این مصاحبه حدود دو هفته پیش در باره سیاستهای اقتصادی فقرزدا یا فقرزا در جامعه کنونی ما انجام شد که متن آن روز گذشته(86/9/25)در روزنامه اعتماد منتشر شده است.فقط جهت اطلاع می گویم که آخرین برآوردهای انجام نشان می دهد که ضریب جینی که معرف نابرابری است در دو سال اخیر افزایش یافته است که حاکی از بهره مندی بیشتر افراد ثروتمند از پول نفت و فقرزا بودن برنامه های جاری است و شکست سیاستهای بی پایه کنونی را نشان می دهد.
*در انتخابات رياستجمهوري هر كدام از نامزدها كوشيدند يك طبقه اقتصادي، فكري يا مذهبي را به عنوان مخاطب برگزينند و خود را نماينده مطالبات آنها معرفي كنند. آقاي احمدينژاد با نگاهي كه به مفهوم اقتصاد دارد، به سمت اقشار مستضعف جامعه رفت و تبليغات انتخاباتي خود را روي اين قشر متمركز كرد. اكنون بعد از دو سال ميتوان اين ارزيابي را داشت كه آقاي احمدينژاد و برنامههاي اقتصادي او در راستاي پاسخ به مطالبات اين قشر بود يا اينكه برعكس برنامههاي فقيرنواز رئيسجمهور به ضد خود تبديل شده است؟
عبدی:پاسخ دقیق و کامل به اين پرسش مستلزم يك بررسي میدانی است بدین معنا که بر اساس شعارهاي داده شده،وضعیت فقر و درآمد خانوارهای فقیر چقدر برآورد می شود و مردم هم به لحاظ عيني و ذهني از اين قضيه چه دركی دارند. تصور اجمالی من اين است که آنچه امروز عمل ميشود هيچ تناسبي با آن شعارها ندارد. يك فقير صرفا نيازمند پول نیست بلکه نیازمند درآمدی مستمر و نسبتا پایدار است . بنابر این برای رفع فقر بیش از هر چیز می باد به گونهيي عمل كرد كه اشتغال افزايش پيدا كند و روابط اقتصادي سالم باشد و در نتیجه همه، بویژه فقرا از این استفاده كنند.البته فقرا نیازمند توانمندسازی نیز هستند که باید برنامه های لازم و خاص برای توانمندسازی آنان از قبیل آموزش وجود داشته باشد تا از این طریق از فقر نجات یابند. برداشتي كه از مبارزه با فقر وجود دارد همين است كه فرآيند ورود دستمزدها اصلاح و توانمندسازی فقرا تقویت شود و همچنین تبعيض و تفاوت به حداقل برسد.
مسائلي مانند افزايش اشتغال، افزايش توليد و اصلاح دستمزدها البته نه به صورت دستوري ميتواند در اين زمينه كارساز شود. اما وقتي اشتغال درست نشود فقر از میان نمی رود،در نبود شغل حتی افرادي هستند كه زير دستمزد اعلام شده حاضرند كار كنند. راههاي مختلفي وجود دارد كه اشتغال و سپس دستمزد افراد فقير بالا برود كه ما در شرايط كنوني نه تنها برنامه و سياستي برای تحقق اين زمينه نميبينيم بلکه عکس این سیاستها هم مشهود است.
*آيا با برنامه توزيع مستقيم پول كه آقاي احمدينژاد در سفرهاي استاني در پيش گرفته ميتوان اميدوار بود جمعيت فقير ما كمي كاهش پيدا كند؟
عبدی:هيچ جا نيست كه با توزيع مستقيم پول ،فقر از بين برود. شايد با دادن 300هزار تومان به فقیری براي يك ماه يا بیشتر كافي باشد اما قطعاً او را از اين وضعيت نجات نميدهد. اگر ارادهيي براي نجات فقرا وجود دارد ميتوان آنها را توانمند كرد كه در اين دولت ما چيزی در این زمینه مشاهده نميكنيم. در عوض آنچه ما شنيدهايم اين است كه پرداختهای نقدی و کمیته امدادی براي درمان اين معضل به شدت افزايش پيدا كرده است، بنابراين پرداخت پول از طريق سهام عدالت و اقداماتي نظير اين مشكلي را حل نميكند جز اينكه انسانها را بيارزش و خفيف ميكند كه دنبال فردي بدوند شايد پولي گيرشان بيايد.
*دولت اعلام كرده وضعيت اشتغال تغيير كرده است و در كنار اين تغيير وضعيت اشتغال كمكرساني هم ميكند؟
عبدی:وضعيت اشتغال چه تغييري كرده است؟ آمارسازيها كه دردي را دوا نميكند. وضعيت توزيع منابع پولي هم تغيير نكرده است. همين الان رانتهاي عظيمي در قضيه سيمان، پتروشيمي و به صورت غيرمستقيمتر در سوخت و مواد ديگر وجود دارد. مجاري استفادهكننده از اينها كه فقرا نيستند، اقشار خاص هستند. براي اينكه فقر از بين برود، بايد توليد افزايش پيدا كند، بخش قابل توجهي از توليد با افزايش بهرهوري همراه است. در اين دو، سه سال اخير درآمدهاي نفتي سر به فلك زده اما رشد اقتصادي به نسبت مورد انتظار پايين آمده، معنايش چيست؟ معنايش اين است كه دارد اتلاف منابع صورت ميگيرد. اين اتلاف منابع دودش به چشم طبقات فقير ميرود چون مطمئن باشيد طبقات پولدار خيلي ضرر نميكنند.
*ميتوانيد مثال هم بزنيد؟
عبدی: فرض كنيد با ثبات درآمدها شاهد 10 درصد تورم باشیم در این صورت و به معنای واقعی 10 درصد از درآمد يك فرد پولدار كم شود، چه اتفاق مهمی برايش ميافتد؟ هيچ، 10 درصد از پسانداز يا نهايتاً مصرفش كم ميشود مصرفی که بسیار بالست و کاهش آن نه تنها ضرر ندارد که مفید هم هست. یا 10 در صد از سرمایه گذاری اش را کم ی کند که موجب کاهش اشتغال می شود و به ضرر فقراست. اما اگر 10 درصد از درآمد يك فرد فقير كم شود چنان ضربهيي ميخورد كه دیگر نتواند جبرانش كند چون اصلاً پول چندانی نداشته تا مصرف كند او باید از مصرف نیازهای ضروری اش مثل نان و آموزش و بهداشت کم کند که این موجب تشدید فقر او می شود . يا مثلاً در بحث مسكن كه براي طبقات فقير يك مساله بسيار جدي است ما با رشد صد درصدي مواجه شدهايم؛ چيزي كه با كوپن سهام عدالت نميشود آن را جبران كرد. اينها مصاديق عيني بود، از نظر ذهني هم فكر نميكنم ذهنيت مردم اينطور باشد كه عدالت بهبودي در جامعه پيدا كرده است. اخيراً يك نظرسنجي ديديم كه نهتنها نشان ميدهد عدالت بهبود پيدا نكرده است بلكه برعكس از نظر مردم نابرابري بيشتر شده است.
*برخي بر اين باورند كه اين رفتارها براي درهم ريختن طبقات و ساختن طبقات جديد اقتصادي است. آيا چنين مسالهيي را ميپذيريد؟ آيا آقاي احمدينژاد قادر است طبقات اقتصادي را به هم بريزد؟
عبدی:در سيستم اقتصادي مثل ايران، طبقه سرمايهدار دولتی یا وابسته و انگل دولت بسيار حجيمتر، مقاومتر و ناسالمتر از اين است كه شخصي بتواند با اراده شخصی(بر فرض صداقت در این اراده)و با پذیرش ساختار موجود آن را تعديل كند. هر كس در اين سيستم وارد شود مغلوب حجم بزرگ آن ميشود و در واقع در آن حل ميشود. اين مساله درست مانند ريختن چند قطره رنگ در يك دريا است. بنابراين اين مساله صرفا وابسته به اراده اين و آن نیست. به فرض اينكه كسي در اين مساله صداقت داشته باشد، انگيزهها مطلقاً كفايت نميكند. مثلاً براي اينكه انگيزه داشته باشم مصاحبه را به شكل خوبي انجام بدهم برای رسیدن به یک مصاحبه خوب كفايت نميكند، بلكه لازمهاش اين است كه اطلاعات و درك داشته باشم. بنابراين من به ادعاها و گفتههاي ديگران كاري ندارم، مساله اساسي راهحلها است. بنابراين راهحلي كه منطقي باشد و به رفع نابرابريها و حذف فقر كمك كند، در اين دو سال نديدهايم و در واقع عكسش را بيشتر ديدهايم.
*يعني به اعتقاد شما با توجه به سياستهاي اقتصادي دولت نهم جمعيت فقير روز به روز در حال افزايش است و توأم با افزايش جمعيتي مطالبات آنان هم بيشتر ميشود؟
عبدی:در مورد فقر سه مفهوم را بايد از هم تفكيك كنيم؛ نخست، سطح مصرف است. دوم، نابرابري و سوم، ميزان تورم است. ما براي بحث درباره فقر بايد اينها را در كنار هم ببينيم. درباره سطح مصرف ترديدي نيست كه در اين سه دهه سطح مصرف بالا رفته است. شما به شاخصهاي مهم مصرف نگاه كنيد. همه آنها سير صعودي داشته است.
*اين شاخصها كدام است؟
عبدی:يكي كالري است، يكي بهرهمندي از امكانات زندگي است، مثل مسكن خوب، لوازم زندگي مثل تلويزيون، وسايل ارتباطي مثل تلفن و امکانات مهم مثل آب سالم ،برق و گاز و غیره . بنابراين در اين سه دهه شاخص اينها رشد پيدا كرده، در برخي موارد هم تقریبا به آخرين حد شاخص خودش رسيده است مثل بهره مندی از تلویزیون و برق . همچنین دسترسي به آموزش و بهداشت افزايش پيدا كرده است و اين هم ربطي به دولت موجود ندارد، البته هميشه اين پرسش بوده، در دولت سازندگي و اصلاحات هميشه ميآيند اعداد و ارقام ميدهند و ميگويند مردم ما اينگونه مصرف ميكردند و حالا اينگونه مصرف ميكنند و وضعشان بهتر شده است اما واقعيت اين است كه ما صرفا با اين ارقام نميتوانيم عملکرد دولتها را ارزيابي كنيم، به خاطر اينكه مهم اين است كه برونداد و دستاوردهای موجود براساس چه درونداد و هزینه هائی صورت گرفته است ؟ و طبیعی اگر وضع به همين منوال سه دهه گذشته ادامه پيدا كند وضعيت از حیث این شاخصها همچنان بهبود پيدا ميكند. اما اين به معناي اين نيست كه ما فقير نداريم بلكه مساله اصلي در اينجا وضعيت درآمدي كشور است كه چگونه توزيع ميشود و نكته بعدي تورم است. برخي كشورها را وجود دارند كه از نظر معیار اول(سطح مصرف) خيلي پايينتر از ايران هستند. مثلاً شما اگر هند را با ايران در شاخص اول مقايسه كنيد، درخواهيد يافت كه هند از ايران در سطح پايينتري قرار دارد. اما در ايران نگراني مردم از فقر خيلي بيشتر است. يكي از دلايلش تورم است. تورم كسي را كه فقير نيست و درآمد متوسطي هم دارد نگران ميكند و اساساً همين نگراني از تورم منشاء بسياري از مشكلات است. به طور مثال اگر امسال 20 درصد تورم هست، مطمئناً اين تورم در سال آينده هم وجود دارد چرا که در سالهای گذشته هم بوده و احتیاط حکم می کند که فکر کنیم خواهد بود و احتمالا افزايش هم پيدا ميكند اما يقين نداريم كه درآمد ما هم به همان نسبت بالا برود به عبارت دیگر تورم از نظر ما قطعی و نقد است اما افزایش درآمد ما احتمالی و نسیه است. اين مساله براي طبقات فقير وحشتناكتر است چون تورم تاثيرفوری و حادی بر زندگي روزمره افراد پولدار ندارد. اما براي كسي كه در بهترین حالت درآمد و هزينهاش يكسان است و هر شب كه ميخوابد نگران اين است كه مبادا صبح يكي از اقلام مصرفي او گران شود. ميترسد مبادا فردا اگر ميخواهد يك كيلو قند بخرد قيمتش با ديروز فرق كرده باشد تورم بسیار نگران کننده و عذاب آور است. بنابراين اين قشر همواره يك مساله قطعي به نام تورم را در برابر امر احتمالي كه ميزان افزایش حقوقش باشد قرار ميدهد و هميشه حس ميكند زندگياش در خطر است و هر چه طبقه اقتصادی فرد پايينتر ميرود اين احساس نگراني بيشتر و شديدتر است.همین امسال حداقل 20 درصد تورم داشریم و سال آینده هم بیشتر می شود اما افزایش حقوق را 6 در صد اعلام کرده اند یعنی حدود 14 در صد از درآمد مردم حقوق بگیر کسر خواهد شد. در كل دهه 40 به اندازه يك سال 56 تورم نداشتيم. در آن دوران آرامش رواني بيشتر بود با توجه به اينكه سطح زندگي از دهه 50 پايينتر بود. اين «نگراني» مقوله و مساله مهمي است. در شرايط كنوني كه تورم خيلي بالا است استفاده از برخی خدمات مهم هم سخت و گران تر شده است كه مهمتر از همه درمان است. هر كسي كه داعيه مبارزه با فقر را دارد در درجه نخست بايد تاكيدش را روي سياستهايي بگذارد كه جلوي تورم را ميگيرد سیاستهای منجر به افزایش تورم فقرزا و نه فقر زدا هستند .
*سياست افزايش اشتغال در كنار مهار تورم تضاد ندارد؟
عبدی:شايد لزوما هم جهت هم نباشند اما به هر حال بايد تورم حل شود.
*چرا؟
عبدی:چون حل مساله تورم آرامشي به جامعه ميدهد كه افزايش درآمدهاي عادی آن را نميدهد.بدترین وضع به کونه ای است که هم تورم بالا را داشته باشیم و هم بیکاری زیاد را ،که ظاهرا وضع ما چنین است.اگر اشتغال را نمی توانندحل کنند حداقل تورم را زیاد نکنند.اگر زخمی را نمی توان درمان کرد حداقل بر آن نمک نباید پاشید.
*درباره نابرابري هم توضيح ميدهيد؟
عبدی:مساله بعدي نابرابري است. اهميت اين مساله در ايران خيلي زياد است. هم به دليل شعارهايي كه داده ميشود و هم به دليل پول نفت. اگر شما در جامعهيي مثل سوئيس زندگي كنيد هيچ رانتي در اقتصادش نيست یا کم است. فردي كه پول درميآورد محصول تلاش و خلاقيت و یا حتی شانس خودش است، كسي هم كه پول زیادی ندارد، همینطور.و به همین دلیل هم نابرابری چندان زیاد نیست چون خداوند عقل و توانائی را در انسان برابرتر ز هر چیز دیگری توزیع کرده است. اما در ايران كسي طبیعی بودن این نابرابری را نميپذيرد به خاطر اينكه بخش اعظم توليد ناخالص ملي در اختيار دولت است و بخش مهم آن به خاطر نفت است، نفت هم يك سرمايه مشاع است. اينكه بايد برابر به ملت برسد اگر به فقرا بيشتر نرسد حداقلش اين است كه به آنها كمتر نرسد. بنابراين اگر همين توزيع پول نفت به صورتي بود كه به همه ملت ايران يكسان ميرسيد آن موقع ميديديم كه اين نابرابري شدیدا كاهش پيدا ميكند.
بنابراين تا اين سه مساله در وضع غيرعادي قرار دارد يعني سطح مصرف غيرمعمول، تورم بالا و نابرابري زياد باشد و اقدامی جدی و علمی برای حل آنها طراحی و اجرا نشود، هيچكس نميتواند مدعی شود که مشكل فقر را حل می كند. تورم كه در اين سالها كوشش زيادي شد كه مهار شود در چند سال اخير افزايش پيدا كرده است. براي درمان نابرابري هم من معتقدم هيچ سازوكاري اتخاذ نشده كه اين مساله حل شود، بنابراين ما احساس فقر را همواره داريم و شدیدتر هم می شود.
*احساس فقر است يا خود فقر؟
عبدی: فرض كنيد كه من به اندازهيي درآمد دارم كه بخورم و بالای خط فقر رسمی سازمان ملل هم باشم و کالری من هم تامین شود اما وقتي ميبينم درآمد مملكت دارد يك جاي دیگر توزيع ميشود، آن هم به صورت غيرعادلانه چرا نبايد ناراحت بشوم. ضمن اينكه اگر فقر را به عنوان فقر مطلق بگيريم دچار اشکال می شویم، قرار نيست هر كس كه فقط خانه محقری با عائله زياد و درآمد کم دارد، بگوييم كه فقير است، حتي از نظر شرعي فقير كسي است كه زكات بر او واجب است. بنابراين شكل عريان فقر كاملاً وجود دارد و بخش اعظم خانوادهها درگير مساله فقر به این مفهوم هستند و کاملا هم عینی است.
*شما در دهه هفتاد يكي از منتقدان اصلي سياستهاي اقتصادي آقاي هاشميرفسنجاني بوديد، الان هم مشابه همان انتقادات را نسبت به آقاي احمدينژاد بيان ميكنيد. آيا اين سياستها با هم شبيه هستند يا وجه افتراقي هم دارند؟
عبدی:در هر شرايطي ميشود انتقاد كرد حتي اگر شرايط خوب هم باشد چه رسد به این که تورم 50 درصدی داشته باشیم، اصلاً قرار نيست همه سكوت كنند.بعلاوه وظیفه روزنامه نگاری نقادی است چه در آن دولت و چه در دولتهای بعدی.. كسي كه ادعا ميكند سياستهايش بيعيب و نقص است، همين بهترين دليل است كه او سياست را نميفهمد زیرا هر سیاستی کما بیش اشکالاتی دارد و به نقد نیازمند است. بنابراين اگر کسی در جايي كارهيي باشد بهتر است که پول بدهد تا از سیاستهایش انتقاد كنند.
*مثل آقاي احمدينژاد!!؟
عبدی:نه جانم این قدر ساده نباشیم! آنكه جايزه به منتقد نبود.آنها با این کارشان خواستند بگویند این طرفداران از نظر ما منتقد هستند و هنوز طرفداران واقعی آنها به دنیا نیامده اند .
*وجه اشتراك و افتراق سياستهاي اين دو دولت چيست؟
عبدی:در دوره آقاي هاشمي معلوم بود كه ايشان داراي يك طرح و برنامهيي است. برنامههاي اول و دوم كمابيش اصولش روشن بود و قابل فهم اگرچه در اجرا نخستين كسي كه به آن پشت پا زد شخص خود ايشان بود. لطمهيي كه تورم حدودا 900 صد درصدي مجموع 8 سال رياستجمهوري ايشان به كل نظام اجتماعي ما زد يك فاجعه بود. تورم 50 درصدي كه ما در یک سال آن دوران داشتيم حتي در ايران زمان جنگ جهاني دوم سابقه نداشت. اين ناشي از چه بود؟ برنامهريزيهايي كه اعلام كرده بودند. محور اصلياش كنترل تورم بود كه درست بود اما به يكباره مواجه شديم با يك تورم صد درصدي در دو سال 73 و 74 . بنابراين بهرغم اينكه آقاي هاشمي برنامه مشخصي داشت اما در عمل در این زمینه خاص فرق زيادي با رفتار دولت كنوني نداشت. هنوز هم معلوم نيست چه كسي دستور داد قيمت دلار در سال 72 شناور شود و آن برنامه درست شود. چون اين مساله را نه مجلس تصويب كرده بود و نه قانوني بود و بطور مشخص خلاف برنامه اول بود. تصميمگيريهاي فردي آن موقع هم بود، الان هم هست چون برنامه هم تا جايي بود كه به اراده شخص آقاي هاشمي مربوط ميشد در حالي كه برنامه بايد خارج از اراده شخص باشد.
*وجه افتراق اين دو در چيست؟
عبدی:فرق اساسي آن موقع با شرايط كنوني درآمدهاي نفتي است. آن موقع تا سال 69 و 70 كه درآمدهاي نفتي زياد شد همين سياستهای انبساطی و غیر منضبط اجرا ميشد اما وقتي كه كفگير به ته ديگ خورد و درآمدهاي نفتي كاهش پيدا كرد، سياستها هم تغيير كرد.
*يعني اگر الان درآمدهاي نفتي هم تغيير كند، سياستها عوض ميشود؟
عبدی:قطعاً همينطور ميشود. در واقع اين سياستهايي كه شما ميبينيد سياست نفت است. البته یک فرق دیگر هم بود و این که سياستهاي آقاي هاشمي را ميتوانستيم بفهميم كه چيست اما الان معلوم نيست دارند چه كار ميكنند. ما شاهد تخريب گذشته هستيم اما كسي نقشهيي نشان نميدهد كه قرار است به جای گذشته و این بنای تخریب شده چه چیزی ساخته می شود. اينكه بگوييم برابري و عدالت، مسالهيي نيست. همه از عدالت و برابري دفاع ميكنند. تمام سياست دولت تخريب گذشته بوده مثلاً سازمان برنامه را به هم ميريزند اما آنچه جايش ساختند، سازمان يا نهاد قابل دفاعي نيست.
وقتي يك خانه را خراب ميكنيم بايد نقشهيي هم ارائه بدهيم كه ميخواهيم جاي آنچه بسازيم. در اين دولت گذشته را تخريب ميكنند، نهادها را به هم ميريزند اما برنامهيي ارائه نميكنند كه ميخواهند چه بسازند. ميخواهند عدالت را برقرار كنند، يكصد صفحه يا يك هزار صفحه آرزو و شعار بنويسند اما دو صفحه هم برنامه بدهند كه چه ميخواهند انجام دهند. حالا گذشته بد است. باشد قبول، گذشته بد است. ميخواهند پول نفت را بياورند سر سفره مردم، چگونه؟ از چه طريقي؟
*اين شعار كه تكذيب شد؟
عبدی:بقیه اش هم به مرور تکذیب می شود عجله نشود.اينكه ميخواهند عدالت را ايجاد كنند، چگونه ميخواهند اين كار را بكنند؟ دولتي كه چند هزار كارشناس دارد دو صفحه برنامه به مردم بدهد و بگويد كه ميخواهد چه كاری را و چگونه انجام دهد . كارهاي اين دولت به فردي ميماند كه ميخواهد برود كوه اما هيچ راهي و هيچ نقشهيي در اختيار ندارد، با گفتن كوهرفتن كه كسي به قله نميرسد و مساله كوه رفتن حل نميشود. شعار توليد ميدهند، دو ميليون تن شكر و هر چیز دیگری را وارد ميكنند. ميخواهند نابرابري را از بين ببرند، سيمان و پتروشیمی را ميبرند در سبد حمايتي.اینها مثل این می ماند که می گوییم به قله توچال می رویم در حالی که بسوی شاه عبدالعظیم در حرکتیم!!.
*يعني دولت بعدي زمين سوخته تحويل ميگيرد؟
عبدی:اين نگاه خيلي بدبينانه است. من اين نگاه را ندارم حتي اگر نتيجهاش اين باشد.
*امكان دارد اين رويهها...
عبدی:من اين رويهها را محصول نفت ميدانم، يعني در شرايط عادي اگر كسي مقابل نفت مقاومت نكند، سيل نفت آن را با خودش ميبرد. اين سياستهايي نيست كه فكر كنيد گروهي نشسته و دقيق تصميمگيري كرده باشند، نفت دارد اين سياستها را بر مردم ما تحميل ميكند.
*در اول گفتوگو شما اشارهيي داشتيد كه از يك طرف جمعيت فقرا درحال افزايش است و از طرف ديگر هم دولت به طور مداوم در حال دادن وعده به مردم است. برخي ميگويند افزايش جمعيت فقرا همراه با افزايش مطالباتي كه معلوم نيست محقق بشود ممكن است تبعات اجتماعي خطرناكي داشته باشد چون طبقه متوسط وقتي از مطالباتش سرخورده ميشود نهايتاً از صندوقهاي راي قهر ميكند و ديگر در انتخابات شركت نميكند اما طبقه فقير شيشه ميشكند و رفتاري اينچنين از خودش نشان ميدهد. شما با اين تحليل موافقيد؟
عبدی:در مورد وعدههايي كه عملي نميشود نبايد نگران بدقولي بود. اگر يك ميليون بار هم وعده بدهند و عمل نكنند باز هم مردم در يك ميليون و يكمين بار اميدوار ميشوند چون ميگويند يك ميليون بار نشد، ميشود مثل دفعه قبل. اتفاقي نيفتاده است. مردم ميگويند حالا اگر داد، داد، اگر هم نداد، چيز خاصي تغيير نكرده است. اين عين اين مساله ميماند كه يك فقيري سر چهارراه از شما تقاضايي دارد. بگو فردا ميدهم، بعد بگو پسفردا ميدهم. حالا برو بگو هفته ديگر ميدهم. او چيزي را از دست نميدهد باز هم درخواست کمک می کند. بنابراين نگراني اين بدقوليها نباشيد. اما در مواقع ضروري نيرويي كه سرخورده شده به درد حكومت هم نخواهد خورد. وقتي نياز است كه آدمي بيايد پاي كار بايستد و دفاع كند، آن كسي كه بايد بيايد نيست.
*در مورد مردم عادي هم وضع همين است؟
عبدی:مردم عادي به همان سرعتي كه اعتماد پيدا ميكنند، به همان سرعت هم اعتمادشان را از دست ميدهند، مسكن نشانه روشن آن است. سال گذشته كه دو ميليون نفر براي مسكن ثبتنام كردند به چند نفر وام دادند؟ امسال هم كه اعلام كردند كل وام را برداشتند. بنابراين مردم فقير شدند مرغ عروسي و عزاي دولت و عدالت. وقتي ميخواهند منت بر سرشان بگذارند ميگويند فلان تعداد وام می دهيم. دو ميليون نفر هم با هزار بدبختي ميروند ثبتنام ميكنند، بعدش هيچي دستشان را نميگيرد. خانه گرانتر ميشود و نميتوانند خانه بگيرند. حالا هم تقصير را انداختهاند گردن كسي كه وام نداده است. خوشمزه اينجاست كه تقصير را انداختهاند گردن وامی که به مردم هم نداده اند و آن اندکی هم كه دادند برای کنترل قیمت مسکن قطعش كردهاند و تازه مدعی هستند که 350 مصاحبه برای کنترل و کاهش قیمت مسکن کرده ایم!!!که اگر 350 کلمه برنامه می دادند خسارات کمتری داشت..
وقتی در جامعه ای زندگی می کنیم که بزرگترین و مهمترین مصوبه مجلس آن از نگاه مدیریت آن افزایش 30 هزار تومان پرداختی کمیته امداد است چه جای بحث از مفهوم فقر زدائی می ماند؟