آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۱۰ مهر ۱۳۸۶
مولفههاي قدرت
قدرت چيست و مولفههاي تشكيلدهنده آن كدام است؟ اگر تعریف «ماكس وبر» در مورد قدرت را بپذيريم كه آن را فرصتي در چارچوب رابطه اجتماعي ميداند كه به فرد امكان ميدهد كه ارادهاش را حتي عليرغم مقاومت ديگران بر آنها تحميل كند، در اين صورت ميتوان پرسيد كه مولفههاي اصلي و پايهاي قدرت كدام است تا افراد يا كشورها براي افزايش قدرت خود به اين مولفهها دست پيدا كنند؟ در آموزههاي قديمي بر عوامل عيني قدرت چون قدرت اقتصادي، نظامي و جمعيتي يا حتي سوقالجيشي تأكيد ميشد، به طوري كه برخي از آنان حتی سلطه يافتن بر منطقه خاصي را مترادف با قدرت اول در جهان بودن ميدانستند. يا دستيابي به سلاح معيني را به منزله داشتن چك تضميني در برابر مطامع ديگران نسبت به كشور خويش ميدانستند.
شايد اين ديدگاه در مقاطعي از تاريخ چندان هم بيراه نبوده، حتي اگر يكسويه و اغراقآميز تلقي شود، اما تحولات رخ داده در قرن نوزدهم و سپس بيستم در عرصه جهاني و نظام بينالملل، موجب شده كه آموزههاي سنتي كمكم به حاشيه روند و عوامل جديدي به عنوان مولفههاي قدرت مطرح شوند، اگرچه عوامل پيشين، كماكان در شكل دادن قدرت نقش دارند، اما برخي عوامل جديد نيز وارد معادله شكلدهي به قدرت شدهاند كه ديگر نميتوان آنها را ناديده گرفت و چه بسا فقدان اين عوامل جدید موجب تضعيف عوامل مادي مثل قدرت اقتصادی و قدرت نظامي هم بشود. از جمله این عوامل، داشتن نظامي مردمسالار و دموكراتيك است. دارا بودن نظامي دموكراتيك در جهان امروز فينفسه قدرت است و نمايندگان چنين نظامي را در معادلات قدرت براي به كرسي نشاندن نظرات كشور خود يا دفع و نفي تحميل نظرات ديگران عليه كشور خود در جايگاه ويژهاي قرار ميدهد. ضمن اينكه احساس قدرتمند بودن را نه تنها در نمايندگان حكومت، بلكه در يكايك اعضاي جامعه نيز تقويت ميكند و چنين احساسي منشا مهمي در رضايتخاطر از زندگي فردي و اجتماعي است.
منظور از دموكراسي چيست؟ انتخابات آزاد و رقابتي، وجود قوانيني كه حداقل لازم از حقوق افراد را تضمين كند، دادگستري و قاضي مستقل و بيطرف براي رسيدگي به دعاوي و اختلافات افراد. اين نوشته درصدد طرح موردي است كه مرتبط با فقدان دستگاه قضايي مستقل است. فقداني كه نهايتاً موجب احساس ضعف و بی قدرتی شديد و مفرط در جامعه موردنظر شد.
احتمالاً بسياري از خوانندگان در جريان پروندهاي كه عليه چند پرستار زن بلغاري و يك پزشک فلسطيني در ليبي تشكيل و رسيدگي شد هستند. آنها متهم به اقدام عليه امنيت ليبي و جنايت از طريق تزريق آگاهانه مواد آلوده به ويروس ايدز به صدها كودك ليبيايي شدند. [توجه كنيد بيش از 440 كودك در مقياس جمعيت ليبي يعني از هر ده هزار نفر مردم ليبي يك كودك به اين بيماري خطرناك مبتلا شده و اگر در مقياس ايران بگوييم يعني بيش از هفت هزار كودك را به اين بيماري مبتلا كردن!! و این تعداد فقط در شهر بنغازی با جمعیت پانصد هزار نفری رخ داده] كه تاكنون تعداد زيادي از آن كودكان از دست رفتهاند و خانواده باقيماندهها نيز زحمات و هزينههاي زيادي را براي درمان آنان متقبل ميشوند.
اگر اين رويداد در ابعاد حتي كوچكتري در يك كشور غربي مثلاً آمريكا رخ ميداد، چه نتايجي را در برداشت؟ از دو حال خارج نيست، يا عدهاي از روي عمد و آگاهي چنين كرده بودند كه در اين صورت فضاي رسانهاي ايالات متحده حتي براي سالها درگير اين رويداد ميشد. و اگر افراد دستاندركار اين جنايت بيگانه بودند، نه تنها آنها اعدام ميشدند بلكه چنان فضايي درست ميشد كه احتمالاً به اخراج هزاران نفر مهاجر و تغيير قوانين مهاجرتي و كار و... منجر ميگرديد و كشور بيگانه هم بايد بارها و بارها عذر تقصير به پيشگاه مردم آمريكا ميبردند (مثل قضيه اخير دانشجوي كرهاي كه تعدادي دانشجو را در دانشگاه آمريكايي كشت). حالت ديگر هم اين است كه اين كار ناشي از سهلانگاري رخ ميداد كه در اين صورت اگر دولت ساقط نميشد، حداقل تعداد زيادي از مقامات عزل و دادگاهي ميشدند. و حكم و قضاوت نهايي دادگاه هم فصلالخطاب اين ضايعه انساني و اجتماعي بود.
اما كاري كه در ليبي اتفاق افتاد. 8 سال پيگيري ظاهراً قضايي و صدور حكم اعدام براي پنج پرستار بلغاري و يك پزشك فلسطيني به اتهام مشاركت در توطئه كشورهاي غربي برای بيثبات كردن كشور ليبي از طريق آلوده كردن كودكان ليبيايي به ايدز! و نيز اضافه شدن اتهامات نوشيدن مشروب الکلی و روابط نامشروع و زنا براي متهمان. حكم اعدام در دادگاه عالي ليبي هم تأييد شد، اما با ادعاي شكنجه عليه متهمان كل احكام زير سوال رفت، و در نتيجه دولت ليبي قادر به اجراي حكم نشد، و ديوان عالي اين كشور حكم را به حبس ابد تقليل داد، و از تمامي خانوادههاي كودكان رضايت گرفتند، و سپس متهمان براي گذراندن دوره محكوميت خود با هواپيماي خانم ساركوزي عازم بلغارستان شدند و براي مدتي آقاي معمر قذافي و فرزند رشيدشان در مركز توجهات بينالملل و رسانهاي بودند و چه تعاريفي كه از آنها نميشد. و هنگامي هم كه هواپيما در آسمان بود، حكم رييس جمهوري بلغارستان در عفو محكومان صادر شد و در صوفيه هم چون قهرمانان بازگشته از جنگ مورد استقبال قرار گرفتند و براي معاينات پزشكي رهسپار بيمارستان شدند!
همه اين اتفاقات براي شهروندانی از ضعيفترين كشورهاي اروپايي يعني بلغارستان رخ داد و اگر يكي از اتباع قدرتهاي درجه اول غرب در ميان آنان بود، اوضاع به كلي فوق ميكرد.
اما براي مردم ليبي و خانوادههايي كه فرزند ايشان آلوده به ويروس ايدز شدهاند، چيزي جز نااميدي از اجراي عدالت (كه معلوم نيست آن افراد بايد مجازات ميشدند يا دستاندركاران بيمارستان بنغازي) و ساختن با يك كودك ايدزي چيزي نمانده است. و اخيراً هم خانواده يكي از آنان نااميدانه براي درمان كودكش به ايتاليا رفته و در پناه حمايت يك كليسا به درمان كودك خود مشغول است! و احتمالاً در همان موقع فرزند جناب قذافي در حال ديدن و يا شرطبندي بر روي مسابقات سري آ ايتالياست و خوشحال از اينكه مدتي را در مركز توجهات رسانهاي بود و به قول خودش معامله مفيدي را با غرب بر سر حكم اعدام اين افراد انجام داده است. و احتمالاً به ميمنت اين پيروزي و معامله شيرين جشن بزرگي هم در طرابلس و بنغازي و يا حتي بر سر قبور كودكان از دست رفته بواسطه بيماري ايدز یا در کنار تخت بیمارستان این کودکان مظلوم برگزار كردند. و يك نفر نپرسید که، اگر آن افراد بيگناه بودند، چرا هشت سال زندان و محكوم به اعدام شدند؟ و اگر گناهكار بودند، چرا اكنون آزادند و به ريش يك ملت و مردم عزادار ميخندند؟ وقتي كه دموكراسي نباشد، و استقلال دادگستري نيز ديده نشود، انتظار چه چيزي را بايد داشت؟
اکنون به ابتدای مقاله بر گردیم.فقدان قدرت لیبی در به کرسی مشاندن حق مردمش از چه چیزی ناشی شد؟اگر دستگاه قضایی آنها استقلال داشت و مطابق حق رسیدگی می کرد و حقوق ملت لیبی هم در همه امور رسیدگی می شد ،آیا جهان به خود اجازه می داد که در برابر رسیدگی عادلانه علیه چنین اتهام بزرگی مداخل جانبدارانه کند؟
راستي فراموش نكنيد، اسم اين حكومت: «الجماهير العربيه الليبيه الشعبيه الاشتراكيه العظمي» است. اسمي كه هواپيماي خانم ساركوزي هم توان كشيدن و جا دادن آن را در خود نداشت فقط برادر معمر قذافی و فرزند برومندشان توان حمل آن را دارند.

فرهاد :
سلام
آیا می توان نتیجه گرفت که اگر غربیها در مواردی بتوانند ظلمی به ما بکنند به معنای آن است که ما قدرت نداریم و یکی از مولفه های آن یعنی دموکراسی در ایران ضعیف است؟
در حقیقت می خواهم بپرسم اگر علیه ایران قطعنامه صادر می شود و ایران هم نمی تواند کاری بکند (اگر چه می دانم که این موضوع کمی فرق دارد) آیا ضعف دموکراسی در ایران است و اگر دموکراسی بود آنها قطعنامه صادر نمی کردند؟
.........................................................
عبدی:
طبعا همینطور است.مگر نشنیدید که اخیرا هم اعلام شد که خطر حمله نظامی آمریکا در سال 1375 هم ایران را تهدید کرد اما بیان نشد که چرا این خطر رفع شد.دلیلش رویداد دوم خرداد و ارتقای وجه مردمسالاری نظام بود.
۱۰ مهر ۱۳۸۶ ۱:۳۲ بֽظֽ | Reply
:
با سلام
مطالب شما مورد علاقه بنده است. فقط دو سوال دارم:
...............................................
عبدی:
هر دو سوال را باید با احتیاط بیشتری مرور کرد.هر دو تا حدی ناشی از ذهنیتی غیر منطبق با واقع است.البته دیر یا زود این موارد بحث خواهد شد .گرچه این پاسخ من طبغا شما را قانع نخواهد کرد اما قضاوت قطعی را برای وقتی بگذاریم که بتوان بدون مشکل در این موارد صحبت کرد.
۱۰ مهر ۱۳۸۶ ۱:۴۶ بֽظֽ | Reply
حامد :
با سلام
بایست توجه داشت که دموکراسی یکی از مولفه های قدرت یک ملت در عرصه جهانی است . مولفه های دیگر همچون قدرت اقتصادی نیز در چنین جریاناتی نقش عمده ای ایفا می کند و در حال حاضر قیمت بالای نفت خام شاید دلخوشی کاذبی در برخی دوستان بوجود آورده باشد
۱۰ مهر ۱۳۸۶ ۳:۲۴ بֽظֽ | Reply
خسرو :
به اين ترتيب مي شود استنتاج كردد كه كاپيتولاسيون هم به مقوله قدرت و دموكراسي مرتبت است؟ يعني در آن زمان هم به دليل ضعف قدرت و نبود دموكراسي حكومت زير بار چنين چيزي رفته يا آن را بايد به چيز ديگري مرتبط دانست؟
۱۰ مهر ۱۳۸۶ ۴:۴۵ بֽظֽ | Reply
ذبیح اله رامش خواه :
سلام
اقای عبدی
من فکر میکنم شما بسیار باهوش تر از ان باشید که رابطه ای مسقیم خطی و معنادار بین دموکراسی در داخل و قدرت بین المللی ترسیم نمایید همانطور که گفته اید مولفه های جدیدی وارد عرصه قدرت شده اند و چین و اسراییل و ایتالیا مثال بارزی از نبود ارتباط بین دمکراسی در داخل و توانایی چانه زنی در امور بین الملل است دو کشور اول چندان با دمکراسی میانه ای ندارند و ایتالیا یک کشور دموکرات ضعیف در عرصه منازعات سیاسی است
دموکراسی در جامعه ایران میتواند در قاعده مند سازی توزیع متوازن قدرت و افزایش کارایی سیستم و کاهش فساد مفید واقع گردد چون ایران وضعیت ژئوپلتیک منحصر بفرد تاریخ تاثیر گذاری غیر قابل چشم پوشی و بخاطر انقلاب اسلامی نوعی نقش رهبری جهان اسلام را از ان انتظار میرود یا اینکه توانایی مدیریت فاکتور جهان اسلام را در منازعات قدرت جهانی دارد بدیهی است با افزایش کارایی ان قدرتش افزایش مییابد
تجربه 100 سال اخیر نشان میدهد قدرتهای جهانی در پذیرش حکومتهای دمکراتیک در ایران تحمل بالایی از خود نشان نمیدهند
ماجرای لیبی هم پشت پرده بسیار دارد و ما با نازک ترین رویه ان مرتبطیم و محتمل است با نوع اگاهی که دولت لیبی از زوایای قضیه داشته است خردمندانه ترین و نه عادلانه تری تصمیم را دولتمردان لیبی گرفته باشند در مواجهه با قدرت متواضع ترین ارزش اجتماعی عدالت است
مقایسه پیامد حادثه در جهان غرب و یک کشور جهان 3 مقایسه مع الفارق است
اقای عبدی دنیای علوم انسانی دنیای مهندسی نیست در دنیای مهندسی فرض ثابت نگهداشتن همه عوامل و تغییر یک عامل محتمل است اما در دنیای علوم انسانی نه تنها با تغییر یک عامل عوامل دیگر هم تغییر میکنند حتا تغییر دهنده و محقق هم تغییر میکنند هر چند شما میانه ای با فرهنگ در مجموعه عوامل موثر بر ساخت قدرت و اجتماع ندارید ولی عطف به مطالعات خود در توسعه بپرسید چرا طرح مارشال در توسعه اروپا موثر ولی برای جهان 3 ناکارامد بود....................
سپاسگزارم
۱۰ مهر ۱۳۸۶ ۵:۰۹ بֽظֽ | Reply
Kamran :
Dear Mr. Abdi:
I enjoy reading your well-written articles. I believe even though your formal training is in the field of engineering you write as well as a social scientist.
When a statement is made it is only a claim unless it is supported by facts. Your statement about what would happen to foreigners if they commit a similar crime in the US is a claim that should be supported by facts. I have lived in the US for the past 33 years. I do not recall any situation where foreigners committed a major crime in the US and were treated any differently than US citizens. I may be wrong. Could you please inform me of what was the sentence of the group arrested for the first bombing of the World Trade Center and the sentence of the master-mind of the plot that destroyed those buildings (he was arrested in the Pakistan and brought to US)?
Sincerely,
Kamran
۱۰ مهر ۱۳۸۶ ۷:۴۰ بֽظֽ | Reply
علی :
عجیبه! ارزش نفوس مردم در یک کشور اسلامی اینگونه است و در کشور های غیراسلامی آنگونه!
حقوق ملت را که رعایت نمی کنند لااقل حق الله را پاس بدارند.
۱۰ مهر ۱۳۸۶ ۹:۵۳ بֽظֽ | Reply
Ali :
مطالبی که در باره لیبی ذکر کرده اید در مورد ایران هم می شود. دستگیری تاجر آلمانی و متهم شدن به زنای محصنه و حکم اعدام وی را که فراموش نکرده اید؟ نهایتا وی هم آزاد شد و به کشورش بازگشت. از این دست موضوعات در اداره کشور بارها رخ داده است.
..............................................................
عبدی:
این مورد فرق می کند .چون می توان طرف را عفو کرد اما اگر اعتبار امر قضاء مخدوش شود نتیجه آن می گردد که در موارد دیگر هم امکان اتخاذ سیاست صحیح و مدافع حقوق عامه از میان می رود.
۱۱ مهر ۱۳۸۶ ۰:۳۴ قֽظֽ | Reply
من از جنگ مي ترسم :
من از جنگ مي ترسم، چون خودم در جنگ حضور داشته ام و ديده ام كه دوستانم چگونه در كنارم لت و پار شده اند.نه كه از كشته شدن(خودم) هراس داشته باشم! كاش جنگ با كشته شدن تمام مي شد! كشته شدن اولين و كم هزينه ترين عارضهء جنگ است و براي انان كه جنگ را ديده اند لذت بخش ترين قسمت داستان است، تا جنگ را نديده باشي نمي داني چه مي گويم! ارنست همينگوي نويسندهء بزرگ جنگ كه در درون خطوط نبرد و با سربازان خط مقدم زندگي مي كرد، پس از جنگ طاقت نياورد وخود را كشت، شايد چون به وقتش از لذت ان محروم شده بود.
اشتباه نشود، از دشمن هم نمي ترسم.جنگ نه كشتن است و نه دشمن! جنگ خود، دشمن است.جنگ، تباهي است، خانمان سوزي است، بي سرانجام اما ماندگار است. تا تاريخ، تاريخ است زخم جنگ بر پيكره و روح يك ملت مي ماند! مگر زخم مغول از پيكره و روحمان كوچيد؟ كدام ملت توانسته است درد و رنج جنگ را فراموش كند؟هند ، قتل عام نادر را؟اروپا ، بمبهاي هيتلر را؟ لنينگراد، خودسوزي مجنونانه را؟ هنوز معاهدهء تركمانچاي تحقيرمان مي كند!
راست مي گويد حاج كاظم "اژانس شيشه اي" حاتمي كيا:ايا ]اقايان[ مي دانند وقتي كه گردان مي رود ، گروهان بر مي گردد يعني چي؟ وقتي گروهان مي رود ،دسته بر مي گردد و وقتي دسته مي رود و نفر هم بر نمي گردد يعني چي؟
اين را حتي انان كه در خط مقدم هم جنگيده اند تا نديده باشند و بر خودشان نگذشته باشد، نمي دانند چيست! اين را فقط همانهائي مي دانند كه برگشته اند! چه رسد به ان برادر محترمي كه تا 50 كيلومتري خط مقدم هم نرفته است و امروز....
من اكنون هم با عوارض جنگ زندگي مي كنم، هر روز صبح كه از خواب بيدار مي شوم تاريخ جنگ را( انقدر كه بر من گذشته و در من باقي مانده ) بخواهم يا نخواهم ،مرور مي كنم و اين جبر زندگي من شده است.
شايد ايمان من ضعيف شده !نه، اصلآ از اول هم ضعيف بوده است! همان روزهائي هم كه مي جنگيديم، ايمانمان چندان قوي نبود ،كه اگر بود ارتش اسلام بايد زودتر از اين حرفها پيروز مي شد تا اينكه محتاج باشد ارتش امريكا و انگليس از خاك كويت بر دشمنش يورش اورند و اكنون هم بيخ ريشمان گير نمايند.
http://emruz.biz/ShowItem.aspx?ID=10237&p=1
اين مقاله كه ديگر حرف من نيست؛ سخنراني تحليلگري است كه سالها ي سال يك پايهء تحليلهاي سياسي رسانهء ملي شده است.در اكثر بخشهاي خبري و تحليلي صدا و سيما بر صدر مي نشيند و قدر مي بيند.
۱۱ مهر ۱۳۸۶ ۰:۵۹ قֽظֽ | Reply
امید :
با تشکر و های لایت کردن این جمله ی شما:
در آموزههاي قديمي بر عوامل "عيني" قدرت چون قدرت اقتصادي، نظامي و جمعيتي يا حتي سوقالجيشي تأكيد ميشد، به طوري كه برخي از آنان حتی سلطه يافتن بر منطقه خاصي را مترادف با قدرت اول در جهان بودن ميدانستند. يا دستيابي به "سلاح معيني" را به منزله داشتن چك تضميني در برابر مطامع ديگران نسبت به كشور خويش ميدانستند.... اما تحولات رخ داده در قرن نوزدهم و سپس بيستم در عرصه جهاني و نظام بينالملل، موجب شده كه آموزههاي سنتي كمكم به حاشيه روند و عوامل جديدي به عنوان مولفههاي قدرت مطرح شوند، اگرچه عوامل پيشين، كماكان در شكل دادن قدرت نقش دارند، اما برخي عوامل جديد نيز "وارد" معادله شكلدهي به قدرت شدهاند كه ديگر نميتوان آنها را "ناديده" گرفت و چه بسا فقدان اين عوامل جدید موجب تضعيف عوامل مادي مثل قدرت اقتصادی و قدرت نظامي هم بشود."
بسیار عالی . ولی متاسفانه اینجا ما با یک کسر مخرج صفر یعنی با یک معادله ی مبهم رویرو هستیم که بهتر است با همفکری به نوعی آنرا حل کنیم.
و اما معادله:
آنها که امروز در جهان قدرت را بدست دارند( قدرت واقعی ) , قدرت خود را با قدرت پوشالی دادن به عوامل خود یا خریدن تعدادی از افراد و هدایت این عروسک خیمه شب بازی , از پشت پرده , از ضعفا و به غارت بردن امکانات آنها دزدیده و به همین دلیل دیگر به هیچ وجه اجازه ی برقراری دمکراسی به کشورهای ضعیف ولی غنی به لحاظ جمعیت و معادن و ذخایر و .... را نمیدهند , از طرفی تا کشوری , یا حکومتی , مردمسالاری یا دموکراسی و استقلال نداشته باشد قوی نخواهد شد , آیا بنظر شما راهی برای حل این معادله ی مرغ و تخم مرغ به نظرتان می رسد؟
شما جای خود را با آنها عوض کنید , آیا حاضرید از قدرت بلا منازع خود چشم پوشی کنید؟ و فنا شدنش آن را نظاره کنید؟
برای حل این معادله بهتر است توجه داشته باشیم که مرده هم خودش نمی رود به گور , بلکه او را می برند بدانجا به زور(=قدرت)
۱۱ مهر ۱۳۸۶ ۱۰:۲۵ قֽظֽ | Reply
ارشك :
با سلام
جناب آقاي عبدي عموما در كشورهاي مشابه كشور مورد اشاره ، حتي بررسي هاي قضائي و حقوقي غير مرتبط با مسائل سياسي نيز با پيش فرض هاي سياسي و با هدف اعمال فشار به كشوري يا گريز از اعمال فشار كشوري ديگر انجام مي گيرد .
اين نوع نگرش معمولا دستگاه قضائي را از پيگيري بيطرفانه روند حقوقي پرونده باز مي دارد و امر احقاق حقوق شاكيان در درجه اهميت ثانوي قرار گرفته و منفعت طلبي سياستمداران در درجه نخست اهميت . معمولا در اينگونه دعاوي ابتدا كشور شاكي با صدور احكام شديد سعي در جلب نظر افكار عمومي جهان مي نمايد و با هر چه بزرگتر نمودن ابعاد قضيه تلاش مي كند فارغ از موضوع حق از دست رفته ، منافع بيشتري را در نهايت كسب كند .
۱۱ مهر ۱۳۸۶ ۱۱:۰۴ قֽظֽ | Reply
مسعود صارمی :
اینها که در اصل طرف این نوشتار شما هستند , مع الاسف زبان مستقیم و واضح و رک را هم متوجه نمی شوند , شما قصد دارید با زبان غیر مستقیم و به در بگو تا دیوار بشنود , آنها را متوجه کنید تا بشنوند؟ بنظر من , زهی خیال باطل!
آقای عبدی بهتر نیست واقعا در این خصوص ( در خصوص نصیحت به حاکمان و کسانی که فکر میکنند قدرت دارند ) را قطع( براستی سکوت پیشه سازیم ) و به فکر ساختن آینده باشیم؟ و برای هم بنویسیم .... و به هم بگوییم که مگر مردم لیبی چه از مردم جاهای دیگر کم دارند که نمیتوانند قدرتمند شوند؟.... و به هم بگوییم چرا در مورد اوضاع عراق هیچ صحبتی از وطن پرستان آنجا نیست و همه چیز خلاصه شده در شیعه و سنی و کرد؟....
آقای عبدی !
جلوی به نظر شما ضرر را هر جا بگیری منفعت نیست , بهتر نیست گذشته را با سکوت مصلحتی رها کنیم و با استفاده از تجارب بدست آمده بفکر ساختن آینده باشیم؟
۱۱ مهر ۱۳۸۶ ۱۱:۰۵ قֽظֽ | Reply
:
با عرض سلام
جناب آقای عبدی مسلماً دستگاه قضایی ایران مستقل تر از لیبی و دموکراسی در ایران نسبت به لیبی از بلوغ بیشتری برخوردار است اما تهدیدات نظامی بر علیه ایران کجا و لیبی کجا ، فکر نمی کنید جنگ ایدئولوژی ، دموکراسی نمی شناسد و از این اصطلاح همچون حقوق بشر استفاده ابزاری می شود ؟
..........................................................
عبدی:
تا حدی با شما موافقم. برای مقابله با دشمن باید به هر ابزاری برای تقویت خود مسلح بود از جمله دموکراسی .اما دموکراسی به تنهائی رافع خطر نیست و در آن یادداشت هم آمده است.
۱۱ مهر ۱۳۸۶ ۱:۴۴ بֽظֽ | Reply
asghar :
بنظر شما چه اتفاقی در طول این دو سال افتاده و چه شده که ديگر حال كسی از "دموكراسی" به هم نمیخورد و گفتگو و مذاكره علائم وادادگی نيست؟
۱۱ مهر ۱۳۸۶ ۳:۳۹ بֽظֽ | Reply
فرهود :
آقای رییس جمهور در فرودگاه در موقع برگشت از سفر شش روزه ی خود به آمریکا در جمع خبرنگاران گفتند :" ملت ايران براي حل و فصل مشكلات بشريت راهكارهاي ارزشمند و متعالي دارد."
اگر اینچنین است پس چرا , خود در دریای مشکلات مختلف انسانی اجتماعی اقتصادی ... و قضایی غوطه ور است؟
۱۱ مهر ۱۳۸۶ ۳:۴۲ بֽظֽ | Reply
نازنین :
آقای جنتى در مقام امام جماعت نماز جمعه این هفته ی تهران بيان داشتند که 77 درصد از دانشگاهيان( البته نگفتند دانشگاهیان دانشگاه کلمبیا یا دانشگاه زامبیا) از سخنان رئيس جمهور حمايت کرده اند و آن سخنان را( احتمالا سخنان رییس دانشگاه را ) شکست و رسوايى براى آمريکا دانستند.
آیا شما میدانید این آمار 77 درصد از کدام منبع آمار گیری ذکر شده است؟ .
۱۱ مهر ۱۳۸۶ ۵:۳۸ بֽظֽ | Reply
rahmat :
جناب آقای مهندس عبدی
با سلام مرقوم فرموده اید که در چهار چوب موضوع اظهار نظر کنیم اما چه میشود کرد وقتی جمعه آینده روز قدس است و حاکمان ما هم بر حسب روال سالهای گذشته از مردم روزه دار تقاضا نموده اند که در راهپیمائی روز قدس شرکت کنند و این در حالی است که یکی از سخنگویان قبل از نماز بقرار اطلاع برخی خبرگزاریها نماینده حماس است و حماس همان جنبشی است که به هنگام مرگ صدام جنایتکار که دستش آغشته بخون هزاران هموطن شهید ماست و همان است که هزاران جانباز شیمائی عزیز کشور ما در هر بار نفس کشیدن زجر میکشند و همانی است که آن جنایتها را در حق ملت خود اعم از شیعه و سنی و کرد کرد و جنایت حلبچه را آفرید او را یعنی صدام را شهید نامید و برایش مراسم بزرگداشت بر پا کرد و من مانده ام متحیر که ما جماعت به تقاص کدام گناه از حامیان دشمنان قسم خورده ملت خود باید دفاع کنیم و چرا؟
رحمت
رحمت
۱۱ مهر ۱۳۸۶ ۶:۴۴ بֽظֽ | Reply
محمد علیجانی :
سلام جناب عبدی عزیز
ممنون
همیشه استفاده میکنم
انتخابات چطور؟ این بار هم به آن میپردازید؟
شاد و موفق باشید در کنار عزیزانتان
۱۲ مهر ۱۳۸۶ ۰:۳۱ قֽظֽ | Reply
سام :
سلام:
به نظر من قدرت خوب است حتی اگر در مواقعی به ضرر گروهی تمام شود و یا به انها ظلم شود
۱۲ مهر ۱۳۸۶ ۳:۰۲ قֽظֽ | Reply
آری یا نه :
ظاهرا بنظر میرسد تمام بحثهای مربوط به مهلت دوماهه به ایران بر سر سئوالات اتمی و راست آزمائی ها و باز شدن همه درهای بسته و پنهانی است که بعيد است ماهواره های جاسوسی آنها را دراختيار نداشته باشند. يعنی می خواهند ببینند آنچه در فضا در اختيار دارند، ایران , در زمين اطلاعات آن را دراختيار آژانس اتمی می گذارد؟ بنظر شما که در مورد اوضاع سکوت اختیار کرده اید , آیا این مهلت دو ماهه باعث خوشحالیست یا باعث ترس و لرز بیشتر؟ فقط با بله یا خیرجواب دهید کافیست! فکر کنم این دو کلمه که در جواب به سؤالات خواننده ها , شرعا و عرفا مرسوم شده !! روزه ی سکوت را باطل نسازد.
.....................................................
عبدی:
در یادداشت پیشین نظرم را گفته ام.
۱۲ مهر ۱۳۸۶ ۳:۵۷ قֽظֽ | Reply
احمد :
خرج که از کیسه مهمان بود , حاتم طائی شدن آسان بود! آقای احمدي نژاد در سفر خود به بوليوي , به مقامات آن کشور قول داد تا در پنج سال آینده یک میلیارد دلار به اقتصاد بولیوی کمک کند. آیا کسی را یارای این سؤال هست؟ که چرا چراغی که بخانه رواست به مسجد حرام است؟!
۱۲ مهر ۱۳۸۶ ۳:۵۸ قֽظֽ | Reply
رضا :
در استقبال از ورود آقای احمدی نژاد از آمریکا آقای حداد عادل رئيس مجلس شوراي اسلامي در خصوص دستاوردهای این سفر برای ملت ایران اعلام كردند: مسئله گفت وگو کردن یا نكردن با آمریکا نيست؛ مسئله اين است كه چه كسي این گفت وگو ها را كند و چه بگويد و وقتي اين طور از مواضع انقلاب دفاع مي شود و به صورت منطقي و با استدلال دفاع مي شود، مي توانيم بگوييم كه تابوي گفت وگو نكردن با آمریکا شكسته شد و اين يك اقدام بسيار بزرگ و دستاورد بزرگ است. خدا را شکر که متوجه شدیم علت مخالفت با آمریکا و مذاکره با شیطان بزرگ در طول این سالها بالاخره چه بوده !!
۱۲ مهر ۱۳۸۶ ۳:۵۹ قֽظֽ | Reply
نگهبان :
بچه ی شتر از مادرش می پرسد: " مامان ما چرا کوهان داریم؟" مادرش میگوید چون ما مسافر راهای سخت و بی آب بیابانها هستیم و ..." باز بچه شتر می پرسد:" مامان چرا دست و پاهای ما اینجوریه؟" و مادر در جواب میگوید:" چون ما مسافر بیابانها هستیم و در بیانها شن و ماسه هست و ...." و باز بچه شتر می پرسد:" مامان چرا پلکهای ما دو لایه و اینجوریست؟" و باز مادر میگوید:" چون در بیابان های مسیر ما باد هست و شن هست و ...." .... و در آخر بچه شتر از مادرش می پرسد :" مامان با این توضیحات و مشخصات که برای ما تعبیه شده پس میشه به من بگید ما پشت این میله ها و در این آب و هوا چه غلطی میکنیم؟"
۱۲ مهر ۱۳۸۶ ۴:۰۱ قֽظֽ | Reply
شهروند :
فرصتی دست داد تا کتاب "معمای هویدا" نوشته دکتر عباس میلانی را بخوانم. احتمالا آن را خوانده اید. اما اگر نه؛ توصیه می کنم حتما مطالعه کنید. نویسنده در این کتاب از هویدا تصویر یک روشنفکر اصلاح طلب را ترسیم می کند که برای اصلاح رژیم پهلوی و بهبود امور وارد حاکمیت می شود؛ اما در نهایت پس از ذوب شدن در خودکامگی های محمد رضا؛ تنها منویات او را تحقق می بخشد. هر چند که تا آخر در خلوت همیشه از سیاست های او گله می کند و مخالفت می ورزد؛ اما در جلوت حتی جرات استعفا هم ندارد. این که چرا علیرغم همه مخالفت هایش با سیاست های محمد رضا؛ از سمتش کناره گیری نکرد؛ پرسشی است که دادگاه انقلاب هم از او می پرسد و البته پاسخ روشنی نمی گیرد. هویدا تنها می گوید که قبول دارد که از تمام اختیاراتش – به موجب قانون اساسی مشروطه - در دوران نخست وزیری استفاده نکرده و جالب آن که به رغم خواستش که لیبرالیزه کردن ساختار حاکمیت بوده؛ تنها چیزی که برای دفاع از خود در دادگاه دارد؛ آمار و ارقامی است مربوط به توسعه اقتصادی در دوران صدارتش که به کارش نمی آید.
هویدا را فردی یافتم که حضور در جمع روشنفکران و حاکمیت اقتدارگرای پهلوی را با هم می خواسته و نهایتا تجربه ای از ناکامی را در این خصوص رقم زده.
کتاب سرشار از نکات خواندنی است و قلم نویسنده تاثیر گذار است. در پایان سخنی را از محمد رضا پهلوی نقل میکنم که مکرر این جا و آن جا بر زبان رانده و شایان تامل است:
"نظام سیاسی ایران از سرشتی ویژه برخوردار است.معیارهای متعارف حقوق بشر در برابر سنت دیرین عشق و وفاداری مردم ایران به مقام سلطنت رنگ می بازد."
به نقل از کتاب معمای هویدا نشر اختران چاپ شانزدهم صفحه 42
۱۲ مهر ۱۳۸۶ ۴:۵۸ قֽظֽ | Reply
رضا :
صاف و ساده بگویید عباس آقا...
آیا جنگی روی خواهد داد یا نه؟ ... آیا این یه جنگ زرگری هستش یا واقعا یه خبراییه؟
۱۲ مهر ۱۳۸۶ ۶:۴۷ قֽظֽ | Reply
:
این روزها خبرهای مربوط به ایران در صدر خبرها بود بطوریکه مدیرمسئول روزنامه کیهان در یکی از سرمقاله خود اخبار مربوط به سفر رییس جمهور را انفجاری از نوع انفجار نور امام خمینی قلمداد کرد , آقای عبدی شما بعنوان یکی از دانشجویان شناخته شده ی پیرو خط امام این انفجار را تایید میکنید؟ آیا مواد پر شده ی این بمب از نوع مواد بمب امام خمینی بوده است؟
۱۲ مهر ۱۳۸۶ ۹:۱۷ قֽظֽ | Reply
سعید :
یکی از مولفه های قدرت اینکه آقای رییس جمهور فعلی , که قبلا یکی از مخالفان سر سخت سازمان ملل بودند و قطعنامه ها را کاغذ پاره میدانستند , اظهار داشتند:" اجلاس مجمع عمومي سازمان ملل متحد بهترين فرصت براي طرح ديدگاه ملتي است كه ريشه در تاريخ دارد و پرچمدار عدالتخواهي و صلح طلبي و پايه گذار علوم بوده و سهم بي نظيري در برپايي تمدن اسلامي در طول تاريخ داشته است." آیا این دو دیدگاه متناقض, با بهایی که از جیب و انبار زمان مردم پرداخت میشود , در حال تصحیح شدن است؟
۱۲ مهر ۱۳۸۶ ۹:۱۹ قֽظֽ | Reply
داور :
با سلام خدمت شما :
به نظر بنده يكي از علل رشد خشونت اجتماعي و ظهور گروههاي خشن در جوامع وجود چنين دوگانگي ها و ظلم هايي است كه بر مردم روا مي شود .تصور كنيد فقط خانواده تعدادي از اين 440كودك از نتيجه برسي ناراضي باشند و براي انتقام دست به اسلحه برده و بر عليه همان افراد مقصر خارجي يا مسئولان بيمارستان اقدام نمايند چه اتفاقي مي افتد ؟متهم مي شوند به بي نظمي و قانون شكني و لابد تروريسم !!
هرچند اين موضوع در ليبي اتفاق افتاده است كه در رفتار حكام آن هيچ نشاني از تعادل و ثبات در قضاياي مختلف ديده نشده است مثل بحث هسته اي ،مثل قضيه هواپيماي ....و مثل جريان امام موسي صدر و مثل ....
۱۲ مهر ۱۳۸۶ ۹:۳۵ قֽظֽ | Reply
پ -ص :
قدرت برای ابراز و عمل نیازمند ابزاری است که تامین انها از درون همان اجتماعی است که هدف قدرت است برای اینکه جامعه تحت استیلای ان قرار نگیرد باید این ابزار را شناخت و ازدست یابی و تجمع انها نزد قدرت طلبان جلوگیری کرد
۱۲ مهر ۱۳۸۶ ۱۰:۳۴ قֽظֽ | Reply
نور باور :
در سفر قبلی آقای احمدی نژاد به سازمان ملل صحبت از هاله نور بود ولی در این سفر صحبت: احمدي نژاد گفت:" آنها يك هفته از مخالفان ملت ايران دعوت كردند تا براي تظاهرات و برخورد با نماينده اين ملت بزرگ اجتماع كنند، صحنه و سالن سخنراني هم به گونه اي تيره وتار و يكطرفه طراحي شده بود."
به نظر شما این نشان واقعی شدن دیدگاه های رییس جمهور نسبت به اوضاع تیره و تار پیرامون خودشان نیست؟
راستی چرا آن هاله نور سفر قبلی این بار به کمک ایشان نیامد تا فضای تیره و تار را تا حدی تعدیل و حتی روشن کند و کید دشمنان را به خودشان برگرداند؟
۱۲ مهر ۱۳۸۶ ۳:۵۲ بֽظֽ | Reply
تشکر از شهروند :
میخواستم از این طریق از کامنت شهروند عزیز که مطالعاتش را با ما تقسیم کرده بود تشکر کنم . چون واقعیت زندگی امروزی متاسفانه بنوعی شده که یک نفر نمیتواند تمام کتابهای مفید را بخواند. چه خوب که هر کدام از ماها مطالعات و تجربیاتمان را با دیگران تقسیم کنیم.
۱۲ مهر ۱۳۸۶ ۷:۵۹ بֽظֽ | Reply
ناشناس :
سلام مهندس عبدی عزیز
از موئلفه های قدرت گفتید اما از کانون قدرت یا همون محفل قدرت در ایران نگفتید
به لینک زیر یه سر بزنید آیا به نظر شما این مقاله که به حریم قدرت تاخت و فقط چند دقیقه در سایت بازتاب قرار گرفت باعث پلمپ اون طی چند روز بعدش نشد؟
http://irestorer.blogfa.com/post-2.aspx
۱۳ مهر ۱۳۸۶ ۴:۱۵ بֽظֽ | Reply
ناشناس :
سلام و عرض ادب به مهندس
مثل اینکه سیستم امنیتی در مرعوب کردن افراد روشنفکر کاملا موفق بوده به طوری که شما هم به خود سانسوری روی اوردید آقای عبدی شما یه بار دیگه کامنت قبلی من رو بخونید واقعا باید سانسور میشد؟ به نظر میاد دوره زندان کاملا موثر بوده! نه؟
شما هنوز هم جرات گفتن برخی از واقعیات رو ندارید اونوقت خاتمی بیچاره را به مصلحت اندیشی و ترسو بودن متهم میکنید و در نامه خودتون به خاتمی اون رو یه چغوک در مقابل مار گرسنه تشبیه میکنید. اینکه من از شما سوال کردم................................ چه خطری برای شما میتونست داشته باشه که به شیوه سیستم رفتار کردید و این سوال کاملا محترمانه را بدون توضیح یا حتی گذاشتن نقطه چین حذف کردیدحالا میفهمم چرا با این همه نارضایتی عمومی این سیستم تا الان تونسته دوام بیاره.
....................................................
عبدی:
در کنار مشکلی که از طرف نظامهای بسته وجود داشته مشکل مهمتری هم داریم که هر کدام از ما می خواهیم درس شجاعت و اخلاق به دیگری دهیم و ذره ای هم از موضع خود کوتاه نمی آییم.دوست عزیز اگر حتی آن جمله شما که در متن جدید هم حذف شده خطری نداشته باشد من باز هم حذف می کردم.چون مسیر نوشته های جاری و مخاطبان را تغییر می داد و کسان دیگری به این وبسایت سر می زدند که بنده علاقه ای به این نوع نوشته ها ندارم.اگر سانسور به معنای مورد نظر شما نبود امروز جز اندکی به این وبسایت مراجعه نمی کردند.اصل گزینش مطالب در اینجا غیر قابل بحث است.اگر مطالب بدون سانور جذابیتی داشت این همه وبلاگ هستند که بدون محدودیت اجازه انتشار مطالب را می دهند.اما فکر نمی کنم مطلوبیت چندانی داشته باشند.ضمنا قرار نیست که کسی نترسد یا مرعوب نشود.البته شما را نمی دانم اما من ترس هم دارم و هیچگاه هم نخواهم گفت که ترس در وجود من نیست که اگر چنین بود بیشتر در مقوله غیر انسانها باید قرار گرفت.بنابر این مرا از اتهام ترس نترسانید که از این یکی نمی ترسم.
۱۴ مهر ۱۳۸۶ ۰:۴۶ بֽظֽ | Reply
یک مدل دیگرش - دعای زوری :
جواب شما به این دوست ناشناس و مشکل نظامهای بسته مرا برد به این نوشتار : در اين مسجد كه از مساجد بزرگ و معروف تهران است همه ساله يكي از فقهاي برجسته و صاحب نفس مراسم ويژه احيا را برپا مي دارد و جمعيت انبوهي از سراسر تهران بزرگ براي كسب فيض شب هاي قدر به اين مسجد مي آيند تا شب هاي قدر را در هم نفسي با اين فقيه متقي و انقلابي به مناجات و راز و نياز شبانه با خداي مهربان به صبح آورند.
امسال هم مانند سال هاي گذشته، سخنران قبل از مراسم يكي از مسئولان محترم نظام بود. يك روحاني خوش سابقه كه قبل از پيروزي انقلاب در مبارزه با رژيم ستمشاهي فعال بوده و بعد از آن نيز مسئوليت هاي نسبتاً مهمي در سطوح بالاي نظام داشته و اكنون نيز دارد. سخنراني ايشان در هر سه شب، با طرح مباحث سودمند و نكات درخور توجهي همراه بود و همانگونه كه انتظار مي رفت از اشاره عالمانه به برخي از بااهميت ترين مسائل سياسي اين روزها نيز خالي نبود. اما، نكته اي كه نه فقط براي نگارنده بلكه براي بسياري از شركت كنندگان در اين مراسم، حيرت انگيز و تاسف آور بود اين كه سخنران محترم در تمامي طول سخنراني خود طي اين سه شب، درباره اصلي ترين خبر اين روزها يعني حضور حماسي رئيس جمهور كشورمان در نيويورك حتي يك كلمه نيز بر زبان نياورد و انگار نه انگار كه مواضع اسلامي و انقلابي احمدي نژاد در جلسه پرسش و پاسخ با اساتيد و دانشجويان دانشگاه كلمبيا و سخنراني ايشان در مجمع عمومي سازمان ملل متحد، بسياري از محاسبات موهوم قدرت هاي استكباري را به نفع ايران اسلامي برهم زده است و ماجراي اين حضور حماسي هنوز هم اولين خبر دنياست.
سخنران محترم به جناحي تعلق دارد كه در انتخابات رياست جمهوري رقيب سياسي آقاي احمدي نژاد بوده است ولي سخنان عالمانه و غيرتمندانه احمدي نژاد در سازمان ملل متحد و دانشگاه كلمبيا كه به اعتراف دشمنان، حداقل 500 ميليون نفر در سراسر دنيا شاهد آن بودند، درباره اين يا آن جناح سياسي نبود. ايشان با شجاعت و متانت و ارائه دلايل و اسناد غيرقابل انكار از مواضع اسلام و انقلاب و ديدگاه حكيمانه و حيات آفرين امام راحل (ره) و خلف حاضر او دفاع كرد و سؤال اين است كه سخنران محترم با چه توجيه منطقي و اسلامي و با كدام انگيزه قابل قبول از كنار آن عبور كرده و از اشاره اي گذرا به اين حماسه بزرگ ديني و ملي نيز دريغ ورزيده است؟!... خدا بر درجات امام راحل ما (ره) بيفزايد كه مي فرمودند؛ اگر دشمنان شما نيز كار خوب و خداپسندانه اي انجام دادند، از آن دفاع كنيد و در دل به خاطر انجام آن خشنود باشيد.
ممكن است گفته شود سخنران محترم حق داشته است مطابق ميل خود سخن بگويد و درباره حركتي كه به هر علت آن را نمي پسندد و يا درباره كسي كه از او دل خوشي ندارد، سخني بر زبان نياورد! اين ديدگاه- اگر وجود داشته باشد- نه فقط غيرمنطقي، بلكه به غايت انحرافي است، چرا كه تريبون عمومي متعلق به همه مردم است و هيچكس حق ندارد، اينگونه تريبون هاي عمومي را به نفع سلايق شخصي و حزبي خود مصادره كند. اگرچه تحريف واقعيات در يك جلسه خصوصي و حزبي نيز ناپسند و مذموم است و بي توجهي به شعور مخاطبان تلقي مي شود، چه رسد به سخن گفتن از يك تريبون عمومي!
بايد از سخنران محترم پرسيد مگر احمدي نژاد در مجمع عمومي سازمان ملل و در جلسه پرسش و پاسخ دانشگاه كلمبيا غير از دفاع منطقي و هوشمندانه از اصول و مباني اسلام، انقلاب و نظام سخن ديگري بر زبان آورده بود؟ آيا حضرتعالي به دفاع از اسلام و انقلاب و نظام اعتقاد نداريد؟ اگر پاسخ منفي است- كه منفي است- چرا با سكوت درباره اين رخداد بزرگ تاريخي - آنهم از يك تريبون عمومي- ناخشنودي خود- و احتمالاً دوستان هم حزبي خويش-را به ميان مي كشيد؟! ممكن است گفته شود سكوت درباره اين رخداد بزرگ به مفهوم ناخشنودي از آن نيست كه بايد گفت؛ سكوت جنابعالي درحالي كه ماجراي اين حركت حماسي به خبر اول تمامي رسانه هاي دنيا تبديل شده است، مفهومي غير از ناخرسندي حضرات ندارد و در اينگونه موارد، سكوت- برخلاف آنچه معمول است- نشانه رضايت نخواهد بود.
و اما، اگر به تمامي مواضع احمدي نژاد در نيويورك و يا بخشي از آن اعتراض داريد، بفرماييد كه كدام بخش از مواضع ايشان براي شما و دوستانتان ناخوشايند بوده است؟ دفاع از اسلام؟ حمايت از مواضع نظام؟ خروش منطقي عليه صهيونيسم؟ تاكيد بر راه مبارك امام (ره) و خلف شايسته آن بزرگوار؟... اگر هيچيك از اين موارد مورد اعتراض شما نيست- كه نيست- پس مسئله چيست؟!
كاش سخنران محترم از فقيه صاحب نفس و برپاكننده مراسم ويژه احيا مي آموخت كه چه خالصانه دولت را دعا مي كرد.
۱۵ مهر ۱۳۸۶ ۵:۱۱ قֽظֽ | Reply
ناشناس :
سلام
مهندس عبدی دوست داشتنی، من بابت اون چند جمله تحریک آمیز (و تا حدودی توهین آمیز) از شما عذر خواهی میکنم هر چند هنوز هم به شما انتقاداتی دارم و جواب شما را قانع کننده نمیدونم در ضمن من حقیر کی باشم که بخوام به شما درس اخلاق و شجاعت بدم سولات من هم فقط برای این بود که جوابش را نمیدونستم و اصلا قصد منحرف کردن بحث نبود در مورد سانسور هم کاملا با شما هم نظر شدم:
"""عبدی در به مايکل اسلکمن می گويد: "اين انقلاب نيست. استبداد است. هيچ مستبدی نمی گويد من مستبدم. آنها معمولا ادعای دموکرات بودن می کنند.""""
bbc
من هم فکر میکنم باید با استبداد به همین شیوه غیر مستقیم برخورد کرد چون باعث تحریک اونها میشه. بقای "آینده" چراغی هست برای تحولات فردا. جناب عبدی در کل از حرفهای نسل من دلخور نشید ما جوونها واقعا سرخورده شدیم و وقتی میبینیم که از یک سو قهرمانان ما دچار محافظه کاری و تناقض شدن و از سوی دیگر از دین سواستفاده میشه، احساسی برخورد میکنیم. در مورد ترس هم حق با شماست همه ما می ترسیم من به هیچ وجه قصد نداشتم شما را تهدید به اتهام ترس کنم. همه ما با دردها و رنجهای شما در طول اون دوره ناجوانمردانه زندان آشنا هستیم و شرایط کنونی شما را درک میکنیم.
با آرزوی بهترینها برای شما/ ناشناس
.........................................................
عبدی:
اول این که من به صفت شخصی ناراحت نشدم فقط ایده ای را نقد کردم.دوم این که حسن فضای مجازی در این است که کسی دیگری را نمی شناسد پس ناراحتی و عصبانیت و دلخوری بلاموضوع می شود.
۱۵ مهر ۱۳۸۶ ۵:۲۵ قֽظֽ | Reply
حسن :
با سلام و خسته نباشید.
در مورد اون نوشته بالا باید گفت که حقوق بشر واقعا بی معنی هست.حقوق هر فرد وابسته به کشوری هست که در اون زندگی می کنه.
در جایی نوشته بود که تعداد دفعاتی که خبر مرگ یک آمریکایی تکرار می شود برابر با خبر مرگ هزاران نفر در کشور های بدبختی چون کشور ماست.
این رو در رسانه های خودمان هم می تونیم کاملا احساس کنیم. دقت کنید که خبر مرگ یک سرباز آمریکایی یا خبر مرگ 1 آمریکایی در اثر طوفان چند بار در صدا و سیما پخش می شود در حالی که در همون روز 20-30 نفر فقط در جاده های کشورمون کشته شده اند. یا هنوز آمار دقیقی از آمار کشته های طوفان گنو اعلام نشده در حالی که هنوز اخبار از کشته های طوفان کاترینا مطلب می خونه.
اصلا قصد نوشتن نظر نداشتم اما وقتی نظر آقای ناشناس رو خوندم که به دوران زندان شما اشاره شده بود واقعا حیفم اومد که تشکری نکرده باشم. دوران سختی بود برای همه. هنوز که هنوزه اون رنج نامه شما رو که خانوادتون پخش کردند روی رایانه دارم و هر از چندگاهی میخونمش.
موفق و پیروز باشید. امیدوارم تلاش های مردم ایران برای رسیدن به آزادی به سرانجام برسه البته با کمترین هزینه
۱۶ مهر ۱۳۸۶ ۳:۴۵ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/685