آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نگاه میهمان

۲۸ آذر ۱۳۸۶

درسهای جشن تولد خورشید(آقای امید)

گدایی در میخانه ( = گدایی محل نور و شادی , آگاهی , عرفان ...)
گدایی در میخانه طرفه اکسیریست --- گر این عمل بکنی , خاک زر توانی کرد
گر این عمل بکنی ( گدایی یا همان سبزه سبز کردن و گرفتن جشن تولد خورشید و احترام به روشنی و شفافی او )

مقدمه:
همانطور که میدانید .... جدیدا تراپی ( نه به معنای درمان هر نوع بیماری , بلکه به معنای درمان خاصش : روان درمانی , خانواده درمانی , رقص درمانی , دراگ درمانی , گروه درمانی , هنر درمانی , هدیه درمانی ( بله باور کنید بعضی از هدایا بلحاظ علم امروز مریضی محسوب میشود , مریضی خطرناک چشم و هم چشمی ... ) اجازه دهید قسمتی از لیست این تراپیها را برای شما فقط بازگو کنم:
Adventure therapy- Animal-assisted therapy - Aromatherapy - Art therapy- Authentic - Cognitive therapy - Colour therapy - Dance therapy - Dialectical behavioral therapy -

Diversional therapy (بنظر میرسد این بیماری و درمان آن یکی از مهمترین درمانهای جامعه ی ماست . چرا که بعد از یکی دوساعت رانندگی همه ی سیستم اعصاب بهم ریخته میشود و .....)
Drug therapy (علت رشد روزافزون مواد مخدر در جامعه ی ما میتواند به وسیله ی این شاخه درمان شود)
Dyadic Developmental Psychotherapy - Electroconvulsive therapy - Equine-assisted therapy - Family therapy - Gestalt therapy - Grief therapy - Group therapy - Hippotherapy‎ - Hyperbaric oxygen therapy - Hypnotherapy - Immunosuppressive therapy - Information therapy - Interpersonal therapy - Intravenous therapy - Life enrichment therapy - Light therapy - Logotherapy - Magnet therapy - Manual therapy - Martial arts therapy
Massage therapy ( اگر دقت کنید بسیاری از پیغامها در این دسته قرار میگیرند)
Mesotherapy - Molecular reform therapy - Music therapy - Neurosis therapy - Occupational therapy - Phage therapy - Pharmacotherapy
Play therapy (باور کنید ما در ورزشمان با این یکی هم خیلی احتیاج داریم)
Psychosis therapy - Radiation therapy - Respiratory therapy - Recreational therapy - Reparative therapy - Sand play therapy - Sand tray therapy - Sex therapy - Shock therapy - Sociotherapy - Spasm therapy
• Speech therapy (این مورد در مورد برخی از مقامات لازم و حیاتیست )
• Ventilation therapy

..... مد , موج این تراپیهای مدرن جامعه ی سنتی ما را نیز گرفته , بنوعی که اینگونه القا میشود که برای رهایی از مصیبتها و ناراحتی ها و شکست ها و سرخوردگیها ..... هر کس باید یک تراپیست داشته باشد تا بهبود یابد....


و حتما میدانید این تراپیستها کارشان چگونه است؟... یا چند تا سنگ روی میز خود میگذارند و به مریض ! میگویند آنها را کنار هم بچین و داستانی بساز ( درمان با بازی سنگ = فال نخود خودمان) می نشینند و به حرفهای شما گوش میدهند و به نوعی زیر زبان شما را می کشند که بچگی خود را چگونه گذرانده اید و چگونه عاشق شده اید و بچه ی چندم خانواده هستید و ..... و درنهایت از همآن حرفها , ( مثل بازجوها) برای شما( کیفر خواست) نسخه می پیچند ...)


با این مقدمه طولانی میخواهم در مورد یکی از مناسبتهای اصیل خودمان و درسهای آن با شما تراپی و صحبت کنم.
... اولین درس جشن شب یلدا بنظر میرسد این شعر حافظ باشد که :
سالها دل طلب جام جم از ما میکرد ----- آنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد
گوهری کز صدف کون و مکان بیرونست ----- طلب از گمشدگان لب دریا میکرد
بیدلی در همه احوال خدا با او بود ----- او نمیدیدش و از دور خدایا ( در اینجا یک تراپیست ارزان و مناسب) میکرد
دومین درس جشن تولد خورشید در دل طولانیترین شب سال:
میتوان در حالی که شب پرستان خوشحال از ایجاد طولانی ترین آن شده اند , با آگاهی از تولد دوباره خورشید , همان شب را نیز از شب پرستان گرفت .
سومین درس :
مناسبت ها اهمیت شان این است که در آن ( روز نو یا شب یلدا ) افراد از قدیم الایام یک قرارهایی با هم گذاشته و .... کم کم به آن پایبند وبطور طبیعی و بدون زور متعهد شده اند .... اعمال و سمبلهایی که نشان از محتوای آن مناسبت داشته و دارد. .... مثلا برای شب چله , هندوانه , این میوه ی تابستانی را میگذارند و برای کوری شب پرستان آنرا با عشق به نور و گرمی میخورند تا شب طولانی و سرمای حاصل آن را شکست داده , میل خود را به نور و روشنایی و گرمی نشان داده باشند.
یکی دیگر ازسمبلها در این شب , گرد بزرگترها جمع شدن و پای داستان ( = نصحیتها + تجربیات + تاریخ) آنان نشستن و تفال به دیوان حافظ و انرژی درمانی و به نوعی تراپی کردن ( خانوادگی , گروهی , اجتماعی ....) است تا با سلامت و آگاهی به پیشواز فردا که روزها بلندتر و زمینه ی تلاش و مشارکت بیشتر آماده میشود , رفتن ....
شب یلدا , طولانی ترین شب سال , در حقیقت شب تولد خورشید است .چرا که ازفردای آن , طول روزها و میزان تابش خورشید , روز به روز بزرگتر و بزرگتر میشود , کم کم سرها از گریبان خارج , دستها از جیب بیرون , .... مشارکت بیشتری از مردم در امور اجتماع بستر سازی میشود.
از سالیان دور این مناسبت, همچون مناسبتهای دیگر زمینه ی گرد هم آییها و جشنها و.... تفکر در مورد چرایی بد بودن شب و خوب بودن روز ..... شده و میشود . بجاست در نزدیکی این شب و این مناسبت ما نیز خود را برای جشن شب یلدا , مادر زایش دوباره خورشید, با مرور درسهای آن , آماده کنیم .
درس چهارم
این جشن از سوی توده های معمولی مردم , از سوی روستائیان و کشاورزان برگزار می شده و از طریق ِ آنهاست که به شهر های بزرگ نفوذ و بسط یافته اند...... اصالت داشتن جشن , بدور از زور رمز ماندگاری و آرامش و تراپیست ...
جشن یلدا بر شما مبارک و مسؤلیت زا باد


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

بيتا :

سلام جناب آقاي عبدي.
متن بسيار زيبايي بود.
دست شما درد نكند.

۲۸ آذر ۱۳۸۶ ۱:۲۳ بֽظֽ | Reply

asghar :

شب یلدا برای همه ما زیبا ترین یادگاری است از گذشته ها

ببین چگونه قناری ز شوق می لرزد
نترس از شب یلدا بهار آمدنی است

۲۸ آذر ۱۳۸۶ ۱:۵۲ بֽظֽ | Reply

سارا :

بد نیست ضمن احترام به سنن خود و بزرگداشت آن تولد مسیح , پیامبر صلح و دوستی نیز تبریک گفته شود چرا که امری که از شواهد تاریخی حکایت می کند این است که بیشتر رسوم دین مسیحیت از مهرپرستی و یا میتراییسم برگرفته شده است . مانند تولد مسیح در یک آقل که برگرفته شده از تولد میترا در غار است و همچنین شب میلاد مسیح که مصادف با یلدا می باشد , نیز از این آیین کهن آریایی گرفته شده است و همچنین درخت سرو و کاج که در آیین مهر با ستاره ای بر فرازش تزیین می شد . ( ستاره نشانه ایست که بازرگانان را راهنمایی می کند تا به میترا در غار برسند - درخت سرو را از این روی دوست داشتند که نماد آزادگی و مقاومت در برابر تاریکی بود که آثارش را در ادبیاتمان می توانیم به وفور بیابیم - درخت کاج از این روی در کشورهای اروپایی مرسوم شد که محیط طبیعی آنها برای رویش کاج بهتر بود ) .

۲۸ آذر ۱۳۸۶ ۱:۵۸ بֽظֽ | Reply

معزی :

تو جان لطیفی و جهان جسم کثیف است
تو شمع فروزنده و گیتی شب یلدا

۲۸ آذر ۱۳۸۶ ۲:۰۰ بֽظֽ | Reply

افسوس :

با سلام و دورود به شما و میهمان سایت
آقای عبدی !
در این شب شما آینده گویی نمی کنید؟
آخه در آیین کهن , بنابر يک سنت ديرينه آيين مهر شاهان ايرانی در روز اول دی‌ماه تاج و تخت شاهی را بر زمين می‌گذاشتند و با جامه‌ای سپيد به صحرا می‌رفتند و بر فرشی سپيد می‌نشستند. دربان‌ها و نگهبانان کاخ شاهی و همه‌ی برده‌ها و خدمت‌کاران در سطح شهر آزاد شده و به‌سان ديگران زندگی می‌کردند. رئيس و مرئوس، پادشاه و آحاد مردم همگی يکسان بودند( صحت این امر موکد نیست , شاید تنها افسانه باشد ) . جشن یلدا در ایران امروز نیز با گرد هم آمدن و شب‎نشینی اعضای خانواده و اقوام در کنار یکدیگر برگزار می‎شود. متل گویی که نوعی شعرخوانی و داستان خوانی است در قدیم اجرا می شده است به این صورت که خانواده ها در این شب گرد می آمدند و پیرتر ها برای همه قصه تعریف می کردند . آیین شب یلدا یا شب چله، خوردن آجیل مخصوص، هندوانه، انار و شیرینی و میوه‌های گوناگون است که همه جنبهٔ نمادی دارند و نشانهٔ برکت، تندرستی، فراوانی و شادکامی هستند , این میوه ها که اکثرا" کثیر الدانه هستند , نوعی جادوی سرایتی محسوب می شوند که انسان ها با توسل به برکت خیزی و پر دانه بودن آنها , خودشان را نیز مانند آنها برکت خیز می کنند و نیروی باروی را در خویش افزایش می دهند . در این شب هم مثل جشن تیرگان، فال گرفتن از کتاب حافظ مرسوم است. حاضران با انتخاب و شکستن گردو از روی پوکی و یا پُری آن، آینده‌گویی می‌کنند.

۲۸ آذر ۱۳۸۶ ۲:۰۳ بֽظֽ | Reply

rahmat :

جناب عبدی عزیز با سلام
در کشوری که جمعی قلیل به دنبال این هستند که در تدارک مراسم عزا باشند و سیاه بپوشند و به هر مناسبتی عزاداری کنند البته که باید دیگرانی که میخواهند زندگی کنند و شاد باشند از مناسبتهائی مانند یلدا و نوروز و سیایر جشنها بویژه اگر جشنهای باستانی ایرانیان باشد استقبال نمایند.
اما بعد جناب رئیس جمهور محترم خطاب به آقای علی آبادی معاون خود فرموده اند : برو و کاندیدای فدراسیون شو و فوتبال را درست کن :
( نقل از صفحه اول روزنامه جام جم مورخ سه شنبه 27 آذر 1386 )
جناب احمدی نژاد اگر بیان اینجانب را حمل بر جسارت نمیدانی خواهش میکنم به همان کار اصلی تان یعنی سر و سامان دادن به اوضاع اقتصادی و اشتغال بپردازید و فوتبال را به حال خود بگذاریدو اجازه ندهید که دولت را که همه کاره است و البته همه کاره بودن دولت ربطی به دولت نهم و هشتم و هفتم هم ندارد و از رژیم سابق دخالت دولت در همه امور برای ما به ارث رسیده دخالت نماید و انشاالله در جوار خانه خدا شما که حد اقل در نگاه خود بنده خاص خداوند هستید دعا بفرمائید که ملت ایران را از دست جاهلان نجات دهد انشاالله.

رحمت دریانورد

۲۸ آذر ۱۳۸۶ ۶:۴۷ بֽظֽ | Reply

م- م :

جناب عبدی با درود : عمر تو : 100 شب یلدا دل تو: قد یه دریا توی این شبهای سرما یاد تو : همیشه با ما یلدا فرخنده باد

۲۸ آذر ۱۳۸۶ ۷:۴۵ بֽظֽ | Reply

آرش :

این دو تا هم با "یلدا":

چند خط پیامی؟

در دل نشسته ای
هر شب
یلدا
و سخن نا تمام!
==============
بر یلدای گیسوانت می آویزم
قامت بلندت را در می نوردم
و شهد گوارای حیات را
از قله های مرمرینت می نوشم
عروس آزادی
عروس آزادی
عروس آزادی

۲۹ آذر ۱۳۸۶ ۲:۳۸ قֽظֽ | Reply

سجاد :

کاش سایت شما نیز مثل برخی سایتهای دیگر موسیقی همراه داشت که با باز کردن هر صحفه موسیقی مناسب آن نیز همزمان پخش میشد. فکر میکنم مطالب تاثیر بیشتری داشت . مثلا اگر با این صحفه آهنگ خاطره انگیز اوایل انقلاب پخش میشد :
شب است و چهره ی میهن سیاهه
نشستن در سیاهیها گناهه ....
نوشتم اوایل انقلاب یادم افتاد به زندگینامه خانم رجبی همسر آقای الهام وزیر دادگستری و سخنگوی دولت و ... جندین پست و مقام دیگر که در زندگینامه ی خود اعتراف کرده بودند که بعد از انقلاب انقلابی شده اند .....وقتی گذشته را مرور کردم متوجه شدم اکثر کسانیکه در ایجاد انقلاب دخیل بوده اند در این سالها یا از گردونه به بیرون پرتاب شده اند و یا امروز جزو منتقدین بشمار میروند و اکثر کسانی که امروز ادعای انقلابیگری دارند کسانیند که بعد از انقلاب انقلابی شده اند میخواستم از جنابعالی علت جامعه شناسانه و یا روانشناسانه این تغییر و تحولات را جویا شوم.

...........................................................
عبدی:
اینها دو جور انقلابی بودن است.نوع اول باید از ترس قدرت حاکم جانت را بر کف بگذاری و زندگی ات را فدای آرمانت کنی.نوع دوم هم در پناه قدرت به ظلم و ستم مشغول شده و از خوان یغما متنعم شدن است.این دو نوع مصداق این شعراند که:
مردم دروازه غار و مردم دریا کنار
هر دو لخت اند اما این کجا و آن کجا؟

۲۹ آذر ۱۳۸۶ ۴:۴۰ قֽظֽ | Reply

هستی - پ :

بد نیست در مناسبتها ریشه ها یادآوری شود تا این احساس بی ریشگی ها که برخی سعی دارند بر اساس عملکرد چند نفر تلقین کنند و از خاک جدایمان , شیره مان را بیشتر بمکند برطرف شود.
بد نیست بدانیم بجز موارد دور هم بودن و انرزی درمانی و ..... جشن شب چله، جشن بزرگداشت علم در دوران باستان نیز بوده و هست.

حتما میدانید که نياكان ما، در 7000 سال پيش، به گاه‌شماري خورشيدي دست پيدا كردند و با تفكر و تامل دريافتند كه اولين شب زمستان بلندترين شب سال است.
دكتر «فريدون جنيدي»، بنيانگذار بنياد فرهنگي نيشابور و متخصص اسطوره‌شناسي و تاريخ باستان، چندی پیش در سخنراني همايش شب چله به شناخت علوم گاه‌شماري و جغرافيايي در دوران باستان پرداخت و گفت: «هزاران سال است كه جشن شب چله در خانه ايرانيان برگزار مي‌شود. اين جشن حتي در زمان حمله مغول و تركان بي‌تمدن هم برگزار مي‌شد.
استمرار و ادامه برگزاري اين جشن و جشن‌هاي امثال آن نشانه پيوند ناگسستني ايرانيان امروز با فرهنگ نياكان‌شان است. اما آنچه باعث تعجب انسان متمدن و پيشرفته امروزي است، چگونگي دستيابي ايرانيان باستان به گاه‌شماري است كه اين چنين دقيق طلوع و غروب خورشيد را بررسي كرده است.
نياكان ما هزاران سال پيش دريافتند كه گاه‌شماري بر پايه ماه نمي‌تواند گاه‌شماري درستي باشد. پس به تحقيق درباره حركت خورشيد پرداختند و گاه‌شماري خود را بر پايه آن گذاشتند. آنها حركت خورشيد را در برج‌هاي آسمان اندازه‌گيري كردند و براي هر برجي نام خاصي گذاشتند. آنها دريافتند هنگامي كه برآمدن خورشيد با برآمدن برج بره در يك زمان باشد، اول بهار است و روز و شب با هم برابر است. آنها مانند ما مي‌توانستند در شب 6 برج را ببينند. از سر شب يكي‌يكي برج‌ها از جلوي چشم‌ها عبور مي‌كنند. برج بره سپس برج گاو و ... آنها مي‌دانستند 6 برج ديگر كه ديده نمي‌شوند در آن سوي زمين هستند و مردماني در آنسوي زمين 6 برج ديگر را نظاره مي‌كنند. آنها دريافتند كه اول پاييز و بهار روز و شب برابر و در اول تابستان روز بلندتر از شب است. آنها گاه‌شماري خود را بر اساس چهل روز، چهل روز تقسيم كردند. در فرهنگ ايرانيان و نياكان ما عدد چهل مانند عدد شش و دوازده قداست خاصي دارد. واژه‌هاي «چله نشستن»، «چل چلي» و در طبرستان واژه‌هاي «پيرا چله،‌ گرما چله» نشانه اهميت اين عدد در ميان فرهنگ ايراني است. آنها در اصل ماه را به چهل روز تقسيم كردند و نه ماه داشتند. اما پس از مدتي اين روزها به سي روز تغيير پيدا كرد و ماه سي روزه شد.
در شاهنامه آمده است:
نباشد بهار و زمستان پديد / نيارند هنگام رامش نويد
اين بيت اشاره به گاه‌شماري سرزمين‌هاي ديگر دارد. گاه‌شماري سرزمين‌هاي ديگر براي بهار و فصل‌هاي ديگر سرآغازي نداشتند و اين نشان مي‌دهد كه گاه‌شماري ايرانيان همواره كامل‌ترين گاه‌شماري بوده است. گاه‌شماري ايرانيان تا زمان دانشمند بزرگ خيام ادامه داشت. با ورود اسلام گاه‌شماري قمري اعراب نيز يكي از گاه‌شماري‌هاي مورد استفاده سرزمين ايران شد. وزراء ايراني خلافت عباسي هر پيشنهادي را كه براي اصلاح تقويم نياكان‌شان مطرح مي‌كردند از طرف پادشاهان عباسي رد مي‌شد. آنها مي‌گفتند اگر تقويم شما اصلاح شود باز به آيين و فرهنگ پيشين خود بازمي‌گرديد. اما در زمان خيام شرايط تغيير كرد. او در سن 28 سالگي هنگامي كه وارد دربار شاه خوارزم مي‌شد، شاه از جاي خود بلند مي‌شد و او را كنار خود مي‌نشاند. احترامي كه پادشاهان به خيام مي‌گذاشتند باعث شد دست او در اصلاح گاه‌شماري ايرانيان باز شود. با اصلاح گاه‌شماري بار ديگر فرهنگ و آيين ايراني زنده شد. سامانيان كه دوستار فرهنگ ايراني بودند، دانشمندان و وزرای ايراني را بدون ممانعت نگهبان مي‌پذيرفتند. اين نشانه فرهنگ غني ايراني است. ما شب چله را جشن مي‌گيريم تا ياد بزرگاني همچون خيام و نياكان دورتر از خيام را گرامي بداريم.»
آقای عبدی آیا میدانید که چه شد در اوایل انقلاب تصمیم گرفتند جشن شب چله را از فرهنگ مردم حذف کنند ؟ آیا دولت فعلی بنظر شما شب چله را جشن خواهد گرفت؟

۲۹ آذر ۱۳۸۶ ۴:۵۷ قֽظֽ | Reply

انعکاس متعجبانه ی شب یلدای امسال در روزنامه کیهان :

امسال شب يلدا، اين پرخاطره ترين شب سال، با شب و روز عيد سعيد قربان، روز قرباني كردن نفس به پيش پاي فرمان خدا، همزمان شده است و خيلي ها شايد به جاي خانه مادر بزرگ ها، در مجالس جشن و شادي و سرور و عروسي و عقد و نامزدي و خواستگاري و... اين ساعات طولاني شب را به خوشي مي گذرانند.
مي دانيم كه شايد قيمت زياد هندوانه و انار و آجيل در اين شب ها، باعث شود رنگ قرمز سفره هاي نيمه شب خيلي ها، كمرنگ باشد، اما حافظ اين شاعر بزرگ ملي، بي هزينه ترين و پرمعني ترين و خوب ترين لحظات همه ما را رقم خواهد زد. خاصه آنجا كه شب هاي دراز را به ياد صبح روشن و پراميد فردا رقم مي زند:
روز هجران و شب فرقت يار آخر شد
زدم اين فال و گذشت اختر و كار آخر شد
آن پريشاني شب هاي دراز و غم دل
همه در صحبت گيسوي نگار آخر شد...

نکته ی جالب این بزرگداشت توسط روزنامه ی دولتی کیهان بجر زیر سبیلی رد کردن گرانیها , انتخاب دو بیت آخر از حافظ است !!
از شما می پرسم آیا شب هجران و فرقت یار در شب یلدا آخر شد یا آخر میشود؟!!
..........................................................
عبدی:
حالا خیلی سخت نگیرید همین که شعری با این مضمون و از حافظ نوشته اند خدا را شکر کنید.

۲۹ آذر ۱۳۸۶ ۵:۰۶ قֽظֽ | Reply

تاریخچه ی شب یلدا :

شرق شناسان و مورخان متفق القولند كه ایرانیان نزدیك به ؟ هزارسال است كه شب یلدا آخرین شب پاییز و آذر ماه را كه درازترین و تاریك ترین شب در طول سال است تا سپیده دم بیدار می مانند، در كنار یكدیگر خود را سرگرم می کنند تا اندوه غیبت خورشید و تاریكی و سردی روحیه آنان را تضعیف نكند و با به روشنی گراییدن آسمان (حصول اطمینان از بازگشت خورشید در پی یك شب طولانی و سیاه كه تولد تازه آن عنوان شده است) به رختخواب روند و لختی بیاسایند.


پیشتر، ایرانیان (مردم سراسر ایران زمین) روز پس از شب یلدا (یكم دی ماه) را خور روز و دی گان؛ می خواندند و به استراحت می پرداختند و تعطیل عمومی بود. در این روز عمدتاً به این لحاظ از كار دست می كشیدند كه نمی خواستند احیاناً مرتكب بدی كردن شوند كه میترائیسم ارتكاب هر كار بد كوچك را در روز تولد خورشید گناهی بسیار بزرگ می شمرد. هرمان هیرت، زبان شناس بزرگ آلمان كه گرامر تطبیقی زبان های آریایی را نوشته است كه پارسی از جمله این زبان ها است نظر داده كه دی- به معنای روز- به این دلیل بر این ماه ایرانی گذارده شده كه ماه تولد دوباره خورشید است. باید دانست كه انگلیسی یك زبان گرمانیك (خانواده زبانهای آلمانی) و از خانواده بزرگ تر زبان های آریایی (آرین) است. هرمان هیرت در آستانه دی گان به دنیا آمده بود و به زادروز خود كه مصادف با تولد دوباره خورشید بود، مباهات بسیار می كرد.


فردوسی به استناد منابع خود، یلدا و خور روز، را به هوشنگ از شاهان پیشدادی ایران (كیانیان كه از سیستان پارس برخاسته بودند) نسبت داده و در این زمینه از جمله گفته است:


كه ما را ز دین بهی ننگ نیست

به گیتی، به از دین هوشنگ نیست

همه راه داد است و آیین مهر

نظر كردن اندر شمار سپهر


آداب شب یلدا در طول زمان تغییر نكرده و ایرانیان در این شب، باقیمانده میوه هایی را كه انبار كرده اند و خشكبار و تنقلات می خورند و دور هم گرد هیزم افروخته و بخاری روشن می نشینند تا سپیده دم بشارت شكست تاریكی و ظلمت و آمدن روشنایی و گرمی (در ایران باستان، از میان نرفتن و زنده بودن خورشید كه بدون آن حیات نخواهد بود) را بدهد، زیرا كه به زعم آنان در این شب، تاریكی و سیاهی در اوج خود است.


واژه یلدا، از دوران ساسانیان كه متمایل به به كارگیری خط (الفبای از راست به چپ) سریانی شده بودند به كار رفته است. یلدا- همان میلاد به معنای زایش- زاد روز یا تولد است كه از آن زبان سامی وارد پارسی شده است. باید دانست كه هنوز در بسیاری از نقاط ایران مخصوصاً در جنوب و جنوب خاوری برای نامیدن بلندترین شب سال، به جای شب یلدا از واژه مركب شب چله (شب سیاه و سرد) استفاده می شود.

خور روز (دی گان)- یكم دی ماه- در ایران باستان در عین حال روز برابری انسان ها بود. در این روز همگان از جمله شاه لباس ساده می پوشیدند تا یكسان به نظر آیند و كسی حق دستور دادن به دیگری را نداشت و كارها داوطلبانه انجام می گرفت، نه تحت امر. در این روز جنگ كردن و خونریزی، حتی كشتن گوسفند و مرغ هم ممنوع بود. این موضوع را نیروهای متخاصم ایرانیان می دانستند و در جبهه ها رعایت می كردند و خونریزی موقتاً قطع می شد و بسیار دیده شده كه همین قطع موقت جنگ، به صلح طولانی و صفا انجامیده بود.

جشن شب چله بر شما هم مبارک باشد. شادباشید و امیدوار بمانید.

۲۹ آذر ۱۳۸۶ ۵:۱۶ قֽظֽ | Reply

فعلا مصلحت اینست؟ :

هاشمي رفسنجاني: مجمع تشخيص مصلحت نظام بيشترين حمايت را از دولت مي كند

۲۹ آذر ۱۳۸۶ ۵:۱۹ قֽظֽ | Reply

مهشید :

مشاور رئيس جمهور گفته جدايي دين از سياست ترفند غرب براي نفوذ در كشورهاي اسلامي است.
اگر این را بپذیریم و این جداسازی چیزی بدیست پس چرا کشورهای مذهبی کمترین استقلال ها را دارند؟ و بیشترین وابستگی ها به غرب در کشورهای شدیدا مذهبیست؟

۲۹ آذر ۱۳۸۶ ۵:۵۶ قֽظֽ | Reply

امیر قویدل :

نویسنده معتقد است گرامیداشت شب چله بعنوان تراپی میتواند نگریسته شود . چگونه ؟ اگر اینچنین بود که کشورهای پیشرفته بجای تربیت و آموزش اینهمه تراپیست , چند مراسم اینچنینی ایجاد میکردند و تمام
بهتر نیست مطالب بی ربط اینچنین بهم ربط داده نشود؟

۲۹ آذر ۱۳۸۶ ۶:۰۰ قֽظֽ | Reply

:

ایکاش سیمای جمهوری اسلامی برای رونق دادن جشن شب یلدای فقرا لااقل تنقلات و هندوانه ی آن را از صفحه ی تلویزیون خود نمایش میداد!

۲۹ آذر ۱۳۸۶ ۶:۰۵ قֽظֽ | Reply

علی اصغر - س :

پرسید : نظرتون درباره شب یلدا چیه ؟ و برای این که به روش معمول همان اول کار نگویم ، من در این زمینه تخصصی ندارم ، اضافه کرد : درباره رابطه شب یلدا و ادبیات کودک و نوجوان هم می تونید حرف بزنید !
کار بد تر شده بود و هیچ جوری نمی توانستم سر و ته قضیه را هم بیاورم ، بدون این که حرف مفت بزنم ، برای همین گفتم : تا حالا درباره شب یلدا یک خط مطلب از من خوندین ؟ پاسخش منفی بود . ادامه دادم : من فقط درباره موضوع هایی نظر می دم که قبلا درباره شان نوشته باشم !
تلفن قطع شد ، اما انگار جوابم باری روی دوشم گذاشته بود . راستی چرا من که درباره همه چیز می نویسم ( البته درباره خیلی چیز ها هم ننوشته ام که اولی اش فوتبال است و دومی ....) درباره شب یلدا ننوشته ام ، در حالی که شب های یلدا را همیشه به یاد داشته ام و آجیلش را از دست نداده ام و انار دان کرده اش را ؟ جوابی نداشتم برای خودم .

شب های یلدا بسیار کیف کرده ام . شب های یلدا اغلب شب های خوبی بوده برایم و خانوده ام . شب یلدایتان مبارک !
راستی درباره شب یلدا هم نوشتم و سال بعد که زنگ بزند هیچ بهانه ای ندارم که نظرم را نگویم .
آقای عبدی شما چرا نوشته بودید : گرچه پرداختن به این مورد در این فضای مجازی و بر اساس مشی گذشته چندان با انتظار خوانندگان همخوانی نداشته باشد...؟
.............................................................
عبدی:
خوب معلوم می شود که خیلی هم غیر منتظره نیست.

۲۹ آذر ۱۳۸۶ ۶:۱۰ قֽظֽ | Reply

رضا :

زمستان سمبل مرگ و میرایی طبیعت است و با تیغ سرما و بلعیدن نور، تاریکی و ظلمت را بر جان طبیعت، فزون می کند..... جدال نور با ظلمت در این فصل مرگبار به آنجا راه می برد که جبهه نور هر چه ضعیف تر و کوتاه تر می شود و شب در بلندای زمان و وسعت خود، نیشتر جهالت و تیرگی را بر جان بی رمق نور فرود می آورد.
روز، بیمار اما باردار، نطفه بهار را در بطن و جان خود می پروراند و فرسودگی شب را به نگاهی در انتظار، نظاره گر است که عربده دیو سرشت خود را کف بر دهان، در فضای ظلمت، نعره می کشد. در حقیقت یلدا تقابل و نقطه عطف جشن َ مرگ َ شب و تولد نور است. پایان َ پایداری ظلمانیت شب و آغازگر اقتدار روز. جشن احترام به خورشید و نور . چرا که در روز آمار دزدیها و جنایات بسیار کمتر است .... از این جهت است که ما ایرانیان چنین شبی را به انتظار می نشینیم تا مرگ شب و تولد فزونی نور را جشن بگیریم. در شب یلدا نیاکانمان با بر افروختن آتش، قلب تیرگی ظلمت را می دریدند و به تماشای بر افتادن جنازه شب با جشن و دور هم نشستن و شکستن آجیل و خوردن انار و هندوانه و...لحظات شورانگیز مرگ اهریمن َ تیرگی و ضلالت و چیرگی نور را به انتظار می نشستند.

۲۹ آذر ۱۳۸۶ ۶:۲۰ قֽظֽ | Reply

محسن :

پایان شب سیه , سپید است

۲۹ آذر ۱۳۸۶ ۶:۲۲ قֽظֽ | Reply

منصور اقدامی :

بر آی ای صبح مشتاقان اگر هنگام روز آمد
که بگرفت این شب یلدا ملال از ماه و پروینم

با تشکر
يادمه يه بار يکی از معلم‌هامون گفت شب يلدا:

قديما که اکثر ايرانی‌ها زرتشتی بودن، اعتقاد داشتن که علت بلند بودن اين شب (بلندترین شب) اینه که اهريمن (تاریکی) بر اهورا (روشنایی) توی این جنگ ابدی غلبه می‌کنه، پس ما بايد بيدار باشيم تا نور چراغ خونه‌هامون به کمک اهورا بره...
راستی فکر میکنید دین اسلام با جشن شب یلدا مخالفتی داشته باشد؟


۲۹ آذر ۱۳۸۶ ۶:۳۲ قֽظֽ | Reply

:

بنظر شما چرا یلدا در تقویم رسمی ما ثبت نشده است؟

۲۹ آذر ۱۳۸۶ ۶:۳۹ قֽظֽ | Reply

احمدی :

با پیشرفت تکنولوژِی و مرسوم شدن ارسال SMS در روز های مهم سال ، ایرانی ها شب یلدا را با SMS های رنگین به هم تبریک می گویند تا یکی از آیین و رسم های قدیمی خود را در دهه پیشرفت و تکنولوژی ، به جا بیاورند.

اما شب یلدا قدمت دیرنه ای در تاریخ ایران دارد ، با هم به گوشه ای از آن توجه میکنیم.

یلدای ایرانی، شبی که خورشید از نو زاده می شود،یلدا در افسانه ها و اسطوره های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر می شود.

«ماه دلداده مهر است و این هر دو سر بر کار خود دارند که زمان کار ماه شب است و مهر روزها بر می آید. ماه بر آن است که سحرگاه، راه بر مهر ببندد و با او در آمیزد، اما همیشه در خواب می ماند و روز فرا می رسد که ماه را در آن راهی نیست. سرانجام ماه تدبیری می اندیشد و ستاره ای را اجیر می کند، ستاره ای که اگر به آسمان نگاه کنی همیشه کنار ماه قرار دارد و عاقبت نیمه شبی ستاره، ماه را بیدار می کند و خبر نزدیک شدن خورشید را به او می دهد. ماه به استقبال مهر می رود و راز دل می گوید و دلبری می کند و مهر را از رفتن باز می دارد.

در چنین زمانی است که خورشید و ماه کار خود را فراموش می کنند و عاشقی پیشه می کنند و مهر دیر بر می آید و این شب، «یلدا» نام می گیرد. از آن زمان هر سال مهر و ماه تنها یک شب به دیدار یکدیگر می رسند و هر سال را فقط یک شب بلند و سیاه وطولانی است که همانا شب یلداست. »

یلدا در افسانه ها و اسطوره های ایرانی حدیث میلاد عشق است که هر سال در «خرم روز» مکرر می شود.


۲۹ آذر ۱۳۸۶ ۶:۴۶ قֽظֽ | Reply

یک شهروند :

شیرینی یلدا را با تلخی گرانی چگونه میتوان چشید؟

۲۹ آذر ۱۳۸۶ ۶:۵۲ قֽظֽ | Reply

پویا :

شب یلدا در آیین مردم نقاط مختلف کشور به شیوه های متنوعی جشن گرفته می شود.

مردم خطه آذربایجان در این شب برای دختری که نامزد خانواده است با تازه عروس ها، هدایایی می فرستادند که اطرافش با هندوانه یی و شال قرمز بزرگی که گرداگرد آن انداخته بودند تزئین شده بود چرا که معتقدند شال قرمز باعث خوشبختی شادی و بخت زیبای عروس می شود.

مردم اقوام شمالی کشور نیز تمام وسائل شب یلدا را با تزئین به همراه ماهی بزرگ تزئین شده ای برای عروس پیش کش می برند.

در شیراز نیز میزبان سفره ای می اندازد که بی شباهت به سفره هفت سین نیست . سفره ای متشکل از آینه و قاب عکس حضرت علی (ع) ، یکی دو شاخه گل لاله چند شمع زیبا و رنگین و ظرفهایی از اسپند به همراه میوه ها و تنقلات مخصوص این شب و البته حلوا ارده و رنگینک و ارده شیر و خرما و انجیر. غذای ویژه سفره شب یلدا نیز در شیراز هویج پلو است.

مردم این خطه معتقدند در این شب افرادی که گرم مزاجند، باید از انواع خوردنیهای سرد مانند هندوانه بخورند و برعکس سرد مزاجان، از انواع خوراکیهای سرد مانند خرما، رنگینک، انجیر و ارده شیر. همچنان فال حافظ بی شک جزء لاینفک سفره و مراسم این شب است. رسمی که از قرن 18 به بعد رواج یافته است.
..........................................................
عبدی:
اگر دوستان شهرستانی یا آشنا مراسم مربوط به این شب را بنویسند حتما مورد استفاده بسیاری قرار خواهد گرفت.شاید پس از این از این امکان (آینده)برای آشنائی با فرهنگ مناطق مختلف ایران بیشتر استفاده کنیم.

۲۹ آذر ۱۳۸۶ ۶:۵۷ قֽظֽ | Reply

يوسف كمش دفه اي :

جناب أقاي عبدي سلام
عيد قربان مبارك به تركمن صحرا امديد ما در خدمت ايم
...........................................................
عبدی:
امیدوارم برای دیدن کورس بهاره خدمت برسیم.

۲۹ آذر ۱۳۸۶ ۸:۵۹ قֽظֽ | Reply

مهيار :

با سلام
براي دقايقي از دنياي سياست وفقر وامثالهم دور شدم .بسيار زيبا بود.امسال شب يلدا و عيد قربان با هم تلاقي نمودند;به فال نيك مي گيرم و اميدوارم از اين تلاقي خير وخوشي ;صلح ودوستي ;وآيندهاي توام با آزادي وسربلندي براي كشور وملتم ; پديد آيد.انشاا..
اين عيد بر شما وبر ايرانيان بويژه خوانندگان اين وب سايت مبارك باد.شب يلدا نيز بر همگان خوش باشد.

۲۹ آذر ۱۳۸۶ ۲:۳۰ بֽظֽ | Reply

احمد :

:
مراسم شب یلدا در کرمان
دي ماه، در ايران کهن، چهار جشن را در بر داشت : نخستين روز ماه دي - که موضوع اين نوشتار است - و روزهاي هشتم، پانزدهم و بيست وسوم، سه روزي که نام ماه و نام روز يکي بود.

امروز، از اين چهار جشن تنها شب نخستين روز دي ماه، يا شب يلدا، را جشن مي گيرند. يعني آخرين شب پائيز، نخستين شب زمستان، پايان قوس، آغاز جدي و درازترين شب سال.

واژه يلدا سرياني و به معني ولادت است. ولادت خورشيد ( مهر، ميترا ) و روميان آن را ناتاليس انويکتوس يعني روز تولد ( مهر ) شکست ناپذير نامند.

بنابر باور پيشينيان، در پايان اين شب دراز، که اهريمني و نامبارکش مي دانستند ( و مي دانند )، تاريکي شکست مي خورد، روشنايي پيروز و خورشيد زاده مي شود و روزها رو به بلندي مي نهد، و : « ... نام اين روز ميلاد اکبر است، مقصود از آن انقلاب شتوي است. گويند در اين روز نور از حد نقصان به حد زيادت خارج مي شود، و آدميان نشو و نما آغاز مي کنند و "پري" ها به ذبول و فنا روي مي آورند. »

زايش خورشيد و آغاز دي را، آيين ها و فرهنگ هاي بسياري از سرزمين هاي کهن آغاز سال قرار دادند، به شگون روزي که خورشيد از چنگ شب هاي اهريمني نجات مي يافت و روزي مقدس براي مهر پرستان بود.

در سدهً چهارم ميلادي بر اثر اشتباهي که در محاسبهً کبيسه ها رخ داد روز 25 دسامبر را (به جاي روز 21 دسامبر) روز تولد ميترا دانسته و تولد عيسي مسيح را نيز در اين آغاز سال قرار دادند. اشارهً سنايي نيز به اين تقارن است :

به صاحب دولتي پيوند، اگر نامي همي جويي
که از پيوند با عيسي چنان معروف شد يلدا

بنا بر اين نويل اروپايي (سالروز تولد مسيح) همان شب يلدا است، و نويل واقعي، يعني انقلاب شتوي در سي آذر برابر با بيست و يکم دسامبر است.

از مقاله ها و پژوهشهاي فراواني که دربارهً يلدا شده، در لغت نامه دهخدا، چکيده اي از برهان قاطع، انندراج، حواشي علامه قزويني بر آثار الباقيه شرح پور داود بر يشت ها، فرهنگ فارسي دکتر معين و يادداشت هاي مرحوم دهخدا آورده، که نقل آن بي مناسبت نخواهد بود :

يلدا لغت سرياني است به معني ميلاد عربي، و چون شب يلدا را با ميلاد مسيح تطبيق مي کرده اند، از اين رو، بدين نام ناميده اند. بايد توجه داشت که جشن ميلاد مسيح که در 25 دسامبر تثبيت شده، طبق تحقيق، در اصل جشن ظهور ميترا بوده که مسيحيان در قرن چهارم ميلادي آن را روز تولد مسيح قرار دادند. يلدا اول زمستان و شب آخر پاييز است که درازترين شب هاي سال است. و در آن شب، يا نزديک بدان، آفتاب به برج جدي تحويل مي کند و قدما آن را سخت شوم و نامبارک مي انگاشتند. در بيشتر نقاط ايران در اين شب مراسمي انجام مي شود. شاعران زلف يار و همچنين روز هجران را از حيث سياهي و درازي بدان تشبيه کنند. و از شعرهاي برخي از شاعران مانند سنائي، معزي، خاقاني و سيف اسفرنگي، رابطه بين مسيح و يلدا ادراک مي شود. يلدا برابر با شب اول جدي و شب هفتم دي ماه جلالي و شب بيست و يکم دسامبر فرانسوي است.

انگيزه هاي پايدار ماندن اين جشن را مي توان، از جمله بدين گونه برشمرد :

1- شب زايش خورشيد ( مهر ) است، از باورهاي ديني کهن.

2 - بلند ترين شب سال، يعني طولاني ترين تاريکي است، نشانهً اهريمني شبي شوم و ناخوشايند که از فردا به کوتاهي مي گرايد.

3 - پايان برداشت محصول صيفي و آغاز فصل استراحت در جامعهً کشاورزي است. همهً قشرها و گروههايي که از فراورده هاي کشاورزي و تلاش کشاورزان بهره مندند، در جشن نخستين روز دي ماه و برداشت محصول، در شگون و شادي کشاورزان شرکت مي کنند.

« و ... در اين روز پادشاه با دهقانان و برزگران مجالست مي کرد و در يک سفره با ايشان غذا مي خورد، و مي گفت (...) قوام دنيا به کارهايي است که به دست شما مي شود. »

آيين و جشن شب يلدا و يا شب چله بزرگ، تا به امروز در تمامي سرزمين کهنسال ايران و در بين همه قشرها و خانواده ها برگزار مي شود.

يلدا را همچنين مي توان جشن و گردهمايي خانوادگي دانست. در شب يلدا خويشاوندان نزديک در خانهً بزرگ خانواده گرد مي آيند. به بياني ديگر در سرماي آغازين زمستان، دور کرسي نشستن و تا نيمه شب ميوه و آجيل و غذا خوردن و به فال حافظ گوش کردن از ويژگي هاي شب يلدا است.

جشن خانوادگي : برگزاري مراسم يلدا، اگر بتوان نام جشن بر آن نهاد، آييني خانوادگي است، و گردهمايي ها به خويشاوندان و دوستان نزديک محدود مي شود. در کتاب ها و سندهاي تاريخي به برگزاري مراسم شب يلدا اشاره اي نشده است. ابوريحان بيروني از جشن روز اول دي ماه، که آن را خرم روز نامند، در دستگاه حکومتي و پادشاهي ياد مي کند و نامي از شب يلدا در ميان نيست، که مي توان به دليل خانوادگي و همگاني و غير رسمي بودن آن دانست.

کنار کرسي : بي گمان براي جوانان نسل امروز کرسي گذاشتن، کنار يا دور کرسي نشستن نياز به توضيح و توصيف دارد. ابزارهاي گرمازاي تکنولوژي جديد - و نيز عامل هاي ديگر - کرسي و فرهنگ مربوط به آن را به دست فراموشي سپرده است. در زمستانها، استفاده از کرسي براي گرم کردن خانه و دور کرسي نشيني معمولا از شب يلدا، نخستين شب زمستان، شروع مي شد و تا پايان چلهً بزرگ - و در برخي خانواده ها تا پايان چلهً کوچک - ادامه داشت. اعضاي خانواده از کوچک و بزرگ، دور کرسي، که روي آن را ميوه و آجيل پوشانده بود، مي نشستند.

تا مي توان ز فرش چو کرسي جدا مباش
آتش به فرق ريز و مکن اختيار برف ( ميرالهي همداني )

خوراک : در همهً جشن ها و آيين ها، در جامعه هاي ابتدايي يا متمدن، خوردن و آشاميدن بخشي از مشغوليت ها و سرگرمي هاي جمع را تشکيل مي دهد.

براي شب يلدا، خوراک ويژاه اي نمي شناسم، و تهيه شام بستگي به وضع اقتصادي و روند تغذيه خانواده دارد. خوردني هاي ويژه شب يلدا ميوه هاي فصل تابستان چون خربزه، هندوانه، انگور، انار، سيب، خيار، به و مانند آن است. ميوه هايي که مي بايستي در اين شب تمامي آنها بجز سيب و به خورده شود و چيزي براي فردا، يعني فرداي زمستان باقي نماند. ميوه هايي را که شب يلدا بر آن مي گذشت نمي خوردند.

به ياد دارم، تا سال 1323 که در کوهبنان ( از بخش هاي کرمان ) بودم، در خانهً روستايي ما، خربزه و هندوانه و انار را در انبار گندم مي گذاشتند و انگور را يا همچنان که بر درخت بود، در کيسه ها مي کردند و يا در جايي خنک به بند مي آويختند. و در شب يلدا تمامي آنها مي بايستي خورده شود.

آجيل و شب چره که شامل دانه هايي چون گندم و نخود برشته، تخم هندوانه و کدو، بادام، پسته، فندق، کشمش، انجير و توت خشک است، در بسياري از شب نشيني ها، مهماني ها و گردش ها فراموش نمي شد. ولي در شب يلدا مي بايست ( و مي بايد ) بر سر سفره باشد. خوردني هاي شب يلدا، در واقع، ميوه و آجيل است نه غذا. برخي از خانواده ها در شب يلدا، پس از خوردن شام، براي شب نشيني شب يلدا به خانهً خويشاوند بزرگتر مي روند.

فال حافظ : يکي از رسم هاي شب يلدا، فال حافظ گرفتن است. اگر رسم ها و آيين هاي ديگر يلدا را ميراثي از فرهنگ چند هزار ساله بدانيم ( که بايستي چنين باشد )، ولي فال حافظ گرفتن در شب يلدا - و نيز در تيرما سيزه شو ( جشن تيرگان در مازندران ) - در سده هاي اخير به رسم هاي شب يلدا افزوده شده است.

فال حافظ گرفتن، در شب نشيني هاي زمستان و مناسبت هايي چون چهارشنبهً آخر ماه صفر، چهارشنبه سوري، شب سيزده صفر، بعد ازظهر سيزده بدر، تيرما سيزه شو ( جشن تيرگان در مازندران ) نيز از باورهاي همگاني است ر... و در شب يلدا گويا بيشتر وصف الحال است. ممکن است در شب يلدا، براي فال حافظ گرفتن، به خانً ملا و باسواد محل رفت :

در روستاي کاورد دودانگه ساري، خواندن کتاب حافظ چندان رونقي ندارد. تنها در سال يک بار، آن هم در شب يلدا از ديوان حافظ فال مي گيريم. براي فال گرفتن غروب شب يلدا همسايگان و نزديکان، با آجيل و ميوه به خانهً ملاي ده مي رويم، که فال ما را گرفته و ببيند چه سرگذشتي دربارهً ما نوشته است.

همه رسم ها و آيين هاي شب يلدا را ( بجز دور کرسي نشستن، که به اصطلاح نتوانسته است حرف خود را بر کرسي بنشاند ) تا آنجا که پژوهش ها اجازه مي دهد، در همهً شهرها و آبادي ها سراغ داريم.

پژوهش و مطالعهً کمي دربارهً برگزاري آيين ها و رسم هايي که همگاني است و جنبهً خانوادگي دارد آسان نيست، و تنها مي توان نمونه هايي انگشت شمار را مشاهده و مطالعه کرد.

امروز نمود برگزاري آيين و رسم شب يلدا را ميتوان در روزهاي بيست و نهم و سي ام آذرماه، در بازارها و فروشگاه هاي ميوه و آجيل فروشي ها ديد. اين خريدها تا پاسي از شب يلدا ادامه دارد. در آخرين لحظه ها نيز کساني را مي بينيم که از سر کار برگشته و ميوه هايي چون خربزه و هندوانه و انار را که به آساني نمي توان در بخچال نگهداري کرد، مي خرند.

باشد که اين جشن و آيين، که در حد جشن نوروز و به روايتي، خود جشن نوروز و سال نو بوده، با وجود اشاعه و دگرگوني هاي فني و صنعتي امروز، به عنوان گوشه اي از نمودهاي فرهنگي و قومي و تاريخي اين مرز و بوم، به دست فراموشي سپرده نشود.

همهً شب هاي غم آبستن روز طرب است يوسف روز ز چاه شب يلدا آيد

۲۹ آذر ۱۳۸۶ ۲:۳۲ بֽظֽ | Reply

:

سخنگوى دولت:
مردم بايد مزه توسعه و رشد اقتصادى را حس کنند
چطوری ؟ با حلوا حلوا گفتن؟

۲۹ آذر ۱۳۸۶ ۲:۳۸ بֽظֽ | Reply

عادل :

صحبتهای ضد و نقیضی این روزها شنیده میشود از جمله این خبر :
موضع تند هاشمی رفسنجانی عليه دولت: ما به دنبال حفظ انقلابيم؛ آن ها به فکر بوق و کرنا!
در صورتی که دیروز نوشته بودند آقای رفسنجانی از دولت حمایت کامل میکند.
کدام درست است؟

۲۹ آذر ۱۳۸۶ ۲:۴۳ بֽظֽ | Reply

گفت و گو :

:
یلدا یعنی چه؟ چرا اسم دخترها را یلدا می گذارند و اسم پسرها نه؟ چرا شب یلدا پیش مردم این همه عزیز است؟ چرا در شب یلدا هندوانه می خورند؟

اصلاً در شب یلدا چه می كردند؟ ... و اینها تازه قطره ای از دریای سؤالاتی بود كه در مغزم مثل كتری آبجوش غل غل می كرد ...

سیداحمد وكیلیان، كارشناس فرهنگ مردم، دستیار شادروان استاد انجوی شیرازی و برنده جایزه كتاب برگزیده مسابقات بین المللی در انجمن فولكلور ایتالیا ،2000 كتری را از روی مغزم برداشت. او درباره یلدا می گوید:

یلدا واژه ای سریانی است و به معنی میلاد و تولد، چون شب یلدا را با میلاد مسیح تطبیق می كرده اند و شاید به همین خاطر این اسم را بر دخترها می گذارند.از طرفی در ادبیات ما، سیاهی گیسوی یار را به شب یلدا تمثیل می كنند.


نظر به روی تو هر بامداد نوروزیست

شب فراق تو هرگه كه هست یلداییست(سعدی)


ثعالبی در كتاب شمارالقلوب می گوید: «شب یلدا، شب میلاد عیسی است و در درازی بدومثل می زنند». در فرهنگ سریانی به زبان انگلیسی تألیف «پاین اسمیت» هم یلدا با نوئل تطبیق داده شده است.

وكیلیان ادامه می دهد: در آیین مهر هم شب یلدا را زاد شب مهر می دانستند، چون شب یلدا بلندترین شب سال است كه پس از آن روزها بلند می شوند و روشنی بر تاریكی چیره می گردد. از این رو ایرانیان باستان این شب را جشن می گرفتند و هنوز هم جشن می گیرند و در این شب بیش از هرچیز انار و هندوانه می خورند. زیرا گل انار و گل هندوانه سرخ رنگ و به رنگ بامداد پیش از برآمدن خورشید است.

اما آیا شب یلدا در تمام شهرها و مناطق مختلف ایران كه دارای این همه تنوع لهجه و قومیت است یك شكل اجرا می شود؟ وكیلیان چنین پاسخ می دهد نه چنین نیست. شب یلدا مثل همه آیین ها در شهرها و قومیت ها و مناطق مختلف كشورمان با فرهنگ و سنن همان مناطق آغشته و تركیب شده است. مثلاً در مناطق كردنشین مردم سنندج از سه ماه به زمستان مانده انگور بادوامی را از سقف اتاقی خنك می آویزند، تا شب چله (یلدا) به همراه سیب و گلابی تناول كنند. بیشتر خانواده های سنندجی هم چند عدد خربزه برای مصرف زمستان در ترشی می اندازند و در شب یلدا به جای هندوانه یك عدد از آن خربزه ترشی را می خورند و انجام این كار را بی حكمت نمی دانند. خانواده هایی هم كه دختر تازه عروس دارند در شب یلدا خنچه ای پر از میوه، شیرینی و آجیل به همراه یك عدد خربزه ترشی برای دخترشان می فرستند. نفرستادن خربزه ترشی نوعی بی اعتنایی به داماد تلقی می شود. البته اگر دختری نامزد داشته باشد، نظیر این هدیه را از خانواده داماد دریافت می كند.


ثعالبی در كتاب شمارالقلوب می گوید: «شب یلدا، شب میلاد عیسی است و در درازی بدومثل می زنند». در فرهنگ سریانی به زبان انگلیسی تألیف «پاین اسمیت» هم یلدا با نوئل تطبیق داده شده است.
اما در دیگر شهرهای كشور چطور؟ آیا آنها هم همین سنن را دارند؟ وكیلیان با خنده می گوید: «از این هم جالبتر! در شهرهایی مثل نقده، پیرانشهر، اشنویه و مهاباد در شب نشینی یلدا، بیت خوانها به خواندن بیت و باوهای كردی می پردازند وخوانندگان هم ترانه های كردی می خوانند و جوانان هم به جوراب بازی و فنجان بازی سرگرم می شوند. (بیت و باوها افسانه های منظومی است كه از پیشینیان به یادگار مانده است. این افسانه های حماسی، عشقی و تراژدی هستند.) از طرفی مردم كرد عقیده دارند شب یلدا بدون برف و باران رونقی ندارد و بارش برف و باران را در این شب نشانه سالی پربركت می دانند. زنان كرمانشاهی پوست آجیل شب یلدا را در آب روان می ریزند تا سالی پرباران داشته باشند. ریختن مقداری از آجیل شب یلدا را در آجیل عروسی مایه شگون می دانند.

آذری ها چطور؟ آنها شب یلدا را چه می كنند؟ (یا بهتر بگویم چه می كردند) وكیلیان این بارهم با دست پر جواب سؤالم را می دهد و البته بازهم با لبخند. «دختران شوهركرده «قارنا» از توابع نقده به خانه پدر می روند و سه شبانه روز مهمان پدر می شوند و بعد به خانه شوهر بازمی گردند و تا یك سال حق رفتن به خانه پدر را ندارند. مردم معتقدند با این كار دختر به خانه شوهر عادت می كند و هوس قهر كردن از سرش می پرد. این رسم فقط مربوط به سال اول ازدواج است و پس از آن دختر می تواند آزادانه به خانه پدر رفت وآمد كند. مردم تكاب هم در شب یلدا گندم برشته می خورند و مقداری از آن را برای پرندگان به بام خانه می ریزند تا سال پربركتی در انتظارشان باشد. در تكاب جوانانی كه نامزد دارند شب چله بالای بام خانه نامزدشان می روند و شترك هایی را درست كرده اند و با پارچه های قیمتی تزیین كرده اند به نخی می بندند و از هواكش بام خانه پایین می اندازند. اهل خانه هم كه با این رسم آشنا هستند در خورجینی كه روی شتر هست چیزهایی خوردنی می ریزند و می گویند: بكش بالا، خدا مطلبت را برآورده كند. اهالی آذرشهر شب یلدا هندوانه ممقان كه ممتاز و خواص آن را بیشتر می دانند می خورند و عقیده دارند با خوردن هندوانه سوز و سرمای زمستان بر آنها اثر نمی كند. زنان آذرشهر هم پیش از فرارسیدن زمستان و شب یلدا خانه تكانی می كنند و تا آخر چله كوچك، دهم بهمن دیگر خانه تكانی نخواهندكرد. زیرا عقیده دارند خانه تكانی در این ایام سبب می شود چله آنها را نفرین نكند و به نكبت و بدبختی دچار نشوند! در شب آخر چله كوچك هم (دهم بهمن) زنان آذرشهر در بالای بام خانه هایشان آتش می افروزند و شعری می خوانند كه معنی آن چنین است: چله فرار كرد، های، چله فراركرد و بچه هایش را برداشت و فرار كرد. مردم اردبیل هم در شب یلدا یا شب چله بزرگ جشن می گیرند و پس از خوردن شام و هندوانه و خربزه یكی از اعضای خانواده ماستی را كه از چند روز پیش از یلدا درست كرده اند، می آورد و با كارد می برد و می گوید: «درد و بلامان را امشب بریدیم و امیدواریم كه عمرمان زیاد شود. خوردن ماست را هم در شب یلدا سبب مقاومت بدن در سرمای زمستان می دانند. اردبیلی ها معتقدند در نصف شب یلدا «چله» وارد شهر می شود و در آن ساعت همه اعضای خانواده به صحرا می روند و یك صدا می گویند: ای چله بزرگ، تو را به خدا سوگند سخت نگیر و بعد آتش روشن می كنند و به خانه شان برمی گردند...


احمد جلالی فراهانی

۲۹ آذر ۱۳۸۶ ۲:۴۵ بֽظֽ | Reply

كاظم :

سلام.
مراسمي كه آقاي پويا درمورد آذربايجان ذكر كردند هنوزهم پابرجاست درآذرشهر تبريز اين مراسم خيلي پررنگتر برگذار ميشود دركنار هندوانه تزئين شده تنقلات و ميوه هايي كه به صورت خاص درست شده اند ونشان از (جوانزن) بودن زن آن خانوده مي باشد به خانه عروس مي برند

با احترام.

ميرزاخاني

۳۰ آذر ۱۳۸۶ ۷:۱۶ قֽظֽ | Reply

jmani :

dar jwab agae Gwidel kh nweshthand harfhae by rabt man fekr mikonam by rabt nbashad man modat 20sal ast dar khrej az iran zendgi mikonam ba tawajhe inkh dar oropa mardom aglab tnha hastnd wa bsyar afsordh agar khbar ha ra bkhanid dar hamin do mah akhre sal chegadr bacheha dar alman twasot madar ya pdar koshthshodand dlile anham tnhaii wa ndashtne komk wa hamdl ast wa man fekr mikonam jky az azrat yalda haman dre ham jem sdodan wa gotan wa khandian ast keh farde ylda mardam barohyehe bhtary darna amar bgirid bbinid

۹ دی ۱۳۸۶ ۸:۵۳ بֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/745