مصاحبه در باره فعالیتهای دانشجوئی

این مصاحبه با خبرگزاری فارس انجام شده است.اگر چه متن مصاحبه کتبی و بصورت موجود بوده اما خبرگزاری بطور طبیعی آن را بصورت خبری درآورده ولی تغییری در متن پاسخها داده نشده است.


- نخست به اين موضوع بپردازيم كه اين روزها بحث هاي زيادي در دانشگاه اطراف آن به راه افتاده آن هم اينكه "آيا به نظر شما جنبش هاي دانشجويي محصول جوامع نا تمام يا بحران زده است؟"
1- جنبش دانشجويي اگر در سطح مطالبات صنفي باشد، طبعاً در هر جامعه‌اي ممكن است رخ دهد، اما فقط در جوامع ناتمام است كه مطالبات صنفي، ماهيتي سياسي و فراگير پيدا مي‌كند و جنبش دانشجويي واجد اهميت زیاد مي‌شود.
ضمناً در جوامع پيشرفته نيز در مقاطع خاصي بويژه هنگام بحران ممكن است جنبش دانشجويي شكل بگيرد، اما اين جنبش مستمر و مداوم نيست و پس از يك دوره و ثمر رساندن اهداف خود و برگشت جامعه به حالت عادي، خاموش مي‌شود. مثل جنبش دانشجويي غرب در دهه شصت كه كل جوامع غربي را با خود درگير كرد و متأثر از اوضاع جهاني آن هنگام بويژه جنگ ويتنام و نيز زمينه‌هايي براي زايش و تولد جرياني كه بعداً در غرب به سبزها مشهور شدند، بود. بنابراين در جوامع ناتمام، جنبش دانشجويي به طور مستمر وجود دارد، و به سرعت هم سياسي مي‌شود، حتي اگر خاستگاه آن در ابتدا صرفا صنفي باشد، اما در جوامع بحران‌زده موقتي است و با رفع يا حل بحران، جنبش خاموش مي‌شود.
- با اين تلقي آنچه كه امروز در جامعه فرانسه ديده مي شود جنبش دانشجويي است ؟ تحليل شما از وقايع فرانسه چيست ؟
2ـ درباره وضعيت فعلي جامعه فرانسه آشنايي ندارم و لذا اظهارنظري نمي‌كنم. ولي به نظر مي‌رسد كه اعتراضات موردي و صنفي است و حداقل تاكنون همه‌گير نشده است. اينكه آينده چه شود را نمي‌دانم.
از اين گذشته آيا در ايران چيزيكه بتوان به آن اطلاق جنبش كرد در دانشگاه وجود دارد؟
3ـ به صورت بالقوه چنين جنبشي وجود دارد، اما بالفعل بودن آن بستگي به تعريف ما از مفهوم و ابعاد جنبش دارد. شايد بالفعل نتوان چنين جنبشي را برشمرد، اما از آنجا كه وضعيت بسيار بي‌ثبات و در مرز فعليت و قوه است، به طور عادي همه انتظار بروز و ظهور آن را دارند، كافيست، متغيرهاي بیرونی تغييراتي مناسب كند تا اين جنبش به سرعت و در ابعاد وسیع فعليت يابد.
- جنبش دانشجويي ايران در دهه هاي پنجاه و شصت كه شما هم بخشي از بدنه آن بوديد عمدتا پس از كودتاي 28 مرداد اعلام موجوديت كرد كه در اعتراض به كودتا و جنايات پس از آن در دانشگاه شكل گرفت آيا به فرض وجود چنين جنبشي در دانشگاه هاي امروز ايران اين حركت همچنان ادامه دارد؟
4ـ جنبش كنوني در صورتي كه فعليت يابد، در انگيزه‌ها و اهداف متفاوت با جنبش گذشته يعني دهه پنجاه خواهد بود، زيرا مسايل امروز ايران متفاوت است. و هر جنبشي هم براي پاسخ دادن به مسايل و مطالبات روز جامعه است و نمي‌توان آن را در گذشته محصور كرد.
- ركود در جنبش دانشجويي را محصول چه عواملي مي دانيد؟
5ـ ركود در جنبش دانشجويي، در مقطعي محصول پيشرفت سياسي در دوره چهار سال اول اصلاحات بود كه كم‌كم جنبش دانشجويي بايد به جايگاه اصلي خود كه همان امور صنفي است برمي‌گشت، اما ركود فعلي محصول فشار است، فشاري كه پس از يك نااميدي حاصل شده است. و اينكه دانشجويان هنوز خود را بازنيافته‌اند.
- اصلا امروز ضرورتي بر اي احياء جنبش دانشجويي احساس مي كنيد؟
6ـ هنگامي كه از كلمه ضرورت سخن مي‌گوييم، گويي نوعي ارزش‌گذاري مي‌كنيم. اما اگر اين نكته را در نظر نگيريم، ساختار انسدادي است كه در حال ضروري كردن احياي جنبش دانشجويي در معناي عام آن است. و طبيعي است كه وجود مقدمه اين گزاره(وضع انسدادی) مورد پسند هيچ فرد علاقه‌مندي به كشور نيست، اما هنگامي كه بخش اول اين گزاره رخ مي‌دهد، ظهور و بروز بخش دوم آن نيز چه بخواهيم و چه نخواهيم ضرورت مي‏يابد.
- جنبش دانشجويي مي تواند موتور محرك اجتماع باشد؟
7ـ در صورتي كه نهادهاي مدني قوي باشند و بتوانند نتایج حاصل از تحرك و جنبش دانشجويي را جذب و مستهلك كنند، قطعاً، چنين جنبشي مي‌تواند موثر و محرك جامعه باشد، و خسارات آن به حداقل و منافع آن به حداکثر برسد، اما اگر جامعه مدني نحيف باشد، جنبش دانشجويي به ناچار وارد موجي خواهد شد، كه موج‌سوار را هم با خود خواهد برد.
- به اعتقاد بسياري از فعالان دانشجويي ، دانشجويان ما به جاي فعاليت هاي تئوريك و زير بنايي فقط خود را مشغول به برخي اعتراضات كرده اند تحليل شما از فقر تئوريك در جنبش دانشجويي چيست؟

8ـ این انتظار از دانشجو كه کار تئوريك كند، همان قدر بيهوده است که بخواهيم مردان و زنان 80 ساله در مسابقات المپيك شركت كنند. با چهار سال حضور در دانشگاه چه كار تئوريكي مي‌توان به صورت مستقل انجام داد. جنبش دانشجويي، ماهيتي اعتراضي دارد و بايد هم‌چنين باشد، وقتي كه ديگران خود را از اعتراض خلاص كرده‌اند، اعتراض نقطه قوت دانشجوست چرا بايد اين نقطه قوت خود را كنار بگذارد؟ اعتراض به امور نارواي بديهي چون ظلم و نابرابري و فساد، چه نياز چنداني به تئوري دارد؟!