آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۶ اسفند ۱۳۸۶
مرگ سبز
رحلت مرحوم آيتالله توسلي در نوع خود بينظير و تاريخي است. اهميت اين گونه وداع با زندگي براي همه و با هر گرايش سياسي و عقيدتي آموزنده است. هر كس ميتواند با آراء و عقايد آن مرحوم موافق يا مخالف باشد، ولي نميتواند نسبت به ابراز حساسيت ايشان در برابر عقيدهاش بيتفاوت باشد و از كنار آن رد شود يا حتي سر تعظيم و تكريم فرود نياورد. گرچه طبيعي است گروههاي سياسي بويژه در ايام انتخابات از بروز هر واقعهاي به نفع جريان خود سود جويند، و در اين كار اشكالي نيست، اما اين ترس وجود دارد كه اهميت رويداد مرگ بزرگ آيتالله توسلي در اين ميان مورد غفلت واقع شود. اما اصل ماجرا چيست؟
برخي فكر ميكنند كه نوشتن مطلبي موهن عليه نوه محترم مرحوم امام موجب بروز اين وضعيت براي مرحوم توسلي شده است. اما به نظر بنده چنين نيست. اولاً ؛ وقتي كه مرحوم امام شخصا درباره توهين به خودشان و حتي پاره كردن عكس خود و يا حتي وقتي كه عليه فرزندشان مرحوم احمد آقا در گذشته چنان موضعي ابراز داشت، طبيعي است كه اتخاذ موضع عليه حسن آقا هم نبايد موجب اين فشار بر جسم و جان طرفدارانش از جمله مرحوم توسلي شود. و تصور نميكنم كه حسن آقاي خميني نيز چنين منشي و رويكردي داشته باشد كه براي نوشته يك سايت به لحاظ شخصي حساب مهمي باز كند.
نكتهاي كه به ذهن ميرسد كه بيش از هر چيزي موجب اين فشار بر آن مرحوم شد، مواجهه با پيشبيني درست مرحوم امام است، هنگامي كه آقاي توسلي بخشي از نامه ايشان را در سال 1361 (25 سال پيش و چهار سال پس از انقلاب) ميخواند كه نوشتهاند:
"اينجانب هيچگاه ميل نداشته و ندارم كه درباره نزديكان خود سخني بگويم يا دفاعي كنم. لكن علاوه بر آنكه در پيشگاه مقدس حق ـجل و علاـ مقصر و مجرمم و از درگاه متعالش اميد عفو و بخشش دارم و تمام سرمايهام اعتراف به تقصير و عذر از آن است و در نزد مسلمانان و ملت عزيز نيز اعتراف به قصور و تقصير و از آنان اميد عفو و طلب آمرزش دارم، در پيش گروههايي و اشخاصي گناهاني نابخشودني دارم و احتمال قوي ميدهم كه پس از من براي انتقامجويي از من به بعض نزديكان و دوستانم تهمتها كه من آنها را ناروا ميدانم بزنند و به آتشي كه بايد مرا بسوزانند آنان را بسوزانند و احياناً به صورت دفاع از من انتقام مرا از آنها بگيرند. و اكنون در حيات من گفتگوها و زمزمههايي به گوش ميخورد كه احتمال فوق را قويتر ميكند. لهذا من احساس وظيفه شرعيه نمودم براي رفع ظلم و تهمت، نظر خود را نزد ملت عزيز اظهاركنم كه از قِبَل من در اين خصوص تقصيري نباشد. يكي از آنان كه بيش از همه احتمال انتقامجويي از من درباره او ميرود احمد خميني فرزند اينجانب است..."(مطالب نوشته شده بيش از مقداري است كه مرحوم توسلي خواند و از صحيفه امام اضافه شده است)
ملاحظه ميشود كه ايشان تأكيد ميكند كه هيچ ميلي براي دفاع يا سخن گفتن درباره نزديكانشان را ندارند، اما جوانمردي مشهود در ايشان اين دغدغه را ايجاد كرده بود كه مبادا به واسطه «گناهان نابخشودني» كه نزد «گروهها و اشخاص» داشتهآند، كه چون آتش آنان نميتواند يا جرأت ندارد كه مستقيماً آن مرحوم را نشانه رود، دامن خانوادهاش را بگيرد.
كسي كه از نزديك با امام بوده، در درجه اول فتوت و جوانمردي را در اين پيشبيني مي بيند كه افراد ناظر و بيروني كمتر متوجه آن ميشوند. و در مرحله بعد، عمق تحليل و درايت.
مرحوم امام براي آيتالله توسلي كه مسئول دفترشان بوده، عينيت و معنايي متفاوت از من و شماي خواننده دارد. با اين دو نكته خود را جاي ايشان بايد گذاشت و مواجهه آن مرحوم را با واقعه اخير فهم نمود. و هنگامي كه خود را ناتوان در مواجهه با چنين وضعي ميبيند، منطقاً حيات برايش به پايان رسيده است. كسي كه يك عمر را با آرمان و عقيدهاي زيسته، اكنون در برابر وضعيتي مخاطرهآميز قرار ميگيرد، و فشار ناشي از اين وضعيت موجب تهي شدن كالبدش از روح ميشود و جان به جان آفرين تسليم ميكند.
حمله به حسن آقا مطلقاً از منظر شخصي نبود، زيرا وي از منظر مسئوليت ميراثداري و متولي وصيتنامه مرحوم پدر بزرگش سخني را گفته بود، كه طبعاً مخالفت با اين اظهارات بايد متوجه مرحوم امام ميشد و نه متوجه ديگران، و اگر چنين بود، مشكلي پيش نميآمد، همچنان كه در اين سالها حمله يا انتقاد به مرحوم امام از سوي افراد متعددي صورت گرفته است، ولي فرق اين حمله اين است كه در ذيل دفاع از امام، انتقام از ايشان را از خانوادهاش گرفتهاند. فراموش نشود، اتفاقاً آن مرحوم هم در سخنان خود در مجمع تشخيص به تفكيك نقش حقيقي و حقوقي حسن آقا اشاره ميكند و حمله را متوجه شخصيت حقوقي ايشان ميداند.
منظور بنده از انتقامگيرندگان نويسنده آن مطلب نيست، زيرا يك جوان تازهكار و چه بسا علاقهمند به امام(ره) كه هنوز متوجه تبعات چنين رفتاري نيست، خود نيز قرباني بساط پهن شده از جانب كساني است كه سالهاست كه درپي انتقامگيري هستند. مصداق اين انتقامگيران از نظر مرحوم توسلي در جريان همان سخنراني از خلال بحث آن زوج شياد كه مدعي ارتباط با امام زمان بودند و موضع مرحوم امام در اين زمينه كاملا مشخص ميشود. اين داستان را گرچه در همان زمان هم بسياري از افراد شنيده بودند، اما تكرار آن در زمان حاضر همراه با حركاتي كه برخي ميكنند و سجاده براي امام زمان پهن ميكنند يا يك وعده غذا هم كنار سفره براي ايشان ميگذارند! كاملاً معنادار است.
برخي فكر ميكنند كه اينها خرافات است، اما به نقل قول مرحوم توسلي از امام كه آن را شيادي توصيف كرده بودند، به واقعيت نزديكتر است. و اتفاقاً وقتي كه به اين فراز از جمله امام ميرسند كه «دنبال اين شيادها نرويد» و ادامه ميدهند كه: «برنامه امام (ره) اين بود، نميخواستند مردم را با اين حرفها سرگرم كند و حرف امام (ره) اين بود...» سپس فوت ميكنند، اگر كسي سالها در خدمت امام بوده و به او عشق ميورزيده و اكنون با اين وضع عليه ميراثدار وي مواجه شده و آن پيشبيني را با تمام وجود حس كرده، و اكنون هم خود را قادر به تغيير روند نبيند. ديگر چه جاي زندگي؟ ظاهراً مرحوم توسلي سخن شفاهي ديگري هم براي بيان نداشته است، و ادامه سخن را با مرگ خود تكميل كرده. كسي كه براي دفاع از آرمان خود و عقيده خود قالب تهي كند، موجودي باارزش و ماندگار است.

:
با درود
آقاي عبدي خيلي احساساتي شدهايد.
لطفا از همه آدمها شهيد نسازيد.
........................................................
عبدي:
اتفاقا احساساتي نبودم كه اگر بودم روز اول مطلبي مي نوشتم.مطلقا هم لفظ شهيد استعمال نكردهام و از استعمال اين لفظ براي غير مورد شديدا پرهيز مي كنم.اما انصافا مردن براي عقيده آن هم در ايران از نوادر است.هر عقيدهاي كه باشد.
۶ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۳۶ قֽظֽ | Reply
rahmat :
جناب مهندس عبدي عزيز با سلام
تصور حقير اين است كه حركت امام خميني (ره )
در سال 1342 در حالي كه جريانات چپ داعيه دار مبارزات ضد امپرياليستي و ضد استبدادي بودند حان تازه اي به اسلام داد و پايه گذار حركتهاي بعدي گرديد و بهانه خوبي بدست متحجرين براي دشمني فراوان نسبت به آن مرحوم داد . آناني كه در زمان شاه جرات مبارزه با ظلم را نداشتند و منتظر دستي از غيب بودند و اكنون نيز در انتظار همان امدادهاي غيبي هستند.
من در يادداشت قبلي هم نوشتم اين جماعت با شخص ايشان مخالفند اگر نگوئيم دشمني ديرينه دارند و تا نابودي تمام انديشه هاي ايشان از پاي نخواهند نشست.
زنده ياد مرحوم آقاي توسلي آنقدر به گرد شمع وجود مرادش گشت تا عاشقانه خاموش شد.
" اول بنا نبود كه بسوزند عاشقان
آتش بحان شمع فتد كين بنا نهاد "
رحمت
۶ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۲۸ قֽظֽ | Reply
مجتبی :
در سال 56 , به دلیل انسداد سیاسی شاه , و جو بین المللی فشار برای ایجاد فضای باز سیاسی, مردم با شنیدن جنس صدای احترام به آرا مردم و میزان بودن آن , عاشقانه به دنبال امام رفتند صرفا به دلیل نوع نگاهشان محترمانه به مردم , نگاه افشاگرانه نسبت به تحجر و طرز تلقی نسبت به اسلامی که با مدرنیته مخالفتی نداشت , باید آقایان اگر ریگی به کفش ندارند از خود سؤال کنند , چرا مردم به دنبال مراجع و روحانیون دیگر نرفتند؟....
حالا هم بنظر من کاری ندارد , اگر آقایان واقعا مایلند وزن خود را نزد مردم ببینند, خود را در معرض محک مستقیم مردم قرار دهند تا سیه روی شود هر که در او غش باشد!
۶ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۲۷ بֽظֽ | Reply
:
دیدیم که با وجود مرگ معنادار ایشان در جمع افراد تصمیم گیر و اداره کننده ی جامعه , آب از آب تکان نخورد !!
جالب است که هنوز برخی با دیدن این مرگ و بی اثر بودن آن اعتراض میخواهند با شرکت در این انتخاباتی که خودشان از همه روشنتر میدانند نتایج آن چگونه تعیین ميشود , کشور را اصلاح کنند!!
۶ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۳۱ بֽظֽ | Reply
احسان :
آقای عبدی سلام
متحیرم از سرعت بالای تحولات و اعتماد به نفس همین جریانی که کمر به حذف هر دگر اندیشی یا بهتر بگوییم هر کس اهل اندیشیدن است بسته است. در اردوگاه مقابل هم حالت انفعال موج می زند و ماهم حیران این وسط مانده ایم. قطعا این دوستان صلاحیت امثال خاتمی را برای پیشگیری از تکرار دوم خرداد تائید نخواهند کرد (که آن موقع هم انتهای لیست قرار داشت) یعنی پیشاپیش انتخابات ریاست جمهوری را هم .......
۶ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۴۰ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
مقدمه
....................
امام خميني رهبر سياسي- مذهبي ايران و بنيانگذار جمهوري اسلامي بود! حكومت سلطنتي به رهبري او ساقط گرديد و به جايش جمهوري اسلامي بنياد گذاشته شد اما پس از ان و به طور همزمان جنگهاي داخلي و جنگ خارجي اغاز شد! و ماجراهاي ديگري همچون گروگان گيري ديپلماتهاي امريكائي ، اعدامهاي سال 67 ،عزل ايةالله منتظري و، احكام جديد مذهبي ،حكم اعدام سلمان رشدي و موارد ريز و درشت ديگر ، يك دهه رهبري پس از انقلاب او را هم پر حادثه رقم زد.
اينها همه در دورهء او بود و طبعآ باعث گرديد ايشان مخالفان زيادي پيدا كند كه عمدتآ به خارج كشور رفتند .
در نوشته هاي ذيل موضوع دشمني با ايشان از زاويهء درون نهادي(نهاد مذهب) پرداخته مي شود كه مربوط به موضوع اين يادداشت مي باشد.
۶ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۴۲ بֽظֽ | Reply
نقل قول از رییس دفتر آقای خاتمی :
در این چند روزه دو جلسه طولانی در خدمت ایشان بودم. سه شب قبل آقای توسلی آمده بود منزل ما. دو نفر دیگر از دوستان هم آمده بودند. میگفت میخواهد روز شنبه در مجمع سخنرانی کند. با آقای هاشمی رفسنجانی هم صحبت کرده بود و وقت سخنرانی گرفته بود. متنهایی از سخنان امام را آماده کرده بود ... همهی ما توصیه میکردیم که حرفهایش را در مجمع جوری مطرح کند که احساساتی نشود. بحث انتخابات خبرگان هم شد. کاندیدای تهران بود و از اینکه اتفاقاتی در انتخابات بیفتد که به نفع رقبایش کاری کنند، نگران بود. حسین فرزند خوبش همان روز پیش من آمده بود که حاج آقا را منصرف کنید. گفتیم حالا چه عجلهای در استعفا؟!... نمیدانم چه بحثی پیش آمد که دست زد به قلبش و گفت خیلی اسرار آدمهای گوناگون کشور در این سینه است. حیف که همهی آن اسرار را با خودش به قبر میبرد
۶ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۴۲ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
"انتقام"
...
شمارهء يك(نوشتجات بي طرفانه –پوزيتيويستي)
.................................
شايد براي جواناني كه اين يادداشت جناب عبدي را مي خوانند اين پرسش پيش ايد كه چرا كساني مي خواهند از امام خميني انتقام بگيرند.
چند روز پس از فوت مرحوم امام خميني، من- كه انروز دانشجو بودم- به مجلس ختمش در جائي رفتم! فردي با كسوت مذهبي و معروف كه به عقايد ضد ان مرحوم شهره بود ، وارد شدو طبعآ باعث تعجب همگان گرديد.
اين فرد از دو راه نان مي خورد- و اكنون نيز هم- اول موقعيت مذهبي اش(البته اخوند نيست) و دوم زمين خواري( يعني از فروش اراضي موات و يا مجهول المالك و غيره). او همچنين يك عادت بد هم داشت و دارد كه هنگام يك عمل عبادي، نيتش را به زبان مي اورد به گونه اي كه فرد كناري انرا مي شنود.
انروز هم اتفاقآ امد و كنار من -كه خالي بود- نشست ! اما ان عادت بد، كار دستش داد و در حالي كه مي نشست گفت: من تقيه مي كنم قربة الي الله.
معناي مذهبي اين رفتار(كلام و نيت و حضور اين فرد) اين است كه او،
مرحوم امام خميني را به عنوان يك كسي كه ديگران قبول دارند قبول ندارد و امدنش به اين مجلس براي منافعي چند است.
خوب هر كس عقيده اي دارد و عقيدهء او هم چنين بود.
اين جمله در ياد من بود و براي احدي نقل نكردم چون تبعاتش را مي دانستم! تا اينكه چندي پيش كسي نظر مرا دربارهء او جويا شد و گفت قرار است به او سمت مهمي داده شود !
با خود فكر كردم اگر اين زمين خوار با قدرت حكومت هم پيوند بخورد كه واويلاست و چه كارها كه با املاك مردم بخصوص طبقهء محروم كه توان گرفتن وكيل را ندارند ، نخواهد كرد و در ضمن او كه اين حكومت را و رهبر سياسي- مذهبي اش را به مسلمان بودن هم قبول نداشت پس چرا تا اين حد تظاهر و ريا كرده كه مي خواهند به او سمتي مهم بدهند؟ لذا براي اولين بار جملهء فوق الاشارهء اورا نزد ان مسئول كه -البته انساني شريف و خدوم است- فاش كردم.
پرسش:
ايا امثال اين فرد در بين طبقهء مذهبي وجود نداشته و ندارند؟
اين يك نفر به طور اتفاقي رازش برملا شد و جلويش را تا حدودي گرفتند ، بقيه چطور؟
ايا دستكم تعدادي از همين افراد كه مرحوم امام خميني را حتي به مسلماني قبول نداشتند ، در صدد انتقام از او يا نزديكانش بر نمي ايند؟
اين افراد الان در كجا هستند و چه مي كنند؟
۶ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۴۳ بֽظֽ | Reply
:
مرگ آیت الله توسلی یک هشدار است برای همه ما که از خواب غفلت بیدار شویم و یک بار دیگر با چشمانی باز اطرافمان را نگاه کنیم و از خود بپرسیم که این کشور به کدام سمت می رود و رسالت ما چیست؟ هر گاه چنین کردیم می توان امیدوار بود مرگ این عزیز بزرگوار نه تنها سبب خالی شدن پشت اصلاح طلبان و خط امامی ها نشود بلکه تبدیل شود به نقطه عطفی برای احیای جریان خط امام.
۶ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۴۴ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
انتقام
.....
شمارهء 2 (نوشتجات بي طرفانه- پوزيتيويستي)
.......................................
در ايران فلسفه گفتن غالبآ حرفه اي ممنوعه بوده است چون ذهن و تفكر را باز ميكند وپرورش مي دهد .
امام خميني در حوزهء علميهء قم فلسفه مي گفت و او را به همين سبب تكفيرش كردند ، يعني به مسلماني قبولش نداشتند و ان قضيهء معروف اب خوردن فرزندش از كوزه اي و اب كشيدن ان كوزه و باقي قضايا...
شاگردان فيلسوف مسلك او هم يكي پس از ديگري ترور شدند كه در راس انها مرحوم مطهري قرار داشت!
خوانندهء جواني كه اكنون مي بيند در دانشگاهها فلسفهء غرب و شرق و كلاسيك به راحتي تدريس مي شود و حتي از راديو و تلويزيون هم اين مباحث پخش مي شود ، شايد نتواند اين قضيه را براحتي باور كند اما من خود از نزديك شاهد بوده ام كه همين چند سال پيشتر با يكي ازبازماندگان اولين حلقه از شاگردان امام خميني كه اكنون در كهولت سن است (به دليل تدريس فلسفه و تفسير مثنوي) چه برخوردي شد و چه كلامي بين او و مخالفانش كه بعضآ سررشته در كار حكومت هم داشتند اتفاق افتادو نهايتآكار به كجا كشيده شد.
ايا انها اگر بتوانند از بقيهء نزديكان امام خميني انتقام نخواهند گرفت؟
انها (مخالفين فلسفه)الان در كجا هستند؟
۶ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۴۴ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
انتقام (3)
دشمن خانگي
........(نوشتجات بي طرفانه – پوزيتويستي)
.................................
نكتهء جالب و تيزبينانه اي را كه اقاي حسن روحاني در مراسم مسجد سپهسالار به ان اشاره كرد اين بود كه مرحوم توسلي در دفاع از امام زمان درگذشت.
نگاه اجمالي به سخنان نا تمام مرحوم اية الله توسلي و سؤالات جناب اقاي هاشمي نشان مي دهد كه موضوع در ان جلسه حول محور هوچياني بوده است كه در بارهء امام زمان ادعاهائي را طرح نموده و از اين راه كاسبي و كلاشي مي كنند و امام خميني هم در موردي خاص بر انها خشمگين شده است .
بي گمان او ارتباطاتي را در حوادث اخير با ان موضوع مشاهده كرده كه سخنش را بر ان محور حركت مي داده و احتمالآ صورت خاصي هم در اين رابطه در ذهن ايشان وجود داشته است، چه اينكه او به مدت يك دهه رئيس دفتر بنيانگذار جمهوري اسلامي بوده و اسرار زيادي را در سينه داشته كه امكان چنين انتزاع و اي بسا عينيتي را برايش فراهم مي ساخته است.
قرنهاست كه عده اي همواره نسبت به امام زمان اعتقادات عجيب و غريبي داشته اند و كسي هم كاري به كارشان نداشته است اما پرسش اين است كه در ان جلسه كه سران نظام بوده اند چرا اين بحث طرح مي شود ؟ و چرا مرحوم توسلي باب سخن را در اين زمينه مي گشايد و با خود در اين رابطه سند به جلسه مي اورد ؟ ايا مگر اسيب در همان نزديكيها بوده است كه شيخ پير را وامي دارد كه از هزار راز سر به مهر صندوقچهء اسرارش، يكي را بيرون كشد و به جلسه بياورد ؟
كاش اقاي توسلي را اجل انقدر بود تا بگويد كه اگر مرحوم امام خميني نسبت به چنين افرادي چنان خشمگين شده است انها بعدآ نسبت به امام خميني چه كرده اند و اكنون چه مي گويند و چه مي كنند؟
گر چه مطمئنم ايشان اگر زنده مي ماند باز هم چنين رازهائي را فاش نمي ساخت.
۶ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۴۵ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
مرگ اسطوره اي
......(نوشتجات بي طرفانه – پوزيتويستي)
.....................................
مرحوم توسلي مثل يك اسطوره مرد! او در برابر جمعي جان داد كه اكنون سكاندار انقلاب مراد اويند .انها را بهت زده كرد، به فكر واداشتشان و حتي براي چند روز از تعادل خارجشان ساخت.
گمان مي كنم در سالهاي اخير هيچ حادثه اي تا اين حد سكانداران طراز اول كشور را تكان نداده است! انها در چند روز پس از مرگ او دهان گشودند و سخنهاي بيست ساله را بيرون ريختند و براي ساعتها به هيچ مصلحتي نينديشيدند، انها كه خود مجمع تشخيص مصلحت بودند.
خود ديدم يكي از مقامات را (كه البته جزو مجمع نيست) اما چه مي دانم شايد، بخشي از خطاب مرحوم توسلي را در خود مي ديد ! در مجلس ان مرحوم مثل بيد مي لرزيد و وقتي خبرنگاري از او پرسشي در رابطه با ان مرحوم از او كرد رعشهء اندام و كلامش را نمي توانست كنترل كند و من هم مانده بودم كه خنده ام را چگونه كنترل كنم!
توسلي با مرگش براي اخرين بار شاگردان و ياران و دوستان امام خميني را فراخواند همانها كه دو دهه پيشتر هر روز منتظر تلفن او بودند تا به جماران فراخوانده شوند ، اكنون دوباره فراخوانده شدند اما نه به جماران كه به خود و پيماني كه سالها پيش با امام خميني براي اصلاح اين جامعه بسته بودند .
مرگ توسلي طوفاني بود كه بر دلهاي سوختهء بسياري وزيدن گرفت ! ايا شعله اي بر خواهد خاست؟
پايان
۶ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۴۷ بֽظֽ | Reply
:
عضو مجمع تشخیص مصلحت : " به نظر من، آیت الله توسلی فوت نکرد، بلکه رحلتی شهادت گونه داشت"... "آیت الله توسلی که شدیداً گریه می کرد، وقتی به کلمۀ واپسگرا ها رسید، از روی صندلی پایین افتاد".
۶ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۴۸ بֽظֽ | Reply
عسگری :
سلام اقای عبدی
خسته نباشید. من نیز باشما در این مورد موافقم حقیقت سوالی در ذهنم است که آن دونفر شیاد کی بودند. نمی دانم چرا ولی احساس می کنم باید الان مسئولیتی داشته باشند چرا که صحبتهای آقای روحانی هم در این ادامه بود. اگر می دانی بگویید یا برایم میل کنید.
....................................................................
عبدي:
مهم شيادي آن دو نفر است كه سكه رايج شده و نه مصداق فردي آنان.
۶ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۴۹ بֽظֽ | Reply
خادم :
گوش اگر گوش آقایان و ناله اگر ناله ی آیت الله توسلی
آنچه البته بجایی نرسد اینگونه مرگهاست!
۶ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۴۹ بֽظֽ | Reply
آیت الله توسلی در دفاع از امام، دچار مرگ طلایی شد :
مراسم بزرگداشت آيت الله توسلي از سوي نماينده ولي فقيه در استان و امام جمعه يزد صبح امروز در كنار تربت سومين شهيد محراب حضرت آيت الله صدوقي در مسجد حظيره برگزار شد.
در اين مراسم كه با حضور حجت الاسلام و المسلمين محمدعلي صدوقي نماينده ولي فقيه در استان و امام جمعه يزد، فلاحزاده استاندار و جمعي از مسئولان و مديران استاني برگزار شد، حجت الاسلام ابوالفضل صابري اراكي سخنران اين جلسه با ياد تواناييها و كارگشاييهاي مرحوم آيت الله توسلي در دوران حيات، افزود: ايشان در همان حالات بحراني قبل از انقلاب راه درست را تشخيص دادند و با قرار گرفتن در كنار امام با رژيم طاغوتي به مبارزه پرداختند. پس از انقلاب نيز از بين اطرافيان به ايشان مسئوليت عظيم مسئول دفتري بيانگذار انقلاب اسلامي كه خود از شخصيتي ژرفانديش و عظمت والايي در جهان اسلام برخوردار بودند، واگذار شد.
وي از آيت الله توسلي به عنوان صندوقچه زنده خاطرات امام(ره) ومحرم اسرار انقلاب ياد نمود و اظهار داشت: ايشان صحيفههاي مكتوب را به چشم ديده و به گوش شنيدهاند و تا لحظات پايان عمر به دفاع از امام و اهداف انقلاب پرداختند.
وي خاطرنشان كرد: آيت الله توسلي که دچار مرگ طلایی شد در آخرين پيام خود در مجمع تشخيص مصلحت نظام در دفاع از امام و اسرار انقلاب به همگان اعلام داشتند كه دشمن حركت كرده و اكنون در جايگاههاي مقدس انقلاب حتي جايگاه والاي امام راحل(ره) وارد شده است، لذا بايست مواظب باشيد نگذارید چنين شود.
حجت الاسلام صابري اراكي تاكيد كرد: اين موضوع را جناحي و يا سياسي نكنيد، بلكه بايد همانند زماني كه همه يك دل در راه امام(ره) حركت ميكرديم، حالا نيز يك دل به دفاع از جايگاه امام راحل (ره) بپردازيم. قطعا مردمی که عشق به امام حسین و انقلاب دارند نخواهند گذاشت به حریم انقلاب و امام تعرض شود و همیشه این حریم مقدس خواهد بود.
وی همچنین در بخش نخست سخنانش ضمن بيان ديدگاههاي حضرت اميرالمومنين علي(ع) در مورد مرگ، گفت: متاسفانه در حالي كه حضرت امير(ع) همگان را به ياد مرگ توصيه ميكردند در تلويزيون ما با دعوت از برخي كارشناسان ياد مرگ را عامل بروز افسردگي عنوان ميكنند و حتي توصيه ميشود كه از تماشاي عكس مردگان پرهيز شود.
صابری اراکی با بيان اين كه ياد مرگ در انسانها موجب اميدواري ميشود، گفت: انسانهايي كه مرگ را فراموش كردهاند، امروز چكمههاي استكبار را بر گلوي مردم مظلوم فلسين و عراق ميفشارند. امروز كساني بايست از مرگ بترسند كه از دنيا معني صحيحي نداشته و خود را به گناه آلوده ساختهاند.
۶ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۵۵ بֽظֽ | Reply
این خبر هم فراموش نشود: :
با حکم یک دادگاه فرانسوی
85 میلیون دلار ایران را بالا کشیدند
یک دادگاه فرانسوی به نفع دادگاه فدرال آمریکا حکم توقیف حساب بانک مرکزی ایران در بانک «ناتکسیس» پاریس را صادر کرد.
گفته میشود موجودی این حساب حداقل حدود 85 میلیون دلار است. روزنامه «نیویورک سان» که این خبر را منتشر کرد، نوشت:
دادگاه فرانسوی این حکم را بر اساس شکایت یک دادگاه آمریکایی برای پرداخت غرامت به چند شهروند این کشور از سوی دولت جمهوری اسلامی صادر کرده است. شاکیان اصلی این پرونده دو شهروند آمریکایی هستند که یکی از آنها طی انفجاری در غزه در سال 1995 و دیگری طی حمله یک بمبگذار انتحاری در بیتالمقدس در سال 1997 مجروح شدهاند. این دو آمریکایی از جمهوری اسلامی به دلیل حمایت از گروههای فلسطینی از جمله جهاد اسلامی و حماس شکایت کرده و این دو گروه را مسئول حملات تروریستی فوق دانستهاند.
۶ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۲۷ بֽظֽ | Reply
نقل قول :
مصطفی تاج زاده
به این می گویند
انتخابات سالم و رقابتی!
سایت آقای احمد توکلی- فردا- با افتخار اعلام میکند که ما جلسات حزب رقیب را شنود و منتشر میکنیم.
آقای باهنر زنده ماندن اصلاحطلبان را ناشی از رأفت اصولگرایان میخواند.
آقای حسین شریعتمداری ضرورت تشکیل دادگاههای جدید و مجازات سنگین اصلاحطلبان را به قاضی مرتضوی یادآوری میکند.
آقای روح الله حسینیان هنوز به مجلس پا نگذاشته، از لزوم دخالت نظامیان در عرصه انتخابات البته به نام دفاع از ارزشها و اصول انقلاب دفاع میکند.
آقای فلاحیان مدعی میشود که پروژة قتلهای زنجیرهای نه در دوره وزارت او بلکه در دولت اصلاحات شکل گرفت.
آقای شمقدری علیه اصحاب هنر و سینما بیانیه تند و تیز صادر میکند.
وزیر ارشاد اولین خطا را در هر سایتی مساوی با توقیف آن میخواند.
بعضی فرماندهان نظامی تمام قد به سود یک جناح سیاسی وارد صحنه شدهاند.
صدا و سیما همچنان به یک جانبهنگری و دروغ پراکنی علیه اصلاحطلبان مشغول است.
۶ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۳۰ بֽظֽ | Reply
حاتم :
ابوعبدالرحمن حاتم پسر علوان يا يوسف عصم(اصم) نيز که از مشايخ بزرگ تصوف ايران است از مردم بلخ بوده و با ابراهيم ادهم صحبت داشته است.
وي در سال 237 يا بقولي در سال 249 هجري وفات يافته است. او گفته است که صوفي بايد چهار نوع مرگ را قبول کند: 1- مرگ سفيد، يعني گرسنگي. 2- مرگ سياه، يعني بردباري در هنگام پريشاني روزگار. 3- مرگ سرخ، يعني تسلط بر شهوات نفساني. 4- مرگ سبز، يعني پوشيدن لباس خشن و زبر.
موارد مذکور علائم توجه صوفيه به رنگها و بالاخره به عقايد مانوي است. شرح احوال و گفتار اصم در تذکرةالاولياء شيخ عطار به تفضيل آمده است.
۶ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۳۳ بֽظֽ | Reply
زند :
خدا آيت الله توسلي را بيامرزد. او از جمله وفادارترين ياران امام خميني بود . نظاير ايشان هنوز هم هستند چه در حوزه ها و چه در كنج خانه ها كه در زمره ياران غار امام محسوب مي شدند . ولي اكنون اگر از انديشه ها و سلوك ايشان بخواهند حرفي بزنند همانند دستي خواهند شد كه از آستين اسكتبار جهاني بيرون آمده است و عناويني چون مرعوب ، دشمن شادكن ، آمريكايي ، مفسد اقتصادي و اخلاقي و تحريف كننده انديشه هاي آن امام و انواع اتهامات ديگر را نثارش مي كنند.
۶ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۴۱ بֽظֽ | Reply
فروغ :
حرفي به من بزن
من در پناه پنجره ام
با آفتاب رابطه دارم .
پرنده مردني است
دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ايوان مي روم و انگشتانم را
بر پوست كشيده ي شب مي كشم
چراغ هاي رابطه تاريكند
چراغ هاي رابطه تاريكند
كسي مرا به آفتاب
معرفي نخواهد كرد
كسي مرا به ميهماني گنجشك ها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردني ست .
بعد از تو
اي هفت سالگي
اي لحظه ي شگفت عزيمت
بعد از تو هر چه رفت ، در انبوهي از جنون و جهالت رفت
بعد از تو پنجره كه رابطه اي بود سخت زنده و روشن
ميان ما و پرنده
ميان ما و نسيم
شكست
شكست
شكست
بعد از تو آن عروسك خاكي
كه هيچ نمي گفت ،هيچ چيز بجز آب ،آب ، آب
در آب غرق شد.
بعد از تو ما صداي زنجره ها را كشتيم
و به صداي زنگ ،كه از روي حرف هاي الفبا بر مي خاست
و به صداي سوت كارخانه هاي اسلحه سازي ،دل بستيم .
بعد از تو كه جاي بازيمان زسر ميز بود
از زير ميز ها
به پشت ميزها
و از پشت ميزها
به روي ميزها رسيديم
و روي ميزها بازي كرديم
و باختيم ،رنگ تو را باختيم ،اي هفت سالگي .
بعد از تو ما به هم خيانت كرديم
بعد از تو ما تمام يادگاري ها را
با تكه هاي سرب ،وبا قطره هاي منفجر شده ي خون
از گيجگاه هاي گچ گرفته ي ديوارهاي كوچه زدوديم.
بعد از تو ما به ميدان ها رفتيم
وداد كشيديم :
“ زنده باد
مرده باد”
و در هياهوي ميدان ، براي سكه هاي كوچك آوازه خوان
كه زيركانه
به ديدار شهر آمده بودند، دست زديم .
بعد از تو ما كه قاتل يكديگر بوديم
براي عشق قضاوت كرديم
و همچنان كه قلب هامان در جيب هايمان نگران بودند
براي سهم عشق قضاوت كرديم
بعد از تو ما به قبرستان ها رو آورديم
و مرگ ، زير چادر مادر بزرگ نفس مي كشيد
و مرگ ، آن درخت تناور بود
كه زنده هاي اين سوي آغاز
به شاخه هاي ملولش دخيل مي بستند
و مرده هاي آن سوي پايان
به ريشه هاي فسفريش چنگ مي زدند
و مرگ روي آن ضريح مقدس نشسته بود
كه در چهار زاويه اش ، ناگهان چهار لاله ي آبي
روشن شدند.
صداي باد مي آيدصداي باد مي آيد ، اي هفت سالگي
برخاستم و آب نوشيدم
و ناگهان به خاطر آوردم
كه كشتزارهاي جوان تو از هجوم ملخ ها چگونه ترسيدند
چقدر بايد پرداخت
چقدر بايد
براي رشد اين مكعب سيماني پرداخت ؟
ما هر چه را كه بايد
از دست داده باشيم ، از دست داده ايم
ما بي چراغ به راه افتاديم
و ماه ،ماه ، ماده ي مهربان ،هميشه در آنجا بود
در خاطرات كودكانه ي يك پشت بام كاهگلي
و بر فراز كشتزار هاي جواني كه از هجوم ملخ ها مي ترسيدند
چقدر بايد پرداخت؟…
۶ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۴۱ بֽظֽ | Reply
مهيار :
با سلام
در عهد قاجار با اتمام دوره اول جنگها بين ايران وروسيه وپايان مخاصمه عده اي نزد پادشاه رفته وعلت ترك مخاصمه را جويا شدند كه گويا با توضيحات پادشاه قانع نشده وادعا نمودند كه امام زمان وعده داده است در صورت ادامه جنگ پيروز خواهيد شد ودر گفتار خود انقدر ادامه دادند كه پادشاه قشون را به اميري عباس ميرزا وليعهد مجددا به مرز ايران اعزام نمود .اما با حمله وسيع قواي روس و ضعف ارتش شكست سنگيني به كشور تحميل گرديد كه نهايتا هم آن قرارداد كثيف به زور به ايران توسط روسيه تحميل گرديد.در بازگشت آقاياني كه قول حمايت آقا امام زمان وپپروزي ارتش اسلام را داده بودند در برابر سوال پادشاه از انجام نشدن چنين پيش بيني اعلام نمودند :وليعهد در امر جنگ مداخله نمود ه باعث ناراحتي آقا امام زمان گرديده و در نتيجه ايشان هم ما را ياري ننمودند و شكست خورديم.
۶ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۳۲ بֽظֽ | Reply
امیر :
سلام
آیا شما می دانید آن آقایی که کوزه را در فیضیه آب کشیده بعد آب خوردن فرزند امام کیست؟ اگر میدانید به ما هم بگویید یا لااقل آدرس دهید.
..............................................................
عبدي:
اسمش را نميدانم ولي قديمي است.چندان مهم هم نيست كه نامش چيست.
۶ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۴۱ بֽظֽ | Reply
بینا :
سلام،
در جواب محمد حسین باید گفت یکی از بدترین ویژگی هایی که اينگونه حكومتها بر جامعه تحمیل کرده یا می کند نفاق و دورویی است. نتیجه نفاق و دورویی عد م اعتماد به یکدیگر است که در نتیجه آن در جامعه زیستن مفهوم خود را از دست می دهد. همچنين معتقدم بزرگترین خیانتی که بر ایرانیان شده است تهی کردن واژه ها از معنای اصلی انست. نمونه ها بسیارست و مثال آشنای آن آزادی است که تا به زبان می آید معنای جنسی ان در تریبون نماز جمعه تشریح میشود.
۶ اسفند ۱۳۸۶ ۴:۰۸ بֽظֽ | Reply
حمید :
پیروزی و شکست
جشن پیروزی هسته ای مرا به یاد جشن پیروزی آزادی گروکانهای سفارت در لحظه ادای سوگند توسط ریگان ریس جمهور آنزمان آمریکا و قرارداد الجزایر و جشن پیروزی پایان جنگ بعد از سه ماه شکستهای پی در پی و پذیرفتن قطعنامه ۵۹۸ که از آن به مانند خوردن سم یاد شد انداخت.
۶ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۰۲ بֽظֽ | Reply
محسن :
آقای عبدی
آیا میدانید که وقتی ...
.......................................................
عبدي:
جناب محسن!اين هم راهي است براي اصلاح گذشته.كمابيش همه به هم ميخورديم.بي ترديد در اين ميان هم تر و خشك هم به هم سوختهاند.
۶ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۲۰ بֽظֽ | Reply
افسوس :
امروز خبر داده شد که مدیر مسئول سایت نوسازی با قرار موقت توسط بازپرس روانه ی زندان(=هتل) اوین شده تا بلکه آبی بر آتشی باشد که با نوشتن مقاله ی اقتضای طبیعت گونه و تکراری ( البته در مورد ماهیت منتقدان دیگر) به اسم " راز لپهای گل انداخته" بر پا کرده بود.
البته روند این بازداشت آقای جسین نو بختیان ,مدیر مسؤل سایت نوسازی بعنوان محل نزاع دو دیدگاهی که آقای شریتعمداری در سرمقاله ی دیروز به آن اشاره داشتند , خیلی جالب و درس آموز است.
اجازه دهید کمی نور به اتفاقات این ده روز بیاندازیم:
در ابتدا با اعلام مخالفت شخصیت های شاخص دو جناح از جمله مهدی کروبی دبیرکل حزب اعتمادملی که خود را شاخص اصلاح طلبی معرفی و هشدار داد اگر این "بی حرمتی" تکرار شود، "فرزندان انقلاب و یاران امام جوابی به اهانت کنندگان خواهند داد که هم خود آنها پشیمان شوند و هم کسانی که پشت پرده اینان را می گردانند" و هم چنین حسین شریعتمداری، مدیرمسئول روزنامه کیهان که هوادار اصولگرایان و منتقد سرسخت اصلاح طلبان است که طی یادداشتی در این روزنامه، مطلب سایت نوسازی را شرم آور خواند و نوشت که بعید نیست "نفوذیهای مخالف دولت و امام و اصولگرایی" در سایت نوسازی "رخنه و جا خوش کرده باشند".
ایشان در انتها این چنین نوشتند:
و بالاخره، روي سخن با رياست محترم جمهوري، جناب آقاي دكتر احمدي نژاد است كه نگارنده در سلامت نفس، تقوي و شيفتگي او به حضرت امام ترديدي ندارد و سخن آن است كه اقدام ياد شده تنها از دو طيف برمي آيد. اول؛ نفوذي هاي دشمن امام و دولت اصولگرا و به آخر خط رسيده كه خود را به سيم آخر مي زنند و دوم؛ از افراد ساده لوح و كم دان، اما پرمدعا يعني دوستان نادان، كه در هر دو حالت حضور آنان در يك سايت مشهور به حمايت از دولت، خطرناك و غيرقابل توجيه است. بنابراين، برادر عزيز و بزرگوار جناب آقاي احمدي نژاد كه نگارنده حضور شما در رأس قوه اجرايي كشور را يك موهبت الهي مي داند، مراقب اطراف خود باشيد و به هيچيك از دو طيف ياد شده فرصت حضور در پوشش حمايت از دولت اصولگرا را ندهيد. اگر هم آنان به دروغ خود را حامي دولت مي دانند، دروغ آنها را برملا كنيد.
این اعتراضات احساسی در اولین مرحله باعث شد تا حدود ده روز پیش به فرمان دادستانی , سایت نوسازی خراب (= مسدود) یا به قول معروف فیلتر شود. بعد از این اقدام انتظار میرفت با یک تشر به روزنامه های کمی تا قسمتی مستقل مثل بقیه موارد و اینگونه حوادث , کمی آبها از آسیاب بیفتد و به همین دلیل روزنامه کیهان بعنوان یار نزدیک این سایت زودتر از موقع ( به دلیل کمی زمان تا انتخابات ) فضا را برای برگرداندن فلاش فشار مناسب دید , جانی گرفت و در مقاله ای دیگر برای گل آلود کردن فضا برای راحتتر ایز گم کردن سایت تحت ضرب اینچنین نوشت :
در پي درج نكته ديروز در صفحه دوم كيهان با عنوان «دشمن نفوذي يا دوست نادان»كه به انتقاد از برخورد موهن سايت «نوسازي» به اظهارات حجت الاسلام والمسلمين سيدحسن خميني اختصاص داشت، اطلاعات به دست آمده حاكي از آن است كه سايت مزبور علي رغم ادعاهاي موجود مبني بر حمايت از دولت احمدي نژاد نه تنها هيچ نسبتي با دولت ندارد بلكه آقاي حسين نوبختي مدير سايت نوسازي در مصاحبه با خبرگزاري ايرنا-86.11.24- ضمن تكذيب هرگونه نسبت اين سايت با دولت نهم، خود را از منتقدان جدي احمدي نژاد نيز معرفي كرده است.
گزارش ديگري حكايت از آن دارد كه مطلب موهن سايت نوسازي عليه نوه حضرت امام(ره) با تحريك شخصي به نام «ع-الف» كه از عناصر دوم خردادي شاغل در يكي از خبرگزاري هاست نوشته شده است.
گفتني است مديرمسئول كيهان در نوشته ديروز خود ضمن تاكيد بر اين اعتقاد كه حضور دكتر احمدي نژاد در رأس قوه مجريه را يك «موهبت الهي» مي داند، احتمال داده بود كه مقاله يادشده در سايت نوسازي، محصول يك نفوذ چند لايه در اين پايگاه اينترنتي باشد كه گزارش هاي بعدي اين احتمال را قوت بخشيده است.
كيهان اگرچه در نوشته ديروز خود رابطه اين سايت با دولت را تنها به عنوان يكي از چند احتمال، ياد كرده بود و شواهد و اسناد بدست آمده طي 24 ساعت گذشته نيز وجود كمترين ارتباط سايت نوسازي با دولت اصولگرا را كاملاً نفي مي كند ولي برخود لازم مي داند به خاطر طرح آن احتمال نيز از دولت اصولگرا و رياست محترم جمهور پوزش بخواهد و البته بديهي است كه كيهان كماكان بر زشتي اقدام سايت نوسازي كه مقامات بلندپايه دولت نيز بعد از اطلاع آن را تقبيح كرده اند، تاكيد مي ورزد.
و بعد از آن توضیحات , توضحیات آقای نوبختی را به آقای شریعتمداری بعنوان دلجویی از ایشان در روزنامه چاپ کردند و از ایشان نیز عذر خواهی نمودند تا اینکه ناگهان آقای توسلی آن تلنگر آگاهی بخش را با سکته خود به گوش همه رساندند و این بار روزنامه کیهان برای فرار از محلی که دیدگاهش ( فراافکنی) در آن گیر افتاده بود در سرمقاله آيت الله توسلي مرحوم و احمدي نژاد مظلوم نوشت:
اما، بعد از انتشار خبر درگذشت مرحوم آيت الله توسلي برخي از مدعيان اصلاحات كه بارها نشان داده اند كمترين ارادتي به حضرت امام(ره) ندارند، تلاش گسترده اي را براي سوء استفاده از درگذشت آن مرحوم آغاز كردند. آنها در يك حركت موذيانه كه تمامي شواهد از هماهنگي آن در يك نقطه مشترك حكايت مي كند كوشيدند ضايعه فوت مرحوم توسلي را با ماجراي اهانت يك سايت اينترنتي به نوه حضرت امام(ره) گره بزنند و در همان حال سايت مورد اشاره را به دولت نهم نسبت داده و نتيجه بگيرند كه اهانت اين سايت باعث سكته قلبي آيت الله توسلي و درگذشت ايشان بوده است! كه در اين باره گفتني است؛
1-همزماني دو رخداد در هيچيك از دستگاههاي منطقي و مباني عقلي به مفهوم رابطه علت و معلولي آنها نيست بلكه دو حادثه همزمان مي توانند علت هاي جداگانه اي داشته باشند، بنابراين مرتبط دانستن درگذشت مرحوم آيت الله توسلي با ماجراي اهانت يك سايت به نوه حضرت امام(ره) يك برداشت غيرمنطقي و عوامانه است كه تنها با هدف عوام فريبي قابل طرح خواهد بود!
2- علاوه بر نكته فوق، بايد گفت كه اهانت به نوه حضرت امام(ره) و فوت مرحوم آيت الله توسلي دو رخداد همزمان نيز نبوده اند. ماجراي اهانت 6 روز قبل از فوت آقاي توسلي اتفاق افتاده و خبر آن نيز در سطح گسترده اي منتشر شده بود، بنابراين كساني كه با موذي گري در پي ارتباط دادن اين دو رخداد با يكديگر هستند بايد توضيح بدهند كه چرا مرحوم توسلي 6 روز قبل، يعني به هنگام شنيدن خبر اهانت دچار عارضه سكته قلبي نشده بودند؟! مخصوصا آن كه يك خبر ناگوار وقتي براي اولين بار مطرح شده و به گوش كسي مي رسد بسيار تكان دهنده تر و تحمل آن به مراتب سخت تر از هنگامي است كه همان خبر را براي چندمين بار شنيده و مدتها از هنگام وقوع آن گذشته باشد. با توجه به اين نكته بديهي مي توان گفت ادعاي برخي از مدعيان اصلاحات كه تلاش مي كنند درگذشت مرحوم توسلي را ناشي از ماجراي اهانت يك سايت به نوه حضرت امام(ره) قلمداد كنند، فقط يك سوء استفاده سياسي نفرت انگيز و ناجوانمردانه است... و صدالبته ناشيانه نيز هست.
3- سايتي كه مطلب اهانت آميز نسبت به نوه حضرت امام(ره) را منتشر كرده بود برخلاف آنچه ادعا مي شود نه فقط كمترين ارتباطي با دولت نهم ندارد، بلكه از سايت هاي منتقد دولت نيز هست و البته برخي گزارش ها نيز حكايت از آن دارد كه مقاله اهانت آميز مورد اشاره به تحريك فردي نوشته شده كه سابقه فعاليت در جبهه موسوم به دوم خرداد و روزنامه هاي وابسته به اين جبهه را داشته است. دولت بلافاصله بعد از اطلاع از خبر اين اهانت، ضمن محكوم كردن آن، سايت مزبور را فيلتر كرد و مدير سايت نيز با اشاره به شواهد و نمونه هايي اعلام كرد كه سايت تحت مديريت وي منتقد دولت بوده است. بنابراين نسبت دادن اين سايت به دولت نهم كه به گواهي اسناد غيرقابل انكار در پيروي از آموزه هاي امام (ره) گوي سبقت از تمامي مدعيان ربوده است، نه فقط دور از انصاف بلكه ناجوانمردي است.....
خلاصه کلام اینکه
ادامه این سرمقاله درسهای بسیار در بر دارد و در این چند روز این مساله محل نزاع دو دیدگاه بود ....
در این مدت یکطرف تلاش داشت از این نمد و این آتوی سایت نوسازی برای خود کلاهی بسازد تا طاسی اش را بپوشاند و دیگری تلاش داشت با ایجاد صداهای مختلف و ایجاد موج , اجازه ندهد کسی واقعیت امر را ببیند و در ضمن بتواند آقای نوبختی را از زیر ضرب نجات دهد که نشد و سران آن دیدگاه موج ساز بالاخره صلاح دیدند همان کاری را کنند كه در سياست ايران مرسوم است و پياده نظام و زير دست را در دم توپ ميدهند!!هويدا هم به چنين سرنوشتي در رژيم گذشته دچار شد.
تصمیم گرفتند تا بعد از انتخابات , آقای نوبختی را روانه هتل اوین سازنند تا این مساله باعث کاهش بیش از این مشارکت خودیها در انتخابات نشود....
کامنت طولانی شد ولی درسهای این اتفاق هنوز برگ برگ روی میز پر و پخش مانده است.
آیا کسی هست برای امروز این اطلاعات را جمع بندی و برای آینده چراغی سازد؟
۶ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۲۴ بֽظֽ | Reply
رضا فتوحی :
سلام
1-جناب عبدی باید متاسف بود که پس از 28 سال نه تنها احزاب ، مطبوعات و نهادهای مدنی برای مقابله با این شیادی ها شکل نگرفته اند بلکه نهاد هایی مانند حوزه که همواره در برابر این گونه موارد حساس بوده و واکنش نشان می داده امروز منفعلانه عمل می کند.
2-آیا اگر همه ی افرادی مانند شما که پیروان خط امام بوده اید ترجیح بر سکوت دهید و دم بر نیاورید و نیز افراد سیاسی و مذهبی شنیده باشند که فردی جانماز خالی پهن می کند و هکذا ولی دم بر نیاورد تا چنین حادثه ای به وجود آید و بعد هم که کسی علنی گفت باز هم واکنشی نبینیم نشان چیست آیا روحانیت و سیاسیون ما که روزگاری جان و آبرو بر کف دست گرفته اند تا این اندازه بی تفاوت شده اند؟
۶ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۳۹ بֽظֽ | Reply
محسن :
آقاي عبدي و ساير دوستان ، با سلام
در مورد فوت آيت ا... توسلي حرف و سخن ، بسيار زده شده و از اين به بعد هم مطرح خواهد شد .
پس اجازه دهيد به موضوع مهم ديگري اشاره كنم :
دقت كرديد كه بعد از تمام اين حرف و حديثها و دقيقاً در مقطعي كه بحث در حال اتمام بود ؛ حسين نوبختي مدير مسئول سايت نوسازي با شكايت مدعي العموم دستگير شد ؟
حالا شما از من قبول كنيد كه حسين نوبختي اصلاً آدم خودي بود و باور نكنيد كه در اوين به وي سخت خواهد گذشت ( كه راضي هم نباشيم به وي سخت بگذرد ) و در ضمن دقت كنيد كه اضولاً اين دستگيري براي چه منظوري صورت گرفت ؟ جرم كه قطعاًمشخص است و قرار بازداشت موقت نيز براي خوف از تباني يا امحاء آثار و دلايل جرم يا فرار متهم بايد صادر شود كه بديهي است در اين جريان ، موضوعيتي ندارند . پس بازداشت چرا ؟
آهان ! قطعاًمي توانيد بگوئيد چه كسي اين وسط سوار بر موج و مطرح شد ؟!!
كمي دوگوله را به كار بياندازيد به نتيجه ايي كه آقاي عبدي خواهد گرفت ؛ خواهيد رسيد !
۶ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۵۵ بֽظֽ | Reply
:
البته آقاي عبدي .... هم در پاي عقيدهاش كه همانا ..... بود مرد!
...............................
عبدي:
اگر اينطوري بگوييم همه در پاي عقيده خود ميميرند.منظور كشته شدن نبود.بلكه قالب تهي كردن ناشي از عدم تحمل در انحراف از آرمان و عقيده بود.گرچه ميتوان آن آرمان و عقيده را نقد و حتي رد كرد .
۷ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۲۰ قֽظֽ | Reply
kave :
salam jenabe abdi : albate injaneb midanam ke shoma ta che hodudi adamha ra ba hagh ya hagh ra ba adamha misanjid , monaha bazimogheha bekhater maslehathaye bazghu nemikonid ama shoma eshare kardid ke afradi hastand ke az "aghaye khomeni mikhahand entegham beghirand va shoma nafarmudid inha kia hastand, aya enteghad kardan valu be aghaye khomeni bashad haram hast va maghar aghaye khomeni osule din budeast khode aghaye khomeni mighuiad ke na , maghar nave aghaye khomeni osule din hast ke kasi natavand az u enteghad konad va montaghed ra amel bighane, sadeloh va ava az in alfazi ke hokumate iran mitarashad (shoma ham az ghorbaniane in tohmatha hastid) aghaye tavasoli aghar ke baraye in enteghad valo
nahagh jan bedahad be nazare in haghir bish az had ehsasati budeast va ma dar in mamlekat be adami ke aghl ra arjah midahad bishtar ehtyaj darim, hamin ehsasate bish had bude va hast ke iran zarar dide va khahad dad , jenabe abdi in harfha dar mamaleke gharb har ruz etefagh mioftad va kesi be khaterash na mimirad ya koshte mishavad , ey kash mabehtarin melate donya hadeaghal kami in raftarhaye maghulane ra az in gharbihaye kafar yad beghirim. va eykash in agha va aghazade va shah va shahze baziha ham az in mamlekate telesm shode iran rakht bebandad
ba tashakor az zahamatetan
movafagh bashid.
..............................................................
عبدي:
بله اكثر موارد درست است.من هم از اين دفاع ميكنم كه بتوان همه را نقد كرد اين به نفع نقد شونده هم هست .اما من و شما نميتوانيم معناي يك عمل را در ايران تغيير دهيم.من معتقد نيستم كه با نويسنده آن مطلب برخورد شود و حتي ديشب با يكي از دوستان كه ارتباط نزديكي با حسن آقا داشت
تماس گرفتم كه خواهان آزادي وي شود و او هم بلافاصله اين نكته را منتقل كرد گرچه خودشان هم به اين نكته رسيده بودند.اما فارغ از اين بحث معناي عمل و تفسيري كه از آن مي شود بحث جداگانهاي است.و اين يادداشت هم نمي خواهد بگويد كه انتقاد يا حتي انتقام گرفتن حرام است اما در قالب دوستي وارد شدن و نعل وارونه زدن بحث ديگري است.
۷ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۴۸ قֽظֽ | Reply
کاش لااقل در انتخابات رانت نبود :
مهدى کروبي: حزب اعتماد ملى با هيچ گروه دوم خردادى سرنوشت خود را گره نمىزند
آنوقت خیلی گره ها زده میشد!
۷ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۵۵ قֽظֽ | Reply
امیر ایرانی نژاد :
سلام:
تسلیت منراهم بپذیرید و انشااللاه که زندگی مرحوم شیخ توسلی روشی بشود برای دیگر اقایانیکه هتوز در قید حیات هستند و میتوانند کاری برای شادی روح ایشان و قدمی بزرگ برای ما مردم هنوز خوشبین در جهت مردم سالاری بردارند. شاید ان مهدی حقیقت طلب واسطه ای شود که خالق عالم و ادم ان قاسمالجبارین راه مستقیم را بما نشان دهد که هر چه میتوانیم فاصله خود را از ان چاه جمكران بیشتر کنیم. امین.
۷ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۵۹ قֽظֽ | Reply
مرگ خوبه ولی برای همسایه :
یکی از مقامات دولتی:
ما مگر چه می گوئیم که اینطور زیر رگبار حمله تبلیغاتی قرار گرفته ایم؟ ما می گوئیم حقوق بشر را رعایت کنید، آزادی را رعایت کنید، به ادعاهای خودتان عمل کنید و اجازه بدهید در فلسطین یک انتخابات آزاد انجام شود، نتیجه هرچه بود ما با جان و دل می پذیریم و به روی چشم می گذاریم!
۷ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۰۲ قֽظֽ | Reply
میثم :
این از شما اون هم از آقای قوچانی با مقاله جدیدشون در حمله به برخي اديان و ربط دادن رفتارهای فعلی به وضعیت آن موقع...
البته من در ایران نیستم ولی تصور میکنم زیاده روی میکنید. فضایی این نوشته ها (نقل قولی که آورده اید) و مخصوصا در کامنت ها (جناب محمدحسین) بسیار دور از واقعیت به نظر میرسد و حتی اگر حقیقتی داشته باشد دایره نفوذ آن حتی در میان مسوولین بسیار کمتر از آنچه نمایانده میشود باید باشد. اگر بپذیرم که شما فردی عاقل هستید (که ترجیحم این است) تنها توضیح سازگار باقیمانده زدن رقیب به هر قیمتی است.
در پایان شما را به خدا دست از این گفتمان صاحبان واقعی انقلاب بردارید! مگه مملکت سگ گله است که صاحب داشته باشد.
۷ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۰۳ قֽظֽ | Reply
از شعار ایران برای همه ایرانیان دیگر خبری نیست! :
گفته می شود، ستاد ائتلاف اصلاح طلبان با شعارهای تبلیغاتی زیر وارد میدان رقابت انتخاباتی برای مجلس هشتم می شود:
1- کنترل مجلس هشتم؛ کنترلگرانی و ایجاد رونق اقتصادی
2- مقابله با تحجر و دفاع از اندیشه های امام خمینی
3- ارتقاء و منزلت ایران و کرامت ایرانیان در عرصه بین المللی
۷ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۰۵ قֽظֽ | Reply
حمید ش :
خدا رحمت کند مرحوم آیت الله توسلی و همچنین همه صلحا و دلسوزان واقعی این ملک وملت را ، من تا چندی قبل همیشه با خودم این سوال را داشتم که چگونه پس از گذشت مدت نه چندان طولانی از رحلت پیامبر (ص) باخاندان آن حضرت چه رفتاری شد وآن هم نه از طرف اجانب بلکه از سوی مدعیان و غاصبان خلافت مسلمین؟
اما با توجه به حوادث اخیر و بی تفاوتی وشاید هم خرسندی برخی ها پاسخ سوال ماهم داده شد.؟>
۷ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۴۰ قֽظֽ | Reply
مهرگان :
در بعضي موارد دانستن اين مطلب كه بدانيد خبري وجود دارد، از خود خبر مهم تر است . ذكر نمونههاي ان در كتاب آسماني ما نيز هست.مانندآيات اول سوره عم و يا در سوره كهف از اختلاف عددي اصحهاب كهف صحبت ميشود ولي تعداد گفته نميشود . در قرآن از اين اشارات زيبا بسيار است كه پرداختن به آنها بابهاي زيادي از علم را براي عالم باز ميكند.
در تاريخ اسلام نيز اين موارد كم نيست . اشخاص زيادي بودهاند كه رازهايي در سينه داشتند از رفتار هاي زشت با پيامبر (ص) ولي خبر را سر بسته اعلام كردندو آن را نگوشودند تا از دنيا رفتند .و آن اشخاص هم بعدا خود را وارث پيامبر (ص) ميدانستند و از جانشين به حقش و نوادگانش انتقام گرفتند.البته به ظاهر
دانستن اين مطلب كه در ماجراهاي اين انقلاب خبرهايي بوده و هست كمك ميكند كه ساده انديشي را كنار بگذاريم و همه چيز را سياه سفيد نبينيم . جهل از بدترين صفات آدمي است و علم هم به راحتي بدست نمي آيد. براي بدست آوردن علم ابتدا بايد سئوال را پيدا كرد . كساني كه به ما ميگويند خبري هست در واقع سئوال را دراختيار ما ميگذارند . و اين شيوه درست تربيتي است.
بعد از رحلت حضرت امام در اجلاسي حاج احمد آقا از حاضرين در جلسه خواست كه آن شخص را كه به امام تهمت كفر زده و ماجراي كوزه را بوجود آورده بود بشناسند و روي اين موضوع تاكيد هم ميكرد . نميدانم چند نفر اين كار را كردند ولي من يكي از آنها بودم او را شناختم . اما آنچه مهم است نام آن فرد نيست و چه بسا او بعدا از اين عمل خود پشيمان شده باشد. ولي آن خط فكري را بايد شناسايي كرد و رد آن را گرفت تا در گزينههاي زندگي دچار اشتباه نشد .
امروز تاريخ نام خيلي از افراد را كه به پيامبر جسارت ميكردند فاش كرده است ولي هنوز هم پيامبر و مخصوصا اهل بيتش مظلوم هستند.
۷ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۴۱ قֽظֽ | Reply
محمد حسين : در جواب بینا
نظر جنابعالي در بارهء گسترش ريا كاري در جامعهء ما درست مي باشد اما همانگونه كه در كامنت مقدمه ذكر كرده ام نگاه من در اين كامنتها دربارهء يك موضوع خاص مي باشد!
۷ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۳۲ قֽظֽ | Reply
محمد حسين : در جواب میثم
ميثم عزيز
جنابعالي كه كامنتهاي بنده را توصيف فضاي غير واقعي دانسته ايد ممكن است تحليلتان را دربارهء انتخابات مجلس خبرگان رهبري سال 84 و ماجراي راي نياوردن مرحوم توسلي و تماس او از دفتر حضرت امام(با تلفن مخصوص) با جناب اقاي پور محمدي وزير محترم كشور مرقوم فرمائيد تا ضمنآ ما را كمي وارد فضاي واقعي بنمائيد.
۷ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۱۲ بֽظֽ | Reply
محمد حسين : در جواب محسن
جناب محسن
فكر نمي كنيد در شرايط حاضر زندان امن ترين جا براي خود اوست؟
۷ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۲۰ بֽظֽ | Reply
احمد :
جناب عبدي با سلام
كدام قسمت از پيام من مشكل داشت كه از انتشار آن سرباز زديد ؟
خدا همه ما را نگهدارد
.........................................................
عبدي:
در واقع خيلي كامنت خوبي هم بود خودم هم استفاده كردم هر چند كوتاه بود.اما دليل قاطعي هم براي ردش نداشتم فقط چون ممكن بود چند پهلو باشد احتياط كردم شما به بزرگي خودتان اين احتياط را به من ببخشيد.
۷ اسفند ۱۳۸۶ ۳:۲۲ بֽظֽ | Reply
کامران :
سلام
جناب آقای عبدی عزیز
امید که خوب باشید و قبراق
راستش این کامنت ربطی به مطلب فوق نداره که ازین بابت عذر میخوام و احتمال میدهم که در این خصوص قبلاً صحبت کرده باشید منتها چون تازه به وبلاگ شما اومدم مجبور شدم به پرسیدن...
آقای مهندس آیا هیچ راهی برای داشتن ارتباط وسیع با عامه مردم در جبهه مشارکت و سایر احزاب اصلاح طلب نمیتوان مهیا نمود؟ لزوم سخن گفتن با همه ایرانیان در اقصی نقاط این آب و خاک را شما بمراتب بهتر از این حقیر میدانید
آیا نمیتوان با وساطت بزرگان قوم چون جناب خاتمی و هاشمی دست بکاری زد؟
تا کی اینگونه باید اسیر تبلیغات یکسویه حضرات اصولگرا باشیم ؟
به شخصه میدانم روی این موضوع بسیار بحث شده اما از نتیجه اش بیخبرم
آقای عبدی
حتی در مجامع کوچک خانوادگی خصوص در شهرستانها رنج فراوان میبرم از نا آگاهی ها
البته من ادعای اندیشمندی نداشته و ندارم
دستکم به همین اینترنت که میتوان آخرین سنگر فتح نشده حضرات نامیدش دسترسی دارم
اما براستی ضریب نفوذ آن تا کجاست
در روستای پدری من و هزاران مکان اینچنینی حتی بعمر خود رایانه ندیده اند اینترنت که ....
براستی تا کی ؟آخر چه باید کرد؟
.............................................................
عبدي:
خوب پس از شكست زماني لازم است تا همه خود را جمع و جور كنند.بقول حافظ چون سرآمد دولت شبهاي وصل بگذرد ايام هجران نيز هم.
۷ اسفند ۱۳۸۶ ۳:۴۱ بֽظֽ | Reply
:
مرتضي آقاتهراني براي رياست مجلس
خراسان نوشت: زمزمههايي در ميان اعضاي رايحه خوش خدمت بهوجود آمده كه حاكي از تمايل آنان براي رياست مجلس هشتم توسط مرتضي آقاتهراني است.
۷ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۲۷ بֽظֽ | Reply
مسعود صارمی - ادامه ی گفتگو با یکی از نماینده های نسل جو :
با اجازه ادامه ی گفتگو را به این پست کشاندم چون معتقدم زندگی یک عکس نیست , برای قضاوت در مورد دیگران باید فیلم آنها را در همه ی احوال دید و نه عکسهای خندانشان را
ولی متاسفانه شاه به نسل ما جفا کرد و اجازه نداد آزادانه فیلم زندگی افراد را بدون التهاب و ترس ببینیم!
خلاصه گفتگو:
جاوید از نسل امروز , از نوشتار پاسخ به نسل امروز , نسل گذشته را مقصر تمام مشکلات امروز معرفی نمود ... و این جرقه ی این گفتگوها شد.
بشخصه دوست دارم توسط این دوست نسل جوان , یا جوان مانده , قانع شوم که چرا ما مقصریم؟ مگر نسل ما چه کرد که نمی باید میکرد؟
جاوید ( با نزدیکی به ایده ی سلطنت طلبان و جاوید شاه ... گویی های آنان ) معتقد است: نباید نسل گذشته اجازه میداد انقلاب شود.
و من ( و البته هم سن و سال من , آقای عبدی در این تارنما ) معتقدیم که انقلاب به دلیل انسداد ( بسته شدن) فضای سیاسی , فرهنگی , ... و اطلاعاتی , توسط خود رایی و استبداد شاه , خارج از اراده ی ما , بر نسل ما و البته بر مملکت ثروتمند ما توسط عملکردهای ناصواب شاه تحمیل شد.
....
گفتگو با جاوید , را در این پست ادامه میدهم. بدان امید که در مسیر این گفتگو , دیدگاه هایمان برای ورود سالم به آینده , بیشتر و بیشتر تصحیح گردد.
گفتگو با او را ادامه میدهم چرا که معتقدم اگر ( و هر زمان دیگر ) از زاویه ای اشتباه , به اتمسفر دنیای آینده وارد شویم , ممکن است باز بجای وارد شدن به فاز جدید , بسوزیم!
اجازه دهید برای اهمیت ادامه پیگیری موضوع و این گفتگو , یک مثال ملموس بزنم.
رضا پهلوی ( بعنوان یک شخص و نه فرزند شاه(ادعایی که خودش دارد )), در تمام مصاحبه ها از پرداختن و موضعگیری نسبت به واقعه ی 28 مرداد ,( با این بهانه : گذشته ها گذشته , باید رو به آینده داشت ) طفره رفته و طفره میرود . چرا؟
بنظر شما چرا یک شخص نباید بتواند نسبت به یک واقعه ی تاریخی اظهار نظر و قضاوت کند؟
اساسا یک سیاستمدار را از روی قضاوتهایش باید انتخاب کرد , مگر جز اینست؟
بنظر من ؛
چون موضعگیری در مورد واقعه ی 28 مرداد , زاویه ی برخورد او را نسبت به آینده تعیین میکند.
چون اگر 28 مرداد را بعنوان یک کودتای آمریکایی بپذیرد , نمیتواند آن جهتی را برای ورود به آینده انتخاب کند که وقتی آنرا یک قیام مردمی تلقی میکند و .....
امیدوارم این مختصر , دلیل اهمیت به گذشته و تصحیح دیدگاه هایمان را نسبت به آن برای ایجاد مشارکت در آینده بیان کرده باشد.
و اما ادامه ی گفتگو:
---------------
جاوید نوشته:
از من انتقاد كردي كه چرا من هم صفر و يكي هستم؟ خوب برادر ، نه اينكه منهم از همين انتقاد دارم كه شما جامعه رو اينجوري كرديد.منم عضو همين جامعه هستم ديگه.هنر من الان اينه كه اينو فهميدم و دارم خودم رو از اين آموزه نسل قبلي مبري مي كنم.من منظورم هم نسلان من هستند.تو خيلي از دوستانم دارم اينو مي بينم كه همشون دارن اينجوري فكر مي كنند.(پایان نقل قول جاوید)
آیا این تجربه ایی که شما امروز به داشتن آن افتخار میکنید , تجربه ای نیست که هم نسلان من بهایش را با خون و دل خوردن و از دست دادن خوشی هایشان برای شما پرداخته و فراهم ساخته اند؟
چرا ما در سن و سال شما , ( زمان شاه) اینگونه فکر نمیکردیم؟ آیا شما و نسل شما , خود را تافته ی جدا بافته ی از این نظام خلقت میدانید؟ آیا فکر میکنید در بدن شما خون سبز جریان داردو در نسل ما خون تقصیر؟
نه بنظر من , همه ی انسانها مثل همند و در موقعیتهای مشابه عکس العملهای مشابه از خود بروز میدهند و .....
بنظر من دلیل آن نا آگاهی نسل ما , این بود که چون شاه( نظام بسته ی شاهنشاهی) , با استبدادش , آنقدر فضای جامعه را تاریک کرده بود که جز تاریکی و نور رنگ دیگری برای ما وجود نداشت.
----------
جاوید پرسیده:
اينكه من خيلي از مشكلات كنوني جامعه رو از نسل قبل مي دونم كجاش فرافكنيست؟ يعني شما واقعا فكر مي كنيد اين مشكلات از آسمون اومده؟
جواب:
فراافکنی یعنی مثلا مشکلات موجود کشور را به دوش کشورهای غربی و در راسش آمریکا بیاندازیم. آیا واقعا آنها در مشکلات ما نقشی نداشته و ندارند؟ چرا دارند و داشته اند ولی انداختن همه ی مشکلات و ندیدن عیبهای خود را فراافکنی می نامند . مثلا اگر من اگر تمام مشکلات را به دوش شاه بیاندازم و از نقش حمایتی آمریکا از او از ساستهای درهای باز او .... حرفی نزنم , آن موقع میگویند فراافکنی صورت گرفته است..... و شما با انداختن تمام مشکلات به دوش نسل من و پاک و مبرا کردن شاه و دفاع از استبدادش فقط بخاطر اینکه در آن زمان مثلا دخترها و زنها آزاد بودند هر نوع لباس و چکمه ای بپوشند و آزاد بودند موهای خود را بیرون بیاندازنند ..... نوعی فراافکنی بشمار میرود. البته با این توصیح شما که در ذیل خواهم آورد , درصدفراافکنی آن کم میشود . و این در اثر بهای وقتیست که در راه این گفتگو صرف شده است! دقت کنید:
این نوشته ی جاوید است:
البته نسل قبل هم بايد به اين فكر كنه كه مشكلاتش از كجا اومده.شايد اونا هم وارث يه سري از مسايل و مشكلات بودند.(پایان نقل قول)
-------------
جاوید نوشته:
( جرم نسل شما اینست که آرمانگرا بودید ) اگر آرمانگرايی بيش از حد باشد باعث مي شود كه واقعيات فراموش و به حقيقت خودش نيز نرسد.
من فكر مي كنم نسل شما اينقدر به آرمانها بها داد و مي دهد كه كلا حقايق و واقعيتها را ناديده گرفت.بلكه آنها را فداي آرمانگرايي خودش كرد.شايد ما مي توانستيم با مقداري واقع بيني نسل شما الان شرايط بهتري داشته باشيم.( پایان نقل قول)
دقیقا اینطور است جاوید جان ! اگر ما هم تجربه ی گرانبهای امروز که به دست شما رسیده به دستمان رسیده بود , ما و البته شما هم می توانستید شرایط بهتری را داشته باشید ولی متاسفانه شاه ( منظور نظام شاهنشاهی و نظام غیر پاسخگو و غیر انتخابی اوست) بعنوان مسؤل تمام این ظلم ها و جفاها اجازه نداد ما بتوانیم حقایق و واقعیتها را آنگونه که بود ببینیم و به همین دلیل وقتی انقلاب را با ابسداد جامعه بر ما تحمیل کرد , ما کور بودیم چون عضلات چشممان در تاریکی و در "قیامت" در بسته ی که او برایمان ساخته بود , کور شده بود.
---------------
جاوید نوشته :
مساله بر سر اين است كه در علوم انساني و اجتماعي ما با مسايل دو دوتا چهارتا طرف نيستيم.( پایان نقل قول)
پس برای نسل شما , دو دوتا , چندتا میشود؟
جر چه تو گفتی , یا هر چه دیگری گفت؟ یعنی در ارزشهای جدید نسل تو , متر و مقیاس بین المللی برای محک زدن درستی یا نادرستی چیزی وجود ندارد؟
بله ! در نظام شاهنشاهی هم یک با یک برابر نبود !
اگر در آن زمان , " یک" با "یک" برابر بود , آنوقت شاه هم مثل یک فرد عادی رایش مساوی من بود !!
اگر در زمان شاه , " یک" با " یک" برابر بود , امروز من و تو مسلما شرایط بهتر از امروزی را داشتیم. اگر "یک" با "یک" برابر بود .....
ولی نسل من , با ارزشهای حقوق بشرانه جامعه ی بین المللی که از دیدن و لمس عوارض جنگ خانمانسوز جهانی بیرون آمده بود , میخواست جامعه را به آنجایی رهنمون کند که درختان حماسی پیدا بود و میخواست جامعه ای بسازد که در آن "یک" با "یک" برابر باشد .....
آری این جرم را می پذیرم. ما باور داشتیم که یک با یک باید برابر باشد و هنوز هم ( چون قانع نشده ام که اشتباه فکر میکردم ) در تلاشم که جامعه ای بوجود آورم که در آن "یک" با "یک" برابر باشد و گنجشگها هم بتواند در کنار پنجره هایش آزادانه آواز بخوانند و .....همه بتوانند آزادانه مقام اول کشور را نیز به دلیل تخطی از قانون به دادگاه بکشانند......
-------------
جاوید:
براي همين است كه من مي گويم ما در بين انسانها ديو و فرشته نداريم.( پایان نقل قول)
ولی نسل گذشته معتقد بود انسانی داریم که قدرت و آزادی انتخاب بین این دو را ( دیو - فرشته) دارد.
ولی انسانی داریم که قدرت انتخاب دارد و هم میتواند راه رسیدن و نزدیکی به دیو را بپیماید و هم میتواند به طرف فرشته حرکت کند, اینطور نیست؟
---------
جاوید:
در رابطه با راه حلهاي درست كردن جامعه و راه حلهاي بالا به پايين و يا پايين به بالا من فكر مي كنم كه شرايط در حال حاضر با زمان 'گذشته مشابه است.يعني عملا شما كاري نكرده ايد.ساختار همان ساختار است و شما با انقلابتان فقط كار را براي اصلاح ساختار قدرت در جامعه سخت كرده ايد.من نظراتم را براي آقاي عبدي فرستاده ام و معتقدم كه ما بايد در حال حاضر بر روي مباني نظري ساختار قدرت در جامعه ايده آل بحث كنيم.يعني هنوز به مرحله اجرا و انتخاب نرسيده ايم.(پایان نقل قول)
بنابراین چون آقای عبدی بیشتر از نظرات شما مطلعند , حتما خود ایشان در این مورد جواب خواهند داد.
----------
جاوید:
در جايي گفته اي كه ليست كارهاي نسل خودت را بگو و من به تو مي گويم نسل من سالهاي كودكي و نوجوانيش را در جنگ عراق گذراند.در دلهره و ترس.در ترس از بمباران.در ترس از هرگز برنگشتن پدر از جبهه ها و پس از آن نسل من بهترين فرصت را در اختيار خاتمي و يارانش در دوم خرداد 76 قرار داد.و در حال حاضر هم نشسته و نگاه مي كندو نگران است.
نگران از اينكه نكند آرمانگراييها و احساساتي شدنهاي هم نسلان تو منجر به جنگي ديگر براي اين مرز و بوم نشود.(پایان نقل قول)
نسل من نیز کودکی اش را با ترس و لرز ساواک و بازیهای وقت تلف کن و کتابهای تاریخ یکسویه و دفاع از حرمسراهای شاهی و دل خوش کردن به فتوحات نادر شاه و .... دل خوش کردن به غنیمت گرفتن آن جواهر گرانقیمت در حمله به هند و ... ترس لرز خواندن یک کتاب دگر اندیش و سر فرو کردن در آخور زیبا و دیدن رانتهای دولتی و دیدن اجحافات نظامیان و دیدن فاصله ی طبقاتی و دیدن فساد اداری و کاغذ بازی و پارتی بازی و .... تاریکی و تاریکی گذشت و وقتی انقلاب بر ما تحمیل شد نگران از اینکه چگونه میتوان ره صد ساله را به سرعت طی کرد و مردم ناآگاه نگه داشته را به اصل موضوعات پیرامون خود و دنیا آگاه کرد و ......
بنابراین زیاد جاوید جان ناراحت مباش , شب با روز یکسان است .
جاوید باشی ولی نه جاوید چون شاه!
۷ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۳۹ بֽظֽ | Reply
مهشید :
چرا سنگر دفاع از استقلال كشور حفظ فناوري هسته اي است؟
چون آقای جواد وعيدي معاون امنيت بين الملل دبير شوراي عالي امنيت ملي گفته اند : سنگر دفاع از استقلال كشور حفظ فناوري هسته اي است
آیا نمی شود ایران برای همه ی ایرانیان و یا ایجاد مشارکت صد در صدی سنگر دفاع از استقلال کشور باشد؟
۷ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۵۴ بֽظֽ | Reply
:
رييس دادگاههای کيفری و تجديدنظر استان تهران درباره رسيدگی به پرونده اتهامی دانشجويان اميرکبير در شعبه ۴۴ دادگاه تجديدنظر، گفت: اين پرونده هنوز منتج به نتيجه نشده است و مسائل فنی دارد که اميدواريم در نهايت رای صادره در اين پرونده برگ خوبی برای دستگاه قضايی باشد.
آقای عبدی؛
یعنی اعاده حیثیت و پرداخت جریمه آن اینقدر برای آقایان سخت است؟
بنظر شما , دادگاه چه فنی میتواند بزند تا از اعاده ی حیثیت این دانشجویان فرار کند؟
۷ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۰۰ بֽظֽ | Reply
گندمکار :
برخی با ادعای اصلاح طلبی و از موضع انتقاد و مخالفت میگویند: چرا باید در موقع انتخابات قهر کنیم؟
میخواهم اگر خود را بخواب نزده باشند دلیل اهمیت این قهر کردن را به آنان بگویم.
به این دلیل:
وزارت کشور: فهرست ديگری از تاييد صلاحيتشدگان ارائه میشود، ايسنا
بنظر شما اگر آن مخالفتنها با عملکرد غیرقانونی و سلیقه ای نشده بود , آقایان حاضر بودند اینجوری اندكي کوتاه بیایند و حق و حقوق بیشتری برای جامعه قایل شوند؟
بنظر من کافیست تنها قانون را ملاک قرار داد و با هر آنچه غیر قانونیست قهر کرد , آنوقت کم کم متخلفان تنها میشوند و یا تصمیم به ترک صحنه خواهند کرد و یا سر به راه خواهند شد و تن به قانون میدهند...
۷ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۰۹ بֽظֽ | Reply
احمدی :
آقای عبدی
سلام
میخواستم سؤالی از جنابعالی بپرسم
امیدوارم تا آنجا که محافظه کاری شما در عین اصلاح طلبی اجازه میدهد کامل و شفاف به آن جواب دهید.
سخنگوی شورای نگهبان دلیل برخی رد صلاحیتها در جبهه اصلاحطلبان را شرکت آنها در تحصن مجلس ششم عنوان کرده است. آیا این دلیل رد صلاحیت قانونیست؟
آیا اگر نماینده ی مجلسی برای اسیفای حقوق رییس جمهور و ملت نتواند اعتراض و تحصن کند , بود و نبود این نماینده به چه درد مردم میخورد؟
با تشکر پیشاپیش از جواب مبسوط شما
.....................................................
عبدي:
پاسخي نيست.قضيه چندان مبهم نيست.براي هر كس دليلي ميآورند
۷ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۱۸ بֽظֽ | Reply
:
آقای مهندس
تا جایی که میدانم کشته شدگان انفجار ساختمان حزب جمهوری 78 نفر بوده , چرا هنوز که هنوز است در مورد شهادت بهشتی میگویند بهشتی و هفتاد و تن یارانش؟
آیا هنوز با همین نحوه ی استفاده ی ابرازی شیرینی برای جشن هسته ای پخش شده است؟
۷ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۳۱ بֽظֽ | Reply
فرشید :
برخی ادعا دارند معتقد و پای بند اعلامیه ی حقوق بشر هستند ولی در عمل آنرا نادیده میگیرند , بنظر شما برخورد با چنین افرادی چگونه باید باشد؟
مثلا ماده21 اعلامیه ی حقوق بشر میگوید:
1- هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ، خواه مستقیما و خواه با وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت جوید.
2- هر کس حق دارد با تساوی شرایط ، به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید.
3- اساس و منشا قدرت حکومت ، اراده مردم است . این اراده باید به وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طور ادواری ، صورت پذیرد .انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رای مخفی یا طریقهای نظیر آن انجام گیرد که آزادی رای تامین نماید .
ولی با نادیده گرفتن این ماده قاون بین المللی و مورد قبول خود ( لااقل در ادعا) باز خود را ملزم به شرکت در امری میکنند که به لحاظ این اعلامیه وجاهت ندارد.
۷ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۴۱ بֽظֽ | Reply
:
در حیرتم از اینکه چرا نظارتي در بازار گوشت و مرغ و تخم مرغ و میوه و خانه و زمین و ماشین و نان و .... احتیاجات مردم نيست؛ به نحوی که حرف اصلی و نهایی را دلالان میزنند ولی فقط در مورد انتخاب نماینده ها نظارت هست خوبش هم هست؟
۷ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۵۱ بֽظֽ | Reply
خدا را شکر از این یک کم واقع بینی :
مهندس رضا آقازاده، رئيس سازمان انرژي اتمي در يك برنامه تلويزيوني گفت: نمي خواهم اعلام كنم كه همه نكات گزارش البرادعي مثبت است اما ٩٠ درصد گزارش مثبت و به نفع ايران است
............................................................
عبدي:
اگر اين گزارش در شرائط عادي (و نه شرائطي كه قرار بوده همه پرسشها تا تاريخ معين پاسخ داده شود) منتشر ميشد كاملا به نفع ايران بود اما در اين اوضاع همان 10 درصد كار را خراب مي كند و كار چنداني از 90 درصد ديگر برنميآيد
۷ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۵۳ بֽظֽ | Reply
:
آقای عبدی
زمانی که شعار مرگ بر بازرگان داده می شد آیا آقای توسلی احساس انحراف در ارزش ها نمی کرد؟
۷ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۳۳ بֽظֽ | Reply
سيد عليرضا :
جناب عبدي سلام و خدا قوت
صرفنظر از تمام مباني اعتقادي.تبار شناسي رفتار ماكياوليستي حضرات انجمن حجتيه اي كه امروزه مدعيان اصلي اسلام ناب محمدي(ص) شده اند در حالي كه به روز واقعه كوفيان كنج خلوت بوده اندو امن حجره تئوري بافي بر نام و نان خويش مي لرزيده اند. شديدا رفتار ماكياوليستي حزب توده اي هاي كافه نشين را تداعي ميكند كه از قضا!!! آنان هم حواله به آرمانشهر ميدادند ولي هر كجاي دنيا دستشان به قبضه قدرت رسيد اول از همه از انقلابيون اصيل اگر توانستند كه حمام خون راه انداختند و اگر دستشان هنوز به قدرت چنگ نشده بود مردان مرد را آماج تهمت هاي سخيف كردند....
اما به وعده خداي رحمان روسياهند
يريدون ليطفئو نورالله بافواههم ولله متم نوره ولو كره الكافرون...............
دعاگوي شما
سيدعليرضا
۷ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۰۱ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
شنيدم كه:
مراسم مرحوم اية الله توسلي در دانشگاه تهران بي رونق برگزار شده است.
به نظر اينجانب رخداد مذكور فوق العاده مهم مي باشد.
الف:
1-
اية توسلي رئيس دفتر مردي بود كه در هنگام درگذشتش ميليونها نفر تشييع كننده داشت.
2-
دانشگاه تهران ، مادر دانشگاههاي ايران است و دانشگاه در ايران همانجائي است كه مرحوم امام خميني گفت: مبداء همهء تحولات است.
3-
مرگ مرحوم توسلي مرگي نمونه و بر سر ارمان و تكان دهنده بود! ايا دانشگاه سواي سياست اين مرگ را نديد يا ديد و برايش تفاوت نداشت ؟
ب:
انقلاب يك نهاد بود و براي خود ساختاري داشت كه همه در ان بودند يك بخش مهم اين ساختار هم دانشگاه بود به مرور در تشكيلات نهاد انقلاب تغييراتي رخ داد عده اي از ان گسستند و عده اي به ان پيوسند و در مجموع نهاد روحانيت رهبري انرا بر عهده گرفت .
پ:
روي سخن من با سياستمداران نيست ، چه اينكه انها ممكن است بر اساس منافع گروهي خود توجيهاتي داشته باشند(ان دروني كو خيال انديش شد-----چون دليل اري خيالش بيش شد) بلكه مخاطب من استراتژيستها مي باشند تا عدم واكنش مناسب دانشگاه را به عنوان يك زنگ خطر بشنوند.
۸ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۵۱ قֽظֽ | Reply
منیرو روانی پور :
سلام اقای عبدی
از کلمه استعمال اگر استفاده نکنید بهتر است این کلمه را درموارد دیگری به کار می برند
دوم اینکه واقعا شما فکرمیکنید هرکس در راه ارمانش بمیرد محترم است ؟ فکرنمیکنید زنده ماندن در راه ارمان سخت تر و بهتر است ؟
فکر نمیکنید مرگ اقای توسلی بیشتر به دردیک رمان نویس می خورد تا کسی که درانتظار به سامان شدن مملکتش است ؟خیال نمی کنید ایشان باید تمام مصلحت ها را کنارمیکذاشتندو فریاد میکشیدند و نه با این سکوت هولناک تمام رازها را با خودشان ببرند ؟
.............................................................
عبدي:
حتما رعايت خواهم كرد. نكته بعدي شما هم درست است اما در جامعهاي كه آرمان و عقيده كم ارزشترين كالائي است كه افراد آن را بر سر هر كوچه و بازاري به حراج گذاشته و به ثمن بخس ميفروشند اين نحوه عمل براي كسي كه فكر ميكرد قادر به عملي نيست ارزشمند است.
۸ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۵۵ قֽظֽ | Reply
حمید :
۲۴ اسفند روز برگزاری جشن رای دادن است. در این جشن که در اصل جشن بیعت هم نام دارد آنهایی که با وضع موجود موافق هستند با رای خود توافق خود را اعلام میکنند و این اعلام توافق اصلاحاتی را هم به دنبال خواهد داشت که عبارت میشود بر معرفی شیوه های جدیدتر برای آسایش فکری مردم.
بعد از بیعت در ۲۴ اسفند ممکن است که اوضاع بطوری اصلاح شود که چهار سال دیگر این بیعت را فقط در راهپیمایی ۲۲ بهمن بصورت شفاهی ابراز کنیم و از این همه هزینه اصافی هم جلوگیری شود و ما مردم هم نیازی به صف کشیدن و مصرف جوهر نداشته باشیم.
۸ اسفند ۱۳۸۶ ۴:۵۶ قֽظֽ | Reply
شهروند :
احمدی نژاد:
وظيفه دولت جمهوري اسلامي جلو انداختن ظهور امام زمان است و وظيفه ديگري ندارد
در بحث هسته اي آن چيزي كه ما را پيروز كرد، اتصال به كاروان و فرهنگ عاشورا بود. اين پيروزي به منزله ريختن آبروي غرب و از بين رفتن قدرت و نفوذشان در بين كشورهاي منطقه و جهان بود
پایان نقل قول
روش آقای احمدی نژاد غیر قابل نقد و بررسی است.در عمل چگونه می توان فهمید به کاروان عاشورا متصل شده ایم و سبب تعجیل در ظهور امام دوازدهم شیعه گشته ایم؟ آیا نحوه پیروزی ما در بحث هسته ای شبیه به فرجام کربلاست؟
۸ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۱۲ قֽظֽ | Reply
افروز :
بعد از کش و قوسها و ناز و کرشمه ها , بالاخره اصلاح طلبان اعلام کردند با وجود اینکه امکان رقابت در بسیاری از حوزه ها را به دلیل رد صلاحیت ها نداریم , ولی چون نظام از خود ماست در انتخابات شرکت می کنیم.میخواستم بپرسم یعنی چه نظام از خود ماست؟ و چه کسی سند نظام را به اسم آقایان در آورده ؟ بقییه چی؟
۸ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۳۱ قֽظֽ | Reply
:
آقای عبدی ؛
آیا میدانید قضییه توبه نامه های برخی از اصلاح طلبان تایید صلاحیت شده چیست؟ و از جه عمل خود توبه کرده اند؟ آخه امروز خواندم :
سخنگوي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان گفت: براساس شنيده ها برخي از كانديداها توسط شوراي نگهبان دعوت شده و فعاليت هاي اصلاح طلبانه خود را انكار كرده اند، چنانچه اين موارد صحت داشته باشد و توبه نامه اي در اين رابطه امضا كرده باشند در ليست ستاد ائتلاف اصلاح طلبان قرار نمي گيرند.
...........................................................
عبدي:
در اين مورد مطلبي نوشته ام تقديم خواهم كرد.
۸ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۴۱ قֽظֽ | Reply
شروین - ن :
با سلام
به هر روی فضای قیامت گونه ی قبل از به روی صندلی قرار دادن افراد انتخاب شده در مجلس به اصطلاح شورا , فضای حیرت است و تعجب و سؤال
یکی از این سؤالات اینکه انتخابات مجلس نظام جمهوری چه ارتباطی با آمریکا پیدا میکند که آقای اسحاق جهانگيري كانديداي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان در مناظره با عليرضا زاكاني كانديداي جبهه متحد اصولگرايان مدعي شده اند : اگر اصلاح طلبان بيايند بوش منزوي مي شود؟
۸ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۴۸ قֽظֽ | Reply
به ما چه؟ :
وزير امورخارجه كشورمان تاكيد كرد: مقامات آمريكايي حتي به مردم خودشان هم دروغ مي گويند.
خدا را صد هزار مرتبه شکر که ما جزو مردم آمریکا نیستیم و گرنه بر اثر این دروغ های مقامات به چه انحرافات و فسادهایی دچار میشدیم ؟!
آقای عبدی , آمریکاییان مطبوعات مستقل و آزاد ندارند که دروغ های مقاماتشان را بر ملا کنند؟
۸ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۵۶ قֽظֽ | Reply
مرگ یک انسان بیگناه , مرگ یک جامعه است :
فکر میکنید حال که رسیدگی به پرونده قتل دکتر زهرا بنی یعقوب از همدان به تهران منتقل شده , دادگاه رسیدگی کننده با نبش قبر او و مشخص شدن علت واقعی مرگ این دختر جوان دکتر موافقت میکند؟
۸ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۰۶ قֽظֽ | Reply
سارا :
وزير امورخارجه در ديدار سردبيران رسانه ها و نويسندگان جرايد عراقي در ارتباط با گفت وگوهاي ايران و آمريكا درباره عراق فرموده اند که ما به خاطر كمك به مردم عراق، پذيرفتيم در گذشته با آمريكايي ها گفت وگو كنيم و هدف ما اين بود كه در اين مذاكرات، آمريكايي ها را نسبت به اشتباهات شان آگاه كنيم.
میخواستم بدانم به نظر شما آمریکاییان , در پی این گفت و گوها مقامات ما با آنها , بالاخره نسبت به اشتباهاتشان آگاه شده اند یا هنوز نه؟
و سؤال دوم اینکه ادامه ی این گفت و گو در حال حاضر به چه منظوری دنبال میشود؟
۸ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۱۲ قֽظֽ | Reply
ما هم اگر قضا باز شود , همین را می خواهیم :
على لاريجاني:
مشکلات را بدون دعوا و خارج از لفافههاى سياسى حل کنيم
۸ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۱۵ قֽظֽ | Reply
آيت الله سيستاني و كرامات ايراني :
به نقل از وبلاگ آقاي ابطحي:
یکی از شخصیتهای فرهنگی کشورمان اخیراً عراق بوده و با آیت الله سیستانی دیدار مفصلی داشته است. در جلسه ای تعریف میکرد که ایشان به بحثهای مطرح در ایران از سالهای دور تسلط فراوان دارد. مداخل مختلف دائره المعارفها و نظریات و مکتبهای دینی و دیدگاههای جدید مباحث نواندیشی دینی داخل ایران را میشناخته و مبانی آن نظریات را خوانده است. در مورد هر یک از آنان حواشی تکمیلی و یا تصحیحی زده است. همان چهره ی فرهنگی کشورمان میگفت بعد از این مباحث حضرت آیت الله پرسیده بودند ولی نمیدانم چرا مدتی است کتابهایی که حتی از مراکز معتبر حوزوی ایران به دستم میرسد بیشتر به کرامات و الهامات و مسائل این گونه ای میپردازند و از آن مسائل جدی علمی کمتر کتاب به دستم میرسد. آن دوست عزیز ما نگفت به این سؤال حضرت آیت الله پاسخ داده است یا نه.
۸ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۳۲ قֽظֽ | Reply
چرا؟ :
مگر کشور قانون ندارد؟
مگر قانون آن اسلامی نیست؟
مگر مجریان قانون از افراد سابق سپاه نیستند؟
پس چرا باز فرمانده كل سپاه می فرمایند:
يكي از ويژگيهاي برجسته سپاه انقلابيگري پاسداران است؟
با این روحیه فکر می کنید میشود امید داشت که در کشور قانون بین اعضای آن حاکم شود؟
خبر را با هم بخوانیم:
به گزارش گروه دريافت خبر خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا) سردار سرلشكر محمدعلي جعفري طي سخناني در همايش سراسري مسوولان؛ اساتيد و مربيان آموزشي و تربيتي سپاه كه همزمان با هفته تربيت در سالن الغدير نيروي زميني برگزار شد، افزود: بر پايه فرامين فرمانده معظم كل قوا اساس و بناي سپاه پاسداران قدرت معنوي است نه تجهيزات مادي، سازماندهي مستحكم و ابزار و امكانات رزمي، هرچند كه توجه ويژه به امر آموزش و تربيت پاسداران به معني بيتوجهي به امر سازماندهي و آموزش نظامي و آماده نگه داشتن سلاح و تجهيزات و آمادگي رزم نيست، چون در هر صورت تهديد استكبار جهاني براي انقلاب اسلامي در هر شرايطي متصور است، اما آمادگي نظامي طبق فرمايش مقام معظم رهبري نبايد محور آمادگي سپاه باشد و به عامل اصلي قدرت يعني عوامل معنوي و افزايش ايمان و اعتقاد بايد توجه خاص و ويژه داشت.
وي با تاكيد بر اينكه " يكي از ويژگيهاي برجسته سپاه انقلابيگري پاسداران است" بيان كرد: حفظ روحيه انقلابي و تقويت آن به طوري كه در رفتار سازماني برجسته و روشن باشد، بايد در سرلوحه كارهاي آموزشي و تربيتي سپاه قرار گيرد و نبايد اين روحيه و نيز از خودگذشتگي و ايثار در سازمان سپاه پاسداران كمرنگ شود.
۸ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۳۶ قֽظֽ | Reply
واقعا؟ :
معاون بانك مركزي در گفتوگو با ايسنا:
*فعاليتهاي بينالمللي بانكها طبق روال گذشته است
بنظر شما میشود با توجه به تحریمها , چگونه میتوان این گفته را رست آزمایی کرد؟
۸ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۳۹ قֽظֽ | Reply
غلام :
آقای مهندس !
شما هم به جشنواره روز مهندسی در تالار وزارت کشور دعوت شده بودید؟
خواندم در این جشنواره توسط رییس جمهور حرفهای خوبی زده شده از جمله اینکه :
رييسجمهور:
اصول مديريتي كشور بدون نگاه مهندسي موفق نيست
و همچنین آقای مهندس محمد غرضي - رييس سازمان نظام مهندسي ساختمان - در این جشن واره با اشاره به اينكه قصد ندارند حرفهاي تكراري بزند، تصريح كرده اند: بايد همه مشكلات و مسائل در حضور رييسجمهور گفته شود.
و در این رابطه اظهار كرده اند: ما دو دفعه توانستيم بغداد را فتح كنيم، يكبار در زمان خواجه نصيرالدين توسي كه با تدبير وي و حمله مغولان به بغداد سلسله عباسيان منقرض شد و بار ديگر زماني كه آمريكا را به جان صدام انداختيم!
آقای مهندس؛
بنظر شما آمریکا به حیله ایران به عراق حمله کرد یا برای تصاحب کردن چاههای نفت آنجا به آنجا حمله کرد؟
در صورت امکان در مورد نگاه مهندسی و تفاوت آن با نگاههای دیگر نیز برای ما بیشتر بنویسید.
با تشکر
۸ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۵۱ قֽظֽ | Reply
هوشنگ :
خسته نباشید
با خواندن این خبر :
توكيو، ايرنا ۸۶/۱۲/۰۸
مذاكرهكننده ارشد هستهاي ايران، گفت: جمهوري اسلامي ايران هرگز تسليم قطعنامههاي شوراي امنيت سازمان ملل نميشود.
برایم جالب شد که بدانم چگونه ایران میتواند تسلیم قطعنامه های شورای امنیت سازمان ملل متحد بشود و چگونه میتواند تسلیم نشود؟
و آمریکا و کشورهایی که پیش نویس این قطعنامه ها را تهییه کرده اند چه عکس العملی نشان خواهند داد؟
۸ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۵۸ قֽظֽ | Reply
یعنی در این سالها عدالت اجرا نمیشده؟ :
معاون قوه قضاييه: آرمان توسعه قضايي، اجراي عدالت است
۸ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۰۰ قֽظֽ | Reply
سعید رجالی :
شاید سؤالم مربوط به نوشتار شما نباشد ولی در خبرهای ایرنا خواندم كاهش شديد بهاي مسكن در آمريكا بخاطر وضعيت بد اقتصادي در اين كشور , میخواستم از دانش و اطلاعات شما استفاده کنم و بپرسم چرا در آمریکا وقتی وضعیت اقتصادی بد میشود مسکن ارزان میشود ولی در کشور ما بر عکس بالا میرود؟
۸ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۰۴ قֽظֽ | Reply
فرهود :
در نشست پرسش و پاسخ آقای مهدی کروبی با دانشجویان دانشگاه امیر کبیر مطرح شد که شرکت نکردن در انتخابات مشکلات رابیشتر می کند .
چه جوری میتواند بیشتر کند؟ مگر مجلس یک دست یک دست بهتر از مجلس کمی یکدست نیست؟ و مگر مجلس یکدست یکدست بیشتر نمیتواند قوانین را برای پیشبرد اراده ی مقامات اجرایی و قضایی کشور تغییر و تنظیم کند؟
۸ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۲۶ قֽظֽ | Reply
فرهمند :
با دورود
از قول امام نوشته اید که به دنبال این شیادها نروید . تشخیص شیاد در جامعه چگونه است؟
۸ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۳۰ قֽظֽ | Reply
کامران :
درود مجدد
پس با این حساب باید بنشینیم و دست به دعا برداریم شاید روزگار وصلمان نیز فرا رسد....
بیاد ایام اردیبهشت 76 افتادم که دانشجو ی ترم آخر بوده و کاملاً داوطلبانه و عاشقانه مانند خیل عظیم مردم تبلیغ میکردم برای سید....
و ساعت از 12 شب آخر گذشته بود که در میدان شهرک غرب دیدم چند نفری مشغول پاره کردن پوسترهای سید و چسباندن عکس آندیگری بودند... از باب مهربانی وارد شدم سودی نبخشید از درب تحکم وارد شدم ( آنهم مقابل 5 تن !!!)
با اجازتون کتک مفصلی نوش جان کردم!
(جای همه دوستان خالی !)
آری آقای عبدی بزرگوار من و شما و همه مردم در آنزمان حاضر به پرداخت هزینه هائی بس گزاف تر از چند مشت و لگد بودیم .... افسوس که قدر خود ندانستیم
راستی کم کم به بعض امثال و حکم فرهنگمان بی ایمان شده ام
آیا براستی ماهی را هروقت بگیریم تازه است؟ اصلاً زنده است که بخواهد تازه باشد!!!
در این جو یاس و بی تفاوتی چه میتوان کرد تا جوش و خروشی آنچنینی ایجاد گردد....
میدانم شما و خیلی از دوستان تلاش ها کرده و هزینه ها پرداخته اید میدانم .....قدر دان زحمات همه بزرگوارن هستم لیک خروجی این همه چیست و کجاست ؟ قبول که فرآیند دموکراسی ما حصل طی پروسه های طولانی و گاه طاقت فرساست اما باورمان نمیشد که صدای پای استبداد را از اینهمه نزدیکی بشنویم
باید تلاشی از نو آغاز کرد تا اینهمه بی تفاوتی و سکون و رخوت به نشاط و سرزندگی مبدل شود هرچند به شخصه به مردم حق میدهم غم نان و هزینه های کمرشکن بیداد میکنند دیگر سخت بتوان مجالی برای غم آزادی یافت
بنظرم اینجا بازهم برنامه ریزی برای قشرهای جوانتر بسیار لازم می نماید که هم غم نانشان کمتر است و هم دید بازتری به مسائل دارند
اگر که مجال تنفس بیابند....گاه چنان کلاف سردرگمی میشوم که بیاد نمی آورم سخن از کجا شروع شد و به کجا ختم!!! پراکندگی اش را به بزرگواری خود ببخشائید درد دلی بیش نبود ...
۸ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۰۹ بֽظֽ | Reply
کمبود پول خرید آنها چی؟ :
مديرعامل تعاونى ميوه فروشان تهران:
امسال در شب عيد کمبود مرکبات نداريم
۸ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۰۷ بֽظֽ | Reply
چرا ما نمی توانیم بد اخلاقی ها را پاسخ دهیم؟ :
وزير نفت با اشاره به اینکه از روز شنبه (8 دیماه جاری ) همزمان با عید غدیر خم به دلیل بداخلاقی ترکمنستان واردات گاز در بدترین شرایط ممکن قطع شد، افزود: رفتارغیر اخلاقی ترکمنستان را در قطع صادرات گاز به ایران ، بی پاسخ نخواهیم گذاشت .
۸ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۵۰ بֽظֽ | Reply
جشن پیروزی هسته ای کی برگزار میشود؟ :
ويتالی چورکين، سفير روسيه در سازمان ملل متحد، روز چهارشنبه (همین امروز) گفته است :
در صورتی که ايران طی روزهای آينده غنی سازی اورانيوم را متوقف نکند، اين کشور از دور تازه تحريم ها علیه ايران حمايت خواهد کرد.
آقای چورکين که از طريق ويدئو با خبرنگاران مصاحبه می کرد، گفت:«اگر ايران طی روز های آينده فعاليت های غنی سازی مربوط به پروژه آب سنگين را متوقف نکند، آن گاه بله، روسيه، که برای خود تعهدات معينی را پذيرفته است، از قطعنامه ای که در ماه های اخير پيش نويس آن تهيه شده حمايت خواهد کرد.»
سفير روسيه همچنين افزود:«روسيه هميشه تاکيد کرده است که شورای امنيت (سازمان ملل متحد) تحريم های معينی را عليه ايران اعمال کند.»
روسيه می گوید این کشور تعهد کرده است تا سوخت مورد نياز نيروگاه اتمی بوشهر، که توسط کارشناسان آن در حال تکميل است، را به مدت ده سال تامين کند و ایران نیازی به غنی سازی اورانیوم ندارد.
در حالی آقای چورکين به ايران هشدار داده است که از تحريم های تازه حمايت خواهد کرد که کشورهای فرانسه، بریتانیا و آلمان پيش نويس متن قطعنامه تازه تحريم ايران را به طور رسمی در اختيار شورای امنيت سازمان ملل متحد قرار داده اند.
راستی وضعیت معشیتی مردم در عراق و افغانستان , بعد از حمله ی آمریکا به آنها بهتر شده یا بدتر؟
۸ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۰۵ بֽظֽ | Reply
محسن :
سلام
تعبیر زیبایی برای رحلت ایت الله توسلی استفاده نمودید جزاک الله خیرا و شرمنده آنهایی که مدعی ذوب در ولایتند لکن با مرگ (سبز)نزدیکترین یار امام ( زنده کننده مجدد ولایت )هم برخورد باند ی وسیاسی کردند وحق مسلم بزرگداشت ایشان را کمرنگ کردند هر چند به لطف خدا خیلی موفق نشدند
۸ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۳۰ بֽظֽ | Reply
اردلان :
جناب عبدي مطلبي جامع در مورد اين مقاله شما نوشتم ولي تصميم گرفتم ارسال نكنم. به اميد آن روزي كه بشود در باره همه هر آنچه كه هست نوشت نه فقط مطالبي گلچين و تحريف شده و البته ناكامل.
۹ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۵۰ بֽظֽ | Reply
ارژنگ :
آقای عبدی، از آنجا که شما مرگ مرحوم توسلی را بر سر عقیده و آرمان می دانید می خواهم بحثی را مطرح کنم. در این مدت اخیر در باب تلاش عده ای برای " خمینی زدائی " بسیار گفته و نوشته شده است. ولی من می خواهم بگویم اگر هم این مسئله حقیقت داشته باشد در حد تصفیه حساب های شخصی و گروهی و بر سر نام است و نه عقیدتی و آرمانی. براستی فضای عمومی کشور و آرمان هائی که حکومت در عرصه خارجی و داخلی تعقیب می کند چه تفاوت بنیادینی با دوران آقای خمینی دارد؟ البته همه چیز از جنبه ایدئولوژیک رنگ و رو رفته شده اما شکل و قالب همان است که بود زیرا هنوز به درد می خورد!. من تعجب می کنم وقتی عده ای بگیر و ببند های سیاسی و اجتماعی در دوسه سال اخیر را بدترین و شدیدترین از این دست می دانند. درحالی که اوضاع اصلاً با دهه 60 قابل مقایسه نیست و اساساً امکان تکرار آن امواج هولناک دیگر وجود ندارد.نه جامعه آن جامعه است و نه مآمور انتظامی امروز کمیته ای معتقد و متعصب آن روزها. در مورد فسادهای مالی هم باید گفت که هیچکدام یک شبه بوجود نیامده اند و ریشه همه به گذشته باز می گردد . نطفه بنیاد ها و امپراتوری های مالی امروز همگی اول انقلاب پایه گذاری شد و همان زمان هم در باب عملکرد مالی این نهاد ها حرف و حدیث فراوان بود. خلاصه کلام اینکه از دید امثال ما که هم دیروز این طرف جوب بودیم و هم امروز " حقه مهر بدان مهر و نشان است که بود" !. تغییری اگر هست، به جبر زمانه بوده و انحرافی اگر دیده می شود، حاصل امتداد زاویه هائی است که همان سالها شکل گرفتند و امروز طبعاً بزرگتر شده اند. پس این داستان با آنچه فی المثل در چین زمان دنگ شیائوپنگ با میراث و عقاید مائو کردند (و البته قدرت امروزشان مدیون همان خانه تکانی است ) هیچ ارتباطی ندارد. به همین دلیل من می توانم مرگ مرحوم توسلی را از سر عشق به مرادش و نام او و دلچرکینی از بی تقوایی و خصومت های برخی از امروزیان بدانم، اما نه از درد عقاید و آرمان های فراموش شده.
۱۱ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۴۵ بֽظֽ | Reply
سپهر :
با سلام
حضرت عبدی
ببینید غفلت شما در اصلاح طلبی استراتژیک نبود
شما ضعف تئوریک در جامعه شناسی داشتید و شما که مهندسید چند واحد جامعه شناسی پاس کرده اید؟
البته می توانید بگوئید سروش هم داروسازی خوانده است بعد رفت فلسفه علم خواند و سپس خود فلسفه را..حالا کارش وارد کردن انتقاد به مقام محمد افتاده است و میگوید قرآن زبان محمد است و نقد هم بر وی وارد است
شما را به خدا اگر میخواهید آخرش اینطوری شوید همین حالا دوستانه فقط مهندسی کنید
مهندسی فرهنگی نه ها...
مهندسی خودتان...
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۳۵ بֽظֽ | Reply
دانشجو :
جناب عبدي با سلام
خواستم از مرحوم توسلي تقديري به عمل آورم .هركس حرفي داشته باشد عاقبت شنيده مي شود و خواهيم ديد كه اثر سكوت مرحوم توسلي بيش از دادوبيداد ديگران است.مهم اين است كه حرفي براي گفتن باشد . و ان انكر الاصوات ...
۱۴ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۰۵ بֽظֽ | Reply
فرهاد :
بسیار متاسفم که در مملکتی زندگی میکنم که "سیاست بازانش"به جای تلاش در جهت اعمال سیاست های عاقلانه و پاسخگوبودن به مردم اینهمه هم و غم خود را صرف چسباندن خود به افرادی -هرچندمهم-درگذشته می کنند.مملکتی که مدعیان اصلاح طلبی اش -که به هر حال نفوذی در قدرت دارند-جرئت ندارند انتخاباتی تا این حد عجيب را به باد تمسخر بگیرند و یک بار برای همیشه حریم خود را از مجریان این "کارناوال"جدا کنند_کاری که بسیاری ازافرادصادق ترازآنها سالها پیش از این کردند_.....
۱۷ اسفند ۱۳۸۶ ۴:۳۴ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/791