسي كشور فقط كارشان اين شده كه نتايج منفي كارهاي انجام شده در اين دولت را تحليل ميكنند و البته هيچ راهكار يا حتي پيشبيني ارايه نميكنند پس نميتوان شاهد اثر مثبتي هم در جامعه بود.
يار خود ميخواهد اين آشفتگي كوشش بيهوده به از خفتگي (؟!)
مهمترين فايده سكوت در اين است كه يك فرصت آزاد ايجاد ميكند.
وقتي محصول بيكيفيت باشد و يا حتي كيفيت داشته باشد ولي هزينههاي زيادي را تحميل كند فقط باعث از دست رفتن سرمايه و همچنين مشتري خواهد شد. در اين شرايط تعطيل كردن خط توليد و فعال كردن گروههاي تحقيقاتي و بازاريابي كارخانه بسيار مفيدتر خواهد بود. بنابراين اگر در حال حاضر كه محصول با هزينهي گزافي توليد ميشود و آنچه كه توليد هم ميشود به دليل سانسور شديد بدون كيفيت است بهتر است بيشتر از اين سرمايه و اعتبار از دست نداد. در اين فرصت ميتوان سرمايه را صرف مطالعه، تحقيق و بررسي راههاي برون رفت از اين وضعيت كرد.
در هر عملي هميشه نتيجه عمل مهم است. متاسفانه در جامعه ما چيزي كه از يك عمل انتظار ميرود كمتر حصول به نتيجه است. توجيه شكستها معمولا عمل به وظيفه يا نيت خير است كه هيچ كدام در نتيجه تاثيري ندارد. اگر در عمل سياسي نيز اين اصل را در نظر بگيريم كه منظور از هر عملي حصول يك نتيجه معين است، ميتوان سنجشي براي اعمال درست پيدا كرد. بنابراين قبل از نوشتن و بيانيه صادر كردن بايد حداقل به اين پرسشها پاسخ داد: 1- هدف از انجام اين عمل چيست؟ 2- آيا اين عمل به نتيجه مورد نظر ميرسد؟ 3- هزينههاي اين عمل چيست؟ 4- آيا نتايج هزينهها را پوشش ميدهد؟
و در نهايت اينكه اگر كسي قصد كاري را دارد بايد براي آن برنامه داشته باشد. بايد براي هركدام از مراحل كار يك تاريخ نهايي داشته باشد و البته يك مسول كنترل پروژه كه در هر مرحله پيشرفت كار را اندازه بگيرد. متاسفانه تا آنجايي كه من از عمل سياسي حزبهاي بزرگ كشور ميبينم، اين است كه هيچ برنامهاي براي آينده ندارند. تمام هم و غم احزاب اين است كه رقيب كرم كرده و ايشان را تاييد صلاحيت كند. و البته هميشه هم با يك حكم حكومتي يا تاييد صلاحيت 4-5 نفر اصلي حاضر به شركت در انتخابات ميشوند.
گاندي در شبه قاره هند، با دست خالي بزرگترين قدرت زمان خود را با عمل سياسي هوشمندانه وادار به پذيرفتن استقلال نگين امپراتوري كرد. در حالي كه در كشور كوچك ما يك حزب بزرگ با پشتوانه 20 ميليون راي (بيش از 70 درصد آرا و نزديك به يك سوم جمعيت كل كشور) حتي نتوانست يك انتخابات آزاد را به يك حكومت نه چندان قوي تحميل كند.
به نظر من 6 ماه كه خيلي كمه، كاش نخبگان كشور ما 2 سال به جاي بيانيه دادن براي ثبت در تاريخ سكوت ميكردند و وقت آزادي كه از اين راه به دست ميآوردند را صرف مطالعه و تحقيق ميكردند تا حداقل اگر 2 سال بعد دوباره در انتخابات رياست جمهوري برنده ميشدند به همين راحتي با نداشتن برنامه و استراتژي اينچنين شكست نميخوردند و ملت نااميد را بيش از اين نااميد نميكردند.
پس از تحرير:
اين يادداشت رو در همان روز انتشار "چرا سكوت؟" نوشتم ولي نتوانستم پستش كنم.تا امروز كه كامنت سوم آقاي محمدحسين را خواندم، من هم با نظر ايشان موافق هستم. اين يك تعارف نيست ولي آقاي عبدي در بيشتر مواقع تحليلي ارايه كردهاند كه گذشت زمان درستي آنرا نشان داده است. در تمام استدلالها در رد يا قبول سكوت سهم تجربه آقاي عبدي را هم بايد در نظر گرفت.
۱۳ شهریور ۱۳۸۶ ۱۱:۳۳ قֽظֽ | Reply
پ - ص :
کامنت 2
سکوت واکنشی است مانند گفتن نمی توان سکوت را در همه موارد با انفعال وگوشه نشینی و انزوا یکی دانست اثر سکوت میتواند در مواردی موثر تر از واکنشهای دیگر باشد انتخاب واکنشها بر اساس شرایط و در زمان درست کارایی لازم را دارد پیشنهاد سکوت در این شرایط وبمدت معین انتخاب واکنشی صحیح است زیرا همانطور که اقای عبدی در نوشته شان روشن کرده اند در شق تاثیر برخود و دولت فرقی نخواهد کرد همه در این مدت میتوانند به کارخود ادامه دهند تنها انرا ابراز نکنند هرچند که ابزار ابراز هم بطور مناسب ومطلوب در اختیار نیست اما در این سکوت خیری هست که بعدا بیشتر مشخص میشود اما من نگران انم که فعالیت سایت نیمه تعطیل شود از این رو پیشنهاد میکنم مطالب علمی جامعه شناسی روی سایت قرار گیرد تا بقول اقای عبدی تمرین وممارست در تقویت و تنویر افکار در شناخت وتحلیل مسایل ادامه یابد
۱۳ شهریور ۱۳۸۶ ۰:۵۸ بֽظֽ | Reply
پریش پاهکین :
سکوت جایز نیست باید اصلاح ناپذیری قانون اساسی جمهوری اسلامی را فریاد زد........
۱۳ شهریور ۱۳۸۶ ۱:۱۵ بֽظֽ | Reply
حسن رضایی :
تاکتیک سکوت می تواند بسیار پرهزینه تر از وضعیتی باشد که شما ترسیم می کنید. سکوت هدف نیست بلکه یک روش است و چون بر خلاف روش عمومی است که سخن گفتن است بنابراین تا زمانی که محاسبه دقیق و روشنی از سود و زیان آن ارائه نشده است درست نیست به عنوان یک استراتژی انتخاب شود.
بعد آن که به لحاظ تاریخی اگر مساله را ببینیم بیشتر رنج های بشری در نتیجه سکوت در برابر ظالمان بوده است. به همین دلیل گفتن سخن حق در برابر ظالم یک فضیلت اخلاقی است.
باز اضافه باید کرد که سکوت مثل یک متن text است که مانند هر متن دیگری احتمال سوبرداشت از آن و ایجاد سو تفاهم را نباید دست کم گرفت. به بیان دیگر، به لحاظ امکان نقد و اثبات و ابطال که از ویژگی های هر نظریه علمی است باید گفت نظریه سکوت دشوارترین نظریه است زیرا به راحتی استدلال پرور نیست.
نکته دیگر آن که آدم هیچگاه نمی تواند سکوت کامل را اجر کند بلکه به ناچار حرفش را با روش های بیانی دیگری دیگری می زند؛ با موسیقی، با شعر با ...
در پایان هم جمله ای از مارتین لوترکینگ رهبر جنبش مدنی سیاهپوستان بیاورم که می گوید:
In the end, we will remember not the words of our enemies, but the silence of our friends.
۱۳ شهریور ۱۳۸۶ ۳:۴۵ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
محمد حسين:
چرا سكوت؟(6)
"سكوت مجازي"
-----------------------------------------------
سايت اينده يك فضاي مجازي است! در اين فضا همهء ما پشت صورتكي از يك نام پنهان شده ايم اما مي توانيم با هم و بدون محدوديت، سخن بگوئيم! مثل بالماسكه هيچكس ديگري را نمي شناسد و هركس با كلام ديگري سخن مي گويد! به عبارت دقيقتر در اين سايت كلام با كلام سخن مي گويد و نه فرد با فرد! چه اينكه ممكن است دو كلام متناقض را يك نفر ارائه دهد و از اين كار البته قصد مفيد يا غرض ديگري داشته باشد!
در اين سايت فقط يك نفر در چهرهء خود سخن مي گويد و همه او را مي شناسند و انهم جناب عبدي است كه زندگي نامه اش را در سايت اورده و مكتوباتش مشخص است و حتي تصويرش در صفحهء اول گنجانده شده است.او در اصل محل اتصال اين فضاي مجازي با فضاي حقيقي سياست است، پس اگر سخن از سكوت زده مي شود اين صاحبخانه است كه چنين چيزي را بيان فرموده و ما ميهمانان اين سايت هستيم و ميهمان بايد محاذير و مسئوليتها و تحليل صاحب خانه را بسيار محترم بشمارد!
سايت اينده يك سايت تحليلي است .تفاوت نوشتن در اين سايت به نقادي مستقيمي است كه پس از انتشار هر مطلب دستگير نويسنده مي شود بر خلاف روزنامه كه رسانه اي يك طرفه است اين سايت نوشته هاي دوسويه توليد مي كند و اين فرصت را مجددآ به نويسنده مي دهد تا تكمله اي بر نوشتهء خود بيفزايد و احيانآ نواقصش را بر طرف سازد و همهء اين فرايند ثبت مي شود تا نوشته اي كامل از كار در ايد و تكليف رد و قبول ان در زماني كوتاه مشخص شود و انگهي كه در اين سايت و كلآ در فضاي مجازي تحت وب فاصلهء زمان و مكان حل شده است و محدوديتهاي روانشناختي و شخصيتي و نيز اجتماعي تا حد زيادي كاسته شده چه اينكه يك نويسنده ، مي تواند زمان مناسب را براي نقادي انتخاب كند و بهكذا بي محدوديتي از جهت شناسائي شدن! به عبارت ديگر به همان اندازه كه اين فضا مجازي است، حقيقي هم هست چراكه وقتي ماسك بر چهره گذارده مي شود ، نويسنده بي دغدغه مي نويسد و حرف دلش را مي گويد و اين سيكلي است كه در هر مقاله اي تكرار مي شود.
حسن اين سايت بيش از همه محصول مديريت و مداراي جناب عبدي است و نيز تسلط ايشان بر حوزهء رئال پالتيك! و از كامنتها و برخي قرائن و شواهد به نظر مي رسد كه كامنت گذاران اين سايت از بهرهء هوشي بالائي برخوردارند. جواناني كه با اين سايت همكاري مي كنند از استعداد سياسي خوبي برخوردار مي باشند و گروهي از نخبگان كه از اقصي نقاط جهان در اين سايت كامنت مي گذارند هم هر كدام در حرفه و رشته و فعاليت خود افراد موفق و بعضآ شناخته شده اي به نظر مي رسند لذا در مجموع به لطف صاحبخانهء خوب، ميهمانان گرانقدري در اين سايت گرد هم امده اند و اساس مشكل هم همين است!
چه اينكه اين سايت تبديل به يك ثقل هوش سياسي شده است. چيزي كه در جهان سوم و كشورهاي در حال توسعه تحمل ان براي قدرت حاكم چندان اسان نيست.اما چون اين سايت به دليل همان مجاز بودن نمي تواند يك جنبش كلاسيك را راهبري كند حكومت از ان ترس چنداني ندارد و بي ابروئي فيلترينگ ان را به جان نمي خرد بر خلاف سايتهائي كه اهداف ديگري پشت سر انهاست كه مجال خود را مي طلبد!
اما بدبختانه به همان دليل كه قدرت حاكم با ترشروئي به چنين سايتهائي نگاه مي كند گروهي از اصلاح طلبان هم علي القاعده بايد دل خوني از اين سايت داشته باشند چرا كه انها هم يك سيستم جهان سومي هستند و اساسآ سيستمها با اين گونه ثقل ها دچار تعارض مي شوند؛ مضافآ انكه اين سايت يك نهاد مدرن روشنفكري محسوب مي شود و در كلاس خود و در اين زمينه در مملكت پيشتاز هم محسوب مي شود، لذا مثل هر پيشگام ديگري با "منطق ماشين دودي" مواجه مي شود. اين منطق را مرحوم مطهري در يكي از نوشته هايش توضيح مي دهد : اولين قطاري كه در مسير تهران تا شاه عبدالعظيم قرار داده شد به محض حركت با پرتاب سنگ از سوي بچه ها مواجه مي شد و هنگامي كه مي ايستاد كسي به ان سنگ نمي زد! اين سايت و اقاي عبدي هم همانگونه با ان سنگها مواجهند ؛
اگر اقاي عبدي در خانه بنشيند و به كار كسي كار نداشته باشد طبعآ دوست خوبي براي اصلاحات و شهروند بسيار خوبتري براي حكومت است اما همينكه در اين فضاي مدرن ماشين را روشن مي كند و روي ريل مي افتد سنگ است كه به طرفش پرت مي شود!
ملاحظه مي فرمائيد كه وقتي ما جهان سومي هستيم يعني چه؟ لذا دوستاني كه در ينگه دنيا با اين سايت همكاري مي كنند كمي هم سوار ان قطار تهران-شاعبدالعظيم بشوند تا ببينند ما در اينجا چه مي كشيم.
ناپلئون بنابارت مي گويد:"فيلسوفها ،همشهري هاي خوبي هستند اما شهروندان بدي را تربيت مي كنند"
اگر مي پرسيد كه چرا بايد سايت اينده سكوت كند ؟عرض مي كنم ؛ چون اقايان دارند شهروندهاي خوبي را تربيت مي كنند!
۱۳ شهریور ۱۳۸۶ ۴:۰۳ بֽظֽ | Reply
ماد :
1. در مورد آمار کاهش محبوبیت دولت آن هم به میزان آماری 15 برابر باید گفت که این گونه آمار دادن آنهم بدون سند و مدرک ، فارغ از اینکه نشان از شدت ژورنالیزم حاکم بر مطلب دارد بل مهمتر اینکه نشانگر تداوم استغفال اصلاح طلبان است.
استقراء نسبی و اجتماعی غیر رسمی در چند شهر بزرگ اگرچه حاکی از نارضایتی عمومی است اما اولا این سطح از نارضایتی در شهرهای کوچک و روستاها وجود ندارد و ثانیا بسیاری از ناراضیان مستقیما دولت را مقصر نمی دانند و ثالثا هیچ تضمینی درخصوص الگوی رای ریزی ناراضیان از دولت در ایران وجود ندارد چرا که اساسا ساختاری برای حفظ و شکل دهی نارضایتی و تبدیل آن به یک الگوی رای وجود ندارد و این امر سیال بودن آنرا در پی خواهد داشت.
2. این دعوت به سکوت و انفعال حاکی از نگرانی قابل درک از اروجعلی ها و غضنفرهای متعدد در صف مخالفان دولت است که شاید می توانست با دعوت به هل دادن دونده ای در سرازیری که بمعنای تبیین پرتفصیل وعده های دولت است جایگزین شود.
3.اصلاح طلبان علیرغم ادعاهای عنیف دارای ساختاری ضعیف در میان شهرستانی ها و توده های طبقه زیر متوسط اند و نگاهشان نیز باید ضمن پرداختن به انتخابات نزدیک ، متمرکز و دوخته بر انتخابات دور دوم ریاست جمهوری باشدو در این حین ضمن کادر سازی در طبقات مختلف اجتماعی به امر خطیر ایجاد ساختار اطلاع رسانی و برقراری ارتباط کلامی و مفاهمه با طبقات زیر متوسط اجتماعی باشد که امر ی بس صعب و دشوار برای این طیف سیاسی است.
..................................................
عبدي:
اگر مشكلي نبود منبع آن را هم مي گفتم.اما اين كه از اين آمار نتائج مشخصي نمي توان گرفت با آن موافقم و چنين نتائج مذكور از طرف شما هم در متن گرفته نشده است.
۱۳ شهریور ۱۳۸۶ ۴:۰۷ بֽظֽ | Reply
:
آقاي عبدي بنظرم سكوت مورد نظر شما مشمول گفتاري است كه مخاطب آن حاكميت است وگرنه قانع كننده نيست كه در مورد باور ها و رفتار خودمان سكوت كنيم چرا بايد در مورد اوهام و خرافاتي كه سالها بدان مشغول بوديم سكوت كنيم ؟ چرا در مورد اسطوره ها و قهرمانهاي كاغذي كه سالها ذهنمان را اشغال كرده بودند گفتگو نكنيم ؟ تمدن چند هزار ساله و كورش كبير !! صفويه و انقلاب مشروطيت !! آل احمد و شريعتي !! اينكه انقلاب را پايان ماجراي استبداد و وابستگي مي پنداشتيم و بازگشت به خويشتن و سنتها و دين را كليد معماهاي بشر اينكه اگر خاتمي بيايد و اصلاح طلبان چنين و چنان مي شود نه !! گفتگو ادامه دارد چاره اي نيست مجبور به گفتگو هستيم اگر در اين موارد و مشابه آن سكوت كنيم سكته كرده ايم نه سكوت .
۱۳ شهریور ۱۳۸۶ ۷:۲۰ بֽظֽ | Reply
Reza :
Dear Mohammad hossein
I enjoyed your comments very much
Dear firends, please read all 6 comments written by Mohammad Hossein.
Thanks
۱۳ شهریور ۱۳۸۶ ۹:۳۹ بֽظֽ | Reply
علی م. :
در مورد نکته ای که دیروز در سایت شما گذاشتم سوالی مطرح کردید که ایا واقعا در ایران ساختنی بوده است که حال فرو ریخته شود و نیاز باشد تا ما دوباره نیاز داشته باشیم تا ایران را دوباره بسازیم؟
البته اشاره ام به حرکت های صادقانه تک تک ایرانیانی است که در طول قرنها در این مرز و بوم در تلاش برای ساختن ایران در سطح هر چند محدود بوده و هستند تا جامعه خود را به جلو برند. اما نسل بعد از نسل از همین ایرانیان در کمک به فرو ریختن جامعه از هم سبقت گرفته گویی به جایی دیگر تعلق خاطر دارند و یا سرزمین ایران به انها تعلق ندارد و خود را وابسته به خارج از این سرزمین میدانند.
اری جمله زیبای "دو باره می سازمت وطن" را که در شعر زیبای سیمین بهبهانی امده اشاره به همین موضوع دارد که کار ساختن ایران به هر شکل- حتی بسیار محدود - باید در بین ایرانیان تقویت شود تا روزی به انجام کامل برسد.
آری در این کهنه کویر جهان- در همه زمانها همیشه دستانی در حال ساختن بوده و هستند. اما تعداد این ایرانیان کم است و هر چه می سازند توسط گروهی و دسته ای در هر نسل از بین میرود و متلاشی می شود . و این جمله دو باره می سازمت وطن اشاره به این دارد که از ساختن دو باره ایران در هر سطحی نباید خسته شد چون راهی جز این برای یک ایرانی وجود ندارد. تا ایرانی هست باید به ساختن در هر زمینه ای در اجتماع انجام گیرد و شعله های امید بر افراشته نگاه داشته شوند تا ان روز که دیگر ایران پر شود از نیروهای خردمند و اگاه و مسو لیت پذیر. به امید ان روز.
اری "دو باره می سازمت وطن"
تا روزی که کویرت اباد
شهرهایت زنده
مردمانت شاد
و دلت پر از زندگی و امید شود.
۱۳ شهریور ۱۳۸۶ ۱۰:۳۵ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
محمد حسین:
چرا سكوت؟(7)
پايان
------------------------------
مي خواستم اين كامنتها را ادامه دهم اما به اين نتيجه رسيدم كه در پيشواز سكوت جناب اقاي عبدي از اطالهء كلام خودداري نموده و بيش از اين تصديع ننمايم!
در بارهء انچه در اين 9 ماه در اين سايت يادداشت يا كامنت نوشتم اگر دوستان و عزيزان نكته اي را به نظرشان مي رسد كه به اينجانب تذكر فرمايند و يا هر مطلب خاص ديگر ، به اين اي- ميل مطلبشان را پست فرمايند،سپاسگزار خواهم شد.
mohammadhossein.ghiasi@gmail.com
۱۳ شهریور ۱۳۸۶ ۱۱:۴۵ بֽظֽ | Reply
arash :
این موضوع را من یک سال بیش
در وبلاگم با عنوان " سکوت نعره میزند"
به شکل دیگری عنوان کردم
گاهی وقتا سکوت از هر فریادی بلند تر است
۱۴ شهریور ۱۳۸۶ ۰:۲۸ قֽظֽ | Reply
سعید :
بر همان پاشنه این درب قدیمی چرخید
و به این خانه ی ویرانه نسیمی نوزید...
و "سکوت" است و "سکوت" است و "سکوت" است و "سکوت"
.............................
مار در مار شده پا به سر این ضحاک
کاوه ای کو و درفشی که بر آن می شورید؟
کودکی خنده زنان گفت که "سلطان لخت است"
نیست معلوم، به ما یا که به سلطان خندید!
آری "از ماست که بر ماست" از این دست که هست...
بت شکستیم و مترسک سر جایش روئید
باد ما را نبرد، بید نباید بودن
و بدانیم به هر ساز نشاید رقصید
راه دشوار و درازی ست به تو : آزادی
توشه بردار مسافر همه از عشق و امید...
۱۴ شهریور ۱۳۸۶ ۷:۱۱ قֽظֽ | Reply
حرف حساب :
سلام. جناب عبدی چگونه است که شما اغلب از همراهی نکردن اصلاح طلبان با عقایدتان شاکی هستید؟ مشکل علاقمندی جمعی آنان به قدرت است؟ مشکل توقع زود بازده ی آنان است؟ مشکل روابط و پیچیده گی های شخصی است؟ اگر حرف های شما اینقدر مورد قبول هست ( که هست) چرا آنان از شما به گرمی استقبال نمی کنند؟ آیا ایرادی در منطق بحث های شما هست؟ این را برای این می گویم که لحن همیشگی نوشته های شما بوی تنهایی می دهد. گرچه دلسوزی و ژرفای نگاهتان و احساس همراهی خوانندگانتان و سئوال و جواب هایشان کمی این احساس را پنهان می کن. البته شاید بخواهید در یک مقاله به این مطلب بپردازید. من برایتان احترام فراوانی قایلم و دلسوزی و تلاش هایتان به عنوان یک هموطن می ستایم و تقدیر می کنم.
........................................................
عبدی:
دلیل این حسی که می فرمائید جایگاهی است که در نوشته تعریف شده است.دوستان هم حتما دلائلی برای خود دارند که مطابق تفکراتشان عمل می کنند.
۱۴ شهریور ۱۳۸۶ ۱۱:۲۴ بֽظֽ | Reply
ستاریان :
سلام
گرچه من هم به بی نتیجه بودن انتقاداز کسانی که خود را حق مطلق می دانند معتقدم اما این سئوال برایم طرح است که ریزش آرای احمدی نژاد بر فرض صحت آن به نفع چه کسی صورت گرفته اگر به نفع عناصر داخل نظام بوده که جای نگرانی نیست اما اگر موجبات تقویت جبهه دلسرد شدگان از بهبود روند اوضاع یا حتی باعث کمک به دشمنان مترصد فرصت از یاس مردم شده باشد سکوت چه کمکی خواهد کرد من شک دارم که کسی مثل عباس عبدی به این شق مسئله فکری نکرده باشد . شما این ریزش را به سود جبهه اصلاحات فرض کرده وبه همین خاطر به سکوت مجوز داده تا به دور از التهابات ممکن که در مقاله اشاره کرده ایدبه نتیجه مورد علاقه خود برسید بعید است با شناختی که من از شما دارم سقوط دولت را به هر بهایی به انتظار نشسته باشید اما از نوشته شما چنین منظوری برداشت نمی شود گرجه نوشته اید آرزوی جلب موافقت وتوافق نسبی نخبگان را دارید که رسیدن به آن را به زمان و فرصت احاله کرده اید كه به موجب ان نخبگان فكري و سياسي تا حدي تنشهاي ناشي از شكست اصلاحات را از خود دور كرده و خود را بازيابند و طی فرایند حاصل از وحدت اصلاح طلبان جبهه متشکل و منسجمی برای به قدرت رسیدن مجدد ایجاد کنندو بدینوسیله با اقبال مجدد مردم به رای آوری دوباره برسند وبه این وسیله سعی در واضح کردن نظر خود داشته ایداما به نظرم نگرانی بدتر شدن اوضاع در صورت خالی کردن میدان از سوی منتقدین معتقد به چارچوب قانون جدی است زیرا ممکن است به تقویت جبهه معاندان قانون گریز منجر شود با این سخن که معتقدان به اصلاحات از اصلاح قطع امید کرده اند و این همان چیزی است که ما می گفتیم برخلاف آنچه شما با لطایف السخن سعی در اثبات آن دارید
۱۵ شهریور ۱۳۸۶ ۶:۵۰ قֽظֽ | Reply
:
جناب عبدی من نمی دانستم طرف صحبت شما فقط سیاست و سیاستمدارانند گمان می کنم متفکرین ما هم طرف صحبت شما هستند .
پیشنهاد من این است هدف این باشد که با ارایه نقد و تحلیل و ارایه اندیشه ها به آن ها که بلند تر صحبت می کنند تفکر ی عمیق تر را گوشزد کنید . توصیه من این است که دنبال مشتری زیاد برای حرف های خود نباشید آن ها که فکر می کنند را در نظر داشته باشید . کسی چه می داند شاید تصمیم شما هم بهمین معنی باشد . موفق باشید
۱۵ شهریور ۱۳۸۶ ۵:۵۹ بֽظֽ | Reply
مهيار :
با سلام
در رابطه با توضيح جناب آقاي عبدي براي كامنت آقاي محمد بايد بگويم :آينده هر كشوري از هر لحاظ (اقتصادي يه سياسي و...)بر اساس كاركردهاي دولت آن كشور در امور داخلي وخارجي ونيز روابط با ساير كشورها تعيين كننده است .حال با توجه به شروع مذاكره دولتمردان با آزانس وبازي خطرناكي كه شروع نموده اند وحداكثر پايان آن در آذر ماه است و با توجه به گفتگو ها آنهم بي نتيجه خواهد بود مگر اينكه تسليمي وعقب نشيني كاملي از سوي آقايان صورت پذيرد كه آنهم با توجه به شعارهاي گذشته اشان بعيد بنظر ميرسد(چرا كه باعث ريزش شديد هواداران خواهد داشت)وبا توجه به سياست آمريكا كه خواهان تعليق است آنهم تعليق كامل و هميشگي ؛ودر مورد داخلي هم مطمئن هستم كاملا در جريان هستيد:اوضاع را بر اين اساس چگونه تحليل مي فرمائيد؟آيا در نيمه 6 ماه آينده (حداكثر)اگر به قطعنامه سوم برسيم مي دانيد چه بر سر قشر ضعيف جامعه خواهد آمد ؟آيا بي تفاوت خواهند ماند؟آمريكا چطور؟به نظر من هم اوضاع وخيمي در انتظار مان است.اميدوارم البته به خير بگذرد.
در رابطه با سكوت هم در اين برهه زماني بنظرم ايده خوبي است .حداقل دولت مهرورزي علت مشكلاتي خود ساخته راديگر نمي تواند به منتقدان نسبت دهد.وبراي مردم سره از ناسره مشخص شود(البته براي اكثريت ملت مشخص است مي ماند هوادارن آقايان).ضمنا يك اثر مثبت دارد وآن اين است كه ممكن است دولتيان با توجه به نبودن منتقدين كمتر ندانم كاري كند.
۱۹ شهریور ۱۳۸۶ ۶:۴۹ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/664