آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۱۱ اسفند ۱۳۸۶
مجلسي تاريخي و نه جغرافيايي
ارزيابي واقعي از عملكرد هر پديدهاي، مستلزم توجه به مأموريت و هدف و كاركرد تعيين شده آن و مقايسه نتيجه و آنچه رخ داده با انتظارات پيش از اين مأموريت و كاركرد است. ترجيح ميدهم كه زبان تمثيل سود جويم تا منظورم دقيقتر بيان شود.
فرض كنيد فردي را به عنوان معلم رياضي استخدام كردهايد. اگر اين معلم به عنوان يك انسان خيلي دوست داشتني باشد و كمكهاي تربيتي و اخلاقي بسياري هم به دانشآموزان خود بنمايد، اما قادر به تدريس رياضي نباشد و در نهايت هم دانشآموزان كلاس وي در امتحانات نهايي مردود شود، طبيعي است كه عليرغم تمام ويژگيهاي مثبت وي كه بجاي خود قابل ستايش و احترام است، مجبوريد عذر او را از اين شغل بخواهيد و احياناً او را مربي تربيتي كنيد. از اين رو بايد ابتدا وظيفه و كار ويژه اصلي مجلس ششم را روشن كرده و سپس براساس اين تحليل عملكرد آن را قضاوت نمود.
مجلس ششم گام سومي بود كه پس از انتخابات دوم خرداد و شوراهاي اول برداشته ميشد، گامي مهم كه وظيفه اصلياش نهادينه و غير قابل بازگشت كردن مردمسالاري بود. ظرفيت مردمسالاري كه درون ساختار بود به هر علتي در دوم خرداد 1376، فعليت يافت، اما روشن بود كه اين ظرفيت فعليتيافته، ناپايدار و برگشتپذيراست. قتلهاي زنجيرهاي و كوي دانشگاه نمونه روشن اين ادعا بودند، و لذا براي برگشتناپذير كردن آن ميبايست مشاركت اجتماعي و آزاديهاي مدني بسط يابد، كه تشكيل شوراها و گسترش مطبوعات آزاد و نهادهاي مدني، مصاديق تحقق يافته اين ضرورت بودند، اما اين مسأله كفايت نميكرد، بلكه بايد با تمهيدات قانوني و نظارتي، جنبش مردمسالاري نهادينه و پايدار شود، از اين رو انتخابات مجلس ششم گام بعدي چنين هدفي ميتوانست باشد تا انعكاس اين خواست در ساختار سياسي و قدرت هم عينيت يابد.
انتخابات مجلس ششم براساس تداوم جنبش سياسي و اجتماعي مذكور انجام شد. اگرچه رد صلاحيتها كماكان ولي با شدت كمتري ادامه يافت، و در ادامه نيز درباره اعتبار نتايج برخي حوزهها نظراتي اعمال شد (مثل بندرعباس) و در مورد تهران هم تا مدتها كشمكش ادامه يافت، كه اگر چنين مواردي نبود، قطعاً جناح حاكم بيش از تعداد انگشتان دست و پا، نميتوانست نماينده به مجلس بفرستد، با وجود اين، تركيب كلي مجلس با قاطعيت عددي طرفدار اصلاحات بودند.
چند ويژگي مهم در فعاليت انتخاباتي و ليست اصلاحطلبان بود، اول اينكه آنان برنامهاي مدون را براي اقدامات خود در مجلس ارايه كردند، و به همين دليل انتخابات به نوعي برنامه محور و حزبي شد و از معدود مواردي بود كه مردم عموما بجاي رأي به افراد به برنامهها نظر داشتند، ويژگي ديگر، ائتلاف حداكثري اصلاحطلبان بود، دليل اين امر هم روشن بود، زيرا تا اين مرحله مردمسالاري و حاكميت قانون به نحوي نهادينه نشده بود كه بازگشتپذير نباشد و تا رسيدن به چنين مرحلهاي، اتحاد و انسجام طرفداران مردمسالاري در برابر جناح مخالف اصل و ضروري بود. البته بعد از تشكيل و تثبيت اوضاع، جناحبنديهاي درون مجلس ميتوانست بر پايههاي ديگر از جمله پايه اقتصادي شكل بگيرد. تعهدات حزبي نمايندگان و انتخابشدگان ،و نيز موفقيت آنان در ذيل حضور جنبش اجتماعي و سياسي، اين توقع و انتظار را ايجاد كرد كه مجلس ششم از خلال دو وظيفه اصلي خود (قانونگذاري و نظارت)، رسالت خود را در نهادينه كردن مردمسالاري به سهولت انجام دهد، اما طرف مقابل پس از ديدن نتايج مجلس ششم، ماهيت راهكار خود را در مواجهه با اصلاحات تغيير اساسي داد موضوعي كه قبلا تصور نميشد.جناح مقابل پيش از آن تصور ميكردند كه با ادامه وضع جاري و حضور نيروهاي ديگرشان در انتخابات بتوانند به مرور زمان جنبش اصلاحي را از درون با مشكل و تشتت مواجه كنند، اما تيزبيني اصلاحطلبان مانع از موفقيت اين برنامه شد. چرا كه با وحدت و انسجام و حتي گذشتن از مطالبات و سهمخواهيهاي مرسوم، ليستي متحد و ائتلافي را ارايه كردند، كه نتيجه كلي را به نحو غير قابل تصوري به نفع آنان رقم زد. از اين رو پس از 29 بهمن 1378 نحوه مواجهه با اصلاحات تغيير كرد و از حالت نسبتا نرم به حالت سخت متحول شد . نپذيرفتن نتايج انتخابات تهران و ابطال آراي صندوقهاي فراوان و جابجا شدن افراد پاياني در ليست، ترور آقاي حجاريان، اتفاقات پس از كنفرانس برلين و سپس بسته شدن مطبوعات آزاد معرف اين تغيير رفتار بود.
مشكل اول از همين جا بوجود آمد. مجلس ششم در فضاي قبل از 29 بهمن شكل گرفت، و اما اكنون بايد براساس فضاي اسفند 1378 و فروردين و ارديبهشت 1379 فعاليت ميكرد. به معناي ديگر اين نهاد براساس راهبرد پيشين طرف مقابل ايجاد شده بود، اما اكنون بايد بار و هزينه راهبرد جديد را بر دوش ميكشيد. اگر امكانش بود در همين فاصله بايد تصميم مناسب را در برابر تغيير راهبرد طرف ديگر اتخاذ ميكردند، اما نه به لحاظ تشكيلاتي و نه به لحاظ رواني جامعه، امكان اتخاذ چنين كاري را نداشتند. هنگامي كه مجلس ششم در خرداد 1379 تشكيل شد، برخلاف سه ماه قبل از آن كه انتخاب شده بود در اين فاصله چند گل خورده بود، در نتيجه از يك سو و براساس تصور پيشين، خود را براي اجراي راهبرد نهادينه كردن و تثبيت مردمسالاري آماده ميكردند، اما از سوي ديگر چند گام به عقب برداشته شده بود و بايد آن چند گام را جبران ميكردند تا ابتدا وضع گذشته بازسازي شود. عملاً ميان اين دو هدف نوعي تعارض و ناهماهنگي بوجود آمد، و نمود آن در انتخاب رئيس مجلس بود كه از همان ابتدا كدورت ايجاد كرد. اگر قرار بود شروع مجلس ششم با نقطه بازگشتناپذير دموكراسي قرين شود، طبعاً بايد جناحبنديهاي گذشته به دليل تحقق هدف اصلياش به جناحبنديهاي جديد متحول ميشد، و لزومي به ائتلافي مشابه ليست انتخاباتي نبود. در اين صورت جناح پيشروتر ميبايست محمدرضا خاتمي را رييس مجلس ميكرد. اما اگر قرار بود كه گامهاي عقب افتاده جبران شود، بايد مجدداً همان ائتلاف پيشين تداوم مييافت تا عقبنشينيهاي دولت جبران شود. در اين صورت بايد شخصي ائتلافي يعني آقاي كروبي انتخاب ميشد. اين دو نگرش دو تبعات مختلفي هم داشت. اما در عمل التزام به اين تبعات به دليل چالش ميان اين دو نگرش چندان رعايت نشد. بويژه آنكه راهبرد طرف ديگر در تقابل با نهاد جديد(مجلس) ادامه يافت و هيچ جايي براي تغيير باقي نگذاشت. در اينجا بايد مجموعه جنبش اصلاحي اعم از دولت و مجلس و شوراها و نيز جنبش اجتماعي راهبرد مذكور را به چالش ميكشيدند، اما نه از طريق تقابل در ساختار اجرايي و مديريتي، چنين تقابلي جز استهلاك نهادهاي رسمي نتيجه ديگري ندارد و مادر اصلي1 اين نهادها بازنده خواهد بود.
مجلس ششم براي تحقق اهداف خود عملاً در وضعيت متعارضي قرار گرفت. از يك سو تقابل نهادهاي ديگر، آن را زمينگير نموده بود، از سوي ديگر بجاي حل اين زمينگيري اقدام به انجام وظايف تقنيني و نظارتي خود كرد در حالي كه اين وظايف فقط در ذيل نوعي هماهنگي يا حداقل عدم تقابل نهادهاي ديگر حاصل ميشد و پيش از هر كاري بايد اين مسأله را حل ميكردند.
وظيفه نظارتي مجلس به طور كلي فشل شد و در حدي هم كه اجرا ميشد، موردي بود و نه تنها به نتيجهاي موثر و در جهت وظيفه اصلي اين مجلس نميرسيد، بلكه تقابل را تشديد ميكرد. كوششها در ظاهر جذاب و جالب و براي برونرفت از بحران بود، اما در عمل به تشديد اين بحران و فرو رفتن بيشتر در آن منجر ميشد.
مشكل اين بود كه تقنين و نظارت تا حدودي كليتهاي تجزيهناپذير هستند، نميتوان يك بخش را تحت نظارت داشت ولي بخشهاي ديگر را خير. در اين صورت بيانضباطيها و خطاها از بخشهاي ديگر سر خواهد زد. در تقنين هم چنين قاعدهاي حكمفرماست. مثل ساختماني است كه نميتوان دو يا حتي سه پايه آن را محكم كرد، اما پايههاي ديگرش را ناديده گرفت. اين مجلس به وضعي درآمد كه حتي حق نوشتن بودجه هم از او سلب شد، و در پايان بايد افتخارش اين ميبود كه بخشنامههاي نهادهاي مقابل خود را قانوني ميكرد.
مجلسي كه راهبرد خود را فراموش و به تاكتيكهاي موردي بسنده كرد، غافل از اين كه اعمال تاكتيك در غياب راهبرد و استراتژي، جز خسارت نتيجه ديگري ندارد. در مجلس ششم نطقهاي خوبي ميشد، و حتي ملجأ رواني بسياري از افراد ستمديده شده بود اما اينها كاركردهاي يك مجلس قانونگذار نيست، حتي ميتوان گفت مجلس ششم در برخي زمينهها قوانين خوبي هم تصويب كرد، اما اين قوانين هم چون فاقد كليت راهبردي مورد نظر هستند، در خدمت توسعه و تثبيت مردمسالاري قرار نميگرفتند و اين عقبگرد آن قدر ادامه يافت كه در قالب رد صلاحيت، گريبان اكثريت آنان را هم گرفت اما ديگر براي اقدامي موثر دير شده بود، زيرا در تصور عامه مردم، مخالفت آنان با رد صلاحيت عموماً مربوط به منافع شخصي و نه عمومي تلقي ميشود و چندان همراهي و همدلي ديگران را برنميانگيزد.
حتي در اين مرحله هم كه استعفاي فردي جانشين دستهجمعي شد، بيش از آنكه موثر در اصلاح امور باشد، به صورت نمادين و براي ثبت در تاريخ بود. اما نكتهاي كه به آن پاسخ داده نميشود اين است كه اگر كسي حضور خود را در مجلس ششم با آن تركيب و قدرت و با آن دولت، برنميتابد و استعفا ميدهد، چگونه ميتواند در مجلس هفتم و هشتم با وضع فعلي خود را نامزد نمايندگي كند؟ اگر نتيجه آن مجلس و دولت، اين مجلس و دولت است، چرا بايد مجدداً خواهان تشكيل همان مجلس و دولت حتي در سطوح بسيار كمرنگتر و ضعيفتر آنها شد؟
مجلس ششم، نمايندگان خوبي داشت، شجاعت هم داشتند، اما گويي كه براي ثبت در تاريخ عمل ميكردند، در حالي كه مردم آنان را براي بهبود جغرافياي خود انتخاب كرده بودند.
...................................
1-اشاره به داستان ادعاي مادر بودن دو زن درباره يك كودك كه امام علي (ع) حكم به نصف كردن كودك داد.

ترسنده با پِخ :
در مجلس ششم گرچه برخي شتابزدگي ها و فقدان ژرف نگري ها براي اصلاح امور و مطالبات مردم كه مدام در حال تغييرند به چشم مي خورْد ؛ ولي ايشان براي هر كار اصلاحي و ايجاد فضا و پديده هاي نو ، با ديوارهايي برخورد مي كردند. فشار آنها به ديوار ها هم، ايشان را بحق يا به ناحق در كرسي شكستن ساختارها مي نشانْد. اين مسئله در همان حال باعث مقاومت و سرسختي بيشتر از طرف حاكميت مي گرديد . به نظر مي رسد حداكثر ظرفيت جمهوري اسلامي براي برآورده كردن مطالبات مردم در دو نهاد رياست جمهوري و مجلس متمركز است اين دو قوه هم در حقيقت نه قوه مجريه و رياست جمهوري است و نه مجلس قانون گذار. حوزه اختيارات آنها مشروط به قواي بيرون از اين دو نهاد است. اگر همكاري و خواست ديگر ارگانهاي بيرون از اين دو قوه وجود نداشته باشد در چارچوب قوانين موجود نمي توان تحول جديدي به وجود آورد. شايد بتوان گفت اولي تداركاتچي ساير ارگانهاست و دومي تهيه كننده پيش نويس قوانين.
۱۱ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۵۴ بֽظֽ | Reply
حبیب الله جوربندی :
جناب آقای عبدی به داستان ادعای مادر بودن دو زن که اشاره فرمودید وان را منتسب به حضرت علی دانستید باید عرض شود این داستان از داستان های معروف راجع به حکمت وعدالت سلیمان است که در تورات نیز امده میتوانید به کتاب تورات بخش اول پادشاهان وفصل داوری عادلانه سلیمان مراجعه فرمائید.با سپاس .حبیبالله جوربندی
۱۱ اسفند ۱۳۸۶ ۳:۰۴ بֽظֽ | Reply
:
با سلام جناب عبدی!
مقاله زیر را به بازدید کنندگان سایت شما توسیه میکنم .( بطور جانبی) بحثی منطقی در جند و چون اقتصاد و رفاه نفتی است
مروري بر ديدگاههاي فريد زكريا؛ چرا دموكراسي ضامن آزادي نيست؟
آنچه محرز است اينكه دولت قدرتمند و جامعه مدني ضعيف و در ضعف نگه داشته شده، ليبراليسم را عقب مياندازد و قدرت بروكراتيك دولت هر چقدر در جهت صنعتي شدن و سازندگي هم حركت كند، استقلال را از بخشهاي غيردولتي ميستاند و ترقي را تصنعي ميسازد.
جواد ماهزاده
دموكراسي رايجترين و مشروعترين شكل حكومتهاي سياسي است و هر چه ميگذرد بر ميزان اين مشروعيت و نيز مجبور شدن دشمنان آن به استفاده از ظواهر دموكراتيك افزوده ميشود.
بايد پذيرفت كه دموكراسي تبديل به سبك زندگي شده و ديگر به عنوان روش سياسي صرف خوانده نميشود. به بيان ديگر جامعه دموكراتيك تنها با همه پرسي و انتخابات محقق نميشود و ضروري است كه در آن حقوق برابر، آزادي بيان، ارج داشتن سلايق و تفاوتها، مشاركت در توليد و... از جهات مختلف لحاظ شود. با اين وجود يكي از پايههاي اساسي استقرار و بقاي دموكراسي است. سيمور مارتين ليپست (دانشمند علوم اجتماعي) گفته است: او ميگويد كشورها وقتي از لحاظ اقتصادي توسعه مييابند جوامعشان نيز تواناييها و مهارتهايي را براي اداره ليبرالي و دموكراتيك خودشان در خود ميپرورانند. البته برخي كشورهاي فقير به دموكراسي رسيدهاند اما وقتي كشورها در سطوح پايين توسعه يافتگي دموكراتيك ميشوند معمولا دموكراسيهايشان ديري نميپايد. راه دستيابي به دموكراسي پايدار و بادوام عبور از سرمايهداري و ليبراليسم است ولي اين مرفه بودن غير از ثروتمند شدن از طريق منابع طبيعي و زيرزميني است. درواقع چيزي كه باعث ميشود حكومتها - بهويژه حكومتهاي خاورميانهاي - تن به دموكراسي و ليبراليسم ندهند همين در اختيار بودن ثروت عظيم نزد دولتهاست كه مانع شكلگيري سرمايهداري غيردولتي ميشود. (به اين بحث در ادامه خواهيم پرداخت)
اما چرا ثروت براي آزادي مفيد است؟ بايد گفت فرايند توسعه اقتصادي در وهله اول اين امكان را فراهم ميكند كه بخشهاي كليدي جامعه - نهادهاي خصوصي - قدرتي مستقل از دولت پيدا كنند و در مرحله بعد باعث ميشود از چپاولگري و اقتدارگرايي دولت كاسته شود و دولت بيشتر به سمت قانونگرايي و پاسخگويي حركت كند. پس اين ثروت روبه فزوني طبقه متوسط است كه در كنار عوامل ديگري چون سقوط نظامهاي ايدئولوژيك انحصارگر، رسانه آزاد و انفجار اطلاعات و... به جريان دموكراتيزاسيون سرعت ميدهد و قدرت دولت را ميكاهد. با اين اوصاف حساب دموكراسي ليبرالي را بايد از دموكراسي غير ليبرالي جدا كرد. زماني كه از طريق انتخابات آزاد و عادلانه و مشاركت همه جانبه مردمي، رئيسجمهور يا نمايندگاني فاشيست و بنيادگرا - نظير هيتلر در آلمان - انتخاب شوند، دموكراسي رعايت شده است اما نتيجه قاعدتا منفي، سركوبگرانه و ناقض آزادي و انسانيت خواهد بود. چنين وضعيتي دموكراسي غيرليبرالي را پديد ميآورد. در غرب دموكراسي به معناي دموكراسي ليبرال است يعني يك نظام سياسي كه مشخصه آن نه تنها انتخابات آزاد بلكه حاكميت قانون، تفكيك قوا، صيانت از آزاديهاي فردي، آزادي دين، مالكيت خصوصي و... است. به عبارت ديگر، در دموكراسي غيرليبرالي دموكراسي برقرار است اما لزوما از آزادي خبري نيست. نمونه آن انتخابات در برخي كشورهاي آسياي ميانه است كه راه را براي ظهور نظامهاي استبدادي هموار كرده و حتي اگر انتخاباتي آزاد هم در آنها برگزار شود احتمال روي كار آمدن پوپوليستها، ديكتاتورها و مرتجعان بيش از متجددان و مترقيان است.
پس دموكراسي پايان راه نيست. اما ريشه اين تحولات دموكراتيك و در عين حال نگران كننده كجاست كه دولتهايي نامطلوب را بر سر كار ميآورد؟ آيا اگر كشوري انتخابات رقابتي و چند حزبي برگزار كند و سطح مشاركتي بالا داشته باشد اما نتيجهاي مطلوب به بار نياورد، كلمه دموكراسي بي اعتبار نشده است؟ فريد زكريا معتقد است دولتها ميبايست هم تجسم دموكراسي باشند و هم ليبراليسم قانون سالار وگرنه هيچ تضميني براي رعايت عدالت و آزادي در جامعه وجود نخواهد داشت. او نظامهاي شرق آسيا و كشورهاي پيشرفتهاي چون كره جنوبي، تايوان و مالزي را مثال ميزند و بر اولويت ساماندهي اقتصاد، نظام حقوقي و قانونگرايي بر انتخابات آزاد تاكيد ميكند. بسياري از روشنفكران غربي در دهههاي 1950 و 1960 نظامهاي شرق آسيا را حكومتهايي مرتجع ميدانستند و آنها را تحقير ميكردند و در عوض رهبران مردمي در آسيا و آفريقا را كه با راي اكثريت روي كار آمده بودند با كمال ميل ميپذيرفتند؛ رهبراني كه انتخابات برگزار ميكردند و ميگفتند كه به مردم وفادارند ولي اكثر اين كشورها (غنا، تانزانيا، كنيا و...) ديكتاتوري شدند، در حالي كه شرق آسيا در خلاف جهت آنها حركت كرد. آنچه محرز است اينكه دولت قدرتمند و جامعه مدني ضعيف و در ضعف نگه داشته شده، ليبراليسم را عقب مياندازد و قدرت بروكراتيك دولت هر چقدر در جهت صنعتي شدن و سازندگي هم حركت كند، استقلال را از بخشهاي غيردولتي ميستاند و ترقي را تصنعي ميسازد.
زكريا متذكر ميشود كه ثروت برخاسته از منابع طبيعي (نفت و گاز و...) مدرنيزاسيون و رشد اقتصادي را به تاخير مياندازد چون اين ثروت مانع توسعه نهادهاي سياسي و قوانين مدرن ميشود و اجازه ثروتمند شدن را به جامعه نميدهد. در يك كشور بدون منابع طبيعي براي اينكه دولت ثروتمند شود ابتدا جامعه بايد ثروتمند شود تا سپس دولت بتواند از آن ماليات بگيرد. از اين رو شرق آسيا خوش اقبال بود زيرا بسيار فقير بود. حكومتهاي شرق آسيا بايد سخت كار ميكردند تا دولتي كارآمد ايجاد كنند چون اين تنها راه ثروتمند كردن كشور و در نتيجه دولت بود. دولتهاي صاحب منابع طبيعي با فروش منابع معدني و نفت و گاز و... پروار ميشوند و مجبور نيستند كه براي توليد ثروت ملي، خود را درگير خلق قوانين و نهادها كنند. وقتي دولت از مردم ماليات ميگيرد در ازاي آن مزايايي را هم فراهم ميآورد و اين كار با پاسخگويي، مديريت خوب و آزادي همراه خواهد بود. اين دادوستد دوسويه است كه مبناي مشروعيت دولتها را در جهان مدرن پايهريزي ميكند. بنابراين حركت به سوي سرمايه داري مطمئنترين راه براي ايجاد يك دولت محدود و پاسخگو و يك طبقه متوسط و واقعي است. پايه اصلاحات سياسي اصلاحات اقتصادي است و راه اصلاحات اقتصادي، گشودن درهاي كشور به روي اقتصاد جهاني، سست كردن كنترل اقتصاد داخلي و اتكا بر بازار آزاد است كه خود اينها مستلزم اصلاحات قضايي، تغييرات قانوني و كاستن از دايره قدرت و تسلط حاكميت است. زكريا ميخواهد بگويد كه حتي تونس و مراكش نيز به عنوان جوامعي مسلمان كه با سيستم اقتدارگرايانه اداره ميشوند به لحاظ اقتصادي اين ظرفيت را دارند تا ليبراليزاسيون را پياده كرده و اثبات كنند كه هيچ فرهنگ، مذهب يا منطقهاي ذاتا در برابر دموكراسي ليبرال مقاومت نميكند.
امروز جهان عرب ميان دولتهاي اقتدارگرا از يكسو و جوامع غيرليبرالي از سوي ديگر گرفتار آمده است كه اين دو هيچ يك زمين حاصلخيزي براي دموكراسي ليبرال به حساب نميآيد. كش و قوس ميان اين دو نيرو به خشونت و سركوب گري ميانجامد و هرچه دولت سركوب گرتر ميشود مخالفتهاي درون جامعه هم بيشتر ميشود و همين امر دولت را به اعمال شدت عملي بيشتر وادار ميكند. اين روند به ديكتاتوري انجاميده و ديكتاتوري هم تروريسم پرورانده است؛ ضمن اينكه جدا از پديده تروريسم به بلاياي اقتصادي، ركود اجتماعي، خاموشي روشنفكران و... هم در اين جوامع بايد توجه كرد. زكريا راه مقابله با بنيادگرايي را در جوامع مسلمان، راهانداختن جنبش اصلاح ديني نميداند بلكه گسترش مدرنيزاسيون توسط دولتها و نخبگان و تغييرات بنيادين سياسي و اقتصادي را عاملي ميداند كه جوامع را به تدريج به تطبيق و توافق با شرايط جديد وامي دارد. به اعتقاد او كتاب مقدس مسيحيان نيز همچنان دستورهاي فردي و اجتماعي ويژه خود را دارد اما جامعه در روند پيشرفت خود برداشتهاي شخصي خويش را ارائه داده و مرجعيت آن را در تمام امور نپذيرفته است. كافي است كه يك كشور در خاورميانه (مصر، عراق، افغانستان و...) به ترقي برسد و از نقطه نظر مدرنيزاسيون اقتصادي و سياسي پيشرفت كند، در آن صورت ساير كشورها هم الگو و راه درست خود را پيدا ميكنند مثل كاري كه ژاپن در شرق آسيا كرد و مسير موفقيت را گشود.
برگرفته از : روزنا
۱۱ اسفند ۱۳۸۶ ۴:۰۷ بֽظֽ | Reply
:
واقعا براي شما متاسفام..شما هم بايد به زباله دان تاريخ ريخته شويد...همتون خائنيد همتون.....
راستي ها يك جور شما چپي ها هم يك جور ديگه
۱۱ اسفند ۱۳۸۶ ۴:۴۷ بֽظֽ | Reply
مهشید :
آقای عبدی
اگر کسی مخالف اقدامات خودسرانه باشد , بنظر شما چگونه میتواند از طریق صندوقهای رای این مخالفت خود را به مسؤلان کشور خود اعلام کند؟ بنوعی که تیغ به دست زنگی مست نیز نداده باشد؟
..................................................................
عبدي:
هر گاه كسي توانست آنچه را كه ميخواهد بگويد با ديگران مطرح و به جرياني اجتماعي تبديل كند در اين صورت نحوه بيان نتيجه چندان مهم نيست يا از طريق مشاركت در راي دادن است يا از طريق عدم مشاركت يا هر راه ديگر.
۱۱ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۰۱ بֽظֽ | Reply
فرشید :
مجلس ششم وقتی در اولین قدم برای انجام مسؤلیت مرعوب شد , فاتحه ....... مع الصلوات
۱۱ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۱۳ بֽظֽ | Reply
asghar :
نمیدانم چرا هر وقت در کامنتهای من کلمه ی خیانت نوشته میشود , شما آن کامنت را حذف میکنید؟
مگر گوش شیطان کر , در لغت نامه ی مورد استفاده ی شما , کلمه ی خیانت وجود ندارد؟
و مگر وقتی شما هر کلمه ی خیانتی را حذف کردید , دیگر خیانتی در جامعه صورت نمیگیرد؟
به هر حال بهتر است در نظرات افراد خادم و خیانتکار مشخص باشند و نه مبهم و راز آلوده...
مثلا به نظر شما چه کسانی در آن اتحاد اصلاح طلبان در مجلس ششم تفرقه ایجاد کردند؟
آیا آنها به اصلاحات و اساسا به امید و اعتماد مردم خیانت کردند یا نکردند؟
خوب , پس چرا کامنت مرا حذف میکنید هر جا من از خیانت نام می برم؟
................................................................
عبدي:
خيانت نوعي قضاوت شديد است.شما نظر خود را بگوئيد خواننده بر حسب استحكام آن نظر نتيجه مورد نظر شما را خواهد گرفت.تا وقتي اسير اين كلمه باشيم قدرت بحث كردن را از خود و ديگري سلب ميكنيم.
۱۱ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۲۷ بֽظֽ | Reply
:
آیا میدانید اسب تروای مجلس ششم چه کسی بود و در درون آن چند نفر برای تسخیر قلعه ی اصلاح طلبان پنهان شده بودند؟
۱۱ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۳۰ بֽظֽ | Reply
بیتا :
بفرمایید انتخاب شده ها برای مجلس ششم سیاسی نبودند , چون درس اول سیاست تحلیل مشخص از شرایط مشخص است .
چطور اقایان میخواستند با چاقوی کند شده , کیک پیروزی خود را ببرند؟
۱۱ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۳۳ بֽظֽ | Reply
افسوس :
من هم برای کسی که برای شما متاسف بود , متاسفم چون اینان همان کسانی هستند که از پشت خنجر میزند و جو آرام را برای گم شدن حقیقت آشفته ساخته و میسازنند.
متاسفم برای این شخص که برای شما متاسف بود چون اینان همان کسانی ( مثل گروه فرقان) هستند که , در اوایل انقلاب دست به اسلحه بردند و چهره های معتدل و میانه رو را کشتند و در نهایت جو را به نفع کسانی که طالب انسداد سیاسی بودند چرخاندند.
برای این شخص که اسمش را هم ننوشته متاسفم چون بنظر میرسد اینان همان کسانی هستند که با اقدامات دستوری یا ناآگاهانه ی خود فاصله بین مردم و مسؤلان را از بین می برند و ........
متاسفم برای چنین اشخاصی که خسر الدنیا و الاخره هستند.
ولی انشالله این بار , همه از تاریخ درس گرفته اند و اجازه نمیدهند این افراد در آینده به هدفهای پلید خود , آشفته کردن و گل آلود کردن آبی که میباید شفا دهد و زنده سازد , برسند.
۱۱ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۲۰ بֽظֽ | Reply
نقل قول :
خبرگزاریهای بین المللی خبر داده اند:
سازمان ملل متحد, رسماً لیست اسامی مقام ها و شركت های ایرانی كه طبق پیش نویس قطعنامه سوم شورای امنیت مشمول تحریم ممنوعیت سفر به خارج و بلوكه شدن اموال می گردند را اعلام و منتشر نمود.
به گزارش این خبرگزاریها لیست جدید, شامل اسامی 13 مقام رژیم ایران در زمینه برنامه هستهیی و صنایع نظامیِ رژیم ایران بعلاوه 12شركت كه در تولیدات هسته ای و بالستیكی نقش دارند, می باشد.
اسامی این مقامات, شامل عباس رضایی آشتیانی از مقامات برجسته آژانس اتمی رژیم ایران, محمد اسلامی, سرتیپ پاسدار محمد رضا نقدی, قاسم سلیمانی, سید حسین حسینی, جواد كریم ثابت, حمید رضا مهاجرانی و چندین مقام دیگر می باشد. اسامی شركت ها شامل شركت سقال, شركت صنام, شركت اتحاد, شركت جوزه, شركت خراسان, شركت پیشگام, شركت تماس و چندین شركت دیگر می باشد.
۱۱ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۲۵ بֽظֽ | Reply
م.ص. :
خواهشمندم به این اظهارات قاضی حسینیان در دادگاه محاکمه نشر نی به جرم انتشار کتاب «تراژدی دموکراسی در ایران» توجه فرمایید:
دادگاه متهمان انتشار كتاب «تراژدي دموكراسي در ايران» برگزار شد
قاضی : صرف داشتن مجوز وزارت ارشاد دليل چاپ يك كتاب نميشود!
---
همايي، مدير انتشارات نشر ني در جلسهي دادگاه اظهار كرد: كتاب مذكور براي انتشار از وزارت ارشاد، مجوز داشته و پس از مدتي كه مجوز كتاب باطل شده بود، اين كتاب به صورت قاچاقي چاپ شده بود كه پس از آن، من در نامهاي به دادستان در اينباره گزارشي ارايه كردم.
حسينيان در اينباره گفت: صرف داشتن مجوز وزارت ارشاد دليل چاپ يك كتاب نميشود. ممكن است در يك كتاب مسايل خلاف شرع، توهين و افترا به اشخاص وجود داشته باشد و حتي ممكن است ارشاد اجازهي انتشار اين مسايل و فحشا و منكرات را هم صادر كند اما شما به عنوان يك شخص فرهنگي بايد اين كتاب را بخوانيد.
وكيل مدافع همايي در اينباره گفت: طبق قانون، ارشاد كليهي مسووليت انتشار يك كتاب را به عهده ميگيرد و به همين خاطر پيش از انتشار، دو نسخه به وزارت ارشاد تحويل داده ميشود كه در صورت نياز تغيير، بازنويسي يا برخي اصلاحات را در آن تذكر دهند. ممكن است اين بزرگان متوجه نشوند؛ پس طبيعي است كه ناشر به عنوان يك سرمايهگذار هم متوجه اين موضوع نشود.
قاضي خطاب به همايي مدير نشر ني نيز اظهار كرد: شما كتابي مشتمل بر افترا، توهين و نشر اكاذيب را چاپ كرديد كه چاپ اصلي و چاپ قاچاق آن هر دو چاپ ششم اين كتاب و مربوط به سال ٧٩ است. پس از چاپ قاچاق نيز تعهد كرديد كه نسبت به جمعآوري كتاب اقدام ميكنيد؛ اما سوال اينجاست چرا از كساني كه به چاپ قاچاق اقدام كردهاند، شكايت نكردهايد؟ همچنين شما بايد ثابت كنيد كه چاپ، قاچاق بوده و كار شما نبوده و به انگيزهي منفعتطلبي صورت نگرفته است؛ زيرا اين كتاب به سرعت در حال فروش بوده و ظرف چهار ماه شش بار تجديد چاپ شده است.
قاضي حسينيان اظهار كرد: آقاي همايي بايد پيش از اعلام جرم دادستان، اعلام قاچاق ميكرده، در حالي كه ايشان پس از احضار، اعلام قاچاق كرده و تعهد به جمعآوري كتابها داده است. اصل چاپ اين كتاب چه با مجوز و چه بيمجوز، غيرقانوني است؛ زيرا مطالبي در آن نوشته شده كه قابل اثبات نيست. اگر هم وزارت ارشاد ميخواسته كه اين كتاب چاپ شود شما نبايد آن را چاپ ميكرديد.
وي افزود: بايد كتاب بررسي و سنجيده شود تا ببينيم مطالب قابل دفاع هست يا نه؛ يا مطالب مستهجن و مبتذلي در آن وجود دارد يا خير. اگر ارشاد امروز بخواهد كتابي حاوي توهين به يك شخصيت چاپ شود، آيا شما آن را چاپ ميكنيد؟
طالبزاده در پاسخ به قاضي حسينيان كه از او ميپرسيد چرا وزارت اطلاعات را در جريان انتشار اين كتاب قرار نداديد؟ و در اينباره به مواردي از نوشتار اين كتاب اشاره كرد كه گفته شده بود برخي ديگر هم قرار بود در روند قتلهاي زنجيرهيي به قتل برسند، گفت: اين مقالات پيشتر در روزنامهها به چاپ رسيده بود.
حسينيان گفت: كتاب حكم روزنامه را ندارد و اين دليلي بر در جريان نگذاشتن وزارت اطلاعات نيست.
منبع: http://www.peykeiran.com/iran_news_body.aspx?ID=47923
---
اینکه چه با مجوز چه بدون مجوز کسی مجرم باشد چه معنایی می دهد؟ درضمن جناب قاضی که مواضع مشهوری درباره آن داستان زنجیره ای دارند چطور انصاف را در این مسند رعایت خواهند کرد؟
۱۱ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۲۸ بֽظֽ | Reply
رضا فتوحی :
با سلام
1-شما بارها به برنامه محور بودن انتخابات مجلس ششم اشاره کرده اید اما تا جایی که من به خاطر دارم این برنامه نبود که رای آورد(منظورم رای بالای بی سابقه در سراسر کشور است) بلکه آقای خاتمی بودند که رای آوردند. در آن مقطع اصلاحطلبان یک لیست دادند و به خوبی القا کردند که این همان لیست آقای خاتمی است. این پاتانسیل هنوز هم کمابیش موجود است.
2-آیا شما در مقطع انتخاب رییس راهبرد اتخاذ شده در مجلس ششم را صحیح می دانید؟
3-آیا این نظر را قبول دارید که اگر دولت و مجلس اصلاحات مناسب عمل می کردند امکان تثبیت وجود داشت؟ اگر پاسخ تان مثبت باشد حضور کنونی می تواند برای جبران اشتباهات باشد
..............................................................
عبدي:
اگر مواردي را پاسخ نميدهم به دليل نداشتن فرصت در روزهاي اخير است.
۱۱ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۵۴ بֽظֽ | Reply
نکته ی اصلی که باید بزرگ نوشته شود: :
اما نكتهاي كه به آن پاسخ داده نميشود اين است كه اگر كسي حضور خود را در مجلس ششم با آن تركيب و قدرت و با آن دولت، برنميتابد و استعفا ميدهد، چگونه ميتواند در مجلس هفتم و هشتم با وضع فعلي خود را نامزد نمايندگي كند؟ اگر نتيجه آن مجلس و دولت، اين مجلس و دولت است، چرا بايد مجدداً خواهان تشكيل همان مجلس و دولت حتي در سطوح بسيار كمرنگتر و ضعيفتر آنها شد؟
مجلس ششم، نمايندگان خوبي داشت، شجاعت هم داشتند، اما گويي كه براي ثبت در تاريخ عمل ميكردند، در حالي كه مردم آنان را براي بهبود جغرافياي خود انتخاب كرده بودند.
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۴۶ قֽظֽ | Reply
سجاد :
چند وقت پیش مطلبی در این ارتباط خواندم که هنوز تو ذهنم زنگ میزند!!
هنوز به مناسبتهای مختلف از خود می پرسم که چطور ممکن اسنت ؟ مگر از سنگ پای قزوین , پر روتر سنگی داریم؟
اصل مطلب را نمی نویسم چون مطمانم باعث زحمت سانسور آن توسط آقای عبدی میشود و در ضمن میخواهم یکبار هم شده خود آقای عبدی با دیگر خواننده مساوی باشند!! ببیند دمق کردن دیگران و آنها را در خماری گذاردن خوب است یا نه ؟
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۵۱ قֽظֽ | Reply
باقری :
آقای خاتمی در یکی از مصاحبه ها گفته بودند : اگر آقای کروبی کاندید ریاست جمهوری آینده شوند , من کنار می کشم !
یعنی آقای خاتمی قصد دارند دوباره کاندید ریاست جمهوری شوند؟ که چه بکنند؟
یعنی آن گریه ها در موقع ثبت نام برای دور دوم ریاست جمهوری الکی بود؟
وافعا که ! بعلاوه ی جل الخالق !
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۵۶ قֽظֽ | Reply
مال خومونه مسجد سلیمون! :
شما ظاهرا با اصول جنگ زرگری آشنایی ندارید که اینگونه مقالات را می نویسید.
در جنگ زرگری .....
آقا ! فقط شما کافیست برای یادگیری و پیدا کردن اطلاعات دقیق نسبت به جنگهای زرگری , جنگ بین ... و آقای .... را ببینید. به این گونه جنگها میگویند جنگ زرگری.
تمام
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۰۱ قֽظֽ | Reply
اسمم را نمیگم چون ممکن است آبروم بره ! :
بالاخره با مخالفت پدر و مادرش که از طبقات بالای اجتماع بودند , منه یک لا قبا داماد خانواده اعیانی آنها شدم.
در جشن عقد , وقتی سر سفره ی مفصل , حواسم از خود و دور و اطرافم پرت شده بودم و داشتم دو لپی چلو کباب فرد اعلا شام را میخوردم , پدر زنم زد سر شونه ام گفت:
آن برنج برنجی که میگفتند "اینه" آ !!
و "اینه" ش را جوری کش داد که یه دنیا معنا داشت .
از اون سالها سالهاست گذشته ولی هنوز این خاطره از زبان آن مرد رگ گو و مهربان نقل سر زبانهای فامیلست !
حالا نقل مجلس است.
میخواستم به سبک پدر زنم بگویم:
آن شیر بی یال و دم اشکم که میگفتند آ اینه !!
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۱۰ قֽظֽ | Reply
خاموش :
برای من بعنوان یک ناظر خارجی ( نسبت به داخلی ها!) , کل اصلاحات یک بازی داخلی بود , احساس میکنم نتایجش هم , این نظر مرا تایید میکند.
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۲۰ قֽظֽ | Reply
نقل قول :
پيش از انقلاب بهمن ۱۳۵۷ انتخابات چه ويژگی هايی داشت؟
روند برگزاری انتخابات پيش و پس ازانقلاب، از لحاظ شرايط و چگونگی برگزاری آن و ميزان مشارکت شهروندان چه وجوه مشترکی بوده است؟
سنت برگزاری انتخابات در ايران به جنبش مشروطه بر می گردد، با اين هدف که اصناف مختلف نمايندگانی برگزينند و با تصويب قوانين از سويی قدرت استبدادی سلطنت را محدود و از سوی ديگر منافع خود را تامين کنند.
از همين رو، در رای گيری های آن دوره، هم رقابت و هم مشارکت در چارچوب اصناف صورت می گرفت.
به اين ترتيب، تجربه انتخابات به صورت شرکت در يک رای گيری همگانی چندان مطرح نبود.
اگرچه بعدها رای گيری ها از صورت صنفی خارج شد و از سويی جنبه شهری و استانی و از سوی ديگر جنبه فردی پيدا کرد، اما به ويژه پس از سقوط سلسله قاجار و به روی کار آمدن خاندان پهلوی شرايط برگزاری انتخابات در دوره های مختلف مجلس يکسان نبود.
قبل از انقلاب از نظر معنای رأی و معنای انتخابات، به جز در موارد خاصی مانند مجلس چهاردهم تا هفدهم يعنی از سال۲۴-۲۳ تا سال ۳۲ وهمچنين دوره ديگری که دوره تنفس ناميده می شود، يعنی سال های ۴۱-۱۳۴۰ در انتخابات مجلس نوزدهم و بيستم، آن هم بسيار محدود، معنای سياسی پيدا کرد و مردم حس کردند اگر رأی دهند رأيشان مؤثر خواهد بود.
انتخابات پيش از انقلاب را میتوان به دو دوره تقسيم کرد : دوره پيش از تاسيس حزب رستاخيز در ۱۱ اسفند ۱۳۵۳، و دوره پس از آن تا انقلاب ۱۳۵۷.
يک دوره، به اصطلاح دو حزبی بود يا دوره چند حزبی. حزب ايران نوين و قبل از آن حزب مليون و حزب مردم و يکی دو حزب کوچک ديگر که در انتخابات شرکت می کردند. در آن دوره، در اصل احزاب نقش انتخاباتی داشتند. حزب ايران نوين در طول سال ها به عنوان يک ماشين سياسی نيرومند شد و راه رسيدن به مقامات بالا از آنجا می گذشت. در آن دوره، انتخابات کاملاْ صوری بود و آرا در جای ديگری تعيين می شد. من خود شاهد بودم که در يک حوزه انتخاباتی، استاندار سهم هر يک از دو نماينده آن استان را خودش تعيين کرد که هر کدام چند درصد آرا را داشته باشند.
پس از تشکيل حزب رستاخيز، اين شيوه اتخاذ شد که کانديداها پس از اينکه صلاحيتشان بررسی و تأييد می شد برای هر نماينده سه نفر ازطرف حزب معرفی می شد و مردم می توانستند هر کدام را که بخواهند انتخاب کنند. البته در دوره رستاخيز فقط يک انتخابات صورت گرفت که به جزاستان خراسان ، فارس و تهران در بقيه کشور يک مبارزه انتخاباتی بسيار پر شور درگرفت
وجه مشترک رای گيری های پيش از انقلاب و پس از انقلاب اين بوده است که در هر دو دوره، گروه های مخالف حکومت از حق يکسان برای شرکت در انتخابات محروم بوده اند .
تا قبل از به وجود آمدن حزب رستاخيز در ايران، يک حزب بزرگ يعنی ايران نوين به صورت يک حزب حاکم به مدت ۱۴ سال حکومت را در اختيار داشت. حزب کوچکتری هم به اسم حزب مردم بود که البته هر دو طرفدار دولت بودند، نه کمونيست ها و نه طرفداران اتحاديه مذهبی، هيچ کدام اجازه حضور در مجلس را نداشتند.
در مجله ای به نام بامشاد پس از يکی از دوره های انتخابات، عکسی از آقای خسروانی که دبير کل حزب بود روی جلد مجله چاپ شد و عنوان مقاله اين بود که حزب ايران نوين پاينده باد، کمی هم حزب مردم زنده باد. از ۲۷۰ نماينده مجلس ۲۳۰ کرسی را ايران نوين برده بود و بقيه را هم حزب مردم.
پس از شکل گرفتن حزب رستاخيز، وضعيت کمی تغيير کرد و به جای دو حزب، يک حزب به وجود آمد که در درون آن هم، جايی برای گروه ها ی مخالف دولت و نظام سياسی وجود نداشت. پس از انقلاب هم به جز يک انتخابات محدود، به تدريج وضعيت به شکل گذشته درآمد.
وجه مهم ديگر انتخابات مجلس در ايران و در بسياری از کشورهای ديگر فرصتی است که برای تامين منافع قومی و قبيله ای ايجاد می کند.
یکی از فعالات چپ به اين وجه مشترک تمام رای گيری های های پيش و پس از انقلاب اشاره می کند و می گويد معمولا انتخابات ميدان کشمکش های محله ای، خانواده ای و گروه های قومی بوده است.
این مبارز امروز تعییر حالت یافته می افزايد:«هم در دوران قبل از انقلاب و هم دوران پس از انقلاب، در محله ها، شهرستان ها و ولايات، انتخابات تا حدودی محل کشاکش گروه های مشخصی در جامعه بوده است. يعنی معنای سياسی آن کمرنگ تر شده، ولی معنای محلی آن و تلاش های قومی و طوايف متفاوت در شهرهای مختلف ، ادامه دارد و تشديد هم شده است.»
اما نگاه تحليلگران و فعالان سياسی به رای گيری های ۲۹ سال گذشته در جمهوری اسلامی چگونه است؟ آيا رای گيری ها آزادانه برگزار شده اند يا اصطلاحا جنبه فرمايشی داشته اند؟ شهروندان چه نگاه و انتظاری از اين انتخابات داشته اند؟
یک تحليلگر سياسی در قم کليه انتخابات برگزار شده در دوران پس از انقلاب را غير دموکراتيک ارزيابی می کند و بر اين باور است که انتخابات بيشتر برای تثبيت موقعيت قدرت مداران به کار گرفته شده است تا وسيله ای برای دخالت شهروندان در تعيين سرنوشت سياسی جامعه.
این تحلیگر می گويد: انتخاباتی که در اين سه دهه در ايران برگزار شده به صورت غير دموکراتيک و پوپوليستی بوده است. به عبارت ديگر، از آنجا که انتخابات ابزاری است برای مردم و گروه های سياسی که بتوانند در تصميمات و قدرت سياسی مؤثر واقع شوند، انتخابات بر عکس عمل کرده است و در واقع ابزاری بوده که صاحبان قدرت، برای کنترل جريان های سياسی و مرعوب کردن صداها و سليقه های متفاوت از نظام حاکم آن را به کار گرفته اند.
وی می افزايد:«به لحاظ شاخص هايی که در جوامع توسعه يافته برای برگزاری انتخابات در نظر گرفته می شود، انتخابات در ايران غير دموکراتيک بوده است. همان گونه که حکومت توانسته خود را تثبيت کند، اين فرآيند را نيز پيش برده و جريان ها و نظرات مخالف خود را از انتخابات حذف کرده است. در نتيجه، انتخابات حالت فرمايشی يافته و به تظاهرات توده ای در تأييد عملکرد حکومت تبديل شده است».
اما یک روزنامه نگار نزديک به جناح اصلاحگرای جمهوری اسلامی در تهران بر خلاف نظر آن تحلیگر ، در یک گفت وگوی رادیویی انتخابات در سال های پس از انقلاب را وسيله ای برای شرکت شهروندان در سرنوشت سياسی می داند و يکی از ويژگی های انتخابات در سال های پس از انقلاب را شرکت حداقلی از شهروندان در انتخابات می داند.
این روزنامه نگار می گويد:«با پيروزی انقلاب اسلامی، جريان جديدی رخ داد و جامعه احساس کرد که انتخابات عرصه ای است برای تعيين سرنوشت و مشارکت و تأثيرگذاشتن بر روند تحولات. به همين دليل، نقطه مشترک همه انتخابات، به خصوص انتخابات مجلس، ميانگين بالای حضور مردم در مقايسه با ساير کشورها بوده است. نکته دوم اين است که هيچ مجلسی به معنای مطلق، يک دست شکل نگرفته، حتی در مجالسی مانند مجلس چهارم يا هفتم، که به نظر می آمد يک دست باشد، تضادهايی از درون شکل يافت و شکاف هايی ايجاد شد که يک دستی آن شکسته شد و به نتايج معکوسی انجاميد.»
با اين حساب آيا کيفيت و درجه سلامت، رقابتی و آزاد بودن انتخابات به ميزان رد و تاييد صلاحيت داوطلبان نمايندگی بستگی دارد؟
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۰۷ قֽظֽ | Reply
خیر پیش , تنهایی موفق باشد. :
حجت الاسلام مهدي كروبي گفت: از توبه نامه هايي كه گفته مي شود اصلاح طلبان نوشته اند خبر ندارم اما مي دانم كه اصلاح طلبان از شركت در تحصن نمايندگان مجلس ششم پشيمان هستند.
{ حال چگونه است از پشیمانی خبر دارند ولی از توبه نامه خبر ندارند, کی میتواند راست آزمایی کند؟}
تقدير اعتماد ملي
از شوراي نگهبان
عضو شوراي مركزي حزب اعتماد ملي با تأكيد بر اينكه اصل رقابت به فضاي بانشاط سياسي و حضور بيشتر مردم درپاي صندوقهاي رأي كمك مي كند، از عملكرد شوراي نگهبان در افزايش تأييد صلاحيت ها قدرداني كرد.
جواد اطاعت در گفت وگو با خبرنگار ستاد خبري ايرنا ويژه انتخابات، تصريح كرد: شوراي نگهبان با وسعت نظر بيشتري به تأييد صلاحيت ها نگاه كرد و همين مسأله، عرصه رقابت ها را گسترش مي دهد.
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۱۴ قֽظֽ | Reply
پرتاب توپ توسط دولت به زمین مجلس :
دیروز سخنگوي دولت مصاحبه ی مهمی داشت
وي تاكيد كرد: بايد توجه داشت كه اين لايحه بودجه، بودجه دولت نيست و تغييرات متعددي دارد و لايحه ارايه شده دولت با تغييرات متعدد از سوي مجلس مواجه شده است. دولت اجراي بودجه را بر عهده گرفته است ولي مسئوليت نتيجه آن با مجلس و مجمع است چرا كه برخي از بخش هاي بودجه را هم مجمع به آن الحاق كرده است.
دكتر الهام يادآور شد: آثار منفي بودجه متوجه تصويب كنندگان خواهد بود. همواره دولت انتظار داشته كه مجلس اين بودجه را با برنامه توسعه تطبيق داده و بررسي آن را با توافق دولت انجام دهد و يا بودجه را تصويب كند يا رد ولي به عنوان مثال با توجه به تغييرات اعمال شده در بودجه مبني بر تكليف دولت به واگذاري 40 و 60 درصد از سهام مجموعه هاي دولتي در طول يك سال، بايد ديد كه آيا حجم بازار اين ظرفيت را تحمل خواهد كرد و سهام ارزان نمي شود؟
وي با اشاره به برخي ديگر از تغييرات اعمال شده در بودجه پيشنهادي گفت: دولت مسئوليتي در تغييرات بدون كارشناسي كه موجب تورم احتمالي خواهد شد، ندارد. الهام افزود: البته دولت همواره تاكيد مي كند كه قانون را اجرا خواهد كرد.
آقای عبدی ؛
وقتی دولتی می بیند که مجلس بودجه ی اصولی او را تغییر و بودجه ای تصویب کرده که فشار تورم بر مردم زیاد و آنها را در مضیقه قرار میدهد , میتواند استعفا دهد یا نمی تواند؟ آیا می تواند بگوید من بخاطر رفاه مردم با این بودجه نمی توانم نیازهای آنها را تامین و کار بکنم؟ بنابراین استعفا میدهم.
این دیگر چه رویه ایست که دولت مسؤلیتی در ایجاد تورم ندارد؟
مجلس هم قطعا زیر بار قبول مسؤلیتهای مربوط به نابسامانیها نمی رود, علی می ماند حوضش !!
و بار باز بر دوش مردم بی چاره و بد بخت است که باید برای آقایان بدوش بکشند.
بقول معروف :
فیلها با هم جنگ میکنند , چمن ها له میشود!
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۳۱ قֽظֽ | Reply
چه میشود کرد؟ دست بالای دست بسیار است. :
جليلي: شوراي امنيت بايد عليه آمريكا قطعنامه صادر كند؛ نه ايران، ايسنا
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۳۹ قֽظֽ | Reply
ما هم به لطف الهی همینطور :
رئيس کميسيون اصل 90 مجلس محمدرضا فاکر نماينده مشهد و کلات در مجلس در گفتگويى گفت: به لطف الهى تا کنون با هيچ جريانى پيوند اخوت نبستهام.
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۴۶ قֽظֽ | Reply
ساسان :
على اشراقى از کانديداتورى انتخابات مجلس هشتم انصراف داد.
به گزارش فارس، على اشراقى که نام وى در ليست ائتلاف اصلاح طلبان در انتخابات مجلس هشتم درج شده بود، انصراف داده است.
باز هم گلی به جمال نوه ی امام خمینی
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۴۸ قֽظֽ | Reply
که چی بشه؟ :
موسى پور :
مردم تخلفات انتخاباتى را گزارش دهند
رئيس ستاد مرکزى بازرسى انتخابات کشور با تاکيد بر اينکه استفاده از امکانات دولتى و شهردارىها در تبليغات انتخاباتى ممنوع است از مردم خواست که تخلفات انتخاباتى را گزارش دهند.
جناب مهندس
وقتی گزارش تخلفات بزرگتر , ترتیب اثر داده نمی شود و در صورت اصرار برای گزارش کننده زندان به بار می آورد , برای چی باید مردم خودشان را سبک کنند و وقتشان را تلف نمایند و برای خودشان الکی دشمن بتراشند؟
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۵۲ قֽظֽ | Reply
گندمکار :
با سلام
آقای عبدی روزنامه کیهان مرتب حزب مشارکت را افراطی و وابسته به آمریکا و ... هر چه بر قلم و زبانش جاری شود , ناسزا بار این حزب میکند , در عوض لی لی به لالای حزب اعتماد ملی میگذارد و آنها را شاخ برای اینان میکند !
میخواستم بدانم فعالیتهای این حزب مشارکت در نظام جمهوری اسلامی قانونیست؟ یا غیر قانونیست؟
اگر قانونیست , آیا این حزب نمی تواند از این روزنامه نسبت به این توهین ها و اتهامات واهی و ایجاد ظن و گمانهای گناه آلود به مرجع , دادخواه و جایی شکایت برد؟
خلاصه که بنظر من این عادلانه نیست , ساکت بنشینیم و نظاره کنیم همان بلایی که سر دیگران آوردند با این نیروهای خودی انجام دهند . یعنی بوسه ی قدرت اینقدر کثیف است؟
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۰۱ قֽظֽ | Reply
آنها که موثر بودند و باید میشدند نشدند در عوض :
کدخدايىسخنگوى شوراىنگهبان:
5538 نامزد تاکنون تائيد صلاحيت شدهاند
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۵۴ قֽظֽ | Reply
شما هم اینرا بالاخره فهمیدید؟ :
آفتاب: محمد رضا خاتمی گفت : آقای کروبی اکثر اوقات به تصميمات جمعی جبهه اصلاحات اعتنايی نمی کند و همواره تاکيد بر نظر خودش دارد و با اين شرايط نبايد آقای کروبی را در زمره اصلاحطلبان به شمار بياوريم».
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۱۱ قֽظֽ | Reply
گرفتن غرامت جنگی به شیوه جدید :
پیشنهاد دوباره وام یک میلیارد دلاری ایران به عراق
قائم مقام وزارت امور خارجه ایران از پیشنهاد وامی یک میلیارد دلاری به عراق خبر داد
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۱۶ قֽظֽ | Reply
امان از دست این حافظه! :
یادش به خیر، در آن انتخابات مجلس ششم آقای احمدی نژاد با حرکاتی که کرده بودند مورد نفی هر دو جناح قرار گرفته بودند و رتبه ایشان نفر 68 ام بود.
نفر اول محمد رضا خاتمی،
دوم خانم کدیور،
سوم علیرضا نوری
و چهارم محسن آرمین بود.
مجموع رای آقای حداد عادل و توکلی و باهنر به نفر سوم لیست اصلاح طلبان نمی رسید!
اینکه عده ای می گویند هرچه می کشیم از مجلس ششم می کشیم برای این است که در آن انتخابات مردم نشان دادند که واقعا چه می خواهند و آنها فهمیدند که تحمل حرف واقعی مردم را ندارند.
آقای احمدی نژاد با کد 41 در آن انتخابات با 280046 رای حتی از آقای حمید عاملی , قصه گوی ظهر جمعه هم بیشتر از 5800 رای کمتر آورد! این آقای الهامی که الان چندین پست دارند هم با حدود 300 هزار رای رتبه 63 ام تهران را کسب کرده بود. آیا هنوز هم میزان رای ملت است؟
پس چرا عدالت این شده که یک طیف علاوه بر استفاده از همه امکانات کشور (صدا و سیما، شهرداری، دانشگاهها و...) الان تمام لیست های انتخاباتیش سر ریز داره تا ارائه بشه و طیف مقابل به دنبال اینه که بتونه در چند شهر رقابت داشته باشه؟
یادش به خیر!
در آن انتخابات- مجلس ششم- در حوزه اصفهان هم 6 نامزد اصلاح طلبان رای آوردند و 2 نفر از با جنب و جوش ترین نمایندگان مجلس ششم یعنی احمد شیرزاد و رجبعلی مزروعی از اصفهان رای بالا آوردند. در آن دوره آقای فلاحیان از اصفهان کاندید شد، که رای نیاورد .من هم فکر نکنم دیگر هیچ وقت آن انتخابات تکرار شود.
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۳۵ قֽظֽ | Reply
سحر خیز :
در جامعهای مثل ایران بسیاری از مسایل پشت پرده انجام میشود. حتا دعواها هم پشت پرده هست و سعی میشود که با توجه به شرایط خطیر کشور، در بیرون چهرهی بزکشدهای مشاهده شود. نباید به این رفتوآمدها و عکسهایی که گرفته و ردوبدل می شود، چندان توجه کرد. باید به سطح رقابت ها، حذفشدنهایی که در جریان گروههای حامی آقای هاشمی و اصلاحطلب ها شده و حتا عدم ثبتنام افرادی مانند آقای روحانی که به هرحال اعتراض خودش را هم به گونه دیگری بروز میدهد، توجه کرد. من فکر میکنم اینها موارد استثناییست در شرایط خاص و پیش از انتخابات که با کوچکترین تغییر، مثل هوای بهاری، همه اینها متحول خواهند شد.
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۴۳ قֽظֽ | Reply
اقدام به خودكشي يك کارگر ختم به خير شد. :
اقدام به خودكشي يك کارگر ميانسال در خيابان فاطمي ختم به خير شد.
علت اقدام این کارگر مطابق آنچه توسط وی اعلام شده بود، هزینههای بالای زندگی و عدم امکان وی برای تامین معیشت خانواده بود.
صبح امروز يك کارگر 45 ساله كه قصد داشت خود را از طبقه ششم يك ساختمان 7 طبقه در خيابان فاطمي به پايين بيندازد با حضور به موقع نيروي انتظامي و آتش نشاني نجات يافت.
آیا بعد از این نجات کسی بفکر نجات این قبیل افراد بازهم هست؟
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۴۸ قֽظֽ | Reply
قاسم :
بنظر شما چرا نوذری وزير نفت طی دستوری تمامي معاونان و مسوولان این وزارتخانه را از اظهارنظر درباره خط لوله صلح منع کرده است؟
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۵۱ قֽظֽ | Reply
اینکه دیگر از زبان ما نیست :
عماد افروغ هشدار داد:
«اصحاب قدرت در انتخابات دخالت مي کنند و فرصت ها را نابرابر مي کنند، اما شعار مي دهند که دخالتي ندارند.»
عضو فراکسيون اصولگرايان مستقل مجلس در گفت وگو با ايسنا به بررسي انتخابات در ايران پرداخت و گفت:
«در ايران حمايت ها و دخالت هاي انتخاباتي صورت مي گيرد، اما با توسل و تمسک به ارزش ها بيان مي شود که هيچ دخالتي در کار نيست.»
نماينده تهران در مجلس با بيان اينکه همه بايد روز قيامت جوابگو باشيم، افزود:
«در نظام هاي غربي اگر چه دخالت يا حمايتي صورت مي گيرد اما به نام دين و اخلاق نيست. ما داريم به نام حکومت ديني و اخلاقي، کاري مي کنيم که به لحاظ اخلاقي و ديني مذموم به شمار مي رود.اصحاب رسمي قدرت بيان مي کنند که دخالتي در امر انتخابات ندارند اما به انحاي مختلف، سخت افزارانه و نرم افزارانه، ظريف و غيرظريف شاهد اين دخالت هستيم و اين دخالت، دخالت در جمهوريت است که موجب آسيب وارد شدن به مردم سالاري در چارچوب مردم سالاري ديني مي شود. بايد مراقبت کرد که آسيبي به وجه جمهوريت و اسلاميت نظام وارد نشود.»
به اعتقاد اين عضو جريان اصولگرايان مستقل، غفلت از جايگاه کلان و ملي نمايندگي به معناي دور شدن از وظيفه نمايندگي و نهايتاً تنزل جايگاه مجلس خواهد بود.
اين استاد دانشگاه افزود؛ «دامن زدن به جايگاه عرفي نمايندگي باعث شده که نمايندگان در بهترين حالت، به خاطر پيشبرد مسائل حوزه انتخابيه خود، لابي کرده يا در برابر وعده ها و وعيدهايي که دولت به آنها در مقاطع مختلف مي دهد، کوتاه بيايند چون احساس مي کنند اگر مقاومت کنند، اصحاب رسمي قدرت جواب مثبتي به آنها نخواهند داد و آنها در دوره بعد انتخاب نخواهند شد.»
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۵۹ قֽظֽ | Reply
:
حیف که ما فقط دو سه هفته فرصت حرف زدن در مورد مجلس داریم و آنها چهار سال
حیف که ما فقط سر و صدا داریم ولی آنها چراغ خاموش می آیند و بعد که خرشان از پل رفت چراغها را روشن میکنند و شروع میکنند به خالی کردن دق و دلیهاشان
بنابراین دوستان مواظب باشید , بعد از تشکیل مجلس را هم در نظر داشته باشید.
در این مدت نشان داده شده که آقایان با کسی شوخی ندارند و به خودشان هم رحم نمیکنند.
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۰۶ قֽظֽ | Reply
اميرحسين :
به نام خدا . سلام آقاي عبدي . به نظر من (با عرض معذرت )انتقادهاي شما از مجلس ششم كمي دور از انصافه .اين همه قوانيني كه تصويب شد ولي تو شوراي نگهبان وتو شد پس چي بود؟شما يه مقاله ي مفصل در مورد مجلس ششم نوشتيد ولي حتي يك بار هم از كلمه ي شوراي نگهبان استفاده نكرديد.تو ايران مجلسي كه بايد در راس امور باشد در راس نيست و در واقع افسار اون دست شوراي نگهبانه اينها رو كه خود شما بهتر از هر كسي ميدونيد .مثلا قانون آزادي حقوق زنان ، افزايش اختيارات رئيس جمهوري ،آزادي مطبوعات و ... پس چي بود؟بسياري از نمايندگان درخواست ديدار با زندانيان سياسي داشتند كه عملي نشد .اينها براي نهادينه كردن دموكراسي گامهاي مناسبي بود كه متاسفانه ميسر نشد.تازه اينكه مجلس به درد تاريخ بخوره مگه بده؟مگه اميركبير زمان خودش به اين اندازه ستايش شده بود؟مصدق چطور؟وبسياري ديگر.مجلس ششم با وجود اينكه انتقادهايي به آن وارد است ولي به نظر من بهترين پارلمان ايران از زمان مشروطه تا الان بوده . البته همون جور كه گفتم افسار مجلس دست شوراي نگهبانه و انتخابات مجلس داره بيخودي برگزار ميشه .البته تحصن هم يادم رفت كه ارزش اون رو يقينا بايد صد سال ديگه در كتابهاي تاريخ جستجو كرد.يا حق
............................................................
عبدي:
به همين دلائل شما گفتم كه مجلس تاريخي بود اما درد امورز مردم چه ميشود؟
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۵۱ قֽظֽ | Reply
پرويز پدرام :
با سلام
آقاي کروبي که رئيس مجلس شد! ولي آيا گام هاي عقب افتاده جبران گرديد؟
فرموده ايد ايشان شخصي ائتلافي بود. آيا منظور، ائتلاف با درون اصلاحات جهت قوي تر شدن اين جبهه بود يا مماشات با طرف مقابل جهت نرم تر کردن ضربات آن.
هيچ وقت گفته هاي ايشان در مصاحبه اي که با اخبار ساعت 17 شبکه اول تلويزيون داشتند يادم نميرود که به دنبال اظهارات يکي از مقامات بالاي کشور مبني بر ضرورت توجه به معيشت مردم، گفتند که توسعه سياسي ديگر انجام شد حالا بايد به بهبود اقتصاد مردم بپردازيم و جالبتر آنکه اين حرف چند روز پس از رئيس مجلس شدن مجدد ايشان زده شد!
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۲۳ قֽظֽ | Reply
حبیب ـت :
با سلام جناب عبدی!
خانم زهرا اشراقی ضمن اعلام انصراف برادرش آقای علی اشراقی نوه امام از کاندیداتوری مجلس چنین میگویند:
« ... نوه بنيانگذار انقلاب اسلامي در گفتوگو با ايسنا با اظهار تاسف از "شايعاتي كه در زمان ثبت نام علي اشراقي براي انتخابات مجلس هشتم عليه وي به وجود آمد" ادامه داد: علي اگر در مسايل اخلاقي بينظير نباشد كمنظير است.
وي افزود: علي اشراقي 15 سال كار اجرايي كرد اما هيچ نقطه سياهي در پرونده كاري وي وجود نداشت و خانواده حضرت امام(ره) حقيقتا از شايعات به وجود آمده درباره وي متاثر شدند.
وي با بيان اينكه "ردصلاحيت علي اشراقي در بررسيهاي اوليه هيچ دليل موجهي نداشت" افزود: قطعا به دليل ارادتي كه هنوز مردم به حضرت امام(ره) و خانواده ايشان دارند اگر آقاي اشراقي وارد مجلس هشتم ميشد، راي بالايي ميآورد و مدير اجرايي قوياي ميشد.
نوه بنيانگذار انقلاب اسلامي اضافه كرد: ما متاسفيم كه هنوز برخي سايتها عليه علي اشراقي مينويسند. البته به آنها ميگوييم آستانه تحمل ما هم اندازهاي دارد، اگر كار را به جايي برسانند كه اين تحمل تمام شود، شايد خيلي پروندههاي سياهي كه وجود دارد را با راهاندازي يك سايت خبري به اعلام عموم برسانيم....»
»
مگر این پرونده های سیاهی که نوه امام از آن صحبت میکنند و سرشار از این گونه سیاهی های ناگفته است، بایگانی خصوصی افراداست که هر وقت کاسه صبر خودشان از زور گوئی به خود و اطرافیانشان سررفت و آنهنگام که شتر زورگوئی و آپارتائید خودی وغیرخودی درب خانه خودآنان خوابید، فقط آنهگام این پرونده را افشاء کنند؟؟؟ رئیس جمهور عصر اصلاحات هم تا آخرین دقایق ریاست خود تکرار میکردند که اگر چنین و چنان شود یا کنند، حقایق را با مردم در میان میگذارم!!! و ایشان هرگز هم این کار را نکردند! به این میگویند تقلیل دادن اخلاقیت مدنی، اسلامی و فردی را، به تعهد هزار فامیلی تقلیل دادن! به این مگویند ضد فامیل بازی و نه هزار!!
در آستانه انقلاب که بسیاری از همکاری کرده ها با ساواک، نادم شده ها پس از چند روز بازداشت در زندان های ساواک، یکشبه انقلابی شدند ، هر وقت در بین گاز انبر رقابت های سیاسی و یا بجاپ بچاپ غنایم انقلابی، با دیگر یکشبه انقلابی های دیگر تصادم منافع پیدا میکردند و یا قدری نافرمانی میکردند، میدیدم طرف پس از چندین و چند سال سیاست ورزی انقلابی پرونده ساواکی بودنش رو میشد!!!
من به عنوان یکی از میلیونها آدم خام اندیشی که زندگی بر سر این انقلاب و سرنگون سازی رژیم شاه گذاشتم به خانم زهرا اشراقی و اخوی ایشان میگویم شما تهدیتان را نه اجرا میکنید و نه اگر هم بکنید نتیجه دارد زیرا ذغال را نه میتوان با مرکب سیاه کرد و نه برای سایه کردن آن احتیاج به این کار است!
توضیح: نقل گفته خانم اشراقی از سایت دسترنج است
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۴۲ بֽظֽ | Reply
امیر :
به نظرم مجلس ششمی ها فکر کرده بودند که برای یک دوره 40 ساله وارد پارلمان شده اند. حداقل یک برنامه زمانبندی هم نداشتند.
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۵۵ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
مجلس ششم
شمارهء يك
در سالهاي اخير انتخاباتهاي ايران در حوزهء ائتلاف گروهها با يك منطق خاص و غير معمول رقابتهاي پارلمانتاريستي مرسوم دنيا انجام مي گيرد ؛
تفاوت اول:
ائتلاف قبل از انتخابات به جاي ائتلاف پس از انتخابات است.
تفاوت دوم:
كانديداها از "متن" رسمي احزاب و گروههاي موجود بيرون نمي ايند بلكه حاصل رايزنيهاي "حاشيه " هستند.
اين دو مشكل عمده در مجلس ششم هم وجود داشت، نتيجه انكه هيچ كس به سهم خود در پارلمان ششم قانع نبود!علاوه بر اقاي دكنر محمد رضا خاتمي وجناب اقاي كروبي افراد ديگري هم بودند كه خود را محق رياست مجلس ششم مي دانستند.
اما ماحصل مجلس ششم اين بود كه جبههء دوم خرداد- متشكل از دو گروه عمدهء روحانيون و دانشگاهيان – اكثريت بودند و گروه طرف مقابل انقدر در اقليت بودند كه به قول اقاي حجاريان حتي توان ابستراكيون را هم نداشتند.
دشمن طاووس امد پر او
اي بسي شه را بكشته فر او
همين اكثريتي كه اقاي حجاريان با ان شكل غرور اميز مطرح كرد عاقبت به مرگ اصلاحات انجاميد و هم به قول خود او بر تابوتش ميخ كوبيده شد.
باز گرديم به چند جمله قبل؛
دو گروه عمده( كه در كامنت من ساده شده طرح مي شوند)روحانيون و دانشگاهيان در دوم خرداد ائتلاف كردند و در يك انتخابات توده گرايانه يك رئيس جمهور روحاني را برگزيدند اما اكنون چرا دوباره همان شيوه را برگزيدند؟چرا در يك انتخابات متكثر اجازه ندادند كه وزن همهء گروهها در پارلمان به طور دقيق مشخص گردد؟ يك پاسخ واضح داشت؛ ما با دشمن مشتركي مواجه هستيم( اين يك پاسخ انقلابي است)، انقلابيوني كه مي خواهند اصلاحات كنند اما با همان شيوه هاي انقلابي!
به اين جمله دقت نمائيد:فعلآ اجازه دهيد از اين مرحله گذار نمائيم بعدآ مي توانيم مشكلاتمان را با هم حل كنيم"
در همين انتخابات نيز اصلاح طلبان با همين گونه توجيهات وارد گود رقابت شده اند .در سخنان اخير اقاي دكتر ميردامادي به نقل از سايت رسمي مشاركت(نوروز)در جلسهء شاخهء جوانان حزب مشاركت زمينهء چنين چيزي وجود دارد:
"جمعبندي ما اين است كه جناح مقابل با ردصلاحيت نيروهاي اثرگذار تلاش ميكند كه ما را به جايي برساند كه در اعتراض از ائتلاف جدا شويم و اين جدايي بهانه ايي باشد براي اينكه گامهاي بعدي را محكم تر بردارند.
وي با تآكيد بر حضور قاطع جبهه مشاركت در ائتلاف اصلاح طلبان تصريح كرد ما به هيچ وجه ائتلاف را نخواهيم شكست و جدا نخواهيم شد، آنها مي خواهند ما را در برابر آقاي خاتمي قرار دهند اما ما بر محوريت آقاي خاتمي تآكيد داريم و ما در ائتلاف باقي خواهيم ماند و مقهور سناريو رقيب نخواهيم شد."
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۰۲ بֽظֽ | Reply
روح الله فردوسی :
سلام آقای عبدی عزیز
خوب رقم زدید
در رابطه با نقدی که حجاریان بر شما وارد کرد(البته معتقدم نقد نبود بلکه سیخ بود)
آخر شما "گرفتید یا نشستید"
ایشان در انتها به شما گفته بود
" یا بگیر یا بشین"
چرا راه حل سوم را برای شما پیشنهاد ننمود.
راه سوم میتوانست این باشد
" هم بگیر و هم بشین"
آقای حجاریان دچار پارادوکس فضیلت شده اند
که اینگونه بر دفتر سماع میکنند.شما چرا تنبک میزنید.
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۴۱ بֽظֽ | Reply
آیا مجلس کشور میهمان نواز میداند؟ :
شمار دیگری از مهاجران افغان از ایران اخراج شدند
والی نیمروز از مقامات ایران انتقاد کرد که با مهاجران افغان برخورد خوبی نکرده اند
اخراج شماری از مهاجران افغان از ایران به ولایت نیمروز در هوای سرد زمستانی، انتقاد مقامات افغان را برانگیخته است.
عبدالولی سهی، سخنگوی وزارت امور مهاجران افغانستان، از مقامات ایران انتقاد کرد و اخراج این مهاجران را خلاف توافقنامه های دولتهای ایران و افغانستان خواند.
او گفت: "اخراج مهاجران خلاف اصول کنوانسیون سازمان ملل متحد است، خلاف توافقنامه هایی است که ما با هم داریم و از همه مهمتر این که خلاف گفته های رئیس جمهور ایران است."
پیش از این نیز، در زمستان جاری، چند بار دولت ایران اقدام به اخراج مهاجران افغان از راه شهرک اسلام قلعه به ولایت هرات کرده بود که انتقادات دولت افغانستان را در پی داشت.
اخراج مهاجران در اوایل زمستان جاری در ولایت هرات به دلیل هوای سرد و عدم آمادگی دولت افغانستان برای پذیرش آنان، تلفاتی هم داشته است.
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۳:۲۴ بֽظֽ | Reply
تمام چراغها خاموش! :
خسته نباشید
بعد از انتخاب زمان انتخابات که زمانی انتخاب شد که بعد از آن مطبوعات تعطیل باشند , و مردم سرگرم مراسم نوروز , جدیدا دولت تصمیم گرفته انترنت و دیگر وسایل ارتباطی را نیز در روز انتخابات تغطیل کند!!
بنظر شما چرا دولت تصمیم گرفته در روز انتخابات راههای خبر رسانی و خبر گیری را در کشور قطع کند؟
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۳:۳۳ بֽظֽ | Reply
بدرالسادات :
ماجرای مرد 45 ساله، "ظاهرا به خیر گذشت؛ او روز یازدهم اسفند امسال، به بالاترین طبقه ساختمانی در خیابان فاطمی تهران رفت تا خودش را از آن بالا پرت کند و خلاص!
از 14 ماه پیش تاکنون، او هیچ حقوقی نگرفته است. پلیس و ماموران آتش نشانی، پیش از آنکه او خودش را بکشد به محل رسیدند و با مشغول کردن او، توانستند او را بگیرند و نجات دهند... .
این، اما، ظاهر ماجراست. مرد، هر چند در روز یازدهم اسفند، از خطر سقوط نجات پیدا کرد ولی واقعیت زجرآور این است که او، از مدت ها پیش سقوط کرده است؛ نه فقط او، بلکه بسیاری دیگر که زیر بار هزینه های سنگین زندگی، کمرشان شکسته است و بسیاری از آنها، آرام و بی سروصدا و البته، مظلومانه می میرند و صدای خرد شدن استخوان هایشان را فقط خودشان می شنوند، فقط خودشان و نه سیاست بازانی که این روزها در اندیشه شعارهای تبلیغی برای پوسترهایشان هستند و نه دولتمردانی که قرار بود پول نفت را عادلانه و مهرورزانه بر سر سفره های مردم بیاورند و نه حتی نمایندگان مردم، آنان که سالهاست در خانه ملت جا خوش کرده اند و به نطق های پیش از دستورشان دلخوش اند!
خیلی ها از فقر و نداری و در حالی که بر دریایی از معادن گرانبها و در حالی که نفت شان را 100 دلار می فروشند، خود را کشته اند، بیش از آنها، بسیار بوده اند و هستند که به "جرم نداشتن پول" (و چه جرم وحشتناکی) مرده اند، چون پول پزشک، پول بیمارستان، پول دارو، پول تغذیه مناسب و ... نداشته اند؛ مرگ اینان را البته هیچکس خبردار نشده است، واقعا چه اهمیتی دارد که یک فرد فقیر بمیرد؟! در گواهی فوت آنها هم قید نشده است که علت مرگشان فقر بوده است، بی کفایتی مدیران جامعه بوده است و بی تدبیری نمایندگان مردم .
من کسی را می شناسم که هم اکنون که شما در حال خواندن این نوشتار هستید در حال کور شدن است. می دانید چرا؟ او نیز یک کارگر است و در یک شرکت خصوصی کار می کند. با حداقل امکانات، حقوق و مزایا!
بنابراین طبیعی است که آنقدر پول نداشته باشد که مدام برای معالجه چشمانش از شهرستان به تهران بیاید و هزینه ویزیت و داروهای گرانقیمت را بپردازد.
تمام حقوقی او که دریافت می کند برغم آنکه بیمه نیز هست، کفاف معالجه اش را نمی کند و درست به همین دلیل در حال نابینا شدن هست و البته تا همین امروز، یکی از چشمانش به طور کامل نابینا شده است و معلوم نیست چند ماه از سال آینده خواهد توانست تنها فرزندش را ببیند!
به راستی آیا مسوولان اینها را نمی دانند؟
آیا نمی دانند که یک پیرزن تنها و بی خانمان و مستاجر با مقرری 25 هزار تومان کمیته امداد، نمی تواند زندگی کند؟ آیا نمی دانند اگر یک کارمند نیاز به عمل جراحی سنگین داشته باشد حتی اگر از آن دفترچه های بیمه کذایی نیز داشته باشد، باید تمام دارو ندارش را (اگر داشته باشد) بفروشد تا بتواند از عهده هزینه های بیمارستای برآید وگرنه به سادگی آب خوردن راهی گورستان می شود و چند مراسم هفت و چهل و سالگرد و تمام؟!
آیا آقایان نمی دانند که اگر یک زوج جوان هر دو کار کنند و همه آنچه دریافت می کنند را به طور کامل پس انداز کنند دهها سال طول می کشد که بتوانند خانه ای بخرند و ای بسا فقط بتوانند به خانه آخرت برسند؟
آیا آقایان از کالاهای مورد نیاز روزمره خانواده ها خبری دارند؟
البته آنها که یادشان نمی آید آخرین بار کی به سوپرمارکت رفته اند تا یک قالب صابون با بسته ماکارونی بخرند و مقایسه ای بین دیروز و امروز داشته باشند. برای آنها، حتی سوار شدن به تاکسی یا له شدن در اتوبوس نیز به خاطره ای دوردست تبدیل شده است و قطعا نمی دانند که مردم آنقدر در فشار هستند که بر سر یک اختلاف 50 تومانی در تاکسی ها با یکدیگر دعوا می کنند و چه کنند این قوم تحت فشارهای اقتصادی طاقت فرسا و کمر شکن و آدم پیرکن؟!
آیا کسانی که عهده دار اداره امور جامعه هستند، خود را در مقابل این فجایع مسوول نمی دانند و آیا خود را برای پاسخگویی در پیشگاه عدل الهی مهیا کرده اند؟
آیا جز این است که وقتی امور مهم را به نام انسان های کوچک و بی تجربه حکم می زنند ، نتیجه همین می شود که هست؟
آیا جز این است که وقتی سخن متخصصان به کنج عزلت می رود و نظرگاه کم سوادان بر کرسی می نشیند، جامعه دچار فقر و فلاکت می شود؟
آیا جز این است که وقتی منتقدان له می شوند و مداحان بر صدر می نشینند و قدر می بینند، صدای مظلومان در هیاهوی تمجیدها و تملق ها گم می شود و مجریان اداره کشور، چنان شیفته خود می شوند که فکر می کنند صاحب معجزاتی بس شگرف شده و مردم را به نان و نوا رسانده اند و هیچ دردی در جامعه باقی نمانده جز غم تاریخی فلسطینیان و هیچ رسالتی برایشان باقی نمانده جز نابودی فوری غرب!
آی مسوولان که بر صندلی های ریاست و وکالت و صدارت نشسته اید! بدانید ، اینکه صدای مردم درنمی آید علتش این نیست که آنها دردی ندارند و راضی و سرخوش اند، دلیلش نجابت آنهاست و البته بعضا به این علت که نایی برای ندا ندارند.
هشدار که این نجابت و صبوری و بی نوایی فریب تان ندهد که "الملک یبقی مع الکفر و لایبقی مع الظلم."
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۳:۳۶ بֽظֽ | Reply
سورنا :
جناب عبدی! پذیرفتن نظر شما در مورد علت عدم همراهی مردم با تحصن نمایندگان مجلس ششم قدری دشوار مینماید. مردم اساسا با تعطیلی مطبوعات و فضای تک رسانه ای در جریان بسیاری از امور قرار نداشتند و ندارند. صدا و سیما حتی از پخش خبر تحصن حتی با تحلیل منفی نیز خودداری کرد. شما اهمیت و تاثیر تلویزیون در زندگی اکثریت مردم ایران را دست کم گرفته اید. علت عدم همراهی نخبگان و مطلعین نیز ناامیدی آنان از اثربخشی اصلاحات و امتناع عقلی فرورفتن میخ آهنین در سنگ بود.وقتی نماینده ای در مقام نماینده ملت و در جایگاه اصلی خود قادر به قانونگذاری نیست و به فرمایش شما اجازه تصویب بودجه هم ندارد تحصنش چه اثری میتواند داشته باشد؟پایدار باشید.
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۳:۳۸ بֽظֽ | Reply
چقدر خوب و مفید! :
سعي در اعلام نتايج انتخابات شهر تهران تا قبل از نوروز داريم
خبرگزاري فارس: استاندار تهران گفت: تمام سعي مسئولين ستاد انتخابات استان تهران بر اين است كه قبل از آغاز سال جديد نتايج شمارش آراي حوزه انتخابيه استان تهران را اعلام كنند.
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۴:۳۰ بֽظֽ | Reply
برای اول شدن چقدر وظیفه سنگین است :
خبرگزاري فارس: عباس سليميان استاد دانشگاه و اقتصاددان با انتقاد از تنبل خانه سياسي تكنوكراسي حاكم دولت گذشته و آرامش طلبي اقتصادي آنان به احمدي نژاد متذكر شد، تلاش اقتصادي شما نیز بدون داشتن نقشه ی راه و بدون داشتن نظريه اقتصادي، كشور را در يك حركت تند به سمت انبوه پروژه هاي غير يكپارچه هدايت ميكند.
امروز كشور ما داراي يك چشم انداز 20 ساله است و در آن يك جامعه صنعتي كه در منطقه بايد اول باشد مورد تاكيد قرار گرفته است. اهميت موضوع و ميزان تلاشي كه براي اول بودن بايد صورت گيرد، با نگاهي به نتيجه حاصل از يك مطالعه مبتني بر يك مدل درونزا كه روي حصول به اهداف چشم انداز انجام شده، مي توان توضيح داد. در اين مطالعه معيار اول بودن در مقايسه با كشور كره جنوبي به عنوان كشور نمونه در منطقه آسيا و رسيدن به سطح صنعتي اين كشور با معيار سرانه توليد صنعتي در سال آخر چشم انداز محك زده شد. نتايج نشان داد كه ضريب همگرايي مدل كه بيانگر برابري تلاش ما در مقايسه با كره اي ها در اين مسابقه است در سناريوهاي مختلف به صورت زير است:
سناريو--ضريب همگرايي--مقدار سرانه MVA ايران در سال 1400--نسبت سرانه MVA ايران به كره در سال 1400 (درصد)
اول:--ادامه وضع موجود--5/2--2576--40
دوم :--رشد متعادل--7/3--3386 --53
سوم:--رشد سريع-- 5/5--4334--68
يعني اگر 5/5 برابر كره اي ها تلاش كنيم در سال 1400 به 68 درصد كره پيش بيني شده در آن روز مي رسيم. اين اعداد نشان مي دهد كه چقدر وظيفه سنگين است!
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۴:۴۲ بֽظֽ | Reply
Bavar :
آقای عبدی عزیز و گرامی سلام
مشکل از مجلس ششم نبود.
قبل از هر چیز باید با هم به توافقی دست یابیم. مشکل عرصه سیاسی در ایران چیست و به کجا می خواهیم برویم.؟
اگر قبول داشته باشیم که مشکل اصلی عرصه سیاست در ایران « استبداد» است و مقصد ما « جامعه ای انسانی متکی بر حقوق بشر» است،
باید نیروهای حامل و تقویت کننده ای آنها را بشناسیم وبشناسانیم .
باید نها دهایی را که حاصل تلاش ایرانیان برای ساختن «جامعه ای انسانی متکی بر حقوق بشر» است را از نیروهای انسدادي باز پس گیریم
در این راستاست که انتخابات درکل و اتخابات ریاست جمهوری ومجلس و شورای شهر و انجمن های صنفی و....معنی دار می شوند.
هیچ مجلسی بعد از رویداد بهمن ٥٧ در شناساندن نیروهای انسدادي مثل مجلس ششم موفق نبود.
مگر نه اینست که ما باید آزادی عمل نیروهای مذكور را محدود ومحدود ومحدودتر کنیم، پس چرا اجازه می دهیم که نهاد های مدرن جامعه
از محتوا تهی شوند و یا حتی به تحریم دست میزنیم تا آنان كه به شدت محدود شده در این زمین بازی دوباره آزادی عمل بدست آورد.
مشکل همه ما در کل و خصوصا نمایندگان مجلس ششم در نشکافتن کافی و لازم مقصد راهمان بود و است . از نمایندگان مجلس نباید فقط انتظار قانون گذاری داشت.( کمسیون های مجلس باید ان کار راحتما بکنند) آنها باید همچنان در عرصه عمومی از طریق نطق و بحث در حوزه های انتخاباتی فعلانه شرکت کنند. افسوس که ما عرصه عمومی را خیلی راحت به نیروهای مقابل واگذار کردیم.
برای مثال : روشن نبودن مقصد راه برای هم حزبی های شما باعث می شود که آنها مرتب در جملاتشان از واژه هایی مثل نظام و سایرکلمات غیر شفاف بهره جویند که هیچ پیام روشنی را وارد عرصه عمومی نمی کند ( ددبیر کل فعلی حزب) که هیچ ،بلکه باعث دلسردی بیشتر نیروهای خواهان تغییر میگردد.
شما می فرمایید : مجلس ششم، نمايندگان خوبي داشت، شجاعت هم داشتند، اما گويي كه براي ثبت در تاريخ عمل ميكردند، در حالي كه مردم آنان را براي بهبود جغرافياي خود انتخاب كرده بودند.
چه کار باید میکردند که نکردند؟ گشایش این بحث ما را گامی به جلو خواهد برد.
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۴:۵۸ بֽظֽ | Reply
فرزانه :
بنظر میرسد دولت از ترس اعتراضات مردم , آنهم در زمانی که گوشتش زیر دندان مردم قرار دارد و شیشه عمرش و گذر پوستش به دباغ خانه ی مردم افتاده , تصمیمات موقتی و مسکن گونه و بچه گول زن گرفته است از جمله واردات کم سابقه مرکبات خارجی ( بی بی سی : ایران برای تامین میوه شب عید سال نو خورشیدی ۱۵۰ هزار تن پرتقال و نارنگی از کشورهای مصر، سوریه، ترکیه، قبرس و پاکستان وارد می کند.)
حال با توجه به این ولخرجی از سر ترس دولت آنهم از صدقه سری پول نفت , فکر میکنید اگر در یک اقدام مسالمت جویانه و مبتنی بر خصوصیات انسانی , تمام کسانی که دلسوز ارزشهای کشور و مصالح مردم و انقلاب هستند , همچون نوه ی حضرت امام خمینی و ... رضا امراللهي عضو ستاد ائتلاف اصلاحطلبان, اینبار دسته جمعی واقعا همه ی اصلاح طلبان , تاکید میکنم اصلاح طلبان بعنوان اعتراض به اقدامات خودسرانه از کاندیداتوری مجلسی که تجربه شده , بود و نبودش برای تصمیم گیریهای اساسی و زیر بنایی کشور و مردم علی السویه است , انصراف دهند , فکر میکنید چه اتفاقی خوش آیندی در سرآعاز بهار و روز نو در سرنوشت مردم خواهد افتاد؟
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۰۱ بֽظֽ | Reply
آرش :
به عقيده من تفسير شما از برگشت پذيري يك حركت اجتماعي و فرهنگي بيشتر به برگشت پذيري در يك فرايند شيميايي حاد شباهت دارد كه اثراتي سريع و كاملا ملموس را در ظرف چند ثانيه به همراه دارد.
اثرات فرهنگي و تاريخي جريان اصلاحات كه مجلس ششم نيز قسمتي از آن است نه تنها طي يك فرايند برگشت پذير خنثي نشده است بلكه بعد از گذشت سال ها ههمانطور كه ملاحظه مي فرماييد منشا بسياري از تصميم گيري ها و اقدامات جديد حتي حاكميت قرار گرفته است.
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۱۴ بֽظֽ | Reply
چرا عکس العملی؟ :
نوه آیت الله خمینی:
اگر تخریب را خاتمه ندهند
یک سایت راه خواهیم انداخت
و پرونده های سیاه را رو خواهیم کرد
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۵۳ بֽظֽ | Reply
امیر ایرانی نژاد :
سلام:
در این صد سال گذشته ما ایرانیها حرکتهای انقلابی بزرگی را انجام داده ایم که هم محتوا داشته وهم نمایش دهنده میزان نیروی ازادی خواهی و ایمان و غرور ملی مان بوده و هست. انقلاب مشروطه و ملی شدن نفت بیشتر و اخرین نهضت ما مردم علیه شاهان و سلطه طلبها برهبری مرحوم امام خمینی حرکت هائی نیستند که بشود بسادگی از کنارشان گذشت و یا انکه مردم دنیا از انها خبر نداشته باشند و علتش را ندانند. حرکتهائی که ما مردم در زمانهای مختلف انجام دادیم بنا بدلیلهای روشن شانس کمتری برای پیروزی نهائی داشته و علتش هم نیروهای قوی خارجی و مزدورها و عوام فریبهای داخلی که عموما" مروجین دیني و البته من دراوردی هستند میباشند. وقتیکه میخ انقلاب کوبیده شد مردم همگی دران حرکت عظیم به حکومت جمهوری اسلامی رای دادند. این حرکت 98 درصدی مردم ایران بدنیا نشان داد که ما چه میخواهیم و روش مان برای زندگی کردن با خودمان و دیگران چه گونه خواهد بود. ما از رای دادن بحکومت اسلامی منظورمان روش حکومت کردن امام علی بود اما چون فرصت طلبها همیشه وجود دارند و چون در فرهنگ محلیمان بنا به مکانهای مختلفی که ما مردم در ان زندگی میکنیم اعتقادهای فرعی هم وجود دارد(اعتقاد های امامزاده ای) این فرصت طلبها مبنا را بر فرع گذاشته و اصل را که روش حکومت علی میباشد مخفی کردند. یک زمانی بود که ملائ ده برای مردم هم میخواند و هم مینوشت پس از همه چیز مردم با خبر بود و چون او بود که میتوانست بخواندن و هم بنویسد پس قادر بود که با چه روشهائی افکار مردم ده را پرورش دهد و بعضی از مردم هم او را باور میکردند. امروز اونها از ان منزلت نامه نویسی و نامه خوانی دیگر برخوردار نمیباشند اما" استفاده میکنند از ان کلمه حکومت اسلامی چرا که اقایان باور دارند که عالم هستند به علوم اسلامی و دیگران بزغاله. در جواب این اقایان باید گفت که همانطور که ما قادر بودیم و قدرت تشخیص داشتیم که امام خمینی را بعنوان رهبر انقلاب انتخاب کنیم میتوانیم نمایندگان مجلس را هم انتخاب کنیم و اگر شما پا فشاری کنید ان وقت ما هم مختار را جویا میشویم.
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۵۳ بֽظֽ | Reply
نقل قول :
اقای حسن روحانی، عضو مجلس خبرگان رهبری و رییس شورای عالی امنیت ملی سابق سخنان مهم و متفاوتی در «کنفرانس ملی چشم انداز 20 ساله و الزامات سیاست خارجی توسعه گرا» ایراد کرد که نکات اصلی آن اینچنین بود:
جلسات فراوانی در این رابطه در سالهای 69 و 70 در دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی برگزار شد، شاید بیش از 40 تا 50 جلسه و با حضور همه مسوولان و به تناسب از همه وزرا و نخبگان دعوت شد تا در این جلسات حضور یابند. نتیجه این جلسات چیزی بود که در روزنامهها و دانشگاهها تحت عنوان بحث رشد محوری بود. یعنی این سوال اساسی که استراتژی و دغدغهی اصلی ما چیست؟ حفظ خودمان؟ صیانت از نظام و کشور؟ کشوری توسعه نایافته باشیم؟ به یک توسعه جامع دست پیدا کنیم؟ و یا اینکه صدور پیام انقلاب در منطقه و جهان را در دستور کار قرار دهیم؟ هر یک از این نظرات طرفدارانی داشت.
ما بین حفظ و رشد محوری نتوانستیم به نتیجه برسیم. نیمی طرفدار حفظ محوری و نیمی طرفدار رشد محوری بودند و نیمی میگفتند هم چنان دغدغه اصلی ما توطئهها و خطرات است و به جای این که به فکر توسعه و رشد باشیم باید به حفظ خود بیاندیشیم.
البته اگر این منطق درست باشد کشوری که دغدغه اصلیاش حفظ است نمیتواند در پی رشد و توسعه باشد. کشورهایی بودند که هم چنان دغدغهشان حفظ محوری بوده است. از دوران حزب بعث در عراق صدام تمام سرمایهاش را در جهت تجهیز یک ارتش قوی صرف کرد و اینکه چگونه از خود دفاع کند و یا چگونه حمله کند. از سویی کشورهایی بودند که دغدغه اصلیشان توسعه بوده است. از جمله کشورهای جنوب شرقی آسیا. از این جمله میتوان چین را مورد مثال قرار داد که در سالهای گذشته از دغدغه حفظ به دغدغهی رشد تغییر مسیر داده است.
در آن مقطع مسوولان دفاعی و امنیتی و برخی مسوولان سیاسی میگفتند باید حفظ محور باشیم و اساس استراتژی ما را قدرت تشکیل دهد. در مقاطعی هست که قدرت و توسعه در کنار هم قرار میگیرند و یا یکی مبنای دیگری میشود. اما اینکه در فکر قدرت هستیم یا توسعه دو مقوله متفاوت است؛ باید یکی را برگزینیم.
در شرایطی کشور چارهای جز انتخاب قدرت را ندارد یا بالعکس. بعد از جنگ جهانی دوم بسیاری از کشورهایی که از جنگ فارغ شده بودند استراتژی توسعه را انتخاب کردند و برخی کشورها که هم چنان نگران بودند استراتژی قدرت را برگزیدند.
اگر بگوییم سند چشم انداز 20 ساله چیزی شبیه استراتژی ملی است بیراه نگفتهایم. در واقع مجمع تشخیص مصلحت نظام و رهبری انقلاب برای ادامه راه کشور مسیر"توسعه" را برگزید.
در متن سند چشم انداز میخوانیم که در سال 1404 ایران کشوری توسعه یافته است و امروز بعد از گذشت چند سال از سال 84 که سند چشم انداز مبنا قرار گرفت واقعا باید بپرسیم آیا همه این سند را قبول دارند؟ ترس من این است که چشم انداز به یک شعار تبدیل شود این خطر اصلی است.
در کشور ما تا به حال تجربه یک برنامه 20 ساله وجود نداشته است معمولا کارهای ما در ایران فصلی است حتی سالانه هم نیست؛ مشکل کار ما اینجاست.
من هنوز در اذهان برخی از نخبگان و مسوولان این تردید را میبینم که میان قدرت و توسعه هنوز انتخاب نکردهاند.
چشم انداز 20 ساله این مشکل را حل کرده و گفته است که مسیر ما توسعه است، اما در عین حال نحوه نگارش چشم انداز به گونهای است که ممکن است وسوسه انگیز باشد. و این باعث شود که بسیاری در جامعه هنوز به این سند ایمان نیاورده باشند، بنابراین اول باید ایمان بیاوریم اگر ایمان آوردیم آن وقت به عزم ملی نیاز داریم و در این راه همه باید بیایند.
ملت 70 میلیونی ایران باید برای اجرای این سند به صحنه بیایند؛ چرا که داریم به ایران 1404 و توسعه یافته نگاه میکنیم اگر بناست 70 میلیون جمعیت به صحنه بیایند، شما نمیتوانید کرامت این 70 میلیون را مورد تهدید قرار دهید.
حتی اگر یک نفر را از این محیط خارج کنیم به اندازه یک نفر نیروی ما کاهش خواهد یافت. اجرای سند چشم انداز نیاز به عزم یک گروه و جناح حزب سیاسی ندارد، در این صورت نمیتوان در کشور توسعه ایجاد کرد. ما عزم ملی میخواهیم که لوازم خود را دارد؛ بر این اساس باید همه احساس کنند در این حکومت سهیم و شریک هستند.
ما به دولت کارآمد نیاز داریم. باید مجلس، قوه قضائیه و هیات وزیران کارآمد و مسوول داشته باشیم که در پایان هر سال بگوییم آقای دولت از این چشم انداز قرار بود یک بیستم آن انجام شود. اگر شده است که چه خوب و اگر نشده است چرا؟ و در صورت نیاز به جبران بپردازیم اما متاسفانه هر فردی کار خودش را میکند. بر اساس سند چشم انداز باید رشد سالانه ما هشت درصد میشد، اما نشده است. چرا؟ قدیمترها همه چیز را به گردن نفت میانداختند، اما این بهانه از ما گرفته شد و امروز قیمت نفت بالای 90 دلار رسیده است. میترسم بگویند نفت چون گران شده است نمیشود کاری کرد.
در صورتی به اهداف چشمانداز میرسیم که تورم یک رقمی باشد ولی الان تورم بالای 20 درصد است. مرکز تحقیقات و مجلس نرخ تورم را 24 درصد اعلام کرده است، باید نرخ بیکاری زیر 10 درصد باشد، رشد سرمایهگذای هم باید توسعه پیدا کند.
تجربه این دو سه سال تجربه خوبی برای ما نبوده است. باید از کلمه توسعه این سهم مشترک ایجاد شود. این که میگوییم ایران باید کشور اول در منطقه باشد شاخصهای مشترکی ارایه کنیم. نمیشود در زبان یک جور حرف زد، اما در عمل ناهماهنگ بود.
بیتردید ایران کشوری است با انگیزه قوی برای دفاع از خود و اهداف و آرمانهای ملی و ملتی بزرگ که برای حفظ منافع حیاتی و منافع ملی حاضر به ایثار و فداکاری و از خودگذشتگی است. ایران کشوری است که به رغم تنوع در خور فرهنگها و گویشها، وحدت ملی دارد. ایران دارای نفوذ در کشورهای منطقه و تاثیر گذار در صحنه بینالمللی است. همه کشورها نفوذ ایران در عراق، افغانستان، لبنان و کل منطقه را قبول دارند و ما به لحاظ ژئوپلتیک و ژئو اکونومیک و ژئو استراتژیک کشوری ثروتمند هستیم، اما در عین حال از لحاظ علمی و فناوری و صنعت جایگاهی متوسط داریم.
یک روزی بود که از لحاظ صنعتی مونتاژ کننده خوبی بودیم. در مرحله بعد کپی ساز خوبی شدیم.
ما سانتریفیوژها را کپی سازی کردیم و کار دقیق و ارزشمندی بود. امروز ایران نسبتا کپی کننده خوبی شده است، اما هنوز راه زیادی دارد تا طراح و صنعتگر شویم. ما در فناوریهای پیشرفته خوشبختانه از رشد و پیشرفت خوبی برخوردار هستیم. ملتی که خودباور است خوب است، اما باید نسبت به آنچه که با آن روبرو هستیم واقع گرا تر باشیم. ملت ایران باسابقه و فرهنگ غنی و با استعداد و دارای جغرافیای ارزشمند و تجربه ایستادگی در جنگ 8 ساله و توطئههای قدرتهای بزرگ است، اما در علم و دانش از کیفیت آموزشی خوبی برخوردار نیستیم. ما دانشجو زیاد داریم اما کیفیت آموزشی در دانشگاههایمان چگونه است؟ الان مانند شعب بانکها در همه روستاها دانشگاهها هم شعبه زدهاند، نکند در علم هم کپی ساز شویم. تولید علم سختتر از تولید صنعت است. جنبش نرم افزاری که شعار آن را میدهیم آیا تحقق یافته است؟
دنیای امروز دنیایی است که فناوریهای پیشرفته را به راحتی در اختیار دیگران قرار نمیدهد. آنها این فناوریهای پیشرفته را انحصاری متمرکز و توام با بخل در اختیار دارند. اگر احساس کنند کشوری میخواهد سایر بازیگران را حذف کند، علی القاعده در برابرش میایستند و فشار وارد میکنند.
اگر ما نتوانیم به طور مستمر دسترسی به علوم و فناوریهای نو را داشته باشیم نمیتوانیم به شکوفایی اقتصادی و فناوری امید داشته باشیم. به رغم استقلال کشورها نوعی وابستگی و بستگی در سراسر دنیا حس میشود.
کشورهای در حال توسعه با تدبیر و نقشه سعی دارند با جهان صنعتی و پیشرفته ارتباط داشته باشند تا علم و فناوری را از آنها دریافت کنند، دنیای امروز به سمت تبادل، وحدت و نزدیکی بیشتر پیش میرود.
در این بین ما به یک سیاست خارجی خوب نیاز داریم، نه آنکه حرفهایی بزنیم که تکبیر آفرین باشد یا درشت گویی کنیم. سیاست خارجی یعنی راه و روش سلوک با دنیا که نتیجه آن یا تهدیدی را کم ، یا منفعتی را جلب کند.
ما کشوری هستیم که میخواهیم به توسعه برسیم و البته درون گرا هم هستیم. خوب این اگر شدنی است انجامش دهید، اما اگر شدنی نیست باید راهی برای تعامل پیدا کرد. در دنیا هنجارها و رفتارهایی وجود دارد البته نه به این معنا که در برابر هنجارهای دنیا تسلیم محض باشیم، اما با جنگ مداوم هم نمیتوانیم به نتیجه برسیم، ما هنوز درباره برخی کلمات مرعوب نگردید، تسلیم نشوید بایستیم به دنیا بفهمانیم تفاهم نکردهایم. نمیتوان با تحکم و داد به دنیا چیزی را فهماند، بلکه باید آرام آرام با منطق با دنیا برخورد کرد.
مرز بین تعامل تقابل و تسلیم چیست؟ آیا ما توانستهایم در این واژهها به تفاهم برسیم؟ یک روزی وقتی با آژانس بینالمللی انرژی اتمی صحبت میکردیم در روزنامهها میگفتند اینها دارند اسرار نظام را بیرون میبرند. یک روز میگفتند البرادعی را به کشور راه ندهید، روز دیگر میگفتند هر چه که البرادعی بگوید درست است. در حالی که برخی معتقد بودند این آقای البرادعی پدرش پالاندوز است و نباید به او این قدر بها داد. ما هنوز نتوانستیم به یک تفاهم با هم در این مسایل برسیم یک بار میگفتند با این غرب کافر ننشینید و حرف نزنید، اینها خائن هستند، یک روز هم گفتند این جاسوسهای غربی چه آدمهای خوبی هستند و چه گزارش خوبی دادهاند. یک روز وقتی ما با آژانس حرف میزدیم صدای همه بلند میشد، آنها میگفتند البرادعی را راه ندهید، چرا که وی جاسوس است اما الان البرادعی مسلمان شده است و آدم خوبی است. آن زمان ارتباط با آژانس جاسوسی بود، اما الان ارتباط با آژانس مثبت است. علت این تضادها چیست؟ ما خودمان هنوز به یک تفاهم نرسیدیم که تعامل یعنی چه؟ در سمت چشم انداز از تعامل سازنده و موثر نام برده میشود خوب معنی این چیست؟
بعضیها فکر میکنند در سیاست خارجی دایم باید اعلام مواضع کنیم، اما آیا مذاکره و مبادله افکار را هم نیاز داریم یا نه؟ آیا راه برای چانه زنی وجود ندارد؟ البته که برخی کشورهای غربی و آمریکا با ما دشمن هستند، اما پیغمبر با کفار هم معاهده امضاء و صلح کرد. باید شرایط موقعیت و اهداف مان را ببینیم. باید اصل زمان و مکان مورد توجه قرار گیرد این گونه نیست که زمان و مکان تنها برای فقه باشد، بلکه برای سیاست و استراتژی و اهداف ملی هم نیاز است.
ما میخواهیم برای دنیای اسلام الهام بخش باشیم. آیا همه منطقه و دنیای اسلام چشمشان به تهران و ایران است؟ آیا مالزی، اندونزی و کشورهای عربی از ایران نسخه میگیرند؟ در رابطه با الهام بخشی کجا هستیم؟ آیا ما در سیاست خارجه میخواهیم همچنان سیاست ابهام را برگزینیم یا شفافیت؟ آیا میخواهیم به گونهآی رفتار کنیم که رفتارمان برای دنیا قابل پیشبینی باشد یا نه؟ البته قابل پیش بینی بودن یا نبودن خواصی دارد، اما فکر میکنم با تعامل سازنده و موثر پیش بینی نبودن قابل جمع نیست. آیا ما میخواهیم دنیا و منطقه از ما بترسند و یا دنیا مجذوب ما باشد و هر روز ترسناکتر باشیم یا جاذبهدارتر. ممکن است کسی به کسی احترام بگذارد از آنجایی که از آن میترسد، چرا که فکر میکند او چاقو در دست دارد و ممکن است کسی به کسی احترام بگذارد به خاطر اخلاق دانش و سایر خصوصیات دیگر.
آیا رفتار ما باید بگونهای باشد که دنیا احساس کند ما برای نوعی از انعطاف و در مباحث چانه زنی آمادگی داریم یا نه؟ آیا خودمان را در دنیایی بهتر و ایران بهتر میخواهیم یا ایرانی بهتر در برابر دنیای زبون و خوار. و اینکه آیا ایران میخواهد در فضای امنیتی باشد یا غیر امنیتی؟
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۰۸ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
مجلس ششم
شمارهء 2
.......................................
مجلسي كه براي حذف رقيب برساخته شد ، حريف را واداشت و مصممتر كرد و ماتريال كافي را براي ايجاد انگيزش رواني در اختيار او قرار داد تا انرا به تودهء طرفدارش توزيع نمايد و انها را با كليت اصلاحات طرف كند.
مجلس ششم همچنين باعث بد خوانده شدن واقعهء دوم خرداد گرديد و چنين پنداشته شد كه مردم در يك مشاركت كاملآ فعال به چنين انتخابي دست پيدا كرده اند، در حالي كه طيف راي دهندگان به ليست اصلاح طلبان متكثر تر از چنين چيزهائي بود و دلايل پيدا و پنهان زيادي پشت بند چنين رائيي قرار داشت.
در سالهائي كه خورشيد اصلاحات بر ديوار غروبش نشست، اقاي حجاريان به اين مضمون گفت: انچه اصلاحات را متوقف ساخت قوهء قهريهء مخالفان نبود بلكه توده ايست كه در بدنهء جامعه انها را پشتيباني مي نمايد.
نظر سنجي هاي دقيقي در ان سالها انجام گرفت . اينجانب به دقت و بارها برخي از انها را كه در حوزهء فعاليتم صورت پذيرفت مطالعه نمودم و از زواياي گوناگون در انها كنكاش كردم چه اينكه خود در اجراي ان پروژه ها مشاركت فعال نموده و برخي را نيز شخصآ براي اولين بار به اطلاع افكار عمومي رساندم ؛
اكنون مي توانم در يك شماي كلي عرض نمايم كه اگر مجبور باشيم جامعه را( به لحاظ نسبت/درصد) در ان سالها تقسيم بندي نمائيم سه گروه بزرگ ، محتمل بود ؛ دو گروه حدودآ 40 درصدي و يك گروه 20 درصدي.
مجلس حد اكثري ششم ضمنآ ما را با انتظارات فراوان طرفداران اصلاحات مواجه ساخت كه اين انتظارات با انچه اقاي حجاريان رژيم حقيقي قدرت مي ناميد در تضاد بود، وانگهي كه عملآ اين مجلس چاره اي جز حمايت از دولت ذاتآ پوپوليست اقاي خاتمي نداشت.(دولت اقاي خاتمي پوپوليست بود چون انتخاب خودش همينگونه بود)
فرض بفرمائيد كه مجلس ششم با همان دو گروه 40 درصدي و يك گروه 20 درصدي شروع به كار مي كرد ، چه اتفاقي محتمل بود؟ ايا جز برايند مؤثر مجلس ششم رخ مي داد؟ يا مي توانست رخ دهد ؟ ضمن انكه طرفداران اصلاحات انتظاراتشان را متعادل مي ساختند و فعالانه براي دفاع از اصلاحات در صحنه حاضر مي ماندند و در ارامش كودكانه و پر از رؤياهاي شيرين به خانه بر نگردند! مضافآ انكه اقاي خاتمي هم مجبور بود به گونه اي ديگر عمل كند تا وضعيت دور دوم به ان صورت پيش نيايد! در حقيقت بيشترين فايده از ان مجلس نه ارزاني اصلاحات كه نصيب اقاي خاتمي شد و او توانست دولتش را با كمترين دغدغه و فشاري از سوي بدنهء جامعه كه مجلس نمايندگي ايش مي كرد انتخاب كند و مجلس هم چاره اي جز مشاهده و تبعيت نداشت.
اگر خاطرتان باشد در موضوع هسته اي اقاي خاتمي در برابر پرسش خبرنگاري كه پرسيد چرا مجلس در جريان ان-پي-تي نيست گفت : هنوز نوبت مجلس نرسيده است.
به عبارت ديگر نحوهء ايجاد مجلس حداكثري ششم تا حدودي زيادي قيم مابانه به نظر مي رسيد و مبتني بر ساخت سخت افزاري قدرت صورت گرفت و در ان مردم بيش از حد صغير فرض شدند.
در هر پروژهء سياسي در ايران كه ما از اصل تربيت سياسي غافل باشيم و صرفآ به اهداف زود بازده ان بينديشيم شكست خواهيم خورد.
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۱۳ بֽظֽ | Reply
:
لیست اصلاح طلبان از 20 نفر به 23 نفر ارتقا یافت , فکر میکنم یواش یواش تا نزدیکی انتخابات این لیست کامل و همان سی نفره که برای دکور بودن آنها مشخص شده برسد.
همیشه دلم برای كارگران بی مزد میسوخته ولی وقتی خودشان بفکر خودشان نیستند , میشود چکار کرد؟
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۱۵ بֽظֽ | Reply
خداااااا :
ای خدا ااااااا
می بینی؟ ااااا
مصطفی پور محمدی، وزیر کشور ایران در همایشی مربوط به مدیران زن روستایی گفته است که زنان ایرانی بالاترین مشارکت سیاسی اجتماعی را در میان زنان جهان دارند. این مقام ( چه بگویم؟) همچنین یادآوری کرده اند که در انقلاب سال ۱۳۵۷ ، بلافاصله بعد از پیروزی انقلاب، بر حضور زنان در نهادها و انتخابات تاکید شد. در حالی که در کشورهای غربی به گفته او "تا دهه های پنجاه و شصت بعد از انقلابها زنان حق رای نداشتند."
خداااااااا
این سخنان آقای پورمحمدی در حالی از طرف ایشان بیان شده که با گذشت هفت دوره از فعالیت مجلس ایران، شمار نمایندگان زن هیچ گاه از ۱۴ نفر بیشتر نبوده است!! و چطور میتوان این حرف را زد و از زنان توقع مشارکت سیاسی داشت اما در صحنه قدرت سیاسی برای آنها سهمی قائل نبود؟
خدا ااااااا
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۲۹ بֽظֽ | Reply
بالاخره چرخاندن تسبیح کار خودش را کرد :
علی دایی سرمربی تیم ملی فوتبال ایران شد
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۳۱ بֽظֽ | Reply
حبیب ـت :
*******
دموکراسی های مدرن و نهادینه شده همگی بدون هیج استثنائی بر سیستم تحزبی مدرن بنا شده اند و سیستم تحزبی مدرن بر شالوده نهاد های صنقی و مدنی که عمده ترین و بنیانی ترین آنها اتحادیه های حرفه ای و کار گری هستند که این عنوان بسیار اوقات با ترجمه غط از trade union انگلیسی به اتحادیه های تجاری ترجمه میشود حال آنکه مراد از این عنوان همان اتحادیه های کارگری، حرفه ای و صنفی است.
در نظام های دموکراسی مدل غربی، احزاب سیاسی روی شانه های این اتحادیه ها که تعداد آنها به اندازه تعداد حرفه ها و مشاغل است قرار دارند. بگذریم از اینکه با عبور از فاز دموکراسی مبتنی بر همزیستی و مبارزه طبقاتی ، انواع دیگری از نهاد های مدنی در حال شکل گیری هستند که دانش جامعه شناسی جدید و پست دموکراسی، باید برای آنان تعریف جدیدی بیابد . از این جمله اند جنبش زیست محیطی، اتحادیه های مصرف کنندگان، نهاد های ادبی و هنری و حتی هم جنس بازی، فمینستی، بازنشستگی و... که توضیح و تحلیل بیشتر آنرا در صلاحیت خود نمیدانم.
در کنار این منظومه البته اتحادیه های سرمایداران و کارفرمایان هم بوده وهست که این اتحادیه ها در اصل ریشه در جنبش حقوق شهروندی و لیبرالیستی ضد آریستو کراتیک زمیندار و فئودال و .. دارد ولی با محو آن حریف قدیم از صحنه تاریخ ـ در حوزه های جغرافیائی دموکراسی های مدرن ـ طرف اصلی آن امروزه اتحادیه های کار گری و مصرف کنندگان و جنبش های زیست محیطی و برابرحقوقی جنسیتی( فمینیسی)و.. است.
سخن کوتاه!
جناب عبدی ! ضعف جنبش اصلاح طلبی را از میانه راه ، ودر چهار چوب راهبرد تاکتیکی و سیاسی، به تحلیل و نقد کشیده اید که البته درست هم نقد کرده اید. ولی باید از این فرا تر رفت و با روش جامعه شناسی سیاسی، متدولوژیک و در یک کلام بنیادی به سنجشگری جنبش اصلاح طلبی پرداخت. جنبش اصلاح طلبی خود بر شاخی نشسته بود که بن آن را از قبل اره کرده بود یا میکرد. این جنبش به دلیل طبیعت ِ گفتمانی که بر آن حاکم بود، هرگز نه بر آن بود و نه میتوانست برآن باشد تا بر جنبش اتحادیه ای تکیه زند، زیر این میدان تاریخاً و منطقاً قلمروی تاریخی چپ سکولار بود. این جنبش حتی نمیتوانست نماینده طبقه متوسط باشد و به ایجاد اتحادیه های آنان کمک کرده و بر آنان تکیه زند چون بدلیل تبعیت از اید ئولوژی دینی، با آن بیگانه بود. این جنبش نمیتوانست حتا نماینده کارفرمایان باشد زیرا در چنبر یکسان نگری دینی و قداست الوهی گرفتار بود. این جنبش بهمان اندازه فاقد هویت طبقاتی بود که فاقد هویت جنبشی. این جنبش دین محور و اسلامی بود و بر پایه اسلامیت خود شکل گرفت و نیروی اجتماعی خود را نیز از طریق این گفتمان میتوانست به صحنه آورد. و نیروئی که بر این محور شکل گرفته بود میتوانست به سطح یک جنبش رفرماسیونیستی دینی ، که از قضا لازمه جامعه ما هم هست فرا روید ولی برای زور آزمائی در صحنه سیاسی خلق نشده بود، صحنه و میدانی که در آن، نیروهای حکومتی و محافظه کاران فرادستی داشته و دارند.
۱۲ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۲۳ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
مجلس ششم
شمارهء 3
.......................................
دانشمندان تعليم و تربيت معتقدند:"اگر بخواهيم در يك رفتار تغيير ايجاد كنيم بايد انرا ياد بدهيم و نبايد انرا تحميل كنيم . اگر درس ساده ،واضح و منطقي و در فضائي بدون ترس يا تهديد باشد ، يادگيري اسانتر مي شود.......بايد بدانيم كه تكرار پايهء همهء يادگيري هاست"
پس از پيروز اقاي خاتمي در انتخابات سال 76 ، ناخواسته چنين انگاشته مي شد كه ما در يك كشور دموكراتيك زندگي مي كنيم ، غافل از انكه در همان انتخابات درخشان خيلي هاي ديگر رد صلاحيت شدند كه اصلآ به چشم نيامدند وكسي صداي مظلوميتشان را نشنيد غافل اميز تر انكه يك دليل انتخاب اقاي خاتمي از سوي نيروهاي چپ امكان تائيد صلاحيت ايشان بود .
در كشور غير دموكراتيك ما(تئوريسينهاي اصولگرا هم اذعان مي كنند كه دموكراسي را به عنوان شكل غالب حكومت نمي پذيرند ) ترويج دموكراسي خارج از فضائي كه در سطور اغازين عنوان گرديد نا ممكن است بنا بر اين يك دليل كه رقيب هم (به گفتهء اقاي خاتمي ) تلاش نمود هر 9 روز يك بحران را رقم زد چنين چيزي بود ! اما اصلاح طلبان هم كه بخشي از ساختارها را نشانه رفته بودند چندان به مشاركت اجتماعي (به مثابه يك اصلاح ساختار ) نمي انديشيدند و اگر از اين فضاي پر تنش بر اشفته مي شدند نه بخاطر ايجاد خلل در اموزش و تربيت عمومي كه بيشتر به خاطر عقب افتادن پروژهء مكانيكي بود كه طراحي كرده بودند.
دستكم اين باور من است!
شما ممكن است بفرمائيد كه مگر روزنامه ها وظيفهء اموزش عمومي دموكراسي را برعهده نداشتند يا موفق نبودند ، عرض مي نمايم اگر هم بخشي از ان را بر عهده داشتند در ان فضاي پرتنش كه بعضآ واكنشي و يا حتي كنشي مقالات تندي هم چاپ مي كردند ، ان فضا تندتر مي شد .
عده اي گمان مي كردند كه با انتخاب شوراها مسير دموكراسي بازگشت ناپذير مي شود(منظورم يكي از مسئولين ذيربط بود كه اين جمله را خود از ايشان شنيده ام ) اما شوراها هم انتخاب شدند و نه تنها مسير دموكراسي بازگشت ناپذير نشد كه از قضا اصلاحات از همان ناحيه سقوط كرد(جنجالهاي شوراي شهر تهران و باقي قضايا).
اين گمان كه ما ساختارهاي دموكراسي را پي ريزي نمائيم وخاطرمان جمع شود كه كار تمام شده است ، به نظر من همواره رؤيائي دور از واقع به نظر مي رسد! بنابراين اگر مجلس ششم با شرايط واقعي تر و نيز نمايندگان واقعي تر انتخاب مي شد بهتر از تردستي دموكراتيك اصلاح طلبان بود كه پس از ان ،مجلس ششم را با مجلسي به ويژگي هاي مجلس هفتم معاوضه نمايند.
اجازه مي خواهم براي بحث فشرده اي كه در سه كامنت فوق عرض نمودم سه مثال عيني هم ارائه نمايم تا بحثم بيش از حد انتزاعي به نظر نرسد؛
1-
مي دانيم كه اقتصاد، حوزه اي بود كه دولت اقاي خاتمي در ان نسبت به ساير حوزه ها موفقتر بود(و يا دستكم ناكارامدتر نبود) و از قضا تنها كميسيوني كه در مجلس به رياست يك اصولگرا شكل گرفت كميسيون اقتصاد بود.
2-
دلايل و قراين زيادي در دست دارم كه اگر اصلاح طلبان امروز به انتخابات غير رقابتي مجلس هشتم تن در داده اند به خاطر ارادهء اقاي كروبي براي شركت در انتخابات است و به عبارت ديگر انها ناچار از تبعيت بازيي هستند كه اقاي كروبي انجام مي دهد ، با احترام به جناب كروبي ، بعد از اقاي خاتمي بيشترين فايده از مجلس ششم نصيب ايشان گرديد كه در شكاف دو سوي نزاع قرار داشت .
3-يكي از وزاري اقاي خاتمي برخوردار از مقبوليت عمومي ، جناب مهاجراني بود ! ايشان در مجلس پنجم توانست راي اعتماد مجدد كسب كند اما مجلس ششم نه تنها نتوانست حفظش كند كه به ناچار جايگزيني بسيار متفاوت از او را برگزيد.
۱۳ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۱۷ قֽظֽ | Reply
مستند باز :
اتفاقات جالبی در این روزها در حال اتفاق افتادن است .
فکر میکنم برای کسانی که علاقمند به دیدن فیلمهای مستند هستند , مستندترین فیلمها در حال نمایش است.
یکی از این مستندها , اقدامات مدیریت روزنامه کیهان , برای جدا سازی و چیدن دکور اصلاح طلبان در صحنه ی نمایش انتخاباتیست{ که به هیچ وجه آنرا قبول و باور ندارد( به دلیل اینکه آنرا عملی غربی میدانند!!) و یک جورایی اوایل انقلاب تو کتشان رفته است!!
اینجانب بر خلاف آقای عبدی فکر میکنم اتفاقا با همه ی تخلفات , بسیار مهم است که برای شناخت درست از نادرست و حق از باطل , داستانها , روایات .... و سناریوهای این روزنامه را روز به روز دنبال کرد.
در جدیدترین ترفند این روزنامه , جدا سازی و چیدن دکور مورد علاقه ی خود در سر در مغازه ی مورد علاقه ی خود , , ضمن قلقلک دادن آقای موسوی نخست وزیر اوایل انقلاب و .... البته گنجینه ی اسرار آن دوران حیاتی بنیانگذاری نظام ( بخوانید: نگارنده سال هاست كه با ترفندهاي مدعيان اصلاحات آشنايي دارد و اين احتمال را بسيار قوي مي داند كه اين جماعت سخن آقاي مهندس موسوي را تحريف كرده باشند. اين احتمال با توجه به چگونگي نقل قول از آقاي مهندس موسوي كه بسيار مبهم و گنگ است، قوت بيشتري پيدا مي كند و البته از كساني كه آشكارا كلام مبارك و مستند و مكتوب حضرت امام(ره) را تحريف مي كنند چه انتظاري هست كه سخن مهندس موسوي را تحريف نكرده باشند؟! اكنون نوبت آقاي مهندس موسوي است كه اظهارات نسبت داده شده به خود را تكذيب كند تا در گناه نابخشودني تحريف كلام حضرت امام(ره) دخالت نكرده باشد. حسين شريعتمداري)
در اقدام دیگر , همراستا با آن ترفند , این روزنامه , لیست انتخاباتی حزب اعتماد ملی را در بین دیگر لیست اصلاح طلبان مناسب تر برای دکور تلقی و تبلیغ نموده است!!
بخوانید:
(يك مقايسه آماري بين اين دو فهرست حاكي از آن است كه اشتراك ليست انتخاباتي ستاد ائتلاف اصلاح طلبان و حزب اعتماد ملي، كه پيش از اين ادعا مي شد حدود 80 درصد است، از 43 درصد فراتر نمي رود! ناظران عقيده دارند اعتمادملي در مقايسه با ائتلاف اصلاح طلبان كه برحذف عناصر نزديك به مهدي كروبي اصرار مي ورزد ليست واقع بينانه تري تنظيم كرده است.)
خوش بحال خودم که خر ندارم
از کاه و جوش خبر ندارم!
علی سبحانی
۱۳ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۴۳ قֽظֽ | Reply
:
خوشتر آن باشد که سر دلبران
گفته آید در حدیث دیگران
حداد عادل :
انتخابات کاملا رقابتى است
رئيس مجلس شوراى اسلامى گفت : با تائيد صلاحيت هايى که انجام شد انتخابات کاملا شکل رقابتى پيدا کرد و فضا از هر حيث براى برگزارى يک انتخابات سالم و منطبق بر قانون فراهم شده است .
۱۳ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۴۸ قֽظֽ | Reply
! :
به دنبال درگیری و تظاهرات مردم با نیروهای گشت پلیس در میدان صادقیه، نسخههای بسیاری از ویدئوهای این درگیری که با موبایل ضبط شده بودند بر روی یوتیوب منتشر شدند.
یکی از این ویدئوها تا کنون نزدیک به 47 هزار بار دیده شده است . برای این ویدئو تا کنون صد کامنت نوشته شده است و صد نفر به آن رای دادهاند. این در حالی است که پربینندهترین ویدئوهای یوتیوب در هفته گذشته با همان دامین بین 366 هزار تا 41 هزار بیننده داشتهاند.
انتشار این ویدئو بر روی اینترنت سبب واکنش فرمانده نیروی انتظامی شد و وی در سخنانی ضمن انتقاد از مقاومت دختر در برابر بازداشت مدعی شد که این تظاهرات یک اقدام برنامهریزی شده بود !!1 و عده بسیاری با موبایلهای دوربین به دست در انتظار این صحنه بودهاند!!
یکی نیست بپرسد اگر كسي مزاحم این دختر نمی شد , چگونه برنامه ی آنها عملی میشد؟ یکی نیست بپرسد مگر کشور قانون و برگه ی احضاریه و ... دادستانی و دادگاه ندارد که .... بگذریم
انتشار ویدئوهایی از درگیری مردم و به ویژه زنان و دختران با ماموران پلیس بر روی اینترنت و سایتهای اشتراک فایلهای ویدئویی پربیننده نظیر یوتیوب، در ماههای اخیر به مشکل بزرگی برای جمهوری اسلامی بدل شده است و به همین دلیل مقامات را بفکر تعطیلی انترنت در روزهای انتخابات انداخته است!1
حتما میدانید که اوایل امسال انتشار ویدئوی درگیری یک دختر با ماموران گشت ارشاد در میدان هفت تیر و خونین شدن صورت وی در اینترنت و تلویزیونهای خبری بینالمللی از جمله سیانان، بیبیسی و شبکههای فارسیزبان سبب واکنش پلیس و دست پیش را گرفتن که پس نیفتند و در نهایت متهم کردن دختر مضروب به جوسازی علیه پلیس شد!!
و حتما میدانید که پیشتر نیز صحنههای تکان دهندهای از حمله ماموران پلیس به زنان و دختران برای دستگیری آنها به دلیل عدم رعایت حجاب اسلامی برای نخستین بار در تلویزیون جمهوری اسلامی و در برنامه پربینندهای با حضور سردار رادان، رئیس پلیس جنجال برانگیز تهران مطرح شده بود که به تعطیلی این برنامه و ممنوع از کار شدن مجری آن و توبیخ تهیه کننده انجامیده بود.
۱۳ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۰۷ قֽظֽ | Reply
اسمش را بیار , خودش را نیار :
احمد توکلى نماينده مجلس شوراى اسلامى در نشستى که از سوى انجمن اسلامى دانشجويان دانشگاه الزهرا برگزار شد، با بيان اين که مشکل نظام پارلماني ، نبود حزب قوى است، گفت: نبود حزب قوى در مجلس شوراى اسلامى عيب ساختارى و بيمارى کهنه است. اشکال ساختارى فقدان حزب، مجلس را گاهى گرفتار مسائل خرد، محلى و منطقهاى مىکند.( پایان نقل قول)
خوب در چنین نشستی , دانشجویان چگونه می توانستند از ایشان سؤال کنند که:
شما و طرفدرانتان در قدرت , یک حزب مشارکت فکسنی و دولتی را تحمل نمی کنید , این حرفهای قشنگ قشنگ چیست که می زنید؟
شما که لالایی بلدید , چرا خوابتان نمی برد؟ چرا اجازه نمیدهید مردم احزاب خود را بوجود آورند و مشارکت خود را برای ساختن جامعه ی خود , مثل همه ی کشورهای دیگر انجام دهند؟
آیا این عذر بدتر از گناه برای شما , بعد از گذشت سی سال نیست؟
آیا .....
ای بابا
تا بحال کی میخ آهنی ساخت ما در سنگ قدرت در دست آقایان این چنینی فرو رفته است که حالا باشد؟
۱۳ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۲۲ قֽظֽ | Reply
چقدر صبر؟ ایوب چند سال صبر, چند سال عمر کر د؟ :
سوء استفاده , "ذات" و اقتضای طبیعت برخی از افراد است.
بقول معروف:
نیش عقرب نه از ره کین است
اقتضای طبیعتش اینست
این هم یک نمونه از این سوء استفاده ها از مقالات نفت شما و دیگر دلسوزان:
نماینده ی اصولگرای مجلس:
اقتصاد نفتى مستعد تورم است، با درآمد نفتى نمىتوان وضع مردم را خوب کرد؛ چراکه با عجله خرج کردن پول نفت ، وضع بدتر مىشود اما مىتوان با صبر اين پول را خرج کرد و وضع معيشت مردم را بهتر کرد. وى خاطرنشان کرد: اقتصاد کشور مستعد تورم است اما معالجه آن صبر، حوصله و عقل مىخواهد(نقل از روزنامه رسالت )
۱۳ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۳۴ قֽظֽ | Reply
عبدالحسین ستایش :
در تاریخ چهار شنبه 19 دیماه امسال آیت الله خامنه ای یکی از شدیدترین حملات خود را به اصلاح طلبان ایراد کردند.
ایشان در اظهارات خود درباره انتخابات مجلس ، که در آن تاریخ دو ماه دیگر به برگزار شدن آن مانده بود گفتند :
"حمایت آمریکا از هر دسته ای در ایران یک ننگ است."
آقای عبدی
دو دولت مهمي که از آقاي مالکي حمايت مي کنند، يکي ايران و يکي امريکا است.
نماينده ولي فقيه در سپاه پاسداران انقلاب اسلامي هم با تاكيد بر اهميت حضور حداكثري مردم در انتخابات، گفت: مردم بايد به نامزدهايي راي بدهند كه شاخصههاي آن را مقام معظم رهبري بيان بيان فرمودهاند.
میخواستم با این متر و مقیاس
بدانم آیا رفتن به عراقی که هنوز تحت اشغال آمیرکاست , ننگ محسوب نمیشود؟
۱۳ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۴۷ قֽظֽ | Reply
آنها که .... :
گروه سياسي؛ جلسه رسيدگي به اتهامات حميد استاد مديرمسوول سايت «انصارنيوز» به شکايت سيدحسين موسويان و مجمع تشخيص مصلحت نظام صبح ديروز در شعبه 1083 دادگاه عمومي تهران به رياست قاضي حسينيان و به صورت علني برگزار شد.
به گزارش ايسنا؛ قاضي حسينيان در ادامه گفت؛ شما هم در سايت تان به بيگانگان اطلاعات مي دهيد.
استاد با بيان اينکه ما اخبار فارس و کيهان را کار مي کنيم، توضيح داد؛ وزير اطلاعات مجرب ترين کارشناس امنيتي است.
قاضي حسينيان گفت؛ آيا شما نواري از وزير اطلاعات داريد که واقعاً اين حرف ها را گفته باشد؟
استاد اظهار داشت؛ مي توانيم نوار آن را پيدا کنيم. علاوه بر اين اگر اين طور نبود، وزير اطلاعات اين مطالب را در اختيار افکار عمومي قرار نمي داد و صريحاً نمي گفت که موسويان به بيگانگان اطلاعات داده است.
حسينيان در ادامه تصريح کرد؛ شما در خبر ديگري مطالبي به نقل از يک روزنامه ايتاليايي نقل کرده ايد.
وي در پاسخ به حميد استاد که مي گفت اين خبر نقل قول بوده، گفت؛ آيا شما مي گرديد يک جا ورق پاره يي پيدا کنيد که آن را چاپ کنيد؟ ممکن است يک فرد ضدانقلاب هم يک چيزي را بگويد.
پوربابايي در اين ميان اظهار کرد؛ به نظر شما آيا من مي توانم به نقل از سيا، موساد، جرج بوش يا کا گ ب مطالبي درج کنم؟ قطعاً اين طور نيست.
حسينيان خطاب به حميد استاد اظهار کرد؛ زماني افرادي از مشارکت تندروي هايي انجام دادند که به تحصن انجاميد و همين باعث ردصلاحيت بسياري از آنها در انتخابات مجلس شد.
استاد گفت؛ آنها که خائن بودند.
حسينيان خاطرنشان کرد؛ شما هم تندروي هايي مي کنيد که نتايج بدتري دارد. بايد مواظب باشيد که از چارچوب شرع و قانون بيرون نرويد.
استاد گفت؛ ما از اين چارچوب بيرون نرفته ايم.
قاضي حسينيان يادآور شد؛ هر کس سايت شما را بخواند از اين ادبيات مشمئز مي شود.
حميد استاد اظهار کرد؛ الحمدلله ما در تمام کارها نيروي ميداني خط مقدم و در صف اول بوديم. اين اتهامات را هم پاسخ مي گوييم چرا که از حرف حق واهمه يي نداريم.
در پايان جلسه دادگاه، قاضي حسينيان اعلام کرد پرونده براي رفع نقص راجع به اتهام توهين، تشديد قرار و تصميم گيري راجع به ادامه فعاليت سايت به دادسرا ارجاع مي شود.
۱۳ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۵۸ قֽظֽ | Reply
سروش :
چند وقت پیش رییس جمهور عراق , آقای طالبانی ادعا کرده بود که قرارداد الجزایر مورد قبول عراق نیست , در اخبار مربوط به سفر رییس جمهور خودمان به عراق چیزی در مورد این صحبت در مورد باقی ماندن یا حل این اختلاف نشنیدم , یعنی این موضوع بین دو کشور به خیر و خوشی به همین راحتی , بدون موش دواندن آمریکا حل شده است؟
۱۳ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۰۳ قֽظֽ | Reply
:
رخت بربستن "اعتماد" از جامعه تنها یکی از پیامدهای ریا و تظاهر است. این پدیده، هر کس را بسته به شرایط و مناسبت های مختلف، به ایفاء نقش و تغییر چهره وا داشته و می دارد.
بنظر شما چگونه میتوان " اعتماد" را به جامعه مثل زمان انقلاب بازگرداند؟
۱۳ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۲۹ قֽظֽ | Reply
kave :
ba salam jenabe abdi : moshkele asli dar in hokumat sakhtare shir palangh va ghoysfand mare in system hast, bayasti fekri be hale in kard.
ba tashakor.
۱۳ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۳۴ قֽظֽ | Reply
کاش مجلس ششم هم نمی ترسید! :
خطبه های نماز جمعه تهران - آیت الله جنتی:
چرا پرونده رو بردید به شورای امنیت چرا اینقدر قطعنامه صادر كردید, چرا اینقدر تحریم صادر كردید حالا هم به فكرقطعنامه دیگر هستند هر چه می خواهید بكنید این مردم ما با خدای خودشون, با پیغمبر خودشون با امام خودشون با رهبر خودشون پیمان بسته اند و بیعت كردند كه هرگز از مواضع به حق خودشون عقب نشینی نكنند...
باید این كسی كه می خواد روی این كرسی بنشینه مرعوب دشمن نباشه, نترسه از دشمن باید ببینید تجربه یی كه در امر هسته یی كردیم چه درسی به ما می ده, نترسیدن برای شما مردم موفقیت بزرگ و پیروزی چشمگیر را به تعبیر مقام معظم رهبری بوجود آورد نترسیدن بود اگر رییس جمهور وحشت كرده بود مردانه جلو نمی رفت شجاعانه جلو نمی رفت و نظرات مقام معظم رهبری را درست تامین نمی كرد و می ترسید از این كه حالا آمریكاییها چه بلایی به سرما میارن چنین و چنان می كنند این پیروزی نصیب شما نشده بود پیروزی بسیار بزرگی بود من تبریك عرض می كنم به شما مردم, به رهبر عزیز به مجلس به همه مسوولان به دولت و همه كسانی كه در این راه كمك كردند...
انتخابات كه در پیش داریم اهمیت فوق العاده یی داره , عرض كردم یك رفتن سر صندوقه که سرنوشت نظام را و سرنوشت مردم را در چهار سال معین می كنه و بعد هم اصلا نشان عظمت و شكوه و اقتدار ملی مردمه, . هرچه آرا بیشتر باشه , عظمت بیشتر میشه
۱۳ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۵۷ قֽظֽ | Reply
لرستانی :
وظیفه ی خودم میدونم دوستانه و برادرانه به اصلاح طلبانی که پته شان جایی گیر نیست توصیه کنم اگر میتونید هر جور شده از جلوی ریل قطار بدون فرمان و ترمزی که مثل بهمن در حال سقوطه , کنار برید , قاچ زین را بچسبید , اصلاح کردن پیشکشتون
۱۳ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۰۱ قֽظֽ | Reply
چرا؟ :
احمدی نژاد:
دل و جان ما براي زيارت امام حسين (ع) پرپر ميزند، اما متاسفانه در اين سفر توفيق زيارت نخواهيم داشت.
۱۳ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۰۹ قֽظֽ | Reply
تناقضات مناظره ی مرعشی و رامین :
به گزارش خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)
حسين مرعشي عضو شوراي مركزي حزب كارگزاران سازندگي آقای رفسنجانی طي سخناني در ابتداي اين نشست که بعد از ظهر روز يكشنبه از سوي جامعه اسلامي دانشجويان دانشگاه تهران در تالار فردوسي دانشكده ادبيات اين دانشگاه برگزار شد، گفت:
بهترين معيار براي تصميمگيري در روند اداره كشور و سياستهاي جاري، مراجعه به آراي عمومي است. اگر به دنبال حداكثري شدن منافع ملي هستيم و ميخواهيم ارزشهايي كه جمهوري اسلامي حامل آن است، حفظ شود، بايد تمام تلاش خود را در اين راستا انجام دهيم كه يك انتخابات با حداكثر مشاركت مردم و در فضاي رقابتي و با حضور سليقههاي مختلف برگزار شود.
وي افزود: اگر به نظام جمهوري اسلامي بيشتر از حزب و گروهمان علاقه داريم، بايد اجازه دهيم فرد فرد جامعه و مردم يك قضاوت كاملا آزاد داشته باشند. هرچه از اين نكته فاصله بگيريم ولو اينكه براي كارمان توجيه قانوني هم داشته باشيم، خود را از قضاوت واقعي مردم محروم كردهايم.
تناقض:
اين فعال سياسي اصلاحطلب خاطرنشان كرد: حضور ما عليرغم همه بيمهريهايي كه در بررسي صلاحيتها به ما شد، از اين زاويه است كه ايستادهايم تا در صحنه باشيم { اه اه اه پس چی شد به این زودی : اگر به نظام جمهوري اسلامي بيشتر از حزب و گروهمان علاقه داريم، بايد اجازه دهيم فرد فرد جامعه و مردم يك قضاوت كاملا آزاد داشته باشند؟ } و به مردم كمك كنيم تا در يك عرصه رقابتي نسبي شركت كنند{ به خودتان کمک کنید , مردم میگویند : ما را بخیر تو امید نیست , شر مرسان} و انتخاب مردم هرچه كه باشد به آن احترام ميگذاريم!!{ کدام انتخاب مردم؟ اه اه اه چشم تو چشم تناقض!}
و در طرف دیگر این مناظره:
به گزارش ايسنا در اين مناظره محمدعلي رامين فعال سياسي اصولگرا نيز طي سخناني با اشاره به روند برگزاري انتخابات در كشورهاي غربي خاطرنشان كرد: سيستم حكومتي در غرب ـ كه انتخابات ظاهر قضيه آن است ـ در اختيار سرمايهداران است و به غير از سرمايهداران كسي نميتواند در حكومتهاي غربي نفوذ كند.
وي افزود: اما در نظام جمهوري اسلامي كه اصل انتخابات پذيرفته شده است،{ تناقض: چرا قضییه ای که بنظر این فعال اصولگرا غربیست باید توسط نظام جمهوری اسلامی پذیرفته شده باشد؟ و همچنان این پز و ژست حفظ شود؟} با تعبيه مباني اسلام حول محور ولايت تلاش شده آسيبهايي كه نظام دموكراسي غرب دارد، وجود نداشته باشد،{ تناقض: چطوری سعی شده آسیبهای غربی که سرمایه داران تصمیم گیران اصلی انتخابات در کشورهای غربی هستند , توسط نظام جمهوری اسلامی تلاش شده وجود نداشته باشد؟ با نظارت استصوابی توسط شورای نگهبان رهبری؟} اما درعين حال از محاسن نظامهاي دموكراتيك بهره ميبرند.{ تناقض: محاسن انتخابات در نظام های دمکراتیک چیست؟ شما که در ابتدا با اشاره به روند برگزاري انتخابات در كشورهاي غربي خاطرنشان كرده بودید : سيستم حكومتي در غرب ـ كه انتخابات ظاهر قضيه آن است ـ در اختيار سرمايهداران است و به غير از سرمايهداران كسي نميتواند در حكومتهاي غربي نفوذ كند!! چه محاسنی؟} در نظام جمهوري اسلامي ـ كه اساس آن بر عدالت است ـ در عرصههاي انتخابات در عين حال كه محوريت با احزاب سياسي نيست، اما در عين حال احزاب سياسي هم آزادند و زمينه در اختيار آنهاست تا وارد عرصه شوند.
تناقض:
اين فعال سياسي اصولگرا با بيان اينكه " نظام جمهوري اسلامي برخلاف نظامهاي غربي محوريت و اولويت را به اشخاص حقيقي ميدهد" افزود: در جمهوري اسلامي، فرد فرد جامعه مورد حرمت كرامت و عظمت هستند. اين نظام خواستار حقوق شهروندان است، به همين دليل اگر احزاب سياسي ميتوانند فعاليت كنند و حقشان است، اما به دلايل مختلف تاريخي ، فرهنگي و عقيدتي احزاب جايگاه ممتازي در جامعه ندارند.
وي ادامه داد: در نظام ما گروههايي براساس اعتبار و حيثيت خود مورد حرمت مردم هستند كه بعضا كاركردهاي سياسي هم ندارند. در كنار اين مساله آنچه در جامعه مهم است، ورود دستهجاتي به عرصه است كه لزوما حزب سياسي هم نيستند؛ مثل تشكلهاي دانشجويي كه به ميزان همت خود ميتوانند در افكار عمومي جامعه تاثيرگذار باشند و حتي كارگزاران حكومت و مسوولان نظام همه اميدشان به آنهاست.
رامين با تاكيد بر اينكه " حضور مردم در انتخابات نه به صورت احزاب اما در جايگاهي متناسب با شانشان مورد پذيرش جامعه است" افزود: در انتخابات نظام جمهوري اسلامي اصل بر شايستگي است نه قوميت گرايي، گروه گرايي، خانوادهسالاري و ثروتمحوري.
.....
و تناقضات بسیار دیگر که امروز به دلیل ناراستی و نادرستی تحلیل و نگاه غرض آلود به مسایل گریبانگیر هر دو جناح شرکت کننده در این انتخابات شده است .... که ذکر تک تک اش مثنوی هفتاد من بایت انتریت میشود!
در خانه اگر کس است
یک حرف بس است.
۱۳ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۳۹ قֽظֽ | Reply
كورش :
با درود
تحليل بسيار جذابي بود ولي در نهايت به هيچ راهكاري ختم نشد.
به راحتي ميتوان گفت كه مجلس ششم در چه مواردي اشتباه كرد اما آيا امكان ديگري نيز براي آنها متصور بود؟ آيا مثلا در مورد انتخاب رييس مجلس اين آزادي را داشتند؟ بنا به نظر شما هر گونه عملي مخالف خواست قدرت عملا به تعارض بيشتر مجلس با ديگر ارگانهاي نظام منجر ميشد. حتي استعفا نيز همانگونه كه ديديم به اين تعارض دامن زد. بنابراين شايد بهترين كار كانديد نشدن در مجلس ششم بود. چون به نظر نميرسد كه شما خواهان تقابل مجلس و ديگر اركان نظام در خيابانها بوده باشيد.
به نظر ميرسد بعد از گذشت 4 سال بتوان گفت كه مجلس ششم در نهايت چه قابليتي ميتوانست داشته باشد و حداكثر كاركرد آن چه مقدار ميتوانست باشد تا با اين مقياس بتوان عملكرد مجلس ششم را نقد كرد. فقط با در نظر گرفتن حداكثر كاركرد مجلس به طور عام و مجلس ششم به طور خاص در مجموعه قوانين فعلي است كه ميتوان به برآوردي درست از عملكرد مجلس ششم دست يافت.
۱۳ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۵۴ قֽظֽ | Reply
محمد حسين :
مجلس ششم
شمارهء 4
..............................................
صوفي از پرتو مي راز نهاني دانست
گوهر هر كس از اين لعل تواني دانست
دربارهء بخش اول به همان سه كامنت مختصر اكتفا مي نمايم و وعده را به فرصتي ديگر وامي نهم.
اما بخش دوم ،
كانديداهاي اصلاح طلب مجلس ششم از درون چه فرايندي بيرون امدند و چه شد كه نام اين افراد در ليستها قرار گرفت ؟چه چالشها ، تبادلات، بده-بستانها، محاسبات و منطقي پشت اين قضيه وجود داشت؟
چرا پاسخ به اين پرسش مهم است؟
نگاه گذرا بر پارلمان ايران از صدر مشروطه تا كنون نشان مي دهد كه فعاليت در مجلس كاري به غايت دقيق و پيچيده است و مثل برخي مشاغل حساسه دقيقه اي غفلت، توماري را در هم مي پيچد و يا موفقيت بزرگي را بوجود مي اورد.
به عنوان مثال در هنگام ارائهء طرح اصلاح قانون مطبوعات يك جملهء نابجا توسط يك نماينده، تير خلاص را در ان زمينهء پر التهاب بر اين طرح وارد ساخت.
هدف هبران اصلاحات همانگونه كه گفته امد اين بود كه كرسي هاي هر چه بيشتري را به دست اوردند و به كيفيت كانديداها چندان نمي انديشيدند (اين هم يك خطاي راهبردي ديگر كه شايد بعدآ به علت پيدايشش بپردازم) به گونه اي كه برخي از كانديداها تنها در جريان يك اتفاق نامشان در ليست قرار گرفت و اصلآ از قبل همين اتفاق وارد دنياي پيچيده و دهشتناك سياست شدند و از قضاي روزگار به مجلس هم راه يافتند.
برخي از انها گرچه خود توانائي هاي نسبتآ خوبي داشتند اما بستگي نسب-ي شان با برخي از سران اصلاحات بر حرفه اي بودنشان در سياست تفوق داشت و بدتر از ان افرادي بدون حتي بستگي نسب-ي و تنها بخاطر يك شباهت نامي و يا شباهت سازي نام ، به اضافهء كمي رايزني و قرار گرفتن در ليست به عبارت ديگر در يك فرايند قومي-فبيله اي نامشان در ليست قرار گرفت! عده اي بخاطر داشتن پايگاه در فلان اقليت قومي يا نژادي برگزيده شدند و افرادي نيز توسط دستگاه كذا در اسب تراوا پنهان گرديدند.
(اينجانب براي كليهء موارد فوق، نامهاي مشخص و قرائن و شواهد كافي را در ارشيو خود دارم)
و البته كم نبودند نمايندگان زيرك و خبره اي كه در حرفهء سياست هم پخته و كار ازموده بودند! اما تحولات مجلس ششم نشان داد كه يك نفر هم در ان مجلس يك نفر بود.
چنان گزينش كانديداها اولين ضربه را بر نيروهاي حرفه اي سياسي در درون تشكيلات حداقلي اصلاحات وارد نمود و انها را نسبت به شناخت ذات قدرت نزد رهبران اين جنبش دچار ترديد ساخت. دومين تاثير منفي اش را بر ناظران اگاه اعم از اصلاح طلب، اصولگرا و سايرين بر جاي گذاشت و ايشان را نسبت به انسجام و منطق تشكيلاتي اصلاح طلبان به فكر واداشت! اين بذر كاشته شده در طي ان سالها رشد كرد و هنگامي كه تنومند شد ديگر اصلاحات نتوانست انرا اصلاح كند.
فراموش نكنيم كه اصلاحات مي خواست يك حكومت با 70 ميليون نفوس را اداره كند و جواب اب و نان و امنيت و بهداشت و غيرهء انها را در گذار دموكراسي بر عهده گيرد !
اصلاحات در حقيقت از مردم مي خواست همهء زندگيشان را در داو اين قمار بگذارندو به او اعتماد كامل بنمايند!
چنين چيزي ممكن بود اما نه به ان صورت!
۱۳ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۲۸ قֽظֽ | Reply
:
با سلام
یادم هست زمانی در دانشگاه امیر کبیر در رابطه با عمل سیاسی گفتید "در عالم سیاست غیر ممکنی وجود ندارد هر چند ممکن است با ایده سیاسیمان در تضاد باشد...." در شرایط فعلی میشود شاهد طرفداری آقای عبدی از هاشمی رفسنجانی بود تا شطرنج سیاسی کشور سمت و سوی دیگری پیدا کند یا اینکه آقای عبدی بطور تمام قد همه را به شرکت در انتخابات پیش رو و رای دادن به نیروهای اصلاح طلب دعوت کند؟به نظر میرسد این حرکت هم در جغرافیا و هم در تاریخ قرار خواهد داشت.
۱۳ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۳۹ بֽظֽ | Reply
امير110 :
بزرگترين مشكل مجلس ششم :
- رياست آن
- تاييد فردي كه توسط مردم انتخاب نشده بود
- عدم برنامه ريزي صحيح در كارها و عدم انجام كار تشكيلاتي (بگونه اي كه بسياري از راست سنتي ها در كميسيو نهاي خاص و مهم عضويت داشتند)
- چسبيدن به موضوعاتي خاص كه در آن مقطع به نفع اصلاح طلبان نبود
۱۳ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۰۳ بֽظֽ | Reply
خواستن هم خر و هم خرما :
ادامه آن مجلس تاریخی و نه جغرافیایی را میتوان در اظهارات ستاد ائتلاف اصلاحطلبان مشاهده کرد که ضمن اعلام عدم معرفی لیست و اعتراض به دلیل رد صلاحیت های گسترده در جوزه ی انتخابیه استان اصفهان که امکان رقابت را برای آنان ظاهرا عملا از بین برده , اعلام میکند:
ستاد ائتلاف اصلاح طلبان اصفهان به زودی طی بيانيه ای رسمی مردم را به حضور در انتخابات هشتمين دوره مجلس دعوت خواهد کرد و از مردم خواهد خواست که به کانديداهای مستقل رای دهند تا مجلسی کارآمدتر از مجلس هفتم شکل بگيرد.
این دعوت از مردم دیگر از آن حرفهاست!!
مثل همان حرفهایی که استعفا میدهد و بعد کاندید میشود!!
خدایا ! چقدر این اصلاح طلبان محافظه کارند؟!!
۱۳ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۱۲ بֽظֽ | Reply
مهدی :
باسلام خدمت جناب عبدی سوالی شده و چه زیبا پاسخ نیز درانتهای همین مقاله داده شده وان این است که مجلس هشتمیها انشاله اگر از اصلاح طلبان باشند برای بهبود اوضاع جغرافیایی کار خواهند کرد نه برای ثبت در جغرافیا جناب عبدی در این مملکت برای 1000000ریال پول ادم میکشند جناب عبدی در همین تهران حتی جوانان در مقابل یک گلوله جا خالی میکنند ما در خاورمیانه زندگی میکنیم فلسطینی نماد سختی کشیدهای است که باید بیش ازهمه نسبت به دوست و دشمن خود اشنا باشد اما او صدام را دوست دارد صدامی که در ناامیدی ائ موشکهای نفاق و شقاق را و برای حفظ منافع شخصی و نه حزبی خود به اسرائیل شلیک کرد شما فکر میکنید ایران تهران است بیاوید پشت کوه جهارمحال و بلوچستان واطراف بوشهر و ایلام و کرمانشاه و خیلی از جاهای این مملکت را اگر از نزدیک ببینید خواهید دید که احتیاج به مماشات برای رفع مظلومیت هست از امام صادق نقل میکنند که کارکزاری از حکومت اموی از او پرسید که ایا به عنوان یک علوی وظیفه ام چیست امام پاسخ داد در حکومت بمان مدافع شیعه ما باش ما هم به امام صادق تاسی میکنیم و در انتخابات برای گزینش باقیمانده علویان شرکت میکنم خدا یار و یاور خاتمی و خمیمینیها باشد
۱۳ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۱۱ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
مجلس ششم
شمارهء 5
....................................
قدرت براي ادمي همواره جذاب بوده و اين در سرشت اوست ! قدرت جداي از اراده اي كه معطوف به ان است به صورت رواني هم مقبوليت و تمكين ايجاد مي كند به خصوص در گروه جمعيتي جوانان كه در اوج بيداري غرايز خود هستند.
پيروزي دوم خرداد 76 هم باعث شد كه ارايش هواداران سياسي در كشور تغيير كند. انها كه حداكثر طرفداران خود را يك اقليت شش-هفت ميليوني براورد مي كردند پس از انتخاب اقاي خاتمي با خيل گسترده و پياپي هواداران عمدتآ جوان مواجه شدند و موجي تشكيل گرديد كه تا حد زيادي خارج از ارادهء رهبران اصلاحات قرار داشت وانگهي كه اصلاحات همچنان دنبال رهبر براي خود مي گشت و نمي يافت.(به سخنان مكرر اقاي حجاريان دربارهء جنبش بي سر توجه گردد).
مجلس ششم در بستر يك جنبش ( ونه يك رقابت حزبي) تشكيل شد حال انكه از كاريزماي جنبش بي بهره بود(مضار جنبش را داشت اما منافعش را خير). در اين مجلس كلي ادم وجود داشت كه هر يك براي خود كسي بود و ديگري را قبول نداشت و اما از طرفي خيلي از انها به لحاظ شخصيتي، توان تشكيلاتي و خاستگاه حزبي تفاوت چنداني با ديگري نداشتند.
وانگهي كه در بين گردانندگان اين مجلس مشكل جدي "اعتماد به نفس" مشهود بود و در مقاطع مهم دقيقآ نمي دانستند بايد چكاري انجام دهند(اين مسئله مضاف بر ابهامهاي راهبرديشان بود)؛ به عنوان مثال در طرح اصلاح قانون مطبوعات ، هيچ كاريزمائي ظهور نكرد تا بتواند بن بست را بشكند و رئيس نيز بر اساس شم سياسي خود و ارزيابي دقيق از توان نمايندگان، عملي واقعگرايانه را انجام داد (نه ارمانخواهانه)! مشابه رفتاري كه غالبآ در سياست انجام مي دهد.
اين شرايط در هر پروژهء سياسي (و از جمله در مجلس ششم )باعث مي شود كه دريچهء اسب تراوا باز شود و اناني كه متصل به تشكيلات كذا هستند ، كنترل جريان را در دست بگيرند و انرا به طورت نابجا تند و يا كند كنند و به تبع ان سلسله اي از حوادث ناخواسته بوجود ايد.
در اينجا يك بحث ديگر باز مي شود كه به اينده موكول مي كنم؛ كه نهادهاي ايستا در برابرحركت سيال دموكراسي چه رفتاري انجام مي دهند !
...................................
دولت ايران هزاران كارشناس خبره و كاردان دارد و هر سال با صدها دانشگاه و مؤسسهء و پژوهشكده و نخبگان طراز اول در داخل و خارج كشور براي حل مسائل مملكت قرار داد مي بندد و در اين زمينه صدها ميليارد تومان خرج مي كند، در عوض مجلس سازماني متشكل از 290 نفر و تعدادي اندك از كارمندان جهت پشتيباني اين 290 نفر و با چند ساختمان بيشتر نيست.
پس از عقب نشيني نمايندگان در ساحت سياسي انها جايگاه خود را تا منزلهء تعدادي كارشناس دولتي تنزل دادند و به موازات دولت با انجام كار مشقت بار (كه قابل ترحم هم بود) طرحهائي را هم در مجلس به تصويب رساندند و البته هوادران پس از پيروزي هم از فرصت استفاده مي كردند تا اخرين امتيازات را از برخي دوستان نماينده شان اخذ كنند كه البته منحصر به اصلاح طلبان هم نبود.
پروژهء شهرام جزايري عرب در همين شرايط طراحي و اجرا گرديد تا تعدادي از نمايندگان در ان به دام افتند.
۱۳ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۴۴ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
مجلس ششم
شمارهء پاياني
....................................
وقتي يك جريان از مسير خود منحرف شده و دچار ركود و ايستايي مي گردد به بركه اي مي ماند كه در ان هر انگلي رشد نموده و نهايتآ تبديل به لجنزار مي شود.
كليت حركت دوم خرداد تقريبآ يك سال بعد از تشكيل مجلس ششم دچار چنين وضعيتي شد.رهبرانش ديگر ارادهء لازم و نيز شجاعت كافي را براي درگير شدن با مشكلات فراروي ان نداشتند چرا كه بيش از اندازه، اطرافشان از انسانهاي مصمم خالي شده بود و در سير احتياطات دولت و نحوهء سلوك خاتمي عزيز ، انها از ادامهء كار رميده و سر خورده شده و جايشان را پادوها و عواملي پر كرده بودند كه مدعي نبودند لذا كار كردن با انها راحت بود چرا كه هيچ توقعي نداشتند و امده بودند تا بهرهء خويش را ببرندو بعضآ شايد هم خدمتي اگر از دستشان برايد بنمايند! خيلي از اينها در مسير قومي-قبيله وارد سيستم شده بودند و خيليهاي ديگر نيز از سوراخ سنبه هاي ابكش مانند تشكلهاي اصلاح طلبان. همين الان هم اگر به برخي از تجمع هاي اصلاح طلبان توجه فرمائيد چنين كلونيهائي زياد به چشم مي خورد.ضمن انكه به نظر مي رسد در چنين تشكيلاتهائي ارادت محوري نقش پر رنگتري از ساير مناسبات حزبي داشته و دارد. مضافآ انكه مهندسي اين احزاب اتوبانهاي يك طرفه است. به عبارت ديگر شما در اين احزاب بايد به طرف براورده كردن دستورات و نيازهاي رهبران حزبي حركت نمائي ، در عوض انها هيچ تعهدي ندارند كه به نيازهاي شما توجه كنند ! چرا كه رهبران اين حزبها بازماندهء همان تفكرات چپ و چريكي هستند كه با حداقلها مي ساخته اند در زماني كه دولتي در دستشان نبوده است لذا چنين نرم افزاري اصلآ در مغز انها وجود ندارد كه بپذيرند دريك سازمان منظم و تشكيلات گسترده ، داستان فرق مي كند! بنابراين در چنين شرايطي عده اي بخصوص تازه واردين براي بازگشت از اين اتوبان يك طرفه در فرصت مناسب به شانهء جاده مي زنند و از معبري مناسب دور زده و با گرد و خاك زياد مسير مقابل را در خاكي باز مي گردند.
جنبشي كه شعارهاي پيورتنانه سر مي دهد وقتي چنين نا تواني هاي تشكيلاتي از خود بروز مي دهد، بدترين سرنوشت را براي خود رقم زده است.
افرادي بودند كه در مقاطع حساس بر سر راه انتخابات دوم خرداد ايستاده بودند و موانع ريز و درشتي ايجاد كرده بودند اما كم كم خود را جزو مدعيان دو اتشه جا زدند و تا درون مجلس هم رفتند و تشكيلاتي وجود نداشت تا بتواند سره را از ناسره باز شناسد.
دراين سالها دفتر تحكيم وحدت با استفاده از نفوذ همين قماش نيروها متلاشي شد و دفتر مركزي ان در كوچهء رجب بيگي –تقاطع ولي عصر-جمهوري، توسط فرماندهء محترم وقت نيروي انتظامي(جناب سردار قاليباف)پلمپ گرديد! جالب انكه مسير نفوذ انشعاب گران و برنامهء انها و منشاش شناخته شده و اطلاعات لازم خيلي پيشتر در اختيار دست اندركاران ذيربط قرار داه شده بود.
نسلي جديد از دانشجويان به كاروان دوم خرداد يا همان تيم پيروز پيوستند !اين نسل جديد به دليل حجم بالايش و نيز ضعف و نهايتآ در هم شكسته شدن تشكيلات دفتر تحكيم تبديل به نيروئي سنگين با بار هيجاني بالا شده بود كه به طور طبيعي از درون ان سخنگويان متعدد با حرفهاي متناقض سر برمي اوردند.در اينجا بزرگترين تراژدي نسل جوان و دانشگاه رقم خورد (حوادث كوي دانشگاه) كه پرداختن به ان را به مجالي مناسب وامي نهيم.
متاسفانه شناخت دست اندركاران دولت اقاي خاتمي از حركتهاي دانشجويان كافي نبود.
باوجودي كه بستر دوم خرداد در دانشگاه شكل گرفت و تقريبآ تمام سخنراني هاي خاتمي و بيشتر تبليغات او در دوم خرداد توسط انجمن اسلامي دانشجويان ساماندهي شد خود شنيدم از سخنگوي محترم دولت اقاي خاتمي كه در يك سخنراني تحولات نهادها را در قبل از دوم خرداد با بعد از دوم خرداد مقايسه مي كرد و مي گفت : نگاه كنيد همين انجمنهاي اسلامي دانشجويان قبل از دوم خرداد چگونه بودند و بعد از دوم خرداد چطور متحول شدند(منظورش اين بود كه قبلآ اينها مثلآ راست بوده اند و حال چپ شده اند). اين سخن تاسف اور، نشانه و تائيدي بر گزاره هاي فوق مي باشد.
مجلس ششم در اين شرايط وظيفه اي سنگين را بر دوش خود احساس مي كرد، وظيفه اي كه هيچگاه نتوانست به سر انجام برساند.
۱۴ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۰۲ قֽظֽ | Reply
کی به کیه؟ نظر سنجی های ما که عکس این می گوید. :
باهنر رئيس ستاد انتخابات جبهه متحد اصولگرايان در تهران :
فاصله اصولگرايان با اصلاحطلبان در نظرسنجىها زياد است
باهنر رئيس ستاد انتخابات جبهه متحد اصولگرايان در تهران درگفتگو با ايسنا گفت: ليست اصولگرايان در تهران بر اساس حروف الفبا منتشر مىشود، البته آقاى حدادعادل به عنوان سر ليست جبهه مشخص شده است.
محمدرضا باهنرگفت:ارائه ليست با عنوانهايى مانند وحدت اصولگرايى يا ائتلاف فراگير اصولگرايى اقرار به جعل است .رئيس ستاد انتخابات جبهه متحد اصولگرايان در تهران در پاسخ به اين سوال که آيا از سوى جبهه متحد اصولگرايان در مورد ليست نهايى نظرسنجىهايى در بين مردم شده است يا نه؟ گفت: من اطلاعى ندارم که در مورد افراد ليست نظرسنجى شده يا نه، ولى در کل در مورد مجموعه اصولگرايى و اصلاح طلب نظرسنجىهايى انجام شده و در اين نظرسنجىها استقبال از اصولگرايان بالاتر از مجموعه اصلاح طلبان است و در واقع مىتوان گفت فاصله راى اصولگرايان با اصلاحطلبان در نظرسنجىها زياد است.
۱۴ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۵۱ قֽظֽ | Reply
سارا :
گویند رمز "تورم" مگویید و مشنوید
مشکل حکایتیست که نقریر میکنند
آقای الهام سخنگوی دولت میگویند شما خبرنگاران و اصحاب مطبوعات بعنوان رکن چهارم اجتماع در مورد گراني , اضطراب گراني و تورم انتظاری ايجاد نكنيد همين كه شما در مورد تورم بنوسید , به تورم دامن زده میشود !! تورم انتظاری ايجاد نكنید.
آقای مهندس,
اگر ممکن است شما چند مقاله در روزنامه ها ضد تورم بنویسید , تا بر اثر آن شب عیدی مقداری این تورم وحشتناک پایین بیاید.
۱۴ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۱۹ قֽظֽ | Reply
قطره ای دیگر :
سخنگوي شوراي نگهبان بامداد سهشنبه اعلام كرد : كه اين شورا ساعتي قبل اسامي ۴۹داوطلب ديگر نمايندگي مجلس هشتم را كه صلاحيتشان تاييد شد، به وزارت كشور اعلام کرد.
۱۴ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۲۵ قֽظֽ | Reply
:
تهران، خبرگزاري جمهوري اسلامي ۸۶/۱۲/۱۴
سياسي. داخلي. انتخابات. هشتم. مجلس. معيار.
رهبر معظم انقلاب در خطبههاي نماز جمعه تهران در روز دهم فروردين ۶۹ فرمودند:جمهوري اسلامي ايران،مستقلترين و قويترين پارلمان و مجلس شورا را دارد.
رهبر فرزانه انقلاب فرمودند:در كمتر كشوري و شايد بتوانم بگويم كه در هيچ كشوري در دنيا،شما پارلماني بهقوت و استقلال مجلس شوراي اسلامي ما پيدا نميكنيد.
پارلمانهايي كه به وسيلهي احزاب ادارهميشوند،فرد وكيل و نماينده،تابع نظر حزب است،اما در اين جا حزبي هم در كار نيست،بلكه جناحهاي سياسي هستند اما هيچكدام از جناحها،بر راي آن نمايندهي مجلس سلطه ندارند.او خودش به صورت آزاد و مستقل انتخاب ميكند.ما در دنيا،كجا چنين مجلسي را داريم؟
۱۴ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۳۹ قֽظֽ | Reply
85 درصد توپ به زمین دولت برگشت داده شد. :
رييس كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس عباسپورتهرانيفرد درگفتوگوباايسنا:
*اگر بودجه تورمي است، 15 درصد مسووليت آن با مجلس است 85 درصد آن نیز مسؤلیتش با دولت است.
۱۴ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۴۷ قֽظֽ | Reply
با وجود تایید صلاحیتها معیار انتخاب سالم چیست؟ :
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: مجلس
يك عضو جبهه متحد اصولگرايان تصريح كرد: نمايندهاي ميتواند سالم عمل كند كه سالم انتخاب شده باشد.
پرويز سروري ـ نماينده مردم تهران در مجلس ـ در گفتوگو با خبرنگار پارلماني ايسنا، اظهار كرد: اگر نمايندهاي در ابتداي ورودش به مجلس به كانونهاي قدرت و ثروت آلوده شود، مجبور است در دوران مسووليتش نمايندگي همان كانونهاي قدرت و ثروت را كند و اين امر باعث ميشود كه تقنين و نظارت به انحراف كشيده شود.
سروري يادآور شد: افرادي كه به كانونهاي قدرت و ثروت وابسته باشند، ديگر نمايندگي مردم را نميكنند و سعي ميكنند بهگونهيي عمل كنند كه اجابتكننده خواست كساني باشند كه آنها را به مجلس آوردهاند.
اين عضو جبهه متحد اصولگرايان معتقد است كه نمايندهاي كه نماينده مردم باشد فارغ از هرگونه تعلق به كانونهاي قدرت و ثروت و در جهت اضمحلال اين كانونها تلاش ميكند و قدرت را در مردم و ثروت را با مردم ميبيند.
به گفته او، بايد براي نحوه ورود افراد به مجلس شفافسازي صورت گيرد و هر كس كارنامه خود مبني بر نحوه هزينه كرد و فرآيند ورود خود به مجلس را به مردم ارايه دهد.
۱۴ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۵۴ قֽظֽ | Reply
محمد حسين : در جواب بالاخره چرخاندن تسبیح کار خودش را کرد
دوست عزيز ما كه از نيتهاي افراد خبر نداريم.
چه خوبست حرمت قهرمانانمان را حفظ كنيم.
در يك نگرش سنجي از جوانان در ايران ، مشخص گرديد در ساحتهائي كه ما خود الگو براي نسل جوان داريم انها دنبال الگوهاي بيگانه نمي روند.
و نيز چه نيكوست كه همواره در حفظ سرمايه هامان دقت و وسواس به خرج دهيم چه در فوتبال، چه درسياست و چه در علم و فن اوري و غيره باشد.كاري كه اقاي احمدي نژاد با سرمايه هاي مديريتي اين كشور كرد ما با سرمايه هاي مردمي خودمان نكنيم!
اقاي دائي با ارادهء مثال زدني اش در مقاطعي دل اين مردم را شاد كرده است كه انها در انبوه غم بوده اند!
دوست من؛
ما به اين لكوموتيوها نياز داريم ، قدردانشان باشيم و برايشان دعا كنيم تا موفق شوند.
۱۴ اسفند ۱۳۸۶ ۳:۵۵ بֽظֽ | Reply
در جواب به محمد حسین :
بعید است از شما که با اینهمه سابقه ی مدیریتی و تجربه بگویید ما که از نیتهای افراد خبر نداریم.
بعید است از شما اگر فرق ریا را با اعتقادات خالص ندانید.
بعید است از شما با اینهمه تجربه و دیدن افراد مومن و متظاهر اگر نسبت به داشتن و نداشتن صلاحیت افراد بی تفاوت باشید و آن را در امور تشخیص ندهید؟
حرمت افراد بجای خود , تظاهر کردن به امری نیز سر جای خود
بنا نیست که دوباره از کسانی که در جایی موفق بوده اند بت ساخته شود .
میدانید اگر با همین قهرمان قهرمان گفتنها بت ساخته شد ؛ پدر جد شما هم دیگر نخواهد توانست به بت ساخته ی شما بگوید بالای چشم تو آقای دایی ابروست؟
چه دلیلی ؟ چون دل مردم را شاد کرده , بدون طی پله های لازم او را بر جایی بنشانیم که حقش نیست!!
آیا مثلا .... دل مردم را شاد نکرده است؟ سابقه اش بیشتر نیست؟ ولی چون با اصحاب قدرت آن گونه که آقای علی دایی یاموس یاموس میکند نیست , به او روی خوش نشان نمیدهند .
آیا به نظر شما اینگونه انتخابها محلی از تایید دارد؟
بسیار خوب , شما مدافع مربیگری آقای دایی برای تیم ملی هستید . من مخالف آن
شما دلایل این انتخاب اصلح را بیان کنید من نیز :
به این دلایل:
ساختار انتخاب مربی تیم ملی , توجه و تمرکز بر شایسته سالاری نبوده است.
آقای دایی مشکلات قبلی خودش را با رابطه ها حل و فصل کرده و نه ضابطه ها
آقای دایی آنی نیست که جلوی اصحاب قدرت تظاهر میکند.
و ......
۱۴ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۴۶ بֽظֽ | Reply
هدایت :
جناب مهندس عبدی دونکته از مصاحبه سایت تابناک یا همان بازتاب سابق بسته شده منسوب به محسن رضایی فرمانده کل سابق سپاه پاسداران ودبیر کل فعلی مجمع تشخیص مصلحت که رئیس مجلس خبرگان رئیس آنهم هست جهت استحضار خوانندگان محترم تقدیم میشود.من فکر میکنم پاسخ های داده شده کادربندی شده دراین سایت درج گردیده.مجلس خبرگان در حیات رهبری نمیتواند بالاترین تصمیم گیرنده نظام دانست مگر اینکه از بعد انشکاک به این حقیقت نگریست یا شاید هم مقدمه برای امری است که مستور مانده است.یا ستار ادرکنی
http://www.tabnak.ir/pages/?cid=7410
حجتالاسلام مقدسيفر، معاون قضائي ديوان عدالت اداري كه اكنون نامزد نمايندگي مردم ايلام در مجلس خبرگان رهبري است، در گفتوگويي با خبرنگار «تابناك»، درباره مجلس خبرگان رهبري و جايگاه و وظايف آن، مجلس خبرگان را بالاترين تصميمگيرنده نظام دانست.
خبرگان چون برگزيده مردم بوده و با مردم ارتباط دارد، بهتر ميتواند و وظيفه هم دارد تا بر همه امور دستگاهها به ويژه دستگاههاي تحت نظر رهبري نظارت كند و حتي طبق قانون اساسي، نظارت بر اعمال رهبري بر عهده خبرگان است.
مقدسيفر اظهار داشت: بنابراين مجلس خبرگان رهبري، بالاترين تصميمگيرنده نظام به شمار ميرود كه بالاترين مقام نظام يعني رهبري انقلاب را برميگزيند و بر اعمال او نظارت دارد و انجام اين وظايف مهم و ظريف هم به افراد توانمند، اصلح و كارآمد نياز دارد تا از انجام وظايف خود برآيند.
۱۴ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۳۲ بֽظֽ | Reply
نظر صفایی فرهانی در باره انتخاب دایی :
رييس اسبق فدراسيون فوتبال ايران، انتخاب علي دايي به عنوان سرمربي جديد تيم ملي را به دليل زود هنگام خواندن حضورش در اين پست؛ اشتباه خواند و تاكيد كرد كه نبايد مسوولان فوتبال كشور براي سرپوش گذاشتن به ايرادات مديريتي و اجرايي خود اسطورهها را اينگونه بسوزانند.
به گزارش ایسنا، محسن صفايي فراهاني اظهار كرد: پيش از اين بارها اعلام كردم كه اعتقادم براي فوتبال ملي، حضور يك سرمربي قدرتمند خارجي است. اكنون نيز معتقدم تحت هر شرايطي حضور يك مربي خارجي صاحب نام ميتواند به فوتبال ايران كمك كند. قطعا اگر از يك مربي بزرگ استفاده ميكرديم شرايط فوتبال ملي و حتي باشگاهي ايران تحت تاثير اين انتخاب تغيير ميكرد.
وي افزود: اين يك اعتقاد و ايدهي ذاتي است كه هميشه و در تمام شرايط مديريتيام در فوتبال و يا خارج از آن به آن اعتقاد داشتهام. در شرايطي كه گزينههاي داخلي براي فوتبال ايران مطرح شد، معتقد بودم كه اين انتخاب فارغ از هر اسم يا عنواني ميتواند روند رو به رشد فوتبال ايران را به تاخير بيندازد.
صفايي فراهاني با اشاره به انتخاب علي دايي به عنوان سرمربي جديد تيم ملي فوتبال ايران گفت: علي دايي اسطوره و پيشينهي فوتبال ايران است. پس از چهل سال فوتبال توانستهايم يك اسطوره به نام "علي دايي" را به جهانيان معرفي كنيم. نبايد در اين ميان به گونهاي رفتار شود كه از اين اسطوره استفاده نكرده، او را بسوزانيم.
وي گفت: دايي افتخار ايران و آسياست. او بايد در يك شرايط بهتر و مناسبتر هدايت تيم ملي ايران را بر عهده ميگرفت. معتقدم حضور فعلي دايي در راس كادر فني تيم ملي يك اشتباه است و اين اشتباه را نيز مديراني مرتكب شدهاند كه به دليل ضعفهاي خود خواهان سرپوش گذاشتن بر روي آن هستند.
رييس اسبق فدراسيون فوتبال افزود: علي دايي ميتواند كمك موثري براي فوتبال ايران باشد، معتقدم فدراسيون فوتبال پيش از انتخاب دايي به عنوان سرمربي تيم ملي، بايد وي را براي مدتي به يكي از مطرحترين تيمهاي خارجي اعزام ميكرد تا او در كنار بزرگترين مربيان فوتبال دنيا تجربيات خود را افزايش ميداد.
وي افزود: دايي هميشه نشان داده كه مستعد و با تجربه عمل ميكند. او در حال حاضر نيز داراي تجربيات گرانبهايي در عرصه بازيگري و مربيگري است. در زماني كه در فدراسيون فوتبال حضور داشتم او را آدمي منضبط و كاردان يافتم. او فوتباليستي است كه زير بار هر حرفي نمي رود و طبيعي است كه اين رفتار نيز در جامعه كنوني ما طرفدار چنداني ندارد و قطعا بدخواهان زيادي منتظر كوچكترين لغزش دايي هستند.
صفايي فراهاني گفت: نبايد شرايط را به گونهاي فراهم ميكرديم تا لغزش احتمالي دايي در آينده، تيم ملي و او را به حاشيه براند. دايي اسطورهي فوتبال ايران است و شكستن اين اسطورهها در هر مقطع زماني؛ دانسته يا نادانسته طبعات فراواني براي فوتبال ايران و حتي آسيا به همراه خواهد داشت. خيليها از دايي خوششان نميآيد و قطعا اين روند آسيب پذيري شرايط آينده فوتبال ملي و شخص علي دايي را بيشتر خواهد كرد.
صفايي فراهاني اظهار كرد: به هر حال آنچه كه نبايد اتفاق ميآفتاد، رخ داده است. در حال حاضر بايد تنها با سرمربي جديد تيم ملي همكاري كنيم تا در آينده تاسف نخوريم. سازمان تربيت بدني و فدراسيون فوتبال بايد تمام تلاش خود را براي كمك و موفقيت به علي دايي و تيم ملي انجام دهند.
وي با رد هر گونه تاثيرگذاري در انتخاب "دايي" يا هر گزينهي ديگري براي سرمربيگري تيم ملي گفت: شخصا پس از پايان فعاليت كميتهي انتقالي هيچ تماسي با مسوولان فدراسيون فوتبال نداشتهام و آنها نيز كمتر به سراغ من آمدند و حتي در جريان تصميمگيريها و برنامههاي آنان نيز نبودهام.
صفايي فراهاني در پايان به علي دايي توصيه كرد كه در هدايت تيم ملي از بهترين و نامآورترين مربيان خارجي استفاده كند.
۱۵ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۵۳ بֽظֽ | Reply
امید :
داشتم دنبال مطلبی می گشتم که به این صفحه رسیدم.
http://www.iran-newspaper.com/1386/861208/html/politic1.htm#s819384
چند نکته جالب آن را می نویسم:
سخنان رهبر در دیدار با مجلس خبرگان رهبری:
1-"نقش شخص رئيس جمهور و ايستادگى وى
در پيشرفت موضوع هسته اى بسيار بارز است؛
در كنار ايستادگى ملت، مجلس هفتم نيز برخلاف
تلاش عده اى در دوره قبل، واقعاً در موضوع
هسته اى ايستادگى و پافشارى كرد"
2-"تدابير نظام اسلامى را مى توان براساس مصلحت، آشكار يا مخفى كرد اما هويت نظام اسلامى بايد همواره آشكار باشد زيرا تابلوى نظام جمهورى اسلامى ايران است"
و یک نکته بی ربط به یادداشت ( با عرض پوزش!):
"به گزارش خبرنگار «ايران» كلهر ( مشاور رییس جمهور) كه هفته گذشته در پى عارضه قلبى در بيمارستان بسترى شده بود روز دوشنبه توسط پروفسور ماندگار تحت عمل جراحى قلب باز قرار گرفت."
توجه کردید توسط دکتر ماندگار!. آخ که این قدرت چه قدر چیز بد و زندگی بخشی است!
۱۷ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۳۸ بֽظֽ | Reply
هدایت اشتری : در جواب چقدر صبر؟ ایوب چند سال صبر, چند سال عمر کر د؟
ایوب به شهر کرمان کرمش فتاده بر جان
صل علی محمد صلوات بر محمد
میگویند حضرت ایوب برای تداوم این صبر کرم های افتاده بر تن را که بر زمین می افتادند بر میداشت ودوباره به بدن وصل میکرد.البته این حکایت را خواهر عام من در کودکی برایم تعریف میکرد.
۱۹ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۴۴ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/794