آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نگاه میهمان

۲۸ اسفند ۱۳۸۶

نقش مناسبتها در گم نکردن راه(آقاي اميد)

این قسمت ۲۹اسفند روز ملی شدن نفت


امید
----
اتفاقات زیادی توسط پدران و مادران و نیاکان ما در گذشته بوقوع پیوسته است که طبیعتا بعضی از آنها در جهت رشد و تعالی , برخی دیگر در حکم سد و مانع جلوی راه , مشکلات عدیده و فراوانی را برای جامعه ی ما ایجاد نموده است.
و این راه همچنان ادامه دارد.... و ما نیز در حال ایجاد تاریخ برای فرزندان خود هستیم ...
آنچه در این راه مهم بنظر میرسد , برخوردها , حساسیت ها ..... و موضعگیری افراد و جریانات با این مناسبتهای تاریخیست..... مسلما افرادی که در جهت رشد و تعالی قدم بر داشته و برمیدارند از بین مناسبتهای مختلف تاریخی , مناسبتهای مربوط بخود را بر می گزینند , ..... و پاس میدارند و افرادی که ......
مثال میزنم:
در ایران معاصر در کشور ما اتفاقی با اراده ی سران دولت آمریکا و همدستی عده ای در داخل , بنام کودتای 28 مرداد بوقوع پیوست که سرنوشت سالهای سال مردم ما را رقم زد ..... هنوز هم با گذشت بیش از پنجاه سال عده ای این روز را سیاه میدانند و برخی سفید !!چرا؟ مگر همه چیز آن رویداد برملا نشده است؟ ......
طرفداران شاه که با این اتفاق بر سر کار برگشتند و با انقلاب سال 57 بار دیگر از سر کار برداشته شدند این رویداد را آنگونه که مخالفان شاه که بعد از آن کودتا از صحنه ی سیاست کشور ناجوانمردانه بیرون انداخته شدند به یکسان نگاه و ارزیابی نمیکنند. حتی بعد از گذشت پنجاه سال و عذر خواهی رسمی دولت آمریکا !!....
بنابراین برای اینکه بطور ساده , ماهیت جریانات موجود را از پس ماسکها و چهره های بزک کرده بشناسیم, بنظر من لازم نیست هر طور شده به درون آنها برویم و اعمال و رفتار و کردار آنها را زیر ذره بین دقیق قرار دهیم ؛ بلکه میتوانیم حال و هوای آنها را در مناسبتهای گذشته ببینیم و سر انگشتی پی به ماهیت اصلی و نقطه نظرات واقعی آنها ببریم.

نتیجه اینکه ( بزرگداشت ها و کوچک داشت ها) برای گم نشدن در روزمرگی , حکم نقاط اصلی نقشه راه و مسیر پیش رو در آینده را دارد.
یعنی اینکه برای شناخت درون و ذات هر کس و نیرو کافیست به تقویم او نگاه بیاندازیم و ببینیم او چه روزهایی را جشن میگیرد و چه روزهایی را عزا ؟.......

حال با این مقدمه ی طولانی, شما فکر میکنید طرفدران دولت انگلیس , 29 اسفند را جشن خواهند گرفت یا عزا؟
برای کسانی که دلسوز این مرز و بوم هستند , چطور؟
آیا این روز, روز بزرگداشت ملی ماست , یا کوچک داشت؟ چهارده اسفند چطور؟ آیا میدانید کسانی که چهارده اسفند را خوش ندارند و نداشتند چه روزهایی را خوش داشتند و دارند؟ آیا ثمره منویات آنها را دیده و لمس کرده اید؟...


در خصوص 29 اسفند روز ملی شدن نفت گفتنی ها زیاد است , ولی بدون در نظر گرفتن نقش نيروهای درگير، اهميت نسبی آنها و پيوندهای ستيزه گران بومی و بيگانه، تلاش هايی که برای به کرسی نشاندن حاکميت ملی ايران صورت گرفت بی معناست .... و همچنین بدون توجه به تلاش هایی که برای دست نيافتنی کردن اين هدف و برانداختن دولت مصدق صورت گرفت؛ شناخت اهمیت این روز بی محتوا خواهد بود
در حقیقت برای اهمیت روزملی 29 اسفند می باید جنبه های مختلف کارنامه سياسی دولت مصدق را کاوید. می باید بررسی نقش، ترکيب، و انگيزه های ياران مصدق، و به ويژه مخالفان او، و ارزيابی قلمرو يا حوزه اقتدار و امکانات و دشواريهای گوناگونی که وی در روزگار نخست وزيری پيش رو داشت، را درک کرد آنوقت است که میتوان یکی از مهمترین دوران زندگی سياسی کشور خود را آسانتر شناخت و نسبت به آن موضعگیری نمود
و در حقیقت بدون ژرف نگری درچند وچون آنچه در مرداد سال ۱۳۳۲ انجاميد، درک بسياری از دگرگونيها و کاميابي ها و ناکامي های بعدی ناممکن است . همانگونه که بدون ژرفنگری در چند و چون آنچه در بهمن سال 57 انجامید .... همانگونه که ...
در آستانه ی نوروز پیروز

۲۹ اسفند روز ملی شدن صنعت نفت در ایران بر همه ی یاران و همدلان این مناسبت خجسته باد

اجازه دهید حسن ختام این مناسبت تاریخی و بزرگ را با این سؤال از دوستان به پایان برم.
آیا تلاش هایی که برای ملی کردن نفت صورت گرفت با تلاشهایی که برای ایفای حق مسلم هسته ای امروز ما صورت میگیرد از یک قماش و جنس است؟
بین ایندو ( ملی شدن نفت و حق مسلم هسته ای ) ارتباطی می بینید؟
چه ارتباطی ؟ چرا؟ و چگونه؟


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

این هم مقاله ی روزنامه رسالت به این مناسبت :

به بهانه ملى شدن صنعت نفت
سيد مسعود علوي
بهاران فراروى بهارى دلان، مقارن زادروز امين ايمانيان و خاتم رسولان(ص) است و اکنون نويد احياى عاشقان را از زبان صباى صبح مى توان شنيد؛ خورشيد رسالت از کوهسار کرامت عرش، طلوعى شکوهنده مى يابد. نشاط بهار و رونق باغ بر بسيط خاک مى گسترد و بشارت شگرف از ملکوت مى تراود و بر دل هاى مشتاقان، نزول مى کند. در لحظه تلالو گوهر رخشان وجود مقدس خاتم الانبياء(ع) درياچه دنائت خشکيد، طاق طغيان فرو ريخت و بت هاى بهت و جهالت بنى آدم به خاک افتاد. ....
السلام عليک يا رسول الله!
سلام بر امير عارفان و امين مومنان! سلام بر تو اى پاکتر از نسيم صبحگاهان! اى شعفستان ياران، اى روح نيايش و اى نور ناب يار! با کدامين زبان و قلم وصف تو شايد که افلاک، رهين خلقت توست« ؛ لولاک لما خلقت الافلاک .» معراج تو لقاى يار است و معراج ما محراب ابرويت. مکتب تو رحمت رحيم است و آيين ما خورشيد نگاهت..... خدایا به سيماى دلرباى حبيبت سوگند؛ ما مريدان نبوت و ولايت را در طريق انبياء و اولياء برگزيده ات مستدام و مقاوم بدار و توفيق اطاعت از نايب ولى عصر(عج)، خامنه اى عزيز را هماره قرين راهمان گردان.
در جمهورى اسلامى ايران تقويم، دو گونه است؛ نخست بر سال قمرى مبتنى است و ديگرى بر اساس سال شمسى (خورشيدي) قرار دارد. مبدا سال قمرى هجرت رسول گرامى اسلام محمد بن عبد الله (صلى الله عليه و آله) از مکه مکرمه به مدينه منوره مى باشد که برابر با سال 622 ميلادى بوده است. سال «هجرى قمري» تا سنه 1344 مبناى تاريخ رسمى کشور ايران بود. در آن سال که بر حسب تاريخ، 1304سال شمسى از هجرت پيامبر عظيم الشان اسلام مى گذشت، تاريخ شمسى (خورشيدي) براى امور دولتى انتخاب شد و به موجب قانون، رسميت يافت. اصل هفدهم قانون اساسى جمهورى اسلامى ايران در اين باره مى گويد: « مبدا تاريخ رسمى کشور، هجرت پيامبر اسلام(ص) است و تاريخ هجرى شمسى و هجرى قمرى هر دو معتبر است، اما مبناى کار ادارات دولتى هجرى شمسى است ... » سال قمرى ده روز و شش ساعت و يازده ثانيه کوتاه تر از سال شمسى است. آغاز سال شمسي، نخستين روز بهار است که مطابق با 21 يا 22 مارس از سال مسيحى مى باشد. شش ماه نخستين سال را 31 روز مى شمارند و ماه هاى بعد را به استثناى اسفند که گاه 29 روز مى شود سى روز به حساب مى آورند. ايرانيان روز اول فروردين را نوروز مى نامند......
همگان واقفيم که بهار، دميدن روح حيات است در کالبد طبيعت، و فروردين، فصل جريان خون طراوت و نشاط است در رگ هستي. اکنون سال به پايان خود نزديک مى شود. شب به دنبال روز و روز به دنبال شب و اين قصه که نامش قصه عمر است همچنان ادامه دارد. پس بايد هوشيار باشيم که فصل ها مى آيند و مى روند اما اين عمر ماست که قابل بازگشت نمى باشد. بياييد از اين تجديد بهار، درس تجديد حرکت و تلاش را آموخته و ارزش واقعى عمر را دريابيم. آغاز سال نو و ايام عيد، فرصت مناسبى براى صله رحم و رسيدگى به وضع خويشان و بستگان است که اين نيز يکى از نشانه هاى اخلاق و سنن مرضيه اسلامى و انسانى است. آمدن فصل بهار و آغاز نوروز و رنگ تازه طبيعت، اين مسئوليت اغنياى جامعه را به آنان گوشزد مى نمايد که بايد بخل نورزيده و از مال خويش در راه خدا به نيازمندان و محرومان کمک نمايند و حقوق فقرا را که خداوند به فضل خويش به آنان داده، ادا نمايند و با عمل خير خود، بهار انسانيت را جلوه و شکوه بخشند، چرا که به قول امام راحل مان(ره) آن روز، عيد داريم که مستمندان و مستضعفان ما به زندگى صحيح رفاهى و تربيت اسلامى و انسانى برسند ...... با اميد آن که خداوند، توفيق آنچه انجام آن موجب خشنودى و رضاى اوست به ما عطا نمايد. ان شاء الله سال نوين خورشيدى بر همه ساکنان حصن ايمان و ايثار، مبارک و مسعود باشد.

۲۸ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۳۲ بֽظֽ | Reply

:


گر بود لفظت کج و معنيت راست
آن کجى لفظ , مقبول خداست

ور بود معنى کج و لفظت نکو
آن نکويى لفظ , نیرزد يک تسو

۲۸ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۴۳ بֽظֽ | Reply

تشبیه مساله هسته ای به ملی شدن نفت فقط بهره برداریست :

مراسم بزرگداشت روز ملی شدن صنعت نفت که قرار بود در تالار صدرا و سینای دانشگاه علوم پزشکی شیراز برگزار شود، با حمله نیروی .... لغو شد. ...

۲۸ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۴۷ بֽظֽ | Reply

سعید رجالی :

قانون ملی شدن صنعت نفت ( برخلاف موضوع هسته ای) در واقع پیشنهادی بود که توسط دکتر محمد مصدق پیشنهاد و پیگیری و در نهایت به امضای همه اعضای کمیسیون مخصوص نفت در مجلس شورای ملی ایران در ۱۷ اسفند ۱۳۲۹ رسید و متعاقب آن به مجلس شورا ارائه شد و با تلاش و ایجاد تفاهم به تصویب رسید.
متن پیشنهاد تصویب شده:
به‌نام سعادت ملت ایران و به‌منظور کمک به تأمین صلح جهانی، امضاکنندگان ذیل پیشنهاد می‌نمائیم که صنعت نفت ایران در تمام مناطق کشور بدون استثنا ملی اعلام شود . (یعنی تمام عملیات اکتشاف، استخراج و بهره‌برداری در دست دولت قرارگیرد.)
مجلس سنا نیز این پیشنهاد را در ۲۹ اسفند ۱۳۲۹ تصویب کرد و این پیشنهاد از طریق مجلس شورا قانونی شد.

۲۸ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۵۵ بֽظֽ | Reply

حميد مصدق، بزرگداشت، به ياد آن بزرگ مرد :

دريغی نيست
تو يادت همچو خورشيد فروزان
جاودان ماند
و نامت را
هزاران سال ديگر نيز
هر آزاده ای با شوق
می خواند
و می داند
که در روز مصيبت
همچو کوهی استوار
از پا نيفتادی
و در سيل حوادث
سر گران چون کوه اِستادی

۲۸ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۵۹ بֽظֽ | Reply

پرویز - د :

بی ترديد نهضت ملی شدن نفت، ارزنده ترين حرکت تعيين کننده ايست که برهبری دکتر محمد مصدق نه تنها سرنوشت اقتصادی و سياسی ايران را دگرگون کرد، بلکه آغازگر راه پويندگان همه مبارزان جهان ستمديده بود تا به آفرينندگی تاريخ و جامعه خود برخيزند و بدينگونه هنگامه ساز قدرتهای ملی در سراسر گيتی شوند.
چند ماهی از عمر حکومت ملی مصدق نگذشته بود که نهضت ملی ايران اميد ها را بطور عميق در کشورهای آسيائی و افريقائی زنده کرد و همه چشم ها و قلب ها بسوی ايران، بسوی نهضت ملی ايران و بسوی رهبر آن دوخته شد و نهضت ملی ايران بعنوان الهام دهنده نهضت های آزاديبخش ملل محروم و کشورهای مستعمره سرمشق مبارزه و نبرد با استعمار جهانی و امپرياليسم قرار گرفت.
در دوره چهاردهم به همت والای دکتر مصدق لايحه ای از تصويب مجلس گذشت که طی آن دادن هر گونه امتياز نفت به بيگانگان ممنوع شد. در اين طرح دولت مکلف به استيفای حقوق پايمال شده ملت ايران از نفت جنوب گرديد.
دکتر مصدق در جلسه علنی مجلس شورايملی در اين باره گفت: "وقتی که کافتارادزه از طرف دولت شوروی برای امتياز نفت شمال به ايران آمد، فرصتی به دست من داد که از مضار و معايب آن ورق پاره در مجلس حرف بزنم و معايب و مضار گفته شده را علت طرح پيشنهادی خود راجع به تحريم دادن امتياز نفت قرار دهم. نظر من در تمام دوره چهاردهم پيروی از سياست موازنه منفی بود، در صورتيکه نظر نمايندگان حزب توده در مجلس اين بود که موازنه وقتی برقرار می شود که همسايه شمالی هم در شمال از حقوق و مزايای شرکت نفت يعنی دولت انگليس در جنوب بهره مند شود و حال آن که معقول نيست پيکر بی دو دست بتواند مقدرات خود را اداره کند و هر کس خواهان تعالی و ترقی و مقيد به حفظ استقلال ايران است، بايد سعی کند که دست بريده هر چه زود تر به جای خود گذاشته شود تا ملت ايران بتواند در مقابل دول بزرگ از حقوق خود دفاع کند."
دکتر مصدق در روز چهارده اسفند ماه ۱۳۲۹ چنين گفت: "ملت ايران بدانيد و آگاه باشيد که جبهه ملی تصميم به ملی کردن صنعت نفت را با رعايت حزم و احتياط و با مطالعات لازم اتخاذ کرده است."
روز بيست و چهارم اسفند ماه ۱۳۲۹ پس از سالها مبارزه، طرح دكتر مصدق و يارانش مبنى بر ملى شدن نفت كشور به اتفاق آراء به تصويب مجلس شورايملی رسيد و انتشار خبر آن ايرانيان را شادمان ساخت. بالاخره روز بيست و نهم اسفند ۱۳۲۹ سنا نيز به رغم اعتراض شديد دولت انگلستان، زير فشار افکار عمومی و مبارزات سرسختانه ميهن پرستان ايران ماده واحده ملی شدن نفت را به به تصويب رسانيد.
" بنام سعادت ملت ايران و به منظور کمک به تامين صلح جهاني، ما امضاء کنندگان ذيل پيشنهاد می نمائيم که صنعت نفت در سراسر کشور بدون استثناء، ملی اعلام شود.يعنی تمام عمليات اکتشاف و استخراج و بهره برداری در دست دولت ايران قرار گيرد." "(دکتر محمد مصدق ـ دکتر سيد علی شايگان ـ دکتر مظفر بقائی ـ ابوالحسن حائری زاده ـ الهيار صالح ـ سيد حسين مکی ـ محمود نريمان ـ عبدالقدير آزاد ـ مير سيد علی بهبهانی ـ عبدالرحمن فرامرزی ـ محمد علی کشاورز صدر ـ عباس اسلامی.)"
بدنبال آن دکتر مصدق در مصاحبه با مخبرين خارجی گفت: "جبهه ملی که خود را نماينده تمايلات و افکار اصلاح طلبانه و استقلال خواهانه ملت ايران ميداند با تصميم قاطع برای ملی کردن نفت در سراسر کشور ايران شروع به اقدام کرد و با تکيه به احساسات و افکار عمومی ملت ايران و جلب توجه مطبوعات و افراد موثر و مفيد خارج از مجلس موفق شد که اين تصميم را بصورت قانون از تصويب مجلس شورايملی بگذراند."
از نظر مصدق تامين استقلال کشور و رفع کامل نفوذ بيگانگان از هر مصلحت و سود آنی ديگری برتر و حياتی تر بود. مصدق در مصاحبه ی مطبوعاتی خود در تاريخ سوم خرداد ۱۳۳۰ با مخبرين جرايد خارجی ميگويد: "به اين دلايل است که بعقيده مليون ايران، اولين قدم در راه اصلاحات مملکت رفع شر عمال شرکت سابق نفت است که ملتی را فدای مطامع خود کرده اند... بايد به ملل آزاد جهان اعلام کنيد که آخرين سعی ملت ايران برای نجات خود و شرق ميانه همين اقدام ملی يعنی مبارزه با مداخلات بيگانه که بزرگترين آن شرکت سابق نفت است، می باشد و ملت ايران برای تسلط بر اوضاع سياسی و اقتصادی خود ناچار است تا آخرين نفس برای اجرای قانون ملی شدن صنعت نفت يعنی قطع ايادی بيگانگان از ثروت ملی و استقلال سياسی خود مبارزه کند."
دکتر مصدق در مجلس شورايملی در تشريح قانون ملی شدن صنعت نفت چنين گفت: "در پيشنهاد ملی شدن نفت در سراسر ايران نمايندگان جبهه ملی به جنبه سياسی آن بيش از جنبه مالی اهميت داده اند و علت اين بوده است که به علم اليقين تمام ملت ايران و بخصوص نمايندگان محترم مجلس و کميسيون نفت ميدانند که سرچشمه ی تمام بدبختی های اين ملت ستمديده، همان وجود شرکت نفت است و بس و شاهد گويای آن وقايع و اتفاقات، بدبختی های پنجاه ساله اخير ملت ايران و بخصوص وقايع دو ساله اخير اين کشور و قتل ها و سوء قصدهای متعدد ميباشد. شرکت نفت با اين تشبثات می خواهد همه مقامات را مرعوب خود نموده و فاسد کند و تقاضاهايی که داشته و دارد، انجام گردد. بديهی است که اميد ترقی کشور و بهبودی در وضع زندگانی اجتماعی ملتی که هيات حاکمه آن فاسد باشد، جز آرزوی خام و اميدواری تشنگان به سراب چيز ديگری نخواهد بود.برای اينکه ما خود را از اين وضعيت وخيم خلاص کنيم و برای اينکه دنيا بداند که هيچ دولتی حق نخواهد داشت و نخواهد توانست از معادن نفت ايران کوچکترين استفاده نامشروع بکند، ما بايد صنعت نفت را در سراسر مملکت ملی اعلام کنيم."
دکتر مصدق نه تنها در اجرای اصل ملی شدن صنعت نفت پيروز شد بلکه کليه توطئه ها و دسائس سياسی و اقتصادی دشمن را چه در داخل کشور و چه در مجامع بين المللی نقش بر آب کرد و پس از خلع يد از انگلستان و مبارزه برای قطع ايادی اين استعمار کهنه کار با تمام قوا در برابر يورش امپرياليسم تازه نفس آمريکا به مقاومت پرداخت و اجازه نداد که آمريکائيان پا بر جای امپرياليسم انگلستان بگذارند و تسلط يک امپرياليسم، جايگزين قدرت و نفوذ امپرياليسم ديگر گردد.
در تاريخ سی ام خرداد ماه ۱۳۳۰ دکتر مصدق پيامی برای ملت ايران فرستاد که خلاصه آن چنين است: "هموطنان عزيز، در تاريخ ملت ها روزهای درخشان و پر مسئوليت و افتخار و موفقيت کمتر پيدا می شود. ايام عادی و گذران برای همه ملل يکسان است ولی آن ملتی که خوب و شرافتمندانه وظيفه اش را در برابر وطن، پرچم و تاريخ مملکت ادا کند، بيشتر از ديگران قدرت اخلاقی و عظمت روحی از خود نشان داده است. امروز يکی از آن ايامی است که شما هموطنان ميتوانيد صفحه جديد و مقدسی در حيات اجتماعی و اقتصادی خود باز کنيد و پس از پنجاه سال که از استقلال و آزادی سياسی ما نامی بيش نمانده بود، دوره نوينی را در برابر نسل معاصر و نسل آينده بوجود بياوريد. رشد و نبوغ سياسی شما ميتواند امروز را مبداء تحول و نهضت اصلاحی آينده قرار دهد...من ترديد ندارم که شما هموطنان عزيزم راهی را انتخاب خواهيد کرد که با شرافت ايرانيت و با غرور ملی و احساسات وطنی مطابقت دارد...آوازه همت و عزم خلل ناپذير شما در گسستن زنجيرهای استعمار اقتصادی به گوش جهانيان رسيده و خواهد رسيد...من افتخار خدمت گزارش مردم را بالاترين و پرقيمت ترين افتخارات حيات خود محسوب داشته و ميدانم بغير از اطاعت و امتثال فرمان هموطنان محبوب، هدفی ديگر ندارم."
و بدنبال آن به پيشنهاد هيات مديره موقت شرکت نفت ايران، تصويب شد که: "نظر به اين که روز بيست و نه اسفند ماه ۱۳۲۹ با تصويب قانون ملی شدن نفت در شانزدهمين دوره مجلس شورايملی صفحه نوينی در تاريخ افتخارات کشور باستانی ايران باز شده و ياد آور رشد ملی و عظمت روح ايرانی و نمودار علاقمندی تمام افراد ملت به حفظ استقلال کشور می باشد، از اين ببعد روز بيست ونه اسفند که دوران جديدی را نويد ميدهد به افتخار ملت ايران بعنوان جشن ملی تلقی و تعطيل عمومی اعلام ميگردد. نخست وزير دکتر محمد مصدق"
امروز جای مصدق خالی است. مصدق به درستی در کتاب "خاطرات و تألمات مصدق" می گويد: "تا ملتی دانا و رجالی توانا نباشند ، کار مملکت به همين منوال خواهد گذشت."
وفاداری به راه مصدق در دروغ نگفتن به مردم است. مصدق هرگز بر سر منافع ايران و ايرانی از بيگانگان پول نگرفت و با بيگانگان سازش نکرد. در زندگی سياسی مصدق هيچ چيز پنهان نبود. سال‌ها زمان بايد تا مصدق را آن گونه که بود بشناسيم و دريابيم.
در پايان، به آخرين پيام تاريخی دکتر محمّد مصدق در دادگاه تجديد نظر نظامی بعنوان وداع با ملت ايران توجه فرمائيد.
"...آری تنها گناه من و گناه بسيار بزرگ من اين است که صنعت نفت را ملی کرده ام و بساط استعمار و اِعمال نفوذ منافع اقتصادی عظيم ترين امپراطوري‌های جهان را ازاين مملکت برچيده ام و پنجه در پنجه مخوف ترين سازمان‌های استعماری و جاسوسی بين المللی در افکنده ام و به قيمت ازدست رفتن خود و خانواده ام و به قيمت جان و عرض و مالم خداوند مرا توفيق عطا فرمود تا با همت و اراده مردم آزاده اين مملکت بساط اين دستگاه وحشت انگيز را درنورديدم. من طی اين همه فشاروناملايمات ، اين همه تهديد و تضييقات از علت اساسی و اصلی گرفتاری خودم غافل نيستم و به خوبی ميدانم که سرنوشت من بايد مايه عبرت مردانی بشود که ممکن است درآتيه در سراسر خاورميانه درصدد گسيختن زنجير بندگی و بردگی استعمار برآيند."
"عمر من و شما و هرکس چند صباحی دير يا زود به پايان می رسد ولی آن چه می ماند حيات و سرافرازی يک ملت مظلوم و ستم ديده است. از مقدمات کار و طرز تعقيب و جريان دادرسی معلوم است که در گوشه زندان خواهم ماند و اين صدا و حرارت را که هميشه درخير مردم به کار برده ام خاموش خواهند کرد و ديگر جزدراين لحظه نمی توانم با هموطنان عزيز صحبت کنم. بدينوسيله از مردم رشيد و عزيز ايران مرد و زن و پيروجوان توديع ميکنم و تاًکيد مينمايم که در راه پرافتخاری که قدم برداشته‌اند از هيچ حادثه‌ای نهراسند و نهضت مقدس خود را ادامه دهند و يقين بدانند ، خدا يار و مدد کار آن‌ها خواهد بود."

۲۸ اسفند ۱۳۸۶ ۳:۰۶ بֽظֽ | Reply

منافع ملی روسیه کجاست؟ :

خبرگزاری «نووستی» : "سرگی لاوروف" وزیر امور خارجه روسیه روز سه شنبه طی مصاحبه ای با روزنامه "راسیسکایا گازیتا" اعلام داشت که روسیه در روابط خود با ایران، نه این کشور را پوشش می دهد و نه آن را تبرئه می کند.
روسیه در ساخت نیروگاه اتمی به ایران کمک می کند، در عین حال جامعه جهانی از ایران مطالبه می کند که فعالیت های خود در زمینه غنی سازی اورانیوم را متوقف کند.
وی گفت: "ما در سیاست خارجی خود، از جمله در راستای ایران، تنها منافع ملی روسیه و حقوق بین الملل را ملاک عمل قرار می دهیم".


۲۸ اسفند ۱۳۸۶ ۳:۱۰ بֽظֽ | Reply

امین :

مصدق وکیل منتخب مردم در مجلس بود .
امروز هم لیست جالبی بعنوان وکیل راهی مجلس شدند.
و از همه جالبتر مقایسه این افراد با هم رتبه ایهایشان در مجلس ششم است و از همه جذابتر نفر دوم لیست تهران.
در اينجا فقط به مورد فرد دوم انتخابات در تهران ميپردازم
زندگینامه:

مرتضی آقاتهرانی: از شاگردان و رهروان نزدیک آیت الله مصباح یزدی است که با گرفتن عنوان مدرس درس اخلاق کابینه محمود احمدی‌نژاد نامش بیشتر برسر زبان‌ها آورده شد.
عنوان‌های «دکتر» و یا «حجت‌الاسلام دکتر» از جمله عناوینی بود که در کنار نام وی در نوشته‌های گوناگون، اخبار و پایگاه‌های اطلاع رسانی به چشم می‌خورد.
اصفهانی الاصل
فارغ‌التحصیل موسسه آموزش- پژوهشی امام‌خمینی
از شاگردان زبده و نزدیک آیت الله مصباح یزدی
یکی از وعاظ معروف

مشاغل:

مرتضی آقاتهرانی: معلم درس اخلاق کابینه محمود احمدی‌نژاد
کاندیدای اختصاصی موسسه آیت‌الله مصباح یزدی در حوزه تهران

آثار:

مرتضی آقاتهرانی: • راهکارهای عملی دیدار با امام زمان
• حدیث دل سپردن: درس های اخلاق استاد دکتر مرتضی آقاتهرانی ، ناشر: احمدیه
• تفسیر قرآن: سوره مبارکه قصص ، ناشر: موسسه اسلامی نیویورک
• خداشناسی شیعه: مناظره‌ای میان امام علی ابن موسی الرضا (ع) و پیروان دیگر باورها ، ناشر: موسسه اسلامی نیویورک
• اهمال‌کاری: بررسی علل و راهکارهای درمان ، ناشر: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)
• سودای روی دوست ، ناشر: موسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی (ره)
• روانشناسی رشد: با نگرش به منابع اسلامی ، ناشر: سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاهها (سمت)
• لذت حضور: حضور قلب در عبادات «مجموعه سخنرانی‌های اخلاقی-تربیتی استاد مرتضی آقا تهرانی» ، ناشر: باقیات
• یاران شیدای حسین بن علی (ع): کوتاه نظری به چهره تابان خورشید کربلاٰ، حضرت حسین بن علی (ع) و اسوه وفا، ماه تابان عرصه کربلاٰ، جناب عباس بن علی (ع) ، ناشر: باقیات
• این است بهشت: سفرنامه کربلا ، ناشر: باقیات

فعالیتها

مرتضی آقاتهرانی:

رجاءنیوز: حجت الاسلام مرتضی آقا تهرانی ، استاد اخلاق کابینه نهم وجود شورای نگهبان و امر نظارت را ضروری خواند.

حجه الاسلام والمسلمین سید مجتبی نورمفیدی عضو شورای مرکزی مجمع روحانیون مبارز: ادعای آسان نمودن راههای دیدار با امام زمان (عج) و همچنین ادعای دیدار با امام زمان بدعت در دین است و باید به شدت تکذیب شود.

خبرنامه آفتاب: مرتضی آقاتهرانی از وعاظ مشهور است [که] به موضعگیریهای تند و جبهه گیری علیه اصلاح طلبان شهرت دارد.

روزآنلاین: سركرده افراد لباس شخصي در سركوب دراويش در قم، كسي نبود جز مرتضي آقاتهراني، استاد اخلاق دولت ‏احمدي نژاد كه مسئول هيئت “فاطميون” در قم بود.

حجت الاسلام روانبخش، عضو موسسه پژوهشی امام خمینی (ره): تا آن جا که اطلاع دارم از این موسسه (موسسه آیت‌الله مصباح یزدی) آقا مرتضی تهرانی به عنوان کاندیدا از حوزه انتخابیه تهران ثبت نام کرده و خود من نیز از حوزه انتخابیه قم ثبت نام کرده ام.

نوروز: معلم اخلاق كابینه احمدی‌نژاد كه از شاگردان مصباح‌یزدی است، در اظهاراتی عجیب حملات تروریستی ۱۱ سپتامبر را «دروغ» خوانده و حتی تلویحا از آن دفاع كرده و مدعی شده این حملات باعث توجه بیشتر به اسلام شده است.

سخنرانی مرتضی آقا تهرانی در زرند: اين نكبت‌ها (اصلاح‌طلب‌ها) را مثل دستمال كاغذي كه باهاش پشت بچه‌ها را تميز مي‌كنند و مي‌اندازند اون ور، بياندازيد اون ور. خودتان هم آن‌ور نرويد. (ویدئو)


سخنرانی‌های درس اخلاق مرتضی آقاتهرانی: این ظلم فاحش به جامعه است اگر نماینده مجلس به مردم قول بدهد و بعد به قول خود عمل نکند…گاهی با افکار مردم بازی می کنیم…گاهی با عقاید مردم بازی می‌کنیم…گاهی با امنیت فکری مردم بازی می‌کنیم.

۲۸ اسفند ۱۳۸۶ ۳:۱۸ بֽظֽ | Reply

سیامک :

طبق قرارداد 1933، شرکت نفس ایران-انگلیس، وابسته به دولت انگلستان، امتیاز نفت ایران را در دستان خود به محکمی حفظ می کرد. در همین دوران نخست وزیر میهن دوست، دکتر مصدق برای کوتاه کردن دست بیگانگان از سرمایه های ملی ایران بر آن شد تا نفت را ملی کند. وی تلاش های بسیاری را در این راه انجام داد تا اینکه تلاش های او با سنگ اندازی های فراوان دولت انگلستان در تاریخ 29 اسفند 1329 در مجلس ملی صنعت نفت ملی اعلام شد. همزمان با این افتخار، مصدق به چهره ای مردمی و وطن پرست در بین عوام مبدل شد. چنانچه تاریخ ملی کردن نفت را زیر و رو کنیم تمامی راه ها به آمریکا و انگلستان ختم خواهد شد. در دوره ای که انگلستان چهره ای خوار و منفور و آمریکا یار و هم دم مردم و حامی دموکراسی نوپای ایران، به شمار می رفتند.

این اقدام مصدق برای دولت بریتانیا گران تمام شد و مصدق را به دزدی از اموال بریتانیای کبیر متهم کرد. اما دولت انگلستان نتوانست شکایات خود را در دادگاه بین المللی و سازمان ملل به نتیجه برساند. از همین رو دست به دامان ایالات متحده شد که به تازگی وارد ایران شده بود و چهره مثبتی در ایران داشت. انگلستان قادر نبود آمریکا را برای حفظ منافع انگلستان در ایران هم مسیر خود کند. در ابتدای امر، رییس جمهور ترومن، که خود افکاری ملی گرایانه همچون مصدق داشت، با نقشه حمله نظامی و سرنگونی دولت مصدق مخالفت کرد.

مصدق از نقشه های انگلستان علیه خویش باخبر و سفارت انگلستان در ایران را تعطیل اعلام کرد و آخرین شمع حضور انگلستان در ایران نیز خاموش شد. پس از انتخاب آیزنهاور در نوامبر 1952، سیاستهای آمریکا تغییر کرد و با کودتا علیه ایران موافقت شد. از همین رو جاسوس ارشد سرویس اطلاعاتی انگلستان، کریستوف مونتاگ وودهاوس، برای ملاقات با اعضای رده بالای سیا و وزارت امور خارجه وارد آمریکا شد. هر چند انگلستان نمی توانست برای کودتا در ایران منافع خود را بیان کند پس خطر کمونیست در ایران را به آمریکا گوش زد کرد. وودهاوس می گوید:«نمی خواستم متهم شوم که برای بیرون کشاندن چوب بلوط انگلستان از درون آتش، از آمریکا اسفاده می کنم. تصمیم گرفتم بیشتر بر خطر کمونیسم در ایران تاکید کنم تا نیاز به باز پس گیری قدرت در صنعت نفت.»

این پیشنهاد زیرکانه برای به کار انداختن فضای ضد کمونیستی بود که در آمریکا شکل گذفته بود، کافی به نظر می رسید. انگلیسی ها پیشنهاد دادند که بهتر است نخست وزیر فعلی ایران – مصدق – برکنار و به جای آن فردی مورد اعتماد و طرفدار غرب روی کار آید.

در تاریخ 20 ژانویه 1953، با اغاز به کار آیزنهاور به عنوان رئیس جمهور؛ جان فاستر دالاس وزیر خارجه وقت و آلن دالاس رئیس سازمان سیا آمادگی خود را برای سرنگونی دولت ایران اعلام کردند. از همین تاریخ عملیات آژاکس به منظور سرنگونی مصدق شروع شد. سرپرستی این عملیات را کرمیت روزولت، نوه رئیس جمهور آمریکا، بر عهده گرفت. در مورد شخصیت وی، کیم فیلبی، جاسوس شوروی چنین گفته است:«کرمیت روزولت نمونه یک آمریکایی کامل است، با صدایی گرم از اهالی شرق آمریکا. دارای روابط اجتماعی خدشه ناپذیر، بیشتر از آنکه روشنفکر باشد، تحصیلکرده و هم به عنوان مهمان و هم به عنوان میزبان دلپذیر و فروتن است. او همسری استثنایی و آخرین نفری است که میتوان تصورش را کرد و البته تا گردن نیز در حیله های کثیف فرو رفته است».

کرملیت روزولت از ورودش به ایران با هیجان فراوان یاد می کرد و از آن به عنوان یک ماجراجویی بزرگ یاد می کند.کرملیت روزولت در 19 جولای سال 1953 وارد ایران شد. وی در ویلایی که یکی از ماموران آمریکایی اجاره کرده بود در شهر تهران اقامت می کرد. با توجه به توطئه هایی که انگلیسی ها و فعالیت های اخیر سیا در ایران، وضع مساعدی برای فعالیت روزولت پدید آمده بود. طی بهار و تابستان همان سال، سازمان سیا، با پرداخت ماهانه 10 هزار دلار به سردبیران نشریات، سرکردگان باندهای تبهکار خیابانی توانست جوی مسموم علیه نخست وزیر ایجاد کند. اما مصدق با فکری باز اعتقاد داشتند که مطبوعات مخالف دولت نیز حق انتقاد دارند باید فعال باشند.

عملیات آژاکس با ایجاد فضایی مسموم علیه نخست وزیر ادامه داشت، حتی بیانیه ای مبنی بر عزل مصدق از مسند نخست وزیری به دستور شاه در بین مردم پخش شده بود. نشریات نیز به این جو دامن زدند و گفتند که شاه، تیمسار فضل الله زاهدی، افسر بازنشسته ارتش را جایگزین مصدق کرده است. برای چنین القابی که به زاهدی نسبت داده می شد، بیش از 100 هزار دلار به وی پرداخت شد تا مخالفتی نداشته باشد. برای جلوگیری از اقدامات پیش گیرانه مصدق نیز بخشی از ارتش که به فرمان سیا بودند آماده بودند تا بر مصدق بشورند. همچنین اراذل و اوباش خیابانی نیز همزمان با این اوضاع شروع به متشنج کردن بیشتر اوضاع کردند.

در تابستان 1953 جریان آژاکس به اوج رسیده بود. اراذل و اوباش به خیابان ها ریخته بودند و با حمل پلاکرد و عکس محمدرضا شاه علیه مصدق و در حمایت از شاه شعار سر می دادند. ماموران سیا نیز به هر کسی که می توانست به این کودتا کمک کند رشوه دادند. از نمایندگان مجلس تا اراذل خیابانی. این اوضاع نا بسامان به جایی رسید که مطبوعات می نوشتند مصدق گرایش های کمونیستی دارد و یا اینکه به سلطنت چشم دوخته و قصد براندازی آن را دارد. حال دیگر بیشتر مطبوعات زیر نفوذ سیا قرار گرفته بودند و خط آمریکایی ها را می خواندند.

اما هنوز مشکلی بزرگ بر سر راه سرنگونی دولت مصدق وجود داشت، شخص رضا شاه. رضا شاه شخصیتی ترسو و دودل داشت. وی به شدت از ورود به چنین بازی می هراسید. شاه نمی توانست تصمیم بگیرد و نه به تصمیم های گرفته شده آمریکا و انگلستان اطمینان نداشت. وی می دانست که مصدق در بین عوام از محبوبیت بالایی برخوردار است و کودتا را خطری برای سلطنت خاندان پهلوی می پنداشت. روزولت بر آن شد افرادی را به شاه نزدیک کند تا این اشخاص بتوانند شخصیت ترسو و بزدل شاه را مطمئن کنند که کودتا به نتیجه مثبت و به نفع شاه خواهد رسید. از همین رو اولین گزینه آنان خواهر باهوش و زیرک شاه، اشرف بود. بر همه روشن بود که اشرف دل خوشی از مصدق نداشت و علت در آن بود که مصدق از مخالفان شدید قدرت بیش از حد سلطنت محسوب می شد. اشرف با رشوه هایی که از جاسوسان آمریکایی و انگلیسی گرفت با طرح آزاکس موافقت کرد و وارد بازی کودتا شد. اشرف که پیش از این به دلیل مخالفت های بیش از حد با دولت مصدق به فرانسه تبعید شده بود، به نام خود «شفیق»، وارد ایران می شود. برادر و خواهر پهلوی در شب 29 جولای با یکدیگر ملاقات می کنند اما نتیجه مطلوب به دست نمی آید. ملاقات برادر و خواهر درز کرده و حضور اشرف با اعتراض هایی روبرو شد. به همین دلیل وی به سرعت به اروپا باز می گردد.

گزینه بعدی روزولت، شخصی به نام شوارتسکف بود؛ وی مدت زیادی را در ایران سپری کرده بود و شاه نیز به وی احساس دین داشت. وی در پشت حجاب یک ماموریت جعلی برای بازرسی از لبنان، مصر و پاکستان وارد ایران شد. در ملاقاتی که بین شوارتسکف و شاه صورت می گیرد، شاه از خود نرمی نشان می دهد و وی به روزولت گزارش می دهد که ملاقات حضوری روزولت با شاه می تواند خاتمه دهنده ماجرا باشد.

روزولت، مامور مورد اعتماد خود یعنی اسدالله رشیدیان را با پیغامی به نزد شاه می فرسد:«انگلیسی ها و آمریکایی ها کودتایی را طرح ریزی کرده اند و شما چاره ای جز موافقت با آنها را ندارید». شاه به نشان تایید سرش را تکان داد.

روزولت با شاه دیدارهایی را انجام داد و به شاه قول داد که نقشه آژاکس بدون مشکل اجرا خواهد شد. روزولت قصد داشت با داشتن چند نفر سازمان دهنده حرفه ای، اراذل و اوباش استخدام شده و یک میلیون دلار پول برای گام نخست نقشه را عملی کنند. گام نخست روزولت اقدام از طریق مساجد، مطبوعات و مردم برای تقلیل محبوبیت مصدق، تحویل حکم عزل مصدق توسط افسران ارتشی سلطنت طلب در گام بعدی. در گام سوم کنترل خیابان ها توسط اراذل و اوباش در نظر گرفته شده بود و در نهایت نیز ظهور پیروزمندانه تیمسار زاهدی و قبول نخست وزیری بود.

اما شاه همچنان در تردید بود و با اصرار های سرسختانه روزولت با پشتوانه آمریکایی شاه مجبور به قبول امضای احکام به شرط خروج از تهران شد. شاه بارها بر آن اصرار داشت در صورت شکست کودتا سریعا به همراه ملکه به سمت بغداد حرکت خواهد کرد.

سرانجام دولت مصدق در تاریخ 15 آگوست دولت مصدق را سرنگون و دولت تیمسار زاهدی را بر سر کار آورد. اما این خوابی بود که روزولت در سر می پروراند. همه چیز به خوبی در حال پیش روی بود. سرهنگ نصیری، از وابسته ها به سازمان سیا و افسر گارد سلطنتی، با چند سرباز به سمت منزل تیمسار ریاحی،رئیس ستاد ارتش در راه بود. اما کسی در منزل نبود. وی این مساله را بی اهمیت قلمداد کرد و بی خبر از همه جا به سمت اقامتگاه مصدق حرکت کرد. همزمان ستون دیگری از ارتشیان وفادار به دولت به سمت اقامتگاه مصدق در راه بودند. خبر کودتا توسط خبرچین یا خبرچین ها – هویت این فرد یا افراد هرگز فاش نشد – درز کرده بود. تیمسار ریاحی به در مسیر اقامتگاه مصدق بود. سرنوشت یک مملکت در دستان دو ارتشی بود.

اداره مخابرات در بازار تصرف شد، وزیر امور خارجه، حسین فاطمی از خواب ناز بیدار شد و پابرهنه اورا بردند. سرهنگ نصیری نیز به درب خانه مصدق رسید و با حکم شاه منتظر ورد به خانه مصدق بود تا او را بازداشت کند. سرهنگ نصیری دیر رسیده بود، فرماندهان وافادار به دولت او را دستگیر کردند و به ستاد کل فرماندهی بردند. تیمسار ریاحی او را خائن نامید. روزولت در سفارت آمریکا منتظر تماس سرهنگ نصیری بود. اما او در زندان به سر می برد. صبح رادیو تهران راس ساعت 7 برنامه خود را با صدای مصدق آغاز کرد، کودتا شکست خورده بود. شاه در بغداد بود، تیمسار زاهدی پنهان شده بود و بسیاری از جاسوسان نیز مخفی شده بودند. فاطمی نیز بعد از چند ساعت بازداشت آزاد شد و در مقابل جمعیت نطقی را بیان کرد:«ای خائن، از رادی تهران که شنیدی توطئه ات شکست خورده است، به نزدیکترین کشوری که در آن انگلیسی ها سفارت داشتند فرار کردی». مردم از توطئه آگاه شده بودند و در خیابان ها شعار می دادند: «ملت پیروز است»، «مصدق پیروز است».

« نظر به این که روز بیست و نه اسفند ماه 1329 با تصویب قانون ملی شدن نفت در شانزدهمین دوره مجلس شورایملی صفحه نوینی در تاریخ افتخارات کشور باستانی ایران باز شده و یاد آور رشد ملی و عظمت روح ایرانی و نمودار علاقمندی تمام افراد ملت به حفظ استقلال کشور می باشد ، از این ببعد روز بیست ونه اسفند که دوران جدیدی را نوید میدهد به افتخار ملت ایران بعنوان جشن ملی تلقی و تعطیل عمومی اعلام می گردد.»

نخست وزیر دکتر محمد مصدق

۲۸ اسفند ۱۳۸۶ ۳:۲۱ بֽظֽ | Reply

واقع بينی آمريکا؛ لجاجت بريتانيا در برخورد با ملی شدن ن :

از تصويب قانون ملی شدن صنعت نفت ايران تا کودتای ۲۸ مرداد که به برکناری مصدق انجاميد دو سال و اندی فاصله بود. در اين مدت که خلع يد انجام شد و مذاکرات نفت برای پرداخت غرامت و به دست گرفتن امور استخراج و فروش نفت جريان داشت، ماجراهای بسياری بين دولت های ايران و بريتانيا و آمريکا گذشت که سرانجام به کودتای ۲۸ مرداد انجاميد.
در اينجا نگاهی به مواضع آمريکا و بريتانيا پس از جريان ملی شدن نفت می اندازيم و سير حوادث را بر اساس آنچه در کتاب "خواب آشفته نفت" آمده مرور می کنيم. حوادثی که نشان می دهد آمريکايی ها برخلاف آنکه پس از کودتای ۲۸ مرداد بيش از انگليسی ها مورد نفرت ايرانی ها قرار گرفتند، در زمينه چينی کودتا به اندازه بريتانيا نقش نداشتند:

چهره بريتانيا از ابتدای ماجرای ملی شدن نفت تا کودتای ۲۸ مرداد، مطابق اسناد کتاب چهره ای سرسخت در حفظ منافعی است که ديگر با دوران جديدی که پس از جنگ دوم آغاز شده، هماهنگی ندارد؛ دورانی که مشخصه بارز آن رها شدن ملت های آسيا و آفريقا از زير يوغ استعمار کهن و رشد روزافزون نهضت های آزادی خواهانه در اين بخش از کشورهای جهان است.

بريتانيا از ابتدا تا انتهای ماجرای ملی شدن نفت ايران، موضع سرسختانه خود را حفظ می کند و دو سه باری هم که اندک انعطافی نشان می دهد با تعلل طرف ايرانی مواجه می‌شود و چه بسا اگر تعللی هم در کار ايرانيان نبود باز دولت بريتانيا با دست يازيدن به ترفندی ديگر، گره ای از مشکل فروبسته نفت نمی گشود
چنانچه بريتانيا در زمان حکومت حاجعلی رزم آرا اندکی نرمش نشان داده بود، قانون ملی شدن پس از ترور رزم آرا به تصويب مجلس نمی رسيد و ماجرا با تنصيف منافع پايان می يافت و برنامه ملی شدن صنعت نفت ايران بی آنکه موضع گيری های حادی روی دهد و بی آنکه آن همه ماجرا در پی داشته باشد، طی يک دوره ده پانزده ساله، اندک اندک به اجرا گذارده می شد، يعنی همان سياستی که رزم آرا در پيش داشت.
موضع سخت و بی انعطاف بريتانيا آنچنان بود که آچسن، وزير امور خارجه آمريکا در زمان ترومن، وقتی فريزر رئيس هيئت مديره شرکت نفت بريتانيا و ايران، دولت بريتانيا را از هرگونه نرمشی نسبت به ايران – در دوره زمامداری رزم آرا - باز داشته بود، گفت: "دولت انگيس در چنگ کمپانی گرفتار آمده است."

بخش غم انگيز ماجرا اين جاست که با اينکه بريتانيا از هرگونه انعطافی دربرابر خواست های اندک حاجعلی رزم آرا سرباز زده بود، فداييان اسلام حکم قتل او را به جرم همکاری با بيگانگان صادر کردند.
بريتانيا - از زمانی که محمد رضا پهلوی، شاه ايران، به محمد مصدق پيشنهاد نخست وزيری داد و دکتر مصدق به گفته خود از بيم آنکه سيد ضيا به نخست وزيری برسد، آن پيشنهاد را پذيرفت، بنای کژتابی های بيشتر را گذاشت، و از همان ماه های نخست حکومت وی، فکر برکناری او را در سر می پخت. نخست به برکناری عادی می انديشيد. وقتی شاه از بيم قوام و سيد ضيا که پشت شان به بريتانيا بود زيربار برکناری دکتر مصدق نرفت، بريتانيا به فکر کودتا و براندازی دولت مصدق افتاد.
بريتانيا به راستی هنوز از خواب دوران استعمار کهن بيدار نشده بود و ملی شدن نفت را که درست به علت کوتاه نيامدن او در برابر حاجعلی رزم آرا و تن ندادن به فرمول پنجاه – پنجاه اتفاق افتاده بود، چپاول اموال خود می ناميد.

جرج مک گی معاون وزارت خارجه آمريکا که در همين ايام به لندن رفته بود، بسيار کوشيد تا بريتانيايی ها را به نرمشی دربرابر رزم آرا وادارد اما "بريتانيايی ها به او گفتند که آنان ايران را بهتر از آمريکايی ها می شناسند. هر چه در برابر ايرانيان کوتاه بيايند بر توقعات آنان خواهد افزود. ايران نمی تواند حقی بيش از سهام داران معمولی ديگر شرکت برای مراجعه و رسيدگی به دفاتر داشته باشد. ايرانيان واجد صلاحيت برای تصدی امور اجرايی و تخصصی هم يافت نمی شوند... کوشش های مک گی بر آهن سرد کوبيدن بود."

در مقابل، آمريکا از همان ابتدا حکومت مصدق را به فال نيک گرفت و تمام تلاش خود را به کاربست تا بريتانيا را وادارد در مذاکرات خود با طرف ايرانی اندکی واقع بينی به خرج دهد و دست آمريکا را نيز بازبگذارد تا با کمک به ايران اين کشور را از غلطيدن در پرتگاه کمونيسم بازدارد. اما بريتانيا زير بار هيچ يک از اين دو پيشنهاد نرفت.

شگفت اينکه در ابتدا هربار آمريکا به بلعيده شدن ايران ازسوی کمونيست ها اشاره می کرد بريتانيا اين ترس آمريکا را يک ترس بيهوده قلمداد می کرد و به آمريکا اطمينان می داد که چنين اتفاقی نخواهد افتاد، اما از آن زمان که فکر کودتا و براندازی مصدق برای انگليسی ها جدی تر شد، اين بريتانيا بود که برای کسب همدستی و هم آوايی آمريکا، بر کمونيست شدن ايران تاکيد می کرد.
دراکتبر ۱۹۵۱ وقتی مصدق برای شرکت درجلسه شورای امنيت سازمان ملل به آمريکا رفت و آچسن وزير خارجه آمريکا و معاون وی مک گی تلاش بسيار کردند که بريتانيا اندکی نرمش نشان دهد و با مصدق که موضع ملايم تری گرفته بود، به توافقی دست يابند، بريتانيا پس از مدتی دفع الوقت سرانجام از مذاکره سرباز زد. آچسن در اين زمان گفت: برداشت ما درباره ايران با برداشت انگليسی ها کاملا" متفاوت است.

چارلز بوهلن از اعضای بلندپايه وزارت خارجه آمريکا نيزمعتقد بود که مصدق و يارانش تنها کسانی هستند که می توانند ايران را از کمونيسم نجات دهند و "بنابراين ما بايد تصميم خود را برای معامله کردن با آن ها بگيريم."
در تابستان همان سال ژنرال پاتريک هرلی نماينده سابق پرزيدنت روزولت در ايران، در سنای آمريکا گفته بود " ملی شدن نفت ايران به هيچ وجه ربطی به الهام گرفتن از کمونيست ها ندارد و تنها عکس العملی است در برابر روش سرسختانه و کوته فکرانه و آزمندانه شرکت نفت در آن کشور."
روی کار آمدن دولت محافظه کار در لندن در پائيز سال ۱۹۵۱ و پس از چندی در اوايل سال ۱۹۵۲ که محافظه کاران حکومت را در ايالات متحده در دست گرفتند، نه تنها سياست بريتانيا در برابر ملی شدن نفت ايران سخت تر شد، بلکه ايالات متحده نيز اندک اندک از نرمش زياد در مقابل دولت دکتر مصدق دست برداشت و تا بدان جا رسيد که سازمان جاسوسی آمريکا به اتفاق سازمان جاسوسی بريتانيا طرح کودتای ۲۸ مرداد را آماده کرد و کرميت روزولت اين طرح را اجرا کرد و و حکومت ۲۷ ماهه مصدق را برانداخت.

اما مصدق نيز پس از بازگشت از آمريکا شيوه ای سرسختانه در پيش گرفت. البته نظر وزارت خارجه آمريکا اين بود که مصدق تا پيش ازآن زمان که اطمينان يابد که انگليسی ها به هيچ رو حاضر به حل و فصل دعوی با او نيستند، واقعا" خواهان پيدا کردن راهی بود و حتی در مورد قيمت نفت انعطاف نشان می داد.

با مرور اسناد وزارت خارجه آمريکا که در کتاب "خواب آشفته نفت" مورد استفاده و استناد قرار گرفته، می توان دريافت که آمريکا در دوره نخست حکومت دکتر مصدق موضعی واقع بينانه داشت. آنچه آمريکا را اندک اندک از اين سياست دور کرد، ابتدا سرسختی فزون از حد دولت بريتانيا که همواره آمريکا را از کمک به ايران منع می کرد و معتقد بود که ايرانی ها با دريافت کمک ديگر در برابر کمپانی کوتاه نخواهند آمد.

بريتانيا علی رغم همه کوشش های آمريکا که به او گوشزد می کرد اصل ملی شدن نفت را بپذيرد، زير بار نرفت و تا آخرين ماه های حکومت مصدق اميدوار بود که بتواند ايران را به زانو در آورد. اين همان ناديده گرفتن واقعيت های سياسی روز جهان بود. اين سماجت سرانجام محصولش را برای بريتانيا به بار آورد و آن کودتا و براندازی حکومت مصدق بود.

اما حلاوت اين پيروزی دوام چندانی نداشت چرا که دگرگونی های پرشتاب جهان پس از جنگ همه قراردادهای امتيازی و تنصيف منافع در کشورهای نفت خيز را در نورديد و مناسبات خريدار و فروشنده جايگزين تمامی اشکالی شد که ديگر دورانشان به سر رسيده بود. اما در اين ميان بريتانيا حيثيت و آبروی استعماری اش را با براندازی دولت دکتر مصدق حفظ کرد. در حالی که پس از جنگ دوم، حيثيت استعماری ديگر پديده ای مذموم به حساب می آمد.

بايد اذعان کرد که سرسختی و از دست دادن فرصت های مناسب از سوی مصدق نيز در سوق دادن آمريکا به همدستی با بريتانيا نقش داشت.
در آن هنگام که دو هفته ای بيش به کودتا نمانده بود، الهيار صالح سفير ايران در واشنگتن برای پاسخ به اظهارات جان فاستر دالس وزير خارجه آمريکا که در يک مصاحبه مطبوعاتی از نفوذ روز افزون کمونيست ها در ايران سخن گفته بود و آن را مانعی بر سر راه کمک و مساعدت آمريکا به ايران خوانده بود، به وزارت خارجه می رود.

در آن جا چند تن از معاونان و مديران به بهانه گرفتاری و يا مرخصی از پذيرفتن او سرباز می زنند تا سرانجام به جرنگان معاون بخش خاورميانه و آسيای جنوبی که با او سابقه دوستی داشت مراجعه می کند و از سخنان وزير خارجه گله می کند. آنچه جرنگان در پاسخ صالح می گويد می تواند علت رويگردانی تدريجی آمريکا را از ايران و نزديکی مواضع آن با بريتانيا را تا حدودی روشن کند.

جرنگان می گويد: "ما دو سال برای پيدا کردن راه حل کوشش نموديم ولی زحمات ما به جايی نرسيد. اگر دولت ايران پيشنهاد اخير انگلستان را – که ما واسطه آن بوديم [منظور پيشنهاد مشترک آيزنهاور و چرچيل است که مصدق آن را نپذيرفت] – قبول می کرد اولا" تمام عمليات اکتشاف و استخراج و تصفيه را در دست خود می گرفت و آزاد بود که از هر کشوری مصلحت بداند کارشناس استخدام کند.
ثانيا" با قبول اين پيشنهاد بازار برای فروش نفت ايران پيدا می شد و ثالثا" يک دادگاه بين المللی و بی طرف راجع به غرامت رسيدگی می کرد و ايران می توانست دينی را که از بابت غرامت پيدا می کند ظرف مدت محدودی با تحويل نفت ادا کند. ما هم می توانستيم از محظوری که در برابر دوست و متفق خود – انگلستان- داريم خلاص شويم و به وسايل و اشکال مختلف به ايران کمک کنيم. اصرار دولت ايران براين که غرامت محدود به ارزش تاسيسات باشد مورد قبول ما نيست.

آمريکا در عربستان سعودی و ساير جاها تاسيساتی دارد و اگر چنين سابقه ای ايجاد شود فردا کشورهای ديگر هم اين راه را در پيش خواهند گرفت و اساس سرمايه های ما متزلزل خواهد شد. آمريکا ترديدی ندارد که مصدق خود متمايل به کمونيسم نيست ولی آيا تا به حال هيچ حزب يا دسته ای بوده که با کمونيست ها همکاری کرده و جان به سلامت برده باشند؟ نگرانی ما از اين است که آقای مصدق با همه علاقه که به حفظ استقلال کشور خود دارند تدريجا زمام اختيار را از دست بدهند و کمونيست ها برايران مسلط گردند"

اين مذاکرات در زمانی انجام شد که ديگر کار از کار گذشته بود.

نکته ديگر اين است که در کتاب و از ورای اسناد می بينيم که اين بريتانيا بود که آمريکا را با فکر کودتا آشنا کرد، اما در ماه های واپسين حکومت مصدق اين آمريکا بود که سکان را در دست گرفت و دست به کاری زد که با انتشار سری جديد اسناد وزارت خارجه آمريکا در زمان رياست جمهوری بيل کلينتون، ايالات متحده خود را ناگزير ديد از ملت ايران عذرخواهی کند.

آمريکا پس از آن با الهام از اين کودتای موفقيت آميز دست به کودتاهای ديگری در کشورهای متعددی و به ويژه در کشورهای آمريکای لاتين زد که يکی از پرسرو صداترين اش، کودتای نظامی شيلی و ساقط کردن حکومت سالوادور آلنده است.

بريتانيا که اين فصل جديد را درسياست خارجی آمريکا گشود، خود هميشه در سايه باقی ماند و برای مردم ايران از آن روز تا به امروز هرزمان که خاطره ۲۸ مرداد زنده می شود، نام آمريکا و کرميت روزولت است که تداعی می شود.

۲۸ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۴۸ بֽظֽ | Reply

تصوير دکتر مصدق در کتاب 'خواب آشفته نفت' :

مولف کتاب "خواب آشفته نفت"، دکتر موحد تأمل در شخصيت دکتر مصدق را در فصل "کارنامه مصدق" با اين حکايت آغاز می کند که:
در اوايل زمستان ۱۳۲۵ در مسجد شاه حضور يافته بودم تا سخنرانی مصدق را در اعتراض به انتخابات دوره پانزدهم بشنوم . وقتی دکتر مصدق در اتومبيل خود به آنجا رسيد من که فاصله زيادی با او نداشتم او را مردی شکسته و مريض حال و بی رمق يافتم و با خود گفتم اين پير مرد شريف را چرا کشانده اند اينجا؟ در اين انديشه بودم که مصدق به کمک کسانی که زير بغلش را گرفته بودند پياده شد، مردم او را روی دست گرفتند و من ناگهان در يک طرفة العين ديدم آن موجود افسرده حال در ميان غريو احساسات مردم جانی تازه گرفت و از گريبان آن پير مرد نزار، خطيبی سر در آورد که بند بند کلامش آتش شور و هيجان بر دلها می افکند".

۲۸ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۰۹ بֽظֽ | Reply

:

سيد محمود کاشانی، فرزند سيد ابوالقاسم کاشانی و استاد دانشگاه ، چند سال پيش درباره مصدق نوشت:
"دولت مصدق را پس از آن همه قانون شکنی ها و زيان های مادی و معنوی جبران ناپذيری که به کشور ما وارد کرد، نمی توان دولت ملی و قانونی و طرفدار آزادی و دمکراسی معرفی کرد".

۲۸ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۱۴ بֽظֽ | Reply

فرهود :

بنظر من یکی از دلایل وجود اختلاف در مورد تاریخ گذشته , بجز سنگ اندازی افراد خاص این باشد که اسناد بسيار ديگری هم هست که اجازه انتشار نيافته اند، و چه بسا تا نفت در بساط خاورميانه هست، انتشارنيابند،

۲۸ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۲۱ بֽظֽ | Reply

مهشید :

مشابهت ملی شدن نفت و موضوع هسته ای را در این می بینم که دکتر مصدق هم در حالی که حمايت مجلس و دربار و آيت الله کاشانی و حزب توده و حتی بسياری از ياران پيشين خود را در طول حکومت دو سال و اندی خود از دست داده بود، تا آخرين لحظه با غرق شدن در هيجانات عمومی از يک سو و وقت کشی و امروز و فردا کردن در مقابل آمريکا و بريتانيا از سوی ديگر، گمان می برد خواهد توانست به جدال با قدرت های نفتی ادامه دهد!

او ( مصدق) قضيه را تمام و کمال از ديدگاه حقوقی پيش می برد، و نمی توانست دريابد وقتی پای منافع استراتژيک کشورهای بزرگ در پيش باشد، حقوقی ديدن ماجرا مشکلی را حل نمی کند.

۲۸ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۲۷ بֽظֽ | Reply

خاموش :

بجز تفاوت انگیزه و نیت ها , بنظر من اختلاف عمده ملی شدن نفت با حق مسلم هسته ای این باشد که در مورد اول اشخاص و مطبوعات آزاد بودند در مورد چند و چون آن آزادانه اظهار نظر کرده , جنبه های مختلف آنرا بشکافند ولی در مورد دوم این امکان برای هیچکس وجود ندارد.

۲۸ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۳۸ بֽظֽ | Reply

هوشنگ :

در مورد علل به شکست کشاندن ملی شدن نفت , بجز توجه به دخالت خارجیان که همیشه بوده , هست و خواهد بود , نباید نسبت به افکار عمومی نه چندان کار آزموده و آرزو پرور و خيال باز که صحنه نبردهای واقعی تاريخ را با صحنه نبردهای خيالی و حماسی اشتباه گرفته بود – ملت های عقت افتاده هنوز در دوره حماسه سير می کنند - بی تفاوتی نشان داد .
امروز بسياری از شهروندان عادی ايران هم اين امر را درک کرده , آن را به سادگی می پذيرند که اگر می خواهيم کشورهای دیگر جهان, ما را وارد بازی خود کنند بايد با قدرت های جهان کنار آمده , حتی بعضی مواقع به آنها باج قانونی و با سند و مدرک بدهيم!! ..... اما پنجاه سال پيش، آن هم در جوی آن چنانی که در يک سو حزب توده با شعارهای ضد امپرياليستی اش در جامعه ميدان داری می کرد، و از سوی ديگر فدائيان اسلام، سياستمداران را با کوچکترین اتهام همکاری با شرق و غرب , بی محابا به گلوله می بستند، بيرون آمدن از روياهای آن چنانی آسان نبود.

در چنان جوی به فرض که مصدق هم تا آن اندازه واقع بين می بود – که بنظر تجربه ی امروزی من نبود - که پی می برد باج را به نرخ روز می بايد پرداخت، دارودسته های موجود در صحنه سياسی آنزمان به او اجازه چنين کاری نمی دادند.
ماجرا به لحاظ سياسی در لحظه مناسب تاريخی جريان داشت. دولت ملی بر سر کار بود، مطبوعات آزاد بودند، مجلس کم و بيش و آنقدر که از يک مجلس جهان سومی می توان انتظار داشت با رأی مردم بر سر کار آمده بود، دست شاه آنقدر که از يک استبداد سلطنتی ۲۵۰۰ ساله می توان توقع داشت از ماجراها کوتاه بود، بخشی از روحانيت با مدارای موقعيت شاه، به کمک نهضت ملی آمده بود و بخش بزرگتری خود را آلوده سياست نمی کرد و بی طرف مانده بود، احزاب و نيروهای ترقی خواه رو به فزونی بودند، نيروهای جهانی در يک حالت توازن در ايران به سر می بردند و همه چيز سيری داشت که يک سياستمدار عاقبت نگر می توانست هم ماجرای نفت را به نحوی خرد ورزانه حل کند و هم کارها و امور را در مسيری بيندازد که آهسته آهسته تاريخ ايران از يک تاريخ استبدادی وارد نوعی تاريخ دمکراسی شود اما هرگز چنين اتفاقی نيفتاد و این می باید برای ما درس میشد که باز نشد و باز از همان سوراخ در حال گزیده شدن هستیم...

۲۸ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۴۳ بֽظֽ | Reply

سروش :

به هر حال راه طی شده ملی کردن نفت ، تاريخ ايران را به سوی کودتا رهنمون ساخت. کودتايی که کمترين زيانش به تأخير افتادن حل ماجرای نفت بود، زيان بزرگش اين بود که نيروهای داخلی را به سمت آشتی ناپذيری سوق داد و توافق ملی را ناممکن کرد و خودی و غير خودی جدالی شد در صحنه سياسی ايران که راه را بر هر نوع سازشی بين نيروهای درون کشور بست، جدالی که هنوز پايان نيافته است. اینطور نیست؟
آیا اگر نفت ملی نشده بود , وضعیت کشور ما بهتر از امروز نبود؟ مگر نه اینست که هنوز که هنوز است کانادا برای تصویب قوانین اش احتیاج به امضای نماینده ملکه انگلستان دارد؟
مگر نه اینست که استرالیا در ذیل توجهات انگلستان به امکانتی رسیده که آرزوی هر ایرانی وارد شدن به آنجاست؟.....
چرا می باید فکر کنیم که ملی شدن نفت زندگی ما را تعالی بخشیده و سد و مانع پیشرفت ما نبوده است؟

۲۸ اسفند ۱۳۸۶ ۸:۵۰ بֽظֽ | Reply

نوشته اي به سبك جناب اميد :

اميد عزيز
تشكر مي كنم از ياداوري اين روز چسبيده به نوروز ! مردم ما با پولهاي اين روز تعطيل(منظورم پولهاي نفت است) خريد شب عيدشان را انجام مي دهند و تا 17 فروردين هم كار، بي كار!گرچه بعد از ان هم ، هم!
" صنعت نفت ايران به رهبري مرحوم مصدق ملي شد"
اين گزاره يك اشكال بزرگ دارد و ان مفهوم "ملت" است! ملت ايران كيست؟ چه هويتي دارد؟ميزان همبستگي اش چه اندازه است؟ساختار قوام دهندهء اين ملت كدام است؟و سؤالاتي از اين دست!
دقت شود كه من دربارهء نفس اقدام مرحوم دكتر مصدق چيزي نگفته ام بلكه دربارهء مفهوم ملي شدن دارم سخن مي گويم.
چرا مجلس شوراي ملي در بازنگري قانون اساسي در سال 68 تبديل به مجلس شوراي اسلامي شد؟
بايد جوابش را از مرحوم شاه عباس صفوي پرسيد كه فهميد هويت شيعي فوق هويت ملي در اين كشور جواب مي دهد و قاجار با همين دست اورد شاه عباس سالهاي سال در اين مملكت حكومت كرد با همهء بي كفايتي هاي مضحكش!
شاهزادگان قاجار در تكيه دولت( همين مكاني كه الان بانك ملي است) لنگ به كمر مي بستند و از عزاداران امام حسين پذيرائي مي كردند.
مرحوم مصدق با وجوديكه خودش يك شاهزادهء قجري بود ، سوخت نفت را چنان در تنور هويت ملي شعله ور كرد و بر ان دميد و دميد كه نتيجه اش اين شد كه وقتي اعليحضرت به كشور برگشت اقازادهء كذا به فرودگاه رفت تا از طرف حضرت ابوي ،شاه اسلام پناه را استقبال نمايد!
ممكن است پرسيده شود كه اين مسئله چه جاي طرح دارد؟
عرض مي كنم ، ما بعد از اين همه ، هنوز كساني هستيم ، بي انكه بدانيم چكار مي كنيم! دوم خرداد 76 يك نمونه از همين موارد است!
خاتمي تائيد شد چون اقازاده نيز بود ، خاتمي راي اورد چون سيد نيز بود و بعد شعار داده شد كه "ايران براي همهء ايرانيان" و خواستيم با حاكميت دوگانه انرا بهم بچسبانيم اما نشد كه نشد! اخر يكي نبود به ما بگويد كه حاكميت خودش فرياد مي كشد كه يگانه است و شما تكرار مي كنيد : دوگانه! جناب خاتمي انچنان كه از او نقل قول شده است :در اغاز رياست جمهوري گفته بود به اين مضمون كه من يك قدم از ولايت فقيه منحرف نخواهم شد!و راست هم گفت ، حتي اگر اين كلام را بر زبان نياورده بود.
او خود يك روحاني بود كه در مكتب فقه تشيع درس خوانده بود چگونه مي توانست حاكميت دوگانه را تمكين كند؟ حاكميت دوگانه يعني مثل حكومت انگلستان امروز كه ملكه اي دارد و نخست وزيري!
واقع قضيه انست كه ما از ملي شدن صنعت نفت تا بحال خيري نديده ايم! انگلستان در ابتدا نفتمان را مستقيمآ مي دزديد و الان به شكل پيچيده تري! چنان دماري بر سر بوركراسي ما در اورده است كه 200 ميليارد دلار پول نفت را در سه سال دود هوا كرديم و خودمان هم نفهميديم كجا رفت!
در قرن گذشته ؛
شترهاي ترياك را از هندوستان وارد مي كرد تا جوانانمان وقتي سر خوش و توپ مي شوند ، به جان دولت بريتانيا كبير دعا كنند و اكنون هم از همان باقيمانده مستعمرات اسبقش(پاكستان و افغانستان) و دقيقآ از همان راهها و گذرگاهها براي ما كراك و هروئين و اشك شيطان و شيشه مي اورند بدون انكه بفهميم دست كي پشت پرده است !
خدا رحمت كند مصدق را درست است كه به خيال خودش كار بزرگي كرد و پدران ما برايش هورا كشيدند و ما هم اكنون او را بزرگ مي شماريم و احترام مي كنيم اما ماحصل ان زحمت اين است كه اكنون يك روز تعطيلي نزديك عيد برايمان در تقويم ثبت شده تا برسيم خريدهايمان را انجام دهيم، و به يمن برنامه ريزي دقيق دولت اسلاميمان با برنج تايلندي و سوري و پاكستاني و ... پلو شب عيد را درست كنيم و با گوشت و مرغ برزيلي و استراليائي خورشت و كبابش را و بعد از غذا در كنار ظرفهاي ميوهء مصري و شيليائي و پاكستاني و لبناني و غيره لم بدهيم و فيلمهاي امريكائي را در تلويزيون سوني ژاپني تماشا كنيم و فردايش هم با ماشين فرانسوي به ديد و بازديد عمه و خاله و فك و فاميلي برويم كه خارج نرفته اند و احتمالآ امسال مانده اند تا مسافرتهاي خارجي نوروز گذشته شان را پز بدهند و به رخ بكشند!

محمد حسين


۲۸ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۰۲ بֽظֽ | Reply

اسدالله خاکسار :

اجازه دهید به عقب باز گرديم و ببينيم اصل ماجرا چه بود که ملی گرا های ما پنجاه سال پیش هم نتوانستند واقعيت را دريابند؟
اگر دکتر مصدق همچنان که در صحنه داخلی موقعيت را به هنگام قبول زمامداری درست دريافت و به اصطلاح با قبول به موقع نخست وزيری، سيد ضياء الدين طباطبايی و قوام را از دور خارج کرد، سياست های بين المللی را هم می شناخت و دچار توهمات نشده بود و ارزيايی درستی از توانايی های اندک و ناتوانی های عظيم ايران داشت، آن وقت شايد موقع شناسی می کرد و در لحظه مناسب عقب می نشست تا در لحظه مناسب ديگری دست به تعرض بزند و حقوق ملت را احيا کند.
ولی متاسفانه مصدق هم دچار توهمات شده بود و فکر میکرد علی آباد هم دهیست و میتوان تنها با اتکا به نفت جلوی دنیا ایستاد.
واقعيت اين است که بريتانيا اين ماده ای را که شيشه عمرش بدان وابسته بود، از سال ها پيش با يک قرارداد استعماری در دست گرفته بود و مبالغ هنگفتی صرف تاسيس بزرگترين پالايشگاه جهان کرده بود. بنابراين نه تنها نياز به نفت برای او يک نياز حياتی بود بلکه با دم و دستگاهی که راه انداخته بود و با آن قرارداد و امتيازی که بهره برداری از ذخاير نفت جنوب را تا سال ۱۹۹۳ در اختيارش قرار می داد، خود را مالک بی رقيب اين عرصه می شناخت.
غیر از این , اصلا , اقاجان من معتقدم دادن آزادیهای بی حد و حساب برای کشور ما مضر است. چون وقتی آزادی زیاد بدهی به دلیل نبود آن در قبل و نهادینه نشدن آن هرج و مرج میشود و بالاخره از دل این هرج و مرج هم یکی پیدا میشود که ریشه ی کارهای اساسی را بکند.
اگر مصدق در آن دو سه سالی که حکومت کرد , اين شاهکار را که پيش و پس از او مانند نداشته و نوعی دمکراسی را در ايران آن روز پايه گذاری می کرده است , نمیکرد و در همان آغاز زمامداری به شهربانی کل کشور نمی نوشت: "در جرايد کشور آنچه راجع به شخص اين جانب نگاشته شود، هرچه نوشته باشد، و هر که نوشته باشد، به هيچ وجه نبايد مورد اعتراض و تعرض قرار گيرد".
و اگر نبود اینکه "مخالفان مصدق در سرتاسر دوران حکومت او اين آزادی را داشتند که در مخالفت با او هر چه خواستند نوشتند". آنوقت میشد ملی شدن نفت را امروز واقعا جشن گرفت.

۲۸ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۰۳ بֽظֽ | Reply

اگر این کار لازم بود چرا اینقدر تاخیر و ....؟ :

وزير نفت اعلام كرد:
عرضه بنزين آزاد از ابتداي فروردين به قيمت 400تومان

۲۸ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۱۷ بֽظֽ | Reply

چرا که نه؟ :

منوچهر فرمانفرماييان فرزند عبدالحسين فرمانفرماييان و معاون اداره کل امتيازات و نفت در وزارت دارايی و عضو هیأت مديره شرکت ملی نفت ايران در زمان نظام شاهنشاهی پیشین در مورد مصدق نوشته است :
" او مدام از دمکراسی دم می زد اما عملا يک خودکامه از آب در آمد."

۲۸ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۲۶ بֽظֽ | Reply

سنت شب چهارشنبه آخر سال :

یکی دیگر از مناسبت ها جشن خانوادگی , تفریحی , سمبلیک چهارشنبه سوری آخر سال است که متاسفانه ....
خبر را از ایرنا بخوانید:
از طرف ديگر، به دليل نبود برنامه و فرهنگسازي طي سالهاي گذشته، اين مراسم جاي خود را به ترقه‌بازي و استفاده از انواع مواد محترقه داده است كه همه‌ساله باعث حوادث ناگوار مي‌شود.

پيامد انجام اين كار، تعداد زيادي مجروح و ايجاد اضطراب و نگراني بين مردم، ايجاد ترافيك سنگين و راه‌بندان‌هاي طولاني و مواردي از اين قبيل بوده است.

برخي از جامعه شناسان مي‌گويند: چهارشنبه سوري در عصر ما، به رغم بسترهاي تاريخي، با تغيير نگرش و برهم خوردن تعادل بين ورودي و خروجي شادي در جامعه ايجاد شده است.

"احمد مقيمي" كارشناس جامعه شناسي در ساوه مي‌گويد: چهارشنبه سوري در كشور ما از بي‌مديريتي فرهنگي رنج مي‌برد.

وي افزود: اين بي‌مديريتي فرهنگي در خانه‌ها، سيستم آموزشي و محله‌هاي ما رسوخ كرده است.

وي اظهار داشت: آموزش و پرورش و رسانه‌هاي جمعي‌بايد پرچمدار بخش فرهنگ پذيري و جامعه‌پذيري چهارشنبه سوري باشد و تدبير و مديريت بر چهارشنبه سوري را فراهم كند.

"مريم وارسته" ديگر جامعه‌شناس اين شهر مي‌گويد: عدم تعادل بين ورودي و خروجي شادي دسته جمعي در چهارشنبه‌سوري، هم اكنون باعث ايجاد مشكلاتي شده است.

وي افزود: چهارشنبه سوري از آيين‌هاي كهن مردم ايران كه در طي زمان دچار تغيير و تحولات متعددي شده است.

وي اظهارداشت: اين جشن ملي مي‌تواند اتحاد ملي و وحدت جامعه تقويت كند موجب شور و نشاط و تخليه هيجانات به ويژه در جوانان باشد.

"مينا افشار"، يك روانشناس مي‌گويد: اغلب جمعيت جامعه را جوانان تشكيل مي دهند و اين جمعيت براي تقويت روح و روان و ايجاد نشاط و سرزندگي به تفريح و سرگرمي نياز دارد.

وي اظهارداشت: مديريت شادي در جامعه، مساله‌اي ضروري است كه با برنامه ريزي دقيق مي‌تواند به تغيير و تحولات بنيادين در احوال رفتار تمامي افراد جامعه منجر شود.

۲۸ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۳۴ بֽظֽ | Reply

هم نشین بهار :

خاطره هفت سین نوروز .

می خواستم به هر قیمت شده در سلول زندان به مناسبت حلول سال جدید هفت سین نوروز را جور کنم و بگویم:
یا محول الحول و الاحوال
یا مدبر الیل و النهار
یا مقلب القلوب و الابصار


حول حالنا الی احسن الحال

گاه و گدار از ملاقاتی ها میوه می‌گرفتند و من هم از تتمه ی آن میوه ها یک سیب داشتم، سکه هم ته جیبم نمیدونم چه جوری داشتم! علفِ کوچکی را هم از گوشه دیوار زندان پیدا کرده بودم که بشود اسمش را گذاشت سبزی. از سماق و سمنو و سرکه و سنجد خبری نبود.

در سلول، حبه قند داشتم و به خودم گفتم:
چهار تا حبه قند می‌گذارم به نیّتِ سرکه و سمنو و سنجد و سیر... اما راضی نشدم.

تلاش کردم با تکه های پارچه، به حبه های قند، لباس سنجد و سیر بپوشم.
راستی میدانید راز ماندگاری سنت نوروز بین ما ایرانیها چیه؟
بله ! بالاخره موفق شدم از خمیر نان و آب دهنم کمی چسب درست کنم، سپس با دندان تکه زردرنگی از زیرپوشم را کندم و به یکی از حبه های قند چسباندم. شد سنجد!

چند حبه قند را هم دور تکه سپیدی پیچیدم تا شبیه سیر بشود و شد سیر سفره ی هفت سین ما . از خیر آینه ماینه هم گذشتم.

حالا ۵ تا سین دارم و مانده بودم با سمنو و سرکه چه کنم...

سال به زودی تحویل می‌شد و من دستپاچه شده بودم. همین جور الکی با دست هایم سر و رویم را مرتب کردم. اشک در چشمم و لبخند بر لبم با هم حرف می‌زدند...

زود آنچه را داشتم در سینی گذاشتم و با خودم گفتم سینی !! آره سینی خودش با سین شروع میشه و خود «سلول» هم یک سین دیگه ... پس هفت سین را دارم...

سیب. سبزی. سکه. سنجد. سیر. سینی و سلول

سپس در حالیکه هم می‌خندیدم هم می‌گریستم این شعر مولوی را زمزمه کردم:

از عشق زنده باید، کز مرده هیچ ناید

دانی که کیست زنده؟ آنکو ز عشق زاید

۲۸ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۵۷ بֽظֽ | Reply

:

بنا بر شنیده ها, ظاهرا امسال هم دولت بر خلاف مصوبه مجلس تغییر ساعت را در ابتدای سال اعمال نخواهد کرد.
اینطور است؟
گفته می شود ابهام قانونی در مصوبه مجلس علت این کار از سوی دولت اعلام شده است.
این مسئله مدتی محل اختلاف دولت و مجلس بوده است.
گفته میشود قرار بر این بود بر اساس ماده واحده این قانون که در جلسه علنی سی و یکم مرداد امسال به تصویب نمایندگان مجلس رسید ، ساعت رسمی کشور هر سال در ساعت 24 روز اول فروردین ماه یک ساعت به جلو کشیده شود و در ساعت 24 روز سی ام شهریور به حال سابق برگردانده شود.
اینطور است؟

۲۸ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۰۱ بֽظֽ | Reply

بعد از کاهش 90 درصدی تخلفات انتخاباتی :


مدير عامل سازمان آتش نشاني:
كاهش90 درصدي حريق در چهارشنبه سوري امسال

۲۸ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۱۶ بֽظֽ | Reply

ابراز مخالفتی هم نشده است. :

خبرگزاري فارس: بر اساس اعلام سازمان آتش‌نشاني شهرداري تهران ظرف مدت نيم ساعت، بر اثر آتش بازي 20 نقطه تهران آتش گرفت.


آيين ملي و باستاني چهارشنبه سوري با آرامش برگزار شد
تهران ، ايرنا ‪۸۶/۱۲/۲8‬
داخلي. اجتماعي. چهارشنبه‌سوري.

آئين سنتي چهارشنبه سوري برخلاف سال هاي گذشته كه با هيجانات كاذب از سوي برخي جوانان و نوجوانان روبه رو وگاهي باحوادث غيرقابل جبراني مواجه بود امسال در پايتخت در امنيت و آرامش كامل برگزار شد.


آیا علتی بر این دو نگرش مغایر توسط دو خبرگزاری متفاوت وجود دارد؟

۲۸ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۲۱ بֽظֽ | Reply

آیت الله منتظری :

"هر روز تکرار می کنيم که فلان چيز حق مسلم ماست. خیلی خوب! حقتان است؛ اما حق را بايد به گونه ای گرفت که مشکلات پديد نيايد و بهانه به دست ديگران نداد و مگر حق مسلم ما فقط همين است که آقايان می گويند و ما حق و حقوق ديگری نداريم؟"
"بعضی کشورها نفت و گاز ندارند با اين حال کشورشان را از نظر اقتصادی اداره می کنند ... اما ما با اين همه نفت و گاز خرج های بيهوده می کنيم و به فکر ديگر کشورها هستيم ولی به فکر گرفتاری مردم خودمان نيستيم."
"بايستی دولت و مسئولين از خرج های بيهوده، از مسافرت هايی که هيچ فايده ای برای مردم و کشور ندارد جلوگيری کنند ... مالک نفت و گاز همه مردم هستند، نه فقط يک عده خاص."

۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۰۶ قֽظֽ | Reply

تعصب از بین برنده سنتهای نیک :

در باور کهن سرزمين ما هويت انسانی دو بعد مادی دارد که شامل جسم و جان است و دو بعد ديگر شامل روان که همان روح است و فروهر.

فروهر، نيروی اهورايی در وجود همه انسان هاست، يعنی يک روح القدس يا روح اهورايی و ويژگی هايی که از آغاز در وجود همه انسان ها، برای نيک بودن به يادگار و امانت سپرده شده است.


بر اساس همين باور، فروهر همه انسان هايی که تا کنون زيسته اند به سوی زمين بازمی گردند و به بازماندگان خود سرکشی می کنند. ايرانيان به انگيزه چنين مهمان های ارزشمندی سعی می کنند با هم مهربان باشند، خانه هايی زيبا داشته باشند، لباس های نو بپوشند، خوشحال باشند، سبزه بکارند و سفره نوروز را بيارايند تا فروهر درگذشتگان خوشنود شوند و در سال نو خير و برکت را به آنها ارزانی کنند.



در سنت های کهن اين سرزمين بر اين باورند که ۱۰ روز مانده به نوروز بايد خانه تکانی کنند، زيرا پنج روز مانده به نوروز ميزبان روان و فروهر درگذشتگان خود هستند. به همين دليل دوست دارند خانه تميز و پاکی داشته باشند و دل هايشان از کينه پاک باشد و برای فروهر درگذشتگان ميزبانی زيبا و مناسب باشند.


جشن نوروز و فروردين مربوط به فروهرهاست، بنابر اين پنج روز مانده به نوروز آتشی بسيار شايسته روشن می کردند ( البته نه در کوچه ها و با ترقه) و راهی را روشن می کردند تا فروهر درگذشتگان به سوی آنها بيايند. درست روز اول نوروز، اين آتش را به پشت بام ها يا بلندی کوه ها می بردند و آتش افروزی بزرگی داشتند برای بدرقه همان فروهرها که پنج روز مهمانشان بودند.
آتش هويت ارزشمند اين سرزمين است و اين که برخی بر اين باورند که ايرانيان آتش را می پرستيدند اشتباه است. ما ايرانيان افتخار می کنيم که با کشف آتش، آغازگر تمدن بوديم و داستان هوشنگ در شاهنامه فردوسی به آن پرداخته است.

ايرانيان باستان آتش را در کنار سه عنصر ديگر يعنی خاک، آب و هوا گرامی می داشتند و در تمام آتشکده های ايران تمام اين عناصر در کنار هم مورد احترام است و آتش يک درجه بالاتر است زيرا آتش مانند موجود زنده نياز به حمايت دارد و به همين دليل است ما ايرانيان می خواهيم عنصری را که کشف کرده ايم حفظ کنيم و به جهان بگوييم که ما آن را پديد آورده ايم.

ولی متأسفانه ما به هويت های خود نمی پردازيم و به آن افتخار نمی کنيم . اين زرتشتيان هستند که با تعداد اندک هنوز «جشن سده» را برگزار می کنند. آتش در اين سرزمين چيز ارزشمندی بوده و از روی آن نمی پريدند بلکه با حرکات موزون آرام به دور آتش، نيايش هايی به زبان اوستايی می خواندند که ای آتش، ای پديده نيک آفريده اهورا مزدا همواره در اين سرزمين جاودانه باش و گرمی و روشنی تو در وجود انسان همواره پايدار باد. در تعصبات، اين حرکات زيبا و معنوی به دور آتش، حمل بر آتش پرستی شد و سعی کردند بر روی آتش پای گذارند و از روی آن بپرند که اين موضوع در فرهنگ ما درست نيست و بی احترامی به هويت نيک اين سرزمين جايز نيست.

تعصب ها هميشه موجب از بين رفتن بسياری از سنت های نيک انسانی می شود.

۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۱۸ قֽظֽ | Reply

آیا با انقلاب 57 معنویت جانشین مادیت شد؟ :

سيد حسن خمينی در گفت و گو با خبرنگار روزنامه لارپوبليکای ايتاليا که با وی در جماران ملاقاتی داشته است، می گويد: «هر انقلابی حاوی پيامی است، انقلاب فرانسه پيامش دمکراسی بود، انقلاب آمريکا ليبراليسم و انقلاب روس هم سوسياليسم را هديه آورد و انقلاب ما هم معنويت را جانشين ماديت ساخت.»

به گفته حجت الاسلام حسن خمينی، «امروز در خاورميانه جنبش های اسلامی جانشين نهضت های ملی گرای دهه قبل شده اند.»

نوه بنيانگذار جمهوری اسلامی در ادامه می افزايد: «البته نبايد از نظر دور دانست که طالبان هم به نام اسلام عمل می کنند و رييس جمهوری سابق، سيد محمد خاتمی، هم پرچمدار نوعی اسلام کاملا متفاوت از اسلام طالبانی است.»


حسن خمینی می گوید: «برخی درگيری را جانشين رقابت ساخته اند و اين به نفع نظام نيست.» سيد حسن خمينی در اشاره به نقش اصلاحات می گويد: «اصلاح طلب در جستجوی راه حلی برای مشکلات جامعه است و هر چند اين راه حل می تواند بهترين پاسخ نباشد با اين وجود اين اصل که اقدام به اصلاح صورت می گيرد به خودی خود امر مثبتی است.»

نوه آيت الله خمينی در خاتمه به دو مساله ديگر چون حضور نظاميان در صحنه سياست و درگيری های روزهای قبل از برگزاری انتخابات نيز اشاره می کند و در رابطه با حضور پررنگ تر نظاميان، می گويد: «آنجايی که اسلحه حضور پيدا کند، گفت و گو به پايان می رسد.»

۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۳۷ قֽظֽ | Reply

فرخانی :

ملي شدن صنعت نفت؛ نه بزرگ به استعمار

۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۴۴ قֽظֽ | Reply

تفسیر خبرگزاری «نووستی» از سفر معاون بوش به اطراف ایرا :


"ریچارد چینی" معاون رئیس جمهور آمریکا سفر خود به کشورهای خاور نزدیک را آغاز کرد که طی آن از عمان، عربستان سعودی، اسرائیل، فلسطین، ترکیه، عراق و افغانستان بازدید بعمل می آورد.

سفر 10 روزه چینی به خاور نزدیک، نشان دهنده اهداف کاخ سفید در منطقه ای مهم و استراتژیک برای آمریکا در دوره پایانی ریاست جمهوری جرج بوش است. بوش که خاور نزدیک را اولویت اصلی در سیاست خود اعلام کرده است، طی 8 سال ریاست جمهوری خود دچار شکست ها و ناموفقیت هایی در منطقه شد. همین نیز کاخ سفید را وادار می سازد تا در 10 ماه باقی مانده از ریاست جمهوری بوش تلاش های خود را شدیداً افزایش دهد. جرج بوش به کرات اعلام کرده است که امکان امضای توافقنامه صلح بین فلسطین و اسرائیل تا روی کار آمدن ریاست جمهوری جدید در آمریکا در ماه ژانویه 2009 وجود دارد. و در این راستا، فعال شدن ریچارد چینی در مذاکرات با "ایهود اولمرت" نخست وزیر اسرائیل و "محمود عباس" رئیس تشکیلات خودگردان فلسطین گویای این است که جرج بوش از اوضاع امور در خاور نزدیک رضایت ندارد.

در ماه دسامبر سال گذشته میلادی، اداره اطلاعاتی آمریکا عملاً اطلاعات نیروهای امنیتی اسرائیل درباره امکان دستیابی به سلاح هسته ای در ایران تا سال 2009 میلادی را تکذیب کرد. این نتیجه گیری سبب نگرانی جدی مقامات اسرائیلی شد که به همین دلیل طی سه ماه اخیر چندین بار مامورین امنیتی خود را به همراه اطلاعات جدیدی به واشنگتن اعزام کرده اند.

می توان گفت که گزارش اخیر آژانس بین المللی انرژی اتمی در رابطه با ایران، تا حدی خبرچینی های نگرانی برانگیز جاسوسین اسرائیل را تاکید کرد؛ در گزارش آژانس عملاً نتیجه گیری های اداره اطلاعاتی آمریکا مبنی بر این که ایران برنامه هسته ای نظامی خود را متوقف کرده است، رد می شوند.

اطلاعات جدید منجر به تغییراتی در نگرش رئیس جمهور آمریکا نسبت به اوضاع در ایران شد. یکی از نتایج این تغییر برکناری "ویلیام فالون" فرمانده نیروهای این کشور در عراق و افغانستان بود که کاملاً مخالف حل نظامی مسئله ایران بود.

ریچارد چینی که پایبند به سیاست سختگیرانه ای نسبت به تهران است، پیشتر در سال جاری میلادی، با فالون دیدار کرده بود و سعی داشت او را متقاعد کند که موضع خود را تغییر دهد.

در عین حال، نظر عربستان سعودی و عمان نسبت به تلاش های مصرانه ایران برای تبدیل شدن به قدرت اصلی منطقه، با نگرانی های اسرائیل همخوانی دارند. "سایمون هندرسون" کارشناس سیاسی می گوید: "علیرغم این که این کشورهای حاشیه خلیج فارس، رسماً مخالف حل نظامی اوضاع در ایران هستند، اما عربستان سعودی و عمان، زمانی که صحبت درباره امنیت ملی آنان باشد، بر توان نظامی آمریکا تکیه دارند".

وی یادآور می کند که عمان ده ها سال است که پایگاه نظامی هوایی و سایر تاسیسات نظامی خود را در اختیار آمریکا قرار داده و عربستان سعودی نیز در مدت اخیر درباره دریافت تسلیحاتی به مبلغ بیش از 20 میلیارد دلار در چارچوب برنامه تقویت نظامی متفقین آمریکا که مخالف ایران هستند، با واشنگتن توافق کرده است.

بدین ترتیب ممکن است ریچارد چینی بتواند از عامل ضد ایرانی بین اسرائیل و کشورهای عربی خلیج فارس برای نزدیک تر ساختن آنان استفاده کند.

اما بعید است که انگیزه اصلی سفر چینی و مقامات امریکائی در رابطه با تهران اعلام شود، بویژه اگر تمامی طرفینی که در مذاکرات شرکت دارند، سکوت اختیار کنند.

۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۵۵ قֽظֽ | Reply

abbas :

سلام
از نظر ينده بین ملی شدن نفت و ماجرای هسته‌ای ابداً سنخيتي وجود نداره و موارد گوناگوني رو ميشه در باب اين تفاوت برشمرد که احتمالاً در کامنتهاي ذيل همين مقاله توسط دوستان به اونها اشاره ميشه. ولي از نظر من آشکارترين وجهش اينه که در نهضت ملي شدن نفت دنيا حق مارو به رسميت شناخت و حکم به نفع ما داد ولي در ماجراي اخير هر چه به پيش ميرويم اعتماد جهانيان به ما کمتر و کمتر ميشود.

ولي يک مورد رو هم نبايد فراموش کرد. ملي شدن نفت عليرغم همه فوايد و مزايا يک ضرر بزرگ هم در بر داشت و آن سقوط تنها دولت ملي تاريخ ايران بود.ضربه مهلکي که هنوز آثار شوم آن هويداست و به نظر من اين فايده و ضرر جاي محاسبه و تجزيه و تحليل دارد.

۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۱۴ قֽظֽ | Reply

نقل قول :

احمد رأفت مدیر خبرگزاری "آکی" ایتالیا‏ مصاحبه ای کتبی با آیت الله منتظری انجام داده که در سایت آیت الله منتظری منتشر شده است. در این مصاحبه که کامل آن را می توانید در سایت اختصاصی آیت الله منتظری بخوانید، در باره فعالیت های اتمی جمهوری اسلامی آیت الله منتظری می گویند:

در این که داشتن انرژی اتمی در انحصار هیچ دولتی نباید‏ ‏باشد و همه دولتها و ملتها حق دارند دارای چنین انرژی و فنون علمی آن‏ ‏باشند شکی نیست، ولی اشکال کار در این است که دولت ما با طرح بعضی‏ ‏شعارهای تحریک آمیز و حساب نشده بسیاری از دولت ها را نسبت به دولت‏ ‏ایران حساس و بدبین نموده است و آنان را در جهت ایجاد وحدت علیه ما‏ ‏و منافع ملی ما تحریک کرده تا آنجا که روز به روز فشارها را تشدید‏ ‏می‎کنند. نتیجه این فشارها نیز بر مردم مظلوم ما خواهد بود، که بسیار جای نگرانی‏ ‏است. امیدوارم مسئولین مربوطه در شرایط سختی که برای ملت ما پیش‏ ‏آمده است به دور از احساسات تند و با عقلانیت بیشتر بتوانند از این‏ ‏بحران خارج شوند و بیش از این کشور را منزوی نکنند و مردم را تحت‏ ‏فشار سیاسی و اقتصادی قرار ندهند.

‏ ‏سؤال - در مجامع بین المللی گفته می‎شود که برنامه‏ ‏اتمی جمهوری اسلامی ایران تنها علت تشدید فشارهای‏ ‏بین المللی نیست و جامعه جهانی همچنین نگران‏ ‏سیاست های ایران در کشورهای منطقه به ویژه لبنان،‏ ‏افغانستان و عراق است.

آیت الله منتظری: حمایت های مادی و معنوی از کشورهای یاد شده‏ ‏بخصوص با توجه به نیاز شدید آنان و تقاضای کمک از کشورما و نیز با‏ ‏توجه به فرهنگ و دین مشترک بین آنان و مردم کشور ما کاری است انسانی و‏ ‏اخلاقی، ولی حمایت از آنان نباید به صورت دخالت در امور آن کشورها باشد;‏ ‏همانگونه که کشورهای قدرتمند نیز نباید به بهانه کمک به کشورهای در‏ ‏حال رشد و نیازمند، در سرنوشت مردم آن کشورها دخالت نمایند.

‏ ‏سؤال - موقعیت در درون کشور نیز مناسب به نظر‏ ‏نمی آید، علاوه بر مشکلات اقتصادی ، فشار بر اقشار‏ ‏مختلف جامعه به ویژه زنان، دانشجویان و روزنامه نگاران‏ ‏و همچنین اقلیت های قومی نیز افزایش یافته است .

آیت الله منتظری: تندروی ها و سخت گیری هائی که نسبت به قشر دانشجو و‏ ‏روزنامه نگاران و بعضی اقشار دیگر می‎شود، و نیز رد صلاحیت های افراد‏ ‏زیادی از نیروهای مفید و با تجربه که درجریان انتخابات مجلس متأسفانه انجام شد، عاقبتی جز زیاد‏ ‏شدن فاصله بین مردم و حاکمیت و در نتیجه کم شدن مقبولیت آن نخواهد‏ ‏داشت. در شرایطی که کشور در معرض تهدید خارجی است، من نمی دانم‏ ‏چرا مسئولین به عاقبت کارهای خود فکر نمی کنند و هر روز علاوه بر‏ ‏مشکلات اقتصادی و گرانی و تورم رو به رشد، نارضایتی جدیدی برای‏ ‏مردم به وجود می‎آورند.

‏ با رد صلاحیت های زیاد از نیروهای مفید و عدم امکان‏ ‏رقابت واقعی در انتخابات قهرا چنین مجلسی نمی تواند نمایندگی اکثریت مردم را‏ ‏داشته باشد و در نتیجه تابع و پیرو و مجری نظریات یک اقلیت خواهد‏ ‏شد، و در نهایت نمی تواند وظائف مهم و اصلی خود را انجام دهد.

در هرحال ما به بسیاری از آرمانهای اصلی انقلاب و از‏ ‏جمله آزادی های مدنی و سیاسی نرسیدیم. من دراین مورد کسی یا کسانی را متهم به‏ ‏خیانت به انقلاب نمی کنم، اما نمی توان از تندروی ها و انحصارطلبی ها و قدرت‏ ‏خواهی ها و تمامیت طلبی های عده ای در یک جناح خاص چشم پوشی‏ ‏نمود.
‏ ‏
در مورد دخالت نظامیان در مسائل سیاسی - همانگونه که‏ ‏رهبر فقید انقلاب مرحوم آیت الله خمینی معتقد و اصرار داشتند -‏ ‏مصلحت کشور و نیروهای مسلح در دور بودن آنان از مسائل سیاسی و خط‏ ‏بازیهای گروهی است .

من هم مانند آیت الله سیستانی معتقدم که روحانیت باید‏ ‏حتی المقدور از مجاری امور و قدرت دولتی به دور باشد تا بتواند وظایف اصلی‏ ‏خود را انجام دهد و پایگاه معنوی اش در بین مردم مخدوش نشود، و این‏ ‏نظر را به مرحوم آیت الله خمینی نیز ارائه دادم .

۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۲۷ قֽظֽ | Reply

قیصر :

سلام
نتایج کارها و فرایندهاست که در گذر زمان ارزش آنرا مشخص میکند. ملی شدن نفت (هر چند که به بدترین شکل استفاده شدچون دولتی شد و دیکتاتور ساز ....) باعث درآمدی شده که با آن میتوانیم یکی از مرفه ترین کشورها باشیم و هر انسان ناواردی بعنوان رئیس جمهور این کشور از نظر اقتصادی مشکلی ندارد(بجز رئیس جمهور فعلی ) و میتواند ضعفهای سیاست خارجی را هم تا حدی با استفاده از این درآمد مرتفع کند . اما به نظر من بحث هسته ای هیچ تشابهی با ملی شدن نفت ندارد.اهداف ممكن از بدست آوردن این تکنولوژی چیست .1- نظامی- با شرایط ایران در جغرافیای سیاسی به نظر من محال به این هدف دست پیدا کنیم (حتی جرات ابراز آنرا هم تندروها هم ندارند) 2- اهداف غیرنظامی- به هیچ وجه با نفت قابل مقایسه نیست .چون هیچ درامد اقتصادی یا سیاسی از صدور این تکنولوژی برای ما مصور نیست (حتی اگر بطور کامل این تکنولوژی را در اختیار داشته باشیم و توان فنی و سیاسی آن را داشته باشیم .. که نداریم) چون توان رقابت با بزرگان این عرصه را نداریم .حتی اگر همین الان این حق مسلم به ما هدیه داده شود برنامه های استفاده غیرنظامی ما از این تکنولوژی به هیچ وجه از نظر اقتصادی توجیه ندارد و حتی باعث شوک وحشتناکی در عرصه سیاست داخلی و خارجی میشود و باعث سرخوردگی کامل میشود .
در جهان امروز هزینه و فایده هر هدفی از قبل محاسبه و برنامه ریزی میشود و در هر مرحله ای تست شده و هر جا هزینه آن بیشتر از حد تعیین شده بود مسیر عوض شده یا به تاخیر میفتد . ولی در این کار این پروژه را نیز مانند انتخابات به موجودیت این نظام گره زده و بهمین دلیل این پروژه دیگه بحث بدست اوردن تکنولوژی نیست و سیاسی شده و برای همین ادعاهای زیادی به نام پیروزیهای هسته ای اعلام میشه . و سرانجام این که مثل هر موضوع دیگه ای این برنامه هم از محتوی خالی شده و با تغییر و تحولهای سیاسی آتی (5-10 سال دیگه) سرهمبندی شده و پایان میگیرد و بنظر من به هیچ وجه با ملی شدن نفت قابل قیاس نیست .

۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۴:۴۶ قֽظֽ | Reply

ahmad :

جناب عبدی سلام
آقای امید نوروز بر شما مبارک باد
مصدق اتفاق غیر منتظره ای در تاریخ این ملت بود که با عنایت به روند اوضاع و سطح اخلاق در جامعه من تصور تمی کنم در آینده ای نردیک چنین اتفاقی بیفتد...بزرگوار برجسته ومهمی به او پیقام می دهد که بشرط اخراج فلان فرقه از کارهای دولتی از توحمایت می کنم پاسخ می دهد آنها شهروند این مرز وبومند وبه اندازه من وشما محق...وچند ماه قبل از مرگش وقتی میخواهند برایش پزشک اروپائی خبر کنند می گویداز پزشکان ایرانی خچالت می کشم وانگهی جوانان ما هنوز وسیله معالجه ندارندواجازه نمی دهد.. ..آنچه که55 سال مبارزه با مصدق واندیشه هایش را قبل وبعد از انقلاب بی اثر کرده است فقط نفت وسیاست نیست..





۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۰۰ قֽظֽ | Reply

اقدامی :

فکر میکنم برای اولین بار باشد که دولتهای اروپایی و آمریکا متحدا انتخابات ایران را غیر مشروع و غیر آزاد اعلام کرده اند , بنظر شما این اظهار نظر علنی در مورد انتخابات ایران با موضوع قطعنامه ها و فرصت 90 روزه به ایران ارتباطی پیدا میکند؟

۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۴۲ قֽظֽ | Reply

صادق کمالی :

مصدق مبارزهٌ خود برای ملی كردن نفت را از دورهٌ چهاردهم مجلس شورایملی آغازكرد. دراثر پیشنهاد و تلاش او، قانون منع مذاكره دربارهٌ امتیاز نفت بصورت یك مادهٌ واحده به تصویب رسید. به موجب این قانون دولت از هرگونه مذاكره حول دادن امتیازنفت به قدرت های بیگانه منع می‌شد. درهمین دوره مخالفت ها واعتراضات شدید دكتر مصدق علیه دكتر میلیسبو و سیاست ضد ملی كه او پیش می‌برد، منجر به بركناری وی ازسمت خویش و اخراج ازایران گردید.

پس از پایان دورهٌ مجلس چهاردهم ، استعمارومزدورانش درهیات حاكمه، مجلس را برای 16 ماه به تعطیل كشاندند و وقتی كه پس ازاین تعطیلی انتخابات دورهٌ پانزدهم مجلس شروع شد، دشمنان مصدق باتوسل به تقلبات وتشبثات دیگر، مانع انتخاب شدن دكترمصدق به نمایندگی مجلس شدند.

امامصدق درخارج از مجلس به مبارزهٌ آزادیخواهانه ٌخود ادامه داد. در 15 بهمن1327 شاه ترور وزخمی شد. هیات حاكمه این حادثه را دستاویز قرارداد تا بااعمال فشار و سركوب دست به زد وبندهای تازه‌تر استعماری بزند.

از جملهٌ این زدو بندها قراردادی بود كه بین گس نمایندهٌ شركت استعماری نفت وگلشاییان وزیر دارایی وقت منعقد شد و هیات حاكمه در آن آشكارا منافع انگلیس را برمنافع ملت ایران ترجیح داد. آنها میخواستند این قرارداد را از تصویب مجلس بگذرانند و به آن شكل قانونی بپوشانند.

اما مصدق و یارانش درفاصلهٌ پایان مجلس پانزدهم و آغاز مجلس شانزدهم، افشاگری‌های خود را برعلیه قرارداد گس-گلشاییان ادامه دادند وماهیت این قرارداد زبونانه را برای مردم برملا ساختند. مردم نیز درحمایت از مصدق ونمایندگان واقعی خود تظاهرات متعددی علیه شركت نفت ایران-انگلیس برپاكردند.

درانتخابات دورهٌ شانزدهم ، مصدق و یارانش در اعتراض به تقلبات انتخاباتی كمه با هدف حذف مصدق و یارانش ازسوی هیات حاكمه صورت می‌گرفت، به یك تحصن واعتصاب غذا كه چهار روز به طول انجامید دست زدند. این اقدام نیز با حمایت همه‌جانبهٌ مردم مواجه گردید وباعث شد مصدق بعنوان نمایندهٌ اول تهران به مجلس راه پیداكند.

دكتر مصدق در این دوران ، ملی كردن صنعت نفت درسراسر كشور را هدف اصلی مبارزهٌ خود قرارداده بود. ولی از آن سو دربار و ایادی استعماری، به منظور مخالفت با اهداف مصدق و حفظ منافع غیرملی، رزم آرا را به نخست ‌وزیری گماردند.

روز چهارم آذرماه سال 1329، پس از یكرشته مبارزات روشنگرانهٌ مصدق، وجروبحثهای طولانی در مجلس، پیشنهاد ملی شدن صنعت نفت در سراسر كشور، توسط دكتر محمد مصدق به كمیسیون نفت ارائه شد.

این پیشنهاد تحت فشارهای ارتجاعی - استعماری مورد قبول واقع نشد.اماشور و هیجان عظیمی در میان مردم بوجودآورد. مردم در سراسر كشور علیه شركت نفت و به دفاع ازمصدق وطرح ملی شدن نفت دست به تظاهرات عمومی زدند.خشم و نفرت عمومی نسبت به منافع غارتگرانه درایران برانگیخته شد و اهمیت ملی شدن صنعت نفت برای مردم بیش ازپیش روشن گردید.

رزم آراكه تصمیم به دفاع ازشركت نفت وپیشبرد سیاست غیرملی خود گرفته بود، فشار به مردم را افزایش داد. روزنامه‌های ملی توقیف شدند ودكترفاطمی وچند تن از روزنامه‌نگاران به زندان افتادند. دكتر مصدق درجلسهٌ سی آذر مجلس در محكوم كردن اقدامات سركوبگرانهٌ رزم آرا، عزم ملت ایران را برای ملی كردن نفت بیان نمود و گفت:

ملت بیدار ایران خوب می‌داند كه این مضیقه‌ها بدست خدمتگزاران شركت غاصب نفت فراهم می‌شود و دولت ما نیز از آنان پشتیبانی نموده و در صدد شكستن قلم و بریدن زبان اقلیت و ملت ایران است. رسما اعلام می‌كنیم كه ملت ایران هرقراری غیر از ملی كردن نفت را كه حق مسلم اوست به رسمیت نه خواهد شناخت. و این مبارزهٌ مقدس تا نیل به هدف همچنان ادامه خواهد یافت .

رزم آرا در اسفند 1329 درجریان یك ترور كشته شد. پیكار به اوج خود رسیده‌بود. شعار ملی شدن نفت هرچه بیشتر منجر به وحدت وانسجام صفوف مردم گردید و مبارزات آنان را سمت و سو بخشید.

مصدق نیز با هوشیاری تمام شور و استقبال مردم را به سیل خروشانی بدل ساخت. علیرغم دسیسه‌های بسیار و مكر فراوان دشمنان داخلی و خارجی مردم، سرانجام براثر فشار افكار عمومی و مبارزهٌ شدید ملت ایران درتاریخ 29 اسفند سال 1329 لایحهٌ قانونی كمیسیون نفت مبنی بر ملی شدن صنعت نفت ایران به تصویب مجلسین رسید.

چنین بود كه پیشوای نهضت ضداستعماری ایران با یاری مردم، موانع استعماری و ارتجاعی را از پیش پا برداشت و یك گام بلند و افتخار آمیز درجهت احقاق حقوق خلق به پیش نهاد و مصدق بعنوان سمبل میهن‌پرستی و استقلال طلبی در قلوب تمامی مردم ایران جای گرفت. پس ازتصویب لایحهٌ ملی شدن صنعت نفت جنبش ضداستعماری مردم به رهبری مصدق وارد مرحلهٌ جدیدی شد. و دكتر مصدق در اردیبهشت سال 1330 با اكثریت آراء مجلس به نخست‌وزیری انتخاب شد.

درسالگرد ملی شدن صنعت نفت بد نیست نگاهی درخصوص سرمایه های زیربنایی و بخصوص صنعت نفت ایران بیاندازیم .

‌چند وقت پیش خبرگزاری رویتر طی گزارش تكان دهنده یی با استناد به گفته های یك مقام دولت آقای خاتمی خبر داد: رژیم ایران كه برای واگذاری 43 پروژه نفت و گازبه خارجیها مشغول مذاكره است، ناگهان تصمیم گرفتند نحوهٌ اداره صنعت عظیم نفت غیردریایی این كشور را تغییر دهند . رویتر به نقل از این مقام نفتی افزود:
تغییر سازمان كار شركت نفت ملی ایران با این هدف انجام می گیرد كه برای سرمایه‌گذاران ایرانی امكان مشاركت در پروژه‌های نفتی و برای بخش سیاسی و قانونگذاری كشور امكان نظارت و مراقبت بر روند مذاكره و عقد قرارداد "بای بك" با خارجیها فراهم آید . در ادامه همان مقام نفتی دولت آقای خاتمی اظهار داشت كه : دولت درصدد آنست كه از بخش غیردریایی صنعت نفت ملی ایران كه در تملك شركت دولتی نفت است، تمركززدایی كند و آن را در اختیار واحدهای تجاری كوچك "نیمه خصوصی " بگذارد تا واحدهای جدید ابتدا به عنوان پیمانكار دست اول با شركت ملی نفت ایران قرارداد ببندند و سپس با شركت های خارجی كه مایل به مشاركت در بهره‌برداری از صنعت نفت و گاز ایران هستند به عنوان پیمانكار دست دوم قرارداد منعقد نمایند !

به این ترتیب مقامات كه درتمامی سال های گذشته نفت کشور را در بعضی زمانها به ثمن بخس دربازارهای جهان برای گذراندن امور خود به فروش گذاشته و با دست باز سرمایه ملی مردم را درمسیر هدفهای خاص و طرح های خود در نقاط مختلف جهان به فروش رسانده ، به یكباره همهٌ پرده‌ها را كنار زده وبرای خروج از بحران وحشتناک اقتصادی‌، دست عوامل و باندهای غارتگر وابسته و شریكان خارجی آنها را بطور رسمی به روی تاراج صنایع نفت و گاز كشور بازنمودند تا به این ترتیب هرگونه مانعی رابرای انعقاد قراردادهای یکطرفه از سر راه بردارند!

پیش از آن نیز مدتها تمام درآمد نفت صرف جنگی كه به گفتهٌ مقامات 1000 میلیارد دلار هزینه و خسارت مالی داشته شد و مقامات بعد از اتمام آن جنگ ویرانگر بارها باز بعناوین مختلف اعتراف كرده‌اند كه هزینهٌ خرید سلاح، وابزار جنگ و تبلیغات و بسیجها و مانورها و .... تماما از درآمد نفت پرداخت شده است؛ حتی مخارج نجومی برای دست یابی به انرژی اتمی كه بخش عمده درآمد نفت كشور را به چاه ویل خود کشانده است. راستی اگر روزی مصدق به ذخیره كردن نفت بعنوان سرمایهٌ اصلی ملت ایران می‌اندیشید و خیرخواهانه می‌خواست اقتصاد بدون نفت ایجاد كند تا نفت ایران برای آینده حفظ شود،چرا مقامات ما از روز روی كارآمدن ، از نفت تنها بعنوان منبعی بی حد ومرز برای استحکام حود و پرداخت هزینهٌ طرح های نه چندان ملی و منبعی به تاراج دادنی برای خروج از بحران های اقتصادی و سیاسی وانزوای بین‌المللی استفاده كرده و همواره برای پیش‌بردن سیاست خارجی خود به حراج كردن نفت ایران به ارزانترین قیمت‌ها پرداخته‌اند؟

۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۱۷ قֽظֽ | Reply

شنیدن اخبار متفاوت در مورد موضوع خطیر هسته ای :

روزنامه اورشليم پست نوشت كه رييس جمهور فرانسه در ديدار با همتاي صهيونيستي خود به مساله هسته‌يي ايران پرداخته و با تاكيد بر موضع سرسختانه خود در قبال ايران تلاش كرد پيوند از هم گسيخته فرانسه با رژيم صهيونيستي را مجددا برقرار كند.

به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، نيكلا ساركوزي، رييس جمهور فرانسه در ديدار با شيمون پرز، رييس جمهور رژيم صهيونيستي در پاريس گفت كه اين رژيم در زمينه نگراني درباره برنامه هسته‌يي ايران كه «نيازمند يك واكنش كاملا قاطعانه» است «تنها نيست».

ساركوزي اين اظهارات را پس از اظهارات چندين مقام رژيم صهيونيستي كه تاكيد كردند يك اقدام نظامي يكجانبه تجهيزات هسته‌يي ايران را در نظر نخواهند گرفت، بيان كرد.

به گفته برخي تحليلگران ساركوزي پس از روابط ناآرام فرانسه و رژيم صهيونيستي در زمان ژاك شيراك، رييس جمهور سابق فرانسه در تلاش است روابط از هم گسيخته فرانسه را با اين رژيم از نو احيا كند تا امتياز ورود به اتحاد نزديك آمريكا و رژيم صهيونيستي را به دست آورد.

به گزارش آسوشيتدپرس، ساركوزي در مراسم شام از هيچ‌گونه فرصتي براي اطمينان دادن به پرز نسبت به دوستي خود خودداري نكرده و تاكيد كرد كه پاريس همواره براي نجات رژيم صهيونيستي آماده است.

رييس جمهور فرانسه به همتاي صهيونيستي خود گفت: كساني كه به نحو شرم‌آوري خواستار نابودي اسراييل مي‌شوند همواره فرانسه را همچون مانعي بر سر راه خود خواهند يافت.

دامينيك مواسي، تحليلگر فرانسوي امور سياسي گفت كه سرسخت شدن موضع فرانسه در قبال ايران يك تلاش ديپلماسي براي جلوگيري از هرگونه اقدام رژيم صهيونيستي عليه ايران است.

وي گفت: فرانسه نگران اين است كه اسراييل به تجهيزات هسته‌يي ايران حمله كند و حرف زدن عليه ايران براي آنها راهي براي جلوگيري از آن سناريو است. وقتي نمي‌خواهيد سرسختانه عمل كنيد، مجبوريد سرسختانه حرف بزنيد و سرسختانه حرف زدن داراي اين هدف دو سويه است كه هم اسراييلي‌ها را آرام مي‌كند و هم به ايران نشان مي‌دهد كه ما جدي هستيم.

۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۲۳ قֽظֽ | Reply

بزرگداشت ؟ :

روزنامه کارگزاران، از بازداشت تعدادی ديگر از دانشجويان دانشگاه شيراز خبر داده و نوشته است: «بعد از ظهر روز يکشنبه حداقل هفت دانشجوی دانشگاه شيراز بازداشت شدند.»

به نوشته اين روزنامه، روز یکشنبه و در حالي که قرار بود مراسم بزرگداشت ملی شدن صنعت نفت با حضور «داوود هرميداس باوند، حسن يوسفی اشکوری و ابوالفضل بازرگان» از سوی انجمن اسلامی دانشجويان اسلامی دانشگاه شيراز برگزار شود، دانشجويان با درهای بسته سالن محل برگزاری مراسم مواجه شدند.

کارگزاران به نقل از محمد مهدی احمدی، دبير انجمن اسلامی دانشجويان دانشگاه شيراز نوشته است:« برای برگزاری مراسم تمام پروسه قانونی را انجام داده بوديم و مجوزهای لازم نيز دريافت شده بود. ولی متاسفانه در ابتدای ورود به سالن صدرا و سينا ما را مورد ضرب و شتم قرار دادند و هفت نفر نيز بازداشت شدند.»

۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۲۸ قֽظֽ | Reply

اما متاسفانه ! :

داخلي. اقتصادي. سياسي. مناسبتها. روزملي نفت.

معاون عمراني استانداري كرمان گفت: ملي شدن صنعت نفت پيروزي بزرگ ملت ايران در عرصه بين‌المللي بود.


"جواد كمالي" روز چهارشنبه در گفت و گو با خبرنگار ايرنا افزود: قبل از ملي شدن صنعت نفت استعمار و قدرتهاي شوم جهان ذخاير نفت و انرژي كشور را بدون حساب و كتاب غارت و چپاول مي‌كردند.

وي ادامه داد: در آن زمان ملت و دولت ايران حق هيچ گونه دفاعي از حقوق خويش در عرصه داخلي و خارجي نداشتند.

وي گفت: با اين پيروزي حق تعيين سرنوشت منابع نفتي و انرژي كشور به دست ملت و دولت ايران افتاد و از چنگ استعمارگران چپاولگر رها شد.

كمالي اضافه كرد: بعد از ملي شدن صنعت نفت پيشرفت‌هاي چشمگيري در عرصه اقتصادي نفت و انرژي جهان در دست ملت ايران قرار گرفت.

معاون عمراني استاندار كرمان گفت: هر زماني كه استعمار در مقابل ملت ايران دست به چپاول و غارت زده با عكس العمل آگاهانه و شرافتمندانه ملت ايران روبرو شده است.

وي افزود: نمونه‌هاي بارز اين موضوع در طول تاريخ به چشم مي‌خورد از جمله مشروطيت، تحريم تنباكو توسط ميرزا رضاي شيرازي ، روز ملي شدن صنعت نفت و بارزترين آنها پيروزي شكوهمند انقلاب اسلامي ايران كه يك پديده بزرگ در عرصه جهاني بود.

وي گفت: ‪ ۲۹‬اسفند روز نتيجه‌گيري مبارزات ملي شدن نفت در تاريخ اين كشور است.

كمالي گفت: در اين راستا رهبران سياسي و مذهبي جامعه پرچم مبارزات و دفاع از حق ملت ايران را به اهتزاز در آوردند و اين يك پيروزي در عرصه بين‌المللي بود.

وي اضافه كرد: اما متاسفانه همدلي و همگامي رهبران سياسي و مذهبي به دليل غفلت رهبران سياسي در تداوم اين راه تحقق پيدا نكرد و نتيجه اين بي توجهي باعث شد تا مجددا هواي غارت اين مملكت به سر استعمارگران زد و با كمال تاسف آن پيروزيهاي درخشان با ورود مجدد استعمار و استبداد به كام اين ملت بزرگوار تلخ شد.

وي اظهار اميدواري كرد: اين گونه اتفاقات تاريخي بتواند درس عبرتي براي نسل حاضر و آينده كشور و مملكت اسلامي باشد.

كمالي تاكيد كرد: اين امر تنها در سايه اتكال به خداوند و وحدت و همدلي مسوولان نظام مقدس اسلامي و همراهي و پايداري ملت شجاع ايران تحقق پيدا خواهد كرد. ك/‪۳‬
‪۱۶۴۵ /۶۵۷/۷۴۴۴‬

---> ايرنا. نفت.

۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۴۰ بֽظֽ | Reply

بابک :

سالها پیش وقتی فجایع بزرگی اتفاق می افتاد، مردم بی آنکه توجهی به تقویم رسمی یا نامگذاری های حکومتی داشته باشند تقویم شان را بر اساس آن فاجعه تنظیم می کردند. مثلا می گفتند سه سال بعد از "سال وبایی" فلان وزیر جایش را به فلان وکیل داد. این علاوه بر اینکه روشی بود برای فراموش نکردن سال و ماه، نوعی یادبود برای قربانیان و نوعی شهادت برای وجود ظلم تلقی می شد. تقویم با این روش همچنان خون آلود می ماند تا زندگان و آیندگان فراموش نکنند روزی روزگاری بیگناهان زیادی مورد تعدی همنوعانشان یا طبیعت واقع شدند.
این ما نیستیم که بر سالها اسم می گذاریم که این کاری بی معنی است.این سال ها هستند که اسم شان را به ما تحمیل می کنند. چون پیش آمده در سالی که ما نام "صلح و دوستی" را برایش برگزیده ایم میلیونها نفر در جنگ های میهنی یا کشمش های داخلی جان باخته اند و آدم های زیادی با دشمنی و نفرت به یکدیگر زخم زده اند .
وقایع تلخ سال هشتاد و شش بخواهیم یا نه اسمش را بر پیشانی ما مصرف کنندگان اکسیژن ٍ ایران کوبیده است. هزار و سیصد و هشتاد و شش سالی بود که برای کارگرانی که در مراسمی مسالمت آمیز شرکت کرده بودند حکم شلاق صادر و اجرا شد. هشتاد و شش، سالی بود که برای فعالین حقوق زن حکم شلاق و زندان صادر شد. سالی که دو جوان بیست و هفتاد ساله به بازداشت موقت رفتند و زنده بیرون نیامدند.در این سال دانشجویانی را به اتهامی واهی در تمام ماه هایش در اوین نگاه داشتتند و از تحصیلی که از پس مصیبت کنکور جوازش را بدست آورده بودند محروم کردند. در سال هشتاد و شش نه تنها ناعادلانه ترین انتخابات سی سال اخیر برگزار شد که آن را به اسم فتح الفتوح در رسانه های رسمی جشن گرفتند. اما علی رغم همه ی اینها به گمان من سال هشتاد و شش با شلاق هایش در یادها خواهد ماند. چرا که شلاق های فرود آمده بر پیکر کارگران نشانه ای انکارنشدنی از عریانی و خشونت ظلم است و می تواند نمادی برای همه ی این فاجعه ها باشد.
و اما سال هشتاد و هفت با خودش بطور طبیعی امید به همراه خواهد آورد. امید به اینکه بگوییم یک سال بعد از "سال شلاقی" کارگران توانستند سندیکا تشکیل دهند. دو سال بعد از "سال شلاقی" زنان توانستند به برابری های حقوقی که حداقل خواست آنان است دست پیدا کنند. سه سال بعد از "سال شلاقی" همه ی روزنامه نگاران زندانی آزاد شدند و روزنامه ها توانستند بی ترس از تیغ بی منطق سانسور و توقیف منتشر شوند. شاید همه ی اینها خوش بینی ابلهانه ای باشد. اما امید تنها چیزی است که از آنهمه شور و شوق برای بهتر شدن زندگی آدمها برای ما باقی مانده است. دنیا را چه دیدید. شاید اسفندماه سال هشتاد و هفت به ما اجازه ی چنین خوش بینی هایی را بدهد و بتوانیم بی خجالت آن را "سال امید" بدانیم که نوبتی هم باشد، نوبت اسم های خوب و ایجاد مناسبتهای خوب است.

۱ فروردین ۱۳۸۷ ۱۱:۱۸ بֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/809