آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۱۹ اسفند ۱۳۸۶
عدالت آموزشي
عدالت آموزشي
تعدادي از يادداشتهاي اخيرم مستقيماً به موضوع بسيار مهم عدالت ربط داشته است. مفهوم عدالت در اقتصاد، در آموزش، در قضا و... ميتواند مصاديق خود را داشته باشد. در يادداشتهاي پيشين به عدالت اقتصادي و توزيع ثروت اشاره كردم كه هم در شهر و هم در روستا نسبت به گذشته بدتر شده است. در نوشته قبلي نيز به عدالت آموزشي و تصميم دولت درباره تعيين سهميهبندي جنسيتي كنكور اشاره كردم. در اين نوشته ميخواهم مجدداً به ذكر نكتهاي در زمينه عدالت آموزشي اشاره كنم و توضيح دهم كه چگونه طي اين سالها، دانسته يا نادانسته در اين زمينه عقبگرد داشتهايم، به طوري كه بيعدالتي و تبعيض به نوعي هنجار تبديل شده و نه تنها عليه بيعدالتي سخني گفته نميشود و اقدامي صورت نميگيرد، سهل است كه عدهاي آمادهاند كه در دفاع از بيعدالتي موجود، گريبان خود را هم پاره كنند.
مشكل از آنجا آغاز شد كه مدتي پس از انقلاب به دلايل مختلفي، باب امتيازات در موضوع آموزش باز شد كه منطقاً نميتوان در آن امتيازي قايل شد، مگر با نطق آموزشي. ابتدا انواع سهميهها باب شد، سپس اين سهميهها تعميم و گسترش يافت. در مراحل پاياني حتي براي جبران برخي از كمبودهاي پرداختي به اعضاي هيأت عملي كوشيدند كه با امتياز دادن آموزشي به فرزندان اعضاي هيأتهاي علمي، آنان را راضي نمايند و از اينجا به بعد بود كه يكي از مهمترين گروههاي اجتماعي را كه بايد در صف مقدم مبارزه با رانتجويي باشند، در صف مقدم رانتخواري آموزشي قرار گرفت و نتيجه آن شد كه اكنون شاهديم. دانشگاه كه بايد محل حضور افرادي باشد كه از يك سو استعداد لازم را دارند و از سوي ديگر علاقهمند به فراگيري علم و دانش هستند، به محلي براي عرضه و تقاضاي مدرك تبديل شده است و مفاهيم آموزش و تحقيق، رابطه استاد و دانشجو، معيارهاي گزينش دانشجو و استاد و... آنچنان مخدوش شده كه ناظر بيطرف را نسبت به اصلاح آن با يأس و نوميدي مواجه ميكند.
بروز برخي تقلبات در آزمونهاي ورودي و نيز فروش سؤالات كنكور در مناطق مختلف و حتي مشكلات پيش آمده در جريان آزمون تخصصي پزشكي، استفاده گسترده از رانتهاي دولتي براي تحصيل مقاطع مختلف آموزش عالي، بويژه سطوح بالاتر از كارشناسي، ورود مستقيم اصحاب قدرت در اخذ مدارك عالي به شيوه تدريس خصوصي (!!) و مفتخر شدن به القاب پرطمطراق دكترا و احياناً فوقدكترا (!!) و نيز فرمايشي شدن پذيرش اساتيد دانشگاهها و ارزيابيهاي سطحي براي ارتقاي رتبه آموزشي و...، تماماً زمينهساز اين بحران جدي و عميق در نظام آموزش عالي كشور شده است. البته بخشي از اين بحران به علت گسترش كميت آموزش عالي تا حدي طبيعي است. اما عمق فاجعه مذكور عموماً ناشي از ورود سياستهاي غيرعادلانه در تخصيص صندليهاي آموزشي و كرسيهاي استادي به افراد و جوانان غيرمستعد است.
براي اطلاع از اينكه وضعيت دانشگاههاي ايران در گذشته چگونه بوده و امروز به چه وضعي دچار شده است، كافيست كه خاطرهاي را نقل كنم كه يكي از دوستان فارغالتحصيل دانشگاه پليتكنيك (سال 1348) براي من تعريف كرد.
وي نقل كرد كه دو هفته پس از ورود به دانشگاه اطلاع دادند كه مدير بخش علوم پايه (دانشجويان مهندسي دو سال اول را در بخش علوم پايه تحصيل ميكردند) در نظر دارد تا با دانشجويات ورودي سال جديد ديداري داشته باشد. همه جمع شدند و ايشان هم مطابق معمول تبريك گفت و توضيحاتي هم درباره دانشگاه داد و در پايان سخنان خود هم نكتهاي را گفت كه معلوم شد مسأله اصلي مورد نظر او بوده است. وي گفت كه رئيس دانشگاه را همه ميشناسيد كه از افراد خدمتگذار و مورد احترام است (در اين مورد دانشجويان نيز با وي مخالفتي نداشتند). پسر ايشان يك سالي است كه در يكي از معتبرترين دانشگاههاي غرب (اسم دانشگاه را هم عنوان ميكند) درس مهندسي ميخواند، ولي مدتي است كه بيمار شده و پس از معالجات فراوان، پزشكان اعلام كردهاند كه وي بايد نزد خانواده خود باشد و نميتواند دور از آنان زندگي كند و در نهايت مجبور است كه به ايران بازگردد. از اين رو درخواست شده كه به جمع شما بپيوندد و دوست خوبي هم براي شما خواهد بود.
دانشجويان پس از رفتن رئيس گروه با يكديگر مشورت كرده و ضمن احترام گذاشتن به رئيس دانشگاه و اظهار تأسف از مشكل بوجود آمده براي پسرشان، اعلام ميكنند كه ضوابط بايد رعايت شود و ايشان ميتوانند ترم بعد از طريق كنكور وارد دانشگاه شوند و تنها در اين صورت است كه دوست خوبي براي وي خواهند بود. مراتب را به رئيس گروه علوم پايه منعكس ميكنند و دانشگاه نيز به سهولت تسليم اين حرف منطقي ميشود.
حال اين وضع را مقايسه كنيد با شرايط كنوني كه فرزندان برخي افراد به نام اعضاي هيئت علمي در بياهميتترين مراكز آموزشي كشورهاي جهان سومي پذيرش ميشوند و به بهترين دانشگاه داخل كشور انتقالي ميگيرند يا اين كار در سطح دانشگاههاي داخلي هم صورت ميگيرد. اين فقط جزء كوچكي از بيعدالتي آموزشي است كه به وفور در سطح جامعه و دانشگاهها ميبينيم و با وجود چنين مواردي از بيعدالتي در حوزه آموزشي و دانشگاهها كه ابعاد وسيعي پيدا كرده است، امكان آن وجود ندارد كه دانشگاه تبديل به نهادي مؤثر براي رشد و توسعه و ترقي و تعالي كشور شود.

پس چرا تا بحال صبر کرده و نفرستاده؟ :
نماينده ولى فقيه در سپاه پاسداران:
قدرت اسلام مىتواند صهيونيسم جنايتکار را به زبالهدان تاريخ بفرستد
۱۹ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۱۳ بֽظֽ | Reply
nk :
منبع و سيراب كننده اصلي زندگي ما چيست؟ ما در رفتارها و تصميماتمان از چه چيزي الهام ميگيريم؟ آيا به واقع ما در همه لحظات زندگي مفاهيمي مانند خدا، عقلانيت، انصاف و امثال آن را بياد ميآوريم. اين مفاهيم بيشتر در چه جايي خود را نشان مي دهد؟
زماني يكي از اساتيدمان در مباحث روش شناسي، توصيه مي كرد كه با مفروضاتمان آشنا باشيم. بدانيم واقعا در مسائل گوناگون چه عقايد و برداشت هايي داريم و به آنها ملتزم باشيم. به نظرم اينكار بايد در زندگي روزمره هم انجام بشود. هر فرد بايد با تعيين كننده هاي اصلي ذهنش كه در جهتگيريهاي كلي از آنها بهره مي برد آشنا باشد. براي مثال ممكن است بسياري از ما سود انگاري را به انحاي مختلف مورد نقد قرار بدهيم و در برابر آن خود را حق طلب، ديندار و مدافع نظرات وظيفه گراياني همچون كانت بدانيم، در حالي كه اگر به زندگي روزمره خودمان قدري متاملانه تر بنگريم، ملاحظه مي كنيم كه اگر يك سودانگار تمام عيار نباشيم، در بخش بزرگي از تصميماتمان اين مساله نقش اول را داشته است.
بخشي از مساله به نظر ميرسد به جدا بودن عرصه فكر و واقعيت و مرتبط ننمودن اين دو باز مي گردد. ما به مباحثي كه ياد مي گيريم اغلب كاربردي نمي نگريم گويي اينها مطالبي هستند كه تنها به دلايلي همچون گذراندن يك واحد درسي، صرف مدتي وقت براي مطالعه و ... انجام مي شود و هنگامي كه عرصه عمل فرا مي رسد باز به همان روش هاي هميشگي كه با آنها بزرگ شدهايم و خو گرفتهايم باز مي گرديم.
هيچ دلچسب نيست كه براي رفع اين مشكل ابواب ديگري براي مطالعه و پژوهش پيشنهاد كنيم؛ گرچه در غرب از مدتي قبل چنين كارهايي انجام گرفته و مباحثي مانند اخلاق كاربردي و روزمره؛ تدريس فلسفه براي زندگي و با زبان راحت و اموزش شيوه درست فكر كردن به كودكان انجام شده است، اما بزرگترين كمك براي عالمانه زندگي كردن كه من به آن زندگي منصفانه و مختارانه ميگويم، همت و اراده و عمل خودمان است. ما ميتوانيم خود، بزرگترين آموزگار و مربي خويش باشيم. فقط كافي است اراده كنيم.
۱۹ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۲۰ بֽظֽ | Reply
پيامبر عدل و امن و مسأله قوميتها :
با عرض تسلیت به مناسبت سالروز 28 صفر اجازه دهید موضوع عدالت را در شاخه دیگری مورد مداقه قرار دهیم.
حضرت محمد مصطفي (ص)، تنها نه در عطوفت و دلسوزي نسبت به امت خويش نمونه و سرآمد بود، بلکه در تدبير و سياستورزي و اداره درست جامعه نوپا و کوتاهمدت زمانه خود نيز الگويي ستودني است. او به واقع همچون همه انبيا که براي تحقق قسط و عدالت در جامعه مأمور بودند، براي تحقق اين پيام آسماني، کوشا و با همت بود. عدالت در واژه و تعريفي خاص خلاصه شدني نيست. دادورزي که برابري و احقاق حقوق و رفع همه انواع ظلم و ستم را جامع است، حيطهاي وسيع از حيات سياسي و اجتماعي و فردي و خصوصي را شامل است، به گونه اي که معنويت و عقلانيت با وجوه گوناگون خويش در آن گنجانده ميشود.
امام علي (ع) که نماد آشناي عدالت است، در وصف عدالتورزي پيامبر ميفرمايند: «سيرته القصد و سنته الرشد و کلامه الفصل و حکمه العدل؛ سيرتش ميانهروي است، آيينش راه نماينده، کلامش جداکننده حق از باطل و داورياش قرين عدالت».
نخستين اقدام اساسي در جهت تحقق عدالت اجتماعي از سوي پيامبر، تشکيل حکومت متمرکز با ساختارها و قوانين معين و مشخص بود که کارگزاراني کارآزموده اجراي آنها را به عهده داشتند. عدالت، هم در شکلگيري اين بنيادها و هم در اداره و تداوم آنها تعيينکننده بود. او بنا بر آيات قرآن کريم، قانوني تنظيم كرد که در آن حقوق همه شهروندان مسلمان و غيرمسلمان جامعه در نظر گرفته شده و حدود روابطشان تعيين شده بود، به گونهاي که در غالب بندهاي اين پيمان، حاکم بودن اصل عدالت و برابري و احترام و کرامت شهروندان به چشم ميخورد.
از ميان تحولاتي که دنياي امروز پشت سر نهاده است و آنچه بيش از همه لزوم عدالت را طلب ميكند، مبحث اقليتها و قوميتهاست که در دولتهاي ملي ساکنند. اهميت اين مسأله از آن روست که بحث قوميتها از جمله تهديدات يک دولت به شمار ميرود. در اينجا، مرزي ظريف بين امنيت و عدالت ترسيم ميشود که آن دو را همدوش و مکمل همديگر قرار ميدهد. آنگاه که عدل و برابري کاهش يابد، ناامني رو به فراز مينهد. دولتها در برابر عوامل ناامني به شيوههاي گوناگوني عمل ميکنند، مباحث علمي بسيار پردامنهاي حول اين بحث صورت گرفته است و اکنون مجال پرداختن به آنها نيست، اما توجه به يک نکته ضروري به نظر ميرسد و آن اين که دولتها بايد در برابر عوامل ناپايدار، استراتژيهاي امنيتي پايداري برگزينند.
اقليتهاي ساکن در چهارچوبههاي ملي، اغلب تاريخ طولاني و بلندي از زيستن را در محل سکونت خويش تجربه کردهاند و داراي علقههاي تاريخي و بومي مستحکم بوده و براي حفظ آيين و هويت خويش تلاش ميکنند. آنان مادامي که حقوق و منافع خويش را در خطر نبينند، تمايلي به ناسازگاري با ديگر اقوام و دولت مرکزي ندارند، اما هر از گاهي تحت تأثير تحولات بينالمللي، سياستهاي داخلي و نخبگان مهم و تأثيرگذار در جامعه، مطالبات جديد طلب كرده و مخاطراتي را براي دولت ايجاد ميكنند.
جلوگيري از تنش ميان دولت و قوميتها، نيازمند کاربست اصول گوناگوني است، اما بيش از همه، ميتوان بر چند عامل تأکيد نمود: نخست اين که امنيت نه تنها امري عيني و ملموس، بلکه بيش از آن، ذهني است، براي همين، بايد در کنار تأمين عوامل مادي و فيزيکي انسانها که خود از بروز ناآراميها ميكاهد، به عوامل رواني آنها نيز توجه نشان داد و ارزشهاي هر قومي را شناخت و احترام داشت. توجه به ميراث با افتخار اقوام و بياحترامي نكردن بدان و آگاهي از محروميتهاي آنان و تلاش در رفع آنها با اهميت است. آگاهي از فرصتها و نقاط قوت آنها نيز منبع مهمي براي تأمين امنيت در دست دولت است.
مسأله قوميتها و اقليتهاي ساکن دولت، از عمده مسائلي است که امروزه، دولتها، به ويژه دولتهاي اسلامي با آنها دست به گريبانند. چنين عاملي، علت اصلي بسياري از ناآراميهاي عراق و پاکستان و افغانستان که همسايگان ايران هستند، به شمار ميرود. ايران تاکنون از زيان اين مسأله بيبهره نبوده است، اما آنچه خطر بزرگتري به شمار ميرود، درگرفتن چنين نزاعهايي در ايران است. بياعتنايي به خواستههاي قوميتهاي مختلف موجود در ايران و ناديده گرفتن آنها و رعايت نكردن عدالت و برابري، بزرگترين عامل و بهانه براي شعله کشيدن چنين نزاعهايي است که هرگونه بياعتنايي و سهلانگاري دولت و سرپوش نهادن بر چنين مسائلي، شعله آن را برافروختهتر خواهد نمود.
۱۹ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۳۶ بֽظֽ | Reply
دانشجو :
به بهانه انجام كاري كلاسي، مطالعه در زمينه انديشه و زندگي «سولون» نصيبم شد. وي در حدود قرن شش پيش از ميلاد زندگي كرده و انديشه او همچون بسياري ديگر از آتنيان جذاب است. من هميشه از مطالعه انديشه قدما و بويژه يونانيان به سبب تفكر نظام مندشان استقبال كردهام. اين بار نيز وقتي مطالعه و پژوهش در مورد يكي از انديشمندان يونان به انتخاب خودمان نهاده شد؛ سولون را برگزيدم. انديشه او را مي شود در پرداختن به عدالت و هماهنگي خلاصه كرد. برايم جالب بود كه او براي برقرار نمودن عدالت اجتماعي، هم به انديشه و هم به عمل به يكسان توجه نشان ميدهد. يكي از موانعي كه سعي مي كند كنار بزند؛ بحث تقدير و سرنوشت است. در آتن به سرنوشت خدايي«آته» و به تقدير و بخت«مويرا» گفته ميشود. سولون ميخواهد بگويد عليرغم وجود آته كه مفري از ان نيست، انسان مي تواند با كار و فعاليت و انجام تعهدات اجتماعي به نيكبختي برسد و اين احساس را تا پايان زندگي با خود داشته باشد. بر جهان نظام علت و معلولي و نوعي عدالت حاكم است و ستمكار حتما به مجازات مي رسد و...
او در عرصه عمل نيز با نوشتن قوانين عادلانه گامهاي بزرگي در تعادل فقير و غني و قدرتمند و فاقد قدرت برداشت و شايد يكي از علل جذابيت انديشه او تلفيق نظر و عمل در زندگي او باشد بدان حد كه به او لقب مبدع تربيت سياسي يونانيان را داده اند.
۱۹ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۳۸ بֽظֽ | Reply
تبعیض آموزش خرید خدمت سربازی را نیز اضافه کنید :
خريد خدمت سربازی؛ تبعيض يا امتياز؟
بنظر شما در شرايطی که رهبران از تهديد "دشمنان نظام جمهوری اسلامی" و لزوم آمادگی در مقابل آن سخن می گويند، نمايندگان مجلس ششم , چه انگيزه ای از به تصويب رساندن طرح خريد خدمت سربازی داشته اند؟
آيا فکر نمی کنيد اين طرح به دانش آموختگان دانشگاهی امکان داد زودتر به بازار کار وارد شوند و در زندگی خود جلوتر بيفتند؟
در حالی که بخش عمده ای از مردم ايران توان مالی کافی برای پرداخت چنين مبالغی ندارند، به نظر شما آيا طرح خريد خدمت سربازی ميان اقشار کم درآمد و پردرآمد تبعيض ايجاد نکرده و نمی کند؟
۱۹ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۵۹ بֽظֽ | Reply
عدالت یا حقوق بشر؟ :
پس از گذشت حدود دوسال از دوران رياست جمهور آقای محمود احمدی نژاد، ایشان همچنان بر شعار عدالت طلبی دولت خود تاکيد می کند، اما آنچه در عمل دولت وی انجام می دهد، بخش بزرگی از جامعه ايران را متقاعد کرده است که مفهوم مورد نظر وی از عدالت بسيار متفاوت از آن چيزی است که در فرهنگ و سنت ايرانی و اسلامی رايج و متداول بوده است.
البته مفهوم عدالت در تاريخ انديشه و حيات بشر همواره محل منازعه بوده و برداشت های متفاوتی از آن شده است، به طوری که برخی متفکران، عدالت را در برابری و برخی ديگر در نابرابری مبتنی بر استعدادهای طبيعی افراد جامعه يافته اند.
با اين حال، در همه جوامع، مفهومی عرفی از عدالت در بين مردم رواج داشته که پايبندی به آن مبنای داوری درباره رفتار حکومت و حاکمان بوده است.
در سنت ايرانی و اسلامی، عدالت مفهومی بسيار وسيع دارد و در واقع رعايت حقوق افراد جامعه در تمام ابعاد قضايی، سياسی و اقتصادی آن را شامل می شود.
بر اين اساس، در تاريخ ايران حاکم عادل به کسی گفته شده است که اموال و امکانات عمومی را به همه طبقات جامعه اختصاص داده، در برابر قاضی و حاکم شرع خود رامساوی ديگر افراد جامعه دانسته و با مخالفان سياسی مسالمت جوی خود از در مدارا و رعايت حقوق آنان در آمده است.
ايرانی ها نمونه آرمانی چنين حاکم عادلی را امام علی می دانند که بيت المال را به تساوی در بين مسلمانان تقسيم می کرد، در برابر قاضی امتيازی برای خود نسبت به افراد عادی جامعه از جمله غير مسلمانان قائل نبود و مخالفانش در انتقاد از رفتار وی آزاد بودند، بدون آنکه بيمی از مجازات به دليل اظهار نظر خود داشته باشند.
بر اين مبنا، در سنت شيعی ايرانی، صدق و کذب ادعای هر مدعی عدالت با سيره امام علی سنجيده و بر آن مبنا در موردش داوری می شود.
در واقع وجود همين معيارهای روشن و شفاف برای عدالت طلبی در جامعه ايرانی سبب شده است که ادعای دادگری و عدالت حاکمان و سلاطين ايرانی مورد قبول جامعه قرار نگيرد و اکثريت قريب به اتفاق رهبران جامعه به عنوان "حکام جور" شناخته شوند.
در شرايط کنونی جامعه ما ، هنوز هم بسياری از مردم عملکرد حاکمان را نه بر اساس معيارهای شناخته شده حقوق بشر، بلکه بر پايه درک تاريخی خود از مفهوم عدالت می سنجند.
کميته سوم مجمع عمومی سازمان ملل متحد چهارشنبه 22 نوامبر، طی قطعنامه ای، فهرستی طولانی از موارد نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی را محکوم , دولت آقای محمود احمدی نژاد را در تحقق وعده خود مبنی بر اجرای "عدالت" در جامعه ايران، ناکام دانسته است.
احتمالا به همين علت بود که شعار "رعايت حقوق بشر" نامزدهای اصلاح طلب در انتخابات رياست جمهوری سال ۱۳۸۳ چندان مورد اعتنای اقشار پايين جامعه قرار نگرفت و در عوض، شعار "عدالت طلبی" محمود احمدی نژاد جاذبه بيشتری برای آنان پيدا کرد.
با اين همه، آنچه وجدان ايرانی از مفهوم عدالت می فهمد، بخشی اساسی از همان چيزی نیست که امروزه حقوق بشر نام گرفته است ؟ و به نظر می رسد که عملکرد دولت آقای احمدی نژاد از نگاه بخش روزافزونی از جامعه ايران، شباهتی با اين مفهوم از عدالت ندارد؟
۱۹ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۱۲ بֽظֽ | Reply
قسمتی از سخنان افروغ :
در جلسه ی بررسی رای اعتماد به كابینه پیشنهادی «محمود احمدی نژاد»
به بخشی دیگر از سخنان حضرت علی(ع) اشاره كنم.
مولا در تعیین مسئولین می گو ید: «پس در امور كارمندان خود بیاندیش و پس از آزمایش به كارشان بگمار، با میل شخصی و بدون مشورت با دیگران آنان را به كارهای مختلف وادار نكن.» حال آقای احمدی نژاد می گوید با مجلس تعامل كرده ایم، والله هیچ تعاملی با كمیسیون فرهنگی نشد. شاید با فراكسیونی شده باشد، فراكسیون مجلس نیست. مجلس كمیسیون های تخصصی آن است. در صفحه یك برنامه های احمدی نژاد آمده است انقلاب اسلامی آغازی دوباره برای تمدن ایرانی اسلامی است تا بر نظام سلطه جهانی خط بطلان كشد و روح عدالت و معنویت را بپراكند. این سخن حقی است، اما در جای دیگر در صفحه ۳ این گونه است: دولت نهم با كابینه ۷۰ میلیونی كه یكی از تجلیات آن تعامل و رایزنی و مشورت با گروه ها و اقشار مختلف اجتماعی است كه اتفاق نیفتاد، تا سنگ بنای چشم انداز ۲۰ ساله كشور را كه زمینه ساز تمدن جدیدی است به خوبی بنا نماید، دولت نهم بر مبنای عقلانیت دینی و در راستای تعهد به اصول و ارزش های اسلامی و نوگرایی در روش ها همچنین با به كارگیری علوم و فنون برای تحقق كارآمد نظام اسلامی سعی خواهد نمود كه شعار خدمت رسانی به مردم را تجلی بخشد. من سئوال می كنم آیا ما با علوم و فنون اثبات گرایانه موجود و با قرار دادن انقلاب اسلامی به عنوان نقطه عطف تمدن اسلامی می توانیم به تمدن اسلامی برسیم؟ اگر معتقد نیستید كه علوم و فنون جهت دار هستند یا نیستند بایستی در جای دیگری از برنامه این را ببینیم. آقای دكتر احمدی نژاد آنجایی كه بحث جنبش نرم افزاری علم مطرح می شود این را به علوم انسانی صرف اختصاص می دهید، اصلاً مراد علوم انسانی نیست. مراد علوم دقیقه است. وی با توجه به برنامه رئیس جمهوری مبنی بر بحث عدالت و توسعه و تعالی همه جانبه درون زا مبتنی بر اسلام ناب محمدی(ص) و به كارگیری علوم و فنون پیشرفته برای تحقق عدالت و ارتقای سلامت و رفاه اجتماعی است، گفت این نشان می دهد كه شما كماكان مصرید كه علوم و فنون بی طرفند، اما در صفحه ۴ برنامه ها مطلب دیگری دارید، می گویید تولید علم، بومی كردن علوم بر مبنای فرهنگ ملی و استفاده از علوم و فنون و تحقیقات سایر كشورهاست. این یك تناقض آشكار است كه بایستی به آن توجه كرد. سخن این است كه بدون معرفت شناسی خاص و معرفت شناسی هماهنگ نمی توان به تمدن اسلامی رسید. معرفت شناسی كه امروزه در دنیا غالب است. در صفحه ۳ در ذیل راهبرد فرهنگی مطالبی آورده اید كه اصلاً ربطی به فرهنگ ندارد. من به عنوان یك فرد كوچك از خانواده جامعه شناسی كه سال ها مطالعات فرهنگی داشته ام، می گویم شما اخلاقیات را با فرهنگ خلط كرده اید. راهبرد فرهنگی همان صحبت از كرامت انسانی و صداقت در گفتار و سلامت در عمل، اخلاقیات است، فرهنگ نیست. شما باید چالش های فرهنگی كشور را حقوق فرهنگی و وظایف فرهنگی دولت را می گفتید، آن حقوق فرهنگی كه این سال ها مغفول مانده را می گفتید و اساس برنامه ریزی قرار می دادید. در راهبرد سیاسی یك خطری كه همواره احساس می كردم به چشم می خورد همیشه می گفتم باید از حقوق جامع شهروندی دفاع كرد. دچار یك سویه نگری نشوید. اگر عده ای گفتند حقوق فردی و فقط به آن پرداختند ما در حقوق اجتماعی فرو نغلتیم. متأسفانه جامعه ما یا به سمت تفكیك رفته یا به سمت اقتدار و استبداد. باید بتوانیم بین تفكیك و انسجام را جمع كنیم. هم توجه به گروه بندی های مختلف اجتماعی اعم از اجتماعات طبیعی و گروه های مدنی و آزادی های فردی داشته باشیم و هم توجه به ثبات سیاسی و اقتدار ملی و وحدت ملی. یك طرفه نرویم. انتخاب وزیر كشور انتخاب حساسی است، ساختار انتخاب فردی باسابقه اطلاعاتی و امنیتی تناسب خوبی ندارد و پیام خوبی را نمی رساند. من به شخص ایشان (پورمحمدی) كار ندارم. نگاه ساختاری می كنم، نشود تاریخ تكرار شود. به عنوان مدافع حقوق شهروندی می گویم از دل مشروطه، كودتای رضاخان بیرون می آید. از دل جنبش نفت، كودتای ۲۸ مرداد بیرون می آید. نشود از دل فردگرایی لیبرالیستی افراطی یك جمع گرایی اقتدارگرای افراطی بیرون آید این با انقلاب اسلامی ناسازگار است. ما فلسفه سیاسی خاصی داریم ما نه اصالت را به فرد می دهیم، نه اصالت را به جمع می دهیم. ما از یك دولت نامحدود و بالقوه در منطقه سیاسی مان تبعیت می كنیم و احساس می كنم باید این را هشدار دهم. در راهبرد آموزشی بحث تقویت روحیه نشاط و امید با طراحی نظام یكپارچه آموزشی ذكر شده است كه من نمی فهمم یعنی چه؟ اولاً نظام یكپارچه آموزشی و اركان و سازمان های آن را تعریف كنید. ثانیاً آیا تنها راه تقویت روحیه نشاط و امید نظام یكپارچه آموزشی است؟ به نظر می رسد این برنامه مجمع الجزایری از حرف های خوب است و بیش از آنكه راهبرد باشد آرمان است. اولاً عطف به چه چارچوب نظری اینها مطرح شده است؟ ثانیاً برنامه یعنی راهكارهای عملیاتی. من كه نباید صرفاً چهار تا هدف و آرمان خوب را به عنوان برنامه ردیف كنم. برنامه یعنی مقصد اینجاست، مطلع اینجاست. سازوكارها و شیوه های عملی و اجرایی تحفظ این آرمان ها اینها است كه من این را كاملاً احساس می كنم كه مغفول مانده است. سئوال اساسی من این است در صفحه ۶ در ذیل بند ۲ _ ۲ آمده است «استفاده از همه ظرفیت ها و توانمندی های مدیریتی كشور بر پایه شایسته سالاری است» آیا در چنین كابینه ای از تمام ظرفیت ها و توانمندی های مدیریتی استفاده شد؟ در جای دیگری گفته می شود «تجلی مدیریت تحولگرا، انقلابی، خدمتگزار، متوازن و پاسخگو در برابر مردم، كارآمد، عدالت گستر و صالح» آیا این را در مورد كابینه خودتان مثبت ارزیابی می كنید؟
۱۹ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۲۴ بֽظֽ | Reply
محمد :
آقای عبدی
لطفا این فیلم پابوسی را نگاه کنید، اگر دیدید که اشکالی برای شما نداشت، روی وب خود هم بگذارید.
۱۹ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۴۲ بֽظֽ | Reply
واضحتر از این نمیشه :
احمد خاتمی عضو خبرگان در نماز جمعه تهران:
حضور حداكثری مردم ما پای صندوق های رای مساله درجه اول ماست , همه باید به این فكر كنیم. این كه مقام معظم رهبری فرمودند تو صف ایستادن برای رای دادن جهاده این نشاندهنده اهمیت این مساله است این مانور قدرت مردمی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران هست ناكام گذاشتن توطئه هاست بیعت مجدد با آرمان های شهیدان با آرمان های امام هست مطمئن باشید این حضور هم درعرصه داخلی و هم در عرصه خارجی و بین المللی بسیار تاثیرگذار است
... همین قطعنامه زنجیره یی كه همین روزها شورای امنیت تصویب كردند عجولانه یك قطعنامه یی رو تصویب كردند تا تاثیرگذار در انتخابات باشند خودشون به صراحت گفتن, تا مردم پای صندوق های رای نیایند ...
ما نصیحت می كنیم به اندك آدمهای بیچاره بریده از ملت, به اندك آدمهایی كه نفهمیدند ملت را, درك نكردند پنج نفر و نصف كنار هم نشستند خودشون رو آدمی می دانند ما به این ها می گیم بپیوندید به سیل خروشان این ملت, ملت راه خودش رو پیدا كرده اگر با این ملت همراه نشید در این سیل غرق خواهید شد
ایام تبلیغات انتخاباتی اوج بازار شعاره, شعارهای دهن پركن, شعارهایی كه مردم خوششون بیاد بگن به به به عجب چیز خوبی .... بعضی ها هم رندی می كنند وعده در باغ سبز دروغین رو نشون میدن بعد هم نمیشه می گن نگذاشتند اقا, نشد چكارش كنیم این یعنی رندانه عمل كردن, این یعنی فریبكاری...
... هفته آینده با پایان پذیرفتن زمان رای گیری دیگه دوره رقابت تمام میشه, باید دوره رفاقت شروع بشه, این رسمش نیست كه با یك انتخابات یك كینه چهار ساله در این كشور نهادینه بشه, اون كسی كه رای آورده خودش رو منتخب همه مردم بدانه و رای آوردن رو بستری برای انتقام جویی ندانه بگه حالا دیگه نماینده شدیم اون رییس رو می بینیم اون آقا رو می بینیم پدرش رو در میاریم مقابل ما ایستادی...و از طرفی اونهایی هم كه رأی نیاوردن اونهایی هم كه كاندیداشون رای نیاورده قهر نكنند, كنار نروند... همه مون سوار یك كشتی هستیم !!
۱۹ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۴۰ بֽظֽ | Reply
آقای خاتمی در جمع كاندیداهای رد صلاحیت شده :
معتقدم باید در عرصه ماند و دلیل آن هم موقعیت حساس جامعه بشری، منطقه و تهدیدهای بزرگی است كه اگر كارگر شود خشك و تر را با هم میسوزاند.
۱۹ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۴۳ بֽظֽ | Reply
صمد :
از یکی که معتقد بود درون آدمها را میتوان دید پرسیدم درون آدمها را چه جور می بینی؟
گفت خیلی ساده !
در موقع انتخابات فقط آنها را نگاه میکنم , خودبخود محتویات خودشان را بروز و نشان میدهند!
۱۹ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۵۱ بֽظֽ | Reply
احمدی نژاد در وبسایت شخصی اش :
انقلاب، نوعي اصلاحات دائمي و زير بنايي است كه جهادي مستمر را ميطلبد. يك دوره غفلت يا تغافل ميتواند به از دست رفتن همه دستاوردها و فرآوردههاي انقلاب منجر شود. انقلاب دهه به دهه، سال به سال و تصميم به تصميم بايد تجديد و احياء و بلكه تعميق شود. حركت به سمت عدالت، آزادي، آزادگي، رشد، كمال، صلح و امنيت، برادري و محبت، برچيدن سوء استفادهها و برتري طلبيها و محو كينه ورزيها، حركتي دائمي و مبتني بر نگاه انقلاب محور يعني اصلاحات زير بنايي، ساختاري و اساسي است. بسيار روشن است كه اينجانب به این رويكرد معتقدم. با جديت و قطعيت عرض مينمايم كه انقلاب دائمي و حفظ انرژي جنبشي و عزم انقلابي، تنها راه بقاء انقلاب اسلامي و تحقق اهداف اقتصادي، سياسي، فرهنگي و آرماني آن است.
اعتقاد به انتظار حاكميت همه ارزشها در جهان در حقيقت اعتقاد به انقلاب همه جانبه و مستمردرانديشه، ايمان و عمل صالح است .
آري! موجيم كه آسودگي ما عدم ماست.
۱۹ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۵۴ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
1-
عدالت غامض ترين مفهومي است كه بشر در جستجوي ان مرارت بيكرانه كشيده و نيافته حتي با قربان كردن شاهكار افرينش به پايش؛"قتل علي في المحراب لشدة عدله" و پنهان ترين خداي هستي، خداي عدل است كه در ضخيم ترين حجاب، مستور بشريست كه پيداترين و فاحش ترين پديدهء پيش رويش ظلم و ستم است.
2-
كاش انان كه شعار اصلاح ايران را سر مي دهند و انتظار دارند كه مردم هم انها را باور كنند، به جاي انكه هر يك سال يكبار به كرسيهاي قدرت يورش مذبوحانه اورند براي ذره ذره مصاديق عدل و داد در جامعه برنامه داشته باشند ، چه اينكه دير يا زود دوباره قدرت به دست انها خواهد افتاد بر اساس "تلك الايام نداولها" و انگاه هر پابرهنهء روي ناشستهء از راه نارسيده اي وسط معركه پيدا نشود تا هر چه خواست بكند!
3-
مرحوم امام خميني گفت:دانشگاه مبدا همهء تحولات است.ايا مملكتي كه اكنون غرق رانت و فساد و تبعيض و ناروائي و تقدم اراذل بر افاضل است از دانشگاه شروع به برامدن نكرده است؟ كه دانشگاه با فساد متحول شده، اكنون به جوي و خيابان و بازار و خانه ريخته و كشيده است!
4-
بيشتر دانش اموختگان دانشگاههاي اين مملكت دل به اصلاح ان دارند و برخي از انها همچون نويسندگان كامنتهاي ارزشمند همين سايت، بي نام و نشان و بي مزد و منت تجلي اعتلاي روحيشان را در نيل به ارزشهاي والاي انساني به منصه گزارده اند، اما جائي بايد نيروي انها را تجميع كند ! كاش بتوانيم در حد تئوري يك يك چالشها را بشناسيم و به نقد كشيم و به راهبردها و راهكارهائي براي اصلاح ان برسيم! ان چالش ممكن است دربارهء دانشگاه باشد يا سازمان اتوبوسراني يا اقتصاد كلان ، يا مشكل هويت يا ....و اينها همه در جائي مضبوط و دسته بندي شود و نيروهائي كه در خلال اين نقدها بر مي ايند خود روزي بر مسند كارها قرار گيرند و....
گرچه شدني است اما امروز همه اش "اي كاش" است!
5-
اميدوارم روزي در ايران حزبي تاسيس شود كه يك دولت سايه را بتواند تشكيل دهد و در ذيل ان به اندازهء اركان دولت ،سازمان تعريف كند و در هر سازمان وزير و معاون و مدير كل و كارشناس مورد نيازش استقرار يابد و اين پولهائي را كه مردم خوب و نجيب كشورمان در كار خير خرج مي كنند ، به اين دولت سايه بدهند تا جور ديگري به اين مملكت نگاه كند ، پژوهش كند برنامه بريزد، نيرو تربيت كند كه؛
اگر وقتي دولت بدستش افتاد ديگر مركزيتش كاروانسرا نشود كه هر تاجرباشي در انجا رحل اقامت اندازد و سوداگري كندو ......
و اگر دبيركل سابقش با معاون مجلسش مناظره كند ، ان اقاي معاون نه تنها نتواند اثبات كند كه در مجلس ..... اقتصاد شكوفا شده و كذا و كذا كه درزير خروارها ديتا مصداق اين شعر سعدي شود كه
اي...........(فلان) چرا ننشيني بجاي خويش
با شير پنجه كردي و ديدي سزاي خويش
6-
در ايران تقريبآهمهء احزاب از مركز شروع مي شوند و به سمت قاعده پيش مي روند و هم مي خواهند يكشبه به همهء قدرت برسند،(گوئي ارث جنبش چپ ما از روسيهء سرخ و استالين جز اين نيست!) كاش حزبي از قاعده و با حوصله شكل بگيرد و در انتها مركزيتش را تاسيس كند با دست پر و تصوري روشن - در همهء اعضايش- از توسعه و اباداني و عدالت و اخلاق در مملكت كه اين حزب ديگر به اساني نابود نخواهد شد.
7-
نمي دانم اين ارزوها تا چه حد شدنيست، انهم در روزگاري تا اين حد پريشان
۱۹ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۰۸ بֽظֽ | Reply
یعنی ممکنه باردار شده باشم؟! :
این سوالی بود که یک دختر دانشجوی محجبه امروز از من پرسید. با نگرانی یک تکه کاغذ را درآورد و به من نشان داد که در آن توضیحی در مورد روش اضطراری جلوگیری از بارداری با استفاده از قرص های ضدبارداری نوشته شده بود و می خواست بداند آیا باید اکنون نسبت به این شیوه اقدام کند یا خیر. برایم توضیح داد صیغه ی محرمیت در مورد او و پسری خوانده شده و قرار است تا یکماه دیگر با هم ازدواج کنند. اما اخیراً در خلوتی که در منزل شان فراهم شده بوده آن پسر او را در آغوش گرفته و بوسیده! به من گفت نگران است که نکند باردار شده باشد.... بهت زده نگاهش کردم وقتی که گفت که اتفاقاً کلاس تنظیم خانواده را هم با استاد دیگری گذرانده اما عمده ی مباحثی که در آن کلاس مطرح شده بوده مسائل جمعیتی بوده است و استاد مربوطه شرمگین می شده وقتی می خواسته به مباحث بهداشت باروری و روشهای پیشگیری بپردازد و بنابر این بسیاری از سوالهای دانشجویان حتی به مرحله ی طرح نرسیده چه برسد به این که پاسخی دریافت شود....
من مرتب با نمونه های متفاوتی از دانشجویان مواجه می شوم از آنها که در مورد ابتدایی ترین مسائل مرتبط با دستگاه تناسلی خود و مراحل "نزدیکی" و بهداشت جنسی بی اطلاع هستند و نیز آنها که بنا به تجربه شخصی اطلاعاتی کسب کرده و خواسته یا ناخواسته حتی در معرض تجربیات ناخوشایندی قرار گرفته اند اما درمورد تمامی این انواع موارد که طی مشاوره هایم برخورد می کنم آنچه مرا عذاب می دهد علم به این است که چه ساده می توانستیم به میزان آگاهی جوانان مان بیافزاییم و با اتخاذ تصمیمات مدبرانه تر و عقلایی در سطح آموزش های رسمی و با احتراز از مصلحت اندیشی های نابجا ایشان را در معرض بسیاری مخاطرات جبران نانپذیر و تعرضات قرار ندهیم. چگونه می توان در قرن بیست و یکم تصور کرد که دختری بیست و چندساله و دانشجوی دانشگاه در پایتخت ایران هنوز نتواند تشخیص دهد که بوسه عامل حاملگی اش نمی توانسته باشد! نمیدانم به حال خودمان باید بخندیم یا بگرییم!
۱۹ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۰۸ بֽظֽ | Reply
آقای عبدی یادتونه؟ :
یادتونه یکروز از شما در مورد حفظ "نظام" پرسیدم گفتید "نظام" یعنی چه؟
حالا معنای نظام را با استفاده از سخنان برادر آقای خاتمی در مناظره با آقای باهنر بیان میکنم.
" ميخواهم به پزشكي انتخاباتي مجلس هشتم بپردازم آنچه بر سر اصلاحطلبان آمده است را بايد با آمپول، دوا و قرصهاي تقويتي پزشكي شود. متاسفانه مجالي براي حضور اصلاحطلبان اصلي در انتخابات باقي نمانده است. معتقديم در ٢٠٠ حوزه امكان رقابت نداريم و در بقيه جاها نيز نيروهاي دست اول ما ـ با احترامي كه براي تمام كانديداهاي اصلاحطلب قائليم ـ ردصلاحيت شدند و سازماندهيهايي را كه كرده بوديم با يك مهندسي از بين بردند. با اين وجود ما براي آنكه جمهوري اسلامي را "نظامي" ميدانيم كه متعلق به همه ماست نه تنها متعلق به شوراي نگهبان و جناح محافظهكار، معتقديم كه بايد آن را "حفظ" و با همين اقليت در انتخابات شركت كنيم. درست است كه نتيجه انتخابات اهميت دارد، اما براي ما در درجه دوم خواهد بود!!"
با مشخص مفهوم "نظام" که اصلاح طلبان را این چنین مجبور به رقصیدن با ساز اصولگرایان نموده , آقای عبدی امروز بار دیگر سؤال گذشته ی خود را از حضور شما می پرسم:
بنظر شما حفظ "نظام" اصل است یا حفظ ارزشها؟ ارزشهایی مانند راستگویی , عدالت , انصاف , ترس از خدا و روز جواب خواهی .... استقلال , آزادی , جمهوری اسلامی؟
...............................................................
عبدي:
متاسفانه يكي از بدترين نتائج رفتاري اصلاحات در سه سال پاياني شناور شدن زبان است به اين معنا كه كلمات مفاهيم خود را از دست دادهاند و هر چيزي از جمله عدالت ،دموكراسي،آزادي و بالاخره نظام را مي توان بجاي هر چيز ديگري بكار برد
۱۹ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۱۳ بֽظֽ | Reply
خواننده :
دوست کامنت گذاری بنام جاوید در ادامه نظرات خود بعد از محکوم کردن نسل گذشته , در جواب به کامنت گذاری , جدیدا گفته:
"من كه گفتم از نسل قبل فقط منفعت طلبها و انديشمندان آن مقصر هستند.چون انديشمندان كوپن اصلاح ساختار قدرت در جامعه را سوزاندند."
میخواستم از این دوست عزیز بپرسم کوپن اصلاح ساختار قدرت در جامعه ی زمان شاهنشاهی چه کوپنی بوده که اندیشمندان آنرا سوزانده اند؟
آیا این کوپن هنوز امکان بازتولید و اعتبار بخشیدن دارد؟
۱۹ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۲۱ بֽظֽ | Reply
دیگران کیایند؟ :
جدیدا آقای باهنر گفته اند :
اگر ما در درون اختلاف نظر داريم ديگران نبايد مطلع شوند.
این مخفی کاری و لاپوشانی علنی آنهم توسط نایب رییس مجلس شورای اسلامی که قاعدتا می باید چشم و گوش مردم باشد یعنی چه؟
۱۹ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۳۲ بֽظֽ | Reply
:
سال 47 دانشگاه صنعتی شریف
در آن سال با موافقت و پشتیبانی دکتر مجتهدی رییس وقت دانشگاه ، یکی ازدانشحویان دانشگاه شیراز در دانشگاه صنعتی شریف (بدون کنکور ) پذیرفته می شود . آن ها که دانشجوی دوره اول و یا دوم شریف اند خوب به خاطر دارند که با مشاهده حضور آن دانشجو در محوطه دانشگاه ، دانشجویان اعتصاب می کنند و از رفتن به سرکلاس خود داری می کنند . پس از دو روز اعتصاب مرحوم مجتهدی به خواست دانشجویان تن داده از پذیرفتن دانشجوی دانشگاه شیراز عذر خواهی می کند . دانشجوی مزبور هم به سر جای اول خود یعنی دانشگاه شیراز بر می گردد .
۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۴۷ قֽظֽ | Reply
:
مردم ایران و تکلیفی سخت دشوار
در این پیش امد که نام انتخابات دارد مردم با مساله ای غامض روبرو هستند . هم اعتنا به این جریان و هم بی اعتنایی به آن هر دو عواقبی سنگین دارد . بی اعتنایی مشوق همان کسانی می شود مانند روشنفکران عراقی که پای بیگانه را به داخل باز می کنند و اعتنا به این انتخابات هم تفویض قدرتی است که پیشاپیش تفویض شده است و سرشتی از دلار های نفت دارد و این متاسفانه سر نوشت کار را به نفع اقلیتی در درون کشور تمام می کند که عاقبت اندیشی را آن ها به سخره گرفته اند . به راستی کدام نتیجه بهتر خواهد بود ؟ شاید که بهترین آن باشد که فقط نیمی از مردم به این اتفاق اعتنا کنند و نیمی دیگر به اعتماد به نفس نا بجا میدان عمل ندهند و من این را مختمل تر می دانم .
۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۳۴ قֽظֽ | Reply
علی رضا :
با سلام
در ایران متاسفانه همه جیز با هم مخلوط و بعضی مواقع محلول است.نیروهای راست افراطی شعارهای عدالت محور میدهندو چپهاش در عمل سیاستهای لیبرالی را پیاده می کنند:بهر حال خسته نباشیند که اگر هم باشیند حق داریند.
با اجا زه یک سوال.فیلم پیرسپولیس راشما تما شا کرده اید؟
.................................................................
عبدي:
خير.
۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۰۴ قֽظֽ | Reply
به آرای مردم چه نیازی دارد؟ :
باهنر در مناظره با خاتمی گفت:
عرض من اين است كه مساله تقلب سازمانيافته و موثر را در جامعه حتي عوام جامعه نيز نميپذيرند و مردم سلامت انتخابات را بارها به چشم ديدهاند و در اين قضيه ترديدي وجود ندارد و طرح اين مسايل نخنماست و ديگر آن دوران گذشته كه مثلا مردم بنشينند آبگوشت بخورند و بيبيسي گوش بدهند و آنها مسايلي كه ميخواهند را بيان كنند. اكنون رقابت انتخاباتي وجود دارد و سرليست شما ميآيد و ميگويد اكثريت مجلس هشتم از آن اصلاحطلبان خواهد بود. البته آرزو بر آنها عيب نيست. به هر حال ممكن است كه اين امكان عقلي وجود داشته باشد كه اين امر محقق شود و در انتخابات ما اينگونه نيست كه مثلا چند نفر يا گروه دور هم بنشينند و بگويند مثلا در اين انتخابات چه كسي برنده شود. مردم ما در كشور، انتخابات را باور دارند و موثر ميدانند و نظام نيز به آراي مردم نيازمند است.
ميگويند اين افراد از قبل انتخاب شدهاند. ولي نبايد عدهاي كه منويات خود را ميخواستند به نظام تحميل كنند و ناموفق شدهاند اينگونه با نظام برخورد كنند. آنها بايد خودشان را متعادل كنند. من بارها گفتهام كه اصولگرا و اصلاحطلب نبايد صحنه را به راديكالها واگذار كنند. همين راديكالها بودند كه قضيه عبور از خاتمي كه خود معمار اصلاحطلبي بود را مطرح كردند و گفتند بايد عبور كنيم. معتقدم كه بايد هر دو جريان، افراطيها را از دور خود كنار بگذارند.با مذاكرات ميتوان مسايل را حل كرد و دوستانه جلو برد.
..........................................................
عبدي:
اين آقاي باهنر دست رئيس دولت را از پشت بسته است با اين اعتماد به نفسي كه از خود نشان ميدهد.!!
۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۳:۱۸ قֽظֽ | Reply
مگر تعلیق در آن مدت اختیاری نبود؟ :
دبير شوراي عالي امنيت ملي ايران اعلام كرد كه جمهوري اسلامي ايران به سبب خساراتي كه در مدت 5.2 سال تعليق متحمل شده از كشورهاي غربي مطالبه خسارت خواهد كرد.
ولی من عیر اختیاری و اجباری هفت سال بدون داشتن هیچگونه جرمی تعلیق شده و سالهاست از داشتن شعل دلخواه خود برخلاف قانون اساسی محرومم , از کجا و چه کسی مطالبه خسارت باید بکنم؟
۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۳:۳۷ قֽظֽ | Reply
وقتی رد صلاحیت میکنند , چطور میتوان؟ :
روزنامه ی کیهان امروز نوشته :
انتخابات، تبلور گروه گرايان
و ضوابط گرايان
لازم است كساني كه كانديداهايي به ملت معرفي مي كنند در نظر داشته باشند... اگر كسي يا كساني را در غير گروه يا صنف خود يافتند كه از افراد گروهشان لايق تر است او را كانديدا كنند. مسئله انتخابات يك امتحان الهي است كه گروه گرايان را از ضوابط گرايان ممتاز مي كند و مؤمنين و متعهدين را از مدعيان جدا مي نمايد و كساني كه خود را كانديدا مي كنند، يا كانديداي گروه هايي هستند، اگر خود را صالح براي وكالت در يك چنين مجلسي نمي دانند و وجود آنها در اين مكان، نفعي براي كشورشان ندارد، خداي متعال را در نظر بگيرند و رضاي او را بر رضاي خود مقدم دارند و چنين خلاف ناشايسته اي را مرتكب نشوند.
صحيفه امام- جلد 18- صفحه 336
۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۳:۳۹ قֽظֽ | Reply
اشکال ندارد , از ماله استفاده كنيم! :
كروبي: تندروها دستگاه جوشكاري مرا از كار انداختند!
۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۳:۴۷ قֽظֽ | Reply
فرزانه :
میخواستم از دوستان خارج از کشور سؤال کنم آیا در آن کشورها هم صدا و سیماهای دولتی اینگونه بی وقفه و با تمام قوا و استفاده ی ابزاری از هنرمندان و ورزشکاران مردم را زور چپان تشویق به شرکت در انتخابات میکنند؟
۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۳:۵۳ قֽظֽ | Reply
راه امام حسن چرا نه؟ :
رئيس جمهور در ديدار خانواده شهداى حماسه 33 روزه لبنان:
تنها راه برونرفت از شرايط ظالمانه جهان راه امام حسين(ع) است
۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۴:۱۰ قֽظֽ | Reply
محمود کازرونی :
مرحوم شریعتی: خدایا عقیده هم را از عقده ام مصون بدار.
آقای عبدی من یک دانشجوی پلیمر امیرکبیرم و از شما به خاطر جلوگیری از ادامه تحصیل در رشته پلیمر معذرت می خواهم .سوابق تحصیلی شما نشان میدهد که ادمه تحصیل در مقطع کارشناسی هم با اغماض مسئولین ممکن بوده است.شما که با 3 ترم مشروطی لیسانس گرفته اید چگونه از عدالت سخن میگویید؟
....................................................................
عبدي:
ممنون.احتمالا با كس ديگر اشتباه گرفتهايد.بنده فقط 8 ترم درس خواندم و حتي يك واحد هم f نگرفتهام چه رسد به اين كه مشروط شده باشم.جهت اطلاع شما معدل دو ترم آخرم حدود 3.4 است.(در مقياس 4).اگر كسي مشروط هم بشود بنده معتقد نيستم كه حق اظهار در باره عدالت آموزشي را ندارد.البته به شرطي كه دادههاي صحيح ارائه كنيم كه مصون از عقده باشد.
۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۳۴ قֽظֽ | Reply
سخني كه از دل برايد لاجرم بر دل نشيند :
جامجم و اظهارات محمدعلي نجفي
جامجم نوشت: محمدعلي نجفي، وزير اسبق آموزش و پرورش گفت: 15 سال در سمتهاي بالاي اجرايي كشور فعاليت كرده ام و به خاطر اشتباهات و كمكاريهاي دوره وزارتم از درگاه خداوند طلب استغفار و بخشش ميكنم. نجفي در صحبتهاي خود در بهشهر افزود: اعتراف ميكنم كه در دوران خدمت اشتباهاتي داشتهام كه دود آن به چشم مردم رفته است. اين فعال سياسي افزود: متاسفانه نتوانستيم بر اساس اصول و ارزشهاي نظام و آرمانها و برنامههاي امام راحل عمل كنيم و در مقايسه با قابليتهاي فراوان كشور، عملكردمان ضعيف و غيرقابل دفاع است.
۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۰۵ بֽظֽ | Reply
علی :
دست روی یکی از بزرگ ترین تبعیض ها وبی عدالتیهای جاری در سیستم گذاشتید انچه که بغض بسیاری از جوانان است.
1. در سطح کنکور: مشکلی با کلاسهای مختلف و اینکه حمایت مالی از خانواده های شاهد و ایثارگرو.. جهت امادگی صورت گیرد نیست اما ایجاد سهمیه واقعا ظلمی است که در ابعاد مختلف و در جای جای این مملکت زیان و خسرانش هویداست وهمه بر ان چشم بسته اند که به عقیده من با ا هداف عمده زیر در حال بیگیری است:
الف-بوششی بر بی تفاوتیها و نارساییها در حمایت از این خانواده ها
ب-وارد کردن افرادی مدیون به دانشگاه وسواستفاده از انها هنگام تحصیل جهت القا تفکر حاکم از طریق انها بر دانشگاه
ج-استفاده از کادری وابسته و در مناصب وراندن نیروهای کارا
یکی از هزاران مثال این روند ........ است که با همین سهمیه ها وارد دانشگاه می شود دوره لیسانس را هفت ساله طی می کند
تلاشش تنها بر هم زدن تجمعات دانشجویی است .
2.در سطح تحصیلات تکمیلی اوضاع بدتر هم می شود.
مثلا در رشته بزشکی افراد عادی مثل من تا انجام طرح و سربازی حتی اجازه شرکت در امتحان تخصص نداریم وبه همین خاطر دوره انترنی 1.5 سال اخر هم بدون انگیزه ای برای درس خواندن می گذرد در حالی که همکلاسان سهمیه ای ما مستقیم وبا استفاده از سهمیه ها با معلوماتی به مراتب کمتر بلافاصله وارد دوره تخصص می شوند
3. در انتخاب هیات علمی اوضاع به مراتب ناامیدکننده تر
فرزندان کادر اساتید و افراد وابسته به نهادهای مختلف هم که نگو و نبرس
راستی چرا همه به این سادگی به تبعیض عادت می کنیم؟
۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۳۲ بֽظֽ | Reply
جاويد در جواب دوست خواننده :
دوست عزيز خواننده ،
من در گپي با مسعود صارمي مطالبي را عرض كردم ، چون ممكن است كه آنها را نديده باشي ، دوباره در جواب شما مطالبي در همان راستا مي نويسم.
به نظر بنده براي بردن توپ به زمين استبداد در نسل قبل خيلي مجاهدت ها شد ، خيلي جانفشانيها شد تا بر دفاع استبداد فشار وارد شد و استبداد مجبور شد كه پنالتي دهد.ولي وقتي نسل قبل پشت پنالتي قرار گرفت توپ را به اوت زد.و منظور از به اوت زدن هم اين بود كه انقلاب باعث نشد كه ساختار قدرت در جامعه غير هرمي شود.
اصلا من نمي گويم چرا نسل قبل به استبداد فشار آورد و چرا استبداد را مجبور به پنالتي دادن كرد ، من مي گويم چرا پنالتي را كه با آن همه زحمت به دست آمده بود به اوت زد.
مسلما بعد از هر پنالتي كه گل نكني ، حريف روحيه اش بهتر مي شود و تو بايد دوباره به دفاع برگردي و از دفاع بازيسازي كني و دوباره سعي كني كه بازي را به زمين استبداد ببري و فشار بياوري تا استبداد مجبور به پنالتي دادن شود(اين همان منظور شما از بازتوليد كوپن است) و اميدوارم شخص بعدي و يا حزب بعدي و يا نسل بعدي كه پشت اين ضربه پنالتي قرار گرفت بتواند آنرا گل كند و ساختار قدرت در جامعه ما يكبار براي هميشه درست شود و تازه اين مرحله (درست شدن ساختار قدرت ) نقطه آغاز شكوفايي خواهد بود.
۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۳:۲۳ بֽظֽ | Reply
از دیگر حق ها گذشتند به جهنم ! :
رضا طلايينيك عضو كميسيون امنيت ملي مجلس:
*مردم از حق خود در 24 اسفند نگذرند
نمايندهي مردم بهار و كبودرآهنگ در مجلس، ميزان حضور مردم در روز اخذ راي را ركن اصلي در سرنوشت انتخابات دانست و اظهار كرد: فقط حضور گستردهي مردم سرنوشت انتخابات را در داخل و خارج از كشور رقم خواهد زد.
۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۳:۴۱ بֽظֽ | Reply
:
امروز یکشنبه, طبق پوستری که در خیابان و در دانشگاه چسبانده شده بود قرار بود مراسمی در بزرگداشت دکتر مصدق برگزار شود و سخنرانان آن نیز آقایان اشکوری و عبدالعلی بازرگان بودند. اما وقتی ساعت سه و نیم که زمان اعلام شده بود به محل مراجعه کردیم با حجم انبوهی از نیروهای پلیس مواجه شدیم. درب سالن (سالن سینا و صدرا متعلق به دانشکده پزشکی) بسته بود و هرکس می رسید را به سرعت متفرق می کردند. عده زیادی موتور سوار پلیس هم با چرخاندن باتوم در سرتاسر خیابان دور می زدند و به هرکس بیرون از خانه بود و یا در کنار خیابان بود با لحن تندي می گفتند که از آنجا برود. دیدن این صحنه یک معنی بیش نداشت: ترس و واهمه روزافزون از مردم.
۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۳:۵۴ بֽظֽ | Reply
توضیح خواننده به جاوید :
اگر به بازیهای جام جهانی نگاه کرده باشی , متوجه میشوی که بیشتر مواقع این بهترین بازیکنان بوده اند که پنالتی ها را خراب کرده اند و کسی هم آنها را اینگونه که تو آنها را مقصر کرده ای مقصر نمیدانند چون همه میدانند که این یک مساله ی روانیست که فشارهای عصبی و انتظارات بیجا از افراد مسبب آن میباشد.
در ضمن اگر از متهم کردن نسل گذشته و انداختن تقصیر بر گردن آنها صرفنظر کنی , آنوقت فکر کنم بشود در فاز بعدی علت خراب شدن پنالتی را نیز مورد بحث و بررسی قرار داد.
۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۴:۰۴ بֽظֽ | Reply
مصطفی :
مفاهیم نسبی میزان و وزن خود را در رفتار اجتماعی بدست می اورند از این رو معانی و مفاهیم واژه ها بسته به مکان و زمان متغیر است عدالت ، منافع ملی ، صدق و ..... در بستر زمان در هر جامعه ای مفهومی از ان مستفاد میشود چه بسا واژه ها مفهوم وارزش و اعتبار خود را بمرور زمان با تداوم رفتار متناقض از دست بدهند
رانت و امتیازاتی که قشر خاصی از ان منتفع میشوند که ناقض عدالتند بمرور زمان از حقوق حقه ان قشر شده و کم کم جامعه انرا می پذیرد مانند سهمیه بندی دانشگاه و حق جابجایی که ذکر نموده اید این امتیاز بدلیل اینکه جزء حقوق وامتیازات کاری شده بمرور پذیرفته شده و قانونی میشوند و ایذا" سهمیه های دیگر که بنا بر نسبت شخص تعلق میگیرد نه بر اساس توانایی خود او فرزندی بواسته عمل و شغل والدین بی انکه خود دخیل باشد از امتیازی برخوردار میشود که هم طراز او از ان برخوردار نیست این نگاه به عدالت یعنی جایزه پدر را به فرزند دادن میتواند در سطح گسترده ای انتشار یافته و عین عدالت باشد نمونه ان اولویت استخدام فرزندان کارمندان بانکها ست که مدتی است صورت میگیرد و حقی قانونی شده . جامعه بیمار از ان میشود که تصمیمات در سطوح بالایی هرم ارزش و اعتبار واژه ها را از انها گرفته و چیزدیگری را جای ان می نشانند عدالت شیرین ترین و ارزشمند ترین واژه ای است که همواره باستثمار و بهره کشی گرفته شده و شانه های زخمی و فرسوده اش سکوی پرتاب بالا نشینها و دریافت مدال و جایزه بوده است و برای مردم عادی سرابی فریبنده . بشر در طول تاریخ حیات اجتماعی خود همواره در پی کسانی دویده که مدعی بوده اند که عدالت در مشت انهاست . اما بر پایی عدالت رسم و قاعده ای دارد ساز و کاری دارد عدالت با اب صدق تطهیر شده از این رو همیشه دروغ پرداز ان ومنفعت طلبان قدرت پرست قلب شده انرا بمردم نشان داده وانان را میفریبند
۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۴:۱۳ بֽظֽ | Reply
بینا :
من فقط می خواستم تشکر کنم از مطلبی که در پاسخ به "آقای عبدی یادتونه" دادید. نیز اضافه می نمایم که ارتباط بین آدمیان با زبان صورت می گیرد(ابزارهای دیگر همانند چشم نقش بسیار کمتری دارند) و وسیله این ارتباط کلمات هستند که تشکیل یک زبان مشترک را داده اند. من معتقدم بزرگترین جفایی که در حق نسل های بعد از انقلاب(ما) شده است آنست که واژه ها معنای حقیقی خود را از دست داده اند که این نتایج فاجعه باری دارد. اولین نتیجه آن عدم فهم یکدیگر است. نتیجه دیگر آن جابجایی ارزش ها و ضد ارزشهاست.
۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۱۸ بֽظֽ | Reply
امیر :
با سلام
من دانشجوی رشته میکروبشناسی هستم. شناختن کلنی حاصل از کشت برروی برروی سطح پلیت یکی از بدیهترین اصول این رشته است. من به عینه روزی دیدم که یکی از استادانم حتی از شناختن کلنی باکتری عاجز است اما چند روز پیش با کمال مسرت!!! مشاهده کردم که حکم دانشیاری ایشان صادر شده و ایشان شیرینی می دهد. فکرکنم اینجوری قدرت اول منطقه و جهان شدیم و خبر نداریم. درمان ایدز رو کشف می کنیم اما حتی جرات نمی کنیم دارو را به داروخانه ها بفرستیم!!!!
۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۲۶ قֽظֽ | Reply
مهسا :
اگر پدرم تصمیم بره باشه ! اون رفت تابرای همه ازادی بیاره با 1001 مشکل هم برگشت قبول! الان سه یا دو نسل قبل از ما همه برای سال های انقلابند که یکیشون پدر من. پدرم انتخاب کرد اما من نه! پدرم حق انتخاب راشت اما من نه همه ی ما انسان ها می دونیم که برای امدن به این دنیا حق انتخاب هیچ خانوادهای رو نداریم و همه چیز تصادفیست واگر خدا را قبول داشته باشیم اینها به خواست خداست. پدرم زندگی و ارزو هاش رو از دست داد بخاطر ازادی(!) و اعتقاداتش! اما من دوست ندارم زیر پای کسیی که قدر دانی بلد نیستن برم! اینجا عدالت کجا میره؟
شما اگه یه مشکل کوچک من رو داشتید خود کشی می کردید! دانشگاه برای من فرار از حقیقت های دور و اطرافم هست حتی برای چند لحظه نه اون لذتی که شما ا درسو تحصیل می برید!
اگه منو تو رو کنار هم بذارن متجه می شی که iq من چند برابر iq تو هست!
اگه تو توی 1 سالو خوردهای با بی میلی درس خوندی من تمام عمرم رو با بیمیلی وبی اتگیزه ای گذراندم! کو اون عدالتی که تو و عبدی و هم تراز های شما می گن (ادم های مرفه بدرد)
۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۴۱ قֽظֽ | Reply
سورنا :
جهت اطلاع دوستان :دو سه سال پیش دیوان عدالت اداری بخشنامه وزارت علوم مبنی بر اینکه «فرزندان اعضای هیات علمی دانشگاهها چنانچه در هریک از دانشگاههای داخلی پذیرفته شوند میتوانند بدون قید و شرط به دانشگاه محل خدمت پدر یا مادر خود منتقل شوند » را ابطال کرد.
................................................................
عبدي:
اما فكر مي كنم الان هم اجرا مي شود.
۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۳:۲۱ بֽظֽ | Reply
هاتف مطهری :
بنظرم دنبال کردن خط تحریم بدلیل ساختار قومی وقبیله ای آرا انتخاباتی در انتخابات شوراها و مجلس(مستقل از سیستم جاری سیاسی) کار معقولی نیست.اساسا در شهرهای کوچک مردم به مسایل سیاسی حساسیت چندانی ندارند و مسایل دیگر-عمدتا اقتصادی-برایشان اهمیت بیشتری دارد.اما در شهرهای بزرگ میزان آرا منتقدین میتواند حاوی پیام روشن برای سیستم سیاسی باشد-ممنون
۲۳ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۳۷ بֽظֽ | Reply
Farhad :
با سلام
اگر چه بي عدالتي در حوزه آموزش عالي انكار ناپذير است و اگر چه شما نيز مطالبي را از فردي فارغ التحصيل از پلي تكنيك نقل قول كرده ايد و آنرا تاييد نكرده ايد ولي براي اينكه اين نقل قول از وزن واعتبار مطالب شما كم نكند عرض مي كنم كه در حال حاضر گروه علوم پايه در دانشگاه وجود ندارد و دانشكده هاي رياضي و علوم كامپيوتر و فيزيك و علوم هسته اي و گروه مستقل آموزشي زبان و گروه معارف و علوم انساني هستند كه دروس سرويس را ارائه مي كنند
۲۵ اسفند ۱۳۸۶ ۴:۴۵ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/803