آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نگاه میهمان
۲۶ بهمن ۱۳۸۶
چرا اين خميني جوان؟ (آقاي محمد حسين)
اقاي سيد حسن خميني فرزند مرحوم سيد احمد خميني و نوهء رهبر فقيد انقلاب اسلامي هم اكنون ضمن اشتغال به تحصيل علوم مذهبي در حوزهء علميهء قم ، توليت ارامگاه مرحوم امام خميني را بر عهده دارد.
در مناسبتهاي رسمي كه مربوط به بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران مي باشد حضور ايشان ضروري به نظر مي رسد وانگهي كه عملآ ايشان به عنوان نمايندهء بيت ان مرحوم در انظار عمومي و رسانه هاي گروهي هر از گاهي حاضر شده و نظراتي را بيان مي نمايد.
حملهء يك سايت مدافع سياستهاي اقاي احمدي نژاد(1) به ايشان پس از ان صورت گرفت كه او در اظهارات اخيرش انتقاداتي را نسبت به مسئلهء رد صلاحيتها ابراز نمود.
در اين يادداشت من خواهم كوشيد كه به اين سؤال پاسخ دهم كه ايا اين اقدام يك پروژهء تعريف شده بر عليه ايشان مي باشد يا مي توان انرا يك رخداد شبه اتفاق ناميد.
بديهي است كه اقاي سيد حسن خميني به دليل موقعيت نسبي ويژه و تقريبآ منحصر به فردش با مرحوم امام خميني و به تبع ان جايگاهش در بيت و ارامگاه و ساير مؤسسات وابسته از پتانسيل بالائي در هرم قدرت ايران مي تواند برخوردار شود.بدين لحاظ چنانچه هر قدرتي در ايران پس از انقلاب اهتمام بر اطلاق داشته باشد با هر نيروي ديگري كه قصد تزاحم داشته باشد برخورد خواهد كرد و در اين صورت اقاي سيد حسن خميني- اگر ميل به چنين چيزي داشته باشد- نه تنها از اين قاعده مستثني نخواهد بود، بلكه در كانون توجه ان قرار خواهد گرفت.
مطالبي كه در سايت فوق الاشاره ذكر شده است معطوف به تنعم و رفاه نسبي خميني جوان است.
همچون:
زندگي در شمال شهر تهران(جماران)
استفاده از اتومبيل 80 ميليون توماني بي-ام-دبليو
چهرهء با نشاط و شاداب( به تعبير انها با لپهاي گل انداخته)
احتمال استفاده از سوناي بخار
تقريبآ كل حرف اين سايت چنين چيزهائي است.
به نظر مي رسد نويسندگان اين سايت در دورهء سن جواني قرار داشته باشند
به دلايل ذيل :
الف:
افراد سنين بالاتر شايعاتي كه پس از درگذشت مرحوم سيد احمد خميني در جامعه رواج يافت را بخاطر دارند بنابراين زمينهء بروز چنين حمله اي در افراد ان دورهء سني كم احتمال به نظر مي رسد.
ب:
انتقادات ذكر شده نيز نشانهء بيان احساسات جوانانه است و بر اساس محاسبات اقتصادي بيان شده كه در اين دورهء سني مهم جلوه نموده و ارزش بيان كردن دارد مثل تيپ و قيافه،اتوموبيل، چگونگي گذران اوقات فراغت و يا محلهء زندگي .
مضاف بر ادلهء فوق اين افراد همچنين از نظر اقتصادي احتمالآ متعلق به طبقهء متوسط به پائين جامعه قرار دارند و به طور كلي در تقسيم بندي متن-حاشيه در حاشيه قرار مي گيرند! (2)و(3) چه اينكه افرادي كه در متن قرار دارند به دليل مراودات درون طبقاتي نه تنها نسبت به اين موارد حساس نيستند كه بعضآنگرش متضادي هم پيدا كرده اند .
جالب انكه نويسندگان اين سايت در مطلب ديگري هم نوشته اند كه دفترشان در حوالي ميدان رسالت است، يعني به لحاظ جغرافيائي هم در حاشه قراردارند.
بر اساس موارد فوق به نظر مي رسد انها در فرجهء بدست امده انتخابات و چالشهاي پيرامون ان كمان را در چله گذاشته و در اقدامي عقده گشايانه به نزديك ترين نقطهء ممكن در مركز متن-مربوط به به انقلاب 57- تير خود را شليك كرده اند چه خود نسبت به اين حركت ادراك داشته و چه نداشته باشند.
انتقاد تند اقاي حسين شريعتمداري مدير مسئول محترم روزنامهء كيهان هم حكايت از نوعي خودسري در اقدام افراد مذكور مي باشد چه اينكه در بحبوحهء انتخابات با فشار رواني سنگيني كه حكومت به دليل رد صلاحيتهاي گسترده برعليه خود فراهم كرده است باز كردن جبههء ديگر خردمندانه به نظر نمي رسد(منظور خرد سيستمي). اما از سوي ديگر در طرفداران دولت هم احتمالآ نسبت به اقاي سيد حسن خميني حساسيتهائي وجود داشته و دارد و اين جوانان هم در امد و شد با محافل وابسته چيزهائي در ان رابطه شنيده اند و به خيال خود اكنون موقعيت را مناسب يافته و كاري را كردند كه ديگران نمي توانستند بكنند .
انتقاد تند اقاي شريعتمداري يك دليل ديگر هم دارد كه امثال او نمي خواهند اجازه دهند كه افرادي از حاشيه وارد شوند و بازي انها را خراب كنند. بر همين اساس مي توان نحوهء رد و تائيد صلاحيت اقاي علي اشراقي ديگر نوهء بنيانگذار جمهوري اسلامي را تبيين كرد چه اينكه او توسط هيئت اجرائي (منتخب دولت) رد صلاحيت شد حال انكه بدون اعتراض به رد صلاحيتش توسط شوراي نگهبان تائيد شده است.
دولت اقاي احمدي نژاد دولتي برخاسته از حاشيهء انقلاب است او درحالي در انتخابات سال 84 پيروز شد كه رقيبش اقاي هاشمي رفسنجاني –از رهبران انقلاب 57-قرار داشت و مديراني را از جرگه خارج ساخت كه سالها در درون متن زيسته اند.
سخن پاياني
اين نوشته له يا عليه هيچكدام از دو گروه فوق (حاشيه و متن) نيست و هيچ نتيجه گيري اخلاقي و سياسي خاصي نيز از اين رخداد نداشته ام و طبعآ هيچ حكمي را له يا عليه كسي صادر نكرده ام .تنها به عنوان يك مطالعهء موردي (case study) تقديم گرديد. بنا براين به نظر نويسنده :
انچه رخ داد در يك سيستم علت و معلولي غير منتظره نيست لذا به نظر مي رسد كه اين امكان هميشه وجود خواهد داشت كه روزي نوبت اين اسياب بقيهء باقيماندگان متن را شامل شود( يعني جبههء اصولگرايان را) پس افرين به اقاي حسين شريعتمداري كه زودتر از بقيهء ايشان اخر ماجرا را خواند.
..............................................................
پي نوشتها
1-
http://www.nosazi.ir/comments.asp?id=12526
2-
"متن" در اين يادداشت ؛
عبارتست از رهبران ، مبارزان(چريكها ، رهبران جنبش هاي دانشجوئي و....) و بستگان نسبي انها كه در جريان انقلاب 57 با رژيم پهلوي مبارزه نموده و اسيب ديده اند.
3-
"حاشيه" دراين يادداشت ؛
عبارتست از افرادي كه درجريان انقلاب 57 جزو پيروان بوده اما اسيبي نديده اند و يا به طور كلي نسبت به جريان مبارزه بي تفاوت و نا اگاه بوده اند اما اكنون طرفدار و مدعي هستند.

rahmat :
جناب مهندس عبدی عزیز با سلام
در پاسخ جناب محمد حسین لازم است به استحضار ایشان و سایر دوستان برسانم که بنظر حقیر توهین به جناب آقای حاج سید حسن خمینی اتفاقا با برنامه بوده است زیرا اصولا جریان نوظهور و یا به عبارتی " راست " های تند رو با اندیشه ها و افکار شخص امام خمینی (ره) نیز مخالف بوده اند و در حال حاضر با توجه به شرایط جدید زمینه را برای مبارزه با نظریات حضرت امام خمینی مناسب دیده اند و در حال " تست" کردن هستند و در صورت وجود زمینه اقدامات بعدی را نیز صورت خواهند داد .
عکس العمل آقای شریعمتداری نیز بنظ حقیر با برنامه است زیرا اگر تحلیل شما را درست بدانیم چند نفر " تازه بدوران " رسیده جرات بیان چنین اراجیفی را بدون اجازه بزرگترها ندارند .
رحمت
۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ۳:۵۶ بֽظֽ | Reply
علي ل :
با تشكر از آقاي محمدحسين جهت نوشته هاي مجددشان
در ضمن آقاي علي اشراقي ظاهرا توسط همان هيئت هاي نظارت ردصلاحيت شده بودند.
۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ۴:۳۷ بֽظֽ | Reply
محمد :
نوع ادبیات مورد استفاده در مورد سید حسن نوه امام از نوع ادبیاتی است که دستگاه سیاسی رئیس جمهور از آن استفاده می کنند و در ان عوام فریبی و پوپولیسم دیده میشود.
۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ۵:۴۸ بֽظֽ | Reply
رضا :
فاشیستهای ایرانی دندان تیز کرده اند. راستهای پیشین نظر آنها را تامین نمی کنند. . قصد آنها فتح کامل است . آنها بنیه حریف را محک می زنند . حمله های جدی تری در راه است.
۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ۵:۵۲ بֽظֽ | Reply
محسن :
سلام
برای این جماعت رسیدن بهدف (درست یانادرست)مهم است با هر وسیله ممکن چراکه در جایی بانوشته یک روزنامه داخلی کفن پوش می شوند ودر جایی در توهین به مقدسترین فرد (پیامبر اکرم ) دم بر نمی ارند لذا فرمایش اقای اهنی کیهان هم از همین مقوله است البته به سرعت کشف نمودند که فرد اهانت کننده از نفوذیهای دوم خرداد است وشکاف ایجاد شده را بلا فاصله مرمت کردند واین قصه ادامه دارد ..تا فتح همه قله های احتمالی باقی مانده بعد چه خواهند کرد نمیدانم شاید به جان هم بیفتند
۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ۸:۵۲ بֽظֽ | Reply
abbas :
سلام
بنده هم موافقم که این یک حرکت برنامه ریزی شده از سوی جریان اصولگرا نبوده است ولی مسلماٌ به آن سادگی که شما میفرمائید هم نیست. چرا که اولاً نویسنده مطلب هر که بوده باشد راساً اقدام به انتشار آن نکرده بلکه گردانندگان وب سایت - که علی الظاهر از وابستگان دولت هستند - آن را تایید و اقدام به انتشار آن نموده اند. خودتان بهتر میدانید که مسولیت مطالب منتشره در هر رسانه ای با سردبیر یا هیات مدیره است و روحیات یا سن و سال و طبقه اجتماعی شخص نویسنده تاثیری در قضاوت دیگران نسبت به آن رسانه ندارد. گیرم که نویسنده یک کودک یا مجنون باشد ولی مسئولیت بزرگتر عاقلی که مانع از انتشار مطلب نشده چه میشود؟
ثانیاً توجه نویسنده به مدل اتومبیل یا محل سکونت شاید ناشی از نداری خودش نباشد بلکه به این دلیل باشد که ایشان این خصوصیات را برای مخاطب مهم و حساس فرض کرده و سعی کرده است از آن به عنوان یک نقطه ضعف در نظر عوام استفاده کند. کما اینکه تبلیغاتی از این دست بود که آقای احمدی نژاد را به کرسی ریاست جمهوری رساند.
۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ۹:۲۸ بֽظֽ | Reply
Cami :
salam
dar inke tohin kardan kaar e kheyli zeshti hast shakki nist va nesbat be harkas baayad zesht ghalamdaad shavad
vali mage hasan e khomeyni khonesh az baghiyye ke beshoon daaem tohin mishe sorkhtare ke inhame daarin bahrebardaariye entekhaabaati mikonid?
cheraa zamanike Hashem ro be sooestefaadeye jensi az dokhtaresh mottaham kardan sokoot kardin?
inhame raaje be aadamhaaye taarikhe in mamlekat khoob yaa bad tohin shode cheraa akhlaaghetoon oonjaa gol nakard?
oon khooneye Niavaraan hich farghi baa khoonehaaye dige nadaare hamin o bas
age zeshte baayad baraaye hame zesht baashe
na faghat baraaye ye khaanevaadeye khaasi
okeye???
#
۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ۱۰:۵۶ بֽظֽ | Reply
ahmad :
جناب عبدی سلام
ضمن سلام به اقای محمد حسن بنده تصور می کنم بر خورد با آقای حسن خمینی نه تنها اتفاقی نیست بلکه قابل پیش بینی هم بود واگر تا بحال در این امر تاخیر شده ناشی از نتوانستن است نه نخواستن .
آقای حسن خمینی نه تنها نوه مرجع مسلم تقلید وبنیان گدار جمهوری اسلامی است بلکه با اتصال به خانواده صدر وسلطانی وگروه های دیگر اشرا ف روحانیت جزء تازه بدوران رسیده ها محسوب نمی شود بنا بر این اگر بخواهد می تواندبا استفاده از پتانسیل بالای خود بر نامه ریزی های آینده را برای انتقال قدرت بهم بزند . آقای سید حسن خمینی نه تنها در ایران که بعلت ریشه های خانوادگی بدون زحمت وخرجی در لبنان و عراق نیز مورد توجه است .
اما در مورد بچه گانه بودن موارد نقد ایشان من هم با نویسنده موافقم چون تصادفا بین دارائی ها ی خانواده مرحوم خمینی قبل وبعد از انقلاب تفاوتی نجومی مشاهده نمی شود وحتی نوادگان آقایانی که نقش موثری هم در انقلاب نداشته اند مرفه ترند.
در ضمن آقای شریعت مداری با هوش تر از آنست که نداند صابونی که برجامه آقایان منتظری و صانعی آزمایش شد نمی توان مستقیم بر جامه حاج حسن آقا زد.
۲۷ بهمن ۱۳۸۶ ۷:۴۶ قֽظֽ | Reply
timoor :
به نظر اینجانب سخن حسن خمینی از روی حفظ منافع موجود که گاها در تعارض با منافع ملت می باشد ادای سخن نموده اند رد صلاحیت اقای اشراقی از این نمو نه است
۲۷ بهمن ۱۳۸۶ ۸:۱۹ قֽظֽ | Reply
جاويد :
اول -- همان دلايلي را كه براي عدم جدايي دين از سياست مي آوردند را مي توان براي عدم جدايي دين و سياست و نظامي گري آورد.به نظر من بر مبناي استدلال اينها براي عدم جدايي دين از سياست جمله ديانت ما عين سياست ماست بايد به اين شكل تغيير كند كه ديانت ما عين سياست ما و آنهم عين نظامي گري ماست و يا به عبارتي سياست ما عين همه چيز ماست.
دوم ---در جايي نوشته ايد :
""مضاف بر ادلهء فوق اين افراد همچنين از نظر اقتصادي احتمالآ متعلق به طبقهء متوسط به پائين جامعه قرار دارند و به طور كلي در تقسيم بندي متن-حاشيه در حاشيه قرار مي گيرند!""
و بعد در پايين متن و حاشيه را تعريف كرده ايد.آيا واقعا در متن و حاشيه بودن از نظر اقتصادي هم در حال حاضر اثر دارد؟؟؟يعني كسي كه در متن انقلاب بوده الان از نظر اقتصادي وضعش خوب است و كسي كه در حاشيه بوده الان وضعش خوب نيست؟؟؟
سوم --- من متن نوسازي نسبت به سيد حسن را توهين نمي دانم ، مگر اگر شما به كسي بگويي كه صورتت گل انداخته و يا بگويي سونا مي روي و يا بگويي ب ام و سوار مي شوي يا بگويي در كجا زندگي مي كني ،توهين است؟؟؟؟آخر اين چه توهيني است ؟ به قول شما نشاط و شادابي صورت ايشان و به قول نوسازي گل انداختن صورتشان را كه هر كسي مي تواند ببيند؟؟؟
چهارم --- من نمي دانم اين شريعتمداري وقتي همسر سخنگوي دولت به كساني ديگر توهين خيلي بدتر مي كرد چرا حرفي نمي زند؟؟؟
چرا وقتي مداح اهل بيت حاج منصور به يكي ديگر توهين مستقيم مي كند حرفي نمي زند؟؟؟اساسا فكر مي كنم ايشان با توهين مشكل ندارد ، ولي انگار اينبار از جايي ديگر دردش گرفته است.
پنجم -- اگر شما به ازادي بيان اعتقاد داريد ، نبايد جلوي افراد سايت نوسازي ، چه از حاشيه و يا چه از متن ، را گرفت.آنها هم بايد بتوانند حرفشان را بزنند.همانطور كه بقيه هم كه طور ديگري فكر مي كنند بايد بتوانند.البته حاج حسن مي توانند در مورد تهمت ب ام و شكايت كند و در صورت اثبات دروغ بودن ادعا ، غرامت بگيرد.
ششم -- بنده در تحليل كلي ام اين حركت را نوعي خودزني جناح اصولگرا مي دانم.حتي در متن نوشته شده توسط شريعتمداري هم كاملا مشخص است كه مي خواهد به شكل ماهرانه اي ، خيانت كار بودن اصلاح طلبان را به مخاطب بقبولاند.البته سعي كرده است كه خودش را در جايگاه قاضي اي عادل و دانا و مسلط به همه چيز بنشاند.
هفتم -- هيچ نوع وابستگي نسبي نبايد براي كسي هيچ گونه مصونيتي در پي داشته باشد.گرچه انگار در دنيا اينگونه نيست و اين يك قانون كلي براي تمام دنيا است.
۲۷ بهمن ۱۳۸۶ ۱۰:۳۲ قֽظֽ | Reply
محمدي :
با تشكر از نويسنده محترم بايد عرض كنم كه آنچه كه ميگذرد حكايت خليفه و هلا كوخان است كه خليفه را نمد مال كرد تا ببيند چه ميشود.آن كساني كه اين طرح سياسي فعلي را از مجلس چهارم علم كردند و هتك حرمتها را آغاز كردند در مخيله شان هم نمي گذشت كه كار به اينجا برسد كه بالاترين خانواده انقلاب را هم بشود هدف گيري كرد ولي بي ريشه هائي كه سر كار آورده شده اند حرمتي براي كسي قائل نيستند. پرده بعدي چيست؟ درك آن زياد سخت نيست و شايد بشود حالا ديگر آنرا حدس زد.آنانكه دهانشان به اين آلودگي ها آنهم بخاطر يادآوري فرمان امام راحل به ديگران نوه ايشان را به اين راحتي بباد دشنام ميگيرند و هيچ معارضي هم ندارند و بازارها بسته نميشود و كفن پوشان بحركت در نمي آيند تازه مزه شيرين اين نوع قدرت را در زير زبان احساس ميكنند و حال بد نبال شكارهاي لذيز تري ميگردند تا عطش خود را سيراب كنند. پس به آنانكه از اين پرده درائي ها خوش خوشانشان ميشود عرض ميكنم در انتظار آنروز باشيد كه از اين آش بشما هم خورانده شود ..ميگوئيد نه از آنانكه امروز در اين مصيبت ميگريند بپرسيد!
۲۷ بهمن ۱۳۸۶ ۰:۰۲ بֽظֽ | Reply
مهيار :
با سلام
بنظرم اين شروع خوبي براي از ميدان به در كردن ديگراني است كه نسبتا شناخته شده تر از حسن آقا مي باشند .يعني در متن تر از ايشان هستند و نظرات آنها انعكاس وسيعتر ومقبول تر ي دارد.مانند آقايان خاتمي هاشمي وحتي كروبي.
مانند آنكه براي عرض اندام شخصي جديد در يك محله ابتدا بزرگ آنان را هدف قرار مي دهند تا بقيه حساب دستشان بيايد.حسن آقا معروف وشناخته شده است ولي در حاشيه وبراي كارهاي بيشتر اختصاصي غير اجرايي وحكومتي اما آقايان پيش گفته براي امر حكومتي و اجرايي كه مي تواند رابطه تنگاتنگي با جامعه داشته باشند ودر يك كلام براي امور دنيوي.بنابر اين زدن ايشان تير اول براي شليك تيرهاي بعدي است وموفقيت اول موفقيت هاي بعدي را تضمين مي نمايد.
۲۷ بهمن ۱۳۸۶ ۰:۳۳ بֽظֽ | Reply
حبیب ـت :
در پاسخ و تکمیل کامنت آقای رحمت!
به نظر من الیگارشی، رانتخوار ـ نفتی و نظامی امنیتی و بخش سهم بر روحانییت حاکم ، دیگر روی پای خودش ایستاده و سکان ماشین قدرت حکومتی را در دست و علاوه بر تصرف منابع داخلی سالی حدود صد میلیارد دلار درآمد نفتی دارد لذا احتیاجی به تابلو ی رنگ باخته ائی که زیر آن میلیونها نفر جمع شدند ندارد.
انقلاب اسلامی 57 نیروهای خود را در بدنه اجتماع یافته است و آرایش اجتماعی ، اقتصادی و سیاسی از درون گرد و غبار فضای شعاری انقلاب بیرون آمده و شخصیت و هویت تاریخی خود را یافته است. ما همه عمله ای مجانی بنائی بودیم که، بطور عینی( آبژکتیو)مقرر بود، مافیای کنونی در آن سکونت گزیده و با تبختر در و بر آن فرمان راند.
سرنوشت کنونی انقلاب برای ما که کورمال کورمال به آن به پیش خزیده ایم قابل درک نیست ولی منطق درونی این انقلاب قانونمندی خویش را داشته و دارد و جز این منزل مقصود به جائی دیگر نمیتوانست برود.
۲۷ بهمن ۱۳۸۶ ۲:۱۸ بֽظֽ | Reply
محمد :
من از بقیه اموال آقای حسن خمینی اطلاعی ندارم و علاقه ای هم به دانستن آن ندارم،و هدف از بیان رسانه ای آن را دعوای سیاسی می دانم
که در بدست آوردن قدرت به هر راهی متوسل می شوند تا آبروی طرف مقابل را ببرند.ولی حسن آقا در ابتدای زنبیل آباد (45 متری صدوق)قم نزدیک خونه ما 5 سال پیش 2 خانه هر کدام 200 متر را خرید و خراب کرد،و خانه ای جدید ساختند که وقتی هر ماه 2 یا 3 شب به قم می آید در آنجا زندگی می کند.قیمت زمینهای
کوچه ای که ما در آن زندگی می کنیم بین 1.3 تا 1.5میلیون معامله میشود.افرادی که به گفته من شک دارند به email :mr.emadi@gmail.com درخواست خود را بفرستند تا آدرس دقیق منزل حسن آقا را برایشان بفرستم.ضمنا در جمهوری اسلامی آخوندهای فراوانی به اموال هنگفت رسیدند و احزاب آنها مهم نیست چه چپ باشند چه راست، وقتی راستها می خورند اسمی از آنها نیست چون مریدند،ولی وقتی چپ ها صدایشان در میاد از اموالی که بوسیله جمهوری اسلامی نصیبشان شده آشکار میگردد.آقای عبدی بعد از انقلاب از نظر منافع مادی غیر از آخوندها چه قشری نفعی نصیبشان شد؟دانشجو،معلم،کارمند،مهندس،دکتر و.........
2 پدر بزرگ بنده آخوند بوده اند،یکی سال 67 مرحوم شد و دیگری سال 77.وقتی مردند غیر از منزلی که در نواحی متوسط قم بود هیچ چیز دیگری نداشتند،پدر بابام از نظر درس در حد اجتهاد بوده (2 سال پیش برای خواندن صیغه عقد ازدواج به دفتر یکی از مراجع رفتیم،ایشان وقتی فامیلی من را شنید شروع کرد به گفتن حسنات پدر بزرگم از قول آقای حجت و ....)و پدر مادرم هم تا آخر عمر در دفاتر مراجع قم سخنران بود و نماز و ختمشان هم آقای بهجت آمدند.الان با بعضی از دوستام که طلبه جوان هستند صحبت می کنیم میگن 15 میلیون پول دارم نمیدانم چی بخرم پژو یا پارس یا سمند،الان طلبه ها شهریه شون فقط پول قبضاشون یا بنزین ماشینشون میشه و بقیه در آمدشان را خرج زندگی میکنند.شاید بگید پس خونه شما هم زمینش گرانقیمت و ...،وقتی ما آمدیم این خیابان قم در سال 70 کوچه ما خاکی بود ومنزل قبلیمان در یکی از مناطق متوسط قم بود و به خاطر یکی از بستگانمان که آنجا بود رفتیم آنجا.
...............................................................
عبدي:
آن چه كه در داشتن خانه اي 400 متري در محله اي از قم كه ارزش آن به اندازه محلات جنوب تهران است براي حسن آقا كه وارث احمد آقا و امام بودهاند چيز زيادي نيست و نشانه مثبتي هم هست.ضمن اين كه ايشان از طريق خانواده مادري و مادربزرگي هم وضع خوبي داشتهاند و چنين خانه اي دارند.البته افراد و روحانيون ديگر را من نمي دانم.خدا كند همه در همين حدود باشند و نه بيشتر.
۲۷ بهمن ۱۳۸۶ ۴:۵۴ بֽظֽ | Reply
تكمله :
محمد حسين:
نحوهء درگذشت ايةالله توسلي رئيس دفتر مرحوم امام خميني و دوست ديرين مرحوم سيد مصطفي خميني( فرزند ارشد بنيانگذار جمهوري اسلامي) شكلي تراژيك ، بهت اور و هشدار دهند ه به ماجراي انتقاد از اقاي سيد حسن خميني داده و انرا واجد ابعاد ديگري نموده است.
وقتي يك گروه از متن براي غلبه بر ديگرگروه از همان متن، نيروي سومي را از حاشيه وارد مي كند بايد توجه نمايد كه به طور كلي درفرايند كنشمنديهاي يك جامعه هيچ تضميني بر تسلط دائمي بر جريان بازي وجود ندارد.بنابر اين، نيروي جديد(وارد شده از حاشيه) بر اساس طبيعت قدرت ، براي خود يارگيري كرده و اين امكان وجود دارد كه حضورش از كل متن هم پر رنگتر شود و از طرفي به دليل گسست پيشيني در ساختار متن و يا اتفاقات پيش بيني نشده اي، اي بسا سيطره اش كامل شود.
گروهي كه به نزاع نيروهاي اجتماعي به مثابه فرايندهاي عمل كننده در يك ماشين منظم و كاملآ قابل پيش بيني نگاه مي كنند ، در زماني غير منتظره ممكن است با يك اتفاق كوچك و پيش پا افتاده غافلگير شوند و سير دومينو واري فعال شود كه اختيارش در دست هيچ كس نباشد.
سقوط تزار در انقلاب روسيه ، انقلاب كرامول در انگلستان، شكست ناپلئون در واترلو ، انقلاب مشروطه در ايران (كه با اعتراض به عسگر گاريچي كه زائران را به قم مي برد و با انها بد رفتاري مي كرد اغاز گرديد) همه با اتفاقاتي كوچك شروع شده اند و اتششان با افزايش تصاعدي در سرعت و وسعت ، دامن گستريده است . قريب العهد تر از همهء اينها-كه بر شمرده شد- شعله ورشدن اتش انقلاب 57 است كه با نوشتن يك مقاله چند پاراگرافي در روزنامهء اطلاعات طومار حكومت پهلوي را در هم پيچيد و اين واقعه كمي پس از درگذشت مشكوك مرحوم سيد مصطفي خميني فرزند ارشد بنيانگذار فقيد جمهوري اسلامي صورت گرفت كه پتانسيل اعتراض در لايه هاي زيرين جامعه پر و بر انگيخته شده بود،اينهمه بي التفات از رژيم پهلوي بود كه شب در رؤياي تمدن بزرگ سر بر بالين مي گذاشت و روز تنها به تعميق ارتباط روز افزون با دولت ايالات متحدهء امريكا مي انديشيد و زير پا و درون خانهء خود را نمي ديد كه چه مي گذرد.
بنابراين استراتژيستهاي خردورز يك حكومت بايد همواره جامعهء خود را از حركت بر لبهء قمار سرنوشت برحذر نمايند چرا كه پتانسيل اجتماعي به صورت نرم و قطره اي انباشته مي شود و وقتي انباشته شد امادهء شعله ور شدن است و انگاه كه جرقه اي بران –از هر كجا و توسط هر كس - افتاد دامنه اش مهار ناشدنيست !
۲۷ بهمن ۱۳۸۶ ۹:۱۳ بֽظֽ | Reply
مهدی :
اهانت به سید حسن به اصطلاح خود جوش و بر اساس باور و برداشت افراد اداره کننده سایت بوده ودر حقیقت مبین برداشت اقایان اکه نتیجه تلمذ ا در محافل اصولگرا میباشد بوده است بنظر اعمال و رفتار اقای احمدی نژاددررابطه با برخورد با مخالفین برای اقایان سرمشق میباشد
..............................................................
عبدي:
بنده هم بيشتر با اين ايده موافقم كه اين كار نتيجه طبيعي روند گذشته بود تا برنامه اي از پيش طراحي شده.
۲۷ بهمن ۱۳۸۶ ۱۰:۳۵ بֽظֽ | Reply
كرمي :
در رابطه با كامنت آقاي محمد عرض ميكنم كه افزايش قيمت خانه و زمين بطور سرسام آور شامل همه ميشود از جمله آقاي سيد حسن. لذا اين مطلبي نيست كه حالا مثلا چقدر خانه شان مي ارزد. مهم اين است كه اين خانواده آيا در هيچ رانتي بوده اند؟ آيا از موقعيت خود سو استفاده كردهاند كه همه ميدانند پاسخ منفي است. اينكه ديگران اين ميكنند درست است و اين اوضاع اجتماع هم ناشي از همين مسائل است.
۲۸ بهمن ۱۳۸۶ ۲:۵۸ قֽظֽ | Reply
kave :
salam aghaye abdi : aya eshkalati ke bar nave aghaye khomeni gherefte shode behagh hast ya na, man nemifahmam chera in ra hamle bar tohin shode, ?? albate in janeb az tohin aslan khosham nemiayad be harkasi hata dorughuyan ama aghar in enteghadha be hagh hast , malali nabayad bashad. hala che nave aghaye khomeni ya nave masumin movafagh bashid
...............................................................
عبدي:
البته در ظاهر گفته مي شود كه اين مطالب كه چيزي نبوده است
صدتا بدتر از اين را عليه ديگران ميگويند و آب از آب تكان نميخورد
اما وقتي در ايران قانون و حاكميت آن معناي ديگري دارد بايد در تفسير رفتار مطابق اين وضع نظر داشت.توجه كنيم كه اين كار بيش از اين كه عليه وجه شخصي حسن آقا باشد عليه وجه حقوقي و رسمي ايشان بود كه به به نوعي عليه مرحوم امام تلقي مي شد
و در جامعه اي كه كوچكتر از گل را نميتوان به افراد مشابه گفت چنين تعرضي به امام معناي بسيار سنگيني دارد.مساله وجه حقوقي اين عمل نيست بلكه پيام سياسي بسيار مهم آن است كه موجب واكنش شده است.
۲۸ بهمن ۱۳۸۶ ۶:۰۳ قֽظֽ | Reply
محمد حسين :
مصاحبهء مسئول محترم سايت فوق الاشاره بيش از پيش نمايانگر نگرش ساده و فاقد انتزاع(يا abstract )دست اندركاران اين سايت نسبت به موضوعاتي چون سياست، قانون و انديشهء مرحوم امام خميني مي باشد و از همه مهمتراينكه انها هنوز نسبت به ماجرائي كه خود را دچارش ساخته اند ادراك(insight) لازم را پيدا نكرده اند.
تعاريف و قياساتي كه در اين مصاحبه اظهار شده و صورت گرفته و نيز پرسشهائي كه از سوي اين مسئول طرح شده است نشان مي دهد كه ايشان فاقد تجربه و مهارت كافي مي باشد و نيزهمانگونه كه معروض گشت فاقد قدرت تفكر سياسي انتزاع كننده و دانش لازم براي بازي بزرگ و خطرناكيست كه وارد ان شده است.
بنابراين چنانچه قرار بود حمله به اقاي سيد حسن خميني پروژه اي تعريف شده باشد علاوه بر گزاره هاي مورد استفاده ، نهاد عمل كننده و نيروهاي درگير ان شكل و صورت ديگري مي يافت! اگرچه حتي مي توانست در مواردي با اين سايت و دست اندركارانش بي شباهت نباشد اما قطعآ به طور كامل چيز ديگري بود.
اين مصاحبه همچنين نشان مي دهد كه تابحال با اين جوانان ارتباط مؤثري برقرار نشده است
و اي كاش اصولگرايان محترم كه در برابر ان سايت موضع گرفته و انرا مسدود كرده اند دستكم بزرگوارانه و كريمانه اين جوانان را فرا مي خواندند و با ايشان گفتگو مي كردند و برايشان توضيح مي دادند كه انها در سايتشان دقيقآ دست به چه كاري زده اند و اين اقدامشان در شرايط كنوني چه معنائي دارد و بالقوه مي تواند چه ابعادي داشته باشد.
اين مصاحبه همچنين مي تواند اين حدس را تقويت نمايد كه ارتباط متن اصولگرا با نيروي اجتماعي طرفدار خود داراي مشكلات و دشواريهائي است و اين به موازات افزايش قدرت نيروي سوم(يعني حاشيه) مي تواند روند خطرناكتري را به خود بگيرد.
اين مصاحبه را در اينجا بخوانيد:
http://www.jahannews.com/pages/view.php?id=23914
۲۸ بهمن ۱۳۸۶ ۲:۰۱ بֽظֽ | Reply
محمد :
منظور من از بیان صحبت(خانه حسن آقا در قم) این بود که بیشترین نفع جمهوری اسلامی را قشر آخوندها بردند و بقیه مردم ضرر کردند .یکی از فامیلهای نزدیک ما نماینده سابق در ارتش و یکی دیگر نماینده فعلی در یکی از
کشورهای اسلامیست،پدر بنده با این که فردی انقلابی است ولی در مراسمات آنها شرکت نمیکند،چند وقت پیش جشن دختر یکی از آنها بود
که ما به دلیل اسراف فراوانی که آن هم از نه قشر عادی مردم بلکه از قشر آخوند بود نرفتیم،از این مثالها فراوان است ،آخوندهای فراوانی را میشناسم که بعد از جمهوری اسلامی به نوایی رسیدند و بقیه قشرها از نظر اقتصادی از وجود جمهوری اسلامی ضرر کرده اند.ضمنا خیابان ما در سطح دوی قم از نظر قیمت هست،و 5 سال پیش هم پول زیادتری نسبت به جاهای دیگر قم میپرداختی و آقا و آقازاده های زیادی هم در این خیابان زندگی میکنند.همه پدر یا اجدادشان سرمایه دار بوده اند؟
............................................................
عبدي:
من با گزاره شما مخالف نيستم اما آن مصداق مشخص اشكال داشت.
۲۸ بهمن ۱۳۸۶ ۷:۲۸ بֽظֽ | Reply
رسول :
محمد حسین با سلام
امروز باید باور کرد که جای متن و حاشیه عوض شده است. حوادثی که در این 2 و 3سال اخیر اتفاق افتاد بیانگر این موضوع است : مدیر یک مدرسه غیر انتفاعی وزیر بزرگترین و حساس ترین وزارتخانه ( اموزش وپرورش) می شود، جوانی 27 ساله مدیر بزرگترین صنعت خودرو سازی کشور می شود. همینطور که به پایین دست هم بیاییم مشاهده می کنیم افرادی بدون داشتن مدرارک تحصیلی معتبر و سوابق مدیریتی پستهای آنچنانی گرفتند. آری محمد حسین ، حالا ما ( نخبگان ، مدیران ، یاران امام ، دلسوزان وطن و.... ) در حاشیه و خیلی دورتر از حاشیه و چه بسا در صف مغضوبان وخائنین هستیم و کسانی در متن و میدان دار هستد که .... .
چندی پیش دوستی مقاله ای نوشت مبنی بر اینکه انقلاب فرزندانش را می خورد ،امام ره محبوب جهانیان بود و همگان او را ستایش می کردند و ندیدم حتی دشمنان نظام نیز به او و خانواده محترمش جسارتی بکنند، سید حسن خمینی فرزند راستین نظام و انقلاب امروز که فقط 30 سال از انقلاب می گذرد اینچنین مورد حمله ناجوانمردانه قرار می گیرد ، ....
۲۹ بهمن ۱۳۸۶ ۵:۴۷ بֽظֽ | Reply
مصطفی :
جناب محمد حسین خیرمقدم خوشحالم که باز هم نوشته های شما را میخوانم و می اموزم
نوشته شما و دو کامنت شما گویای حقایقی است که که اجبارا باید اتفاق می افتاد تحولات اگر چه با جرقه ای براه می افتند اما تابع قوانین اند شرایط بگونه ای است که در اینده هم قاعدتا" باید منتظر نمونه های دیگری باشیم اگر چه این اتفاق خودسرانه بوده اما نشانه هایی از تاثیر گفتمانهای است که بنظر نوسیندگان گویندگان ان فقط شجاعت ابراز انرا ندارند پس انها باطمینان رضایت بعضی وشاید مسائلی که مانع از برخورد با انها بوده اقدام کرده اند انچه بزرگترهای انها نمی دانند و نمی خواهند بدانند همان خطریست که شما هشدار دادید البته این هم بعقیده من ناگزیراست خصوصیاتی که از نویسندگان درک میشود جوانی بی اطلاعی از گذشته است چون ندیدند به شنیده ها تکیه دارند و تصویری از مدینه فاضله ای که بانها نشان داده شده و رسالتشان رسیدن بان تعریف شده نمی دانم درک مطلبتان را بدرستی کرده ام یا خیر
۲۹ بهمن ۱۳۸۶ ۹:۱۰ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
رسول عزيز
با سلام و تحيت
حاشيه و متن امري نسبي ، اعتباري و قرارداديست كه در اينجا براي تبيين يك پديده تعريف شده است.
مطابق يادداشت اينجانب جاي متن و حاشيه در انقلاب 57 عوض ناشدني است. از اغاز انقلاب تاكنون اين متن تراشيده و لاغرتر شده است ولي ان بريده ها و جدا شده ها بازهم متن انقلاب57 هستند و حضور خود را در گوشه و كنار جهان و يا در درون كشور در قالبهاي گوناگون بروز مي دهند.
تحليل مديريت جديد خود مجال موسعي را مي طلبد تا نشان داد كه اين اشتباه چگونه مصداق ان جملهء شيخ شيراز است كه : " يكي بر سر شاخ و بن مي بريد"
جناب مصطفي
با سپاس از الطاف بي دريغتان.
دقيقآ منظور بنده از يادداشت همان چيزيست كه حضرتعالي مرقوم فرموده ايد تنها اين نكته را اضافه نمايم كه يادداشت اخير اقاي شريعتمداري مدير مسئول محترم كيهان - كه مجددآ در رابطه با اين رخداد نوشت - برايم باعث اين نگراني شد كه ايا اقايان دقيقآ متوجه نيستند كه چه اتفاق هشدار برانگيز و خطرناكي رخ داده است؟
۳۰ بهمن ۱۳۸۶ ۲:۱۵ بֽظֽ | Reply
محسن :
با سلام
ضمن تشكر از درج نظراتتان ، به شما تبريك مي گويم كه بر خلاف اكثر تحليلها ، نظريه درستي را ارائه داده ايد .
سايت نوسازي ، در واقع توسط دو نفر ، آقاي ح. ن و همسرشان و در داخل منزلشان اداره مي شود .
آقاي ح. ن جواني است 26 ساله كه بسيار پر انرژي و داراي روحيه ماجراجو و پيگيري مي باشد . ايشان خوشبختانه يا متاسفانه به دوستان خبرنگاري دسترسي دارد كه از طريق آنها با مسئولين مختلف ارتباط برقرار مي كند .
آنچه كه باعث باصطلاح رشد ايشان شده است اين است كه در انتخابات رياست جمهوري نهم ، با چند نفر كه بعداً جزء مشاورين جوان آقاي احمدي نژاد شدند ؛ ارتباط گرفته و بطور كاملاً شانسي و اتفاقي با پيروزي دكتر احمدي نژاد ، مدتي نيز ستاره اقبال ايشان طلوع كرد تا جايي كه شايد باور نكنيد كه با 25 سال سن ، بعنوان مديرعامل يك شركت نسبتا مهم معرفي گرديد كه البته پس از انحلال ، ايشان نيز از آن سمت كناره گرفت .
بنابراين تحليل شما مبني بر جوان و در حاشيه بودنِ اقتصادي كاملاً درست بوده است .
اضافه مي كنم كه هيچ جريان و برنامه ايي براي توهين ايشان به آقا سيد حسن وجود نداشته بلكه آقاي ح . ن فقط خواست كه پاسخي دندان شكن به آقا سيد حسن ، آنهم به دفاع از سردار جعفري داده باشد كه ناخوسته ازسر بچگي ( و البته باور كردن دعواي زرگري ) مرتكب اين توهين گرديد .
۳۰ بهمن ۱۳۸۶ ۲:۱۹ بֽظֽ | Reply
:
كيهان: پوزش سايت نوسازي از اهانت به نوه حضرت امام(ره)- كه به گفته مدير اين سايت بدون انگيزه اهانت صورت پذيرفته بود- درخور تقدير است ضمن آن كه توجيه اين بي توجهي و به كارگيري زبان گزنده و غيراخلاقي در نقد به بهانه «فضا و زبان حاكم بر رسانه هاي الكترونيكي»! نمي تواند دليل پسنديده و قابل قبولي باشد چرا كه رعايت اخلاق در گفتار و نوشتار و پرهيز از اهانت در همه رسانه ها و همه جا ضروري است و اين قاعده ضروري با تغيير نوع رسانه نمي تواند و نبايد ناديده گرفته شود.
۱ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۴۰ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
جناب محسن عزيز
با تشكر از اطلاعات جالبي كه ارائه فرموديد!
اجازه مي خواهم اين نكته را به عرض برسانم كه اميدوارم اقايان و نيز همهء ما از اين رخداد خطرناك و بسيار هشدار دهنده درس عبرت لازم را فرا بگيريم، چه اينكه معلوم نيست كه در ماجراي ديگري ، اصلآ فرصتي براي تحليل بوجود ايد.
۱ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۲۴ بֽظֽ | Reply
ممد :
تمام احتمالات درست,این احتمال هم هست که افرادی اطلاعاتی مثل آقای عبدی یا شریعتمداری این دسته گل را چیده و به آب داده باشند
۲ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۳۴ قֽظֽ | Reply
ali :
سوال من اين است که تئوری بانکداری اسلامی چه بود؟ با توجه به اينکه همه اقتصاد خوانده بوديد و اقتصاد مدرن و سرمايهداری را خوانده بوديد، چطور شد که به فکر راهاندازی بانکداری اسلامی که تجربهای هم در آن نداشتيد، افتاديد؟
علاوه بر کتاب«اقتصاد ما» مرحوم صدر تعدادی از متفکران پاکستانی هم درباره اقتصاد اسلامی کار کرده بودند و به دنبال اين بودند که اقتصاد اسلامی چيست. اينها در ابتدا برای ما جالب بود ولی بعدها به نظر من عجيب آمد. اين کتابها معمولا يک شکل مشابه داشتند . يعنی در ابتدا عيوب سيستم سرمايهداری و سيستم کمونيستی را مطرح میکردند و بعد اين نکته يا حکم را مطرح میکردند که اقتصاد اسلامی اين عيوب را ندارد اما فوايد هر دو را دارد.
ما میتوانيم از مباحث دينی، اخلاق را در روابط اجتماعی و فردی و مفاهيمی چون عدل و انصاف و درستکاری... که نوعی از اخلاقيات است را بين خودمان در جامعه برقرار کنيم. اما فکر نمیکنم بتوان از ميان آنها رشته جديدی به نام اقتصاد اسلامی را بيرون آورد. اين ايدهای بود که من خيلی زود به آن رسيدم و هر چقدر هم که زمان گذشته نسبت به آن مطمئنتر شدهام.
http://news.gooya.com/columnists/archives/068059.
.............................................................
عبدي:
اقتصاد اسلامي هم چيزي مثل جامعه شناسي اسلامي است كه در سال 65 يادداشت مفصلي در نقد و رد آن در روزنامه كيهان نوشتم.وقتي مهمترين ركن اين اقتصاد كه نفي بهره است بدتر هم شده كه بهتر نشده بقيه موارد ديگرش جاي خود دارد.
۲ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۰۳ بֽظֽ | Reply
رویا :
شاید حاشیه و متن عناصر قراردادی باشند اما هستند کسانی که در متن بودند اما اکنون خود به حاشیه رفته اند و از آنچه کرده اند گریخته اند
۵ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۴۴ بֽظֽ | Reply
جواد :
با سلام
در جواب به دوستی که نوشته بود منزل سید حسن در زنبیل اباد قم هست:
من همسایه ایشان هستم منزل ایشان یک منزل 30 ساله در دور شهرقم پشت ورزشگاه است تمام هفته را هم قم هستند. هر روز هم صبح و ظهر وشب از روبروی مغازه من رد می شود و خرید های ایشان همه از مغازه های اطراف است. دیروز به ایشان مطلب نوشته شده در سایت در باره زنبیل اباد را گفتم . مثل همیشه با لبخند گفت دروغ که حناق نیست. فکر می کنم نویسنده مطلب فوق در بهترین فرض اشتباه کرده است.
۸ اسفند ۱۳۸۶ ۴:۳۱ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/784