آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
مصاحبه
۲۶ بهمن ۱۳۸۶
مصاحبه با راديو آلمان
اظهارات فرماندهی سپاه پاسداران در دفاع از"اصولگرایان" بحثهای فراوانی برانگیخته است. از نظرعباس عبدی نه عضویت قبلی افراد در سپاه، بلکه ارتباط تنگاتنگ اعضای دولت کنونی با سپاه است که بحثبرانگیز شده است.
بعد از اظهارات فرمانده سپاه که حمایت از اصولگرایان را «یک تکلیف» دانست و اعتراضات گسترده نسبت به موضعگیری صریح یک نظامی در مورد مسائل سیاسی، حسین شریعتمداری مدیر مسئول کیهان نیز از فرمانده سپاه خواست اظهارات خود را پس بگیرد.
شریعتمداری سخنان فرمانده سپاه را مغایر با نص صریح وصیتنامه آیتالله خمینی عنوان کرد.
روز پنجشنبه، ۲۵ بهمن، فرمانده سپاه در اظهارات تازهای گفت که حرفش بد فهمیده شده و او قصد دفاع از یک جناح سیاسی معین را نداشته است. با این همه به نظر نمیرسد که این اظهارات به بحث دخالت سپاه و بسیج که به خصوص از انتخابات مجلس هفتم ابعاد تازهای به خود گرفته به کلی پایان دهد.
در بارهی ابعاد و چند و چون بحث جاری، عباس عبدی به دویچهوله میگوید که طرفداری از اصول آیتالله خمینی برای جناح محافظهکار، تنها یک بهانه و در حقیقت یک ناندانی است.
دویچه وله: آقای عبدی ساختار دولت فعلی یک ساختار نظامی است. اکثر وزرا و مدیران دولت فعلی از فرماندهان سابق سپاه هستند و بر همه هم آشکار است که سپاه از جریان اصولگرایی دفاع میکند. پس چرا سخنان اخیر فرمانده سپاه تا این حد واکنش برانگیخته؟
عباس عبدی: خوب یک دلیلش به خاطر این است که تعارض کاملا صریح و روشنی را با وصیتنامه امام دارد و خوب اینها هم از دو جهت نمیتوانند این راه را یا این شکل و شیوه را ادامه دهند؛ یکی از جهت ادعایی که خودشان نسبت عباس عبدیBildunterschrift: Großansicht des Bildes mit der Bildunterschrift: عباس عبدی به امام دارند، حالا صادقانه و غیر صادقانهاش بحث دیگری است، یکی هم از جهت مخالفتهایی که از این طرف نسبت به نقض صریح این وصیتنامه صورت میگیرد و به همین دلیل است که میبینیم این اتفاق افتاده. ضمن اینکه به هر حال آن کسانی هم که نظامی هستند و آمدهاند توی دولت در هر صورت گفته نمیشود که آنجا نظامیان در پست نظامیشان هستند. اما این سخنان فرمانده کل سپاه با لباس نظامی از منظر نظامی و از موضع نظامی، یک نوعی صراحت نقض آن وصیتنامه میشود.
آیا انتخاب سردار افشار از فرماندهان سابق سپاه به ریاست ستاد انتخابات کشور با وصیتنامه آیتالله خمینی مغایرت ندارد؟
خوب به یک معنا خیر. وصیتنامه یک متن حقوقی نیست که ما بنشینیم آن را تفسیر حقوقی بکنیم و حقوقدانها بگویند این انطباق دارد یا انطباق ندارد. اگر به این معنا نگاه کنیم خوب نه. ایشان در حال حاضر نظامی نیست و خیلی کسان دیگر هم قبلا توی سپاه بودند و بیرون آمدند و در کارهای دیگر مشغول شدند. از این حیث مشکلی نیست، مشکل جای دیگر است. نفس بیرون آمدن یک نفر از سپاه و فعالیت غیر نظامی کردن، مشکل اصلی نیست، مشکل آن محتوای قضیه است که آیا واقعا چنین فردی از سپاه کنده شده، از نیروی نظامی به طور کامل کنده شده و آمده توی حوزه شهروندی و غیر نظامی یا نه فقط یک امر صوری و ظاهری است. آنچه که الان خطرناک است و نسبت به آن اعتراض هست این نیست که این آقایان قبلا سپاهی بودند، خوب باشند، خیلی کسان دیگر هم سپاهی بودند. آنچه که اعتراض هست این است که اینها هنوز منفک از سپاه به معنای تشکیلاتی و روابط و برنامهریزی و هماهنگی نشدهاند و فقط لباس سپاه را درآوردند و آمدند توی کارهای غیر نظامی. بنابراین از حیث ظاهری، نه، هیچ تعارضی با آن وصیتنامه ندارد اما خوب خیلی ها تفسیر میکنند از این حیث که باطن قضیه و واقعیت قضیه چیز دیگری است.
حسین شریعتمداری مدیر مسئول کیهان هم اخیرا در یادداشت اخیر خودش در روزنامه کیهان به اظهارات فرمانده کل سپاه اعتراض کرده و گفته باید عذرخواهی کند. فکر میکنید این میتواند به این مفهوم باشد که سپاه قدرتش دارد از تمام جریانات اصولگرا بیشتر و بالاتر میشود؟
ما نمیتوانیم سپاه را در کنار بقیه نیروهای سیاسی قرار دهیم و بگوییم بیشتر میشود یا کمتر میشود. نیروی سیاسی تا وقتی که متکی به نیروی نظامی باشد، در نهایت تعیین کننده خط و مشی اصلیش نیروی نظامی خواهد بود یا حداقل بخش نظامی آن خواهد بود. بنابراین مقایسه کردن بین سپاه و نیروهای دیگری که حالا اسم اصولگرایی را بر خودشان گذاشتهاند و اینکه بگوییم کدامشان قویتر هستند و کدامشان ضعیفتر درست نیست. اینها هرکدام یک نقش خاصی را در این چارچوب قدرت بازی میکنند.
مسئله اهانت به نوادگان آیتالله خمینی هم این روزها بحث بر سرش هست ، به خصوص بعد از اعتراض آقای حسن خمینی نسبت به اظهارات فرمانده سپاه. فکر میکنید این جریان اصولگرایی که همیشه داعیه «در خط امام بودن» و «طرفدار صد در صد امام بودن» را داشته چرا الان با نوادگان آیتالله خمینی درافتاده؟
والا اصلا مشکل این نیست که آنها داعیهاش را دارند. بخش اعظم اینها هم وقتی که مرحوم امام زنده بودند در واقع می شود گفت در آن دوگانهای که امام از اسلام ناب محمدی و اسلام آمریکایی بیان کردند، یک بخش قابل توجهی از اینهایی که امروز مشهور به اصولگرا هستند، در آن مقوله اسلام ناب محمدی ایشان قرار نمیگرفتند. بنابراین این ادعاها بعد از فوت ایشان است،یعنی هزینهای برایشان ندارد و در واقع میتوانند از این طریق نانی بخورند. اما اینکه چرا به ایشان توهین کردند من شخصا نمیخواهم بگویم صرف اینکه به نواده امام برخورد کردند مشکلی دارد. اینها خیلی راحت خواهند گفت که قبلا هم در زمان خود امام با یکی دیگر از نوادههای امام برخورد کردند. بنابراین این مسئله، به خودی خود مسئله مهمی نیست و آنها هم از این موضع به حاج حسن آقا برخورد نکردند که شما چون نوه امام هستید ما با شما برخورد میکنیم، به موضع سیاسیاش برخورد کردند. نکته کلیدی این است که ایشان هم از موضع سیاسی امام است که این حرف را زده است، نه موضع سیاسی شخص خودش. بغرنجی قضیه در اینجاست که حسن آقا در واقع از موضع متولی بودن اندیشه و دیدگاه های امام این اعتراض را کرده و حالا اینها هم از این موضع حمله کردند و توهین کردند. اینجاست که تضادهای درونی این جناح مشهور به اصولگرا یا منتسب به اصولگرا نمود پیدا کرده والا توهین کردن به کسان دیگر می تواند خیلی راحت هم باشد و فرزند امام هم باشد ولی اصلا خودش به خودی خود مسئله نیست. قبلا هم حسین آقا فرزند آقا مصطفی بود که خوب کلی هم علیه او حرف زدند، الان هم میزنند. اینش به خودی خود به نظرم مسئله ای نیست. حمله به حاج حسن آقا از موضع اینکه ایشان وارث نه به معنای حقوقی قضیه به معنای سیاسی، وارث اندیشههای امام بوده و از آنها دارد دفاع میکند، از این موضع حمله شدن به هر حال برایشان بار سنگینی داشته و به همین دلیل هم هست که من تصور میکنم حالا به روزنامه کیهان یا جاهای دیگر دستوری داده شده است که یک جوری قضیه را رفع و رجوع کنند. در واقع روزنامه کیهان هم بیش از اینکه خواسته باشد موضع شخصی گرفته باشد، من فکر میکنم که دستوری داده شده برای رفع و رجوع کردن این قضیه و درآوردن از دل ایشان و کسان دیگری که به این موضوع حساس هستند. والا حمله به صفت شخصی به حاج حسن آقا نبوده، بیشتر به صفت همان متولی بودن آن ارثیهای است که از امام به عنوان میراث امام مانده. از این حیث بوده که مورد تهاجم و حمله قرار گرفتهاست.
مصاحبهگر: میترا شجاعی

ahmad :
جناب عبدی سلام
1- آقای حسن خمینی فارغ از ا ینکه فرزند ویا نوه چه کسی است وچه لباسی می پوشد حق دارد به عنوان یک شهروند ایران پی گیر انتخابات آزاد وعدم دخالت نظامیان در امر سیاست باشد.
2-وصيت وسفارش امام به نظا میان بسیار صریح است و هرتفسیر وتاویلی که بخواهد آنرا از محتوی خارج کند مورد قبول پیروانش نخواهد بود واز آن گذشته در هیچ کشور با حساب وکتابی کار نظامی دخالت در سیاست و تعیین تکلیف برای مردم نیست که به چه کسی رای بدهند ویا ندهند.
3-آقای حسن خمینی با درک درست از اوضاع که چگونه میخ های اخر بر تابوت جمهوریت کوفته میشود خود را به خطر انداخته است وبنده بر این باور نیستم وبلاگ نویسی خود سر ویا محفلی تصمیم به ترور شخصیت وی گرفته باشد..در حال حاضر عکس العمل ها را می سنجند تا فرصتی دیگر.
من دخالت آقای شریعتمداری ومقاله دو پهلویش و روح و ترکیب کلمات وزیر دفاع واطلاعات وکشور را که در روزنامه ها خواندم به فال نیک نمی گیرم ..حتی اگر آقای حسن خمینی سکوت کند.
۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ۴:۱۵ بֽظֽ | Reply
Omid :
Salam, it was a good comment. In my opinion the 8th parliament election is beginning of the new era of the post revolution as the lines become sharper and Iran is facing new challenges in the area and world. I am sure with this old policy that putting an army as guardian of a system, it would be unlikely any regimes take long term benefit as we have seen it in pervious Iranian monarchy regime. I could say this is an obvious fact and I hope the members of Rev Guard (Sepah) doesn’t let few people use them for the power game and stay in the line of their own people as they have shown it during the war although Sepah (at least some part) has done some major mistakes which it had serious damage on their reputation. There is a dangerous plan to use Sepah for making gap between people and the ruling power. Just it is worthy notable that the Ettelat ministery has done these mistakes and lost all its popularity since long term, in which needs an analytical investigation in the revolution history for this. I hope we learn from our mistakes and one day Iranian nation achieve democracy and real independency without fear and prison. No regime could survive by using suppression of their own people. From fear only hate can be produced!
Regards,
Omid
۲۶ بهمن ۱۳۸۶ ۱۰:۳۱ بֽظֽ | Reply
:
در خبرها داشتیم که روز پنجشنبه مالکیت تیم باشگاه ابومسلم خراسان به آقای بنی اسد که یک سردار بازنشسته سپاه هستند،به مبلغ دو میلیارد و هشتاد میلیون تومان واگذار شد.
چندی پیش نیز تیم پیام،دیگرتیم خراسانی که در رقابت های دسته اول لیگ ایران بازی می کندو با مشکلات مالی دست به گریبان بود به سه (احتمالا بازنشسته)سردار سپاه به صورت مشترک واگذار شد.پس از این واگذاری این تیم دسته اولی در نیم فصل اردویی را در امارات برگزار کرد.
به حمدالله پس از حضور نظامیان در سیاست شاهد حضور ایشان در ورزش نیز هستیم.ورزش در ایران عرصه ای است که برای بخش خصوصی فقط هزینه در بر دارد ولی شهرت و محبوبیت احتمالی بعدی آن این هزینه را پوشش می دهد.احتمالا این حضور نیز به همین دلیل است.
۲۷ بهمن ۱۳۸۶ ۰:۳۲ قֽظֽ | Reply
حبیب ـت :
با سلام جناب عبدی!
من فکر میکنم که انقلاب اسلامی، به نقطه ا ی از تکامل و توسعه اجتماعی خود رسیده است که نیروهای، بر موج انقلاب به توسن مراد سوارشده و بر خر مراد پریده ، دیگر سودی در حفظ و رعایت محمل های آن برای خود نمی بینند.زیرا تاریخ مصرف این بیرق و پلاکارد به سر رسیده است. لذا هردو طرف(اصلاح طلب و اصولگرا) چه بخواهند و چه نخواهند، هر یک به دلیلی و از منظری، به این نقطه رسیده و یا خواهند رسید که خود را از شر گفتمانی که دیگر نه کسی را برمی انگیزد و نه بار مثبیتی در خود دارد تا ارزش ارث بردن داشته باشد رها کند. این گفتمان مثل مؤسسه ها و شرکت های مصادره شده اول انقلاب است. تا این مؤ سسات موازنه دخل و خرجشان مثبت و صندوقشان پر بود مصاده کردن و مدیریت آنها خوب و با صرفه ولی وقتی کفگیر به ته دیگ خورد اینها به امان خدا و بانکهائی که میلیاردها میلیارد سپرده ملت بیچاره را در آنها ریخته بودند رها شدند . واقعتیت این است که بجز آنها که از قبل انقلاب به آلاف علوف چاق و چله ای رسیدند اکثریت مردم ، و بویژیه طبق متوسط و شهر نشین در این انقلاب فقط بازنده بودند. به آن رویاها ی سیاسی خود نرسیدند ولی آن مقدار از آزادی مدنی و رفاهیت و حقوق شهروندی و.. را هم که داشتند از دست دادند. این وضع نه تنها شفا نداد بلکه کور هم کرد.
به نظر من( البته با کمی تردید)، کی بود کی بود ؟ من نبودم لایه پنهان کشمکش های کنونی است که دیر یا زود رو خواهد آمد. و اعلام برائت از انقلاب جای انقلابیگری را خواهد گرفت. و این آخرین برگی است که هنوز بازی نشده است.
طبقه جدید لزومی به حفظ گفتمانی که اورا فقط بدهکار مردم میکند نمیبیند. البته اگر این گمانه زنی پیش هنگام درست باشد، خود درجه ای از واقعگرائی سیاسی در بخشی از حاکمیت است. به نظر من امری که مانع شتاب این تحول و از تخم (انقلاب)درآمدن این جوجه میشود، مشکل تعامل با غرب و بویژه امریکا است. : من فکر میکنم آنروزی که امریکا بگوید اُکی ما حاضریم، به شما همان نگاهی را داشته باشیم که با پاکستان و ترکیه و مالزی، تمام تابلوها ، و پلاکاردهای انقلاب هم پائین کشیده میشود. و یا قرائتی دیگر از انقلاب جای قرائتی را که پیشوای انقلاب از آن داشت میگیرد. و شاید هم انقلاب کرده ها را به پای میز محاکمه بکشند!!
همانطور که در عرض کردم این یک گمانه زنی ترید آمیز است و لی سناریوئی نا محتمل نیست!
۲۷ بهمن ۱۳۸۶ ۳:۴۷ قֽظֽ | Reply
اشكان :
با سلام جناب اقاي عبدي احتمالا بسياري از مادوستان يا منسوبيني در سپاه داريم و همه ميدانند كه مسئولين سپاه اشكارا به ترغيب و تشويق امرانه پرسنل براي حمايت از جريان به اصطلاح اصولگرا مشغولند همانطور كه در روي كارامدن دولت كنوني و مجلس عمل كردند و نيز در زمان انتخابات رياست جمهوري خاتمي كه البته در انوقت به دليل حضور گسترده مردم اين دخالت نا كارامد شد .حال كه اقاي فرمانده سپاه اشكارا حمايت خود و خط مشي سپاه را اعلام كرده فقط خبط سياسي كرده كه انرا اعلام هم كرده و در واقع ميبايست بدون اعلام عمل ميكرد .اما براي خود من انچه مايه تاسف است دروغ گويي اشكار است والا عذر خواهي كه مورد انتظار اقاي شريعتمداري است وقتي با اعتقاد قلبي همراه نباشد چه سودي دارد؟
۲۷ بهمن ۱۳۸۶ ۹:۵۲ قֽظֽ | Reply
معذرت خواهی فرمانده ی کل سپاه پاسداران :
آنچه بيان شده است هرگز به منظور حمايت سياسي و جناحي نبوده و سپاه براساس آموزه هاي حضرت امام(ره) و رهبر معظم انقلاب (مدظله العالي) وظيفه خود مي داند از اصولگرايي به عنوان يك تفكر و انديشه بنيادي و نه يك جناح و حزب سياسي حمايت كند.
۲۷ بهمن ۱۳۸۶ ۱۰:۱۶ قֽظֽ | Reply
مجتبی :
آقای عبدی؛
شما تا بحال اسم حاج عماد مغینه را شنیده بودید؟ حاج عماد مغنیه ایرانی بوده است؟ آخر روزنامه کیهان امروز نوشته بود :
.. خبر شهادت «حاج عماد مغنيه» در رسانه هاي دوم خردادي چگونه منعكس شد؟ فراموش نكنيم «عماد مغنيه» با پيروي از انديشه هاي امام راحل(ره) و در صف اول مبارزه با رژيم صهيونيستي و با هدف «محو اسرائيل از صحنه روزگار» به شهادت رسيد، اما متأسفانه رسانه هاي دوم خردادي حتي از اطلاق لفظ «شهيد» به مغنيه و «شهادت» بر كيفيت عروج او سر باززدند. بعضي از تيترهاي روزنامه هاي دوم خردادي را مرور كنيم:
مردمسالاري: فرمانده ارتش حزب الله لبنان كشته شد!
اعتماد ملي: چهره پنهان حزب الله ترور شد!
اعتماد: ترور عماد مغنيه از رهبران حزب الله لبنان!
كارگزاران: ترور در سالگرد ترور!
و... تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل!
به راستي مدعيان اصلاحات كه اين روزها فرياد «وا اماما» سر مي دهند، از «خط» كدام «امام» سخن مي گويند؟
۲۷ بهمن ۱۳۸۶ ۱۰:۲۳ قֽظֽ | Reply
كشور ما با دو جريان اصولگرايان اصلاح طلب و اصلاح طلبان :
فکر نمیکنم کسی اهمیت تفکرات آقای عسگراولادي مسلمان را در شکل دهی شکل امروز کشور نداند ؛
ایشان نیز , همچون وزیر کشور و دیگران و دیگران بدون اینکه توجه داشته باشند پسوند لااقل فامیل ایشان مسلمان است و در اسلام برتری تقواست و .... , در جهت رفع و رجوع گافهای صورت گرفته توسط باد کاران طوفان درو کن , به کمک آقای حستن شریعتمداری کیهان آمده و گفته اند: حفظ حرمت بيت معظم امام(ره) بر همه واجب است!
یکی نیست از ایشان بپرسد این چه اسلامیست که حفظ حرمت افرادش با هم فرق میکند؟ وقتی خود پیامبرش معتقد است من نیز یکی هستم مثل شما؟
بله ! آقای حبيب الله عسگراولادي مسلمان دبيركل جبهه پيروان خط امام و رهبري گفته اند : حجت الاسلام والمسلمين سيدحسن خميني يادگاري از امام (ره) است و حفظ حرمت ايشان و بيت معظم امام(ره) بر همه واجب است.
به گزارش فارس، دبيركل جبهه پيروان خط امام و رهبري با تقبيح خبر يك سايت در مورد سيد حسن خميني گفت: عباراتي كه در يك سايت خبري عليه سيد حسن خميني بود واقعا زشت، شرم آور و مشمئز كننده بود. اميدواريم مقامات مسئول در قوه قضاييه از باب نشر اكاذيب و اهانت و نيز جريحه دار شدن احساسات ملت ما آن را مورد تعقيب قضايي قرار دهند.
اهمیت ایشان از اینجا برای کسانی که هنوز شناختی از اهمیت ایشان در سایه ندارند همینقدر بس که بعد از صحبت ایشان این سایت توسط مقامات قضایی مسدود شد( چطوری نمیدانم؟) حال که اهمیت ایشان دستتان آمد , این قسمت از فرمایشات ایشان را با دقت تر توجه فرمایید:
وي ( منظور آقای عسکر الولادی مسلمان است)افزود: تا آنجا كه من اطلاع دارم اين سايت هيچ نسبتي با دولت ندارد و چه بسا عناصر نفوذي در آن وابسته به گروه هاي مخالف دولت باشند.
بعد از این تطهیر دولت توسط ایشان بشنوید تطهیر سر لشکر جعفری را , واقعا به این میگویند تطهیر :
عسگراولادي در پاسخ به سؤالي در مورد اظهارات سرلشكر جعفري فرمانده سپاه پاسداران و واكنش هاي مطرح گفت: همان طور كه سرلشكر جعفري در توضيحات خود گفته اند منظور ايشان دفاع از اصولگرايي به عنوان يك تفكر و انديشه بنيادي بوده نه دفاع از يك جناح و حزب سياسي.
دقت کردید؟ وای به وقتی که ایشان بخواهند سفیدی را سیاه کنند و یا سیاهی را سفید , شبی را روز و روزی را شب کنند ... ادامه این رفع و رجوع و بقول خودمان ماست مالی , جالبتر است:
وي افزود: ترديدي نيست كه هم امام(ره) و هم رهبر معظم انقلاب قواي مسلح را از دخالت در سياست و حمايت از گروه هاي سياسي پرهيز داده اند و اين يك امر معقول و پذيرفته شده است. من اطمينان دارم فرماندهان نظامي و پرسنل وفادار نيروهاي مسلح به اين پرهيز دقت دارند.
دقت کردید ؟ التفات نمودید؟ فرماندهان تظامی به این امر دقت دارند!! به زبان خودمانی بروید کشکتان را بسابید !!... ادامه ی نظرات ایشان را در ذیل نظرات شما خواندنی خواهد شد:
آقای عسکر الولادی مسلمان: البته ممكن است برخي از فرماندهان و سرداران و پهلوانان عرصه 8 سال دفاع مقدس از سمت نظامي خود استعفا داده باشند و آماده باشند در عرصه كارهاي اجرايي و نيز سياسي؛ اينها مجاز هستند و حسابشان از آن پرهيز جداست.
حالا شاید این نظر را از شما یاد گرفته باشند یا لباس شخصی شدن نظاميان منطقه ایشان را به این نظر رهنون شده , به هر حال این قسمت تطهیر ایشان جالب توجه تر است:
وي گفت: همان طور كه مقام معظم رهبري فرمودند اصولگرايي مختص يك گروه و جناح سياسي خاص در كشور نيست. حتي فرمودند در تقسيم بندي هاي سياسي در كشور ما با دو جريان اصولگرايان اصلاح طلب و اصلاح طلبان اصولگرا مواجه هستيم.بنابراين دفاع از اصول اسلام، امام، انقلاب و نظام جزء وظيفه همه آحاد ملت و بويژه نيروهاي مسلح و سپاه پاسداران است و آن را نبايد به دفاع از يك گروه يا جناح سياسي ترجمه كنيم. البته از سخنراني آقاي جعفري چنين برداشتي مي شد كه دفاع از يك جناح سياسي باشد اما با توضيحاتي كه ايشان دادند فكر مي كنم بايد حسن ظن داشت و اين مسئله را تمام شده دانست.
آقای عبدی این چه مسلمانیست که فقط حسن ظن را باید در مورد خودی ها داشت؟
۲۷ بهمن ۱۳۸۶ ۱۱:۱۰ قֽظֽ | Reply
:
با سلام
خمینی زدایی انقلاب از فردای فوت ایشان آغاز شد. اول با جایگزینی شعار خمینی رهبر و حالا با شعار پسر نوح با بدان بنشست ! حاملان تفکر و فقه متضاد با امام در بالاترین مسندها نشسته اند وداعیه دار انقلابند و هوادار دو آتشه راه امام !
۲۷ بهمن ۱۳۸۶ ۱۱:۱۹ قֽظֽ | Reply
تفضلی سید علی :
بنابر این موضع کیهان یک تاکتیک است .بودند کسانی در سباه که به دلیل حمایت نکردن از به اصطلاح اصولگرایان درتنگنا قرار داده شدند تا جایی که یا اخراج شدند یا مجبوربه تقاضا ی بازنشتگی شدند.رابطه مدیران بالای سبا با "به اصطلاح اصولگرایان " در قلمرو قدرت بعد از رحلت امام تاکنون ادامه داشته .اما هنگام انتخابات حرارت قدرت طلبی دو طرف برده های این همسازی ناپذيرفتني را کنارزده .تاجایی که اقناع عامه درباره تبعیت انان ازامام بی نتیجه می شود.
یک نکته برای فرمانده سباه :از محسن رضایی یاد بگیرید اگر معتقد به ثبعیث ازاندیشه های امام هستید.
کهنه کاهی که در این بام تودادی بر باد
دانه ای در دل آن نیست ولی دام چرا؟
۲۷ بهمن ۱۳۸۶ ۱:۰۹ بֽظֽ | Reply
:
آقاي عبدي سلام
قاجار 100سال حكومت كرد
پهلوي 50سال
جمهوري اسلامي 25 سال (تا انتخابات مجلس هفتم كه فاتحه جمهوري خوانده شد)
حكومت اصولگرايان نيز 12-13 سال عمر مي كند يعني 8سال بعد بايد منتظر اتفاقاتي باشيم
...............................................................
عبدي:
بيشتر شيبه تست هوش است.
۲۷ بهمن ۱۳۸۶ ۴:۰۹ بֽظֽ | Reply
صمد :
عذر خواهی؟
من تا حالا ندیدم در این نظام کسی بخاطر اشتباهاتش از کسی عذر خواهی کند!
آقای شریعتمداری عجولانه نوشتند عذر خواهی, ولی کدام عذر خواهی فرمانده ی سپاه؟
تا بوده وقتی مسؤلین رده بالای این نظام اشتباه کرده اند , آمده اند با توجیه کردن اشتباه خودشان, طلب دو قورت و نیم باقی مانده را نموده اند !! این باقی ماندن دو قورت و نیم , در نظام ما یعنی عذر خواهی و این همان آفتیست که مثل خوره بنیان اجتماع را در حال خوردن است!
آیا کسی هست بفکر آوارهای فروپاشی این بنیان ها باشد؟
۲۷ بهمن ۱۳۸۶ ۵:۰۶ بֽظֽ | Reply
:
آيتالله هاشمى رفسنجانى در نماز جمعه :
تشکر از شوراى نگهبان به دليل آرام کردن فضاى انتخاباتي !
۲۷ بهمن ۱۳۸۶ ۵:۱۰ بֽظֽ | Reply
فرزین :
جریان موسوم به اصولگرایی , با وجود داشتن تمام اهرمهای لازم , دچار تضادهای داخلیست ولی تا قبل از این مرحله , علما و زعمای این قوم سعی داشتند با حلو احلوا گفتنهای خود ( ما وحدت داریم , جبهه ی متحد اصولگرایی .....) این آرزوی غیر ممکن خود را به همه و مخصوصا به تک تک خودشان حقنه کنند که ما یکدستیم , ما با هم وحدت داریم , ما .... ولی جدیدا این سیاست هم با تمام چسب قدرتش , رنگ باخته و ...... تا اندازه ای از پرده برون افتاده راز آقایان
مهندس سيدمرتضى نبوي:
فهرست واحد اصولگرايان چارهساز بسيارى از مشکلات است
محمد نبى حبيبى دبير کل حزب موتلفه اسلامي: مصلحت اصولگرايان رسيدن به يک فهرست است
آقای عبدی
به نظر شما چرا جریان اصولگرا با وجود داشتن سرمایه های عظیم اقتصادی و نظامی و کشور و دولت و .... مخصوصا وزارتخانه ی مهم اطلاعات , نمی توانند بر سر یک سفره , با هم غذا بخورند؟
۲۷ بهمن ۱۳۸۶ ۵:۱۸ بֽظֽ | Reply
مهشید :
من هر چه تلاش کردم نفهمیدم یعنی چه سپاه از اصولگرايى به عنوان يک انديشه دفاع مىکند نه يک جناح؟
آقای عبدی ممکن است برای من نوعی که از ادبیات داخلی نیروهای شریک در قدرت بی اطلاع هستیم بفرمایید این جمله : سپاه از اصولگرايى به عنوان يک انديشه دفاع مىکند نه يک جناح, یعنی چه؟
۲۷ بهمن ۱۳۸۶ ۵:۲۸ بֽظֽ | Reply
خاکسار :
بنظر میرسد تائید صلاحیت های جدید , تنها بازی با اعداد و ارقام برای رقابتی نشان دادن انتخابات است و نه واقعا راه باز کردن برای کاندیداهای دگر اندیش , حتی در حد دگر اندیشی اصلاح طلبان , و یا حتی باز کردن در حد بسیار کمی از فضای مسدود برای رقابتی کردن آن , اینطور نیست؟
۲۷ بهمن ۱۳۸۶ ۵:۵۰ بֽظֽ | Reply
شاهین :
با سلام
اصلاح طلبان قبلا قول داده بودند که در انتخابات به شرطی شرکت خواهند کرد که حداقلی از انتخاب را شامل شده باشد یعنی شرکت در انتخابات را به صورت مشروط پذیرفته بودند.
آقای عبدی فکر میکنید اصلاح طلبان به این حداقلهای انتخاب برای اصلاح وضعیت فعلی رسیده اند؟ ...............................................................
عبدي:
اگر شركت كردند به معناي آن است كه رسيدهاند.
۲۷ بهمن ۱۳۸۶ ۷:۳۶ بֽظֽ | Reply
:
به هر شکل، وضعیتی که بر روند کلی اداره کشور (به طور عام) و دخالت سپاه در انتخابات (به طور خاص) حاکم شده، نوعی فضای دلمردگی است که کشور را دربرگرفته و تبعات این فضا، به مراتب از دیگر تبعات وضع موجود (و از جمله حذف اصلاح طلبان و منتقدان) خطرناک تر و بدتر است و متاسفانه با تداوم روند موجود، این یأس و دلمردگی به همه بخش ها تسری پیدا کرده است.
۲۷ بهمن ۱۳۸۶ ۸:۵۲ بֽظֽ | Reply
یادی از آیت الله توسلی :
سلام جناب عبدی
به راستی از فوت ایشان تعجب کردم که چرا حتی مرگ انسانهای راستگو نیز همراه با صداقت و اخلاص است! در دفاع از عقیده اش آنقدر حقیقی و بی ریا بود که قلبش از شدت اندوه از تپش ایستاد! این روزها چه رویداد های عجیبی در کنارمان اتفاق می افتد و چه قدر راحت از کنار آن میگذریم!
15 سال پیش زمانی که دل نگرانی های دینی برایم دغدغه بود از اجرای یکی از احکام (که به نظرم بیش از حد سختگیرانه میرسید! ) خسته بودم که در نهایت به دفتر امام تلفن کردم.صدای گرمی (که بعدا فهمیدم خود آقای توسلی بوده )از آنسوی خط مرا به شریعت سهله دعوت نمود و در نتیجه در اجرای ظرایف فقهی استوار تر شدم!
چندی قبل که برای پرداخت وجه یک موضوع فقهی که هنوز در نظرم اهمیت داشت با چندین دفتر پاسخگویی به اینگونه مسایل تماس گرفتم چنان با تحکم و از موضع برتر مسئله را برایم غامض کردند که از خیر پرداخت آن برای همیشه گذشتم و در دل بابت سپری کردن سالهای نوجوانیم با اینگونه افکار به شدت پشیمان شدم!
مرگ 3 نفر که از نظر سیاسی تقریبا در یک جبهه قرار میگرفتند به یک شکل و در کمتر از 2 ماه به نظرم صرفا سانحه و اتفاق نیست! میگویند سکته قلبی بیش از همه در کمین کسانی است که از نظر روحی در شرایط بدی هستند و به خصوص امکان تخلیه احساسات آزار دهنده خود را ندارند!
۲۷ بهمن ۱۳۸۶ ۱۰:۵۳ بֽظֽ | Reply
شاكر :
مرگ رئیس دفتر آیت الله خمینی در حال سخنرانی اعتراض آمیز از سايت بي بي سي
آقای توسلی مسئول پاسخگویی به پرسشهای فقهی بود که برای دفتر آیت الله خمینی ارسال می شد
محمدرضا توسلی، عضو مجمع تشخیص مصلحت ایران و مدیر دفتر آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی در سن 77 سالگی در تهران درگذشت.
آقای توسلی طی سخنرانی پیش از آغاز جلسه مجمع تشخیص مصلحت، در حالی که از انتشار مطالبی علیه نوه آیت الله خمینی خشمگین بود، در حال سخنانی اعتراض آمیز در این زمینه بود که ناگهان دچار ایست کامل قلبی شد و پس از انتقال به نزدیکترین مرکز درمانی درگذشت.
آنچه خشم آقای توسلی را برانگیخته و در مرگ او مؤثر بوده، نوشته ای است که هفته گذشته در سایت اینترنتی نوسازی چاپ شد و در آن به انتقادی که سیدحسن خمینی، نوه آیت الله خمینی از ردصلاحیت گسترده داوطلبان اصلاح طلب برای شرکت در انتخابات مجلس کرده بود، با لحنی تند و استهزا آمیز اعتراض شد.
این نوشته اعتراضات فراوانی برانگیخت و باعث مسدود شدن سایت نوسازی به دستور مقامات گردید.
سیدمحمدعلی ابطحی، از معاونان رئیس جمهور پیشین ایران که به آقای توسلی نزدیک بود به بخش فارسی بی بی سی گفت که آقای توسلی در فضائی که بر سر انتشار مطالب سایت نوسازی علیه سیدحسن خمینی ایجاد شده بود قرار داشت و از چند روز پیش آماده شده بود که در جلسه مجمع تشخیص مصلحت در این باره صحبت کند.
پیش از آغاز جلسه مجمع که درباره بودجه سال آینده خورشیدی در ایران بوده، آقای توسلی از رئیس جلسه، اکبر هاشمی رفسنجانی درخواست می کند که سخنانی پیش از دستور بیان کند، طی سخنانش هنگامی که به موضوع مطالب "توهین آمیز" علیه سیدحسن خمینی اشاره می کند بغض گلویش را می گیرد و سپس ناگهان دچار ایست قلبی می شود و روی صندلی کناری اش می افتد.
علی اکبر ولایتی، وزیر اسبق امورخارجه ایران که پزشک است و در جلسه حضور داشته اقدامات اولیه درمانی را در مورد آقای توسلی انجام می دهد و سپس وی را به درمانگاه شوریده در نزدیکی دفتر مجمع تشخیص مصلحت انتقال می دهند که در آنجا در می گذرد.
آقای توسلی از شاگردان آیت الله خمینی و از دوستان نزدیک سیدمصطفی خمینی، فرزند آیت الله خمینی بود که مرگ پرسش برانگیز او در پاییز 1356 (1977)، آغازگر حرکات اعتراضی هواداران آیت الله خمینی شد و سرانجام به انقلاب و سقوط نظام شاهنشاهی در ایران انجامید.
پس از پیروزی انقلاب که آیت الله خمینی رهبری ایران را در دست گرفت، آقای توسلی مسئول ملاقاتها و از اعضای ارشد دفتر وی شد و پاسخگوی پرسشهای فقهی بود که برای دفتر آیت الله خمینی ارسال می شد.
وی سالها در رادیو ایران به بیان احکام دینی و پاسخگویی پرسشهای شرعی اشتغال داشت.
هنگامی که آیت الله خمینی مجمع تشخیص مصلحت را به منظور تعیین تکلیف مصوبات مورد اختلاف بین مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان تشکیل داد، محمدرضا توسلی را به عضویت این مجمع برگزید و مدت کوتاهی پیش از مرگ خود در سال 1368 (1989) نیز آقای توسلی را در ترکیب هیئت بیست نفره ای جا داد که عهده دار بازنگری قانون اساسی جمهوری اسلامی شدند.
آقای توسلی همچنین سابقه عضویت در مجلس خبرگان را داشت و در حالی درگذشت که قرار بود 27 روز بعد، در انتخابات میاندوره ای این مجلس از جانب اصلاح طلبان با محمدرضا مهدوی کنی، نامزد اصولگرایان به رقابت بپردازد.
محمدرضا توسلی اگرچه در صحنه سیاسی ایران دخالت مستقیم نداشت اما عضو مجمع روحانیون مبارز بود که از تشکلهای اصلاح طلب به شمار می رفت و در رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری سال 1376 (1997) که به پیروزی محمد خاتمی انجامید، آشکارا به حمایت از آقای خاتمی پرداخت.
آقای توسلی در بیشتر سفرهای داخلی و خارجی آقای خاتمی در ده سال گذشته، چه سفرهای انتخاباتی پیش از انتخاب شدنش به مقام ریاست جمهوری، چه دوره ریاست جمهوری و چه بعد از ریاست جمهوری، همراه او بود.
قرار است وی در کنار مقبره آیت الله خمینی دفن شود.
۲۸ بهمن ۱۳۸۶ ۳:۲۱ قֽظֽ | Reply
شاكر :
اين هم يك خبر ديگر
بهمن ماه ۱۳۸۶ ساعت : ۱۱ , ۰۳
خبرگزاري انتخاب : حاج سید حسن آقا می گفت که به خواب اعتقادی ندارد ولی دو بار پشت سر هم به فاصله چند شب، قبل از جریانات اخیر امام را در خواب دیده است که امام با ناراحتی به حسن آقا می گفته اند من را دارند از خانه ام بیرون می کنند؛ چرا کاری نمی کنید؟
دیروز هم در جلسه مجمع تشخیص مصلحت نظام حضرت آیت الله محمد رضا توسلی يار ديرين و امين امام در حالی که به شدت از توهین های اخیر و اسائه ادب به بیت حضرت امام (ره) و حاج سید حسن آقای خمینی عصبانی بودند و در نطقی با بیان مقدمه کوتاهی که هر کدام از جملات به شدت با بغض و اشک همراه بوده چنانچه از شدت تأثر ، منقطع سخن می گفت با اشاره به نامه ای از حضرت امام (ره) از سال 1361 و پیش بینی امام راحل مبنی بر اینکه بعد از ایشان گروهی مقدس نما ، متحجر و واپسگرا در قالب دفاع از امام ، فرزندان ، دوستان ، یاران و بیت ایشان را مورد توهین و برخورد قرار خواهند داد سید حسن آقا را مسوول اصلی موسسه تنظیم ونشر آثار امام دانسته و می گویند:اگر ایشان نتواند دیدگاه های امام را بیان کند چه کسی می تواند این کار را انجام دهد.ظاهرا داشتند همین خواب را تعریف می کرند که منقلب شده و می خواسته اند گریه کنند و جلو خودش را گرفته بوده و مطلبی را از قول امام نقل می کنند که بر اساس آن امام فرموده اند مبارزه و سختی ها برای پیروزی انقلاب ، فقط گلوله و سرنیزه نبود که اگر بود تحملش بسیار آسان تر بود بلکه زخم زبان ها و طعنه ها ، بسیار دردناک تر و جگر سوز تر از گلوله بود که آیت الله توسلی در بیان این سخنان باز هم به گریه افتاده و در حالی که بار دیگر ، سخن دیگری از امام درباره متحجران و مقدس نماها و واپسگراها را بیان می کرد در زمانی که به کلمه" واپسگراها" می رسند از روی صندلی به پایین افتاده و دچار عارضه قلبی می شوند که متاسفانه پس از انتقال به بیمارستان شهید شوریده جان به جان آفرین تسلیم کرده و در راه دفاع از آرمانهای امام راحل و انقلاب اسلامی با رحلت اش اسرار شش دهه همراهی و همنوایی با امام خمینی (ره) در مبارزه با مقدس نما ها، متحجران و واپسگرایان را با خود به سرای باقی برد.
مرحوم آیت الله توسلی را به حق می توان نماد یک عمر دفاع از اندیشه بالنده و مترقی امام خمینی (ره) دانست که بی شک رازداری و جاذبه معنوی و انقلابی وی از یک سو و تواناییها و قابلیتهای علمی و معنوی ایشان از سوی دیگر موجب گردیده بود تا اعتماد امام راحل را جلب نماید چنانچه ابتدا به عضویت دفتر امام(ره) و در مراحل بعد به عنوان مسئول اصلی دفتر ایشان انجام وظیفه نمایند ، شخصیتی که از شاگردان مورد وثوق امام راحل ( رضوان الله عليه) بوده و از نخستين پیشگامان و گروندگان به نهضت عظيم آن بزرگوار محسوب می گردید و پس از انقلاب تا آخرين لحظات حياتِ مباركِ آن قائد عظيم الشأن در خدمت ايشان حضور داشتند.و پس از رحلت امام راحل نیز با قبول مسئولیت پاسخگویی به مسائل شرعی دفتر امام راحل لحظه ای از تبیین آرا و اندیشه های امام دست نکشیده و با قبولی امام جماعت مسجد جامع قلهک تهران در مسئولیت های مختلف چه در ریاست دفتر حضرت امام خمینی (قدس سره) مسئولیت بعثه امام در مکه مکرمه ، عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام ، عضویت در شورای بازنگری قانون اساسی ، مسئولیت تدریس احکام و مسائل شرعی در صدای جمهوری اسلامی ایران ، عضویت در شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز تهران و بالاخره در مجلس خبرگان رهبری هرگز از تلاش برای بسط نظرات و اندیشه های ناب بنیانگذار جمهوری اسلامی قدمی رو به عقب ننهاد.
آيتالله توسلي را به حق می توان از استوانه های اصلی حفظ مبانی انقلاب و امام راحل دانست چه آن زمان که بر حفظ جمهوريت نظام اسلامی تاکید کرده و اتکا و مشروعیت نظام را در آراي مردم می دانست و چه آنسان که از هتک حرمت و خدشه دار شدن آبروي تك تك مسلمانان و غیر مسلمانان ابراز انزجار می نمود و با بيان اينكه امام ميگفت ما نبايد حتي كافران را نيز لعن كنيم تا چه برسد به يك مسلمان ، معتقد بود که اینگونه هتک حرمت بزرگان عاقبت به نفع نظام اسلامی تمام نشده و می تواند انقلاب را از مسیر اصلی آن منحرف سازد.
آيتالله توسلي را به حق می توان در جرگه انگشت شماری از مسئولان و بزرگان عالیرتبه نظام به حساب آورد که همواره از اين که انقلاب ممکن است به دست نامحرمان و نا اهلان بیفتد ابراز نگرانی کرده و نگران مخدوش شدن نقش مردم و آراي مردم در انتخابات بود و نگران بود از اینکه عدهاي كه با امام ارتباطي نداشتند چگونه در تحریف نظرات و اندیشه های امام از یکدیگر سبقت می جویند.
در مظلومیت آیت الله توسلی همین بس که در این اواخر از سوی برخی از دوستانش همچون ... به جهت نظرات ویژه اش در انتخابات نهم ریاست جمهوری طرد گردید چنانچه در این اواخر سنگ صبوری غیر از آیت الله هاشمی رفسنجانی ، سید محمد خاتمی و سید حسن خمینی نمی یافت . که بی شک اگر زنده بود می توانست در معرفی بهتر پرده دران انقلاب و شخصیت امام راحل مفیدتر باشد.
***وحید کاظم زاده قاضی جهانی
۲۸ بهمن ۱۳۸۶ ۳:۲۵ قֽظֽ | Reply
احمد.ب :
جناب عبدی با سلام
تا آنجا که من متوجه شده ام شما و دیگر اصلاح طلبان 2 خردادی از 2 منظر نسبتا متفاوت به قضیه انتخابات نگاه می کنید و بنابراین کمتر در صدد پاسخ مستقیم به استدلال طرف مقابل بر می آیید البته بدون اغراق باید تصدیق کرد استدلال های شما منطقی تر به نظر می آیند به بسیاری از بهانه تراشی ها و منطق بافی ها پاسخ داده اید ؛ ولی ندیده ام که به نقطه ی ثقل استدلال آقایان اشاره ی مستقیمی بکنید آنجا که می گویند :" اگر ما در انتخابات شرکت نکنیم ، اوضاع از این هم بدتر می شود . انتخابات آزاد نیست رقابتی هم نیست و در صورت حضور ما اوضاع خوب نمی شود اما از بحرانی تر شدن شرایط جلوگیری می کنیم "
......................................................................
عبدي:
اين امر بدان معناست كه در هر شرائطي خود را ملزم به مشاركت ميدانند و اين يعني آن كه عدم شركت آنان هيچ تاثري بر تصميمات طرف مقابل ندارد و آنها هم با خيال راحت مي توانند هر رفتاري را انجام دهند.اما گزاره مذكور غلط است نمونه اش انتخابات سال 84.و عكس آن انتخابات شوراها در سال 81.اولي شركت كردند و اوضاع خيلي بد شد و دومي هم شركت كردند و اوضاع بدتر شد.
۲۸ بهمن ۱۳۸۶ ۲:۳۶ بֽظֽ | Reply
امیر :
سلام
سپاه یا اصولگرایان به دنبال چه هدفی هستند و به کی خدمت میکنند ؟ ایران؟ اسلام؟ امام؟ امریکا؟ خویشتن؟
۲۸ بهمن ۱۳۸۶ ۶:۲۵ بֽظֽ | Reply
رضا فتوحی :
سلام
متاسفانه از دل جریان اصلاحطلبی که پرچمدارش مدعی تثبیت نظام بود موجودی سر براورده که نه تنها دستاورد های آن جنبش بلکه دستاوردهای انقلاب را هم به شدت تضعیف می کند.
این روزها اتفاقات تلخی می افتد دیگر بحث افرادی مانند آقای نوری نیست، بلکه متعدل ترین ها هم از صحنه خارج شده اند
۲۸ بهمن ۱۳۸۶ ۶:۳۵ بֽظֽ | Reply
:
جناب آقاي عبدي اظهارات فرمانده سپاه در حمايت از جناح حاكم امري برخلاف رويه نيست وقتي فرماندهان مهم سپاه پست خود را ظاهرا ترك ميكنند تا مثلا در سمت معاونت وزارت كشور خدمت كنند خود حاكي از ماجرايي است كه سر دراز دارد وگرنه كيست كه نداند فرماندهي بسيج مهم تر است يا معاونت سياسي يك وزارتخانه جالب آنكه اقاي ذولقدر پس از استعفا مجددا با سمت جديد لباس نظامي مي پوشد و احتمالا آقاي افشار نيز چنين خواهد كرد حالا اگر فرمانده سپاه سهوا جمله اي را بيان كرده اند بر خلاف قاعده معمول عمل نكرده اند و اگر ايرادي به ايشان وارد است تنها نوعي بي احتياطي ناشي از بازگويي علني ماجراست و نه چيز ديگر .
۲۸ بهمن ۱۳۸۶ ۷:۳۳ بֽظֽ | Reply
:
با سلام
مرحوم آیت الله توسلی از صحابه امام بود و در دستگاه مقبولیت نداشت.تا کی رسیم به .....!
۳۰ بهمن ۱۳۸۶ ۱۰:۵۰ قֽظֽ | Reply
كيا :
اقاي عبدي عزيز سلام
اگر ممكن است به اين سوال پاسخ بدهيد : تمام قدرت در بخشهاي مختلف نظام در اختيار اصولگرايان است. آنان هرچند با هم اختلافاتي دارند اما در مخالفت سرسختانه با اصلاح طلبان متفق القولند. اصلاح طلبان تنها از طريق انتخابات آزاد و با حمايت مردم مي توانند به قدرت برسند كه امكان آن هم با برخوردهاي اخير (ردصلاحيت ها) از دست رفته تازه اصلاح طلبان در بخشي از قدرت هم كه حضور داشتند نمي توانستند از نيروهاي خود دفاع كنند و تعداد زيادي از آنها از جمله شما به بهانه هاي واهي گرفتار زندان شديد . با اين مقدمه چرا اصولگرايان از اصلاح طلبان در هراسند ؟ چرا اصولگرايان رسانه ملي اينهمه خبر دروغ و منفي در مورد اصلا طلبان اعلام مي كنند تا مردم را به آنان بدبين كنند ؟با اين اوضاع به قدرت رسيدن جريان اصلاح طلبي تا مدتها بعيد به نظر مي رسد پس چرا اينها اينقدر مي ترسند؟نگراني اصولگريان بابت چيست؟
.......................................................
عبدي:
مي گويند شتر نشسته از خر ايستاده بلند تر است!فقط ضرب المثل است و نه چيز ديگر.
۳۰ بهمن ۱۳۸۶ ۲:۳۸ بֽظֽ | Reply
دست قشنگ :
آقای عبدی این وقایع آدم را به یاد کتاب معروف قلعه حیوانات ژورژ اورل می اندازد !!!!
۶ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۳۰ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/785