آنکه پول می دهد آهنگ را تعیین می کند(آقای هاتفی)

فصل انتخابات نزدیک است اما این که در وبسایت آینده مستقیما به مسائل انتخابات نمی پردازیم دلیل روشنی دارد و امید است انتخاباتی با حداقل شرائط داشته باشیم که در اینجا هم به نکات مستقیم آن پرداخته شود .اما می توان به حاشیه های یک انتخابات سالم پرداخت و آقای هاتفی به شفافیت منابع درآمدی احزاب پرداخته اند که طبعا موضوعات دیگری را پیش روی ما برای بحث باز می کند.


اخیرأ یک رسوایی مالی در حزب کارگر روند کاهش محبوبیت گوردن براون، نخست وزیر بریتانیا را تسریع کرده است. جریان از این قرار است که یک سرمایه دارحامی حزب، نه به نام خود که با استفاده از نام و حساب بانکی اشخاص دیگری، به حزب و ستادانتخاباتی تعدادی از نمایندگان عضو حزب کمک مالی کرده است. این عمل یعنی کمک مالی مخفیانه به یک حزب یا یک ستاد انتخاباتی جرم محسوب می شود و منجر به استعفای یکی از مسولان مالی حزب، که از هویت اهدا کننده اصلی مطلع بوده است، شد و مشکلاتی برای تعدادی دیگر، از جمله معاون اول نخست وزیر، ایجاد کرد.

اینکه احزاب و ستادهای انتخاباتی به کمک مالی احتیاج دارند، نیازی به توضیح ندارد. علت وجودی این قانون ناشی از این واقعیت است که حامی مالی مشخص را می توان زیر ذره بین گذاشت که آیا از این حمایت منافعی بدست آورده است یا نه. البته دو مورد دیگر رسوایی مالی حزب کارگر بر عکس مورد فوق بود و کمک کنندگان کاملأ مشخص بودند و بحث بر سر این بود که آیا رهبران حزب وعده خاصی به آنها داده اند یا نه. مورد اول کمک یک میلیون پوندی برنی الکستون میلیونر مالک مسابقات فرمول یک در جریان انتخابات عمومی سال 1997 به حزب کارگر بود. حزب کارگر در آن سال\" ممنوعیت تبلیغات دخانیات\" را در مانیفست انتخاباتی خود گنجانده بود. شبهه در آن بود که بعدأ در هنگام تصویب قانون، مجلس عوام مسابقات اتومبیلرانی را از این ممنوعیت مستثنی کرد. مورد دوم که به پرونده \"پول در ازای کسب لقب\" مشهور شد و منجر به بازرسی طولانی از افراد مختلف و حتی از نخست وزیر وقت تونی بلر شد، این بود که آیا تونی بلر در مقابل این کمک های مالی هنگفت قولی داده که آنها را در لیست های پیشنهادی به ملکه برای گرفتن لقب لرد و عضویت در مجلس اعیان قرار دهد یا نه؟

در ایران باز موسم انتخابات است و بحث های همیشگی آغاز شده است: از بحث شرکت، عدم شرکت و یا شرکت مشروط گرفته تا بحث نظارت شورای نگهبان و درستی یا نادرستی و نوع و اجرای آن، سپس بحث ائتلاف ها ولیستهای مختلف، و بالاخره تقلب در شما رش آرا، فراگیر یا محلی، سازمان یافته یا غیر سازمان یافته. من به هیجکدام از این جنبه ها نمی خواهم بپردازم. ضرب المثلی انگلیسی می گوید که \"آنکه پول می دهد آهنگ را تعیین می کند\" و من برآنم تا بپرسم در انتخابات ایران چه کسانی ساز را کوک می کنند.

به نظر نگارنده پرداختن به بحث حامیان مالی بسیار مهم است و به شفافیت انتخابات و در نتیجه شناخت بهتر سیستم منجر می شود. گرچه در فضای بشدت سیاسی و غیرشفاف ایران، این بحث فانتزی به نظر میرسد و برای مخالفین و منتقدان سیستم در مقایسه با بحث هایی مانند \"حق انتخاب شدن\" و \"حق انتخاب کردن\" فرعی به نظر میاید، بحثی کلیدی است که بخش های غیر واضح سیستم را به خوبی نمایان می سازد. این بحث به صورت موردی مثلأ در پایان انتخابات هفتم ریاست جمهوری بخاطر مخارج انتخاباتی عظیم یکی از کاندیداها مطرح شد، ولی به صورت مستقل و مداوم به آن پرداخته نشده که البته یکی از دلایل آن عدم رضایت بخشهایی از اصلاح طلبان بوده است.

در نبود احزاب واقعی فراگیر که بخشهای مختلف جامعه را نمایندگی کنند، در نبود اتحادیه ها و سازمانهای صنفی که مطالبات اقشارو طبقات اجتماع را پیگیری کنند، و در کمبود و محدودیت مطبوعات آزاد که لایه های گوناگون قدرت را به چالش بکشند، شاید انتخابات و در نتیجه مفاهیم و سوالات مرتبط با آن بی معنی و یا کم اهمیت به نظرآید. ولی وقتی تمامی بخشهای قدرت سعی در بدست آوردن سهم بیشتری از همین مجلس را دارند، شناخت این حامیان به شناخت بهتر قدرت و هیئت حاکمه منجرخواهد شد. تنها بررسی و تحلیل تفاوتهای ایدئولوژیک، سیاسی، یا سلیقه های مدیریتی نمی تواند اختلافات عمیق \"هیئت حاکمه\" (که به نظر من واژه ای دقیق تر از \"جناح حاکم\" است) را توضیح دهد و بخصوص از انتخابات ریاست جمهوری نهم به بعد، برای شناخت و تمایز شاخه های مختلف هیئت حاکمه باید به ریشه های آنها توجه کرد. واضح است که منظور من چیزی فراتر و دقیقتر از انتساب این گروهها به کلماتی مانند \"بازار\"، \"سپاه\"، \"تکنوکراتها\" و غیره است.