اين آخرين نوشته سال 86 تبريكي است به كليه دوستان به مناسبت سال جديد.و نوشتن هم تا اطلاع ثانوي تعطيل مي شود البته كامنتهاي دوستان كمابيش (اگر به رايانه و اينترنت دسترسي باشد)منتشر مي شود.
سال 1386 هم با همه خوبيها و بديهايش مثل هر سال ديگر پايان يافت، وادامه بيم و اميدهاي خود را در سال آينده به انتظار مينشينيم. گرچه سال 1386 در مجموع سال مثبتي براي جامعه ما نبود و انتظار هم نميرود كه سال 1387 لزوماً و به طور طبيعي بهبودي حاصل شود، اما در هر حال ما به اميد بهروزي و پيشرفت زندگي ميكنيم و براي اين اميد خود نيز در حد توان و فهم خود تلاش خواهيم كرد و از خدا ميخواهيم كه تلاش همه دوستان را چنان با صداقت و عقلانيتي همراه كند كه نتايج آن براي همه ملموس شود.
سال نو را خدمت تمامي خوانندگان «آينده» و كساني كه با نوشتن نظرات خود، به غناي مطالب كمك كردند و نيز از دوستان محترمي كه با نوشتن يادداشت در طرح مباحث جاري و مهم كشور مشاركت كردند، تبريك ميگويم و براي همگي آنان سالي سرشار از موفقيت آرزو ميكنم.
گرچه اهل فال و فالگيري نيستم و به آن هم اعتقادي ندارم اما به رسم معمول فالي هم از حافظ گرفتم همين كه شعري از وي همراه شود مطلوب است. نيت من اين بود كه وضع كشور چه خواهد شد، و حافظ هم چنين پاسخ داد. مسئوليت آن نيز برعهده حافظ!
////////////////////////////////////////
مرا چشميست خون افشان ز دست آن کمان ابرو--جهان بس فتنه خواهد ديد از آن چشم و از آن ابرو --غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستی -----نگارين گلشنش روی است و مشکين سايبان ابرو -هلالی شد تنم زين غم که با طغرای ابرويش ----که باشد مه که بنمايد ز طاق آسمان ابرو -- رقيبان غافل و ما را از آن چشم و جبين هر دم ------هزاران گونه پيغام است و حاجب در ميان ابرو -- --روان گوشه گيران را جبينش طرفه گلزاريست ------که بر طرف سمن زارش همیگردد چمان ابرو--- دگر حور و پری را کس نگويد با چنين حسنی ---که اين را اين چنين چشم است و آن را آن چنان ابرو --تو کافردل نمیبندی نقاب زلف و میترسم ---------که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو --- اگر چه مرغ زيرک بود حافظ در هواداری -----------به تير غمزه صيدش کرد چشم آن کمان ابرو .