آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۲۸ فروردین ۱۳۸۷
تورم تبليغاتي و تبليغات متورم
در يادداشت پيشين توضيح دادم كه مبارزه با هر مشكل اجتماعي مستلزم وجود آگاهي جمعي است، اما دانش معمول و شناخته شده مسئولين و صاحبان قدرت از مشكلات نيز براي حل مشكلات ضروري است. امروز كه تورم به نحو عصبانيكنندهاي گريبان جامعه را گرفته و صداي همه را درآورده است، به طوري كه حتي متهمين اين وضع ميكوشند، بجاي پذيرش صادقانه مسئوليت ،از جايگاه اتهام كنارهگيري كرده و حتي خود را در كرسي مدعيالعموم بنشانند، لازم است كه نگاهي هم به ريشههاي فكري بروز اين اوضاع تأسفآور داشت.
كساني كه متهم رديف اول اين اوضاع هستند، در توصيف تورم بويژه قيمت مسكن و اجارهخانه مدعياند كه با بازار تبليغاتي قيمت را به صورت كاذب بالا بردهاند و سپس بجاي پاسخگويي در مورد وضع ناهنجار كنوني و اقدام منطقي براي حل بحران، براي جوانان دل سوزاندهاند كه چگونه يك زوج جوان با درآمد حدود 250 تا 300 هزار تومان ميتوانند منزلي 80-70 متري را 20 ميليون پول پيش بدهند و 150 هزار تومان اجاره پرداخت كنند؟!!
اگر خوب بنگريم ريشه اصلي تورم در ذهنيت مذكور است كه آن را كاذب و ناشي از تبليغ دانسته است. وقتي كه دولتي در يك سال نزديك به 80 ميليارد دلار درآمد نفتي دارد و ارقام قابل توجهي هم درآمدهاي ناشي از صادرات گاز، ميعانات نفتي و پتروشيمي دارد كه متأثر از نفت است و آن را به انحاي مختلف وارد جامعه ميكند، و در عين حال تورم ناشي از آن را تبليغاتي و كاذب ميداند، ديگر نبايد انتظار آن را داشت كه در ادامه وضع موجود سياستي علمي و مناسب براي رفع اين مشكل از جانب چنين دولتي اتخاذ شود.
اگر بپذيريم كه قيمتها صرفا به دليل تبليغات، زياد شده است، اين نكته نه تنها مسئوليت دولت را در بروز اين وضع كم نميكند، كه بيشتر هم ميكند، زيرا گفته خواهد شد كه در اين صورت حكومت نه تنها بايد بتواند جلوي افزايش قيمت را بگيرد، بلكه بايد آن را كاهش هم بدهد، زيرا 99 درصد ابزارهاي تبليغاتي (آن هم از نوع يكطرفه آن) در اختيار و انحصار حكومت است. و حكومتي كه نتواند با استفاده از اين همه ابزار تبليغاتي، جلوي تورم را بگيرد و مخالفان آن با يك درصد اين ابزار، صد درصد بر تورم ميافزايند، آيا بهتر نيست كه تمام اين اختيارات و امكانات را زمين بگذارند، بلكه مشكل بيش از اين نشود؟
كاذب بودن تورم به چه معناست؟ اتفاقاً تورم موجود كاملاً صادق است، چون هر لحظه جيب مردم را خالي و ذوب ميكند و مثل كوه يخي است كه در وسط صحراي سوزان قرار داده شود. پس چرا چنين تورمي را كه حتي از خورشيد درخشان سوزانندهتر است و عمق وجود افراد را ميسوزاند، بايد كاذب ناميد؟
اين تورم نه كاذب است و نه تبليغاتي. آيا مسئولين از خود پرسيدهاند افزايش قيمت خانهاي كه در سال پيش 60 ميليون تومان بود و حالا مردم تا حدود 150 ميليون پول بايد براي خريد آن پرداخت كنند، چگونه ناشي از تبليغات است؟ اگر خريدار فعلي پول موجود (150 ميليون) را داشت، چرا با اين پول دو سال قبل خانهاي دو و نيم برابر آنچه كه امروز ميخواهد بخرد، نخريد كه امروز مجبور شود، همان خانه را با 150 درصد افزايش بخرد؟روشن است كه وي دو سال پيش چنين پولي را نداشت و امروز دارد لذا در اين فاصله اين حجم زياد پول از جايي وارد بازار شده است كه به دست او رسيده و اين منبع ورود، جايي غير از حكومت نيست يعني همان تزريق نقدينگي دولتي منبع ورود اين پول است كه البته نابرابر هم توزيع ميشود، همان عنصري كه مسئولين دولت به نقش تورمزاي آن اعتقادي نداشته و آن را مسخره ميكردند. و اين نقش مخرب هنوز هم به تمام معنا ظاهر نشده است و كافيست، به دلايل متعددي وقفهاي در روند كنوني واردات رخ دهد، تا معلوم شود وقتي كه اين حجم عظيم آب (نقدينگي) پشت سد سياستهاي وارداتي دولت جمع شده بر اثر فشار ديوارههاي سد را با خطر تخريب مواجه كند و مسئولين مجبور به باز كردن دريچههاي متعدد آن شوند، چه خسارت بزرگي را به اراضي زير سد يعني مردم و جامعه وارد خواهد كرد.
اگر تورم ناشي از تبليغات بود، قطعاً دستاندركاران ميتوانستند، قيمت اجناس را به صفر يا نزديك به آن برسانند، زيرا در اين حوزه انحصار و آشنايي كافي دارند، اما چه ميشود كرد كه تورم از جمله متغيرهايي است كه كمتر تحت تأثير تبليغات و عوامل رواني است و اگر هم اندكي تاثي پذيرد، بسيار موقتي و گذراست.
مشكل اينجاست كه بايد نگاه به وظيفه صاحبان قدرت را اصلاح كرد. تورمي كه جامعه ما از آن رنج ميبرد، در تمام دنيا شناخته شده و تحت كنترل است، و تنها مردم كشورهاي معدودي مثل زيمبابوه و ونزوئلا و امثالهم از آن رنج ميبرند، و اگر در اكثر كشورها حل شده، به معناي آن است كه هم پديده شناخته شده است و هم اراده براي حل آن قابل حصول است. در مقابل وقتي كه فرياد جامعه ما از اين پديده بلند است ولي نه تنها بهبودي حاصل نميشود كه عقبگرد را شاهديم، چه نتيجهاي ميتوان گرفت؟ جز اينكه يا مسئولين ،پديده تورم را كه براي جهان شناخته شده است نميشناسند، يا اراده حل آن را ندارند و يا هر دو؟ در هر حال اين سوال مطرح خواهد شد كه چنين مسئوليني كه قادر به شناخت و حل اين پديده شناخته شده نيستند، چرا و چگونه ميتوانند داعيه اصلاح جهان را داشته باشند؟ خوب شايد ضروري باشد بجاي اكتشافات فضايي و سير در ستارهها و آسمانها، قدري هم به اموري كه در خانه ميگذرد بپردازيم شايد مشكلات عاجلتري در آنجا باشد كه وظيفه ما حل اين مشكلات است.
اداره جهان را بايد پيشكش كساني نمود كه با قدرت و عقلانيت بسيار بسيار بيشتر ،اكنون در اين گرداب فرو رفتهاند، ما بايد بر اداره كشور خود كوشا باشيم، و شرط اول آن اداره امور اقتصادي در حد و اندازههاي پذيرفتني است. اقتصاد را هم نميتوان در قالب شعارهاي تبليغاتي مثل طرحهاي ضربتي اداره كرد. گرچه مشاوره اقتصادي دادن وظيفه نويسنده نيست، اما فكر ميكنم اگر كساني در صدد خريد يا تعويض خانه هستند، قبل از اجراي طرحهاي ضربتي مورد نظر حكومت در اين زمينه اقدام كنند، چرا كه طرحهاي ضربتي در اقتصاد نتايجي جز تورم بيشتر نخواهد داشت، نتيجهاي كه به ضرر مردمان كمدرآمد و فقير است.

مسعود صارمی :
تنها چیزی که بنظر میرسد میتوان در این باره و تغییرات و جابجایی وزرا و مسؤلان گفت این است : شکست در سیاستها , پریشانی در مدیریت
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۱۱:۳۸ قֽظֽ | Reply
ع - شکری :
نمي توان تورم را عامل تمام مشکلات يا حتي بخش مهمي از آنها دانست ولي صاحبنظران اقتصادي و اجتماعي غالباً تورم را به منزله شاخص کشمکشها و اغتشاشات اجتماعي و شاخص اعلام خطر و ... قلمداد ميکنند و معتقدند که:
کشور هايي که در آنها ثبات قيمت (عدم تورم) وجود داشته ثبات سياسي و اجتماعي نيز وجود داشته است و بالعکس در کشورهايي که بحرانهاي سياسي و اجتماعي بوجود آمده تورم نيز کم کم دچار رشد صعودي شده است.
در تورم زياد درآمد به صورت ناعادلانه تقسيم ميشود زيرا افرادي که در ابتدا سرمايه ي غير نقدي زياد دارند به مرور زمان با افزايش ارزش آن سرمايه توسط تورم به ثروت عظيمي دست مييابند و در عوض افرادي که در ابتدا سرمايه کمي دارند يا سرمايه آنان غير نقدي است به مرور زمان با افزايش نرخ تورم بخشي از دارايي خود را از دست ميدهند.
تورم باعث تقليل پس انداز ميشود زيرا ارزش پول متغير است و در نتيجه پس انداز ناامن است. البته اين مشکل راه حلي نيز دارد که آن سرمايه گذاري در چيزيست که ارزش آن با تورم زياد شود.
تورم باعث افزايش قيمت کالا در تجارت بين المللي ميشود که نتيجه آن کاهش ميزان صادرات و افزايش واردات است.
بر اساس بند قبل، افزايش تورم باعث کاهش ارزش پول ميشود.
تورم باعث عدم مصرف بهينه منابع ميگردد و از اين رو تمايل به سمت کالاها و خدمات گرانتر بيشتر ميشود در صورتي که اين کالاها ضرورتاً مفيدترين کالاها نيستند.
در زمان تورمي مقدار زيادي از وقت، انرژي، منابع مالي مردم بجاي بکار افتادن در مسير مولد و مفيد صرف فعاليت هايي ميشود که هدف از انجام آنها جلوگيري از کاهش ارزش داراييها و کسب منافع غير عادي از طريق معاملات سوداگرانه است.
توليد کنندگان که خريداران مواد اوليه هستند سرمايه گذاري نمي کنند ، لذا کارهاي دلالي رواج پيدا ميکند.
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۱۱:۴۵ قֽظֽ | Reply
:
آقای احمدی نژاد قول داده بودند تورم را تک رقمی میکنند , بنظر شما چرا ایشان بقولشان وفا نکرده اند؟
..................................................................
عبدي:
براي اين كه به كساني قول داد كه اگر با نقض عهد مواجه شوند اقدامي نم
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۱۱:۴۹ قֽظֽ | Reply
نرخ تورم در سال 86 به 4/18 درصد رسيد در عوض : :
نرخ تورم در پانزده کشور اروپایی که یورو پول رایج آنهاست، در آغاز سال جاری میلادی به سه و دو دهم درصد رسیده است. این نرخ تورم بالاتر از انتظارات بانک مرکزی اروپا بوده است.
بنا به سابقه یازده ساله "یورو استات" (Eurostat)، اداره آمار اتحادیه اروپا، این بالاترین نرخ تورم ثبت شده توسط این سازمان است. نرخ تورم در این کشورها در ماه دسامبر 2007 سه و یک دهم درصد بوده است.
افزایش قیمت مواد غذایی و بنزین دلایل اصلی افزایش تورم در "منطقه یورو" بوده است.
نرخ تورمی که بانک مرکزی اروپا مد نظر داشته، دو درصد بوده است. اما گزارشگران می گویند که مقامات این بانک تمایلی ندارند که برای کنترل تورم نرخ بهره بانکی را افزایش دهند؛ آنها نگرانند افزایش نرخ بهره بانکی باعث ضعیف تر شدن وضعیت اقتصادی اروپا شود.
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۱۱:۵۳ قֽظֽ | Reply
جاويد :
بنده به هيچ وجه ادعاي اقتصاد دان بودن و شناخت مسايل اقتصادي را ندارم.ولي بعضي نكات هست كه براي فهميدن آنها نياز نيست كه شما يك علم را بطور كامل بداني.
همه ما مي دانيم كه افزايش نقدينگي باعث اين بدبختي در مملكت شده است. اين افزايش نقدينگي در واقع براي مردم سرمايه شده است ،و مردم هم چون بر خلاف دولتيان انسانهاي عاقلي هستند ، سعي مي كنند اين سرمايه را در جايي انباشت كنند كه امنيت آن حفظ شود و از ارزش آن كاسته نشود.و در واقع خود دولتيان جواب دهند كه جايي بهتر از مسكن.
در هر حال براي حل اين مشكل فكر كنم كه دو راه بيشتر نيست:
1- يا بايد حكومت و دولت جايي بهتر و امن تر و پرسودتر از مسكن براي سرمايه گذاري انسانهايي كه عاقل و هوشمند هستند پيدا كند كه سرمايه ها از بخش مسكن به آن سمت حركت كند.
2- و يا دولت قسمتي از اموال و دارايي خود را به سرمايه داران بفروشد و پول حاصل از اين فروش را آتش بزند.يعني به هيچ وجه ديگر اين پول در چرخه اقتصاد مملكت وارد نشود.
اگر چنانچه دانشمندان دولتي راه سومي پيدا كنند و عملي سازند ، بنده به نوبه خود اظهار بندگي خود را در مقابل علم و دانش دولتيان ابراز خواهم داشت.
بهترين جا براي راه حل اول بازار بورس است.كه براي اينكه آنجا به مكاني براي انباشت سرمايه ها تبديل شود(اينجاست كه كاغذ پاره هاي شوراي امنيت خود را نشان مي دهد.)نياز مند خيلي پيش نيازهاي ديگر است كه با توجه به عملكرد دولتيان در اين 3 سال بهتر است اصلا به آن فكر نكنند.
ولي راه حل دوم را مي توانند عملي كنند.
-------------------
در راستاي موزون نبودن ادعاهاي ارايه شده توسط حكومت و آنچه كه انسان مي بيند و ناخوآگاه انسان را ياد شعر:
آن يكي پرسيد اشتر را كه هي
از كجا مي آيي اي فرخنده پي
گفت از حمام گرم كوي تو
گفت خود پيداست از زانوي تو
مي اندازد ، من يك سوال از تمام مخاطبان سايت اينده دارم:
چرخه توليد و عرضه گوجه فرنگي يك فرايندي است كه لااقل آسانتر از چرخه توليد انرژي هسته اي است.
اگر يك كسي خارج از ايران ، از شما بپرسد ، شما كه هنوز به چرخه توليد گوجه فرنگي نرسيده ايد ، چگونه ادعاي چرخه توليد انرژي هسته اي را داريد ، واقعا چه جوابي به آنها مي دهيد؟؟
جالب است كه من اين سوال را از يكي از مدعيان نيز پرسيدم و ايشان با حالت خاصي جواب داد كه من به شما فقط يك جواب مي دهم و آن اينكه اگر چيزي نبود ، آمريكا اينقدر خودش را جر نمي داد.و جواب من به ايشان اين بود كه صدام بدبخت خودش را جر داد كه بگويد چيزي ندارد و به زور به جامعه جهاني قبولاندند كه دارد واي به حال ما كه ديگر زحمت آنها را براي قبولاندن ادعا به جامعه جهاني را نيز كم كرده ايم.و خودمان ادعا مي كنيم كه داريم.
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۱۱:۵۴ قֽظֽ | Reply
حسن :
اینكه گفته میشود مملكت با كفر باقی میماند اما با ظلم بقایی ندارد حقیقتا جمله حكیمانهای است و به نظر من «تورم» از مصادیق «ظلم» است كه تاكنون آثار تخریبی بسیاری را بر ذهن و عین زندگی مردم باقی گذاشته، فقرا را زمینگیر، طبقه متوسط را متحیر و اغنیا را از ثروت «تورم آورده» برخوردار ساخته است. به واسطه خلق تورم مزمن همواره سرمایهگذاری و اشتغال ناشی از آن راكد یا در شرف ركود بوده و دهها میلیون انسان شریف گرفتار در گرداب «ركود تورمی» به انواع آسیبهای فكری و اجتماعی مبتلا گردیده و سیاست و اقتصاد كشور به صفت بداخلاقی و احتمالا غیراخلاقی استحاله گردیده است. بایسته است پرسیده شود كه عاملان غیراقتصادی این «ظلم عظیم» در حق «مردم» چه كسانی هستند؟ ظلمی كه در بلندمدت با دوام و بقای جامعهای انقلابی، پیوندهای ناگسستنی و اجتنابناپذیر دارد. ما فكر میكنیم كه مسوولیت اصلی تورم موجود برعهده «جهل» و «توهم» و «فزونخواهی» و «مصلحتطلبی ناروا» و «تمایل به رسیدن به قدرت یا در قدرت ماندن» مجموعهای است كه در اقتصاد و سیاست كشور موثر بوده و در عین حال هیچگاه پاسخگو نبودهاند و نیستند و حداكثر آن است كه در مناصب قدرت جابهجا میشوند و در این خصوص تامل در موارد ذیل تعیینكننده است:
1- آنان كه در رده مسوولان ارشد اقتصادی در دولت و مجلس قرار داشتهاند و با عدم اطلاع از نوع كاركرد قواعد اقتصادی و جهل نسبت به شرایط تولید تئوری اقتصادی در دنیای متحول امروز، اقتصاد كشور و در واقع زندگی تودههای مردم را اسیر آزمون و خطای روشهای سرمایهداری كردهاند و پس از گذشت چندین دهه از مشاهده نتایج شیوههای اتخاذی و نهادی كردن تورم مزمن، هنوز هم بر تصمیمگیری اقتصادی توسط تابعین سیاسی و نه رهبران اقتصادی اصرار میكنند، آیا از مصادیق جهل حاكم معطوف به تولید تورم محسوب نمیشوند؟
2- آنان كه بدون عنایت به شرایط سیاسی و منطق اقتصادی و واقعیات فرهنگی جاری در درون و بیرون جامعه به انعطاف تكاملی در تصمیمگیریها برای كاهش فشار بر زندگی مردم نیندیشیدهاند و با فرض اثبات نشده صحت پافشاری در همه سیاستگذاریها، اقتصاد زمان و تبعات ناشی از آن را مورد تدبیر قرار ندادهاند، آیا از مصادیق عاملین مبتلا به توهم موثر بر تولید تورم محسوب نمیشوند؟
3- كسانی كه برای آباد كردن احتمالی جزیرههای انتخاباتی خویش مصلحت اقتصاد مملكت را، به هنگام پیشنهاد بودجه یا بررسی و تصویب آن در مجلس یا حتی به هنگام اجرای بودجه نادیده گرفته، پول بدون پشتوانه معطوف به دلارهای ذخیره شده نفتی را به درون جامعه تزریق كردهاند و به تبع آن امتی را در امواج تهاجمی و مخرب ناشی از تورمهای حقیقتا آگاهانه خلق شده، رها كردهاند و گذشتهاند آیا از مصادیق «فزونخواهان» تلقی نمیشوند؟
4- كسانی كه برای دستیابی به مقاصد سیاسی، مصلحتطلبیهای موردی كردهاند و بهرغم اشراف به ضعف در راهكارها و نوع سیاستها برای حفظ منافع سیاسی خویش ـ هرچند آن را در قالب مصلحت عام پیچیده باشند ـ با این استدلال كه عدم سكوت ما در انحراف ناشی از عدم رعایت قواعد اقتصادی به تقویت رقیب سیاسی یا تضعیف دوستان در قدرت میانجامد آیا از مصادیق مصلحتطلبان كجاندیش نبودهاند؟
5- و بالاخره كسانی كه در مدیریتهای ارشد دولت و مجلس صرفا به خاطر متابعتهای سیاسی و محفلی امكان آن را یافتهاند كه جا را بر شایستگان برای تصمیمگیری در اقتصاد تنگ و آنگاه از طریق قدرت مدیریت، تلاش نخبگان رسمی و غیررسمی كشور را با مهر پلاستیكی «مخالفت» وتو نمایند، آیا از مصادیق مولدین تورم از ناحیه تمایل به نیل یا حفظ یا بقای در قدرت نیستند؟ من به همه این عوامل غیراقتصادی تورم توصیه میكنم كه حتی اگر میخواهید بدنام نمایند به نفع شماست كه به حاكمیت رفتار علمی و شایستهسالاری و پرهیز از خودمحوری و خودخواهی تمكین كنید و در ادامه با كاهش سهم خود در تولید مستمر، ظلمی كه میتواند به نابودی ملك هم منجر شود سرمایه اجتماعی كشور را از نابودی كامل نجات دهید.
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۱۱:۵۸ قֽظֽ | Reply
مجتبی :
کارشناسان و نمایندگان بخش خصوصی نبود انضباط مالی و سیاستهای پولی دولت را از عوامل اصلی افزایش تورم اعلام میکنند.
آیا بنظر شما این درست است؟ اگر بلی انضباط مالی را چگونه میتوان به دولت یاد داد؟
............................................................
عبدي:
انضباط مالي را ياد نمي دهند همچنان كه دزدي نكردن را ياد نمي دهند .وقتي نظارت قانوني و عمومي از ميان رفت انضباط مالي هم از ميان مي رود.
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۰:۰۲ بֽظֽ | Reply
:
آقای عبدی ابوذر غفاری یک جمله معروف در این زمینه دارد که اوایل انقلاب زیاد آنرا بازگو میکردند , متاسفانه آن جمله را یاد ندارم , شما یادتان هست؟
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۰:۰۵ بֽظֽ | Reply
نسرین :
میخواستم بپرسم تورم در یک مملکت شاخص چیست؟
..........................................................
عبدي:
افزايش قيمت كالاهاي مصرفي .
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۰:۰۶ بֽظֽ | Reply
افسوس :
کارشناسان یکی از علل تورم را دامن زدن به مطالبات عمومی در سفرهای تبلیغاتی استانی و تدوین بودجه های انبساطی به جای بودجه های عملیاتی و منضبط میدانند و حالا :
به گزارش خبرنگار خبرگزاري رسا، استاندار قم، روز گذشته در نشست مطبوعاتي خود با اشاره به دور دوم سفرهاي استاني رئيس جمهور و سفر هيئت دولت به استان قم گفت: طبق برنامه اعلام شده، دكتر احمدي نژاد ساعت 9 صبح امروز در صحن مطهر حضرت معصومه(س) با مردم استان ديدار و در ظهر چهارشنبه نيز با تشكيل شوراهاي تخصصي، مصوبات دور اول و اقدامات انجام شده و موانع بر سر راه برخي از آنها را بررسي مي كند.
دكتر محمد ناظمي اردكاني، ديدار با ايثارگران و جانبازان، بازديد از يك منطقه محروم در استان، ملاقات هاي مردمي و رسيدگي به شكايات فرا استاني و نيز افتتاح پروژه هاي عمراني را از ديگر برنامه هاي رئيس جمهور و هيئت دولت دانست و گفت: طلاب و روحانيون حوزه علميه قم نيز با رئيس جمهوري ديدار خواهند كرد.
و از طرف دیگر :
محمود احمدینژاد در پیام نوروزی خود وعده میدهد تدابیر و برنامههای دولت به نابسامانیهای اقتصادی سال گذشته خاتمه خواهد داد
بایستی گفت:
خود پیداست از زانوی تو!
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۰:۱۵ بֽظֽ | Reply
چه کسی مسبب تورم است؟ :
همه میگویند:
کی بود کی بود من نبودم دستم بود تقصیر آستینم بود
واقعا که یادش بخیر بازیهای زمان بچگی!
آقای عبدی فکر میکنید ما کی بزرگ بشویم؟
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۰:۲۶ بֽظֽ | Reply
:
فاجعه آمیزترین بخش قضیه به نظر من منت گذاشتن بر سر مردم برای جلوگیری از تورم 70 درصدی است.حضرات از مرحله خود شیفتگی هم عبور کرده اند. پروردگارا چگونه می شود به اسم اصول گرایی این همه مردم را تحقیر کرد و دروغ گفت. کاش می شد تصور کرد پیامبری که رحمت است و زندگی او سراسر صداقت و گذشت و دلسوزی برای هدایت و سعادت مردم (لعلک باخ ...) چگونه در مقابل مردم می ایستد و از آنان سوال میکند چگونه پیامبری برای شما بودم. وقت آن نرسیده که بجای سخنرانی برای مردمی که به تصور آنها "عوام کالا... " هستند مستمع باشند و بپرسند چگونه رهبرانی برای شما بودیم
.............................................................
عبدي:
در مورد اين نوع رفتار يادداشتي نوشته ام كه بي شخصيتي سياسي را توضيح مي دهد و در هفته بعد تقديم مي شود.
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۰:۳۳ بֽظֽ | Reply
:
در سال گذشته دولت آقاي احمدينژاد ۴۱ ميليارد دلار ( میدانید چند تومان میشود؟) واردات به كشور داشته اند كه در ليست واردات اقلامي مثل سيب, آهن و گوشت بوده است. اين به آن معناست كه دولت ایشان به جاي آنكه الوعده وفا پول نفت مردم را بر سر سفره فقرا ببرند، بر سر سفره چين و اروپا برده اند!
میخواهید تورم با این سیاستها تک رقمی شود؟
بیخود نیست که آقای مرعشی ایشان را نه تنها معجزه ی هزاره سوم که معجزه هزاره چهارم نیز شناخته اند!
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۰:۳۶ بֽظֽ | Reply
:
قم، خبرگزاري جمهوري اسلامي ۱۳۸۷/۰۱/۲۸
داخلي. اقتصادي. قم. هيات دولت.
مدير روابط عمومي اداره كل اوقاف و امور خيريه قم گفت: در دور دوم سفر رياست جمهوري به اين استان ۱۸طرح جامع عمراني بقاع متبركه جهت بررسي و تصويب ارايه شده است.
اداره كل اوقاف و امورخيريه قم با توجه به جابجايي مديران و نداشتن سرپرست در ايام دور اول سفر رياست جمهوري(سال ۱۳۸۴)به قم موفق به ارايه پيشنهاد نشد و لذا فاقد مصوبات در دور اول سفر هيات دولت ميباشد.
روح الله شفيعي روز چهارشنبه در آستانه سفر دور دوم هيات دولت به قم در گفت وگو با ايرنا افزود: در دور دوم سفر رياست جمهوري طرح بازسازي ومرمت اين تعداد بقاع متبركه به دولت پيشنهاد خواهد شد.
وي اعتبار درخواست شده براي اين تعداد بقاع را ۳۰۰ميليارد ريال ذكركرد وادامه داد:از جمله اين بقاع متبركه امامزاده شاه جمال(ع)، امامزاده سيدعلي (ع)، چهل اختران و امامزاده موسي مبرقع(ع)، امامزاده سيد معصوم(ع) و ... ميباشد.
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۰:۴۵ بֽظֽ | Reply
مهدی م :
رئیس دولت قبلن در پاسخ به منتقدان گفته بود که شما بگویید ارزهای نفتی را چه کنیم.
وی گفته بود که دولت مصر است از این قابلیت استفاده کند و مصصم است که این پول ها را خرج کند ولی اگر شما انتقاد دارید بگویید چگونه این کار را انجام دهیم.(نقل به مضمون)
نمی دونم این درخواست رئیس دولت مورد اجابت اقتصاددانان قرار گرفت یا نه. ولی به هر حال وی تصمیم خود را مبنی بر هزینه کردن این ارزها گرفته بود و بعید می دانم که اگر پیشنهادی مبتنی بر سرمایه گذاری در دیگر کشورها یا خرید سهام بین المللی و یا پیشنهادهایی از این جنس که تورم ایجاد نمی کند و حتی ممکن است منافع بیشتری داشته باشد پذیرفته می شد. چون نظام و به تبع دولت تصمیم داشتند به مدد پول نفت دورانی مرفه تر از دوران اصلاحات بسازند و مردم را متذکر شوند که هان دیدید که ما چگونه هوایتان را داریم و آن دیگران که به آزادی و دموکراسی می اندیشیدند چگونه شما را در تنگنای اقتصاد و ازدواج و اشتغال قرار داده بودند!
این نیت ناصحیح است که راه را بر هر انتقاد و پیشنهاد بست و آن کرد که از اواخر اسفند تا الان که یک ماه گذشته است قیمت مسکن رشد ناباورانه ای یافته است.در حالی که همه از اشباع بازار و رکود سخن می گفتند. یک شبه قدرت خرید نصف می شود.
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۰:۵۴ بֽظֽ | Reply
ali :
مطلب ساده و عمیقی بود و واقعیات را بیان می کرد از شما می خواهم شاخص های اقتصادی و میزان صادرات و واردات و میزان نقدینگی وغیره را در50 سال گذشته با تفکیک سال و دوره های خاص ترجیحن به صورت جدول برای کاربران در سایت بیاوريد
.............................................................
عبدي:
در اين موارد به سايتهاي اقتصادي رجوع شود.
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۱:۱۰ بֽظֽ | Reply
مهيار :
با سلام
ودر اين ميان سرنوشت آن هفتاد ميليارد دلار كذايي از درآمد نفت و بقيه درآمدهاست كه معلوم نيست چگونه وبه چه طريقي هزينه شده است ؟آيا در داخل وبراي بهبود وضع ايرانيان هزينه گشته يا خير در راههاي ديگري؟ .چه نهاد وارگاني ناظر بر اين هزينه ها بوده اند واينك نظرشان چيست؟چگونه كشوري در گذشته نه چندان دور يعني همين ده سال يا پنج سال پيش و با حداكثر يك چندم در آمد اين دو سال گذشته كشور بهتر از اينها وبا تورم بسيار پايين از اينها اداره مي گشت .چه مي بايد گفت جز اين كه نفت را بر سر سفره پيش كش سفره مان را مبريد.
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۱:۱۸ بֽظֽ | Reply
حبیب :
سلام جناب عبدی. به نظرم حرف های جناب عالی خوبند ، اما نه کاربرد دارند و نه کسی برای آن ها تره یا بادمجان خرد می کند . دوران نویسندگی و زمامداری شما و مثل شما تمام شده و به تر است که کنار جوی یا گود بنشینید و گذر عمر را تماشا کنید . همین .
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۱:۳۳ بֽظֽ | Reply
امیر :
سلام
حالا اگر این پول درست و مناسب تقسیم میشد ، اشکال نداشت؟ بعنوان مثال اگر دستمزدها حداقل به میزان نرخ رسمی هر سال اضافه شود؟
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۲:۰۴ بֽظֽ | Reply
پرویز پدرام :
با سلام، چند روز پیش حدود ساعت 9 شب در صف خرید وسیله ای برای شام ایستاده بودم که ناگهان فروشنده به سمت منوی قیمتها که در دیوار مغازه خود نصب کرده بود رفت و قیمت وسیله مورد نظر کسانی که در صف ایستاده بودند را از 4500 تومان به 5000 تومان افزایش داد و قیمت را برای همه بر اساس 5000 تومان محاسبه کرد حتی برای آنانی سفارش هم داده بود. آنگاه یکی از کسانی که در صف ایستاده بود گفت"انرژی هسته ای حق مسلم ماست"و دیگری گفت، به به! خیلی ممنون!!!
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۲:۳۱ بֽظֽ | Reply
وفا :
آقای عبدی سلام
من از دانش آموختگان دانشگاه علم و صنعت هستم و چند واحد را با آقای احمدی نژاد گذرانده ام. ایشان آن زمان یکی از اعضای کلیدی کانون بسیج اساتید بود که به همراه تعدادی دیگر از اساتید که در شورای قبلی تهران و کابینه فعلی حضور داشته اند و دارند همفکر بود.
حجت الاسلام دکتر ع.ا. از اساتید دانشکده معارف که برادرشان هم اخیراً وارد کابینه شده اند و از این حلقه فکری می باشند و اینجانب با ایشان نیز چند واحد درس معارف گذرانده ام.
هدف از ایت مقدمه این بود که کمی باطرز فکر این گروه (براساس برداشت خودم) مواردی را به عرض شما و سایر خوانندگان برسانم و با همفکری و دانسته های سایرین بررسی بیشتری صورت پذیرد:
1- یکی از مواردی که در کلاس معارف و توسط استاد به صورت موکد مطرح میشد این بود که تمام علوم بشری، غیبی و هرآنچه دانستنی در جهان هست و تمامی قوانین بشری و الهی همه در متون اسلامی در درجه اول قرآن و پس از آن در روایات موجود است و مسلمین می بایستی با جستجو و تحقیق در این متون به پیشرفتهای علمی در تمامی زمینه های علوم شامل انسانی، صنعتی، علوم پایه و ... دست یابند.(به درستی یا نادرستی این عقیده کاری ندارم.)
به عنوان مثال ایشان اظهار می کرد که مدیریت باید برآمده از مفاهیم اسلامی باشد. همینطور اقتصاد و فیزیک و فلسفه و حتی کنترل پروژه.
موضوعاتی را نیز به عنوان تحقیق به دانشجویان ارایه می داد و نمراتی را برای آن در نظر می گرفت و مشخص بود که موضوعات تعریف شده از این بینش سرچشمه گرفته بود. مثلاً موضوعاتی که کمی جای شگفتی داشت و ایشان علاقمند بود که درباره آنها تحقیق شود یکی تکنولوژی به کار رفته در قالی سلیمان بود و یا تکنولوژی وسیله ای که پیامبر با آن به معراج رفت و معتقد بود که تکنولوژی قالی سلیمان به مراتب پیشرفته تر از هواپیماهای امروزی بوده و اگر در این مورد تحقیق شود و چند و چون آن پیدا شود می توان وسیله ای شبیه آن ساخت که به مراتب از تکنیکی از هواپیما جلوتر است.
2- این تفکر از بنیان با علوم طبیعی و انسانی که حاصل زحمات دانشمندان جهان می باشد مشکل دارد و از پایه تمام این علوم را منحرف و باطل و غلط می داند و بنابراین به الزامات آن پایبندی ندارد.
3- اینکه بسیاری از کارشناسان معتقدند که سیاستهای اقتصادی دولت منجر به تورم شده و ادامه این روند اوضاع را خرابتر نیز می کند و با توجه به قوانین مالی و اقتصادی جهان نتیجه این اقدامات منجر به تورم بیشتر خواهد شد ذکر این نکته ضروری خواهد بود که اصولاً سیاستگزار مقدمه حرف شما را قبول ندارد بنابراین نتیجه گیری شما را نیز قبول نمی کند و می گوید که تبلیغات یا امپریالیزم یا... باعث گرانی شده و اعتقادی ندارد که تزریق نقدینگی نتیجه اش تورم است زیرا این نظریات اقتصاددانان غرب است.
4- نتیجه اینکه تا این طرز فکر اصلاح نشود باید بیشتر از اینها رشد قیمتها را مشاهده کنیم.
.............................................................
عبدي:
اگر تورم ناشي از تبليغات است آقايان كه يد طولائي در اين زمينه دارند و با تبليغات تورم را خنثي كنند.
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۲:۳۸ بֽظֽ | Reply
:
وجود مافياي اقتصادي تا جه اندازه مقرون به صحت است?
...................................................................
عبدي:
بي ترديد چنين مافيائي هست ولي لزوما به معناي دارودسته تشكيلاتي نيست اقتصاد نفتي همه را مافيائي مي كند و قدرتها هم در خدمت آنها مي شوند وو اين كه شعار ديگري بدهند.
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۲:۴۲ بֽظֽ | Reply
پیمان :
این هم محکومیت سه آذر اهورایی امیرکبیر:
http://www.autnews.info/archives/1387,01,0008718
آقای عبدی ! شما که اينها را می شناسید ، شما که بازجویی پس داده اید ، شما که تهدید به برخورد شان با خانواده تان شده اید ، شما که جنایت و خفقان و دیکتاتوری را می شناسید ( نمی شناسید؟ بفرمایید :http://www.goftaniha.org/2007/07/blog-post_27.html
) لطفا چیزی بگویید ، چیزی بنویسید . حق بچه های امیرکبیر این است ؟حتی اگر قرار است که این زندان را بکشند ، دست کم نمی توانند از حمایت چند نقر آزادیخواه برخوردار شوند ؟!
...................................................................
عبدي:
با اطلاعات موجود ترديدي در مظلوميت اينها ندارم.
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۲:۴۸ بֽظֽ | Reply
ع-اميني :
سلام
بنده به عنوان بررسي تطبيقي كوبا را مثال آوردهام تا ميزان اراده و تاثير آن در توسعه كشور را بيشتر و بهتر بفهميم:
كشور كوبا بدليل از دست دادن حمايت شوروي سابق،80% بودجه خود و منابع مالي خود را از دست داد و تنها نيشكر برايش باقي ماند(يعني همان اقتصاد تك محصولي). اما با اراده دولتمردان انقلابي( همانند مسئولين دلسوز دولت انقلابي ما) در طي مدت كوتاهي توريسم( اكوتوريسم-توريسم پزشكي و ...)را به منبع اول تامين بودجه خود تبديل نموده و امكان تاثير نوسانات قيمتي نيشكر در بازارهاي جهاني را به حداقل رساند(شبيه به اقتصاد كشاورزي خودكفا در ايران كه هنوز هم شعارش را ميدهند و اما فقط به گندم؟!؟! بسنده كرده اند). آموزش و پرورش را متحول نمود و درصد بيسوادياش را به نزديك 1.5%(نه مشابه نهضت سواد آموزي ما با 32%بيسواد) درصد تورم در اين كشور 3%و درصد بيكاري آن حدود 4%است(نه ايران ما كه تورم واقعي30% و بدون احتساب مسكن18% و درصد بيكاري ما بالاي 12%) و البته درست مثل ما در برابر آمريكاي خونخوار،شيطان بزرگ،امپرياليسم، استعمارگر خونآشام و هزارتا از اين فحشها ايستاده است و به وي در قلب قاره آمريكا دهنكجي ميكند. اينها همه نشانههاي عزم ملي در حل مشكلهاست گرچه با فقر دست به گريبان است اما با همه نداري چگونه مملكت خود را كنترل و اداره ميكند درس عبرتي باشد براي ما.
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۳:۲۵ بֽظֽ | Reply
حسينعلي :
تحت اين شرائط و در اين اوضاع، بيشترين سود متاسفانه نصيب كساني ميشود كه كمترين خدمت را به اين جامعه ميكنند، يعني سرمايهداراني كه سرمايه خود را صرف خريد املاك ميكنند و البته همين سرمايه را هم كه الان به لطف سياست آقايان سه برابر شده است از همين راه بدست آورده اند. اينها نه از قبل سرمايه شان كسي را نان ميدهند، نه مالياتي به دولت پرداخت ميكنند و نه مثل اغلب توليد كنندگان خون دل ميخورند و غم واردات و نبود تسهيلات و... را ميخورند. راحت نشسته اند و سودهاي آنچناني نصيبشان ميشود. و جالب اينكه بواسطه عدم مشغله هايي كه معمولا همه دارند، وقت كافي براي بهره برداري از فرصتهاي بوجود آمده را هم پيدا ميكنند مثلا سراغ دارم فردي را كه دارايي آن از ميلياردها تومان هم ميگذرد روز آمدن رييس جمهور وقت گذاشت و نامه اي تهيه كرده و بدست ايشان داده و تقاضاي كمك كرده بود. و جالبتر اينكه اين افراد هوش سياسي خوبي هم دارند و همين فرد كه بنده سراغ دارم پيش بيني اين اوضاع را با رييس جمهور شدن اين آقا ميكرد و براي همين به او راي داد و مطمئنا اينبار هم راي خواهد داد.
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۳:۵۲ بֽظֽ | Reply
سازمان نظام پزشكي: به دولت ربطي ندارد :
در پي انتشار خبري مبني بر لغو تعرفههاي درماني اعلام شده بخش غيردولتي در هيات دولت، معاون نظارت و برنامهريزي سازمان نظام پزشكي با اظهار بياطلاعي از چگونگي اين امر، گفت: بر اساس قانون تشكيل سازمان نظام پزشكي، تعرفههاي اعلام شده از سوي سازمان نظام پزشكي نياز به تصويب يا رد در هيچ جايي را ندارد.
دكتر جمشيدي در گفتوگو با ايسنا، افزود: بر اساسن قانون سازمان، هرگونه تجديدنظري بر روي تعرفههاي اعلام شده در بخش غير دولتي بايد در شوراي عالي سازمان نظام پزشكي مطرح و بحث شود.
روند ايجاد شده، جز بلاتكليفي در نظام تعرفهگذاري حاصل ديگري ندارد
وي همچنين در مورد استناد راي هيات دولت به قانون تعزيرات حكومتي، يادآور شد: قانون تشكيل سازمان نظام پزشكي پس از قانون تعزيرات حكومتي تدوين و تصويب شده است كه براساس اين قانون، كليه قوانين مغاير با قانون تشكيل سازمان نظام پزشكي ملغي هستند.
معاون نظارت و برنامهريزي سازمان نظام پزشكي با بيان اينكه خبر لغو تعرفههاي بخش غيردولتي را از طريق خبرگزاريها مطلع شده است، گفت: متاسفانه روند ايجاد شده، جز بلاتكليفي در نظام تعرفهگذاري حاصل ديگري ندارد.
جمشيدي با تاكيد بر اينكه كليه روند تعيين تعرفههاي بخش غيردولتي، تصويب و اعلام آنها در سازمان نظام پزشكي انجام ميشود، اذعان كرد: تفسير قانون نيز تنها بايد در مجلس شوراي اسلامي انجام شود.
وي همچنين با اشاره به تشكيل كميته پنج نفره در سال 85 براي بررسي تعرفههاي اعلام شده در بخش غيردولتي از سوي سازمان نظام پزشكي، اظهار كرد: متاسفانه گروههاي شركتكننده در كميته مذكور از جمله بيمهها، به تعهدات خود پايبند نشدند بنابراين تنها با تشكيل كميتهاي براي تعيين قيمت واقعي خدمات و درنتيجه مشخص كردن تعرفههاي خدمات درماني، ميتوان به وضع نابسامان موجود پايان داد.
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۴:۰۶ بֽظֽ | Reply
شاهین :
بايد در اقتصاد كلان ايران از نرخ تورم و رونق در تخصیص منابع در غیر از دارایی های ثابتی مثل زمین شروع كرد.راه حل كوتاهي وجود ندارد انقدر ديرشده كه انصافا جز با صبر ايوب مسئله حل نميشود به شرطي كه باز ايران 140 ميليوني و ارتش 100 ميليوني مد نظر بعضي نباشد.نرخ تورم بايد يك رقمي شود و صنعت و توليد توجيه داشته باشدبراي اين هدف بايد دولت كوچك شود بايد دولت هزينه هايش كاهش يابد و كارامد شود تا احتياجي به افزايش پايه پولي و چاپ اسكناس و افزایش نقدینگی پيدا كند بايد قيمتها ازاد شود بايد حجم زيادي از منابع به صنايع مزيت دار توريسم و مد و لباس اختصاص يابد.بايد مزيت در زمين از بين برود و اين جز با تمركز زدايي از تهران ميسر نيست مادر رشد قيمت تهران و مادر رشد تهران الهيه و فرشته و زعفرانيه است.و اين تمركز زدايي جز در ايجاد كار و نوعي شيريني زندگي همراه با يك استاندارد عقلاني ازادي زندگي در عرف طبقه متوسط در خارج تهران نيست.اين كار از جمله در ان دو صنعت مزيت دار با توان اشتغال زایی بالا در حد دو میلیون نفر بیکار کشور و گرفتن منابع و نقدینگی و تخصیص ان به خود با انتظارات سود اوری بالاست اما مگر اقایون میگذارند؟.بايد ايران مثل امارات و تركيه فندق(هتل)باران بشود.شايد راه حل كوتاهتر از اين با درجه پايين رشد تكنولوژي ما وجود ندارد بايد بدوا به سمت بخش خدمات و تكنولوژي نساجي با تكنولوژي غير پيچيده رفت.اين يك كل به هم پيوسته است.
اما بحث تراكم.زندگي شهري با تراكم والودگي هوا انصافا به مرجله بغرنجي رسيده مگر اينكه بايك سرمايه گزاري عظيم خطوط چند گانه مترو بهره برداري قرار بگيرد.انموقع اين بحث تراكم انصافا با كاهش نسبي قيمت زمين نرخ تمام شده ساختمان پايين ميايد.البته بهانه گران كردن تهران براي تمركز زدايي از قبلا بوده ولی از ان استدلالهاي كم مايه است.چون عوامل تمركز زدايي انصافا در زير ساخت كشور موجود نيست.مگر ميشود يك سوم توليد ناخالص داخلي در تهران روي خط زلزله توليد شود؟
اشنايي كه زميني دو نبش را به قيمت متري 1.4 در 5 سال پيش فروخته بود و با ان كارخانه مواد شيميايي زده بود ديروز رفته قيمت زمينش را گرفته.متري 10 ميليون تومان در حالي كه كارخانه اش در مقابله قيمت و سود ماهيانه به 4 ميليون نميرسد تازه اگر ازش بخرند.اين چه پيامي به او و فرزندانش و ما ميدهد؟اين سيگنالي است كه به ما در تخصيص منابع ميدهد و اين گردونه باطل طناب اعدام اقتصاد و اعتدال را بر گردن اين كشور انداخته است.
در دنيا تضاد ارزشها ست.خردمندان ميدانند همه ارزشهاي خوب را نميتوان با هم در يك زندگي جمعي داشت.بايد ارزشهاي فروتر را قرباني ارزشهاي برتر كرد.بعد ارزشهاي فروتر را باز توليد كرد.انهم در نقطه بهينه ميانگين ارزشها.
_________________
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۴:۴۴ بֽظֽ | Reply
alireza :
جالب اينکه متهم رديف اول مدعيست دشمنان هدف داشتند تورم 70 درصدی به مردم تحميل کند اما دولت خدمتگزرار با کارشبانه روزي نگذاشت اما در همان حال وزير اقتصاد با بيحرمتی برکنار ميشود به نظر من اگرمتهم رديف اول راست ميگويد بايد به اين وزيراقتصاد مدال مديريت داد. من فکر کنم مقاله مرد ونامرد شما الان خيلی خواندن داره به خواندگان توصيه ميکنم انرا بخواند
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۵:۴۲ بֽظֽ | Reply
اناهیتا :
سلام جناب عبدی عزیزدر مورد تدوین استراتژی جدید اصلاح طلبان:1)برای ارتباط بهتر با مردم از تمام کانال هایی که در اختیار دارید به تبین مجدد اصلاحات بپردازید .نگویید اصلاحات را خواست مردم تعین می کند بلکه مواضع خود را به صورت مدون به صورت یک مانیفست ارایه کنید
2)خشم و نفرتی از هیچ کس نداشته باشید و با ارامش و بدور از کینه تصمیم بگیرید
3)در نقد طرف مقابل نکات مثبت و منفی را توامان ذکر کنید.با ذکر نکات مثبت محافظه کاران انان را نرم کنید
4)جناب حجاریان استراتژی فشار از پایین چانه زنی از بالا را مطرح کردند.چند پیشنهاد در ارتباط با این استراتژی:برای فشار از پایین تجمعاتی که هیچ شعاری داده نمی شود و صرفا مثلا 15 دقیقه سکوت در اجتماع می شود(سبک غیر کنشی و غیر خشونتی nonviolent resistance که گاندی ابداع کرد).در مورد چانه زنی از بالا:جلب اعتماد سران اصول گرا به اصلاحات وایجاد گفتگوی دوطرفه بین دو جناح برای تغییر فکر اصول گرایان اما در گفتگو بروی نقاط مثبت و منفی هر دو بحث شود نه صرفا روی بک جنبه
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۶:۱۳ بֽظֽ | Reply
ahnad :
جناب عبدی سلام
امام جمعه محترم بندر عباس با گفتن اینکه به جای حل مشکل بارها از من خواسته اند نماز باران بخوانم ....کار مرا اسان کرد که بگویم هیات حاکمه ایران بایستی تصمیم بگیرد که می خواهد سیاست واقتصاد کشوررا از طرق علمی وروشهای جاری در کشورهای موفق جهان که مدون وامتحان شده به سامان برساند وحل کند یا مصمم است تحت عنوان راههای انقلابی وبسیچی که هیچ کس نمی داند چیست ونتایج آن چه می باشد کشوری 70 ملیونی ومردمی خسته وجنگ زده را به افلاس بکشاند؟
آقایان مگر فراموش کرده اند قبل از اینکه علمای غرب داستان ساده باد وباران و رعد وبرق را بگویند جماعت از ترس نماز وحشت بر پا می داشتند ..؟
و پیش از شناختن میکرب وویروس وساختن میکروسکپ وراههای مبارزه با انگلها فوج فوج انسانها در سالهای وبائی تلف میشدند آنچنانکه جمعیت شهر ها بیک سوم میرسید و دفن شرعی مسلمین مقدور نبود؟
چرا توجه نمی کنند همان ها که به جای شمشیر یمانی خمپاره و مسلسل به بازار آورده اند وبه جای اسب واسترو چاپار اتومبیل و هواپیما واینترنت نشانده اند راههای اداره اقتصاد را هم تدوین کرده اند. چگونه است که از همه این دست آوردها استفاده می شو د ووقتی اقتصاد وزندگی روز مره مردم مطرح است در متون هزار سال پیش دنبال راه حل می گردند؟..راه اداره کشور نفت وگاز فروشی ووارد ات همه چیز از همه جا نیست و استخدام کارمند وپاسبان ومحتسب را ایجاد کار نمی گویند ..مکانیسم بازار وقوانین پولی و مالی عمل می کنند وهمه چیز را بهم میریزند ..توسعه سیاسی که نظارت مردم را درپی خواهد داشت و به توسعه اقتصادی ختم خواهد شد اگر دیر نشده باشد ما را نجات خواهد داد ..اگر چنین قصدی باشد!!
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۶:۱۴ بֽظֽ | Reply
علی رضا :
با سلام
در ایران با پول نفت میشود خیلی کارها کرد یا بهتر بگویم 2 کار بزرگ یک خریدن انسانهابا( شغلها و پستهای کاذب .....سرمایه دار کردن ادمهای که رفیق حساب میشوند.........دادن وامهای200هزارتومانی با کلی اشمالی که کارمندای بانک هم بی کار نباشن.و پخش روغن و برنج خارجی وچایی اعلای ایرانی و دو عدد مرغ یخی بین کارمندان عزیز و عزیزان تحت سرپرستی..........)وکار دوم خفه کردن صدای مخالف.که انصافن بنده برای کار دوم دست مریزاد هم به مدیران عزیز میگو یم.(چون کارشون را خوب بلدن) .و ای کاش اقای خاتمی هم یک مقدار مدیریت دوستانشان را داشت.بزرگترین اشتباه این است که ما فکر کنیم دولتیان نمیدانند چه اتفاقی در کشور در حال افتادن است ودوست دارن نرخ تورم پایین باشدو مردم در اسایش ورفاه.برای قدرت مهمترین مورد بقا است وبقای دولتمردان خوشگلم در وجود چنین شرایطی است. پس بهتر است این گزاره را دیگر به کار نبریم که با پول نفت نمی دانند چه کار باید انجام دهند.زیرا انها میدانند.
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۶:۳۷ بֽظֽ | Reply
:
احمدي نژاد : تا ما مي خواهيم عدالت را اجرا كنيم كساني ... آنها ..... اينها .........دشمنان .... ... عوامل داخليشان .... وقس عليهذا . ايشان از ابتداي مسئوليتشان مرتب با توسل به ضماير موهوم و مصاديق نا مشخص و كشدار كه هيچگاه نيز معلوم نخواهد شد در صدد فرار از پاسخگويي و فرافكني هستند تا جايي كه دوستان ايشان چون آقاي الهام هم فهميده اند كه هوا ابري است ورفتن به شوراي نگهبان را بر ماندن در دولت ترجيح مي دهند !! بنظرم در روز هاي آينده ماجراهاي جالبتري را شاهد باشيم .
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۷:۱۱ بֽظֽ | Reply
مجيد-آ :
در آمريکا دو پرفسور معروف اقتصاد، Joseph Stiglitz برنده جايزه نوبل و Linda Bilmes برای افکار عمومي طی مقا له مفصلی با مدارک مکفی ضرر اقتصادی بوش و نئوکان هارا در حمله به عراق حدود 2.5 تا 3 تريليون محاسبه کردند.
آيا اقتصادانان ايرانی بعد از نامه های بی جوابشان نبايد چنين کاری با اين باصطلاح اصولگراين بکنند تا مردم و تاريخ بدانند اين نوع کشورداری چه به روز اين نسل و نسلهای آينده در ميآورد و احمدی نژاد وحاميانش نگويند جلو تورم 70 درصدی را گرفتند يا اين دولت بهترين دولت از زمان مشروطه به اينطرف است!!!
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۷:۱۷ بֽظֽ | Reply
:
بنظر شما چرا صدا و سیما و آقایان ماجرای انفجار مهیب شیراز که منجر به کشته و زخمی شدن بیش از 200 نفر از هموطنان شده را اینقدر کمرنگ نشان داده اند گویی که اصلا "چیزی" نیست. مثل همان سوال مشترکی که پسر بچه ای از مادر و پدرش پرسید و یکی از آنها گفت چیزی نیست...!
چرا هنوز علت این انفجار مهیب که از انفجار گاز پیک نیکی تا انفجار تجمع سلاحهای نمایشگاهی بوده به اطلاع مردم نمی رسد؟
و چرا این جور حوادث و جان همومطنان برای حضرات اینقدر بی ارزش شده است؟
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۷:۲۷ بֽظֽ | Reply
اعتمادمردم به دولت احمدی نژاد :
بر اساس نظر سنجی صورت گرفته توسط یک نشريه امريكايي اكثر مردم ایران به عملكرد دولت اعتماد دارند. نشريه امريكايي (Monthly Riview) ضمن ابراز تاسف از نتایج این نظرسنجی آورده است: این نظرسنجی نشان می دهد که مردم ایران به آنچه که رسانه هایی خارجی در مورد کشورشان نقل می کنند اعتماد ندارند و این مساله زنگ هوشیاری را برای این رسانه ها به صدا در می اورد که باید در سیاستهای خود تجدید نظر کنند.
به گزارش رجانيوز به نقل از باشگاه خبرنگاران، در يك نظرسنجي كه توسط خبرنگار نشريه امريكايي (Monthly Riview) از ايرانيان داخل ايران صورت گرفته است، 48 درصد مردم عنوان داشتهاند كه به دولت اعتماد دارند، 26 درصد گفتهاند اكثر اوقات اعتماد دارند، 2 درصد از عدم اعتماد كامل و 11 درصد اظهار داشتهاند كه تقريبا به دولت اعتماد دارند.
بر اساس این گزارش، در بخش ديگري از اين نظرسنجي كه توسط اين نشريه صورت گرفته است، 66 درصد مردم از سياستهاي خارجي دولت نهم خشنود و 28 درصد آن انتقادهايي عنوان كردهاند و 63 درصد ايران سخنراني هاي محمود احمدي نژاد را در كشورهاي ديگر باعث ايجاد امنيت جهاني براي ايران دانستهاند و 22 درصد نظر ديگري داشتهاند.
بر اساس این نظر سنجی در پايان 66 درصد ايرانيان دولت نهم را در عمل به وعدههاي خود و ايجاد تعامل با كشورهاي ديگر موفق ارزيابي كردهاند و 22 درصد نظر ديگري داشتند.
نشريه امريكايي (Monthly Riview) در پایان ضمن ابراز تاسف از نتایج این نظرسنجی آورده است: این نظرسنجی نشان می دهد که مردم ایران به آنچه که رسانه هایی خارجی در مورد کشورشان نقل می کنند اعتماد ندارند و این مساله زنگ هوشیاری را برای این رسانه ها به صدا در می اورد که باید در سیاستهای خود تجدید نظر کنند.
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۷:۵۱ بֽظֽ | Reply
مجید -ف :
دولت اعلام کرده تورم در امسال باید به هفتاد درصد می رسید ولی با مجاهدت های دولت در حد 20 درصد مانده؛ سؤال برای من ایجاد شد که چرا باید تورم به هفتاد درصد میرسید؟
و با چه اقداماتی دولت توانسته تورم را روی 22 تا 25 درصد کنترل کند؟
و رئیس جمهور هم برای ارزان شدن مسکن به وزیر مسکن دستور داده اند و مسکن هم قرار است بلافاصله با رویت دستور رئیس جمهور بگوید "چشم... همین الان ارزان می شوم!" سؤال اینجاست که مگر دولت تسلط و اختیاری روی مسکن دارد؟ تا وزیر مسکن بتواند در داخل آن وارد شده و مسکن را ارزان کند؟
سوای آن سؤالات, جالبترین خبر اینکه آقای آیت الله مهدوی کنی هم به صف منتقدان گرانی وارد شده اند!
البته هیچ اشکالی ندارد وقتی صددرصد از مردم ، از رئیس جمهور گرفته تا خود جمهور، جزو منتقدان گرانی هستند؛ چه اشکالی دارد که ایشان هم از گزانی انتقاد کنند؟ فقط اشکال کار اینجاست که جناب مهدوی کنی مسئولیت گرانی ها را متوجه دولت دانسته و گفته اند: دولت نباید در باره گرانی و تورم فرافکنی کند و تقصیر را بر گردن دیگران بیاندازد!
به نظر من این دیگر بی انصافی است. گویا برخی فکر می کنند آقای احمدی نژاد نشسته است و برای گرانی برنامه ریزی و در نتیجه مسئولیت آن را متوجه دولت و احمدی نژاد می کنند. به دلایل بسیاری این فکر اشتباه است، از جمله:
1- اصولا آقای احمدی نژاد آنقدر گرفتار کارهای مهمی مثل عوض کردن وزرا و نامه نوشتن برای مارادونا و طرح ریزی برای اداره اقتصاد جهان است که وقتی برای این جور کارهای حاشيهاي ندارد.
2- در دولتی که سازمان مدیریت و برنامه ریزی منحل می شود، اصلا کدام کار دولت با برنامه ریزی انجام می شود که گران شدن کالاها برنامه ریزی شده باشد؟
3- حتی اگر – به فرض محال- دولت برای گران شدن طرح و برنامه ای می داشت و مطابق آن عمل می کرد؛ با توجه به اینکه تمام طرح های دوستان به خاطر حجم کار کارشناسی(!) نتیجه عکس می دهد، قطعا ما شاهد ارزان شدن کالا می بودیم و حال آنکه نیستیم.
4- حتی با فرض رشد تورم و گرانی به خاطر اقدامات دولت، باز هم انتقاد و متوجه کردن مسئولیت این امر به سوی دولتی که حتی مسئولیت اظهارات رسمی سخنگوی دولت را نمی پذیرد، بی فایده است.
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۷:۵۲ بֽظֽ | Reply
امید :
بی انضباطی مالی , رشد نقدینگی , عدم ایجاد شغل , .... , لانه داشتن مافیایی اقتصادی همه و همه درست ولی بهتر است قبول کنیم که دنیا دنیای سابق نیست و واقعا به یک دهکده تبدیل شده که رمز موفقیت و شکوفایی در آن رقصیدن با آهنگ جهانی آن است.
و بهتر است قبول کنیم که آقایان اهل رقصیدن با این آهنگ امروز جهان نیستند
بهتر است قبول کنیم که تحریمها , بر خلاف ادعاهای پوچ آقایان بر اقتصاد و زندگی تک تک ماها تاثیر داشته و تاثیر بیشتر خواهد گذاشت.
بهتر است بدانیم این دهکده اربابی دارد که هم قدرتمند است و هم نبض اقتصاد رادر دست خود گرفته
بهتر است قبول کنیم که راه مقابله با این مشکلات ,در وهله اول شناخت دلایل اصلی مشکلات است .
بهتر است خود را بکوچه علی چپ نزنیم , ادعاي مخفی کاری در مورد انرژِ هسته ای جامعه جهانی را بد بین کرده و با ادامه ی برخی کارها آنها را مطمان ساخته , فقط سؤال مربوط به ما اینست که چرا مردم ساده باید بهای این بد بین شدن جهانی را بپردازند؟
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۹:۰۳ بֽظֽ | Reply
rahmat :
جناب مهندس عبدی عزیز با سلام
مطلب شما جالب بود اما کو گوش شنوا. سخنان امروز چهارشنبه بیست و هشتم فروردین آقای احمدی نژاد در قم یکبار دیگر ثابت میکند که ایشان حاضر به قبول واقعیت نیست و راه خود را میرود.
اما بعد با تشکر از دوست عزیز جناب پیمان که یادی از عزیزان بزرگوار آقایان احسان منصوری مجید توکلی و احمد قصابان نمودند خدمت ایشان عرض کنم که نام و یاد خدمات این عزیزان و سایر دانشجویانی که برای آزادی مبارزه میکنند جاودانه خواهد شد همانطور که نام شهدا خسرو گلسرخی و کرامت الله دانشیان و هزاران نفر دیگر جاودانه است . من مناسب دانستم که یاد آوری کنم بخشی از یادداشتهای صفر قهرمانی زندانی سیاسی زمان شاه را که مدت 32 سال در زندان شاه بود در شبی که از زندان شاه آزاد میشود مینویسد : پس از مدتی پاسبانی مرا پیاده کرد و به اطاق سرتیپ محرری برد تا وارد شدم دیدم آقای دکتر سحابی و پسرش مهندس سحابی در آنجا هستند بی اختیار به طرف آنها رفتم همدیگر را در آغوش گرفتیم دکتر سحابی گفت چون شنیدیم که شما جزو آزاد شدگان هستید در اینجا ماندیدم تا شما را به خانه خودمان ببریم میدانم که تهران را بلد نیستید من از ایشان خواهش کردم که در صورت امکان مرا به خانه دخترم ببرد.
....... با دیدن دکتر سحابی و مهندس سحابی خوشحال شدم دانستم که آنها به چه منظوری برای بردن من به خانه آمده اند آنها میخواستند پوزه رژیم را با این کار به خاک بمالند و بگویند که تا چه اندازه برای زندانیان مقاوم از هر گروهی که باشد احترام قائلند به خصوص که خودشان طعم تلخ آزادی کشی های رژیم و زندانهای او را چشیده بودند یک مرتبه شعری از احمد شاملو که بچه ها همیشه برایم میخواندند در ذهنم آمد :
چه معاد ها دارد پیروزی
چه معادل ها دارد شادی
چه معادل ها آزادی
دیگر صدای انقلاب مردم سرتاسر دنیا را گرفته بود .
جناب پیمان عزیز
ایمان داشته باش که نام منصوریها توکلی ها قصابانها و هزاران دانشجوی دیگر در قلب آزادی خواهان این سرزمین است و انشاالله آنها همیشه سرفراز هستند.
رحمت دریانورد
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۱۰:۰۵ بֽظֽ | Reply
akbar khersi :
چناب عبدی سلام.
ميخواستم نکته ای در مورد سايت شما عنوان کنم. با تمام علاقهای که به خواندن مطالب سايت شما دارم وقت لازم برای خواندن انرا به علت طولانی بودن مطالب نمی يابم. وگاهی اوقات نيمه کاره انرا رها ميکنم. مناسب تر است که خلاصه نويسی را بسط دهيد. وبرای نظرات نيز حداکثر ۶۰۰ تا ۸۰۰ حرف حد مجاز بگذاريد.
کم گوی و گزيده گوی چون در
تا زاندک تو چهان شود پر
امروزه برای تمام گزارشات حد مجاز میگذارند وبیشتر از ان را فبول نکرده و نخوانده رها میکنند.
..............................................................
عبدي:
اين مشكلي است كه راه حل آن نيز مشكلات ديگري دارد.گرچه سعي مي كنم حتي اگر به نتيجه مطلوب نرسد اما تند خواني را نيز مي توان تمرين كرد تا مشكل كمتر شود.
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۱۰:۴۷ بֽظֽ | Reply
مهدی :
جناب عبدی سلام خدا قوت موید باشید اگر امکان دارد مقاله جدید جناب احمد قابل را برایم بفرستید نتواتستم پیدا کنم یا اینکه مرا راهنمایی کنید در سایت قابل وجود نداشت
..................................................................
عبدي:
شرمنده ام كه تنگي وقت مرا از كارهاي جاري هم انداخته چه رسد با اجابت كردن اين نوع درخواستها.
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۱۱:۰۰ بֽظֽ | Reply
فرزاد - ق :
آقای عبدی بنظر شما چه اتفاق تازه ای افتاده که آقای غلامحسین الهام ، وزیر دادگستری، سخنگوی دولت و حقوقدان شورای نگهبان در نامه ای به آقای احمدی نژاد اعلام آمادگی کرده اند که از مشاغل خود در دولت کناره گیری کنند؟
آیا این اعلام آمادگی , همان عمل "استعفای" سابق است؟
یا محملی است برای کنار گذاشتن آبرومندانه؟
معمولا در دنیا وقتی کسی استعفا میدهد علت استعفای خود را نیز ذکر میکند تا تجربه ای برای دیگران باشد ولی متاسفانه آقایان حتی حاضر نیستند همین قدر هم خیرشان به دیگران برسد
آیا در این اعلام آمادگی درسی هست که بتوان برای آیندگان ذکر کرد؟
............................................................
عبدي:
اگر اتفاقي افتاده باشد عنوان افتخاري داده شده در خصوص معجزه هزاره سوم مسترد خواهد شد.
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۱۱:۰۷ بֽظֽ | Reply
akbar khersi :
چناب عبدی سلام.
تورم در جامعه ما همواره دوعلت اصلی داشته است
الف - سیاسی است.حکومت ها توزیع پول را بین اطرافیان ومخالفین وکمی هم مردم را راه اسانی برای اقناع انها مییابند.
در دل دوست ویا دشمن بهر حیله رهی باید کرد
بدمی یا درمی با قلمی یا قدمی
اگر هم به وزارت وبازار راضی نشد برود انجا که عرب نی انداخت. بقول دوستان اقای گرومیکو استالینیستی یا وزارت یا اردوگاه سیبری. این هم راهی است. برخی اوقات جواب هم داده است.
ب- در امد ایران از نفت و بصورت ارز خارجی وازفروش نفت است نه سود عملیات نفتی قابل توزیع مرسوم در شرکتها وبنگاههای اقتصادی. دولت ایران میزان فروش نفت را در امد میداند.
عملیات نفتی ایران با توزیع ۱.۵ میلیون بشکه مصرف نفت داخلی وعملیات پالایش وتوزیع وسرمایه گذاری لازم برای حفظ وازدیاد تولید برای حفظ بازار سودی که ندارد هیچ کسری هم دارد. در بساری از شرکتهای اروپائی وامریکانی سودی توزیع نمی گردد.سود شرکت بصورت افزایش قیمت سهام خود را نشان می دهد که بایستی خریداری برای ان باشد.شرکتها وبانکهای ایران هرساله مبالغ بسیاری سود توزیع میکنند که همراه با اجاره های دریافتی نجومی میشود. مالیاتی هم که در کار نیست. سرمایه دارهای ایران مرگ می خواهند بروند امریکا واروپاتا کمی مالیات بدهند تا حالشان جا بیاید.
ب- ارز خارجی قابل مصرف داخلی نیست مگر انکه یا فروش ریالی گردد ویا واردات صنعتی ومصرفی ویا سرمایه گذاری نقدی وصنعتی خارچی ویا تبدیل به طلا گردد. راه دیکری هم که متصور است بیائیم ریال را جمع کنیم وارز خارجی جانشین ان کنیم.یورو در بازار توزیع کنیم. ماکه با این در امد ارزی خود را با بازارهای جهانی پیوند دادهایم.اگر بخواهیم این راهها رانپذیریم باین تولید نفت خود را کاهش دهیم.
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۱۱:۱۶ بֽظֽ | Reply
علی :
آقای عبدی من شنیده بودم مسکن ربطی به تورم ندارد؟
ضمنا در مورد انفجار اخیر نیز بنویسید
...................................................................
عبدي:
افزايش قيمت مسكن در ورم لحاظ نمي شود اما اين افزايش وقتي به اجاره خانه رسيد در تورم منظور مي شود. انفجار اخير يكي از بغرنج ترين اتفاقات براي حكومت در سالهاي اخير است.مشكل اينجاست كه حكومت نه علاقه دارد كه دستاندكاران را متهم به بي احتياطي كند كه بپذيرد انفجار مواد نظامي موجب اين كار شده زيرا اين خطا براي نيروي نظامي نابخشودني است . و كشته ها و مجروحين هم متاثر خواهند شد از سوي ديگر علاقه اي به متهم كردن هيچ گروهي ندارد زيرا با ايراد اتهام به هر گروهي بايد اقداماتي كند كه در توانش نيست.از سوي ديگر مردم هم بر حسب نگاه خود هر يك بدترين احتمال را در خصوص رويداد باور مي كنند.
۲۸ فروردین ۱۳۸۷ ۱۱:۴۰ بֽظֽ | Reply
اکبر :
اخیرا یکی از علمای مشهور به دولت توصیه نموده اند که الگگوی کشور ترکیه را در کاهش تورم اجرا کنند.خواستم بگویم پس این فقه پویا که بر اساس آن میشود حکومت مطلق داشت به چه کار میآید .
دیگر اینکه اگر کسانی که در نگهداری یک خمپاره مشکل دارند و آنرا در محل تجمع مردم انبار میکنند چگونه می توانند در مورد تجهیزات هسته ای آلوده کننده با این مدیریتی که میشناسیم جلو خطرات را بگیرند.
...................................................................
عبدي:
خوشبختانه موارد آشكار آن تحت نظارت امنيتي آژانس خواهد بود.
۲۹ فروردین ۱۳۸۷ ۰:۱۷ قֽظֽ | Reply
فرامرز :
« نظارت قانوني و عمومي» که شما در ذیل یکی از نظرها اشاره کردهاید فقط در صورتی محقق میشود که حکومت دست از قدرت مطلقه بکشد و راضی به حکومت مشروط و محدود به خواست مردم شود. گرچه این خواسته از زمان انقلاب مشروطیت مطرح شده است، اما از یک طرف حکومتها هر کدام به بهانهای به حکومت مطلقه ادامه دادهاند و از طرف دیگر هم مردم هنوز به این نکته باور نیاوردهاند که خود منشأ و مبدآ قدرتاند. که البته اینها دو روی یک سکهاند. حکومت مطلقه مدام به مردم تلقین ضعف و زبونی میکند و مردم بدون اعتمادبهنفس اختیار خود را به راحتی به حکومت مطلقه میسپارند.
۲۹ فروردین ۱۳۸۷ ۲:۵۲ قֽظֽ | Reply
فرامرز :
این «تورم کاذب» هم مثل همان «شبه وبا» است. چندسالی وزارت بهداشت به خیال این که خبر شیوع وبا موجب ترس و تشویش عمومی میشود اعلام میکرد که «خیر این وبا نیست، شبه وبا ست». غافل از این که با این کار که «میکرب وبا» تغییر رویه نمیدهد، تازه مردم هم بدون ترس از وبا دست از رفتارهای غیربهداشتی نمیکشند. حالا امروز هم که دولت تورم را کاذب و تبلیغاتی میخواند، درواقع دارد اعلام میکند که حتی مفهوم تورم را هم نمیداند، چه برسد به این که تحلیلی از علل آن و تصمیمی برای مهارش داشته باشد، به جای این که راه کاری بیاندیشد و نیروی مردم را در جهت مهار تورم رهبری کند.
۲۹ فروردین ۱۳۸۷ ۳:۱۰ قֽظֽ | Reply
:
صحبت های دیروز رییس جمور راخواندم
1-آدم یه جوری دلش برایش میسوزد اوبراستی ساده زیست وصادق است مافیای قدرت وثروت راکه شماهم تایید میکنید آیا فکر نمیکنید منظوروی از تبلیغات استفاده مافیا از ابزارهای تبلیغاتی خاص باشد وگرنه فرمایش شما در مورد تبلیغات کاملا درست است؟
2-آیاایشان قبل از کاندیدا شدن ازاین مافیاوقدرت آنها اطلاع داشته یا نه ؟همه میدانیم جواب اری است پس یا نباید رییس جمهور میشد وحالاکه شده چون میدانسته (چون اگر بگوییم نمیدانسته که اوضاع خرابتر میشود )نباید این بهانه را بیاورد.
3-در مورد پاسخ ایشان برای تورم پاسخی است که قابل نفی است ونه قابل اثبات به عبارتی اگر تورم 70درصد هم بشود میشود ادعاکرد قراربوده تورم 140یا...درصد دیگر بشود وبه خاطر کارهای من 70درصد شده،نمیشود؟
ولی در کل فکر میکنم ایشان بسیار آدم صادق وساده ریست ومومنی هستند وواقعا میخواهندخدمت کنند اما روششان فکرکنم یه کم اشتباه است شما چه فکر میکنید؟؟
عبدا...
.........................................................
عبدي:
خوب شايد برخي اعتقاد به صداقت وي در ادعايش داشته باشند اما اينها مربوط به پيش از انتخاب شدن است در مرحله پس از انتخاب بايد كار كرد و ادعاي خدمت داشتن كافي نيست.
۲۹ فروردین ۱۳۸۷ ۱۱:۱۳ قֽظֽ | Reply
:
42
با سلام
حضور احمدی نزاد در راس قوه مجریه بدلیل عدم حضور مردم در پای صندوق های رای بود. میدانیم توانایی وی برای اداره یک کلاس درس هم کم است ولی هر چه در آنموقع فریاد زده شده که نگذارید این اتفاق بیافتد بگوش مردم خاموش که چه عرض کنم به گوش اشخاصی چون جنابعالی نیز نرفت!نتیجه آن شد که حالا حالاها باید چوب این رفتار را بخوریم. اگر واقعا ساز و کار موثرتری غیر از حضور در این نیمچه انتخابات ها هست بفرمایید تا در مورد آن فکر کنیم. بحث بر سر عملکرد دولتی که با صریح ترین پشتیبانی مواجه و در عین حال جزو بی عرضه هاست چه حاصلی خواهد داشت!؟
.................................................................
عبدي:
اشكال اين بود كه خيلي فرياد زده شد .اگر سخن معقولي وجود ميداشت بدون فرياد موثر تر بود بعلاوه بجاي فرياد زدن بايد از گوشها بيشتر استفاده مي شد كه اگر چنين شده كار به اينجاها نمي رسيد.متاسفانه اين خصلت فرافكني را دولت فعلي از دوستاني به ارث برده كه هنوز هم خطاهاي خود را ميخواهند بر عهده ديگران بگذارند.
اگر الان هم از گوشها بيشتر استفاده شود دير نشده است. استدلال شما مثل سربازي ميماند كه در جبهه جنگ طرحي را براي مبارزه با دشمن مي دهد وقتي ديگران آن را نمي پذيرا و غلط مي دانند سر خود را به زير انداخته و به خط دشمن حمله مي كند و نتيجه معلوم است و هنگامي كه اسير مي شود مي شود ديگران را محكوم مي كند كه چون او را همراهي نكردند اسير شد و الا الان همه سنگرها را فتح كرده بود.
۲۹ فروردین ۱۳۸۷ ۰:۳۸ بֽظֽ | Reply
کلنجار :
با عرض سلام و خسته نباشید خدمت آقای عبدی
با تشکر از شما به خاطر پرداختن به موضوع«تورم».آقای احمدی نژاد چندی پیش اعلام کرد :مشکل گرانی حاد نیست . یا ایشان تعریف جدیدی از «گرانی» دارند یا از صفت «حاد».نظر شما چیست؟
.................................................................
عبدي:
يا از هر دو.
۲۹ فروردین ۱۳۸۷ ۱:۱۱ بֽظֽ | Reply
حسین :
دیروز در روزنامه همشهری مطلبی از اقای سیدرضا اکرمی عضو هیئت رئیسه مجلس سوم و از منتخبین مجلس هشتم و از مسئولین جامعه روحانیت مبارز نقل شده به این مضمون :
برای ریشه کن نمودن گرانی باید مثلثی از دولت و مجلس و مردم تشکیل شود و مجلس هم نظارت کند تا برخی نتوانند بی جهت قیمتها را بالا ببرند مانند همین نانواها که بدون افزایش قیمت ارد و سوخت قیمت نان را بالا برده اند.
البته شان ایشان اجل از ان است که حرف الکی بزنند احتمالا نرخ مزد و اجاره نیز چون در شاخصهای دولت نیست اهمیتی برای بالا رفتن انها و سهمشان در قیمت تمام شده نان نباید قائل شد . از کمک ایشان به اقای رئیس جمهور در افشای بخشی از مافیای اقتصادی ( نانواها ) نیز باید قدردانی شود . فقط یک نقطه در افاضات ایشان باید اصلاح می شد انهم یحتمل سهوی بوده و گرنه کل ملت نه تنها همسان دولت و مجلس نیست بلکه بهتر است ملت را حذف و قوای دیگر را اضافه نمود و یا به شکل هندسی برای قشنگی چند ضلع دیگر اضافه و نام دولت را در اضلاع جدید تکرار نمود و به وجود چنین دانشمندانی افتخار کرد.
............................................................
عبدي:
كاش ميشد ايشان يا يك نفر از نزديكانش يك دكان نانوائي مي داشت و چند نفر از اقوام و آشنايان ايشان در كنار تنور كار مي كردند تا ببينيم نظرشان در باره نانواها و قيمت نان چه ميبود.
۲۹ فروردین ۱۳۸۷ ۳:۰۲ بֽظֽ | Reply
سینا :
تا زمانیکه بنا بر این اندیشه باشد که مملکتی به این عظمت و وسعت و جمعیت فنا شود تا آخرت فقط یک نفر تامین گردد وضع همین است که می بینیم
۲۹ فروردین ۱۳۸۷ ۶:۱۰ بֽظֽ | Reply
پ -ص :
سخنان رئیس دولت در قم حاوی نکات مهمی بود ایشان از مفاسد اقتصادی و رانتها بسیار بر اشفته بودند و از اینکه این مافیا انچنان قدرت دارد که تمام تلاش ایشان را در راه مبارزه بی اثر نموده خشمگین بودند واما ایشان از عزم راسخشان در این مبارزه گفتند و اولتیماتوم دادند که در این راه کاملا جدی اند . از شرایط انتخاب وزیر نفت گفتند و از کم کاری بعضی از وزرا بخصوص وزیر اقتصاد . البته بر شمردن مفاسد و راه سنگلاخ مبارزه با فاسدان چیز تازه ای نیست این مسائل از خیلی قبل تر هم با واژه هایی مانند اقا زاده ها و ... از سوی مسئولین وقت هم عنوان شده است اما انچه که مهم است علل ناتوانی و عدم کامیابی در این مبارزه است چرا که راه مبارزه اگر چه از مسیر سیاست میگذرد اما مقابله با فرد و اشخاص حقیقی و حقوقی تنها کافی نیست زیرا بلحاظ شرایط موجود این مبارزه در ایستگاه های مصلحت اندیشی و بده بستان های سیاسی متوقف و نا فرجام خواهد شد از هم اکنون میتوان به عدم موفقیت ایشان مطمئن بود اگر حتی شکی در صداقت ایشان نباشد
چگونه میتوان در شرایط انسداد با مفاسد اقتصادی مبارزه کرد در حالی که علت اصلی رشد این انگل همین فضا است شاید در نهایت عده ای را در این رابطه دراز کنند اما بفوریت جای انهارا تازه رانت خوارانی پر خواهند کرد از این رو این رویارویی در راستای مقابله جناحی قرار خواهد گرفت
خیلی از مسائل را قبلا دیگران تجربه کرده اند و جزئی از بدیهیات علمی است وجز از ان راه نمی توان مو فق بود اینکه دولت در اغلب موارد در پی راهکار های تازه و تجربه نشده است هم چیز تازه ای نیست اما صرف نظر از ظاهر قضیه بنظر میرسد اصل ماجرامقابله با مخالفین باشد که وارد مراحل تازه وجدی تر شده است فضا در حال داغ شدن است
۲۹ فروردین ۱۳۸۷ ۷:۵۸ بֽظֽ | Reply
رضا فتوحی :
با سلام
انتشار عکس های ازدواج فرزند رییس جمهور نشان می دهد ایشان فهم مردم را در چه حد می داند. واقعا یک استاد دانشگاه با حقوق میانگین یک میلیون تومان جز برای عوام به چه دلیل باید آنگونه مراسم بگیرد و عکس هایش را هم منتشر کند؟
.................................................................
عبدي:
اول اين كه اساتيد دانشگاه عموما بيش از اين حقوق ميگيرند .دوم اين كه اگر ساده زيست هستند و مردم هم اين امور را دوست دارند چرا نبايد به اطلاع مردم برسانند؟
۲۹ فروردین ۱۳۸۷ ۹:۱۶ بֽظֽ | Reply
مزدک :
با سلام خدمت جناب عبدی،
مسیله ای که بنده نمیفهمم این است که گیریم که جناب رییس جمهور نمیداند که مسایل اقتصادی را چطور رتق و فتق کند و وضعییت فعلی نتیجه ی اشتباهات ایشان است. با این پیش فرض، میگویم مگر ایشان همه کاره ی مملکتند؟! مگر مملکت مجلس ندارد؟ مگر مملکت شورای نگهبان، مجلس خبرگان، مجمع تشخیص مصلحت، سپاه، بسیج و روحانیت و غیره ندارد که بالاخره دخالتی بکنند و قضیه را یک جوری رفع و رجوع کنند و زیر یغل ایشان را بگیرند تا ایشان بدون خسارت زنی بیشتر به خط پایان ریاست جمهوریشان برسند و خیال ما و خودشان را راحت کنند؟
۲۹ فروردین ۱۳۸۷ ۱۱:۰۱ بֽظֽ | Reply
:
وقتی تورم تو اروپا قرار بوده 2 درصد باشه و میشه 3/2 و 1/6 برای پیشبینی میشه تا حدود زیادی طبیعیه که تو ایران هم از پیشبینی 12 درصدی به 19/2 درصد برسه و 1/6 برابر رشد کنه
۲۹ فروردین ۱۳۸۷ ۱۱:۱۸ بֽظֽ | Reply
محمدرضا :
سخنان احمدی نژاد علاوه بر فرافکنی می تواند و باید به عنوان دادخواستی علیه شخص او و دولتش و همه آن کسانی که او را بناحق در این سمت نشاندند به کار گرفته شود.دادخواستی در اثبات عدم کفایت و کارآمدی احمدی نژاد و کسانی که او منتصب آنهاست!
۲۹ فروردین ۱۳۸۷ ۱۱:۴۹ بֽظֽ | Reply
علی :
به نظر من نباید از یادمان برود که آقای احمدی نژاد فقط یک فرد هستند، یک فرد که نماینده و همفکر 3-4 میلیون جمعیت اصولگرا است و با این ایده به ریاست جمهوری رسیدند (رسانیده شدند!) که در 4 سال ریاست جمهوری خود (که شک دارم به 4 سال برسد!) به یکی از دو پیروزی (اِحدی الحُسنیین!) خواهند رسید؛ یا موفق خواهند شد رضایت مردم را نسبت به ابتدا انقلاب و بعد اسلام! جلب کنند که منظور نظر حاصل شده است و یا فدای راه انقلاب و اسلام خواهند شد. در هر دو حالت چیزی از دست نخواهند داد!
روی این حساب پول نفت را با سیاستی شبه کمونیستی وارد بازار کردند تا به سر سفرههای مردم برسد، و همه مردم را صاحب خانه، اتومبیل، مشاغل مدیریتی و غیره نمایند، غافل از این نکته که حتی در دنیای ایدهآل عدل علی (ع)، همه افراد مشابه نیستند؛ کارگر باید کارگری کند و مدیر مدیریت، و نباید انتظار تساوی و تشابه این دو را داشت. کار دولت در این زمینه به همین جا خاتمه نیافت و از سیاستهای کمونیستی هم فراتر رفت؛ بخش کلانی از این پول صرف به اصطلاح اصلاحات فرهنگی کشور شد (هر چند در معنای این کلمه جای بحث است) که به نظر بنده تأثیر آن کمتر از مورد اول نیست و از آقای عبدی تقاضا دارم در مقولهای جداگانه به تأثیر این نوع برنامههای فرهنگی بالا به پایین (برعکس همه جای دنیا) در نابسامانی رضایت مردم و همچنین اقتصاد کشور بپردازند.
بنابراین، گروه اصولگرای اداره کننده کشور (که به نظر بنده مجزای از همه دولتهای گذشته و حال است) در همان 2 سال اولِ دولت ایشان به این نتیجه رسید که دسترسی به پیروزی اول امکان پذیر نیست و باید به دنبال تمدید مشروعیت نظام در ذهن مردم باشند؛ این بود که به گفته شما در یکی از نوشتههایتان به پایان عصر احمدی نژاد و به قولی پروژه گذر از احمدی نژاد میرسیم. نشانههای این دوره (خیلی زودتر از دورههای قبلی ریاست جمهوری) واضح است؛ برای مدتی تنها کسی که متصدی، تصمیم گیرنده و سخنگو در اکثر زمینههای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی است شخص رئیس جمهور است (بر خلاف آنچه قبلاً بوده است)، و میبینیم و خواهیم دید ایشان کم کم تنها میشوند، روال نا رضایتی مردم افزایش مییابد و .... ولی همه اینها به رئیس جمهور بر میگردد، نه به گروه مذکور. ایشان فدای اسلام میشوند!
۳۰ فروردین ۱۳۸۷ ۰:۴۴ قֽظֽ | Reply
مهشید :
آقای احمدی نژاد در جدیدترین اظهار نظرها در مورد تورم در قم گفته اند : برخی "فتنه می کنند و از طرف دیگر مدعی می شوند که سیاستهای دولت غلط است در حالی که هنوز سیاست های دولت اجرا نشده است".
آقای عبدی فکر میکنید کی سیاستهای دولت به اجرا در آید؟
.............................................................
عبدي:
احتمالا منظورش طرحهائي است كه مي خواهند اعلان كنند.
۳۰ فروردین ۱۳۸۷ ۴:۱۵ قֽظֽ | Reply
مهشید :
آقای احمدی نژاد جدا در قم حرفهای بسیار مهمی زده اند که فکر میکنم لازم باشد ماهها در مورد آن بحث و بررسی کرد!
از جمله : "برخی طراحی کرده بودند که منابع پولی و نفت کشور را در اختیار داشته باشند و از سوی دیگر نیز افزایش فشار بیگانگان تورم هفتاد و هشتاد درصدی در کشور ایجاد شود تا انگشت اتهام بسوی خادمان ملت (دولت) نشانه رود."
آقای عبدی این برخی چه کسانی هستند که انگشت اتهام بسوی خادمان نشانه رفته اند و نفت و بانکها را در اختیار دارند؟
آیا شما میدانید این پول نفت بظاهر ملی شده بالاخره توسط چه کسی وصول میشود؟ و چگونه به مصرف میرسد؟
۳۰ فروردین ۱۳۸۷ ۴:۲۴ قֽظֽ | Reply
کار را که کرد؟ آنکه تمام کرد :
جبهه متحد اصولگرايان طي اطلاعيه اي خواستار شد
مردم با حضور گسترده خود كار نيمه تمام مرحله اول انتخابات را تمام كنند
۳۰ فروردین ۱۳۸۷ ۴:۲۹ قֽظֽ | Reply
در عوض هیاهو زیاد داشته است! :
البرادعی: پيشرفت ايران در غنی سازی اورانيوم اندک بوده است،
۳۰ فروردین ۱۳۸۷ ۴:۳۳ قֽظֽ | Reply
قاچ زین را بچسب , اسب تازونی پیشکش :
آقای احمدی نژاد در سخنان خود در قم تأکید کردند که دو مأموریت دارند: اول ساختن ایران و بعد اصلاح وضعیت جهان.خوش به حال جهانيان كه به اين زودي ها يا هيچوقت ديگر نوبت به اصلاح وضع آنها نخواهد رسيد.
۳۰ فروردین ۱۳۸۷ ۴:۳۶ قֽظֽ | Reply
این خبر از همه شنیدنی تر است :
محمدرضا باهنر: تورم غيرقابل تحمل شده است،
ایسنا:
از ابتدا نيز تورم را پيشبينی میکرديم و در اين زمينه با برخی از کارشناسان دولت اختلاف مواضع داشتيم، اما اکنون نظر همهی ما يکسان است. بايد به دنبال همهی عوامل تورمزا بود، که بخش اول آن نقدينگی و هزينههای زياد و غيرتوليدی دولت است که بايد کنترل شود، و نيز حساب ذخيرهی ارزی که بايد صرفا به صورت ارزی هزينه شود و يا به صورت سرمايهی توليدی عمل شود و همهی اينها بايد در کوتاه مدت رخ دهد، و در درازمدت نيز عرضهی توليدات بيشتر در کشور میتواند تورم را کاهش دهد.
نايب رييس مجلس هفتم در پاسخ به پرسش خبرنگاران مبنی بر اينکه آيا به مردم قول میدهيد در مجلس هشتم مشکل تورم و بيکاری را حل کنيد، گفت: ما تلاش خود را میکنيم؛ در مجلس هفتم بيشتر تاکيد بر بيکاری بود تا تورم؛ اين بار، بايد جای اينها عوض شود، البته هر دو مهم است، اما به نظر میرسد تورم غيرقابل تحمل شده است.
۳۰ فروردین ۱۳۸۷ ۴:۴۰ قֽظֽ | Reply
هدایت اشتری :
نقل از روزنامه کیهان ۲۹ فروردین ۱۳۸۷ ستون کوتاه اقتصادی
¤ بر اساس گزارشهاي رسمي بانك مركزي، بدهي دولت و شركتها و موسسات دولتي به بانكهاي كشور در پايان ديماه سال گذشته به 28هزار و233 ميليارد تومان رسيد.
¤ مجموع مطالبات معوق و سررسيد گذشته بانكها، خريد دين و اموال معاملات بانكها در دي ماه سال 86 به رقم قابل توجه 16هزار و653ميليارد تومان افزايش يافت كه رشد 49درصدي را نسبت به آذرماه 86 نشان مي دهد.
مابه التفاوت این دو بدهی برابر ۳۳ هزارو ۴۲۰ میلیارد تومان است. این تتمه حساب مطالبات معوق وسررسیدگذشته بانکها ازاشخاص است. مبلغ مطالبات معوق ازمحل سپرده های مردم نزد بانکها تامین شده است. راستی بانکها تا چه درصدی از سرمایه خود حق دارند ایجاد تعهد کنند. اگر بانک مرکزی این درصد را تعیین ونظارت کند این هرج ومرج نمیتواند قانونی گسترش یابد. بانکها برای اطمینان دادن به مردم بهره های متعلقه را به موقع پرداخت میکند اما اگر یک روز فرضا مردم بخواهند سپرده های خودرا از بانکها بیرون بکشند چه اتفاقی خواهد افتاد. به معنای دیگر این سپرده ها که جزو تعهدات بانکها محسوب میشوند بدون تضمین قانونی هستند چرا که خود بانک مرکزی هم به سیستم بانکی کشور بدهکاراست. دولت هم بدهکار است. خوب چرا دیوان محاسبات سکوت کرده است. این که دیگه کار امریکای جنایتکار نیست. باید گفت که تبلیغات حاکم دارای کمیت بسیار بالا وکیفیت زیر صفر است. چون ادعا با واقعیت متعادل نیست. مع السلام
۳۰ فروردین ۱۳۸۷ ۴:۵۴ قֽظֽ | Reply
فرزین :
من که پاک گیج شده ام , مگر مجلس هفتم یار و پشتیبان دولت نبود؟
مگر اول آشنایی مجلس و دولت حرفها عاشقانه و شاعرانه نبود , مگر رییس جمهور هم راستا با مجلس و مجلس هم پیمان با دولت نبود؟ مگر این دو نهاد مرتب به هم نون قرض نمیدادند؟ حالا چه شده که آقای احمدی نژاد از یک طرف و افراد اصلی مجلس از طرف دیگر خرجشان را از هم سوا میکنند؟
آقای احمدی نژاد با ابراز ناخرسندی از مجلس ایران که در آغاز کار دولت به سه وزیر پیشنهادی نفت رأی نداد میگویند : "بار اول یک برادر حزب اللهی ضد فساد را معرفی کردیم اما شبنامه آمد و در حالی که قرار بود برادری برود با فساد و مافیا مقابله کند آن برادر را با شبنامه به مافیا متهم کردند و و نتوانست رأی اعتماد بگیرد ( علی سعیدلو اولین وزیر پیشنهادی نفت بود که نمایندگان مجلس به وی رأی اعتماد ندادند) بعد از وی نیز صادق محصولی به عنوان وزیر نفت به مجلس معرفی شد اما پیش از رأی گیری مجلس، آقای محصولی از احتمال رأی نیاوردن خود آگاه شد و انصراف داد، بعد از آن نیز محسن تسلطی با مخالفت نمایندگان نتوانست از مجلس رأی اعتماد بگیرد، چندین ماه وزارت نفت با سرپرست اداره شد و سرانجام کاظم وزیری هامانه توانست به عنوان وزیر نفت رأی اعتماد بگیرد.
به گفته آقای احمدی نژاد بعد از این برخوردها، "مجبور شدیم برای اینکه کارهای وزارت نفت متوقف نشود عقب نشینی کنیم تا کار نفت متلاشی نشود."
و نایب رییس مجلس هفتم:
از ابتدا نيز تورم را پيشبينی میکرديم و در اين زمينه با برخی از کارشناسان دولت اختلاف مواضع داشتيم،
بنظر شما اشکال از گیرنده ی من بوده که این دو نهاد را از اول یکی میدانستم و یا اشکال از فرستنده است و بهتر است دست به گیرنده ی خودم نزنم؟
۳۰ فروردین ۱۳۸۷ ۵:۰۷ قֽظֽ | Reply
:
آقای عبدی؛ تورم با نشر اسکناس چه رابطه ای دارد و آیا بدون نشر اسکناس میتوان جلوی انرا گرفت ؟
......................................................................
عبدي:
نشر اسكناس موجب افزايش نقدينگي و افزايش تقاضا مي شود و اگر توليد هم به همين نسبت بالا نرود طبعا كالاها بايد گران شوند تا تعادل ميان عرضه و تقاضا ايجاد شود.اگر اسكناس منتشر نشود به شرطي كه تويد هم كم نشود در اين صورت تورمي را شاهد نخواهيم بود.البته اسكناس يك مجه قضيه است و شبه پول نقش موثر تري دارد كه بايد به كتابهاي مربوط مراجعه كنيد.
۳۰ فروردین ۱۳۸۷ ۷:۲۱ قֽظֽ | Reply
موسی آقا خان زاده :
پيدا كنيد پرتقالفروش را
در حاشيه سخنراني ديروز در قم
رئيسجمهور در يك سخنراني تاريخي ديگر، اين بار در شهر قم با نسبت دادن مشكلات اقتصادي كشور به برخي عوامل و محافل، از سوءاستفادههاي گسترده اين اشخاص از امكانات عمومي خبر داد.
اگر همانند برخي كارشناسان همچون دكتر توكلي، رئيس مركز پژوهشها، اينگونه اظهارات و نسبت دادن مشكلات به ديگر نهادها و اشخاص را فرافكني ندانيم و وجود باندهاي اقتصادي كه به سوءاستفاده از اموال عمومي ميپردازند را به عنوان يك باور عمومي بپذيريم، آنگاه بايد با تأمل در رخدادها و حوادث دو سال گذشته، كه موجب ايجاد درآمد بادآورده براي اين اشخاص يا مافياها شده است، صاحبان اصلي آنها را بشناسيم.
1. با تصميم غيرمنتظره شوراي اقتصاد، تعرفه گوشي تلفن همراه، به يك باره از 4 درصد به 60 درصد افزايش يافت و قيمت گوشي تلفن همراه به شدت در بازارهاي داخلي گران شد، اما بررسي نهادهاي نظارتي نشان داد اين تصميم مسئولان اقتصادي دولت، براي برخي از اشخاص، چندان غيرمنتظره نبوده و اين فرد كه تصادفا روابط نزديكي با يكي از مشاوران ...... دارد، اقدام به وارد كردن پنج ميليون گوشي تلفن همراه، دقيقا پيش از پانزده برابر شدن تعرفه كرده و درآمد دويست ميليارد توماني از آن به دست آورده است. جالب آنكه چند ماه بعد، تعرفه گوشي به 40 درصد كاهش يافت و از آغاز سال 87، بار ديگر به ميزان 4 درصد گذشته بازگشته است.
2. با تصميم شوراي اقتصاد در دولت نهم، سيمان بار ديگر وارد سبد حمايتي شده و با توجه به تفاوت دست كم پنجاه هزار توماني هر تن سيمان به قيمت دولتي يا آزاد سالانه دستكم هزار ميليارد تومان رانت از صنعت سيمان كشور خارج و به جيب دلالان و واسطهها كه ارتباطات مناسب با وزارت صنايع و بازرگاني دارند، وارد ميشود.
3. با ارايه مجوز واردات شكر در سال 85 به برخي از اشخاص توسط وزارت بازرگاني دولت نهم، ميليونها تن شكر مازاد بر مصرف، وارد كشور شد و علاوه بر آنكه موجب ورشكستگي برخي كشاورزان و صنايع داخلي شد، سود هنگفت و بيسابقهاي را نصيب دلالان كرد.
4. با يك تصميم تجاري ديگر، انبوه واردات برنج پاكستاني به قيمت گران در بازار، علاوه بر آسيب زدن به كشاورزان، موجب تشديد تورم شده و دهها ميليارد تومان سود را عايد واسطهها كرد.
5. با مصوبات استاني دولت، مبني بر پرداخت وامهايي با يارانه و درصد سود پايين به افراد، حجم مطالبات معوقه و وصولنشده سيستم بانكي به رقم بيسابقه پانزده هزار ميليارد تومان رسيده و شماري از بانكهاي دولتي، در آستانه ورشكستگي قرار گرفتند که مورد اعتراض رئيس کل بانک مرکزي نيز قرار گرفت.
به عنوان نمونه، رئيس يكي از شعبات يك بانك در يكي از شهرستانهاي كوچك شمال كشور، چندي پيش از ارايه ده ميليارد تومان وام از سوي شعبه تحت مديريتش سخن ميگويد كه از ابتدا مشخص بوده به دليل محكم نبودن وثيقههاي نهادهشده، برنخواهد گشت.
از سوي ديگر، دريافتكنندگان وام با بهكارگيري اين وجوه كلان دريافتي در بازار مسكن و زمين و... موجب تورم شدند.
6. با تصميم دولت مبني بر حذف تعرفه واردات از ميوههاي لوكس خارجي، علاوه بر زيان كشاورزان، درآمد هنگفتي عايد دلالان ميوه شد. اين در حالي است كه رونق بازار مافياهايي نظير چاي، دانههاي روغني و پارچه در دو سال اخير افزايش يافته و به مدد واردات بيرويه و مصون از نظارت، سرمايهداران علاوه بر پرداخت حق و حقوق حاميان آنها، خود نيز به درآمدهاي نجومي رسيدهاند.
بسياري از مردم حتي اگر بسياري از مسئولان و مقامات دولت نهم را مستحق انتقاد بدانند، آنها را داراي سلامت اقتصادي ميشناسند. اما اكنون اين پرسش مطرح است كه چرا در اين مقطع، ايران به بهشت مافياهاي اقتصادي تبديل شده است؟ آيا چهرههايي كه در دولتهاي گذشته صاحب نفوذ بودند، قدرت تصميمگيري در زمان دولت نهم را دارند و يا آنكه قدرتمندان دولت نهم با تصميمات خود، مافياها را متمول كردهاند؟
براي مثال، در بازار مسكن كه گفته ميشود توسط مافياهاي مسكن و با استفاده از وجوه بانكهاي دولتي دچار التهاب شده است، با توجه به آنكه 95 درصد اعتبارات بانكي كشور در اختيار بانكهاي دولتي و بانك پارسيان است كه مديريت آن نيز دولتي به شمار ميرود، و نيز مديران ارشد بانكهاي دولتي و بانك پارسيان در دولت نهم منصوب شده و از نيروهاي معتمد اين دولت هستند، آيا ارقام نجومي اعتبارات بدون اطلاع و تصميم مقامات ارشد دولت، در اختيار مافياي مسكن قرار گرفته، قادر است يا آنكه بانكها به صورت طبيعي و بدون دستور مقامات ارشد دولت، به پرداخت چنين حجم از نقدينگي به تعدادي از افراد نيستند و در صورتي كه بانكهاي دولتي خودسرانه اين تخلف را مرتكب شدهاند، چرا مديران آن بركنار نشده و با بررسيهاي دو سال اخير وزارت اطلاعات، مجرمان معرفي و دستگير نشدهاند؟
اما اگر همه اقدامات انجامشده به سود مافياهاي اقتصادي با اطلاع و دستور برخي مسئولان دولت باشد، سخنان اخير رئيسجمهور چه معنايي دارد و قرار است پولهاي هنگفت به دست آمده در كجا هزينه شود؟
اينجاست كه تنها يك توصيه و مسئله باقي ميماند: پيدا كنيد پرتقالفروش را!
۳۰ فروردین ۱۳۸۷ ۸:۵۱ قֽظֽ | Reply
امیر :
این تورم با تورم زیمباوه فرق دارد چون قیمت ارز ثابت مانده است.
مشکل این تورم واضح است.وظیفه دولت ایحاد تاسیسات زیر بنایی و بالا بردن تولیداست. احمدی نژاد جهت رسیدن این اهداف، سیاست اقتصادی تزریق پول را در پیش گرفت(وام بانکی آسان به صنایع، تعویض شیوه پرداخت به پیمانکارهای دولتی) ولی شکست کامل خورد.
علت اصلی شکست ضعف اساسی بخش خصوصی ومنزوی بودن کشور.این پول ها سر از بخش مسکن درآورده قیمت مسکن الان تهران می توان گفت که با توکیو قابل مقایسه و حتی بعضی جاها گرانتر است. یک اتوبان تهران شمال را بعد از 15 سال هنوز آماده نشده و یا مترو بعد از سی سال وضعش این است والا تهران زمین خالی خیلی دارد. مزید علت هم این است که بعلت شعارهای انقلابی و یا تجربه استعماری دولت نمی تواند از پیمانکارهای خارجی حتی بصورت جزیی استفاده کند و بخش خصوصی هم به شدت ناتوان است وحداقل یک نسل وقت می خواهد تا شرکت هایی که قدرت جذب این تزریق را داشته باشد تشکیل شود. خدا به داد نسل جوان فعلی برسد که سر بازنشستگی هیچی ندارند.
۳۰ فروردین ۱۳۸۷ ۰:۵۹ بֽظֽ | Reply
علی :
به نظر بنده، مسائل ذکر شده، در اقتصاد و یا بهتر است بگویم به هم ریختن اقتصاد نقش مهمی داشتند، ولی مسائل مرتبط دیگری هستند که چندین برابر مؤثر بوده، از طرفی کمتر کسی اشارهای به اینگونه ارتباطات میکند؛
در هر کشوری، بخش عمدهای از در آمد (خواه محصولی -مانند ایران - یا مالیاتی - مانند اکثر کشورهای پیشرفته - باشد) صرف توسعه آن کشور در زمینههای مختلف (از جمله شهر سازی و کنترل جمعیت، جادهها، ارتباطات، فعالیتهای نظارتی و کنترلی، زیر ساختهای فناوری اطلاعات، دولت الکترونیک و ...) میشود. این هزینهها ممکن است در یک سال چندان به چشم نیایند، ولی زمانی که به صورت تجمعی در سالیان متوالی انباشته میشوند میتوانند بالکل ساختار یک کشور را عوض کنند. نماد این حالت را در کشورهای ژاپن -در طی 50 سال- و کره جنوبی -در طی 29 سال- میبینیم.
در کشور ما در طی 30 سال اخیر چنین فعالیتهایی انجام نشده است، ریشه آن را در دلایل زیادی از جمله جنگ، اختلاس و فقدان ساختار اداری، ذکر کردهاند. همه اینها درستند، ولی علت ریشهای همه اینها در این است که درآمدهای کشور در طی این سالیان در جای دیگری صرف شده است؛
به جای توسعه شهر سازی و کنترل جمعیت به توسعه شهروند سازی (افزایش جمعیت مسلمین در مقابل جمعیت یهودیان!) پرداخته شده است،
به جای توسعه جادهها به کنترل ارتباطهای نامشروع! در جادهها پرداخته شده است،
به جای افزایش ارتباطات به کنترل دسترسی مردم به عکس، ویدئو، CD و شبکههای ماهوارهای -در دورههای مختلف- پرداخته شده است،
به جای فعالیتهای نظارتی و کنترلی در امور اقتصادی، به کنترل و نظارت فرهنگ و زندگی مردم پرداخته شده است،
به جای گسترش زیر ساختهای فناوری اطلاعات به کنترل دسترسی مردم به اینترنت و وب پرداخته شده است،
به جای گسترش خدمات دولت الکترونیک، به توسعه خدمات نا محدود تحت عنوان صندوقهای قرض الحسنه به قشرها و نهادهای خاص -از جمله بسیج و سپاه- و کشاندن مردم به سوی این نهادها پرداخته شده است (آخر این نهادها متولی دین مردم هستند! و بر گردن مردم حق دارند!)،
و خلاصه صرف القاء فرهنگ اسلامی شده است، بماند که پس از مدتی خود اذعان داشتهاند که فلان مورد و فلان مورد جزء اسلام نبوده است و به اشتباه روی آن تأکید داشتهاند و فلان تأثیر منفی را بر روی جوانان -و پیران!- داشته است (و در آینده هم اذعان خواهند داشت).
از طرف دیگر در چند سال اخیر (به خصوص در دولت اخیر ) که نه جنگی در کار بوده است و نه انقلابی، میتوانست (با صرف هزینههای مذکور در قسمت اول) وضع معیشتی مردم بهتر شود، ولی از آنجا که اگر مردم مرفه بشوند، تفریح و شادی و تمول خواهند داشت و -طبق تعریف حکومت از دین- دین گریز خواهند شد. پس باید بودجههای حکومت در جایی دیگر خرج میشد، و کجا بهتر از لبنان به خصوص در زمانی که اقبال مردم به دین و حکومت در داخل کشور کم شده است. لذا میبینیم علیرغم مخالفت عامه مردم، به صورت رسمی و غیر رسمی به افغانستان، عراق، سوریه، لبنان و فلسطین کمکهای کلان -مبالغ سرسام آور و ...- میشود و به کشورهایی چون ونزوئلا، کوبا، کره شمالی، روسیه و لیبی به خاطر دفاع و همکاریهای مقطعی نسبت به مواضع حکومت ایران به صور گوناگون باج پرداخت میشود.
این دو دلیل (تمرکز بر روی فرهنگ در داخل و ارتباطات خاص جهادی در خارج) است که میبینیم با این که فقط درآمدهای نفت کشور در دولت اخیر به قولی از کل درآمدهای نفت و گاز کشور در 26 سال قبل بیشتر بوده است، وضع معیشتی مردم به مراتب بدتر شده است. باید هم همین باشد، به قول معروف "آدمی به هر چه بخواهد -هر آنچه که باشد- میرسد"، حکومت ما همین را خواسته است.
۳۰ فروردین ۱۳۸۷ ۱:۲۳ بֽظֽ | Reply
امکان تفاهم میان ایران و آمریکا :
در پیام صوتی تازه ای منسوب به ایمن ظواهری، مرد شماره دو شبکه القاعده، نسبت به دستیابی ایران و آمریکا به تفاهم بر سر تقسیم قدرت در خاورمیانه هشدار داده شده است.
در این پیام صوتی شانزده دقیقه ای که به مناسبت پنجمین سالگرد تسخیر عراق به دست ارتشهای آمریکا و متحدانش از طریق شبکه اینترنت منتشر شده، ایمن ظواهری می گوید: "اهداف ایران واضح است: منضم کردن جنوب عراق و شرق شبه جزیره عربستان به خود، گسترش نفوذ خود به منظور حفظ ارتباط با پیروانش در لبنان. چه بسا تفاهمی میان ایران و آمریکا ایجاد شود بر این اساس که ایران در مقابل دستیابی به تمام یا بعضی از اهدافش، برتری طلبی آمریکا را در منطقه نادیده بگیرد".
ایمن ظواهری همچنین به مقتدی صدر، روحانی تندرو شیعه عراقی حمله کرده، او را جوان مغروری خوانده که بازیچه دستگاه اطلاعاتی ایران شده و به گونه ای رفتار کرده که مضحکه جهانیان شده است.
وی در مورد مقتدی صدر که گفته می شود اکنون در ایران به سر می برد گفته است: "او یک بار سلاحش را تحویل می دهد، یک بار وارد سیاست می شود، یک بار از سیاست خارج می شود، یک بار فعالیت سپاه مهدی (نیروی مسلح تحت امرش) را متوقف می کند و یک بار توقف فعالیت سپاه مهدی را به تأخیر می اندازد، یک بار به حمایت از مقاومت علیه اشغالگران قیام می کند و بار دیگر از این کار دست بر می دارد، یک بار دیگر هم برای حل مشکل سپاه مهدی به مراجع شیعه مراجعه می کند".
ادعای تلاش ایران برای تبدیل شدن به قدرت برتر خاورمیانه از طریق اتکا بر نیروهای سیاسی شیعه در این منطقه، موضوعی است که علاوه بر سردمداران شبکه القاعده از جانب برخی رهبران و سیاستمداران در داخل و خارج از جهان عرب نیز مطرح می گردد و نسبت به آن هشدار داده می شود.
اظهارنظرهای برخی سیاستمداران ایرانی نیز به این ادعا دامن می زند، نمونه ای از آن سخنرانی اخیر محمود احمدی نژاد رئیس جمهور ایران در شهر قم است که گفت دو هدف را دنبال می کند، اول ساختن ایران و بعد اصلاح وضعیت جهان.
از سوی دیگر، با اینکه شبکه القاعده بارها در برابر ایران جبهه گرفته، رئیس جمهور آمریکا از همسویی سیاستهای ایران و شبکه القاعده در عراق سخن می گوید.
۳۰ فروردین ۱۳۸۷ ۸:۰۷ بֽظֽ | Reply
تا یک سال دیگر به ایران برنمی گردم :
نماینده اردبیل در مجلس ایران، که در آمریکا بسر می برد، اعلام کرد که به علت رد شدن صلاحیتش برای شرکت در انتخابات مجلس هشتم از سیاست "دل چرکین شده" و دستکم تا یک سال آینده به ایران باز نخواهد گشت.
نورالدین پیرموذن به بی بی سی گفت که از دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد و بیمارستان ماساچوست آمریکا به مدت یک سال بورس مطالعاتی و کرسی تحقیقاتی دریافت کرده و دستکم تا پایان دوره آن، به ایران باز نخواهد گشت.
این تصمیم آقای پیرموذن که سخنگوی اقلیت اصلاح طلبان مجلس هفتم است، بعد از مصاحبه ای که مدتی پیش با تلویزیون صدای آمریکا انجام داد صورت می گیرد. او در مصاحبه اش با تلویزیون صدای آمریکا نحوه برگزاری انتخابات در جمهوری اسلامی را مورد انتقاد قرار داد. پس از این مصاحبه، وی توسط وزیر اطلاعات ایران به خیانت متهم شد.
نماینده مجلس ایران روز جمعه در پاسخ به پرسش های شنوندگان برنامه "روز هفتم"، از این تصمیم به گفته خودش "تلخ"، برای کنار کشیدن از سیاست به علت فشارهای وارد بر او پس از مصاحبه یادشده، و همچنین ماندن در آمریکا برای حداقل یک سال دیگر خبر داد.
در ابتدای این گفتگوی زنده، نورالدین پیرموذن در دفاع از مصاحبه اش با صدای آمریکا گفت که هرگز فکر نمی کرد با چنان حساسیت و واکنشی از طرف حکومت ایران روبرو شود. او افزود که وقتی صدا و سیما امکان اظهار نظر به یک نماینده مجلس نمی دهد و خود مقامات نیز با رسانه های خارجی مصاحبه می کنند، دلیلی ندارد که از کرده خود پشیمان باشد.
نماینده اصلاح طلب اردبیل از همفکران خود در این جناح انتقاد و آنها را "بزدل" توصیف کرد، زیرا به گفته او نتوانستند حتی در آن حد انسجام از خود نشان دهند که از او در برابر تهاجم تبلیغاتی اصولگرایان و فشارهایی که به وی وارد کردند، دفاع کنند.
در این گفتگو نورالدین پیرموذن از انتقادهایش نسبت به دستگاه دیپلماسی کشور سخن راند و همچنین از تلاشهایش برای استیضاح وزیر خارجه دولت پیشین، به خاطر نزدیکی به عراق گفت، آنهم در زمانی که حکومت آن کشور چند هفته بعد در حمله آمریکا سقوط کرد.
در پاسخ به این سؤال که انتقادهایش به دیپلماسی ایران در واقع انتقادی است به رویه ای که جمهوری اسلامی از همان ابتدای انقلاب و دوران جنگ در پیش گرفت، آقای پیرموذن گفت: دفاع از مظلوم وظیفه ماست اما تا آنجایی که به منافع ملی کشور لطمه نزند.
۳۰ فروردین ۱۳۸۷ ۸:۰۹ بֽظֽ | Reply
'کش دادن گفتگوهای هسته ای ایران' :
هفته نامه اکونومیست، چاپ لندن، در شماره 19 آوریل مطلبی را به مساله هسته ای و موضعگیری رئیس جمهور در این زمینه اختصاص داده است.
در ابتدای این مقاله، که با عنوان "کش دادن گفتگوهای هسته ای - آیا هنوز وقتی برای وقوع معجزه باقی است؟" انتشار یافته، آمده است که محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور سرزنده ایران، از گزافه گویی لذت می برد و به خصوص به فخر فروشی در روز ملی انرژی هسته ای علاقمند است، یعنی سالگرد آغاز تولید اورانیوم غنی شده در دو سال پیش که قرار است به عنوان سوخت نیروگاه هایی هسته ای هنوز ساخته نشده ایران به کار رود.
اکونومیست می افزاید که البته مقامات ایرانی هدف از غنی سازی اورانیوم را استفاده از آن در نیروگاه های هسته ای عنوان می کنند در حالیکه سایرین به تلاش این کشور برای دستیابی به اسلحه اتمی مظنون هستند.
این نشریه یادآور می شود که هفته گذشته آقای احمدی نژاد آغاز نصب شش هزار سانتریفوژ سریعتر را در نطنز اعلام کرد و وزیر خارجه ایران گفته است که به زودی پیشنهادهای دیپلماتیک جدیدی را برای رفع نگرانی منتقدان برنامه های هسته ای این کشور ارائه می کند که این ترفند می تواند نشانه آن باشد که تمام ماجرای هسته ای بر وفق مراد ایران پیش نمی رود.
به نظر اکونومیست ممکن است این اقدامات نشانه آن باشد که در زمینه برنامه هسته ای، اوضاع بر وفق مراد ایران نیست.
هفته نامه بریتانیایی با یادآوری اینکه ایران تا کنون سه قطعنامه مصوب شورای امنیت برای تعلیق غنی سازی اورانیوم را رد کرده است، می نویسد که انتشار گزارش دستگاه های اطلاعاتی آمریکا در ماه دسامبر حاکی از اینکه ایران پیگیری برنامه تولید بمب اتمی را از سال 2004 کنار گذاشته باعث شادمانی ایران شد که در عین حال هنوز اتهام هر نوع تخلفی را در سال های قبل از آن نیز تکذیب می کند.
به نوشته اکونومیست، گزارش دستگاه های اطلاعاتی آمریکا باعث پیچیده تر شدن تلاش های گروه 1+5 برای ادامه فشار بر ایران شد در حالیکه این کشور همچنان در زمینه اساسی ترین مرحله در تولید بمب اتمی، یعنی غنی سازی اورانیوم، آشکارا به کار خود ادامه می دهد.
هفته نامه بریتانیایی می نویسد که آقای احمدی نژاد ادامه مذاکرات با اروپاییان را که رهبری اقدامات گروه 1+5 را برعهده دارند منتفی دانسته در حالیکه گفته است به خواست سازمان ملل نیز توجهی نخواهد کرد و تنها آژانس بین المللی انرژی اتمی را طرف مذاکره می داند.
اطلاعات جدید و اتهامات آژانس
به نوشته این هفته نامه، اوایل سال جاری آمریکا و برخی کشورهای دیگر اطلاعات مفصلی را در اختیار آژانس بین المللی انرژی اتمی قرار دادند که همراه با یافته های خود آژانس، از ارتباط برنامه های هسته ای ایران با هدف های نظامی، تلاش های مخفیانه برای خرید تجهیزات مشکوک، آزمایش وسایل انفجاری نیرومند مورد استفاده به عنوان چاشنی بمب اتمی و ادامه کار روی طراحی کلاهک های موشکی قابل کاربرد در حمل بمب اتمی حکایت داشته است.
اکونومیست می افزاید که اگرچه این اطلاعات هنوز تایید نشده، اما ماه گذشته سربازرس آژانس در اقدامی کم سابقه سی و پنج عضو شورای حکام، از جمله ایران را از جزئیات اطلاعات جدید در مورد جنبه های نظامی برنامه هسته ای ایران آگاه ساخت و گرچه ایران این گزارش ها را بی اساس خواند و رد کرد، اما هفته گذشته از ملاقات با محمد البرادعی، مدیرکل آژانس که خواستار دریافت پاسخ روشن ایران بوده، خودداری ورزید.
به نوشته اکونومیست، ایران هنوز هم امیدوار است که یک ابتکار دیپلماتیک بتواند توجه جهانیان را از سابقه هسته ای سئوال برانگیز این کشور منحرف سازد اما اگر جمهوری اسلامی از همکاری در پاسخگویی به سئوالات جدید آژانس طفره رود، انتظار می رود در گزارش جدید آژانس که ماه آینده انتشار خواهد یافت هدف انتقاد شدید قرار گیرد.
این هفته نامه اظهار می دارد که همزمان، ایران امیدوار است جهانیان را قانع کند که تلاش برای وادار کردن این کشور به تعلیق غنی سازی اقدامی بی ثمر خواهد بود.
اکونومیست می نویسد که اخیرا ویلیام لیورس و توماس پیکرینگ، دو دیپلمات بازنشسته آمریکایی نیز با تایید این نظر ایران، پیشنهاد کردند که کشورهای خارجی در طرحی مشترک با ایران، به این کشور کمک کنند به فن آوری غنی سازی اورانیوم دست یابد و به این ترتیب، عملکرد این کشور را زیر نظر داشته باشند، هرچند، به نوشته اکونومیست، آموختن نحوه تولید ماده قابل استفاده در بمب اتمی به ایران نمی تواند باعث ایجاد اطمینان خاطر در جامعه بین المللی شود.
این هفته نامه با یادآوری توسعه ظرفیت تاسیسات غنی سازی نطنز این سئوال را مطرح می کند که آیا برای حل بحران موجود از راه های دیپلماتیک فرصتی باقی است؟
اکونومیست در ادامه می نویسد که در خلال دو سال اخیر، محمود احمدی نژاد چندین پیشنهاد حاوی مشوق های گوناگون در برابر تعلیق غنی سازی اورانیوم را رد کرده است.
این هفته نامه یادآور می شود که در حالیکه ممکن است سایر کشورها در صدد حل بحران کنونی از راه مذاکره باشند، اسرائیل، که از توان هسته ای ایران نگران است و اخیرا نخستین مذاکرات استراتژیک خود را با بریتانیا آغاز کرده و گفتگوهای فشرده ای را با آمریکا دنبال می کند، احساس می کند که عقربه های ساعت به سرعت به زیان این کشور در حرکت است.
۳۰ فروردین ۱۳۸۷ ۸:۱۱ بֽظֽ | Reply
نگار سلیمانی :
ديروز، به دنبال انتشار خبر مربوط به دستور رييسجمهوري به فرمانده نيروي انتظامي در مورد بررسي منشأ نامههاي تهديدآميز به خانم دكتر شيرين عبادي، خبر ديگري در سطح جامعه انتشار يافت كه حكايت از جدي بودن اين دستور داشت. چرا كه ظاهراً بلافاصله اسماعيل احمدي مقدم، فرماندهي نيروي انتظامي، به منظور برقراري حفاظت از جان شيرين عبادي و ريشهيابي تهديدات انجام گرفته به پليس امنيت عمومي نيروي انتظامي دستورات لازم را صادر كرده بود.
اين ميتواند يك خبر خوب و يك اقدام قابل دفاع از سوي فرد اول قوهي مجريه باشد؛ فردي كه جانشين مردي شده كه نخستين اصل زندگي و مرام سياسياش اين بود: «زنده باد مخالف من.»
ميدانم، ممكن است برخي بگويند كه اين تنها يك ژست سياسي براي جهانيان يا يك ترفند انتخاباتي در آستانه مرحله دوّم انتخابات هشتمين دوره مجلس شوراي اسلامي است تا بدينترتيب، بخشي از سرخوردگان و نااميدان از رژيم را به پاي صندوقهاي رأي بكشانند. ميگويم: اين فرض باطل است! چرا كه آن گروهي كه در انتخابات شركت نكرده و يا به رقباي سياسي احمدينژاد و طيف اصولگرا رأي داده (مانند نگار)، باز هم تحت تأثير چنين ترفندي قرار نميگيرد و در را كماكان بر همان پاشنه ميچرخاند. فرض دوّّم آن است كه ممكن است اين ترتيبات امنيتي، بهانهاي به دست دولت و وزارت اطلاعات دهد تا حلقهي نظارت بر عملكرد شيرين عبادي و همفكران و همراهانش را تنگتر سازد. ميگويم: اين فرض هم بيشتر به سمت مردوي تمايل دارد تا قبولي! چرا كه هماكنون نيز، سربازان گمنام امام زمان به خوبي به مسئوليتهاي خطير! خود واقف بوده و جزييترين فعاليتهاي كاركنان دفتر عبادي را تحت نظر دارند. آخرين فرض هم اين است: شايد ميخواهند بعد از يك بررسي صوري، به اين نتيجه برسند كه اصولاً تهديدي در كار نبوده و منشأ نامهها از دفتر خود خانم عبادي صادر ميشده تا بدينترتيب، مظلومنمايي كند و يا افكار عمومي و رسانههاي بينالمللي را متوجه خويش سازد! فرضي كه هر چند به آن باور ندارم، امّا آيندهي نزديك درستي آن را نشان خواهد داد.
از اين رو، بيشتر مايلم كه اين دستور را مشابه دستور خاتمي عزيز بدانم كه در شامگاه مرگ غمانگيز زهرا كاظمي آن بيانيه قاطعانه را صادر كرد و ضمن محكومساختن اين جنايت، از مسئولين انتظامي و قضايي خواست كه به آن فوراً رسيدگي كنند. هرچند كه البته در آن زمان كسي در قوهي قضائيه و نيروي انتظامي نبود كه مانند امروز، آراي رييسجمهور و فرامينش را جدي بگيرد.
اميد كه آقاي احمدينژاد، عملاً نشان دهد كه پايبند اين اصل است و به مرور شاهد آن باشيم كه عكسالعملهايي مشابه در مورد دانشجويان و ديگر روزنامهنگاران و زندانيان سياسي دربند و يا در معرض خطر صادر كرده و پيگيري نمايد.
۳۰ فروردین ۱۳۸۷ ۸:۱۸ بֽظֽ | Reply
:
چرا سخنان منوچهر متكي را در مورد حق 50 درصدي ايران از درياي خزر كسي نشنيد؟!
پس از اخبار نگرانكنندهاي كه از تضييع حقوق ايران در درياي خزر و افعال دستگاه ديپلماسي ايران به ميان آمده بود، و نيز در حالي كه به نظر ميرسد برخي كشورهاي ساحلي درياي خزر بر ناديدهانگاشتن توافقات 1920 و 194۰ ايران و شوروي سابق در خصوص اين دريا متمركز شدهاند - توافقاتي كه بر سهم 50 درصدي ايران از درياي خزر مهر تأييد ميزند - هفته گذشته و همزمان با برگزاري بيست و دوّمين اجلاس گروه كاري ويژه تدوين كنوانسيون رژيم حقوقي درياي خزر در تهران، منوچهر متكي به ايراد سخناني پرداخت كه بيترديد شنيدن آن از دهان يك مسئول ايراني عاليمقام، جاي تقدير و تشكر داشت. او براي اوّلين بار گفت: بايد تلاشهاي منسجمي در راستاي حفظ امنيت و ثبات در درياي خزر صورت گيرد و تاكيد كرد كه هر گونه توافق در خصوص اين دريا بايد با توجه به دو قرارداد بازرگاني و كشتيراني و عهدنامه مودت ميان ايران و شوروي سابق صورت گيرد.
من نميدانم چرا اين سخنان منطقي، از كمترين بازخورد رسانهاي برخوردار شد، در حالي كه آشكارا نشان ميداد، دولت ايران به هيچ وجه قصد گذشت از حقوق تاريخي ايرانيان در درياي خزر را ندارد.
به هر حال، بسيار اميدوارم كه اين شيوهي ديپلماسي ايرانيمدار، همچنان دست بالا را در دستگاه ديپلماسي ايران داشته باشد و كمتر به مسايل «منافع ملّي بر باد دهاي» چون هولوكاست، محو اسرائيل از نقشه جهاني، تشكيك در چگونگي رخداد حادثه تروريستي 11 سپتامبر و نظاير آن بپردازيم.
به دیگر سخن آيا بهتر نيست به جاي پرداختن به چنین مسايل «منافع ملّي بر باد دهاي» با دفاع از حقوق ملت ايران در درياي خزر و خليج فارس و كمك به حفظ محيط زيست و تقويت روند صلح جهاني، از خود دولتي مقتدر، طبيعتدوست و صلحطلب در سطح بينالملل و محبوب در در درون مرزها به نمايش نهيم؟ باشد كه سخنان منوچهر متكي، حكايت از يك استراتژي درازمدت داشته باشد، نه يك حركت مقطعي و فردي.
۳۰ فروردین ۱۳۸۷ ۸:۲۲ بֽظֽ | Reply
اميرحسين :
سلام و تشكر . اين يكي از بهترين مقالات اقتصادي شما در مورد اين دولت بوده .بي صبرانه منتظر مقاله ي شما در مورد بي شخصيتي سياسي هستم.
۳۱ فروردین ۱۳۸۷ ۰:۴۷ قֽظֽ | Reply
:
متاسفانه تورم به شكل غير قابل توجيهي آن همچنان ادامه دارد ولي نا زيباتر تورم بيانات خلاف واقع است
۳۱ فروردین ۱۳۸۷ ۹:۳۱ قֽظֽ | Reply
علی :
اینکه در شرایط تورمی سرمایه ها در جایی انباشت می شوند که نه تنها ارزش فعلی خود را حفط کنند بلکه از اثرات تورمی نیز برخوردار شوند برای همه روشن است که در ایران این مکان که همه مردم از دیر باز بدان پی برده اند همانا ملک و مسکن می باشد و در این خصوص به هیچکس نمی توان اعتراض کرد.
اما می توان این اعتراض را به اصلاح طلبان (منظورم بطور مشخص و واضح اقای عبدی و دوستانشات در دولت اقای خاتمی است)کرد که شما 8 سال دولت و 4 سال همرمان مجلس را در اختیار داشتیدمی توانستید به گونهای عمل کنید که راه بر اینگونه تزریق نقدینگی تورم زا به جامعه حتی اگر دولت کنونی بخواهد ببندید.
اقای عبدی از این دولت غیر از این انتظار تمی رفت و نمی رود بنده با حداقل اطلاعات خود در مورد اشخاص وقتی لیست اعضای هییت دولت را دیدم هیچ انتظاری غیر از این نداشتم که وضعی مشابه وضع امروز را در جامعه شاهد باشیم به این دولت هیچگونه اعتراضی در این خصوص وارد نیست
ایراد به شماست........
چرا شما در طی ان دوران 8 ساله نسبت به اصلاح و تغییر زیربناییترین معضلات کشور اقدام نکردید؟
1- اصلاح قوانین مالیاتی جهت حمایت از تولید.
چرا نقدینگی به سمت مسکن برود؟ چون جایی امن تر بدون حساب تر و بدون نگرانی مالیاتی تر از این جا وجود ندارد
2-برای اصلاح قوانین کار چه کردید؟
3- قانون تشکلها و سندیکاها را چه کردید؟
تا امروز به قول خود شما
عبدي:
براي اين كه به كساني قول داد كه اگر با نقض عهد مواجه شوند اقدامي نم
ایا اگر تشکلهایی وجود داشت خود شما امروز این حرف را می زدید؟
اقای عبدی مواردی چون سه مورد فوق را بسیار می توان ذکر کرد.
به دولت فعلی هیچ اعتراضی نمی توان کرد .
والسلام
..............................................................
عبدي:
گذشته از اين بخشي از انتقاد شما چندان وارد نيست اما چرا به من مي گوئيد مگر من در دولت بودم؟
۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۴۶ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/827