آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نگاه میهمان

۲۸ مهر ۱۳۸۶

معنی نظام(آقای پدرام)

پس از رحلت امام کلمه ای با عنوان"نظام"وارد ادبیات سیاسی ایران شد و مکرراً بر زبانها جاری گشت و استفاده از آن گسترش کمی و کیفی فوق العاده ای یافت و این موضوع عملاً به خط قرمز بسیاری از سیاسیون کشور تبدیل گردید. نمونه هائی از عبارات مرتبط با آن به قرار زیر است:
-"نظام در مقابل غرب کوتاه نخواهد آمد"
-"من نخواستم از نظام عبور کنم"
-"من سرباز نظام هستم"
-"ما در چارچوب نظام فعالیت می کنیم"
-"نظام مقدس جمهوری اسلامی"
-و...
سؤال آن است که "نظام" دقیقاً به چه معنی است و کسانی که عبارات فوق و مشابه آنرا مکرراً بر زبان جاری میکنند و فعالیتهای سیاسی در جامعه را با مقیاس آن ارزیابی کرده و اندازه می گیرند دقیقاً چه منظوری از آن در ذهن خود دارند؟
"نظام"، از کلمه"نظم"ساخته میشود. "نظم"، به معنی قرار گرفتن مجموعه ای از محسوسات و مشهودات و موضوعات در کنار هم و در ارتباط با همدیگر بر اساس قاعده یا قواعدی مشخص و از پیش تعیین شده است. بر همین اساس، "نظام"نیز به معنی مجموعه ای از محسوسات و مشهودات و موضوعات است که بر اساس قاعده یا قواعدی مشخص و از پیش تعیین شده در کنار هم قرار گرفته و با هم مرتبط اند تا هدف یا اهداف معینی تحقق یابد.
میدانیم که اتومبیل مجموعه ای از محسوسات و مشهودات مانند سیلندر، میل لنگ، چرخ، باطری، فولاد، چرم، شیشه و ... می باشد که بر اساس قواعد مختلف و مشخصی چون"مکانیزم تبدیل انرژی گرمائی حاصل از احتراق بنزین به انرژی حرکتی اتومبیل"در کنار هم قرار گرفته و با هم مرتبط اند تا هدف حمل و نقل بار و مسافر تحقق یابد. بنابراین اتومبیل نمونه ای از یک"نظام"است.
با مدنظر قرار دادن تعریف مورد اشاره از کلمه"نظام"، اینک با روشنی بیشتری میتوان در مورد منظور سیاسیون ایرانی از اطلاق این کلمه و عبارات گوناگون مرتبط با آن به اظهار نظر پرداخت. با توجه به اینکه وقتی سیاستمداران ایرانی سخن از"نظام"بر زبان می آورند غالباً اشاره به سیستم سیاسی جامعه دارند لذا در نگاه اول چنین به نظر می آید که منظور آنان از "نظام"، طبق تعریف فوق الذکر مجموعه ای از مشهودات و محسوسات و موضوعات در کنار هم و در ارتباط با همدیگر است که بر اساس قواعدی معین در کنار هم قرار گرفته اند تا اداره امور حکومتی جامعه را به انجام رسانند. مشهودات و محسوسات و موضوعات این نظام، مواردی چون قانون اساسی و احکام شرع، قوانین مصوب مجلس، آئین نامه ها و دستورالعملها و بخشنامه های دولتی و ساختارهای مختلف اقتصادی و اجتماعی و سیاسی ساری و جاری در کشور از قبیل مجالس خبرگان و شورای اسلامی، شوراها اسلامی شهر و روستا، نهاد رهبری، قوای سه گانه، شورای نگهبان و وزارتخانه ها و ادارات مختلف دولتی بوده و محوریترین و مهمترین قاعده ای که بر اساس آن مشهودات و محسوسات و موضوعات یادشده در کنار هم و در ارتباط با همدیگر قرار گرفته و امور حاکمیتی جامعه را به انجام می رسانند پارادایم ولایت فقیه است.
شواهد و قرائن متعددی وجود دارد که نشان می دهد بسیاری از کسانی که ادعا میکنند"نظام"، خط قرمز آنهاست در عمل یا خودشان منشأ خدشه و حتی تغییرات اساسی در وضعیت موجود برخی از مشهودات و محسوسات و موضوعات یاد شده و همچنین قواعد مترتب بر هماهنگی میان آنها(مانند پارادایم ولایت فقیه)هستند و یا اینکه در مقابل ایجاد چنین تغییراتی بدست دیگران در آنها سکوت اختیار می کنند.
تغییر در قانون اساسی مصوب سال 58 در سال 68 و در نتیجه تغییر در شرایط رهبری، حذف نخست وزیری از سیستم اجرائی و سیاسی کشور و ایجاد تمرکز در مدیریت قوه قضائیه و تصویب وپیگیری اجرای سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی که معادل حذف عملی این اصل آنهم بدون طی مراحل مورد انتظار مربوطه از قانون اساسی است نمونه های واضحی از دست بردن در نظام حکومتی کشور به معنی فوق الذکر است. اما غالب کسانی که از خط قرمز بودن"نظام" و ممنوع بودن"ساختارشکنی"دم میزنند با ساختار شکنی بنیادی چون سیاستهای کلی اصل 44 قانون اساسی موافق بوده و بعضاً آن را از افتخارات خود بر می شمرند.
بنابراین به نظر می رسد که بسیاری از کسانی که "نظام"را خط قرمز خود اعلام میکنند منظورشان مخالفت با دست زدن به وضعیت موجود مشهودات و محسوسات و موضوعات سیستم حکومتی موجود کشور و یا پارادایمهای حاکم بر روابط میان اجزاء آن حتی اگر آن پارادایم، نظریه ولایت فقیه باشد نبوده و نظام به معنی فوق الذکر خط قرمز آنان نیست.به عبارت دیگر و به اصطلاح امروزیها، این دسته از افراد نگرانی از بابت تغییر در ساختارهای حقوقی قدرت و حاکمیت ندارند. بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که تلقی بسیاری از سیاستمداران فعلی کشور که عباراتی شبیه موارد ذکر شده در مقدمه یادداشت را مکرراً بر زبان جاری می کنند از کلمه"نظام"تعریف فوق الذکر نمی باشد. اگر چنین است پس آنان با اینهمه تأکید بر حفظ نظام و اصرار بر خط قرمز بودن آن، به دنبال پاسداری از چه پدیده ای هستند و یا اینکه رعایت و ملاحظه چه موجودیتی را در ذهن دارند؟
صرفنظر از برخی گرایشهای ضعیف که بعضاً از خدشه دار شدن پارادیمهای اصلی حاکم بر سیستم حکومتی موجود کشور نگران هستند و حفظ آنرا از خط قرمزهای خود قلمداد می کنند به نظر می رسد که در غالب موارد، منظور از کلمه"نظام"در نزد سیاسیون ایرانی، مشهودات و محسوسات و موضوعات سیستم حکومتی موجود کشور و همچنین پارادایمهای محرک آنها نبوده بلکه مقصود اصلی آنان در این زمینه اشخاص حقیقی متولی حاکمیت است. البته اشخاصی که در این ارتباط از آنان به"نظام"تعبیر میشود سیال بوده و لزوماً برای همه کسانی که از حفظ نظام صحبت می کنند یکسان نیستند و از گروهی به گروه دیگر کم و بیش فرق می کنند.
بنابراین ملاحظه میشود که در یک استنتاج منطقی از رفتارها و گفتارهای آن دسته از سیاستمداران کشور که تأکید زیادی بر حفظ نظام دارند چنین به نظر می آید که تلقی غالب آنان از کلمه"نظام"نه ساختارهای حقوقی قدرت بلکه ساختارهای حقیقی آن است. در واقع به نظر می آید که آنان نگران تغییر در ساختارهای حقوقی قدرت نیستند بلکه بیشتر به دنبال پاسداری از ساختارهای حقیقی قدرت بوده و در خوش بینانه ترین حالت رعایت و ملاحظه این ساختارها را مدنظر دارند و تنها در صورتی به ساختارشکنی در حوزه حقوقی قدرت معترض میشوند که تصور کنند آن ساختار شکنی به ضرر ساختارهای حقیقی قدرت تمام می شود ولی اگر فکر شود که شکستن ساختارهای حقوقی قدرت به نفع ساختارهای حقیقی قدرت خواهد بود در اینصورت حتی از دستکاری در اصلی ترین نظریه ساختارهای حقوقی قدرت نیز ابائی ندارند. هر چند که ممکن است برخی از این افراد دقیقاً متوجه این موضوع نباشندولی واقعیت عکس العملهای آنان برای ناظران بیرونی اینچنین است.
تسلط چنین رویکردی نسبت به ساختارهای قدرت در میان سیاسیون ایرانی است که باعث میشود در عین آنهمه تغییرات ساختار شکنانه در قانون اساسی، درخواست از شورای نگهبان به عمل به قوانینی که تصویب شده است و یا درخواست از قوه قضائیه به عمل به وظایف قانونی مسلم اش، توسط مدعی ترین فرد ساختارهای حقوقی قدرت که اتفاقاً قدرت اجرائی نیز دارد (در دوره اصلاحات) به "عبور از نظام" تعبیر میشود.
لازم به ذکر است که تقدم ساختارهای حقیقی قدرت بر ساختارهای حقوقی آن مختص حوزه سیاست نبوده و در اجزاء و بخشهای گوناگون جامعه کم و بیش ساری و جاریست. شخصاً بارها مشاهده کرده ام که وقتی برای ادراه و یا سازمانی تشکیلات اداری طراحی میکنند بعضاً بجای رعایت اصول نظری تقسیم کار در طراحی تشکیلات، برای افراد خاص و معینی پست و تشکیلات اداری تعریف میکنند. سر و دست شکستن برای مدیریت برخی فدراسیونها و یا تیم های ورزشی و یا شهرداری کلانشهرها از سوی کسانی که به لحاظ حقوقی جایگاههای بسیار بالاتری دارند، نمونه های دیگری از این پدیده است.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

عین الهی :

جناب اقاي پدرام وضع ازاین که شما می گوید بدتر است چون عده ای از دوستان اصولگرا نظام را مترادف رهبری گرفته اند و هرگاه بخواهند بگویند مثلا موضوعی مورد تایید رهبری است میگویند این به تایید نظام رسیده است در صورتی که نظام حکومتی علاوه بر هماهنگی درونی و بیرونی حاوی ارمانهای یک ملت است و برای رسیدن به ان تاکتبک های لازم است که نطر و رای همه مقامهای حکومتی جزئ آن تاکتیک هاست اگر این ترادف درست باشد با انتقال رهبری از فردی به فرد دیگر به معنی تغیر نظام خواهد بود خدا کنه ما به ادبیات فارسی اگاهی داشته باشم بعد حرف بزنیم

۲۸ مهر ۱۳۸۶ ۸:۰۲ بֽظֽ | Reply

امیر قدیمی :

با سلام و ادب خدمت جناب عبدی عزیز

متن زیبایی بود . و بنده نیز به عنوان یک جوان ایرانی با اون موافقم.


۲۸ مهر ۱۳۸۶ ۱۰:۲۳ بֽظֽ | Reply

نیما :

معنا ی واقعی نظام یعنی همان که بازجوهای آقای عبدی نظام تشخیص می دادند.

۲۹ مهر ۱۳۸۶ ۷:۱۶ قֽظֽ | Reply

سعید :

آقای عبدی با سلام
کاش می شد تحلیل شما را هم حتی به طور مختصر از ابلاغ پیام غرب به ایران توسط پوتین و استعفای آقای لاریجانی داشته باشیم.
ظاهراً نمی شود تلقی مثبتی از هیچ کدام از این دو رویداد به دست داد...
...........................................................
عبدی:
در یک جمله استعفای وی شکست سیاست دودوزه بازی و خدا و خرما خواستن وی است.این که بخواهند هم از قطعنامه ای خبر نباشد و هم غنی سازی کنند و با حرف و گفتگوی محض از این ستو به اون ستون پرید مدتهاست که عمر چنین سیاستی سرآمده است.سیاستهای وی از جمله اتلاف وقت یا گرایش به شرق و ...تماما با شکست مواجه شد.ضمنا کسی که موافق سیاستهای کلی در این زمینه نبوده معلوم نیست چرا سکاندار این سیاستها می خواست باشد؟

۲۹ مهر ۱۳۸۶ ۸:۳۶ قֽظֽ | Reply

با سلام :

نویسنده محترم،
لطفا در صورت عدم آشنایی با اصطلاحات، آنها را به کار نبرده و این چیزها را علامت فضل و سواد تلقی ننمایید.
تعریف شما از نظام کاملا غلط و مغشوش بود. اولا محسوسات خود شامل مشهودات مسموعات ملموسات ... می شود و تکرار مشهودات معنایی ندارد و حشو و زائد است. ثانیا موضوع در کنار این دو قرار نمی گیرد، موضوع در مقابل محمول است یا در مقابل حکم. ثالثا نظام لزوما امر محسوس نیست بلکه می تواند امر معقول باشد مثل نظام فلسفی کانت.
ندانستن این اصطلاحات عیب نیست اما کاربرد غلط آنها موجب اشتباه دیگران می شود و این عیب دارد. بهتر آنست که زبان رایج و محاوری را به کار بریم. ممنون.

۲۹ مهر ۱۳۸۶ ۱۰:۲۰ قֽظֽ | Reply

مصطفی1 :

در جواب اقا سعید و ادامه خلاصه نوشته جناب عبدی ذیل کامنت ایشان در باره استعفای اقای لاریجانی و سفر پوتین
انچه مسلم است این است که اجلاس سران کشور های دریای خزر تحت تاثیر سفر پوتین قرار داشت البته در مورد این اجلاس هم سخن فراوان است که اصلا باتوجه به تواقات ایران و شوروی در قراردادهای 1921 و 1940 اصلا لازم بوده یا نه چون در زمان سکوت بسر میبریم بماند برای بعد
اما استعفای لاریجانی نشان از سرعت وخامت بحران است جناح رادیکال با رفتن لاریجانی که البته میانه روی هم نداشت ولی اهنگی کند به وضعیت بحرانی داده بود اگر چه امدن ایشان با زیر سئوال بردن روحانی و عملکرد گذشته بود لیکن دستاوردی جز دو قطعنامه تحریم نداشت هرچند این افراد در این ماجرا تصمیم گیر نیستند بهر حال باید منتظر بود تا پیشنهاد پوتین در صورت صلاحدید منتشر شود لیکن از قرائن اینطور بر می اید که روسها در معامله با امریکائیها از کارت ایران بخوبی اسفاده کرده باشند زیرا چند روز پیش از سفر پوتین امریکایها اعلام کردند در مورد استقرار سپر ضد موشکی در مجارستان در صورت همراهی روسها در مناقشه هسته ای تجدید نظر خواهند کرد از این رو پیشنهاد روسها باحتمال زیاد همکاری با شورای امنیت و توقف غنی سازی است این را میتوان از جواب پوتین به در خواست قول راه اندازی نیرو گاه بوشهر فهمید که با تمسخر گفت (من فقط در کودکی یه مادرم قول میدادم ) بهرحال بنظر من با استعفای لاریجانی وخامت اوضاع سرعت خواهد گرفت و جناح رادیکال اصول گرایان بدون تلف کرد ن وقت و این شاخ وان شاخ پریدن بدون امید به شرق و بهره برداری از رقابت روسیه با اروپا و امریکا حرکت بجلو را در دستور دارند از این جهت بازگشتی و توقفی متصور نیست این فقط تحلیل مختصری بود که شاید بعضی ها با ان موافق نباشند و اصلا انتقاد نبود که روزه سکوت را بشکند

۲۹ مهر ۱۳۸۶ ۲:۱۲ بֽظֽ | Reply

سارا :

ظاهرا دیگر کامنتهای ذیل مقاله آقای سجادی را , به هر دلیل, چاپ نمی فرمایید .
ایشان نوشته بودند: " جناب آقای عبدی این خاطره را از آن جهت بازگو کردم که جنابعالی نیز این اصل را در سایت ارزشمندتان جای بیاندازید تا دوستانی که علاقه مند به مشارکت در مباحث منتشره در آن هستند با حفظ حداقل ها مانع از آن شوند تا خدای ناکرده حرمت و شان آن سایت تا سطح نازل ... میامی تنزل یابد."
میخواستم نظر خود را در این خصوص تقدیم کنم ولی چه فایده, ممکن است شما اینجا هم اگر در مورد این جمله نظری نوشته شود , چاپ نکنید فقط ... ولش کن! شاید هم واقعا خیلی زود در حال جا انداختن آن اصل بازگو شده هستید؟ و موقع خداحافظی ما با این سایت که امید آینده مان شده بود؟
...........................................................
عبدی:
بله امیدوارم از سایتهای دیگر نا امید نشوید.اما دلیل عدم درج کامنت شما را دوست ندارم در اینجا اعلام کنم اگر آدرسی اعلام می کردید بطور شخصی می گفتم.البته اگر هم دوست داشتید می توانم از همین طریق هم بگویم انتخاب با شماست.در هر حال پاسخ در ذیل همان پست خواهد بود.

۲۹ مهر ۱۳۸۶ ۳:۳۱ بֽظֽ | Reply

فرزاد -ق :

بنظر میرسد آقای پدرام برای نوشتن این متن بسیار بر خود , خودسانسوری روا داشته ا ند , آیا اینطور نبوده؟
شایسته گفتن که متن ها و نوشته های حاوی خود سانسوری زیاد اثر بخشی لازم را نخواهد داشت.
به هر حال احساس من بعنوان ناظر بیرونی اینچنین بود.

۲۹ مهر ۱۳۸۶ ۳:۴۴ بֽظֽ | Reply

محمد حسين :

اگر مي خواهيد دربارهء وضعيت كشور بروز شويد و قرينه اي بر استعفاي جناب لاريجاني پيدا نمائيد،توصيه مي نمايم مصاحبهء اين جناب سردار محترم سپاه كه فرماندهءتوپخانه ان نهاد هم هستند را بخوانيد .
حقيقتآ يك مسئلهء ان براي من حل نشده است كه چگونه ما مي توانيم با موشكهاي با برد 250 كيلومتر مواضع دشمنمان را بزنيم؟
مگر دشمن نظام ما كسي جز اقاي جورج بوش است؟ ايشان كه تا كشور ما دستكم ده هزار كيلومتر فاصله دارد.
http://emruz.biz/ShowItem.aspx?ID=10556&p=1

۲۹ مهر ۱۳۸۶ ۵:۵۰ بֽظֽ | Reply

دعوی بر سر تحریف تاریخ معاصر :

حتما در خبرها خوانده اید که هفته گذشته آقای صانعي طي سخناني در جمع اعضاي سازمان مجاهدين انقلاب، نسبت به «خطر تحريف تاريخ انقلاب» هشدار داده (: «بايد تلاش كنيم به همه بفهمانيم كه خدا كسي را در امور سياسي، قيم مردم قرار نداده است و خداوند مردم را حاكم بر سرنوشت خويش قرار داده است») هشدار داده بودند و سپس با اشاره به موضوع اطاعت از اولي الامر و شمول خطاب اولي الامر افزدوه بودند: «زماني در مجلس دوم عنوان شد كه اولي الامر، علما يا امام امت (سلام الله عليه) را نيز شامل مي شود كه امام بلافاصله پيغام دادند آيات و رواياتي كه در اين خصوص وارد شده است مخصوص به معصومين عليهم السلام است و فقها و علماي بزرگ اسلام هم در آنها شركت ندارند، چه رسد به مثل اينجانب».
بعد از بیان این نظر , عده ای که همیشه خود را کاتولیک تر از پاپ و مخصوصا در این زمینه برای استفاده های خاص خود, شدیدا ملا لغتی شده و کاری هم به ناسخ و منسوخ و شمای کلی شخصیت قبل و بعد و این حرفها در مورد افراد و امام خمینی ندارند نوشتند: .... ايشان ( آقای صانعی دادستان انقلاب) در بخشي از سخنان خود به نظريه اي از حضرت امام (ره) استناد كرده و به گونه اي غيرمنتظره و تعجب آور، نظر مبارك امام راحل (ره) را تحريف كرده بودند كه با توجه به اهميت موضوع نمي توان از كنار آن با بي تفاوتي عبور كرد، مخصوصاً آن كه اين تحريف دقيقاً به نفع جريان منحرف و خطرناكي صورت پذيرفته كه حضرت امام (ره) در طول حيات طيبه خويش بارها خطر آن را گوشزد فرموده و به مردم و مسئولان نظام درباره آن هشدار داده بودند.
در این رابطه چند سؤال مطرح است :
1- چگونه میتوان به صحت سخنان آیت الله صانعی که یکی از مسؤلان اوایل انقلاب و از همکاران بنیانگذاری این نظام بوده اند( جهت یادآوری اهمیت نظر ایشان قسمتی از زندگینامه ی آقای صانعی : ايشان در امتحانات سطوح عالى حوزه در سال 1334 ش، رتبه اول را احراز نمودند و مورد تشويق مرحوم آية الله العظمى بروجردى(قدس سره) قرار گرفتند.
از همين سال بود كه با توجّه به ويژگيهاى منحصر به فرد درس خارجِ حضرت امام خمينى سلام الله عليه، در آن شركت نموده، توانستند با نبوغ و جدّيت خود، تا سال 1342 به طور مستمر از حوزه درس اصول و فقه و مبانى مُتقن حضرت امام بهره برده، در زمره شاگردان برجسته ايشان قرار گيرند. حضور فعّال در درس خارج امام سلام الله عليه طى ساليان دراز و ممارست فراوان نسبت به فراگيرى مبانى و تحقيقات آن بزرگوار، اِشراف ايشان را بر ديدگاه هاى فقهى و اصولى امام را به درجه اى رساند كه به تعبير خودشان، در حدّ شعور مبانى بود و از حدّ صِرف دانستن، بالاتر.) شک و به صحت ادعاهای کسانی همچون آقای حسین شریعتمداری که این سخنان را تحریف تاریخ میداند, ایمان داشت؟
2- چرا این هشدار در مورد تحریف تاریخ سی ساله گذشته به ادعای سرمقاله نویس روزنامه ی کیهان به نفع جریان مجاهدین انقلاب اسلامی که خود یکی از جریانات درگیر درمسایل و رخدادها و اتفاقات و یکی از خشت روی خشت گذاران اوایل بنیانگذاری این نظام بوده قلمداد شده است؟؟
3- در کجا امام, خطر مجاهدین انقلاب اسلامی که برای از میدان بدر بردن گروههای مخالف از صحنه ی انقلاب تشکیل شدند به مردم و مسؤلان نظام گوشزد کرده اند؟ آیا یکی از این مسؤلان که میباید این گوش زد ایشان را شنیده باشد و عکس العمل داده باشد همین آقای صانعی "داد" ستان انقلاب نمیباید بوده باشند؟
4- آقای عبدی, بین این دو روایت از تاریخ سی ساله و انقلاب ( در مورد این قسمت از تاریخ معاصر مطمانم دیگر میتوان این سؤال را با شما مطرح کرد) بعنوان یکی از دانشجویان مستقل شده ی معروف به خط امام , میتوانید برای کنجکاوان تاریخ بگویید کدام روایت, این روایت( : حضرت امام (ره) برخلاف نظر آقاي صانعي و همانگونه كه خود بارها فرموده و براي نظر خويش دلايل محكمي ارائه كرده اند، اطاعت از ولي فقيه را در ادامه اطاعت از اولي الامر مي دانند و البته همواره تاكيد مي فرمايند كه «منزلت» ولي فقيه قابل مقايسه با منزلت معصومين عليهم السلام نيست، چه رسد كه مشابه آنها باشد، اما در اداره حكومت اسلامي، ولايت «ولي فقيه» همان ولايت معصومين عليهم السلام است. به بخشي از فرمايشات امام راحل (ره) در اين باره توجه كنيد؛«...تمام اختياراتي كه براي امام به عنوان حجت خداوند بر مردمان وجود دارد عيناً براي فقها كه از جانب امام به عنوان حجت بر مردمان تعيين شده اند نيز جاري است... ولايت كه از شئون نبوت است به عنوان ارث به فقها مي رسد... فقها اوصياي دست دوم رسول اكرم (ص) هستند و اموري كه از طرف رسول الله به ائمه واگذار شده براي آنان نيز ثابت است و بايد تمام كارهاي رسول خدا را انجام دهند چنان كه حضرت امير انجام داد... فقها از طرف رسول الله (ص) به خلافت و حكومت منصوبند.» صحيفه نور جلد 10 ص 15 ) یا این روایت و نظر آقای صانعی (: «بايد تلاش كنيم به همه بفهمانيم كه خدا كسي را در امور سياسي، قيم مردم قرار نداده است و خداوند مردم را حاكم بر سرنوشت خويش قرار داده است») کدامیک به شخصیتی که شما از امام در ذهن دارید نزدیکتر است؟
با سپاس پیشاپیش از جواب مبسوط شما
امید
..............................................................
عبدی:
نظرم را در مقاله انخاب یا انتصاب بیان کرده ام.اما به لحاظ منطقی هر کس می تواند مطابق رای و نظر خود فرد معینی را ولی فقیه خود بداند و حدود اختیارات اعلام شده او را بپذیرد اما هیچ دلیل شرعی برای تسری این فرد و اختیارات مورد نظرش به دیگران و لزوم تبعیت دیگران از آو ندارد .در نظام اجتماعی همانطور که قانون اساسی هم معرف آن است همه چیز بر اساس توافق است و لا غیر.از توافق هم هر چیزی در آید شرع به معنای مورد نظر آقایان در نمی آید چون توافق یعنی عرف و قرارداد .



۲۹ مهر ۱۳۸۶ ۸:۴۰ بֽظֽ | Reply

مسعود صارمی :

حس میکنم معنی نظام را تا اندازه ای می فهمم ؛ ولی این مطلب را نمی فهمم که چطور میتوان گفت در یک نظام, جابجایی افراد, مخصوصا افرادی در سطح ریاست شورای عالی امنیت کشور هیچ تغییری در اجرایی شدن یک سیاست نداشته که نمايندگان مجلس شوراي اسلامي در واكنش به جابجايي در شوراي عالي امنيت ملي تأكيد كردند: "اين جابجايي ها هيچ تأثيري در سياست هاي كلان هسته اي جمهوري اسلامي ايران ندارد؟"
آیا در یک نظام , افراد در حکم یک دگمه و یا یک مهره نگاه میشوند؟ که رفت و آمدشان هیچ تغییری را بوجود نیاورد؟ یا این حرفها هم مثل بقیه حرفها , حرف مرده است که از طرف نمایندگان مردم بیان میشود ؟ و باید از این حرفهای ایز گم کنی هم ترسید؟

۲۹ مهر ۱۳۸۶ ۸:۵۴ بֽظֽ | Reply

حبیب :

نویسنده گرام خوب مطلب را پرداخت نموده بودید! ساختار فیزیکی یا حقیقی قدرت مرجع و رفرنس و مبنی است و نظام حقوقی باید خود را با آن تنظیم کند.
شنیده ام که وهابیون عدل را به آن صورت که ما قبول داریم قبول ندارند . آنها بر این عقیده اند که هر کاری خدا بکند عدل است و مشیت الهی عین خود عدل ولو با عقل خُرد و خاکی ما نا عادلانه به نظر آید . روی این اصل عدل را نباید با معیار های مرسوم ما انسانهای متعارف تعریف کرد بلکه هر آنچه اراده و مشیت الهی است عین عدل است. بسط مطلب و نتیجه گیری از این ببعد دشوار نیست.
اما امروز یکشنبه ، روزنامه تایم خبر مفصلی راجع به عملیات نیروهای ویژه ی انگیس در داخل مرزهای ایران و در گیری آنان با واحد های نظامی ایران ، طی چند ماهه اخیر داشت.این روزنامه افزوده است که خبر ی از تلفات طرفین در دست نیست .همین نشریه افزوده است که این درگیریها در چند ماهه اخیر و در رابطه با جلو گیری از قاچاق اسلحه به انسوی مرز رخ داده است. ولی اضافه کرده است که نیروهای امریکائی هم، عملیاتی را در داخل مرز های ایران انجام داده و میدهند که هدفشان نه جلوگیری از قاچاق اسلحه بلکه عملیات مقدماتی به قصد حمله نظامی وسیعتر است.
آیا باز هم میتوان گفت امریکا توپ تو خالی در میکند؟ و اگر توپ تو خالی نباشد چی؟؟





۲۹ مهر ۱۳۸۶ ۹:۲۴ بֽظֽ | Reply

:

معنی نظام یعنی این: مراسم معارفه سرپرست جديد دانشگاه شهيد بهشتي صبح ديروز در حالي برگزار شد كه رئيس و هيئت رئيسه سابق دانشگاه در اين مراسم حاضر نشدند.

۲۹ مهر ۱۳۸۶ ۹:۴۰ بֽظֽ | Reply

:

بعد از پست مطلب قبلی متوجه شدم سؤال خود را از شما فراموش کرده ام .
با عرض پوزش دوباره
جناب مهندس سرپرست جديد دانشگاه شهيد بهشتي در سخنانش تاكيدداشت : مسئولان كشوري شروطش را براي قبول رياست او پذيرفته اند. او شرط خود را كمك مسئولان به زيرساخت هاي دانشگاه دانست و اعلام كرد: مسئولان كشوري قول داده اند كه به كمك دانشگاه بيايند و با پذيرش اين شرط من حاضر به قبول اين مسئوليت شدم.
بنظر شما این چنین چیزی امکان دارد ؟ که مسؤلان نظام , شروط کسی را قبول کنند؟ آنهم در موقع دادن چنین مسؤلیت هایی؟ آیا تا بحال این فرد نبوده که مببایست شروط نظام را برای دارا بودن چنین امکاناتی قبول میکردند؟

۲۹ مهر ۱۳۸۶ ۹:۴۹ بֽظֽ | Reply

:

آقای احمدی نژاد گفته اند: " دنبال اصلاحات بنيادين و کارهای بزرگ در کشور هستيم "
اگر واقعا اینچنین است پس چرا از اصلاح طلبان تقاضای مشارکت نمیکنند؟

۳۰ مهر ۱۳۸۶ ۵:۰۹ قֽظֽ | Reply

صادق کمالی :

یکصد سال است مردم برای برقراری قانون و ایجاد نظامی مبتنی بر آن , مبارزه , آرزوی داشتن آن روزی را دارند که در مملکتشان " قانون" بجای "سلیقه" و "نظر و خواست یک نفر" بر همه ی امورشان حاکم باشد . در این حال و هوای خواستن و داشتن آرزو , آقای احمدی‌نژاد در نشست مشترک دولت و مجلس , با آوردن شاهد خود ادعا کرده , گفته اند: طبق آمارهای مجلس، دولت نهم قانونمندترين دولت بوده است زيرا کمترين مصوبات مغاير با قوانين و بيشترين اصلاحات را داشته است.
آقای عبدی شما نیز همچون ما آرزوی رسیدن به چنین روزی را داشته و دارید , آیا این ادعا , قابل نفی یا اثبات هست؟

۳۰ مهر ۱۳۸۶ ۶:۱۰ قֽظֽ | Reply

مصطفی :

دوست مورد احترام ناشناس رجز خوانی همیشه برای ترساندن طرف مقابل نیست گاهی هم ممکن است مصارف داخلی داشته باشد تصوری که عوام از موشک دارند مهم است البته گاهی هم برای بالا بردن روحیه خود بکارمیرود

۳۰ مهر ۱۳۸۶ ۱۱:۲۴ قֽظֽ | Reply

پ - ص :

هر تشکیلاتی که برای انجام اموری سازمان داده میشود برحسب تقسیم وظایف دارای چارت سازمانی میشود اجزای تعریف شده این چارت وظایف مشخصی داشته و ارتباط تنگاتنگ و تعریف شده ای خواهند داشت در تمام کشور ها این تعاریف و این چارت کما بیش وجود دارد و کما بیش هم شکل و در خیلی از قسمتها هم نامند در اداره یک کشور معمولا از سه تشکیلات مجزا بنام قوای سه گانه نام برده میشودکه در عین استقلال نوع ارتباط تعریف شده ای با هم دارند مجموعه این تشکل ها و قوانین حاکم بر انها ، نوع ارتباط ، حدود مسئولیت ها و طریقه تصدی پست ها و مقامها بلحاظ اینکه توسط قانون مشخص شده و از نظم قانونی متابعت میکند نظام و چون این تشکیلات منظم مسولیت اداره کشور را دارند نظام حکومتی نامیده میشوند همچنان که اقای پدرام فرمودند این تشکیلات دارای مسئولیتهای تعریف شده ای هستند که شخصیت های حقو قی این چارت را تشکیل میدهند مانند وزرا ، استانداران ، رو سای سه قوه مجریه و مقننه و قضائیه و رهبری در نظام حکومتی ایران. هر یک از این جایگاهها که توسط اشخاص حقیقی اشغال میشود اعتبار حقوقی خود را مستقل از اشخاص حقیقی خواهند داشت بنا بر این این افراد نیستند که به این مناصب اهمیت و اعتبار می بخشند بلکه این پستها هستند که به افراد اعتبار میدهند
اگر این استقلال اعتبار شخصیت های حقوقی از حقیقی رعایت نشود نظم و اعتبار ناشی از قانون خود را از دست داده وذیل اراده اشخاص حقیقی تعریف میشوند در این صورت ارتباط نظام مند انها در تشکل اصلی از بین رفته و تعریف نظام حکومتی خدشه دار شده و دیگر بیانگر نظام نخواهد بود . روش تصدی پستها در هر نظامی و قوانین حاکم بر شخصیتهای حقوقی و همچنین دایره اختیارات و مسئولیت انها و مهمتر مرجع پاسخگویی انها معرف نوع و روش حکومتی انها ست اگر تصدی پستها ناشی از حق انتخاب مردم باشد روش و نظام حکومت مردم سالار خواهد بود و مسئولیتها بعهده اشخاص حقوقی است و اگر تصدی این پستها انتصابی بوده و درمقابل اختیارات مسئولیت در نظر نباشد و یا از تناسب منطقی پیروی نکرده و پاسخگویی مستقیم یا غیر مستقیم به نهاد های مردمی نداشته باشند نظام نظامی غیر دمکراتیک خواهد بود . در یک نظام غیر دمکراسی بلحاظ اینکه اشخاص حقیقی پستها و اختیارات را تعریف میکنند و در این راه اختیارات قانونی را نادیده گرفته و خود محور و خود رای شده و برای خود اختیارات فرا قانونی قائل میشوند موجب گسستگی گره های ارتباطی تشکیلات را فراهم کرده و موجبات فرو ریزی نظام را فراهم میکنند بهمین جهت است که حکومتهای غیر مردم سالار قادر به حفظ نظم وارتباط درون تشکیلاتی نبوده و کارایی لازم را ندارند زیرا بشدت رابطه مند شده قدرت ودایره انتخاب خود را محدود وتضعیف میکنند در این حالت حکومت بشدت متکی به فرد میشود و چون در شرایط امروز جهانی دامنه تشکیلات اداره کشور بسیار وسیع و تمرکز قدرت و اداره همه امور بااراده یک شخص غیر ممکن است این حکومتها در ذات خود بی ثبات بوده و عمری کوتاه خواهند داشت و همواره در بحران بسر برده و کارایی لازم برای اداره امور را ندارند


۳۰ مهر ۱۳۸۶ ۴:۴۴ بֽظֽ | Reply

مسعود صارمی :

از طریق خواندن کامنت ها متوجه شدم
نمیدانم چطور شخصی , آنهم خارج دیده بخود حق میدهد چنین توصیه ای را به دیگری بکند: "... جنابعالی نیز این اصل را در سایت ارزشمندتان جای بیاندازید که .... "
اگر سایت ارزشمند است , دیگر چه جای انداختنی؟
اگر سایتی موفق و ارزشمند است ,.... دلیل آن بخاطر همین آزادی در ابراز نظر و دیدگاه و عقیده و مشارکت همه ی نظرات با هم است است وگرنه اگر بنا باشد توصیه کسی مبنی بر حذف نظرات خاصی اعمال بشود که میشود همان سایت هایی که بود و نبودشان یکی است.
به هر حال به این هموطن عزیز که ظاهرا از امکانت خوبی نیز در خارج از کشور برخوردارند پیشنهاد میکنم بد نیست شما نیز سایتی را با نام و عکس خود راه اندازی کنید تا اگر برای کسی آبی نداشت لااقل وزن و اندازه ی نظرات خود را در آن مورد ارزیابی قرار داده باشید.
............................................................
عبدی:
البته هر سایتی ولو خوب و مورد استقبال هم می توان خطاهائی داشته باشد و این توصیه(فارغ از درستی و غلطی آن) نمی تواند نافی آن ویژگی ها باشد.

۳۰ مهر ۱۳۸۶ ۹:۰۸ بֽظֽ | Reply

Ali :

موضوع استفاده کردن از لغت نظام برای سیستم حکومتی تازه تاسیس در آن سالها، استفاده از لغت رژیم بطور منفی برای سیستم شاهنشاهی آن دوران بود و این لغت بار منفی پیدا کرده بود و لذا لغت نظام جایگزین لغت رژیم گردید تا بار منفی لغت رژیم گریبانگیر جمهوری اسلامی نگردد و مدتی است که از لغت مقدس نیز بهره برده میشود تا جنبه قدسی به آن داده شود . نمی دانم در آینده اگر قرار باشد سیستم جدیدی جایگزین شود از چه لغتی استفاده خواهد شد تا بار منفی رژیم و نظام دامنگیر آن نشود همچنین لغت مقدس در نزد افکار عمومی چه وضعیتی خواهد یافت.

۱ آبان ۱۳۸۶ ۰:۰۲ قֽظֽ | Reply

مهرگان :

در خاطر دارم فتويي از حضرت امام را كه فرمودند "حفظ اسلام از اوجب واجبات است" . در آن شرايط فتوي بدين معنا بود كه اگر بعضي از احكام يا قوانين شرعي باعث وهن اسلام ويا مطرود شدن اسلام مي‌گردد . بخاطر حفظ اسلام بايد از انجام آن واجب گذشت (مانند حكم رجم زناي محصنه). والبته اين فتوي مي‌توانست بسياري از مشكلات جمهوري اسلامي را مانند حقوق بشر و ... حل كند. اما فكر مي‌كنيد از اين فتوي چه استفاده‌اي شد.
چند سال پيش در جلسه‌اي اين صحبت را مطرح كردم يكي از آقايان كه تقريبا در رده‌هاي بالا كار مي‌كنند و بعضا با آقايان در حكومت هم تماس دارند. در جواب گفتند : بعد از اين فتوي سران نظام به خدمت امام رسيدند و از ايشان پرسيدند منظور شما از حفظ اسلام چيست؟ ايشان در جواب گفته‌اند همين نظام اسلامي ما .
من نمي دانم كه واقعا اين تعبير را از اسلام كرده‌اند يا خير ! اما برداشت آقايان خيلي جالبتر بوده است.
براي حفظ نظام (البته همان نظام حقيقي) مي‌توان هر واجبي را انجام نداد و البته يك تيكه هم به ‌آن اضافه كرده‌اند و آن اينكه هر حرامي را هم مي‌توان انجام داد. مانند محدود كردن آزادي‌هاي اجتماعي و ...
خوب اگر اين فتوي هم نبود فرقي نمي‌كرد كه باب توجيه وسيع و بهر الطلبه اوسع
..............................................................
عبدی:
اصل گفته حفظ نظام است و نیازی به آن تفسیر نبوده است.

۱ آبان ۱۳۸۶ ۹:۳۵ قֽظֽ | Reply

پ - ص :

در کامنت قبلی عرض کردم که حکومت های غبر دمکرات در ذات خود نا پایدار بوده و عمری کوتاه دارند . بعد از جنگ اول و شکست امپراطوری های اطریش ، المان و عثمانی نقشه جغرافیایی قسمتی از اروپا و خاور میانه که تحت سلطه این امپراطوریها قرار داشتند کاملا دگر گون شد و کشورهای تازه ای پدیدار شدند در اروپا سرنوشت انها تحت تاثیر نتیجه جنگ دوم جهانی ان شد که اکثر این کشورها که در شرق اروپا بودند تحت سلطه روسها نظام کمونیستی بر انها تحمیل و تشکیل بلوکی دادند که به بلوک شرق معروف شد نظام حکومتی انها تحت نفوذ شوروی قرار داشته و استبدادی تک حزبی بودند اما در بخشهای دیگر جهان از جمله خاورمیانه تشکیل حکومتهای جدید بدلیل انکه تحت نفوذ غرب لیبرال بودند استبدادی وابسته در انها شکل گرفت با نگاهی به تاریخ کوتاه انها این مسئله کاملا روشن است که تغییرات در انها توسط کودتای نظامی صورت میگرفته و کودتا چیان که خود را انقلابی و منادی ازادی می خواندند انگیزه عمل خود را مبارزه با فساد عوامل حکومت و فقر توده مردم اعلام کرده و در اغلب موارد به قتل و کشتار حاکمان قبلی و طرفدارانشان دست زده و این اعمال را اجرای عدالت و محو عوامل فساد و تضییع کنندگان حقوق مردم عنوان میکردند اما در باطن مبارزه انها برای تصاحب منابع ثروت و قدرت بود و بزودی خود همان راهی را میرفتند که کشته شدگان قبلی رفته بودند.
امروزه علم ژننتیک و وراثت ثابت کرده که ژنها عامل انتقال رفتار ها و خصوصیات از نسلی به نسل دیگر هستند شاید بتوان گفت که خصوصیات رفتاری همسان در حکومتهای استبدادی چه از نوع حزبی و چه غیر ان حاصل فعالیت ژنها و عملگرهای مشابه ایست که در ذات انها نهفته است حکومتهای استبدادی در افریقا ،امریکای لاتین ،شرق دور و خاورمیانه اروپای شرقی در هر کجا که باشند رفتار های مشابه دارند از این رو سرنوشت مشابهی هم خواهند داشت لیکن در شرایط زمان و عصر ارتباطات محکوم به رفتن به بایگانی تاریخ هستند شاخصه های رفتاری این حکومتها فساد روز افزون هرج و مرج ناشی از اعمال فرا قانونی افراد جنگ پنهان و اشکار بجای رقابت بر سر پستها و مناصب ،بیماری مزمن اقتصادی، قدرت و نفوذ بیش از اندازه نظامیان، گسترش فقر و نا امنی ، گسترش قاچاق ، اختناق و ........ حتی در نوع مبارزه با مخالفین هم رفتار مشابه است مصاحبه ها و اعترافات تلوزیونی وجود مراکز پنهان و غیرقانونی برای دستگیری و شکنجه مخالفین ، خودسری عوامل اعمال قدرت و سوء استفاده از موقعیت شغلی برای کسب ثروت در تمام سطوح قدرت و همراهی عوامل قضایی (در زمان پهلوی اول و دوم مصادره زمینها و اموال در شمال وتهران) تمام این عوامل که افسار گسیخته و غیر قابل کنترل به پوساندن پایه های قدرت مشغولند سرنوشت محتومی را رقم میزند که چیزی کمتر از فرو پاشی نیست

۱ آبان ۱۳۸۶ ۱۰:۰۰ قֽظֽ | Reply

مسعود صارمی :

آقای لاريجاني در اولين اظهارنظر خود پس از استعفا از دبيرخانه شوراي عالي امنيت ملي , در جمع خبرنگاراني كه به منظور پوشش ديدار ایشان و آقای سعيد جليلي با سولانا حضور يافته بودند در مورد علت استعفای خود يادآور شده بودند:" رسانه هاي غربي روش هاي تصميم گيري در نظام ما را بدرستي نمي شناسند."
سؤال اینجاست که آیا این حسن نظام کشور ماست که رسانه های غربی روشهای تصمیم گیری در نظام جمهوری اسلامی ما را بدرستی نمی شناسند یا عیب نظام حاکم بر ما؟ اگر مردم داخل کشور هم , این روشهای تصمیم گیری را بدرستی نشناسند, چه؟
و سؤال بعدی در همین راستا
آقای «سعيد جليلي» دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران نيز كه به منظور گفت وگو با «خاوير سولانا» مسئول سياست خارجي اتحاديه اروپا به رم سفر كرده است، در اظهاراتي در خصوص ديدار امروز هيئت جمهوري اسلامي ايران با مسئول عالي سياست خارجي اتحاديه اروپا گفته اند: بحث هسته اي از موضوعاتي است كه در مورد آن در كشور ما يك اجماع و وفاق ملي وجود دارد. روندي كه تاكنون طي شده است مورد نظر همه آحاد ملت و جريان هاي علاقمند به نظام و كشور بوده است.
سؤال اینجاست که آیا رسانه های غربی ندیده اند که در این مورد رفراندمی منتج به برداشت این اجماع همچون روسری داشتن یا نداشتن زن زییس جمهور ترکیه, صورت نگرفته است؟ آیا در اینجا هم میتوان گفت رسانه های غربی روشهای شناخت افکار مردم را در نظام ما بدرستی نمیدانند؟

۲ آبان ۱۳۸۶ ۱۰:۵۰ قֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/703