آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۲۹ اسفند ۱۳۸۶
سال نو مبارك
سال 1386 هم با همه خوبيها و بديهايش مثل هر سال ديگر پايان يافت، وادامه بيم و اميدهاي خود را در سال آينده به انتظار مينشينيم. گرچه سال 1386 در مجموع سال مثبتي براي جامعه ما نبود و انتظار هم نميرود كه سال 1387 لزوماً و به طور طبيعي بهبودي حاصل شود، اما در هر حال ما به اميد بهروزي و پيشرفت زندگي ميكنيم و براي اين اميد خود نيز در حد توان و فهم خود تلاش خواهيم كرد و از خدا ميخواهيم كه تلاش همه دوستان را چنان با صداقت و عقلانيتي همراه كند كه نتايج آن براي همه ملموس شود.
سال نو را خدمت تمامي خوانندگان «آينده» و كساني كه با نوشتن نظرات خود، به غناي مطالب كمك كردند و نيز از دوستان محترمي كه با نوشتن يادداشت در طرح مباحث جاري و مهم كشور مشاركت كردند، تبريك ميگويم و براي همگي آنان سالي سرشار از موفقيت آرزو ميكنم.
گرچه اهل فال و فالگيري نيستم و به آن هم اعتقادي ندارم اما به رسم معمول فالي هم از حافظ گرفتم همين كه شعري از وي همراه شود مطلوب است. نيت من اين بود كه وضع كشور چه خواهد شد، و حافظ هم چنين پاسخ داد. مسئوليت آن نيز برعهده حافظ!
////////////////////////////////////////
مرا چشميست خون افشان ز دست آن کمان ابرو--جهان بس فتنه خواهد ديد از آن چشم و از آن ابرو --غلام چشم آن ترکم که در خواب خوش مستی -----نگارين گلشنش روی است و مشکين سايبان ابرو -هلالی شد تنم زين غم که با طغرای ابرويش ----که باشد مه که بنمايد ز طاق آسمان ابرو -- رقيبان غافل و ما را از آن چشم و جبين هر دم ------هزاران گونه پيغام است و حاجب در ميان ابرو -- --روان گوشه گيران را جبينش طرفه گلزاريست ------که بر طرف سمن زارش همیگردد چمان ابرو--- دگر حور و پری را کس نگويد با چنين حسنی ---که اين را اين چنين چشم است و آن را آن چنان ابرو --تو کافردل نمیبندی نقاب زلف و میترسم ---------که محرابم بگرداند خم آن دلستان ابرو --- اگر چه مرغ زيرک بود حافظ در هواداری -----------به تير غمزه صيدش کرد چشم آن کمان ابرو .

محمد جواد عبدی :
تبریک میگم سال نوی شما را. من امسال و سال جدید رو کلا در تهران خواهم بود
سال خوبی برایتان آرزو میکنم !
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۰۸ بֽظֽ | Reply
بيتا :
سلام جناب آقاي عبدي
پيشاپيش سال جديد را به شما و خانواده محترمتان تبريك مي گويم
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۰:۴۹ بֽظֽ | Reply
مسعود صارمی :
من نیز با تنی هلالی , فرا رسیدن نوروز باستانی را که آغاز فصل امید و کاشت بذرهای مفید و لازم است , به شما و به همه دوستان سایت تبریک و تهنیت عرض میکنم و برای همگی , بعد از رفع فتنه های سال پیش رو , ایامی با مشارکت زیاد و تفاهم آگاهانه آرزو میکنم.
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۱:۲۴ بֽظֽ | Reply
کلنجار :
آقای عبدی سلام / خسته نباشید
من هم نوروز طبیعت را به شما و تمامی خوانندگان این وب سایت تبریک می گویم
به امید سالی خوش برای ایران و ایرانی
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۳۰ بֽظֽ | Reply
ض. گرگانی :
جناب عبدی سلام
اميدوارم سالی سرشار از سقوط قيمت نفت را تجربه کنيم، چه به گواه تاريخ يکی از مهمترين موانعِ رشدِ عقلانيت همان بلای سياه است.
پيروز باشيد و اميدوارم سال بعد راهِ روشنگرانهي سالهای پيشين را با همين جديت و مسئوليت ادامه دهيد.
ارادتمند
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۳۸ بֽظֽ | Reply
محمدی :
سلام جناب عبدی. این سال هم گذشت. امیدوارم ( البته فقط امیدوارم!!) همه سال خوبی پیش رو داشته باشیم. قربان این حضرت حافظ بروم که این قدر در احوالات ما ایرانیان دقیق شده . دیروز خواندم که رئیس جمهور قرار است بعد از مدیریت کشور سال آینده جهان را هم مدیریت کند. خودمانیم آقای عبدی ، شما به جای حافظ بودید نمی گفتید جهان پر فتنه خواهد شد؟ انتخابات هم که تمام شد. بهتر است شما هم روزه سکوتتان را بشکنید. من فقط به قول علامه جعفری (ره) در حکمت بالغه پررویی دوستان اصلاح طلب مانده ام! آخر کجای بازی آنها به هم خورده که این همه بشکن بشکن راه انداخته اند؟
... بگذریم. سال نو را پیشا پیش به شما تبریک عرض می کنم.
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۲:۴۶ بֽظֽ | Reply
آرش :
آقای عبدی و دوستان عزیز سال نو به همه شما مبارک باد.
بهار آزادی
چه با وقار
سر به آسمان می سايد
اين فلات پر شکوه!
چه عاشقانه
نفس می کشد
اين سرزمين پاک!
چه شکيبانه
فرو می خورد
بغض های نجيب
رويش ما را
اين مادر عزيز!
بنفشه ها
با آرامش علف ها،
پونه ها
با آهنگ جويباران،
و شقايق ها
با صدای پای دختران کوهسار،
متولد شده اند...
بر هر کوه و دشت
فرش شقايق گسترده ايم!
در هر خانه
بر هر نهال
هزار جوانه رسته است!
در هر کوی
هزار درخت
جامه ی عروسان پوشیده اند!
تن خيس هر ديوار
مجمر عطر ياس هاست!
نگاه کن
ياسمن و نسرين و نسترن،
همه جا
چه سرخوشانه
پای کوبانند!
آی
عروس آزادی
قدم بگذار!
عروس آزادی
قدم بگذار!
عروس آزادی
قدم بگذار! قدم بگذار! قدم بگذار...
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۳:۳۲ بֽظֽ | Reply
مهری :
آقای عبدی سال نو به شما هم مبارک باشد. ولی من فکر نمی کردم که شما هم با این تعطیلات غیرعادی رسانه ها که فقط در کشور ما انجام می شود هم رأی بشوید. ولی خوب صلاح کار خویش خسروان دانند. و خواهش می کنم هر وقت سر زدید به این سوال من پاسخ بدهید. من مطلبی را در ایسنا خواندم و از آن سر در نیاوردم. رئیس جمهور در یک دیداری، از نهاد محافظ ریاست جمهوری قدردانی کرده ولی رئیس نهاد اینجوری حرف زده: " در ابتداي اين ديدار سردار نجفي فرمانده سپاه انصار المهدي(عج) گزارشي از ماموريتهاي يگان حفاظت رياست جمهوري ارايه کرد و گفت: ميزان ماموريتهاي اين يگان نسبت به دوران 8 ساله رييس جمهور پيشين هزار درصد رشد داشته است.. آیا این یکان فقط وظیفه اش حفظ جان رئیس جمهوری است؟ در اینصورت که این نکته مثبتی برای دولت نیست!! ببخشید اینجا در خارجه این چیزها را ما نمی فهمیم.
..........................................................
عبدي:
ادامه اين كار بطور مستمر بسيار سخت است.
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۱۶ بֽظֽ | Reply
مبارک است! بالاخره بعد از هدر دادن ها... :
تهران ، ايرنا ۸۶/۱۲/۲۹
الهام سخنگوي دولت با اشاره به نتايج بررسيهاي كارشناسي دولت در خصوص تغيير ساعت رسمي كشور كه بيانگر هزينههاي مختلف مالي و اجتماعي براي اين كار است، گفت: با اين حال به دليل قانون پذيري دولت از ساعت ۲۴اول فروردين، ساعت رسمي كشور يك ساعت به جلو كشيده ميشود.
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۴۴ بֽظֽ | Reply
نمی دانستید وقتی گفتید الف باید بگویید ب و بعدش...تا ی؟ :
خاتمی و کروبی خواستار بازشماری آرای تهران شدند
دو تن از چهره های اصلی منتقد دولت ایران نسبت به نتایج اعلام شده انتخابات تهران ابراز تردید کرده اند
رؤسای سابق قوای مجریه و مقننه ایران در نامه ای خطاب به شورای نگهبان نوشته اند که نتایج اعلام شده انتخابات هشتمین دوره مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه تهران تناسبی با آرای ریخته شده در صندوق ها ندارد.
در این نامه که متن آن در سایت های اینترنتی متعلق به اصلاح طلبان منتشر شده، با اشاره به تنگناهایی که برای حضور نمایندگان نامزدها در مراکز رأی گیری ایجاد شده بود آمده است که براساس گزارش های این نمایندگان و گفته های "منابع موثق دیگر"، درباره نتایج انتخابات تهران شائبه و نگرانی وجود دارد.
...................................................................
عبدي:
اين همان خطائي است كه انجام شدنش از سوي آقايان قابل پيش بيني بود.در اين مورد مفصل بايد نوشت.
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۴۸ بֽظֽ | Reply
سارا :
مرا هر گه بهار آید به خاطر یاد یار آید
به خاطر یاد یار آید مرا هر گه بهار آید
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۵:۵۱ بֽظֽ | Reply
مولوی :
خوبه به تفال و حافظ اعتقادی ندارید و حافظ اینگونه قشنگ جواب نیتتان را داده اگر معتقد بودید چه میگفت؟
به هر حال من نیر با تقدیم این شعر از مولوی عید سعید باستانی را به شما و تمام دوستان تبریک عرض میکنم:
آمد بهار خرم و آمد رسول يار
مستيم و عاشقيم و خماريم و بي قرار
اي چشم و اي "چراغ" روان شو به سوي باغ
مگذار شاهدان چمن را در انتظار
اندر چمن زغيب غريبان رسيده اند
رو رو که قاعده است که " القادِم يُـزار"
گل از پي قدوم تو در گلشن آمده است
خار از پي لقاي تو گشته است خوش عذار
اي سرو , گوش دار که سوسن به شرح تو
سرتا به سر زبان شد بر طرف جويبار
غنچه گره گره شد ولطفت گره گشاست
از تو شکفته گردد و بر تو کند نثار
گويي قيامت است که برکرد سرزخاک
پوسيدگان بهمن و دي مردگان پار
تخمي که مرده بود کنون يافت زندگي
رازي که خاک داشت کنون گشت آشکار
شاخي که ميوه داشت همي نازد از نشاط
بيخي که آن نداشت خجل گشت و شرمسار
آخر چنين شوند درختان روح نيز
پيدا شود درخت نکوشاخ بختيار
لشکر کشيده شاه بهار و بساخت برگ
اسپرگرفته ياسمن و سبزه ذوالفقار
گويند سربريم فلان را چوگندنا
آن را ببين معاينه درصنع کرد گار
آري چو در رسد مدد نصرت خدا
"نمرود" را بر آيد از "پشه" ايي دمار
افسوس
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۰۰ بֽظֽ | Reply
نوشیروانی :
رازی رادریابم بهتر ازاینکه خدیو کشوری باشم
(دیوژن)
جناب عبدی گرامی ودوستان بزرگوار
فرارسیدن نوروز باستانی را به شما وخانواده محترمتان شاد باش میگویم امیدوارم سالی توام با ارامش برای همه ملت ایران باشد
بدرود تاسال دیگر
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۰۶ بֽظֽ | Reply
امید :
یکبار دیگر طبیعت کلاس درس خود را به روی ما باز کرد تا بدانیم رو سیاهی به ذغال میماند و زمستان با تمام شلاق هایش رفتنی است ..
یکبار دیگر مادر طبیعت قانون تغییرو تحول خواهی خود را به طور واضح و آشکار به منصه ی ظهور رساند
یکبار دیگر ...
یکبار دیگر فرا رسیدن فصل رویش و بالندگی را از دل تاریخ گذشته به شما تبریک و شادباش میگویم به امید آنکه در سال جدید با تلاش صادقانه و دلسوزانه همه جایی برای شکایت از غصه های ما نباشد:
مكن زغصه شكايت كه در طريق طلب / به راحتي نرسيد آنكه زحمتي نكشيد
رسيد مژده كه آمد بهار و سبزه دميد / وظيفه گر برسد مصرفش گل است و نبيد
بهار مي گذرد دادگسترا درياب / كه رفت موسم و , حافظ هنوز مي نچشيد !
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۰۹ بֽظֽ | Reply
مسعود سعد :
يك شب از نوبهار وقت سحر
باد بر باغ كرده راه گذر
غنچه گل پيام داد به مي
گفت من آمدم به باغ اندر
گر در اين هفته نزد من نايي
در نيابيم تا سال دگر
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۱۲ بֽظֽ | Reply
:
گل كه ميخنددز طوفان حوادث غافل است
ورنه اين دنيا كه ما ديديم خنديدن نداشت
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۱۴ بֽظֽ | Reply
مجتبی :
امسال هم بهار
با قامت كشيده و با عطر آشنا
بيهوده در محله ما پرسه ميزند
در پشت اين دريچه خاموش هر سحر
بيهوده ميكشاند شاخ اقاقيا
بر او بنال بلبل غمگين كه سالهاست ... این گرگ با لباس شبانی با گله آشناست!
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۱۹ بֽظֽ | Reply
asghar :
حاجی فیروزه ،
سالی یه روزه ، همه میدونن غم فراونه ، منم میدونم ، عید نوروزه!!
ارباب خودم سلام علیکم ، ارباب خودم سر تو بالا کن ، ارباب خودم منو نیگا کن ،
ارباب خودم لطفی به ما کن ،
ارباب خودم وضعا نیگا کن,
ارباب خودم بزبز قندی ،
ارباب خودم پس چرا تو لااقل نمیخندی؟
بشکن بشکنه بشکن ، من نمیشکنم, بشکن ، اینجا بشکنم یار گله داره ، اونجا بشکنم یار گله داره ، این سیاه بیچاره چقد حوصله داره!
با همه ی تلخی ها نوروز بر شما و بر همه میمون و خجسته باد
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۲۷ بֽظֽ | Reply
خاموش :
سخن در پرده میگویم چو گل از غنچه بیرون آی .......... که بیش از پنج روزی نیست حکم میر نوروزی
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۲۸ بֽظֽ | Reply
پیشاپیش نوروز مبارک :
همراه شو عزیز تنها نمان به درد
کین درد مشترک هرگز جدا جدا
درمان نمی شود
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۲۹ بֽظֽ | Reply
مطبوعات آزاد و مستقل ... و صدا و سیماهای مردمی نیز :
ديد و بازديدهاي نوروزي باعث كاهش " استرس " در افراد ميشود
شهركرد، ايرنا ۸۶/۱۲/۲۹
داخلي. علمي. نوروز. ۸۷
عضو سازمان نظام روانشناسي ايران گفت: ديد و بازديدهاي نوروزي، استرس و اضطراب را تا حد زيادي در افراد كاهش ميدهد و آن را درمان ميكند.
دكتر " عبدالله معتمدي شلمزاري " روز چهارشنبه در آستانه سال نو در گفت و گو با ايرنا افزود: ديد و بازديدهاي نوروزي سطح " بهداشت روان " را در افراد افزايش ميدهد.
به گفته وي، ديد و بازديدهاي نوروزي موجب ايجاد روحيه "تعلق" و "پيوند" در فرد ميشود و موضوع " دوست داشتن " را در افراد تقويت ميكند.
رييس دانشگاه شهركرد تصريح كرد: انسان دوست دارد، كه هم دوست داشته شود و هم دوست بدارد، به همين دليل ديد و بازديد نوروزي از نظر روانشناسي موجب دوست داشتن و دوست داشته شدن خواهد شد.
وي گفت: ايجاد احساس تعلق در ديد و بازديدهاي نوروزي با افزايش سطح بهداشت روان، باعث بروز انرژي مثبت در افراد ميشود.
به گفته وي، در اين نوع ديد و بازديدها كه فرد از لحاظ ايجاد شرايط آمادگي در پذيرايي و شرايط فيزيكي و بروز ارتباطات عاطفي در بالاترين سطح قرار ميگيرد، تا حدود بسيار زيادي از بروز استرسها جلوگيري ميشود.
وي گفت: كاهش استرسها و اضطرابها در ديد و بازديدهاي نوروزي، علاوه بر افزايش سطح سلامت فرد،موجب فراهم شدن شرايط جديد زندگي در افراد خواهد شد.
معتمدي اظهار داشت:انجام صله رحم و ديد و بازديدها كه در متون اسلامي نيز بر آن تاكيد شده، در علوم جامعه شناختي و روانشناسي بسيار مهم است و يكي از عوامل كاهشدهنده استرس محسوب ميشود.
اين روانشناس در خصوص سفرهاي نوروزي نيز گفت: اگر سفرهاي نوروزي با مديريت خانواده همراه باشد و فقط مقصد و رسيدن به مقصد مطرح نباشد، در كاهش استرسهاي افراد بسيار چشمگير است.
به گفته وي،اين سفرها موجب كاهش استرس در افراد بزرگسال و بروز روحيه خلاقيت در كودكان و نوجوانان خواهد شد.
به گزارش ايرنا، مردم ايران براساس يك سنت ديرين در روزهاي نوروز و سال نو به ديدن يكديگر ميروند.ك/۳
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۳۲ بֽظֽ | Reply
درویش :
تبريک به مادران و پدران و برادران و خواهران و خانواده هايی که عزيزانشان را در راه به دست آوردن آزادی و رهايی از ستم از دست داده اند.
اميدوارم روزی بتوانيم دور از همه انحصار طلبی ها و اقتدار گرايی ها با هر مرام و مذهب و انديشه در کنار هم در صلح و آرامش و دوستی در مشارکت و تفاهم کامل با هم زندگی کنيم.
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۶:۳۷ بֽظֽ | Reply
مجيد-آ :
آقای عبدی عيد شما هم مبارک.
يادش بخير بعد از انقلاب اولين و متأسفانه آخرين پيام عيدم به دوستان اين بود
"اولين بهار آزادي مبارک."
موقق باشيد و با موفقيت بيشتر برای "آينده" و همه دوستانی که زحمت مقاله ها و ياداشت های کوتاه را می کشند.
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۰۵ بֽظֽ | Reply
رضا فتوحی :
باسلام
1-در سال 86 و در خلا رسانه های حاوی مطالب تحلیلی در خور، زمان بسیاری را صرف خواندن آینده کردم و تقریبا می توانم ادعا کنم بجز چند یادداشت میهمان همه ی یادداشت هایتان را خوانده ام. به همین جهت از شما بسیار سپاسگزارم که در فهم مسایل پیرامون بی مزد و منت مرا یاری رساندید.
2-برای من گاه آموزنده تر و جالب تر از یادداشتها پاسخ هایی بود که ذیل کامنت ها درج می کردید امیدوارم این روند ادامه داشته باشد.
3-در ابتدا که قصد فاصله گرفتن از موضوعات روز را داشتید بسیار ناراحت بودم که از نظراتتان محروم خواهیم ماند. اما در این مدت مسایلی بسیار مهم تر و اساسی تر از مسایل روز را طرح نمودید که برایمان آموزنده بود.
4-به طور کلی از میان سایت های تحلیلی ایرانی در سال 86 سایت شما جزو منظم ترین ها و بی اغراق آموزنده ترین سایت بوده است.
5-امید وارم سال خوبی پیش رو داشته باشید و بتوانیم در سال جدید هم از شما بیشتر بیاموزیم همچنین امیدوارم این تا اطلاع ثانوی نزدیک باشد.
سبز باشید
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۲۹ بֽظֽ | Reply
آرزوی بهار :
در گذرگاهی چنین باریک
در شبی این گونه دل افسرده و تاریک
کز هزاران غنچه لب بسته امید
جز گل یخ، هیچ گل در برف و سرما نمی روید
من چه گویم تا پذیرای کسان گردد
من چه آرم تا پسند بلبلان گردد
من در این سرمای یخبندان چه گویم با دل سردت
من چه گویم ای زمستان با نگاه قهر پروردت
با قیام سبزه ها از خاک
با طلوع چشمه ها از سنگ
با سلام دلپذیر صبح
با گریز ابر خشم آهنگ
سینه ام را باز خواهم کرد
همره بال پرستوها
عطر پنهان مانده اندیشه هایم را
باز در پرواز خواهم کرد
گر بهار آید
گر بهار آرزو روزی به بار آید
این زمین های سراسر لوت
باغ خواهد شد
سینه این تپه های سنگ
از لهیب لاله ها پرداغ خواهد شد
آه اکنون دست من خالی است
بر فراز سینه ام جز بته هایی از گل یخ نیست
گر نشانی از گل افشان بهاران باز می خواهید
دور از لبخند گرم چشمه خورشید
من به این نازک نهال زردگونه بسته ام امید
هست گلهایی در این گلشن که ازسرما نمیمیرد
و اندرین تاریک شب تا صبح
عطر صحرا گسترش را از مشام ما نمی گیرد
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۷:۳۳ بֽظֽ | Reply
م_م :
کنون خوردبایدمی خوشگوار که می بوی مشک آیدازجویبار هواپرخروش وزمین پرزجوش خنک آنک دل شاددارد به نوش همه بوستان زیربرگ گل است همه کوه پرلاله وسنبل است.(حکیم ابوالقاسم فردوسی) شکوفایی بهار طبیعت فرارسیدن آیین کهن وایرانی نوروز باستانی وآغازسال1387 خورشیدی برشماوخانواده محترم وهمه ی ایرانیان وایران دوستان فرخنده باد! مبارک بادت این سال و همه سال همایون بادت این روز و همه روز !
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۹:۲۲ بֽظֽ | Reply
فریدون :
سلام جناب عبدی
نوروز باستانی این یادگار آریایی را به شما و خانواده محترم و همه خوانندگان فرهیخته سایت آینده تبریک عرض میکنم. امید که در سال نو هم همچنان در این سایت از جنابعالی و دیگران بیاموزیم!
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۰۱ بֽظֽ | Reply
مرده نمیره بگور , می برندش بزور :
دولت ایران اعلام کرد که علیرغم میل خود از ساعت 24 اول فروردین (بیستم مارس) ساعت رسمی کشور را یک ساعت به جلو می کشد و همزمان، تلاش برای لغو مصوبه مجلس در مورد تغییر ساعت را ادامه می دهد.
دولت محمود احمدی نژاد دو سال پیش رویه پانزده ساله تغییر ساعت رسمی کشور را در آغاز سال نوی خورشیدی برهم زد و دلیل این تصمیم را مشکلاتی اعلام کرد که تغییر ساعت برای مردم ایجاد می کند.
اما مجلس شورای اسلامی 22 اوت (31 مرداد) گذشته طی مصوبه ای دولت را ملزم کرد که همه ساله با آغاز فصل بهار، ساعت رسمی کشور را تا پایان تابستان، یک ساعت به جلو بکشد.
غلامحسین الهام سخنگوی دولت ایران اعلام کرده که اگرچه دولت همچنان با این تصمیم مخالف است اما به لحاظ "قانون پذیری"، مصوبه مجلس را به اجرا می گذارد.
به گفته آقای الهام، بررسیهای کارشناسانه دولت نشان می دهد که تغییر ساعت در نیمه نخست سال موجب افزایش مصرف برق می شود، هزینه های مالی پنهان دیگری از جمله برای تنظیم و هماهنگی ساعت پروازهای بین المللی و تنظیم و تطبیق ساعات کار بانکها و مؤسسات مالی با خارج از کشور ایجاد می کند و مردم را در نقاط مختلف کشور از نظر تنظیم ساعات کاری و تعیین اوقات شرعی در فصول مختلف دچار زحمت می کند.
سخنگوی دولت گفته که مردم ایران طی دو سال گذشته از تثبیت ساعت رسمی کشور احساس راحتی و رضایت داشتند و دولت نیز هیچ تمایلی برای به رنج انداختن مردم ندارد اما مجلس با تصویب طرح تغییر ساعت، وضع جدیدی ایجاد کرد که نیازی به مداخله دولت نباشد.
آقای الهام افزوده که دولت برای جلوگیری از آثار "منفی" مالی و اجتماعی تغییر ساعت، تلاش قانونی خود را برای لغو مصوبه مجلس پیگیری خواهد کرد.
تغيير فصلی ساعت از سالهای قبل از انقلاب به منظور صرفه جويی در مصرف برق به اجرا در آمد و پس از انقلاب برای مدتی به منظور انطباق ساعت شرعی با ساعت ملی متوقف شد اما از سال 1370 خورشيدی (1991 ميلادی) و بنا بر مصوبه آن زمان هيئت وزيران، تغییر ساعت بار دیگر معمول شد.
تغيير ساعت رسمی در بیش از هفتاد کشور جهان اعمال می شود و دليل اصلی آن بهره گرفتن از روزهای بلندتر در فصلهای بهار و تابستان است.
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۰۳ بֽظֽ | Reply
حبیب ـت :
با سلام به جناب عبدی و همه بازدید کنندکان این سایت واقعا خوب.
سال نو را به همه شما تبریک گفته برایتان بهترین ها را در سال نو ارزو میکنم
نورزتان پیروز
حبیب ت
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۱۹ بֽظֽ | Reply
سیدحسین :
سلام
با این فالی که آمده خدا سال جدید رو بخیر کنه .
به هر حال سال خوبی داشته باشید.
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۳۵ بֽظֽ | Reply
محمد :
سلام آقای عبدی
از زحمات صادقانه شما سپاسگزارم و سالی سرشار از موفقیب را برای همگان ارزومندم
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۳۷ بֽظֽ | Reply
محمد :
سلام آقای عبدی
از زحمات صادقانه شما سپاسگزارم و سالی سرشار از موفقیب را برای همگان ارزومندم
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۱۰:۴۲ بֽظֽ | Reply
حمید :
سال نو را به شما تبریک می گویم و برایتان همچنان قلمی پربار در سال جدید آرزو دارم.
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۱۰ بֽظֽ | Reply
امیر حسین :
نوروز زیبا وباستانی بر همه دوستان هموطنان مبارک.در این ایام (وبخصوص بعد از تعطیلی روزنامه شرق) من یکی در اوج دلتنگی و ناامیدی. این سایت و نظرات دوستان سنگ صبور و مایه امیدواری ام بود. از همه نویسندگان مطالب و کامنت گذاران سپاسگذارم.پیشنهادی داشتم به یکی از دوستان اشنا به اماروارقام.(اقایان عبدی یا اگاهی یا محمد حسین) حالا که این انتخابات نمایش گونه که تمام شد بر فرض صحت اراء گفته شده جدولی تهیه شود و اراء داده نشده به اقایان نیز مشخص شود بعنوان مثال چند درصد مردم تهران به اقای حدادعادل رای نداده اند؟سالی بهتر از این سالها را برای همه ارزومندم.
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۱۶ بֽظֽ | Reply
محمود کازرونی :
با سلام آقای عبدی امیدوارم سال خوبی داشته باشید من شخصا از پاسخهای منطقی شما در برابر پرسشهای گستاخانه ام درس گرفتم.
با تشکر
۲۹ اسفند ۱۳۸۶ ۱۱:۳۵ بֽظֽ | Reply
سید حسن حسینی :
مهندس عبدی عزیز
با سلام و علاقه سال نو و نوروز باستانی این واقعا عید امید را به شما و اعضای خوانواده تان تبریک میگویم خسته نباشی و دست مریزاد!!!
حسن نوروز در انست که امید در دل ایجاد میکند
نوروز فریاد میزند زمستان و سرما رفتنی است ........
به همه دوستان کامنت گذار خصوصا محمد حسین. امید .جاوید . رحمت .پدرام و....... نیزعرض تبریک سال نو دارم.
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۰:۵۵ قֽظֽ | Reply
alireza :
ba salam
tabrik migoyam hameye ma omidvarim kheyliha dost nadaran ma omidvar bashim vali ma omidvarim az matalebe en sayt mostafez shodim. ba tashakor
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۳:۰۶ قֽظֽ | Reply
فلسفه آیین های نوروزی :
سر آغاز جشن ِ نوروز، روز نخست ماه فروردين (روز اورمزد) است و چون برخلاف ساير جشنها برابری نام ماه و روز را به دوش نميكشد ، بر ساير جشنهای ايران باستان برتری دارد.
در مورد پيدايی اين جشن افسانههای بسيار است ، اما آنچه به آن جنبهی راز وارگی ميبخشد ، آيينهای بسياری است كه روزهای قبل و بعد از آن انجام ميگيرد.
اگر نوروز هميشه و در همه جا با هيجان و آشفتگی و درهم ريختگی آغاز ميشود ، حيرت انگيز نيست چرا كه بينظمی يكی از مظاهر آن است. ايرانيان باستان ، نا آرامی را ريشهی آرامش و پريشانی را اساس سامان ميدانستند و چه بسا كه در پارهای از مراسم نوروزی ، آنها را به عمد بوجود ميآوردند ، چنان كه در رسم باز گشت ِ مردگان (از 26 اسفند تا 5 فروردين) چون عقيده داشتند كه فروهرها يا ارواح درگذشتگان باز ميگردند ، افرادی با صورتكهای سياه برای تمثيل در كوچه و بازار به آمد و رفت ميپرداختند و بدينگونه فاصلهی ميان مرگ و زندگی و هست و نيست را در هم ميريختند و قانون و نظم يك ساله را محو ميكردند. باز ماندهی اين رسم ، آمدن حاجی فيروز يا آتش افروز بود كه تا چند سال پيش نيز ادامه داشت.
از ديگر آشفتگيهای ساختگی ، رسم مير نوروزی ، يعنی جا به جا شدن ارباب و بنده بود. در اين رسم به قصد تفريح كسی را از طبقههای پايين برای چند روز يا چند ساعت به سلطانی بر ميگزيدند و سلطان موقت ? بر طبق قواعدی ? اگر فرمانهای بيجا صادر ميكرد ، از مقام اميری بر كنار ميشد. حافظ نيز در يكی از غزلياتش به حكومت ناپايدار مير نوروزی گوشهی چشمی دارد:
سخن در پرده ميگويم ، چو گل از غنچه بيرونای
كه بيش از چند روزی نيست حكم مير نوروزی.
خانه تكانی هم به اين نكته اشاره دارد ؛ نخست درهم ريختگی ، سپس نظم و نظافت. تمام خانه برای نظافت زير و رو ميشد. در بعضی از نقاط ايران رسم بود كه حتا خانهها را رنگ آميزی ميكردند و اگر ميسر نميشد ، دست كم همان اتاقی كه هفت سين را در آن ميچيدند ، سفيد ميشد. اثاثيهی كهنه را به دور ميريختند و نو به جايش ميخريدند و در آن ميان شكستن كوزه را كه جايگاه آلودگيها و اندوههای يك ساله بود واجب ميدانستند. ظرفهای مسين را به رويگران ميسپردند. نقرهها را جلا ميدادند. گوشه و كنار خانه را از گرد و غبار پاك ميكردند. فرش و گليمها را غاز تيرگيهای يك ساله ميزدودند و بر آن باور بودند كه ارواح مردگان ، فروهرها (ريشهی كلمهی فروردين) در اين روزها به خانه و كاشانهی خود باز ميگردند ، اگر خانه را تميز و بستگان را شاد ببينند خوشحال ميشوند و برای باز ماندگان خود دعا ميفرستند و اگر نه ، غمگين و افسرده باز ميگردند. از اين رو چند روز به نوروز مانده در خانه مُشك و عنبر ميسوزاندند و شمع و چراغ ميافروختند.
در بعضی نقاط ايران رسم است كه زنها شب آخرين جمعهی سال بهترين غذا را ميپختند و بر گور درگذشتگان ميپاشيدند و روز پيش از نوروز را كه همان عرفه يا علفه و يا به قولی بی بی حور باشد ، به خانهای كه در طول سال در گذشتهای داشت به پُر سه ميرفتند و دعا ميفرستادند و ميگفتند كه برای مرده عيد گرفته اند.
در گير و دار خانه تكانی و از 20 روز به روز عيد مانده سبزه سبز ميكردند. ايرانيان باستان دانهها را كه عبارت بودند از گندم ، جو ، برنج ، لوبيا ، عدس ، ارزن ، نخود ، كنجد ، باقلا ، كاجيله ، ذرت ، و ماش به شمارهی هفت- نماد هفت امشاسپند - يا دوازده ? شمارهی مقدس برجها ? در ستونهايی از خشت خام بر ميآوردند و باليدن هر يك را به فال نيك ميگرفتند و بر آن بودند كه آن دانه در سال نو موجب بركت و باروری خواهد بود. خانوادهها بطور معمول سه قاب از گندم و جو و ارزن به نماد هومت (= انديشهی نيك) ، هوخت (= گفتار نيك) و هوو.رشت (كردار نيك) سبز ميكردند و فروهر نياكان را موجب بالندگی و رشد آنها ميدانستند.
چهار شنبه سوری كه از دو كلمهی چهارشنبه ? منظور آخرين چهارشنبهی سال ? و سوری كه همان سوريك فارسی و به معنای سرخ باشد و در كل به معنای چهارشنبهی سرخ ، مقدمهی جدی جشن نوروز بود. در ايران باستان بعضی از وسايل جشن نوروز از قبيل آينه و كوزه و اسفند را به يقين شب چهارشنبه سوری و از چهارشنبه بازار تهيه ميكردند. بازار در اين شب چراغانی و زيور بسته و سرشار از هيجان و شادمانی بود و البته خريد هركدام هم آيين خاصی را تدارك ميديد.
غروب هنگام بوتهها را به تعداد هفت يا سه (نماد سه منش نيك) روی هم ميگذاشتند و خورشيد كه به تمامی پنهان ميشد ، آن را بر ميافروختند تا آتش سر به فلك كشيده جانشين خورشيد شود. در بعضی نقاط ايران برای شگون ، وسايل دور ريختنی خانه از قبيل پتو ، لحاف و لباسهای كهنه را ميسوزاندند.
آتش ميتوانست در بيابانها و رهگذرها و يا بر صحن و بام خانهها افروخته شود. وقتی آتش شعله ميكشيد از رويش ميپريدندو ترانههايی كه در همهی آنها خواهش بركت و سلامت و بارآوری و پاكيزگی بود ، ميخواندند. آتش چهار شنبه سوری را خاموش نميكردند تا خودش خاكستر شود. سپس خاكسترش را كه مقدس بود كسی جمع ميكرد و بی آنكه پشت سرش را نگاه كند ، سر ِ نخستين چهار راه ميريخت. در باز گشت در پاسخ اهل خانه كه ميپرسيدند:
"كيست؟"
ميگفت: "منم."
- " از كجا ميآيي؟"
- "از عروسی... "
- "چه آوردهاي؟"
- "تندرستی..."
شال اندازی از آداب چهارشنبه سوری بود. پس از مراسم آتش افروزی جوانان به بام همسايگان و خويشان ميرفتند و از روی روزنهی بالای اتاق (روزنهی بخاری) شال درازی را به درون ميانداختند. صاحب خانه ميبايست هديهای در شال بگذارد. شهريار در بند 27 منظومهی حيدر بابا به آيين شال اندازی و در بند 28 به ارتباط شال اندازی با بركت خواهی و احترام به درگذشتگان به نحوی شاعرانه اشاره دارد:
برگردان بند 27:
عيد بود و مرغ شب آواز ميخواند
دختر نامزد شده برای داماد ،
جوراب نقشين ميبافت...
و هر كس شال خود را از دريچهای آويزان ميكرد
وه... كه چه رسم زيبايی است ? رسم شال اندازی ?
هديه عيدی بستن به شال داماد...
برگردان بند 28
من هم گريه و زاری كردم و شالی خواستم
شالی گرفتم و فوراً بر كمر بستم
شتابان به طرف خانهی غلام (پسر خالهام) رفتم ،
و شال را آويزان كردم...
فاطمه خالهام جورابی به شال من بست
"خانم ننهام" را به ياد آورد و گريه كرد...
شهريار در توضيح اين رسم ميگويد: "در آن سال مادر بزرگ من (خانم ننه) مرده بود. ما هم نميبايست در مراسم عيد شركت ميكرديم ولی من بچه بودم ، با سماجت شالی گرفتم و به پشت بام دويدم."
از ديگر مراسم چهارشنبه سوری فالگوش بودو آن بيشتر مخصوص كسانی بود كه آرزويی داشتند. مانند دختران دم بخت يا زنان در آرزوی فرزند. آنها سر چهار راهی كه نماد گذار از مشكل بود ميايستادند و كليدی را كه نماد گشايش بود ، زير پا ميگذاشتند. نيت ميكردند و به گوش ميايستادند و گفت و گوی اولين رهگذران را پاسخ نيت خود ميدانستند. آنها در واقع از فروهرها ميخواستند كه بستگی كارشان را با كليدی كه زير پا داشتند ، بگشايند.
قاشق زنی هم تمثيلی بود از پذيرايی از فروهرها... زيرا كه قاشق و ظرف مسين نشانهی خوراك و خوردن بود.
ايرانيان باستان برای فروهرها بر بام خانه غذاهای گوناگون ميگذاشتند تا از اين ميهمانان تازه رسيدهی آسمانی پذيرايی كنند و چون فروهرها پنهان و غير محسوس اند ، كسانی هم كه برای قاشق زنی ميرفتند ، سعی ميكردند روی بپوشانند و ناشناس بمانند و چون غذا و آجيل را مخصوص فروهر ميدانستند ، دريافتشان را خوش يُمن ميپنداشتند.
اما اصيل ترين پيك نوروزی سفرهی هفت سين بود كه به شمارهی هفت امشاسپند از عدد هفت مايه ميگرفت. دكتر بهرام فره وشی در جهان فروری مبنای هفت سين را چيدن هفت سينی يا هفت قاب بر خوان نوروزی ميداند كه به آن هفت سينی ميگفتند و بعدها با حذف (يای) نسنت به صورت هفت سين در آمد. او عقيده دارد كه هنوز هم در بعضی از روستاهای ايران اين سفره را ، سفرهی هفت سينی ميگويند. چيزهای روی سفره عبارت بود از آب و سبزه ، نماد روشنايی و افزونی ، آتشدان ، نماد پايداری نور و گرما كه بعدها به شمع و چراغ مبدل شد ، شير نماد نوزايی و رستاخيز و تولد دوباره ، تخم مرغ نماد نژاد و نطفه ، آيينه نماد شفافيت و صفا ، سنجد نماد دلدادگی و زايش و باروری ، سيب نماد رازوارگی عشق ، انار نماد تقدس ، سكههای تازه ضرب نماد بركت و دارندگی ، ماهی نماد برج سپری شدهی اسفند ، حوت (= ماهی) ، نارنج نماد گوی زمين ، گل بيد مشك كه گل ويژهی اسفند ماه است ، نماد امشاسپند سپندار مز و گلاب كه باز ماندهی رسم آبريزان يا آبپاشان است ( بر مبنای اشارهی ابو ريحان بيرونی چون در زمستان انسان همجوار آتش است ، به دود و خاكستر آن آلوده ميشود و لذا آب پاشيدن به يكد يگر نماد پاكيزگی از آن آلايش است. ) نان پخته شده از هفت حبوب ، خرما ، پنير ، شكر ، بَرسَم (= شاخههايی از درخت مقدس انار ، بيد ، زيتون ، انجير در دستههای سه ، هفت يا دوازده تايی) و كتاب مقدس.
بعضی از مؤمنان مسلمان نوروز را مقارن با روز آغاز خلافت علی عليه السلام ميدانستند چنانكههاتف اصفهانی ميگويد:
نسيم صبح عنبر بيز شد ، بر تودهی غبرا
زمين سبز نسرين خيز شد چون گنبد خضرا
همايون روز نوروز است امروز و به فيروزی
بر اورنگ خلافت كرده شاه لافتی مأوا
بد نيست اشاره شود كه در زمان شاهی ِ فتحعليشاه قاجار و به فرمان او دستور داده بودند كه شاعران به جای مدح ، حقيقت گويی كنند. شاعری با تكيه بر اين فرمان شعر زير را سرود و آن را در حضور شاه خواند و صلهی قابل توجهی هم دريافت نمود !
مگر دارا و يا خسرو ست اين شاه
بدين جاه و بدين جاه و بدين جاه
ز كيخسرو بسی افتاده او پيش
بدين ريش و بدين ريش و بدين ريش
ز جاهش مُلك كيخسرو خراب است
ز ريشش ريشهی ايران در آب است
در پايان با آرزوی سالی خجسته با ترجمهی شعری از ابونواس شاعر اهوازی نوشتار را به انجام ميبريم:
مگر نميبينی كه ؛
خورشيد به برج بره
اندر شده
و اندازهی زمانه برابر گرديده؟
مگر نميبينی كه ؛
مرغان پس از زبان گرفتگی
به آواز خوانی پرداختهاند؟
مگر نميبينی كه ؛
زمين از پارچههای رنگين گياهان
جامه بر تن كرده؟
پس بر نوشدن زمانه
شاد كام ميباش...
پيرايه يغمايی
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۳:۱۶ قֽظֽ | Reply
امیر ایرانی نژاد :
سلام خدمت استاد :
سال نو بشما و خانواده محترمتان و تمام دوستدارن شما مبارک. سلامت و پیروز باشید.
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۳:۲۶ قֽظֽ | Reply
فرید :
سال نو مبارک. در ضمن بهبود اوضاع در شرایط فعلی از دست مردم بر نمی آید . مگر صاحبان حکومت کمی دلشان بسوزد و تصمیم به اصلاحاتی بگیرند.
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۵:۱۲ قֽظֽ | Reply
هادی حبیبی :
استاد عزیزم جناب عبدی
عید نوروز بر شما مبارک باد. سالی پر از سلامت و موفقیت برای شما آرزومندم. همواره از شما بسیار آموخته ام.
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۶:۴۳ قֽظֽ | Reply
یوسف کمش ذفه ای :
آفای عبدی سلام
اگر به ترکمن صحرا امدی درخدمتم.
شماره من ..
.........................................................
عبدي:
ممنون.احتمالا امسال سري به تركمن صحرا بزنم.
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۷:۵۱ قֽظֽ | Reply
علی :
سال نو را به شما و همه کاربران سایت تبریک میگویم و برای مردم ایران و جهان سال بهتری را ارزو می کنم
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۸:۳۹ قֽظֽ | Reply
محمد حسين :
بهاريهء 1
................................................
فرارسيدن نوروز يكهزار و سيصد و هشتاد و هفت هجري خورشيدي را بر تمام خوانندگان و نويسندگان سايت اينده به ويژه جناب اقاي عبدي تبريك و تهنيت و شادباش مي گويم و براي همهء عزيزان سالي سرشار از پيروزي و شادكامي و سلامتي و خوشبختي ارزومندم.
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۱۰:۰۵ قֽظֽ | Reply
rahmat :
ناب مهندس عبدی عزیز
با سلام و تبریک مجدد سال نو خدمت شما و خوانندگان محترم و عزیز سایت آینده .
اجازه میخواهم یاد کنم از همه عزیزانی که در طول مبارزه با رژیم شاهنشاهی از مال و جان خود گذشتند و با آرزوی بهروزی ملت بزرگ ایران با افتخار بر سر آرمانهای خود ایستادند و چه در دوران مبارزه در زندانهای شاه و چه در مقابل جوخه های اعدام همانند کوه استوار ایستادند و در مقابل دشمن زبون که تصور میکرد شکست ناپذیر است سر خم ننمودند و راه و رسم مبارزه با مستبدین را به ما نشان دادند.
رحمت دریانورد
1-1-87
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۱۰:۱۲ قֽظֽ | Reply
محمد - ف :
[چناب اقای مهندس عبدی
1)سال نو را به جنابعالی و کلیه هموطنان تبریک میگویم.
2) یک پیشنهاد دارم که اگر ممکن است در حوزه هایی مثل دمکراسی و احزاب و اقتصادوآزادی بیشتر مقاله ارائه دهید تا این حوزه ها هم مثل داشتن انرژی هسته ای برای ملت نهادینه شود و ما بدانیم که با چیزهای راحتر و بهتری هم میشود با امریکا مبارره کرد و بهای کمتری هم پرداخت کرد و ملت هم سود پیشتری نصیبشان شود. و اگر ممکن باشد یک قسمت از سایت را به این گونه مقالات اختصاص دهید.
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۱۰:۱۸ قֽظֽ | Reply
محمد حسين :
بهاريهء 2
..............................................................
"در طول سال ۸۶دولت در يك كار بسيار فشرده و مستمر با حضور صاحبنظران و كارشناسان يك طرح بزرگ تحولي اقتصاد را آماده كرده است. طرحي براي ريشه كن كردن نابسامانيهاي موجود در عرصه اقتصاد؟ ريشه كني برخي ويژه خواري ها، تبعيض ها؟ ناكارآمديها در توليد و در توزيع منابع بانكي و ثروت، در توزيع يارانه ها، در جمع آوري ماليات ودر توزيع كالا. اين طرح آماده شده است و انشا الله اطلاعاتش به استحضار ملت عزيز ايران خواهد رسيد و توكل برخدا و با ياري ملت بزرگ ايران اجرا خواهد شد." پيام نوروزي اقاي احمدي نژاد به نقل از ايرنا
.......................
متن فوق پيام نوروزي جناب رئيس جمهور است كه اميدوارم تحقق يابد اما تا كنون كه قريب سه سال از رياست جمهوري ايشان مي گذرد و چند طرح از اين دست را هم طراحي و هم اجرا كرده اند اما مشكل حل نشده بماند كه بدتر هم شده است.
من اين طرحها را طرح "عقل منفصل" نام مي گذارم. يعني عده اي در پايتخت مي نشينند و بر رؤياها و ارزوها( و بعضآ توهماتشان) جامه اي از عدد و رقم و زمان مي كشند و فكر نمي كنند كه اين طرحها را چه كسي بايد اجرا كند و در چه ساختاري و براي چه گروهي اجرا شود!
دولتي كه ساختار خودش را بهم ريخته چگونه مي تواند چنين طرحي را اجرا كند؟
مگر مديران بانكها در اغاز كار دولت تغيير نكردند پس چرا جواب نداد و دوباره نياز شده است كه توزيع تسهيلات بانكي بازنگري شود!سال 1387 را هم خواهيم ديد، بانك را هم خواهيم ديد و مديران اقتصادي دولت را هم خواهيم ديد ..........200 ميليارد دلار پول نفت دود هوا شد تازه در امسال بايد طراحي شود كه يارانه ها چگونه توزيع شود! كشور انباشته از وارداتي است كه كمر توليد را شكسته و سرمايه گزاران بخش توليد را بيچاره كرده ، ان وقت مي خواهيد ناكارامدي توليد را اصلاح نمائيد. اگر دنبال مقصر مي گرديد بايد با كمال پوزش عرض كنم؛ جناب اقاي رئيس جمهور بايد در همه برنامه هايتان بازنگري فرمائيد.
جناب اقاي احمدي نژاد؛
اين ويژه خواران چه كساني هستند كه مثل اژدهاي هفت سر هر سرشان را كه قطع مي كنيد بازهم سر ديگرشان بيدار مي شود؟ چرا نام انها را اعلام نمي كنيد تا ببينيم اينها به كجاها وصل هستند و چه كساني انها را حمايت مي كنند.
ايا اينها در حكومتند؟يا بر حكومت؟ محفلند؟ حزبند؟باندند؟ چه كساني هستند؟ يا نه مشكل در ساختار سنتي و پوسيدهء بوروكراسي است كه نمي خواهد روزامد شود! نمي خواهد تكنيكها و تكنولوژيها ي نو را بپذيرد! مشكل در به رسميت نشناختن علم و انديشه است! مشكل در بهم ريختن سرچشمهء توليد و نواوري يعني دانشگاه است ! مشكل در نپذيرفتن جامعهء مدني است كه نهادهاي واسط نقش هدايت و نظارت را بازي كنند! مشكل در ركن مطبوعات است! مشكل در نخبگان رانده شده يا در گوشهء خانه خزيده است.
و..............اين است كه باعث مي شود محيط كشت هر جانوري را باعث شود.
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۱۰:۵۴ قֽظֽ | Reply
سیاوش تهران :
با سلام
فرخنده باد بر شما مقدم بهار
نوروز جاودانه ترین جشن روزگار
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۳:۰۱ بֽظֽ | Reply
هدایت اشتری : در جواب سارا
بنده هم همین را میگویم
دلبرجانان من برده دل و جان من
برده دل و جان من دلبر جانان من
میبینید که بقول صدرالمتالهین درایران پرگهر البته پر از نفت وگاز سیر تسلسل از گردش زمان به همه چیز سرایت کرده نمیدانم ک علت المعلول کدام است عجب سرزمینی است ایران.
که عشق آسان نمود اول امابعد متاسفانه افتاد مشکلها
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۳:۱۴ بֽظֽ | Reply
نگاهی گذارا به نامگذاری سالهای گذشته :
آيت الله خامنهاي رهبر انقلاب اسلامي در پيامي به مناسبت آغاز سال نو، سال ۱۳۸۷را سال "نوآوري" و " شكوفايي" ناميدند.
ايشان ،از مسوولان خواستند تا با تلاش خود، فعاليتهاي " انجام شده" در بخش هاي مختلف در سال گذشته را به شكوفايي برسانند، به گونهاي كه مردم نتايج آن را در زندگي خود "حس" كنند..
ايشان تاكيدكردند امسال بايد فضاي نوآوري، كشور را فرا بگيرد و همه مسئولان خود را موظف بدانند با بهره گيري از امكانات مادي و معنوي، كارهاي نو و ابتكاري و راههاي ميان بر را در سايه مديريت صحيح، تدبير درست و حكمت در فعاليت كشور وارد كنند تا كام مردم از ثمره اين تلاشها شيرين شود.
جال بد نیست نگاهی به سالهای گذشته بیاندازیم و ببینیم این نام گذاریها چه نتایج عملی را برای ما ببار آورده است:
سال ۱۳۸۶سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي( که همه با گوشت و پوست تحقق آن را لمس کردیم)
سال ۱۳۸۵سال پيامبر اعظم (ص) ( اهميت اين نامگذاري وقتي بيشتر روشن ميشود كه دريابيم دشمنان اسلام كه از جايگاه بيبديل آن حضرت در جهان اسلام ، آگاهي داشتند تلاش بسياري براي هجمه به ساحت مقدس پيامبر گرامي اسلام آغاز كردند كه با هوشياري مسلمانان نافرجام ماند.
اين حقيقت نشان ميدهد كه دشمنان جهان اسلام ، براي توطئه برضد ارزشهاي اسلامي و توهين به شخصيتهاي مقدس و مورد احترام مسلمانان از هيچ اقدامي خودداري نميكنند و مترصد استفاده از هر فرصتي هستند.
نگاه به گذشته و اينگونه اقدامات در خارج از مرزهاي كشورهاي اسلامي ، مويد آن است كه همه ملل مسلمان بايد با تكيه به شخصيت محوري و وحدت آفرين حضرت محمد (ص) انسجام اسلامي ميان امت واحده آن حضرت را حفظ كنند.
در چارچوب پيام رهبري ، بايد از ايجاد و دامن زدن به اختلافات مذهبي و قومي در جهان اسلام پرهيز كرد، زيرا تكيه گاه وحدت جهان اسلام ، خداوند يگانه ، قرآن و پيامبر اعظم (ص ) است .
تجربه نشان داده دشمنان با سوءاستفاده از تفاوتهاي تاريخ سياسي ، اجتماعي ، مذهبي و جغرافيايي در جهان اسلام ، درصدد كمرنگ كردن عزت و افتخار مسلمانان ، ايجاد درگيري و تاراج ثروت كشورهاي اسلامي هستند.
با توجه به تاريخ و اين واقعيت ها، ميتوان ارزش نامگذاري سال گذشته به عنوان اتحاد ملي و انسجام اسلامي پس از سال پيامبر اعظم (ص ) را دريافت . )
سال ۱۳۸۴سال همبستگي و مشاركت عمومي ( در این سال انتخابات ریاست جمهوری را داشتیم و همبستگی و مشارکت عمومی آن را)
سال ۱۳۸۳سال پاسخگويي سه قوه به ملت ايران ( کاش این سال همواره ادامه میداشت)
سال ۱۳۸۲سال نهضت خدمتگذاري ( این از آن سالهای زمامداری آقای خاتمی است)
سال ۱۳۸۱سال عزت و افتخار حسيني
سال ۱۳۸۰سال اقتدار ملي و اشتغال آفريني ( در این سال اقتدار ملی قابل اندازه گیری نبود ولی در مورد اشتغال آفرینی آمار موجود است)
سال ۱۳۷۹سال اميرالمومنين (ع )
و سال ۱۳۷۸سال امام خميني (ره ) بود.( البته برخی معتقدند از این سال بود که امام خمینی از همه شمولی خارج و توسط فقط یک گروه مصادره شدند!)
نكته كليدي پيام نوروزي رهبر انقلاب اسلامي در آغاز سال ،۱۳۷۷پرهيز از اسراف ، رعايت صرفه جويي ، قناعت و نيز پايداري برمواضع اسلامي و انقلابي بود تا عزت و عظمت ايران اسلامي در عرصههاي مختلف بويژه در برابر دشمنان تقويت شود.
حضرت آيت الله خامنهاي در نوروز سال ۱۳۷۶آراسته شدن ملت ايران به فضايل اخلاقي و توجه به معنويات و تقرب به پروردگار را توصيه كرده بودند. ( فکر میکنم در این سال بود که دوم خرداد به وقوع پیوست)
ايشان در پيام سال ،۱۳۷۵توجه دولت و ملت ايران را به ضرورت و اهميت پرهيز از اسراف در استفاده از ثروت عمومي ، منابع مالي و طبيعي كشور و نيز اهتمام به انجام كارهاي سازنده ، صحيح و منطقي در جهت مبارزه با دشمن را خواستار شدند. ( و این سال آخرین سال ریاست جمهوری آقای رفسنجانی می باشد)
همچنين در اول فروردين ،۱۳۷۴ضمن تاكيد بر لزوم پيگيري مجدانه وجدان كاري و انضباط اجتماعي به عنوان دو اصل ضروري براي تحقق آباداني و سازندگي دركشور، از مردم و مسئولين خواسته بودند با رعايت انضباط اقتصادي و مالي از ريخت و پاش ، اسراف و زياده روي در مصرف به گونهاي جدي جلوگيري كنند.
در آخرين نمونه ، مقام معظم رهبري در پيام حلول سال ،۱۳۷۳ملت ايران رابه تقويت وجدان كار و رعايت انصباط اجتماعي در همه امور توصيه كرده بودند.
برگرفته از خبرگزاری ایرنا
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۳:۴۹ بֽظֽ | Reply
علی :
اهل ارزو و دعا نیستم
از کودکی به ما اموختند هر چه کنی کشت همان بدروی
اما مطمینم بهار می اید تا یادمان نرود که امید زنده است
روزگار انباشته از اجبار ولی کدامین جبر را یارای ان بوده تا اراده بشر امیدوار را به بند کشد؟
هیچکدام شک نکنید
حیف است بهار باشد و بهاریه ای از فریدون مشیری نباشد:
هیچ یادت هست؟
توی تاریکی شبهای بلند
سیلی سرما با تاک چه کرد؟
با سر و سینه گل های سفید
نیمه شب باد غضبناک چه کرد؟
هیچ یادت هست؟
حالیا معجزه باران را باور کن
و سخاوت را در چشم چمن زار ببین
و محبت را در روح نسیم
که در این کوچه تنگ
با همین دست تهی
روز میلاد اقاقی ها را
جشن می گیرد
خاک جان یافته است
تو چرا سنگ شدی ؟
تو چرا این همه دلتنگ شدی؟
باز کن بنجره ها را
وبهاران را
باور کن.
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۴:۰۶ بֽظֽ | Reply
پاسخ به مهری :
سلام
ضمن عرض تبریک به مناسبت سال نو و آرزوی روزهای خوش در سال جدید خدمت خانم مهری که در مورد یگان حفاظت سوال کرده بودند عرض میکنم که سپاه حفاظت انصار المهدی که به اختصار به نام سپاه انصار معروف است وظیفه اش نه حراست از شخص رئیس جمهور بلکه حراست از کلیه شخصیتها (به جز رهبری نظام) و همچنین مکانهای حساس از قبیل منازل و محل کار شخصیتهاست. فقط رهبری نظام یگان ویژه حفاظت دارند که به نام سپاه حفاظت ولی امر شناخته میشود.
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۴:۱۶ بֽظֽ | Reply
عيسي اسدي :
جناب آقاي عبدي
سلام
عيد نوروز باستاني را به حضور جنابعالي و عموم هموطنان عزيز تبريك ميگويم.
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۴:۵۹ بֽظֽ | Reply
سامان :
سلام جناب مهندس
دوست دارم از ته قلبم سال خیلی با شکوهی برای شما آرزو کنم.
همینطور سپاسگزار باشم از اینکه امسال اجازه دادید که هر از چندگاهی مطالبم در این سایت منتشر بشه.
افتخار بزرگی بود ...راستش من از دوازده سیزده سالگی در اواخر سلام با شما آشنا بودم...همیشه مطلبتون اموزگار بزرگی بود برای من و با اینکه هرگز ملاقاتتون نکردم اما دوست دارم به خاطر همه چیزهایی که در این هفت هشت سال اخیر به طور غیابی از شما اموختم سپاسگزاری کنم...هیچ وقت فکر نمی کردم روزی برسه که بتونم در وب سایتی که متعلق به عباس عبدی باشه مطالبی بنویسم و عبدی اون رو بخونه و چاپ کنه..خیلی انتزاعی بود.
اما خوشحالم که اون انتزاع جای خودش رو به واقعیت داد.
سالی پر از حادثه های خوب براتون آرزو دارم.
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۶:۲۷ بֽظֽ | Reply
طاهره شیخ الاسلام :
گفتا ز که نالیم که ....
از زمانی که به استرالیا آمدم این شکواییه را گاه و بیگاه از هموطنان می شنیدم که "چرا ما ایرانیان از خودمان باشگاه و یا مکانی نداریم که بتوانیم اوقات فراغت خود را در آنجا گذرانده و غم غربت را در جوار یکدیگر به فراموشی بسپاریم و یا اعیاد و جشنهایمان را در آنجا برگزار کنیم." من خود نیز علت را نمی دانستم تا اینکه به مدت کوتاهی به عضویت هیئت مدیره یکی از انجمنهاى فرهنگى- ادبى این شهر در آمدم. کار این انجمن برگزاری یک برنامه چهارساعته در ماه شامل شعر و سخنرانی وموسیقی بود. مشاهده آنچه که در این مدت مکررا اتفاق می افتاد، و در اینجا به مواردی از آن می پردازم، مرا متقاعد ساخت که آرزوی داشتن یک مجتمع ایرانی اگر محال نباشد امری بسیار دشوار است.
- قوانين و مقرراتی كه پس از بحث و گفتگوی فراوان در هيأت مديره به تصویب می رسید معمولا در مهمانی های اعضای هیئت مدیره مورد مخالفت عده ای قرار می گرفت و بعضا در جلسات بعد با بحث و جدل فراوان ملغی مىگرديد.
- مسئوليت برنامهريزى به يك شخص واگذار می شد، اما چون اعضاى هيأت مديره نمىتوانستند با تقاضای دوستانشان و کسانی که باهم سر یک سفره نشسته بودند و خواهان اجراى برنامه بودند مخالفت نمایند، گاه در شبهای برگزارى برنامه با ازدياد سخنران يا هنرمند روبرو مىشدیم و متعاقب آن دلگیری عده ای که نتوانسته بودند به پشت میکروفون بروند.
- پس از اينكه برنامه با زحمت زیاد و با قرار قبلى با هنرمندان و سخنرانان و شعرخوانان تنظيم مىگردید، يكى از قطار جا مىماند، يكى يادش مىرفت كه برنامهاى داشته و يكى عمدا دير مىآمد تا وقتى همۀ مدعوين آمده بودند به پشت میکروفون برود. به ندرت شاهد بودم که یک برنامه بر طبق آنچه که تنظیم شده بود برگزار گردد.
- شروع برنامه هشت شب تعیین شده بود، اما مدعوين از هشت و ربع شروع به آمدن مىكردند. ساعت به هشت و ربع تغيير داده می شد مدعوين از هشت و نيم می آمدند، هر چه ساعت را عقب می کشیدیم مردم هم به همان نسبت ديرتر مىآمدند.
- اگر سخنرانان، شعرخوانان و یا هنرمندان از وقتى كه به آنها تخصص يافته بود بيشتر صحبت مىكردند مسئول برنامه نمىتوانست به آنها تذكر دهد، چرا كه رابطه های دوستی یا قوم و خویشی با یکدیگر داشتند و یک تذکر ساده دوستی را به دشمنی تبدیل می کرد. وقتى چند تن مراعات زمان را نمىكردند وقت به عدهاى ديگر كه از قبل خود را آماده كرده بودند نمىرسيد و موجب دلخوری و تنش های متعاقب آن می گردید.
- اگر كسى برنامۀ خستهكننده و غيرمفيدى ارائه مىكرد بهمان دلایل فوق هيچكس نمىتوانست موضوع را با او در ميان بگذارد، نه دست اندرکاران و نه مدعوین ناراضی. جالب توجه اینکه بعضی از همین ناراضیان در هنگام تنفس افراد فوق را با تعریف و تمجیدهایی که از برنامه هایشان می کردند مورد عنایت خود قرار می دادند.
- جهت رفع اين مشكل برگۀ نظرخواهى تهيه كرديم و از شرکت کنندگان خواستیم بدون اینکه نام خود را ذکر کنند فقط جلوی کلمات آری یا خیر را در مقابل سوالات علامت بزنند. اگر چنین می کردند می توانستیم با استناد به نتایج حاصله از اجراى مجدد برنامههاى نه چندان خوب جلوگيرى نماييم. از ميان صد تا دويست نفر مدعو، بيش از بيست نفر برگۀ نظرخواهى را كه پر كردن آن تنها در يكى دو دقيقه ميسر بود تكميل نمىكردند. اما همين جماعت موقع برگشت به منزل در اتومبیل هایشان و يا صبح روز بعد ساعتها با تلفن در مورد بد بودن بعضى از برنامهها بايكديگر و یا با اعضاى هيأت مديره گفتگو مىكردند.
***
بدون شک این سوال به ذهن شما نیز متبادر می شود وقتی ما ایرانیان که خود را وارث فرهنگ و تمدنی چند هزار ساله می دانیم، اکثرا نیز تحصیلکرده و طرفدار دموکراسی بوده و هر یک مدتی را نیز در مهد دموکراسی غرب زندگی کرده و از نزدیک شاهد رفتارهای فردی و جمعی غربیان بوده ایم، نمی توانیم یک برنامه چهار ساعته در ماه را که هیچ نفع مالی نیز برای کسی در بر ندارد بدون جار و جنجال و جنگ اعصاب اداره کنیم، چگونه خواهیم توانست بعنوان مثال یک سازمان بوجود آوریم که بتواند به هموطنان تازه وارد کمک کرده و باری از مشکلات و مصایبی که در غربت با آن روبرو می شوند را از دوش آنها بردارد- و برنامه هایی فراتر از گردهم آیی های عید نوروز و یا چهارشنبه سوری که مستلزم کسب اجازه در استفاده از یک پارک و درست کردن چلوکباب و آش رشته و یا مقداری بته برای آتش زدن است- برای ایرانیان تدارک ببیند، و یا یک باشگاه ایجاد نماییم که بتوانیم غم غربت های اجباری و بی کسی هامان را در کنار هم فراموش کنیم و یا یک خانه سالمندان تاسیس کنیم؟
پس از مدتی زندگی در غرب دانستم که انجام موفقیت آمیزهر کار جمعی نیاز به داشتن ویژگیهای دارد که در ما بدلیل اینکه در نظامهای پدرسالاری و دیکتاتوری پرورش یافته ایم بوجود نیامده است بعنوان مثال:
- قدرت تحمل عقیده مخالف خود را داشته باشیم،
- نظراتمان را به یکدیگر تحمیل نکنیم،
- خود را عقل کل و دیگران را ابله نیگاریم،
- به نظر یکدیگر احترام بگذاریم،
- بده و بستانهای دوستانه و فامیلی و قبیلگی را کنار گذاشته و قوانین و مقررات را رعایت کنیم،
- اشتباهات خویش را بپذیریم،
- عقایدمان را از احساسات شخصی مان جدا نگاهداریم
- با یکدیگر صراحت و صداقت داشته باشیم
- تنگ نظر نباشیم و حسادت نورزیم،
- بخاطر یک نقطه ضعف یا یک صفت که در کسی نمی پسندیم به تمامی نقاط قوت او خط باطل نکشیم
- از گروه بندی و دسته بازی بپرهیزیم،
- منافع کشور و مردممان را بر منافع خود مقدم بداریم و .....
نبودن این خصوصیات در ما روشن می کند که چرا اکثر نهادهای فرهنگی چون روزنامه ها، نشریات، و ایستگاههای رادیوئی یا تلویزیونهای ایرانی که در خارج از کشورفعالیت می کنند معمولا توسط یک و یا حداکثر دو نفر اداره می شوند که از آن دو نفر نیز یکی رئیس است و دیگری نایب رئیس و یا منشی. با کمی توجه می توان دید که این همان الگوئی است که در طی قرون و در زیر نظامهای ارباب رعیتی و پدر سالاری- و نه انسان سالاری- بر ما حاکم بوده و وجود خود را در ذهنیت یکایک ما تثبیت کرده است. الگوئی که باعث شده است حتی ما در ورزشهای انفرادی چون کشتی و وزنه برداری موفق تر گردیم تا فوتبال که نیاز به کار گروهی دارد.
ممکنست چنین نتیجه بگیریم که تاسیس مراکز مذکور در فوق نیز فقط توسط یک یا دو نفر میسر خواهد بود. آری بشرطی که این فرد یا افراد از دو ویژگی اساسی برخوردار باشند: اول اینکه در مدتی که به کار تاسیس این مراکز اشتغال دارند به مخالف گوئی ها، تهمتها و برچسب هائی که از جانب هموطنان بر آنها خورده می شود وقعی ننهند و مهمتر از آن اینکه دارای آنچنان سلامت نفس و وسعت نظری باشند که در صورت موفقیت در دایر نمودن باشگاه، خانه سالمندان و یا هر مرکز عمومی دیگری، درب آنرا نه بر گروهی خاص که بر تمامی ایرانیان از مسلمان، مسیحی، بهایی، شیعه و سنی گرفته تا حزب الهی، چپی، مجاهد و سلطنت طلب و سوسیالیست و اقلیت و اکثریت و غیره بگشایند. و این خود امری اگر نه محال که بسیار بعید می نماید. اگر این مهم (معجزه) نیز صورت بگیرد تازه این خطر وجود خواهد داشت که افراد متعصب و وابسته به گروههای نامبرده که به این مکانها وارد می شوند، حضور یکدیگر را تحمل نکرده و به بحث و جدل با یکدیگر بپردازند و چه بسا این جدالها به به برخوردهای فیزیکی نیز بیانجامد که در اینصورت به دخالت پلیس کشیده و تکرار آن به بسته شدن آنها خواهد انجامید.
سوالی که هر یک از ما ایرانیان در این جا باید از خود بنماییم و به جواب آن بیاندیشیم اینست که آیا راهی وجود دارد که ما از شر این ویژگیهای مخرب اخلاقی كه شرايط چندين هزار ساله در ما بهوجود آورده است خلاص شویم؟ ویژگیهایی که حتی مانع از آن شده است که گروههای مخالف سیاسی یا اوپوزیسیون که خود را طلایه داران دموکراسی و حقوق بشر می دانند و با تمام قدرت در این راه تلاش می کنند نتوانند تا کنون کاری از پیش ببرند. بطور حتم تا زمانیکه هر یک از ما علت این درجا زدن ها و عدم موفقیت هایمان در کارهای جمعی را در دیگری یا دیگران می بینیم این در بر همین پاشنه خواهد چرخید.
بدون شک اولین قدم در راه درمان یک بیماری قبول آن بیماری در خود و در جامعه و قدمهای بعدی یافتن راههای درمان و تلاش در درمان است. به اعتقاد من اضطراری ترین کارها برای گروهها و انجمنهايى كه نام فرهنگ را چه در خود وچه با خود حمل مىكنند - مانند نشريات، راديو و تلويزيون، گروههاى فرهنگى، ادبی و سياسى و هر کسی که داعیه عشق به ایران و ایرانی را دارد- چه در داخل و چه در خارج از ایران- صحبت در مورد این خصوصیات مخرب اخلاقی و کمک گرفتن از متخصصین جامعه شناس و روانشناسان برای درمان یا تعدیل این ویژگیهاست.
باید ما یکبار برای همیشه با صداقت با خود و بر آنچه که بر سر ما رفته است روبرو شویم و بدانیم که تا این مشکلات اساسی حل نشود بوجود آوردن یک بستر مناسب , یک نهاد مدنی , یک حزب مستقل از قدرت , .... یک گروه سیاسی معمولی ولی منسجم، یک خانه ایرانیان، یک باشگاه موفق، یک خانه ی سالمندان آبرومند و حتی یک قبرستانی درخور برای ما در ایران که هیچ!! در این دیار غربت هم در حد یک آرزو باقی خواهد ماند.
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۶:۳۷ بֽظֽ | Reply
فرزاد - ق :
من نیز به نوبه خود ضمن تقدیم شادترین شادباشها ,بهترین آرزوهای قلبی خود را نثار این روزهای امید و پر از احساسات خوب اول سال میکنم و امیدواریم به کمک هم بتوانیم این احساسات زیبا و پاک را تا آخر سال با خود همراه داشته باشیم.
سال پیش رو سرشار از تلاش صادقانه و دلسوزانه برای ساختن آینده نیک
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۶:۴۲ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
بهاريهء 3
...........................
امروزبه دليلي ، ياد جمله اي افتادم كه چند سال پيشتر اقاي حجاريان در نشست شاخهء جوانان حزب مشاركت گفته بود:"اصلاحات مرد، زنده باد اصلاحات"! دوستي داشتم كه نمايندهء مجلس ششم بود و از اين سخن جناب حجاريان به شدت بر اشفت و مي گفت اين گونه سخنان زير دل بچه ها را خالي مي كند.
عرض كردم كه اصلاحات مثل نعش ناصرالدين شاه مي ماند كه بعد از انكه به تپانچهء ميرزا رضاي كرماني در حضرت عبدالعظيم تير خورد و كشته شد در كالسكه نشانيدنش و اتابك از پشت دست ميت را به طرف مردم تكان مي داد تا انها گمان كنند شاه سالم است.
اقاي حجاريان انچنان كه در همان سخنراني گفته بود اين جمله را از تروتسكي وام گرفته بود وقتي كه گفته بود:"انقلاب مرد، زنده باد انقلاب"! به نظر مي رسد نگاه به اصلاحات در نگرش اقاي حجاريان نگاهي انقلابي بوده است، تا جامعه زودتر به ساحل امن خود برسد و بيشتر از اين اسيب نبيند . با اين وجود حجاريان و همكارانش كار بزرگي در افرينش اصلاحات كردند .
امروز گمان مي كنم بدون يك جنبش انقلابي، اصلاحات دوباره بر خواهد خاست(البته نه ان اصلاحات ).چه اينكه در قاعدهء هرم قدرت ايران، مشكلات حاكميت روز بروز تشديد مي شود كه تورم ، اسيبهاي اخلاقي ، ساختار در هم شكستهء بوروكراسي ، تعامل در نظام بين المللي و... تنها تعداد اندكي از انهاست . انها مجبورند به خواست عقل اجتماعي و عقل علمي تمكين كنند! البته بعد از اسيبهاي فراواني كه بر پيكر جامعه وارد مي شود.
نقدآ 200 ميليارد دلار پول نفت گم شده است و هنوز كسي انرا نيافته تا بياورد تحويل دهد و مژدگاني دريافت كند.
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۶:۵۹ بֽظֽ | Reply
مهرنوش :
ضرورت اعیاد در هر دین و آیین و مذهبی , در هر قوم و قبیله ای , نیم نگاهی به گذشته و تصمیم گرفتن و اراده به ساختن آینده است.
به همین دلیل است که افرادی که در این راه قدم برداشته و امید به انسانها داده اند جاودانه شده اند و افراد ی که برعکس قدم برداشته اند نابود شده و هیچ نام و خاطره ای از آنها نمانده ......
یکی از جاودانه های فرهنگ ما ایرانیان , بجز عید سعید باستانی, که همین جا صمیمانه به همه دوستان آنرا تبریک و تهنیت عرض میکنم , حافط است که دیوانش یکی از ملزومات سفره ی هفت سین متبرک شده است:
کی شعر تر انگیزد , خاطر که حزین باشد؟
واقعا چگونه میتواند کسی با ایجاد حزن در جامعه, انتظار پیشرفت کردن و پیشرفت دادن آنرا داشته باشد؟
آیا کسی این حزن و اندوه خانمانسوز را در جامعه و مخصوصا در بین جوانان امروز نمی بیند؟
یک نکته از این معنی , گفتیم و همین باشد!
بقول معروف در خانه اگر کس است , یک حرف بس است!
از لعل تو گر یابم , انگشتری زنهار
همان انگشتر آگاهی که سلیمان بدستش میکرد و میتوانست همه چیز را ببیند و ...... اگر من نیز در اثر گفت و گوها و .... تلاش به این انگشتری دست پیدا کنم :
صد ملک سلیمانم , در زیر نگین باشد!
آیا با این انسداد خواهم توانست به این انگشتری زنهار , انگشتری آگاهی , دست پیدا کنم؟
غمناک نباید بود , از طعن حسود ای دل
اینجاست که در اوج ناامیدی حافظ وظیفه ی اخلاقی خود را انجام میدهد و میگوید: غمناک نباید بود , از طعن حسود ای دل
شاید که چو وابینی , خیر تو در این باشد.
نمیدانم فیلم دونده را دیده اید یا نه؟ همان فیلمی که یک خواهر و برادر یک کفش داشتند و برادر مجبور بود برای رساندن کفش به خواهرش بدود و ... بالاخره در اثر این فقر و نداری و ..... دونده شد؟
اینجا هم داستان همین است. شاید که چو وابینی , واقعا خیر ما در این بوده که این تجربه ی تلخ را از سر بگذارانیم و .....
هر کو نکند فهمی , زین کلک خیال انگیز
نقشش به حرام , ار خود , صورتگر چین باشد
بسیاری از کسانی که خود را صورتگر چین میدانند متاسفانه این فهم را نکرده و ندارند !!
جام می و خون دل , هر یک به کسی دادند
در تقسیم بندی اجتماع همیشه این بوده که عده ای خود را فدای دیگران کرده و میکنند و عده ای همیشه جام می بدست ..... در دایره قسمت اوضاع چنین باشد و به همین دلیل می باید معتقد باشیم که عیر از این دنیا دنیای دیگری هم هست که ذره ذره ی کارها پاداش و جزا داده میشود و .....
در دایره قسمت , اوضاع چنین باشد
در کار گلاب و گل , حکم ازلی این بود.
این قانون مادر است . این حکم ازلیست
کاین شاهد بازاری , وان پرده نشین باشد.
به همین دلیل از قدیم عده ای به بچه های خود نصیحت میکردند تا توانی بندگی کن , پادشاهی مکن!! و بعد توضیح میدادند البته بندگی فقط خدا
آن نیست که حافظ را رندی بشد از خاطر
متاسفانه عده ای ظاهر بین بوده و هنوز هم هستند و با توجه به ماندگاری حافظ هنوز هم حاضر نیستند اعتقادات او را کمی مورد توجه قرار دهند و .....
آن نیست که حافط را رندی بشد از خاطر
از خاطر حافظ توجه عمیق به مسایل نرفته است
کاین سابقه پیشین , تا روز پسین باشد.
چرا که وقتی قاون هستی اینست, چراغی را که ایزد برفروزد, هر آنکس پف کند , ریشش بسوزد!
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۷:۲۸ بֽظֽ | Reply
باور میکنید؟ :
دستيار چني: سفر معاون رييس جمهور آمريكا براي اتخاذ تصميم عليه ايران انجام نگرفته است
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۷:۴۶ بֽظֽ | Reply
متاسفانه همین ناامیدیست در قبال منازعه ما نیز :
سخنگوي حماس: اميدي به تغيير استراتژي دولت آمريکا در قبال منازعهي عربي-صهيونيستي نيست
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۷:۴۹ بֽظֽ | Reply
چون مشارکت داده نمیشوند مشکل اقتصادی دارند؟! :
عضو فراكسيون اصولگرايان مجلس درگفتوگوباايسنا:
مردمي كه هميشه در عرصهها مشاركت خوب دارند نبايد مشكل اقتصادي داشته باشند
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۷:۵۶ بֽظֽ | Reply
آیا حواسشان با این حرفها جمع خواهد شد؟ :
خبرگزاري دانشجويان ايران - تهران
سرويس: مجلس
نمايندهي مردم اصفهان در مجلس هفتم گفت: مردم از گراني و فشارهاي اقتصادي دلگير بوده و از اين مسأله نگران هستند.
حجتالاسلام محمدتقي رهبر در گفتوگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري دانشجويان ايران(ايسنا)، با اشاره به حضور خوب مردم در انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي، تصريح كرد: مردمي كه هميشه در عرصهها مشاركت خوب دارند نبايد مشكل اقتصادي داشته باشند؛ ولي با وجود مشاركت خوب مردم در انتخابات، آنها از مشكلات موجود گلايهمند هستند.
اين نماينده اصولگراي مجلس هفتم ادامه داد: در اصفهان در هر جلسه و در هر مراجعهاي، مردم از گرانيها و مشكلات خود ابراز ناراحتي ميكنند.
وي ادامه داد: در واقع انتظار و توقعي كه مردم از دستگاههاي نظام براي حل مشكلات خود مانند گرانيها داشته و دارند، برآورده نشده است، منتهي چون ما نماينده مردم در مجلس هستيم، بيشتر در مراجعه به ما اين مسايل را مطرح ميكنند.
امامجمعه موقت اصفهان در ادامه در انتقادي از برخي دستگاههاي اجرايي كشور درباره گرانيها و مشكلات مردم، خطاب به اين دستگاهها اظهار كرد: در اين موقعيت حساس، شب عيد و آخر سال، چرا مردم بايد براي امور جزئي و مايحتاج خود تا اين اندازه مشكل داشته باشند؟
حجتالاسلام رهبر، اين مسأله را ناشي از ضعف تشكيلاتي دانست و افزود: مردم از اين ضعف تشكيلاتي نگران هستند و بايد اين موارد گفته شود تا حواس مسوولان جمعتر باشد تا به مشكلات مردم بيشتر توجه شود.
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۷:۵۹ بֽظֽ | Reply
صادق کمالی :
يامقلب القلوب و الابصار، يا مدبراليل والنهار
يا محول الحول والاحوال، حول حالنا الي احسن الحال
اي تغييردهنده دلها و بينشها،كه دلهاي ما را به اميد و ديدگانشان را به آزادي روشن مىسازى،
اي تدبيركننده شب و روز كه تيرگى ستم و اجبار را مغلوب مىكنى،
اى كه روزگار ملتها را دگرگون مىسازى و مستبدان را به زير مىكشى،
به ما نيكوترين زندگاني در خور را عطا كن
جناب آقای عبدی
دوستان خواننده
فرا رسیدن فصل رویش و نوروز باستانی را به تک تک تبریک و شادباش عرض میکنم و برای همگی آرزوی سلامتی , سربلندی , سرافرازی, سعادت, سبزی, سرآمدی و سرور دارم.
امیدوارم در سال جدید بتوانیم به کمک هم بجز مواضع مقامات حاکم , مواضع گروههای مخالف را نیز مورد نقد و بررسی قرار داده , زیر ذره بین خود بگذاریم تا آنان نیز با توجه به این آیینه آینده دچار خود گویی و خود خندی , خود مرد هنرمندی نباشند و نشوند..
با امید داشتن نوروزی سرشار از بهروزی این شعر را نیز من تقدیم شما و دوستان میکنم:
با این امید که برای یک لحظه برگردیم به روزهای اول انقلاب و اولین بهار آزادی
هوا دلپذير شد گل از خاک بردميد
پرستو به بازگشت زد نغمه اميد
به جوش آمده است خون درون رگ گياه
بهار خجسته باز خرامان رسد ز راه
به خويشان، به دوستان به ياران آشنا
به مردان تيزخشم که پيکار مي کنند
به آنان که با قلم تباهي دهر را
به چشم جهانيان پديدار ميکنند
بهاران خجسته باد، بهاران خجسته باد
و اين بند فقر و جهل به سرتاسر جهان
به هرصورتي که هست نگون و گسسته باد
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۸:۳۵ بֽظֽ | Reply
محمد حسين :
بهاريهء 4
..............................
"تخت"
تخت در ايران موضوع مهمي است .همواره بر سرش دعوا و كشتار است ، به همين خاطر است كه به تهران پاي تخت مي گويند چون تمام اتفاقات تعيين كننده در همين شهر كه در پاي سرير قدرت است مي افتد.
اگر به موزهء جواهرات سلطنتي در چهار راه استانبول رفته باشيد مي بينيد كه هنوز هم تخت جواهر نشان نادري متعلق به فتحعليشاه در ان موزه خودنمائي مي كند اين تخت را شاهان قاجار در سفر استفاده مي كردند چه اينكه از قطعات قابل باز و بسته شدن ساخته شده است و اين همان تختي است كه رضا شاه و فرزندش بر ان تاجگذاري كرده اند و تا حدودي شبيه تخت داريوش است كه بر كتيبه هاي تخت جمشيد حجاري گرديده است. البته تخت داريوش به صورتي بوده كه شاه نمي توانسته تكيه دهد و نيز پاهايش به پلهء پائيني نمي رسيده و اويزان مي مانده و اين شكل بسيار رسمي نشستن است كه مدعوين احساسي از احترام و تواضع را از طرف شاه دريافت مي كرده اند.( خاطرم نيست كه در تخت نادري اينها رعايت شده يا نه).
پس از انقلاب مرحوم امام خميني همواره بر مبلي مي نشست كه بر ان پارچه اي سفيد كشيده شده بود كه نشان پاكي و پيراستگي و سادگي بود.
اما اولين فردي كه در جمهوري اسلامي بر تختي مجلل نشست جناب اقاي هاشمي بود .در اين تخت به راحتي تكيه مي داد و پاهايش هم به زمين بود بنابراين شكل رسمي حضورش كاهش يافته و پيامي از راحتي و اسودگي خيال را به بينندهء انقلابي و گرفتار مشكلات پس از جنگ القاء مي كرد.
خاطرم هست كه اقاي خاتمي كه مي خواست رئيس جمهور شود در فروردين سال 76 به مشهد امده بود و در تالار رازي دانشكدهء پزشكي مشهد برايش سخنراني گذاشته بودند.
اين همان تالاري است كه مرحوم دكتر شريعتي در انجا سخنراني معروفي را برگزار كرده بود(همان سخنراني كه خبر امد كه در تالار بمب گذاشته اند ، او و مخاطبانش با علم به اين تهديد ماندند و دكتر سخنراني كرد).
دكوراتور سن كه با تيمشان احتمالآ در كار دولت بودند و شايد هم كارشان با غرض بوده ، مبلي دقيقآ شبيه مبل اقاي هاشمي را براي اقاي خاتمي در نظر گرفته بود اما مجري مراسم كه با دورهء دانشجوئي اش قريب العهد بود ، ميز چوبي كتابخانه اي را سفارش داده بود كه به سنت كنفرانسهاي علمي با دو صندلي سادهء چوبي ، يكي براي خودش و يكي براي اقاي خاتمي و با فاصله چند متري از مبل كذائي قرار بگيرد بدون انكه كمپوزيسيون دكور به هم بخورد.
مجري پس از ياداوري مقدماتي اقاي خاتمي را به روي سن دعوت كرد ، همه نگاهها تيز شده بود تا ببينند كه رئيس جمهور اينده به كدام سوي مي رود ! خاتمي برنده شد چرا كه به طرف ميز و صندلي دانشگاهي رفت ، حاضران ايستادند و ثانيه هائي چند با شليك پياپي دست زدنهاي احساسي او را استقبال كردند و ان مبل با دسته گلي كه روي ميز عسلي جلوش قرار گرفته بود تا اخر خالي ماند.
ادامه دارد
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۸:۴۷ بֽظֽ | Reply
رای به شما هم نبود , چون اصلا رایی نبود :
قالیباف: رای مردم رای به دولت نبود، مهر
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۸:۵۴ بֽظֽ | Reply
مصدق در کتاب :
می گويد: "تا ملتی دانا و رجالی توانا نباشند ، کار مملکت به همين منوال خواهد گذشت."
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۹:۲۱ بֽظֽ | Reply
ابراهیم :
سلام
نوروز بر شما مبارک باد
من هم با بیم و امید بسیار سال را آغاز کردم . امسال را سال نوآوری و شکوفایی نامیدند و همین موضوع دغدغه فکری من شده هنگامیکه به یاد می آورم سال 1380 سال اقتدار ملی و اشتغال آفرینی بود !
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۹:۵۸ بֽظֽ | Reply
علی - م :
هويت ملی چیست؟ عید ملی ما کدامست؟
رسم و رسوم ملی , .... و شناسنامه ی ملی چیست؟.....
چرا من هر کجای این گیتی که پای میگذارم از روی قیافه و از مهری که بر پیشانی دارم می فهمند که من ایرانی هستم؟
بنظر میرسد هویت مجموعه تلاش آب و باد و خاک و آتش ( = همان نور آفتاب که برای پرورش گیاهان و جانورانی که من از آنها تفذیه میکنم, لازم بوده است) و همچنین درک و دريافت من (بعنوان يک ايرانی) از جهان و جامعه است.
بنظر میرسد هویت مجموعه کردارها، منش ها، احساس ها و آئين هائی است که «شخصيت» مرا (به عنوان يک ايرانی) از ساير ملّت ها، مشخص می کند، چيزی که يکی از ايران شناسان برجسته فرانسوی بدرستی آنرا L’âme de l’Iran (جانِ ايران) ناميده است. من در تعريف «ملّيت» ـ مخصوصاً ـ بر واژه «شخصیّت» تأکيد می کنم تا جوهر معنوی و فرهنگی مفهوم «ملّيت» را نشان بدهم.
خوب! اين هوشياری تاريخی کی و کجا خودش را نشان می دهد؟ وقتی که يک دشمن خارجی به «شخصیّت» شما (به شخصیّت تاريخی شما) يعنی به «هویّت» شما، به فرهنگ و ارزشهای شما .... به ميهن و تاريخ و آئين های ملّی شما تجاوز کرده باشد. بنابراين عجيب نيست که به قول «التون دانيل» E. Daniel (محقّق و ايران شناس برجستهء انگليسی) در طول حدود صد سال (از سال ١٢٦ تا ٢٧ هجری / ٧٤٣-٨٤٢ ميلادی) ما شاهد ١٤٣ قيام و شورش اجتماعی، سياسی و مذهبی در نواحی مختلف خراسان، آذربايجان، سيستان، طبرستان، گيلان و...بر ضد حمله ی اعراب بوده ايم. چنين هوشياری و مقاومتی در تاريخ ملّت ها اگر بی نظير نباشد، بی ترديد، کم نظير است... نتيجهء اين مقاومت ها، فداکاری ها و هوشياری ها از جمله اينست که پس از آنهمه آوار سهمگين تاريخی (برخلاف بسياری از کشورهای متمدن قديم) زبان، ادبيات، فرهنگ و آئين های ملّی ما هنوز زنده و پايدار است.
در اين جا، دلم می خواهد به گوشه تاريکی از تاريخ ايران اشاره ای بکنم تا هم شاهدی برای حرف هايم ارائه داده باشم و هم ادای دينی کرده باشم به آن قهرمانان گمنامی که امروزه ما، همهء هستی تاريخی و فرهنگی خودمان را مديون فداکاری ها و پايداری های آنان هستيم:
من در باره ء قتل عام ها، غارت ها، ويران کردن شهرها و آتش زدن کتابخانه ها و آواره کردن دانشمندان شهرهای نيشابور، بخارا، مرو، خوارزم و سمرقند (که از مراکز مهم علمی و فرهنگی ايران و جهان در قرون وسطی بودند) بوسيله « قُتيبه بن مُسلم» (سردار عرب در فتح خراسان) میخواهم صحبت کنم .
در تواريخ سيستان آمده است:
وقتی که سپاهيان «قُتيبه»، سيستان را به خاک و خون کشيدند، مردی چنگنواز، در کوی و برزن ِ شهر - که غرق خون و آتش بود - از کشتارها و جنايات «قُتيبه» قصّهها میگفت و اشک ِخونين از ديدگان آنانی که بازمانده بودند، جاری میساخت و خود نيز، خون میگريست... و آنگاه، بر چنگ مینواخت و میخواند:
-«با اينهمه غم
در خانهء دل
اندکی شادی بايد
که گاهِ نوروز است...».
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۱۰:۲۹ بֽظֽ | Reply
محمدآقازاده :
عبدي عزيز
قلم و نگاه شما هميشه فرصتي است براي مخاطب . استقامت تان در آنچه صحيح مي دانيد غبطه انگيز است. سال نو را به شما دوست خوبم شادباش مي گويم و ماندگارتان را در اين صحنه پرتلاطم را از خدواند مي طلبم . شاد باشيد و ندرست
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۱۱:۰۶ بֽظֽ | Reply
نقل قول :
خوب منهم این عید سعید باستانی را به شما و دوستان تبریک عرض میکنم و برای شما از پشت پرده خبرهای تازه ای دارم و آن اینکه درحاليكه واشنگتن براي مذاكره با ايران بر سر دوراهي قرار دارد، يكي از نمايندگان كنگره از ایالت مريلند، میگوید مدتي است اين كار را آغاز كردهاست!!
بالتيمورسان مدعی شد، "وينتي گيلچرست" نماينده جمهوريخواه مريلند طي يك سال گذشته براي گفتوگو در مورد راههاي بهبود روابط آمريكا و ايران با مقامات رسمي و تجار ايراني ملاقات داشتهاست!
بنابراین امیدوارم دوستان فقط به ظواهر اخبار توجه نکنند و با گسترش شفافیت در ارتباطات کمی هم احتمالات دیگر را مد نظر قرار دهند.
این نماینده با توجه به گزارش اخير سازمانهاي اطلاعاتي آمريكا، معتقد است كه فرصت خوبي براي آغاز مذاكره به وجود آمدهاست!
حتما می پرسید چه فرصت هایی؟ خوب سیاست که همه اش چماق نیست , بعضی اوقات هویج هم هست!!
هدف گليچرست از زمان اولين ملاقات محرمانهاش ايجاد راهي براي مذاكره با ايران بودهاست! وي میگوید براي اولين بار جلسهاي سهساعته با جواد ظريف نماينده سابق جمهوری اسلامی ايران در سازمان ملل متحد داشته و اين آغاز تلاشهاي نمايندهاي بود كه در سال 2002 به استفاده از زور در عراق , رأي مثبت داد.
بله , اگر برخی دوستان از سیاست دوگانه ایران در عراق متعجب هستند باید بدانند وقتی نماینده ی ایران رای مثبت به آمریکا میدهد .... چوب نیار بهر کسی , اول خودت , دوم کسی!!
این نماینده مجلس سنای آمریکا ادعا کرده در ادامه مذاکراتش مقامات ايراني، با مجلس ايران نامهنگاريهايي کرده و گروهي متشكل از نمايندگان دموكرات و جمهوريخواه تشكيل داده تا بر بهبود روابط با ايران متمركز شوند!
اين گروه با عنوان "انجمن گفتوگو" درصدد ايجاد ارتباطات گستردهتر بين نمايندگان ايراني و آمريكايي است!
گليچرست 61 ساله كه در جنگ ويتنام نيز دچار مجروحيت شده، ميگويد: «ما معتقديم كه پيش از آنكه جوانان را براي مردن بفرستيم، بهتر است پيرها را براي گفتوگو بفرستيم.»
گليچرست معتقد است كه ايران منافع مشروعي را در ايجاد امنيت براي همسايگانش دارد و معتقد است كه محمود احمدينژاد نماينده كل اين كشور نيست، همانطور كه بوش نماينده همه مردم آمريكا نيست.
گليچرست بهعنوان يك ميانهرو كه راهي جداگانه را نسبت به ساير اعضاي حزبش در مورد عراق پيش گرفته، با مخالفت سرسختانه ساير نمايندگان حوزههاي انتخاباتي ديگر ايالت، روبهروست. بهويژه از طرف سناتور "اندرو هريس" و سناتور "اي جي پيپكين" و سه نامزد جمهوريخواه ديگر در اين ايالت.
بالتيمورسان ادامه ميدهد كه تلاشهاي نمايندگان آمريكايي براي برقراري رابطه با كشورهاي متخاصم آمريكا سابقهاي ديرينه اما بدون نتيجه دارد، اما "لي هميلتون" از مقامات دخيل در تهيه گزارش مطالعاتي عراق ميگويد كه كارهاي مشابه گليچرست دقيقا همان چيزي است كه ما به آن نياز داريم.
گليچرست ميگويد كه او تلاشهاي خود را به اطلاع بوش رساندهاست!
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۱۱:۰۷ بֽظֽ | Reply
ف - م :
فرارسيدن بهار را، نوروز باستانی را، رويش برگ درختان و شکفتن غنچه ی گل ها را، زنده شدن طبيعت و گرمی دل ها را، بردميدن اميد زندگی را، تباهی ياس و نااميدی را، به شما و خوانندگان عزيز تبريک می گويم. با اين همه غم و اندوه و گرفتاری های گوناگون، شادی به اکسيری ناياب و دست نيافتنی می مانَد، ولی با نگاه به سبزه ی هفت سين، با تماشای ماهی قرمز داخل ظرف بلور، با تاباندن رنگ های شاد به دل های شکسته و افکار خسته، می توان تاثير اين اکسير جاودانه را –گيرم برای چند روز- بر جسم و جان مشاهده کرد. اين روزهای سبز بر شما مبارک باد.
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۱۱:۱۱ بֽظֽ | Reply
m-n :
سلام
نوروز شما پيروز
خداحافظ
چيز ديگري اگر يافتي اضافه كن بر اين سه
تا بل ؛ باز شود اين در گم شده بر ديوار
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۱۱:۱۶ بֽظֽ | Reply
چگونه قدرت میتواند هر کس را کور کند :
پس از آنکه نامزد جمهوریخواهان آمریکا در رقابتهای ریاست جمهوری این کشور در سفر به خاورمیانه به اشتباه اظهاراتی را علیه ایران ایراد کرد، دموکراتهای آمریکا این کهنه سرباز جنگ ویتنام را آماج انتقادهای خود قرار دادند.
به گزارش خبرگزاری مهر به نقل از خبرگزاری فرانسه، با آنکه دولت آمریکا همواره اتهامات مشابهی را علیه ایران در رسانه ها مطرح کرده و تهران را به حمایت از گروه های شیعه عراقی متهم می کند، سناتور "جان مک کین" در سفر اخیر خود به امان، ایران را به حمایت از القاعده و آموزش نیروهای القاعده متهم کرد که این امر با انتقاد تند مقامهای آمریکایی روبرو شد.
بر اساس این گزارش، نامزد جمهوریخواهان آمریکا درانتخابات ریاست جمهوری این کشور که سابقه حضور در جنگ ویتنام را نیز دارد در سفر به اردن، سرگرم سخنرانی درباره عراق بود و در این سخنرانی تهران را به آموزش نیروهای القاعده و اعزام آنها به عراق متهم کرد که در این هنگام سناتور "جو لیبرمن" که به همراه مک کین به منطقه سفر کرده، سخنان او را قطع کرده و به آهستگی در گوش او سخنانی را گفت و این سناتور باسابقه را متوجه اشتباه و یا "گاف بزرگ" خود کرد. مک کین بعد از شنیدن سخنان لیبرمن، مدعی شد : متاسفم، ایرانی ها تندروهای عراقی را آموزش می دهند و نه القاعد را، نه القاعده نه، معذرت می خواهم.
اما بعد از این سخنان، دموکراتها، مک کین را به باد انتقاد گرفته و این سخنان را از جانب کسی که خود را فردی با تجربه در امور بین الملل و سیاست خارجی می داند، سبب سرمشاری دانستند.
در این میان سناتور "باراک اوباما" یکی از رقیبان دموکرات مک کین در رقابتهای ریاست جمهوری آمریکا، با هدف بهره برداری تبلیغاتی از این اشتباه مک کین گفت : دیروز شنیدم که مک کین گروه های شیعه و سنی را با هم اشتباه گرفته و ممکن است این همان دلیلی باشد که مک کین با استناد به آن رای به جنگ با کشوری داده که رابطه ای با القاعده نداشت. ممکن است این همان دلیلی باشد که همواره سبب فراموشی این نکته در نزد مک کین می شود که جنگ عراق دشمنان آمریکا را از هر زمان دیگری جسورتر کرده است.
البته مک کین در دیدار با مقامهای اسرائيل هم اظهاراتی بر زبان آورد که قطعا پیامدهای خوبی برایش نخواهد داشت؛او به صراحت خواستار آن شد تا بیت المقدس پایتخت رژیم اشغالگر قدس شود.
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۱۱:۲۲ بֽظֽ | Reply
عید نوروز در دیگر کشورها :
عید نوروز، این روز نو در سال نو، جشنی باستانی است که نه تنها در ایران و افغانستان، بلکه در کشورهای تاجیکستان، ازبکستان، قرقیزستان، ترکمنستان، قزاقستان، آذربایجان، مناطق کردنشین عراق، سوریه و ترکیه و حتی در بسیاری از شهرهای روسیه نیز برگزار می شود.
در کل نوروز را صدها میلیون نفر در آسیای میانه، خاور نزدیک و خاور میانه جشن می گیرند. گاهی به اشتباه نوروز را به اسلام مرتبط می کنند، چرا که این جشن در کشورهای اسلامی بطور گسترده برگزار می شود، اما ریشه های نوروز نه در اسلام و بلکه در کهن ترین مردمان است. کافی است بگوییم که در قرن پنجم پیش از میلاد، نوروز در ایران جشنی پر آوازه بود.
مردم کشورهای مختلف نوروز را به اشکال مختلف جشن می گیرند، در اینجا بطور کوتاه درباره سنت نوروز در چند کشور توضیح می دهیم:
ازبکستان:
در ازبکستان جشن نوروز جشنی دولتی است، اما رسماً سال نو طبق تقویم اروپایی برگزار می شود. از چند روز مانده به عید، مردم این کشور خانه تکانی می کنند و خانه های خود و شهرها و روستاها را می آرایند؛ زیرا این امری طبیعی است که در لباسی زیبا و خانه ای زیبا به استقبال سال نو بروند. طبق رسوم، تا پیش از آغاز سال نو باید تمامی کارهای مربوط به آماده کردن غذا و وسایل پذیرایی پایان بیابند.
غذای فراوان و متنوع، نماد امیدواری به برداشت محصولات بسیار در این سال است. در روز نوروز سفره عید که در ازبکستان دستارخوان نامیده می شود، پهن می شود و بر روی آن غذاهای متنوعی از جمله پلو، گوشت گوسفند و یا گاو آب پز شده، پیراشکی با پیازچه و سمنو (سومالیاک) قرار می گیرد. سمنوپزی از رسوم دیرینه در ازبکستان است که خانم ها به آن می پردازند و در هنگام پخت آن شعرهایی شاد می خوانند، می رقصند و افسانه تعریف می کنند، شوخی می کنند. ازبک ها تنها یک بار در سال و آن هم در نوروز سمنو می پزند که جوانه گندم آن سمبل زندگی ابدی است.
یکی از عقاید جالبی که در بین مردم ازبکستان وجود دارد، این است که می گویند اگر در سمنوی میهمان سنگ کوچکی بیفتد، نشان خوبی است و بدین معناست که تا نوروز دیگر او شاد، موفق و تندرست خواهد بود.
علاوه بر این در میدان های شهرها نیز شادی و پایکوبی آغاز می شود و چهره هایی سنتی که نماد عید نوروز هستند، "بهار خانوم"، "دهقان بابا" و "ماما یر" (بمعنای زمین) پدیدار می شوند. آنها سوار بر ماشینی می شوند که با گل آراسته شده و مردم و میهمانان را به میدان اصلی شهر یا روستا دعوت می کنند و در آنجا نوروز را به همه تبریک می گویند.
تاجیکستان:
در تاجیکستان در تمامی شهرها و مناطق و حتی روستاهای دور دست کشور مراسمی باشکوه بمناسبت فرا رسیدن نوروز برپا می شود. در آغاز سال، "امامعلی رحمان" رئیس جمهور تاجیکستان نوروز را به مردم کشور تبریک می گوید. سپس مسابقاتی در رشته های سنتی ورزشی و نیز شعرخوانی برگزار می شوند و همه مردم برای گردش و تفریح به خیابان ها می آیند.
بنا بر رسمی دیرینه، در روز جشن، مردم تمامی ناراحتی ها و کدورت هایی که از یک دیگر به دل گرفته بودند را می بخشند و آنانی که قهر بودند، آشتی می کنند. بسیاری به ملاقات فقرا، افراد تنها و ناتوان می روند، از آنها مراقبت می کنند، هدیه می دهند. جشن های نوروزی در تاجیکستان حدود یک ماه بطول می انجامد.
باید گفت که نوروز چیزی پیش از یک جشن معمولی محسوب می شود. در این روز برای مخارج نوروزی به کودکان پول هدیه می دهند، مردم به هم هدیه می دهند و به یتیمان و بینوایان کمک می کنند.
ترکمنستان:
طبق روایات ترکمن ها، جشن بهاری نوروز، بیش از 3 هزار سال پیش در خراسان، همزمان با آغاز کشاورزی ایجاد شد و به تمامی کشورهای همسایه رواج یافت.
ریشه نوروز در دین زرتشتی است. نوروز باستانی ترین جشن کشاورزان است که پدیدار شدن آن مرتبط با ایجاد تقویم کشاورزی است. فردوسی و عمر خیام که در زمان ملک شاه سلجوقی در خاک کنونی ترکمنستان خدمت می کردند، نوروز را مرتبط با پادشاهان افسانه ای ایرانی، از جمله جمشید و کیومرث می دانستند.
طبق سنت، تا پیش از فرا رسیدن سال نو مردم باید خانه و حیاط های خود را تمیز کرده و بدهی های خود را بپردازند.
ترکمن ها روی میز نوروز، نان و پیراشکی هایی از آرد گندم، ارزن، ذرت، لوبیا، لپه، عدس، برنج، کنجد و نخود می گذارند. در نوروز خوراک هایی از هفت چیز آماده می کنند که بیشتر آنها گیاهی هستند، مشهورترین خوراک نوروزی، سمنو است.
آذربایجان:
در آذربایجان شیخ الاسلام حاجی الله شکور پاشازاده مفتی مسلمانان قفقاز فرا رسیدن "نوروز بایرام" را به مردم آذربایجان تبریک گفت و آرزوی شادی، تندرستی و خوشبختی برای مردم این کشور کرد. او گفت که نوروز نه تنها نماد نو شدن طبیعت، بلکه نماد اجرای خواسته ها و امیدهای انسان هاست.
افغانستان:
در افغانستان در آستانه فرا رسیدن نوروز در استان های مختلف کشور نهال کاشتند.
تنها در کابل بیش از 4 میلیون نهال کاشته شد و خیابان های کشور به سبزه آراسته شده اند. صدها هزار نفر از مردم در بازار نهال می خرند و خانه و خیابان ها را بدان می آرایند.
برگرفته از خبرگزاری «نووستی»
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۱۱:۲۷ بֽظֽ | Reply
:
با تبریکات نوروزی ,
گفته شده :
پيروزي انقلاب اسلامي خط كشي باطلي را كه سالهاي متمادي در جهان وجود داشت و كشورها را به دو دسته سلطه گر و سلطه پذير تقسيم ميكرد، در هم شكست و نظام جمهوري اسلامي ايران صراحتا اعلام كرد با سلطه گري مخالف است و هرگز نيز سلطه گري نخواهد كرد.
آقای عبدی این پاراگراف یعنی چه؟
.............................................................
عبدي:
يعني ايران گروه سوم است كه نه سلطه مي پذيرد و نه سلطه گري مي كند.
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۱۱:۳۲ بֽظֽ | Reply
سيد عليرضا :
با سلام و تبريك نوروز به شما جناب عبدي نازنين.و با آرزوي سالي بهتر از سال و سي سال گذشته براي همه ملت مظلوم ايران .
...........................................................
عبدي:
بقيه مطالب ناخوانا بود.
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۱۱:۳۵ بֽظֽ | Reply
ما کاتولیک تر از پاپ بوده ایم و نمی دانستیم :
باراك اوباما نامزد ارشد حزب دمكرات براي انتخابات رياست جمهوري آمريكا روز چهارشنبه ضمن انتقاد از حمله كشورش به عراق گفت كه اين جنگ امنيت آمريكا را كاهش داده است .
وي كه به مناسبت سالگرد تجاوز امريكا به عراق در پايگاه نظامي فورت برگ در كاروليناي شمالي براي نظاميان سخنراني ميكرد تصريح نمود كه از همان روز اول كه به عنوان رئيس جمهوري آغاز به كار كند اقدام به خروج نيروها از عراق خواهد كرد.
اوباما تصميم حمله به عراق را غيرعاقلانه و بدون توجه به شواهد و مدارك محكم خواند و از سناتورهايي كه به اين جنگ راي مثبت داده اند انتقاد كرد.
او كه از روز اول با اين جنگ مخالف بوده به قضاوت نادرست هيلاري كلينتون و جان مك كين براي جنگ عراق اشاره كرد.
اوباما همچنين تاكيد كرد كه به دليل نزول امنيت امريكا ، القاعده، طالبان و كره شمالي جسورتر شده اند.
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۱۱:۴۴ بֽظֽ | Reply
بهتر آن باشد که سر دلبران, گفته آید در حدیث دیگران :
غلامعلي حداد عادل رييس مجلس شوراي اسلامي روز پنجشنبه در پيام نوروزي خود سال ۱۳۸۶را سال عزت و استقلال ملت ايران دانست و ايستادگي ملت در بهره مندي از حقوق خود در استفاده صلح آميز از انرژي هستهاي را مظهر بارز و مصداق آشكار آن اعلام كرد.
وي مجلس هشتم را مجلس خدمت، تلاش و تعامل سازنده با ساير قوا به خصوص دولت خواند و گفت اعتماد بالاي مردم در انتخابات اخير وظيفه و مسووليت ما را سنگين تر ميكند.
حدادعادل در پيام نوروزي خود ضمن تبريك سال جديد به عموم ملت ايران گفت مردم در سال اتحاد ملي و انسجام اسلامي با توجه هوشمندانه به توصيه مقام معظم رهبري و با حضور باشكوه خود در پاي صندوقهاي راي به نامگذاري سال ۱۳۸۶از جانب رهبر فرزانه انقلاب به بهترين وجه پاسخ دادند.
۱ فروردین ۱۳۸۷ ۱۱:۵۰ بֽظֽ | Reply
یعنی بعدش مجدا زندانی میشود؟ :
بنزین آزاد فقط تا 29 فروردین
آقای عبدی آیا این اقدام دولت قاونیست؟ یا باز سلیقه ایست؟
غلامحسین نوذری وزیر نفت در نشست خبری علت عرضه بنزین آزاد را رفاه حال هموطنان در سفرهای نوروزی دانست و گفت:«آسایش و رفاه حال هموطنان همواره جز دغدغههای اصلی دولت نهم بوده است، به همین علت پس از جلسات بسیار در دولت و همچنین کارگروه تبصره 13 تصمیم عرضه بنزین آزاد با نرخ 400 تومان اتخاذ شد».
وی، با اشاره به سهمیه 120 لیتری بنزین فروردین ماه و همچنین سهمیه 100 لیتری بنزین ویژه نوروز، تصریح کرد:«با احتساب این دو سهمیه و همچنین اضافه کردن سهمیه بنزین اردیبهشت و خرداد ماه سال آینده به میزان 240 لیتر، هموطنان میتوانند برای سفرهای خود تا 2 هزار و 200 کیلومتر برنامهریزی کنند».
وزیر نفت ادامه داد:«از سوی دیگر، چون احتمال میرفت که برخی از مردم کارت خود را گم کنند و یا به هر دلیلی نیاز به سهمیه بیشتر داشته باشند، بحث عرضه آزاد بنزین برای یک ماه، به ویژه در ایام نوروز، مطرح شد که در نهایت پس از مطرح شدن بررسی قیمتهای متفاوت، تصمیم کارگروه برآن شد که بنزین آزاد به نرخ هر لیتر 400 تومان عرضه شود».
نوذری در باره نحوه عرضه بنزین آزاد در جایگاه ها به مردم، خاطر نشان کرد: «به هر جایگاه یک کارت ویژه داده شده است که تنها در آن جایگاه اعتبار دارد و قابل استفاده است و با استفاده از آن کارت به مردم به عنوان مازاد نیاز، بنزین به نرخ هر لیتر 400 تومان عرضه می شود».
وی در باره تاثیر عرضه بنزین آزاد به قیمت هر لیتر 400 تومان در ایجاد تورم در جامعه گفت:«از آنجا که این مهم تنها در یک ماه قابلیت اجرایی دارد و صرفا برای حل مشکل مردم در امور مسافرت آنان است، از این رو با کارهای کارشناسی انجام شده، هیچ آثار تورمی در جامعه در نتیجه اجرای این مهم امکان بروز نخواهد داشت».
وزیر نفت در پایان توصیه کرد: «اصحاب رسانه تلاش کنند در زمینه اطلاع رسانی در زمینه عرضه بنزین آزاد، فضای آرامی را برای مردم که در تدارک سفر در ایام نوروز هستند، فراهم کنند چرا که دولت تمام تلاش خود را برای آسایش مردم در ایام نوروز به کار گرفته است».
آقای عبدی نقش مطبوعات چیست؟ اسباب دستی آقایان؟
۲ فروردین ۱۳۸۷ ۱:۱۸ قֽظֽ | Reply
ما نیز , ولی میان ماه من تا ماه گردون , تفاوت ... :
مجید انصاری: به اعلام نتایج مشكوكیم !
حجتالاسلام و المسلمین مجید انصاری گفت: آرای مربوط به اینجانب كه بصورت موج فراگیر در تمامی صندوقها چشمگیر بود و علاوه بر علاقهمندان به اصلاحطلبان بسیاری از كسانی كه به سایر لیستها حتی لیست اصولگرایان رأی میدادند، نام بنده و چند تن دیگر از اصلاحطلبان همچون آقای جهانگیری، دعایی و برخی دیگر از آقایان و خانمهای اصلاحطلب را در فهرست خودشان مینوشتند.
۲ فروردین ۱۳۸۷ ۱:۴۵ قֽظֽ | Reply
انجمن علمی برنامه ریزی :
انجمن علمی دانشجویی برنامه ریزی اجتماعی دانشگاه تهران اقدام به برگزاری جشنواره وبلاگنویسی با موضوع مسائل اجتماعی ایران نموده است. از همه علاقمندان برای شرکت در این جشنواره دعوت می شود.
۲ فروردین ۱۳۸۷ ۲:۳۷ قֽظֽ | Reply
محمد حسين :
بهاريهء 5
..................................
ادامهء
...."تخت"
بيرون خزانهء جواهرات سلطنتي تختي ديگر است كه به اهميت تخت نادري نيست ولي از ان خيلي بزرگتر است به نام تخت طاووس.اين تخت احتمالا متعلق به ناصرالدين شاه قاجار بوده ( ترديد از من است) و از كاخ گلستان به اين موزه منتقل شده است .اين تخت انقدر بزرگ است كه چند نفري بتوانند همزمان روي ان بنشينند و مثلا ابگوشت بخورند. شايد هم ناصرالدين شاه كه اراده كرده بود چندين دهه بر اين مملكت پادشاهي كند تختي با اين عرض و طول را سفارش داده بود تا امورات پادشاهي ، خاطرسلطان صاحب قران را مكدر و ملول نسازد و اي بسا دلش كه گرفت روي همان تخت ابگوشت خوردن كه بماند با مليجك قايم باشك بازي هم بكند و يا يكي از زنان حرمسرا را به حضور همايوني بپذيرد..
به گمانم در چندين قرن اخير ركورد طولاني ترين پادشاهي هم مربوط به ايشان باشد و اگر دست غيب از استين ان ميرزاي كرماني بيرون نيامده بود ، شاه قاجار به اين اسانيها ول كن تخت طاووس با همهء فوايد عامه و خاصه اش نبود.
بعد از اينكه ناصرالدين شاه كشته شد ديگر هيچ شاهي در اين مملكت به راحتي ، شاهي اش را به اخر نرساند جز مظفرالدين شاه كه پس از امضاي فرمان مشروطه به علت بيماري فوت كرد، بقيه همگي از اين مملكت يا فرار كردند و يا تبعيد شدند.مظفرالدين شاه هم اگر ان فرمان را امضا نمي كرد و اگر به مرض مشرف به موت مبتلا نبود، روزگاري بهتر از ديگران برايش مهيا نبود.
۲ فروردین ۱۳۸۷ ۲:۴۷ قֽظֽ | Reply
قاسم :
آقای احمدی نژاد در پیام نوروزی خود سال گذشته را سالی “سرشار از نعم الهی، سالی همراه با پیروزیهای پی درپی و پیشرفتهای خیرهكننده در سیاست، اقتصاد، علم و فرهنگ و سالی كه بیش از دو برابر سالهای مشابه كار و سازندگی و پیشرفت انجام شده است توصیف كردند و در همین حال گفتند: در طول سال 87 دولت در یك كار بسیار فشرده و مستمر با حضور صاحبنظران و كارشناسان یك طرح بزرگ تحولی اقتصاد را آماده كرده است. طرحی برای ریشه كن كردن نابسامانیهای موجود در عرصه اقتصاد!
آقای عبدی به هر حال سال گذشته را همه به نوعی خود تجربه کرده و میدانند سرشار از نعم الهی با قطع گاز .... و گرانی و .... فقر و .... فحشا و .... چگونه جور در می آید ولی فکر نمیکنید اگر آن چه در سال 86 از فقر و فلاكت و آنچه بر مردم ایران گذشت و استخوان هایشان زیر فشار آن خرد شد، به تعبیر آقای احمدی نژاد سالی سرشار از نعمت و همراه با رشد بالای اقتصادی است، تكلیف سال آینده كه ایشان برای آن یك طرح بزرگ تحول اقتصادی هم آماده كرده اند ، تا آنجا كه به خواست ایشان مربوط میشود، از هماكنون روشن است؟
پیش کش کردن بیش از پیش فقر و بدبختی در سال 87؟
۲ فروردین ۱۳۸۷ ۳:۱۰ قֽظֽ | Reply
Ahmad :
Beomide inke sale dighar kamtar be keshvarhaye dighar naseza beghoim va bishtar befekre mardome khodeman bashim ta adamhaye forsat talab ke ham baraye Saddam azaye omomi mighirand va ham khodeshan ra doste ma midanand.
۲ فروردین ۱۳۸۷ ۳:۳۳ قֽظֽ | Reply
سعید :
درخت غنچه برآورد و بلبلان مستند
جهان جوان شد و یاران به عیش بنشستند
(سعدی)
سلام به آقای عبدی عزیز و تبریک متقابل سال نو و آرزوی سلامتی و سعادت برای شما و خانواده گرامیتان. و نیز امیدوارم روندی که در این سایت در پیش گرفته اید همچنان ادامه یابد.
ز خاک کوی تو هردم که دم زند حافظ
نسیم گلشن جان در مشام ما افتد
به ناامیدی از این در مرو بزن فالی
بود که قرعه "دولت" به نام ما افتد!
۲ فروردین ۱۳۸۷ ۳:۳۶ قֽظֽ | Reply
سروش :
" پژوهنده نامه باستان
که از پهلوانی زند داستان
چنین گفت که آیین تخت و کلان
کیومرث آورد ، کو بود شاه
چو آمد به برج حمل آفتاب
جهان گشت با فر و آیین و تاب
بتابید ز انسان ز برج بره
که گیتی دوان گشت از او یکسره
کیومرث شد بر جهان کدخدای
نخستین به کوه اندرون ساخت جای"
«جشن نوروز، بدون تردید یکی از زیباترین اعیاد جهان بوده واز منطقی ترین مبداء برای آغاز سال بشمار میرود. از
دیدگاه نجومی این روز مقارن با اعتدال ربیعی یعنی هنگامی است که خورشید روی مدار استوا قرار میگیرد و روز و
شب برابر میشود. بهرحال روزی است که طبیعت از خواب زمستانی بیدار میشود و زندگی با فر و شکوه و جلال
جاودانه اش آغاز میگردد و زیبایی آفرینش در والاترین چهره خود آشکار میشود.
ابو ریحان بیرونی در اثر ارزشمند خود «از رسم های پارسیان ، نوروز چیست» مینویسد :« نوروز نخستین روز از
فروردین ماه وپیشانی سال نواست وششم فروردین ماه "نوروز بزرگ" باشد زیرا که خسروان(منظورشاهان ساسانی)
بدان پنج روز، حق های خویشان و چاکران و گروه ها بگذارندی و حاجت ها روا کردند و آنگاه بدان روزششم خلوت
کردندی خاصگان را ، و اعتقاد پارسیان اندر نوروز نخستین است که اول روزی است که زمانه و بدو(پیدایش) ملک
(سرزمین) آغازید گردیدن.»
از نظر ملی و تاریخی ، نوروزباستانی زمانی است که جمشید شاه ازکارهای سازندگی فارغ شد ، مردمان درآسایش و
رفاه ، کشور در امنیت و آبادانی و همه احتیاجات به وفوریافت میگردید. به دیوان فرمان داد که تختی زرین و جواهر
نشان برای او آماده سازند و او را به هوا برند واین روز را آغازسال نو خواندند و فردوسی بزرگمان در اثر جاودانه
خود "شاهنامه" در همین رابطه می سراید :
«چو این کارهای وی آمد به جای
ز جای مهی ، برتر آورد پای
به فر کیانی یکی تخت ساخت
چه مایه برو گوهر اندر نشاخت
که جون خواستی دیو برداشتی
ز هامون به گردون بر افراشتی
چو خورشید تابان ، میان هوا
نشسته بر او شاه فرمانروا
سر سال نو ، هرمز فرودین
بر آسوده از رنج تن ، دل ز کین
چنین جشن فرخ از آن روزگار
بمانده از آن خسروان یادگار».
و از حکیم عمر خیام در "نوروزنامه" میخوانیم :
«...اما سبب نهادن نوروز آن بوده است که چون بدانستند که آفتاب را دو دور بود یکی آنک هر سیصد و شصت
و پنج روز و ربعی ازشبانه روزبه اول دقیقه حمل(ماه اول بهار) باز آید به همان وقت و روز که رفته بود ، بدین
دقیقه نتواند آمدن ، چه هر سال از مدت همی کم شود (پایه گذار سال شمسی درایران ، حکیم عمر خیام بود همراه
با یاران دانشمندش ودر زمان ملک شاه سلجوقی که بدان "گاهشمار جلالی- ملکشاهی" یا "خیامی"گویند) و چون
جمشید آن روز را دریافت ، نوروزنام نهاد وجشن وآیین آورد وپس ازآن پادشاهان و دیگرمردمان بدو اقتدا کردند
و قصه چنین است که چون کیومرث اول ازملکوک عجم (عجم یعنی خارجی که منظورایرانیان است و چرا خیام
از عجم میگوید ونه از ایرانیان یا پارسیان؟!) به پادشاهی بنشست خواست که ایام سال وماه را نهد و تاریخ سازد
تا مردمان آن را بدانند ، نگریست که آن روز بامداد آفتاب به اول حمل آمد. موبدان عجم را گرد آورد و بفرمود
که تاریخ از اینجا آغاز کنند. موبدان جمع آمدند و تاریخ نهادند.»
و اما فلسفه ی هفت سین:
1- سیب به نشان برکت و نعمت و فراوانی و آنچه نیکی است
2- سبزه یا سبزی به نشان شادی و خرمی
3- سمنو به نشان افزونی نان و خوراک افراد خانواده
4- سیر به نشان دفع آفات و پاکیزگی محیط زیست
5- سرکه به نشان تندرستی و ایمنی و پاکی و پاکیزگی
6- سماق به نشان برکت اجاق و آشپزی خانواده
7- سنجد به نشان عشق و ازدواج و تولید نسل
دید و بازدید نوروزی
دکتر عبدالحسین زرین کوب در کتاب "نقش بر آب" پیرامون دید و بازدید نوروزی مینویسد :
«بچه هاعمربه بازی وتفریح میگذرانند واشخاص مسن تربه دید و بازدید وگردش درباغ و صحرا. در دید و بازدید
البته اول به خانه بزرگترها میروند ، اما کوچکترها و اشخاصی که در مراتب پایین تر قرار دارند نیز هر قدر کم
اهمیت وفقیر باشند ، ازطرف بزرگترها همچون اشخاص مساوی مورد بازدید واقع میشوند. نوروزبدینگونه فاصله
طبقات را از بین میبرد. بوسیدن یکدیگر و بازی کردن با بچه ها...لباس نو ، غذاهای لذیذ و وصول عیدی است که
دراکثرموارد بصورت اسکناس (تازه) و سکه بوده ، سبب میگردد که کودکان و نوجوانان را بلافاصله پس از حلول
سال نو ، روانه منازل اقوام ، پدرومادر بزرگها ، عموها ، دایی ها ، عمه ها و خاله ها سازد و ضمن عرض تبریک
و تهنیت هدیه نوروزی خود را دریافت دارند.»
سیزده بدر
و سیزدهمین روز نوروز که به نام "سیزده بدر" معروف است ، به انگیزه "نحسی" مردم را به سوی باغ و صحرا
و دشت (طبیعت) روانه میسازد.
روز سیزدهم هر ماه "تیر" نام داشت که در اوستا و به زبان پهلوی آمده است : «تیر فرشته نگهبان باران است و به
کوشش او زمین پاک ، از باران بهره مند میگردد.»
گمان میرود که انتخاب روز سیزده برای بیرون ریختن سبزه ها در آب (جویبارها) برای ادای احترام به "دادار" یا
یزدان است و ازاو میخواهند که درسالی که درپیش است ، آب و باران بسیار داشته باشند(آرزویی را داشتند). هدف
اصلی این رسم سیزده بدرکه با سرور وشادی ورقص وآواز برگزارمیشود و با تحرک و جنبش همراه است ، علاقه
و اشتیاق ایرانیان را به طبیعت ، گیاهان و نباتات نشان میدهد....
حکیم ابوالقاسم فردوسی در شاهنامه سروده :
سراینده باش و فزاینده باش
شب و روز با رامش و خنده باش
چو شادی بکاهد ، بکاهد روان
خرد(عقل و دانش) گردد اندرمیان ، ناتوان
(از سرودن این اشعار حدود هزارسال میگذرد. محتوای این اشعار که برای شاد باش نوروزی گفته شده ، درس آیین
زمام داریست که از طرف یزدان یا نمایندگان چهارطبقه اجتماعی آنروز ایران به شاهنشاهان ایرانی گفته میشد. این
درسهای روانشناسی توده های اجتماعی ، امروزه سرمشق جوامع و فرهنگهای پیشرفته است.
فردوسی گوید : اگردر زندگی فردی یک شخص ، یک خانواده ، یک ده ، یک شهر یا یک اجتماع ، شادی و رامش و
خوشحالی وتحرک نباشه ، از روح و روان و ذهن و فکرآن شخص یا اجتماع کاسته میشه. و بهنگامیکه فکر و روان
آدمی یا اجتماع خسته وفرسوده میشه ، آنموقع خرد آدمی که عقل و دانش است یا خرد اجتماعی آن جامعه ، آن خانواده
آن شخص ، ضعیف و معلول وناتوان و درنتیجه نمی تواند خود ، سازنده خود یا خانواده خود یا اجتماع خود باشد و
بقولی تاریخش را با دستهای خود بنویسد. بنابراین ازتکامل و انتخاب اصلح بودن هم خبری نیست تا اینکه بخواهیم
خود را سرمشق اجتماعات همسایگان سازیم و فزاینده گردیم.)
شاد باش نوروزی
از حماسه سازان سیادت ملی میهنی
حوالی سالهای هزارقبل ازمیلاد بود یا قدری بیشتر ولی گویند هنوز شاه داود به شاهی اسراییل نرسیده بود(شاهی و
پیغمبری داود حدود 1005 قبل ازمیلاد بود) و کیانیان و دلیران و پهلوانان ایرانی در سرزمینهای "آریاویچ" و ایران
کنونی ، پادشاهی میکردند.
کیخسرو فرزند سیاوش وهمان پادشاهی که برای اولین بارپرچم بزرگ"درفش کاویان"را به هنگام جنگ به سپهسالار
سپاه سپرد و سنتی را برپا کرد که تا زمان اواخردوران ساسانیان برقراربود ، درزمان حیاط پدربزرگش کیکاوس که
پادشاهی سالخورده و از شاهنشاهان(شاه شاهان) بزرگ بود ، بر اورنگ شاهی ایران و هفت سرزمین نشست.
مردمان به شادی و سرور و آوازدهل پرداختند وچون نوروزوشاد باش نوروزی درراه بود ، رستم دستان سیستانی با
اندیشه ی نیک و با دستی پرازمهر و سیمایی بشاش و با سبزه گندم نوروزی ، برای شاد باش نوروزی کیخسرو، از
سیستان به سوی بارگاه کیخسرو رهسپار پایتخت در دامنه های البرزکوه شد.
گویند وقتی ازدوربارگاه کیخسرو نمودارشد ، باد نوشین بامدادی بهاری وزیدن داشت و کیخسرو ازآمدن جهان پهلوان
آگاهی یافت. فرزانگان وخسرو زادگان را فرمود تا به آیین کیکاوس ، پذیرایی جهان پهلوان کنند و آنان چنین کردند.
حکیم ابوالقاسم فردوسی صحنه های آنروزی شاد باش نوروزی رستم را ، چنین به ترسیم کشیده :
چو آمد بر شاه کهتر نواز
نوان (شتابان) پیش شه رفت و بردش نماز
ستایش کنان پیش خسرو رسید
که مهر و ستایش مر او را سزید
بر آورد سر ، آفرین کرد و گفت
که بادی همه سالها با تخت جفت
که "هرمزد" ، یارت بدین پایگاه (هرمزد ، خداوند جان و خرد)
چو "بهمن" ، نگهدار تخت و کلاه (بهمن ، فرشته یا ایزد نماد نیک اندیشی)
همه ساله "اردیبهشت" هژیر (ارذیبهشت ، فرشته نیک روی و بهترین راستی)
نگهبان تو باد "بهرام" و "تیر" (بهرام ، فرشته دور کننده بدی و تیر فرشته باران)
ز "شهریر" بادی تو پیروزگر (شهریریا شهریور، فرشته نیروی معنوی و شهریاری)
به نام و بزرگی و فر و هنر
"سپندارمذ" ، پاسبان تو باد (سپندارمذ ، یا اسفند فرشته عشق و فروتنی)
خرد(عقل و دانش) ، جان روشن روان تو باد
"دی" و "فرودینت" خجسته بواد (دی ، فرشته روشنایی بی پایان و فروردین ، روانهای پاک نیاکان)
در(دروازه) هر بدی ، بر تو بسته باد
از "آذرت" ، رخشنده شب ، همچو روز (آذر ، رخشنده شبهای تیره گون و همچو روز)
تو شادان و ، تاج تو گیتی فروز
و ز "آبانت" هم کار فرخنده باد (آبان ، فرشته آب آبادانی)
سپهر روان پیش تو بنده باد
تن چارپایانت "امرداد" باد (امرداد ، فرشته جاودانگی و بیمرگی)
همیشه تن و بخت تو شاد باد
تو را باد فرخ نیا و نژاد
ز "خورداد" بادا بر و بوم شاد (خورداد ، فرشته تکامل)
....
نیایش و آرزوهای نوروزی
ای اهورا مزدا
ای خداوند دانا و توانا
به پاس این همه دهش
این همه داده های نیکی گوهر
می ستاییم تو را ، می سروریم تو را
بهنگام زایش مهرت ، آذرت ، آبا نت.
دراین نو آیین روز ، نوروز دل فروز
آرزومندیم ، آرزو داریم ، که در بند یم.
آرزو داریم از آن انسان دلبند ت
از آن گفتار و کردار نکو چهرش
از آن راستی و درستی ، در نکو پندارش.
ای خداوند جان و خرد
حافظ تن و روان منت
در این گاه مینوی تو
بر این سفره بیرنگی تو
نیاز سوی فروهرهای نیک خود داریم
به آن شیران ، شیران اژدهاک کش
به آن یاران ، آن یاوران تندرست ، چالاک.
ای که تو خدای منی
ای که تویی ، راستی و پاکی و دادگری
ای که دراین نو آیین روز ، در این نوروز دل فروز
فروغ روشنایی منی ، خاستگاه آرزوهای منی
لحظه ای بنگر احوال مرا ، حال نوروزی اعمال مرا
مرهمی ده ، مرهمی ده , مرهمی ده از سر لطف و وفا.
آرزو داریم و آرزومندیم ، این نو آیین روز، نوروز دل فروز
بر همه ایرانیان و پارسی گو فرخنده باشد.
نوروز خجسته باد.
و با تشکر از دوستانی که از آثارشان استفاده بردیم.
۲ فروردین ۱۳۸۷ ۳:۵۰ قֽظֽ | Reply
حیفم اومد این مطلب را همه نبینند :
فردا آخرین چهارشنبه سال و امشب چهارشنبه سوری است. چند سالی بود که از20 روز قبل همه ی شهر صدای انفجار بود و فشفشه و ترقه و دینامیت های دست ساز. امسال در تهران کمتر شده بود. نمیدانم چرا؟ خیلی ها میگویند به خاطر ممانعت شدید تر نیروهای انتظامی بوده است. اما واقعا در طول این سالها مراسم چهارشنبه سوری که جزئی از تاریخ ایران باستان است و محققان برای هر یک ازبرنامه های سنتی آن شب فلسفه هایی ذکر کرده اند، همه تحت الشعاع این ترقه بازی نسبتا خطرناک قرار می گرفت. آن چه که بیشتر در شب چهارشنبه سوری تاریخ دارد، قاشق زنی و پریدن از روی آتش است که بنا به یک سنت ایرانی سرخی آتش راکه نشانه ی قوت و نشاط است برای خود طلب می کنیم و زردی خود را که نشانی از رخوت و سستی دارد در مقابل به آتش می دهیم. کار های قشنگی است که آن قدر در روح ایرانی ریشه دار است که هیچکس نتوانسته آن را از قاموس ملی ایرانی حذف کند. کاش حداقل به عنوان یک کار سمبلیک وقتی سنت های ایرانی مورد باور اکثر مردم ایران است، مسئولان عالیرتبه کشور هم به این خواست عمومی احترام بگذارند و رسما آنان را همراهی کنند. مثلا چه اشکال دارد یک جائی برای پریدن از روی آتش مسئولان وجود داشته باشد و یا در سیزده به در یک منطقه را تلویزیون نشان دهد که مسئولان جمهوری اسلامی به اتفاق خانواده به کوه و دشت رفته اند و مثل مردمی هستند که آنان را سر کار آورده اند؟ اگر به ایرانی بودن خود افتخار می کنیم باید سنت های آن را هم باور داشته باشیم. این سنت های ملی هم هیچ منافاتی با اعتقادات دینی ندارد.ولی گویا بعضی ها به نوعی خجالت می کشند ایرانی بودن خود را با افتخار اعلام کنند. تا در نتیجه بعضی ها هم خجالت بکشند مسلمان بودن خود را اعلان نمایند و به آن افتخار کنند. جمع کردن بین روح مسلمانی و سنت های ایرانی ظرفیت بزرگی است که تنها ملت بزرگی مثل ایران می تواند آن را داشته باشد.
برگرفته از سایت شخصی آقای ابطحی
۲ فروردین ۱۳۸۷ ۵:۴۰ قֽظֽ | Reply
زندگی در تلاش برای آزادی معنا مییابد :
سعدی در "گلستان" از تاجری حریص حکایت میکند که میگفت «سفری دیگرم در پیش است، اگر آن کرده شود، بقیت عمر خویش به گوشه بنشینم» و آنگاه که سعدی میپرسد «آن کدام سفر است»، پاسخ میشنود که «گوگرد پارسی خواهم بردن به چین که شنیدم قیمتی عظیم دارد و از آنجا کاسه چینی به روم بَـرَم و دیبای رومی به هند و فولاد هندی به حَلـَب و آبگینه حلبی به یمن و بُردِ یمانی به پارس، وزان پس ترک تجارت کنم و به دکانی بنشینم.» سعدی تمام این تلاش را پوچ میداند و معتقد است این پوچی، ناآرامیای با خود دارد که فقط مرگ به هرزهگردی ناشی از آن پایان میدهد، مگر این که انسان قانع شود و به این بازی پایان دهد.
این حکایت سـعــدی مشابهتی دارد با آنچه سیمـون دوبوار در آغاز کتاب "پیروس و ســینهآس" (Pyrrhus et Cineas) نقل میکند. این کتاب جزو کارهای اولیهی سیمون دوبوار است. آن را در سال ۱۹۴۴ نوشته است. آغاز نوشته چنین است:
«پلوتارک [مورخ یونانی] حکایت میکند که چگونه پیروس [شاه جنگجوی یونانی، قرن سوم پیش از میلاد] یک روز در حال کشیدن نقشه برای جهانگشایی بود. نخست گفت که "یونان را تسخیر خواهیم کرد." سینهآس [مشاورش] میپرسد:
- "بعد چه خواهید کرد؟"
- "پس از آن آفریقا را فتح خواهیم کرد؟"
− "و پس از آفریقا؟"
- "به سمت آسیا روان میشویم و آسیای صغیر و عربستان را تصرف میکنیم."
- "پس از آن؟"
- "پس از آن به سوی هندوستان میرویم."
- "و پس از فتح هندوستان؟"
- "آخ، پس از آن آرام خواهم گرفت"
و در اینجا سینهآس میپرسد: "پس چرا هماکنون آرام نمیگیری؟"
آنچه دوبوار در پی نقل گفتوگوی پیروس و سینهآس میآورد، نقد هدفهای ایستاست. به نظر دوبوار ما نباید آزادیمان را با تمرکز تلاشمان بر روی هدفهایی که ماهیت شیءوار دارند و در حوزهی آزادی قرار نمیگیرند، از دست بدهیم.
رسیدن به مقام و مکنت، رسیدن به یک چیز مرده است. تلاش آزاد، بایستی هدفش را در خودش داشته باشد، تا اصولاً آزادی معنایی بیابد. در برابر هر هدف بیرونی میشود گفت که آن را برای چه میخواهیم، برای چه برای رسیدن به آن تلاش کنیم. در مورد آزاد بودن نمیتوان چنین گفت. از نظر دوبوار معنای آزادی در خودش است؛ آزادی، تلاش برای آزادی است، به این اعتبار معنا دارد و به این اعتبار تلاش برای آزادی، تلاش پوچی نیست. هر تلاشی جز این، پوچ و بیمعناست.
نوروزتان سرشار از تلاش برای آزادی
۲ فروردین ۱۳۸۷ ۵:۴۷ قֽظֽ | Reply
مهرداد :
برای نخستین بار پس از سالها، نغمه باستانی نوروزی هنگام تحویل سال از هیچیک از شبکه های تلویزیونی ایران پخش نشد.
این نغمه که شیوه نواختن و سازهایی که با آن نواخته می شود، گواه از تعلق آن به کهنترین لایه های موسیقی ایرانی دارد، در گوش هر ایرانی یادآور تحویل سال نوست و با وجود دگرگونی اساسی برنامه ها و سیاستهای رادیو تلویزیون ایران پس از انقلاب همچنان پابرجا ماند.
با توجه به اینکه تلویزیون ایران نهادی حکومتی است و برنامه های آن با حساسیت و عبور از فیلترهای نظارتی خاص پخش می شود و مورد تصمیم گیری قرار می گیرد، اینکه مراسم تحویل سال در تلویزیون بدون سازودهل همیشگی به صورت اتفاقی از هیچیک از کانالهای تلویزیونی پخش نشده باشد، بعید به نظر می رسد که اتفاقی و بدون تصمیم گیری قبلی باشد.
در تلویزیون ایران، همواره پس از نغمه سازودهل نوروزی و اعلام تحویل سال نو همراه با دعای مشهور "یا مقلب القلوب و الابصار ... " ، ابتدا پیام رهبر و سپس رئیس جمهور به مناسبت حلول سال نو خورشیدی پخش می شود.
در پیام نوروزی امسال محمود احمدی نژاد، بیش از پیامهای نوروزی که دیگر رؤسای جمهور ایران طی 27 سال گذشته به ملت داده اند، عناصر مذهبی و به طور اخص، شیعی بر عناصر ملی غلبه داشت.
محمود احمدی نژاد از همان نخستین پیام نوروزی اش که دو سال پیش برای مردم فرستاد، به جای اینکه پیام را به روال رؤسای پیشین دولت جمهوری اسلامی و دیگر مقامات مملکتی، با دعای "یا مقلب القلوب آغاز کند، آرزوی ظهور هر چه سریعتر امام دوازدهم شیعیان را بر صدر پیام خود نشاند: "اللهم عجل لوليك الفرج ...".
چنین بدعتی حتی در پیامهای آیت الله خمینی، بنیانگذار جمهوری اسلامی نیز به چشم نمی خورد.
محمود احمدی نژاد در پیام نوروزی امسال خود بیش از پیش بر باورهای شیعی تکیه کرده؛ نوروز را روزی خوانده که خداوند از انسان برای پیروی از ولی خدا بیعت گرفته و از آن با عنوان روز آغاز امامت علی بن ابیطالب، امام نخست شیعیان یاد کرده است.
در ادامه پیام، آیین ایرانی نوروز با اعتقاد به غیبت امام دوازدهم و ظهور او پیونده خورده است: "همه ما باید نوروز را با همه خوبیهايش و پیامهايش كه خلاصه در یك پیام است و آن پيام، انتظار و استقبال از بهار بشريت و خرمی دوران یعنی حاكمیت آخرین ولی خدا، منجی موعود است را گرامی بداريم".
همزمانی عید نوروز با سالروز درگذشت امام حسن عسکری، امام یازدهم شیعیان نیز از دید محمود احمدی نژاد باعث شده که نوروز امسال، "بسيار زيباتر" باشد، چراکه درگذشت امام حسن عسکری، به معنی آغاز امامت فرزندش مهدی، پیشوای موعود شیعیان است.
پیوند دادن آیین ملی نوروز به باورهای اسلامی از نخستین نوروز پس از انقلاب همواره در سخنان و پیامهای رهبران ایران مرسوم بوده اما کمتر پیامی به اندازه پیام امسال محمود احمدی نژاد، آکنده از تعابیر شیعی بوده، آن هم در حالی که نوروز امسال با "هفته وحدت" مصادف شده، هفته ای که زمامداران ایران به نیت ایجاد یگانگی و همدلی میان اکثریت شیعه و اقلیت سنی مذهب ایران باب کردند.
با اینکه روز اول فروردین امسال با زادروز پیامبر اسلام، به روایت اهل سنت، مصادف است، آقای احمدی نژاد این مناسبت را دستاویزی برای گسترده کردن مخاطبان پیام خود به میلیونها ایرانی اهل سنت که آنان نیز نوروز را گرامی می دارند نکرده است.
مقایسه ای میان پیام نوروزی امسال محمود احمدی نژاد و آخرین پیام نوروزی محمد خاتمی به عنوان رئیس جمهور ایران نشان می دهد که تفاوت دیدگاه این دو دولتمرد ایرانی، تنها در رویکرد سیاسی آنان خلاصه نمی شود.
محمد خاتمی دعای همیشگی تحویل سال را در پایان پیام خود گنجاند و تبریک نوروزی خود را این گونه آغاز کرد: "نوروز دل انگيز و آغاز بهار را به هر ايرانی در هر كجا كه هست، به همه دلبستگان به فرهنگ و ادب فاخر پارسی و به كسانی كه نوروز را گرامی می دارند، تبريك عرض می كنم".
واپسین نوروز دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی نیز مصادف با محرم و صفر، ماههای سوگواری شیعیان بود اما آقای خاتمی که خود در کسوت روحانیت شیعه نیز قرار داشت، این مناسبتها را با اشاره ای به مشی مسالمتجویانه امام حسن، دومین پیشوای شیعیان، در پیام خود گنجاند: "زمانه داوری خواهد كرد كه گاه مداراهايی كه بدون گم كردن راه بوده است تا چه حد در ارتقای معنوی و مادی جامعه مؤثر بوده است، نرمش قهرمانانه امام حسن بشريت را از مسخ شدگی در كانون خودكامگی خشن و تحريف اصالت اسلام نجات داد".
....................................................................
عبدي:
آنچه كه بيش از سخنان رئيس دولت تو ذوق مي زد و تاسف آور بود پخش سه سرود به زبان عربي بود گويي كه از تلويزيون عربستان برنامه پخش مي شد.
۲ فروردین ۱۳۸۷ ۵:۵۹ قֽظֽ | Reply
از فریدون مشیری :
یک گل بهار نیست
صد گل بهار نیست
حتی هزار باغ پر از گل ، بهار نیست
وقتی :
پرنده ها همه خونین بال
وقتی ترانه ها همه اشک آلود
وقتی ستاره ها همه خاموشند !
*
وقتی که دست ها
با قلب خون چکان
در چارسوی گیتی ،
هر جا به استغاثه بلند است ؛
آیا کسی طلوع شقایق را
در دشتِ شب گرفته ، تواند دید ؟
*
وقتی بنفشه های بهاری
در چارسوی گیتی
بوی غبار وحشت و باروت می دهند ،
آیا کسی صفای بهاران را
هر گز گلی به کام تواند چید ؟
*
وقتی که لوله های بلند توپ
در چارسوی گیتی
در استتار شاخه و برگ درخت هاست.
این قمری غریب ،
روی کدام شاخه بخواند ؟
وقتی که دشت ها ،
دریای پر تلاطم خون است ؛
دیگر نسیم ، زورق زرین صبح را
روی کدام برکه براند ؟
*
اکنون که آدمی
از بام هفت گنبد گردون گذشته است
گردونهء زمین را
از اوج بنگریم.
از اوج بنگریم
ذرّاتِ دل به دشمنی و کینه داده را
وز جان و دل به جان و دل هم فتاده را
از اوج بنگریم و ، ببینیم
در این فضای لایتناهی
از ذرّه کمترانیم
غرق هزار گونه تباهی !
از اوج بنگریم و ببینیم
آخر چرا به سینهء انسان دیگری
شمشیر می زنیم ؟
*
ما ذرّه های پوچ ،
در گیر و دار هیچ ،
در روی کوره راه سیاهی ، که انتهاش
گودال نیستی است
آخر چگونه تشنه به خون برادریم ؟
*
از اوج بنگریم
انبوه کشتگان را
خیل گرسنگان را
انباشته به کشتی ِ بی لنگر زمین
سوی کدام ساحل
تا کهکشان دور ،
سوغات می بریم ؟
*
آیا رهایی بشریت را
در چارسوی گیتی ،
در کائنات ،
یک دل امیدوار نیست ؟
آیا درخت خشک محبت را
یک برگ سبز ، در همهء شاخسار نیست ؟
دستی بر آوریم
باشد کزین گذرگه اندوه بگذریم
روزی که آدمی
خورشید دوستی را
در قلب خویش یافت
راه رهایی از دل این شام تار هست
و آنجا که مهربانی لبخند می زند
در یک جوانه نیز
شکوه بهار هست !
۲ فروردین ۱۳۸۷ ۵:۰۶ بֽظֽ | Reply
دو صد گفته چون نیم کردار ما نیست :
آيت الله " محمد امامي كاشاني " امام جمعه موقت تهران در خطبه نخست نماز جمعه تهران در سال جديد گفت : اسلام براي آنكه انسان به حيات واقعي برسد در هر نكته، حادثه و رويدادي، سخني ارزنده دارد و بايد از دگرگوني در طبيعت نيز پند گرفت و درون خود را اصلاح و دگرگون كرد.
۲ فروردین ۱۳۸۷ ۵:۲۴ بֽظֽ | Reply
افروز :
آقای عبدی سيد"محمدعلي حسيني سخنگوي وزارت امور خارجه ايران، سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران در سال 86 را در مقاله اي در پايگاه شوراي اطلاع رساني دولت برشمرده , نوشته اند : سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران برخاسته از اصول و مباني ثابتي است كه با توجه به مقتضيات و شرايط جهاني، تاكتيكهاي لازم را براي رسيدن به اهداف پيش بيني شده در راستاي منافع ملي اتخاذ مينمايد ؛ مسيري كه جمهوري اسلامي ايران ترسيم كرده، در جهت توسعه صلح و امنيت در منطقه و گسترش همكاري با همه كشورها بجز رژيم صهيونيستي است.
میخواستم از شما بپرسم آیا میدانید اصول و مبانی ثابت سیاست خارجی ایران کدامها هستند که میتوانند با توجه به مقتضیات و شرایط جهانی تغییر کنند ولی همچنان ثابت باشند؟
۲ فروردین ۱۳۸۷ ۵:۳۰ بֽظֽ | Reply
حرام کدامست و حلال کدام؟ :
امام جمعه موقت قم گفت: در شرايط فعلي هر حركتي كه در خلاف مسير وحدت مسلمانان باشد، حرام است.
۲ فروردین ۱۳۸۷ ۵:۳۲ بֽظֽ | Reply
چه فایده وقتی محتوا در آن شکل نیست؟ :
به گزارش ايرنا، حجتالاسلام "محمد حسن ابوترابي فرد" در خطبههاي اين هفته نماز جمعه قزوین ، گفت:
مجلس شوراي اسلامي نماد حضور و جمهوريت در نظام جمهوري اسلامي ايران است.
۲ فروردین ۱۳۸۷ ۶:۴۸ بֽظֽ | Reply
... :
خطيب جمعه تهران:
صاحبان تجربه و نظر بايد اتاق فكر تشكيل دهند
آقای عبدی تشکیل چنین اتاق فکری مگر احتیاج به مجوز دولت سوار بر قطار بی ترمز و بی فرمان ندارد؟
بنظر شما اگر احیانا افرادی که هنوز تجربه سرنوشت اینگونه اتاقها را ندارند بخواهند چنین اتاقی را تشکیل دهند از کجا باید امنیت خود را تضمین بگیرند ؟ تا بتوانند از چنین اتاقی سالم به بیرون آمده و به خانه هایشان بروند , وقتی هنوز دانشجویان بیگناه هنوز در بندند و خانواده های آنان مجبورند سفره های هفت سین خود را پشت در زندان پهن کنند؟
آیا .....
۲ فروردین ۱۳۸۷ ۷:۰۷ بֽظֽ | Reply
تو خود حدیث مفصل بخوان در روزهای غیر نوروز :
5 پرونده خودكشي طي 48 ساعت گذشته
بازپرس ويژه قتل تحقيقات خود را آغاز كرد
۲ فروردین ۱۳۸۷ ۷:۱۴ بֽظֽ | Reply
دانشجو :
آقای عبدی انتظار این بود که بعنوان یک زندانی بیگناه تجربه دار و یک دانشجوی شجاع سفارت اشعال کننده در این آغاز سال یادی از دانشجویان بیگناه در زندان اوین و دیگر زندانیان بیگناه که فقط بخاطر داشتن دیدگاهی بغیر از دیدگاه حاکم روزگار را در زندان میگذارند یادی از آنان میکردید.
به رسم تیمم در نبود آب :
فضای حزن آلود خانه به فضای شادی که مجری تلويزيون سعی در القای آن دارد، هيچ شباهتی ندارد. با خود می انديشد، ای کاش می شد امسال سفره ی هفت سينش را در مقابل زندان اوين پهن کند، نزديکترين محلی که فرزند دانشجويش را به حبس کشيده اند. آن هم به جرم نابخشودنی: اين که جرات کرده تفکری مستقل داشته باشد و خواسته هايش را با صدايی رسا بيان کند.
اما سفره ای که در آن اثری از نقل و شيرينی نخواهد بود، چرا که کامش را با دربند کشيدن فرزند دانشجوی بيگناهش چنان تلخ کرده اند که ديگر طعم هيچ شيرينی را احساس نمی کند. سفره ای که درآن هيچ سبزه ی آراسته ای نباشد چرا که می داند ماه هاست که لطافت هيچ سبزه ای نگاه فرزند جوانش را نوازش نکرده است. ماهی سرخ را ديگر نمی تواند در تنگ بلورين ببيند چرا که لحظه ای فرزند دربند کشيده شده اش از مقابل چشمانش کنار نمی رود که مانند همان ماهی کوچک داخل تنگ، بی تاب درياست.
تنها مونس اين مادر دلشکسته در اين سفره ی دلتنگی، کتاب قرآن است که با دلی پر درد به آيات آن پناه می برد آنجا که می فرمايد: «خداوند سرنوشت هيچ قومی را تغيير نمی دهد مگر آن که خودشان بخواهند.» با خود می انديشد، بايد برخاست بايد کاری کرد…..
مادران دانشجويان در بند: احسان منصوری، احمد قصابان، مجيد توکلی، صباح نصری، هدايت غزالی، سعيد فيض الله زاده، ابولفضل جهاندار و سعيد درخشندی. لحظه ی شروع سال نو را در پشت دیوار بلند زندان اوین آغاز کردند!!
آیا کسی میداند این آغاز یعنی چه؟
..................................................................
عبدي:
شايد به خيلي موارد ديگر هم بايد اشاره مي شد.اما نكته اي را بگويم بد نيست.من از زنداني شدن افراد براي بيان عقيدهاشان خيلي تعجب نمي كنم زيرا اين مساله تا حدي به روال عادي تبديل شده.اما براي زنداني شدن اين سه دانشجوي پلي تكنيك بايد بسيار متاسف بود زيرا كه اگر اتهامشان وارد بود قطعا تا كنون در دادگاه اثبات شده بود اما به اتهامات واهي وكه طرف هم مي داند كه قضيه چيست زنداني كردن چند جوان عمل بسيار ناجوانمردانه اي است.
۲ فروردین ۱۳۸۷ ۷:۳۲ بֽظֽ | Reply
خوش بحال روزگار! :
ای دل من
گرچه در اين روزگار
جامه رنگين نمی پوشی به کام
باده رنگين نمی بينی به جام
نقل و سبزه در ميان سفره نيست
جامت از آن می که می بايد تهی است
ای دريغ از تو اگر چون گل نرقصی با نسيم
ای دريغ از من اگر مستم نسازد آفتاب
ای دريغ از ما اگر کامی نگيريم از بهار
گر نکوبی شيشه «ظلم» را به سنگ
هفت رنگش می شود هفتادرنگ!
۲ فروردین ۱۳۸۷ ۷:۳۶ بֽظֽ | Reply
شقی ترین دلها در این سرزمین در سینه کیست؟ :
به گزارش خبرگزاری میراث فرهنگی، رحیم مشایی در مراسم ثبت ملی نوروز که با حضور رییسجمهور ایران صبح امروز در محل "اجلاس سران" برگزار شد، گفت:
" مهربانترن دلها در این سرزمین، در سینه احمدینژاد قرار دارد."
آقای مشایی در ادامه سخنرانی خود یادآور شده اند:
"آیا کسی از احمدی نژاد مهربان تر سراغ دارد؟ البته این اغراق نیست و ایران پر از انسان های مهربان است. اما نمی دانم کسی هست که تا این حد همه وجودش را تقدیم ملت کرده باشد. کسی که دلش در عشق مردم میتپد. من در تمام دوران زندگیام کمتر کسی را دیدهام که این همه مهربانی داشته باشد. من معتقدم که او مظهر یک ایرانی است."
آقای مهندس
من با خواندن سخنرانی آقای مشایی , یاد داستان : دوستی خاله خرسه و کشتن مگس روی صورت صاحبش افتادم , شما یاد چه داستانی افتادید؟
..................................................................
عبدي:
احتمالا رئيس دولت هم از روي مهرباني چيزي به معاون محترم نگفته است.
۲ فروردین ۱۳۸۷ ۷:۵۵ بֽظֽ | Reply
مجمد حسین :
بهاریهء 6
............................
امروز تا الان در جاده تهران -مشهد بودم ، جاده ها خیلی شلوغ است ! هر چقدر که از تهران دورتر می شدم پمپ بنزینها شلوغتر بودند. اخرین پمپ بنزینی که دیدم در میانهء مسیر ، صفی به طول چندین کیلومتر در سه یا چهار لاین قرار داشت به گونه ای که این صف باعث شده بود ترافیکی به همین اندازه یا بیشتر را در جاده ء مقابل که ما بودیم باعث شود.تا بحال همچین چیزی را در جاده ندیده بودم.
کاسبهای مسیر خیلی سرحال بودند که امسال اینهمه مسافر به جاده سرازیرشده اند ، رانندگی مسافران امسال هم خوب و کم استرس بود اما وقتی الارم بنزین روشن می شود خدا به داد راننده و بقیه برسد.
این نمونهء توسعهء امرانه است و نشانهء اسیب و بیماری جدی.
بهترین مثالی که می تواند این بیماری را توضیح دهد بیماری مرض قند است؛جامعه ما به یک بیمار دیابتیک می ماند که بر خلاف معمول دچار کاهش قند خون شده است ، وقتی به این جامعه قند تزریق می کنید توسط بدن جذب نمی شود و یکباره دچار مشکل دیگری می شود .
شاید همهء خوانندگان عزیز در بین نزدیکان خود یک بیمار دیابتیک داشته باشند! انها مجبورند که قند خونشان را به طور مرتب کنترل کنند و رژیم غذائی مخصوصی را رعایت نمایند و ورزش نمایند وگرنه مبتلا به بیماریهای قلب، چشم، اعصاب، زخم پا ، عروق و غیره و غیره میشوند.
دیابت دو نوع است یک نوع وابسته به انسولین(هورمون کاهندهء قند خون) و نوع دیگر غیر وابسته به انسولین که ناشی ازعواملی مثل چاقی ، استرس، رژیم غذائی و غیره است . اما در دیابت نوع اول مرکز تولید کنندهءانسولین نابود میشود و باید بیمار مداومآ انسولین به خودش تزریق کند و در نوع دوم کلیدهای دریافت کننده (رسپتورها) حساسیت خود رابه انسولین از دست می دهند و انسولین در ابتدا بیشتر و بیشتر ترشح میشود اما بعدآ مرکز تولید خسته میشود و کم کم از کار می افتد.
اری نفت عاقبت ما را می کشد همانگونه که قند بیمار دیابتی را خواهد کشت اگر زیر نظر یک تیم متخصص درمان نشود و تحت پیگیری دقیق قرار نگیرد و تحرک خود را از دست بدهد.
۲ فروردین ۱۳۸۷ ۱۰:۱۴ بֽظֽ | Reply
پسر لامرد :
در يك ركورد شكني مشاركت 117 درصدي مردم لامرد در انتخابات به ثبت رسيد.
۳ فروردین ۱۳۸۷ ۰:۰۴ قֽظֽ | Reply
ahmad :
جناب عبدی سلام
دوباره این گرامی ترین روز ایرانیان را بشما ودوستداران سایت اینده تبریک می گویم.در سایت نوروز آقای کاظمیان مطالبی از قول گاندی نوشته بود که بنظر بنده ترجمه غلط سخنان گاندی است .این ترجمه به خواننده تفهیم می کند گاندی مردی خدا پرست وموحد بوده است ..که درست نیست..هندوان هر کدام بتی در خانه دارند..که البته این چیزی از اهمیت نهرو وگاندی نمی کاهد..همچنانکه بواسطه موحد بودن ملا عمر طالبان وصدام حسین وایدی امین و بسیاری دیگربه اهمیت آن ها افزوده نمی شود..دلم از اینکه چپ وراست حقایق را به خاطر باورهای خود دگر گونه می نمایانند بدرد آمد.
۳ فروردین ۱۳۸۷ ۳:۳۷ قֽظֽ | Reply
هادی :
با سلام و تبریک سال نو
چرا نوشتن را قطع می کنید؟
مگر به قول عین القضات همدانی این نوشتن خود رسالت به انجام رساندن نیست؟
۳ فروردین ۱۳۸۷ ۷:۲۲ قֽظֽ | Reply
مجمد حسین :
بهاریهء 7
........................................
رویا
............
1-
یکی از خطراتی که بیمار مذکور را تهدید می کند ، اغما است، چه اینکه ممکن است تحت شرایطی بدن نتواند تعادل الکترولیتهای خود را حفظ کند . دراین شرایط بیمار باید بستری شود و تحت یک پروتکل ویژه درمان گردد در غیر این صورت با عوارض پایدار و ای بسا مرگ مواجه خواهد شد.
تیمی که ان پروتکل درمانی را اجرا می کند هم باید متخصص و ورزیده باشد و در بیمارستانی با امکانات مجهز و ازمایشگاه دقیق و مطمئن صورت پذیرد.
برای چنینی بیماری(فرد مبتلا به بیماری قند) ورزش چیز خوبی است اما قطعآ نمی توان او را در دوی ماراتن شرکت داد و یا او را وارد رقابت با قهرمانان جهانی که بماند حتی با ورزشکاران شهرستانی و محلی و مدرسه ای نمود مگر بخواهید او را به کشتن بدهید.
2-
"رویا" بخشی از واقعی ترین واقعیت زندگی ماست.ادمی بدون رویا می میرد، زندگی بدون رویا معنایش را از دست می دهد حتی روانپزشکان می گویند ما می خوابیم تا رویا ببینیم و بدون رویا خواب هم خواب نیست، اما واقعیت مهمتر اینست که رویا بخش خیلی کوچکی از زندگی ماست و نمی توان بر پایهء ان زندگی را تنظیم کرد.ان تنها شاخصی است که جهت کلی را نشان می دهد و نه بیشتر ، افرینش باید درزمین واقعی و با ماتریال مجسم انجام شود.
3-
در جامعه ای که بیماری اصلیش مرض نفت است ، بدون مشخص کردن تکلیف ان ، رویاپردازی کردن کاری به صواب نیست.
ما نمی توانیم مشکل نفت را دور بزنیم ! مجبوریم از بطن ان عبور نمائیم و تکلیفمان را با ان یکسره سازیم.
در جامعه ای که مشکل اصلی روی زمین مانده نمی توان با پرتاب یک ماهواره و یا پیشرفتهائی در علوم زیستی و مدالهای المپیاد خود را در رتبه های برتر جهانی قلمداد کرد! چه اینکه بدون مرض نفت هم با این کارنامه نمی توان چنان ادعائی را مطرح کرد.
در یادداشتها و کامنتهائی پیشتر اشاره گردید که ساختار علم و پژوهش در کشور ما بهم ریخته است و نیازمند باز مهندسی است.
۳ فروردین ۱۳۸۷ ۸:۴۴ قֽظֽ | Reply
محمد حسین :
بهاریه 8
.........................................................
"نام"
......
الف:
جنگ(غزه)، ناامنی(11 سپتامبر)، قحطی(بیافرا)، اپیدمی بیماریها(وبای سال 84 در ایران )،زلزله(بم کرمان، رودبار و منجیل)، سیل( تسونامی)،طوفان( کاترینا) هنوز هم تن ادمی را حتی در هزارهء سوم و حتی در پیشرفته ترین کشورهای دنیا همچون امریکا می لرزاند.
ب:
دوستی از یک معلم مدرسهء ابتدائی در کردستان نقل می کرد که در کلاس درسش 26 دانش اموز به نام "امید" حضور داشته اند.
این دانش اموزان در دههء 60 به دنیا امده بودند یعنی در اوج درگیری های تجزیه طلبان کرد با دولت جمهوری اسلامی.
پ:
اولین واکنش ادمی در دفاع از خود یک واکنش "زبانی" است! به طوفان نیو اورلئان نام کاترینا و به طوفان چابهار (دریای عمان) نام گنو می گذارد تا حضور انها را ملموس و مهربان سازد و خشم الههء طوفان را فرو بکاهد.
ت:
نامها چگونه عمل می کنند؟
به اغاز هزاره ،نام گفتگوی تمدنها را می نهند و در همان سال مرکز تجارت جهانی با خاک یکسان می گردد.
ث:
نامها رابطهء غریبی با خواستها، نیتها، فکرها و خیالها دارند گاه این رابطه همجهت و گاه ناهمجهت است!چرا؟
.........
و در پایان ؛
سال ایندهء مسیحی را گالیله نامیده اند ، همان ریاضی دان اهل فلورانس که ناچارش کردند یا در درون اتش سوخته شو د و یا روحش را تا ابد به کلیسا بفروشد چه اینکه او گفته بود ، زمین گرد است و به دو ر خورشید می چرخد و این بر خلاف هیئت بطلمیوسی بود که در کلیسا تدریس می گردید و موقوفه هائی هم بابت ان به خزانهء کلیسا واریز می شد تا لابد اقایان کشیشها انرا صرف امور خیریه نمایند. بنابراین علاوه بر در هم فرو ریختن باور کلیسا در امد کشیشها هم کم می شد ، که این دومی دیگر غیر قابل پذیرش بود.
بنابراین امیدوارم در سال ایندهء مسیحی هیچ نویسنده ای سوخته نشود و هیچ کارگردان سینمائی از کشور خود فرار نکند و فیلمی که اکرانش را ممنوع کرده بودند در بازار ازاد نفروشند تا هم کمر کارگردان و تهیه کننده را بشکنند و هم روح و دل و امیدشان را وهیچ متفکر و فیلسوفی را تحت نام مرتد به دار نکشند مگر اینکه حاضر شود روحش را تا ابد به انها بفروشد.
نتیجه:
من به معجزهء نامها (درستترش:عمل نامها)معتقدم اما فکر می کنم باید کسانی که تحت "نام" جامعتر و پیشینی تری دور هم گرد امده اند مجموعآ تداعی یکسانی از ان "نام" که یک نشانه است داشته باشند.
"نام" واقعآ عمل می کند اما عمل خودش را و نه صرفآ خواستهء نام گذارنده اش را هر چند نامگذارنده، ایده ال ترین و رویائی ترین نیتها را در هنگام نام گذاری داشته باشد.
۳ فروردین ۱۳۸۷ ۱:۴۲ بֽظֽ | Reply
پریسا :
سلام من هم سال نو را به همه دوستان تبریک می گم به امید ازادی دوستان در بند
۳ فروردین ۱۳۸۷ ۳:۰۴ بֽظֽ | Reply
حبیب ـت :
با تبریک مجدد به همه ی بازدیکنندگان سایت و اقای عبدیً
روسری سر کردن خانم میشیلین ،وزیر خارجه دولت سویئس به هنگام دیدار با احمدی نزاد اعتراضات زیادی را در سویئس برانگیخته است . ایشان در پاسخ گفته اند که من به خاطر مصالح ملی این کار را کرده ام.
آیا مصالح ملی سوئس تا ان حد با ایران یکی شده که وزیر خارجه اش حاضر است هم با امریکا،انگلیس،فرانسه آلمان در بیفته و هم با اپوزیسیون پارلمانی؟
و یا اینکه این قراداد بیست و پنج ساله گاز چنان شیرین و یک طرفه بوده است که وی با شجاعت از رو سری کردن خود دفاع کرده و آنرا مطابق منافع ملی خود میداند؟؟
کسی هست که از جزیئات این قراداد بیست و پنج ساله اطلاع داشته باشد ؟؟
من مبترسم نوه نتیجه های ما در آینده مجبور شوند از ترکمنستان و روسیه نفت و گاز با قیمت گران بخرند تا در اجرای تعهدات امروز بگردن گرفته شده ، به سوئس و سوئیس ها صادر کنند!!
..............................................................
عبدي:
خاطره اي را نقل كنم بد نيست.يكي از روحانيون مشهور به روحاني ديگري مي گفته كه براي جلب نظر مردم به اسلام بايد راههاي ملاطفت آميزي را برگزيد و در تائيد ادعاي خود مي گويد يك بار خانمي پيش من آمد و تقاضاي وامي نمود اما بد حجاب بود.قبول كردم به او وام (يا كمك بلاعوض در خاطرم نيست)بدهم رقم مذكور حدود 4 ميليون تومان در مثلا ده سال قبل بود.ولي به وي توصيه كردم كه حجاب هم امر خوبي است و رعايت كند.دفعه بعد كه براي گرفتن وام آمد ديدم كه حجاب وي بسيار خوب شده است.وي اين مورد را در تائيد نحوه برخورد مذكور مي گويد.روحاني ديگر هم كه فرد بسيار شوخي است در نقد اين سخن مي گويد اگر آن مبلغ را به مردها هم مي دادي چادر به سر مي كردند.!
خوب حالا بايد ديد هزينه اينجور حجابها براي وزير خارجه سوئيس چقدر اسيت؟
۳ فروردین ۱۳۸۷ ۸:۲۴ بֽظֽ | Reply
هموطن :
سلام آقای عبدی عزیز
سال نو عید باستانی نوروز به شما و همه خوانندگان وبلاگتان در هر کجای جهان مبارک.
پویا و سربلند باشید
۴ فروردین ۱۳۸۷ ۰:۲۶ قֽظֽ | Reply
حنیف :
از ارائه تحلیل ها ومطالب ارزشمندتان بسیار خرسند و شادم .چه ما با مقالات شما در روزنامه سلام بزرگ شده ایم .خاطرات زمانیرا که روزنامه سلام را در دوره راهنمایی با قیمت پنجاه ریال می خریدم و پیگیر وقایع مجلس چهارم بودم هرگز فراموش نمی کنم .الان همه می فهمند سخنان شما در مورد خروج از حاكميت چقدر سنجیده بوده است .پایدار باشید وهمیشه برای ما بنویسید.
۴ فروردین ۱۳۸۷ ۰:۴۵ قֽظֽ | Reply
اما در لوگوی خبرگزاری ایرنا و فارس و ایسنا هیچ نشانه ای :
موتور جستجوگر " گوگل " لوگوي نوروزي خود را ارايه داد
شهركرد، ايرنا۸۷/۰۱/۰۱
داخلي. علمي. رايانه.
موتور جستجوگر " گوگل " googleدر بخش فارسي همزمان با آغاز سال نو شمسي در ايران، روز پنجشنبه اول فروردين اقدام به انتشار لوگوي نوروزي خود در شبكه جهاني اينترنت كرد.
همچنين موتور جستجوي گوگل در روز نخستين روز بهار اقدام به انتشار لوگوي بهاريه خود كرده است و در لوگوي فارسي نيز به جاي كلمات انگليسي از تصاوير سيب، سبزه نوروزي و سركه بهره گرفته است.
يكي از كارشناسان انفورماتيك و رايانه گفت: موتور جستجوگر گوگل در لوگوي خود سفره هفت سين نوروزي ايراني را به عنوان آخرين لوگوي روزانه ارايه داده و اين نشانه عظمت نوروز و ابعاد جهاني اين آيين ايراني است.
آیا میدانید چرا در لوگوی ..... و همچنین خبرگزاری ایرنا و فارس و ایسنا هیچ نشانه ای از نوروز دیده نشد؟
۴ فروردین ۱۳۸۷ ۷:۳۱ قֽظֽ | Reply
فریدون :
شاید متوجه شده باشید که عید نوروز آداب و رسوم مخصوص به خودش را دارد، ولی جالب اینجاست که عیدها، چه در این سر کره زمین و چه در آن سر، شباهت های زیادی با هم دارند. مثلا، اینها فقط تعداد کمی از شباهت های نوروز ماست با سال نو ملتهای دیگر:
1ـ شمع یا چراغ هایی که به شمع شباهت دارند.
2ـ عیدی و هدیه برای بچه ها چرا که حتی یک هدیه کوچک و یا یک سکه براق کیف آدم را کوک می کند.
3ـ سبزه یا یک چیز سبزاز طبیعت.
4ـ لباس نو برای همه افراد خانواده، چون موقع سال تحویل همه باید خوشگل و خوش تیپ باشند.
5ـ خانه تکانی قبل از عید و گردگیری حسابی.
6ـ تیک تیک ساعت و اعلام هیجان انگیز فرا رسیدن سال نو با کلامی شمرده و اکثرا با صدای یک مرد ـ گرچه به نظر من شمارش با صدای یک کودک بهتر است. (سال نو ـ سال نو)
7ـ شلیک توپ و یا آتش بازی.
8ـ یک دسته جشن های کوچکتر قبل از عید، که ما را از رسیدنش باخبر کنند و یکی بعد از عید که پایان جشن هاست.
9ـ گردِ هم آمدن خانواده برای ماچ و بوسه و صلح و صفا.
10ـ سر رسیدن مرد شاد و خنده رویی با لباس قرمز. جالب اینکه شادی این مرد و خنده هایش خیلی مسری است، برای همین مردم در این روزها سر دماغند و با گذشت.
در ایران این مردِ شوخ و شنگ کسی نیست جز حاجی فیروز که با صورت و دستهای سیاه کرده و صدای نخراشیده و لهجه خنده دارش در خیابانها می زند و می خواند و می رقصد:
"ابراب خودم بزبز قندی ـ ابراب خودم چرا نمی خندی؟"
11ـ چیدن سفره یا میز که نشانه فراوانی و اوضاع خوب و رونق کسب و کار است. می گویند "سالی که نکوست از بهارش پیداست."
حالا که شباهت ها را گفتیم بد نیست ببینیم که خصوصیات نوروز خودمان در کجاست. فکر کنم همه موافق باشند که سفره هفت سین حرف اول را می زند، گرچه سفره غذا گوشش بدهکار نیست. غذای روز اول عید معمولا سبزی پلو با ماهی است یا کوکو سبزی. لیکن از شما چه پنهان، تازگیها جوجه کباب هم خودش را قاطی معامله کرده است.
باری بگذارید برویم سراغ سفره دوم و ببینیم مراسم سال نو در ایران، چه ویژگی هایی دارد. چون سفره دوم حسابش کاملا جداست. بساط این سفره را هر جا که بچینند، چه روی میز و چه روی پیشخوان، اسمش "سفره هفت سین" است.
چیزهایی که روی این سفره هستند، مثلا شیرینی های رنگ و وارنگ، آجیل و شکلات ها و قندی ها ـ که تا روی بزرگترها را آن طرف می بینند، هی به آدم چشمک می زنند.
غیر از این قندی ها و نون نارگیلی ها و زولبیاها و کلوچه ها . . . و میوه های تر و تازه مثل پرتقال و سیب و گلابی و هلو و انار و بعضی میوه های خشک مثل توت و انجیر و خرما و غیره، یک سری چیزهای جالب دیگری هم روی سفره هست مثل شمع های رنگ و وارنگ. پرتقالی که در کاسه آبی شناور است و سنبل نو شکفته.
ولی گفتیم این سفره را هفت سین می گویند، یعنی هفت قلم جنس اعلا که با حرف سین شروع می شود: سیر، سماق، سرکه، سمنو، (دیگر چه می بینید) سبزه، سنبل، سنجد . . . (همه حاضرند) خوب حالا اینها همه شون به جای خود ولی هیچکدام شیرینی ها و غذاها و "سین" ها، کاری به سال تحویل ندارند. ولی عید که بدون سال تحویل نمیشه! پس کی ما می فهمیم که سال تحویل شده؟ خوب به سفره که نگاه کنیم دو قلم جنس دیگر وجود دارند که در موقع سال تحویل بدجنسی می کنند. اولیش ماهی قرمز و طلایی است که توی تنگ آب، هیجان زده تر از بچه ها، دور خودش می چرخد، درست سر ساعت سال تحویل، شما را زیر چشمی نگاه می کند و اگر ببیند حواستان جای دیگر است یک کله معلق جانانه می زند و بعد انگار نه انگار که اتفاقی افتاده، دور تنگ آب را گز می کند، یادتان باشد که این اتفاق تنها سالی یک بار می افتد و اگر امسال، سر سال تحویل، حواستان سر جایش نباشد، این پشتک و واروی ماهی می رود تا سال دیگر که احتمالا حواستان جمع تر خواهد بود.
خوشبختانه، برنامه سال تحویل تنها به ماهی قرمزطلایی توی تنگ آب تمام نمی شود، بلکه اگر شما تخم مرغ رنگی خودتان را روی آینه گذاشته باشید، سر ثانیه سال تحویل، تخم مرغه مثل اینکه قلقلکی شده باشد، قل می خورد و یک دفعه برای یک ثانیه هم که شده باشد سر پا می ایستد.
حال ممکن است برای شما سه سئوال پیش بیاید:
1ـ چرا این اتفاقات می افتد؟ بگذارید بگویم که وقتی من هم 9ـ8 سالم بود همین را پرسیدم، پس فکر می کنم سئوال بجایی است. جواب آن برمی گردد به اعتقادات ایرانیان که می گویند کره زمین مثل فریزبیروی شاخ گاوی می چرخد و این گاو شعبده باز روی یک ماهی ایستاده و این ماهی بزرگ قرمز در اقیانوسی در تنگ فضا شنا می کند. درست در زمان سال تحویل، این ماهی قرمز شیطان یک کله معلق جانانه می زند و گاوه هم که بعد از حمل کره زمین برای تمام سال روی یک شاخ خسته شده، آن را از یک شاخ به شاخ دیگر می اندازد و برای همین در سال تحویل زمین تکان می خورد و این هم دلیل ورجه وورجه تخم مرغ شماست.
من خودم در موقع سال تحویل در مزرعه و مرغزاری نبوده ام ولی بچه های روستایی می گویند که بعضی گاوها انگار شاخشان می خارد و بعضی اوقات به دیوار طویله یا درختها هم شاخ می زنند. بنابر این در این لحظات بهتر است یک چیز قرمز جلویشان نگیرید که یاد ماهی قرمز و پشتک و واروی او بیفتند، چون ناگهان شاخهایشان می خارد و هر کاری می کنید، سعی کنید، در این لحظه، پشتتان به هیچ گاوی نباشد؟
2ـ سئوال دوم: از کجا بدانیم که ماهی قرمز ما هم پشتک می زند و یا تخم مرغ قل می خورد؟
خب بهترین کاری که من پیشنهاد می کنم این است که اگر برادری یا خواهری ندارید، باید با گوشه چشم راست هوای ماهیه را داشته باشید و از کنار چشم چپ، چپ چپکی، تخم مرغه را بپایید. اگر خواهری یا برادری دارید باید کارها را تقسیم کنید، یکی مسئول ماهی قرمز می شود و یکی مراقب تخم مرغ رنگی و هر کدام باید حواسش جمع کار خودش باشد و هی زیر چشمی هوای دیگری را نداشته باشد. اگر مادربزرگ یا پدربزرگ شما در سال تحویل با شما باشند که دیگر چه بهتر. آنها دقیقا می دانند که در چه لحظه ای، چه اتفاقی قرار است روی بدهد.
شاید بپرسید پدر و مادرمان چطور؟
جالب این است که تا آنجایی که من پرس و جو کرده ام، پدر و مادرها معمولا سرشان آنقدر گرم کارهای دیگر است که حتی اگر ماهیه بپرد توی هوا و سه تا هم پشتک و وارو بزند و در راه پایین آمدن یک شیرجه جانانه بزند و آب تنگ را به سر و روی همه بپاشد، و اگه تخم مرغه ترک بخورد و یک جفت جوجه دوقلوی زرد و نارنجی بپرند بیرون و مثل سیما بینا "جیک جیک، جیک جیک جوجه لاری" هم بخوانند، پدر و مادرتان می گویند: "بچه این حرفها را جلوی مردم نزنی" و یا اینکه با "فکر شماها می شود از گردو گنبز ساخت." بنابر این کاری به آنها نسپرید.
سؤال سوم را هم خودتان بپرسید و خودتان جواب دهید.
۴ فروردین ۱۳۸۷ ۸:۲۰ بֽظֽ | Reply
نوشیروانی :
سلام جناب عبدی وجناب محدحسین
بهاران خجسته باد
جناب محمدحسین ازاینکه بغنای این سایت با نوشته هایت میکوشی خیلی ممنون
قبلا هم گفته ام واقعا دست مریزاد
از هزاران صوفی یک تن صوفیند/مابقی درسایه اومیزیند
همانطوریکه نوشته اید اسم یافامیلی یک نفر هیچگونه سنخیتی باخصیصه ذاتی یا اکتسابی کسی ندارد مخصوصا اگر ابتدای زمانیکه سجل احوال تاسیس شد جز بعضیها که جزء ازمابهتران بودند بقییه اسم ورسم با مسمایی نداشتند
یااگر داشتند بامحتوی همخوانی نداشت
یاد خاطره ای افتادم درسالیان دور همکاری داشتم بافامیلی سلامت ایشان بعلت داشتن بیماری خاص درتمام طول عمر میبایست دارو مصرف کند
روزی احوال ایشان را میپرسیدم
زهرخندی زد گفت اقای برد بار رامیشناید
گفتم بلی گفت ایا این اسم برازنده ایشان است
ایشان وقتی ارباب رجوع را(ببخشیدرعیت رجوعرا)میبیند اعصابش پاندولی میشود هرچه توصیه هم میکنیم فایده ندارد
ادامه دادمدیرمارا میشناسی فامیلش بود افلاکی بمن گفت ایشان درتمام طول سرش رابلند نکرده تاببیند بالای زمین اسمانی است گفت روزی پشت سرش ازپله ها بالامیامدم
مراجعه کننده ای پرسید اقای سلامت کجاست
جواب داد قبرستان وقتیکه مراجعه کننده پشت سرش منودید از حرف مدیر ایشان خجالت کشید
اما اقای گالیله برتولت برشت کتابی دارد بنام محاکمه گالیله
شاگرد بااستعداد گالیله استاد ممکن است روزی گردش زمین را انکار کنی
گاللیله غیرممکن است
چرا؟چون انکه حقیقت رانمیداند احمق است
وانکه میداندو انکار میکند تبه کار است
من تبه کارنیستم
گالیله را میبرندای میز محاکمه شاگرد چگونه بفهمیم شما پیروز مشوید
گالیله منتظر صدای ناقوس باشید
اگر بصدا درامد من قافیه را باخته ام
اگر صدای ناقوس نیامد بدانید چیزی راانکارنکرده ام
ناقوس بصدا درامد
شاگردان درخانه دور هم نشسته اند شاگرد متاسف
مبگوید بدبخت ملتی که قهمان ندارد
گالیله پشت در است میشنود
وارد میشود رومیکند بشاگرد میگوید بدبخت ملتی است که بدنبال قهرمان است
برشت مینویسد
چون گالیله ادم شکمباره بود وشراب ناب وغذاهای لذیذ رادوست داشت نمیتوانست ازاینها دربرابر عقیده اش بگذرد
میبینید جناب محمد حسین یک نکته ضعف چه بلایی سر ادم میاورد
ازچهار چیز مگذر گر عاقلی وزیرک/امن وشراب بیغش معشوق وجای خالی
چون نیست حال دوران درهیچ حال ثابت/حافظ مکن شکایت تا میخوریم حالی
امیدوارم از اندوخته هایت خواننده گان این سایت رابی نصیب نگذارید ایام مستدام
۵ فروردین ۱۳۸۷ ۹:۴۶ قֽظֽ | Reply
Amir Ahmad :
سال نو مبارک.در جوامع متمدن خلاف کاران بوسيله قانون تنبيه و مجازات ميشوند . مردم در زندگی عادی خود در انتخاب کردن ازاد هستند مثلا در انتخاب طرح و رنگ لباس خوراکی و نوشيدنی تفريح و سرگرمی خنده و گريه بيان عقايد اعتراض و انتقاد مطالعه و انتخاب نوع اموزش هيچگونه محدوديتی در کار نيست . حتی در عقب مانده ترين کشورها مردم از اينگونه ازادی ها برخوردارند . متاسفانه در کشور ما با اين فرهنگ غنی و مردم فهميده افراد در مواردی که ابتدايی ترين حق اجتمايی انهاست توبيخ و تنبيه ميشوند . چه ميخواستيم و چه شد؟
۷ فروردین ۱۳۸۷ ۱:۱۵ قֽظֽ | Reply
مینا مرادی :
سلام جناب اقای عبدی ...با عرض معذرت از تاخیر ...سال نو را به شما تبریک میگویم وگذشته از همه چیز سالی شاد وپر ازخنده برایتان ارزومندم ...خنده را بیشتر ارج بگذاریم چرا که بتوانیم زنده وسالم بمانیم واین روزهای سخت را بگذرانیم ....
۷ فروردین ۱۳۸۷ ۲:۳۰ بֽظֽ | Reply
هزاران نقطه :
سال نو بر شما و خانواده مبارک، پیروز و سرافراز و سرزنده و پاینده باشید
۷ فروردین ۱۳۸۷ ۳:۱۱ بֽظֽ | Reply
Vatan dost :
تبريک بمناسبت عيد نوروز باستاني. سالی که گذشت همه اش بفکر رهبری دنيای اسلام وکسب قدرت در منطقه بوديم و منافع ملی بفراموشی سپرده شده بود بنحوی که با 70 ميليارد دلار درآمد نفتی و 20 ميليارد دلار درآمد متفرقه صادراتی وضع زندگی مردم بمراتب بدتر و سفره ها کم رنگ تر از سال قبلش شد د. باآرزوی فردائی بهتر. آمريکا, وطن دوست
۸ فروردین ۱۳۸۷ ۳:۴۲ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/811