آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
مصاحبه
۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷
درآمد نفتي و توسعه نيافتگي
- با توجه به اینکه بیش از یک سده از اصلاحات سیاسی و اقتصادی برای حرکت به سمت توسعه در ایران میگذرد، چه دلیل یا دلایلی عمدهای وجود داشته که بسیاری از کشورها که دیرتر از ما آغاز کردند به توسعه برسند اما ما به موفقیت چشمگیری دست نیابیم؟
دلایلش را باید در دو حوزه عینی و ذهنی جستجو کنیم، در حوزه ذهنی نمی توانیم بگوییم ایرانیان به توسعه بی علاقه بودند زیرا آنها از لحاظ انگیزشی خواهان بهبود اوضاع وکشوری پر تحرک در یکصد سال اخیر بودند.2 انقلاب کردند و دو جنبش اصلاحی به راه انداخته اند در حالی که هیچ جامعه ای شاهد 2 انقلاب در طی صد سال نبوده است.
از لحاظ عینی باید دید، واقعيت مادي محیط چگونه بوده است. به نظر من متغییر مستقل در جامعه ما منتغیر های عینی هستند که اساسی ترینشان ساختار اقتصادی است. در گذشته ، در اقتصاد جامعه ما مشکلی که وجود داشت این بود که بخش عمده مالکیت زمین يا قدرت تصرف آن در اختیار دولت بود، بعد از مشروطه اقداماتی در رفع اين مشكل انجام شد اما با آمدن پول نفت مجدداً مساله به شکل بدتری بازتوليد شد، چون دولت مستقیماً خودش دارای درآمد شد .
به عنوان شاهد می توان گفت، روند توسعه پايدار در ایران با سطح درآمدهای نفتی ارتباط و همبستگی منفی دارد، به عنوان مثال بعد از سال های 78 و 79 که درآمد نفت به شدت افزایش پیدا کرد یک روند معکوسی را در فرآیند توسعه و دستیابی جامعه به دموکراسی و حاكميت قانون به عنوان پيش شرط توسعهي پايدار مشاهده می کنیم. به همین دلیل اگر قرار است آن انگیزه به پیشرفت, نتیجه بگیرد, لزوماً تلاش ما بايد معطوف به اصلاح ساختار اقتصادی باشد.
- برای این مشکل چه راهکارهای را پیشنهاد میکنید ؟
برای اصلاح ساختار اقتصادی باید استقلال مالی دولت از مردم كم شود ، چند راه برای این کار وجود دارد. یک این که در چاه های نفت بسته شود و کلاً نفتی نفروخته نشود؛ راه دوم این است که قیمت نفت اینقدر پایین بیاید تا کمتر از 10 درصد تولید ناخالص ملی را شامل شود؛ سومین راه این است که سطح تولید اقتصادي كشور به قدری بالا رود که همین نفت موجود سهم زیادی را در تولید نداشته باشد. اولی به این دلیل قابل اجرا نیست که همین الان اگر پول نفت قطع شود بخش عظیمی از مردم از گرسنگی میمیرند. با توجه به شرایط هم برای تحقق راه حل دوم و سوم چشماندازی وجود ندارد. به این دلایل است راه چهارمی را پیشنهاد می شود که پول نفت را به مردم بدهید و از سیستم دولتی خارج کنید و از آنجا به بعد گردش اقتصادی و مالی دولت را شروع کنید.
انگیزه اوليه پیشنهاد این طرح تقسیم پول بین مردم نیست بلکه مهم آن است که با اجرایی شدن آن پول نفت از بودجه به بیرون می آید. بعد از آن دولت می تواند با گذاشتن مالیات بر پول نفت بودجه خود را تامین کند که نتیجه مقدرش كاهش استقلال منابع مالی دولت در برابر مردم است.
در صحبتی که با دکتر غنینژاد داشتیم ایشان تاکید داشتند که اگر امکانش فراهم بود صندوق ذخیره ارزی را ترجیح میدهند یکی پیشنهاد میداد که بانکی تشکیل شود که سرمایهگذاری کند وسود به مردم تعلق بگیرد. نظر شما چیست؟
اگر امکان داشت یک پولی بیاید وعده ای از آدمهای خوب، عاقل و سالم آن را خرج کرد من هم موافق بودم، اما چنین چیزی امکان ندارد. هر جا پولی رانتي متمرکز شود جز فساد و تباهی چیزی نمیآورد، چون امکان ندارد عدهای بیایند این پول را درست خرج کنند بنابراین بهتر است پول نفت مستقیم بین مردم تقسیم شود. مردم خودشان بهتر می دانند که چگونه آن را هزینه کنند. اما فارغ از این استدلال هر راهحلی باید معطوف به تغییر ساخت بازی باشد همین دولت موجود هم ادعا می کند که ميخواهد با پول نفت به مردم خدمت کند.
باید موثر بودن صندوق ذخیره ارزی در ايران را فراموش كرد در دوره آقای خاتمی که دولت یک جناح بود مجلس در جناح دیگر و دولت هم میخواست قانونی عمل کند اینقدر طرفين نوک به آن صندوق زدند که چیزی از آن نماند. اما دولت موجود خوشبختانه حتی نیازی ندارد به مجلس مراجعه کند وقتی برداشت مستلزم وجود قانون بود قانون لازم را مینوشتند و پول از آن برمیداشتند اما دیگر زحمت این کار را هم به قانوننویسها نمیدهند و مستقیم بر می دارند.
با این وجود مردم نسبت به درآمد های نفتی بی تفاوت هستند اما اگر درآمد نفت در اختیار خودشان قرار بگیرد روی يك دلارش هم حساس میشوند. مردم باید همانطور که روی خانه و جان و مالشان حساس هستند روی پول نفت نیز حساس شوند و از آن حفاظت کنند. اما هیچ حساسیتی ندارند چون دست دولت است دولتها هم چون پایداری ندارند نسبت به نحوه خرج كردن آن حساسیتی ندارند و گاز، نفت بازیچه می شود. تا پول نفت از دست دولت در نیاید امکان ندارد مردم بتوانند دولتی وابسته به خودشان را تشکیل دهند.
- از آنجایی که در حال حاضر اکثر سرمایهگذاریها از سوی دولت است اگر پول نفت از دست دولت خارج شود دیگر سرمایهگذاری صورت نمیگیرد و امکان دارد این طرح به سرنوشت اصلاح عرضی دچار شود. همانطور که در اصلاحات عرضی زمین خرد شد و کشاورزی لطمه، با این اجرای این طرح سرمایه هم امکان دارد صنعت ضربه بخورد، نظر شما چیست؟
اولاً صنعت با کشاورزی کاملاً تفاوت دارد، صنعت از طریق شرکتهای سهامی عام و شرکتهای سرمایهگذاری اداره میشود، حتماً نباید مردم چند میليارد داشته باشند تا سرمایهگذاری کنند، در جامعهای که اقتصاد باثباتی داشته و بخش خصوصی در آن فعال باشد افراد می توانند از طریق بورس اقدام به سرمایه گذاری کنند. این جوری نیست که اگر پول نفت به مردم داده شود سرمایهگذاری کم شود، ممکن است در یکی دو سال این اتفاق بیفتد.
با اجرای این طرح، ایران میشود مثل کشورهایی که نفت ندارند.اگر توزيع پول نفت باعث افزايش تقاضا شود با بالا رفتن تقاضا، تولید نیز افزایش پیدا میکند وعلاقه برای سرمایهگذاری را بالا می رود. مثل ترکیه مگر در آنجا سرمایهگذاری با دولت است؟مگر تركيه نفت دارد؟
- پس میتوان گفت پیشزمینه اجرای این طرح این است که نظام سیاسی، اقتصاد آزاد، مالکیت خصوصی و امنیت اقتصادی را تامین کند اما با توجه به این که ما هنوز به این جایگاه نرسیده ایم است چگونه میتوان این طرح را اجرایی کرد؟
در جواب این سوال همینقدر باید گفت که حکومتها به خودي خود زیربار هیچ چیز مخالف ميل خود نمیروند، در این ساختار اقتصادی موجود همین اوضاع ادامه خواهد يافت . بنابراین تنها راه این است که ساختار را به پذيرش این کار وادار كرد. راهش هم حمایت مردم است، یعنی کسی که میخواند برود در حکومت باید شعار تقسیم مستقیم پول نفت را به شکل کاملاً علمی بیان کند و در جامعه جا بندازد بعد با حمایت افکار عمومی این شعار را محقق کند. اگر بشینیم ببینیم حکومت زیربار این میرود معلوم است که نمیرود اگر میخواست برود تا حالا رفته بود.
- آیا امکان دارد طرح تقسیم مستقیم پول نفت بین مردم به عنوان مطالبه جنبشهای اجتماعی مطرح شود؟
این طرح راهبرد جنبش اجتماعی دموکراتیک است زیرا با اجرای این طرح به سوی حداقلي شدن دولت پیش میرويم و دولت دیگر همچون لویاتان هابز در مقابل مخالفانش قرار نمی گیرد و بعد به دروغ نمی گوید که من نوکر مردم هستم در حالیكه عملا ارباب آنهاست. اگر استقلال مالی مذكور از بین برود دولت به جای اینکه نوکر مردم باشد نماینده آنها خواهد بود.
تقسیم در آمدهای نفتی بین مردم میتواند طبقات فقر جامعه را بسیج کند چون نحوه هزینه شدن درآمدهای نفتی به شدت علیه آنها است و یک ظلم مضاعف در حق آنها صورت میگیرد. از آنجا که این طرح راه را برای سرمایهگذاری باز خواهد کرد می تواند نظر سرمایهدارهای ملی را هم به خود جلب کند. حتی هر کس خواهان عدالت است میتواند پشت این قضیه قرار بگیرد چون به شدت منجر به کاهش ضریب جینی میشود. حتی این طرح می تواند نظر فمنیستها را هم به خود جلب کند زیرا این تنها جایی است که زن ومرد با هم برابر خواهند شد، به یک اندازه پول می گيرند و استقلال زنها از طریق منبع درآمدیشان تامین می شود.
- ما دارای یک سنت روشنفکری هستیم که هم اجنبیستیز است و هم سرمایهستیز. در حال حاضر نیز تعدادی از روشنفکران و بسیاری از افراد جامعه بر روی آن تاکید دارند. با توجه به اینکه یکی از شرایط تحقق طرح شما ورود سرمایههای خارجی به داخل و کم شدن قدرت دولت است آیا جامعه و روشنفکران نسبت به وقوع چنین شرایطی واکنش نشان نخواهند داد؟
اول اینکه در این طرح هیچ الزامی به جايگزيني سرمایهگذاری خارجی وجود ندارد. اساس این طرح این است که پول میرود دست مردم و از طریق آنها وارد چرخه اقتصاد میشود، ضمن اینکه آزادی مردم را بسط میدهد.آن وقت اگر مردم خواستند سرمایهگذار خارجی بیاورند ميآورند و اگر هم نخواستند هم نیاورند
ضمنا آن سنت که وجود داشته الان دیگر به آن شدت نیست و حتی سنت عکسش هم وجود دارد و بیگانه ترسی را نکته منفی میبینید. در مورد سرمایه ستیزی باید گفت آن چیزی که بیشتر با آن مبارزه میشود تبعیض و نابرابری است نه سرمایهداری. در گذشته مردم مصداق تبعیض و نابرابری را در نظام سرمایهداری میدیدند اما الان مصداق آن نظام متصلب دولتی است.
اگر سیاست تقسیم مستقیم درآمد های نفتی در بین مردم از سوی گروهها و احزاب پیگیری شود، قریب به اتفاق افراد میآیند و حمایت خواهند کرد.
- با توجه به اینکه شما دو سال پیش این طرح را مطرح کرده بودید و چند مقاله در دفاع از آن نوشتید ودکتر غنی نژاد نیز از آن حمایت کردند چه دلیلی وجود داشت که گروه ها و احزاب از این طرح حمایت چندانی نکردند؟
یکی از دلایلش سنت مالوف سیاست مداران در ايران است که تقریباً تمام کسانی که میخواهند داخل قدرت بروند دوست دارند كه قدرت بی مسئولیت را تصاحب كنند و اين فقط با استقلال مالي دولت ميسر است. آنها هم دوست دارند قدرت داشته باشند و به شهرستانها بروند و پول توزیع کنند ،علي رغم این که از کارهای فعلی انتقاد کنند. بنابراین در ایران آن چیزی که اسمش قدرت است فرق میکند با آن چیزی که در اروپا به آن قدرت می گویند. این یک قدرت مسئول است اما قدرتی که نفت دستش باشد لزوما قدرت پاسخگويي نیست.بسیاری از سیاستمداران قدرت را با نفت میخواهند بنابراین به ذهنشان نمی رسد که از چیزی دفاع کنند که منفعتشان را تامین نمی کند.
نکته دیگر این است که برخی از افراد به خصوص طبقه متوسط که اکثر فعالان سیاسی از آن تشکیل می شود به این قضیه نگاه بدی دارند و آن را گدا پروري تلقی ميکنند،در حالی که پول خود ملت و حق آنهاست. شرایط کنونی كه تعدادی در صف میایستند تا نامه ای بدهند و پولی بگیرند گدایی است.
عمل دیگری که در عدم مقبولیت این طرح موثر است برخی شعارهایی است که مطرح شده بود و زمینههای فرهنگی نامناسبی را ایجاد کرد. اما مهمتر از همه اینها این است که قرار نیست که یک ایدهای که طرح میشود یکی دو ساله به نتیجه برسد خیلی از افراد چیزهایی گفته اند اما 10-15 سال طول کشیده تا به نتیجه رسیده است.
- آیا با اجرایی شدن این طرح امکان ندارد حاکمیت آن را به عنوان ابزار علیه شهروندان استفاده کند، مثلاً به دلایل سیاسی سهمیه افرادی را قطع کند؟
نفت یک مالکیت مشاع است، همانطور که حاکمیت حق ندارند کسی را از تابعیت ایران خلع کنند یا شناسنامه کسی را بگیرند، همانطور این حق هم وجود ندارد که سهمیه افراد را قطع کند. اتفاقاً یکی از مصادیق ایران برای همه ایرانیان میتواند همین باشد. اساساً چنین حقی وجود ندارد مگر این که قانون بگوید. می توان قانونی را تصویب کرد که مثلاً افراد مجرم یا معتاد حق استفاده از سهمیه خود نداشته باشند اما مالکیتشان از بین نمی رود و مثلاً به ورثه مجرمان یا معتادان تعلق می گیرد ولی سهم پول نفت جزو مالکیت هر ایرانی است.
- اخیراً رسانههای نزدیک به دولت نقل کردند که قرار پول یارانههای انرژیها به صورت مستقیم بین طبقههای نیازمند جامعه تقسیم شود آیا اجرای چنین طرحی را می شود پیش زمینه تقسیم مستقیم پول نفت بین مردم باشد؟
نخیر، به هیچوجه. پیش از اینکه در این باره توضیح دهم باید بگویم که من به سوال شما پاسخ میدهم نه طرح اقتصادی دولت، چون معلوم نیست چنین طرحی وجود دارد یا نه و جزئیاتش هم مشخص نیست.
اما در رابطه با پرداخت مستقیم یارانه، اول اینکه در حال حاضر دولت یارانهای نمیدهد، یارانه وقتی معنا پیدا می کند که دولت از مردم مالیات بگیرید و به عده ای دیگر یارانه دهد. اما پول نفت مال خود مردم است دولت از اول پول مردم را به خودشان بدهد آنها خود میدانند چگونه مصرف کنند و نيازي به يارانه ندارند.
هدف از طرح تقسیم مستقیم پول نفت بین مردم ایجاد زمينههاي اقتصاد رقابتی است اما طرح پرداخت یارانه مشکلات جدید را هم اضافه میکند مثل پرداخت نقدی یارانه مرغ می ماند که جز آبروریزی چیز دیگری نداشت. بعلاوه از همه بدتر اصلاً چگونه دهک اول، دوم و سوم قابل شناسایی است که به غير آنها یارانه تعلق نگیرد. اگر دولت چنین کاری را انجام دهد هدفش اين است كه پول یارانه ها را بدهد هم عدهای و مرید بپرورانند و هم عدهای گدا. پرداخت نقدی یارانه جز تحقیر افراد چیزی ندارد در حالی که طرح تقسیم پول نفت میگوید پول مال مردم است و به دولت ربطی ندارد که آنها چکار میخواهد بکند.
پرسش دیگر در رابطه با طرح دولت این است که آیا پایه یارانه همین قیمت فعلی است و میخواهند همیشه پایه یارانه را ثابت نگه داردند و هر چه قیمت بالا میرود ما به تفاوتش را بدهند.
آیا این طرح می خواهد قانون شود یا دستورعمل دولتی است؟ اگر دستورعمل دولتی است امکان دارد برای تبلیغات انتخاباتی از آن استفاده شود.
نکته دیگر این است که برای پرداخت چنین پولی باید یک تشکیلات عظیم راه انداخت که این کار با توجه به هزینه و زحمت زیاد آن ارزشش را ندارد.
نکته دیگر این است که با اجرای چنین طرحی میخواهند بودجه دولت را کم کنند یا نه میخواهند یک پول جدیدی را وارد چرخه اقتصاد کنند؟ بودجه دولت را که کم نمی کنند پس میخواهند پول جدیدی را بیاورند که تورم زا است، از یک طرف یارانه میدهند از طرف دیگر دولت حجیمتر میشود اما در طرح تقسیم پول نفت اصل این است که دولت بخش عمده وظایفش را کنار گذارد.
مسلماً با پرداخت نقدی یارانه ها خیلیها مخالفت میکنند زیرا جز تبعیض، نابرابری، فساد و تباهی چیز دیگری ندارد و هدفش هم سیاسی است.گرچه از منظر ديگري هم ميتوان با اين طرح موافقت نمود كه من شخصا شايد از اين منظر موافق هم باشم.بيان اين منظر بماند براي وقتي كه طرح اعلان شد.

پويا نعمت الهي :
امكان استفاده از درآمد نفت به ويژه در سالهاي اخير، نه تنها شكنندگي بودجه دولت، بلكه تورم زايي شديد آن را نشان ميدهد. دولت هميشه بدون جمعآوري متناسب قدرت خريد، چندين برابر درآمد خود هزينه ميكند.
با توجه به ساختار درآمدها كه بيشتر، از صادرات نفت خام و تبديل ريالي آن بدست ميآيد و سهم اندك مالياتها و به ويژه مالياتهاي مستقيم و تركيب هزينهها، با توجه به اينكه حدود 65 درصد آن مربوط به هزينههاي جاري است، بروز نابسامانيهايي در اقتصاد، از جمله تورم امري گريز ناپذير ميشود.
چنين بافتي از هزينههاي دولتي موجب افزايش تقاضاي كساني ميشود كه از خدمات و هزينههاي دولت به طور مستقيم و غيرمستقيم سود ميبرند و بالطبع ديگر اين هزينهها با توجه به ساخت اقتصادي، تاثير ناچيزي در افزايش ظرفيت توليدي جامعه دارند. با توجه به اينكه هزينهها بطور عمده از اقلام درآمد صدور نفت خام و انواع مالياتهاي غيرمستقيم تشكيل ميشود، و زمينه تحقق عدالت اجتماعي نيز درآمدها و هزينهها از نارسايي پايداري برخوردار است.
۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱:۱۸ بֽظֽ | Reply
روزبه :
سلام
دو مصاحبهٔ اخیرتان به بعضی از سوالاتم دربارهٔ دادن پول نفت به مردم جواب داد.
یکی از مطالبی که در نقد پیشنهاد شما(و آقای غنینژاد) مطرح میکنند و من برای آن جوابی ندارم، بیفایده بودن اجرای طرحی مشابه با آن در کویت و عربستان است. البته کویت را به خاطر کوچکی و وضع خاصش میتوان جدا کرد. ولی درباره عربستان چه؟ از آنجایی که منبعی دربارهٔ سیاستهای اجرایی در آن کشورها پیدا نکردم ممنون میشوم راهنمایی کنید.
البته چه کسی میداند، شاید هم ( با توجه به اهمیت موضوع که بارها بر آن تأکید کردهاید)، فردا نوشتهای از خودتان در اینباره دیدیم!
۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۳:۲۰ بֽظֽ | Reply
جاويد :
البته در اينكه راه حل فعلي براي خرج كردن پول نفت بهينه نيست شكي وجود ندارد.حقيقتا به اشخاصي هم كه دولت را در اختيار مي گيرند خيلي بستگي ندارد، و عملكرد افراد خيلي متفاوت نيست.
ولي طرح تقسيم پول نفت بين مردم هم بنظرم مشكلاتي دارد.
اول -- به هر شخصي چقدر در ماه تعلق مي گيرد؟
دوم -- اگر يارانه ها از روي انرژي و نان و ...برداشته شود و قيمتها واقعي شود ، چقدر براي افراد باقي مي ماند؟
اگر با واقعي كردن قيمتها و دريافت ماليات از مردم مقدار كمي بماند ، كه اصلا بهينه نيست كه بخواهيم اينكار را بكنيم و اگر هم چيز دندانگيري بماند پس آنوقت نيروي كار سطح پايين جامعه را از كجا تامين كنيم؟
آيا كشاورزي ما كه به صورت خورده مالكي اداره مي شود ، اگر به كشاورزان پول نفت بدهيم و بتوانند با آن پول زندگي حداقلي شان را تامين كنند؟ديگر حاضرند كارهاي سنگين كشاورزي را انجام دهند؟
آيا كارگران صنايع و مشاغل ديگر دل به كار مي دهند؟
..................................................................
عبدي:
هر راهي واجد نكات مثبت و منفي است و در مقايسه ميبايد راهها را انتخاب كرد.البته در اين مورد خاص نكات منفي مذكور بعضا وارد نيست بايد به مجموعي يادداشتهاي سال گذشته در اين مورد مراجعه شود تا از تكرار پرهيز شود.
۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۴:۳۵ بֽظֽ | Reply
Seyed :
ایا این طرح باعث انفجار جمعیت نخواهد شد (همانند طرح کوپن ارزاق فرزند بیشتر =کوپن بیشتر)?
بدیهی است نمی توان طرح را محدود به تعداد مشخص فرزند کرد چرا که بعد از رسیدن این بچه ها به سن قانونی نمیتوان انها را ازاین طرح مستثنی کرد (مثال تابعیت را می توان تعمیم داد)
...............................................................
عبدي:
نه چنين مشكلاتي ندارد و راههاي جلوگيري از مشكل هست.فعلا بحث ما نيست اگر بود گفته خواهد شد.
۱۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۶:۰۱ بֽظֽ | Reply
احمد :
جناب آقاي عبدي
برغم اينكه اين طرح بصورت نظري حلال بسياري از مشكلات موجود از جمله مهار قدرت و پاسخگو كردن دولت ها تعريف ميشود با توجه به مشكلات نظام سياسي واداري مالي و شكل نگرفتن بخش خصوصي غير وابسته به رانت هاي دولتي وفراهم نبودن زمينه مناسب براي جذب نقدينگي فراواني كه در جامعه ايجاد خواهد شد چه راه حلي براي پيشگيري از تورم وحشتناكي كه ايجاد خواهد شد وجود دارد ؟ همچنين طرح شما در خصوص نحوه اداره خود شركت نفت چيست
.................................................................
عبدي:
سي سال تورم داريم از كجا آمده از اجراي اين طرح كه نيامده؟از كسري بودجه دولت آمده.كه در اين طرح با تغيير ابعاد دولت كسري بودجه حل خواهد شد.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۹:۱۳ قֽظֽ | Reply
سجاد :
طرح شما درست : برای اصلاح ساختار اقتصادی باید استقلال مالی دولت از مردم كم شود ,
ولی اصل مطلب و مشکل فعلی اینست که چگونه به این "مهم" میتوان رسید ؟
وقتی خود شما میگویید : حکومتها به خودي خود زیربار هیچ چیز مخالف ميل خود نمیروند..،
چگونه؟
وقتی خود شما میگویید: مردم نسبت به درآمد های نفتی بی تفاوت هستند.....
چگونه ؟ ..
مسلم است وقتی که صد بیاید نود هم که اصلاح ساختار اقتصادی پیش ما خواهد بود.
بقول دکتر شریعتی چگونه زیستن را به من بیاموز , چگونه مردن را خود خواهم آموخت!
...............................................................
عبدي:
در متن تا حدي پاسخ شما آمده.براي انجام اين سياست با شعار و تمهيدات لازم وارد ميدان انتخابات شويد و اين شعار و خواست را فراگير كنيد اگر پيروز شديد اجرا كنيد و در برابر مقاومت ديگران هم با حمايت جامعه بايستيد و اگر هم در يك مرحله پيروز نشديد بكوشيد تا حمايت لازم را به دست آوريد
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۰:۲۷ قֽظֽ | Reply
تایید از طرف کی؟ :
شهاب الدين صدر در نشست خبري جبهه متحد: نتايج انتخابات مجلس تاييد تداوم گفتمان اصولگرايي است
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۰:۳۰ قֽظֽ | Reply
درست است ! چون.. :
هاشمی:
نیاز به دشمن تراشی نداریم
باید شرایط دنیا را درک کنیم
درست است چون در این سالها به اندازه کافی تراشیده شده است!
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۰:۴۱ قֽظֽ | Reply
امید :
آقای عبدی
نمیخواهم توی ذوق تان بزنم ولی هر چه فکر کردم دیدم اگر خاموش بنشینم گناه است!
خدا همه رفتگان شما را بیامرزد , پدر بزرگ مرا نیز
او همیشه در چنین مواقعی شعری میخواند که الان تک تک ش یادم نیست ولی محتوایش این بود:
اگر درختی را که سرشت و میوه اش تلخ است برکنیم ( یعنی از جا در آوردیم ) و به باغ بهشت بنشانیم , باز درخت , همان میوه تلخ بار آورد !! ....
حرف شما را این بار بیشتر از دفعات قبل قبول دارم . زیر بنا اقتصاد است و بقیه موارد روبنا . چرا که اقتصاد در دنیای امروز حرف اول و اصلی را میزند .... ولی هنوز اعتقاد دارم اگر بنا باشد همین آقایان , این طرح شما را اجرا کنند , چنان آنرا لوث خواهند کرد که مثل مبارزه با آمریکا دل خود شما نیز از میوه تلخ آن بهم خواهد خورد !
نه اینکه فکر کنید این حرف را از سر خصومت میزنم , نه ! ... از روی تجربه شخصی میگویم .
قبل از بیان تجربه , آیا شما حاضرید, زیر سازی خانه تان را به دست یک شیشه بر , یا یک نقاش , ... یا یک معلم بدهید؟
آقای عبدی ,
تجربه کرده ام که :
یک سوپر گوشتی داریم که دو تا شعبه دارد .
در یک شعبه پدر سرد و گرم چشیده با چند قصاب افغانی پیر ... و در شعبه دوم پسر قصاب ( آقازاده ) دماغ پر و راحت به همه چیز رسیده و دو تا جوان مثل خودش کار میکنند .
من همیشه از مغازه پدر گوشت میخرم چون از اخلاق آقازاده خوشم نمی آمد.... یک روز مسيرم به طرف مغازه پسر بود که خانمم زنگ زد و گفت میهمان داریم و .... مجبورا برای صرفه جویی در بنزین , با خودم گفتم گوشت گوشته دیگه !! چه کار به اخلاش و رفتار و کردارش داری؟ و از پسر خریدم ..... بعد از میهمانی خانمم گفت : این گوشت , انگار گوشت همیشگی نبود ! ( در حالی که منبع یکی بود)
از شما چه پنهان ؟ به دهان خودم هم , همینجور آمده بود ! ولی برای اجتباب از ظن و گمان و برای اثبات متفاوت بودن مزه , دو سه بار دیگر این تجربه را تکرار کردم تا ثابت شد که مزه این گوشت با آن مغازه فرق میکند!
یکروز از قصاب افغانی پرسیدم : گوشت شما با گوشت آن مغازه فرق میکند؟
گفت : نه ! هر دو از یک کشتارگاه است , چطور؟
گفتم : چند بار است از آن مغازه گوشت خریدم ولی مزه گوشت اینجا را نمیداد.
اصل مطلب اینجاست ( از زبان این قصاب افعانی) یک نگاه با مفهومی کرد و گفت : پدرم میگفت دست با دست خیلی فرق میکند , دست هر کس نون قلبش را میخوره ! . شاید آن مزه , مزه نیت و قلب قصاب باشد ! ...
برای من تعجب انگیز بود تا اینکه در موارد دیگر هم تجربه کردم که متوجه شدم دست تا دست خیلی فرق میکند و اینکه قدیمی ها میگفتن : دستت درد نکند ..... یا خدا برکتت بدهد بخاطر این بوده که رسیده بودند به اینکه برکت , مهمتر از داشتن پول است ....
به هر حال همان میوه تلخ بار آورد
البته این مطلب را حافظ نیز به آن رسیده بود , آنجا که میگوید:
اگر تو زهر دهی , به که دیگری تریاق !
مخلص کلام
طرح شما بنظر میرسد وقتی خوب پیاده و جواب مثبت میگیرد که به دست اهلش بیافتد . یعنی بهتر است اول اهلش را پیدا کرد و بعد موضوع طرح را ترویج داد , چون آقایان استاد کپی برداری به سبک طرح ژنریک هستند , می ترسم آن را مثل پوستین وارونه بپوشند و بعد ... این فرصت را نیز مثل هزاران فرصتی که بدست نااهل افتاد , از دست بدهیم.
ولی تو ذوق تان نزنم , امروز که برکت از همه چیز رفته , بله حرف شما درست است ولی باز بشرطها . شروطها و فردی که میخواهد این طرح را پیاده کند , دستش و قلبش - برای کوتاه کردن دست دولت از پول یا مفت نفت- خیلی مهم است!
........................................................
عبدي:
درست است زيرا چاقو كه دسته خودش را كه نميبرد.اينها متخصص تخريب هستند پس اهلش از اين طرح دفاع كنند و به ميدان بيايند.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۱:۴۶ قֽظֽ | Reply
علی :
هر چه باعث افزایش قدرت مردم شود پسندیده است و قطعا در راس ان مسایل اقتصادی ودر کشور ما تعیین تکلیف درامد نفتی است.
اما سوال من در مورد خبری است است که سال گذشته در برخی منابع اقتصادی غربی مطرح شد که با این کاهش سرمایه گذاری ایران تا پنج سال دیگر بیشتر توان صادرات نفتی ندارد.
اقای عبدی شما در این باره چه می دانید ودر صورت صحت چه نظری دارید؟
...........................................................
عبدي:
دو عامل افزايش مصرف داخلي و نيز كاهش توان توليدي موجب كاهش بيشتر توان صادراتي مي شود و در حال حاضر برنامه هاي ظرفيت صادراتي خيلي كمتر از اهداف است اما به علت افزايش قيمت نفت آثار خود را در آينده نزديك نشان نمي دهد.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۳:۴۳ بֽظֽ | Reply
akbar khersi :
جناب عبدی سلام.
اول يک جوک که در زمان دبستان شنیده بودم بگويم بعد بروم سر مطلب جدی.
ميگويند حاکمی که در شهرش قحطی غلات افتاده بود روزی وارد بازار مرغ فروشان شهر شد وشروع به سئوال وجواب کرد از اولی پرسيد به مرغان خود چه می دهيد بخورند پاسخ داد قربانت گردم گندم. گفت پدر سوخته را ببريد زندان . در اين زمان قحطی به مرغ خود گندم می دهد. به دومی رسيد گفت جو می دهيم اين هم روانه زندان شد. سومی گفت ذرت اين هم روانه شدو... تا رسيد به یک اصفهانی که بسیار زرنگ بود. از اوسئوال کرد که به مرغ خود چه می دهي. با لهجه اصفهانی شیرین خود گفت قربانت گردم من چيزی نمی دهم. اول هر صبح يک قران می گذارم کف دستشان بروند هر چه می خواهند بخرند و بخورند.حالا شما هم می خواهيد يک فران بگذاريد کف دست مر دم ودولت وخودتان را راحت کنيد وبروند هرچه میخواهند بخورند. این حذف مسئولیت وکاری غیر اجتماعی است.
از نطر من که یک افتصاد دان حرفه ا ی نیستم پول ونیروی کار مانند اب وسیالات هستند. واز قوانین ان طبعیت میکنند. در دوسیستم اقتصادی مختلف سرمایه داری وسوسیالیستی کارگری در هر کدام یکی از ان دو را انتخاب وانرا نیروی محرکه جامعه می پندارند. ما می دانیم که اب در زمانی توان بهره وری دارد که هرز نرود. در زمان نزول توسط سد ها جمع اوری گردد وکانال کشی مناسب برای کشاورزی وتولید نیرو گردد.اگر جمع اوری نگردد یا سیل است یا باتلاق.گندمی ونیروئی وابرسانی از ان تولید نخواهد شد. لذا در یک سیستم سرمایه داری تجمع پول جهت ایجاد واحدهای تولیدی برای تولیدهای جدید و تولیدات لازم برای تامین نیازهای ازدیاد جمعیت ضرورت دارد.اصولاٌ قیمت نفت برای همین منظور افزایش یافته است. تا سرمایه لازم برای انجام اهداف حاصل گردد.یکی از مشکلاتی که ما به ان نگاه نمی کنیم ازدیاد سرمایه جهت ازدیاد تولید برای تامین ازدیادجمعیت است. انگلستان در قبل از جنگ دوم ۴۹ میلیون جمعیت داشت واکنون پس از گذشت ۶۰ سال ۵۹ میلیون. ما در ا ن زمان ۱۳ میلیون جمعیت داشتیم واکنون بالای هفتاد میلیون. اگر این نسبت را تعویض کنیم ورشد جمعیت ایرا ن را به انگلستان وبالعکس بدهیم. انگستان باید ۲۵۴ میلیون وایران ۵ ۱میلیون می بود.در این شرایط کدام پیشرفته تر بودند؟ ایرا ن ۱۵ میلیونی مشکلی داشت؟ انگلستان ۲۶۰ میلیونی چگونه بود یا همه هدیگر را میخوردند یا جنگ دیگری راه میانداختند که بروند به غلات اوکراین برسند. انگونه که هیتلر در ظاهر امر میگفت . با باطنش کاری نداریم. برای نفت میبینی چه میشود.
در سیستم های سوسیالیستی کارگری نیروی کار را تمرکز می دهند.چمله ای از مائوتسه تونگ بخاطر دارم گرچه احتمالاٌ برای کاربرد نظامی کفته است ولی برای هر کاری وهم چنین برای اقتصاد نیز عمومیت داد.همواره نیروی بزرگتر بر نیروی کوچکتر پیروز میشود. نیروی کوچکتر زمانی پیروز است که نیروی کوچکتر از خود را در نیروی بزرگ بیابد. پول ونیروی کار هم زمانی پیروزند که با هزینه ونیروی کار کمتر در گیر شوند. اگر پول نفت را تقسیم کنید هیچکاری انجام نمیشود.
دولت های اروپائی وامریکائی به ۳۰تا ۴۵ در تولید ناخالص خود مالیات میگیرند. دولت های اروپائی سرمایه دارترین ارگانهای خود هستند. یک جوک دیگر بگویم ومطلب را تمام کنم. میگویند مادری ۴ فرزند داشت ومی خواست ۴ سیب را بین انها تقسیم کند وگفت هر کدام شما یک سیب بر دارید. بجه ها گفتند مامان توهم باید سیب داشته باشی وبالاخره قرار شد هر کدام نیمی از سیب خود را به مامان بی سیب بدهند. مامان شد دوسیب وهر کدام انها شدند نیم سیب. دولت های سرمایه داری هم مانندان مادر هستند که سیب نمی خواهند وهمه را به فرزندان می دهد.فقط ان نیم سیب را میگیرند.
۱۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۹:۴۱ بֽظֽ | Reply
مهدی م :
راستش از کامنت اکبر خرسی (akbar khersi ) چیزی نفهمیدم. هر کس می تواند کمی راهنمایی کند.
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۶:۰۶ بֽظֽ | Reply
پویا پژوهنده :
1 ـ نوشته اید : « در اقتصاد جامعه ما مشکلی که وجود داشت این بود که بخش عمده مالکیت زمین يا قدرت تصرف آن در اختیار دولت بود ، بعد از مشروطه اقداماتی در رفع اين مشكل انجام شد اما با آمدن پول نفت مجدداً مساله به شکل بدتری بازتوليد شد ، چون دولت مستقیماً خودش دارای درآمد شد . »
مارکس مالکیت « شاه » در آسیا را سمبل مالکیت کلان بسط یافته تلقی کرده بود ؛ و من متأثر از او گمان می کردم که اقتصاد گذشته ما « دولتی » بوده و آن چه زمین داری در این جا را از زمین داری اروپای غربی متمایز می کرده ، اداره « دیوانی » آب و زمین بوده است ( مالکیت یا « حق دخل و تصرف و انتفاع » دیوانی را در کنار مالکیت معابد و شرکت ها ، نوعی مالکیت سازمانی می پنداشتم و نظام شوروی را مصداق بارز آن می انگاشتم . ) ؛ اما بعدها به موازات شناخت اهمیت تولید جانوری ( گاه در تضاد با تولید گیاهی ) در بافت اقتصادی ـ اجتماعی ایران ، به این نتیجه رسیدم که وصف مارکس ـ مانند توصیف امیل دورکیم از « صور بنیانی حیات دینی » ـ ، وصفی برونی است و با تبیین دیالکتیکی میراث حقوقی و بینش و رفتار متعارفی مردم منافات دارد .
این جا « شخص حقوقی » در تصور و رفتار مردم وجود نداشت ؛ همه چیز و حتی همه کس ملک یک نفر بودند ( اوج مالکیت فردی ) ؛ بقیه فقط می توانستند حق انتفاع و ارتفاق داشته باشند . در آن بافت اقتصادی ـ اجتماعی ( بافتی که تصور مردم از حق تصرف و انتفاع از اموال جزئی از آن است ) ، معابر عمومی ، برج و بارو ، بند و کاریز و ... ملکِ مشترکِ غیرِقابلِ افراز و انتقال افراد ِ جمع نبودند ، دارایی شاه و سلطان بودند و بقیه نوکرانی بودند که در ملک ارباب و ولی نعمت خود می زیستند ، اربابی « کجا چون شبانست ، ما گوسفند / و گر ما زمین و او سپهر بلند ... اگر کوه فرمانش دارد سبک / دلش خیره خوانیم و مغزش تنک ــ همه بد ز شاهست و نیکی ز شاه / کزو بند و چاهست و هم تاج و گاه ــ از اهرمنست آن کزو شاد نیست / دل و مغزش از دانش آباد نیست » .
گر چه « شخص حقوقی » وارد قوانین ما شده و بنابر قانون اساسی موجود ، معادن ـ از جمله معادن نفت و گاز ـ « عمومی » هستند ( یعنی مال ملت به شمار رفته اند ) و فقط در اختیار ( ؟! ) « دولت » قرار گرفته اند ؛ ولی واقع این است که هنوز در باور عامه ، صاحب مملکت « حاکم یا حاکمان » هستند ؛ نه حکومت ، چه رسد به ملت . در ایران نه در تصور عموم مردم و نه در عمل ، « ملت » و حتی حکومت ، مالک نیست ؛ اموال عمومی در تملک افراد و خانواده ها و باند هاست ؛ دولت به عنوان یک سازمان ( شامل دادگستری و مجلس قانون گذاری ) نما و پوشش این واقع است . مطرح کردن « توزیع مستقیم درآمد نفت بین مردم » بی آن که به چنین نتیجه ای ختم شود ، می تواند زمینه ای شود برای قانونی کردن تملک فردی و گروهی موجود این معادن ( الآن می توان پرسید که « پول نفت کجا و چگونه هزینه می شود ؟ » ولی بعداً نمی شود پرسید زیرا دارایی خصوصی است ! ) .
2 ـ در زمینه مالکیت اموال همچون بافت شهری ، معماری خانه ها ، وضع خورد و خوراک ... ؛ با مخلوط در هم ریخته ای از « میراث گذشتگان ، انواع واردات از جاهای مختلف و ساخته های سست و پراکنده گوناگون » مواجهیم .
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۱:۳۵ بֽظֽ | Reply
آرش :
با فرض درآمد حدود 70 ميليارد دلار در سال از محل فروش نفت براي دولت و فرض جمعيت 70 ميليون نفر و با فرض 50 درصد هزينه هاي استخراج و سرمايه گذاري جديد مي توان سهم هر ايراني در ماه را حدودا 35 هزار تومان پيش بيني كرد.
يعني حقوق 175 هزارتومان براي يك خانواده 5 نفري در ماه.
مسلما اين درآمدي نيست كه شخص را از كار كردن بي نياز نمايد ضمن اينكه اين خانواده 5 نفري بايد از اين پس بابت بنزين و ساير يارانه هاي ديگر تقريبا تمامي اين درآمد را صرف نمايد پس مسلما اين طرح در جهت بهبود معيشت مردم نيست اما كمكي است براي گذر از مرحله حذف يارانه هاي مجازي (كه در اصل يارانه نيستند) كه در طرح صندوق ذخيره چنين نتيجه اي حاصل نخواهد شد و نتيجه اصلي تر آن اين است كه دولت را مجبور به دراز كردن دست در مقابل مردم نمايد.
طي يك مكانيزم قانوني دولت بايد مجبور باشد كه تمامي 50 درصد كسورات هزينه و سرمايه گذاري را فقط در صنعت نفت خرج كند كه خود تا اندازه اي خلا سرمايه گذاري خارجي در شرايط فعلي را نيز برطرف مي كند.
بنابراين درآمد دولت منحصر خواهد شد به درآمد ناشي از فعاليت اقتصادي شركت هاي دولتي و ماليات بر در آمد افزون بر نفت اشخاص حقيقي و حقوقي.
پيامد چنين اقدامي اين خواهد شد كه دولت تمركز بيشتري بر درآمدهاي مالياتي و بهبود سيستم آن به خصوص در ارتباط با اصناف و مشاغل نمايد. همچنين دولت مجبور خواهد شد كه از طرح هاي درآمد زاي بخش خصوصي كه در نهايت سبب افزايش درآمد مالياتي مي شود نظير صنعت و توريسم از سر نياز حمايت نمايد (توجه كنيد كه حمايت از سر نياز با حمايت از سر سخاوت بسيار متفاوت است)
همچنين حكومت مجبور خواهد شد (باز هم از سر نياز نه از سر صواب) كه براي ايجاد چنين فضايي عدالت اقتصادي و اجتماعي را بهبود بخشيده و ريسك سرمايه گذاري و كسب درآمد را به حداقل برساند.
آقاي عبدي براي تبليغ، تحقيق و همچنين تلاش براي تحقق چنين طرحي فارغ از هر نوع سياست زدگي آمادگي كامل دارم روي من حساب كنيد.
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۵:۳۵ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/851