آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
مصاحبه
۲۳ اسفند ۱۳۸۶
مصاحبه با رادیو آلمان
عباس عبدی، در مصاحبه با دویچه وله انتخابات مجلس هشتم را تحلیل کرده و میگوید که این انتخابات بیمضمون است، چون پای انتخاب در بین نیست؛ نه برنامهای در کار است و نه شخصیتهای مهمی در برابرهم ایستادهاند. او شرکت در انتخابات را بیمعنا میداند، اما آن چنان بیمعنا که شرکت در آن را مجکوم نمیکند. بیمعنایی به اوج خود رسیده است!
اگرچه گفته میشود فضای حاکم بر تبلیغات انتخاباتی چندان داغ نیست، اما بحث برسر شرکت یا عدم شرکت هم چنان با حساسیت دنبال میشود. گروهی از دانشجویان و فعالان ملی مذهبی شرایط حاکم بر انتخابات را چنان ناعادلانه و غیرمنطقی ارزیابی میکنند که تنها شرکت نکردن را پاسخی درخور به فراخوان انتخابات میدانند. و ستاد ائتلاف اصلاحطلبان، یعنی تنها نیرویی که توانسته عدهای را برای رقابت انتخاباتی با اصولگرایان معرفی کند، میخواهد شانساش را برای زورآزمایی را از دست ندهد.
ولی در این میان تحلیل گرانی هم هستند که معتقدند شرکت یا عدم شرکت، چیزی را عوض نخواهد کرد. عباس عبدی از این جمله است. مصاحبهای با وی.
عباس عبدی: «مشکل اصلی این است که انتخابات به معنای واقعی نیست، یعنی انتخابات مضمون ندارد. حتا ما میتوانیم شاهد انتخاباتی باشیم که با رد صلاحیت همراه بوده و مشکلاتی داشته باشد، ولی واجد مضمون باشد. اما این انتخابات چنین نیست.»
دویچهوله: آقای عبدی، کسانی که مخالف شرکت در انتخابات هستند معتقدند این انتخابات آزاد نیست، افراد شناختهشدهای در آن حضور ندارند و نظامیگری در آن دخیل است. به نظر شما این دلایل برای عدم شرکت در انتخابات تا چه اندازه قابل اتکا هستند؟
عباس عبدی: در ایران هر انتخاباتی کم و بیش این مشخصات را دارد. به این دلایل نمیشود صرفا انتخاباتی را رد یا تایید کرد. بلكه اين كار یک امر عرفیست. مثلا خود من فرض کنید در سال 78 به توصیه دوستانم نامزد نمایندگی مجلس ششم شدم، رد صلاحیت شدم. خوشبختانه رد صلاحیت شدم. ولی علیرغم اینکه خودم رد صلاحیت شده بودم شرکت کردم. حتا در انتخابات ریاست جمهوری سال ۷۶ هم این مشکل وجود داشت. خیلی از نامزدها رد صلاحیت شدند که نباید رد صلاحیت میشدند. ولی همانها شرکت میکردند، نه به دلیل اینکه سياست رد صلاحیت را تایید میکردند. حتا از نظر تقلب هم چنين است.در انتخابات سال ۷۶ در لرستان شاید ۵۰۰هزار تقلب در رای شد و در سلامتش تا این حد تشکیک شد. ولی بازهم شرکت میکنند. بخاطر اینکه این امر یک موضوع نسبی و عرفیست.
باید دید حالا شرایط کنونی که انتخابات دارد، از این عرف گذشته است یا نه. خب شاید گذشته باشد. یعنی باید این را ثابت کرد که از آن حد مورد انتظار گذشته است.
اما به نظر من مشکل اصلی انتخابات این نیست، درعینحال که این هم مهم است. مشکل اصلی این است که انتخابات به معنای واقعی نیست، یعنی انتخابات مضمون ندارد. حتا ما میتوانیم شاهد انتخاباتی باشیم که با رد صلاحیت همراه بوده و مشکلاتی داشته باشد، ولی واجد مضمون باشد. اما این انتخابات چنین نیست.
شما نگاه کنید، تا روز آخر بحث این بوده که چه کسی تایید و چه کسی رد بشود. آخر این که نشد که راجع به اصل موضوع، هیچ کسی صحبتی نمیتواند بکند. یا مثلا اینکه گفته بشود شرایط خطیر است به این خاطر شرکت میکنیم. این که دلیل شرکت در انتخابات نیست. در انتخابات میخواهند بروند رای بدهند، مجلسی انتخاب بشود، کاری بکند. چه ربطی به شرایط خطیر و این حرفها دارد. این شرایطیست که ۳۰ سال بوده و همیشه هم هست و برای هیچ کسی هم آخرش معلوم نمیشود که کی خطیر است و کی خطیر نیست. آنچه مشکل اصلی انتخابات ما هست که در واقع ناشی از همان مشخصات هم هست، این است که در واقع انتخابات فاقد حداقل مضمون است. به همین دلیل است که من شخصا از این زوایه هست که شرکت در آن را نفی میکنم. اما خب یک عدهای هم معتقدند که باید شرکت کرد و در واقع اجماعی در میان طرفین نیست و فکر میکنم بهرحال باید در رابطه با این موضوع به نظر آنها هم احترام گذاشت.
دویچهوله: شما تأکید میکنید که انتخابات مضمون ندارد و اصل موضوع چیز دیگری است. ممکن است دربارهی این مضمون کمی توضیح بدهید و بگویید اصل چیست؟
عباس عبدی: یعنی مردم نمیدانند چی را میخواهند برای چه چیزی انتخاب کنند. یعنی اگر قرار باشد آقای الف، یا گروه الف انتخاب بشود، گروه ب انتخاب نشود، چه چیز این به آن برتری دارد، سر چه چیزی دعوا هست اساسا؟ خب ما باید بدانیم! ما وقتی که میرویم خرید میکنیم، تفاوت قیمت هست، تفاوت کیفیت هست، تفاوت شکل و ظاهر هست. اينها آن چیزیهایی است که ترجیحات ما را تعیین میکند در خرید یک کالا. اما در مورد مجلس باید بدانیم که اصلا دعوا سر چه چیزی هست. هیچ دعوایی وجود ندارد این وسط. یعنی اصلا موضوعی برای انتخابات وجود ندارد. کسی نمیفهمد اگر این رای را بدهد، انتظار دارد بعدش چه اتفاقی بیفتد، چون راجع به آن اتفاق صحبتی نشده . همه میخواهند بروند توی مجلس. خب به ما چه که میخواهند بروند توی مجلس. یک عده هم خب میخواهند بروند آنجا صندلی راحتی دارد بگیرند بنشینند. من برای چی باید بروم او را انتخاب کنم و او چه تعهدی در برابر من دارد. هیچی! اصلا چنین چیزهایی در انتخابات کنونی مطرح نيست.
دویچهوله: اصلاحطلبان در پاسخ به این صحبتهای شما میگویند، چرا! اتفاقا اختلاف وجود دارد، تفاوت وجود دارد بین زمانی که ما حداقل بعنوان یک اقلیت قوی آنجا باشیم یا نباشیم.
عباس عبدی: راستش در این مورد من سه نکته را میگویم که فکر میکنم توجه به آنها مهم است. اگر اصلاحطلبان تاریخ سياسي شان از شش ماه پیش شروع میشد، من هم موافق بودم که در این انتخابات به همراه آنان شرکت کنم. اما تاریخ اینها از اینجا شروع نمیشود. از ۷۶ یا دیگر فوقاش از ۸۰ باید ما بگیریم بیاییم اینطرف. چون از این موقع شروع شده است، این را باید بررسی کنیم. نه اینکه بعدا بخواهند بروند گذشتهشان را بررسی کنند. همین الان باید بررسی کنند. بعلاوه آن کسانی که اصلیشان هستند، تصمیمگیرند، آنها که رد صلاحیت شدهاند، چه جوری میخواهند بروند توی مجلس تصمیمگیری کنند. اینهایی هم که ماندهاند، عمدتا نیروهای، به غیر از چند نفرشان، نیروهای اصلی نیستند که آنجا بخواهند کاری انجام بدهند. نیروهای اصلیشان بیروناند که کاری ازشان براي توی مجلس بر نميآيد. اینها باید بیرون کاری بکنند. كساني هم که بروند به مجلس، از آنها حرفشنویی نخواهند داشت. بنابراین اینها یک کسان دیگریاند. فقط میخواهند ثابت کنند که اینها نفوذ دارند، زوری دارند، حرفی دارند. خب این که نیاز به اثبات ندارد. قبلا داشتید. اگر میخواهید تغییری بدهید توی اوضاعتان، الان بدهید. بنابراین تغییر اوضاع را از الان، تحلیل گذشته و نقد گذشته را باید قبل از انتخابات انجام بدهند. نه اینکه بگویند، حالا وقتاش نیست، رای بدهید، بعدا این کار را میکنیم. دو سه سال گذشته است و این کار نشده، چه جوری بعدا این کار را میکنند.
نکتهی دیگر اینکه خب فرض کنید یک اقلیت باشند. من هم قبول دارم حتا اگر یک نفر توی مجلس بشود برود، خوب است که بد نیست. اما مهم این است که چی دارید در برابر آن به طرف میدهید! ما میرویم توی بازار کالایی بخریم اما مهم این است که چه پولی داریم برای آن میدهیم. مثل اینکه اینورش را اصلا نگاه نمیکنند که چه چیزی دارند میدهند که یک چیزی را آنجا بگیرند. خب آنها اگر بخواهند از مشاركت در انتخابات دفاع بکنند، باید توازن بین این دوتا را ارزیابی کنند که آن چیزی که ما داریم میدهیم (يعني راي)اصلا چیز با ارزش و مهمی نیست، اگر اینها قبول دارند. شرکت و عدم شرکت ما هیچ چیز بااهمیتی نیست. من هم پس با اینها موافقم که بروند شرکت کنند و حالا شانسی هم شده، هر چی شده، یک نفر برود و خب، کاچی بعض هیچی. اما آن چه مهم است این است که ما داریم یک چیز مهمی ارائه میدهیم. چون حکومت هم علاقه دارد که شرکت کنیم در این انتخابات. مردم بیشتری بیایند، گروههای بیشتری بیایند. بی دلیل نیست که به این موضوع علاقه دارد. یک چیزی را از اینها میخواهد. باید ببینند این چیزی را که دارند به سیستم میدهند، آیا ارزشش به اندازهی آن چیزی هست که احتمالا گیرشان میآید؟ اولا این چیزی که دارند میدهند نقد است. شرکت و گرمکردن بازار و این حرفها و موجب تقویت کل سیاستهای جاری میشود. اما آن چیزی که میخواهد گیرشان بیاید، از چند جهت نسیه است. یکی اینکه معلوم نیست اصلا حرفهاشان به گوش کسی برسد، بفهمند پیامشان را. یکی اینکه اگر هم بفهمند و رای هم بدهند، معلوم نیست از توی صندوق دربیاید. یکی اینکه بعضا هم که دربیاید، طرف میرود توی مجلس و به کسی کاری ندارد و راه خودش را میرود.
میگوید من نمایندهی مردمم و نه نماينده گروه و راه خودش را میرود. بنابراین من یک چیز نقدی را دارم میدهم در برابر یک چیز نسیه که هیچ کاری هم ازش برنمیآید. چرا برنمیآید؟ برای اینکه آن موقع که قدرت داشتند، هیچ کاری ازشان برنمیآمد، با راهی که توی آن جو اتخاذ کرده بودند. حالا به عنوان یک اقلیت اصلا چه کار میخواهند بکنند؟ همین اقلیت موجود مجلس از وقتی که فعال شد، مشکلاتشان بیشتر شد. به نظر من خطر یکدستی این حکومت بیشتر از چنددستیاش نیست. بخاطر اینکه آن چنددستی که وجود دارد، یعنی گروههای دیگر میآیند این حالت واکسینه را تثبيت میکنند، موجودات ضعیفی آنجا عمل میکنند، آنها را در واقع در برابر این نوع رفتارها واکسینه میکنند. ولشان بکنید، بگذارید هرجوری میخواهند خب راه خودشان را بروند. اگر فکر میکنند ما میتوانیم جلویش را بگیریم، این دروغ است، دروغ است، دروغ است! چون موقعی که قدرت داشتند، صندلی ریاست دولت و مجلس را داشتند، هیچ اقدامی برای جلوگیری از این اوضاع نکردند. این اوضاعی که توی این دوساله رخ داده است، مستقل از آن چهارسال دوران آقای خاتمی نیست که بخواهد بگوید آن دوره از الان بهتر بود. ما هدفمان این نیست که یک دورهی خوب داشته باشیم، ما هدفمان این است که دورهای داشته باشیم که بعدش دورهی بد نیاید، دورههای بدتر نیاید.
دویچهوله: آقای عبدی، به نظر شما راه رسیدن به این دورهای که بایستی بهتر باشد و بعدش دورههای بدتر نیاید، چیست؟
عباس عبدی: این بحثی دیگر است، که الان نمیشود به آن پرداخت. این را که ما الان نمیتوانیم بحث کنیم. شما در شرایط انتخابات دارید این بحث را میکنید! بله، مشکلی نیست این را بحث میکنیم. قبلا هم شده. اما الان که وقت این بحث نیست که توی این شرایط. این، یک جای بحث مستقل دارد...
دویچهوله: پس برمیگردم به شرایط انتخابات. شما با صحبتهایی که کردید، تقریبا با نظر فعالان ملی مذهبی موافق هستید. چون شبیه همان استدلالها را میکنید. میگویید که چهرهی سرشناسی وجود ندارد...
عباس عبدی: با این تفاوت که من اگر کسی شرکت بکند، وی را محکوم نمیکنم. میگویم که او هم حالا به درک خودش رسیده است. علتش هم این است که در میان مردم هم یک نوع اجماع را من نمیبینم. توجه میکنید! اصلا همین امروز من جایی بودم که یک نفر که شکی ندارم که او اصلا مسئلهاش این نبود که کسی خاص را انتخاب بکند. میگفت حالا برویم بازهم یک رای بدهیم که شاید بیشتر از این و بقول معروف جناح حاكم یکهتازی نکنند. خب این درک وجود دارد. وقتی که این درک وجود دارد، من حق ندارم این درک را نادیده بگیرم یا محکوم کنم. به همین دلیل است که میگویم من شرکت نمیکنم، اما آنهایی را هم که شرکت میکنند، به غیر از اندکشان را، محکوم نمیکنم.
دویچهوله: آن عدهای را که محکوم میکنید، به چه دلیل محکوم میکنید؟
عباس عبدی: آنها دنبال تأیید و توجیه خودشان هستند. برای اینکه گذشتهی خودشان را مالهکشی کنند. همین. اینها کارشان هیچ توضیح یا معنای دیگری ندارد.
مصاحبهگر: مریم انصاری

مهبد ص. :
با خواندن مصاحبه شما فکر کردم ذکر این چند نکته خالی از لطف نباشد:
اول اینکه: از نقطه نظر سیاسی، این نکته درست است که از طرف اصلاح طلبان انتخابات اسطوره و بت شده است، چون ساده ترین کار سیاسی است که می توانند انجام دهند و همین نقطه ضعف اصلی است که طرف مقابل هم می داند و چون مطمئن است اینها در هر شرایطی شرکت می کنند، همه بازی را طوری طراحی می کند که بیشترین بهره کشی را از شرکت کنندگان بکند. هم تحقیرشان می کند، هم قدرت موثری به آنها نمی دهد (چون آنها را دشمن خود می داند) و هم از آنها برای مشروعیت دادن به بازی خود استفاده می کند.
دوم اینکه همین را اگر مقایسه بکنیم با رفتار مثلاً مقام رهبری نکات جالبی مشخص می شود. ایشان انتخابات دور دوم شوراها را که مجلس ششم همه واجدین شرایط نامزدی را تایید کرده بود مطابق نظر خود نمی دانست و برای اولین بار سنت شکنی کردند و در آن انتخابات شرکت نکردند گرچه ايشان به سفر رفته بودند ولي مرسوم نبود كه در روز انتخابات مقامات در سفر باشند. وقتی رهبری نظام می تواند در یک انتخابات از نظر خود نامطلوب شرکت نکند، یعنی وقتی ایشان به یک روند سیاسی مخالف نظر خود با صراحت تن نمی دهد، چطور عده ای در این بازی سیاسی حاضرند هر چه دارند و حتی حرمت و اعتبار خود را بدهند تا تن به یک ناهنجاری ساختاری بدهند؟ ببینید چقدر بازی رسوا طراحی شده که تایید صلاحیت ها که حق هر نامزد واجد شرایطی است باید با منت و خاکساری و اعلام سرسپردگی انجام شود، حتی طوری است که اکثریت مجلس از همین الان هم مشخص است که بدست چه طایفه ای است، و تازه همان ها که شرکت کرده اند هم هر روز بعنوان کسانی که بدنبال صندلی و قدرت و مقام هستند و دنبال نفع خودشان هستند بدون اینکه بتوانند از خودشان دفاع بکنند به مضحکه گرفته می شوند و نه توان تبلیغ دارند و نه توان دفاع از همان رایی را که شاید بیاورند.
اما علیرغم همه اینها، نکته سومی که به نظرم مهم است تفاوت نگاه سیاسیون اصلاح طلبی است که شرکت می کنند و کسانی که شرکت نمی کنند. به نظرم این تفاوت ناشی از آنست که سیستم هر چه بیشتر دارد به سمت بسته شدن پیش می رود و حتی ممکن است بعد از انتخابات در همین چند حزب و گروه نیمه جانی که باقی مانده است را هم به بهانه های واهی ببندند. خب در چنین شرایطی نگاه احزابی منتقدی که شرکت کرده اند بیشتر نوعی پیشگیری و پیش بینی است که بعداً بتوانند بیشتر در برابر تهاجمات و اتهامات و تلاش برای تعطیلی مقاومت کنند. این می تواند نکته مهمی باشد. یعنی انتخابات برای آنها معنای دیگری دارد و صرف این نیست که به یک کار از اساس بی معنی و محتوی تن بدهند. محتوی و معنی این انتخابات برای آنها تلاش برای بقای حداقلی است که در جای خود قابل احترام است، گرچه درباره موثر بودن یا نبودن آن می توان بحث کرد.
اینکه قدرت می تواند همه را بازی بدهد، بعضی را تطمیع کند و بعضی را تحقیر کند و در عین حال به خدمت بگیرد یک چیز بدیهی است، چون فعلاً قدرت فائقه دارند؛ اما از طرف دیگر، باید انصاف داد که راحت مردن هم کار معقولی نیست. شرکت در انتخابات می تواند از نگاه بعضی ها یکی از روش های مقاومت برای بقا باشد.
باید دقت کنیم که هر کس شرایطی را که خود در آن قرار دارد تئوریزه می کند و با تاثیر از نقشی که خود برای خود تعریف کرده و نتایجی که عمل سیاسیش روی خود او دارد، حرکتی را تجویز یا تئوریزه می کند. شما ببینید، اکبر گنجی صراحتاً تحریم می کند و تحریم را تبلیغ هم می کند. شما آقای عبدی اگر چه خود شرکت نمی کنید، اما شرکت کردن را مذمت هم نمی کنید. «جبهه مشارکت» معترضانه و علیرغم همه تضییقات بطور محدود شرکت می کند. ملی-مذهبی ها، عده ای شرکت نمی کنند و عده ای از نیروهای باقی مانده اصلاح طلب حمایت می کنند. حجاریان همین وضع را با ادبیات خود اینطور بازگویی می کند که خود صندوق رای بت نیست، یعنی بازی را نباید اشتباه بگیریم که فقط همین است. این درواقع توجه دادن به یک نگاه بلند مدت تر و کسب آمادگی برای استفاده از فرصت هاست که در یادداشت های شما هم به نوع دیگری هست. ابراهیم نبوی معتقد است اگر در تهران فهرست اصلاح طلبان تایید صلاحیت شده رای اول را بیاورد این خود نوعی فعل سیاسی اعتراض آمیز است که نشانه و شروع خوبی برای حرکت های دیگر است. بعضی از این پاسخ ها به مسئله انتخابات با هم جمع می شوند بعضی خیر، ولی همواره پاسخی که با دیگران جمع نمی شود می تواند پاسخ های نامتجانس با خود را ناواقعگرا بخواند.
اما با ساده سازی می شود گفت که اصلی ترین مشکل همه راهکارهای کوتاه مدت سیاسی، چه شرکت معترضانه، چه تحریم، آنست که نمی توانند بعنوان یک فعل معنی دار و مشخص سیاسی تبلیغ شوند و عمومیت بیابند. به همین دلیل همه اقدامات کوتاه مدت سیاسی تا اطلاع ثانوی تا حد زیادی ناموثر خواهند بود.
۲۳ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۵۶ بֽظֽ | Reply
نویسنده: فؤاد :
قبل از اینکه حرفهای جدی را بنویسم، بگویم که اگر دلم میخواست رای بدهم کاغذ رای را به داخل تلویزیون میانداختم چون این روزها ازش به عنوان صندوق رای استفاده میشه!
اما انتخابات! همانطور که از نوشتههای طنز پیشین من برمیآید قرار نیست رای بدهم. برای محکمکاری هم که شده نرفتم شناسنامهی جدیدم را از ثبت احوال بگیرم! کارت ملی هم که ندارم! امیدوارم آنها هم با شناسنامهی من رای ندهند!!! میماند دلایل رای ندادن.
بیشتر روی سخنم با اصلاحطلبانی است که خودشان را به در و دیوار میکوبند تا رای جمع کنند و بگویند که برای بدتر نشدن اوضاع هم که شده بروید رای بدهید و بودن بهتر از نبودن است و این حرفهایی که دیگر پشیزی برای من ارزش ندارد. من نمیدانم چرا همه دلشان نمیخواسته رای بدهند و حالا نشستهاند فکر کردهاند و به این نتیجه رسیدهاند که رای دادن به اقلیت اصلاحات کار صحیحتری است. خود اصلاحطلبها هم نمیدانند کدام گزینهی بهتری است رای دادن و یا رای ندادن که اگر می دانستند شخصیت بزرگ اصلاحطلبی چون محمدرضا عارف انصراف نمیداد. پس حق بدهید که ما وارد این سردرگمی نشویم.
اصلاحطلبان عزیز و گرامی که فکر میکنید آنهایی که در انتخابات رای نمیدهند یقینآ طرفدار شما هستند. به خدا اگر اینان طرفدار شما بودند به شما رای می دادند و در انتخابات شرکت میکردند. پس بیخود پاپیچشان نشوید که به ما رای بدهید. برای انتخاب شدن در هر دوره و انتخاباتی نیاز به برنامه است. شما اصلاحطلبان که خیلی دلتان برای ملت و آزادیاش میسوزد برنامهتان کو؟ آدم انتظار دارد از کسی که ادعای روشنفکری و اصلاحطلبیاش میشود اینقدر مبتدی عمل نکند. یک لیست چند نفره برای ملت آماده کردهاید که آنها بروند در برگههای رایشان بنویسند و من الله توفیق؟ واقعآ سطح فکری شما در همین حد است؟ برویم در مجلس خدا بزرگ است؟ میبینید هنوز هم جرات ندارید. با اینکه کارد به استخوانتان رسیده اما نمیکنید بگویید ما اگر اقلیت مجلس را به دست آوریم فلان کار را به ارواح خاک مشروطه انجام می دهیم. البته حق دارید چون وقتی اکثریت را در اختیار داشتید فلان کار را محض اعتبار و آبروی خودتان هم که شده انجام ندادید. صحبت از همان موقعی است که خاتمی رئیس جمهور بود و کروبی رئیس مجلس که شما اگر میخواستید میتوانستید شاهرودی را هم با خود همراه کنید کمی به اقدامات اخیر او نگاه کنید. ضربالمثل “خواستن توانستن است” را شما در هنگام حکومت همه جانبهی خودتان اجرا نکردید حالا دست به دامن مردم شدهاید. آیا آن موقع دست شما نبود؟ به مردم اعتماد میکردید. به رایای که به پایتان ریخته شده بود اعتماد میکردید و با آنها در میان میگذاشتید. جناب خاتمی این سخن که «باید بازی آنها را به هم زد» سخن امروز نیست، سخن دیروز است روزی که میشد بازی را به هم زد. اشتباه داوری جزء لاینفک فوتبال است تیمی که بازی را باخت دیگر شکایتش از داور هیچ نتیجهای را برنمیگرداند. حالا خودتان را بکشید که صدا و سیما شانتاژ خبری میکند. مگر نمیدانید برنامهریزی سازمان صدا و سیما از کجاست؟ این را آن موقعی که در مجلس و دولت بودید میتوانستید حل کنید. کسی بهتر از خود شما نمیداند که مرد عمل نیستید.
آنهایی که فکر میکنند تحریمکنندگان باعث شدهاند چنین دولتی روی کار بیاید و از خودشان فتوا صادر میکنند که تحریمیها پشیمانند. خود من به عینه نخبگانی را دیدهام که با افتخار به احمدینژاد رای دادهاند. نمونههایی که دیدهام معروف نیستند اما معروفترینشان همین حامد بهداد بازیگر خوب و خوشآتیهی خودمان است. هم او که الگوی سینماییاش مارلون براندوی بزرگ است. اصلآ به رای او خردهای نیست و نباید باشد کما اینکه امروز او حامی اصلاحطلبان است و فردا روز ممکن است حامی شخص دیگری باشد. فقط میخواهم چشمهایتان را باز کنید و تهمت و افترا نزنید. مگر اختلاف رای احمدینژاد در دور اول چقدر بود. تحریمیها چند درصد بودند؟ نمایندگان اصلاحطلب چند نفر بودند. چرا فکر می کنید اشتباه حزبی اصلاحطلبان را تحریمیها باید جبران کنند؟ حزبی که در راستای اهداف خود برنامهی راهبردی ندارد چه انتظاری از امثال ماها دارد؟ ببینید اصولگریان برای سیاست خود برنامه دارند و برای تحقق اهداف خود از هیچ چیز دریغ نمیکنند هر چند این هدف به قدری کثیف است که قابل بخشش نیست اما مگر نمیگویید سیاست پدر و مادر ندارد؟ خب پس شما بایستی سیاستمدار باشید که نیستید. حتی پیر سیاست هم گویا بازی را باخته است.
حتی اگر طرفدار اصلاحطلبان هم باشی میتوانی تشخیص بدهی که حضور اقلیتی آنها در مجلس سودی ندارد که هیچ حتی برای مردم ضرر هم دارد. نمایندگان ما که قربانشان بگردم خیلی طرحهای علمی صادر میکنند فقط مانده با هم لج کنند. اوضاعی میشود مجلس، قانونها از روی لج و لجبازی و چشم و همچشمی تصویب میشود تازه بعد میخورد به پست شورای نگهبان. آیا دیگر پستی بهتر از ریاست مجلس گیر اصلاحطلبها میآید؟ سعی داریم چه کسی را گول بزنیم؟ همین که از روی لج و لجبازی با صدا و سیما به اصلاحطلبان رای بدهیم خودش نقطهی سیاهیست که بعدها سیاهتر هم خواهد شد. اصولگرایان با قدرت و سیاستی که دارند از هیچکس نمیترسند. اینها بهانه است که برای دلخوشی خودمان میآوریم، مگر در زمان حکومت اصلاحطلبان اصولگرایان از کسی ترسیدند که حالا بترسند؟
من نه طرفدار حملهی آمریکا هستم و نه منتظر انقلابم و نه هیچ چیز دیگر! منتظر اصلاح هم نیستم. اگر اصلاحطلبان خیلی ادعایشان میشود نفوذ خودشان را بر عامهی بیسواد کشور متمرکز کنند که رای را وظیفهی خود میدانند و نظر علمای دینی را وحی منزل. خواهی نخواهی انتخاب مردم ایران فعلآ همین است کافی است به اطرافیانتان نگاه کنید. شاید اطرافیان شما خیلی روشنفکر و رفرمیستاند اما اطرافیان من مردم عادی و بیسوادی هستند که حتی فکر میکنند گرانی و دزدی و دروغگویی و زدن زنهایشان وظیفهی شرعی است. اشتباه برداشت نکنید بیسوادی از نظر من همان بیفرهنگی است. و جامعهای که فرهنگ ندارد انگار که اصلآ وجود ندارد.
همهی حرف اما این است، سیاست پدر و مادر ندارد اما من پدر و مادر دارم و خردهای سواد و فرهنگ. به کسی که نمیشناسم و کسی که میدانم قرار نیست وکیل مدافع من در مجلس باشد رای نمیدهم. رای مسئولیت میآورد و من فکر میکنم مسئول تمام کارهایی هستم که خاتمی قول داد و انجام نداد. فکر میکنم همین عذاب وجدان تا آخر عمر کافیست.
۲۳ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۰۲ بֽظֽ | Reply
فرنوش عظیمی :
خانه به اصطلاح کارگر دربیلبورد های تبلیغاتی انتخابات مجلس هشتم خود عکسی را چاپ کرده است که می شود آن را نمایانگر دیدگاه این به اصطلاح "مدافعان کارگران"(؟؟) نسبت به طبقه کارگر دانست.
دراین عکس پیرمرد روستایی و خسته ای را می بینیم که با لبخند ترحم انگیزش به مخاطبان نگاه می کند. نگاهی که در آن شاید هزاران تمنا و التماس را بشود دید.
این بیلبورد های در سطح شهر و اکثرا در مناطق ثروتمند نشین برپا گشته اند و می خواهند به مخاطب این گونه القا کنند که کارگر موجودی ضعیف و قابل ترحم است که نیاز به کمک ایشان دارد. این نحو از تبلیغات می خواهد ترحم رای دهندگان را برانگیزاند تا صندوق های رای را با نام باصطلاح "نمایندگان کارگران" پر کنند.
سرمنشا اصلی این نحوه از تبلیغات از آن جا ناشی می شود که سردمداران خانه کارگر همراه با سرمایه داران دیگر در ایران،"همه با هم"، شیوه تولید مسلط را پذیرفته اند. این جاست که دیگر کارگر نه به عنوان سوژه تولیدکننده تمامی ثروت جامعه که به عنوان ابژه ی مصرف کننده باید مورد لطف و مرحمت آقایان و خانم های بورژوا قرار گیرد. این تصور القایی در راستا سیاست های کلیت طبقه حاکم سرمایه دار در ایران است که تمامی آن را درموافقت کلیه ی جناح های مختلف اصلاح طلب و اصول گرا در راستای اجرایی شدن اصل 44 و خصوصی کردن همه چیز می توان دید.
در این نوع دیدگاه کارگر ضعیف وترحم بر انگیزاست که "همه با هم" باید به "فکر"اش باشیم و نمایندگان اش را به مجلس بفرستیم تا قوانین مربوط به خصوصی سازی را تصویب کنند تا فلاکت بیشتری به کارگران ایران تحمیل شود.
در این جاست که ان پیرمرد را نماد کارگر درایران جلوه می دهند.
اما در واقع خانه به اصطلاح کارگر حامیان سرمایه داران است . اینان باید بدانند که این تصور پوسیده و نخ نما شده ازکارگران که درطی این 3 دهه آنان را به خورد جامعه داده است دیگرنابود شده است. کارگر امروز ، پیر و جوان قدرتمند و فهمیده است. کارگران با اعتراضات هرروزه خودکه تنها گوشه هایی از آن را در خبر اعتصاب های گسترده می توانیم ببینم نشان داده اند که هر لحظه به تصمیم نهایی خود نزدیک تر شده و می دانند که چیزی برای از دست دادن برایشان باقی نمانده است. اما آگاهی و اراده ای دارند که همه چیز را به دست آورند. کارگرانی که سوخت وساز جامعه را دردست دارند و تمامی مواهب مادی این جامعه را تولید می کنند نیازی به ترحم و دلسوزی این قبیل به اصطلاح نمایندگان تحمیلی ندارند.
کارگران انتخاب خود را کرده اند. کارگران نه امید واهی به دعوا ها جناح های رنگارنگ اصلاح طلب و اصولگرا دارند و نه دراین نمایش ها و بازی ها شرکت می کنند. کارگران راه مبارزه خود را نه در صندوق های دروغین رای که در خیابان ها و در محل کارخانه ها و یا هر جای دیگری که بتوانند حق شان را بگیرند انتخاب میکنند.
پس بهتر است آقای محجوب و خانم جلودار زاده به همان طبقه ای که به آن متعلق هستند، یعنی سرمایه داران ایران دل ببندند. چرا که کارگران در این بازی شرکت نمی کنند.
...............................................................
عبدي:
هيچ چيز خجالت آورتر از اين بيلبورد تبليغاتي در سطح شهر ديده نمي شود.
۲۳ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۰۵ بֽظֽ | Reply
توسط سمیرا فرخ منش :
صندوق ذخیره ارزی ایران در خدمت آمریکای لاتین؟!
گرچه اخباری همانند برداشت 150 میلیون یورویی دولت برای کمک به ساخت سد در نیکاراگوئه (!) تاکنون زیاد به گوش رسیده بود. اما خبر اخیر بسیاری را آنچنان غرق حیرت کرد که بی درنگ به دنبال صحت و سقم آن به جستجو پرداختند که آیا براستی چنین امری واقعیت دارد و یا شایعه ای ست به منظور تخریب دولت نهم؟!
چرا که اگر چنین اقدامی به مرحله اجرا برسد به دهها دلیل می تواند با توجه به شرایط کنونی امتیازی منفی برای عملکرد دولت به شمار رود.
از مدتها پیش تعاملات اقتصادی سنگین ایران با کشورهای واقع در آمریکای لاتین علامت سوال بزرگی را در اذهان ایجاد کرده است..
برای مثال اینکه با توجه به سفرهای متعدد دولتمردان ونزوئلا تکلیف بدهی های مالی این کشور چه می شود؟
یا اینکه ایران با چه انگیزه ای قصد تاسیس شبکه تلویزیونی را در بولیوی و تجهیز پلیس و امنیت آن کشور را با استفاده از خودروهای ایرانی دارد؟
اما خبر تصویب اخیر دولت سوالی به حجم همان 150 میلیون یورو را در رسانه ها و افکار عمومی ایجاد کرد!
در حالیکه خبر به همین چند جمله اکتفا کرد که هیات دولت مبلغ 150 میلیون یورو را جهت ساخت سد در نیکاراگوئه از صندوق ذخیره ارزی کشور برداشت کرد. بدون هیج توضیح اضافی..
توضیحی که پاسخ سوالات ایجاد شده را بدهد و کلام قانع کننده ای که تشریح کند با توجه به شرایط موجود دولت با کدامین هدف دست به چنین اقدامی زده است؟
آیا از نگاه هیات دولت نهم مصرفی شایسته تر از نیکاراگوئه برای خالی کردن صندوق ذخیره ارزی وجود ندارد؟
۲۳ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۱۲ بֽظֽ | Reply
مینا مرادی :
اقای عبدی ..جانا سخن از زبان ما میگوئی .. متشکرم انچه کفتید دقیقا انچیزی است که ذره ذره انرا احساس میکنم ...
۲۳ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۲۰ بֽظֽ | Reply
Ehsan :
می دانم که کارم بیهوده است؛ بیشتر کسانی که به این وبسایت سر می زنند، خود اهل مطالعه و نظر هستند و دیدگاه های سیاسی مشخصی دارند. حدس این مسئله هم دشوار نیست که تاکنون تصمیم خود را مبنی بر شرکت یا عدم شرکت در انتخابات گرفته اند.
با همه این ها از دوستانم، مخاطبین این وبسایت، کسانی که احیانا مرا دوست خود می دانند، برای حضور پای صندوق های رای دعوت می کنم.
باور کنید اقتدارگرایان حاضرند چیزی هم دستی بدهند که شما رای ندهید؛ تمام شواهد نشان از این امر دارد. نمونه آن تحت فشار گذاشتن هنرمندان سینما برای پس گرفتن حمایت خود از اصلاح طلبان است. در حالی که هنرمندان سینما قصد گرم کردن تنور انتخابات را داشتند.
بنابراین، خواهش می کنم که اصلاح طلبان را تنها نگذارید. با رای دوباره به اصلاح طلبان بر خواسته های خود پافشاری کنید. اصلاحات پروژه ای بلندمدت است که صبر و بردباری طلب می کند.
۲۳ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۲۳ بֽظֽ | Reply
عبد الرحمن الراشد, الشرق الاوسط, 05/03/2008. :
درست است که دولت ایران موفق شد سه ماه اضافی و راحت دیگر را در رابطه با پرونده هسته ای اش به دست آورد، اما آیا توانست از تحریم های خطرناک جان سالم به در ببرد؟ به طور حتم ایران موفق شد از دامی که دیروز در شورای امنیت برایش قرار داده شده بود بگریزد و به جز تحریم های سمبلیک شکننده ای علیه کارمندان عالیرتبه هسته ای اش آسیبی به آن نرسید.
از میان این تحریم ها ممنوعیت سفر آنها به خارج و نیز بلوکه کردن حساب های بانکی این عده است. باید گفت این کارمندان به حکم نوع شغلی که دارند حساب بانکی در بانک های خارجی ندارند و به آنها اجازه سفر به خارج از کشورهم داده نشده است.
با وجود استراحت کوتاهی که برای جنگجویان فراهم شده، اما حلقه محاصره علیه نظام ایران به شکل کاملا حساب شده ای در حال تنگ تر شدن است بخصوص که شورای امنیت خواستار تحت نظر قرار گرفتن موسسات مالی بزرگ ایران شده است مساله ای که بیانگر آماده سازی جهت تحریم آن است.
اکنون اروپایی ها در حال مشاوره در رابطه با ممنوعیت همکاری با بانک های ایرانی خارج از چارچوب شورای امنیت هستند، در اینجا باید یاد آور شد که اروپایی ها این بار از نظر انگیزه دست کمی از آمریکایی ها برای فشار بر ایرانی ها ندارند، و خود نیز از خطرات رویکردهای هسته ای ایران اطمینان حاصل کرده اند. از میان توصیه های جدید در این چارچوب، شورای امنیت به کشورهای صادر کننده کالا به ایران پیشنهاد کرده است که اجازه بازرسی داوطلبانه کشتی های خود بدهند.
با این وجود پیش بینی نمی شود که کشتی ها در حال حاضر اجازه چنین بازرسی را بدهند اما بعدها و پس از افزایش فشارهای آمریکایی این کار محقق خواهد شد بخصوص که پیش بینی می شود که قطعنامه بعدی بازرسی کشتی ها و ممنوعیت فن آوری را شامل گردد.
در مورد ایرانی ها باید گفت که آنها بعد از این قطعنامه نفسی را به راحتی کشیدند زیرا این قطعنامه در صورتی که طبق پیش نویس اولیه اش به تصویب می رسید با توجه به ممنوعیت های اقتصادی و بانکی که در آن گنجانیده شده بود می توانست بسیار ویرانگر باشد.
ایرانی ها اکنون بازی وقت را انجام می دهند در حالیکه نیم نگاهی هم به انتخابات آمریکا در آخر سال جاری (میلادی) دارند.
آنها سه ماه دیگر وقت خریدند و پیش بینی می شود که در آخرین لحظات این فرصت سه ماهه به آژانس بین المللی انرژی هسته ای امتیازاتی بدهند تا سه ماه وقت دیگر بخرند، به این امید که در سایه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا در آن زمان کاخ سفید به کلی فلج شده باشد.
شاید ایرانی ها در اتخاذ رویکرد کند سازی به جای رویارویی محق باشند، زیرا شاید در پایان بازی رئیس جمهوری روی کار بیاید که به آنها اجازه در اختیار داشتن سلاح هسته ای را بدهد، یا مسافتی را در فن آوری طی کرده باشند که دیگر جامعه جهانی نتواند رویکرد آنها تغییر دهد.
اینها همگی آرزوهایی است که هیچ یک نمی تواند علل رویارویی اصلی را تحت الشعاع خود قرار دهد و آن نگرانی از ایرانی تندرو وهسته ای است.
از این رو بسیار بعید است که به ایران اجازه داده شود که به سلاح هسته ای مجهز شود در حالیکه هر روز بیش از روز گذشته ثابت می شود که در درگیری های مختلفی منطقه که منافع جهانی در آن در هم تنیده شده دست دارد. حتی چین و روسیه به عنوان دو کشوری که نسبت به تهران از شدت عمل کمتری برخوردارند نیز در مناسبت های مختلف نگرانی حقیقی خود را از سیاست های تهران و اهداف تسلیحاتی اش ابراز نگرانی کرده اند.
در اینجا این سئوال مطرح می شود که چه کسی زودتر به خط پایان می رسد ایران یا جامعه جهانی که به دنبال تصویب قطعنامه ای تحت بند هفتم و خفه کردن نظام فعلی است؟
حتی قطعنامه های شکننده اخیر نیز که شورای امنیت آنرا دو روز پیش به تصویب رساند هم در چارچوب این بند خطرناک از منشور سازمان ملل است مساله ای که زمینه را برای استفاده از زور علیه ایران فراهم می کند.■
مترجم : رضا عامری
۲۳ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۵۰ بֽظֽ | Reply
یحیی :
آقای عبدی متاسفانه تعریفهای مبهم از وضعیت مطلوب به نظر من از مشکلات مهم تحلیلهای سیاسی است که این روزها میبینیم، وقتی میگوییم اصلاحطلبان نتوانستند یا نمی توانند کاری بکنند یعنی چه؟ قرار است چه کاری بشود؟
من اگر بتوانم از طریق شرکت در انتخابات به تقویت گروهی که عقلانیت اقتصادی بیشتری دارند کمک کنم قطعا این کار را می کنم، اگر بتوانم به بوجود آمدن مجلسی که طرح تصویب قیمتها تصویب نکند کمک کنم قطعا این کار را می کنم، اگر بتوانم به برگرداندن عقلانیتی که 30 سال صرف آموزشش شده تا لااقل اصول مسلم اقتصادی را بپذیرد کمک کنم میکنم چون اصلا علاقه مند نیستم مملکت آزمایشگاه اقتصاد عده دیگری باشد، تا شاید یاد بگیرند.
وقتی من این را میخواهم ممکن است اگر اصولگرایی هم که در این ایده ها جدی باشد حمایت کنم.
متاسفانه در این تحلیلها مشخص نیست شرکت کردن یا نکردن برای چه کسی خوب و چه هدفی خوب است یا نیست؟
اگر کسی خواهان تغییرات بسیار اساسی در ساختار حکومت باشد طبعا پاسخ منفی است، با این انتخابات و شاید ده ها انتخابات دیگر ایران به فرانسه در آزادی های مدنی نمیرسد، اما اعتقاد شخصی من این است که با حضور در این انتخاباتها میتوان کفه را به نفع جریانات عقلگراتر سنگینتر کرد، و گمان میکنم این عقلگرایی نهایتا به افراد بیشتری نفوذ خواهد کرد و نتایجش در حوزه های بیشتری دیده خواهد شد.
..........................................................
عبدي:
درست است.بايد ابتدا هدف گذاري ها را شرح داد و سپس به راه حلها از جمله شركت يا دم شركت در انتخابات پرداخت.
۲۳ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۱۲ بֽظֽ | Reply
:
سلام آقای عبدی
1_ به تحلیل قشنگتون افرین میگم
ضمن احترام به نگاه فلسفی شما چون اینجا ایرانه و ارتباط حرف اول را میزند در نگاه از بالا اینکه چه کسی بر این کرسی تکیه بزند _ در شرایط کنونی _ تغییری در اتمسفر سیاسی ما ندارد اما در نگاه از پایین و دغدغه های زندگی شخصی در سرزمینی که برای ویزیت پزشک هم داشتن یک آشنا ضروری است در مفید بودن ارتباط نزدیک با یک نماینده پارلمان تردیدی نمیگذارد و اگر کسی رای بیاورد که با یک واسطه یا بدون واسطه یا واسطه کمتر در دسترس رفع مشکلات احتمالی باشد بر نامزدی که چنین دسترسی نمیرود ارجحیت دارد..... من فکر میکنم این تحلیل بخش قابل توجهی ار شرکت را توجیه کند ....... ظاهرا این قدر صراحت و دست خود را رو کردن در دنیای مجازی ادبیات سیاسی رایج نیست.
2_ درصد قابل اعتنایی از شرکت کنندگان بر مبنای اعتقاد مذهبی وتکلیف دانستن شرکت در انتخابات به پای صندوق ها رای میروند و فردی را انتخاب میکنند که با گرایشهای سنتی و مذهبی آنها هم سو باشد.
3_ درصد قابل اعتنایی از رای دهندگان نیز گرایش سیاسی مورد اعتماد خود را در بین نامزدها می بینند و با اعتقاد به درست بودن نظارت استصوابی و حتا لذت از حذف رقبا شدیدا بدنبال پیروزی نامزد خود هستند این افراد کسانی هستند که بدلایل سنی یا طبقاتی در این انتخابات اولین تجربه های جدی خود را برای سهیم شدن در قدرت میاندوزند
4_ آقای عبدی ضمن سپاس مجدد از تحلیل قشنگتون و راه اندازی این تارنما که فرصت و مجالی را برای باز گویی یا باز خوانی تجارب سیاسی فراهم میاورد من نکته ای را که اخیرا با دوستی به بحث گذارده بودیم و بسیار جالب بود و بی ارتباط با مصاحبه شما نیست و مهمترین انگیزه من در امشب برای بازدید از دنیای مجازی شما گذاشتن این نکته در کامنت بود را با شما مطرح میکنم و باعث امتنان است اگر شما نیز بدان التفاتی کرده و دیدگاه خود را منتقل نمایید.که در شماره 5 میاورم
5_ منتخبان مجلس و دولت و مدیران ارشد و تراز اول را رهبران جامعه مینامم و نخبگان سیاسی _ فرهنگی و اجتماعی را که تاثیر بسزایی در افکار عمومی دارند نخبگان جامعه میخوانم . تحلیل طولی روند انتخابات _ در 29 سال گذشته _ نشان میدهد نخبگان جامعه توده را به سمت انتخاب رهبرانی که فاصله چندانی با توده ندارند سوق میدهند این رهبران پس از انتخاب یا انتصاب شدن و در طی پروسه مدیریت انتساب اجرا یا انتخاب و تجربه اندوزی از توده و مهمتر نخبگان اجتماع فاصله قابل توجهی میگیرند ولی نخبگان اجتماع و توده همچنان بدون تغییر میمانند و در فرصتهای انتخابی یا انتصابی بعدی به سراغ گزینه هایی میروند که فاصله کمتری با آنها دارند و رهبران اجتماع که از نظر تفکر تجربه و پختگی سیاسی اجرایی از آنها فراتر رفته اند را از گردونه رهبری خارج میکنند البته عنوان رهبران اجتماع یا نخبگان اجتماع ممکن است واژگان رسایی نباشند نقطه اتکا این تحلیل در جا ماندن یا در جا زدن نخبگان اجتماع و توده در سطح نخستین خود و حفظ فاصله اولیه بین آن دو است و مهمتر بیرون سازی رهبران اجتماع از گردونه بدلیل عبور از سطح تفکر و تجربه نخبگان اجتماع و توده است . بطور مثال فاصله جدی نخبگان از جمله خود شما در مقطعی از تاریخ سیاسی معاصر با آقای هاشمی جلو روی او از سطح تفکر عامه و نخبگان اجتماع چون شما بوده است _ مثلا بحث تعدیل یا ازدواج موقت _ قابل پیش بینی است اگر آقای احمدی نژاد در دگر دیسی سیاسی خود به یک آقای هاشمی یا خاتمی _ به معنای فرضی یک تفکر سیاسی پیشتاز _ تبدیل شود توسط نخبگان اجتماع مورد بی اعتنایی و طرد واقع میشود.
با سپاس و تشکر فراوان
۲۳ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۴۱ بֽظֽ | Reply
حمید :
خدایا بمن توان آنرا بده که بتوانم مسائل را از زاویه دید اصلاح طلبان ببینم تا بهتر آنها را بتوانم درک کنم.
۱- من نمی توانم بفهمم که چطور میشود به روند انتخابات اعتراض کرد و آنرا انتصابات نامید و نتایج آنرا از پیش تعین شده دانست اما در لحظه موعود با رای دادن تمام آن خلافکاریها را تایید کرد و پس از تایید افراد ورودی به مجلس را راه یافته نامید.
۲- من نمی توانم بفهمم که در این ساختار که خاتمی رئیس جمهور خود را کارگزار نامید و اعتراف کرد که از جهت قانونی نمایشی بیش نیست و اکثریت نمایندگان مجلس ششم نتوانستند قانون دلخواه خود را تصویب کنند چگونه اقلیتی از دست چندم های اصلاح طلب قادر به کاری خواهند بود که آن کار به مشروعیت دادن به تمام خلافکاریهای انجام شده بیارزد.
۳- من نمی توانم بفهمم که چطور یکپارچه کردن مردم با شرکت در انتخابات فرمایشی که حکومت را به شکل حکومت بعثی در میاورد کمک به جلوگیری از تحاجم خارجی محسوب می شود.
۴- من نمی توانم بفهمم که معنای انتخابات و مردم سالاری از نظر اصلاح طلبان چیست.
۲۳ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۱۷ بֽظֽ | Reply
رضا فتوحی :
سلام
1-همه ی بحث هایتان صحیح است اما به یک نکته اشاره نکرده اید و آن اینکه به نظر می آید در این دوره حکومت قصد حذف کامل اصلاحات را دارد. آیا این امر را نباید در تصمیم گیری لحاظ کرد؟ هرگز حکومت تا این حد روی افراد حساس نبوده که حتی یک نفر هم تایید نشود.
2-زاویه دیگری که پرداختن به آن جالب است حجم تخلفات این دوره است که بخشداری و فرمانداری ها و صداوسیما دیگر جانب داری نمی کنند بلکه نقش ستاد تبلیغاتی اصولگرایان را دارند روزنامه ی جام جم لیست جعلی منتشر می کنند و تصویب کنندگان قانون منع نصب پوستر عکسهای تمام قدشان در میداین نصب است. به راستی حتی اگر شرکت نمی کنیم نباید به این بی قانونی که رویه شده حساس باشیم؟
.................................................................
عبدي:
اگر هدف اول را دنبال مي كردند رد صلاحيت چند نفر باقيمانده چه مشكلي براي آنها ايجاد مي كرد كه با تائيد صلاحيت آنها خود را ب اين خطر مواجه كرده اند؟
۲۳ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۳۸ بֽظֽ | Reply
امیر حسین :
اقای عبدی سلام بدون اینکه خداوکیلی هیچ مسئولیت یا هر چیز دیگری را متوجه شما بکنم ممنونم که با این حرفهای شما از سردرگمی درامدم.این چند وقت در این تردیدهای شرکت کردن و نکردن(که این تردید هم خیلی عجیب است با اینکه همه میدانیم یکجورهایی سرکاریم و اصل موضوع چقدر مسخره است اکثرا" ان را داریم!) کلافه بودم .از یکطرف وقتی پای حرفهای کسانی مثل سحرخیز و گنجی و سحابی که انصافا" هر کدام برای این ملت در این وانفسا از جان و دل مایه گذاشتند (خود شما را چون جنبه تملق نگیرد فاکتور گرفتم) می نشینی همه وجود سرشار از عشق وطن میبینی وعلاقه به هموطنانشان .و خوب میدانی که مثلا سحابی وقتی نظری میدهد یا تحلیل میکند تا همه سلول های بدنش نگرانی از اینده کشور است.از طرف دیگر هر کسی به اندازه فهم وشعور خود اوضاع کشورش وشهرش وادمهای مدعی انجا را که میبیند(که بقول شما دلشان لک زده برای صندلیهای راحت مجلس) حالتی مشمئز کننده وجودش را میگیرد. دو .موضوع را برای دوستان فهرست وار میگویم تا انشاالله اگر درد دلهای یک ملت در این عصر انفجار اطلاعات و...در تاریخ ثبت شد نسلهای اینده بدانند شرایط زندگی ما چه بود. 1-استاندار یزد (سردار فلاح):باید انتخاباتی برگزار شود که رضایت خدا -رهبر و دولت رادر برگیرد. 2-امشب اقای کرباسچی با رادیو فردا مصاحبه داشت .در هر حال ایشان جزو چهره های اثر گذار و مسئول در سرنوشت این نسل بود. خوب است گذشته ایشان مصائبشان و صحبتهای این چند روزه شان قبل از این مصاحبه اورده شود تا نسلهای بعد بدانند فقط احمدی نژاد و سردار فلان و...اینها نبودند که اساسا" اصلا نمیدانستند نه فقط برای ملت (که مرحمت فرموده ما را .....)که حتی برای خود چه میخواهند بلکه سیاستمداران نیمه موجه ما هم در این دوران بد و بدتر اینطور بودند.بخدا به این ملت رحم کنید سحابی هایمان دارند نا امید میشوند و این برای این مردم همیشه هیچکاره فاجعه است
۲۳ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۴۲ بֽظֽ | Reply
رهبري :
« به نمایندگانی رای دهید که مسیر دولت را هموار و مرز خود با دشمن را مشخص کرده باشند .»
۲۴ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۲۸ قֽظֽ | Reply
پارسا :
نه گفتن که ساده بود، اول انقلاب هم کردید و به شاه نه گفتید، اینکه نمی دانستید چه بکنید، اصل چهار انچنانی تصویب کرد. حالا که اینهمه سخنرانی کردید، بفرمایید که فکر میکنید راه حل مسئله چیست. از شرکت نکردن به کجا میرسیم و از انجا چگونه به دموکراسی.واقعا منتظرم.
انتخاباتی نیست که شما همین را نگویید، تا به حال یکبار هم یک خط نکشیده اید بگویید با شرکت نکردن به نقطه الف میریسم و از انجا به ب و از ب به دموکراسی. شما فکر میکنید کسی برای عدم شرکت شما تره خورد میکند؟ زیادی سیستم را دموکراتیک در نظر گرفته اید!!!
چند خط بالاتر گفته بودید فرقی بین دولت اقای خاتمی و دولت اقای احمدی نژاد نیست و اصلا انها هیچ کاری نتوانسته اند بکند. اول تعریف کنید چکاری قرار بود رخ دهد!!! این را بفرمایید و بعد بفرمایید حالا تنها فقط همان کار هاست که نمی شود؟ جدا؟ شما تهران زندگی می کنید یا کالیفرنیا؟ اگر کالیفرنیا هم باشید حتما خبر دارید علاقه مزید جامعه جهانی را به رئیس جمهور ما که با شعار روان پاک ما، شناسنامه ی پاک ما، بر سر کار اوردید؟
تا به حال یک جمع تفریق اقتصادی زده اید، خبر دارید اخرین شانس بزک هم را باد برد؟ اصلا باور دارید هرکاری کنیم بعد از این هیچ سرمایه داری خر نمی شود تا نظام نظام است، یک ریال اش را وارد کشور کند؟ آقای عبدی زمان اقای خاتمی میشلین فرانسه در به در خرید کویر تایر بود، زمان آقای احمدی نژاد رئیس حراست ......... مدیریت بخور بخور اش را میکند، از دوستان صمیمی اتان بپرسید، برایتان خواهند گفت، اقای عبدی زمان آقای خاتمی اکونومیست ثبات اقتصادی ایران را بالای سر همه کشور های خاورمیانه گذاشت. الان نوار غزه امنیت سرمایه گذاری اش بیشتر از ماست!!! نکند بازهم هوس انقلاب دارید یا دیوار بالا نرفته سفارتی مانده؟ یکبار به عصر دایناسور ها امدیم بس نبود؟
واقعا ادم با درون سیستم رابطه داشته باشد و اینقدر اندیشمند باشد، جای تقدیر دارد. بیخود نبود با خود فکر کردید که حق دارید به سفارت یک مملکت دیگر بریزید و ملت را گروگان بگیرید. بد نیست یادتان باشد که اخرین باری که تئوری هایتان را عملی کردید، می خواستید انتقام، بروید بکارتان برسید، را از مرحوم بازرگان بگیرید، یک نفر را دیکتاتور کردید.
آقای عبدی، روضه خواندن کاری ندارد، مردید وارد کربلا شوید بگویید چگونه باید جنگید.
..........................................................
عبدي:
فعلا كه روضه خوانان در روي بورس هستند!
۲۴ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۰۶ قֽظֽ | Reply
ارش :
سلام خواهش می کنم برای برون رفت از وضع موجود راهکارهایتان را ارایه کنید با تشکر
۲۴ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۱۸ قֽظֽ | Reply
نگار :
جناب عبدی سلام
علارغم منطقی و به موقع بودن تذکرات شما
اما در بعضی موارد تحلیلتان در خصوص نتایج مورد انتظار حاکمیت از حضور مردم در انتخاب با حساسیتی که آنها برای ورود حتی یک نماینده اصلاح طلب به مجلس دارند جور در نمی آید
مثلا
قضیه دروغ و فهرست جعلی چاپ شده در جام جم
-توصیههای انتخاباتی مقام معظم رهبری به مردم -
۲۴ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۳۰ قֽظֽ | Reply
تورج :
آقای عبدی عزیز!
بنده بیست و هشت سالمه و تا جاییکه یادمه همه سران مملکتی دارن شعار انقلابی میدن؛ البته درست هم میگن چون به دلیل شم بالای مدیریتی حضرات تمام اوضاع مملکت تو این سی سال انقلابی مونده!!! بچه که بودم تو دهاتمون سیل اومد یه بنده خدایی رفته بود يقه شهرداریو گرفته بود که آقا چرا در امر ساخت آبگیر کوتاهی کردید اون طرف هم گفته بود آقا اینا رو الآن از من نخواه، من حداکثر میتونم تو رو از خونت ببرم یه جاییکه سیل تو رو نبره ، هم من جوون هم شمای مجرب میدونیم که ساختار سیاسی ما ساختار "نه" گفتنه نه ساختار "آری" گفتن؛ خاتمی و احمدی نژاد هر دو محصول یک "نه" سیاسی بودند. بنا بر این ما یک شبه رفراندم رو برگزار می کنیم تا یک انتخابات ،منتها تو این رفراندوم گزینه "آری" وجود نداره. پس اگه انتخابات رو به این دلیل شرکت نمی کنید که برنامه نداره بنده با شما موافق نیستم.چون به قول آقایون که بنده هم باهاشون موافقم شرایط ما انقلابیه(critical خودمونی)!!!
۲۴ اسفند ۱۳۸۶ ۳:۰۷ قֽظֽ | Reply
سعید :
این هم با مزه است:
آفتاب: محمد رضا پور ابراهیمی،کاندیدای انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی در شب انتخابات رد صلاحیت شد.
به گزارش خبرنگار آفتاب در حالیکه بسیاری شانس اول پیروزی انتخابات در حوزه انتخابیه کرمان و راور را برای دکتر محمدرضا پورابراهیمی، کاندیدای مورد حمایت حزب اعتدال و توسعه قائل بودند، شامگاه پنج شنبه نامه ردصلاحیت از سوی فرمانداری کرمان به وی ابلاغ شد.
بنا براین گزارش پیش از ابلاغ این نامه، ابتدا پیامک (sms) هایی با مضمون خبر ردصلاحیت این کاندیدا در کرمان منتشر شده بود. این در حالی بود که یک منبع آگاه در گفتگو با خبرنگار آفتاب در شورای نگهبان، امکان رد صلاحیت یک کاندیدا را پس از مهلت قانونی رسیدگی به صلاحیت ها، رد کرده و البته هرگونه پاسخگویی در این مورد را به اداره اسناد در شورای نگهبان ارجاع داده بود، که مصاحبه با َآنها ممکن نشد.
۲۴ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۵۸ قֽظֽ | Reply
شهروند :
دیشب؛ پنج شنبه 23 اسفند؛ شبکه دو وقتی داشت سریال سرزمین سبز را پخش می کرد؛ بالا سمت چپ نوشته بود:" حماسه حضور"! دلیل این شتاب برای اعلام حماسه هنوز شکل نگرفته را نفهمیدم.
نکته دیگری که می خواستم بگویم تبلیغ یکی از کاندیداها بود که در تراکتش نوشته بود خواب دیده امام رضا به او گفته نفر سی ام تهران می شود ( بنده خدا آن قدر واقع بین بوده که خواب نفر اول شدن را نبیند) و بر این اساس شعار تبلیغی اش را وام بلاعوض برای رفتن به کربلا ( و نه مشهد) و کمک مادی به هیئت ها برای پخش نذورات اعلام کرده بود. از برخی دیگر نقاط هم خبر رسیده که برخی دیگر کاندیداها هم خواب بزرگان دیگری را دیده اند که وعده پیروزی به آنها داده اند. من تا قبل از انتخابات مجلس هفتم که نقشی برای ائمه شیعه (مشخصا امام دوازدهم) در آن قائل شدند چنین چیزی را یاد ندارم. اگر حوزه های علمیه ما استقلال داشتند باید با صدای بلند به این خرافه پروری و خرافه افکنی پاسخ می دادند. افسوس.
۲۴ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۰۳ قֽظֽ | Reply
محمد حسين :
اصلاحات در كمون(دورهء نهفتگي) *
...............................................................
بخش نخست
..............
نگاهي گذرا به استراژي اصلح طلبان در انتخابات اخير نشان دهندهء تضادها و ضعفهاي گوناگون و تزاحمات درون جبهه اي و مواردي ديگر است كه در سطوح مختلف قابل مشاهده است ! من اين دوره را به دورهء اوليهء رشد يا دورهء كمون تشبيه كرده ام چون معتقدم و اميدوارم كه از پس اين دوره اصلاحاتي بالنده سر فرازد! در اين يادداشتهاي كوتاه تنها به مواردي اندك به عنوان نمونه اي از تضادها، كاستي ها، فلتها و اشتباهات فاحش درون جبهه اي خواهم پرداخت كه در انتخابات اخير مشهود بود.
الف:
حزب مشاركت
1-
انتخابات رقابتي
1-1
حزب مشاركت با قاطعيت اعلام نمود كه فقط در انتخابات رقابتي شركت مي كند.
1-2
بنا بر اعلام رسمي ان حزب ، انتخابات مجلس هشتم غير رقابتي است .
1-3
با اين وجود و بر خلاف انتظار مخاطبان در انتخابات شركت نمودند.
اين حزب دلايلي چند را براي تغيير موضع اين چنيني اعلام نمود كه اصلي ترين ان عبارت بود از پروژه اي كه در درون حكومت طراحي شده است تا ابتدا بين احزاب اصلاح طلب تفرقه ايجاد نمايد و سپس با انها برخورد حذفي به عمل اورد. **
پرسش : ايا چنين موضوع مهمي براي يك حزب مدعي مسئله ايست كه بايستي دو روزه به ان برسد و يا علي القاعده از سالها پيش در الگوريتم تحليليشان باكس اين مسئلهء مهم بايد مستقر مي بوده است ؟ كه در اين صورت به چنين تناقض فاحش و تغيير موضع وحشتناك نمي انجاميد.
ايا اين حزب در ساختار اصلاحات تابع است يا پيشرو و يا بينابين عمل مي كند ؟
ايا اين حزب به متغيرهاي متداخله در سياست اعتقاد دارد يا خير و در اين انتخابات ايا انها را درست احصا و محاسبه كرده و با وجود ان به چنين چيزي رسيده است ؟
ايا اين حزب به ساختار حد اقلي يك حزب واقف است يا نه و ايا در درون حزب مشاركت اين ساختار حداقلي مستقر و در حال عمل است يا نه؟
ايا......؟
بديهي است كه پاسخ به هر پرسش سير الگوريتمي ويژه اش را مي گشايد كه با ان مي توان تغيير موضع يكصد و هشتاد درجه اي اين حزب را تحليل نمود.
2-
مشاركت معترضانه
حزب فوق الاشاره نهايتآ از عدم شركت در انتخابات به موضعي رسيد كه انرا با نام "مشاركت معترضانه" اعلام نمود كه در برخي حوزه ها از جمله تهران ليست انتخاباتي داده و راي خواهند داد.
گرچه خلق يك تاكتيك مدرن كه مخصوص كشورهاي پيشرفته است با اين سرعت في نفسه تحسين بر انگيز است اما در سياست بايد صورت تاكتيك با ماهيت ان همخوان باشد چون با مخاطب عام مرتبط بوده و پالسهاي ارسالي براي مخاطب قابل تداعي بوده و از توانائي تبديل برخوردار باشد . اگر ما در كشور فرانسه زندگي مي كرديم و يا در همسايگي سوئيس بوديم اين تاكتيك قابليت بالائي براي به زانو در اوردن اقتدارگراها داشت اما ما در ايران و در همسايگي كشور دوست و برادر افغانستان، تركمنستان ، اذربايجان و شيخ نشينها زندگي مي كنيم.
در كشوري مثل فرانسه مخالفين شيراك از ترس لوپن به شيراك راي دادند اما اين موضوع براي مردم ان كشور بديهي و متناسب با ساخت قدرت كاملآ معني دار و خلاف ان غير قابل پذيرش است.
وانگهي كه در اين صورت شبكه هائي هر چند اندك بايستي بتوانند ان صورت پديد امده را در قالب پالسهاي مذكور تا رسيدن به گروه مصرف كننده منتقل سازند!در همان مثال فوق دبيركل حزب مخالف شيراك زماني كه مي خواست رائيش را به نفع شيراك به صندوق بيندازد بيني اش را با دو انگشت گرفت تا بوي تعفن اين راي اذيتش نكند. اين عكس به تصويري ماندگار در منازعات سياسي بدل گرديد.
3-
ابتنا بر"اگر" ها
دربارهء اگر و مگر در فرهنگ فولكلوريك ما فصولي مشبع گشوده است ! نه تنها نمي توان يك حزب را با اگر و مگر اداره كرد كه حتي ادارهء يك واحد كوچك اجتماعي همچون خانواده هم با ان كاري به غايت خطاست.
دبير كل محترم اين حزب در اخرين مصاحبه اش گفت :
" در صورت مشاركت مردم اصلاح طلبان پيروز مي شوند".***
اين جمله مثل انست كه من بگويم : اگر سهام شركت مايكروسافت را در اختيار داشتم جاي بيل گيتس قرار مي گرفتم. پاسخ هم ساده است به همان دليل كه سهام را در اختيار نداري پس جاي بيل گيتس نيستي و تفاوت من و بيل گيتس دستكم در وهلهء نخست بر سر مالكيت سهام است!
اما چرا او سهام را دارد و من ندارم؟ ديگر داستان مفصلي است با پرسشهاي بيشماري همچون : ايا من از اول اين سهام را نداشته ام؟
ايا داشته ام و انها را هبه كرده ام؟
ايا انها را در قمار باخته ام و يا به باد داده ام؟
ايا ساده لوح بوده ام و رندي انها را از من ربوده است؟
ايا سير زهادت و پرهيز از دنيا پيشه كرده ام و چون ابراهيم ادهم همه را رها كرده و چار تكبير بر دنيا زده ام؟
ايا........
ايا......................................
پي نوشت
..........
*
دورهء كمون ، مرحلهء ابتدائي رشد موجودات زنده است كه به صورت گروهي زندگي و عمل مي كنند. اين مرحله بسيار حساس بوده و فاكتورهاي محيطي نقشي شديدي بر رشد يا نابودي يا معلول شدنشان باقي مي گذارند ، در اين مرحله امكان گسترش و بالندگي ، جهش و اعجوبگي ، ناكارامدي و معلول شدن، انشعاب و تجزيه گرديدن و مرگ و نابود شدن تقريبآ از امكان مساوي برخوردار است.
**
سخنراني دبيركل محترم حزب مشاركت در نشست سالانهء شاخهء جوانان حزب مذكور به نقل از سايت نوروز ارگان رسمي حز ب
***
به نقل از سايت امروز
۲۴ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۱۹ قֽظֽ | Reply
ali :
با سلام
اي كاش جبهه اصلاحات شامل افراد بيشتري مثل ........ ميبود اي كاش ...... و نفوذي هايش به اين بدنه وارد نميشدند تا شاهد چنين روزهايي و سختر از اين روزها براي ملت نگون بخت ايران نميبوديم
ااي كاش محمد خاتمي از آن شور مثال زدني ملت در سال 76 استفاده ميبرد
آقاي عبدي در پايان سوالي دارم انصافا چند درصد اصلاحطلبان به خصوص در مشاركت و مجاهدين انقلاب اسلامي به اين تحليل كه شما مطرح فرموديد رسيده اند؟ همانطور كه اقاي عبدالاه نوري گفت از اين صندوق هاي شوراي نگهبان دموكراسي بيرون نميآيد.
۲۴ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۳۴ قֽظֽ | Reply
davoud :
be nazareh man estedlaletan fogholadeh ghavi va montabegh ba vaghiat bod. dar eineh hal be kasi ham fohsh va bado birah nagoftid
mersi
۲۴ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۵۴ قֽظֽ | Reply
روح الله فردوسی :
نه تنها بی مضمون است بلکه بی مفهوم هم هست...
.......
البته از القاب دیگر هم نباید اجتناب کرد....
"الله لا یهدی قوم الظالمین"
۲۴ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۰۶ بֽظֽ | Reply
محسن عسگری :
جناب عبدی
تعجب می کنم که چرا در زمانهای حساس، آن زمان که نیاز به نوشتن و گفتن و فهماندن هست شما و جمله اصلاح طب ها نیستید. در این سه سال چه صدایی از خاتمی و کلیه یارانش شنیده شد؟ آیا اشتباهات را دیدید و دم نزدید یا اصلا ندیدید؟ آیا نمی توانستید از روزی که انتخابات ریاست جمهوری را برگزار کردید آن هم با آن وضع که انقدر در ان تقلب بود که رفسنجانی به خدا پناه برد و کروبی.... روی انتخابات مجلس برنامه ریزی کنید و از همان زمان مردم را آگاه کنید از آنچه دارد بر سرشان می رود؟ آیا واقعا جای غرور دارد که شما با افتخار می گویید من برای داخل و انتخابات نمی نویسم. جای آن است که خون موج زند در دل لعل جناب عبدی.
۲۴ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۱۰ بֽظֽ | Reply
بن بست :
اینطورکه پیداست، تحریم یا دعوت به شرکت گروههای مختلف در مردم تاثیر زیادی ندارد و آنها کار خودشان را می کنند. به همین دلیل این کار شما که صریحا اظهار نظر نمی کنید و سکوت کردهاید بهترین کار ممکن است.
۲۴ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۵۶ بֽظֽ | Reply
shiva :
در انتخابات مجلس هفتم با وجود آنکه میزان رد صلاحیت کمتر از انتخابات فعلی بود ناراحتی در صورت آقای خاتمی هنگام رای دادن هویدا بود. اما در انتخابات فعلی با وجود چنین سطحی از رد صلاحیت, انگار نه انگار. چقدر خوب است که ما چنین ظرفیت گشادی داریم!
.............................................................
عبدي:
مهمتر از تفاوت رد صلاحيت هم وجود داشت.در آن انتخابات اجرا به عهده خودشان بود كه مطمئن از عدم تقلب دولت و هياتهاي اجرايي بودند و اين بار چنين چيزي هم عكس شده است.خوب انسان قدرت انطباق پذيري زيادي دارد.!!
۲۴ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۲۰ بֽظֽ | Reply
علی :
کل لیست اصلاح طلبا و اونایی که تحت عنوان مستقل اصلاح طلبا ازشون حمایت کردن 130 نفرن
شرایطی هم که ما می بینم ادمایی هم که تو لیستا نیستن همشون یا عضو بسیج یا جامعه اسلامی یه نهادی هستن .شورای نگهبان کارشو دقیق انجام داده ..اگه مستقل واقعی بیشتر بود همونطور که چندتایی که بودند را اصلاح طلبا حمایت کردن از بقیه هم می کردن..
حالا با حداکثر 130 تا قانون می شه تصویب کرد؟چیو می شه نظارت کرد؟مگه موقع مجلس ششم هم نهادهای تحت نظارت رهبر از نظارت معاف نبودند؟تو این مملکت هم که همه نهادهای موثر تحت نظر رهبرند.
اصلاح طلبا اومدن که فقط باشن چون می ترسن اونا هم مثل نهضت ازادی رانده ومتعاقب ان مورد تصفیه حساب شخصی قرار گیرند.بهشونم می شه حق داد که از اومدن این بلا سرشون جلوگیری کنند..
بس رو حساب من رایم با قرار گرفتن در اقلیت سودی که نداره دو ضرر مشخصم داره:
1.به جریان حاکم یه اعتمادبه نفس کاذب برای ادامه سیاستهاش می ده
2.سواستفاده خاتمی که این روزا شده قوز بالا قوز و رای به اصلاح طلبا را رای به تک تک افکار خودش و مردمسالاری دینی می دونه و شاهد برخوردش با اونایی که از تغییر قانون اساسی وجدایی دین از سیاست می گن هستیم..در حالی که بسیاری تنها از ترس بدتر به این گروه رای می دن
درضمن بعد از سه سال اول خاتمی مگه چند تا روزنامه تونست باز بمونه وبه فعالیتش ادامه بده؟الان که تاثیر اطلاع رسانی با سایتها و وبلاگها و کانالهای
ماهواره ای خیلی بیشتر شده..
بعد از 79 چند تجمع و اعتراض دانشجویی انجام شد؟
حالا که شجاعت دانشجویان باعث شده کمتر روزی رو ببینیم که بانگ اعتراضی بلند نباشه .. تو همون دوره خاتمی حتی کسی فکرشو هم می کرد که جریان چب(فارغ از درستی یا نادرستی اندیشه هایش)با تابلوی سرخ با اون تعداد تجمع وتظاهرات کنند که هم اکنون داره می شه؟
اکنون گفتگوی بین مردم فارغ از ملاحظات حکومتی در سایتها و رسانه ها اغاز شده که هیچگاه وجود نداشت.به مرور شکل خود را خواهد یافت ودر اتفاقات اینده تاثیر ان و روزی که سر بلند کند را خواهیم دید..
۲۴ اسفند ۱۳۸۶ ۴:۲۵ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
اصلاحات در كمون
..............
بخش دوم
....................................................
ب:
حزب اعتماد ملي
اين حزب به دبير كلي اقاي مهدي كروبي پس از حزب مشاركت دومين حزب سازمان يافته و فراگير اصلاح طلبان در كشور مي باشد. حزب مذكور بر محور شخصيت اقاي كروبي شكل گرفته است و اين افتراق مهمش با حزب مشاركت مي باشد چه اينكه در مشاركت فرديت كم رنگ است به عنوان مثال همانگونه كه سابقآ معروض گرديد تفاوتهاي بارزي بين مواضع تئوريسين اين حزب (اقاي حجاريان) با ساير اركان حزبي مشهود مي باشد*. اين خصلت در حزب مشاركت پايداري انرا افزايش مي دهد اما در عوض از نفوذش مي كاهد و بر عكس ويژگي شخصيت محوري حزب اعتماد ملي نفوذ اين حزب را در لايه هاي بالائي هرم قدرت افزايش مي دهد اما از ماندگاريش خواهد كاست.
بنا براين و به نظر بنده ؛
حزب مشاركت حداكثر ماندگاري در ساخت كنونيش را با گسترش و انضباط در قاعده اش به دست خواهد اورد و حزب اعتماد ملي حداكثر ماندگاريش را با انضباط بيش از حد دقيق دبيركل در شرايط كنوني اش به دست مي اورد.
ويژگيهاي يك سازمان است كه رفتار ان سازمان را شكل مي دهد ، بنابراين جناب اقاي كروبي به اعتبار نفوذش(ويژگي غالب حزب متبوعش) كه با پشتوانهء ساير اركان حزب افزوده هم گشته است تنها چانه زنندهء انتخابات مجلس هشتم بود و اما چون ماندگاري اين حزب بالا نيست لذا ناچاريم بپذيريم كه جناب اقاي كروبي براي يك هدف مهمتر اما كوتاه مدتي در حال برنامه ريزي مي باشد و ان انتخابات رياست جمهوري است. حال انكه حزب مشاركت در اخرين متن تئوريسين اين حزب با لحن خالي از شبهه اي به برنامه اي دراز مدت در اين حزب اشاره نمود كه البته اقداماتي چند را هم خالي از فايده ندانست.
مذاكره بدون داشتن زور و قدرت در سياست امري بي معناست ، بنابر اين جناب اقاي كروبي كه خود اذعان نمود از قدرت مؤثري برخوردار نيست به ناچار اقدام ديگري انجام داد و ان اعلام فاصله بندي صريح و مكررش با عده اي كه انها را تندرو و افراطي مي دانست(يعني حزب مشاركت).شايد در عالم سياست چنين رفتارهائي من باب اضطرار و به حد ضرورت خالي از تجويز نباشد اما اصرار جناب كروبي و تكرار ان و حتي دامنگستر شدن ان به اعضاي رده هاي بعدي حزب باعث تعجب گرديد ، چه اينكه مشابه همين رفتار را اقاي ابراهيم اصغر زاده در انتخابات شوراي دوم انجام داد و نتيجه ء مثبتي را دريافت نكرد.
درست است كه جناب كروبي و حزب متبوعش با تكرار اين مواضع وفاداريشان به نظام را اثبات كردند اما به اين نكته توجه نكردند كه انها خواه نا خواه متعلق به جبههء اصلاحات هستند و با هر مصاحبه اي هواداران بيشتري را از دست مي دهند و از ميزان ماندگاري حزب خود بيشتر مي كاهند .
هورا كشيدنهاي طرف مقابل هم بخاطر گلهاي مكرريست كه او به دروازهء خودي مي زند. حزب مشاركت هر چقدر هم كه مستحق ان مطالبي باشد كه جناب كروبي به ايشان نسبت مي داد اما نبايد از اين نكته غفلت مي كرد كه همين حزب او را كه نفر 26 انتخابات مجلس ششم از حوزهء انتخابيهء تهران بود(رتبهء اقاي كروبي را با ترديد مي نويسم شايد اشتباه باشد) به عنوان رئيس مجلس انتخاب نمود، البته بازهم اقتضاي سياست جز اين نيست كه وقتي حزبي(منظور مشاركت) از فرصتي كه با خون دل به دست امده استفاده نمي كند يا بر اساس تحليل اشتباه اقدامي نموده و يا از اعتماد به نفس لازم برخوردار نبوده پس لاجرم بايد اكنون ضربات حريف را يكي پس از ديگري نوش جان كند و چاره اي هم براي پاسخ نداشته باشد كه خود كرده را تدبير نيست.
عليهذا؛
چنانچه جناب كروبي همهء اين محاسبات را براي دستيابي به انتخابات رياست جمهوري اينده نموده باشد به نظر من دست به اشتباه بزرگ و فاحشي زده است چه اينكه رقيب خانگيش نه تنها دست و پا بسته نيست بلكه فاكتورهاي فراواني هم براي انتقام گرفتن از او در اختيار دارد.
قدر مسلم انست كه نزاع كروبي- مشاركت برنده اي نخواهد داشت و جمع جبري ان عددي بيشتر از صفر نيست.
....................................................................
پي نوشت
............................
*لازم به ذكر است كه حجاريان به عنوان عضو شوراي مركزي حزب و حجاريان به عنوان تئوريسين حزب و حجاريان به عنوان تئوريسين اصلاحات و حجاريان به عنوان يك نظريه پرداز سياسي انقلاب 57 و حجاريان قبل از ترور و حجاريان بعد از ترور تفاوتهائي با هم دارند منظور من در غالب نوشته هايم بيشتر حجاريان به عنوان نظريه پرداز اصلاحات ميباشد.
۲۴ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۳۶ بֽظֽ | Reply
محفوظ :
سلام آقای عبدی ...
امروز را به نظر من باید دوره انحطاط روشنفکران ایران نامید. هرچند اگر تاریخ کشور را ورق بزنیم از این قوم جز فلاکت برای ملت چیزی تراوش نشده است.
نمونه ها:
1- تئوریزه کردن انقلاب آن هم انقلابی بی برنامه توسط روشنفکران انجام شد.
2- روشنفکران بودند که انقلاب را جا انداختند.
3- روشنفکران در مقابل استبداد دینی یا سکوت کردند یا پذیرفتند.
4- روشنفکران بودند که با براه انداختن بازی اصلاحات استبداد را واکسینه کردند.
5- روشنفکران بودند که با دعوت به شرکت یا دعوت به عدم شرکت در انتخابات باعث سردرگمی مردم شده و می شوند.
۲۴ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۴۶ بֽظֽ | Reply
محرمي :
"در رابطه با دستگيري مقام مهم ناجا لطفا به متن ذيل از سايت روز توجه فرمائيد:
جالب آنکه درست همزمان با اخباري که از دستگيري سردار منتشر مي شود، فرماندارقدرتمند شهر ثروتمند نيويورک با افشاي رابطه اش با يک شبکه فساد در روزنامه نيويورک تايمز، به جلوي دوربين هاي تلويزيوني آمد و از خانواده ومردم شهر عذرخواهي کرد وروز گذشته نيزاستعفا کرد. اليوت اسپيتزر، مردي که به عنوان يکي ازستاره هاي نوظهور دموکرات ها درآمريکا ويکي از چهره هايي که به عنوان کانديداي بالقوه براي رياست جمهوري درسالهاي آينده مطرح مي شد، همان زمان که معلوم مي شود داراي چنين رابطه ايي بوده است، توسط رسانه هاي جمعي و نمايندگان مردم پرسش قرار مي گيرد. نظام سياسي يعني جمهوري خواهان ودموکرات ها هيچ کدام تلاشي براي پرده پوشي وبي سروصدا برگزارکردن ماجرا ندارد. اين فارغ التحصيل دانشگاه هاروارد که هشت سال درمقام دادستان کل، مسئول بزرگترين پرونده هاي جرائم اقتصادي دروال استريت نيويورک بوده است و دشمنان زيادي دروال استريت براي خود داشت همه شهرت خود را حول "مردپاک" وطرفدار اخلاق درست کرده بود. براي او همه شهرتش به خاطر پاک بودنش مي آمد. ديروز او تنها ترين مرد سياست آمريکا بود وبايد صحنه سياست را براي مدتها ترک کند ورسانه ها لحظه به لحظه هرچيزي که از پرونده او به دست مي آوردند را به اطلاع مردم مي رساندند.
اما سردارهاي ما، با اين سيستم پنهان کاري وبي سروصدا برگزار کردن، همواره خود را امن مي بينند که از گوشه اي به گوشه ديگر بخزند و در پناه آن سايه امن هر چه مي خواهند انجام بدهند.
سوال اينجاست که اگر نظام مردمي است چه چيزي را از مردم پنهان مي کند؟ بي اعتماد به نفسي مسئولان از آنجا نشات مي گيرد که گمان مي کنند همه مقامات نظام اسلامي بايد معصوم باشند واگر کسي خلافي کرد به پاي کليت نظام نوشته مي شود وبه همين جهت همه هم وغمشان اين است که تا آنجا که مي شود چنين مواردي را از مردم مخفي کرد. اين هراس تا آنجاست که براي روحانيون دادگاه ويژه روحانيت تشکيل مي شود که درتاريخ قضا بي سابقه است که براي يک صنف به خصوص دادگاه مخصوص درست کرد و سايه چنين تفکري مي بينيم که هر کسي ازمسئولان گرفته تا خانواده ها وبستگانشان از مصونيت هاي خاص برخوردارهستند.
درحالي که مردم به مراتب احترام بيشتري براي نظامي قائل هستند که وقتي شهروندانش درهرسطحي از کارمند ادارات گرفته و کسبه بازار تا مقامات عالي رتبه کشوري مرتکب خلافي مي شوند، به صورت يکسان برخورد کند. نه آنکه يکي که اتفاقا ازهمان کاري که برخي کرده اند را در شهر بي آبرو کنند وآفتابه به سرش بکشند ودور خيابان به صورتي تحقير آميز بگردانند ولي ديگري را درزنداني خاص دور ازچشم شهروندان چنان مراقبت کنند که مبادا دوستان ناراحت شوند.
اين است که آبروي نظام را مي برد. درواقع مقامات عالي رتبه قضايي با تن دادن به اين سنت ناميمون خود رامورد سوال قرار مي دهند و دورويي وفريبکاري به کليت نظام سياسي گره مي خورد. پس وقتي مردم هم خلافهاي افراد را به همه نظام گره مي زنند، نبايد به آنها خرده گرفت.
..........................................................
عبدي:
مشكلي كه براي اين نوع نظامها رخ مي دهد اين است كه ممكن است كل اخبار مربوط به اين سردار دروغ باشد اما در چنين نظامي ديگر كسي نمي تواند شايعه دروغ را تكذيب كند و هر نوع تكذيبي به تائيد بيشتر منجر مي شود.اين نتيجه سياستهاي غلط است كه گريبان نظامها را مي گيرد.
۲۴ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۴۹ بֽظֽ | Reply
ميهمان :
با سلام
شايد اين كامنت بي ربط باشد ولي مايلم در اين سايت منعكس شود:
امروز ظهر اس ام اس زير را از شماره 9830001421 دريافت كردم
مقام معظم رهبري: مردم به مجلسي راي بدهند كه راه را براي خدمت بيشتر دولت پر تلاش و خدمتگذار كنوني هموارتر كند.
..............................................................
عبدي:
من هم دريافت كردم.
۲۴ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۳۱ بֽظֽ | Reply
ذبیح اله رامش خواه :
سلام آقای عبدی
از اینکه بدلیل مشکلات دنیای مجازی ناخواسته کامنت اینجانب بی نام آمده معذرت میخواهم اما نظرتان را دوست داشتم درباره شماره 5 امده در کامنت مذکور بدانم _ بحث رهبران و نخبگان جامعه -
باعث امتنان است سری هم به صفحه دوستان بزنید.
.............................................................
عبدي:
برگشت و نظر دادن برايم فعلا مقدور نيست.
۲۴ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۵۱ بֽظֽ | Reply
علی1 :
سلام
آقای عماد بهاور یک مقاله ای در این حول و حوش نوشتن که بنظرم جالب بود از دوستان علاقمند دعوت می کنم آن را بخوانند ضمن اینکه از آقای عبدی می خواهم نظرشان را (البته در صورت امکان ) در مورد آن مباحث مطروحه بیان کنند
آدرس مقاله:
http://www.mellimazhabi.org/news/032008news/1103emad.htm
۲۴ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۴۶ بֽظֽ | Reply
پاک نژاد :
با سلام جناب آقای عبدی
به نظر شما عملکرد آقای قالیباف اصول گرا در شهر داری تهران بهتر از دوست اصول گرایش احمدی نژاد در کسوت شهرداری تهران نبوده است؟
اگر بپذیریم که بهتر یوده است تفاوت در نگاه کارشناسانه به موضوعات ومشکلات جامعه می باشد. بنابراین اگر مردم ایران تلاش کنند تا مجموهای از افراد کارشناس و صاحبنظر از میان کاندیداها ی موجود برگزینند به نظر من مملکت را ازین وضعیت رومرگی نجات خواهند داد. از طرفی انتخاب یک اقلیت منسجم و قوی میتواند در بهبود وضغیت اسف بار کشور موثر افتد.
متاسفانه شما هیچ راه حلی هم ارائه نمی دهید؟
۲۴ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۰۵ بֽظֽ | Reply
هاتف مطهری :
با سلام مشارکت امروز مردم در حوزه های رای گیری بالاخص بعد از ظهر گسترده بود.در کامنت قبلی که متاسفانه از جانب طرفداران عدم مشارکت بی جواب ماند گفتم که اساسا دنبال کردن خط تحریم در این سیستم سیاسی تاثیر خوبی ندارد و البته شکل انتخابات مجلس و شوراها که بیشتر مردم به صورت قومی-قبیله ای در آن مشارکت میکنند در ناکامی دیدگاه مبتنی بر عدم مشارکت مردم بسیار موثر است.به هر صورت کسانی که مشارکت نمیکنند دلایلی ارایه میکنند که منطقا قابل پذیرش است اما با نیم نگاهی به دیدگاه عامه به انتخابات و در نظر گرفتن عرف به نوعی تکافوئ ادله میرسیم ...باید گفت مشارکت یا عدم مشارکت امروز مردم عمدتا برخاسته از نگاه سیاسی به انتخابات امروز نبود. هاتف از گرمسار
۲۴ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۰۷ بֽظֽ | Reply
کلنجار :
آقای عبدی سلام/خسته نباشید
یه جورایی با این نظر شما مخالفم . دلیلش رو هم توی وبلاگم نوشتم .
خوشحال میشم مطلب من رو بخونید.لطفاً اگه در استفاده از اسم شما اشتباه کردم حتماً یادآوری کنید
با تشکر
۲۵ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۱۱ قֽظֽ | Reply
در جواب علی :
حرفهای شما کاملاً درست و منطقی است و من قبولش دارم در واقع حرف خود من است. اما نتیجه را من سربلندی نمی بینم همانطور که انقلاب هم ما رو سربلند نکرد. در حالی که رهبر انقلاب در بهشت زهرا گفتند: "ما شما را به مقام انسانیت می رسانیم. ما، هم دنیای شما را آباد می کنیم هم آخرت شما را" . پس تا وقتی که یک برنامه مشخصی نباشد. تا وقتی که شکل حکومت مورد نظر مشخص نباشد تمام مبارزات به هر شکلش در بهترین شرایط و با فرض پیروزی صد در صد حکومت فعلی را نتیجه خواهد داد. البته این را هم اضافه کنم که مبارزات قبل از انقلاب تا این حد بی برنامه هم نبود بطور مبهم مشخص بود شکل حکومت آینده چیست ولی الان در همون حد هم برنامه ای وجود ندارد.
۲۵ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۲۵ قֽظֽ | Reply
محمد حسين :
اصلاحات در كمون
بخش سوم
...................................................................
پ:
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي
اين تشكيلات قديمي ترين تشكل چپ در اصلاحات محسوب مي گردد و بازماندهء تشكلهاي دههء 50 است ! تعقيب رفتار و مواضع اين سازمان به لحاظ پختگي و تجربهء بالايشان در سياست اهميت به سزائي دارد. انها در چارچوبهاي پذيرفتهء نظامي مي انديشند كه مرحوم امام خميني بنياد گذاشت و همين ويژگي سازش پذيريشان با محيط انقلاب باعث شده است كه از ميان جنبشهاي دههء 50 تنها جنبش باقي مانده در داخل كشور محسوب گردند.
از ابتداي انتخابات مجلس هشتم اين سازمان نقش زيادي در فراخوان و دعوت كانديداها براي ثبت نام انجام داد!
اقاي تاجزاده عضو سرشناس اين سازمان اولين نفري بود كه خبر از "ردصلاحيت فله اي ، تائيد صلاحيت قطره چكاني " داد.كساني كه با نظرات اقاي تاج زاده اشنا هستند مي دانند انچه ايشان بيان نمود يك "خبر" بود و نه يك " تحليل" لذا به قرينهء همين خبر احتمالآ انچه بعدآ بيان گرديد كه " قرار است بعد از انتخابات با عده اي از اصلاح طلبان برخورد شود" نيز از جنس خبر باشد و نه تحليل.
حزب مؤتلفه تشكيلات مشابه سازمان مجاهدين منتهي در جناح مقابل است اما به دليل تكثر جناح چپ و انباشت اين جناح از انبوه نيروهاي سياسي كارامد و در مقابل فقر جناح راست از نيروهاي كاركشتهء سياست و عقيم بودن ان جناح از زايش نيروهاي طراز توسعه ، جايگاه سازمان در اصلاحات مشابه مؤتلفه نيست و اين وضعيت باعث شده است كه سازمان براي ماندن در جريان اصلاحات تلاش فراواني كند.
توقيف نشريهء عصرما ، زنداني كردن اقاي دكتر هاشم اغاجري و به طور كلي فضاي پس از دوم خرداد كه در ان يكباره انبوه ديتاها وارد جريان اصلاحات شد اين سازمان از گردونهء توليد و عرضهء تئوري پردازيهاي ويژه اش عقب افتاد و شكل پراتيك تري به خود گرفت رفتار اقاي مهندس بهزاد نبوي در مجلس ششم در اين باره قابل تامل است چه اينكه هم ايشان گفته بود كه " كار اخر را نبايد در اول انجام داد" اما هنگامي كار اخر را انجام دادند كه ديگر همه چيز به پايان رسيده بود.
اعلام مواضع اين حزب در انتخابات مجلس هشتم و سخنراني ها و مقالات عضو سرشناس ان اقاي محسن ارمين براي من به شدت نوستالژيك بود و صداي كهنه انقلابيوني را به ياد مي اورد كه هنوز در عصر پاكباختگي مي زيند.
سازمان مجاهدين همانگونه كه از نامش بر مي ايد با منطق و انديشهء جهادي به اين انتخابات نگاه كرد و رجعتي عميق به خاستگاه خود نمود ، نحوهء بيان برخي از مواضع اخير اين سازمان غرش شير ي در زنجير را تداعي مي كرد كه با وجود در بند نگاه داشتنش بازهم براي دربندكنندگانش رعب اور مي نمايد.
..............................................
ت:
حزب كارگزاران
مجموعه ايست كه درامد و شد بين يك حزب و يك تشكل منسوب به اقاي هاشمي در حال حركت است. كارگزاران جمعي بوركرات دههء 70 هستند كه هرگز نتوانستند در بدنهء اجتماع پايگاهي براي خود تعريف كنند، انها نمونهء يك حزب برخاسته از دولت هستند و مثل احزاب اين چنيني بعد از يك دورهء اوج كوتاه مدت روند افت و خيزهاي نامتعادل انها اغاز مي شود .در دولت اقاي احمدي نژاد تشكل رايحهء خوش خدمت شكل ابتدائي و پيش پا افتادهء كارگزاران است.
بنابراين نمي توان از انها انتظار رفتار تشكيلاتي دقيقي داشت؛ به عنوان تنها يك نمونه به اعلام مواضع سخنگو و تكذيبيه هاي متعدد اقاي محمد هاشمي دقت شود.
اين حزب برخاسته از بوروكراسي است و انچه انها را به هم پيوند داده ذات سازمان دولت است و نه مثل حزب مشاركت تئوريهاي فلسفي- سياسي چپ مسلكانه، بنابراين به موازات ضعف بروكراسي، شكل حزبي اين تشكيلات قوت مي گيرد و مواضع صريح و منسجم تري را بروز مي دهد. ضمن انكه ايشان به خاطر توانائي بالايشان در نفوذ به لايه هاي پيچيدهء بوروكراسي از شگردهاي خاص خود هم در اين راستا بهره مي گيرند .
در انتخابات اخير اين حزب مواضع خود را در قالب مقاله و مصاحبه به شكل پر سر و صدائي ارائه داد و همچون سه تشكل پيش گفته از حضور در انتخابات سر سختانه دفاع نمود اما كارگزاران به دليل خاستگاه شان( يعني دولت كه مالك الرقاب ايرانيان است) ادبياتشان شكلي فقيهانه و ارشادي و بعضآ تحكم الود و تحقير اميز داشت كه در عالم سياست پذيرفته شده نيست! به عنوان مثال لازم است به مصاحبهء جناب كرباسچي با راديو فردا اشاره نمايم كه مصاحبهء بايسته اي براي يك سياستمدار زيرك محسوب نمي شود.
ويتگنشتاين معتقد بود كه زبان است كه تفكر را شكل مي دهد.
اگر فرصت اقتضا كند به قالبها ، شيوه ها و زبان ارتباطي اين احزاب با توده خواهيم پرداخت تا مشخص گردد كه انچه ويتگنشتاين مي گفت در اينجا چه چيزي را شكل داده است!
۲۵ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۳۸ قֽظֽ | Reply
یک هموطن :
جناب عبدی عزیز:
آیا پاسخی برای اینها داریم؟
گر آزادي به معنی عدم محدوديت است، پس چرا هر گروهي براي آزادي شرط و شروط می گذارد؟
· اگر آزادي اصل و معيار همه چيز است، چرا به آن دهنه می زنیم؟
· اگر (در تهِ تهِ ذهن ما) آزادي اصل نیست و محدوديت اصل است برای چی صحبت از آزادی می کنیم؟
· اگر دين، زوری و اجباری نيست، (که نیست) اگر راه و چاه مشخص است، و لا إكراه في الدين قد تبين الرشد من الغي پس تكاليفي همچون امر به معروف و نهي از منكر موجود چه توجيهي دارند؟ و ــ
· اگر اساس دينداري بر تكليف است. چگونه ميتوان از انتخاب آزادانه دين سخن گفت؟
۲۵ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۲۹ قֽظֽ | Reply
جاويد :
يكي از دوستانم تعريف مي كرد كه زماني در جمع دوستانه اي بحث تحريم و يا عدم تحريم انتخابات مطرح بود.پدر بزرگي داشتم كه به رك گويي شهره بود.از كنار ما رد شد و متوجه بحث كردن ما شد.با همان حالت رك گوييش گفت:"هيچ نمي خواهد اين بحثها را بكنيد.سيب زميني كيلويي 400 تومن كه ديگه نماينده مجلس نمي خواهد.اصلا هيچ كدام از اين تشكيلات مجلس و رياست جمهوري و ....هم نباشد ، مطمئن باشيد سيب زميني بيشتر از كيلويي 400 تومان نخواهد شد."
البته اين تحليل آن پدر بزرگ نيز با توجه به تنگناهاي اقتصادي بوجود آمده بود و به نظر من شما مي توانيد در قسمتهاي ديگر نيز آنرا بسط دهيد.
به نظر من با توجه به ساختار كله قندي قدرت در جامعه ، عملا توجه به راهكارهاي پايين به بالا ، براي اصلاح ساختار قدرت راهي عبث و بيهوده است.و با توجه به ساختار قدرت ، عملا هيچ فرقي نمي كند كه چه كسي در مجلس باشد.
۲۵ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۰۶ قֽظֽ | Reply
ahmad :
جناب عبدی سلام
انکار نمی کنم که با بسیاری از مواضع سیاسی شما منجمله با ان چه که در مورد انتخابات نوشتید موا فقم..اما بالاخره با حجت الاسلام خاتمی هم زمینه مشترکی پیدا کردم وآن هم این گونه اتفاق افتاد که ایشان با گفتن ..بایستی این بازی را بهم زد ..با من هم عقیده شدکه این انتخابات بازی است ...با این تفاوت که اقای خاتمی شرکت در بازی وهم زدن بازی را یکی پنداشته اند..
من تصویر ایشان را در موقع رای دادن ونصیحت کردن دیدم ..چه قدر شبیه موقع پس گرفتن حرف های خود پس از مصاحبه با کریستین امان پور .. ولقب سرداری ملی به رئیس زندان اوین دادن...وان شب که تصمیم خود را مبنی بر برگزازی انتخابات مجلس هفتم اعلام کرد شده بود..بنده مکلا که مرا عوام خوانند در مقابل ده سال نصایح ایشان جسارتا عرض می کنم که به امور شخصیه که در ان تبحر دارند بپردازند که برای همه بهتر است...
۲۵ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۴۲ قֽظֽ | Reply
مهدی م :
درخصوص بیلبورد خانه کارگر که مطرح شد سوالی داشتم
در حال حاضر که استخدام دولتی صورت نمیگیرد و همه تحصیل کرده های این مملکت که روزی کارمند دولت بودند هم اکنون در بخش خصوصی کار می کنند ولاجرم بیمه تامین اجتماعی هستند کاگر به حساب می ایند؟
یا اینکه کارگر فقط به نیروهای شاغل در کاخانه ها و ... که کارهای یدی می کنند اطلاق می شود؟
اگر واقعا گزینه اول درست باشد که این خانه کارگر را باید نامی دیگر نهاد مثلا خانه کارگر با تعریف 60 سال پیش.
..................................................................
عبدي:
60 سال پيش هم كارگر اين چنين نبوده است كه تصويرش كرده اند.
۲۵ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۵۰ قֽظֽ | Reply
Hva :
با سلام و احترام ، راستش كاملن موافق بي مضمون بودن اين انتخابات هستم و براي شركت در اين انتخابات هم دچار سردرگمي بودم هنوز هم نمي توانم در مورد شركت كردن يا نكردن قضاوت كنم يا كسي را سرزنش كنم، ولي احساس مي كنم اگر بيشتر از 80 نماينده اصلاحطلب در اين مجلس باشند شايد با كمك اختلافاتي كه بين طيف عقلاني تر جناح راست و بقيه اعضا طيف وجود دارد بتوانند جلوي بعضي از قوانين واقعن مضر را بگيرند و نه بيشتر!
۲۵ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۰۶ قֽظֽ | Reply
علي . ک . :
محمد خاتمي : "بايد بازي آنها را برهم بزنيم"
من متوجه مفهوم «برهم بزنيم» نمي شوم ؛ اگر کسي فهميد مرا هم ياري کند!
۲۵ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۱۷ قֽظֽ | Reply
علي . ک . :
کساني که خود را اصلاح طلب مي خوانند و خواهان شرکتند ترجيع بند غزل استدلال شان اين است که " حداقل هايي را حفظ کنيم" و "اوضاع از اين بدتر نشود" در صورتي که اين دست گزاره ها مشکلات و نقصانهاي زير را دارد
1) با اين شعار ها نمي توان توده هاي مردم را بسيج نمود چرا که مردم از وضع موجود ناراضيند و شعاري که هدفش حفظ وضع موجود است ، نزاده سقط مي شود.
2) بايد مشخص شود حداقل ها در عرصه هاي اقتصادي ،سياست خارجي و سياست داخلي کدامند که بايد حفظ شوند .
3) بايد مشخص کنند چگونه و با کدام روش و برنامه مي خواهند اين حداقل ها را حفظ کنند يا بهبود بخشند .مثلا در مجلسي که تکليف اکثريت آن از قبل تعيين شده است .
4) خط قرمزشان براي شرکت چيست که اگر مراعات نشود ديگر امکان حفظ حداقل ها نيست و لذا شرکت نمي کنند.
5) چون خط قرمزي ندارند دست طرف مقابل باز است تا هر طور که مصلحت مي داند رفتار کند .
6) در حالي که برنامه اي براي اصلاحات ندارند و مي خواهند محافظه کاري و حفظ وضع موجود بکنند ، به فرض(محال) حضور در ساختار قدرت ، با سيل خواسته هاي اصلاح طلبانه ي مردم مواجه مي شوند، در حالي که قدرت و تدبير حل مشکلات کشور را ندارند . در نتيجه موج نارضايتي و سرخوردگي از اصلاحات توده ها را فرا مي گيرد و در انتخابات بعدي احمدي نژاد ديگري به صحنه خواهد آمد و بعد هم قاعدتا مردم مقصر مي شوند که چرا به احمدي نژاد (2) راي داده اند !.
------------------------------------------
مطمئنم که سرکردگان جريان اصلاح طلب ( بخوانيد محافظه کار) موارد بالا را بخوبي درک مي کنند اما انگيزه هاي شخصي و منافع فردي مانع از شکل گيري تدبير مناسب در ميانشان مي شود چرا که
1) پذيرش موارد فوق الذکر در حقيقت نفي گذشته و اعتراف به شکست کشانيدن يک جنبش است که انتقادهاي آتشين و جگر سوزي را به دنبال خواهد آورد .
2) روابط و رفت و آمدهايشان با ارباب قدرت را به تيرگي مي کشاند و خداي ناکرده ممکن است موجب دلخوري شود !
3) محبوبيت دوپينگي را که بواسطه ي امثال دولت نهم برايشان بدست آمده ، دستخوش تزلزل و ريزش مي کند .
4) سفرهاي خارجي و حضور در کنفرانسهاي صلح و محيط زيست و سبز و آبي و ژست روشنفکريشان را (که از قضا تناسبي با آن ندارند) دچار مخاطره مي کند.
بنابر اينها اميد به چنين محافظه کاراني بيهوده است و اميدوارم هرچه زودتر دست از سر اين کشور بردارند .
۲۵ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۰۵ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
اصلاحات در كمون
بخش چهارم
............................................................
ث:
مجمع روحانيون مبارز
اين تشكل به رهبري جناب اقاي كروبي و در اثر انشعاب پر سر و صدا و جنجالي از جامعهء روحانيت مبارز تهران در دههء 60 تاسيس شد! تاسيس وهم نحوهء ايجاد مجمع روحانيون و نيز حزب اعتماد ملي دو ويژگي بارز اقاي كروبي را به وضوح نشان مي دهد اول: مؤسس بودن و دوم شخصيت رسانه اي داشتن .
مجمع روحانيون بر خلاف حزب مشاركت تشكيلاتي مشتق است كه همواره به اصل خود يعني نهاد حوزهء علميه نگاه مي كند و حتي ساختار اين تشكيلات هم مثل نهاد روحانيت شبكه اي اداره مي شود تا هرمي! چنين ويژگيهائي باعث احتمال پايداري بيشتر اين تشكيلات در دراز مدت خواهد بود حتي احتمالآ بيشتر از حزب مشاركت.
نهاد حوزه ذاتآ نهادي محافظه كار است و نمي توان از انها انتظار همراهي استراتژيك با جنبشهاي چپ يا جنبشهاي مؤسس و نيز جنبشهائي كه به تغييرات بنيادين مي انديشند را داشت بنابراين ائتلاف حزب مشاركت و مجمع روحانيون نمي تواند ائتلافي ريشه اي باشد و بيشتر ائتلافي جبهه ايست تا چيز ديگر.
در انتخابات اخير اما به شكل بارزي اين دو تشكل با هم ائتلاف نمودند و در اين باره سعيي بليغ كردند چه اينكه حزب مشاركت هويت حزبي خود را ذيل كاريزماي اقاي خاتمي تعريف نمود و به عنوان ياران خاتمي به ميدان امد (پوپوليسم دست دوم)*! به نظر مي رسد اين كار صرفآ تاكتيكي تبليغي و من باب ضرورت و اضطرار و البته ذيل ائتلاف بزرگتر " مشاركت در انتخابات" بيش نباشد، مگر اينكه بپذيريم حزب مشاركت به لحاظ تشكيلاتي به اخر خط رسيده است.
................................................
ج:
ساير گروهها
گروهاي اقماري ائتلاف اصلاحات نيز كم و بيش در اين بازيها به اندازهء وزن خود حضور داشتند كه قابل اعتنا نمي باشد چرا كه اين گروهها را بايد عمدتآ حول منافع محدود دست اندركارانشان تعريف نمود و برخي از مواضع انها با مدل " دوراهي زنداني" قابل تبيين است.
چ:
دانشجويان
ديگر چيزي به نام جنبش دانشجوئي وجود ندارد كه بتواند نيروي عظيم و هنگفت دانشجويان را به خيابانها سرازير كند.به همت سوء استفاده كنندگان از اين جنبش و نيز خيانت افرادي چند ، نفوذ دستگاه كذا و پس از دوپاره شدن تشكيلات دفتر تحكيم و پلمپ دفتر ان ديگر نه از تاك نشان مانده و نه از تاك نشان.
ح:
مطبوعات
نقش مطبوعات كنوني ناچيز تر از انست كه انها را واجد تاثير گذاري مستقل برا ين انتخابات دانست ، انها كه در مجلس ششم، خود ليست مستقلي داده بودند در اين دوره حداكثر به عنوان ارگانهاي پيدا و پنهان احزاب عمل كردند.
خ:
اينترنت
در اين انتخابات حضور بارزتري داشت اما ميزان تاثير ان ناشناخته است چه اينكه مخاطب اين شبكه(اينترنت) مخاطبي خاص مي باشد كه به نظر مي رسد در اينترنت بيشتر به صفحات مقوم نظراتش مراجعه مي كند تا چيز ديگري!
وانگهي كه در صفحات پر مخاطب اينتر نتي، خبري از تبليغات اصلاح طلبان نبود و همان تعداد صفحات مربوط به اصلاح طلبان عمدتآ با تاخير اپلود مي شد در حالي كه محافظه كاران به همت فاكتورهائي چند در اين عرصه فعال مايشاء بودند.
يكي از صفحات فعال و پر بيننده در اين انتخابات وبلاگ اقاي سيد ابراهيم نبوي طنز نويس معروف بود كه جهدي بليغ در كشاندن مردم به پاي صندوق راي نمود. ايشان براي اقناع مخاطبانش بيشتر از استدلالات سلبي استفاده مي كرد تا ايجابي.
نكتهء جالب توجه اينكه اين وبلاگ به همت خوانندگان پر و پا قرصش دربرابر فيلترينگ مقاومت نموده است و به نظر مي رسد كه مخابرات ايران تا كنون در برابر ان مستاصل بوده است.
...................................................
*
براي اين از اصطلاح پوپوليسم دست دوم استفاده كردم كه در سال 76 بنيانگذاران اين حزب بودند كه اقاي خاتمي را مطرح كردند اما در سال 86 اين اقاي خاتمي بود كه انها را مطرح نمود.
۲۵ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۲۲ بֽظֽ | Reply
آرین :
1)جناب عبدی این آمار ارایه شده از سوی وزارت کشور و ستاد انتخابات مبنی بر حضور 65 درصدی مردم در پای صندوق های رای تا چه حد صحت دارد؟
بنظر من ارقام اینچنینی بالای مشارکت در صورت صحیح بودن در جامعه ای وجود دارد که امید و انگیزه و هیجان در سطح بالایی است! و من در حال حاضر بین مردم اینها را نمیبینم!
2)وجود این ارقام ضمن دانستن حال و هوای امروز مردممان چگونه توجیه میشود؟
علی از گرمسار
۲۵ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۳۹ بֽظֽ | Reply
سام :
هو الحق
با سلام
جناب عبدی نکته ای به ذهنم رسید که گفتنش خالی از لطف نیست.
وقتی مقالات شما را می خوانم گویی درونم حرف میزند چون به نظر من تکنیک شما در بررسی مسایل بازگشت به خویشتن است و همه چیز را از زاویه ی درونی خود می بینید که من این ایده را فوق العاده میپسندم.
شما آنالیزور خوبی هستید و مانند آقای جلالی در فوتبال ،گذشته را خوب بررسی می کنید ولی برای آینده استراتژیست خفنی نیستید.
مثلا آقای بهزاد نبوی یک استراتژیست است ولی قدرت آنالیز شما را ابدا ندارد.
تنها راه موفقیت شما درست بودن اصل تکرار تاریخ است.
به امید مقاله های قدر تر و استراتژیک تر از شما.
دوست دارم نظر شما را در مورد این مطالب حتما بدانم.
یا حق.
............................................................
عبدي:
عدم اظهار نظر را بر من ببخشيد.
۲۵ اسفند ۱۳۸۶ ۳:۱۴ بֽظֽ | Reply
آسوده بمانید ! :
دبير شوراي نگهبان تأكيد كرد: نمي گذاريم در انتخابات تخلفي صورت گيرد.
آيت الله احمد جنتي پس از رأي دادن در شوراي نگهبان در جمع خبرنگاران تأكيد كرد: ناظران شوراي نگهبان آموزش هاي لازم را ديده اند و مراقب اند تا مبادا تخلفي صورت گيرد. ما خيالمان از اين بابت راحت است و مطمئن هستيم تخلفات در اين دوره از انتخابات به حداقل مي رسد.
۲۵ اسفند ۱۳۸۶ ۴:۱۹ بֽظֽ | Reply
روح الله فردوسی :
آقای عبدی
"ملت ما حکم جوجه مرغ را دارد و در عروسی و عزا آن را میپزند و میگذارند لای پلو!!!!!!"
۲۵ اسفند ۱۳۸۶ ۴:۵۱ بֽظֽ | Reply
مهری :
از اینکه تلاشهای آقای اکبر عبدی در تلویزیون صدای آمریکا و شما در دویچه وله ناکام ماند، و مردم بخصوص ناراضیان به عقلانیت روی کردند، صمیمانه به شما تسلیت می گوییم. تا ابد تحریم کنید این رمز پیشبرد دموکراسی در جهان است.
۲۵ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۰۱ بֽظֽ | Reply
parisa :
سلام من با نظر احسان موافق هستم و به اصلاح طلبان رای دادم به امید موفقیت
۲۵ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۵۷ بֽظֽ | Reply
حمید :
آفرین و صد آفرین به شما اصلاح طلبان عزیزکه 34 کرسی مجلس را بردید.
مجلس 6 80% کرسیها
مجلس 7 40% کرسیها
مجلس 8 11% کرسیها
حتما در مجلس 9 برای خود 1.3% کرسیها پیش بینی میکنید
عجب رشدی حتما راهی را که انتخاب کرده اید دقیق و درست است.
۲۵ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۰۴ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
اصلاحات دركمون
بخش پاياني
.................................................................
در مردادماه سالجاري ذيل يادداشت "منطق دوگانه" اينجانب كامنتهائي با نام "قانون انتخابات"* نوشتم كه ملاحظهء مجدد ان شايد خالي از لطف نباشد و در انجا اثبات گرديد كه پيشبردن اصلاحات از معبر صندوق راي در ايران كنوني كاري تقريبآ ناممكن است و هم در انجا پيشبيني گرديد كه احزاب اصلاح طلب در انتخابات پيش روي شركت خواهند كرد چه اينكه چاره اي جز ان ندارند.
خوشوقت گرديدم هنگامي كه متن اخير جناب حجاريان با عنوان "بت وارگي صندوق راي"** را خواندم ، از اينكه احتمالآ حداقلهائي از سياست جاري ايران را مي فهمم.
بنابراين همانگونه كه عرض شد همهء تشكلهاي نام و نشان دار دوم خرداد چاره اي جز شركت در اين انتخابات براي خود متصور نبودند گرچه هريك به زباني انرا بيان كردند.
حزب مشاركت علت شركتش را خنثي نمودن توطئهء قدرت در نابودي اصلاح طلبان بعد از انتخابات عنوان نمود، سازمان مجاهدين پيشگيري از انحراف بيش از پيش نظام از ارمانهاي مرحوم امام خميني عنوان كرد، روحانيون تصميم گرفت " تا بازي انها را به هم بزند" و كارگزاران و اعتماد ملي چون نظام را از خودشان مي دانستند در ان شركت كردند. تكليف گروههاي اقماري هم كه قبلآ معلوم گرديد.
اما در اين ميان كسي نپرسيد كه پس مردم در كجاي داستان قرار مي گيرند ؟ مگر بپذيريم كه مردم عبارتند از همان ؛
مائي كه قرار است حذف شود
انديشهء امام خميني كه قرار است از ان عدول گردد
و همان نظام جمهوري اسلامي كه متعلق به ماست
همهء اينها درست اما ايا انهائي كه قرار است به شما راي دهند هم با تعاريف و مفاهيم شما اشتراك نظر دارند؟ و تلقي انها هم همين است؟
نقل است كه پدر و پسري با هم بحث مي كردند ، پسر مي گفت : درد عشق بد دردي است و پدر مي گفت فرزندم گرسنگي نكشيدي كه ببيني درد گرسنگي چيست؟ عاقبت داوري را به نزد حكيمي بردند و او گفت هيچكدامتان دچار انسداد ادراري نشده ايد كه درد عشق و گرسنگي را فراموش كنيد.
مشكل احزاب دوم خرداد دور بودن انها از متن جامعه است ! همگي از درون قدرت حاكم و نظام مسلط برخاسته اند !رهبران همهء انها (جز اندكي) دست اندركاران بخشي از نظام كنوني را تشكيل مي دهند يا پيشتر از ان بوده اند و نمي توانند جز در چارچوبهائي كه نظام برايشان تعريف مي كند حركت كنند*** دل كندن از اين نظام، خارج شدن از ان، قطع نمودن منافع مالي،منزلتي و غيرهء خود از اين نظام و سپس دلبستن به ان و تلاش بي مزد و منت براي اصلاح ان كاري به غايت دشوار است كه من بالشخصه در اين بزرگواران نمي بينم.
گاندي اگر نهضت بزرگي را رهبري كرد چون پيشتر از ان از خود رهيده بود ،با دو تكه كرباس و يك چرخ نخ ريسي مي ساخت و زندگي مي كرد و مردم گرسنهء هندوستان دل به كسي دادند كه فقير تر از فقيرترينهاشان زندگي مي كرد.
در اين روزها برخي از اين عزيزان كه محكم بر طبل مشاركت مي كوفتند و مخالفين شركت در انتخابات را مسخره مي كردند و انها را متهم به راه حل نداشتن ، بي عقل بودن و يا سفاهت و ناداني مي كردند ، اكنون بنده در مقام جدل مي خواهم به انها راه حل ارائه كنم و همانگونه كه من از نظرات انها نرنجيدم از انها هم مي خواهم از نظرات من نرنجند اما بر خلاف ايشان پيشاپيش از ساحتشان پوزش مي طلبم و همچنين مجددآ تاكيد مي نمايم كه اين موارد را صرفآ در مقام جدل مي نويسم.
عزيزان
اول:
انكه صادقانه از خطاهاي خود استغفار كنيد و پيش از انكه ديگران خطاها را برشمرندخود انها را به مردم باز گوئيد و پوزش بخواهيد! لابد مي پرسيد چه خطاهائي؟ به عنوان مثال عرض مي نمايم مصوبات شوراي بازنگري كذا در سال 1368
دوم:
به فرمايش امام علي هر چه از گوشت و چربي كه در نظام ديوانسالاري اندوخته ايد را اب كنيد كه با بدن فربه شده از امكانات دولت بالا رفتن از قلهء اصلاحات براي اصلاح همين دولت ناممكن است .
سوم:
تمام منافع دولت را به غير از درامدهاي حرفه اي(مثل معلمي، مهندسي، پزشكي،كارگزاري دولت و غيره) كه نصيب شما مي شود بر خود حرام نمائيد.
چهارم :
انچه از امكانات دولتي و رانتي نصيبتان شده است را بازگردانيد همچون خانه، ماشين،زمين، بورس،تسهيلات بانكي ،امتيازات استخدامي و علمي ، موافقت اصولي و غيره و انچه از افرادي نظير شهرام جزايري دريافت گرديده به خزانه واريز شود و به اطلاع افكار عمومي برسد.
پنجم:
از طمع دستيابي به قدرت خارج شويد كه ديگر كار مملكت از اين مرحله گذشته و هم اكنون بر روي پرتگاهي از سقوط همه جانبه ايستاده است.
ان وقت هر چه بگوئيد سمعآ و طاعتآ****
....
هاتفي از گوشهء ميخانه دوش
گفت ببخشند گنه مي بنوش
لطف الهي بكند كار خويش
مژدهء رحمت برساند سروش
اين خرد خام به ميخانه بر
تا مي لعل اوردش خون بجوش
گرچه وصالش نه بكوشش دهند
هر قدر اي دل كه تواني بكوش
......................................................................
پي نوشتها....
*
http://www.ayande.ir/1386/05/post_325.html#comments
**
http://emruz.biz/ShowItem.aspx?ID=13656&p=1
***
منظورم از نظام، فرد يا افراد خاصي نيست بلكه كل ساختار كنوني مقصود است.
ضمنآ دربارهء اجتناب ناپذيري اين حالت در كامنت پنجم (به نام -خارج از متن) پيوست نخست توضيح مستوفائي داده شده است.
****
مردم ايران نجيبتر از انست كه تصور مي شود ، مطمئنم با كمتر از اين هم از شما استقبال خواهند كرد.
............................................................
عبدي:
گرچه همه دوستان كامنت گذار زحمت مي كشند اما از سوي خودم و اگر خوانندگان اجازه دهند از سوي آنان هم از مجموعه كامنتهاي مرتبط با موضوع و آموزنده آقاي محمد حسين تشكر مي كنم.
۲۵ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۳۶ بֽظֽ | Reply
حمید :
تقسیم بندیهایی که از جهت سیاسی میشود چندان شفاف نیست و با واقعیت کمی فاصله دارد.
به نظر من باید تقسیم بندی جدید و شفافی ارائه کرد تا افراد منتصب به آن گروه بندیها تعریف شفافتری پیدا کنند.
می توانیم گروهها ی فکری را در سه دسته قرار بدهیم
۱- تمرکز طلبان
۲- مشروطه خواهان
۳- جمهوری خواهان
این تقسیم بندی ضمن شفاف کردن گروههای سیاسی انتخاب را برای هواداران آنها راحتتر میکند و سطح توقع از احزاب را واقعی و بالطبع آرامش فکری ایجاد خواهد کرد.
۲۵ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۲۰ بֽظֽ | Reply
kave :
salam jenabe abdi : ba tashakor az ghalame roshangharetan , in haghir khastam ham chandin nokte ezafe konam.
hame harfhayetan dorost va besiar tahlili neveshtid, ama in ra faramush nakonim ke in mardome khavaremiane az jomle iran, dar estebdad zendeghi karde va dar in jave estebdad
zendeghi mikonand , pas aghar hata entekhabat ham azad bud , in mardome bish az had ehsasati va az ma behtarune irani entekhabe khubi nemikarand, khely honar mikardand be amsale khatami rai midadand,, moshkele ma irani jamaat moshkele farhanghie, melati ke az ghahremananash chon mosadegh yek ghadrdanie khoshke khali nemikonad, mardomi ke kuroshe kabir barash az yek motejavez be khakesh kamtare , , hala harchi khodemun ro ghonde konim va beghim behtarin farhanghe donya ra darim. az mast ke bar mast , sokhan besiar hast, movafagh bashid.
۲۵ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۴۴ بֽظֽ | Reply
رضا فتوحی :
معنای اینکه ما در هر شرایطی شرکت می کنیم همین نتایج اولیه ی انتخابات تهران است. واقعا انسان مبهوت مانده به این دوستان که جمعی را معطل خود کرده اند...
۲۵ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۴۱ بֽظֽ | Reply
شهروند :
از مقامات وزارت کشور می خواهم شکسته نفسی نکنند و اگر احیانا سطح مشارکت 100 درصد بوده بدون رودربایستی آن را بیان کنند. مشارکت 100 درصد مردم مشت محکم تری است بر دهان همه دشمنان داخلی و خارجی. لعنت به این دهان ها که این همه مشت محکم دریافت می کند و آسیب نمی بیند.
۲۶ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۰۶ قֽظֽ | Reply
شهروند :
اقای عبدی می خواستم بپرسم شما می دانید که ائتلاف اصلاح طلبان ؛ چه ساز و کاری برای نظارت بر نحوه شمارش آرا اندیشیده اند؟ در صورت وقوع هر گونه تخلف واکنش آقایان به جز صدور بیانیه اعتراضی چیست؟ در قبال نمایندگان راه یافته از این آرا چه کار خواهند کرد؟ تجربه حاصل از انتخابات شورای قبلی و مجلس هشتم را کجا استفاده خواهند کرد؟ از آن جمله تان در مصاحبه خیلی خوشم آمد که گفته بودید؛ یک عده می خواهند نماینده مجلس بشوند. به ما چه!
۲۶ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۳۶ قֽظֽ | Reply
a :
با نظر پارسا موافقم. اگر نظر نفي داريد بايد نظر اثباتي خود رانيز بگوييد تا ببينيم چند مرده حلاجيد. اين كه راي دادن بد است را همه ميدانيم ولي آيا راي ندادن بدتر نيست؟ آيا واقعا بنظر شما وضع از زمان خاتمي بد تر نشده؟ اگر بگوييد اينها ادامه وضع زمان خاتمي است مثل آنست كه اينها مي گويند اينها ادامه وضع نابساماني زمان شاه است.
۲۶ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۲۹ قֽظֽ | Reply
مهرگان :
در انتخابات قبلي (شوريها و خبرگان) اين بحث راي دادن و ندادن خيلي خيلي اوج گرفته بود و آقاي ابطحي در سايت خود بسيار براي راي دادن تبليغ ميكرد (همانگونه كه در اين دوره اين كار را ميكند ) . از او يك سئوال كردم كه همان سئوال را از ديگران هم ميپرسم.
از آقاي بطحي پرسيدم : آيا شما قبل از انقلاب به نمايندگان مجلس شوري ملي راي داديد يا خير ؟ و البته سن شما ايجاب ميكند كه حداقل در يك انتخابات شوراي ملي به سن راي دادن رسيده باشيد.
اگر راي دادهايد اصرار شما را براي راي دادن ميپزيريم ، ولي اگر راي ندادهايد، دليلتان چه بودهاست ؟ و چرا براي پيش برد دمكراسي و يك حضور حداقلي كه در اينده بتوان اوضاع را بهتر كرد شركت نكرديد؟
جواب ايشان اين بود : من فقط ميگويم بايد راي داد.
حالا از همه كساني كه اصرار به راي دادن دارند ميپرسم، آيا يك نفر هست جواب مرا بدهد؟
۲۶ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۲۱ قֽظֽ | Reply
محرمي :
اين هم يك خبر دست اوّل!
" Rooz
پاسخ عراق به سفر تبليغاتي احمدي نژاد
حمايت از ادعاي امارات در مورد جزائر ايراني
کمتر از دو هفته پس از سفر محمود احمدي نژاد به عراق و اصرار بر اهداي يک ميليارد دلار به دولت اين کشور براي بازسازي عراق، اين کشور با امضاي بيانيه 17 کشور عرب براي بازپس گيري جزاير 3 گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسي از ايران، به جمع کشورهاي عربي پيوست که ايران را "اشغالگر" مي دانند.
سيزدهمين اجلاس سالانه اتحاديه پارلمانهاي كشورهاي عربي در اربيل در بيانيه پاياني خود ادعاي امارات متحده عربي در مورد سه جزيره ابوموسي، تنب بزرگ و تنب كوچك را مورد تاکيد قرار داد و از ايران به عنوان کشوري اشغالگر نامبرد که اين سه جزيره را به اشغال خود در آورده است.
در اين بيانيه که پنج شنبه 23 اسفند انتشار يافت، خانهسازي ايران در اين جزاير، محكوم و از چنين اقدامي به عنوان "تلاش ايران براي تغيير ساختار جمعيتي اين جزاير" نامبرده شده است. در بيانيه پاياني سيزدهمين اجلاس پارلمان هاي عربي همچنين از ايران خواسته شده تا موضع امارات را در خصوص انجام مذاكرات دوجانبه درخصوص جزاير سهگانه بپذيرد که در غير اين صورت اين مسئله به دادگاه داوري بينالمللي ارجاع داده خواهد شد.
17 کشور عربي امضاء کننده اين بيانيه همچنين از تمرينهاي نظامي ايران در آنچه "آبهاي سرزميني جزاير سه گانه امارات، حريم هوايي، فلات قاره و مناطق ويژه اقتصادي اين کشور" خوانده شده ابراز تاسف کرده اند.
نورالدين باشوكوج، دبيركل اتحاديه پارلمان كشورهاي عربي نيز همزمان به رسانه ها گفت که بيانيه اجلاس اربيل به ايران خاطر نشان مي کند كه اگر اين كشور خواستار روابط مستحكم با كشورهاي عربي است بايد درخواست امارات براي حل صلح آميز مساله جزاير سه گانه از طريق مذاكرات ويا ارجاع به دادگاه داوري بينالمللي را بپذيرد.
آنچه اين بيانيه را از ديگر بيانيه هاي مشابه کشورهاي عرب جنوب خليج فارس متمايز مي کند، تائيد و امضاي آن توسط عراق است.
جلال طالباني رئيس جمهورعراق که سيزدهمين اجلاس پارلمان هاي عربي در شهر او، اربيل برگزار شد، در اختتاميه اين اجلاس "بر حق امارات بر حاكميت جزاير سه گانه" تائيد کرد. اين اقدام رئيس جمهور عراق کمتر از دو هفته پس از آن صورت گرفت که نزديکان محمود احمدي نژاد سفر دو روزه وي به عراق را "سفري تاريخي" ناميدند.
همان طور که اکنون مقامات کشور امارات متحده عربي نيز اقدام خود در گنجاندن حق حاکميت امارات متحده عربي بر جزاير سه گانه رادر بيانيه پاياني سيزدهمين اجلاس پارلمان هاي عربي و به ويژه قرار گرفتن امضاي عراق بر پاي اين بيانيه را "اقدامي تاريخي" توصيف مي کنند.
همزمان سخنگوي وزارت خارجه جمهوري اسلامي تاکيد بيانيه اتحاديه پارلمان هاي عربي در باره جزاير سه گانه ايراني را بي پايه و اساس خواند و آن را رد كرد.
محمد علي حسيني "جزاير تنب بزرگ و كوچك و ابوموسي راجزو لاينفك سرزمين ايران" دانست و گفت: "دخالت در اين مسئله، مداخله در امور داخلي ايران است". وي تاکيد ساير کشورهاي عربي بر حق مالکيت امارات بر جزاير سه گانه را"مداخله ناكارآمد و غير سازنده طرف هاي ثالث در سوء تفاهمي كه از طريق مذاكره ميان ايران و امارات متحده عربي حل شدني است" توصيف کرد. وي با اشاره به "بحران غزه" گفت: "دامن زدن به مسائل انحرافي، سوال برانگيز و غير قابل قبول است".
سفرهاي تبليغي پر هزينه
در کنار سفرهاي چندين باره احمدي نژاد به امريکاي جنوبي و اختصاص بودجه هاي چند صد ميليون دلاري براي کمک به ونزوئلا و نيکارگوئه، سفرهاي احمدي نژاد به کشورهاي همسايه رفته رفته به تهديدهاي امنيتي براي تماميت ارضي کشور منجر مي شود.
روز دوشنبه ۱۲ آذر محمود احمدي نژاد به دوحه مرکز قطر سفر کرد تا در اجلاس سران کشورهاي عضو شوراي همکاري خليج فارس شرکت کند.اين سفر در حالي صورت گرفت که از زمان ايجاد شوراي همکاري خليج فارس در سال ۱۹۸۰ تا آن روز هرگز هيچ رئيس جمهور يا رئيس دولتي از ايران در آن شرکت نکرده بود. وي در اين اجلاس به کشورهاي عرب جنوب خليج فارس پيشنهاد "ايجاد يک بلوک همکاري هاي اقتصادي و پيمان مشترک امنيتي" را داد.
کشورهاي عربي در قبال چنين پيشنهادي سکوت و به فاصله يکي دو روز بعد در بيانيه پاياني خود بر ادعاي امارات در مورد جزاير تنب بزرگ، کوچک و ابوموسي تاکيد کردند.
چندي پيش از سفر احمدي نژاد به عراق هم، جلال طالباني در گقتگويي با روزنامه الحيات اعلام کرد که قرار داد 1975 الجزاير ميان شاه و صدام را قبول ندارد، اما احمدي نژاد حاضر نشد در جمع خبرنگاراني که از وي در اين خصوص پرسيدند پاسخ گويد و وعده داد که موضع دولت جمهوري اسلامي در آينده اعلام خواهد شد.
پس از آن وي در استانه انتخابات مجلس شوراي اسلامي به بغداد سفر کرد و خبرگزاري ها از قول وي و هيات همراهش خبر دادند که ايران علاوه بر ساخت چند نيروگاه و اختصاص 200 ميليارد تومان براي بازسازي شهرهاي مذهبي عراق، به مقامات عراقي "اصرار" کرده اند که کمک يک ميليارد دلاري جمهوري اسلامي را بپذيرند.
اينبار با گذشت کمتر از دو هفته، در شهر زادگاه رئيس جمهور عراق اين کشور نيز از ادعاي ارضي امارات متحده عربي حمايت کرده است تا سفرهاي تبليغي احمدي نژاد غير از بردن نفت بر سفره دولت ساير کشورها، تماميت ارضي ايران را نيز مورد تهديد قرار دهد.
۲۶ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۲۹ قֽظֽ | Reply
محمود کازرونی : در جواب سام
به نظرم صحبت سام تا حدودی درست است. اما فکر می کنم رویکرد آقای عبدی را می توان ناشی از عدم توجه حاکمان و حتی روشنفکران به مقوله تاریخ دانست. چرا که وظیفه هر متفکری نه بیان همه جوانب امور بلکه مسائلی است که جامعه از آن غافلند. در حالیکه روشنفکران قدرت ظلب ما بدون دقت به گذشته استراتژی تنظیم می کنند عبدی چاره ای جز این ندارد .
۲۶ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۰۰ بֽظֽ | Reply
علی ک. : در جواب رهبري
آیا منظور از دشمن عمده کشورهای خارجی و مردم بسیار زیاد مخالف با سیاستهای حکومت در داخل میباشد؟ آیا واقعا امکان زیست بدون دشمن در ابران وجود ندارد آنگونه که در اکثر کشورها مردم زندگی میکنندو اینکه آیا چه دستاوردی بجزافزایش تشنج در جهان و ایران نتیجه اینگونه دیدگاه بوده است؟
۲۶ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۴۰ بֽظֽ | Reply
علي :
اگر تاثیر ارای خویشاوندی و طایفه ای در شهرهای بزرگ از جمله تهران را حداقل ومنطق تصمیم گیری را سیاسی تر بدانیم:
فرماندار تهران ميزان مشاركت مردمي در حوزه انتخابيه تهران، ري، شميرانات و اسلامشهر را در انتخابات هشتم حدود 40 درصد اعلام كرد.
به گزارش فارس، حسين طلا معاون استاندار و فرماندار تهران با اعلام اين خبر افزود: شمارش آراء به سرعت و صحت در اين حوزه ادامه دارد و نتايج آراء متعاقباً اعلام خواهد شد.(تابناک)
تعداد ارا در شهرهای بزرگ دیگر نیز بیش از این نیست.
حتی اگر کاری با مرکز امار ایران نداشته باشیم وهمین امار دولت را حقیقت بدانیم نشان می دهد که عدم مشارکت درچند انتخابات اخیر واکنش ناگهانی وقهر موقت نبوده بلکه اکثریتی در ایران وجود دارد که ظرف موجود حكومت را کم حجم تر از ارمانهای خود می داند.نه امیدی به وعده های اصلاحی دارد ونه بیم از بدتر شدن اوضاع اینها را بشت صداهای امتحان بس داده بسیج می کند.
این جمعیت در عین اینکه نسبت به انچه در حاکمیت می گذرد بی تفاوت است ولی نمی توان حضور روز افزونش در فضای مجازی رسانه ها دانشگاهها اصناف جنبشهای اجتماعی و.. را نادیده گرفت.
گروهی که با حضور در این فضاها و موقعیتها به دنبال ساختن (من) وبا تبادل ارا در جهت صیقل این من است.کم رنگ شدن تعصبات بی مبنا ورنگ گرفتن صداقتی بی رحم که از خود شروع شده و به جامعه نیز تسری خواهد یافت که با قدرت یافتن ان دوام بنیادهای ریایی ناممکن است.
جریانی که تنها سرمایه اش رایش نیست که چهره ای پیدا شود با زدن گوشه ای از حرف دلش از او بستاند او هم به کنجی بنشید و بعد از دوره ای ببیند رایش تحت عنوان طیفی از افکار مصادره شده
و انچه حاصل نشده ا یده های اوست.
جمعی از من ها که نقشه راه از این و ان نمی خواهند بلکه طی راه را قدمهایی می دانند که از یک سو برای فربه ساختن اگاهی خود بر می دارند
واز دیگر سو برای بیان عاقلانه خود در همان فضاهای در دسترس.می دانند که در روشنایی راه درست کلیدها را خواهند یافت.
اینان دیگر برای یک طرف بازی شطرنجی که بارها به هم خوردن صفحه وقوانینش را دیده ا ند و مضحک و مهوع شده است دست نخواهند زد.
شرکت در یک بیاده روی وگرفتن دست همدیگر که در ان گامی طی نخواهد شد مگر ان قدمی که خود و اطرافیان برمی دارند را به دیدن بازی نافرجام دیگران ترجیح می دهند.
نیازی به رویارویی نمی بینند ولی می دانند باید خود ساخت و خود ماند و چون نسیمی بر بیرامون وزید..
بیش روی شما
سالیانی
بر از طراوت بهار
۲۶ اسفند ۱۳۸۶ ۴:۱۱ بֽظֽ | Reply
رضا فتوحی :
با سلام
در مورد کامنت آقای محمد حسین و سام
1-من به اندازه ی شما از زندگی اصلاحطلبان اطلاع ندارم اما اینگونه تمامی جریانی را که نظر بر شرکت در انتخابات دارد ، راندن بی انصافی است. به عنوان مثال آیا شما آقای حجاریان که جان خود را هم در این راه به خطر انداخت یا مرحوم بورقانی یا افرادی مانند مسعود بهنود را که قطعا نفع اقتصادی از حضور یا عدم حضور در انتخابات نمی برند را هم جزو مصادیق این ادعا می دانید؟ آیا اگر مصادیقی باشد باید همه ی افرادی را که به یک کنش اجتماعی باور دارند اینگونه خطاب کرد. می شد به عنوان جدل به نتیجه ی عمل آنان که اکنون با اعلام نتایج تهران هویدا شده اشاره کرد.
عجیب تر از کامنت مهر تاییدی است که شما بر آن زده اید. جدای از اینکه در مورد عملکرد گذشته ی اینان با بند بند یادداشت سرنوشت محتومتان موافقم اما اینگونه سخنان از مشی شما بدور می دانم.
2-آقای سام شما را آنالیزور دانسته اند و ... . شما بنا به محضوراتی پاسخ نداده اید اما اگر فرد مورد اشاره ی ایشان استراتژیست خوبی است چرا مجلس ششم به آن سرنوشت دچار شد و... در حالی که شما همان زمان هم نظری مشابه امروز داشتید در واقع این سخنانتان تحلیل صرف نیست بلکه راهکاری بود که به آن توجه نشد.
پاینده باشید.
....................................................................
عبدي:
بارها گفته ام كه هيچ نوع حس منفي در باره شركت كنندگان در انتخابات ندارم بجز تعداد اندكي از آنها كه بحث روانشناسي خاص آنان است.
۲۶ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۰۷ بֽظֽ | Reply
علی :
رئيس ستاد انتخابات استان اصفهان خبر داد
حضور 400 هزار نفري مردم اصفهان در انتخابات مجلس هشتم
خبرگزاري فارس
این در حالیست که تعداد واجدین شرایط شهر اصفهان برای این انتخابات توسط وزارت کشور یک ملیون وششصد هزار نفر اعلام شده است
در اصفهان 25 درصد در انتخابات شرکت کرده اند
۲۷ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۴۱ قֽظֽ | Reply
:
با سلام
اکنون که نتایج این به اصطلاح انتخابات روشن شد می توان حدس زد که در آینده ای نه چندان دور چه وضعیتی برای مردم ( که عموماً غیر خودی شناخته شده اند) بوجود خواهد آمد.
می گویند سالی که نکوست از بهارش پیداست. لغو امتیاز چندین نشریه دیگر در همین ایام و بدنبال اعلام (نتایج انتخابات) نشان از یک حرکت شدیدتر از گذشته را دارد. این در حالی است که فشار بین المللی نیز بیش از گذشته شده و همزمان هم حکومت در داخل از مردم انتقام میگیرد.
اقایانی که با کرنش در برابر قدرت فکر می کردند سهمی در این به اصطلاح انتخابات خواهند گرفت اکنون شرمنده مردم باید باشند که چه پاسخی دارند..
دیگر هیچ جای شکی باقی نمی ماند که سالی که در پیش رو داریم سالی است که باید منتظر فشارها و تضییقات بیشتر بر حقوق مردم باشیم. و اگر از خارج از کشور به داخل نگاه کنیم متوجه می شویم که اتفاق نظری که بر علیه کشورمان درست شده ، بیشتر و بیشتر می شود و حکومت مثل کبک سر در زیر برف فرو برده و کار خود را می کند....
۲۷ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۰۸ بֽظֽ | Reply
رضا فتوحی :
منظورم شما نبودید آقای عبدی منظورم اتهام سوء استفاده مالی به جریان مورد اشاره آقای محمد حسین بود آن نام ها را هم چون از نظر مالی بی شبهه می دانستم به کار بردم.
۲۷ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۲۸ بֽظֽ | Reply
اميرحسين :
به نام خدا . با سلام . من خيلي فكر كردم و نظر همه ي فعالان سياسي و غير سياسي رو كم و بيش دنبال كردم در واقع در شرايط فعلي چاره اي جز شركت در انتخابات باقي نمانده اگه كناره گيري كنيم هيچي عوض نميشه فقط قدرت راحتتر دست اقتدارگرايان ميفته .مجلس ششم آقاي حداد هشت صد هزارتا راي آورد و سيهمش كردند اما مجلس هفتم با حدود نصف اين راي اول و رئيس مجلس شد يا در شوراي دوم شهر در تهران اصلاح طلبا تحريم كردن و مردم هم به قول بهروز افخمي تاوان تنبلي سياسي خود رو دادن و شوراي قبلي سر كار اومد . اين حرف شما رو قبول دارم كه راي ما ممكنه باعث تثبيت اين نظام بشه و واسه همينه كه اينقدر هم تبليغ ميكنن كه شركت كنيد اما گفتم ما كاري به كار اونا نداريم و بايد در همه ي انتخابات فعالانه حضور داشته باشيم . اين حرفاييه كه شما و امثال شما هشت سال تو گوش ما خونديد كه يا بايد منفعل بود يا انقلاب كرد يا اصلاح .گزينه ي اول باعث مجلس هفتم شد و گزينه ي دوم احتمالا تا انقراض عالم فيزيك بي فايده ست فقط ميمونه گزينه ي سوم كه اصلاحه كه رسيدن به اون هم فقط و فقط با شركت در انتخابات ميسره هر چند اين انتخابات عادلانه نيست . هر چند فعلا سليقه ي سياسي مردم تغيير كرده و به اصلاح طلبا روي خوش نشون نميدن . هر چند يه اقليت تو مجلس تشكيل شد كه احتمالا مهمترين اعضاش انصاري و جهانگيري و جلودارزاده خواهند بود تازه اگه راي بيارن دور دوم . چاره اي نيست . تحريم هيچ مشكلي حل نميكنه .يا حق
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۱۰ قֽظֽ | Reply
پریسا :
سلام من هم خیلی فکر کردم ولی با تحریم
نمی شه کاری کرد باید دور دوم هم شرکت کرد شاید انصاری و... انتخاب شون به امید ان روز و باید
علت ناکامی بررسی شود. تا در انتخابات
رییس جمهوریبا تمام قوا شرکت کرد.
۳ فروردین ۱۳۸۷ ۲:۴۹ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/807