آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نگاه میهمان

۲۰ اسفند ۱۳۸۶

پرسشهای بی پاسخ(آقاي پدرام)

این روزها صحنه سیاسی کشور درگیر پدیده ای موسوم به انتخابات است. یک سوی این کارزار گروههای رنگارنگ موسوم به اصولگرا و سوی دیگر آن، گروههای مختلف معروف به اصلاح طلب قرار گرفته و سخت مشغول تلاش برای ائتلاف و رایزنی و ارائه لیست و سرلیست و البته عدم ارائه برنامه!!! هستند. به هرحال این پدیده، چه انتخاباتش بنامیم، چه انتصاباتش بخوانیم و چه آنرا نمایش ببینیم، بخش زیادی از جامعه را درگیر خود کرده است و این درگیری تا روز انتخابات روز به روز گسترده تر نیز خواهد شد. لذا شاید مناسب باشد که جهت یادآوری هم که شده برخی از مقولات مترتب بر این قضیه را مورد توجه قرار دهیم.
واقعیت آن است که عملکرد ضعیف دولت دوم اصلاحات، بی عملی مجلس ششم و حتی کارشکنی برخی از مدعیان اصلاح طلبی مستقر در آن از یک سو و مقاومتهای طبیعی طرف مقابل از سوی دیگر، پدیده دوم خرداد را از صعود نیمه دوم دهه 70 به سراشیبی اوایل دهه 80 رهنمود ساخت و از بعد از انتخابات ریاست جمهوری نهم به بن بست کشاند. پس از این مقطع برخی از افراد و گروههای موسوم به اصلاح طلب، به لحاظ نگاه خاصی که به قدرت دارند(عملکرد چند هفته اخیر آنها، بخوبی ماهیت چنین نگاهی را فریاد زد)، براحتی توانستند خود را از آن بن بست برهانند اما بخش عمده تری از اصلاح طلبان و در رأس آنها رئیس جمهور پیشین، هنوز هم نتوانسته اند از آن بن بست خارج شوند. قضیه انتخابات مجلس هشتم می توانست آنها و طرفدارانشان را از بندی که در آن گرفتار آمده اند تا حدی آزاد کند، اما آنان با تصور اینکه در این کارزار فقط دو گزینه "شرکت و عدم شرکت در انتخابات"را در پیش رو دارند خود را با انتخاب سختی درگیر نموده و باز هم موقعیت خود را حفظ کرده و همچنان در بن بست خود ساخته باقی مانده اند و بگونه ای بازی کرده اند که به نظر میرسد چه در انتخابات شرکت کنند و چه شرکت نکنند، در دام آنانی که می خواهند نقشه آنان را به هر شکل شده بهم بزنند گرفتارند.
اگر در انتخابات شرکت کنند برخلاف بسیاری از شعارها و ادعاهای قبلی خود عمل کرده و عملاً قانون شکنی ها و در واقع ساختار شکنی ها را تأیید نموده و با آن کنار آمده اند و هیزم تنوری شده اند که قرار بود نباشند. ضمن آنکه طرف مقابل از این اتهام که بگویند انتخابات، نمایشی و غیررقابتی بود رهیده و تا حدودی میزان مشارکت را نیز بالا خواهد برد که البته همه این دستاوردها برای نقشه کشان مورد ادعا نقداً حاصل است، حال آنکه از شرکت در انتخابات با تمام رد صلاحیتهای صورت گرفته، فایده ای که تصور میشود عاید این دسته از اصلاح طلبان خواهد شد حضور چند ده نماینده قابل تحمل برای طرف مقابل در مجلس است که آنهم نسیه است چرا که معلوم نیست که آن چند ده نفر نیز لزوماً وارد مجلس شوند. حتی این احتمال را هم باید داد که شاید خود شرکت در انتخابات علی رغم وضعیت پیش آمده، نقشه باشد و برخی با فرستادن علائمی که نشان دهد به دنبال حذف اصلاح طلبان از حاکمیت اند درصدد مصمم تر کردن آنان برای قدم برداشتن در مسیری که آنان طراحی کرده اند هستند.
اگر هم در انتخابات شرکت نکنند که مورد غضب قرار گرفته و طبق گفته خودشان از حاکمیت حذف خواهند شد و در واقع خوابهای طرف مقابل برای آنان تعبیر خواهد شد و رقبا با خیالی آسوده بر صندلیهای سبز مجلس تکیه خواهند زد.
اما به هر حال آقای خاتمی در سخنرانی که چند روز پیش در جمع رد صلاحیت شدگان انتخابات مجلس هشتم داشته اند با اعلام برنامه ائتلاف تحت رهبری خود مبنی بر اینکه"ما می خواهیم نقشه ای که می خواهد ما را از حاکمیت حذف کند بر هم زنیم"، از مردم خواسته اند علی رغم تمامی مظلومیتها و اشکالات موجود در روند این انتخابات در آن شرکت کنند. یکی از شعارهای اصلی ایشان برای انتخابات دوم خرداد سال 76 که در طول دوران تصدی ریاست جمهوری نیز مکرراً بر آن تأکید می شد"پاسخگوئی"بود. بنابراین حال که ایشان از مردم می خواهند در انتخابات شرکت کنند حداقل انتظار از ایشان و دوستانشان این است به برخی پرسشها که سالهاست مطرح میشوند ولی کسی پاسخ روشنی به آنها نمیدهد انگار که اصلاً وجود ندارند پاسخگو باشند:
1-این گفته که، "باید در عرصه بود و جلوی نهادینه شدن رویه نادرستی که انتقاد از حاکمیت را خروج از آن تعبیر میکند، گرفت"، چگونه میخواهد تحقق یابد و نقش کسانی که از سوی ائتلاف اصلاح طلبان برای انتخابات مجلس هشتم کاندید شده اند در این زمینه چیست؟
2-گفته شده است که، "باید از حق خود استفاده کنید زیرا عده ای تلاش میکنند با انحاء مختلف شما را از صحنه خارج کنند. نباید گذاشت این مسئله اتفاق بیفتد". این "بایدی"که با تسلط بر دو قوه مجریه و مقننه اتفاق نیافتاد و با آنهمه اختیارات مالی و سازمانی، بازهم نتیجه اش حذف از قدرت بود چگونه قرار است با چند ده نفر نماینده مجلس که به انحاء گوناگون و تلویحاً و تصریحاً قول داده اند که مزاحم طراحان نقشه حذف اصلاح طلبان از حاکمیت نشوند می تواند عملی شود؟
3-گفته شده است که، "به هر اندازه باید در عرصه حاکمیت حضور داشت. این حضور را نباید از دست داد. البته با حفظ اصول و ارزشها نه اینکه برای ماندن در عرصه از مبنایی ترین اصولمان دست برداریم". چرا باید به هر میزان در عرصه حاکمیت حضور داشت؟مبنایی ترین اصول مورد نظر کدامند و چه اتفاقی باید بیافتد تا بفهمیم دست از این اصول برداشته شده است؟آیا در عین اینکه با تمام بازیهای طراحان حذف از حاکمیت کنار بیائیم و صرفاً عبارت"میزان رأی ملت است"را بر زبان جاری کنیم آنچه مورد نظر است تأمین میشود؟اگر اینگونه است که آقای جنتی هم حاضر است این عبارات را بر زبان جاری کند و زیر علم اصلاح طلبان سینه بزند شاید هم مؤثر و قوی تر!
4-فرموده اند: "ما از حاکمیت دفاع میکنیم اما باید توجه داشت که نباید با انتقادهایی که ما از حاکمیت میکنیم برخورد منفی صورت گیرد". بخش اول این تعهد نامه امضاء نشده را که تعهد آقای خاتمی است 10 سال است که انجام می شود، اما به نظر میرسد که طرف مقابل این تعهد نامه را امضاء هم نکرده است چه رسد به اینکه بخواهد به آن ملتزم باشد. گو اینکه 10 سال است علی رغم التزام عملی اصلاح طلبان به آن و داشتن پشتوانه آرای 20 میلیونی و در اختیار داشتن قوای مقننه و مجریه در 8 سال از این 10 سال، دست اندرکاران طرف مقابل عملاً در خلاف جهت خواسته آنان حرکت کرده و در این راه از هیچ عملی فروگذار ننموده است(که آخرین نمونه آن حذف تمامی کاندیداهایی است که نقدی هر چند کوچک بر حاکمیت و حتی دولت وارد کرده اند)و رهبران آنها نیز بهترین کاری که به نظر میرسد در این مورد انجام داده اند سکوت بوده است که البته به نظر برخی سکوت علامت رضاست.
5-آیا مقامات نظام، از نقشه های خطرناکی که سخن میگوئید مطلع اند یا نه؟اگر مطلع نیستند چرا شما به آنها خبر نمی دهید؟و اگر مطلع اند چرا مانع نمیشوند؟و اگر آنها نمیتوانند، چه شده است که تصور می کنید شما میتوانید مانع آنها شوید؟
6-تا کی قرار است بجای ارائه برنامه ای دارای ضمانت اجرائی که تحولی در زندگی اجتماعی و اقتصادی مردم ایجاد کند، می خواهید با عبارات خسته کننده ای چون"شرایط کشور حساس است، تهدید دشمن جدی است، بعضی ها به دنبال فلانند و برخی ها در پی بهمان و ..."که ترجیع بند هر انتخاباتی در ایران شده است مردم را به پای صندوقهای رأی بکشانید؟تا کی باید بی برنامگی خود را با غلیظ کردن خصوصیات و خوبی های فردی کاندیداها پوشیده نگهداریم؟ یقین بدانیم که با مبهم گوئی و کلی گوئی و تلاش برای جلب نظر افکار عمومی با تبلیغ قابل اعتماد بودنمان بجای تلاش برای اقناع مردم در مورد برنامه هایمان برای بهبود در وضعیت زندگی آنها، حداقل مردم بجائی نخواهند رسید هر چند که ممکن است عده ای به نام اصلاح طلبی به نان و نوائی برسند.
انتخاب میان شرکت یا عدم شرکت در انتخابات باید از دل پاسخگوئی به سؤالاتی همانند موارد فوق، در حضور مردم و با صحبت و مناظره با آنان(و نه سخنرانی بر آنها)بیرون آید تا بتواند برای رهائی از بن بستی که ذکر آن رفت راهگشا باشد. حتی حال که تصمیم به شرکت در انتخابات گرفته شده است باید دانست که برای پشتیبانی و تکمیل آن، پاسخ به پرسشهای فوق بسیار راهگشاست و گرنه صرفاً با "همراه شو عزیز"بجائی نمیرسیم و آنان هم که در بن بست نیستند در آن گرفتار خواهند آمد،"باید طرحی نو درانداخت".


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

اميد :


چرا حق "رای" خود را بخدا واگذار میکنم؟
/////////////////////////////////////////////////
(آقاي امید)

"زمان" , ( گفته میشود) , "زمان" {انتخاب} است.(البته اگر جای انتخابی گذاشته شده باشد.)
"زمان" ( البته اگر موافق وضع موجود باشی ) "زمان" {حمایت} است.
"زمان" ,( اگر نسبت به سیاستهای اعمال شده , منتقد و مخالف باشی) "زمان" {اعتراض} است.
"زمان" , "زمان" {بیعت} یا {عدم بیعت} است... چه باید کرد؟
تصمیم و انتخاب درست چیست و کدامست؟
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
انقلاب سال 57 با امید تبدیل حکومت فردی به پارلمانی , مشارکت گسترده و زاید الوصف تمام اقشار مردم را به همراه آورده , بوقوع پیوست. مردم در آن " زمان" احساس میکردند با برهم زدن بازی شاه , میتوانند اختیار را از دست یک نفر خارج و به دست آرای مردم دهند. میتوانند هر موقع "حاکمی" دست از پا خطا کرد با چوب بیصدای "رای" او را ادب سازند (میگفتند : دست خدا از آستین جماعت بیرون می آید و چوب خدا "صدا" ندارد و هر کس بخورد "دوا" ندارد !!)
احساس میکردند , اگر حاکمی به دلیل بهره مندی از قدرت طغیان کرد, میتوانند با برهم زدن چرخ و چمبیل پادشاهی , بصورت ندادن رای , او را کنار بگذارند ....
انقلاب سال 57 قرار بود در ادامه تلاشهای مبارزان مشروطیت , مجلس را واقعا و تمام و کمال راس امور قرار دهد .... و به همین خاطر می بایست ( البته اگر همه چیز طبق روال پیش میرفت و آن انحرافات کوچک از همان ابتدا صورت نمی گرفت ) انتخابات امروز مجلس مهمترین اتفاق مملکت ما می بود و ...


گذشته ها گذشته , بهتر است آینده را مواظب بود ؛
باری, با نزدیک شدن ( فقط ظرف ) امکان و فرصت انتخابی که انقلاب سال 57 برای عموم فراهم ساخته , بار دیگر در جامعه و بین مردم رأی زنیها در مورد چند و چون مجلس رواج پیدا کرده است.
بنظر میرسد یکی از موضوعات مورد بحث در این روزها , بجز کنکاش در خصوص نماینده های خوب و بد و نماینده های بدتر , شرکت یا عدم شرکت در این مراسم است.


در حقیقت میبایست "انتخابات" مخصوصا در آغاز مراسم نوروزی , پاشیدن تخم و کاشتن نهال برای آینده باشد !! ولی ظاهرا اینروزها انگیزه ای برای پاشیدن تخم در شوره زار و کاشت در این محیط نیست!! چون مردم میگویند وقتی "داشت" ی بعد از مراسم انتخابات وجود ندارد و "برداشت" ی صورت نگرفته , چه "کاشت" ی؟( کاشت – داشت – برداشت سه مرحله بدست آوردن محصول )
برای جلوگیری از سوء استفاده کسانی که نپاشیدن تخم ( بذر) را نداشتن آن .... و یا انفعال افراد و یا ..... تفسیر و تعبیر میکنند, بهتر است فعالانه هر کس دلایل خود را ( برای رساندن آن بگوش کسانی که طالبند بشنوند , برای ثبت در تاریخ تا آیندگان باز مارا مقصر ندانند, ..... برای بالا بردن آگاهیها و تصحیح تفکرات ماقبل از نوروزی , برای خانه تکانی ...... و البته محفوظ داشتن "تخم" خود تا پیدا شدن زمین قابل ) بیان کند.
( تخم خود را مپاش اندر شوره زار // صبر کن تا یک زمین قابلی پیدا شود )
خوب !
برای طرح موضوع تلاش میکنم تمام نقطه نظرات خود را در قالب دو گروه قالبگیری کنم .
-- گروه موافقان ( یا شرکت کننده ها در این مراسم)
و گروه منتقدان و مخالفان ( یا همان تحریم کننده ها , منفعلان , منتظران .... عدم مشارکتی ها ....)
خوب ! پر واضح است اینروزها هم , گروهی این ( شرکت) و گروهی آن ( عدم شرکت ) را بپسندند.
( متاع کفر و دین بی مشتری نیست // گروهی این , گروهی آن پسندد
من از درمان و درد و وصل و هجران // پسندم آنچه را جانان پسندد)
در این نوشتار سعی میکنم دلایل پسند و گزینش خود را با دوستان سایت مطرح سازم تا اگر خدای نکرده در انتخابم اشتباه صورت گرفته , توسط نظرات شما آگاه شده , تا وقت هست در تصمیم خود تجدید نظر کنم.
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
اجازه دهید برای ساختن بستر مناسب بحث و انتقال بهتر موضوع ( یا موضع , موقعیت , ...و نقطه مختصات دلخواه خود ) یک محور مختصات فرضی و خیالی در نظر بگیریم و همه تفکرات و دیدگاه های موجود را , روی آن بریزیم و یک جا به همه ی آنها نگاه کنیم و آنوقت انتخاب کنیم.

این محور خیالی مثل بقیه محورها دو "سر" ( سر منهای بینهایت و سر بعلاوه ی بینهایت) و یک مرز بین قسمت مثبت و قسمت منفی , دارد.
با اجازه شما برای وصل این محور به تاریخ گذشته , من یک سمت این محور را " جبهه ی حق " و طرف دیگر محور را " جبهه ی باطل"
اسم گذاری میکنم.
قاعدتا یک سر این طیف (تعریفی) , قدرت حاکم هر زمان خواهد بود و سر دیگر طیف را مخالفان سر سخت آن سر اشغال کرده یا خواهند کرد.
بنابراین, برای این موضوع خاص , انتخابات ؛
این محور را به دو بخش ( موافقان روابط و ضوابط حاکم) و (مخالفان روابط و ضوابط حاکم) مجزا میسازیم.
حال با توجه به این محور و این دسته بندی, سعی میکنم نقطه ی مختصات خود را روی این محور به دوستان نشان داده , موضوع مورد بحث این روزها و شبها را روی طیف این محور , مورد پیگیری قرار دهم.
با توجه به محور تعریفی , دو گروه عمده ( مثل تمام طول تاریخ ) خواهیم داشت .( از اینمه تاکید روی این محور خیالی هم منظور دارم آقا! )
گروه اول موافقان کلی شرکت در مراسم انتخابات( بعنوان افراد راضی , کمی راضی , کمی تا قسمتی راضی , ..... و باری به هر جهت راضی)
و گروه دوم مخالفان کلی شرکت در مراسم انتخابات( بعنوان مخالفان , کمی مخالفان , کمی تا قسمتی مخالفان , منتقدان ( منتقدان اقتصادی , سیاسی , اجتماعی , فرهنگی .... لباسی و باری به هر جهت ها )
================================
در وسط ( چون از ابتدا دور شدم)
مروری سطحی و کوتاه به افراد واستدلات این دو گروه داشته باشیم.
گروه اول:

(کسانی که در دسته ی شرکت کنندگان در انتخابات گنجانده میشوند و شرکت را بعنوان گزینه ی بهتر انتخاب کرده اند.)

در این قسمت از محور , شاهد طیف های داخلی مختلفی از انگیزه ها , دیدگاه ها و نقطه نظرات هستیم.
سر اصلی این قسمت از محور, همانگونه که در بالا هم من من کنان گفتم , قدرتمندان یا بهتر است بگویم طیف قدرت قرار دارند ( افراد اصلی و وابستگان قدرت, نزدیکان بقدرت , به مکنت رسیده ها ... و متنفعان و متنعمان و یا طالبان منفعتهای بعدی از اینطریق!!)
طبیعیست این طرف این محور , با گروه دوم آنطرف محور فصل مشرک پیدا خواهند کرد. ( برای مثال عینی این فصل مشترک میتوان رفتار و کردار افراد حزب اعتماد ملی را با برخی دیگر اصلاح طلبان مورد توجه قرار داد)
ظاهرا در این نبرد مدنی امروز,( یا نبرد برگه های رای و نبرد افراد خاموش ) هر دو گروه تلاش میکنند بر روی این قسمت ( جلب افراد مردد و بینابینی) کار کرده و نیرو بگیرند ( یا باری به هر جهت شرکت کنندگان و برعکس تحریم کننده ها )
+++++++++++++++++++
دلیل و انگیزه ی قدرتمندان اصلی در شرکت , ترویج و تشویق .... این مراسم و ترساندن کسانی که شرکت نمیکنند واضح و مبرهن , معلوم و مشخص است .
نزدیکان نزدیکتر بقدرت , دلیل شرکت در انتخابات را محکم کردن پایه های خود از طریق آجرهای مفت و مجانی رای مردم و خریدن مجانی مشروعیت میدانند .....
نزدیکان قدرت نیز بهره مندی بیشتر از سهم قدرت و امکانات .... رانتها ....
افراد کمی نزدیک بقدرت , به امید ارتقا و بهبود وضع فقط خود ...
بعدیهای این طیف کسانی هستند که قصد دارند با شرکت دادن مردم سرپوشی بر نقاط ضعف گذشته ی خود گذاشته , موقعیت پوشالی خودشان را سفت و محکم , حفظ کنند...
افراد بعدی کنار این افراد , کسانی هستند که ضمن تمام آن دلایل بالا انتخابات را بهانه و فرصتی برای ضربه زدن به دشمن و البته اثبات معکوس خود قلمداد میکنند ....
و همین جور این طیف را با انگیزه ی قدرت و مکنت و جاه ادامه تا به کسانی برسیم که ظاهرا صداقت بیشتری دارند ولی ...... اینان با وجود مخالفت با سیاستهای موجود بقول خودشان : ( می آیند) آمده‌ام، تا جلوی اشتباهات را بگیرم (بگیرند!!) ....
و به کسانی میرسیم که با وجود مخالفتهای دیدگاهی هنوز حاضر نشده اند به دلایل مختلف ( که اینجا محل باز کردن آن دلایل نیست ) از این قسمت محور به آن قسمت محور نقل مکان کنند.( االبته اگر فرصتی باقی بماند, حتما در مراحل بعد , اینان نیز تن به این جابجایی خواهند داد ولی نه با نیتهای امروزی !)
سمبل نگاه این افراد را میتوان با این جمله در جمع ردصلاحیت شدگان : "شرکت در انتخابات، مظلومانه اما با نشاط" شناخت .
بعد از این گروه ( که میتوان از آنها افراد مذبذب متمایل بقدرت نام برد (کسانی که به هر ترتیب جزو مجموعه قدرت حاکم جای میگیرند)) , افراد مخالف نظام و بی بهره از قدرت ولی موافقان شرکت در این مراسم جای دارند!
بله !
اینان نیز با انگیزه های خاص خود !! ( ... بعضی بعنوان گل آلود کننده ی آب برای گرفتن ماهی , برخی به عنوان و ادعای وارد کردن اسب تروا در قلعه ی دشمن ..... و برخی در قبال مزدی که گرفته اند!!) در این انتخابات شرکت میکنند و دیگران را نیز به شرکت کردن تشویق میکنند!! .....
خوشبختانه در این دوره , این بخش از محور ( بدلیل رشد آگاهیها و ... هویدا شدن دستها ) کاهش چشمگیر پیدا کرده , برای اولین بار طی این سی سال گذشته , تعدادی از مخالفان دور از قدرت به اینجا رسیده اند( و یا خود را راضی کرده اند) که بهتر است برای اصلاح امور و رساندن صدای اعتراض , در این مراسم شرکت نکرد!!
تا آنجا که من با خبر هستم در این محدوده از طیف فقط هنوز افراد حزب توده و طرفداران آنها بعنوان مخالفان نظام هستند که شرکت در انتخابات را جایز و لازم میشمرند:
تحلیل اینان را با هم ببینیم:
آگاهی فردی سریع بدست می آید. آگاهی حزبی نیز نه به سرعت آگاهی فردی، بلکه بموجب وسعت خویش زود فراهم می آید. اما آگاهی توده ای زمان می برد و ما در این مرحله قرار داریم. تاثیر این آگاهی در تحولات اجتماعی نیز به نسبت حجم و وسعت آن سنجیده می شود. یعنی آگاهی فردی و حزبی در مقایسه با آگاهی توده ای. طبیعی است که آگاهی توده ای سیلی بنیانکن است در برابر آگاهی فردی که جویباری بیش نیست.
تمام بحث بر سر شرکت یا عدم شرکت و میزان وسعت و اتحاد برای شرکت در انتخابات مجلس نیز از همینجا بر می خیزد. اگر جهت گیری عمومی جامعه- توجه باید کرد که هنوز سخن از جهت گیری است نه عمل فوری!- به سمت آگاهی ملی و واکنش توده ایست – که از نظر ما هست- از همان اندازه فضای انتخاباتی و فشار به حاکمیت برای عقب نشینی که پاسخ می دهد باید استفاده کرد و با آراء مردمی که به طرد سیاست نظامی رای می دهند به مجلس رفت و آن را به نمایش گذاشت. حتی اگر این آراء یک دهم آراء واقعی مخالفان سیاست نظامی باشد و حاکمیت اجازه حضور نٌه دهم آن را نداده باشد و یا با حذف چهره های شناخته شده و مخالف اوضاع کنونی کشور این توان حضور را به یک دهم کاهش داده باشند.( پایان نقل قول تحلیل راه توده طرفدران راستین حزب توده)
در کنار این قشر و محدوده از افراد جامعه , باری به هر جهتهای رای دهنده قرار دارند که متاسفانه به دلایل مختلف از خود اراده ی تصمیم گیری ندارند و متناسب با جو کنار خود تصمیم به شرکت یا عدم شرکت گرفته و میگیرند و خواهند گرفت!


با این استدلال , بررسی طیف گروه اول این محور را با دو سه توضیح اضافی خاتمه میدهم.
1- نقطه ی اصلی و محل نزاع این محور دیدگاه ها همیشه وسط و میانه ی دو قسمت آن بوده است. ( در حقیقت دو نوع میانه رو داریم , میانه روی طرف حق و میانه روی طرف باطل – در سیستم امروزی به آنها گفته میشود اپوزیسیون و نیروی حاکم , نیرویی که قدرت را در دست دارد.)
2- نکته دوم اینکه بحث و جدلهای این دو میانه , قابل بررسی و تحمل است ولی دو سر کله شق این محور هرگز قادر به تحمل دیدن و شنیدن حرف هم نیستند و بنابراین بهتر است از امید بستن به کنار آمدن آنها صرفنظر کنیم.
3 - نکته سوم اینکه با توجه به چهره ی نه چندان مستقل و گوناگون این قسمت از محور ( شرکت کننده ها) و وابسته بودن علنی برخی از آنان به کشورهای بیگانه , دلیل وابسته کردن کسانی که در مراسم انتخابات شرکت نمیکنند منتفی است.


و اما
گروه دوم :

کسانی که در مراسم انتخابات 24 اسفند ماه ( به دلایل مختلف) شرکت نمیکنند.
این قسمت از تفکرات و دیدگاه های موجود روی محور تعریفی , ( حتما متوجه شده اید که دربررسییهای خود از "قسمت" در این محور خیالی استفاده کرده ام , از بکار بردن قسمت منظور داشته ام آقا!) ( دلیل استفاده از قسمت بجای نیمه (معمولا در محورهای مختصات در نظر گرفته میشود) , این بود که معتقد و احساس میکنم به لحاظ تعداد افراد موجود در محور , این دو قسمت مساوی نیستند!)


این قسمت از محور را ( بعنوان مخالفان سیاستهای موجود) زیاد نمیشود در مورد آن توضیح داد , یکی به دلیل خط قرمزها ...... و دیگر اینکه این قسمت متاسفانه در تاریکی قرار داده شده است!! و من نیز از وسایل پیشرفته دید در تاریکی محرومم !!
ولی بطور کلی, بر اساس حس خداشناسی , میتوان گفت که , این قسمت از محور نیز, شبیه به آن قسمت محور , طیفهای خاص خود رادر خود جای داده , با دو سر ؛ یک سر, سر مقابل قدرت و سر دوم مشترک با باری به هر جهت شرکت کننده ها
نکته ی اضافی : سر مخالف آن سر سخت سر آن سر محور , بنظر من تفاوت چندانی بلحاظ ماهیتی با هم ندارند همانگونه که در ریاضی منهای بینهایت با بعلاوه ی بی نهایت , یکیست!!
نکته ی : چقدر سر سر ؟ محور ؟ طیف؟ واقعا چقدر سخت است بخواهی حرفی که نمیتوانی راحت بزنی را بزنی!

تعداد افراد این سر هم همچون تعداد طرف مقابل در اقلیت هستند.....
و بعد از این گروه قلیل , می رسیم به افراد مخالف معمولی , کمی مخالف , کمی تا قسمتی مخالف .... که به تناسب ارزشها و نگاهشان به هستی , تاریخ و انسان در این طیف پهن میشوند تا برسند به حد فاصل آن با قسمت آنطرف... یعنی بار ی به هر جهت شرکت نکننده ها !!
نکات اضافی و جالب این قسمت اینکه:
-- در تمام دنیا , این منفعلان و این باری به هر جهتی ها , اولا بیشترین تعداد عضو را روی این محور دارند!
-- و به همین دلیل در تمام انتخابات ورودشان از یک طرف محور به طرف دیگر محور تمام معادلات را بهم میزند!!
-- نبض بحرکت در آوردن این منفعلان در دست رادیو و تلویزیونها , هنرمندان , ورزشکاران و مطبوعات است .
-- به همین دلیل صاحبان قدرت , صاحبان رادیو و تلویزیون ها و صاحبان باشگاه ها و مراکز هنری و روزنامه های پر تیراژ نیز هستند!
-- نکته ی بعدی اینکه صاحبان قدرت (و همینطور طرف مقابل آنها) , با روزنامه ها و روزنامه نگاران مستقل و نور افکن انداز سر ناسازگاری یکسانی دارند و به بهانه ی مختلف از دست آنها فرار , یا سر آنها را زیر آب میکنند ....
و ......
با وجود تاریکی در این قسمت محور , سعی میکنم کورمال کورمال بررسی افراد و ترتیب آنها روی طیف و استدلالات و انگیزه ی عدم شرکت این قسمت از محور تعریفی را بطور خلاصه مورد بررسی سطحی قرار دهم.
همانطور که گفتم سر این قسمت , آنهایی هستند که فقط میخواهند "آنها" نباشند و "اینان" باشند!! به همین دلیل از همان روز اول سرناسازگاری گذاشته , سعی کردند و میکنند که این طرفیها نتوانند مشروعیت لازم را با داشتن آرا پیدا کنند , آنها در ابتدا درصد کمی بودند ولی یواش یواش هر چه از آنطرف کنده شد, آنها سعی کردند جذب , با امکانات مالی پس انداز شده و در اختیار گذاشته , خود را آزاداندیش , مردمی , دلسوز .... معرفی و .....
بعد از این افراد قدرت طلب , افرادی هستند که به نوبت از قطار انقلاب پیاده شده اند و به نوبت در این قسمت از محور قرار داده شده اند .... تا برسیم به کسانی که باری به هر جهت , شرکت نمیکنند!!
امیدوارم تا اینجا از خلال کلمات مورد استفاده توانسته باشم موقعیت مختصات خود را برای شما روشن کرده باشم.
برای اینکه بیشترو راحتتر دید و مختصات خود را ارایه کنم چند نکته مقدماتی بعرض برسانم.
تصمیمات عکس العملی , هیچ وقت تصمیمات درستی نبوده و نیست ؛ چون استقلال تصمیم گیری را از ما خواهد گرفت .
مثلا مجبور خواهیم شد چون فلانی( که ما از آنها خوشمان نمی آید ) نان گندم میخورد ما دیگر نان گندم نخوریم!! و ...
در ضمن و سربسته , هر کس سبیل داشت , الزاما بابای ما نیست و نمیتوان گفت شما دوتا چون سبیل دارید مثل هم هستید! و نمیتوان براحتی با یک چوب همه را از اینطرف محور به آنطرف محور راند!!

واما چرا حق استفاده از رای خود را (باز) بخدا واگذار میکنم.
چون در سیستم و نظامی که حق اعتراض وجود نداشته باشد , حق تظاهرات نفي شود, حق تحصن غیرقانونی باشد , حق اعتصاب براندازی نام بگیرد, مطبوعات آیینه جامعه نباشد و با دستورالعمل مقامات تیتر زده و مطلب تهیه کنند .... آنوقت حق شهروندی این خواهد بود که آنرا بخدا واگذاشت! ....
وقتی بزرگان قدرت در مواجهه با ظلم بخود , تظلم خواهی را بخدا حواله میکنند , چرا من حق استفاده از رأی و نظرم را بخدا واگذار نکنم؟


۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۴:۰۸ بֽظֽ | Reply

یک هموطن :

جناب عبدی عزیز:

همانگونه که شرکت حداکثری مردم در اتخابات پاکستان منجر به حذف گرو ههای اقتارگرا شد تحریم همه جانبه این انتخابات حاوی پیامی بس مهم برای اقتدارگرایان خواهد بود....من و تو اگر ما نشویم چه کسی برخیزد....
هموطن عزیز به هر که و به هر چه اعتقاد دارید با یک تحریم سراسری پیام درد و رنج خود را در سینه تاریخ ثبت کنید....این با همت من و تو میسر است....ایران از آن من و تو ست...تنها اراده من و تو میتواند چو شقایق از دل سنگ گل امید بر دلها بنشاند...نه آن بیکانه دور از وطن که نتیجه اش را در عراق و افغانستان میبینیم...ظلم را به خدا حواله ندهیم که هر چه بر ماست از ماست.... پس از 30 سال سعی و جهد بلیغ خود را با ترکیه ،مالزی و حتی کشور کوچکی مثل امارات که ثروتهای ما را میبلعد مقایسه کنیم....چه باید کرد هموطن....تحریم همه جانبه این انتخابات میتواند پیامی مهم برای اقتدارگرایان داشته باشد....
...............................................................
عبدي:
تحريم يك كنش و فعاليت و حتي پر جنب و جوش تر از مشاركت است بنابر اين در ايران اجازه شكل‌گيري چنين كنشي داده نمي شود و اگر امكانش بود قطعا كار به اين نحوه برگزاري انتخابات نمي‌رسيد.

۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۴:۴۲ بֽظֽ | Reply

:

آقاي خاتمي طي ده سال گذشته در سخنرانيهايشان مطالبي ارائه نموده اند كه انصافا در ابعاد مختلف ستودني است با اين حال ايشان كاهي جملاتي بر زبان جاري مي كنند كه بدليل بار معنايي وسيع و گسترده اي كه دارند تو گويي مهر ابطال بر هر آنچه اصلاح طلبي و اميد به اصلاح است ميزنند " بايد نقشه هاي آنان را بر هم زد "در نگاه اول انسان را به ياد انقلاب و از اين حرفها مي اندازد اگر گوينده را كسي نشناسد در ذهن شعاري انقلابي از دانشجويان تحكيم متصور مي شود پيشتر ها ايشان فرموده بودند تغيير قانون اساسي خيانت است يا جامعهء مدني همان مد ينه النبي است ... راستي چرا به اينجا رسيده ايم ؟

۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۱۸ بֽظֽ | Reply

یاران خاتمی ؟ یاران امام؟ یاران انقلاب؟ :

دعوت مجاهدین انقلاب اسلامی از مردم
به لیست "یاران خاتمی" برای مجلس هشتم رای بدهید!

۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۲۰ بֽظֽ | Reply

این هم یک نظر! :

سرمقاله راه توده- مجلس هشتم
نه تنها یک فراکسیون، بلکه یک "بانگ مخالف" غنیمت است


۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۵۱ بֽظֽ | Reply

حامد :

اقای عبدی یک بار برای همیشه این مساله برنامه وانتخابات را تمام کنید مردیم از بس گفتید برنامه شما فکر می کنید مشکل ما برنامه است نه مشکل ما خودمون و مردم ما هستند تا زمانی که تلویزیون نداشته باشید ونتوانید با مردم ایران رودررو حرف بزنید هیچ کاری فایده نداره واب توی هاون کوبیدن است
....................................................................
عبدي:
گرفتن دولت و مجلس و چند جاي ديگر از اين حكومت راحت تر از داشتن يك رسانه تصويري يا حتي صوتي مستقل است كه اگر چنين شود فاتحه همه چيز را بايد فوري بخوانند.

۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۵۲ بֽظֽ | Reply

فرزانه :

همیشه فکر میکردم یعنی چه
آب به آسیاب دشمن ریختن؟
یعنی چه
چوب را که برداری گربه دزده فرار میکنه
یعنی چه
به اسم عیسی به رسم موسی؟
یعنی چه
با حلوا حلوا گفتن دهن شیرین نمیشه
یعنی چه....
خوشبختانه با اعمال و کردار آقایان داره کم کم همه چیز برام جا می افته

۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۵۷ بֽظֽ | Reply

نقل از رییس دفتر آقای خاتمی :

به صورت مصنوعی هم علاقه¬مند بودند که دو جناح محافظه¬کار درون سیستم را به عنوان دو جناح کشور معرفی کنند و برای انتخابات ریاست جمهوری هم راه را بر اصلاح طلبان ببندند. آقای خاتمی در تحلیل شرایط فعلی گفت باید بازی آنان را به هم بریزیم. تشکیل یک اقلیت قوی و بزرگ، همان چیزی است که بازی محافظه¬کاران حاکم بر قوای مختلف را به هم می¬زند.



۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۰۰ بֽظֽ | Reply

فرزاد - ق :

جواب سؤالات آقای پدرام:
1- چگونه "باید در عرصه بود و جلوی نهادینه شدن رویه نادرستی که انتقاد از حاکمیت را خروج از آن تعبیر میکند، گرفت" ؟
با قرآن انقلاب سر نیزه کردن!
2- چگونه باید : "باید از حق خود استفاده کنید زیرا عده ای تلاش میکنند با انحاء مختلف شما را از صحنه خارج کنند. نباید گذاشت این مسئله اتفاق بیفتد"؟
همانطور که باید از حق هسته ای خود استفاده کنیم!
3- چرا به هر اندازه "به هر اندازه باید در عرصه حاکمیت حضور داشت؟
چون کاچی بهتر از هیچی سهم داشتن از قدرت و ثروت باد آورده است !!
چرا این حضور را نباید از دست داد؟
چون اگر مزه ی قدرت زیر دهانت باشد , نمی توانی ترک اعتیاد کنی!
4- چطور میتوان " از حاکمیت دفاع کرد انتقادهایی هم از حاکمیت داشت و برخورد منفی هم صورت نداد ".
همانطور که میتوان در آب رفت و خیس هم نشد !!
5- آیا مقامات نظام، از نقشه های خطرناکی که سخن میگوئید مطلع اند یا نه؟
آقای پدرام کدامیک از نقشه های خطرناک؟ چون فعلا مقامات نظام به دلیل عملکردهای سالهای گذشته , درگیر نقشه های ديگري هستند از دوست گرفته تا دشمن ! از همسایه گرفته تا دور و نزدیک!!
6- تا کی قرار است بجای ارائه برنامه ای دارای ضمانت اجرائی که تحولی در زندگی اجتماعی و اقتصادی مردم ایجاد کند، می خواهید با عبارات خسته کننده ای چون"شرایط کشور حساس است، تهدید دشمن جدی است، بعضی ها به دنبال فلانند و برخی ها در پی بهمان و ..."که ترجیع بند هر انتخاباتی در ایران شده است مردم را به پای صندوقهای رأی بکشانید؟
تا وقتی که .... انالله و انا الیه راجعون!

۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۳۶ بֽظֽ | Reply

سارا :

فکر میکنم بخدا واگذار کردن همان تحریم مذهبی باشد.

۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۴۰ بֽظֽ | Reply

بی نا :

در جامعه ای که مخالفت سياسی در هيچ اندازه و سطحی تحمل هم نميشود، انتخابات مقوله بی معنائيست. يادم هست وقتی در انتخابات 1997 حزب محافظه کار انگليس به شدت شکست خورد، جيمز کالاهان نخست وزير و رهبر اسبق حزب کارگر ميگفت ما بايد کمک کنيم آنها ( محافظه کارها و مخالفان سياسي سر سخت خودش) دوباره بر پايشان بايستند زيرا اين برای دموکراسی لارم است.
اصولآ بنظر من "انتخابات" بايد حربه ای باشد در دست مردم که دولت و حکومت را با آن عزل و نصب کند ولی انتخابات در کشور ما تبديل شده به حربه ای در دست دولتها برای توجيه خود در بيرون مرزها!!

۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۵۳ بֽظֽ | Reply

خسرو :

من زمانی درانتخابات شرکت خواهم جست که درسایه قانون,مطبوعات ورسانه ها کاملاً آزاد باشند واین رسانه ها,بعنوان هیأتهای تشخیص صلاحیت,باعث شوند که افراد ناصالح جرأت نکننداز ترس انتقاد وافشاگری مطبوعات,خودرا کاندید کنند.همچنین نماینده مجلس باید بتواند کارآئی داشته باشد.درایران هيچ يك از قوا قدرت قانونی خودرا ندارند.مردم دربی خبری ,فقروناچاری نگهداشتن و از مداخله واقعی درامورات مملکت محروم ساختن ,نهایتاً منجربه فاجعه وتباهی برای مردم و مللکت خواهد شد.

۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۵۶ بֽظֽ | Reply

سیما :

آقای عبدی شما در داخل هستید الان یا نه
.................................................................
عبدي:
منظورتان داخل كشور است؟فكر نمي‌كنم هيچگاه در خارج كشور زندگي كنم.نه در گذشته و نه حال و نه آينده.

۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۵۷ بֽظֽ | Reply

سر و ته یک کرباسند! :

حسينيان در جمع دانشجويان دانشگاه شهيد بهشتي:
70 نامه عليه بدرفتاري دوم خردادي ها با زندانيان نوشته‌ام
خبرگزاري فارس: حسينيان گفت: در دوره همكاري من با وزارت اطلاعات در زمان آقاي ري‌شهري 70 نامه عليه بدرفتاري كساني كه بعد دوم خردادي شدند نوشتم و دست آخر هم در اعتراض به آنها استعفا دادم.
...................................................................
عبدي:
اين كه شما حرف وي را مستند مي‌دانيد باعث تاسف است.نه اين كه آن زمان هيچ مشكلي نبوده و يا گل و بلبل بوده اما استناد به حرف چنين شخصي و نتيجه گيري از آن جاي تعجب است.
خوب بود نامه‌هايش را هم منتشر مي‌كرد چرا حالا اعلام مي‌كند؟ساده‌لوحي نكنيم.

۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۵۸ بֽظֽ | Reply

صمد :

در قدیم کلمات بار مفهومی خاص خود را داشت مثلا انتخاب به مفهوم انتخاب کردن بود .
ولی حالا متاسفانه همه کلمات از بار معنایی تهی شده که هیچ بار معنایی مخالف گرفته است!! حالا معنای خدمت , همان بار معنایی خیانت سابق را بخود گرفته و آوردن ( نفت) معنای بردن میدهد !! .... غیرت معنای بی غیرتی .... اصلاح معنای افساد ......
با این بار معنایی جدید :

۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۰۸ بֽظֽ | Reply

بهروز :

به نظر من چون قبلا شورای نگهبان با نظارت استصوابی خود کاندیداهای دگر اندیش را رد صلاحیت یا بطرق دیگر حذف کرده احساس میکنم شرکت در انتخاباتی غیر رقابتی مفهومی ندارد.
مثلا در حوزه انتخابیه سبزوار , کاندیدای شاخص اصلاح طلبان یعنی آقای دکتر خیر آبادی رد صلاحیت شده اند، اگر مردم فهم و شعور انتخاب نماینده خود را ندارند و این کار بایستی توسط شورای نگهبان انجام شود پس چرا رژیم اینقدر هزینه می کند، همان شورای نگهبان خودش 290 نماینده انتخاب و به مجلس روانه کند بدون گرفتاری و صرف هزینه و وقت مردم!

۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۱۰ بֽظֽ | Reply

:

..."تنها" به خاطر مصلحت کشور به چند تا از این نیمچه اصلاح طلب زورکی رای میدهم
تنها در حوزه هایی که امکان رقابت وجود دارد بنظر من باید شرکت کرد و به اصلاح طلبان رای داد تا دیگر بار "هرزه علفها گندم نمایی نکنند".( هر چند که لایه های اول اصلاح طلبان هیچ کدام تایید صلاحیت نشده اند). البته تحریم کنندگان انتخابات را نیز به هیچ روی ملامت نمی کنم. رای آنها به تعبیری ( کمی رادیکالتر ) در جهت همین خواسته است.

۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۱۵ بֽظֽ | Reply

حتی ..... :

رياض عضو كميسيون اصل نود مجلس گفت در گفتگو با فارس:

براي ورود اصولگرايان به مجلس هشتم از هيچ تلاشي دريغ نخواهم كرد

ايشان يا هر كس ديگر زحمت نكشند كه شوراي محترم نگهبان زحمت را كم كرده‌اند.

۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۱۷ بֽظֽ | Reply

پیروز :

با درود

با توجه به اینکه نماينده من در هيچيک از این دو گرایش ساخته شده ی دولتی ديده نميشود پس به هيچکس رای نخواهم داد تا وقتي که ...... من و مردم ازادانه نماينده مورد اعتمادمان را خودمان انتخاب کنیم.

۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۲۲ بֽظֽ | Reply

دستم درد نکند!! شماها هم ؟! :

--------------------------------------------------------------------------------
فوري/
جمعي ديگر از هنرمندان امضاي نامه حمايت از اصلاح‌طلبان را تكذيب كردند
خبرگزاري فارس: پس از انتشار خبر حمايت هنرمندان از ليست انتخاباتي اصلاح طلبان با امضاي يك بيانيه بسياري از هنرمندان امضاي اين بيانيه را تكذيب كردند.

۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۲۳ بֽظֽ | Reply

:

با سلام به آقاي عبدي و همه دوستان عزيز.
من سوالي دارم كه خوشحال مي شوم اگر هم جناب آقاي عبدي و هم هركدام از دوستاني كه مطالب جالب اين سايت را پيگيري مي كنند به آن پاسخ دهند.
وقتي شركت يا عدم شركت مردم در انتخابات و نيز نتيجه انتخابات هيچ تاثير ملموسي در بهبود شرايط اقتصادي اجتماعي و فرهنگي مردم ايران ندارد پس در شرايط موجود چه بايد كرد؟
در هر دوره از انتخابات چه مجلس و چه رياست جمهوري به هر حال گروهي انتخاب يا در مواردي به واقع انتصاب مي شوند. چه با مشاركت مردم و چه با تحريم انتخابات از سوي اكثريت جامعه.
به دليل ساخت قدرت موجود در ايران كه متاسفانه ناشي از روح قانون اساسي و قوانين موضوعه و يا خوشبينانه ناشي از عمل نكردن يا بد عمل كردن به قوانين اساسي و عادي است نتيجه انتخابات پيشرفت كشور و بهبود اساسي در پارامترهاي زندگي نبوده و نيست.
چه در دوره اي كه اصلاح طلبان در صدر قواي مجريه و مققنه بودند و چه در مواقعي كه اقتدارگرايان كنترل اين دو قوه را علاوه بر ساير اهرم هاي قدرت در دست داشتند.
حال اين سوال مطرح است كه چاره چيست؟
دخالت نظامي قدرتهاي خارجي؟! انقلاب؟! رها كردن سرزمين مادري و تن دادن به مهاجرت؟! مشغول كردن خويش به اموري كه موجب گردد تا حد ممكن از فكر بهبود اوضاع مملكت فارغ شويم و نسبت به همه چيز بي تفاوت باشيم؟!
واقعا در چنين سيستم كه به نظر مي رسد امكان اصلاح امور به شيوه اي دموكراتيك غير ممكن است چه بايد كرد؟
ممنون مي شوم اگر دوستان مرا در يافتن پاسخي براي اين پرسش ياري دهند.
...........................................................
عبدي:
همه دعواها سر پاسخ به همين سوال است.حتي طرفداران شركت هم مشكلات را مي‌پذيرند اما اين راه را موثر تر به حل مي دانند.

۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۴۲ بֽظֽ | Reply

ایمان :

با سلام.
من یک سوال داشتم از شما و آقای پدرام:
1- به نظر شما، ارائه برنامه چند درصد مشارکت مردم رو بالا می بره و اصولا این برای چند درصد از مردم مهمه؟ و به نظر شما، ما به اون حد از رشد سیاسی رسیدم که مشکلمون نبود برنامه است؟ من به نظرم شاید ماهایی هم که نشستیم گوشه گود و این طور بی پروا از همه انتقاد می کنیم، کمی هم از این فضاهای ذهنی در بیایم و واقعی تر به اطرافمون نگاه کنیم.
.....................................................
عبدي:
منظور از برنامه نوشتن يك متن و در اختيار مردم گذاشتن نيست .متني كه چه بسا كسان زيادي هم آن را نخوانند.منظور از برنامه ارائه مضموني روشن با هدف گيري مشخص و البته برنامه مكتوب كه آن را تحليل كند و جامعه و طرفداران را حول خود بسيج نمايد.تا هر كس راي مي دهد بداند به چه چيزي راي مي دهد نه آن كه از باب رفع تكليف و چند اسم بي ربط و با ربط را پاي صندوق نوشتن.بعلاوه تضمين صحت انتخابات و كارآمدي نهاد برآمده از آن هم مهم است كه به آن جداگانه پرداخته شده است.

۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۵۷ بֽظֽ | Reply

شما هم سخنان ایشان را جدی بگیرید :

سرلشكر صفوي:
رژيم صهيونيستي سخنان سيدحسن نصرالله را جدي بگيرد

۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۲۷ بֽظֽ | Reply

اینجوری؟ با ترک مردم و شرکت؟ و تنها گذاشتن مردم؟ :


عضو ستاد ائتلاف مردمي اصلاح‌طلبان:
ائتلاف مردمي اصلاحات به دنبال رفع شكاف بين مردم و اصلاح‌طلبان است

۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۳۵ بֽظֽ | Reply

ولی حالا بیان میکنم :

در جمع دانشجويان دانشگاه تهران؛
انصاري:با تحصن مجلس ششم مخالف بودم

۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۳۷ بֽظֽ | Reply

مهدی :

آقای عبدی، سلام
به نظر شما آیا حاکمیت نمی تواند همان برخورد حذفی را که با روزنامه های مستقل و مخالف داشت، با يك رسانه تصويري يا صوتي مستقل که خودش مجوز آنرا صادر کرده، داشته باشد؟ یعنی در صورت عدم رعایت خطوط قرمز مورد نظرش، آنرا تعطیل کند؟
.......................................................
عبدي:
اجازه تشكيل نمي‌دهد كه بخواهد تعطيل كند.

۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۰۷ بֽظֽ | Reply

پ -ص :

مردم دنیا با زبانهای مختلف صحبت میکنند ولی همه با یک زبان سکوت میکنند این جمله معروف بسیار پر معنا است یعنی میشود زبان دیگران را نفهمید ولی مسلما " زبان سکوت را همه میفهمند رای میتواند فریاد باشد میتواند پیام باشد همانطور که در دوم خرداد شد و خاتمی و دیگران امر برانان مشتبه شد که کبوتر اقبال برشانه انها نشسته است اما پیامی بود که خیلی ها انرا گرفتند و اتفاقات بعدی حاصل دریافت ان پیام بود .

۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۳۷ بֽظֽ | Reply

محمد حسين :

بسسياري از دلسوزان از جمله در همين سايت از احزاب اصلاح طلب خواستند كه طرحي براي نقد اصلاحات پي ريزند تا از درون ان اصلاحاتي پيراسته و ممتاز ظهور كند و چون نكردند، جبر تاريخ اكنون انان را به نقدي داغ و جانانه كشانده است!از در و ديوار ، نقد است كه بر سر عروس شهر مي ريزد و كسي نمي تواند جمعش كند.
خاتمي عزيز سخنانش كما كان مايوسانه است.او در همان كليشهء گذشته است با همان عبارات و همان استدلالات و همانها كه زياد شنيده ايم .......
يك كنشگر اجتماعي حداكثر قابلهء خوبي است كه مي تواند تحولي را از بطن پيكارهاي اجتماعي بزاياند اما اصلاح طلبان عزيز بر عكس جهدي بليغ مي كنند تا از اين رحم سترون طفلي را كه نيست بزايانند و وقتي انرا نمي يابند گناه بچه دزدي را به گردن اين و ان مي اندازند.
عزيزان ، به جان شريفتان سو گند كه در اين رحم جنيني نيست، در اين گور مرده اي نخفته است ، نيست، ندارد، نمي شود، به پير و پيغمبر كه جسته ايم و يافت مي نشود!
عزيزان؛
اگر مردم دراين انتخابات حاضر شدند و به شما راي دادند ناز شستتان، بخ لكم و پيروزيتان مباركا باد و صد سال به از اين سالها! اما اگربر سر صندوق راي حاضر نشدند يا امدند و به شما راي ندادند و يا امدند و به شما هم راي دادند اما شما پيروز كرده نشديد بالاغيرتآ نگوئيد كه فلان و بهمان انتخابات را تحريم كردند !مگر مملكت شهر هرت است كه كسي جرات كند انتخابات را تحريم نمايد؟ تازه از ان مهمتر فكر كرده ايد مگر مردم عزيزمان براي حرف اين و ان تره خورد مي كنند، بخصوص كه در اين دوره شمارهء ملي راي دهندگان هم در كامپيوترهاي وزارت كشور ثبت مي گردد و شما نمي توانيد فلان روزنامه را متهم كنيد كه از كجا مي دانسته در تير 84 بيست و نه ميليون شركت كرده اند! اصلآ از همهء اين حرفها گذشته از اول انقلاب تا بحال شده است كه انتخاباتي بي رونق برگزار شده باشد؟

۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۱۵ بֽظֽ | Reply

ali :

من از شما سوال میکنم اگر بر اثر نابخردي برخي ها امریکا به ایران حمله کرد و مجلس موسسانی تشکیل شد چه تضمینی وجود دارد که امثال اقای مسعود رجوی در ان حضور نداشته باشد و برای کشور ما تصمیم گیر نشوند بدون شک ایرانیان زیادی در خارج از کشور هستند که ایران را ازاد می خواهند و خود منش ازادی خواهی دارنداما فاقد تشکیلاتند و اصلن اینان فحش دادن بلد نیستند اگر امریکا حکومت ایران را ساقط کرد مطمئن ام کسانی نماینده ملت معرفی می شوند که در تبعید بوده اند وجمهوری اسلامی را همیشه به فحش بسته اند واصلا جز فحش چیز دیگری بلد نبوده و نیستند و جای امثال شما که دلسوز ایرانید در انوقت کجاست شما که با حزب مشارکت همفکرید و فقط سیاست های دست یابی به اهدافتان با انان فرق می کند بگویید ایا اجازه داده خواهد شد در ان شورای موسس یک رای دشته باشند(مشارکت) یا خواهند گفت خود قسمتی از حکومت بوده اند اگر فقط رجوی بود بحثی نبود اما شما می دانید که چه کسانی به عنوان اپوزسیون شناخته می شوند من شرایط فعلی را بر ان شرایط ترجیح می دهم و به اصلاح طلبان رای میدهم و اطمینان دارم نقش انان موثر است و این تاثیر را در گذشته دیده ام شاید دیدن من با دیدن شما فرق دارد به نظر من اگر اصلاح طلبان بتوانند دوباره دولت را بگیرند که ابتدا حضور در مجلس برای پیروزی بعدی ضروری است و تورم را به زیر 10 برسانند و اقتصاد را به راه 8 سال اصلاحات بر گر دانند (در واقع چشم انداز 20ساله) حتا با همان سرعت سابق و نه بیشتر بهترین خدمت را به ایران وایرانی کرده اند مگر جامعه دموکرات چگونه شکل میگیره افراد دموکرات چگونه تر بیت میشوند ودر چه شرایطی تکثیر می شوند جدا از این مگر خود معیشت مردم به خودی خود بی اهمیت است و مطلب دیگرم اینکه مگر از ما خواسته شده جامعه دلخواه خود را توصیف کنیم تا ما را به انجا ببرند خیر ما در جامعه ای زندگی می کنیم و ان را دوست داریم ومی خواهیم ان را اباد و ازاد سازیم ما باید از شرایطی استقبال کنیم که در ان امکان اگاه سازی ایرانی بیشتر باشد شما مرا از مسایلی اگاه کنید و من هم شما را از مسایلی من اقتضائ زمان را کاملا قبول دارم اما در چه دورانی به اقتضای اینترنت تن داده شد من نمیگویم خاتمی کرد می گویم ملت خواست وکرد و این جریان وجنبش در جامعه بود و سعی در بروز خود داشت و به هر شکلی امکان بروز داشت و اینگونه شد وخود را در دوم خرداد بروز داد وپیش از دوم خرداد هم به صورت قطره ای خود را بروز می داد و تاثیر ان هنوز در جامعه هست وخواهد بود اصلن شما اقای عبدی می خواهید دعوت به تحریم کنید چرا مورد اقبال قرار نمیگیرید و در مقابل شما دوستانتان دعوت با رای دادن میکنند انها هم مورد اقبال نیستد اگر دليلش عدم اقناع از طرف جامعه بود مشکلی نبود و نشان از پویایی میداد اما اینگونه نیست اغلب جوانان وتحصیل کردگان ما در فکر کردن تنبلند و نسل قبل از انها به مراتب حوصله بیشتری برای فکر کردن دارند و اغلب بحثهایشان کل کل است و برای نظر ورفتار خود حال دلیل اوردن ندارند چون برایشان سخت است من اینها را می بینم و اعتقادم این است که در دوران اصلاحات در این برنامه ها پیش رفتیم و دو با ره می توانیم ان شرایط را ایجاد کنیم در انتخابات ریاست جمهوری نهم در فاصله یک هفته 3-4 میلیون رای بسیج شدند که کشور از خطر برهد این 4 میلیون بسیار ارزشمند و معنا دار است به امید روزی که اگر دوباره در چنین موقعیتی قرار گرفتیم به مانند جوامع اگاه توانایی بسیج ارای بیشتری را داشته باشیم و طبق یک قاعده در مورد کشوری توسعه نیافته چون ما در دور دوم انتخابات دور نهم ریاست جمهوری عین نظام از دید مردم(هاشمی)باید چند میلیون رای می اورد نه بیش از 10 میلیون و تازه وارد باید 30 میلیون رای می اورد نه 17 میلیون با دوپینگ کما اینکه 8 سال قبل از اون تازه وارد از دید مردم 20میلیون رای اورده بود و اینها همه برای من نشانی از افزایش اگاهی و عقلانیت است ودوران رشدش هم مشخص است
...............................................................
عبدي:
در واقع فكر نمي كنم كه اگر با مقدمات شما موافق باشيم با نتيجه آن مخالفتي باشد.ترجيحات شما را قبول دارم اما رويدادن آنها را از شركت نكردن نتيجه نمي‌توان گرفت و چه بسا موجب تقويت نابخردي مورد نظر شما هم بشود.ضمنا من دنبال تحريم نيستم و آن را ممكن هم نمي دانم.

۲۰ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۲۲ بֽظֽ | Reply

شهروند :

بسیار نظر درستی است که گفته اید:
گرفتن دولت و مجلس و چند جاي ديگر از اين حكومت راحت تر از داشتن يك رسانه تصويري يا حتي صوتي مستقل است كه اگر چنين شود فاتحه همه چيز را بايد فوري بخوانند
فقط تصور کنید اصلاح طلبان در دوران حکومت شان این دو کار را انجام می دادند:
پوشش اینترنت به واقع پر سرعت ( نه این adsl که اصلا آن را نمی توان اینترنت پر سرعت دانست) در کل کشور و فراهم سازی امکانی برای تاسیس شبکه های رادیو و تلویزیونی ماهواره ای در داخل.
چه می شد! اما الان؟ حقیقتا مهم ترین امکان مخالفان اصلاحات صدا و سیماست. چشمان تان را ببندید و برنامه های صدا و سیما را در روز انتخابات و پس از آن تجسم کنید. لغت حماسه حضور را آن بالا سمت راست می بینید؟ یادم است چند روز بعد سوم تیر؛ آقای تاج زاده بهم گفت اگر کانال ماهواره ای راه اندازی نکنیم؛ "نابود" می شویم. فقط با داشتن تلویزیون است که به ما مجوز داشتن روزنامه می دهند و من همان ایام در وبلاگم مطرح کردم که نسلی دیگر از سیاست مداران در جمهوری اسلامی بازنشسته شدند و جمهوری اسلامی تا آخر با احمدی نژاد خواهد رفت. بعد حدود 3 سال می بینم که پیش بینی ام درست بود و هم چنان که یادداشت چند روز پیش کیهان؛ صراحتا نشان می دهد ؛ از این پس رقابت ها فقط در درون طیف راست خواهد بود . بین افرادی که من ناظر هر چه می نگرم؛ تفاوت معناداری بین شان نمی بینم!

۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۲۰ قֽظֽ | Reply

ahmad :

جناب عبدی سلام
هموطن عزنز آقای پدرام
نوشته شما بسیار گویا ست ونموداری است از ناپدید شدن غرور وبزرگیها ودرخشندگی حقارتهاوفرومایگی ها در فرهنگ سیاسی ما... این نوشته شاید 100سال پیش تاسف وتعجبی بر نمی انگیخت ..در قرن 21 میلادی زندگی می کنیم وجارچیان جای خود به ماهواره ها داده اند واینترنت به جای چاپارها وکبوترها نشسته است وارتدکس ترین مسیحی دنیا هنگام سفر با جمبو جت به خر حضرت عیسی نمی اندیشد..وبنده وشما به جائی رانده شده ایم ...که فرموده اید اگر در انتخابات شرکت نکنند مورد غضب قرار می گیرند واز حاکمیت حذف می شوند..به آنها که برای بودن در حاکمیت به غضب وعطوفت قدرتی جز مردم چشم دوخته اندو جماعتی که در پی آنها افتاده اند چه می توان نام نهاد..
مردم ایران با فداکاری وجانبازی به خاطر آزادی و میزان بودن رایشان شاه را از کشور راندند ..چه روزکار سیاهیست که آرزوهای ما آنقدر نسبت به دوران انقلاب کوچک شده که لقمه نانی ودست عطوفتی ومورد غضب قرار نگرفتن غایت آرزوی ما شده است..



۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۳۶ قֽظֽ | Reply

جاويد :

به نظر من براي اصلاح ساختار قدرت در ايران ، اگر كسي اعتقاد داشته باشد كه بايد داخل حاكميت رفت و آنرا از درون اصلاح كرد ، در بهترين حالت يك دروغگو است.چون شرط ورود به ساختار اعتقاد و التزام عملي به آن است.و كسي كه اعتقاد و التزام عملي بدان ندارد و مي خواهد وارد شود ، اول از هر چيز به خودش دروغ گفته است.
من نمي دانم كه در اينجا بين دروغ گفتن و نتيجه مي توان معادله سود -هزينه اي تعريف كرد يا نه؟
ولي فكر مي كنم كه اين كار به نتيجه اي نيانجامد.

در باب انتخابات ، بنده فكر مي كنم كه اساسا مهم نيست ، كه 90 درصد در انتخابات شركت كنند يا 10 در صد .
چون انتخابات را يك راه حل پايين به بالا مي دانم و شخصا به اينگونه راه حلها معتقد نيستم.

۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۵۴ قֽظֽ | Reply

امین :

جناب آقای عبدی ، با سلام
اصلاح طلبان با این همه تجربه مدیریتی و علمی و اجرائی نتوانستند در طول 8 سال زمامداری امور ، مشکلی را از سر راه این ملت بردارند ، حالا مگر چیزی عوض شده که می خواهند دوباره به قدرت باز گردند.
اجازه بدهیم تا کار برای همیشه یک سره شود و حکومت یکدست خود به خود به انتهای راه برسد.
و اصلاح طلبان در این ایام بنشینند و برنامه ریزی بکنند برای آن روز ، برنامه کارشناسی شده ، اجرائی .

۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۱۰ قֽظֽ | Reply

سرتاج :

آقای عبدی در مورد انتخابات نمیخواهم سؤال کنم , ولی لطفا نظر خودتان را راجع به حضور معترضانه برخی از اصلاح طلبان بیان کنید .
چون آنقدر این نوع شرکت , حضور معترضانه , زشت و ناپسند می نماید که امروز روزنامه کیهان با توجه به تمام نیازی که به تک تک این آرا نیز دارد در موردش اینگونه نوشته بود:
سرگيجه ، كلمه اي كاملا پاستوريزه و خفيف و مؤدبانه است براي بيان حال و روز این آقایان مذبذب. ماجراي آن سرباز بخت برگشته اي است كه ساعتي زير آفتاب ايستاده بود و از سروان كه زير سايه پا روي پاي خود انداخته بود، دستور نظامي مي شنيد: چپ، راست ... چپ، راست... آخر سر صدايش درآمد كه جناب سروان تو خودت هم نمي داني چه مي خواهي، تكليفت را روشن كن و بعد دستور بده.


آیا این نوع حضور در امر قانونگذاری , نوعی ریاکاری و طفیلی بازی نیست؟
آنقدر این نحوه ی

۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۵۴ قֽظֽ | Reply

مجتبی :

از این دوستان که نظرشان را بیان کرده اند ممنون ولی عده ای هستند که معتقدند ما هر چه بدبختی می کشیم از دست شماست. احمدی نژاد رییس جمهور منتخب شماست. شما بودید که با تحریم به احمدی نژاد رای دادید. یک لحظه فکر کنید ببینید این تحریم ها نتیجه اش چیزی جز احمدی نژاد می شود؟ شما چه شرکت کنید چه نکنید حکومت انتخابات برگزار می کند، چرا فکر نمی کنید با رای دادن به اصلاح طلبان راه برای اصلاح جامعه باز می شود؟؟ از هوا حکومت دموکراتیک پایین نمی افتد...
جواب این قشر از افراد را چگونه میشود داد؟

۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۵۸ قֽظֽ | Reply

علیرضا :

در انتخابات شرکت می کنم و به بدنام ترین، متحجر ترین کاندیداها رای می دهم. باور دارم که ظهور حضرت مهدی و یک انقلاب از درون برداشته ام. اصلاح طلبان کاری جز فریب دادن مردم نمی کنند. برای انتخابات ریاست جمهوری دوره بعد هم همین کار را خواهم کرد.
......................................
عبدي:
فكر نمي كنيد تا آخر عمر هم بايد همين راه را برويد؟

۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۰۲ قֽظֽ | Reply

خدا را شکر که اولا ریا نمیکنند دوما این حرف راست است :

رئيس نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري حجت الاسلام والمسلمين محمديان در جلسأ معارفه مسئول جديد دفتر نهاد نمايندگي مقام معظم رهبري در دانشگاه علم و صنعتگفت: با حاكميت دولت نهم طي دو سال گذشته شاهد رشد فزاينده معنويت در بين دانشجويان كشور هستيم.

۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۰۷ قֽظֽ | Reply

:

من در انتخابات شرکت نمی کنم.دلایل زیادی باعث این تصمیم شده, اول اینکه این انتخابات را آزاد و رقابتی نمی دانم ودر قحطی چهره های سرشناس معتقدم با شرکت در انتخابات پیش رو و انتخاب افراد درجه 2,3 منسوب به اصلاح طلبان جریان اصلاحات تحقیر می شود.در شرایط کنونی تحریم و مشارکت تفاوت چندانی با هم ندارد.خاتمی که می گوید باید نقشه ها را برهم زد گویا تازه از خواب بیدار شده این نقشه ها از مجلس هفتم توسط دولت وی با شعار مصلحت نظام کلید خورد.به شخصه از ایرانی بودنم خسته شده ام و از انجام اصلاحات ناامید
.....................................................
عبدي:
نقشه هست و بايد بر هم زد اما نه اين نقشه‌اي كه ايشان فرمودند چون اگر طرف مقابل در پي اين نقشه بود زحمتي براي او نداشت كه بقيه موجودين را هم ردصلاحيت كند.اين وضع موجود محصول اراده آنهاست و نه اراده اين طرف.

۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۰۹ قֽظֽ | Reply

صدیقه :

مرتب گفته میشود شرکت در انتخابات حق شماست , میخواستم بگویم شرکت نکردن نیز حق ماست!

۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۱۵ قֽظֽ | Reply

:

ملتی که از تاريخ درس نگيرد ناچار به تکرار ان است .

۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۱۷ قֽظֽ | Reply

دانشجو :

درست هشت سال پیش در چینین روزهایی اگر سری به یکی از واحد های دانشگاه تهران می زدید شما هم از آن شور و هیجان سهمی می بردید. کمتر دانشجویی را می توانستید بیابید که نسبت به انتخابات بی تفاوت باشد. امروز دیگر از آن شور و هیجان خبری نیست!

۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۱۹ قֽظֽ | Reply

zandieh :

جناب آقای عبدی
آقای دکتر سروش در انتخا بات ریاست جمهوری گذشته خواستار حمایت از آقای کروبی شد و استدلال ایشان این بود که آقای کروبی ازتوانائی چانه زنی خوبی برخوردار است و در پناه این توانائی دیگران می توانند فعالیت مدنی خود را گستردش دهند. نمونه بارز آن روزنامه اعتماد ملی است که جنابعالی مطلب ارائه می کنید. اگر تحلیل های شما هر روز شرایط را سخت تر کند و به سمتی پیش ببرد که بجای فضای ایده آل, فضای انسدادي‌تر حاکم شود و نتیجه برون رفت آن شود که در پنج سال گذشته در عراق شد. گناه ضعف احزاب و نهادهای مدنی را نباید به حساب رئیس جمهور گذشته گذاشت که وظیفه اش دیگر است.
...........................................................
عبدي:
مگر فضاي موجود كه نسبت به سال 81 (قبل از زندان رفتن بنده)چند برابر انسدادي تر است محصول تحليلهاي بنده و امثال من است كه اگر بعد از اين شد ناشي از اين تحليلها باشد.بله فضا بسته تر مي شود اما به دليل فرصت سوزي كساني كه اعتماد مردم را به ثمن بخس فروختند.

۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۴۳ قֽظֽ | Reply

ali :

جناب آقای عبدی
به نظر میرسد که در این شرایط در ایران هیچ راه حلی جواب نمی دهد. ما مانده ایم که چکار کنیم. نه تحریم جواب میدهد نه مشارکت. نه انتقاد و نه مدح. نه درد نه درمان . نه سیاه نه سفید. به نظر میرسد که داریم کاملاً چون کرم پیله در تارهای خود خفه میشویم.
به امید رهایی از این وضعیت
...........................................................
عبدي:
تقزيبا هميطور است.و اين امري طبيعي پس از آن شكست حقارت بار است.زمان ميبرد كه كاري بتوان كرد.اما در هر حال بايد آماده بود چون فرصتها تكرار نمي شوند.

۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۱۹ بֽظֽ | Reply

حسین :

به قول آقای کاشی شاید جواب بعضی از این سوالها اساسا در افق فهم کنونی ما نباشد. من فکر می کنم این بن بستی که هر کس در هر موقعیتی به نوعی به آن مبتلا است منشا مشترکی دارد. ولی اتفاق خوب این است که به نظر من می رسد خرد جمعی ما به سمت همگرا شدن به لزوم نوعی بازنگری پیش می رود. نظر شما چیست آقای عبدی؟
اگر دوستان حوصله کنند مطلب "باز هم سخن از انحلال" آقای کاشی را بخوانند مفید خواهد بود. http://javadkashi.blogspot.com/
.........................................................
عبدي:
بله افق ممكن فهم در چنين جامعه اي محدود است و نمي توان با قاطعيت در باره آينده اظهار نظر كرد.

۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۳۱ بֽظֽ | Reply

علي :

اقای عبدی چند سوال از شخص شما که اهل دو دوتا چهارتا هستید دارم.
برسشهایم استفهامیست وهیچ جنبه اثباتی یا انکاری ندارد.

1.ایا تفاوت مشخصی برای مردم میان اینکه معین رییس جمهور می شد با احمدی نزادی که هست وجود نداشت؟
خواهشمندست با فرض امکان باسخ دهید.

2. تحریم محدود(بنا به امار) بی هدف بدون رهبر و بی برنامه برای فردای انتخابات منشا چه اثری می تواند باشد؟

3.همانطور که در مطلب بیشین در باب عدالت هم تعدادی گفتند ایا از این نباید هراسید که با خالی کردن صحنه بسیاری رویه ها در طول زمان برای اکثریتی از مردم تبدیل به عادت و بذیرفتنی شود؟

4. من از همه موارد تنها از گزینشها که این روزها دارد با شدت بیشتری باب می شود سوال می کنم
ایا همین یک مورد نمی تواند میان جامعه ای که مبتلا به مشکلات معیشتی است خفقانی گورستانی حاکم کندکه نتیجه اش بردگی روز افزون توده هاست؟

5.ایجاد بستری مناسب تر در ساختار موجود ایا منافاتی با حرکات عمیق تر دارد؟
.........................................................
عبدي:
يك مصاحبه با راديو آلمان انجام دادم كه آن را پس از انتشار تقديم مي كنم شايد پاسخ برخي سوالها باشد.

۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۳۵ بֽظֽ | Reply

پـــا بـــــــتـــــــی :

جناب عبدی عزیز
اگر یادتان باشد در یکی از نوشته های پیشین گفته بودم که آقایان مشارکت، مجاهدین، تحگیمی ها و خلاصه، ای همه اصلاح طلبان و پیشروها برای رسیدن به هدف های خیرخواهانه وملی برای مردم ومیهن باید مبارزه کرد و مبارزه هم بدون هزینه دادن میسر نیست. گفته بودم که برای اعتراض به رد صلاحیت ها حرکت اجتماعی سازماندهی کنید وگرنه کلاهتان پس معرکه خواهد بود. یادآوری کردم که گاندی و ماندلا هم که عالی ترین جنبش های مسالمت آمیز دنیا را رقم زدن، بدون پرداخت هزینه های سنگین که شما بهتر از من می دانید، به پیروزی نرسیدن. برادران عزیز! اگر آدم این کار ها نیستید "لطفا" کنار برید تا رنگی و نفتی نشید" میدان را به نسل جدید بدهید و گرنه خواهم گفت " لعنت بر پدر و مادر کسی که در این محل آشغال بریزد". شما کارتان از سوفاف اطمینان (بقول مرحوم گل آقا) هم گذشته به مانع وسدراه تبدیل شده اید و فقط منتظرید بترکد وبعد بگوئید "ما که گفتیم".
شما که شهامت ندارید ونمی خواهید هزینه نه گفتن را بپردازید، من وهمه پاپتی این مملکت با صدای بلند می گوئیم: نــــــــــــــــه!!!!!!! به احترام انسان و حقوق بشر، نـــــــــه!!!!!!!

۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۵۲ بֽظֽ | Reply

:

42
با سلام

چه باید کرد؟آیا بستر اجتماعی اقتصادی فرهنگی و شرایط بین المللی مناسب تغییرات بنیادین در ساخت حکومت مهیاست؟ راه درست کدام است؟
نمیشود فرض کرد در مسابقه فوتبالی قرار دارید که میزبان ءداور ءتماشاگر ء فدراسیون همه و همه دست بکارند تا نتیجه دلخواهشان رقم بخورد ء آیا باید از بازی انصراف داد تا نتیجه 3 بر 0 بسود آنان تمام شود یا اینکه با روشی مناسب به مساوی یا حداقل گل خورده از میدان بیرون آمد؟ در چنین شرایطی مساوی یا گل خورده کم پیروزی نیست؟ میگویید شرکت نه تحریم نمیشه پس چه باید کرد؟آیا به مردمی که تحت شرایط کمر شکن قرار گرفته اند فکر میکنید؟

۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۵۲ بֽظֽ | Reply

:

آقاي پدرام سوالاتي را مطرح كردند كه به نظر مي رسد نظرشان بر عدم شركت در انتخابات است . مي خواستم بپرسم كه:

1- ايا ايشان شرايط موجود را مطلوب مي دانند يا خير؟
2-اگر جواب خير است با عدم شركت در انتخابات چگونه مي توانيم و ضع موجود را تغيير دهيم؟

در ضمن بنده در اين انتخابات شت نمي كنم ولي دليل آن فقط احساس نوميدي است ولي واقعا" نمي دانم كه عمل درست كدام است شركت در انتخابات يا عدم شركت انتخابات

۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۳:۲۵ بֽظֽ | Reply

نگار :

سلام
جناب عبدی عزیز ممنون از شما و دیگر دو ستان عزیز که با مشارکت خود ,این سایت را به سایتی بی بدیل تبدیل کرده اند
*من هنوز حیران بین رای دادن و رای ندادن بودم که در اتوبوس بنده خدایی میگفت کاش به اعتماد ملی رای داده بودیم تا دست کم50 هزار تومن را می گرفتیم.
*من هنوز حیران بودم وقتی دیدم مردم بر اصل انتخابات و حق انتخاب خرده می گیرند
*هنوز درگیر هزینه فایده شرکت و عدم شرکت بودم که دیدم انصافا تحریم فراگیر عملی فعالانه تر است برای مردمی که تا صبح انتخابات فحش میدهند در روز انتخابات بدون هیچ تحقیقی برگی سیاه می کنند و یا به نامی که از صداوسیما بارها شنیده اند رای میدهند
*برای من سوال است چرا در شهر من (رباط کریم)اصلا کسی با مرام اصلاح طلبی برای مجلس کاندیدا نشد که مسئله رد صلاحیت او باشد
*امروز وقتی دوباره شعار ایران برای همه ایرانیان را دیدم دلگرم شدم
*من به کاندیداهای اصلاح طلب تهران رای میدهم
منتها این آغاز کار است باید فعال تر آگاه تر و با برنامه بود

۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۳:۳۰ بֽظֽ | Reply

احمد رضا مینایی :

آقای عبدی من میخواهم این نوشته را در سایت منتشر کنید تادیگران هم در باره آن نظر بدهند وخودتان هم نظر بدهید
وقتی اینهمه سخن درباره اثرات منفی در آمد ناشی از فروش نفت بر اقتصاد کشورگفته میشود واقتصاد دانان دور هم مینشینند واز آثار سوء آن میگویند وراه کار برای نحوه خرج کردن این پول باد آورده میاندیشند یا تابحال کسی به این موضوع فکر کرده است که اصلا چرا مابایدبیش از نیاز ارزی کشوذ نفت بفروشیم که ندانیم با ارز ناشی از آن چکار کنیم از زمان ریاست جمهوی آقای خاتمی
که مازاد در آمد نفت پیدا شد باید تولید نفت را کاهش می دادند نه اینکه حساب ذخیره ارزی درست کنند وبه جای نگهداری دلار که هرروز اخبار کاهش ارزش آنرا میشنویم نفت را که هرروز قیمتش بیشتر میشود در زیر زمین باقی میگذاشتیم با اینکار هم ثروت ملی افزایش پیدا می کرد هم تورم اینقدر زیاد نمیشد هم پول اضافی نفت که سرمایه ملی است صرف واردات کالاهای مصرفی وتجملی نمیشد و به تولید ملی آسیب نمی رسید و بیکاری افزایش نمیافت
آیا نمی توان به اندازه نیاز ارزی مملکت برای واردات کالاهای ضروری نفت صادر کرد
........................................................
عبدي:
دلائل متعددي دارد.نياز ثابت نيست و بيشتر هم مي شود.كاهش توليد موجب از دست رفتن بازار و سهم در اپك مي شود بعلاوه هنگام كاهش قيمت راهي براي جبران كاهش درآمد نيستاشكالات فني هم دارد.

۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۳:۴۷ بֽظֽ | Reply

پیمان :

آقای عبدی
چی شده اون متنتون درباره ی بازجویی پس دادنتون در مورد پرونده ی نظرسنجی؟ گشتم نبود . یا هست؟
.........................................................
عبدي:
به قسمت خاطرات سايت مراجعه كنيد.

۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۴:۰۲ بֽظֽ | Reply

حسن رضایی :

به عنوان دین باوری که خداوند را همواره می خوانم دین ام را وجه المصالحه هیچ معامله قدرتی نگرداند، برای خودم سه دلیل دینی به هم پیوسته برای تحریم دینی انتخابات پیش رو دارم که مایلم در اینجا به بحث انتقادی بگذارم تا اگر خطا می کنم اصلاح شود و دین باورنی چون من هم بنابراین در انتخابات آتی خدای ناکرده مرتکب خلاف شرع نشده و آنچه مورد رضایت حق است انجام دهند: 1. به دلیل این که خلقت خدا (از جمله حیات انسان) را تماماً بر اصل ازادی و به ویژه آزادی دررهبری خویش به هدیات یا ضلال می فهمم 2. حیات خداداد را مجموعه ای توحیدی از حقوق "ذاتی" و کرامت "ذاتی" می دانم که حق مشارکت آزاد در تعیین سرنوشت خود مقتضای عقلی آن است 3. تا زمانی که پاسدار حقوق و کرامت خودم و دیگران می باشم (یعنی خشونت زدایی مرام ام باشد) ترس از باختن ندارم زیرا خداوند وعده پیروزی قطعی داده است.

۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۰۳ بֽظֽ | Reply

ذبیح اله رامش خواه :

سلام
با تحلیل شما موافقم _ البته تا حدودی _ ماهها قبل در کامنتی در این سایت پیش بینی کرده بودم که احتمالا برنده انتخابات طرفداران هاشمی و هیئت موتلفه هستند شواهد نیز تا حدودی این را نشان میدهد اگر عنوان این گروه اصلاح طلب باشد باز در ماهیت موضوع تغییری نخواهد داد اصلاح طلبان از قدرت اخراج شده اند و امیدی برای باز گشت ندارند من با اطمینان پیش بینی می کنم در رقابت احتمالی ریاست جمهوری دهم آ قای خاتمی اگر بیاید شکست سختی را از آقای احمدی نژاد متحمل خواهد شد تجربه تاریخ سیاسی معاصر نشان میدهد حاکمیت یگانه از کارایی بیشتری در حوزه های اقتصادی _ اجتماعی برخورداربوده و با روحیه ایرانیها نیز سازگار تر است متاسفانه حداقل انتظار از دولت و مجلس اصلاح طلبان نهادینه کردن امکان رقابت جدی سیاسی از طریق ورودی انتخابات بود انتظاری که بر آورده نگردید

۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۲۶ بֽظֽ | Reply

مصطفی1 :

اگر انتخابات سازوکار دمکراسی است بتبع ان شرایطی باید بر ان مترتب باشد اول اینکه وظایف و حوزه اقتدار مجلس بر همگان معلوم باشد دوم در دایره این وظایف برنامه کاندیدا ها چه هست یا چه باید باشد . در تبلیغات میبینیم که منظور و هدف های متعددی از این فرایند تبلیغ میشود مانند کوبیدن مشت بر دهان امریکا ، انجام وظیفه دینی ، مایوس کردن دشمنان و ..... انچه که در این میان فراموش شده نقش و جایگاه مجلس و مجلسیان در اداره کشور است حتی بعضی کاندیدا ها شعار هایی میدهند که نشان از این دارد که انها هم از اصل بی اطلاع هستند کاندیدا هایی که میخواهند بیکاری و فقر را ازبین ببرند و روابط خارجی را سرو سامان دهند بی انکه متوجه باشند ( یا خود را به ان راه میزنند ) که مجلس قدرت اجرایی ندارد و این شعار ها مربوط به انتخابات دیگری است البته در فرصت کم انها شادمانند که کسی از انها برنامه نمی خواهد در این شرایط هر کسی از ظن خود یار انتخابات است اما عمده ترین و مهمترین نکته ای که از این بازار تبلیغی پیداست این است که حساسیتی نسبت به تعداد ارا وجود دارد بیشتر سمت و سوی جو ایجاد شده برای کشاندن مردم بپای صندوق است چیزی که در تلویزیون هنگام مصاحبه رییس محترم دولت هم دیده شد انجا که مصاحبه کننده به نقش سازمان مطبوعش در کشاندن مردم بپای صندوق اشاره داشت که البته رئیس جمهور هم از او خواست که این جمله را نگوید .
اما چرا این همه اصرار باین کار است ؟ همه میدانند که به باور طرفداران حكومت و دولت مشروعیت نظام از مردم نیست و ايضا مقبولیت مردمی هم از اعتباری برای انها برخوردار نیست . از سویی مطمئنا میزان رضایت مردم هم برای انها معلوم ومشخص است . در بعد خارجی هم با امکاناتی که تکنولوژی ارتباطات فراهم کرده هیچ چیز برای خارجی ها هم پوشیده نیست حتی رفتار های پیش بینی نشده توده مردم را هم همه میدانند و البته اختلاف بین زبان و دل را هم همه میدانند پس حتما علارغم این معلومات و برخلاف انچه که گفته میشود مقبولیت نتیجه گرفته شده از میزان مشارکت بسیار مهم می نماید نکته ای که سعی میشود لابلای تبلیغات گم شود و ناراضیان تصور کنند که میتوانند با انتخاب خود اوضاع را بهتر کنند من با جناب محمد حسین موافقم بر سر قبری شیون میشود که مرده ای در ان نیست علت اصرار اصلاح طلبان هم نقشی است که در این سناریو بعهده دارند والا همه میدانند که مجلس در جایی که علنا نفی دمکراسی میشود و حتی دمکراسی مذموم و متاع بی منزلت غربی شناخته میشود نقشی متفاوت دارد ونمی تواند در سازوکار دمکراسی نقشی بران دانست نباید از مجلس توقعی فراتر از انچه که هست داشت اصلا باید ساختار سیاسی را شناخت و در این ساختار نهاد ها اگر چه همنام نهاد های مشروطه است اما کاملا متفاوت عمل میکنند

۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۴۲ بֽظֽ | Reply

حبیب ـت :

با سلام جناب عبدی!
در این قیل و قال شرکت کردن و نکردن در انتخابات و سرو صدای تائید و رد صلاحیت ها متأسفانه، اساسی ترین کاستی انتخابات مجلس هشتم، مثل تمامی مجالس پیش از آن نادیده گرفته شده و میشود. برای توضیح این اساسی ترین
کاستی باید اول پرسید آیا نفس انتخابات، حتی اگر هیچ فیلتری هم مثل نظارت استصوابی و یا دیگر اشکال قیمومیت سیاسی و مدنی! در کار نباشد، یعنی دموکراسی و رأی ملت؟
من با قطعیت کامل میگویم نه، چرا؟ چونکه، آنچه به یک روند انتخاباتی صفت دموکراتیک و بر آمد ِ اراده مردمی میدهد حضور احزاب واقعی سیاسی است که، نقش وجدان بیدار و آگاهی واقعی آحاد، اقشارو طبقات مختلف مردم را بازی میکنند. رابطه مردم با احزاب سیاسی از طریق زیر مجموعه های انان: نهاد های مدنی ، سازمانه های حرفه ائی مثل سندیکاها، اتحادیه ها، ارگان های قومی، سیازمان زنان ، جوانان ، و... پیوسته و ادمه دار سامان می یابد.
مردم فقط و فقط به کمک چنین نهاد هائی میتوانند با ذهنیت اجتماعی خود، زنده و برآمده از وجود و هستی اجتماعی اشان و نه برآمده از پندارها ، باورها و تفکر نابسامان و مغشوش سیاسی خود، در روند انتخاباتی به صورت دموکراتیک شرکت کنند. بالا بودن سطح شعور سیاسی افراد جامعه هرگز و هرگز نمیتواند جایگزین روان و ذهنیت جمعی تنظیم شده در یک حزب سیاسی شود.
احزاب سیاسی نقش ذهنیت سیستماتیک و منظم ِ مردم را، در همه کشورها حتی پیشرفته ترین آنها، بازی میکنند. رابطه احزاب با مردم مثل رابطه سیستم عضلانی و سیستم روانی عصبی است. توانمند ترین اعضای بدن آدمی بدون فرماندهی سیستم عصبی و در مرکز آن مغز، قادر به حرکت درست نمیباشد. اگر همه احاد یک جامعه علامه دهر سیاست هم باشند و اگر در گزینش خود آزاد هم باشند، ذهنیت انفرادی میلیونها و انباشت کمی این ذهنیت میلیونی هم نمیتواند نقش ارگان هدایت گر حزبی را بازی کرده و جای آنرا بگیرد.
و هنگامی که از حزب صحبت میکنیم، منظور، بوتیک های سیاسی فصلی و تحت الحمایه پرورش یافته نیست، منظور تابلوهای قدیمی رنگ باخته ائی هم که برسردرِ این یا آن بنگاه ورشکشته آویزان است نیست .
منظور از یک حزب سیاسی آن سازمان سیاسیی است که حد اقل واجد این شرایط باشد:
1ـ ادامه کاری داشته و داشته بوده باشد .
2 ـ به اعتبار ادامه کاری پیش گفته، هویت سیاسی و اجتماعی تعریف و تثبیت شده داشته باشد.
3 ـ بر پایه این هویت سیاسی و اجتماعی تعریف و تثبیت شده، بدنه (قاعده) نسبتاً ثابت اجتماعی داشته باشد. بدین معنی که چند میلیونی از آحاد مردم بر پایه شناخت نظری و یا تجربه عملی با خط و ربط آن حزب هم در راهبرد های کلان و هم خرد آن آشنائی داشته و آنرا تأئید کنند. تبعاً همه احزاب سیاسی جا افتاده در کنار این پشتوانه ثابت اجتماعی ، در صد معینی هم رأی دهنده موسمی دارند که به اقتضای برنامه مقطعی و انتخاباتی ( مالیات ، حقوق بیکاری، کمک هزینه مسکن، کمک مالی برای بچه ، هزینه درمان و...) با این یا آن حزب رأیی میدهند. جنگ و جدال اصلی انتخاباتی در کشور های واجد دموکراسی دقیقاً برای جلب این بخش از رأی دهندگان است. مثلاً حزب کار گر و یا محافظه کار انگلیس هر یک پنجاه ـ شصت در صد آرایشان را هواداران ثابتشان میدهند و... .
4 ـ یک حزب سیاسی فقط از طریق سازمانهای زیر مجموعه خود است که با توده های میلیونی نه گله وار، بلکه سازمان یافته ، در تماس دائمی بوده و از همه مهمتر در برابر این تود ه هوادار پاسخ گو است. رابطه این گونه احزاب با قاعده اجتماعیشان موسمی نیست.
بنا بر خطوط عمده شرح داده شده فوق، ما در کشور خود حزب نداریم . دستجاتی داریم که بر اساس منافع درون گروهی، ایلی وطایفه ای با هم هستند و بی گمان با تغیر جهت وزش باد سیاسی هم مثل حباب محو خواهند شد. دوام آنان قبل از آنکه از حمایت و ریشه مردم اشان باشد، از مرحمت یا مصلحت حکومت گران است.
لذا، در شرایط فقدان احزاب سیاسی واقعی، اصل قضیه پا در هواست. چه کاندید ها از فیلتر بگذرند و چه نگذرند، چه به آنچه میگویند وفادار باشند و چه نباشند و... .
کشیده شدن از زاویه، رد و یا تأئید صلاحیت به این بحث، به نحوی خود سامان و در بنمایه خود کاستی بنیادی و غیراسلوب اندیشی سیاسی را در خود دارد. این بحث بر سر نطفه ایست که هر گز نبسته است تا سقط شود!!

۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۲۹ بֽظֽ | Reply

فرشاد :

من رای نمیدهم چون هنوز نتیجه ی 3 رایی که به مجلس ششم، خاتمی و معین داده ام نگرفته ام. شاید گرفته ام البته به شکل معکوس!

۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۲۹ بֽظֽ | Reply

حمله پلیس ضدشورش به دانشجویان علوم پزشکی شیراز و بازدا :


خبرنامه امیرکبیر: مراسم بزرگداشت روز ملی شدن صنعت نفت که قرار بود در تالار صدرا و سینای دانشگاه علوم پزشکی شیراز برگزار شود، با مداخله نیروی انتظامی لغو شد. نیروهای ضدشورش دانشجویان را مورد ضرب و شتم قرار داده و تعدادی از دانشجویان را بازداشت کردند.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، این جلسه که قرار بود با حضور داوود هرمیداس باوند، عبدالعلی بازرگان و یوسفی اشکوری برگزار شود، دقایقی پیش از شروع آن توسط ماموران امنیتی لغو شد. پلیس ضدشورش تالار صدرا و سینا را به محاصره خود در آورده و با باتوم دانشجویان را مورد ضرب و شتم قرار داد. در این حمله نیروی انتظامی، چند تن از دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز از جمله مسعود خیراتی، مهدی امیریان، سعادت دلفانی، علی حسنی، محسن فخری و مجتبی وکیلی بازداشت شدند.

همچنین دانشجویان دانشگاه شیراز نیز خبر دادند، دکتر محمد مهدی احمدی، دبیر انجمن اسلامی دانشگاه علوم پزشکی شیراز، و نادر دیناری که جهت مذاکره برای آزادی دانشجویان به وزارت اطلاعات فارس مراجعه کرده بودند، بازداشت شدند.

این جلسه قرار بود در ساعت ۱۵:۳۰ برگزار شود، ولی مامورین امنیتی و پلیس ضدشورش با مستقر شدن در جلوی تالار از ساعت ۱۴:۳۰ اقدام به ضرب و شتم و متفرق کردن دانشجویان کردند. گزارش ها حاکی از آن است که عده ای از دانشجویان توانسته اند از طریق خیابان نشاط فرار کنند و خود را به دانشگاه علوم پزشکی برسانند. عده دیگری از این دانشجویان نیز به دانشگاه شیراز رفته و به صف تجمع کنندگان آن دانشگاه پیوسته اند.

در همین حال امروز اعلام شده است که نماینده تام الاختیار وزارت علوم برای مذاکره با سخنگویان دانشجویانِ تجمع کننده دانشگاه شیراز به این دانشگاه آمده است و قرار بود این مذاکرات از ساعت ۱۴:۳۰ شروع شود. تجمع کنندگان نیز در محل پردیس ارم گرد آمده و پلارکاردها و پارچه نوشته هایی دور تا دور میدان نصب کردند. برخی از شعارهای نوشته شده بر این پلاکاردها عبارتند از: “فرمانده پادگان این آخرین پیام است، جنبش دانشجویی آماده ی قیام است”، “گر تیر و فتنه بارد، جنبش ادامه دارد”، “دانشجوی احضاری حمایتت می کنیم” ، “صندلی حیا کن، صادقی رو رها کن” و…

دانشجویان دانشگاه شیراز اعلام کردند، در صورتی که مذاکرات بی نتیجه باشد از همین امروز تجمع از سر گرفته می شود. سخنگویان دانشجویان اعلام کرده اند که باید ضرب الاجلی برای برکناری صادقی تعیین شود و همچنین احضارهای دانشجویان به دادسرا باید پس گرفته شود و دانشجویان حاضر در تجمع نیز باید از طرف کمیته های انضباطی احضار نشوند، در غیر این صورت تجمع به صورت نامحدود ادامه می یابد.

گفتنی است صادقی ریاست دانشگاه تلاش های خود را برای تعلیق و اخراج بیش از ۲۰ نفر از دانشجویان را آغاز کرده است. گزارش ها از دانشگاه علوم پزشکی شیراز نیز حاکی از آن است که اعتصاب غذای دانشجویان در این دانشگاه نیز در آستانه شروع شدن است.




۲۱ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۴۰ بֽظֽ | Reply

علی :

درباره ی سردار زارعی چیزی نمی نویسید؟ البته اگر بشود چیزی گفت!

۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۴۵ قֽظֽ | Reply

علی رضا :

با سلام
فیلم پیرسپولیس وقت کردید ببینید.یک سوال با اجازه: برنامه با مانیفیست فرق دارند؟ فکر نمی کنید در شرایط مو جود هر کسی حداقل باید برای خودش یک برنامه اصلاحی داشته باشد:
برنامه اصلاحی=فهم خواسته ها و نا خواسته ها

۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۴۹ قֽظֽ | Reply

اکبر :

به نظر من بهتر است تا آنجایی که امکان دارد باید به اصولگگراها رای داد اونها کار خودشونو میکنن و کار آیی خودشونو نشون میدن کافیه به کارنامشون تو این دوسال نگاه کنیم.

۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۵۶ قֽظֽ | Reply

امید - جواب به چند سؤال :

دوست عزیزی بنام مجتبی در کامنت خودشان اینگونه پرسیده اند:
" عده ای هستند که معتقدند ما هر چه بدبختی می کشیم از دست شماست. احمدی نژاد رییس جمهور منتخب شماست. شما بودید که با تحریم به احمدی نژاد رای دادید. یک لحظه فکر کنید ببینید این تحریم ها نتیجه اش چیزی جز احمدی نژاد می شود؟ شما چه شرکت کنید چه نکنید حکومت انتخابات برگزار می کند، چرا فکر نمی کنید با رای دادن به اصلاح طلبان راه برای اصلاح جامعه باز می شود؟؟ از هوا حکومت دموکراتیک پایین نمی افتد...
جواب این قشر از افراد را چگونه میشود داد؟ "( پ - ن)
جواب:
عده ای هم در مقابل هستند که معتقدند آقای احمدی نژاد مشروعیتش را از آرا بقول آقای کروبی بی سیم به دستان , ساختگی و از همه مهمتر کسانی که فکر میکردند اگر آقای رفسنجانی انتخاب شوند معجزه ای اتفاق می افتد که قبلا در ید بیضا ایشان نبوده است!! بدست آورده و با تیعی که آنان به دست ایشان دادند امروز دارند اینگونه بی محابا می تازانند ....
بله ! عده ای هم احساس میکند آقای احمدی نژاد با فریب خوردن افراد ساده و زودباور و .... بطور کلی "آن قشر" توانستند مفت و مجانی آرا مخالفان را یکجا بحساب خود واریز و ...... کنند!
بجز این مورد ,
فکر میکنم این گونه به مسایل نگاه کردن از اساس یک فریب است.
اجازه دهید توضیح میدهم.
فرض کنید مردم یکپارچه در انتخابات ( و بنظر من تور مهندسی !) شرکت میکردند و مثلا آقای معین را انتخاب میکردند. آن وقت چه اتفاقی می افتاد که در زمان آقای خاتمی نیافتاده بود؟
آقای معینی که یکی از وزاری آقای خاتمی بودند! خوب ! حالا نباید از آن قشر پرسید خود آقای خاتمی , چه کردند که آقای معین قصد داشتند و میتوانستند بکنند؟
به همین دلیل معتقدم این نوع نگاه به انتخابات که اگر شرکت نکنید ال میشود و بل یک خدعه و فریب است از طرف کسانی که میخواهند مفت و مجانی برگه های اسلحه ی رای را از دست دارندگان آن بگیرند و آنها را خیلی ساده خلع سلاح کنند !! ... چه کسی از مشروعیت مفت و سواری گرفتن بدش می آید؟
موضوع خیلی ساده است.
انتخابات مجلس "شورا" ست.
مردم علی الصول می بایست نماینده های خود را با دادن آرای خود به او , برای این مجلس انتخاب کنند.
طبیعیست وقتی کسی نماینده اش , یا حتی فرد نزدیک به نماینده اش در بین این کاندیداها نیست , عاقلانه منطقیست که نمی باید در چنین شرکت کند وگرنه , هم بخودش ظلم کرده , هم به مجلس شورا
طبیعیست نماینده مردم در هر حوزه ی انتخابیه می بایست در همان حوزه زندگی مردم زندگی کرده , یا کند و با مردم نشست و برخاست داشته و به زبان آنها آشناست ..... چطور منی که مثلا کٌرد هستم میتوانم نماینده ی فارس زبان انتخاب شده را برای بیان مشکلاتم انتخاب کنم؟
چگونه کسانی که ترک هستند , میتوانند قبول کنند کسی نماینده شان باشد که نه به زبان آنها صحبت و نه درد آنها را حس میکند .....مثلا من در تعجبم چطور ممکن است مردم قم , آقای لاریجانی را که در شهر دیگر بزرگ شده و مشکلات شهر خودش را لمس کرده , میتوانند بعنوان بیان کننده ی دردها و آلام خود انتخاب کنند؟
سر خودمان که دیگر نمی خواهیم کلاه بگذاریم , میخواهیم؟
نمیدانم این قشر که این گونه من نوعی را متهم به همکاری در انتخاب آقای احمدی نژاد میدانند , ابوموسی اشعری را میشناسند یا نه؟
بنظر من باید برای آنها شخصیت او را توضیح داد و داستان قرآن سر نیزه کردن او را وقتی داشت شکست میخورد بیان کرد و بعد برای آنها نتیجه گیری کرد که اینگونه استدلات همان قرآن سر نیزه کردن ابو موسی اشعریست!
سعی میکنم از زاویه دیگری موضوع را توضیح دهم .
همه , از اصلاح طلب , اصولگرا , مخالف .... و منتقد ... همه میگویند جامعه "بیمار" است .... و تقریبا همه علت این بیماری را کم و بیش میدانند .از این قشر , آقا مجتبی سؤال کنید چه وقت بیماری بوجود می آید ؟
حتما خواهند گفت : وقتی تعادل در یک سیستم به هم میخورد .....
مثلا رشد و تکثیر سلولها عملیست لازم برای یک سیستم , ولی وقتی این سلولها رشد غیر طبیعی داشته باشند , به این میگویند سلولهای سرطانی که کشنده ی سیستم است و باید هر چه زودتر بهتر ..... یا با شیمی درمانی رشد این سلولهای سرطانی را متوقف .... یا آن اعضای سرطانی را از کالبد خارج ساخت.
حال اگر کسی اقدام به جلوگیری از رشد سلولهای سرطانی کرد , آیا رواست آن قشر , او را متهم به رشد دادن سلولهای سرطانی کنند؟
همین سؤال فریبنده را را به شکلی دیگر کامنت گذار دیگری بنام ali کرده اند به این شکل :
"من از شما سوال میکنم اگر بر اثر نابخردي برخي ها امریکا به ایران حمله کرد و مجلس موسسانی تشکیل شد چه تضمینی وجود دارد که امثال اقای مسعود رجوی در ان حضور نداشته باشد و برای کشور ما تصمیم گیر نشوند."( پ - ن )
اگر به نگاه پشت این سؤال توجه کنیم بدقت انحصار طلبی و عدم اعتماد به مردم و ..... همان تفکر شورای نگهبان را به وضوح در دل آن می بینیم.
از این دوست عزیز باید پرسید : چه اشکال دارد اگر مردم واقعا به مسعود رجوی رای دادند و به اعتماد داشتند او هم مثل بسیاری دیگر به آن مجلس بیاید؟ و در یک بستر مناسب نظراتش را مطرح کند؟
در ضمن ali جان متاسفانه بدون توجه به آرا , نابخردی صورت گرفته و خبر نداری !! همه مقدمات برای ترس شما , حمله ی آمریکا با مواضع نابخردانه فراهم است . اگر بشود جلوی آن را گرفت تنها با جدا کردن حسابها , داشتن صداقت , بکار بردن خرد , .... است و تیغ ندادن دست زنگی مست.
بقییه سؤالات را اگر فرصت شد , بعدا به آن خواهم پرداخت.
با امید بهروزی برای همه

.......................................................
عبدي:
منظور علي اين نيست كه فردي چون رجوي با انتخابات بيايد اشكال دارد بلكه بطور روشن گفته است كه آمريكايي ها چنين فردي را حاكم كنند .بنابر اين كمي در نقد ديگران به نظرشان وجه كنيم تا نتيجه غلط حاصل نشود.جواب داده شده ربطي به پرسش نداشته است.

۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۱۰ قֽظֽ | Reply

asghar :

روزنامه کیهان در چگونه انتخاب كنيم ؟ (يادداشت روز)
نوشته بود

و بالاخره بايد به اين نكته با اهميت توجه داشت كه كليه نامزدهاي تأييدصلاحيت شده از هر گروه و جناح سياسي، افرادي «صالح» هستند و تلاش مردم در انتخابات براي گزينش «اصلح» از ميان صالحان است
ولی همه مراجع توصیه داشتند مردم مواظب باشند ناصالح ها به مجلس نیایند!!
این تناقض را چگونه میشود هضم کرد؟

۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۱۵ قֽظֽ | Reply

پس مبنا چیست؟ مگر ارباب آنجا آمریکاییها نیستند؟ :



سفير ايران در عراق: مبناي عملكرد ايران در قبال عراق اظهارات ضد و نقيض آمريكايي ها نيست

۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۱۸ قֽظֽ | Reply

یوسف :

واقعیت اینست که انتخابات بیش از آن که برای مردم اهمیت داشته باشد برای مسوولان اهمیت دارد و به همین دلیل تبلیغات زیادی را از طرف مسوولان دولتی می بینیم که مردم را به شرکت در انتخابات دعوت می کنند. به برآوردی، معادل ۱۴۰۰ میلیارد تومان هزینه تبلیغات در تلویزیون می شود!

۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۲۳ قֽظֽ | Reply

مهشید :

بنظر من نباید گذاشت کام کسانی که نظام مورد علاقه و آن چیزی که در جامعه پیاده کرده و میکنند "حکومت" است با شیرینی رای های جمهور نظام "جمهوری" شیرین شود.



۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۰۵ قֽظֽ | Reply

هادی :

قبلا با انگیزه ی مشارکت داشتن در ساختن محیط زندگی خودم در انتخابات شرکت می کردم، اما بعد از شکست دولت اصلاحات فکر می کنم رای ندادن من بهتر باشد. به نظر من آن ساز و کار مردمسالاری که مداوم از آن دم می زنند در جمهوری اسلامی وجود دارد، نیست.

۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۱۱ قֽظֽ | Reply

«جو پاي كتل فايده اي ندارد». :

بقول حجاریان :
نمي توان بدون تكيه بر نيروهاي اجتماعي، نزديك انتخابات با بسيج پوپوليستي گمان كرد كه مي توان سربالايي را رد كرد.

۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۱۴ قֽظֽ | Reply

مگر مجلس هفتم کارآمد نبود؟ :

ايران مقتدر و پيشرفته با راى به فهرست جبهه متحد اصولگرايان

همايش انتخاباتى جبهه متحد اصولگرايان عصر ديروز با حضور نامزدهاى اين جبهه و اقشار مختلف مردم در مجموعه ورزشى شهيد شيرودى برگزار شد . در اين همايش نامزدهاى جبهه متحد اصولگرايان از مردم خواستند براى پيشرفت و اقتدار ايران وتشکيل مجلسى کارآمد وتوانا که بتواند مشکلات مردم را حل کند به فهرست واحد اين جبهه راى دهند. ...

۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۱۷ قֽظֽ | Reply

مگر قبلا بجرم تخریب حذف نشده بودند؟ :


مهدى کروبي:
دوم خردادى ها در آستانه انتخابات دست به تخريب زده اند

۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۱۹ قֽظֽ | Reply

بیخود سختش نکنید! پیروزی آنها را :

پیروزی آسان

با عفلت ما

به نفع آنها!
ابطحی

۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۲۳ قֽظֽ | Reply

امیر ایرانی نژاد :

خدمت استاد و دوستان سلام:
نوشته جناب بهروز را من به این رو جواب میدم ( تهرونیا میگن و باور دارند که کوم بزه و خیار هر دوشون تو فصل بهار می ان ) حالا شما ام داداشم صبور باش اونم در حال او مدنه . جناب استاد منهم روش شما را که نمیخواهید در خارج زندگی کنید دوستدارم اما در ان زمانیکه راه نفسکشیدن را رو ما بستند ما با شاه شاهان روبرو بودیم و مردم و دانشجو هدفشان یکی بود. هیچ مگر سرنگونی او یعنی داشتن حاکم و مجلس منتخب و تشکیلات حزبی ازاد . اما امروز داستان وارونه شده اینا مجلس رو از ما گرفتن و خیال میکنن که علی اباد هم شهره . کاشکی میدونستند که پایان شب سیه سپید است
.....................................
عبدي:
اين كه گفتم من در خارج زندگي نخواهم كرد مطلقا تعريضي به كساني نيست كه در آنجا زندگي مي‌كنند .هر كس خلق و خو و روحياتي دارد مطلقا به معناي وجود ويژگي مثبت يا منفي منظورم نبود..

۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۳۵ قֽظֽ | Reply

شهروند :

كارگزاران نوشت: دوستعلي، دبير هيات دولت در اظهاراتي عجيب در كرمان دوران احمدي‌نژاد را دوران ظهور صغري ناميده است. وي با اشاره به اينكه غيبت امام زمان (عج)، دوره‌هاي صغري و كبري داشته، مدعي شد كه دوران ظهور آن حضرت نيز صغر و كبري دارد كه دولت احمدي‌نژاد، دوران صغراي ظهور ايشان است.
منتظر واکنش حوزه های علمیه هستم ببینم موضع می گیرند یا سکوت می کنند. از نهادهای دیگر توقعی ندارم.
..............................................................
عبدي:
استقلال حوزه ها بيش از آن دچار خدشه شده كه توان پاسخ دادن داشته باشند .بخش اعظم هزينه حوزه ها وقتي از مركز تامين شود كار تمام است.

۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۳۹ قֽظֽ | Reply

فرزاد :

انتخابات، حضور یا عدم حضور ؟


مهمترین تو جیه مدافعین تحریم انتخابات در شرایط امروز اینست که حضور مردم در انتخابات مشروعیت بخشیدن به ساختاری غیر دموکراتیک است که خود جای تامل دارد
اما با توجه به شرایط جامعه ی ایرانی، چه راهی برای دستیابی به منافع عمومی وملی ، در دسترس تر و عمل به آن قابل قبول تر ست ؟
در رابطه با مشارکت و عدم مشارکت مردم در انتخابات باید به اندازه ی کافی دلیل ارائه کرد و متناسب با شرایط اجتماعی راه درست تر را انتخاب نمود ، راهی که نه تنها سیر دموکراسی خواهی ملت ایران را مختل نکند ، که به نهادینه شدن وتثبیت آن کمک هم نماید .
نقد رویه ی عدم مشارکت در انتخابات قطعا به معنای نفی و بی اعتبار نمودن این نظر و خواست نیست، و صرفا پیش بردن بحثی استدلالی ، برای یافتن راهی است روشن، برای رسیدن به اهداف آزادیخواهانه و برابری طلبانه ی ما.
تجربه ی انتخابات ریاست جمهوری نهم نا کارآ بودن بحث عدم مشارکت در انتخابات را حداقل در این برش زمانی معاصر جامعه ی ایرانی را قوی به اثبات رساند، پس تاکید بر این گزینه ی آزموده شده (تحریم و عدم مشارکت ) دنبال کردن چرخه ی باطلی است که خارج نشدن از آن، یا تن دادن به آن، ما را منزوی و از خواست هایمان ، دور خواهد کرد ، علاوه بر این خود توجیهی برای بی عملی سیاسی، و سخت گیری در تعصبی است که استدلالی متناسب با آن تا این لحظه ارائه نشده است .
در چنین شرایطی که نتیجه ایی عینی برای جامعه بوجود نمی آید تاکید مکرر بر این شیوه بدون فعالیت در راستای تحقق آن ،خواه نا خواه ، خود نوعی عافیت طلبی ، را به ذهن می آورد، هر چند انگیزه ایی شرافتمندانه همچون سعادت ملت غایت آن باشد .
و آنچه هم تا کنون مطرح گردیده ، تاکید بر رویه ایی سلبی بوده ، که در این زمان خاص هیچ ایجابی را با خود نخواهد داشت .

عدم مشارکت بی ساز و کار تشکیلاتی ، به معنی ایجاد یک وحدت رویه - نمی تواند تاثیری خاص بر جای نهد وحاکمیت را به تغییری معقول وا دارد ، در این حال شاهد پراکندن نیرو های اجتماعی و حرکتی کور خواهیم بو،د که با توجه به بافت اجتماعی ایران و نظام سیاسی حاکم، بیشتر منافع صاحبان قدرت را تضمین و تثبیت می نماید تا سعادت ملت ،به بیان دیگر دوری و انزوای عمومی در ممالک در حال توسعه قبل از آنکه متضمن منافع عمومی باشد، تثبیت کننده ی اراده ی صاحبان قدرت بوده و هست .
امروز این خواست مردمی است که در ساز و کاری دموکراتیک، ساختاری سیاسی و حاکمیتی غیر قابل انعطاف مانند پاکستان ،را به کرنش وا می دارد و در ترکیه گام به گام دموکراسی ،شان و منزلت می یابد و جا بر زنرالهای چکمه پوش تنگ می نماید .
بی شک شناخت از بافت جمعیتی شهر ها و روستا ها_ بطور خاص در محیط های محروم از لحاظ معیشتی و فرهنگی _ و توقعات آنها از یک انتخابات و نمایندگان بر آمده از آن انتخابات می تواند، قضاوت ما را در مورد عدم شرکت در انتخابات چار چوب دار تر کند.
ذهنی کردن صرف مقوله ی انتخابات و دور شدن از واقعیات عینی ،موجب شده که نتوانیم تحلیلی درست و بجا، از لایه های درونی جامعه ارائه دهیم.
همه بر این مسئله اشتراک نظر داریم که جایگاههای غیر انتخابی در ساخت نظام سیاسی ،بهره ی خود را از حضور مردم در انتخابات می برند ،اما آنچه مطر ح است پرسشی واضح است :
که چکار باید کرد تا کفه ی منافع حضور، در انتخابات به نفع ملت سنگین شود ؟ و به همین میزان از بهره کشی حاکمان از انتخابات بکاهیم.
در این باره باید اذعان داشت، که در شرایط فعلی و با توجه به ساخت سیاسی حاکم، برای سنگین کردن این معادله ی نابرابر به نفع ملت ،چاره ایی نداریم جز اینکه این مصادره ی نسبی آراء ملت را به رسمیت بشناسیم و از انکار آن در مجادلادت کلامی پر هیز کنیم ،که غیر این، موجب راه را به بیراهه رفتن خواهد شد . و در کنار آن در فضای سنگین حاکم و غیر آزاد به سیر خود برای رسیدن به جامعه ایی دموکراتیک بکوشیم و باز باید تاکید کرد که:
تحریم یک کنش سیاسی برای وادار کردن ساخت قدرت به واکنشی در خورو متناسب با خواستهای ملت است و زمانی موثر خواهد بود که پیش نیاز های آن و اقتضائات آن لحاظ گردد ،که بدون توضیح و تبیین وفراهم سازی آنها حرکتی کور خواهد ماند.

۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۴۴ قֽظֽ | Reply

پرويز پدرام :

پاسخ کامنتها

1-یکی از موضوعاتی که دوستان در کامنتها با تردید به آن نگریسته اند مسأله اهمیت و نقش"برنامه"در مقاطعی چون انتخابات است که آقای عبدی در ذیل یکی از کامنتها توضیح لازم را ارائه نموده اند و بنده نیز این نکته را اضافه می کنم که افرادی چون آقای خاتمی اخلاقاً نباید مردم را دعوت به اقداماتی چون شرکت در انتخابات کنند که خودشان نیز دقیقاً نمی دانند در آن به دنبال چه هستند. مگر می شود در جوامع پیچیده امروزی، صرفاً بر شعار من آن رستم ام ...، تکیه کرد و خواستار آرای مردم شد.
2-نکته دیگری که دوستان مورد توجه قرار داده اند موضوع شرکت یا عدم شرکت در انتخابات است. در این مورد باید عرض کنم مگر ما مجبور به انتخاب بین این دوهستیم. انتخابات موجود، نیز مثل هزاران اتفاق دیگری است که هر روز روی می دهد و ما به سادگی از کنار آنها میگذریم. تنها تفاوت آن با بقیه موارد در این است که این قضیه، سر و صدای بیشتری دارد. قضایای انتخابات بگونه ای پیش رفته که شرکت یا عدم شرکت در آنرا ممتنع کرده است. این دو زمانی مهم میشوند که پشت سر آنها سازماندهی و برنامه ای مشخص وجود داشته باشد، اما در واقعیت بیرونی اینگونه به نظر میرسد که طرفداران هیچکدام از این دو گزینه به استثنای گروههای موسوم به اصولگرا و برخی از گرایشهای حاشیه ای اصلاح طلبان، سازمان و برنامه ای برای به کرسی نشاندن مطلوب خود ندارند و باری به هر جهت عمل میکنند و منتظر تصادفات نشسته اند. کثیری نیز در این میان هیچگونه خاصیتی در این انتخابات برای خود متصور نیستند چرا که جنسی در سبد انتخابات نمی بینند که یکی را برگزینند. در شرایط حاضر، مهمتر از شرکت یا عدم شرکت در انتخابات، دور هم جمع شدن و مباحثه نمودن در مورد پرسشهائی است که نمونه هائی از آن در متن یادداشت ذکر شده است، گو اینکه اگر چنین فرآیندی در یکی دو سال گذشته واقع می شد شاید امروز شرکت یا عدم شرکت در انتخابات می توانست از امتناع خارج شود. تصدی گری پیاده شدن چنین فرآیندی از سوی گروههای اصلاح طلب موجود، هزینه کمتر و امکان تحقق بیشتری دارد ولی به نظر میرسد که آنان از این امر گریزانند. چرا؟چونکه آنان بخصوص رهبران شان، اموري چون تشکيل اجتماعات و نزدیکی به مردم و به چالش کشیده شدن برخی مقولات حکومتی در چنین نشستهائی را، ظاهراً تضعیف نظام و ایجاد مشکل برای آن تصور میکنند. آقای خاتمی، در دو سه سال اول ریاست جمهوری خود، انصافاً سازگار و عاری از تذبذب صحبت می کرد و به آنچه که می گفت التزام داشت اما از مقطع وقایع کوی دانشگاه به بعد، به نظر میرسید که مبهم گوئی و یکی به میخ و یکی به نعل زدن نزد او روز به روز بیشتر می شود و تدریجاً امنیتی بودن پدیده مردم برای او غلیظ تر نشان داده میشود و آنجا بود که کم کم از جامعه دورتر شد با این تصور که دارد از حاکمیت و نظام و ارزشهای انقلاب دفاع میکند. بدون آنکه بخواهم قضاوتی بکنم در پایان به این نکته اشاره می کنم که وقتی که داشتم سخنان چند روز پیش ایشان در مورد حضور در حاکمیت به هر شکل را می خواندم ناخودآگاه به یاد آقای ربیعی افتادم تا اینکه امروز مطلبی از ایشان در سایت امروز دیدم که به تئوريزه نمودن حضور در حاکميت به هر شکل ممکن پرداخته است.

۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۳۳ قֽظֽ | Reply

شهروند :

از صراحت آقای کروبی ممنونم . ایشان به درستی گفته که اختلاف ایشان با اصلاح طلبانی مثل ما؛ مبنایی است و با ریش سفیدی و جلسه و بخش نامه حل نمی شود. به نظر من حزب ایشان در تلاش است تا حاکمیت را متقاعد کند که نقش جناح چپ را به ایشان واگذار کند. هر چند که به نظر می رسد که حاکمیت تصمیم خودش را گرفته و چپ مورد نیازش را ساخته و این تلاش برای کسب اعتماد؛ بهره ای جز ناکامی ندارد. شخصا به اختلاف های بسیاری که با اقایان کروبی و انصاری و... داشتم و دارم؛ واقف بودم و برای همین در زمان انتخابات مجلس ششم هم به ایشان رای ندادم. از نظر من ریاست مجلس ششم برازنده عبدالله نوری بود که درست به خاطر عدم وقوع چنین اتفاقی؛ قبل انتخابات محاکمه و راهی زندان شد.

۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۱۳ قֽظֽ | Reply

شهروند :

در دانشگاه پیام نور تهران؛ بالاخره پس از گذشت 6 ماه از سال تحصیلی جدید؛ کارت غذای دانشجویان ؛ که بابت آن 2000 تومان هم گرفته بودند؛ توزیع شد؛ تا دانشجویان هر زمان که اعلام شد – هنوز نشده - در سایت پیام نور ( اگر سایت down نباشد ) برای رزرو غذا ثبت نام کنند تا نهایتا بتوانند اگر روزی خواستند ناهار را در دانشگاه بخورند؛ امکانش را داشته باشند! این یعنی کمال صرفه جویی در وقت و هزینه برای صرف یک وعده غذا!
نکته دیگر آن که مالی دانشگاه (در خ نجات اللهی) در پاسخ به پرسش بنده اعلام کرد که طلب های پولی شما از دانشگاه ؛ در صورت انصراف از تحصیل؛ نقد نخواهد شد. از صداقت و راهنمایی شان تشکر کردم که زحمت پیگیری وصول مطالباتم را از سرم کم کردند!
راستی آقای عبدی نمایندگان مجلس می توانند وزیر جدید آموزش پرورش را به خاطر عملکردش در دانشگاه پیام نور مورد استیضاح قرار دهند؟ آیا ائتلاف اصلاح طلبان ( یاران خاتمی) که این روزها مکرر مصاحبه می کنند که می خواهند گرانی و تورم را کنترل کنند و با سیاست خارجی دولت مقابله کنند (چگونه؟)؛ گوشه چشمی هم به وضعیت اسف بار دانشگاه پیام نور و دانشجویان درمانده اش دارند؟

۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۱۴ قֽظֽ | Reply

جاويد در جواب چه بايد كرد؟ :

دوست عزيزي سوال كرده اند كه در شرايط موجود چه بايد كرد و بنده هم به تناسب فهم و درك خودم سعي در جواب دادن به سوال ايشان مي كنم؟
در واقع ايشان دست بر روي نكته اصلي گذاشته اند؟؟؟
اول -- بنده تا به حال فكر مي كردم كه ساختار قدرت در ايران هرمي است ، ولي وقتي بيشتر دقت كردم متوجه شدم كه اين ساختار متاسفانه حتي هرمي نيز نيست؟يعني قدرت داراي چند وجه مستقل از هم و با مرزبندي مشخص نيست و متاسفانه اين هرم مرزبنديهايش از بين رفته و يا در حال از بين رفتن است و شكل آن دارد به سمت مخروط نزديك مي شود.
متاسفانه ساختار قدرت در ايران مخروطي(كله قندي) است كه از اين به بعد بنده بجاي ساختار هرمي قدرت در ايران ،اصطلاح ساختار مخروطي و يا كله قندي قدرت را بكار مي برم.

دوم --- دوست عزيز در جواب سوال شما كه چه بايد كرد ، من بايد در ابتدا از شما بپرسم كه شما چه مي خواهيد ، تا من به شما بگويم كه چه بايد كرد؟؟؟؟
آيا شما مي خواهيد كه در اين ساختار كله قندي قدرت قرار بگيريد؟
آيا مي خواهيد كه سطح مقطع قدرت خود را دراين ساختار كله قندي به راس نزديك كنيد؟
يا نه مي خواهيد اين ساختار كله قندي را به ساختاري جديد تبديل كنيد؟؟؟

من فكر مي كنم مشكل اساسي اكثر افراد و جريانها و ....اين است كه دقيقا مشخص نكرده اند كه چه مي خواهند؟
حتي اگر از آنها بپرسيد خوب شما كه ساختار كله قندي قدرت را نمي خواهيد، چه ساختاري را براي جايگزيني مي خواهيد؟؟؟جوابي براي آن ندارند؟

به عبارتي همه مي دانند كه چه چيزي را نمي خواهند ، ولي نمي دانند كه چه چيزي را مي خواهند.به همين دليل است كه من انقلاب را نقد مي كنم ، چون اگر قرار بود كه اين ساختار كله قندي برپا باشد ، اساسا براي چه اين همه هزينه؟؟و تازه پس از هر انقلابي كه بدون تغيير اساسي در ساختار باشد، ساختار كله قندي قدرت جديد تسخير ناپذيرتر مي شود ، چون تمام باگها و يا سوراخهاي ساختار كله قندي قبلي در ساختار جديد پوشانده مي شود؟؟؟
نمي دانم قبول داري معلمهايي كه خودشان دانش آموزان شيطان تري بوده اند ، تمام شگردهاي دانش آموزان شيطان و متقلب را بلدند و اذيت كردن آنها توسط دانش آموزان و تقلب در امتحان آنها سخت تر است؟؟؟؟؟

در باب انتخابات بنده همچنان معتقدم كه شركت نكردن و يا شركت كردن هيچ توفيري ندارد.
بنده اساسا به راه حلهاي پايين به بالا اعتقاد ندارم و معتقدم كه اساسا نه مي شود كه در يك مملكت همه مردم بفهمند و نه لازم است.
خيلي ببخشيد من فكر مي كنم كه اين توهين نيست و واقعيت است كه بايد افراد را براي اينكه راي بدهند و يا ندهند رد صلاحيت كرد و نه كانديداها را ؟؟؟

شما فكر مي كنيد مثلا احمدي نژاد به يك شهرستان مي رود و مردم براي استقبالش مي آيند اين نشان دهنده اين است كه او را قبول دارند و يا از روي درك سياسي آمده اند؟من به اين معتقد نيستم و فكر مي كنم اگر شاه هم برود براي استقبالش مي آيند و حتي اگر گوگوش نيز برود به همين منوال است.

از طرف حاكمان گفته مي شود كه شركت در انتخابات راي به نظام است؟من مي پرسم شما اگر مي خواهيد واقعا راي به نظام را بدانيد خوب چرا يك همه پرسي برگزار نمي كنيد و يكبار ديگر جواب آري و يا نه را از ملت بگيريد؟؟؟و مي خواهيد از خلال راي دادن مردم كه همه مي دانيم در شهرستانها راي ها معمولا قبيله اي و فاميلي است به اقبال مردم به نظام پي ببريد؟؟؟؟

اين است كه در ساختار كله قندي قدرت در حكومت پهلوي الويت اول مي شود ، حفظ تخت و تاج و در ساختار كله قندي بعدي اولويت اصلي مي شود حفظ نظام.
در حاليكه قرار است سيستم و ساختار ما را حفظ كند و به دور هم گرد بياورد ما بايد اين ساختار و سيستم را حفظ كنيم.


شيرازه جواب من به اين دوست عزيز اين است:
"اول بايد مشخص كنيم كه چه مي خواهيم ، و پس از آن بدنبال راه حل باشيم.""


۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۲۱ قֽظֽ | Reply

:

خطاب به کسانی که می گویند مرددیم عرض میکنم اقای بازرگان گفت اگر نسبت به قیامت و دنیای دیگر شک دارید بنا را بر نیکی گذارده که اگر اخرتی بود دچار عذاب نشوید واگر نبود ضرر نکرده اید البته این دلیل به تنهایی قوی نیست اما وقتی در بین مجموعهای از دلایل مطرح می شود این هم به عنوان یک دلیل وپیشنهاد اعتبار میابد الان هم من می گویم اگر در رای دادن مردد هستید پس رای بدهید زیرا به تحلیل واقعن درست اقای عبدی تحریم اگر هم مورد اتفاق نخبگان و جوانان باشد ممکن نیست صورت بگیرد تحریم در شرایط امروز به این میماند امام در سال 42 دولت تعین می کرد دوستان حالا حالاها کار داریم اوایل اصلاحات بعضی دانشجویان به دیدن اقای حجاریان رفته بودند و سوال کردند ایا ما باید برای دموکراسی 100 سال صبر کنم که اقای حجاریان عقب نشسته و گفته بود گفته ام مثلن اما من میگویم بله و شاید بیشتر البته کسی میان بر بلد باشه استقبال می کنم اما من رو به انتحار دعوت نکنید در ضمن خطاب به اقای عبدی این را قبول دارید که در شرایط فعلی تحریم فعالیت به حساب نمیاد و ایا خود رای میدهید؟
................................................................
عبدي:
با اين كه علاقه اي به ورود به اين بحث ندارم اما چون از من سوال كرديد فقط چند نكته را پاسخ دهيد تا بگويم علي رغم تمام كاستي ها شركت مي‌كنم.1-آيا افزايش راي دهندگان موجب تقويت نگاه مقابله جويانه با غرب و نهايتا موجب درگيري نخواهد شد؟2-آيا تضميني بر نبود تقلب نظام مند مي دهيد؟و اگر تقلب شد چه خواهيد كرد؟آيا از آن نهاد برآمده كماكان تبعيت مي كنيد يا ....

۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۰۶ قֽظֽ | Reply

دارم از زلف سياهش گله چندان كه مپرس :

اول:
مقالهء اقاي حجاريان با نام" بت وارگي صندوق راي"* را ديشب در سايت نوروز مطالعه كردم، اما تعجب كردم كه چرا اين سايت در يكي-دو شب مانده به انتخابات اين مقاله را منتشر كرده است! بنابراين فرض را براين گذاشتم كه من اين مقاله را نفهميده ام،لذا برگشتم و دوباره انرا خواندم اما نه، ظاهرآ درست فهميده بودم ، براي احتياط بار سوم هم اين مقاله را مطالعه كردم . تعجب كردم كه چرا دست اندركاران سايت حزب مشاركت مقاله اي متناقض با مشاركت حزبيشان را - در اين انتخابات - بر خروجي خود قرار داده اند؟ جالبتر انكه سايت امروز هم اين مقاله را منتشر نموده است !گرچه اقاي حجاريان ممكن است مثل انتخابات شوراها روز جمعه در جائي مثلآ دانشگاه اميركبير حضور يابد و رائيش را به صندوق بريزد اما حقيقت انست كه مقاله اش چيز ديگري مي گويد.
نمي دانم،
شايد يك بازي فوق العاده پيچيده ايست كه از فهم امثال بنده خارج است! اما من به اندازهء فهم خود معتقدم در احزابي مثل مشاركت گسست شديدي بين تئوريسينها ، استراتژيستها ، رهبران و اعضاي حزب وجود دارد كه اگر عمري به اين دنيا داشتم در مجالي موسع به ان خواهم پرداخت
دوم:
اما در روزنامهء كيهان تعريض هجو گونه اي را دربارهء ادبيات اقاي حجاريان خواندم.
گرچه اين نقد كيهان چيزي از ارزشهاي ان مقاله كم نمي كند و از رونق ان نمي كاهد چرا كه " رونق ميكده از درس و دعاي ما بود"! مقصود از "ما" حجاريان و هزاران ايراني مشتاق است كه در گوشه و كنار جهان نوشته هاي او را مطالعه مي كنند و برايش ارزش و احترام زيادي قائلند! و نيز شكي نيست كه روزنامهء كيهان خود از ادبياتي سخت و ناپرهيزگارانه استفاده مي نمايد (بخصوص در ستون گفت و شنودش كه به قلم مدير مسئول محترم نوشته مي شود) و در اين زمينه استادي به تمام مي باشد. گرچه اخيرآ ادبيات برخي نوشته هايش را تا حدودي(خيلي كم) تلطيف كرده كه مايهء اميد است اما به هرحال سخن درست را بايد پذيرفت!
سوم:
ادبيات سخت سياسي كه در جنبش چپ ديده مي شود ، ميراث روسيه است كه در محاورات مردم اين كشور هم چنين سختگوئي زياد شنيده مي شود. حتي ادبيات روسي در بوروكراسي ما هم اثر خود را برجاي گذاشته است ! به عنوان مثال به ادبيات ناصرالدين شاه و مظفرالدين ميرزاي قاجار عنايت فرمائيد كلماتي مثل پدر سوخته و فلان.... نقل و نبات محاوراتشان بوده و باعث افتخار چاكران و بندگان قبلهء عالم قرار مي گرفت ! مي دانيم كه وليعهدهاي قاجار در تبريز بزرگ مي شدند و به لحاظ قرب جغرافيائي به شدت با ادبيات روسيه ممزوج بوده اند! حتي اين درشت گوئي را در كلام مرحوم ميرزا تقي خان اميركبير هم مي توان مشاهد كرد. رضا شاه هم كه يك افسر قزاق بود ، دهن دريدگي وجههء بارز شخصيت و رفتارش قرار گرفته بود و بعد فرهنگ فولكوريك بر ان داستانهاي من در اوردي فراواني هم افزود. بر عكس محمد رضا پهلوي كه تحت تربيت انگليسي ها بزرگ شده بود معروف به اداب داني و ملاحظه گري است، چه اينكه انگليسيها متصف به اداب داني و پرنسيب اشرافي گري هستند.
جالب انكه در نهاد حوزهء علميه هم رعايت اداب ، هژمونيك است و كتابهاي بسياري در اين زمينه نوشته شده است .اداب المتعلمين اولين كتابي است كه يك طلبه به موازات صرف و نحو انرا مي خواند. اما جالب اينست كه روحانيون وقتي وارد كار دولت مي شوند اين تفاوت ادبيات در ابتدا با بروكراسي معمول مشهود مي باشد اما كم كم در ان مستحيل مي گردند و البته كم هستند افرادي از ايشان كه فرهيختگي حوزويشان را كماكان حفظ مي نمايند و همين باعث توفيقاتي چند برايشان و نيز اباداني مملكت مي گردد كه از ذكر نمونه هاي زيادي كه در خاطر دارم فعلآ پرهيز مي نمايم و تنها به اين ويژگي در رفتار شخصي جناب اقاي هاشمي( ونه رفتار حكومتي ايشان) اشاره مي نمايم كه يكي از مديراني كه خيلي سالها پيش با ايشان كار كرده بود برايم شاهد مثالهاي جالبي ارائه مي كرد كه در مقام تطبيق ارزنده بود.
نوشتن اين كامنت يك دليل ديگر هم داشت؛
يكي از مديران جوان و شريف ، ديشب زنگ زد و از نافرهيختگي صاحب منصبي گلايه مي نمود و از اين بابت بسي ازرده دل بود و هم او در مقام تطبيق به روحانيون اشاره مي كرد.
اين دو كلام را به ان دل جوان تقديم مي نمايم كه از عشق به ابادي مملكتش سرد و مايوس نشود.
....
محمد حسين
.......................
*http://norooznews.ir/news/6391.php


۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۰۶ بֽظֽ | Reply

خاکسار :

چه شرکت کنیم چه نکنیم انتخابات برگزار می شود یک کم بالاتر از شصت درصد یا یک کم کمتر رای از صندوقها در خواهد آمد!
چه من رای بدهم و چه رای ندهم حکومت اشخاص مورد نظر خود را از توی صندوق بيرون خواهد کشید و با نام من حماسه خواهد آفرید !

پس چه بهتر که من شریک این کار نباشم و با رائ دادن , برای این کارها و دیگر کارها مشروعيت الکی نخرم تا همه کسانی که میخواهند نظر واقعی مرا نسبت به کارهای انجام شده بدانند , بدانند
غیر از این همه بعینه دیگر میدانند که با توجه به نهادهای دیگر در کشور ما , مجلس هیچ کاره است. فقط اسمش اینست که در راس امور است ولی واقعیت اینست که نهادهای دیگر در راس امورند . من با عدم شرکتم در این انتخابات کمک خواهم کرد تا مجلس در آینده واقعا در راس امور قرار گیرد.

۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۱۱ بֽظֽ | Reply

امید نوید بخش :

من در انتخابات شرکت نمی کنم.
واقعا مگر محدوده قدرت نمایندگان مجلس چقدر است؟ مگر در مجلس ششم طرح اصلاح قانون مطبوعات از دستور کار مجلس خارج نشد. یا اصلا تحصن بیش از 100 نماینده مجلس چه نتیجه ای داشت.
حالا شما این را هم اضافه کنید که در مجلس ششم اصلاح طلبان اکثریت کرسی ها را داشتند.
جدای از همه این مسایل شورای نگهبان نه اجازه ورود نمایندگان جناحهای مختلف را داده فردا نیز با تشکیل مجلس اگر بخواهد تفییری ایجاد شود جلوی همان طرحهای نه جندان موثر را هم می گیرد پس چه امیدی به این مجلس است؟

۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۱۵ بֽظֽ | Reply

موريس :

يكي از تحليل هاي بسيار آبكي كه به خصوص در بين اصلاح طلبان رواج دارد اين است كه ما چون به براندازي و دخالت قدرتهاي خارجي اعتقاد نداريم لذا انتخابات را تحريم نمي كنيم.

معلوم نيست با چه استدلالي تحريم انتخابات در حكم يك اقدام براندازانه تلقي مي شود اما ناديده گرفتن تخلفات در برگزاري صحيح انتخابات كه از كل پروسه انتخابات موجودي مضحك ساخته به عنوان اقدامي رفرميستي و هوشمندانه ياد مي شود.

به نظرم اتفاقا شركت در انتخاباتي اينچنين خواسته يا ناخواسته اقدامي است در جهت سوق دادن نظام به سمت براندازي كامل. چه اين نوع از انتخابات و بدعت هاي نوآورانه اي كه در هر دوره به آن اضافه شده به تدريج نظام را به موجودي ناقص الخلقه و لاعلاج تبديل مي كند كه براي درمان آن هيچ پزشك حاذقي حاضر نخواهد شد.

تحريم انتخابات را حتي به سختي ميتوان يك نافرماني مدني قلمداد كرد چرا كه عموما در يك نافرماني مدني ممكن است قانون يا قسمتي از آن توسط جمعيت نافرمان دچار خدشه شود اما تحريم انتخابات از بديهي ترين حقوق ملت است.
ملتي كه حق دارد حتي در صورت لزوم براي اعتراض به چنين نحوه برگزاري انتخابات اقدام به اعتصاب، تظاهرات، يا هر اقدامي بنمايد و اين لزوما به معني براندازي نيست بلكه به معناي تقاضا براي اصلاح يك اشتباه بزرگ يا حتي اصلاح يك قانون در جهت اصلاح و مردمي شدن نظام است. رهبران گروه اصلاح طلب نيز اگز واقعا ادعاي رفرميست بودن دارند بهتر است به جاي كمك به سوق دادن نظام به ورطه فنا، در مقابل تخلفات قاطعانه ايستادگي كنند و تمام تلاش خود را به صورت مقالات، سخنراني ها، كمپين، رايزني ها، شكايات بين المللي و غيره را از هم اكنون تا انتخابات بعدي براي اصلاح روند انتخابات متمركز كنند و بدانند كه كوچكترين پيشرفتي در مسير دموكراسي اهداف اقتصادي، سياسي، و ملي ديگر را تحت تاثير خود قرار خواهد داد.

۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۲۳ بֽظֽ | Reply

:

با سلام ,
من در انتخابات رياست جمهوري و شوراي شهر كذشته شركت كرده بودم و به اصلاح طلبان راي دادم ولي با مشاهده تخلفات شديدي كه صورت گرفت و ناتواني اصلاح طلابان در دفاع از ارا اين دوره در انتخابات شركت نميكنم و به كساني كه ادعا ميكنند كه تحريم انتخابات باعث راي اوردن احمدي نژاد شد هم ميگويم كه او در هر حال انتخاب ميشد چه با شركت مردم چه بي شركت مردم...

۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۲۸ بֽظֽ | Reply

عیسی :

گفته های شما دیگر برای مردم ایران خریدار ندارد . چون همه مردم ، شما و اهداف و انگیزه هایتان را شناخته اند و پی به ماهیتتان برده اند . چرا مردم دلسوزان خود را رها کنند و به شما بیگانه پرستان دل خوش کنند ؟ هرچه خواستید بنشینید و تحلیل کنید ( که البته مواجبتان سرجایش محفوظ) ولی چند روز دیگر کار مردم قهرمان ما را می بینید . سیاهی برای ذغال می ماند !

۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۴۳ بֽظֽ | Reply

افشین :

با اظهارات روز یک‌شنبه سخنگوی شورای نگهبان و استاندار تهران معلوم شد که مسئولین برگزاری انتخابات نیز به سرمای بی‌سابقه فضای هشتمین دوره انتخابات مجلس حداقل در کلان‌شهر تهران واقف هستند و از این مساله نگرانند. ( آیا با اینگونه اعمال خودسرانه , انتظاری جر این جواب میتوان داشت؟)
در اغلب گزارش‌هایی که سایت‌های اینترنتی مختلف و خبرگزاری‌های رسمی از آغاز تبلیغات خیابانی نامزدهای انتخابات مجلس منتشر کرده‌اند این نکته مشترک مورد تاکید قرار گرفته است که فضای انتخابات امسال به هیچ وجه با انتخابات سال های گذشته قابل مقایسه نیست .
کاش آقایانی که اینگونه سرد با رانت حکومتی وارد مجلس میشوند , کمی از روی مردم خود خجالت بکشند

۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۴۷ بֽظֽ | Reply

گذر پوست آقایان به دباغ خانه مردم :

بنظر من انتخابات این دوره یک نبرد مدرن بین مردم خاموش و بیچاره و بی پناه و بی توان است با افراد در قدرت نشسته ی مست
بنظر من ارکان جمهوری به ما این حق را داده که از رایمان بعنوان سلاح استفاده کنیم و با آن بتوانیم افراد خطاکار و مجرم را بکشیم و افراد بیگناه را آزاد سازیم.
این یک نبرد مشروع است .
نبرد منفی با برگه های رای
البته در این جنگ سرد , جنگ روانی هم هست.
حریف مست قدرت و پول نفت البته سعی میکنند با انواع ترفندها و فریب ها , خریدنهای رای , خراب کردنها افراد دلسوز و ایجاد ترس .... بین افراد مصمم به دادن جواب فشارها , زدنهای ناحق, اقدامات غیرقانونی , عدم مدیریتها ..... همه و همه را یکجا , شکاف ایجاد کند ... ولی بنظر من دیگر این حنا رنگی ندارد.
به همین دلیل , بنظر من ؛ بعنوان یک شهروند محروم مانده , حال که گذر پوست آقایانی که هیچ خدایی را بنده نیستند به دباغ خانه ی ما افتاده , میباید با نمک سود کردن آنها با تنها راهی که برایمان باقی مانده , خاموشی , جلوی فاسد شدن بیشتر آنها را بگیریم.

۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۰۲ بֽظֽ | Reply

امير :

سلام
من تعريف دقيقي از سياست رو ندارم ولي فكر مي كنم شايد يك تعريف مناسب بهترين استفاده ممكن از امكانات موجود باشه. توي اين مملكت اگر كسي فكر بكنه كه از سياست چيزي حاليشه (كه خدا رو شكر همه هم بي بروبرگرد فكر مي كنن كه حاليشونه) بهتره كه بره پاي صندوق راي و رايشو به بهترين انتخاب ممكني كه فكر مي كنه مي تونه به آيندش كمكي بكنه، بده.يادش هم باشه كه اين پدر ها و مادر هاي ما بودن كه با رايشون ما رو به اين روز نشوندن، مي شه فقط به اين دل خوش كرد كه يك روزي با همين شمشير دو لبه دموكراسي،بساط انسداد از اين مملكت برچيده بشه. من در انتخابات رياست جمهوري شركت نكردم و اون رو در هر دو دور با دوستان دانشگاهي تحريم كرديم، كه هيچ نتيجه اي هم نداشت. با شركت نكردن در اين انتخابات هم مطمئن باشيد كه مشاركت مردم كم شدني نيست. از همين الان مي شه گفت كه آمار 60 تا 70 درصدي شركت مردم، به رسم سال هاي پيش از صندوق ها بيرون مي ياد. فكر ميكنم و اين اطمينان رو بهتون ميدم جاي هر معترضي كه در انتخابات خالي باشه، يكي ديگه هست كه به جاش به برادران اصول گرا راي ميده و اميدوارم كه تا حالا متوجه شده باشيد كه اين ها خيلي بهتر از ما از دموكراسي من درآوردي درس گرفتن و مهارت عجيبي در بسيج نيروهاي مخلصشون دارن. من پيشنهاد مي كنم همه در انتخابات شركت كنيم. نه به خاطر طرفداري از اصلاح طلبان به خاطر اعتراض به رد صلاحيت ها. من به اصلاح طلب ها راي ميدم تا به رد صلاحيت افراد اعتراض كرده باشم. همين.
دوست دارم نظرتون رو بدونم آقاي عبدي!
با تشكر!
.......................................................
عبدي:
بماند براي بعد.



۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۲۰ بֽظֽ | Reply

ali :

اقای امید سلام در ابتدا باید بگم اون کسی که قران سر نیزه کرد ابو موسا اشعری نبود که اگر اینقدر بهره هوشی داشت به نماد شناختی که من و شما از او داریم تبدیل نمیشد بلکه حیله عمرو عاص بود و اصلا ابو موسا نماد ساده لوحی است و قران سر نیزه کردن اوج حیله گری و مخالف ان.شما می دانید امروزه بعد از سقوط هر حکومتی به دست نیروی خارجی از تمامی مخالفین دعوت میشه با اصل هر گروه یک رای در مورد شیوه حکومتی اینده ان کشور تصمیم گیری و ایفای نقش وقبول مسئولیت کنند و اگر نگاهی به گروههای مخالف بیندازید متوجه میشید چه موجوداتی هستند(بد تر از بعضی ها فقط با این تفاوت که انها شیک پوشند وگرنه در فکر و گفتار و رفتار بدترند).ایا به نهضت ازادی مشارکت مجاهدین انقلاب و ملی -مذهبی ها اجازه حضور می دهند یا خواهند گفت شما همدست حکومت بوده اید؟ در صورت حضور با عنوان اصلاح طلبان داخلی یک کرسی به همه انها خواهند داد ودر صورت حضور همگی باز در اقلیت خواهند بود بدون هیچ انتخاباتی چون در خارج از ایران احزاب 10یا20 نفری فراوان هستند.در کامنت قبلی هم برای رشد عقلانیت نمونه اوردم هم برای رشد نا کافی ان.واقع بین باشیم و بدانیم که خرد الان در جامعه مادر جایگاه بدی نیست و بهتر خواهد شد و بهبودی بخشی از ان حتمن 20-30سال طول میبرد ودر همه ملل اینگونه است و هیچ راه میانبری ندارد فرض پدر شما ادم بی سوادی باشد(حالا نه سواد مدرکی)شما چگونه می تونید پدر خود را به تعقیب اخبار دعوت کنید قطعن نمی تونید راهش اینه بعد از 20 -30 سال شما جای پدرتان را بگیرید و فرزندتان جای شما را البته باید ارامشی در جامعه باشد و حد اقلی از رفاه برای مردم باشد که شما تکرار پدرتان و فرزندتان تکرار شما نباشد من اینده را در صورت رفاه نسبی جامعه روشن می بینم و معتقدم اصلاح طلبان میتونند گام های ارامی بردارند.من هیچ وقت با یک وعده به کسی رای نمیدم اما برای اینکه بدانید به عقیده من از چه راهی میشه به جامعه مدنی رسید می گویم(در انتخابات ریاست جمهوری کسی بگوید سرعت اینترنت را افزایش خواهم داد به اون رای خواهم داد حتا اگر در حد 2 برابر).در کامنت قبلی فراموش کردم ونزدیک بود دوباره فراموش کنم که یاداوری کنم در صورت سقوط حکومت بر سر سیستان وبلوچستان و ترکمن صحرا و کردستان و اذرابادگان و خوزستان در مجموع بر سر ایران مان چه خواهد امد.این را هم متذکر شوم که دموکراسی را خوب بشناسیم فرض بگیرید من منظورم حضور مسعود رجوی در انتخابات باشد باز هم درست گفته ام مگر هر کسی می تواند خود را در معرض انتخاب قرار دهد کسانی که هم تروریستند هم متحد دشمن ایران در دفاع مقدس 8 ساله مثالی می اورم دموکرات ترین کشور دنیا را در تخیل خود مجسم کنید ایا کسانی که در هر مجالی خشونت را تئوریزه می کنند باید در بیان این بیانات خود ازاد باشند قطعن نه چون ان بیان ممکن است در صورت ازاد بودن به خفقان بینجامد. در سال 75 ایران در یک تهدید واقعی قرار داشت اما 10-11 سال است ان تهدیدی که انتظار میرفت ظرف یکی دو سال عملی بشه هنوز عملی نشده و صد البته که جامعه ما در این مدت رشد هم کرده واین را هم بگویم شاید مشکل ما ایرانی ها این باشه خیلی خیلی باهوشیم و سر مون میشه یا اینکه خیلی خیلی بیکاریم و برای خودمون تحلیل گر این رو دیگه باید جامعه شناس ها و روانشناس ها نظر بدن چون خودمم نمی دونم چیه ولی می دونم یه چیزیه تو همین مایه ها. یاحق



۲۲ اسفند ۱۳۸۶ ۳:۰۶ بֽظֽ | Reply

aria :

ba tavjoh be kam damane bodam tasir antekhabat dar aslah ghavanin va barkord shadid ba jonbeshaie madani,aya omid be taghirat mosalemat amiz vojod dard
?

۲۳ اسفند ۱۳۸۶ ۴:۱۴ قֽظֽ | Reply

:

من تصمیم گرفتم رای بدهم
دلیل قانع کننده ای هم ندارم
این جا در کاشان دلم برای بنده خداهایی می سوزه که از همه طرف دارن چوب می خورن.
..........................................................
عبدي:
به همان كه رسيده ايد عمل كنيد ولي براي تصميم ديگران هم احترام قائل شويم و آن را تخطئه نكنيم.

۲۳ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۲۷ قֽظֽ | Reply

حسين :


شما كه اين انتقادات را داريد لطفا راه حلي هم ارائه كنيد، به شخصه آنچه آقاي قوچاني در مورد مجلس ششم در هفته نامه شهروند امروز نوشته را قبول دارم.
اينكه بعد از هر اتفاق با يك نگاه گذشته محور فقط نقد كنيد كه هنري نيست و از هر كسي بر مي آيد، اگر ادعايي داريد براي شرايط كنوني راه حلي غير از آنچه مطرح شده است، بيان كنيد. سياستمدار سياست ورز نقد گذشته مي كند كه راهبرد آينده را بيان كند،
اگر حريفي قدم در ميدان بگذار.
بحث من آن نيست كه گذشتگان اشتباه نكردند، آن است كه بر فرض هر چه گفتيد و نقد كرديد قبول، فردا را چه كنيم،
لطفاً شما هم چند كلمه از اين املا را مرقوم فرماييد تا ببينيم ديكته شما چند غلط دارد.

۲۳ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۲۰ بֽظֽ | Reply

گفت و گوی اصلاحی :

آقای عبدی عزیز در مقاله ای که روی وبلاگ خود نیز نوشته ام ذکر کردم که اصلاح طلبان به این دلیل در شرایط فعلی در انتخابات شرکت می کنند که چاره دیگری ندارند! در واقع این یک استراتژی یا حتی یک تصمیم گیری نبود. تاحدی وادار شدند. گویی برای بقا مانده اند و امید به آینده دارند. فضای تنفس سیاسی می خواهند. راست می گویید برنامه ای هم ندارند چرا که اساساً مساله حزبی نیست و با چنین ائتلافی هم امکان ارائه برنامه ای نبود. این از اصلاح طلبان. مردم چرا باید شرکت کنند؟ برای آنها نمی توان تصمیم گرفت و تکلیف تعیین کرد. بر اساس منطق خود و شرایط زمانی و مکانی تصمیم می گیرند.
اما سوالم این است که بسیار خوب اگر اصلاح طلبان شرکت نکنند از نظام حذف می شوند. حداقلش این است که به سرنوشت این ملی مذهبی ها گرفتار می شوند. آن وقت چه؟ راهی دارید؟ پیش بینی خاصی دارید که به آن خوشبینانه نگاه کنیم؟
...............................................................

عبدي:
پاسخ به پرسش اخير شما را در زماني با فرصت لازم بايد داد كه چرا اين مقايسه از اساس غلط است.

۲۳ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۳۹ بֽظֽ | Reply

آرمین :

خدمتتان عرض کنم که من و تمام کسانی که این آب و خاک را دوست داریم و برایش نگرانیم حتما در انتخابات شرکت خواهیم کرد . و هر انسان عاقلی می داند که برای آبادانی و تاثیر گذار بودن در تحولات کشور باید در انتخابات شرکت کرد. یک سوال دارم> چرا دشمنان همیشه می گویند در انتخابات شرکت نکنیم> تا حالا به این سوال فکر کرده اید؟ جواب آسان است -چون نمی خواهند کشورمان پیشرفت کند و می خواهند ایران همان جهان سومی باقی بماند و تا روز قیامت هر چه می خواهند بر سرمان بیاورند - مثل عرب ها- فکر نکنم جوابی ساده تر از این بتوانم بگویم- شاید شما هم از سر دسوزی اینها را گفته اید ولی بدانید اشتباه است...

۲۳ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۴۴ بֽظֽ | Reply

ساناز :

سلام اقای عبدی جامعه ما جامعه مدنی نیست بلکه جامعه توده ای است جامعه ای که 20 میلیون به خاتمی رای می دهند و 17 میلیون(با فرض عدم تقلب!!!)به احمدی نژاد!!! این جامعه احساسی است و یک حرکت مدنی منظم ندارد به نظر من باید به رشد خردورزی و دوری از تصمیمات احساسی اهتمام ورزیم البته قدرتمندان عوام گرای به دنبال تحمیق مردم از طریق احساسات است ولی همین احساسات تیغ دو لبه ای است که احتمال نابودی را ممکن می کند

۲۴ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۵۹ قֽظֽ | Reply

پرویز پدرام :

جناب حسین، فکر میکنم در حد یک یادداشت 2 تا 3 صفحه ای، راه حل مشخصی نیز ارائه شده است.
جناب آرمین، با توجه به اینکه کسانی که در انتخابات شرکت نمی کنند را به بی عقلی متهم کرده اید آیا بهتر نیست سؤال خود را از عاقلان بپرسید؟ضمناً من بی عقل از شمای عاقل سؤالی دارم و آن اینکه دشمنان مورد ادعای شما چه کسانی هستند و کی گفته اند که در انتخابات شرکت نکنیم؟

۲۴ اسفند ۱۳۸۶ ۴:۳۲ بֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/804