آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نگاه میهمان
۵ دی ۱۳۸۶
"مذاکرات روی لبه ی تیغ"(آقای صفرزائی)
سخن مترجم: مذاکرات صلح خاورمیانه در مریلند ایالات متحده که اواخر نوامبر با حضور بیش از چهل کشور از جمله کشورهای مهم عربی برگزار شد به گمان برخي تحليل گران غربي می تواند نقطه ی عطفی در مذاکرات كهنه ي صلح مسلمين و يهوديان قلمداد شود. لکن موفقیت در این مذاکرات در شرایط فعلی بیش از هرچیزی منوط به شرایط داخلی کشورها و میزان پایداری و قدرتمندی دولتمردان اسرائیلی و فلسطینی در همراه کردن افکار عمومی داخلی برای حمایت از انان در مسیر صعب العبور صلح می باشد. در سمت فلسطین که اوضاع به هیچ روی رو به راه نیست و دوپارگی وحشتناکی میان فتح و حماس به چشم می خورد. لیک اختلافات اساسی داخلی تنها متعلق به آنان نمی باشد و در اسرائیل نیز اوضاع برای ایهود المرت چندان مساعد به نظر نمی آید. هفته نامه ی بریتانیایی "اکونومیست" نگاهی به این اختلافات دارد و مصائب ايهود المرت نخست وزیر اسرائیل را برشمرده است:
////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
" شاس در حال تقسیم اورشلیم است." در نگاه نخست نوشته ای که بر روی دیوار مرکز شهر به چشم می خورد متناقض و ناسازگار به نظر می آید. شاس حزبی مذهبی و دست راستی در کابینه ی ائتلافی ایهود المرت می باشد که با هیاهوی بسیار مخالفت خود را با تقسیم هر آن چه که اسرائیل آن را به عنوان پایتخت ابدی و غیرقابل تقسیم خویش می داند به دولتی فلسطینی اعلام کرده است. اما در واقع شعاری که با اسپری نگاشته شده است را می توان به مثابه ی خبر بدی دانست که چگونه مذاکرات صلح میان اسرائیل و فلسطین که از دو هفته ی گذشته و پس از ملاقات در آناپولیس آغاز گردید می تواند با شکست مواجه گردد.
آقای المرت نخست وزیر اسرائیل می گوید وی می خواهد در مدت یک سال پیمان صلح راه به نتیجه برساند. لکن عقل سلیم می گوید قبل از آن دولت ائتلافی وی سقوط خواهد کرد. مذاکرات بدبختانه دارای محدودیت زمانی می باشد: ائتلاف های اسرائیلی معمولا در سومین سال خویش از هم می پاشد و ائتلاف پنج حزب به طور دسته جمعی در حالي توسط حزب کادیمای آقای المرت رهبری می شود که ماه مه دومین سالگرد تاسیس آن حزب می باشد.
این شکنندگی شاید وابسته به نوع سیاست های اسرائیلی باشد. با وجود چندین حزب که برای یافتن جا به یکدیگر تنه می زنند، بخت و اقبال احزاب فرار است و بسیار از نمایندگان پارلمان برای بار دوم انتخاب نمی شوند. از این روی احزاب در دو سال نخست خود را نسبت به بی ثبات کردن دولت بی میل نشان می دهند لیک پس از آن با تغییر به سمت پرخاشجویی مختص مبارزات انتخاباتی، سراغ موارد و موضوعاتی می روند که آن ها را در انتخابات بعدی ابقا گرداند.
معضل و مورد کنونی می تواند اورشلیم باشد. از آنجایی که فلسطین و اسرائیل هر دو ادعا می کنند اورشلیم پایتخت آنان است نحوه ی نقسیم بندی برای توافق صلح بسیار مهم و اساسی می باشد. دو هفته قبل پس از غوغایی که بر سر ساخت 300 شهرک جدید یهودی نشین در منطقه ای از کرانه ی باختری که در سال 1980 به اورشلیم ضمیمه شد – اقدامی که به طور وسیعی در خارج از اسرائیل به مثابه ی عملی غیرقانونی نگریسته شد.- هیام رامون معاون آقای المرت بیان داشت که اسرائیل از برخی دیگر از زمین های ضمیمه شده که فلسطینیان در ان ها زندگی می کند صرف نظر کرده است. اما اسرائیلی های افراطی تمایل ندارند که حتی در قبال ان مناطق نیز نرمش نشان دهند، با وجودی که در آنجا نه یهودی سکنی دارد و نه مقبره ی و زیارتگاهی متعلق به یهویان وجود دارد.
شاس و دیگر عضو ائتلافی - اسرائیل خانه ی ما- هر دو راستگرا و در عین حال فرصت طلب می باشند که از حضور در قدرت منافعي خواهند جست. آن ها ممکن است بی سر و صدا تقسیم ظاهری اورشلیم پیش از پایان دوره ی دولت را بپذیرند . اما در انتخابات احتمالی امسال فشار سختي بر روی انان برای مانع شدن از اعطای هر گونه امتیازی به فلسطینیان وارد خواهد شد. – مخصوصا اگر حزب دست راستی لیکود برای برنده شدن محبوب باشد، همانطور که امروز می باشد. شعار نوشته شده پیرامون شاس به علاوه پوستر مشابهی که "خانه ی ما اسرائیل" را درست قبل از ملاقات آناپولیس را متهم می سازد، نشان می دهد که فشارها از هم اکنون آغاز شده است.
مهم تر از این، دولت آقای المرت کماکان می تواند توسط آخرین گزارش کمیسیون تحقیقات جنگ سال گذشته با لبنان و یا یکی از چندین مورد کاوش های فساد مالی سقوط کند.( اگرچه این تهدیدات اخيرا تا حدی فروکش کرده است.)
با این همه مذاکرات با فلسطینی ها الزما محکوم به شکست نیست. آقای المرت مي تواند این مذاکرات را با قدرت به سمت جلو پیش برد، با این امیدواری که تا زمان فروپاشي ائتلاف در دولت به پیشرفت کافی دست یابد و بتواند رای دهندگان میانه رو را مجاب نماید تا برای به سرانجام رساندن ماموریت مجددا او را برگزینند. یا حزب کارگر که از روند صلح حمایت می کند ممکن است در انتخابات بر لیکود فائق آید اگر رهبر آن، ایهود باراک، امنیت همگانی مردم را در منصبی که امروز به عنوان وزیر دفاع بی باک آقای المرت قرار دارد تامین نماید.
اگرچه اینها این ها بازي هاي خطرناکی است. به گفته ی گیدی گرینشتن- از انستیتوی ریوت گروهی از مشاوران تلاویو- تدبیری دیگر از جانب آقای المرت این خواهد بود که از تفاهم همه جانبه دست بر دارد و در عوض به تثبیت مرزهای موقتی ایالات فلسطینی که در آینده قابل تغییر خواهند بود بپردازد.فلسطینی ها با چنین توافقی به دلیل اینکه ممکن است زمین های بیشتری را از دست دهند کاملا مخالف می باشند. اما اگر شق و آلترناتیو دیگر کاملا نقش بر آب شود این می تواند تنها انتخاب آن ها باشد.

ahmad :
جناب عبدی سلام
من تقریبا مطمئن بودم اولین نوشته در سایت شما در مورد قرارداد الجزایر خواهد بود وحلول روح برادر صدام در بدن جلال طالبانی وادعای ایشان بر بی اعتباری قرارداد مذکورکه خطا بود آن چه می پنداشتم.
بنده از شما وآقای صفر زانی وآقای رئیس جمهور وبقیه میپرسم فرض کنید که فلسطین که هیچ گیرم اسپانیا نیر جزئی از بلاد عرب باشد وشخصی انفلابی چون قدافی ویا صدام ویا شیخ امارات ویا ملک سعودی بر آن حاکم ..کدام مشکل ما حل خواهد شد؟ من نمی دانم چرا در مورد بستن هیرمند وفلاکت سیستانیان وزابلیان چیزی نمی گوئید؟تکلیف خرابه های بهمن شیر وخرمشهر وبم در هم شکسته چه میشود؟چرا از ده ملیون گرسنه رسمی در وطن خودنمی گوئید ؟فرض بر آن می گیرم آن چنان که بزرگواری چند روز پیش گفت شما هم ایران را برای اسلام می خواهید مگر اهالی سیستان وبلوچستان وکردستان وده ملیون گرسنه اعلام شده مسلمان نیستند؟من بیست سال است روزانه وقایع ایران وفلسطن را مقایسه می کنم وهمیشه خودمان را مظلوم تر و تنها تر یافته ام و تعجب می کنم اگربر مظلومی وتنهائی هم وطنانم هچون بیهقی قلم هارا نگریانیم....اگر ظلمی که بر زهرا بنی یعقوب رفت بر دختری فلسطینی میرفت قضیه بهمین سادگی برگزار می شد؟ مردم را به خیابان ها میکشاندندواحتمالا آقای صفر زانی هم آنرا دست مایه نوشته ای جدید اندر قضایای اعراب وفلسطین می کرد.
نه آقای صفرزانی فلسطین به نظر من برای ایرانیان خیلی هم مهم نیست !!
۵ دی ۱۳۸۶ ۰:۰۰ بֽظֽ | Reply
امید :
از همه جالبتر موضعگیری ما در قبال اختلافات دو طرف و دلسوزیهای داغتر از آش نسبت به مردم فلسطین است .
و در یک نگاه کلی تر , از همه جالبتر "روغن" بادامیهاست که مرتب در عمل "خشکی" می افزاید ....
توجه کنید به بعضی از آنها بعنوان مشت نمونه خروار.....
-- گروههای انقلابی سال 57 به منظور دفاع از خلق قهرمان .... و برای ضعیف کردن قدرت کسانی که بناحق انقلاب را تصاحب کرده بودند , دست به اسلحه بردند..... و در نهایت نتیجه عمل و موضعگیریهایشان ( روغن بادامشان) باعث تقویت هم آنها و در نتیجه فشار مضاعفتر از مضاعف آنهم سالهای سال بر مردم شد ..... و جالبتر اینکه هنوز هم که هنوز است , آنها حاضر نیستند به عقب دلسوزهای خاله خرسی خود نگاه کرده و پر خویش را در میان آنهمه جداسازیهای ... آنهمه مشکلات, آنهمه رنجها , دردها .... و معضلات گوناگون مبتلا به مردم و یا خلق قهرمان ببینند!!.......
-- هشت سال جنگ با عراق و دادن آنهمه کشته و نابودی چندین نسل سرمایه های زیر بنایی و ..... همه و همه ظاهرا برای روعن بادام دفاع از قرارداد الجزایر .... آنهم با روغن بادامهای اضافی حمایت و دادن هزینه های نیروهای مخالف عراقی ....و در نهایت خشکی آن روغن بادامها با بهره برداری توسط نیروهای اشغالگر آمریکایی و ....ما هم در عمل انجام شده مجبور شدیم برای مرهم گذاشتن بر درد و رنج مردم عراق !! باز روغن بادام خرج کرده و با آمریکا بر سر میز مذاکره بنشینیم و مذاکره کنیم و ...
ولیهمه ی آن روغن بادامهای ما با یک موضعگیری آمریکا و گفته های رییس جمهور عراق , آقای طالبانی و قبول نداشتن قراراداد الجزایر خشکی نمود و ظاهرا خشکی های بیشتر نیز در راه است !! ....
-- و در طرح امنیت جامعه , با مشت و لگد و صورت زنان را خونین کردن و .... وارد ترزیق روغن بادام به افراد بد حجاب و حجاب دار کردن آنها شدند و حتی بیشتر از روغن بادامهای سالهای پیش به چکمه های بلند خانمها نیز گیر دادند و آنرا با روغن بادام عیر قانونی خود و زور ضد ارزش نامیدند ... ولی باز می بینیم که هر روز بیشتر از روز قبل روغن بادام حفظ امنیت آنها با ترویج بد حجابی ها و کم حجابی و ختی بی حجابیهای داخلی و ... چکمه های بلند و پوشش های بنگاه های مد کشورهای غربی ( بیشتر از پیش ) خشکی می نماید .....
-- سالها پیش حتما در ذهنتان هست که همه اسمها فقط برای (تو) ترویج اسلام , با روعن بادام تعییر قانون اساسی اسلامی شد و .... ولی باز دیدیم که آن روغن بادام هم با ضد اسلامی شدن مکرر خشکی ها افزوده بیش از ارزش افزوده ها !! ...
--و البته شاهد بوده ایم که روغن بادام ترویخ اخلاق در بین جامعه , چگونه با نشان دادن اعمال خلاف توسط مقامات , خشکی افزوده و می افزاید, آنهم خشکی های همراه با عفونت و درد و مرگ!!....
-- ....
و متاسفانه روغن بادام حمایت از مردم فلسطین هم به دلیل آشنا نبودن دکترها و افراد نزدیک بیمار , با موضعگیری افرادی چون ما سالهاست خشکی نموده و فشار مضاعف آن بر زن و مرد و کودک فلسطینی و فقیر تر شدن و مستاصلتر شدن آن انجامیده و خشکی ها افزوده ...
اگر من جای یکی از مردم فلسطین بودم , با دیدن این همه خشکی داد و فریاد میزدم : , مرا به "خیر شماها دیگر "امید"ی نیست , لطفا اینهمه "شر" بر من مرسانید .....
بیایید قبل از داد و فریاد آنها , خود ما روغن بادامهایمان را بجا( با گرفتن نبض بیمار و سؤالات بجا و توجه به میزان تغییرات ضربان قلب بیمار) استفاده , از خشکی فزودنهای آن جلوگیری کنیم....
بدان امید ,
و اگر نمی توانیم لااقل شری با خشکی های خود به دیگران نرسانیم.....
و حداقل بدان امید
۵ دی ۱۳۸۶ ۴:۵۲ بֽظֽ | Reply
naser :
با سلام
ظاهرا امتیاز دهی دولت در مناقشات خزر و خلیج فارس کم کم کار دستمان میدهد چون طالبانی هم از مرزهای جنوب غربی ناراضی است. به همان امریکا باج میدادیم هم هزینه اش کمتر بود هم با کلاس تر بود!!
.............................................................
عبدی:
خوب گرچه شوخی بود اما تصور نمی کنم باج دهی در کار باشد.البته می توان به نحو دیگری انتقاد کرد ولی باج دهی مساله دیگری است.
۵ دی ۱۳۸۶ ۱۰:۴۹ بֽظֽ | Reply
naser :
با سلام مجدد
به نظر شما ما در مسئله صدور گاز به هندوستان،در حقوق دریایی خزر به روسیه، در مسئله جزایر سه گانه وخلیج فارس به اعراب ، در دادن قرارداد های آنچنانی به چین ،مالزی ودیگران امتیاز نمی دهیم که در مسئله تحریم ها ی هسته ای طرف ما باشند هرچند که این امتیاز دهی در برخی موارد در حد سکوت یا ملایم تر شدن مواضع ما باشد. و اگر چنین است غنی سازی اورانیوم که بسیاری آن را با توجه به درصد خلوص اورانیوم معادن ایران غیر اقتصادی می دانند ارزش آنرا دارد؟
........................................................
عبدی:
نظرم را قبلا در ذیل کامنت دیگر شما نوشته ام.
۷ دی ۱۳۸۶ ۱:۰۳ قֽظֽ | Reply
آذر :
راستى مردم جمهورى آذربايجان هم اگر اشتباه نكنم مسلمانند و يك ميليون از آنها سالهاست كه به يمن جنگ آواره اند. راستى چرا هيچوقت از آنها حرفى نيست.
۷ دی ۱۳۸۶ ۸:۱۲ بֽظֽ | Reply
حبیب :
با سلام !
یک مسئله است که مدتهاست ذهن مرا به خود مشغول کرده است و آنهم .........................
............................................................
عبدی:
گرچه طرح کردن این مساله بجاست اما مشکل آفرین می شود .
۸ دی ۱۳۸۶ ۱:۳۳ بֽظֽ | Reply
: در جواب حبیب
با سلام!
شما را درک میکنم و به شما حق میدهم. خط کشی ها را شما میبینید و نه من!
۸ دی ۱۳۸۶ ۵:۳۳ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/749