آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۲ آبان ۱۳۸۶

بپاخيزيد!

25 مهر روز جهاني ريشه‌كني فقر بود و سازمان ملل متحد شعار «بپاخيزيد» را براي تاکید بر اهميت اين موضوع انتخاب كرد. جامعه ما هم مثل بسياري از كشورهاي در حال توسعه با چهره كريه اين پديده مواجه است و اين مسأله مختص دیروز و امروز نيست، و لذا اگر در، همچنان بر همان و همين پاشنه بچرخد، باز هم کماکان شاهد آن خواهيم بود.
در جامعه ما مشكل فقط به وجود فقر محدود نمي‌شود. شايد مسأله مهمتر ديگري هم در اين ميان وجود دارد. اگر به اطراف خود توجه كرده باشيم، حتماً كساني را ديده‌ايم (اگر خود هم از آنها نباشيم) كه وضع چندان نامطلوبي ندارند، و حتي به عبارتي جزو طبقه متوسط محسوب مي‌شوند، اما در عين حال فاقد آرامش‌خاطر نسبت به وضعيت معيشت خود هستند، و در اين زمينه نوعي التهاب و حتي عصبانيت از خود بروز مي‌دهند. به عبارت ديگر مي‌توانم بگويم كه ما در جامعه خود با دو نوع فقر مواجه هستيم يك فقر بالفعل و ديگر فقر بالقوه (اين دو اصطلاح را صرفا براي توضيح نكته مورد نظرم استعمال كرده‌ام و فاقد اعتبار علمي است). منظور از فقر بالفعل، نداشتن درآمد كافي نزد عده‌اي از مردم براي گذران حداقلي از زندگي آنان است به نحوی که در زندگی شرمنده نباشند، كه معمولاً این شکل از فقر با عدد و رقم مشخصي بيان مي‌شود. اما فقر بالقوه احساس بي‌اعتمادي نسبت به آينده است. اين احساس ممكن است حتی نزد كساني كه الآن فقير محسوب نمي‌شوند شديدتر از افراد فقير باشد. احساس اين كه مبادا در آينده دچار فقر و ناداري شویم مي‌تواند به همان اندازهء احساس فقر فعلي و حتي بيشتر از آن ،مسأله‌ساز باشد.
اين دو فقر در ذيل اعتقاد به يك گزاره ديگر كه نادعادلانه بودن فقر در جامعه ايران است، موجب بروز روحيه ناآرام و مستأصل در ميان افراد جامعه ما شده است. در اين يادداشت مي‌كوشم در مورد هر يك از موارد فوق توضيح مختصري ارايه كنم.
فقر بالفعل در جامعه ايران را مي‌توان از آمارهاي هزينه خانوار به روشني ديد. در سال 1384 كه (آخرين آمار موجود ،مربوط به اين سال است)؛ نزديك به 18 درصد خانوارهاي شهري دارای هزينه ماهانه كمتر از دويست هزار تومان بوده اند. اين وضع براي خانوارهاي روستايي به گونه‌اي است كه نزديك به 30 درصد آنان ماهانه زير يك صد هزار تومان هزينه داشته‌اند. از آنجا كه همه ما به صورت عادي با هزينه‌هاي جاري سروكار داريم، به خوبي مي‌دانيم كه زندگي با چنين مبالغي بويژه براي خانواده‌هايي كه فاقد مسكن هستند (و عموماً هم اين اقشار در شهرها سکونت دارند) تا چه حد مشكل و حتي غير قابل تصور است. فراموش نكنيم كه اين اقشار به دلايل متعدد بيش از طبقه متوسط و مرفه در معرض بيماري و حتي حوادث ناخوشايند هستند و كمتر نيز از سازوكار بيمه‌هاي درماني مناسب برخوردارند و كافيست كه يك بيماري يا حادثه چون جرقه‌اي به خرمن زندگي فقيرانه آنان زده شود و اوضاع را بدتر كند.ابعاد این فقر به دلیل افزایش شدید در هزینه مسکن و اجاره آن طی دو سال اخیر احتمالا بدتر هم شده است و حتی مقامات رسمی هم این واقعیت را بناچار اعلان کرده اند.
نگراني از فقر بالقوه گريبان بخش مهمي از جامعه را گرفته است. منشا اين فقر نيز در درجه اول تورم است. كساني كه زندگي را در دهه چهل به ياد دارند، مي‌توانند آن را با دهه پنجاه مقايسه كنند. در دهه پنجاه رژيم گذشته، درآمدهاي نفتي و رشد اقتصادي موجب افزايش درآمدهاي مردم نسبت به دهه چهل شده بود، اما آن آرامشي را كه در دهه چهل مي‏شد نزد مردم ديد و لمس كرد در دهه پنجاه نبود، چرا كه در آن دهه تورم در برخي سال‌هاي حتي نزديك به صفر بود و كل تورم در دهه چهل حتی كمتر از تورم 25 درصدي سال‌ 1356 بود.کل تورم در دهه چهل یعنی طی ده سال فقط 23 در صد بود اما فقط طی 6 سال از سال 50 تا 56 بیش از 120 در صد تورم داشته ایم.این رقم برای سالهای 70 تا 76 به بیش از 400 درصد رسید!
وضعيت تورم در ايران كه از حدود سال 1353 آغاز شده است، و اكنون پس از سه دهه نيز ادامه دارد و به صورت عادتي درآمده كه كليه وجوه زندگي جامعه را تحت تأثير خود قرار داده و ترس و نگرانی از فقر بالقوه را به عنوان عنصري مهم در زندگي بسياري از مردم وارد كرده است. شايد در ميان كشورها، كمتر كشوري را بتوان يافت كه تا اين حد طولاني مدت دچار تورم مزمن شده باشد، گرچه ارقام تورم در ايران هيچگاه به اندازه تورم در برخي سال‌هاي كشور تركيه يا برخي كشورهاي آمريكاي لاتين و نيز وضع امروزي تورم در زيمبابوه نبوده و بيشترين رقم آن حدود 100 درصد در مجموع دو سال 1373 و 1374 است، اما تداوم اين تورم آثار بسيار مخربي را بر تشدید و مزمن شدن احساس فقر بالقوه كه احتمالاً اثرات مخرب‌تري نسبت به فقر بالفعل دارد، برجاي مي‌گذارد.
گزاره اعتقاد به ناعادلانه بودن وجود فقر در ايران نيز مسأله مهمي است. اگر به زندگي مردم در برخي كشورها مثل هند نظری بیندازیم، مي‌بينيم كه وضع زندگي مردم ما نه تنها از آنجا بهتر است، بلكه چهره فقر در ايران به كراهت آن در جامعه هند نيست. اما به دلايل متعددي روحيه مردم آنجا براي زندگي و شادابي و نشاط ،بيشتر از جامعه ماست. بخشي از اين امر معلول فقدان ارقام بالای تورم در جامعه هند و نبود زمينه نگرانی از فقر بالقوه در آنجا ،در مقايسه با ايران است. اما بخش ديگري هم معلول طبيعي دانستن اين نابرابري در آنجا و «رضا به داده» دادن است كه موجب «گره گشودن از جبين» مي‌شود. اما در ايران و به درستي چنين رضايتي داده نمي‌شود، و علت آن نيز درآمدهاي وسيع حكومت از منابع نفتي است.
دولت در ايران بجز منابع نفتي، منابع بسيار ديگر و نيز كارخانجات متعدد و... دارد كه مردم انتظار دارند سهمي از آن را به دست آورند چون آنها را مال خود می دانند، و اين انتظار كاملاً منطقي است. اگر در همان سال 1384 فقط درآمدهاي نفتي دولت را لحاظ كنيم (بدون ماليات، بدون درآمدهاي شركت‌ها و...) حداقل 50 ميليارد دلار بوده است. كه اگر بر تعداد خانوارهاي ايراني تقسيم كنيم، براي هر خانواده حداقل سالانه 3000 دلار كه همان دويست هزار تومان در ماه مي‌شود تعلق مي‌گيرد. وقتي كه نزديك به30 درصد جامعه با تمام كوشش و كار خود نه تنها سهمي از اين درآمدها نمي‌برند، بلكه با كمتر از اين رقم بايد زندگي كنند، طبعاً نوعي ظلم و حق‌خوري را حس مي‌كنند كه موجب برافروخته شدن آنها در درون و بيرون از خود مي‌شود. و اينجاست كه به وضوح مي‌بينيم، جامعه ما فاقد حداقل‌هاي نشاط و شادابي براي يك زندگي معمولي است و فقر بالفعل و فقر بالقوه و نيز احساس بي‌عدالتي ناشي از توزيع ناعادلانه منابع مشترك جامعه عامل مهمي در بروز چنين وضعي است.
فقر را چگونه مي‌توان از ميان برد؟ با پرداخت‌هاي انتقالي از دولت يا مردم به فقرا و سیاستهای خیریه نمي‌توان فقر ساختاري را ريشه‌كن كرد، حتي اگر در كوتاه‌مدت بتوان آن را تخفيف داد. اين كار مثل ريختن آب دستي به درون چاه بي‌آب است. بیشتر آبی که به درون چاه ریخته می شود هرز می رود و اندکی از آن قابل استحصال است.همچنان كه جامعه فقير و توسعه‌نيافته هم نمي‌تواند با بهره‌جويي از منابع زيرزميني و مصرف آن، عقب‌ماندگي و فقر خود را برطرف كند. اين كارها نوعي مسكن براي تخفيف درد هستند و نقشي در درمان بيماري فقر ندارند.
مطالعات و تجربيات گسترده‌اي در كشورهاي فقير و حتي ثروتمند وجود دارد و نشان مي‌دهد كه حتي راهبردهاي سرمايه‌گذاري در سرمايه انساني فقرا (مثل آموزش) و نيز استفاده موثر از نيروي كار هم به خودي خود مشكل فقر را حل نمي‌كند، چه رسد به اينكه فقط به پرداخت‌هاي انتقالي بسنده شود.
اكنون فقر را نتيجهء تعامل فرآيندهای سياسي، اقتصادي و اجتماعي مي‌دانند، از نظر سازمان‌هاي معتبر بين‌المللي و ذیربط در این مساله بايد فرصت‌ها را بيشتر، توانمندسازي را تسهيل و امنيت را بيشتر كرد. به طور خلاصه منظور از افزايش فرصت‌ها، ايجاد چشم‌انداز روشن در بازار كار براي اشتغال فقرا و نيز بهبود دريافت‌هاي آنها از طريق رشد اقتصادي است. در اين راه بايد بازار را از طريق مقررات‌زدايي به نفع فقرا اصلاح نمود.
منظور از توانمندسازي، ارتقاي قابليت‌هاي فقرا براي چانه‌زني با موسسات دولتي كه عملكردشان بر زندگي آنها تأثير دارد، است. ( به نقل از گزارش بانک جهاني) و اين كار از طريق تقويت مشاركت در تصميم‌گيري‌هاي محلي و فرآيندهاي سياسي صورت مي‌گيرد ،که در نهایت منجر به واداشتن دولت براي بهبود وضع فقرا خواهد شد، و در ذيل بخشي از برنامه حاكميت خوب و پاسخگويي موسسات دولتي قابلیت اجرایی دارد.
و اما منظور از امنيت، حفظ فقرا و كاهش آسيب‌پذيري‌هاي آنان در برابر تكانه‌هاي اجتماعي و طبيعي مثل سيل، زلزله، قحطي، بيماري، تورم و... است. و اين كار از طريق پوشش‌هاي موثر بيمه اي امكان‌پذير مي‏گردد.
راهبرد حذف فقر در جامعه، راهبردي صرفاً انسان‌دوستانه و كمك به فقرا يا با هدف جلب رأي مردم نيست، بلكه راهبردي مبتني بر اداره بهتر و جامع‌تر جامعه و حكومت است كه بايد سرلوحه تمام فعاليت‌هاي سياسي باشد و این کار مستلزم بپا خاستنی جدی است.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

فرزاد - ق :

قبل از خواندن نوشتار لازم دانستم از این بابت, از شما تشکر کنم.
......................................................
عبدی:
این یادداشت با شراکت شما نوشته شده اگر قبول کنید.

۲ آبان ۱۳۸۶ ۱۱:۵۳ قֽظֽ | Reply

مسعود صارمی :

بله بیخود نیست که از قدیم هم , همه خود را در طول زندگی به هر دری میزنند تا اینچنین نباشند: مصیبت بود پیری و نیستی!
ولی در کشورهای پیشرفته , دولتها با توجه به درآمدهای خود, زمینه ای را فراهم کرده که پیران هم در آن سن و سال , ضمن قدردانی از زحمات گذشته شان , دچار هیچگونه نیستی و مصیبت های ناشی از آن نشوند و برای همه ی آنها , چه خودی و چه غیر خودی زندگی آبرومندانه ای را فراهم میسازند.
ولی ما ؟!!! جوانی خود را میفروشیم که پیری بخریم , به پیری هم که می رسیم حسرت جوانی میخوریم!!
یعنی در حقیقت هیچ!

۲ آبان ۱۳۸۶ ۰:۰۱ بֽظֽ | Reply

شهرام :

باسلام
خيلي دقيق به مساله پاسخگويي دولت مطبوعات وانتخابات ازاد در جهت ريشه كن كردن انواع فقر ورشد وتوسعه انساني اشاره فرموديد حرفي كه آقاي خاتمي از ان بعنوان كرامت انساني استفاده و اراي زيادي كسب كرد.
اينروزها دولت بعد از بي توجهي وحتي كوبيدن دستاوردهاي گذشته واستفاده از پول نفت براي تمشيت امور بشدت به تورم ونهايتا فقر دامن ميزند.
همچنين با احساس بي نيازي كه اين درامد براي او ايجاد كرده خودرا ابر قدرت وتوانا در جهت حل مسايل اجتماع ميداندومتاسفانه بي اعتناء به
اتفاقات پيرامون خود وجامعه جهاني آينده نامعلومي را براي كشور مرقوم كرده است.
جالبترين قسمت قضيه اينستكه در سفرهاي استاني براي جلب نظر اقدام به پخش پول بشكل وام نموده است. يكي از كارگراني كه موفق به دريافت اين وام شده بود انرا صرف خريد گوشي موبايل كرده بودوباهمان گوشي اقدام به فرستادن جوكهايي بر عليه دولت ميكردومنافع وام هم به جيب نوكيا وسامسونگ رفته بود .
............................................................
عبدی:
آنچه در مورد شیوه رفع فقر در پایان یادداشت نوشته شده از کتاب گزارش توسعه جهانی 2001-2000 بانک جهانی تحت عنوان مبارزه با فقر است که از سوی سازمان مدیریت و برنامه ریزی ترجمه و منتشر شده است و احتمال می دهم پس از این شاهد رکود و حتی تعطیلی انتشارات بسیار مهم این سازمان منحل شده باشیم.اگر دسترسی به این کتاب خوب داشتید مطالعه آن را توصیه می کنم.این کتاب در باره فرصت ،توانمند سازی و امنیت است که تجربیات جهانی را بخوبی شرح می دهد. در همین رابطه هم می توان از کتاب بسیار خوب آمارتیا سن تحت عنوان توسعه به مثابه آزادی نیز استفاده کنید.

۲ آبان ۱۳۸۶ ۰:۴۴ بֽظֽ | Reply

ahmad :

جناب عبدی سلام
وظیفه حکومت چیست؟بنظر من اولین وظیفه حکومت فراهم کردن موجبات آسوده زیستن مردمان است
مردمان آسوده نخواهند زیست مگرآنکه امنیت برقرار واقتصادکشور بر مدار عقلی علمی استوار باشد.
امنیت چیست؟امینت یعنی برخورداری از حقوق شهروندی و زیستن در حمایت قانون..امنیت یعنی همه عمر را در تهدید جنگی بسر نبردن و برای ابد درشرایط حساس کنونی!! نزیستن.
همه فقر از تورم وهمه تورم از نفت ناشی نمی شود کما اینکه کشور بی نفت رابرت موگابه تورمی 1000درصدی داردوعربستان تورمی تک رقمی...
این آقای موگابه هر کشوری را چه با نفت وچه بی نفت از این بهتر اداره نتواند کرد چون مبارزه حرفی با امپریالیسم شعوری نمی طلبدولی اصلاح ساختار اقتصاد به دانش و مدیریتی بالا نیازمند است...اصولن شارلاتانیسم سیاسی که ریشه در عوام زدگی وجهالت دارد با توسعه اقتصادی که ریشه های علمی وامانیسم درآن است قابل جمع نیست وفقط یکی از آن دو را میتوان داشت.
اگر میزان تورم در سال های 53و63و73و83 را مرقوم میفرمودید بزیبائی نوشتار افزوده می شد. مگر اینکه گفته شود تورم تورم است درصدش مهم نیست.
....................................................
عبدی:
تورم 53 برابر 15/2 درصد و ر سال 63 برابر 10/3 درصد و در سال 73 برابر 35/2 در صد و در سال 83 15/2 در صد بوده است.تورم لزوماربطی به نفت ندارد به نقدینگی دارد.



۲ آبان ۱۳۸۶ ۴:۴۶ بֽظֽ | Reply

:

:
“برپاخیز و بی‌پرده سخن بگو!“ از این شعار می‌توان خشم و درماندگی کسانی را حس کرد که می‌بینند با وجود قصد سازمان ملل متحد برای مبارزه با فقر، تغییر چندانی در سالهای اخیر در این زمینه رخ نداده است. با آنکه ورد زبان بسیاری از سیاستمداران دنیا بوده که می‌خواهند تا سال ۲۰۱۵ از میزان و ابعاد فقر در کشورهایشان بکاهند، اما به زحمت بتوان کشورهایی را یافت که قادر باشند تا آن موقع به این هدف دست پیدا کنند.

آلیسون وودهد یکی از سازمان‌دهندگان اکسیون امسال عضو سازمان بین‌المللی امدادگر اکسفام و یکی از بنیانگذاران اتحاد “فراخوان جهانی برای اقدام علیه فقر“ است. وی می‌گوید: “شعار پارسال “برپاخیز“ بود. امسال “حرفت را بزن“ را هم به آن اضافه کردیم، چون می‌خواهیم به اکسیون جهت سیاسی روشنی هم بدهیم. شرکت‌کنندگان در اکسیون پارسال تجربه‌های خیلی زیاد و خوب و مثبتی را به دست آوردند. اما امسال ما می‌خواهیم که خشم‌مان را هم نشان بدهیم، خشم از اینکه پیشرفت بسیار کمی در مبارزه با فقر در دنیا حاصل شده است. ما می‌خواهیم به انسانها این احساس را بدهیم که آنها هم حق دارند بتوانند عصبانی باشند و عصبانیت‌شان را نشان بدهند.“

۲ آبان ۱۳۸۶ ۶:۰۴ بֽظֽ | Reply

amir irani nejad :

سلام:
اگر زحمت نیست هفته ای یکبار در این مورد مطالبی نوشته شود و خوانندگان بصورت تحقیقی مطالبی بنویسند شاید گوش شنوایی پیداشود و راهی برای این نابسامانی پدیدار گردد. من چون باین ساختار باور ندارم فکر میکنم که فقر بالفعل از خانه ما بیرون نمیرود مگر انکه بخش خصوصی و خود مردم بصورت گروهی برای رهایی جستن از ان همقدم شویم. در زمانیکه نهضت در حال قوام گرفتن بود باور بر این بود که مردم صاحب اختیار شوند حالا بعد از اینهمه سال که گذشته مردم اختیاری که ندارند هیچ بلکه بدهکار هم شده اند.د. اگر شما منتظر نشسته اید که این نظام درامد نفت را تقسیم کند و یا تورم اقتصادی را کاهش دهد زمان از دست داده اید. بهبود اقتصاد جامعه ایران احتیاج بروش های علمی و از خود گذشتگی های فردی و گروهی دارد که هیچکدام را اقتصاد مهر و تسبی جوابگو نیست.

۲ آبان ۱۳۸۶ ۶:۳۰ بֽظֽ | Reply

:

ظاهرا سر مقاله ی کیهان با عنوان «لطفاً دست نزنيد» که در آن (به ادعای آقای حسین شریعتمداری) بيانات حضرت امام (ره) از سوي آيت الله صانعي مورد تحریف قرار گرفته با مقاله توضیحی روزنامه ی اعتماد ملی , اوج بیشتری گرفته است تا آنجا که امروز روزنامه کیهان در جواب آن مقاله نوشت: نويسنده مقاله اعتماد ملي با استفاده از يك ترفند نخ نما و چنانكه گويي در بيابان خالي از سكنه فرياد مي كشد، كمترين اشاره اي به اصل موضوع و سند غيرقابل انكاري كه به وضوح تحريف بيانات حضرت امام(ره) توسط آيت الله صانعي را نشان مي دهد، نكرده و در عوض ترجيح داده است كه برخي از مواضع انقلابي آقاي صانعي در سال هاي اوليه انقلاب را در مقاله مطول خود رديف كرده و با استناد به آنها- بدون اشاره به كلام امام (ره) كه ميزان حال فعلي افراد است- اقدام ناپسند آقاي صانعي در تحريف آشكار بيانات حضرت امام (ره) را لاپوشاني كند.
آقای عبدی!
سوای مساله ی مقبولیت و میزان , قردادی بودن دو طرفه ی رابطه ها و مسؤلیتها .... , آیا واقعا سند مورد ادعای روزنامه ی کیهان غیر قابل انکارست؟ و بالاخره ما باید حس و صدای ملا را باور کنیم یا ادعاهای تر و تمیز شده و هرس شده ی نوشته شده در آن سند ارایه شده ی روزنامه ی کیهان را؟ آیا در آن سند مورد اشاره ی روزنامه ی کیهان این گونه کلامهای امام نیز آمده است : " میزان و اساس رای مردم است" ... " شاه شهرها ما را خراب کرد و گورستانهای ما را آباد"؟

۲ آبان ۱۳۸۶ ۶:۳۵ بֽظֽ | Reply

فرهمند :

خوشبختانه معاون اول رييس‌جمهوري هم به این نتیجه رسیدند که :
نظام‌‌‌آماري‌‌ايران با اسلام فاصله زيادي دارد
خوشبختانه بالاخره یکی در نظام( همچون آقای پرویز داوودی ) پیدا شد تا بگوید : معاون اول رييس‌جمهوري گفت: «در نرخ توسعه، ضريب جيني، تورم و بيكاري آمارهاي بانك مركزي با مركز آمار ايران متفاوت بود با وجود اين‌كه روش‌هاي آمارگيري يكي بود اما آمارهاي متفاوتي درآمده بود.»
بالاخره ...
آقای عبدی آیا میدانید از نظر مقامات خط فقر در ایران کجا قرار دارد؟؟
چند درصد مردم , زیر این خط فقر زندگی میکنند؟ مشکلات روحی روانی و جسمی این قشر چگونه است ؟ نگاه مسؤلان به این افراد از کدامین زاویه است؟ فاصله طبقاتی در حال حاضر چند صد کیلومتر است؟....

۲ آبان ۱۳۸۶ ۶:۴۵ بֽظֽ | Reply

سارا :

“یکی از وجوه واقعا جالب “فراخوان جهانی برای اقدام علیه فقر“ نیرویی است که از این اتحاد ناشی می‌شود. برای نمونه در هند دهها سازمان هستند که هم اکنون با این اتحاد کار می‌کنند و پیش از این هیچ گاه با هم همکاری‌ای نداشتند. گروههایی را داریم که از حقوق کاست نجس‌ها دفاع می‌کنند، گروههایی که با آلودگی جو زمین مبارزه می‌کنند و گروههایی که به قصد داشتن نظام آموزشی یا بهداشتی بهتر فعال هستند. همه اینها زیر یک پرچم جمع شده‌اند و با اکسیونهای مشترک قدرتشان بیشتر میشود. این خیلی هیجان‌انگیز است و نیرویی است که باعث بوجود آمدن تغییر می‌شود.“
ولی ما چی؟ هفت شهر عشق را عطار گشت , ما, با اینهمه کبکبه و دبدبه و ادعا , هنوز اندر خم یک کوچه ایم!!

۲ آبان ۱۳۸۶ ۶:۴۹ بֽظֽ | Reply

از آلمان :

:
همانطور که احتمالا میدانید اتحاد “فراخوان جهانی برای اقدام علیه فقر“ در سال ۲۰۰۴ شکل گرفت. در این اتحاد سازمانهای غیردولتی، سندیکاها، انجمنهای خودیاری شهروندان و سازمانهای زنان و دیگر نمایندگان جامعه‌های مدنی در کشورهای مختلف ولی متفق النیت شرکت دارند. هدف این اتحاد مبارزه با فقر در سراسر جهان , حفاظت از حقوق بشر و بویژه یادآوری به سیاستمداران در سراسر جهان که بقولشان پایبند باشند و با فقر مبارزه کنند.
چون ظاهرا اینان هم به این نتیجه رسیده اند که در دهکده جهانی , پایمال کردن عدالت در یکجا سبب میشود که عدالت در همه جا از بین برود!
"اولین هرفکنز" ، کارشناس سازمان ملل متحد در امور مربوط به رشد و توسعه، از این حرکت سازمانهای غیردولتی در سراسر جهان استقبال کرده و میگوید: هفت سال از زمانی گذشته است که سازمان ملل متحد اهدافی را برای مبارزه با فقر اعلام کرد: اینکه تا سال ۲۰۱۵ از فقر مطلق به میزان پنجاه درصد بکاهند، رسیدگی بهتری به بهداشت مردم بکنند، کودکان به مدرسه بروند و با بیماریهای واگیری چون ایدز، مالاریا و سل مبارزه کنند. اما موفقیت زیادی در مدت این هفت سال بدست نیامده است."
در این باره اولین هرفکنز می‌گوید: “ما نیمی از مدت زمان تعیین شده برای رسیدن به اهدافمان را پشت سر گذاشته‌ایم، و بسیاری از دولتها هنوز هم , شروع نکرده‌اند ( آقای عبدی ! بنظر شما دولت ما در این مورد کی واقعا شروع به از بین بردن فقر مطلق میکند) بسیاری از دولتها هنوز هم شروع نکرده اند به اینکه در جهت وفا کردن به قولشان حرکت کنند. ( آقای هرفکنز کجای کارند که اینکه یک قول آنور آبیست, قولهای شدیدتر و غلیظ تر اینور آبی هم وفا نمیشود!) همه چیز بسیار آرام پیش می‌رود. ( برای ما که , اینهم نیست و همه چیز با آشوب و ناآرامی پیش میرود چون گفته شده هر چه هرج و مرج و آشوب زیادتر شود , ظهور امام زمان تعجیل میشود!!) بسیاری از دولتها هنوز هم شروع نکرده اند به اینکه در جهت وفا کردن به قولشان حرکت کنند و بعضی‌ها هنوز دارند در باره راهکارشان بحث می‌کنند!!( بخوانید وقت کشی زیرکانه یا هنرمندانه و یا بهتر بگویم منفعتانه!) . بخش مهمی از وقت ما در کنفرانسهای بین‌المللی هدر می‌رود. در این کنفرانسها فقط مدام اهداف مبارزه با فقر را تکرار می‌کنند.( بخوانید لق لقه زبان و حرفهای مفت و مجانی) پیام من این است که بروید به خانه‌هایتان و بالاخره کاری بکنید!“( کی؟ فقرا بروند خانه هایشان و کاری بکنند یا ثروتمندان و قدرتمندان؟)
و اکسیونهای اتحاد “فراخوان جهانی برای اقدام علیه فقر“ درست در رابطه با این خواست سازمان‌دهی شده است. سازمانهای غیردولتی از ۱۱۰ کشور جهان اعلام کرده‌اند که در روز مبارزه با فقر اکسیونهایی را ترتیب خواهند داد. سال گذشته “فراخوان جهانی برای اقدام علیه فقر“ توانست با ۲۳ میلیون و پانصد هزار شرکت کننده در اکسیونهایش در سراسر جهان به رکورد دست پیدا کند.( که سهم ما در این مبارزه جهانی چند نفر بود؟) انتظار می‌رود که با با توجه به این نورافکنها و زوم کردنها و فعالیت های متمرکز روی مساله مبارزه با فقر هر سال رکورد شرکت کنندگان و اقدام کنندگان شکسته شود.
اقدام‌ها و فشارهایی که بی‌نتیجه نمی‌مانند
چون تا بحال طی این اکسیونها مردم دنیا توانسته اند به دولتهای کشورهای ثروتمند مثلا یادآوری کنند که به قول خود در مورد افزایش کمکهایشان به کشورهای در حال رشد عمل کنند ... و بدهیهای کشورهای بسیار فقیر را به آنها ببخشند. اما تنها کشورهای ثروتمند نیستند که باید به وظایفی عمل کنند، بلکه کشورهای در حال رشد نیز. در این مورد آلیسون وودهد می‌گوید: “هم دولتهای کشورهای ثروتمند، هم دولتهای کشورهای در حال رشد باید این فشار را حس کنند. برای همین یکی از درخواستهای “فراخوان جهانی برای اقدام علیه فقر“ این است که دولتها باید در برابر مردم خود مسؤول باشند. آنها مسؤول سیاستی هستند که در کشورشان اعمال می‌شود، وظیفه دارند سیاستی را پیش ببرند که فاصله میان ثروتمندان و فقیران را کم کند و به انسانها چیزی را بدهد که نیاز دارند تا بتوانند زندگی‌ای درخور انسان داشته باشند،“



۲ آبان ۱۳۸۶ ۷:۲۶ بֽظֽ | Reply

مهرالدین مشید- کابل افعانستان :

امروز که ملیویها انسان روی زمین در زیربار درد، رنج، مسکنت، بیخانگی و آوره گی ناشی از فقر مرگبار و جانگداز ضجه میکشند. فقر و تنگدستی چون کابوسی وحشتناک بر فضای زنده گی هزاران انسان سایه افگنده است. این مبارزۀ بر حق بیشتر از هر زمانی حتمی پنداشته میشود زیرا فقر هیولای کشنده یی است که هرچه زنده گی انسان رو به تکامل نهاده، به همان اندازه چهرۀ واقعی آن عریان گردیده است. سیمای انسان استعمارگر و استعمار زده بیشتر نمایان گردیده و فقر چون کابوسی میان این دو قرار گرفته است. فقر التهاب تب آلود و میراث شوم دوران استعمار کهن و استعمارجدید است که به نحوی از انحاء کشورهای استعمارزده، نیمه استعمارزده و یا در مجاورت استعماری به آن مواجه اند و درد ناسور آنرا به گوشت و پوست احساس میکنند. دراین نبرد نابرابر تنها انسان استعمارزده است که با سیمای حیرت زده، آشفته و سرگردان درد جانکاۀ فقر را میچشد، زنده گی متلاطم خود را چون کشتی ورشکسته در طوفان حوادث به تماشا گرفته است و هیچ نمیداند که این ذورق شتاب زده به کجا ها لنگرخواهد انداخت، برای همیش در گرداب رخدادها سرگردان خواهد بود و یا بالاخره در ساحل نجاتی منزل خواهد گزید. آنقدر تشنج درجهان رو به افزایش و حوادث جدید در حال شکل گرفتن است که هر گونه امیدواری انسان استعمارزده برای زدودن فقر به یاس مبدل میسازد و آرزوی خوشبختی را ناگزیرانه درهاله یی از ناباوریها در"شاخ آهوی" زمان جستجو میدارد. درنتیجه فقربرایش داستان ناتمام سردی زمستان را ماند که پایان سردی در زمستان پیش از فرا رسیدن بهار امری ناممکن و حتا ممتع است. دراین فضای دودآلود و مجهول انسان مظلوم با سیمای استعمارزده و گرفته اش ناچارانه نبرد بی امان داد بر ضد بیداد را جدا از دیدگاۀ بدبینانۀ آن زیرنام تنازع بقا یگانه راه برای رهایی خود و تحقق عدالت و نابودی فقر در جامعۀ بشری عنوان مینماید.

بحث بر سر فقر درشرایطی به عمل می آید که در کشور های جهان گروههای بزرگ انسانی چون موجی خشمگین و بی هراس به صفوف بیکاران میپیوندند و گراف بیکاری هر روز روبه صعود میرود، سرنوشت انسان مظلوم در زیر چرخهای ماشین سرمایه گاه در اوج و گاهی هم در حضیض قربانی ناروای بحران و رکود نظام سرمایه داری میشود، روح عصیانی انسان درغبارسنگین ماشینیزم سخت زمینگیرشده است و چنان او را دلگیر کرده است که هرگز در قلمرو ماشین مایه یی برای تلطیف روان دردمند و التهاب آلود خود سراغ نمیدارد و طوری درتهاجم خشمبار ماشینیزم قرارگرفته است که گویی چرخهای ماشین هرلحظه او را به قهقرای زمین میکشد و در این کشاکش نابرابر نه تنها جسم نحیف او را در زیر بار فقر خورد و خمیرمیسازد؛ بلکه روح او را سنگین تر از گذشته درهم میفشرد. در واقع ماشین چون گران سنگی بر روح او سنگینی میکند و او را به پرزه یی مبدل مینماید، آنهم درشرایطی که جهان در حوزه های گوناگون تکنالوژی اطلاعلاتی و ارتباطات به پیشرفتهای چشمگیری نایل شده است، فعالیتهای اقتصادی انسان درسطح جهانی بازدهی قابل توجهی دارد، درآمد سالانۀ اقتصادی شماری ازکشورهای جهان افزایش بی سابقه ییرا نشان میدهد و رویاهای جهانی شدن در حوزههای گوناگون سیاسی، اقتصادی، اطلاعات و ارتباطات بیش ازهر زمانی ذهن انسان را به خود مشغول گردانیده است و انسان معاصر شیشه یی شدن مرزهای جهانی را به آرزوی رسیدن به دهکدۀ جهانی به استقبال نیک گرفته است و امیدوار است تا گفتگوی تمدنها راه را به آستان اندیشه های شفاف کثرتگرایی ها در ساحات مختلف زنده گی باز نماید و بابهای جدیدی را دق الباب نماید تا باشد که انسان شاهد جهانی خالی ازتعصبات قومی، زبانی و حتا دینی باشد و انتخاب انسان درسکوی بلند آگاهی او را به رستگاری مادی ومعنوی نایل بسازد.

این رویاهای نایافته زمانی در ذهن انسان خطور مینماید و بر وسوسه های جانکاو او می افزاید که درنتیجۀ سیاستهای اقتصادی غیر عادلانه قدرتهای بزرگ جهانی فاصله زنده گی میان مستمندان وتوانمندان هر روز افزایش مییابد، دست مزد هزاران کارگر محروم به جیب شماری ازسرمایه داران میریزند و ثرو تمندان هر روز ثروتمندتر و فقرا هر روز فقیرتر میگردند و سرمایه در دست افرادی محدود متمرکز مییابد. زورگویی قدرتهای بزرگ و حاشیه روی آنها از حل اساسی قضایای جهانی چون فلسطین، لبنان، عراق و دیگرکشورهای جهان که به مثابۀ گرههای کوری سرنوشت انسان مظلوم شرقی را در خود پیچانیده است و چون کلافۀ سر در گمی واقعیت های عینی جهان را به ابهام کشانده است. این حالت سبب شده است که تعدادی افراد انگشت شمار بر سرنوشت ملیونها انسان روی زمین حکمروایی نمایند، با تصمیم های ناعاقبت اندیشانه و آزمندانۀ خود ملتهای بزرگی را به خاک و خون بکشند. سرنوشت ملیونها انسان را حتا هزاران کیلومتر دورتر از سرحدات خود به بازی وحشتناک و وحشتباری بگیرند و با آشوب آفریدنهای کشنده درعراق، فلسطین، لبنان و جاهای دیگر جهان که حتا وجدان انسانیت از آن عار دارد سرنوشت دردباری را برآنها روا داشته اند. این وحشت آفرینیها در شرایطی صورت میگیرد که ملیونها انسان برخوان تلخ فقر زانو زده اند و آرمان سیرخوابیدن حتا تا لب گور تجربۀ ناتمامی برایشان تلقی شده است.

این درحالی است که سالانه ملیاردها دالر در جهان صرف هزینه های پرخرج نظامی میشود، رقابتهای تسلیحاتی یکی از عامل بزرگ فقر و تنگدستی در جهان زنده گی ملیونها انسان را به چالش کشیده است و بودجه های نظامی کشورهای مختلف جهان سالانه به صدها ملیارد دالر میرسد. به گونۀ مثال بودجۀ سال گذشته و سال جاری امریکا درجنگ عراق و افغانستان به اضافه تر از180 ملیارد دالر میرسد؛ درحالیکه بودجۀ عادی انکشافی سالانۀ افغانستان درسال جاری 715 ملیون دالر، سرمایه گذاری خارجی در آن به یک ملیارد دالر وعاید از درک مواد مخدر در آن به 2.8 ملیارد دالر مرسد. با در نظر داشت ارقام بالا پول ذکر شده برای اضافه تر از 250 سال میتواند، بودجۀ سالانۀ اففانستان شامل بودجۀ عادی و انکشافی این کشور را جبران نماید و از پول نامبرده برای ساختن 450000 مکتب و دست کم 18000 فابریکه که توان جذب 1800000 کارگر را دارا باشد میشود استفاده کرد. باتوجه به ارقام بالا به صورت تقریبی میتوان گفت که هرگاه پول متذکره برای کاهش فقر به کار برده شود، به چه میزانی میتواند درکاهش فقر موثر باشد. پول نامبرده بدون درنظرداشت کمکهای نظامی امریکا درکشورهای دیگر جهان و بودجۀ نطامی داخلی این کشور ذکرشده است. هرگاه بودجۀ نظامی امریکا به صورت کل ذکرشود، از آن رقم درشت تری بدست می آید که برای هر کس شگفت آور خواهد بود و هرشخصی میتواند تصور نماید که به چه میزانی قدرتهای بزرگ به ویژه امریکا درافزایش فقر و تنگدستی ملتهای محروم نقش دارد.

هرگاه مصارف نظامی کشورهای مختلف جهان را به شکل تخمینی درنظربگیریم، شاید هزینۀ نظامی آنها سالانه یک رقم کلانی را نشان بدهد که ممکن اضافه تر از پنجصدملیارد دالر شود. باتوجه به نیازهای مبرم اقتصادی، صحی و تعلیمی کشورها ی درحال انکشاف گفته میتوان که پول نامبرده به چه میزانی در کاهش فقر، بیسوادی و مسکنت درسطح جهان تاثیر گذارمیباشد.

هرگاه این پولهای گزاف برای رشد تعلیم و تربیه، ایجاد حرفه های جدید و خدمات دیگر اجتماعی به کار رود. ملیونها انسان بیکار به کارکشانده میشوند و هزاران دیگر مصروف فراگیری تعلیم و تربیه میگردند. دراینصورت به ویژه درکشورهای فقیر مجالی برای بدکاران و بداندیشان دست نمیدهد تا گروههای انسانی را به کارهای بد؛ چون قاچاق مواد مخدر و جنگهای فرقه یی و نژادی بکشانند. قدرتهای بزرگ بی توجه به این مسألۀ حیاتی، بااختصاص دادن پولهای کلان دربخش نظامی گروههای بیکار را به سوی نبردهای بی معنا و مرگبار میکشانند و بس. جنگ نه تنها عاملی برای نابودی ساختارهای مادی و معنوی درجهان است ؛ بلکه ادامۀ جنگها شیرازۀ نظامهای اجتماعی را نیزمیشکنند و بدبختیهای فراوانی را نیز به بار می آورند. در واقع بلندپروازیهای نظامی قدرتهای بزرگ عامل اصلی برای افزایش فقر و تشنج درجهانی میباشد که از هرزمانی بیشترآسیب پذیرتر به نظرمیرسد.

درکنارمصارف گزاف نظامی، دامن زدن به تشنجات منطقه یی، ایجاد نقاط داغ تشنج در جهان، عدم راۀ حل اساسی برای معضلۀ شرق میانه، بالا بودن بودجه های نظامی درکشورها در سراسر جهان و کاهش خدمات صحی، تعلیمی و اجتماعی، ایجاد فضای بحران و کشاندن جهان به سوی رعب و وحشت، انحصارسلاحهای هسته یی در دست چند کشور در پهلوی اهداف بلند مدت و منفعت طلبانۀ آنها و چیزهایی دیگر همه و همه سبب شده اند تا کشورهاییکه خود را در برابر اهداف استرتیژیک قدرتهای بزرگ آسیب پذیر می بینند، وادار به اختصاص دادن بودجه های کلان دربخش های نظامی خود شوند. این کار نه تنها درجۀ فقر را درجهان روز به روز افزایش میدهد؛ بلکه این کشورها بنا بر ضعف اقتصادی از یکطرف برای پیشرفتهای صحی، تعلیمی، اجتماعی و بخشهای مختلف اقتصادی دیگر مجال پیدا نمیکنند و از طرف دیگر رکود اقتصادی دراین کشورها بر فقر و تنگرستی مردم نیز می افزاید. دولتها بنابر عدم پاسخگویی به نیازهای اقتصادی جامعه ناگزیر به استبداد میشوند و استبداد خود مانع رشد نهادهای جامعۀ مدنی، آزادیهای مطبوعاتی میگردد که درنتیچه آزادی بیان بیش ازهمه آسیب پذیرمیشود. بامحدود شدن آزادیهای بیان در جوامع نو پای دموکراسی فعالیتهای آزاد اقتصادی نیز کاهش مییابد، سرمایه گذاران خارجی حاضر به سرمایه گذاری در داخل کشور نمیشوند و سر مایه های ملی نیز رو به فرارمیگذارند. پیشامد بالا به نوبۀ خود بار فقر را برشانه های ملتهای محروم عالم سنگینتر میسازد.

۲ آبان ۱۳۸۶ ۷:۴۳ بֽظֽ | Reply

فیلوسوف و ریاضدان فرانسوی, پاسگال :

عدالت و قدرت را باید به هم وابسته کرد تا هر آنچه که عادلانه است قوی باشد و هر آنچه قوی است عادلانه باشد.

۲ آبان ۱۳۸۶ ۷:۴۶ بֽظֽ | Reply

صادق کمالی :

شعار اصلی و اولیه روز مبارزه با فقر این بود که: در آنجا که فقر وجود دارد از حقوق بشر خبری نیست.
در این شکی نیست که دموکراسی رویای دیرینۀ بشر (برای داشتن حکومتی آزاد, مستقل , عادل و قانونمند و درمعنای عام آن حکومت مردم برمردم و ازطرف مردم برای مردم) بوده و هدف اساسی آن اعطای آزادیهای بیان، فعالیتهای آزاد اقتصادی و سیاسی، حق رای، حق انتخاب و حق انتخاب اندیشیدن در قلمرو تفکر برای گزینشی تازه ؛ ولی افسوس که نام دموکراسی هم از آغاز تا حال نتوانسته است پاسخگوی خوبی برای زدودن فقر و تنگدستی و گسترش آزادیهای واقعی به نفع انسان محروم تمام جوامع به ویژه جامعه های شرقی شود.
امروز با آنکه فریادهای دموکراسی از بام تا شام , از هر طرف گوشها را کرکرده است و با نشان دادن باغهای به اصطلاح سرخ و سبز آزادی و عدالت اجتماعی, ولی متاسفانه هنوز هم انسان مظلوم در زیر بار فقر و بی عدالتی جانگداز ضجه میکشد و ملیونها انسان از شاخ افریقا تا پاراگویه در امریکای لاتین و از فلسطین درشرق میانه تا فلپیپین درجنوب شرق آسیا همه وهمه قربانی فساد و جنگهای حیدری و نعمتی و داخلی و فرقه ایی و منطقه یی اند، متاسفانه کشورهای فقیر ( مادی - فکری) هر روز با تشنج تازه ای روبرو هستند و هر روز با دشواریهای بیشتری دست و پنجه نرم میکنند.
بنظر میرسد دراین رابطه نه تنها حکومتها و دولتها ؛ بلکه احساس میشود تک تک مردم مسؤولیت دارند تا با هر آنچه در توان دارند از جمله فعالیتهای تبلیغاتی و راه اندازی مبارزات صلح جویانه ,.... تا نوشتن و گفتن , دولتهای خود را برای کنار رفتن از نبرد تسلیحاتی و تشنچ آفرینی درجهان ترغیب نمایند . احساس میشود همه به نوعی می باید دولتها را تحت فشار گذاشته , وادارکنند بجای پرداخت پولهای هنگفت برای مصارف نظامی , آنها را برای فقر زدایی بکار گیرند..... به نظر می رسد همه باید تلاش کننم تا برای رهایی انسان روی زمین از فقر و بیچاره گی صادقانه دست به دست هم داده , با مبارزۀ مشترک و پیگیر بر ضد فقر و بیکاری کار نموده. دولتهای خود را وادار کنیم هزینه های بکار گیری خبرچینان و جاسوسان , پلیسهای مخفی و انواع و اقسام نظامیان و نیروهای سرکوبگر و .... تولید موشک و بمب و .... را صرف بازسازی , پیشرفت و توسعۀ اقتصادی اجتماعی کشور و از بین بردن فقر کنند......
به امید روزی که چهره ی زشت فقر از بین انسانها محو شود.
و با تشکر از شما بخاطر پرداختن به این موضوع حیاتی و اساسی


۲ آبان ۱۳۸۶ ۱۱:۲۵ بֽظֽ | Reply

:

عجیب نیست که فقر در کشور ما با وجود سرمايه عظيم نفتی اش تا بحال ريشه کن نشده است؟ راستی علتش چیست؟ آیا دلیل آن بالا يا پائين بودن نرخ بهره بانکی بوده؟ یا نبود خصوصی سازی از طريق توزيع سهام عدالت؟ يا عدم واگذاری مستقيم صنايع کلان به آقازاده ها؟ یا در بالا يا پائين بودن نرخ تعرفه ها, يا حتی در باز بودن مرزها بر روی ورود کالاهای قاچاق؟ یا علت اساسی بقای فقر , وجود نظام های فاسد, غیر مردمی , مستبد و سرکوبگر بوده است؟
طنرآميز اين جاست که آمارهای مربوط به چهره واقعی فقر به روايت رسمی که تازه به اعتراف دست اندرکاران رژيم و متوليان امور"از كيفيت كافی برای ارائه تصوير واقعی از وضعيت توزيع درآمد در ايران برخوردار نيست" اين روزها بهانه ای شده است تا طرفداران
سياست تعديل اقتصادی و اقتصاد غارتگر بازار به دفاع از سياست های ويرانگرانه گسترش شکاف طبقاتی برآيند و ادعايی را که شب و روز به هزار زبان و به هزار بهانه مشغول تکرار آن هستند, دوباره تکرار کنند؛ و آن اين که گويا اگر بخش اعظم دارايی های کشور به نام خصوصی سازی خام خام و چکی به آقازاده های غارتگر و صاحبان سرمايه های کلان اختصاص نيابد؛ تسهيلات نظام بانکی اگر ابزار اختصاصی همين گروههای مافيايی نباشد, و صنايع کلان اگر مفت حراج نشده و به اين از ما بهتران واگذار نشود, فقر و بيکاری در جامعه ايران از بين نمی رود. آنها که همراه با دارودسته جديد "عدالتخواه" خود بخشی از صورت مساله فقر در ايران هستند, با نشان دادن ناکامی های دولت جديد در تحقق ادعاهايش سعی دارند چهره فاسد تعديل اقتصادی را در چرکاب ناکامی های اقتدارگرايان شتشو دهند.

۲ آبان ۱۳۸۶ ۱۱:۴۷ بֽظֽ | Reply

محمد :

با سلام و عرض ارادت

جناب آقای عبدی شما را به مشاهده نامه تند و اعتراض آمیز محمد نوری زاد به علما و روحانیون دعوت می کنم.

شاد و سربلند باشید.


آدرس مطلب: http://mohammadnourizad.blogfa.com/post-3.aspx

۳ آبان ۱۳۸۶ ۰:۵۲ قֽظֽ | Reply

محمد حسين :

اخيرآ شركت مايكروسافت با افتخار تمام اعلام نمود كه يك پژوهش بين المللي كه توسط يك سازمان معتبر انجام شده است، نشان مي دهد كه اين شركت توانسته است بيش از 15 ميليون شغل در سراسر جهان ايجاد كند و از هر 7 دلاري كه شركاي مايكروسافت سود مي برند تنها اندكي بيش از يك دلار نصيب اين شركت مي گردد!
ما كشورهاي جهان سوم زياد براي خود تكرار كرده ايم كه نمي توان جهان را تغيير داد و اوضاع همان است كه بوده و خواهد بود اما ايا نمي توان گفت كه اقاي بيل گيتس جهان را تغيير داده است؟ و ايا بجز اقاي گيتس كسان ديگري هستند كه جهان را تغيير داده و يا مي توانند تغيير دهند؟
در بين يكصد نفري كه مجلهء تايم به عنوان تغيير دهندگان جهان معاصر از انها نام برده است، نام يك ايراني هم وجود دارد و ان كسي نيست جز اقاي دكتر عبدالكريم سروش! ما با همين يك نفر خودمان چكار كرده ايم؟
چهرهء خشن و سياه فقر كه مثل بختك بر اسمان كشورهاي جهان سوم سايه افكنده بيش از انكه محصول استبداد و اختناق باشد ريشه در تفكر فلسفي و اجتماعي اين ملتها دارد! ملتهائي كه همه چيز را در چنبرهء جهالتها و خود القائي ناتواني ها ي ممتد خود محبوس و در زنجير مي بينند و با غرور تمام خود را غني ترين مي دانند در حالي كه عفريت فقر بر صورت و دل و روحشان چنگال كشيده است !

۳ آبان ۱۳۸۶ ۴:۰۵ قֽظֽ | Reply

بهرام :

آیا اطلاعی از محتویات بسته ی پیشنهادی جدید گروه 1+5 که به آقای جليلي مذاكره‌كنندة جديد هسته‌اي ايران داده تا به تهران بازگردد دارید؟
.......................................................
عبدی:
اگر باشد حتما منتشر می شود.اما احتمالا نیست ولی برای زمینه سازی روانی ادامه مذاکرات چنین چیزی گفته می شود.بسته ای نیت چرا که باز است.

۳ آبان ۱۳۸۶ ۵:۳۴ قֽظֽ | Reply

مهرالدین مشید- کابل افغانستان-2 :

وضعیت به اینجا پایان نمییابد، با تمرکز یافتن سرمایه به دست شماری محدود، دولتها در چنگال سرمایه داران می افتد و اینگونه دولتها در اختیار کارتلها و تراستها یعنی سرمایه داران بزرگ قرار میگیرند و این حالت سبب میشود تا دولتها وسیله یی برای به چرخ افتادن کمپنیهای آنها به کار رود و آزمندی سرمایه داران جهان را به کام مرگ های درد بار فرو ببرد که نه تنها قتل عامهای گروهی؛ بلکه فاجعه آفرینیهای هولناک همراه با هتک حرمتها به مقام انسان تا سرحد تجاوز به حریم مقدس انسانی و تجاوز های جنسی و حشتبار و هولناک انسان با وجدان عالم را به حیرت وا میدارد که چگونه انسان زمانی وحشی میشود، ویژه گیهای حیوانی بر خصوصیتهای انسانی آن غلبه حاصل میکند و برای رسیدن به اهداف سیاسی و نظامی خود هیچ حریمی را مقدس نمیشمرد و برای سیراب شدن عطش انتقام نه تنها به عزت و مقام انسان وقعی نمیگذارد؛ بلکه با پشت پا زدن به هرنوع موازین شناخته شدۀ انسانی و حقوقی عبور از خط قرمز را هم برای خود روا میشمارد و حتا تجاوز جنسی به انسان مظلوم را هم در قاموس دموکراسی توجیه مینماید. انسان آزمند و زورمند زمانۀ ما با فرمانروایی در کاخها چنان برضد انسان محروم فرمان میراند که برای رسیدن به هدف شوم خود هر وسیله ییرا مجاز می پندارد و هراس ندارد از آنکه برای رسیدن بدان هدف به چه میزانی انسانها در کام نابودی، فقر و تنگدستی فرو میروند. با این حالت مرگبار جهانی سردمداران ماجراجوی گیتی بازهم برای خود جرئت میدهند تا به اساسنامه های پذیرفته شدۀ حقوق بشر تمسک ورزند تا باشد که در حاشیۀ آن فتواهای " کجدار و مریز" را پیدا و آنرا برای توجیۀ ناروایی های خود صادرکنند. به تعبیری ازاین دستاویزهای جهانی چون تیغ دو دم استفاده ببرند و با بازی ناروا با سرنوشت انسان محروم و فقیرجهان ازهرگونه خط قرمز عبور نمایند و گویا با مارش ناروا بر قلمرو عزت و مقام انسان ارزشها و بایسته های بزرگی را با کارد دو دم دموکراسی و حقوق بشر ذبح نمایند. به ضرب سیاستهای دو پهلو به مثابۀ دو روی یک سکه چون" تانژیرو" ( حیوانیکه خود را گاهی شیر و زمانی روباه مینماید)، وامپایر ( حیوانی خونخوار که مارکس ازآن به حیث استعاره استفاده کرده است که هدفش سرمایه دار است )خود را برای خون آشامی انسان مظلوم چاقتر و فربه تر میسازد و در هوای مستی خون انسان شلاق دموکراسی را بر جبین آن به نمایش میگذارد. هرگاه انسان بیچاره سرعصیان بردارد و به رسم احتجاج سرخود را تکان بدهد، سخت درمحکمۀ دموکراسی به جرم خیانت به آزادی و حقوق بشر مستوجب محاکمه و مجازات شناخته میشود.

سرنوشت رنجبار انسان فقیر و فلاکت زده در این بازی خطرناک چنان التهاب آلود ماتمدار میشود که حتا زیستن را درسوگ مردن به تماشا میگیرد. در دام وحشت زای فقر و بی خبری طوری اسیرمیشود که بی محابا و بیدریغ ازنهایت خشم خود را به آتش میکشد؛ درحالیکه او وجود خود را در این آتش سوزی مرگبار در قمارسیاسی یی قربان کرده است تا در کشت و مات دیگری بازی با سرنوشتش به صورت دیگری رقم بخورد.

اینجااست که دموکراسی به تیپ غربی آن افساری میشود برای فشردن گلوی ورشکسته ترین انسان روی زمین( انسان شرقی ) و چماقی میگردد، برای خاموشی فریاد در گلوشکستگان زمان و پیام او جز بیداد و فرمانفرمای جور چیزی دیگری نخواهد در برداشت. جوریکه از کشته های انسان عراقی، فلسطینی و لبنانی پشته ها میسازد، ذهنیت وحشتبار تروریزم دولتی را در خاطره ها تداعی میدارد، حادثه سازان تاریخ با دادن حق سکوت مرگبار بر پرونده این جنایت جنایتکاران در دادگاۀ دموکراسی غرب مهر برائت میزنند و فتوای برائت آنها را در برج عاج دموکراسی به رشتۀ تحریر در می آورند. از تماشای آن کتیبۀ خونبار و لوحیکه خون هزاران انسان فقیر درآن نقش بسته است و بر منبر دموکراسی به اهتزاز در آمده است، صحنه های جنگ های " گلادیاتور" ها در یونان قدیم را در خاطرهها تداعی میدارد که چگونه زورمندان برای فرونشاندن ذوق زده گیهای عطش ناپذیرخود چون سادیستها از اذیت و آزار انسانهای بیگناه حظ میبردند. بعید نیست که "اسپارتاگوسی " درغرب سرعصیان بردارد و اربابان زر و زور در مغرب زمین را به جای شان میخکوب نماید تا باشد در پی نجات آنهایی برآید که امروز هم در بازی وحشتناکی به نام "کچ" به مثابۀ ترور عزت و مقام انسان قربانی هوس آلود زورمندان درغرب میشوند و این بازیها هنوز خمار آنها را نشکستانده بود که مبارزه با تروریزم با دهل و سرنای دیگر درشرق به صدا در آمد، چماق تروریزم برفرق انسان مشرق زمین فرود آمد، بیشتر بر فقر و سیاه روزی اش افزود و چنان دیوارهای بلند دربرابرصداهای انسان مظلوم شرقی کشیده شده است که فریادهای دادخواهانه اش درآن اقصای عالم هم گوش شنوایی ندارد. ازدرد طاقت فرسای فقرضجه میکشد؛ ولی فریادرسی ندارد.

هرچه شگفت انگیزتر اینکه انسان متمدن روی زمین در بازی یی دیگر نعش های به خون خفتۀ انسان مظلوم را به تماشا میگیرد و با دهل و سرنای آزادی و حقوق بشر زنده گی آنرا به مسخره میگیرد. عده یی دربرج بیدردیها و بیخبریها نشسته اند و بر لاشهای بیچاره ترین انسان روی زمین که از درد فقر در خون و آتش میسوزند، فرمان حاکمیت دموکراسی را برای به اسارت کشیدن آنها صادرمیکنند، باشلاق شتابزده یی بر فرق آنها حاکمیت فقر دردالود را با تیغ دموکراسی مشروعیت می بخشد و بر رنجها و دردمندیهای آنها گویی رجزخوانی میکنند.


۳ آبان ۱۳۸۶ ۵:۴۳ قֽظֽ | Reply

:

بنظر شما چرا مسؤلان مبارزه با فقر را در جامعه بعنوان ام الفساد جدی نمی گیرند؟!
..............................................................
عبدی:
اتفاقا شاید خیلی هم جدی می گیرند اما راه درستی برای آن انتخاب نمی کنند و یا نمی توانند انتخاب کنند.به همین دلیل در پایان یادداشت به مساله راه حلها اشاره شده است.کسی حاضر به پذیرش این راهها در ساختار موجود نیست.همچنان که همه مخالف جرم و تورم و...هستند اما سیاستهایشان منجر به افزایش آنها می شود.پس دیگر نباید به اهمیت دادن افراد اهمیت داد بلکه باید به راه حلهای آنها نگاه کرد.

۳ آبان ۱۳۸۶ ۵:۵۱ قֽظֽ | Reply

توماس پوگ، استاد دانشگاه كلمبيا :

من‌ فكر مي‌كنم‌ كه‌ ريشه‌كني‌ فقر جهاني‌ يك‌ هدف‌ قابل‌ دسترسي‌ است. اشاعه‌ي‌ اين‌ تصور كه‌ ريشه‌كن‌ كردن‌ فقر به‌ واسطه‌ي‌ هزينه‌ي‌ گزاف‌ آن‌ ممكن‌ نيست‌ به‌ منزله‌ي‌ گمراه‌ كردن‌ افكار عمومي‌ است.
بي‌عدالتي‌ مانع‌ بزرگي‌ در راه‌ ريشه‌كن‌ سازي‌ فقر است. براي‌ اينكه‌ تصوير دقيقي‌ از بي‌عدالتي‌ اجتماعي‌ در سطح‌ دنيا ترسيم‌ كنم‌ به‌ اين‌ آمار توجه‌ كنيد كه‌ نسبت‌ درآمد ميانگين‌ هر 5 نفري‌ كه‌ در كشورهاي‌ پردرآمد دنيا زئدگی می کئئد به هر 5 نفري‌ كه‌ در كشورهاي‌ فقير دنيا زندگي‌ مي‌كنند و كمترين‌ ميزان‌ درآمد را دارند در سال‌ 2003 حدود 66 به‌ 1 بوده‌ است، 66 برابر.
علاوه‌ بر اين‌ تقريباً‌ نصف‌ مردم‌ جهان‌ با مقداري‌ كمتر از روزي‌ دو دلار براي‌ خريد كالاهاي‌ مورد نياز خود زندگي‌ مي‌گذرانند و به‌ دليل‌ نداشتن‌ قدرت‌ خريد كافي‌ ضمن‌ اينكه‌ نمي‌توانند استانداردهاي‌ اوليه‌ي‌ زندگي‌ خود را تامين‌ كنند در دستگاههاي‌ قدرت‌ سياسي‌ نيز نفوذ كمي‌ دارندبا توجه به این امر عجيب نيست‌اگر تصور كنيم‌ كه كشورهاي‌ غني‌ و ثروتمند غربي‌ مي‌توانند ثروت‌ خود را به‌ قدرت‌ سياسي‌ تبديل ‌ كنند.
وقتي از كشورهاي‌ فقير ‌ياد‌ مي‌شود آناني‌ كه‌ در كشورهاي‌ ثروتمند صاحب قدر‌ت ‌‌ هستند سريعا به این امر اشاره ‌ مي‌كنند که اگر حكومتهاي‌ ملي‌ و برگزيدگا‌‌ن كشورهاي‌ فقير جهان‌ سوم‌ به‌ سمت‌ حكومت‌ عادلانه‌ و ريشه‌كن‌ سازي‌ فقر رهنمون‌ شوند. فقر مفرط‌ ريشه‌كن‌ خواهد شد . در بسياري‌ از كشورهاي‌ در حال‌ توسعه‌ فساد و ستم. اموري رايج‌ و معمولي‌ هستند. اما اگر اين‌ كشورها بخواهند رفرم‌ ايجاد كنند تا در عمل‌ و به‌ صورت‌ واقعي‌ اراده‌ي‌ ملت‌ خود را تحقق‌ بخشند احتمالاً‌ بخش‌ عمده‌ي‌ فقر ريشه‌ كن‌ خواهد شد.
البته‌ با وجودي‌ كه‌ فساد و ستم‌ در دستگاه‌ حكومتي‌ در بسياري‌ از كشورهاي‌ فقير موجب‌ بدبختي‌ مردم‌ است. اما اگر نظام‌ نهادهاي‌ بين‌المللي‌ كمي‌ عادلانه‌تر بود, بخش‌ اعظم‌ فقر مفرط‌ از ميان‌ مي‌رفت. در نتيجه‌ مي‌توانيم‌ بگوييم‌ هم‌ حكومتهاي‌ فاسد كشورهاي‌ جهان‌ سوم‌ و هم‌ نهادها و سازمانهاي‌ بين‌المللي‌ در ايجاد و گسترش‌ فقر تاثير دارند. اما اين‌ دليل‌ نمي‌شود كه‌ هر كدام‌ ازطرفين كه‌ در ايجاد و گسترش‌ فقر نقش‌ مستقلي‌ دارند از مسووليت‌ پاسخگويي‌ فرار كنند و تقصير را در رابطه‌ با اين‌ بي‌عدالتي‌ به‌ گردن‌ ديگري‌ بيندازند و. اما نباید از این ئکته غافل بود که بی توجهی‌ سازمانهاي‌ بين‌المللي‌ و گسترش‌ ‌ فضاي‌ بي‌عدالتي‌ در آنها علاوه بر اینکه موجب فقر مفرط قابل اجتناب میشوند زمیئه را برای گسترش حکومتهای فاسد فراهم میکند در نتيجه سركوب‌ و ستمي‌ كه‌ امروز در بسياري‌ كشورهاي‌ فقير مي‌بينيم‌ خودشان‌ در اصل‌ از سوی قدرتهای بزرگ حمایت میشود. .
براي‌ مثال‌ سيستم‌ اقتصادي‌ بين‌المللي‌ حكم‌ به‌ بهره برداري از ‌‌ منابع‌ ‌ طبيعي‌كشورها مي‌دهد و اين‌ به‌ آن‌ معنا است‌ كه‌ هر شخصي‌ و گروهي‌ در هر كشوري‌‌ به قدرت‌ بر‌سد صرفنظر از اين‌ كه چگو‌نه‌ اين قدرت‌ را‌ كسب‌ كرده اين‌ حق‌ مشروع را دارد كه‌ منابع‌ طبيعي‌ آن‌ كشور را در سطح‌ بين‌المللي‌ معامله‌ كند ! براي‌ مثال‌ هر ديكتاتوري‌ كه‌ با ستم كاري‌ قدرت‌ سرنگون‌ كردن‌ يك‌ حكومت‌ را داشته‌ باشد مي‌تواند منابع‌ آن‌ كشور را به‌ نام‌ خودش‌ معامله‌ كند و این عادلانه نیست. البته دليل‌ فقر مردم‌ در كشورهاي‌ مختلف‌ جهان‌ يكسان‌ نيست اما‌ آسيب‌ پذيري‌ آنها در مقابل‌ ظلم‌ و ستم‌ و فساد يكسان‌‌ است و این آسيب‌ پذيري‌ با توجه‌ به‌ معادلات‌ جهاني‌ كه‌ به‌ حكومتهاي‌ شياد آنها اعتبار و مجوز هر گونه‌ فسادی‌ را مي‌دهد معمولاً‌ وضعيت‌ را خيلي‌ خرابتر مي‌كند
بنظر من كشورهاي‌ ثروتمند مي‌توانند اقدامات‌ بهتري‌ براي‌ مبارزه‌ با فقر انجام‌ دهند و حداقل‌ براي‌ جنگ‌ با فقر قدم‌ مهمتري‌ بردارند. آنان‌ مي‌توانند با فعاليت‌ خود در بازسازي‌ ساختارهاي‌ اقتصادي‌ جهاني‌ موثر باشند و براي‌ مثال‌ قوانين‌ را طوري‌ بازنويسي‌ كنند كه‌ با مردم‌ فقير با عدالت‌ بيشتري‌ رفتار شود و حداقل موجب ترويج‌ ‌ ظلم‌ و فساد در كشورهاي مذکور‌ نشوند.

۳ آبان ۱۳۸۶ ۶:۰۸ قֽظֽ | Reply

سعید رجالی :

آقای عبدی آیا واقعا دلیل فقر در جامعه ما فقط سیستم غلط بانکی است؟ معمولا مذاکره را در مورد چه موضوعاتی با هم انجام میدهند؟ حقوق مسلم ما در این دنیا , چه ها هستند؟ چون آقای احمدي نژاد در مصاحبه ی اخیر خود به خبرنگاران گفتند : امروز تنها عامل گراني و تورم واقعي سيستم غلط بانكي شناخته شده ..... من بعضا شنيده ام كه مي گويند فلاني مخالف مذاكره است؛ ولي اين حرف بي ربطي است. من اهل گفت وگو هستم و شما حتي ديديد كه به بوش هم گفتم در حال آمدن به نيويورك هستم و حاضرم با شما در حضور رسانه ها مناظره كنم و در خيلي از جاها براي گفتن حرف و منطق ايران حضور پيدا كردم؛ حتي جاهايي كه خطر سنگين بود.
اما اين را هم بگويم و بارها هم گفته ام كه ايران در مورد حقوق مسلم خود با كسي مذاكره نمي كند.

۳ آبان ۱۳۸۶ ۶:۲۱ قֽظֽ | Reply

:

نمیدانم در خبرها خواندید یا نه که دانشجویی به اتهام سرقت قطعات 70 دستگاه كامپيوتر در تبريز دستگير شد؟ بله متاسفانه بنا به اخبار متهم كه «حسين - پ» نام دارد، توسط مأمورين پليس و پس از انجام تحقيقات سرانجام دستگير و به انجام سرقت ها در طول 6 سال اعتراف كرد.
نمیدانم با شنیدن این خبر چه احساسی به شما دست میدهد؟ ولی برای من, شنیدن این خبر بسیار غمبار و حیرت آور بود . چطور ممکن است دانشجویی که تا بحال حاضر بوده جانش را برای رفاه و سعادت و ترقی و تعالی مردمش بدهد به جایی رسیده که حاضر شده دست به چنین کاری بزند؟ مگر فقر
حتما در فیلم ها و عکسهای کشورهای ثروتمند دیده اید که در آنجا خانه ها دیوار ندارد و همه در زیبایی حیاط و فضای سبز هم شریکند..... فروشگاه ها بی در و پیکرند.... ولی با این وجود دزدی هم در آنجا جزو موارد نادر است ,....
راستی بنظر شما , رابطه ی رواج و مصرف مواد مخدر , فحشا , رشوه , ... و دزدی با فقر چیست؟

۳ آبان ۱۳۸۶ ۶:۳۵ قֽظֽ | Reply

امیر - صادقی :

برای مبارزه با دردهای ریشه ای , احتیاج به کاشت , داشت و برداشت , و ساخت بسترهای مناسب برای نیل به مداوا , داریم نمیتوان تنها به برگزاری مراسمی یکروزه به امید زودن فقر از چهره ی افسرده و پژمرده ی جامعه بسنده کرد. اگر واقعا دیدن فقر مو بر اندام کسی راست میکند, بهتر است از امروز تصمیم بگیرد تا جهت تمام سخنان , نوشته ها , توصیه ها ..... و فعالیتهایش را به زدودن این پدیده ی زشت اختصاص دهد و گر نه .....

۳ آبان ۱۳۸۶ ۶:۵۵ قֽظֽ | Reply

نوبتی :

هر که آمد , عمارتی نو ساخت
یاد هست در اوایل انقلاب از کاخ نشیتها و جابجایی آنها با کوخ نشین ها شعار زیاد بگوش میرسید....
امروز بعد از گذشت سالها , وقتی به صفحه و فاصله ی طبقاتی در بین اقشار جامعه نگاه میکنی ,بطور عریان میفهمی که .....گویی انقلابی ( به مفهوم دگرگونی اساسی)حداقل از این حیث صورت نگرفته ....... میفهمی که با دادن شعار صرف و به گوشه خزیدن نمیتوان مملکتی را زیر و رو کرد . باید بپا خاست و اراده مصمم داشت.... میفهمی که با شعار نمیتوان آزادی بدست آورد. با شعار نمیتوان نه شرقی بود و نه غربی. با شعار نمیتوان .... شعور لازم دارد و گیوه ی تنگ!

۳ آبان ۱۳۸۶ ۸:۰۱ قֽظֽ | Reply

فواد :

آقای رفسنجانی به خبرنگار ايسنا گفته بودند: "مجلس خبرگان شناخته شده نيست و ما هنوز بايد آن را به مردم معرفی کنيم. "
آقای عبدی
سی سال ازعمر انقلاب میگذرد و همانطور که میدانید هر پدیده ای هم عمری را دارد , به نظر شما چرا در اینهمه مدت مجلس خبرگان به مردم معرفی نشده؟ تا جایی که آقای رفسنجانی میگویند مجلس خبرگان برای مردم ناشناخته است؟

۳ آبان ۱۳۸۶ ۸:۵۷ قֽظֽ | Reply

:

وقتي كه انسان را پروردگارش به آزمايش مي‌كشد و بالايش مي‌برد و نعمت مي‌دهد، انسان خودبه‌خودي و سَرِخودي كه از فلسفه اين آزمايش غافل است، همه اين چيزها را به‌حساب خودش مي‌گذارد. باد در غبغب مي‌اندازد، خودش را ويژه مي‌كند و مي‌گويد كه خدا مرا گرامي داشته. چنين مي‌پندارد كه خدا او را به دلايل نامعلوم، مفت و مجاني، عزيزدردانه و نورچشمي قرار داده است!
اما واي به وقتي كه آن روي سكه آزمايش فرا مي‌رسد. وقتي اوضاع بر او سخت مي‌شود و كسب و كار و رزق و روزيش تنگ مي‌شود، دو دستي توي سر خودش مي‌كوبد، خودش را لجن‌مال مي‌كند و مي‌گويد: خدا مرا خوار و زار كرد و ديگر توجهي به من ندارد. اصلاً مرا دوست ندارد و مرا از ياد برده است!
در‌حالي‌كه اگر آدمي فلسفه وجود و آزمايش خويشتن را از ياد نمي‌برد، به‌سادگي به اين نتيجه مي‌رسيد كه محور و جوهر و بحث اصلي در همه اين آزمايشها، مبارزه عليه فقر و مسكنت و يتيمي و مال‌اندوزي و بيدادگري است.

۳ آبان ۱۳۸۶ ۹:۱۸ قֽظֽ | Reply

:

ظاهرا بحث بانکها و پرداخت سوبسید به بانک‌های دولتی برای جلوگیری از ورشکستگی آنها بالا گرفته تا جایی که یکی از اقتصاددان می‌گوید: "ورشکستگی بانک‌ها از جنگ خطرناک‌تر و یک فاجعه برای اقتصاد کشور است."
اقتصاددان دیگری عملکرد دولت در اجرای طرح‌هایی که هیچگونه توجیه اقتصادی ندارد را به مثابه حراج گذاشتن منابع بانکی که در وضعیت قرمز قرار دارند می‌داند.
و اقتصاددان دیگری صحبت از تهدید منابع بانکی در اقتصاد دستوری! میکند.
بنظر شما این اقدامات با توجه به اینکه تا خراب نشود , آباد نمی گردد , در جهت فقر زدایی نیست؟

۳ آبان ۱۳۸۶ ۱۰:۰۱ قֽظֽ | Reply

فرهمند :

چه خوب! پانزده سال است که سازمان ملل متحد روز ۱۷ اکتبر را “روز جهانی مبارزه با فقر“ خوانده است. روزیکه مدافعان حقوق بشر از سراسر جهان در میدان حقوق بشر (Trocadero) در پاریس گرد آمدند تا یاد قربانیان گرسنگی، جهل و خشونت را گرامی بدارند. آنان در آن روز این یقین خود را ابراز داشتند که به فقر و بدبختی در جهان می‌توان پایان داد. آنان همچنین همبستگی خود را با کسانی اعلام داشتند که در سراسر دنیا برای مقابله با فقر مبارزه می‌کنند.راسنی در آن روز ما کجا بودیم؟ چه میکردیم؟ اولویتهایمان چه بود؟

۳ آبان ۱۳۸۶ ۱۰:۰۶ قֽظֽ | Reply

شمس :

در همین راستا شایسته گفتن است که ايدز هم در بستر فقر و نابرابری های اجتماعی از جمله تبعيض و خشونت عليه زنان و کودکان و به حاشيه راندن گروه های اجتماعی خاص رشد می کند و مبارزه با آن، جدا از مبارزه با زمينه های گسترش آن نيست.
آموزش بهداشت جنسی در مدارس = کاهش ابتدا به ايدز

· مبارزه برای برابری زنان و مردان، همراه است با مبارزه با ايدز

· رابطه جنسی سالم= رابطه ی جنسی برابر

· مبارزه با ايدز = مبارزه با فقر و خشونت

· ايدز در کمين جامعه انساني

· نابرابری در تصميم گيری برای انتخاب روش ارتباط جنسی خطر ابتلا را افزايش می دهد

· معتاد بيمار است نه مجرم

· کودکان قربانيان بزرگ ايدز

· يک ايدزی هم انسانی است با حقوقی برابر با ديگران

· فقر عامل اصلی گسترش ايدز است

۳ آبان ۱۳۸۶ ۱۰:۱۱ قֽظֽ | Reply

Mohammad :

فقر دیجیتالی
"موانع اجتماعی فرهنگی در حکومت الکترونیک"، " تحلیلی از فقر" عنوان یک کار تحقیقی 42 صفحه ای است که تحت همین موضوع جامعه شیلی را مورد بررسی قرار داده است.
در چکیده آن آمده است که تا آن تاریخ ( 2007/5/26) مطالعات بر روی حکومت الکترونیک ( E-Government)، صرفا بر ظرفیت حکومتها در راه اندازی شبکه ها و سیستم های اطلاعات و سایت های وب متمرکز بوده است. آنها کار برجسته ای از منظر شهروندی و فراتر، در حمایت از فقر انجام نداده اند. در پاسخ به این خلاء، این مطالعه به جنبه های اجتماعی فرهنگی که مانع دسترسی و کاربرد اطلاعات است را تحلیل کرده است و گام های لازم برای دستیابی به این خطوط برای بخش فقیرتر جامعه شیلی را مورد بررسی قرار داده است.
این تحقیق یک مجموعه توصیه هایی را برای اعمال راهبردهای حکومت الکترونیک شیلی ارائه می کند. آنها امیدوارند که نتایج آن برای کشورهای دیگر نیز مفید باشد، به ویژه کشورهایی که علاقمند به همکاری در تحلیل نیاز بخشهای حاشیه ای جامعه می باشند، اقدامی مهم از سوی سیاست گذاران در راستای تامین برنامه هایی در مواجهه با چالش های الحاق به جامعه اطلاعات .
مقدمه این طرح تحقیقاتی انجام شده توسط، Maria Ines Salamanca، با جمله ای از Manuel Castells شروع می شود:
"تحولات حاصله از توسعه تکنولوژی اطلاعات و ارتباطات به دنیای اقتصاد محدود نمی شود، به عکس، آنها بر مجموعه روابط اجتماعی تاثیر می گذارند".

۳ آبان ۱۳۸۶ ۱۰:۱۸ قֽظֽ | Reply

:

موسسه اقتصادی بیزینس مانیتور در گزارش سالانه خود در مورد ایران، درآمد حاصل از فروش نفت خام تا پایان سال 1386 را با 2.2 میلیارد دلار افرایش معادل 55 میلیارد و 210 میلیون دلار پیش بینی کرده است.این موسسه در آمد حاصل از فروش نفت در سال 2006 را 4 میلیارد بیش از درآمد سال 2004 اعلام کرده است.

بانک مرکزی ایران روز آدینه 16 شهریور، اعلام کرد که در مرداد ماه 86، نرخ تورم به 15.4 در صد رسیده است. بر اساس گزارش این بانک، «نرخ تورم از 12.8 در صد در فروردین 86 به 15.4 در صد در مرداد ماه رسیده است.»

یعنی نرخ تورم در طی نیمه اول سال 86، بیشتر از 2.5 درصد رشد داشته است.

با توجه به افزایش نرخ تورم که باعث گران شدن هرچه بیشتر کالاهای اساسی و مواد غذایی می شود، فشار بر مردم افزایش پیدا کرده و تعداد بیشتری از کارگران و مزدبگیران به زیر خط فقر کشانده می شوند.

با توجه به این که ایران با داشتن 27.57 تریلیون مترمکعب گاز طبیعی مقام دوم را در میان 10 کشور اول دارنده گاز دارد، و همچنین 10 درصد ذخایر نفت کشف شده در جهان در ایران است، و جمعیت ایران تنها یک درصد جمعیت جهان است، رشد فقر فاجعه بار است. پایین بودن میزان درآمد سرانه، ایران را از نظر توسعه شاخصهای انسانی، در حد پایین قرار داده است.

در گزارش سازمان ملل متحد، که در سال 2005 منشتر شده، رتبه ایران از نظر شاخصهای توسعه انسانی، در میان 177 کشور در رتبه 99 قرار دارد.

افزایش سریع قیمتها همراه با نرخ بالای رشد نقدینگی طی چند سال گذشته، تورم را به یک معضل اقتصادی و به دنبال آن آسیبها و زیانهای جدی به سطح زندگی مردم وارد کرده است.

نقدینگی که بیش از 30 درصد در سالهای اخیر رشد داشته است و همچنین سیاستهای مالی مانند کسر بودجه و افزایش پرداشت ذخیره ارزی، نرخ رشد صعودی تورم را در چشم انداز نشان می دهد.

بر اساس آمارهای دولتی منتشر شده، حجم نقدینگی از زمان دولت احمدی نژآد بیش از دو برابر شده و از حدود «60 هزار میلیارد تومان به بیشتر از 134 هزار میلیارد تومان» رسیده است.»

بر اساس گزارش صندوق بین الملل پول (منتشر شده در ماه مه سال 2007) در باره چشم انداز اقتصادی خاورمیانه، آفریقای شمالی، اسیای مرکزی و قفقاز، نرخ تورم در ایران حدود دو برابر میانگین آن در سی کشور مورد بررسی است.

علاوه بر فقر شدید، وضعیت بهداشت و سلامت در ایران در سطح پائین قرار دارد. به گزارش روز جمعه 16 شهریور باشگاه خبرنگاران نايب رئيس انجمن پزشکان عمومي کشور، از پايين بودن سرانه سلامت در ايران با توجه به شعار سازمان بهداشت جهاني در سال 2007 ، انتقاد کرد.

دکتر مسعود مسلمي فرد در گفتگو با مهر، «جايگاه فعلي ايران در تقسيم بندي سرانه سلامت را، رتبه يک صد و سي ام خواند.»

وقتی درآمدهای کشور برای اقتدار و توسعه بنیادگرایی هزینه شود، به ناچار زندگی مردم بهتر از این نمی شود.

۳ آبان ۱۳۸۶ ۱۰:۴۳ قֽظֽ | Reply

Mohammad :

جناب عبدی عزیز

با سلام
مرحله موفق حاضر فعالیت شما حقیقتا جای تقدیر دارد، امید است روال موجود در جریانی تکاملی، گام های بلند ایجاد یک سایت مطالعاتی و گسترده را به دنبال داشته باشد، روند فعلی نویدی است بر این جهت گیری.
در ضمن بنده تعذیر و تشکری بدهکار بودم که انجام شد.
.....................................................
عبدی:
ممنون.دو مطلب شما را هم در حال مرور هستم.

۳ آبان ۱۳۸۶ ۰:۱۹ بֽظֽ | Reply

پرویزپدرام :

با سلام
دوستانی که مایلند در مورد ریشه های صهیونیستی سازمان برنامه منحله!!! اطلاعاتی بدست آورند به لینک زیر که مربوط به سایت رئیس دولت است مراجعه فرمایند
http://www.govir.ir/fa/office/documents/files/03.pdf

۳ آبان ۱۳۸۶ ۰:۴۶ بֽظֽ | Reply

م- د :

متاسفانه در جامعه به نادرستی جا انداخته شده که دزد تقصیر خودش است که دزد شده , معتاد تقصیر خودش است که معتاد شده , ..... فقیر تقصیر خودش است که فقیر شده ,.... در مقابل فرد غنی و ثروتمند لیاقت و دانش و هنر خودش بوده که غنی شده!!
در صورتی که میدانیم اینچنین نیست و بسترهای اجتماعی خیلی مهمتر از تلاش فردی یا تنبلی و اینگونه تفاوت انسانهاست. به همین دلیل لازم به ذکر تاکیدی است که بدرستی نوشته بودید: " راهبرد حذف فقر در جامعه، راهبردي صرفاً انسان‌دوستانه و كمك به فقرا يا با هدف جلب رأي مردم نيست، بلكه راهبردي مبتني بر اداره بهتر و جامع‌تر جامعه و حكومت است كه بايد سرلوحه تمام فعاليت‌هاي سياسي باشد و این کار مستلزم بپا خاستنی جدی است."

۳ آبان ۱۳۸۶ ۶:۳۰ بֽظֽ | Reply

خبر نداشته ایم :

بالاخره معلوم شد تمام حدس و خطا در مورد استعفا (؟) یا کناره گیری (؟) یا کنار گذاشتن(؟) آقای لاریجانی از سمت مذاکرات هسته ای و دبیری شورای امنیت ملی اشتباه بوده , مشکل شخص نبوده , اختلافی هم نبوده , کاری هم به سفر پوتین و اتمام حجت او در مورد تعلیق غنی سازی نداشته , کاری هم به پیشنهاد او برای برون رفت از این مخمصه به مقامات نداشته, آمادگی برای اشعال پست ریاست مجلس آینده هم نبوده ..... بلکه همه و همه گردش نیرو در نظام دمکراتیک بوده ! بخوانید:
لاريجانی در پاسخ به سوال خبرنگار الجزيره درباره استعفای خود گفت:« درباره استعفای من صحبت‌های زيادی شده است که خيلی هم تنوع زياد داشته است. مثلا گفتند که آقای لاريجانی به دليل مسايل شخصی استعفا داده. من هرچقدر به خودم نگاه می‌کنم مشکل شخصی نمی‌بينم. يا اينکه گفتند آقای لاريجانی به خاطر انتخابات مجلس استعفا داده، قضاوت درستی نيست؛ چون من در همين سمت هم می‌توانستم نماينده مجلس بشوم. همانطورکه در گذشته آقای دکتر روحانی هم دبير شورای امنيت بودند و هم نماينده مجلس و بسياری مطالب که در سطح رسانه‌ها در غرب مطرح شد. از اختلافات بسيار وسيع در ايران صحبت به‌عمل آمد. من نمی‌خواهم عيش شما (خطاب به رسانه‌های خارجی) را ناقص کنم تا اگر ابتهاجی داريد، ادامه دهيد. فقط فکر می‌کنم که به متدولوژی تصميم گيری و تصيم‌سازی در ايران خوب توجه نکرده‌اند. من امروز هم از آقای دکتر احمدی‌نژاد، رييس جمهور و از آقای جليلی که فرد جليلی است حمايت می‌کنم.»

وی افزود:« کشور ما کشوری دموکراتيک است و در آن گردش نيروها وجود دارد. ما مثل برخی از کشورهای منطقه که به‌صورت کدخدايی اداره می‌شوند، نيستيم و کشورهای غربی هم هر سرمايه‌ای داشتند در آنها گذاشته‌اند. ما يک کشور سيالی هستيم و زايش نيرو در آن هست. آقای جليلی هم هشت، نه سال سنش کمتر از من هست، جوان هست و با انرژی کارش را ادامه می‌دهد و من ايشان را حمايت می‌کنم.»
.........................................................
عبدی:
یکی از دلائل این استعفا که به نوعی برکناری هم بود به این بر می گردد که وی اگر می دانست گزارش ماه آینده البرادعی به نفع ایران است حتما می ماند تا میوه این درخت را بچیند اما چون حدس می زنند که این گزارش مشکلی را حل نمی کند و قطعنامه سوم هم در راه است لذا با کناره گیری مسئولیت را بر دوش رقیب می اندازند .رقیبی که متوجه این نکته نیست و هر کس را نپسندد در اولین فرصت برکنار می کند یا استعفایش را می پذیرد.

۳ آبان ۱۳۸۶ ۶:۴۶ بֽظֽ | Reply

مهشید :

شما با این نظر موافقید که مذاهب عموما با مشکل فقر در بین مردم جامعه , مشکلی ندارند چون از طرف سرمایه داران ساپورت و حمایت مالی میشوند تا توجیه کننده ی وضع موجود باشند؟
..............................................................
عبدی:
اگر وظیفه مذهب به معنای برنامه ریزی برای اداره اقتصاد جامعه باشد طبعا چنین تصوری پیش می آید چون تاکید آن بر انفاق و صدقه دادن است .اما اگر اداره جامعه را بر اساس دانش روز و عقلانیت جدید بدانیم در این صورت وظیفه مذهب که دمیدن روح معنویت و انستن دوستی و کمک به غیر است کماکان برقرار می ماند چرا که در هر حال فقر نسبی است و همیشه عده ای در داخل یا خارج کشور نیازمند کمک دیگران هستند.

۳ آبان ۱۳۸۶ ۸:۰۵ بֽظֽ | Reply

بانک ملی،ملت و صادرات هم تحریم شدند :


بر پایه آخرین اخبار رسیده به نقل از خبرگزاری ها، ایالات متحده امریکا بصورت یک جانبه شاخه نظامی سپاه قدس به همراه 22 موسسه مرتبط به سپاه پاسداران و نقل و انتقال سرمایه را مورد تحریم قرار داده است. گفتنی است از سوی آمریکا سپاه قدس یک سازمان تروریستی اعلام شد.
کاندولیزا رایس وزیر امورخارجه ایالات متحده به همراه وزیر خزانه داری هنری پالسون در کنفرانسی مطبوعاتی در وزارت امور خارجه ایالات متحده آمریکا، اعلام کرد:تحریمهای جدیدی را بر علیه سپاه پاسداران[سپاه قدس] و بانکهایی که با این نیروی نظامی همکاری می کنند،وضع کرده اند. این تحریم ها آنگونه که گفته شد برای تنبیه ایران به دلیل حمایت از سازمانهای تروریستی در عراق و خاورمیانه ،طراحی شده است.

به گزارش خبرنگار سرویس بین الملل خبرگزاری انتخاب به نقل از آسوشیتدپرس،گفته می شود این اقدام اولین اقدام تنبیهی بر علیه نیروی نظامی ایران بعد از تسخیر سفارت امریکا در تهران در سال 1979 است.

در این کنفرانس مطبوعاتی کاندولیزا رایس اعلام کرد که این اقدام کابینه در واقع پاسخی است به سیاستهای فراگیر برای رویارویی با رفتاری که ایرانیان در پیش گرفته اند.و خاطر نشان کرد که ایالات متحده همچنان خواهان راه حلی دیپلماتیک برای حل این بحران است.

وی بالافاصله افزود متاسفانه دولت ایران به پیشنهادات ما دال بر مذاکرات اشکار پشت پا زده و در عوض با دنبال کردن برنامه های اتمی خود که می تواند منجر به ساخت سلاح های اتمی شود و همچنین ساخت موشکهای بالستیک خطر افرین ، حمایت از شبهه نظامیان شیعه و تروریستها در عراق و طالبان در افغانستان، جنبش های تروریستی در لبنان و فلسطین ، مردود شمردن اعتبار شورای امنیت سازمان ملل متحد و از طرفی با تهدید علنی موجودیت اسرائیل، اشکارا صلح و امنیت منطقه را با تهدید مواجه ساخته است.
.................................................................
عبدی:
روشن است که فورا خواهند گفت ما با آمریکا روابط مالی نداریم که این تحریمها بر ما موثر باشد.اما نخواهند گفت که آثار سوء این تحریمها بر روابط مالی و اقتصادی ایران با کشورهای دیگر چگونه است.



۳ آبان ۱۳۸۶ ۸:۱۹ بֽظֽ | Reply

پارسه :

جناب عبدی سلام
شما را با روزنامه سلام می شناسم و بعد از آن به فراخور با شما و برخی اقداماتتان آشنا شدم
هر از چند گاهی هم به سایتتان سر می زنم به امید این که شاید مقاله ای تحلیلی و یا دیدگاهی در آن بیابم ولی هر بار با ناامیدی بازمی گردم
گرچه حال شما را درک می کنم و شاید من هم اگر جای شما بودم کمتر به سمت آشکار کردن اندیشه هایم می رفتم خصوصا این که من در جریان دادگاهی تعدادی از افراد مشهوری که به جرم نوشته هایشان محاکمه می شدند حضور داشتم و می دانم کسی که به خاطر نوشته هایش سروکارش به آنجا بیفتد چه حالی می شود .
کار من هم از جنس کار شماست و مضایق نوشتن را می دانم...
علی ایحال برایتان آرزوی موفقیت و ایامی خوب را دارم.
..............................................................
عبدی:
اندیشه ای که به هر نحو نتوان آن را بیان یا آشکار کرد احتمالا مفید نیست.البته هر کس برای بیان عقاید خودش شیوه ای را بر می گزیند اما نمی تواند آنها مخفی اعلام دارد .

۳ آبان ۱۳۸۶ ۸:۳۰ بֽظֽ | Reply

:

گفته شده 5/7 ميليون نفر تحت پوشش كميته امداد و 5/1ميليون نفر تحت پوشش بهزيستي هستند , آیا به نظر شما این دو موسسه خیریه ی نظام توانسته اند تمام افراد زیر خط فقیر کشور را تحت پوشش قرار دهند؟
...........................................................
عبدی:
مهمتر این است که پوشش آنها چیست؟مثلا در زمستان سخت به یک نفر پیراهن بدهید که نمی تواند خود را گرم کند؟مهمتر از این چرا باید پولی که مال خود مردم است را از طریق بهزیستی و کمیته امداد و نهادهای خیریه داد که افراد از گرفتن آنها معمولا شرم دارند؟باز هم مساله مهم دیگر این که چقدر به این نهادها داده می شود و چقدرش و با چه شرائطی دست مردم می رسد؟این انتقادها فقط به دولت موجود نیست دولت های قبلی هم مورد خطاب قرار دارند.

۳ آبان ۱۳۸۶ ۹:۵۷ بֽظֽ | Reply

:

همین دیروز بود آقایان با نواختن آهنگ پیروزی و تقاضای سجده شکربرای سفر رییس جمهور به سازمان ملل و سخنرانی در آنجا , آنرا یک پیروزی بزرگ برای ملت ایران نامیدند ول باز امروز :
رئيس‌جمهور:آنچه در شوراي امنيت است يك مشت كاغذ پاره است نه پرونده هسته‌اي ايران
بالاخره آیا خودشان با خودشان تکلیف شان را روشن کرده اند که سازمان ملل چگونه جاییست؟

۳ آبان ۱۳۸۶ ۱۰:۱۲ بֽظֽ | Reply

آیا عیب با جرم دوتاست ؟ :

برنامه نظارت بر حمايت مدافعان حقوق بشر، به عنوان برنامه ای مشترک از "سازمان جهانی مبارزه با شکنجه" (OMCT) و "فدراسيون بين المللی جامعه های حقوق بشر" در بیانیه ای اعلام کرده اطلاعات جديدی را توسط کنفدراسيون جهانی اتحاديه های کارگری (ITUC) مطلع شده است که آقای منصور اسانلو، رييس سنديکای کارگران شرکت واحد تهران و حومه، به دنبال عدم برخورداری از مداوای فوری، بينايی يکی از چشم های خود را از دست داده است.
در این بیانیه آمده :
آقای اسانلو از تاريخ ۱۰ ژوئيه ۲۰۰۷ به دنبال صدور حکمی خودسرانه، در زندان اوين بسر می برد. با توجه به اطلاعات به دست آمده، اخيرا پزشکی در زندان هشدار داده که ممکن است آقای اسانلو در صورت عدم مداوای فوری، بينايی خود را از دست بدهد.
برنامه نظارت به شدت نگران سلامت روحی و بدنی آقای اسانلو است و به علاوه، حبس وی را کاملا خودسرانه می داند. در واقع، حکم حبس آقای اسانلو به دليل فعاليت های متعهدانه او در زمينه حقوق اقتصادی و اجتماعی در ايران صادر شده است. برنامه نظارت خاطرنشان می سازد که آقای اسانلو در گذشته بارها قربانی نقض حقوق خود، از جمله خشونت و حبس خودسرانه به دليل فعاليت های سنديکايی، بوده است (به گزارش سالانه برنامه نظارت در سال های ۲۰۰۵ و ۲۰۰۶ مراجعه کنيد).
در این رابطه جدیدا آقای هاشمي رفسنجاني در مجلس کارگری طی یک سخنرانی در محل ساختمان قدیمی مجلس گفته اند: "گرفتن حق ، هيچ زماني عيب نبوده است " و در ادامه رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام، نيروي كار را مهم‌ترين عنصر رشد، توسعه و توليد در جامعه برشمرده , تاكيد كرده اند : تشكل‌هاي فراگير كارگري بايد با جلب آراي كارگران، نماينده واقعي آرمان آن‌ها باشند.
به این بخش از این خبر دقت کنید:
به گزارش ايسنا،هاشمي رفسنجاني در ديدار جمعي از كارگران (مجلس كارگري) مهمترين هدف ايجاد تشكل‌هاي كارگري را در راستاي احقاق حقوق كارگران عنوان كرد و گفت: گرفتن حق هيچ زماني عيب نبوده و حركت‌هاي كارگري براي درخواست‌هاي خارج از حق نيست و همه بايد تلاش كنند كه امكان اشتغال و سهم كارگر ازتوليد به وي داده شود. وي تشكل‌هاي كارگري را ضامن دفاع از حقوق كارگران خواند و افزود: كارگر به صورت انفرادي نمي‌تواند از حقوقش دفاع كند؛ مگر اين‌كه عرضه‌ نيروي كار به جامعه از تقاضا كمتر باشد كه اين امر نيز معمولا اتفاق نمي‌افتد.
حال با توجه به این دو خبر , فکر میکنید , آقای اسانلو را بعنوان رییس سندکای رانندگان اتوبوسرانی آزاد کنند و از ایشان بخاطر آنچه نباید با او می شده , حلالیت بطلبند؟

۳ آبان ۱۳۸۶ ۱۱:۲۳ بֽظֽ | Reply

حسین - ف :

بله!:" اكنون فقر را نتيجهء تعامل فرآيندهای سياسي، اقتصادي و اجتماعي مي‌دانند، از نظر سازمان‌هاي معتبر بين‌المللي و ذیربط در این مساله بايد فرصت‌ها را بيشتر، توانمندسازي را تسهيل و امنيت را بيشتر كرد" ولی چگونه؟فرصت ها را با وجود رانت ها چگونه میتوان بیشتر کرد؟ چگونه میتوان در چنین فضایی توانمندیها را تسهیل کرد؟امنیت را در یک جامعه ی بسته چگونه میتوان بیشتر کرد ؟ و اساسا امنيت براي چه؟ امنيت از چه رو براي مبارزه با فقر لازم و ضروریست؟ چيست كه امنيت خواهي و فقر زدایی را در بلندترين قلل آمال انساني قرار مي‌دهد؟یک کشاورز , یک محقق , یک نویسنده ,یک تاجر , یک راننده ی اتوبوسرانی , یک معلم ..... و مثلا يك دونده از چه رو به امنيت بازوان پاهاي خويش فكر مي‌كند؟ و آنها را از گزند هر خطري حفظ مي‌كند؟ جز آنكه داشتن پا براي او مقتضاي ضروري دونده بودن است؟ جز آنکه اگر پا نداشته باشد، ديگر آزاد نخواهد بود؟ تا به حرفه خويش بپردازد؟ به گمانم خواست امنيت از آن روست كه ما چيزهايي را كه براي حيات فردي و اجتماعي نياز داريم، داشته باشيم و به واسطه آنها آزادانه و انساني زندگي كنيم. حال نمي‌دانم آيا امنيت با اين اوصاف مي‌تواند از طريق سلب داشته‌ها و آزادي‌ها پديدار شود؟ يا نه!
مثلا آيا ديدن صحنه‌هاي مبارزه با ناامني در جامعه خودمان، احساس امنيت ايجاد مي‌كند؟.... آيا كمبود فرصت‌هاي اشتغال براي جوانان، خود كاهنده امنيت نيست؟ چه كسي با ناامني‌هاي اجتماعی اين چنين مبارزه مي‌كند که مسؤلان ایجاد امنیت ما می کنند ؟ آيا كودكان خياباني در معرض تهديد امنيت امروز و فرداي خويش نيستند؟ با اين ناامني هم آيا تا بحال مباره شده یا در آینده مبارزه مي‌شود؟ آيا بازنشستگان، از كارافتادگان، زنان سرپرست خانوار، اينان كه در معرض خشونت‌ها و ناامني‌هاي اقتصادي هستند، از آن جواني كه به خاطر بيكاري به ديواري تكيه داده و مزاحم زبانی آسايش مردم مي‌شود، كم اهميت‌تر هستند؟
تورم بجای خود , مشکلات فشارهای خارجی بجای خود( نه اینکه فراموش شود فقط بجای خود) ...ولی بنظر میرسد در وهله اول فقر زدایی, محتاج به بسط آزادی هادر جامعه است چرا که اگر در داخل کشوری آزادي نباشد، امنيت هم حاصل نمي‌شود. اگر انسان‌ها آزاد نباشند كه انساني زندگي كنند و از مواهب طبيعي زندگي فردي و اجتماعي برخوردار باشند، ناامني از جامعه و همچنین فقر از جامعه رخت بر نخواهد بست. امنيتي كه شرط لازم مبارزه با فقر ذکر شده و متاسفانه ابزار آن پژواك هراس در تاريكي است، سالهاست نخست قلب آزادي را فرو ريخته . حال نمي‌دانم زندگي چگونه ممكن است عاری از فقر و امن باشد, اما بدون آزادي باشد؟!
.....................................................
عبدی:
بحث آزادی ها و مشارکت در ذیا عنوان توانمند سازی قرار می گیرد گرچه در نهایت هر سه مووع توانمد سازی و امنیت و افزایش فرصتها در نهایت با مساله آزادی ربط پیدا می کتتد.


۴ آبان ۱۳۸۶ ۰:۱۰ قֽظֽ | Reply

یک شهروند :

همه از خود می پرسند: چرا ما اینقدر از کشورهای دیگر عقب افتاده ایم؟ چگونه میخواهیم تا چند سال دیگر سرآمد کشورهای منطقه شویم؟ آیا آنها می ایستند تا ما از آنها جلو بزنیم؟ ..... ولی هیچکس به دنبال جواب دادن به آن سؤال نیست؟
متاسفانه اوضاع برای ما جوری شده که گردش، سفر، ورزش، نیازهای فرهنگی مثل کنسرت، سینما یا خرید کتاب، اموری لوکس محسوب می‌شوند. از سرپناه و غذا نمی‌توان گذشت اما خوراک فرهنگی و روحی را می‌توان حذف کرد. این نیازها در چنین شرایطی اولویت ندارد.
«مثلی می‌گوید: کار می‌کنیم تا زندگی کنیم اما اینجا برعکس است. به نظر من همه ما زندگی می‌کنیم تا فقط کار کنیم. در یک خانواده هر چند نفربه جز بچه‌ها که قادر به کار هستند، کار می‌کنند تا خرج خانواده در بیاید.»
متاسفانه بعد از گذشت سی سال از وقوع انقلاب , به دلیل انحصار طلبی خود نتوانسته اند انقلاب را تثبیت کنند و ما هنوز هیچ برنامه‌ای برای زندگی مان نمی‌توانیم تنظیم کنیم. شروع به پس انداز می‌کنیم اما معلوم نیست این چیزی که الان تصمیم می‌گیریم برای ماه بعد بخریم، همین قیمت امروز را دارد یا دو سه برابر می‌شود.متاسفانه فقر اصلی اینجاست که هیچ چیز در ایران قابل پیش بینی نیست.

۴ آبان ۱۳۸۶ ۰:۲۹ قֽظֽ | Reply

محمد حسين :

نامهء اقاي محمد نوري زاد را خواندم، بسيار تكان دهنده و حاوي نكات متعددي بود. گمان كنم ايشان همان تهيه كنندهء محترمي باشد كه خيلي سالها پيش سريال فقر در جازموريان را براي تلويزيون تهيه كرد و با صداي تاثر برانگيزي ان را روايت مي نمود.
اين نامه هم به نظر من حاكي از صداقت و دلسوزي ايشان است.
از جناب اقاي محمد بخاطر اين لينك سپاسگزارم.

۴ آبان ۱۳۸۶ ۰:۴۹ قֽظֽ | Reply

جوان :

اي بابا .
در جا معه ما چه كسي به اين مسئله توجهي ميكند , زمان آن كه روحانيون ما همچون علي كيسه بر دوش مي انداختند و روزي نرسيده به خلق ا.. را بر در خانه آنها مي بردند گذشت , اينك زمان , زمان مال اندوزي است :
اي اهل ايمان (بدانيد كه ) بسياري از علما و راهبان اموال مردم را به باطل طعمه ي (هوي و هوس ) خود مي كنندو خلق را از راه خدا منع مي كنند (هم به زبان گمراه مي كنند هم به علل دنيا طلبي خلق را از خداطلبي دور مي كنند) و كساني كه طلا و نقره را گنجينه و ذخيره مي كنند و در راه خدا انفاق نمي كنند از حب دنيا(اي رسول بر اين كار) به عذاب دردناك بشارت ده... (توبه _35)

خدا تو كتابش به صراحت به اين نكته اشاره مي كند كه آيا مردم اموالتون رو ذخيره نكنيد و به كسايي كه كمك مي خواهند كمك كنيد .
در اين حالت اگر من با پولي كه دارم يه كاري راه بياندازم و كارخانه اي به پا كنم و به چهار نفر كمك كنم تا اونا هم به زندگيشون سر و سامان بدهند ديگر تورم كه علت اصليش نقدينگيه از بين ميره و احساس خطر از فقر هم از بين خواهد رفت, چون با اين كارم پول نقدي كه دست مردم هست با توليدم جمع مي كنم و در عين حال كه قدرت خريد مردم حفظ ميشود من هم پولدار تر خواهم شدو چرخه اي به وجود مي آيد كه باور كردنش براي سرمايه گذاران ما در بخش مسكن كه در حال حاضر بهترين وضعيت را دارد كمي مشكل است و اين نقش حكومت است كه به جاي برافروزي جنگ و ترويج افكار رسته ي موافقان و هزار و يك عمل بيهوده ي ديگر مرهمي شفا بخش بر وضعيت كنوني قرار دهد ولي واي به افرادي كه وقتي قدرت مثل موم تو دستشونه , به همه قول و قراراشون كه با امت گذاشتن پشت مي كنن و با قدرت كاذبي كه معلوم نيست چه كسي تامين و تعيين كنندشه به اين فكر هستند كه چگونه گره از عقدها ي خويش باز كنند .
اگر بخواهيم به اميد خدا بنشينيم, به هيج وجه عمر ما كفاف رسيدن حق ما را نخواهد داد , البته شايد بعد از مرگ منتظر بمانيم تا اينكه عمر كساني كه حق ما را مي خورند به سر آيد و نزد ما بيايند , آنوقت پس از چندي نواختن بر سر و پشتشان , به همراه هم در دادگاه عدل پروردگار حاضر گشته تا او به حساب او برسد و ما نيز خندان گرديم .
به اميدي كه واقعا به پا خيزيم و اعتراض كنيم فقط براي دريافت حقي كه گرفتني خلق شده است.

۴ آبان ۱۳۸۶ ۱:۴۷ قֽظֽ | Reply

فقط برای نمونه :

رئيس سازمان آموزش و پرورش چهارمحال و بختياری گفته است 60 مدرسه استان آب آشاميدنی ندارد و برای رساندن آب به اين مدارس 640 ميليون ريال اعتبار لازم داريم. يعني64 ميليون تومان. به زبانی ساده تر، قيمت يک آپارتمان بسيار معمولی يک اتاق خوابه در نقاط جنوبی تهران.
همين مسئول استانی که در شورای آموزش و پرورش استان سخن می گفته، اضافه کرده است:
برای هر 100 كلاس درس در مناطق روستايی به يك معلم راهنما نياز داريم و برای هر 70 كلاس درس در مناطق عشايری يك معلم راهنما. در حال حاضر در سطح استان 44 معلم راهنمای آموزشی کار می کنند.
گرسنگان
معاون امور حمايت خانواده كميته‌ امداد خراسان شمالی گفته است: هزار كودك تحت پوشش اين نهاد دچار سوء تغذيه اند و وزن كمتر از استاندارد دارند.

۴ آبان ۱۳۸۶ ۲:۵۸ قֽظֽ | Reply

Aryan :

اقای عبدی با سلام
‫دوست دارم از دیدگاه خودم بگونه ای مختصرجوابی به ۲ کامنت این دوست و برادر عزیز ازافغانستان داده باشم. نظر خودم را با قرض گرفتن این گفته درست و وزین اقای زیدابادی که «من سال‌هاست كه آموخته‌ام در باره افراد بر اساس انديشه‌هايي كه ترويج مي‌كنند، نمي‌توان داوري كرد بلكه ‏داوري بايد بر مبناي رفتار روزمره افراد صورت گيرد.» میگویم.
‫دوست عزیزم بنظرم میاید که شما در گفتارتان یک روی سکه را دیده و مد نظر قرار داده اید. به معلول ها تا حد زیادی درست اشاره فرموده اید اما د‫رشناخت عامل٫ نظری یکسویه دارید و یا بهتر بگویم تیر کمان ارش شما در جای جای گفتارتان کشور های بزرگ سرمایه داری را نشانه گرفته است و در ان از عمل کرد و مسولیتهای دولتهای بومی و مردمانش٫ این بقول شما «ورشکسته ترین انسان روی زمین( انسان شرقی )» بطوری سریع گذر کرده اید و اگر هم سخنی گفته اید٫باز هم این کشور های بزرگ سرمایه داری هستند که عامل اصلی و مخرب معرفی شده اند (اشتباه نفرمایید قصد من دفاع از کشور های سرمایه داری نیست و نمیخواهم نقش انها را در این بیعدالتی کمرنگ بکنم). قصد من اینست که جایگاه و مسولیتهای مردم و دولتهای خود را هم کمی بیشتر در نظربگیریم و در این معادله بگنجانیم.
‫چرا راه دور برویم مگر شما در گذشته ای نه چندان دور طالبان را در افغانستان تجربه نکردید؟ ایا این طالبان که انسان فقر زده و محنت کشیده اما نجیب افغان را تا حد ذلالت ممکن پیش برد در این بیعدالتی نقشی نداشت؟
‫ایا اگر در سرزمینی نه چندان دورتر از افغانستان در عرض۲ سال ۱۲۰میلیارد دلارش مصرف میشود و هیچکس جواپگو نیست که این پول کجا رفت و چه شد (پولی که میتوانست فقر را در ان کشور ریشه کن کند و یا به میزان قابل توجهی انرا کمرنگ کند) یقه چه کسی را باید گرفت و او را زیرسوال برد؟ ایا واقعا این کشورهای بزرگ سرمایه داری هستند که باید جواب پس بده اند؟
‫و اما در باره این انسا‫ن فقر زده شرقی که زیر چرخ سرمایه داری غرب هر روز له و لورده تر میشود:
‫حتما همه ما حداقل مروری به تاریخ گذشته اروپا داشته ایم. ایا فکر میکنید بسیاری از مردم انروزگار حال و روزی بهتر از امروز ما داشتند؟ مردمانی که گذار فئودالیسم به سرمایه داری و درنهایت امپریالیسم را بعینیت میدیدند (نه انطوری که ما‫ به زعم خود مشابه ای از انرا در کشورهای خود میسازیم و تفسیرش میکنیم) و بار زور٫ محنت٫ اجحاف٫ بیعدالتی و ... حتی برده داری (ان هم تا همین اواخر در امریکای شمالی) را بر دوش میکشیدند.
‫ چه شد که این مردمان زنجیر اسارت و بیعدالتی را گسستند و این غول بی شاخ و دم (سرمایه داری) را بعقب راندند و جایگاهش را تعریف کردند؟ گمان نمیکنم معتقد باشید که وحی بر نظام سرمایه داری نازل شد و ازاد‫ی ودموکرسی (به تیپ غربی به زعم شما) را با طیب خاطر به مردمشان ارزانی نمود. شما خوب میدانید که بسیاری از این مردمان غربی اسپارتاگوس هایی شدند تا این این نظام را به شکلی که خود میخواهند در اورند.
‫ ازادی که وجودش درمان و راه حال بسیاری از معضلات جامعه بشریست٫دادنی نیست و گرفتنی ست. و مردمان محنت زده و درد کشیده شرقی گریزی ندارند مگر اینکه با گوشت و پوست خود این مهم را درک کنند. درک کنندومسولیت پذیر باشند. دست از شعار دادن بی محتوا بردارند. دست از اینکه چون در خلوت میروند انکار دیگر میکنند بردارند٫و شعارهای خود را بر مبنای رفتار روزمره خود تنظیم کنند.
‫دوست عزیزم تقصیر رابر گردن کشوره‫ای سرمایه داری گذاشتن کاریست ساده و بنوعی فرار از مسولیت پذیریست. باید دو روی سکه را دید. ما گریزی نداریم مگر انکه دست از اویزان شدن به ۲ extreme این پاندول برداریم و نقطه وسط ان و یا به عبارتی دیگر نقطه تعادل را مد نظر قرار بدهیم.

۴ آبان ۱۳۸۶ ۶:۱۶ قֽظֽ | Reply

حامد منزه :

: فریاد می بایست؛ ولی ما، به احترام مرگ آزادی یک لحظه سکوت کردیم؛ خوابمان برد…
جالب است… و تلخ…
یادمان می آید سال گذشته را که آقای شاهرودی اعلام کرد می رویم تا دگر دانشجوی زندانی نداشته باشیم؛ تابستان گذشته را که پس از انتشار رنجنامه خانواده سه دانشجوی دربند امیرکبیر، ایشان دستور به تشکیل کمیته ای برای پیگیری شکنجه دانشجویان داد _هرچند نتایج بررسی این کمیته هیچگاه اعلام نشد_ ؛ ماه گذشته را که احمدی نژاد با اعتماد به نفسی خاص در مقابل خبرنگاران در نیویورک گفت دانشگاههای ایران از نظر سیاسی بسیار آزاد است، در دانشگاههای ما روزانه صدها برنامه و سخنرانی سیاسی برگزار می شود و هیچ استاد و دانشجویی در ایران در زندان نیست؛ هفته گذشته را که آقای خامنه ای در سخنانی اعلام نمودند که نقد دولت و حتی شخص رهبری نه تنها جرم نیست بلکه لازم نیز می باشد، و همه را به این مصاف فرا خواندند.
در این سالها خیلی سخنان رسای دیگر نیز یادمان می آید که چون چراغ نور امیدیمان میشد، که میشد با صداقتی کودکانه بهشان دل بست و حداقل پنداشت که عزم و اراده ای به بهبود شرایط در مخیله حکومت مردان جای دارد. اما هر بار با بسته شدن پرونده ای، خاموش شدن چراغ سرنوشت دانشجویی، چراغ امیدی نیز به خاموشی گرائید.
اینبار محکوم نمیکنیم، تهدید نمیکنیم، نقد هم نمیکنیم، فقط ناباورانه سوال میکنیم که چرا؟!
واقعا چرا کسانی که به راحتی در شوهای تلویزیونی تکرار میکنند که بدنبال جاسوسی، تجاوز و براندازی بوده اند با سلام و صلوات به خارج از کشور بدرقه میشوند و جوانانی که ننگ این ذلت بر تنشان نمیشود چنین به گوشه زندان ها رهنمون میگردند؟!
چرا باید در جواب دانشجویان منتقد دولت، در برابر سخن و قلم حکم بر حبس و حذف داد!؟ مگر نه اینکه گفته اند و تکرار میکنید که حرف حق از شمشیر برنده تر است!؟ پس چرا شما نیز سخن حقتان را به زبان نیآورده و بر قلم جاری نمیکنید تا مگر شمشیرهاتان را بروی فرزندان این خاک غلاف کنید؟!
بعد از نزدیک به پنج ماه حبس به حکم دادگاه انقلاب در محاکمه غیر علنی دانشجویان دربند امیرکبیر، مجید توکلی به سه سال، احسان منصوری دو سال و نیم و احمد قصابان به دو سال حبس تعزیری به جرم توهین به نظام و رهبر محکوم شدند. این تازه درحالیست که این دادگاه در بررسی به ادعای توهین به مقدسات از خود سلب صلاحیت نموده و مقرر گشته این مورد در دادگاه عادی برای دوستانمان…
توهین به نظام و رهبر…. کدام توهین؟! هر دانشجوی بیطرفی به خوبی می داند که توهین و فحاشی لباسی نیست که بر قامت انجمنهای اسلامی سزنده باشد، و بارها نیز گفته ایم که این چنین منشی در قاموس ما هیچ جای ندارد. اگر منظور توهینی است که در نشریات مجعول آورده اند، که دوستانمان بارها نه تنها از چاپ این نشریات اعلام برائت کرده اند بلکه توهین به مقدسات دین و جامعه را نیز محکوم نموده اند.
آقایان! اگر واقعا معتقدید که در نشریات توهینی صورت گرفته و کار دانشجویان بوده است، چرا نشریات مجعول و مستندات خویش بر این حکم را فاش نمیکنید، در معرض افکار عمومی قرار نمی دهید تا ایشان نیز قضاوت کنند؟ حتی شاید در این حکم در صف شما قرار گیرند. و گرنه قبل از اینکه این واقعه نیز داغ ننگ رسوایی دیگر بر پیشانیمان گردد بنگریم و ببینیم منطقا چه کسانی از این ماجرا سود میبردند _که بردند_ و بدنبال مسببین اصلی این ماجرا باشیم. ای کاش باز هم اعلام شود که این فاجعه کار عده ای خودسر بوده است…

۴ آبان ۱۳۸۶ ۴:۴۳ بֽظֽ | Reply

چقدر حرفها قشنگ شده! :

در جمهوري اسلامي ايران هيچ كس را به خاطر ابراز عقيده سرزنش نمي‌كنند.
به گزارش ايرنا، حجت‌الاسلام والمسلمين "سيد احمد خاتمي" پنجشنبه شب در يادواره سرداران و ‪ ۱۳۱‬شهيد شهر فرخشهر شهرستان شهركرد ادعا کردند : در جمهوري اسلامي ايران هيچ كس را به خاطر ابراز عقيده سرزنش نمي‌كنند. اين در حالي است كه آمريكا پس از حادثه يازدهم سپتامبر با هر نوع آزادي به بهانه تروريسم مقابله مي‌كند. آزادي در ايران به گونه‌اي است كه حتي برخي از افراد از تهران با راديوهاي بيگانه تماس مي‌گيرند و مصاحبه مي‌كنند. در ايران تاكنون پس از پيروزي انقلاب اسلامي ‪ ۲۸‬دوره انتخابات مختلف رياست جمهوري، مجلس شوراي اسلامي، شوراهاي شهر، خبرگان رهبري و انتخابات ميان دوره‌اي به صورت آزادانه برگزار شده است.رژيم منفور پهلوي با ايجاد خفقان قصد ضربه زدن به دين را داشت و با ايجاد خفقان رسالت دين زدايي و ارزش زدايي را دنبال مي‌كرد.
آقای عبدی آیا موسسه ای هست میزان ضربه به دین را در این دو مقطع را با هم مقایسه کرده باشد؟ میزان اعتقاد دینی و ارزشهای دینی مردم را؟

۴ آبان ۱۳۸۶ ۵:۰۰ بֽظֽ | Reply

مجتبی راسخ :

دو سؤال داشتم
همانطور که میدانید بعد از اتفاق 11 سپتامبر ,آمریکا با تمام توان در حال مبارزه با تروریسم است .حال با اعلام تروریست بودن سپاه آیا عملا به جنگ با کشور ما برنخاسته؟
دوم اینکه با توجه به اینکه بخش مهمی از اقتصاد ایران در دست سپاه پاسداران است, آیا تحریمهای جدید سپاه بر وضعیت زندگی فقرآلود مردم هم تاثیری دارد؟
..........................................................
عبدی:
نفس تحریم آمریکا بر ایران تاثیر چندانی ندارد اما بصورت غیر مستقیم روابط کشورهای دیگر با ایران را دچار اختلال می کند و بر کل اقتصاد لطمه می زند و حتما طبقات فقیر بیش از دیگران متضرر می شوند.زیرا کاهش درآمد طبقات مرفه بر زندگی عادی آنان تاثیری ندارد چون از پس انداز خود استفاده می کنند اما بیکاری ناشی از این اتفاق در طبقه فقیر به منزله نابودی اقتصادی آنان است.
درباره افزایش تنشها هم در ایران کسی از مسئولین به این سوال ساده رسما پاسخ نمی دهد که اگر این روند ادمه یابد(که با شیب تند در حال ادامه است) آیا معنائی جز رو در روئی دارد؟

۴ آبان ۱۳۸۶ ۵:۲۰ بֽظֽ | Reply

پرویز پدرام :

با سلام
بخشی از سخنرانی آقای کروبی برای دانشجویان انجمن اسلامی دانشکده فنی دانشگاه تهران را اگر مطالعه نکردید در بخش پایانی لینک زیر ملاحظه فرمائید شاید جالب باشد:
http://www.isna.ir/Main/NewsView.aspx?ID=News-1021767&Lang=P

۴ آبان ۱۳۸۶ ۷:۵۰ بֽظֽ | Reply

ناشناس :


سلام جناب مهندس عبدی

امروز اتفاقی افتاد که ملاقاتی داشتم با یکی از دوستان قدیمی پدرم که سالها بود ایشون رو ندیده بودم ایشون ......
...........................................................
عبدی:
نکات خوبی بود اما نمی توان منشر کرد .تنها حرف درستش این است که فکر می کنند اگر در یک نقطه اصلاحات شود ممکن است کل را در بر گیرد.
ضمنا اگر کسی دنبال پول باشد عاقلانه ترین راه این است که در خدمت آقایان درآید که هم زیاد گیرش می آید و هم بی خطر مثل کبریت بی خطر.

۴ آبان ۱۳۸۶ ۱۰:۲۸ بֽظֽ | Reply

:

در واکنش به تحریمهای آمریکا , جانشین آقای لاریجانی گفته اند این تحریمها بی فایده است و ما 28 سال است که این تحریمها را داریم.
آقای عبدی یعنی آمریکا در مورد تحریم سپاه و بستن بانکهای ملی و ملت و صادرات , خالی بسته و یک کشور مستقل را مورد عملی قرار داده که اصلا برای او پشیزی ارزش ندارد؟
یعنی اینقدر دنیا شیر تو شیر است؟

۵ آبان ۱۳۸۶ ۳:۳۲ قֽظֽ | Reply

نمایی کلی فقط در یک صفحه از روزنامه :

به گزارش مهر، وزير مسکن و شهرسازى درحاشيه ديدار رسمى با وزير مسکن جمهورى عربى سوريه در جمع خبرنگاران با اشاره به عدم انجام امر ساخت و سازدرسوريه، اظهارداشت: سوريه بازار مناسبى براى شرکت هاى ساختمانى ايران است که در صورت تقاضاى اين کشور کار ساخت و ساز در اين کشور از سال آينده آغاز خواهد شد.
رئيس کميته مسکن مجلس:
کشور با کمبود 5/1 ميليون واحد مسکوني مواجه است
رئيس کميته مسکن مجلس گفت: کشور با کمبود 5/1 ميليون واحد مسکونى مواجه است که احتمالا با موفقيت درآماده‌سازى زمين‌هاى 99 ساله اين مسئله تا حدودى رفع شود.
على اکبر آقايى در گفتگو با فارس اظهار داشت: براى کنترل رشد بى‌رويه قيمت مسکن بايد عرضه مسکن افزايش يابد بنابراين با ساخت مسکن به شيوه صنعتى و حرفه‌اى علاوه بر افزايش طول عمر و مقاومت مسکن، قيمت مسکن نيز کنترل مى شود.
آقايى ادامه داد: رشد قيمت مسکن تا حدودى به مسائل اقتصادى کشور برمى‌گردد اما مهمترين دليل آن را بايد به رشد نرخ تورم و متعادل نبودن عرضه و تقاضاى مسکن نسبت داد.



۵ آبان ۱۳۸۶ ۴:۴۸ قֽظֽ | Reply

:

آیا میدانید موضوع 120 میلیارد چیست؟
............................................................
عبدی:
هیچگاه به این سوال و نحوه خرج آن پاسخی داده نخواهد شد.

۵ آبان ۱۳۸۶ ۵:۱۷ قֽظֽ | Reply

گل داوودی :

زیر آوار

دست و پای بیهوده ای میزنم

ایکاش پیش لرزه ها را

جدی گرفته بودم

۵ آبان ۱۳۸۶ ۵:۴۲ قֽظֽ | Reply

هیچکس :

رئيس جمهور عصر پنجشنبه در ديداري با تعدادي از نابينايان در سالن شهيد بهشتي نهاد رياست جمهوري گفت: ملت ايران اهل گفتگو است و هر كس پيشنهادي درباره مسئله هسته اي بدهد بررسي مي كنيم.
آیا این هر کس , شامل من ایرانی هم میشود؟

۵ آبان ۱۳۸۶ ۵:۴۸ قֽظֽ | Reply

ali :

سلام عبدي عزيز
همان طور كه مي دانيد نسخه موبايل يك سايت با سايتهاي معمولي فرق دارد
من براي حدود يك ماه به كامپيوتر دسترسي ندارم
ولي خط موبايل ايرانسل دارم كه مي توانم از طريق آن وب گردي كنم
اگر امكان دارد براي سايت خود نيز يك نسخه براي موبايل درست كنيد تا ما بتوانيم در مدتي كه به كامپيوتر دسترسي نداريم
از طريق موبايل از مطالب بسيار عالي شما بهره مند شويم
باور كنيد براي تهبه نسخه موبايل سايت خود فقط ده دقيقه از وقت شما را مي گيرد
براي كسب اطلاعات بيشتر به اين دو سايت مراجه كنيد
http://www.r2w.ir
http://www.1pezeshk.com/archives/2007/09/post_580.html
................................................................
عبدی:
امیدوارم.

۵ آبان ۱۳۸۶ ۸:۱۴ قֽظֽ | Reply

پ - ص :

منابع و امکانات و غذا انقدر هست که هیچکس در این جهان گرسنه نماند انچه که موجب فقر و گرسنگی روی زمین میشود توزیع نا مناسب انهاست که تحت تاثیر طمع ادمها قرار دارد در ایران با انکه منابع و امکانات بحدی است که تمام مردم بتناسب تواناییها و استعداد خود میتوانند از سطح زندگی مناسبی بهرمند شوند اما توزیع نامناسب و راکد ماندن امکانات فقر را به جامعه تحمیل کرده که فساد و نا امنی عواقب ان است شرایط سیاسی و مدیریتی مسلط بر جامعه نیز دورنمای تردید امیزی از بهبود شرایط اقتصادی بدست میدهد که اقشار متوسط جامعه را بشدت نگران اینده میکند ترس از فقر بهمان اندازه احساس نا امنی دهشناک است این احساس نا امنی و ترس از فقر اینده علت والعلل رفتارهای نا هنجار و عصبیت جامعه است . هر حکومتی موظف و مکلف است که شرایطی فراهم کند که جامعه از فقر فاصله گرفته و با طمینان به اینده زندگی شاد و پر نشاطی داشته باشد اما متاسفانه شاهدیم که فقر همچنان جامعه را ازار میدهد واینده نیز هم چنان مبهم و نگران کننده است . عواقب ان نیز بر هیچکس پوشیده نیست و البته راه حل برون رفت از ان را هم علم اقتصاد وسیاست سالهاست که مشخص کرده اما متاسفانه گره ای در کار افتاده که فعلا امیدی به بازشدنش نیست
...........................................................
عبدی:
نابرابری شدید تا حدی همان فقر است و نه چیز دیگر.بنابر این باید به عوامل ایجاد کننده نابرابری اشاره داشت.آن سه عنصر بیان شده در یادداشت شیوه های رفع این نابرابری است.

۵ آبان ۱۳۸۶ ۶:۰۵ بֽظֽ | Reply

Mohammad :


ظاهرا بین تعلیق غنی سازی بالاتر از 5 در صد یا تعلیق ملت و مملکت یکی را باید انتخاب کرد. شنیده ها که احتمالا هیچگاه قابلیت استناد پیدا نخواهد کرد، مگر پس از سالها آن هم توسط دیگر کشورها، مبتنی بر این است که پوتین چندان هم بی پیام نبوده است. احتمالا تحلیل های مبتنی بر اینکه پوتین در پی اتمام حجت بوده و اینکه در بن بست پیش آمده کاری از دست او ساخته نیست و در صورت عدم تعلیق به پایان راه حل سیاسی رسیده ایم، درست باشد. استعفای آقای متکی هم چون همزمان با استعفای اقای لاریجانی می شد و این خود ظاهری بحرانی را به نمایش می گذاشت، عملی نشد. با وجود این دو نشانه حدسهای مبتنی بر احتمال نزدیکی به پایان راه حل سیاسی زیاد هم بی جا نباشد.

۵ آبان ۱۳۸۶ ۶:۱۷ بֽظֽ | Reply

یک پیشنهاد :

در خبرها خواندم قرار است شير رايگان امسال در هفته سه نوبت بين دانش آموزان توزيع شود. میخواستم یک تجربه ی موفق را پیشنهاد کنم و آن دادن صبحانه بعنوان تشویق بین دانش آموزانی که در کلوپ های دو میدانی و ورزشی مدرسه حاضر میشوند.
این تجربه در خارج از کشور انجام میشود و دانش آموزانی که صبج 5 - 7 - 9 کیلومتر را میدوند صبحانه ی مجانی دریافت میکند. این کار باعث سلامتی دانش آموزان خواهد شد و احساس گدایی هم به آنها دست نمیدهد که بد آموزیهای بعدی از جمله پر توقعی ایجاد کند.

۵ آبان ۱۳۸۶ ۶:۲۷ بֽظֽ | Reply

کدام را انتخاب میکنید ؟ کشته شدن سریع یا کشته شدن با زجر :

کشتن به شیوه نمد مال کردن
گفتند اگر فلانی را بکشی , آسمان به زمین می آید و زمین به آسمان..... طرف مقابل هم دستور داد تا او را در میان نمد گذاشتند و به خدمه گفت فشار دهید تا من وضعیت آسمان و زمین را کنترل کنم هر گاه تفییری در آن حاصل شد , دستور میدهم تا فشار را از روی او بردارید.... و چنین کردند تا او بین نمد بر اثر فشارها مرد و هیچ اتفاق و تغییری نیز در وضعیت زمین و آسمان حاصل نشد.
در پی تحریمها اعمال شده که از طرفی گفته میشود هیچ چیز مهمی نیست و از طرفی کارشناسان مستقل آن را شدید توصیف کرده و می گویند این تحریم ها می تواند فعالیت های سرمایه گذاری و تجاری این کشور را با دشواری هایی جدی مواجه کند.
در حالی که هر کس نداند خود ما میدانیم که کشور ما به شدت برای توسعه صنعت نفت و گاز , بعنوان اصلی ترین منبع در آمد به سرمایه گذاری خارجی نیاز دارد و منابع داخلی نیز برای حفظ سقف تولید نفت و افزایش تولید گاز کافی نیستند.....
در حالی که میدانیم بر اثر سیاست های آمریکا در ایجاد محدودیت های مالی و اقتصادی علیه ایران , ما هنوز نتوانسته ایم از رشد اقتصادی لازم در دهکده ی جهانی برخوردار باشیم و رشد اقتصادی در دو سال اخیر با وجود چند برابر شدن درآمدهای نفتی در حد پنج درصد بوده و با پیش بینی هشت درصدی فاصله زیادی دارد.
با این وجود, آیا این سیاست تحریم , زجر کش کردن و سیاست نمد مال کردن ما نیست؟ آیا کشتن یک ملت به شیوه ی نمد مالی با کشتن یک ملت با بمب فرقی , بجز سرعت , در ماجرا میکند؟ آیا تدبیر و چاره جویی ما میتواند سرنوشت محتوم ما را بین نمد و فشار تغییر دهد؟

۵ آبان ۱۳۸۶ ۸:۴۴ بֽظֽ | Reply

تو که اینقدر بع بع میکنی , کو دنبه ات؟ :


در تازه ترين ارزيابی واحد اطلاعات اکونوميست درباره «محیط جاذبه های تجاری کشورهای جهان» که روز پنجشنبه بیست و پنجم اکتبر منتشر شد، ايران دربين هشتاد دو کشور مورد بررسی، در رتبه هشتادم قرار داده شده است.
واقعا که !! ما با اینهمه جاذبه های توریستی , فرهنگی , معادن .... نفت چرا باید جایگاهمان ته جدول باشد؟ زیر کشور های پاکستان، جمهوری آذربايجان، بنگلادش، نيجريه و کنيا که همه آنها وضعشان بهتر از ما شده و در این جدول بالاتر از جمهوری اسلامی ايران قرار دارند؟
برای اطلاع واحد اطلاعات اکونوميست، بخشی ازموسسه اکونوميست در بريتانيا، ناشر مجله معروف اکونوميست، است که به طور دايم به وسيله حدود ۵۰۰ تحليلگر خود وضعيت اقتصادی ۱۹۵ کشور جهان را ارزيابی و تحليل می کنند.
اين ارزيابی و تحليل ها راهنمای شرکت ها و موسسات بزرگ بازرگانی جهانی در بررسی فرصت ها و تهديد برای سرمايه گذاری، دادو ستد و تجارت است.
يکی از اين تحليل ها و جدول ها ،ارزيابی ميزان جذابيت کشورها جهان است. هر کشور برای يک دوره چهار ساله از نظر سرمايه گذاری و بازرگانی و کاروکسب و خلاصه آنچه «بيزنس» نامیده می شود، مورد بررسی قرار می گیرد.
در جدول تازه واحد اطلاعات اکونوميست، جذابيت بازرگانی ۸۲ کشور جهان برای دوره سال های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۲ ارزيابی شده است؛ اين بررسی بر اساس ۹۱ شاخص خرد و کلان اقتصادی و بازرگانی هر کشور تهيه می شود.
۵ کشوردر صدر اين جدول به ترتيب عبارتند از: دانمارک، فنلاند، سنگاپور، کانادا و سوئيس. سنگاپور در ارزيابی سال های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۷ رتبه اول را داشت اما برای چهارساله جديد، به رتبه سوم تنزل کرده است.
۵ کشور بعدی تا رده دهم عبارتند از : هنگ کنگ ( که بخشی از کشور چين است چین خود در رديف پنجاه و سوم قرار دارد)؛ هلند، استراليا، آمريکا و سوئد. آمريکا از رده چهارم به رده نهم سقوط کرده است.
طبق این ارزیابی؛ امارات متحده عربی از رده بيست وچهارم به رده بيست و سوم رسيده است و پس از آن اسراييل قرار گرفته است. قطر با یک رده بالاتر از ژاپن، در ردیف بيست و ششم است و بحرین دیگر شیخ نشین حاشیه جنوب خلیج فارس در رده بيست و نهم قرار دارد.
جایگاه عربستان سعودی در این جدول بهبود یافته و با پنج پله صعود به رديف چهل و هشتم رسيده است. ترکيه نیز با هفت پله صعود به رده چهل و نهم این جدول ارتقا یافته است. در رده های بعدی کشورهای هند در ردیف پنجاه و چهارم ، کويت ردیف پنجاه و پنجم و روسيه شصت و يکم هستند.
اما ايران در بين هشتاد و دو کشور جهان از نظر جذابيت بازرگانی و سرمايه گذاری، برای سال های ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۲ در رديف هشتادم قرار دارد ( با يک پله صعود ) و ونزوئلا ، شريک تازه ايران، با ۱۲ پله سقوط نسبت به دوره قبل،در رديف هشتاد و يکم جای گرفته است و در آخر جدول ، با حفظ جايگاه قبلی، کشور آنگولا قرار دارد.

۵ آبان ۱۳۸۶ ۸:۵۷ بֽظֽ | Reply

:

این هم جالب است بدانید:
هفته نامه مینودر در آخرین شماره خود در ستون "خبرهای ۲" در قالب یک خبر در باره انتصاب همسر استاندار به عنوان مدیرکل امور زنان استانداری، ( ظاهرا کار بد بد کرده ) به شدت از این اقدام "نصری , استاندار قزوین " انتقاد کرده بوده است.
جالب اینجاست که گفته می شود خود خبر بعنوان فامیل بازی و انتصاب فامیلی و مچ گبری سر پارتی بازی مهم نبوده بلکه استفاده از کلمه "زنش" به جای "همسرش" در این خبر، باعث عصبانیت شدید نصری از این نشریه شده است.( به این میگویند غیرت مردانه)
براساس این خبر، یک روز پس از خواسته استاندار از مقامات قضایی استان ، به دستور بازپرس شعبه اول دادسرا، هفته نامه مینودر به خاطر پرونده ۲ سال قبل درج تصویری در یک آگهی تبلیغاتی، تا اطلاع ثانوی ممنوع الانتشار می شود.
خدا را شکر که برای همه هم , انواع و اقسام جرایم را توی آستین دارند , فقط کافیست اراده کنند که مجازات کنند!!

۵ آبان ۱۳۸۶ ۹:۱۲ بֽظֽ | Reply

منصور افروز :

ولاديمير پوتين در اظهارات شديداللحني به غرب درباره اتخاذ سياست هاي تند عليه برنامه هسته اي ايران هشدار داد.
وزارت امور خارجه چين به امريکا هشدار داد که تحريم هاي جديد اين کشور عليه ايران با وجود تلاش جامعه بين الملل براي حل صلح آميز موضوع هسته اي ايران ، مي تواند سبب وخامت تنش ها در اين زمينه شود. چين همواره اعتقاد دارد که تحريم ها نبايد در روابط بين المللي اعمال شوند.
جيمي کارتر، رئيس جمهور اسبق امريکا : اميدواريم شايعه حمله به ايران نادرست باشد. بهترين گزينه در شرايط فعلي آغاز مذاکرات با مقام هاي ايراني است تا بدانند امريکا به کشور آنها حمله نخواهد کرد.
معاون وزارت امور خارجه آمریکا با تکرار دوباره اتهامات ضدایرانی کاخ سفید مدعی شد که واشنگتن همچنان به یافتن یک راه‌حل دیپلماتیک برای حل مسئله هسته‌ای ایران پایبند بوده و تحریم‌های تازه وضع‌‌شده علیه سپاه به معنای تمایل واشنگتن برای رویارویی نظامی با ایران نیست.
کاندولیزا رایس وزیر امور خارجه آمریکا مدعی شد اعتراضات روسیه به اعمال تحریم‌های یکجانبه علیه تهران بیهوده است چون روسیه نیز نگران فعالیت‌های هسته‌ای ایران است.
دولت‌های بریتانیا و فرانسه اعلام کرده‌اند ایالات متحده را در اعمال تحریم‌های اقتصادی یکجانبه بیشتر علیه ایران همراهی می کنند در عوض ایتالیا و آلمان، به عنوان بزرگترین شرکای تجاری ایران در اروپا، آشکارا مخالفت خود را با پیشنهاد فرانسه برای وضع تحریم‌های جدید علیه ایران ابراز کرده و خواستار ان شده‌اند که به روند مذاکرات جاری میان تهران با IAEA و اتحادیه اروپا زمان بیشتری برای حصول به موفقیت داده‌شود. «فرانسوا گری» تحلیلگر مسائل ایران و مدیر موسسه فرانسوی تحقیقات استراتژیک می‌گوید: «این دو کشور در زمینه نفت، فرآورده‌های پتروشیمی و فلزات روابط اقتصادی گسترده‌ای با ایران دارند و همین امر آنها را بسیارمحتاط ساخته‌است».

بنظر شما وسط این آب گل آلود شده , ماهی های منافع ملی ما کجایند؟ آیا با این بهانه که دولت ما به دست آنها داده , بهترین فرصت برای چاچیدن بیشترو بیشتر و بستن غل و زنجیرها محکمتر و محکمتر به دست و پای ما بوجود نیآمده است؟
............................................................
عبدی:
یکی از نکاتی که در پرونده هسته ای ایران نباید فراموش کرد این است که آمریکائی ها هم علاقه ای به سازش ندارند و به نوعی اجازه سازش به ایران را نمی دهند و هر گاه احتمالی بر تخفیف منازعه به وجود می آید با اقدامات خود راه را بسته تر می کنند و خواهان کش دادن به مساله و گیر انداختن بیشتر ایران در این قضیه هستند.

۵ آبان ۱۳۸۶ ۱۰:۴۷ بֽظֽ | Reply

ارشك :

با سلام
معتقدم فقر داراي وجوه متنوعي مي باشد ، اما مهمترين وجه فقر كه قطعا وجوه ديگر مناثر از آن مي باشد “فقر فرهنگي ” است .
اگر جامعه اي خود را از فقر فرهنگي برهاند متعاقب آن فقر ( در آشناترين شكل آن كه همان فقر اقتصادي مي باشد ) از ميان آن جامعه رخت بر خواهد بست . متاسفانه بيش از آنچه كه در كشور ما فقر اقتصادي وجود داشته باشد با فقر فرهنگي دست به گريبان مي باشيم و اين واقعيت را مي توان به سهولت در افراد جامعه حتي تحصيل كردگاني كه از آنان بيش از ديگران انتظار مي رود مشاهده نمود .
خواهشمندم در صورت امكان در خصوص وجوه و مصاديق اين شكل فقر مطالبي را منتشر نمائيد .
با سپاس فراوان

۶ آبان ۱۳۸۶ ۴:۱۷ قֽظֽ | Reply

:

بنظر میرسد در دنیای امروز تغذیه کافی حق اساسی هر انسان است, فکر میکنم در دنیای هورمونی امروز هیچکس نباید نگران تغذیه باشد.
احساس میکنم دام فقر – گرسنگی، بیماری، نبود نظام آموزشی، بهداشتی و اجتماعی در جایی انسانها را گرفتار می‌سازد که لااقل در بخش کشاورزی بخاطر سیاست، کشمکش‌ها.... و فساد هیچگاه اصلاحات صورت نگرفته است.بدین خاطر باید گفت “انقلاب سبز“ یکی از شروط رشد و مبارزه با گرسنگی و فقر است.

۶ آبان ۱۳۸۶ ۶:۵۹ قֽظֽ | Reply

آمار رو به افزایش قتل بخاطر فقر :

امنيت جامعه
متاسفانه وقتی از امنیت جامعه صحبت میشود فورا از مبارزه با جوانان و اراذل و اوباش حرف مى زنند ولى هيچ حرفى درباره امنيت واقعى شهرها نيست. در حالى كه هر روز در روزنامه ها مقدار کمی از آنرا مى نويسند.... قتل خاموش چهار زن تنها در تهران كه در كمتر از يك ماه كه همه قربانى توطئه هاى شوم شده اند.... زنگ خطرى دوباره را براى مردان و زنانى به صدا در آورد كه به تنهايى زندگى مى كنند. ديگر كسى جرأت ندارد بستگانش را تنها بگذارد.
روزنامه مرتب می نویسند خطر در كمين زنان و مردان تنها در هر سن و سالى است و این بركسى پوشيده نيست اما پليس ميگويد با گذرى بر سرنوشت هاى اين قربانيان مشخص مى شود كه همگى ناشى از سهل انگارى خود آنان است!!
در اداره جنايى پايتخت و حتى ديگر شهرها پرونده هائى در قفسه هاى بن بست جاى گرفته اند كه در آن زنان يا مردان چه در سنين جوانى يا سالخوردگى در خلوت و تنهائى خود به قتل رسيده اند و هيچ سرنخى از عاملان اين جنايت جداگانه و غير پيوسته دردست نيست.
مقامات قضائى و پليسى با وجود اينكه در جست و جوهاى تخصصى موفق به رازگشايى برخى از اينگونه پرونده ها و شناسايى قاتلان مى شوند اما همگى اینگونه عنوان میکنند که بى توجهى زنان و مردان به توصيه هاى كارشناسانه باعث اصلى به وجود آمدن چنين حوادث تلخى مى شوند!!

آیا واقعیت امر, اینچنین است؟ آیا کارشناسی , روانشناسی درد شناسی .... کسی هست به چرایی اینهمه قتل و خشونت در جامعه جواب گوید؟... و آیا مسؤلان گوش به توصیه های کارشناسان دلسوز و دردمند برای متوقف کردن این روند میکند؟....

چرا جدیدا چنین اتفاقات بی سابقه یا کم سابقه ای در جامعه ی ما رخ مى دهد؟ آیا قربانيان خشونت در تنهائى, با آگاهى و علم از خطرات اطراف خود با بى توجهى خود را به دست سرنوشت مى سپارند؟!!
متخصصین پليس مى گويند یکی از دلایل فرار از تنهائى در نزد مردان و زنان تنها , خصوصاً سالخوردگان دلبستگى به بستگان خود حتى غير از پسران و دخترانشان است كه آنان نيز خطرزا مى شوند و اين قشر را به كام مرگ مى كشانند!!
قتل مادرى مهربان ساعت ۱۵ و ۳۰ دقيقه ظهر پنج شنبه سوم خردادماه سال جارى، زنى جوان با صداى لرزانى اپراتور پليس ۱۱۰ را در جريان قتل مادر تنهايش در مجتمع گل هاى بلوار شهردارى شهرك غرب قرار میدهد.
وقتى مأموران در جستجوى خانه اين زن كه خديجه آريايى پور معروف به شكوه بود برآمدند پى بردند به اين خانه دستبرد زده شده است و جسد مثله شده زن نيكوكار را در حالى كه داخل چمدانى جاسازى شده و در انبارى پنهان بود، پيدا كردند.
۱۴ روز طول كشيد تا گره اين معماى پليسى باز شود و مشخص شد مرد ۲۸ ساله اى كه در زمان اشتغال در اداره اى با شكوه آشنا شده و نظافت خانه وى را برعهده داشته دست به اين جنايت دست زده است تا با سرقت اثاثيه و پول هاى زن تنها، سر و سامانى به زندگى آشفته خود بدهد.
قاتل شكوه , در بازجوئى ها از مهربانى هاى وى گفت و اينكه اعتماد خاصى به وى داشت تا جائى كه همه اثاثيه خانه در اختيار قاتل بوده است و هر وقت به آن خانه مى رفته، زن نيكوكار از وى پذيرائى مى كرده است.
در سوى ديگر اين پرونده، پليس وقتى از همسايه ها، مدير مجتمع گل ها و حتى دختر شكوه پرسيد كه نظافتچى خانه را مى شناختند در برابر حيرت و ابهام آنان قرار گرفت و اگر سرنخ هائى از تردد يك پيكان با دو سرنشين به دست تيم تحقيق نمى افتاد شايد قاتل شناسايى نمى شد.
فرمانده پليس معتقد است كه نظافتچى جنايتكار نيز در بازجوئى ها اعتراف كرد با آگاهى از اينكه هيچكس از بستگان شكوه او را نمى شناسد و اطلاعى از وجود يك نظافتچى ندارد، بيشتر تحريك شده است تا دست به جنايت بزند.
در اينجا واقعاً بايد چه گفت؟! اينكه اگر زن نيكوكار وجود يك نظافتچى يا حتى ميهمان را به دخترش يا مدير ساختمان اطلاع مى داد و يا اينكه با كسى رفت و آمد نمى كرد. با كسى همصحبت نمى شد, يك اهرم جلو دارنده اى از وقوع قتل برای او می بود؟!
سرهنگ خوئينى معاون سابق جرايم جنايى پليس آگاهى تهران با ابراز تاسف از وقوع چنين جناياتى كه تعدادشان رو به افزايش است، مى گويد: «پرونده هاى مشابه زيادى در اين شاخه جنايى وجود دارد كه همگى مى توانسته اند رخ ندهند چون قربانيان بايستى هوشيارى به خرج مى دادند!!( دوباره بخوانید : پلیس حافظ امنیت : چون قربانیان بایستی هوشیاری به خرج میدادند!!)
وى مى افزايد: «ورود هر كسى آشنا يا غير آشنا به خانه تنهايى يك مرد يا زن چه جوان يا سالخورده بايستى بر طبق يك اصول حساب شده صورت بگيرد، با توجه به اينكه چنين اقشارى با كشيدن حصارى غريب به دور خود همه امورات خود را از ديگران و حتى از نزديك ترين اعضاى فاميل پنهان نگه مى دارند در واقع فضاى مناسبى به وجود مى آورند تا به راحتى گرفتار اقدامات مجرمانه ديگران شوند.
به بخش ديگر از گفته ها توجه كنيد در بسيارى از موارد اين چنينى اقشار تنها زيست از آشنايان و فاميل ضربه مى خورند، متاسفانه امروزه در برخى از افراد جامعه ( در برخی؟!) ، عشق و عاطفه جاى خود را به خشونت داده است به طورى كه گاهى به خاطر به دست آوردن "پول" حاضر مى شوند آدم بكشند.
آمار" قتل" افراد تنها , رو به افزايش است، بيشتر زنان و مردان تنها , يا به دست يكى از بستگان درجه يك خود و يا به دست افراد بيگانه پرونده زندگيشان براى هميشه بسته مى شود.»
صفر خاكى، داديار جنايى تهران پس از مطالعه بسيارى از پرونده هاى اين چنينى اعتقاد دارد حدود ۳۰ درصد از قتل هاى زنان و مردان سالخورده كه تنها زيست هستند خانوادگى است و در آن نوه هاى ناخلف كه با "مشكلات مالى" زيادى دست و پنجه نرم مى كنند، به خاطر سرقت، پدر بزرگ ها يا مادربزرگ هاى خود را هدف قرار مى دهند و تن به زشتى و عذاب وجدان جان سوزى مى دهند. پديده اى ناياب در ميان ايرانى ها!!!
در بررسى هاى آمارى پسران بيشتر از دختران دست به اقدامات جنايتكارانه مى زنند اما نبايد ماجراى پرونده جنجالى دل آرا، را فراموش كنيم، دختر جوانى كه در شهرستان رشت فقط به خاطر تهيه مخارج ازدواج پنهانى با پسر مورد علاقه اش، همراه او به خانه عمه تنهايش رفت و او را به قتل رساند.
آيا عمه دل آراء مى دانست برادرزاده اش از فرط "استيصال و فقر" چهره ابليس گونه اى خواهد گرفت و با سنگ دلى، پسر مورد علاقه اش را در قتل وى همراهى خواهد كرد.
آشنايى در پارك
يك زن سالخورده و تنها در بومهن به قتل رسيد و عاملان جنايت كه زوج جوانى بودند پس از اجراى نقشه هولناك خود دست به سرقت زدند.
وقتى زن و شوهر جوان بازداشت شدند، كارآگاهان پى بردند زن تنها در پارك با زن ناراحتى روبرو شده است در كنار او نشسته و سر صحبت را با اين هم جنس به ظاهر بى خطر باز كرده است. زن جوان در اعترافاتش گفت: وقتى پاى حرف هاى دل من نشست و ديد به خاطر" فقر" در تنگنا هستيم و از دست شوهرم ناراحتم به دلدارى ام پرداخت و با گفتن اينكه او زن تنهايى است خواست به خانه اش بروم تا هم صحبت او و پرستار خانگى اش باشم، وقتى نزدش رفتم ديدم پول و طلا دارد به شوهرم گفتم و تحت فشارهاى او پذيرفتم با همديگر دست به اين قتل بزنيم. والله ما قاتل نبوديم "فقر" ما را به اينجا كشاند.
اما پليس كه مواظب امنيت است چه توصيه اى ميكند؟ اين جالب است. فرمانده آگاهى در تلويزيون به خانم ها و آقايان تنها توصيه كرد كه كسى را براى مواظبت نياورند. پرستار نگيرند. كسى را نخواهند كه خانه شان را نظافت كند.
از طرف ديگر آقاى قرائتى هم در تلويريون ميگويد در ميان مسلمانان مهر و محبت هست. اين خانه هاى سالمندان را شاه باب كرد تا مردم از هم جدا باشند. اما بحمدالله در جمهورى اسلام اين خانه ها تعطيل شد. به اين ترتيب معلوم كنيد كه در جمهورى اسلام مردم پير چه كنند.
ظاهرا پول ها و جواهرات و اندوخته ی یک عمر تلاش و نخوری ..... و نا امنی , خيلى زود فضاى تحريك خدمتكاران كه همگى از ندارى و "فقر" در رنج هستند را به وجود مى آورند و اين به معناى وقوع يك جنايت است...
این البته گوشه ی کوچکی از چهره فقر بود ولی آیا مسؤل دلسوزی هست تا با تلاشش نقطه ی پایانی بر این سیکل فقر , ناامنی , جنایت در جامعه بگذارد؟

..................................................................
عبدی:
علی رغم اشکالات موجود نباید گفته های پلیس را در این مورد خاص رد کرد.بدون تردید بخش مهمی از کاهش جنایات به عهده مردم است تا با هشیاری خود زمینه را برای ارتکاب جنایت مهیا تر نکنند.

۶ آبان ۱۳۸۶ ۸:۱۱ قֽظֽ | Reply

سعيد :

سلام آقاي عبدي
دوستت داريم...
راستي در هنوز هم روي پاشنه سكوت مي چرخه؟
..........................................................
عبدی:
ممنون.مطلب که می نویسم اما نه در باره مسائل سیاسی و حساس روز.بعضی ها این نوشته ها هم بیشتر می پسندند.

۶ آبان ۱۳۸۶ ۲:۰۰ بֽظֽ | Reply

پیش بینی یک پیشگو :

بزودی شاهد افزایش بیشتر از پیش قیمت زمین و مسکن خواهیم شد چون : با تصويب نمايندگان مجلس شوراى اسلامى ، دولت موظف شد براى تامين زمين مناسب ، کاهش يا حذف بهاى زمين از قيمت تمام شده مسکن، تامين تسهيلات بانکى ارزان قيمت و افزايش ظرفيت سرمايه گذارى در بخش توليد و عرضه مسکن، براى فاقدين مسکن از هر خانوار يکبار ، اقدام کند.

۷ آبان ۱۳۸۶ ۶:۱۷ قֽظֽ | Reply

صادق کمالی :

آقای عبدی با سلام
امیدوارم حالتان خوب باشد و خسته نباشید.
سیاست و دیپلماسی هویج و استیک انگلیسی , یا دیپلماسی چماق و حلوای خودمان را تا اندازه ای با آن آشنا شده و آشنا هستم ولی این دیپلماسی جدید اخم و لبخند را نمیدانم چه نوع دیپلماسی ایی است (چون خواندم : باهنر در نشست جامعه اسلامى مهندسين گفته ديپلماسى دولت نهم، ديپلماسى اخم ولبخند است )
آیا ممکن است در مورد این نوع دیپلماسی جدید و ابتکاری دولت نهم تا جاییکه روزه ی سکوت شما را باطل نسازد برای ما که مفصل آنرا از مختصر جواب شما می خوانیم مختصرا توضیح دهید؟
..........................................................
عبدی:
در دهه اول انقلاب یک نفر خود را نامزد نمایندگی کرده بود و شعار اشداء علی الکفار و رحماء بینهم را در پوستر خود با دو عکس از خود چاپ کرده بود که عکس اولش بسیار اخمو و وحشتناک و با شکلک عجیبی بود و عکس دوم دست به سینه و در حال تعظیم و مجموعا پوستر خوشمزه ای بودو در زیر هر عکس بخش مربوط از آیه شریفه را نوشته بود. احتمالا این نوع سیاست مورد نظر است.البته نمی دانم چرا در کلمبیا آنقدر مودبانه و با روی خوش و خنده صحبت می شود ولی اینجا در برابر السابقون انقلاب این قدر اخمو و تند؟

۷ آبان ۱۳۸۶ ۶:۳۹ قֽظֽ | Reply

مهران :

سلام خدمت مهندس عبدي عزيز.يكي ازكارشناسان سازمان مديريت منحله(چيزي مثل ساواك منحله-البته ازديدبرخي مقامات) هستم .اخيرآتعدادي ازكارشناسان علوم مديريت وبرنامه ريزي نامه اي درخصوص اين انحلال بعنوان جناب آقاي شاهرودي رياست محترم قوه قضاييه نوشتند.برخي ازروزنامه هاقسمتهايي ازآن راچاپ كردند.نميدانم ملاحظه فرموديديانه.اگرقابل نشر مي دانيدبفرمايندارسال كنم.به نظرم جايگاه اين سازمان درتوسعه كشور(درگذشته وآينده)ارزش اين راداردكه صاحبنظران اززواياي مختلف اعم ازحقوقي-مديريتي-برنامه ريزي وبصورت اساسي به آن بپردازند.
..................................................................
عبدی:
تردیدی ندارم که آثار و تبعات منفی این اقدام گریبان جامعه ما را خواهد گرفت.ساختن مجدد این سازمان در مقایسه با تخریب آن مثل ساختن برجی صد طبقه در مقایسه با تخریب لحظه ای آن از طریق انفجار است.نامه را اجمالا در روزنامه خواندم اما نمی دانم کامل چاپ شده بود یا نه.

۷ آبان ۱۳۸۶ ۹:۰۶ قֽظֽ | Reply

مهرگان :

عقيده من اين است كه براي رسيدن به يك جامعه بدون فقر وداراي توسعه پايدار، عبور از يك دوره رياضت اقتصادي الزامي است. واين موضوع يعني اينكه بايد به پيشواز فقري از قبل پيش بيني شده رفت البته نه لزوما زيرا فاكتور نفت و درآمد هاي آن مي‌تواند اين رياضت اقتصادي را تعديل كند كه البته هوشياري و دانايي سياست مداران را مي‌طلبد.
با اين اوصاف سياست مدار صادق و خدمت گذار كسي است كه در وعده‌هاي انتخاباتي خود اين دوره گذار سخت را براي مردم روشن كند و تنها قولي كه مي تواند بدهد . اجراي عدالت و قانون است .
بايد خيلي بيشتر از ميزان رفاهي كه داريم كار كنيم تا توليد ناخالص ملي افزايش پيدا كند.
و اين شعاري است كه بايد تبديل به شعور شود.

۷ آبان ۱۳۸۶ ۰:۲۶ بֽظֽ | Reply

:

شما حالا هی در مورد عوارض فقر در جامعه بنویسید چه فایده؟ چه فایده وقتی سرپرست کميته امداد امام خمينى (ره) در روز روشن میگوید: اقدامات فقرزدايى دولت نهم قابل تحسين است ؟!( اقدامت چه بوده؟ طبق اظهارات در این نشست : گرفتن نامه ها از مردم و دادن آن به کمیته ی امداد!!)
بله ! آقای حسين انوارى سرپرست کميته امداد امام خميني(ره) در نشستى که به منظور بررسى اقدامات انجام شده براى کميته امداد پيرامون نامه‌هاى مردمى سفرهاى استانى رئيس جمهور برگزار شده بود انجام سفرهاى استانى از سوى رئيس جمهور را اقدامى مبتکرانه از سوى دکتر ‌احمدى‌نژاد ياد کرد و اظهار داشت: روحيه خدمتگزارى آقاى دکتر احمدى‌نژاد و اقدامات فقرزدايى دولت نهم قابل تحسين است.
آقاى غرقى معاون رسيدگى به شکايات مردمى رياست جمهورى نيز در اين جلسه با تشريح دستاوردها، آثار و برکات سفرهاى استانى هيئت دولت به استان‌هاى کشور و ديدارهاى مردمى رئيس جمهور گفتند : در اين سفرها بيش از 8 ميليون نامه از سوى مردم به رئيس جمهور ارائه شد که حدود 3 ميليون و 190 هزار نامه جهت بررسى و پاسخ به کميته امداد ارجاع شد( دقت میفرمایید جنس مشکلات مردم را؟) که اين ميزان، 40 درصد نامه‌هاى مردمى بوده است. ( 40 % ضربدر 3 میلیون و 190 هزار مساویست با چند میلیون انسان زیر خط فقر در نظام مدعی ؟ تازه این مربوط به آن کسانیست که رنج نوشتن نامه را بخود خریده و نامه داده اند , آنانی که بخدا پناه برده اند را خود حساب کنید و به آن اضافه کنید و آنوقت بنشینید و زار و زار تر تر گریه کنید.)

۸ آبان ۱۳۸۶ ۵:۴۳ بֽظֽ | Reply

سعید :

سلام مجدد آقای عبدی عزیز
فراموش کردم بگم دانشجوی کارشناسی ارشد توسعه روستایی دانشگاه تهران هستم.
یه جورایی میشه گفت که توسعه و فقرزدایی باید از محرومترین مناطق یعنی روستا ها شروع بشه. تا مهاجرت و حاشیه نشینی و بیکاری در هر دو مکان -شهر و روستا- کم بشه.
در مورد توانمند سازی و امنیت خیلی عالی بود. به قول خودمون زدید توی خال. اما مسئله ی دیگه تمرکز زدایی و برنامه ریزی منطقه ای هست. تا شکاف توسعه و نابرابری های منطقه ای کم بشه.
اینکه سیل جمعیت به طرف تهران سرازیر شده به همین علته. (برنامه ریزی در مرکر و برای مرکز)
و در سایر شهرها هم. در اصفهان خودمون یک رساله دکتری توسعه اجتماعی می خوندم که "شکاف توسعه" و اختصاص امکانات را بین شهرستانهای استان اصفهان بررسی کرده بود. نتیجه واقعا جالب بود. اختلاف شهرستان اصفهان با شهرستان کاشان(رتبه دوم) بسیار چشمگیر بود...
در مورد اینکه سیاسی نمی نویسید هم عرض کنم که هدف وقتی آگاهی رسانی باشه سیاسی و غیر سیاسی نداره. همین نوشته واقعا به دل من نشست. خیلی مختصر و مفید بود. و همین فقر شاید علتی بود که مردم به احمدی نژاد رای دادند. یعنی به امید اینکه نفت (منابع طبیعی مملکت) سر سفره شون بیاد.
و غافل ا اینکه درد جایی دگه است و درمان چیزی دیگه...
اما آخرش متاسفانه برمی گرده به سیاست. یعنی توسعه اقتصادی هم توی کشوری که اقتصاد ش به خصوص ساسیه در گرو توسعه سیاسیه.
"ندارم با سیاست بنده کاری
سیاست با من اما کار دارد..."
بازم ممنون
خسته نباشید

۱۰ آبان ۱۳۸۶ ۶:۲۰ بֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/704