آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نگاه میهمان
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷
نگاهی گذرا به مواضع گروههای دگر اندیش فرقان(آقاي صارمي)
=========================
قبل از هر چیزلازم است از دوستانی که سؤالات و ابهامات خود را مسؤلانه در زیر نگاه اینجانب نسبت به گروههای دگر اندیش گذاشته بودند - و به دلیل گرفتاری , اجتناب از احساساتی و باتلاقی شدن فضا و .... , آنان را بی پاسخ گذشته ام - تشکر کرده قول میدهم در اولین فرصت , به طور مشروح به تک تک انتقادات و ابهامات آنان , جواب گو باشم .
چون اساسا قصد این نوشته ها نه محکوم کردن و یا تشویق کردن , بلکه فقط تلاشی است برای مطرح شدن سؤالات و گرفتن جواب و گفتگو کردن با هم در مورد آنها .... , بعنوان تنها راهی که میتواند دردهای قدیمی را تسکین دهد , زخمهای باز را ببندد و زخمهای چرکی عفونی شده را خشک کند ...... و و فقط تلاشیست تا اگر بتواند بر سکون بی تفاوتی و بی اعتمادی موجود غلبه, مشارکت دوستان را بیدار نماید تا بتوانیم با هم هر چه بهتر و زودتر , آماده تر, سالم تر , بیناتر , آگاهتر , ....و با تجربه تر به اتوبان پر سرعت آینده وارد شویم.
---------------------------------------------------
این قسمت گروههای مذهبی -
و به مناسبت سالگرد شهادت آقای مطهری – گروه فرقان
l=========================
مسعود صارمی
^^^^^^^^^
بر خلاف تصور , بزرگترین گروههای دگر اندیش منتقد و مخالف نظام اسلامی را این قسمت از گروههای دگر اندیش بنوعی داخلی , شکل داده است!...
شایسته توجه است که نطفه ی اختلافات اعتقادی و سلیقه ای این گروهها با تفکر حاکم , از سالهای دور بسته , در سایه ی استبداد و انسداد نظام شاهنشاهی و نبود فضای نقد و پرسشگری و دباغ خانه ی مطبوعات , تقویت شده بود.
سعی میکنم در اینجا بصورتی که گربه شاخی نزند , بدون ورود به بحثهای حساس و پر تنش و پر خطر ایدؤلوژیک مذهب علیه مذهب این گروهها, نگاهی ساده و ناظر گونه به مواضع سیاسی و عملکرد و نتایج حاصله آنها داشته باشم ...
در راستای داستان تاریخی تشکیلات فرقه ی حسن صباح , شاید بتوان اولین نشانه زنده شدن آن داستان و ایجاد فرقه دگر اندیش مذهبی را در نظام اسلامی بعد از سال 57 گروه فرقان نامید.
این گروه در آن جو التهاب و هرج و مرج و نامتعادل اوایل انقلاب , ظاهرا فرصت یافت تا دق و دلی خود را یکجا خالی و با تفسیرهایی , آب هرج و مرج بعد از انقلاب را گل آلود , دست به تسویه حسابهای شخصی خود با برخی از روحانیون بلند مرتبه بزند!
ولی چرا؟
چرا در آن زمان؟
آیا نمی بایست خیلی زودتر به نیت این افراد شک میشد و علاج واقعه قبل از وقوع میشد؟
از زاویه ای دیگر
بنظر شما اگر کسانی که دستشان توسط انقلاب از قدرت بریده شده بود , میخواستند با موج بپا خواسته انقلاب مبارزه کنند , از چه راهی وارد میشدند و برای مقابله چه میکردند؟ از کدام منفذها استفاده میکردند؟.....
و از طرف دیگر
وظیفه ما بعنوان کسانی که خواهان تغییر نظام شاهنشاهی برای برقراری آزادی و استقلال و نظامی مبتنی بر اساس رای مردم بودیم در مقابل اقدامات گل آلود کردن آب جاری شده از پشت سد و سیلاب استبداد چه بود؟.....
و از زاویه ای دیگر
آیا در آینده , ما با چنین گروه های خلق الساعه و این تسویه حسابها اندوخته شده و گل آلود کردن جو , آنهم در زمان مهم ساختن زیر بناهای آزادی و دمکراسی آنهم در نبود جو بحث و بررسی و تعدیل شدن های قبل از آن در آرامش , سر کار پیدا نخواهیم کرد؟
بعید میدانم !
به همین دلیل این نگاه ها را به مواضع گروههای دگر اندیش و نور تاباندن به آنها , لازم و ضروری میدانم تا دیگر دوستان هم عقیده خود را ترغیب کنم آنان نیز به سهم خود و از زاویه ی مختصات خود و تجربیات خود و .... دانش و معلوات خود دست بکار شوند و با ابتکارات خود , آینده نگری نموده و جو و فضای اینده را از هم اکنون تلطیف و سالم سازی نمایند.
این گروه ( گروه فرقان) در همان اولین روزهای انقلاب , با به شهادت رساندن سپهبد قرني در سوم ارديبهشت 58 ( تنها هفتاد روز بعد از پیروزی انقلاب ! و تنها 21 روز بعد از تثبیت جمهوری اسلامی با بیش از 98 درصد از آرای مردم بجای نظام شاهنشاهی ) ، مرتضي مطهري در 12 ارديبهشت 58، هاشمي رفسنجاني در خرداد 58 ( البته این ترور به دلایلی که آقای رفسنجانی بیان داشته اند , ناكام ماند) حاجي طرخاني در تيرماه 58 (از تامينكنندگان مالي اوليه گروه فرقان )، رضي شيرازي در تيرماه 58، مهدي و حسام عراقي در شهريور 58، حسين مهديان در شهريور 58 (همراه عراقيها زخمي شد)، هانس يواخيم لايب در مهرماه 58، محمد مفتح در آذر 58 و محمدعلي قاضي طباطبائي و نامهايي ديگر نظير: اصغر همتي، جواد بهمني، قاضي طباطبايي، محمد باقر دشتيانه، بهبهاني، احمد لاجوردي كه ترور آنها ناكام ماند و افراد ديگري كه براي ترور شناسايي شده بودند: محمد بهشتي، محمد جواد باهنر، حقي، امامي كاشاني، ناطق نوري، موسوي اردبيلي، تيمسار فلاحي، بنيصدر و خوانساري. خود را در جامعه مطرح ساختند . این گروه تند رو , در ظاهر محور فعاليت خود را بر حذف فيزيكي روحانيون و مطرح کردن تز اسلام منهاي روحانيت گذاشته بود ! ولی بعینه دیدیم و کاملا لمس کردیم که فعالیتهای این گروه , چگونه نتیجه عکس داد و .... چگونه با ترورهای این گروه , زمینه برای پیوند خوردن اسلام به روحانیت – که تا قبل از آن چنین شديد نبود و بازرگان نیز یک فرد مسلمان قلمداد میشد - بیش از پیش مهیا شد !!
آیا واقعا هدف از این ترورها , همین نتیجه نبود؟
تا به امروز این راز سر به مهر را هیچکس باز گشایی نکرده است.
به هر حال تا آنجا که به من نوعی بعنوان ناظر و متحمل مربوط میشود , و نتایج آن ترورها را در سرنوشت خود می بینیم , این ترورهای مذهبی سیاسی , حتی اگر نیتی اصلاح طلبانه بعنوان مذهب پیشرو علیه مذهب واپسگرا بتوان بر آن مترتب پنداشت , تجلی عینی از قضا سرگنجبین صفرا فزودن مولوی شده است .
آیا بعد از گذشت سی سالی که از آن ترورها گذشته , لازم نیست بدانیم و بهمدیگر بگوییم که این گروه فرقان چه گروهی بود؟ چگونه تشکیل شد؟ مشابه آن , امروز کدام گروه ها هستند؟ فكرشان يا انحرافشان از كجا نشأت گرفته بود؟ آیا افراد و گروهها که انحرافات فکری اینها را از نزدیک دیده بودند و مثلا به «تفسير انقلابي از قرآن» آنها , که مثلا گرگ را در داستان سوره یوسف نمادي از ضدانقلاب تفسير و گاو بنياسرائيل را كنايه از نظام سرمايهداري و ذبح كردن آن گاو را از بین بردن واسطههاي بازاري، سرمايهداران، صاحبان شركتها و كارخانهها... میدانستند, عکس العملی از خود بروز نداده بودند ؛ در تقویت انحراف این گروه سهمی نداشتند؟
عکس العمل جدی و دلسوزانه گروههای دگر اندیش و مدعی درد آشنایی – مخصوصا آشنا نسبت به چگونگی باز شدن کلاف و چگونگی تاریخ عقب گرد انقلابات - در مواجهه با این ترورها چه بود؟ ..... چرا نظام اجازه نداد , با همه جرم و جنایت این گروه , اعضای این فرقه , برای عبرت همه در دادگاهی علنی محاکمه شوند؟ و اجازه نداد ریشه انحرافشان در آن دادگاه های علنی شناسایی و خشکانده شود؟ .... آیا هنوز با این تفکر در خفا , مواجه نیستیم ؟ آیا آن تفکر و آن تفسیرها از قرآن از بین رفته است؟ .... چرا فردي که تز اسلام منهای آخوند داشت و حكم اين ترورها را صادر میکرد , خود آخوند بود؟
آیا او مامور ایجاد اولین جرقه و کبریت خشونتهای مذهبی و از بین بردن افراد خاص و برگرداندن جو آزاد شده ی بعد از انقلاب به نفع عده ای خاص نبود؟
امروز کدام تفکر بر سفره انقلاب زانو زده است؟ و آن ترورها به نفع چه کسانی تمام شد؟ ....
متاسفانه این سؤالات به دلیل انداختن تاریکی بر این جریان, هنوز جوابی مشخص نگرفته ؛ ولی چه باک که نتایج عملکرد این گروه کوچک یا بهتر بگویم فرقه , تمام قد در جلوی ماست .
بهتر است به منظور آمادگی برای برخورد با این تفکر و تفکرات مشابه , به دلیل آنکه تك و توكي از بازماندگان آن گروه بعد از دستگیری و سرکوب فیزیکی, مخفي و برخی دیگر از آنان در خارج از كشور هرازگاهي بيانيهاي ميدهند , و ریشه ی آن تفکر هنوز برای اینده زنده نگه داشته شده است !! کمی بر دیدگاه اینان نور تابانده شود.
البته این وظیفه بیشتر متوجه کسانی است که بیشتر با این افراد نزدیکی و آشنایی دارند تا تلاش کنند علاج واقعه را این بار قبل از وقوع کرده و تفکر این افراد را به میدان نقد و بررسی افکار عمومی کشانند تا هم آنان تعدیل شوند و هم جوانان خام از ماهیت تفکر اینان آگاه شوند و هم زهر آنها برای دوران مشابه کشیده شود .
بعد از این مقدمه طولانی برای آماده کردن ذهن :
گروه فرقان به معناي «جدا كننده حق از باطل» نام خود را از سوره اي از کتاب آسمانی قرآن گرفته بود. این گروه در جو خفقان اوایل سال 57 با ارایه تفسيرهايی از نهج البلاغه و قران , به صورت جزواتی جلد سفید , که به دلیل عدم آزادی و انسداد سیاسی نظام شاهنشاهی با استقبال جوانان طالب تغییر و گریزان از استبداد و مذهبی مواجه شد ( البته در آن زمان هر آنچه که اینگونه منتشر میشد مورد استقبال قرار میگرفت و متاسفانه به دلیل عطش فراوان ناشی از سالهای سال استبداد و بی آبی , چندان به محتوای داخل آن و درستی یا نادرستی آن توجه نمیشد!! (مخصوصا برای جوانانی خام تازه آزاد شده ) و همین امر فرصت را برای فرصت طلبان آماده کرده بود که در این ظرف , هر محتوایی را بریزند. ظلمی دیگر که شاه با بستن فضای جامعه و بستن مطبوعات بعنوان دیده بان جامعه مدنی به مردم خود کرد تا آنها ... ) آنچه از داخل این گروه بگوش ما رسیده اینست که این گروه در همان سال 57 اعلام موجوديت كرده است ! ( یعنی اعلام موجودیت در کوران انقلاب – لازم است در همین جا گریز بزنم به این مطلب که در کشورهای پیشرفته که به انسان خیلی اهمیت میدهند و برای جان یک نفر ساعتها وقت صرف میکنند و به راحتی اعتماد میکنند .... وقتی بیزنسی تاسیس میشود تا سه سال به این بیزنس اعتباری نمیدهند تا سابقه آن و نوع بده و بستان آنرا زیر ذره بین بگذارند و .... ولی ما هنوز هم که هنوز است با نام رایحه خوش خدمت که معلوم نیست کی و توسط چه اشخاصی تاسیس شد یک رییس جمهور انتخاب میکنیم و ..... )
خود این اعلام موجودیت , آنهم در درون سیکل تکراری انقلاب - هرج و مرج - استبداد , میتواند درسهای زیادی را برای گفتن و آگاهی دادن نسبت به جریانات آینده داشته باشد که .....
خود این اعلام موجودیت در آن زمان , در سال 57 , اولین سال شکسته شدن سد جلوی پیشرفت جامعه , به دلیل پایان زمستان شاه و آمدن بهار جمهوری هم میتواند طبیعی باشد و هم میتواند به دلیل بیکار ننشستن نیروهای حذف شده , تاسیس توسط کسانی باشد که با قصد , تلاش داشتند تا اب را هر چه بیشتر گل آلود و برای گرفتن ماهیهای خود از آن , گل آلود تر کنند .... اعلام موجودیتی بعنوان شمشیر دو لبه!! که این خطر همچنان تا داخل این سیکل بسته هستیم وجود دارد و وظیفه همه گروه ها بود که آماده برخورد با چنین گروه های تازه تاسیس می بودند و باشند... و باشیم .
ضمن اینکه همه افراد آگاه و دلسوز وظیفه داریم ( و داشتند) هر چه زودتر از گذشته درس بگیریم و گروه های بیمار جامعه خود را مدوا کنیم , چون برخی از این گروهها متاسفانه یا بیماری خود را نمی بینند و یا نمیتوانند خود را بهبود بخشند و احتیاج به نیرویی خارج از خود برای مداوا دارند..)
چه درسهای عبرت آموزی را میتوان از دل تفکر و ترورهای این گروه برای آینده استخراج کرد ؟
بنظر من اینکه بدانیم هرچند جوانان و اعضای این گروه از طریق جلسات مسجد و تفسیر و از سر مخالفت با رژیم پهلوی جذب گروه فرقان شدند، اما كجفهمیها و تعصبها و عدم ارتباط آنها با مردم و عدم پالایش با افکار عمومی و روزنامه ها باعث شد تا با تحلیلهای خاص، دستان خود را به پایه گذاری عملی آلوده كنند که جز کشتن آزادی کاری دیگری از آن حاصل و دیده نشده است.
آیا آنان را نمیتوان مصداق اسست اساس ظلم دانست؟
ظلمی که منجر به بازسازی زندانها و .... وزارت اطلاعات و ..... شد؟
ایا اگر این جوانان مذهبی با تز اسلام بدون روحانیت بهانه درست نکرده بودند امروز اشخاصی مثل آقای مصباح میتوانستند با شخصی چون آقای مطهری رقابت کنند؟....
آمر و سردسته اين گروه , آخوند بسيار جواني بود به نام «علي اكبر گودرزي» که به اتفاق برخي ديگر نظير علي حاتمي، عليرضا شاه بابا بيک تبريزي، حسن اقرلو و عباس عسگري كه همگي در سوم خرداد 59 تيرباران شدند .
گفته میشود آيتالله مطهري در سال 57 نسبت به تفسيرها و جزوات منتشره ی این گروه احساس خطر و موضعگیری کرده اند و ظاهرا همین نقدهاي تند عليه آنان , باعث انشای حکم ترور ایشان در خفا بدون کیفر خواست و محاکمه بوده است !!
گفته میشود این گروه بعد از انقلاب , سریعا در جزوات تفسير قرآن و نشريات خودشان نسبت به جریانات و اتفاقات تغییر مسیر داده و مباحث سياسي و انتقاد از نظام جمهوري اسلامي و رهبريت را مطرح و از آثار دكتر علي شريعتي و نقل قولهاي وي مخصوصاً در بحث اسلام منهاي روحانيت بهره گرفته و این اعتقاد را ترویج کرده اند که منش و روش سياسي نظام جمهوري اسلامي با حركت تشيع سرخ علوي در تضاد است!!
گفته شده که این گروه افراد سمپات دکتر شریعتی بوده اند !
بعد از این ترورها بود که جو ضد دکتر شریعتی ساخته شد و .....
و بسیار گفته های دیگر که صحت و سقمش کار ساده ای نیست , آنهم در تاریکی که هر دو طرف طالب آنند !!
با گسترش ترورها توسط اين گروه، طرح شناسايي آنان را پيگيري , گروه و محل اختفاي آنان را شناسايي ودر 19 ديماه 1358 اكبر گودرزي را به اتفاق 35 نفر از اعضاي فرقان در يك خانه در خيابان جمالزاده پس از هشت ساعت درگيري دستگير و مابقي خانههاي تيمي آنان نيز شناسايي و كل شبكه منهدم شد.
لاجوردي و ذوالقدر مامور بازجويي از آنان ميشوند. اكبر گودرزي و برخي از بنيانگزاران سوم خرداد 59 اعدام شدند و عدهي كمي گريختند و برخي ديگر اظهار انابه كردند و به نظام پيوستند( به نقل از سایت بازتاب )
آیا همه داستان این گروه , همینهاست؟
آیا میدانید این چند نفر , چگونه با ترورهای خودشان سرنوشت یک ملت و یک انقلاب مردمی را برای سالهای سال تعیین کردند و تغییر دادند؟
آیا تربیت غیر مستقیم صد برابر موثرتر از تربیت مستقیم نیست؟
ایا میدانید این گروه با صرف مقدا ر کمی نیروی جهل و تعصب و منیت با چه مقدار نیروی مقابل و سازنده , هم آوردی داشت؟
آیا میدانید نقش این افراد از تمام تلاشهای این سی سال نیروهای وفادار به آرمانهای انقلاب سال 57 بیشتر بوده است؟ ,
آیا میدانید ضربه و زاویه ی انجرافی که اینان به مسیر انقلاب دادند امروز چقدر از مسیر اولیه , فاصله انداخته است؟
آیا اینان بعنوان آتش بیاران معرکه , مسببان اصلی شرایط دشوار و بسته امروز ما نیستند؟
آیا میدانید افراد موثر و گروههای منتقد و مخالف نظام نوپا , با نشان ندادن واكنشی بهنگام و مناسب , در قبال این رفتارهای بغایت تروریستی , چه خطای بزرگی مرتكب شدند ؟ كه امروز جریمه اش را , سنگین و خونین همگی پرداخته و باز هم می پردازیم؟
........
تا جایی که در خاطرم مانده گروههای غیر مذهبی عکس العملی نسبت به محکومیت شدید این ترورها نداشتند ( شاید آن زمان در دلشان قند هم آب میکردند که از هر طرف شود کشته بسود ماست !! ولی دیدیم که آنها نیز از این ترورها سود نکردند و فقط سودش در جیب همانها رفت که قبلا از خوان نعمت گذشته برخوردار بودند !! ) فقط برخی گروه ها این ترورها را محکوم کردند . دلیل آن الان یادم نیست شاید به دلیل زود هنگامی ( و نه نفس کار و اهمیت انحراف مسیر انقلاب نو پا و نوزاد زود رس محتاج مراقبت های ویژه )
در قسمت بعدی گروه های دیگر این دسته بندی را با هم , برای آگاهی بیشتر نسبت به اتفاقات آینده توسط نیروهای خفته و لزوم اصلاح نحوه تعامل سياسي در داخل و آمادگی ورود به آینده و چند و چون نیروهای زیر خاکی , ادامه میدهم.

مصطفی 1 :
جناب صارمی جا داشت که بیشتر به اندیشه و اعتقادات این فرقه بپردازید زیرا تفکرات معمولا به بازسازی نیروی انسانی خود می پردازند و اگر چه تاثیر اشخاص در روند رشد ویا خاموشی و فراموشی انها مهم است اما این احتمال هم هست که این فرق در جوی مناسب به باز تولید خود به ظواهر متفاوت بپردازند شما در نوشته تان بیشتر به عواقب اعمال انها پرداخته اید که مطالب مختصری بان اضافه میکنم البته با همان احتیاط و پرهیز لازم که برای سایت هم ضروری است
من بشدت معتقدم که برای رسیدن به مقصود و هدفی و اجرای طرح و برنامه ای شناخت خواص عناصر بسیار مهم است تفکر دینی و یا هر ایده الوژی ای بتناسب تفاسیر و برداشتها منقسم به فرق و گروها و انشعابات میشود این امر را تاریخ ادیان ثابت نموده است هر گروه و فرقه ای میتواند دستخوش رفتاری گسترده ای قرار گیرد از نرمش تا خشونت تنها باید دانسته شود که چه رفتاری در چه شرایطی قابل تحصیل است اختلاف ریشه ای در اعتقاذات مثلا مجاهدین با مذهبی هایی که زمام امور را بدست داشتن کاملا مشخص بود و با استفاده و شناخت اینکه در چه شرایطی میشود این اختلاف را به برخورد مسلحانه کشاند و برنده چه گروهی خواهد بود ناشی از همین علم خواص است استفاده از این عناصر با بی اطلاعی کامل گروها صورت میگیرد در حقیقت انها وادار به بروز خاصیت خود میشوند مانند اینکه ابرا که بجوشانی حتما بخار میکند راه دیگری ندارد یا نکته ای دیگر حتما شنیده اید که مبارزه با افات در مزارع بهترین بازده را مبارزه بیولوژیک دارد یعنی استفاده از حشراتی که ذاتا دشمن وشکارچی افاتند و از انها ارتزاق میکنند برای اینکه جریانی را که سردرگم و دستخوش اتفاقات خلق الاساعه است را بتوان به مسیر پیشبینی شده کشاند باید این علم و راه استفاده انرا شناخت البته این امر منوط به تحقیق و مطالعه بسیار عمیق و طولانی دارد که مراکز علنی و مخفی سالهاست که باین کار مشغولند یک مثال ساده ( از نظر من ) در مسئله خاورمیانه طرح اصلی عدم برقراری صلح و وجود جنگ دائمی است یک طرف اسرائیل است و طرف دیگر فلسطینی ها اما در چه شرایطی جنگ مستمر خواهد بود اینکه در هر دو جناح مخالفین و متعصبین باندازه کافی قدرت داشته باشند تا اگر نیروهایی برای صلح تلاش کنند با دخالت تندروها این امر به نتیجه نرسد از این رو در طول سالیانی که بحران داغ است در فلسطین گروهای زیادی ساخته شدند و بنوبت مانع صلح شدند خوب سوخت این اتش را تنها اسراییلی ها و فلسطینیها که نمی توانند تامین کنند خصوصا فلسطینی ها که منابع مالی لازم را ندارند اما دیگران باید انرا تامین کنند از تعصبات پان عربیسم قذافی و اسد و صدام و جوشش این تعصبات در بین مردم منطقه تا همدردی دینی و مذهبی و غیره و کسانیکه راهی جز دخالت و تامین سوخت این اتش نخواهند داشت شما فکر میکنید که برای جامعه بین المللی کار سختی است که صلح را باین منطقه تحمیل کند یوگسلاوی سابق را فراموش نکرده ایم الان جنگی در ان هست؟
بهرحال تمام اتفاقاتی که در گوشه وکنار این جهان رخ میدهد بسرعت سعی در کنترل ان میشود و برای منافع از ان فرصت سازی میشود اگر این نگاه بدبینانه را نداشته باشیم که عامدا و عاملا صورت میگیرد نگاهی هم میتوان به عراق انداخت در انجا کردستان ارام و جنوب نا امن ونا ارام امید وارم که خطوط را رعایت کرده باشم
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۲:۱۱ بֽظֽ | Reply
حمید رضا :
در فيلم هايی که از دوران انقلاب به جا مانده می توان عکس های آيت الله خمينی، علی شريعتی، محمد مصدق يا بنيانگذاران مجاهدين خلق را در فاصله نزديکی از هم بالای دست تظاهرکنندگان مشاهده کرد؛ می توان شعارهای اسلامی يا مارکسيستی يا مخلوطی از اين دو را در فرياد معترضان شنيد و آنها که خود آن روزها را به چشم ديده اند، به ياد می آورند که در بساط دستفروشان روبروی دانشگاه، نوارهای آيت الله خمينی و کتاب ها و جزوه های مارکسيتی با عکس هايی از مراجع تقليد و تصاويری از چه گوارا، انقلابی آرژانتينی، توأمان عرضه می شد.
اما اين همزيستی تا روزی بود که روزنامه ها بر تارک خود از فروپاشی ۲۵۰۰ سال شاهنشاهی ايران خبر دادند و از آن پس، فردا و فرداهای سختی در پيش بود که متحدان پيشين را رو در روی يکديگر قرار می داد. آنها که زمانی بر سر نخواستن ها دست دوستی به هم داده بودند، اکنون بر سر خواسته ها از در دشمنی درآمده بودند.
در آستانه انقلاب ايران در سال 1357 مخالفان دولت پهلوی را می توان به طور کلی در پنج گروه جای داد:
اول، راست گرایان اسلامی به رهبری آيت الله خمينی و با محوريت روحانيت که گروه هايی از بازاريان و پيشه وران را در کنار خود داشتند.
دوم، چپ گرايان اسلامی که هسته اصلی شان را سازمان مجاهدين خلق ايران شکل می داد و گرچه همچون بنيادگرايان در آرزوی برپايی حکومت اسلامی بودند، اما برداشت متفاوتی از اسلام را در تلفيق با آموزه های مارکسيستی مطرح می ساختند.
سوم، ليبرال ها که خود به دو دسته ليبرال های غيرمذهبی با محوريت جبهه ملی و ليبرال های مذهبی با محوريت نهضت آزادی ايران تقسيم می شدند.
چهارم، مارکسيست ها که شعب و فروع بسيار داشتند و به رغم تفاوت های چشمگير در پيروی از الگوی انقلاب های روسيه، چين، کوبا، آلبانی و ... سودای حاکميت طبقه پرولتاريا يا به تعبير ايرانی آن "زحمتکشان" را در سر می پروراندند.
پنجم، گروه های قومی که برای کسب خودمختاری تلاش می کردند. مهمترين اين گروه ها حزب دموکرات کردستان بود که پيشينه اش به دهه ۱۳۲۰ خورشيدی می رسيد، يعنی همزمان با خودمختاری طلبی پيشه وری در آذربايجان. در خوزستان نيز حزب قومی برجسته "جبهه تحرير" بود که گفته می شود در دهه ۱۹۶۰ ميلادی (۱۳۴۰ خورشيدی) توسط دولت عراق شکل گرفت. در مناطق ديگر چون گنبد و ترکمن صحرا گروه های قومی شناخته شده ای فعاليت نمی کردند و تازه با پيروزی انقلاب مجال فعاليت چنين گروه هايی فراهم شد.
بقیه مخالفان رژیم شاه در داخل این پنج دسته قرار داشتند و بسیاری از آنان موجودیتی مشکوک دارند از جمله همین گروه فرقان که روایت است که خود آقای ...... , یکی از بنیانگذران اولیه آن بوده اند و به همین دلیل اجازه داده نشد تا مسایل مربوط به این گروه و انگیزه ها برای افکار عمومی معلوم و مشخص شود ... و به همین دلیل خود ایشان جریان دستگیری و نابودی اینان را به عهده داشتند ...
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۳:۱۸ بֽظֽ | Reply
صامت :
درست است که اینان در ایجاد انحراف و گذاشتن درب بر همان پاشنه سابق نقش داشته اند ولی طرف مقابل هم بی تقصیر نبوده , اگر خواهان این انحراف نمی بودند میتوانستند سریع فرمان هدایت را کج کرده و به مسیر اصلی انقلاب و آزادی و مردم سالاری بیاندازید ولی نخواستند . انداختن همه تقصیرات بر سر این گروه , به نظر من همان اشتباهیست که در بی توجهی به این گروه صورت گرفته , یعنی نباید از ترس افتادن از اینطرف پشت بام عقب عقب برویم و از آنطرف پشت بام بیافتیم و همه تقصیرات را بر سر این گروه کوچک تلنبار کنیم و تمام ....
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۳:۳۶ بֽظֽ | Reply
حسینی :
بنظر میرسد با گسترش حرکت های انقلابی از نيمه دوم سال ۵۶ به تدريج بر همه روشن شد که آيت الله خمينی در رأس همه مخالفان نظام شاهنشاهی و استبدادی او قرار گرفته اند و به تبع ایشان نقش پررنگی در پيشبرد انقلاب و سمت و سوی حکومت برآمده از آن خواهند داشت.
خوب ! ايده های آيت الله خمينی برای حکومت آينده ايران به وضوح صبغه اسلامی داشت و خوب! بسیاری از روحانیون نیز , هم لباس ایشان بودند و میتوانستند زیر چتر ایشان , خود را مطرح کنند و مطرح شوند و .. . به هر حال از نیمه دوم سال 56 مشخص شد که آلترناتيو برای رژيم مشروطه سلطنتی، "جمهوری اسلامی" است . خوب ! پذيرش رهبری ایشان در آستانه انقلاب که از سوی طيف وسيعی از نيروهای سياسی اعلام شد، می توانست به معنای پذيرش ايده های سياسی ایشان نيز تعبير شود ولی آیا همه روحانیون , ایده های ایشان را نسبت به مسایل , قبول داشتند؟ آیا آقای خمینی در خود روحانیون , مخالفی نداشتند؟ ....
شایسته توجه است که برخی گروه ها در کشاکش پذيرش رهبری آيت الله خمينی و لاجرم گردن نهادن به الگوی حکومتی ایشان از يک سو و مخالفت با باورهای سياسی و مذهبی ایشان از سوی ديگر، سياست چراغ خاموشی صبر و انتظار را در پيش گرفتند و دست کم در انظار عمومی چنين وانمود کردند که اختلاف عمده ای با آيت الله ندارند... با این خیال که سر بزنگاه تسویه حساب کنند و کردند و گناه فقط گردن آنهایی افتاد که راست و حسینی اختلافات خود را با ایشان مطرح کردند و انتقادات خود را علنا مطرح ساختند !! و این متاسفانه همیشه بعنوان یک بلیه و زلزله و آوار بر سر مبارزات استبدادی هست , مگر اینکه بقول نویسنده خود را آماده و مهیا کنیم ..... ولی باز سؤال اساسی اینجاست که چگونه ؟
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۳:۵۱ بֽظֽ | Reply
فرید :
معما چو حل گشت آسان شود ,
راست می گفتید در بحبوبه آن روزها این مسایل را تشخیص میدادید جالا چه فایده؟ نوشداروی بعد از مرگ سهراب؟
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۳:۵۴ بֽظֽ | Reply
فرزانه قاسمی :
گفته شده که انفجار شیراز هم توسط آمریکا و اسراییل صورت گرفته و انگلستان هم در این وسط بوده , یعنی این گروه فرقان هم ساخته آمریکا و اسراییل و انگلیس بوده اند؟
اگر اینطور باشد که یعنی همه کارهای ما را آنها هدایت کرده و میکنند. پس خود ما در این سی ساله هیچ کاره بوده ایم؟
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۳:۵۸ بֽظֽ | Reply
حمید رضا :
شاید بشود از زاویه ای عینی و منفعتی نیز به این موضوع نگاه کرد همانطور که در تاریخ معاصر نوشته شده در واپسين هفته های عمر دولت پهلوی، آيت الله خمينی در پاریس و در نبود بحث های آزاد و دخیل کردن , شورايی به نام شورای انقلاب تشکيل دادند ، در آن شورا تنها روحانيان و ليبرال های مذهبی مورد نظر ایشان برای عهده داری امور بعد از فرو پاشی نظام استبدادی شاه انتخاب شدند .
البته با دلیل یا بی دلیل , ترکيب اعضای اين شورا هیچوقت رسما اعلام نشد، اما به احتمال فراوان افرادی چون آقایان مرتضی مطهری، محمدحسين بهشتی، محمد رضا مهدوی کنی، عبدالکريم موسوی اردبيلی، اکبر هاشمی رفسنجانی و آيت الله علی خامنه ای از طيف روحانيان و مهدی بازرگان، يدالله و عزت الله سحابی، ابراهيم يزدی، ابوالحسن بنی صدر و صادق قطب زاده از طيف ليبرال های مذهبی در آن عضويت داشتند.
نگاه به همین لیست امروز بسیاری از حقایق را برای بیننده روشن میکند !!
در تاریخ معاصر نوشته شده که آيت الله خمينی در ۱۵ بهمن ۵۷ دولت موقت برگزيده خود را به آقای مهدی بازرگان سپردند و به تعبیری سهم ليبرال های مذهبی در حاکميتی که در شرف شکل گيری بود را افزايش دادند . از منظر منفعتی اگر بخواهیم به ترکیب این دولت نگاه کنیم بيشتر اعضای اين دولت از وابستگان يا نزديکان نهضت آزادی ايران بودند و البته سهمی نيز به اعضای قديمی جبهه ملی ايران داده شده بود : کريم سنجابی رهبر اين جبهه وزير امور خارجه شد، داريوش فروهر وزارت کار و امور اجتماعی را بر عهده گرفت و تقی رياحی بر مسند وزارت دفاع تکيه زد.
اين نخستين ترکيب کابينه آقای بازرگان بود و بعدها تغييرات پی در پی در آن صورت گرفت که در مجموع به حذف ليبرال های غير مذهبی انجاميد؛ چندان که ابراهيم يزدی جای کريم سنجابی را گرفت، داريوش فروهر با علی اسپهبدی جايگزين شد و مصطفی چمران بر جای تقی رياحی نشست.
در اين دوره که دوره بسیار مهم و حساسی بشمار میرفته , دستگاه قضايی و قوای نظامی و انتظامی ايران نيز توسط آیت الله خمینی ميان بیشتر روحانيان و کمتر ليبرال های مذهبی تقسيم شده بودند. نهادهای به جامانده از رژيم گذشته مانند دادگستری، ارتش، ژاندارمری و شهربانی کمابيش در اختيار دولت موقت بودند و نهادهای برآمده از انقلاب همچون دادگاه های انقلاب، کميته های انقلاب و بعدها سپاه پاسداران به وسيله بنياد گرايان اسلامی اداره می شدند.
بدين ترتيب تا ابتدای سال ۵۸ سيمای حاکميت جديد و اپوزسيون آن نیز روشن شد. دو گروه ياد شده حاکميتی را که در ۱۲ فروردين ۵۸ با آرای عمومی "جمهوری اسلامی ايران" نام گرفت، شکل دادند.
در ترکيب حکومت، گروه های قومی و احزاب مارکسيست يکسر از دستيابی به قدرت سياسی محروم ماندند و ناچار شدند همراه با سلطنت طلبانی که تا ديروز عليه شان مبارزه می کردند، در صف اپوزسيون نظام جديد بايستند!!
این اولین اپوزیسیون نظام جدید جمهوری اسلامی بود که بنظر من توسط انتخابهایی که انجام شد شکل داده شد.
بنيادگرايان اسلامی برخی گروه های مسلح سابق را که ذيل سازمان واحدی به نام سازمان مجاهدين انقلاب اسلامی گرد آمده بودند در حاشيه خود قرار دادند و دولت موقت نيز ليبرال های غير مذهبی و تا حدودی سازمان مجاهدين خلق را در حاشيه خود قرار داد. (بيشتر از اين رو که از فعاليت سازمان اخير جلوگيری نمی کرد و آماده واگذاری پست هايی حداکثر در سطح استانداری به رهبران آن بود.)
اين ترکيب تنها يک استثنا داشت و آن گروه اسلامگرا و افراطی فرقان بود که خيلی زود دست به خشونت زد.
اگر بشود دلیل این استثنا را رمز گشایی کرد شاید بسیاری از گره های امروز نیز , از جمله نقش سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ,خود بخود باز شود.
موفق باشید
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۴:۲۳ بֽظֽ | Reply
:
ناگه نگه کرد و پر خویش در آن دید
گفتا زکه نالیم که از ماست که برماست
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۴:۲۵ بֽظֽ | Reply
عبدالله روستا :
متاسفانه به دلیل نبود فضای گفتگو در زمان شاه 'روشنفکری دينی در انقلاب يکدست نبود'
و همین باعث از بین رفتن انقلاب شد .
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۴:۲۹ بֽظֽ | Reply
نقل قول :
تبارشناسی گروه تروریستی فرقان
"رسول جعفریان"
این گروه برای پیاده كردن استراتژی مسلحانه در برابر رژیم شاه، تازه در بهمن 57 به تجهیزات نظامی مجهز شد! در این زمان، انقلاب پیروز شده بود و فرقان كه «روحانیت را از بنیان و اساس باطل» میدانست، تلاش خود را معطوف به مبارزه با آنان كرد. نخستین عاملی كه فرقان را به رویارویی مسلحانه با جمهوری اسلامی كشاند، قربانی شدن «ارزشهای راستین تشیع سرخ علوی بود». همچنین تلاش برای «آزاد ساختن اسلام علی از اسارت آخوندیسم»، عامل دیگر این رویكرد، مبارزه قهرآمیز بود! برای فرقان، اكنون جای پرسش این بود كه چه بایدكرد؟ بر اساس آیه «فقاتلوا ائمة الكفر»، گروه فرقان تصمیم گرفت، نخست مرحوم محمد ولی قرنی و سپس مرحوم مطهری را بكشد! انتخاب مطهری برای آن بود كه «فكر به قدرت رسیدن دیكتاتوری آخوندیسم و آمادهسازی تشكیلاتی آن مدتها قبل، حتی پیش از خرداد 42 از طرف او طرح شده بود».
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۴:۳۲ بֽظֽ | Reply
مجتبی :
آقای عبدی
با سلام
خسته نباشید
سؤالی داشتم در این رابطه
آقای "محمدصادق مفتح " فرزند آیت الله مفتح که به دست گروه فرقان به شهادت رسیدند در گفت و گو با" قربانيان ترور" اعلام داشته : که طبق استاد لانه جاسوسی که شما بیش از همه از آن می باید اطلاع داشته باشید گروه فرقان بازوی مسلح سازمان مجاهدین خلق بوده , آیا این ادعا را شما تایید میکنید؟
برای اطلاع همه خبر را برای شما کپی کرده ام که تقدیم میشود
"محمد صادق مفتح" در خصوص گروه فرقان گفت: توسط اسنادي كه در لانه جاسوسي پيدا شده است معلوم شد كه گروه فرقان به طور مستقيم توسط منافقين تغذيه ميشد و چون در آن زمان سازمان منافقين در شرايطي نبود كه وارد فاز نظامي ميشود لذا فرقانيها بازوي نظامي منافقين بودند تا موانع را از سر راه سازمان منافقين بردارند.
گروه فرقان بازوي نظامي منافقين بود /
مفتح (ره) معتقد بود كه علاوه بر مبارزه با رژيم طاغوت بايستي پايههاي استحكام رژيم را متزلزل ساخت. لذا با ورود هر فكر و انديشه استعماري و طاغوتي مبارزه ميكرد و مردم را از نتايج منفي آن انديشهها آگاه ميساخت.
"محمدصادق مفتح "فرزند شهيد محمدمفتح(ره) در خصوص گرايش شديد آن شهيد بزرگواربه نسل جوان تصريح كرد: شهيد مفتح طلبههاي جوان را گرد هم آورده و كانوني به نام كانون "اسلام شناسي" را تشكيل دادهاند و حاصل مطالعات و پژوهشهاي خود را به صورت مقاله و كتاب منتشر ميكردند. زير كشور ما در آن زمان با یک موج تبليغات ماركسيستي مواجه بود و وجود گروهي كه بتواند به شبهات پاسخ گويد كاملا محسوس بود. شهيد مفتح اين خلا را درك كرده و كانون اسلامشناسي را در راستاي پاسخ به شبهات تاسيس كردهاند.
وي افزود شهيد مفتح علاقه وافري به تنوير افكار عمومي داشت. لذا با همكاري شهید بهشتي(ره) و چند تن ديگر از يارانشان يك مجتمع آموزشي در قم تاسيس كردند كه در آن علاوه بر آموزش مطالب كلاسيك دبيرستان ،موضوعات فقهي و مذهبي نيز تدريس ميشد.
فرزند شهيد مفتح افزود: يكي از مشخصههاي بسيار بارز شهيد مفتح (ره) روشنبيني است و سعي ميكرد كه با هر كسي با ادبيات خودش صحبت كند. زیرا زبان حوزه برای مردم عادی سنگین بوده و بعضا غیر قابل فهم بود.لذا شهید مفتح با هر كسي با ادبيات خودش صحبت می کرد.
وي با اشاره به مهاجرت شهيد مفتح از قم به دانشگاه تهران افزود : در پي رنسانسي كه در غرب اتفاق افتاده بود که ریشه در دوران حكومت واتيكان داشته است؛ كاتوليكها علم گريز شده بودند. يعني علماي علوم ديني خود را از علوم فيزيكي و دنيوي جدا ميدانستند و در مقابل اين افراط يك تفريطي به وجود آمده و يك علم دين گريز شكل گرفت. يعني يكي از مشخصههاي علماي قرون بعد از رنسانس دين گريزي بود. لذا در آن زمان وقتي كه آن موج روشنفكري (دين گريزي) به عنوان يك كالاي وارد اتی وارد كشور شد. شهيد مفتح به سرعت موج تبليغاتي وارداتي به كشور را درك كرده و براي حل آن چارهانديشي كرد. در ابتدا سعي کرد كه موج تبليغات منفي حوزه عليه دانشگاه و برعكس را از ميان بردارند و در راستاي ايجاد وحدت ميان جامعه حوزوي و دانشگاهي گام برداشت.
معاون وزير بازرگاني افزود:شهید مفتح(ره) معتقد بود كه علماي ديني ما همان دانشمندان علوم دنيوي و فيزيكي بوده اند و چون در دانشگاه و حوزهها تبلغاتي بر ضد يكديگر صورت گرفته بود؛شهید مفتح سعي ميكرد كه دانشگاه و حوزه علمیه را با هم همراه كند ودر این راه تلاش های بسیاری انجام دادند.البته به نتایج درخشانی نیز دست یافت.
وي با اشاره به تصميم بزرگ شهيد مفتح كه يكي از اساتيد بزرگ حوزه علميه قم به شما ميرفت براي ورود به دانشگاه افزود: اين اقدام با مخالفت و ملامت عده بسيار زيادي از دوستان شهيد مفتح (ره)رو به رو شد. زيرا دانشگاه را محل بيدينها ميدانستند و حتي عدهاي نيز تكفير ميكردند. پس ورود شهيد مفتح به دانشگاه كار آساني نبود.به حدي حوزويها از دانشگاهيان فاصله ميگرفتند كه عدهاي از آنها پس از دستدادن با دانشگاهيان دستان خود را آب ميكشيدند .از آنجایی که شهيد مفتح(ره) در آن شرايط طاقتفرسا در راستاي آشتيدادن حوزه و دانشگاه تلاش كرده است؛لذا حضرت امام (ره) روز شهادت مفتح را روز وحدت حوزه و دانشگاه نامگذاري كردند. چون در اين راه فشارهاي بسيار زيادي بر مفتح (ره) وارد شده است. ولي شهيد مفتح در مقابل همه سختيها ايستاد تا بتواند جلوي اين نقشه استعماري را بگيرد.
"محمد صادق مفتح "با اشاره به بلندنگري پدر بزرگوارش افزود: مفتح (ره) معتقد بود كه علاوه بر مبارزه با رژيم طاغوت بايستي پايههاي استحكام رژيم را متزلزل ساخت. لذا با ورود هر فكر و انديشه استعماري و طاغوتي مبارزه ميكرد و مردم را از نتايج منفي آن انديشهها آگاه ميساخت.
نايب رييس اول اتاق بازرگاني تهران خاطرنشان كرد: سلسه حوادثي كه در آن زمان رخ ميداد حكايت از آن دارد كه منافقان به دنبال شكستن كمر جمهوري اسلامي بودهاند و عليرغم همه ترورهايي كه عليه علما و شخصيتهاي جمهوري اسلامي مرتکب شده بودند؛ موفق نشدند. زيرا ستون و استوانه انقلاب حضرت امام راحل (ره) بودند و حبل متين انقلاب به شمار ميرفت. لذا با توجه به ديدگاه مثبت نسل جوان نسبت به ولايت فقيه ، منافقان نتوانستند كاري را از پيش ببرند هرچند فقدان اين عزيزان باعث خلاءهايی شده است لكن انقلاب شكوهمند جمهوري اسلامي ايران راه خودش را ادامه داد.
وي با بيان اينكه استعمار انگليس بيش از هشتصد سال در منطقه نفوذ كرده بود ؛ پيروزي انقلاب اسلامي پايههاي آن را متزلزل ساخت. لذا آنان تحليل كردند كه اين انقلاب يك انقلاب فرهنگي است كه در همه ابعاد تجلي پيدا كرده است و عليه انان است. لذا بر آن شدند براي مبارزه با اين انقلاب ريشههاي اصلي آن را - علماي مبارز- را از بين ببرند. اولين كسي كه توسط گروه فرقان شهيد شد؛ استاد مطهري (ره) بود.پس از آن شهيد مفتح (ره) را ترور كردند.
"محمد صادق مفتح" در خصوص گروه فرقان گفت: توسط اسنادي كه در لانه جاسوسي پيدا شده است معلوم شد كه گروه فرقان به طور مستقيم توسط منافقين تغذيه ميشد و چون در آن زمان سازمان منافقين در شرايطي نبود كه وارد فاز نظامي ميشود لذا فرقانيها بازوي نظامي منافقين بودند تا موانع را از سر راه سازمان منافقين بردارند.
...................................................................
عبدي:
ادعاي عجيبي است.اگر چنين چيزي درست باشد نيازي به پيدا كردن سند از سفارت آمريكا نيست اطلاعاتي هاي ايران بهتر مي توانند آن را ثابت كنند.آمريكائي ها بعيد است كه گروه فرقان را بيش از حداقلي مي شناختند چه رسد يه اين كه ارتباط آنها را با ديگران بدانند.چنين سندي را هم تا كنون نديده ام و اگر هم باشد يك اظهار نظر غير معتبر است.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۴:۴۲ بֽظֽ | Reply
آیا این ترورها توانست نارسایی ایجاد کند؟ :
در آیینه دیگران میتوان زوایای تاریک این گروه را دید ؛ مثلا آقای " ناصر سودانی " نماینده مردم اهواز در مجلس شورای اسلامی در گفتگویی در این رابطه ، با بیان اینکه شهید مطهری توسط گروه گمراه فرقان ترور شد، در خصوص انگیزه های آن فرقه ضاله از ترور بزرگمردانی چون شهید مطهری و مفتح تصریح کرد : از آنجایی که شهید مطهری بزرگترین نظریه پرداز و تئوریسین انقلاب شکوهمند اسلامی ایران بودند و به عنوان یک منبع تغذیه فکری جامعه مطرح بودند ؛ گروه فرقان ایشان را کاملا می شناختند و ایشان را به عنوان سد محکمی در برابر اندیشه های التقاطی خود می پنداشتند . لذا به زعم خود می خواستند که انقلاب را از نعمت این بزرگمردان محروم کنند. مطهری در حقیقت حلقه وصل حوزه و دانشگاه و به مثابه دو بال نیرومند پرواز و رسیدن به تعالی و شکوفایی انقلاب و آینده کشور جمهوری اسلامی ایران و فتح قله های موفقیت انقلاب بودند ،گروه فرقان گمان می کردبا حذف فیزیکی یاران امام امت (ره) نارسایی هایی را در پیکره انقلاب اسلامی ایجاد کنند ، غافل از اینکه خون این عزیزان نهال انقلاب اسلامی امت ایران را آبیاری کرده و به بار نشاند."
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۵:۱۳ بֽظֽ | Reply
روايتی از برخورد با گروه فرقان :
برگرفته از شهروند امروز:
گفتگو با محمد عطریان فر
سازمان مجاهدين انقلاب از اصليترين گروههايي بود كه در كنار نيروهاي سپاه و كميته به برخورد با گروه فرقان پرداخت و نقش عمدهاي را در بازجويي آنها بر عهده گرفت. محمد عطريانفر در آن زمان به واسطه عضويت خود در سازمان مجاهدين انقلاب و نزديكي با نيروهاي انقلابي مستقر در كميتهها و سپاه، ديدارها و گفتوگوهاي متعددي با اعضاي بازداشتشده گروه فرقان در بند 209 اوين داشته است و از همين رو به روايت مشاهدات و خاطرات خود از اعضاي اين گروه و عملكرد آنها ميپردازد. در ابتدا از او درباره پيشينه اكبر گودرزي، رهبر گروه فرقان پرسيديم و اينكه او از چه جايگاه و سابقه اجتماعياي برخوردار بود:
«اكبر گودرزي جواني طلبه بود كه برخي سرخوردگيهاي تاريخي داشت و به واسطه اين سرخوردگيها بود كه بعدها هدايت چنان اقداماتي را عهدهدار شد. گودرزي در سال 55 حدود بيست سال بيشتر نداشت و با اين حال به تفسير قرآن ميپرداخت و خودش را در مقام مفسر قرآن معرفي ميكرد و تفسيري انقلابي از قرآن ارائه ميكرد و آياتي از قرآن را انتخاب ميكرد كه به كار مبارزه بيايد. اما در آستانه انقلاب پديدهاي به نام اكبر گودرزي آنچنان مطرح نبود و او يك دوره افول يك تا يك و نيم ساله داشت. تا اينكه ماجراي ترورها آغاز شد و ترور سرلشكر قرني از اولين ترورهاي سياسي پس از انقلاب بود كه به دست گروه فرقان انجام شد. اما ترور آقاي مطهري يك هشدار سنگين بود كه نبايد از كنار اين اتفاقات به راحتي گذشت.»
از محمد عطريانفر درباره چگونگي مواجهه با گروه فرقان پرسيديم كه او گفت: «موضوع احاله شد به كميتههاي انقلاب اسلامي و كميتهها مسووليت پيگيري جريان ترورها را عهدهدار شدند. به علت غيبت نهادهاي اطلاعاتي، واحد اطلاعات كميتههاي انقلاب فعال شد و بنا به سنت نهادهاي اطلاعاتي، آنها به سمت پيدا كردن سرنخهاي لازم رفتند و افرادي دستگير شدند. با اين حال ترورها دوش به دوش بازداشتها و پيگيريها ادامه پيدا كرد. در زندان اوين بند جديدي را كه زمان شاه ساخته شده بود و الان معروف به 209 است اختصاص دادند به كساني كه دستگير ميشدند. بچههاي مجاهدين انقلاب با توجه به سوابق و آشناييشان با فضاي زندان و بازجويي در سالهاي قبل از انقلاب، توسط بخش اطلاعات كميته به كمك گرفته شدند.»
محمد عطريانفر شيوه بازجويي و كسب اطلاعات از افراد بازداشتشده را نيز چنين روايت ميكند: «قرار شد ابتدا كليه سرنخها شناسايي شود و بعد بازداشتها صورت بگيرد.»
شما مسووليت مشخصي داشتيد؟
من به هر حال عضو مجاهدين انقلاب بودم و با برخي افرادي كه در اين ماجرا كار اجرايي داشتند، دوست بودم و بنابراين در جريان اخبار بودهام. رفت و آمدهاي من به بند 209 اوين هم به واسطه همين آشناييها بود. آنچنان كه گفتم اطلاعات لازم درباره 16 خانه تيمي گروه فرقان جمعآوري شد.
و هنوز خبري از اكبر گودرزي كه رهبريت گروه را بر عهده داشت نبود؟
نه، نبود. اعترافات هم همه چيز را به صورت كامل روشن نكرده بود. بازجويي از دستگيرشدگان انجام ميشد و قرار شد بازجويي و شناساييها نهايي شود سپس برخوردها صورت بگيرد. و همين روند هم سپري شد.
از طرف بچههاي مجاهدين انقلاب، بيشتر از همه چه كسي در جريان اين پرونده حضور و همكاري داشت؟
شهيد بروجردي يك فرد محوري بود در اين ماجرا و پس از ايشان شخصي به نام «جمال» بود كه مسووليت واحد اطلاعات كميته را بر عهده داشت.
در همان عمليات شبانه، اكبر گودرزي هم بازداشت شد؟
بله، البته بچهها نميدانستند كه گودرزي در كجا مستقر است ولي اميدوار بودند كه گودرزي را هم در اين عمليات پيدا كنند. تا اينكه در حمله به يكي از خانههاي تيمي در خيابان جمالزاده مشخص شد كه مقاومت در اين خانه وحشتناك زياد است و تيراندازي و برخورد صورت گرفته است. بچهها حدس زدند كه حتما اين خانه از اهميت خاصي برخوردار است و نيروهاي كمكي به آنجا رفتند. مهم هم بود كه در اين عمليات كسي كشته نشود و همين مطالبه، سرعت عمليات را كم ميكرد. بچهها مجبور شده بودند نارنجكي را داخل خانه بياندازند. اين اقدام هم نگرانكننده بود و هم راهگشا. با انفجار دو نارنجك در آن خانه تيمي خيابان جمالزاده، تيراندازي قطع شد و يك نفر از داخل فرياد زد كه «نزنيد، نزنيد، رهبر مجروح شد». اين پيام براي بچههاي عمليات بسيار راهگشا بود. بچهها به داخل خانه ريختند و نيروها را بازداشت كردند كه در ميان آنها شخصي وجود داشت كه مجروح شده بود و گويا همان اكبر گودرزي بود.
در آن شب بنابراين عموم بچههاي فرقان بازداشت شدند؟
بله، حدود شصت تا هفتاد نفر بازداشت شدند و اين گروه به كنترل درآمد. تمام سلولهاي بند 209 اوين پر شد و بعد از آن شب، ترورها متوقف شد.
محمد عطريانفر بدين ترتيب توضيح ميدهد كه بازجويي از اعضاي گروه فرقان آغاز شد: «معمولا در روند بازجويي، پديده رودررويي يك شيوه و اصل است. در مقطعي كه بازجو تشخيص ميدهد، اين رودررويي به روند حفاظتي پرونده لطمه نميزند، براي روشن كردن برخي اختلافها و اطلاعات غلط، دو متهم را روبهرو ميكنند. جالب است كه برخي از اين بازداشتيها زير فشار بسيار زيادي كه تحمل يك ساعت آن غيرممكن است، تا حدود يك ماه مقاومت ميكردند و چيزي نميگفتند. آنها را با آقاي گودرزي روبهرو كردند. چرا كه آقاي گودرزي از همان ابتدا بدون هيچ فشاري، اطلاعات را در اختيار بچهها گذاشته بود. آقاي گودرزي به اين بچهها در يك جمله ميگفت كه حرفتان را بزنيد و با همين جمله، بچههاي فرقان تسليم ميشدند. آنها نميدانستند كه گودرزي هيچ سختي و فشاري را هم تحمل نكرده است.»
***
ماجراي ترور مرتضي مطهري و يافتن عاملين قتل او نيز ماجرايي دامنهدار است كه محمد عطريانفر چنين به روايت آن ميپردازد: «در طول بازجوييها تعدادي از بچهها نسبت به عملكرد غلط خودشان به پايان خط رسيده بودند و با بچههاي بازجو همكاري ميكردند؛ به خصوص بعد از ماجراي بازداشت و تسليم شدن آقاي گودرزي.
يكي از بچههايي كه با گروه بازجويي همكاري ميكرد و حتي اجازه پيدا كرده بود كه شبها به خانه برود، فردي به نام «نيكنام» بود كه برادرش هم بازداشت شده بود. برادر او در آستانه آزادي بود و حتي مرحوم بهشتي هم تماس گرفته و با توجه به مذهبي بودن خانواده آنها، خواستار آزادي او شده بود. اما برادر اين فرد كه با بازجوها همكاري ميكرد تاكيد داشت كه برادرش آزاد نشود و ميگفت او سرنخهاي خوبي دارد، آزادش نكنيد. فشارهاي برادر، باعث شد كه او را آزاد نكنند. با توجه به اينكه قاتل آقاي مطهري معلوم نشده بود و شخصيت اين فرد هم با ابهاماتي همراه بود، بچهها حدس زدند كه چه بسا او قاتل مطهري باشد و اين را به او گفتند. گفتند كه تو قاتل آقاي مطهري هستي تا اينكه او نهايتا بريد و اعتراف كرد.»
***
محمد عطريانفر ميگويد كه بچههاي فرقان بعد از بازجويي به محيط داخل زندان منتقل شدند و به صورت اعتقادي از مواضع افراطيشان دست كشيدند: «بازگشت و تغيير موضع آنها آنقدر قوي بود كه در ماجراي كودتاي نوژه وقتي مشخص شد كه يكي از اهداف كودتا، گرفتن زندان اوين است، از برخي از اين بچهها براي حفاظت از اوين استفاده شد.» محمد عطريانفر همچنين ميگويد كه پس از اين در فضايي در زندان اوين هر هفته يكي از مسوولان با اعضاي گروه فرقان جلسه بحث و گفت و شنود داشت.
چه كساني به اين جلسات ميآمدند؟
خود من شايد 5 يا 6 جلسه با اين بچهها داشتم. آقاي جلالالدين فارسي هم بعضي جلسات براي گفت و شنود با آنها به اوين ميرفت.
***
به روايت محمد عطريانفر،قاتل شهيد مطهري به نقطهاي از انفعال رسيده بود كه تقاضاي قصاص داشت: «من شنيدم كه آن فرد ضجه ميزده و ميخواسته است كه زودتر به قصاص عملش برسد و معتقد بوده كه اين تنها راه پاك شدن اوست. حتي من شنيدهام كه همسر آقاي مطهري تحت تاثير اين فضاها، شبي كه ميخواستند قاتل آقاي مطهري را اعدام كنند گريه ميكرده و ميگفته است كه من به سهم خودم از حقم ميگذرم و رضايت ميدهم اما مطهري فقط متعلق به من نبوده است.»
چند نفر اعدام شدند؟
از حدود صد و ده نفري كه بازداشت شده بودند بيست و پنج يا شش نفر بيشتر اعدام نشده بودند. جالب است كه بدانيد بسياري از آن افراد جذب سيستم شدند و در برخي پستها و مسووليتها مشغول به كار شدند.
آيا فرقان متصل به خارج از كشور بود؟ برخيها چنين ادعايي را همان زمان مطرح كردند.
در اسناد لانه جاسوسي سندي را آوردند كه اكبر گودرزي با بيگانگان در ارتباط بوده است ولي من چنين اعتقادي ندارم. گودرزي يك فرد خودخواه بود كه ميخواست با رفتارهاي انقلابي كمبودهاي خودش را جبران كند و خودش را نشان بدهد. بعد هم اين بچهها، بسيار اعتقادي بودند. يادم هست كه من با قاتل آقاي مفتح صحبت ميكردم و از او پرسيدم كه شما چرا اين اقدام را با اين ريسك بالا انجام داديد و در دانشگاه با تعقيب و گريز ايشان را ترور كرديد. آن فرد گفت كه پيشبيني ما هم اين بود كه نود و پنج درصد احتمال بازداشتمان وجود دارد. آنها به اقدامات خود اعتقاد داشتند. من دو بار هم با خود گودرزي در سلول گفتوگو داشتم. او آدمي متصلب و غيرقابل تغيير بود. شبهاي عمليات با بچههاي عمليات جلسه ميگذاشته و با آنها از بهشت و آخرت صحبت ميكرده است.
گفتيد كه آقاي گودرزي خيلي سريع تسليم شد و همه چيز را گفت. ولي آيا احساس پشيماني و اشتباه هم ميكرد و تواب شده بود يا نه؟
به هيچ وجه. در گفتوگوهايي كه من با او داشتم او فقط در يك زمينه عقبنشيني كرد و گفت كه آقاي مطهري را زود ترور كرديم و بايد باز هم صبر ميكرديم. ولي جالب است كه اين فرد بهرغم اين اعتقاداتش براي دفاع از بچهها حاضر به مقاومت نبود و همين عامل، نقش عمدهاي در بريدن بچههاي فرقان داشت؛ چرا كه اگر كسي به راهش عقيده داشته باشد بايد اهل مقاومت باشد. بچههاي فرقان مقاومت ميكردند ولي او همه چيز را به راحتي گفت.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۶:۰۹ بֽظֽ | Reply
فرامرز :
عجیب است !
دقت کرده ام عاملان و مسببان تمام جنگها , قبل از جنگ معتقد بوده اند که جنگ , بسیار زود تمام میشود !! .... حتی اگر یادتان باشد بوش جنگ در عراق را در ظرف دو هفته تمام شده میدانست ولی آیا امروز میداند که این جنگ چه بر سر یک منطقه آورده و خواهد آورد؟
احتمالا این آقایان نیز این چنین فکر میکرده اند.
یادم هست در زندان که بودم , بچه های مجاهدین دم پایی های خود را زیر سرشان میگذاشتند و معتقد بودند : دو روز دیگر کار تمام است !!
جنگ ایران و عراق نیز ..... که هشت سال , آنهم بدون پیروز , استخوان لای زخم , بدون هیچ قرارداد صلحی , حتی بعد از سرنگونی صدام , پایان برده شد ....
و عجیب است
دقت کرده ام که تمام مهره های کلیدی که میتوانند اطلاعات بسیار خوبی برای تنویر افکار عمومی باشند , به سرعت حذف میشوند
عجیب است !!
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۶:۱۸ بֽظֽ | Reply
مهرنوش :
متوجه نشدم , یعنی اگر این گروه فرقان , آن ترورها را انجام نداده بود , وضعیت سیاسی جامعه ما به اینجا کشیده نمیشد؟
یعنی آنها که میخواستند درب را بر همین پاشنه بچرخانند , اگر گروه فرقان نبود , یک گروه دیگر نمیتوانستند بسازنند؟
پس چرا بجای دیدن بازو به انگشت بسنده شده بقول مولوی در بیان آنکه هر نفسی فتنه ی مسجد ضرار هست :
چون پدید آمد که آن مسجد نبود
...
صاحب مسجد چو مسجد قلب بود ....
پس حقایق را که اصل اصلهاست / دان که آنجا فرقها و فصلهاست
بر محک زن کار خود ای مرد کار
تا نسازی مسجد اهل ضرار
پس در آن مسجد کنان تسخر زدی
چون نظر کردی تو خود زیشان بدی
و بنظر میرسد بسیاری از کسانی که در این سالها از مذمت این گروه گفته و بازجویی کرده اند خود در ساختن این وضع, آگاهانه یا ناآگاهانه نقش سازنده داشته اند .
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۱۰ بֽظֽ | Reply
هوشنگ :
آقای عبدی
آیا این گروه وقتی ترور میکرد , ترور را بعهده میگرفت؟
یعنی همان موقع برای شما معلوم بود که این ترور توسط اینان انجام شده است؟
در اعلامیه خود برای دلیل چه می نوشتند؟...
و بنظر شما چراهنوزهیچ گروهی مسئولیت انفجار شیراز را برعهده نگرفته است؟
مگر هر کس که بوده , قصدی در انفجار نداشته است؟
پس چرا ...؟
بنظر میرسد تنها گروه های مافیا هستند که ترور میکنند و منفجر میکنند و مسؤلیت آن را قبول نمیکنند تا در گل آلود کردن آب کماهیهای خود را بگیرند , اینطور نیست؟
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۲۱ بֽظֽ | Reply
آیا عمل غیر قانونی فقط برای ما عقوبت و جزا دارد؟ :
امروز:به نوشته روزنامههاي امروز، وزير نفت در جمع خبرنگاران مجلس اعتراف كرد در سال 86، به طور غيرقانوني حدود دو ميليارد دلار از منابع داخلي شركت نفت را صرف واردات بنزين كرده است. غلامحسين نوذري كه عصر روز يكشنبه براي پاسخ به سوال احمد توكلي و الياس نادران، به كميسيون انرژي مجلس احضار شده بود در پاسخ به سوال اين دو نماينده تهران درباره مجوز قانوني واردات دو ميليارد دلار بيش تر از قانون بودجه در سال 86، اعلام كرد كه وزارت نفت به دستور رئيسجمهوري قانون بودجه را ناديده گرفته و سال گذشته دو ميليارد دلار بيشتر از مجوز قانوني بنزين وارد كرده است.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۳۹ بֽظֽ | Reply
یک هموطن :
جناب عبدی عزیز:
بهتر است در آن ایام از نقش برادران حزب الله و دیگر احباب و دوستان مانند سازمان مجاهذین انقلاب اسلامی که دقیقا برای زاغ سیاه زدن و تعقیب نیروهای مانند سازمان مجاهدین خلق تاسیس شده بود هم بحثی به میان آید.....حضرتعالی در آن زمان در چه نهادی حضور داشتید؟ ...ابتدا یک سوزن به خود و سپس یک جوالدوز به دیگران.....
...........................................................
عبدي:
اگر در هر چيزي اشتباه كرده باشند در تعقيب و مواظب بودن سازمان اشتباه نكردند بلكه معلوم شد تاخير و كوتاهي هم صورت گرفته است و آنان خطرناكتر از آن بودند كه تصور مي شد.بنده در آن زمان در دانشگاه فعال بودم و اولين نهادي كه رفتم هيات هفت نفره بود.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۵۳ بֽظֽ | Reply
احسان :
چه حرفهاي مسخره اي. سي سال بعد از انقلاب اسلامي شماها ميخواهيد گناه اين بلبشو را به گردن فرقان و شاه و عده بينام ديگري بندازيد. آقايان اينقدر ما رو خر حساب نكنيد. تك تك شماها مسئول اين اوضاع هستيد . شماها جربزه اينكه مسئوليت كردار وگفتار خود را به عهده بگيريد نداريد حالا هي اين ور و اونور ميزنيد كي بود كي بود من نبودم.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۹:۴۶ بֽظֽ | Reply
kave :
ba khaste nabashid : aghar dar regim shah , ghruhaie melse forghan mojahedine khalgh, fadaiha, tudeiha, tarafdarane khemeni miamadan va harfeshan ra mizadand na in enghelab be vojud miamad va na in koshto koshtarha(hala mikhahid esmash ra shahdat boghozarid) aghar in regim azadie bayan be mardom midad va bahse azad mishod adate resanaha, mardom intor ghalevar majzube aghayede ghulzanande nemishodand, jenabe abdi movafagh bashid.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۰:۱۵ بֽظֽ | Reply
مقصودی :
وقتی میخواستم ازدواج کنم یکی از افراد سرد و گرم چشیده , حرفی زد که امروز تازه به اهمیت آن حرف رسیده ام!!
او گفت : دقت کن ! هر جور زندگی را شروع کنی , همانجور ادامه پیدا میکند!!
و امروز متوجه میشوم که چرا برخی همه کارهای خود را چراغ خاموش و بدون مطرح کردن در افکار عمومی انجام میدهند ؛ چون از همان اول کار با چراغ خاموش به این پست ها رسیده اند یا رسانده اند.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۰:۴۴ بֽظֽ | Reply
فرخانی :
یعنی در آن زمان هم خبری از افراد نخبه و روزنامه نگاران و مطبوعات نبود تا نور بر این گروه بتابانند؟
یعنی در آن زمان هم همه خواب بودند؟ و همه مردم شهر ...
یا همچون صوفی در بزم کباب پزان , رقص خر برفت و خر برفت مشعولشان کرده بود؟
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۰:۴۹ بֽظֽ | Reply
صادق کمالی :
با سلام
مدتی بود تنها به استفاده از مطالب شما و انتظار در مورد برخی مطالب بسنده کرده بودم .
مثلا روزهاست منتظرم تا شما , یا دوستان دیگر در مورد ابعاد جرم سیاسی توسط قوه قضاییه و مغایرت آشکارش با اصول و آزادیهای قانون اساسی چیزی ببینم و بخوانم , چرا که در بین تمام افراد پیرو خط امام در این گونه موارد, بیطرفی شما را دیده ام
ولی امروز جواب به یک کامنت گذار مرا ترغیب کرد تا بعنوان یک دواطلب مناظره ی انترنتی در مورد موضوعی که در ذیل آن کامنت آورده اید خود را - در صورتی که سانسوری در حد چارچوب قانون رسمی جمهوری اسلامی روا نمیدارید- معرفی کنم تا هم بر شما برخی مطالب روشن شود و هم بر آن دوست و هموطن کامنت گذار و هم بر خود من که جور دیگر مسایل را می بینم .
جناب عبدی
شما دیگران را از قضاوت در تاریکی برحذر میدارید و ...... انتقادها از رویه انسداد سیاسی دارید
ولی در جواب به آن هموطن که متاسفانه نتوانسته سؤال خود را با لحن درست و سالم مطرح کند , نوشته اید:
اگر در هر چيزي اشتباه كرده باشند در تعقيب و مواظب بودن سازمان اشتباه نكردند بلكه معلوم شد تاخير و كوتاهي هم صورت گرفته است و آنان خطرناكتر از آن بودند كه تصور مي شد.( پایان نقل قول)
حرف شما را می پذیرم . ولی شما بگویید آیا , در طول این سی ساله گذشته , تا بحال , یکی از اعضای این گروه به صورت عادلانه و علنی محاکمه شده است؟ که شما با این قاطعیت در موردشان نوشته اید؟
آیا بهتر نبود اجازه میدادید در یک فضای برابر و روشن ؟
به هر حال شاید شما از موضوعاتی خبر داشته باشید که من نوعی نداشته باشیم , شاید ..... آیا بهتر نیست این دانسته ها را به اطلاع ما نیز برسانید؟ تا ما نیز به میزان خطرناکی آنها بیشتر آگاه شویم؟
و آیا بنظر شما خطر اینان از خطر کسانی که در طول این سالها مسؤلیت و قدرت و ثروت را با هم در دست داشته اند بیشتر بوده است؟
..............................................................
عبدي:
من خودم هم هيچگاه اتهام عادلانه اي به من وارد نشد و هكذا محاكمه اي.بنده كه نه گروهي داشتم و نه اسلحه اي و نه اقدامي غير قانوني و ...آنان كه جاي خود دارند.آن سخن من نافي اين نكته شما نيست گرچه در جنگ هم چندان محاكمات عادي معمول نيست .در مورد خطرناكي آنان هم بحث نمودن خوب است اما ظاهرا ديگر نيازي به اين مسائل نيست.فقط كمي از مطالب جدا شدگان آنان را بخوانيم مي فهميم كه كساني كه به خود چنين مي كنند اگر در مصدر امور بودند با ديگران چه مي كردند.انتقاد و حتي دشمني و كينه از حكومت كنندگان فعلي نبايد ما را از واقعيت ديگرا غافل كند.
همچنان كه هميشه و بطور مستمر از كامنتهاي شما استفاده
مي شود حتما در آينده هم چنين خواهد بود.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۱:۳۵ بֽظֽ | Reply
امید :
نویسنده خود را در یک لوپ ( یک مدار بسته ی محتوم ) قرار داده , چرا که از طرفی می نویسد قصد آگاه کردن افراد و رهروان و پویندگان راه آینده را از طریق انتقال تجربه و مشاهدات خود دارد و از طرفی غیر مستقیم ظهور این گروه را خارج از اراده ی مردم میداند !!
جناب صارمی
مگر مردم در عملیات کور اینان نقشی داشته اند که شما فکر میکنید با آگاه کردن و شدن آنها , دیگر چنین اتفاقاتی نمی افتد؟
مگر مردم در محاکمه اینان محرم بوده اند که شما قصد دارید با انتقال تجربه جلوی وقوع اتفاقات مشابه را در آینده بگیرید؟
و مگر لباس شخصی ها را کسی میتواند در همین امروز مورد سؤال و بازخواست قرار دهد؟
فکر میکنید شأن نزول و شأن ضرورت لباس شخصی ها از کجاست؟
و در ضمن مگر با یک گل بهار میشود و مردم با یک نوشته آگاه میشوند؟
برای آگاه کردن و شدن مردم , احتیاج شبانه روزی به صدا و سیما و ... روزنامه های جسور و دلسوز و نویسنده های آگاه و هنرمندان دردکشیده و .... یک لشکر پیاده نظام جهادگر است . فکر نمیکنید با یک کاسه ماست , لب دریا , قصد درست کردن دوغ , امید عبثی باشد؟
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۱:۵۰ بֽظֽ | Reply
روزنامه کیهان نوشت: :
نيويورك تايمز با اشاره به برقراري آتش بس در شهرك صدر: آمريكا هيچكاره است , ايران عراقي ها را آشتي داد..
آقای عبدی بنظر شما چرا روزنامه آمریکایی در این مورد راست نوشته ؟ تا جایی که روزنامه ی کیهان را ذوق زده کرده است؟
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۱:۵۳ بֽظֽ | Reply
حبیب ـ ت :
با سلام به جناب صارمی و عبدی و پوزش از اینکه این کامنت بی ربط به نوشتار فوق را در اینجا میگذارم. در زیر قستی از مقاله بلند ژروزالم پست را با زیر نوشت خودم نگاشته ام .
روزنامه ژروزالم پست ـ 12 می، با انعکاس آنچه در جلسه هفتگی کابینه اسرائیل گذشته است و با نقل خلاصه گزارش امنیتی در باره تغیرات سریع لبنان مینوسد: این به نفع اسرائیل است که حزب الله، لبنان را به کنترول خود درآورد. سلطه حزب الله هر چند چالشی برای اسرائیل است ولی این فرصت را هم به اسرائیل میدهد که تمام زیر ساخت حزب الله را منهدم کند ، کاری که بواسطه وجود دولت سینوره نتوانست در دومین جنگ لبنان بکند.
ژنرال اطلاعاتی ، آموس یادلیم ضمن توضیح اینکه اسرائیل برای همه چیز باید آماده باشد گفت: « نیازی به هیستری نیست. این واقعیت که حزب الله سلاح خود را در داخل لبنان مورد استفاده قرار داد و نه در دفاع از لبنان در برابر اسرائیل ـ بهانه تاریخیش برای مسلح بودن ـ نشان میدهد که مو ضعش در معرض تهدید قرار گرفته است.
نظر من:
این اولین بار نیست که در تاریخ جنگها نیروئی چنان از برتری تاکتیکی خود سرمست میشود که جمع و تفریق توازن استراتژیک را از دست میدهد. قریب سی سال پیش ارتش ترکیه قسمت ترک نشین قبرس را اشعال کرد و تا امروز فقط خود دولت ترکیه این دولت را برسمیت شناخته است. قسمت یونانی نشین قبرس چندین سال است که به اتحادیه اروپا پیوسته و یکی از مخالفین مؤثر پذیرش ترکیه به این اتحادیه است.
سال پیش هم حماس دوچار همین اشتباه محاسبه شد و غزه را اشغال کرد و من تردید دارم که بازهای اسرائیل آرزو نمیکردند که ، حماس همه منطقه اشغالی را تضرف کند.
بنظر من در پس این پیروزیهای تاکتیکی حماس و حزب الله، موازنه واقعی استراتژیک نیروها ـ در کل منطقه ـ میرود تا در آینده ای نه چندان دور، به صورت قدرت عملیاتی (تاکتیکی) یک طرف و ریزش و استحلاک قدرت طرف دیگر چهره زمخت خود را نشان دهد. هما روندی که در عراق آغاز گشته است.
حزب الله اگر هم، همه لبنان را هم تسخیر کند و سعد حراری و جمائیل و جنبلات را هم تلویزیونی کند، این امر منجر به تمکین ملت لبنان به حزب الله نمیشود ولی به راندن بیش از پیش نیروهای ـ هم سیاسی و حکومتی، و هم اجتماعی ـ میانه روی عرب بسوی همکاری و جبهه گیری علنی با امریکا و اسرائیل ، کمک میکند. و افکار عمومی غرب را نیز برای عملیات انهدامی اسرائیل آماده میکند . همان افکار عمومیی که مانع از آن شد که اسرائیل از تمام قدرت آتش خود ، در جنگ دوم لبنان استفاده کند.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۱:۵۶ بֽظֽ | Reply
من هم تعجب کرده بودم ! :
مدير روابط عمومي دانشگاه امام صادق(ع): آيت الله مهدوي كني از سخنان اخير رئيس جمهور انتقاد نكرده است
مدير روابط عمومي دانشگاه امام صادق(ع) گفت: اين كه گفته اند آيت الله مهدوي كني در كلاس اخلاق و در جمع دانشجويان از سخنان اخير رئيس جمهور انتقاد كرده است، صحت ندارد.
سيدمصطفي ميرلوحي كه درگفتگو با خبرگزاري فارس سخن مي گفت ضمن تكذيب اظهارات نقل شده از سوي آيت الله مهدوي كني دبيركل جامعه روحانيت مبارز و رئيس دانشگاه امام صادق(ع) در انتقاد از سخنان رئيس جمهور گفت؛ اظهارات نسبت داده شده به آيت الله مهدوي كني كه توسط برخي از روزنامه ها و سايت هاي خبري منتشر شد كذب محض است.
گفتني است برخي روزنامه ها و سايت هاي خبري اقدام به انتشار خبري مبني بر انتقاد آيت الله مهدوي كني دبيركل جامعه روحانيت مبارز از سخنان محمود احمدي نژاد درباره امام زمان(عج) كرده و به نقل از وي نوشتند: آقاي احمدي نژاد نبايد چنين سخناني را بر زبان جاري كند چون ديد مردم را نسبت به امام زمان(عج) بد مي كند.
آنچه از قول اينجانب درباره سخنان رئيس جمهور نقل شده صحيح نيست
نماينده مردم تهران گفت: آنچه از قول اينجانب نسبت به سخنان آقاي احمدي نژاد در مشهد نقل شده صحيح نيست.
سيدمهدي طباطبايي در گفتگو با خبرنگار خبرگزاري فارس افزود: آنچه در مطبوعات از قول اينجانب نسبت به سخنان رياست جمهوري در مشهد نقل شده به صورت تقطيع كلمات نقل شده و مفهوم ديگري از آن استنباط شده است.وي ضمن رد مطالب نقل شده اظهار داشت: آنچه از سوي من در مورد صحبت هاي آقاي احمدي نژاد نقل شده صحيح نيست.
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۰:۳۶ قֽظֽ | Reply
به نماینده ها بگویید: :
رئيسجمهور در ديدارپرستاران:
بررسى ساعت کارى پرستاران جزء اولين لوايح نمايندگان مجلس هشتم باشد
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۰:۳۹ قֽظֽ | Reply
و لکه ننگی بر دامن ... :
دبيرکل انجمن روزنامهنگاران مسلمان:
دولتمردان عراق با امضاى توافقنامه امنيتى لکه ننگى بر دامن خود مىزنند
دبيرکل انجمن روزنامهنگاران مسلمان گفت: اگر دولتمردان عراق به هر دليلى به امضاى توافقنامه امنيتى تن دهند لکه ننگ بر دامن آنها زده خواهد شد.
به گزارش فارس، مهدى فضائلى ديروز در جمع خبرنگاران با اشاره به اينکه هماکنون مهمترين مسائل در رابطه با خاورميانه در حال وقوع است، گفت: تقريبا به طور همزمان کشورهاى عراق، لبنان و فلسطين شاهد تحولات پيچيده هستند به طورى که اين کشورها در مقطع حساسى قرار گرفتهاند.
وى با اشاره به اينکه مجموع مسائل و بحرانهايى که در منطقه شاهديم به دخالتهاى قدرتهاى فرامنطقهاى برمىگردد، اظهار داشت: اگر حضور و دستاندازى اين کشورها کوتاه شود طبيعتا مسائل منطقه راحتتر قابل حل است.
دبير کل انجمن روزنامهنگاران مسلمان با اشاره به موضوع توافقنامه امنيتى در عراق گفت: در حال حاضر مسائل ديگرى نيز درباره اين کشور مطرح است اما هيچکدام به اهميت اين توافقنامه امنيتى نيست.
وى تصريح کرد: مفاد اين توافقنامه به گونهاى است که پيامدهاى بسيار مهمى براى عراق و کشورهاى همسايه به همراه خواهد داشت و نگرانى اى که در مورد اين توافقنامه وجود دارد اين است که دولتمردان عراق با سادهانديشى کوتاه بيايند و آن را امضا کنند.
دبير کل انجمن روزنامهنگاران مسلمان اضافه کرد: قطعا اگر دولتمردان عراق به هر دليلى به امضاى اين توافقنامه امنيتى تن دهند يک لکه ننگ بر دامن آنها زده خواهد شد و مسئوليت امضاى آن عمدتا متوجه مردم عراق و منطقه مىشود و بايد در مقابل پيامدهاى آن پاسخگو باشند.
وى تاکيد کرد: اميدواريم دولتمردان عراق با تامل و دورانديشى نسبت به اين مسئله برخوردى عميق داشته باشند.
آقای عبدی بنظر شما دولتمردان عراق آنقدر اختیار دارند که بتوانند چنین امضاهایی را نکنند؟ و مگر آمریکا دلش درد میکرده که اینهمه هزینه و راه را بیاید آنجا تا مردم عراق را آزاد کند و برود ؟
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۰:۴۶ قֽظֽ | Reply
حامد :
بنظر من اینکه گفته میشود گروه فرقان تحت تاثیر افکار دکتر شریعتی بوده اند یک آدرس غلط برای ایز گم کردن است که توسط متنعمان به جامعه داده شده و میشود چون حسين مهديان از فعالان مسلمان كه پس از تعطيلي حسينيه ارشاد و پس از آزادي دكتر شريعتي، بيشتر جلسات دكتر شريعتي در خانه او برگزار ميشد، توسط فرقانيهاي مدعي پيروي از شريعتي نیز ترور شد كه البته جان سالم به دربرد بنظر من این گروه یک گروه دست ساز بود تا به بهانه آنها فضای باز شده بعد از انقلاب دوباره بسته شود و شد
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱:۰۸ قֽظֽ | Reply
خود را قرنطینه فكری نكنید، :
بد نیست نامه قاتل شهید مفتح را در این آدرس بخوانید تا مقداری به موضوع بیشتر اشراف داشته باشید:
http://www.aftab.ir/articles/politics/plitical_history/c1c1197974628p1.php
خود را قرنطینه فكری نكنید، حتما بروید و دقیقا از نقطه اول حكومت و دوم گروههای دیگر تحقیقات كنید
( جمله ای از داخل آن نامه)
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱:۱۷ قֽظֽ | Reply
:
شما نوشته اید که اینان به دلیل مذهب علیه مذهب دست به ترور زده اند , اگر این چنین است , دلیل ترور سپهبد قرنی , که در زمان انجام کودتای سال 32 رییس رکن دوم اطلاعات ارتش شاهنشاهی بود و در سال 57 عضو شورای انقلاب چه بوده است؟
حتما میدانید که سپهبد قرنی با اشاره به اقدامات خودسرانه معاون نخست وزیر دولت موقت در قبال ارتش و اقدام دولت به فرستادن نمایندگان خود به کردستان برای مذاکره بدون مشورت با ارتش در استعفا نامه ی خود به امام می نویسد: ... وزیر دفاع بدون اطلاع از پیامد گفته های خود مدت سربازی را به یک سال تقلیل می دهد که موجب خواهد شد معدود افراد باقی مانده در ارتش نیز متفرق شوند.... . سرانجام تیتر روزنامه ها در روز سه شنبه 7 فروردین 1359 نظر عموم مردم را به خود جلب کرد: سرلشگر قرنی برکنار شد. و ....
به هر حال نظر شما در مورد این ترور چیست ؟ بنظر میرسد این ترور با خط فکری اعتقادی این گروه هم خوانی ندارد.
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱:۲۸ قֽظֽ | Reply
باقری :
احساس نمیکنید که این گروه در نقش برجهای دوقلو و اشعال دو کشور عراق و افغانستان بوده است؟
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱:۵۸ قֽظֽ | Reply
:
طبق قانون ایران مفسدان اقتصادی باید به مجازاتهای سنگین برسند. جرا دادستان دولتمردانی که با عملکردهای نابجای خود باعث فقر ملت ایران شده اند تعقیب نمی کند؟
كشوري با اين همه ذخاير چرا بايد به چنين روزي بيفتد؟
دولت با کدام اجازه خارج از قوانين بودجه بدون اجازه مجلس هزينه کرده؟ کدام قانون اين حق را براي دولت قائل شده که ايشان هر موقع دل شان خواست فراقانوني عمل کنند، «تا رسانه ها متوجه شوند»؟ کدام قانون مجوز اقدامات آزمايشي را به دولت داده؟ من و من هاي مشابه تا چه زمان بايد مورد ازمايش و امتحان دولت نهم قرار بگيريم؟ اگر قرار بود نتيجه طرح سهميه بندي سوخت، واراداتي به همان اندازه پيشين و صرف هزينه بيشتر از گذشته باشد، پس براي چه اين طرح را اجرا کرديد؟ دولتي که به برنامه هاي اجرايي خودش با ميلياردها دلارهزينه پايبند نيست از کجا به وعده ها و اقدامات اش مي شود اطمينان کرد؟"
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۲:۱۵ قֽظֽ | Reply
الهیاری :
آقای عبدی گفته میشود جدیدا بسیاری از مدیران میانی وزارت ...... از این وزارتخانه کنده و جدا میشوند , امروز هم در خبرها بود که در جلسه امروز مسوولان عالی قضايی مواد ۸، ۹ و ۱۰ قانون مجازات اسلامی در بخش رسيدگی به جرائم عليه امنيت ملی بررسی و به تصويب رسيد.
به گزارش گروه دريافت خبر ايسنا، متن کامل اين مواد به شرح ذيل است:
ماده ۸ : چنانچه مأموران دولتی که مسوول امور حفاظتی و اطلاعاتی سری هستند و به آنها آموزش لازم داده شدهاست در اثر بیمبالاتی يا بیاحتياطی يا عدم رعايت نظامات مربوطه موجب افشاء يا فقدان يا از بينرفتن اطلاعات شوند يا توسط عوامل دشمن يا بيگانه تخليه اطلاعاتی شوند به جزای نقدی از ده ميليون تا پنجاه ميليون ريال و انفصال موقت از شش ماه تا دو سال از خدمات دولتی محکوم میشوند.
ماده ۹ : هريک از کارکنان دستگاههای اجرايی يا وابسته به آن که حسب وظيفه مأمور حفظ اطلاعات سری يا محرمانه بوده يا حسب وظيفه اطلاعات مزبور در اختيار او بوده و آنها را با علم و عمد و برخلاف مقررات انتشار داده يا افشاء نمايد يا خارج از حدود وظايف در اختيار ديگران قراردهد يا به هر نحو ديگران را به مفاد آنها آگاه کند، در مورد اطلاعات سری به حبس از يک تا پنج سال و انفصال دائم از خدمات دولتی و درمورد اطلاعات محرمانه به حبس از سه ماه و يک روز تا يک سال و انفصال موقت از يک تا پنج سال از خدمات دولتی محکوم خواهد شد.
ماده ۱۰ : هرکس اطلاعات طبقهبندی شده را به غير از مواردی که از جاسوس دريافت يا ازطريق جاسوسی تحصيل کرده باشد، با علم به سری يا محرمانه بودن آنها انتشار دهد يا افشا نمايد، به نحوی که به امنيت ملی آسيب وارد کند، به حبس از شش ماه تا دو سال محکوم خواهد شد.
میخواستم نظر شما را در این مورد جویا شوم؟
...............................................................
عبدي:
در مورد اول خبر ندارم.اين مواد هم امري طبيعي است هر حكومتي آنها را با كمي اختلاف دارد.البته در ايران قانون نويسي فاقد شرائط لازم است و به نحوي كشدار بوده و تعريف معيني نخواهد داشت از جمله در اين مورد هم چنين وضعي مشهود است.
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۲:۳۷ قֽظֽ | Reply
ahmad :
جناب عبدی سلام
بیائید برای همیشه یک بام ودو هوا را کنار بگداریم ..قبول کنیم که کشتار وشکنجه ودزدی وغارت از طرف هرکس وبه هر دلیل یه باشد در شان انسان متمدن امروزی نیست ..امروز بشر با لغو برده داری نشان داده است که برای زایل کردن زشتی ها منتظر احکام خداوند نمی نشیند از شعور ومعرفتی که خداوند در وی ودیعه نهاده است هم استفاده می کند...
من که ازآن طرف بام هرگز بشاه حق نداده ام که چون روزی در آذربایجان و کردستان وبویر احمدی ویا در خیابان های تهران و یا سیاه کل گروهی قیام مسلحانه کرده اند ازادی ها را محدود وشکنجه گاهها را دایروسنگ ها را بسته وسگها را آزاد کند..از این طرف بام نمی توانم گروه فرقان ومجاهدین را مسبب آن چه اکنون می گذرد بدانم..این را هم فرا افکنی می گویند.
بنده تمام کتاب های آقای مطهری را دارم وبدقت اما بدون شیفتگی خوانده ام وحتی نوار سخنرانی ایشان را هم که بنده واجداد بنده وملیون ها بر پا کنندگان جشن های نوروزی را در اولین بهار آزادی بخاطربرپا داشتن نوروز با کلمات همگون با فرهنگ خود مذمت می کند در اختیار دارم وضمن محکوم داشتن آدم کشی های فرقان واین آرزو که ای کاش ایشان زنده بود ..عرض می کنم که اگر بود هم اوضاع تفاوتی نداشت..استاد اخلاق وفلسفه که این چنین سخن نمی گوید.
............................................................
عبدي:
اگر دوست داري از آن مرحوم انتقاد كني اشكالي ندارد و خوب هم هست اما چه ارتباطي ميان اين دو مورد هست خدا مي داند .
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۴:۴۶ قֽظֽ | Reply
صمد :
هر چه به مغز فشار می آورم و فسفر می سوزانم نمی فهمم که چطور ممکن است اینان بخاطر تفاوت اعتقاد و عقیده , به آدمکشی , آنهم به این حد گسترده رو آورده باشند؟
می فهم چرا مستشاران آمریکایی را ترور میکردند, می فهمم چرا فاطمی را میخواستند ترور کنند , ترورهای فلسطینیان را میفهمم , مقاومت در عراق و افغانستان را می فهمم ولی این ترورها ترورهای شناخته شده نیست , بنظر میرسد ترورهایست با انگیزه خراب کردن فضا و زدن زیر میز و بهم زدن انقلاب فقط این کارها را انجام داده اند .
تنها و تنها هم می تواند به لحاظ انگیزه جرم شناسی این کار , کار کسانی باشد که امروز جیب هایشان پر از دلار است و گردن هایشان کلفت و لایه های شکمشان بیشمار
هر چه به مغز فشار می آورم و فسفر می سوزانم نمی فهمم مگر کشتن آقای مطهری یا مفتح , اگر بخاطر اعتقادات بود , قبل از انقلاب راحتتر نبود؟ مگر نمیشد با یک چاقو ایشان را از پای در آورد و کشت , چرا دو سه ماه بعد از انقلاب؟ آنهم در آن فضایی که احتیاج به آرام کردن و ساختن داشت؟
اگر واقعا اینان آدمکش بوده اند چرا در کارنامه اینان یک ترور هم قبل از انقلاب نبوده ؟
به هر صورت, احساس میکنم یک کاسه ای زیر نیم کاسه ی این گروه بوده , همان کاسه ای که آش ما قبلا نیز در آن بوده , تا آش همان آش باشد و کاسه همین کاسه
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۵:۲۱ قֽظֽ | Reply
:
مصوبه هيأت دولت در خصوص انحلال هيأت امناي حساب ذخيره ارزي به نظر برخي كارشناسان داراي ابهامات اقتصادي و حقوقي است. اين تصميم دولت گفته شده با هدف اصلاح ساختار و حذف مجاري موازي تصميم گيري براي تسريع در انجام وظايف انجام شده است اگر این چنین است چرا وزارت اطلاعات موازی , وزارت بازرگانی موازی , دستگاه های موازی مربوط به کنترل مردم را حذف نمیکنند تنها این مانع را برای برداشت راحتتر دلارهای بادآورده نفتی , با بهانه حذف مجاری موازی از سر راه خود بر میدارند؟
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۵:۳۴ قֽظֽ | Reply
Asghar :
جناب مهندس
سلام عرض میکنم , خسته نباشید .
معاون اروپاي وزارت امورخارجه كشورمان ديروز با احضار جفري آدامز سفير انگليس در تهران مراتب اعتراض شديد دولت جمهوري اسلامي ايران به راي دادگاه تجديدنظر انگليس در خصوص خروج نام منافقين از فهرست گروه هاي تروريستي آن كشور را اعلام كرد.
سؤال من اینست مگر دولت انگلیس این گروه را تروریست بداند یا تروریست نداند , چه عواقبی برای نظام دارد؟
مثلا حماس نیز از نظر آمریکا و انگلستان جزو گروههای تروریستی است ولی ایران بدون توجه به نظر آنان با آنها ارتباط دارد , اگر ممکن است در این مورد توضیح مختصری بدهید که چرا مقامات از این اقدام انگلستان که به هر حال دشمن ایران بوده تا این حد ناراحت هستند؟ که ناراحتی و نگرانی خود را به دشمن بروز میدهند؟
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۵:۴۶ قֽظֽ | Reply
چی بودیم ؟ چی شدیم! :
چرا جای دور؟ مگر یک با یک برابر نیست؟ این خبر را بخوانید تا مو بر اندام شما سیخ شود و کمی دور و بر خود را بهتر ببینید .
یاد آوری میکنم این اتفاقات در شهر مذهبی قم افتاده است . وای بر ما !
۲۳ اردیبهشت ماه ۱۳۸۷ ساعت : ۲۲ , ۱۹
خبرگزاري انتخاب : پنج پسر جنايتكار به اتهام ربودن، آزار و اذيت و سوزاندن دختر جوانى صبحگاه ديروز در زندان مركزى قم به دار مجازات آويخته شدند.اين حكم در حالى اجرا شد كه پنج متهم ديگر به درخواست قضات ديوانعالى كشور بار ديگر پاى ميز محاكمه مى روند.
كشف جسد سوخته
صبح ۱۴ مرداد ۸۶ مأموران پليس ۱۱۰ قم در جريان كشف جسد نيمه سوخته دخترى جوان زير پل خط آهن روستاى قم رود قرار گرفتند. بدين ترتيب بازپرس كشيك ويژه قتل و اكيپى از كارآگاهان جنايى پليس آگاهى خود را به محل جنايت رسانده و به تحقيق درباره اين جنايت پرداختند. پس از بررسى صحنه جرم و نمونه بردارى از آثار باقيمانده، جسد براى شناسايى هويت و تعيين علت اصلى مرگ به پزشكى قانونى منتقل شد.
شناسايى قربانى
در حالى كه هيچ مدرك و نشانى براى كشف هويت جسد دختر جوان وجود نداشت، كارآگاهان در رديابى هاى پليسى دريافتند ۹ روز قبل اعضاى خانواده اى با مراجعه به اداره آگاهى از ناپديد شدن مرموز دخترشان «نرگس» خبر داده اند. قرار بود دختر جوان يك هفته پس از ناپديد شدن به خانه بخت برود. بدين ترتيب پس از بررسى هاى دقيق و احضار خانواده، جسد «نرگس» شناسايى شد.
معماى قتل
كارآگاهان در نخستين گام تحقيقاتى متوجه شدند پسر جوانى در گذشته علاقه زيادى به نرگس داشته اما با مخالفت خانواده دختر براى ازدواج روبه رو شده است. بدين ترتيب با احتمال اين كه خواستگار سابق «نرگس» در ماجراى ربودن و قتل وى نقش داشته باشد، او دستگير و تحت بازجويى قرار گرفت.وى در تحقيقات پليسى گفت: «من و نرگس به دليل علاقه زياد تصميم به ازدواج داشتيم. اما خانواده او برخلاف ميل باطنى اش وى را به عقد پسرعمويش درآوردند. تا اين كه مدتى قبل «نرگس» را در خيابان ديدم. وقتى به صورتش نگاه كردم، آثار كبودى و زخم ديدم. با اين تصور كه شوهرش او را كتك زده، سر راهش قرار گرفتم و با اصرار از او خواستم تا حقيقت را بگويد. او هم گفت: چند روز قبل وقتى به عنوان مسافر سوار يك خودروى پيكان سفيد شدم پس از طى مسافت كوتاهى، سرنشينان آن با تهديد چاقو مرا به قلعه اى متروكه كشانده و به طرز وحشيانه اى مورد آزار و اذيتم قرار دادند.پسر جوان ادامه داد: وقتى اين ماجرا را شنيدم به شدت عصبانى شده و تصميم به انتقام از ۵ پسر شرور گرفتم. به همين خاطر با شماره تلفنى كه «نرگس» از يكى از آنان گرفته بود، چند روز بعد در يك قرار ملاقات صورى او را شناسايى كردم. بعد هم همراه چند نفر از دوستانم او را به خارج شهر كشانده و به شدت مورد ضرب و جرح قرار داديم.
قلعه مخروبه
بدين ترتيب پليس با شناسايى قلعه متروكه و كشف سرنخ هاى ديگر مخفيگاه عاملان جنايت را شناسايى و آنان را بازداشت كردند. دو پسر شرور كه متهمان اصلى جنايت بودند، با اعتراف به آزار و اذيت دختر جوان گفتند: وقتى «نرگس» را به عنوان مسافر سوار كرديم هيچ شناختى از او نداشتيم. بنابراين با تهديد چاقو او را به قلعه مخروبه كشانده و مورد آزار و اذيت قرار داديم. اما پس از اين كه متوجه شديم دوستمان از سوى خواستگار سابق نرگس كتك خورده است، تصميم به انتقام از آنها گرفتيم. سپس با نقشه اى از پيش طراحى شده هنگامى كه «نرگس» از اتوبوس پياده شد تا به خانه برود، براى دومين بار او را ربوده و همراه ۸ نفر از دوستانمان در قلعه مخروبه دختر جوان را مورد آزار قرار داديم. بعد هم پيكر نيمه جانش را ترك موتوسيكلت نشانده و در بيابان هاى اطراف خط آهن با چند ضربه كارد مجروحش كرديم، سپس براى آن كه جسدش قابل شناسايى نباشد، در حالى كه هنوز زنده بود، با پاشيدن بنزين او را سوزانديم.
شكايت ۶ پسر از جنايتكاران
با اعتراف اين دو متهم پليس توانست هشت تن از همدستان آنها را نيز دستگير كند. آنها نيز در تحقيقات به ۱۰ فقره
آدم ربايى، تجاوز به عنف و دو فقره زورگيرى اعتراف كردند. پليس در ادامه بررسى ها با شكايت هاى شش پسر جوان كه از سوى اعضاى اين باند در قلعه متروكه مورد آزار و اذيت قرار گرفته بودند مواجه شد. سر انجام پرونده ۱۰ پسر جنايتكار با صدور قرار مجرميت به اتهام آدم ربايى، تجاوز به عنف، سرقت و قتل براى رسيدگى به شعبه ۸ دادگاه تجديدنظر استان قم ارسال شد. نماينده دادستان نيز در برابر هيأت قضايى با شمردن ۲۳ دليل موضوع را تجاوز به عنف دانست. سرانجام ۱۰ پسر جنايتكار پس از محاكمه به اعدام محكوم شدند.
براساس اين حكم مرتضى - ۲۱ ساله - به اتهام قتل عمدى به يك بار قصاص، به اتهام تجاوز به عنف به يك بار اعدام و به اتهام آزار و اذيت چند پسر شاكى به پرتاب از بلندى محكوم شد. هادى- ۲۴ ساله - جواد - ۲۴ ساله - حسين - ۱۹ ساله ـ و مهدى - ۲۴ ساله - نيز به اتهام تجاوز به عنف به يك بار اعدام و به اتهام آزار و اذيت پسربچه ها به يك بار پرتاب از بلندى محكوم شدند و براى ۵ متهم ديگر پرونده نيز به اتهام تجاوز به عنف مجازات اعدام در نظر گرفته شد. اما پس از اعتراض آنها پرونده در اختيار قضات ديوانعالى كشور قرار گرفت. قضات دادگاه نيز پس از بررسى هاى دقيق حكم اعدام ۵ متهم را مورد تأييد قرار دادند. همچنين قرار شد به اتهام ۵ متهم ديگر در شعبه هم عرض رسيدگى شود.
به گزارش خبرنگار ما، ساعت ۶ و ۴۰ دقيقه صبح ديروز حكم اعدام ۵ پسر تبهكار با حضور جمعى از مسئولان قضايى و انتظامى و خانواده قربانى در زندان مركزى قم به اجرا درآمد. قرار است به زودى ۵ همدست ديگرشان نيز در شعبه اول دادگاه تجديدنظر استان قم محاكمه شوند.
آیا در بین مسؤلان کسی هست که در رانده شدن این جوانان به این راه خود را مسؤل بداند؟
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۶:۲۲ قֽظֽ | Reply
:
چه خوش گفت آقای كروبی خطاب به آقای احمدی نژاد :
« با این اوصافی كه شما از امام زمان (عج ) می فرمایید عدهای خواهند گفت آقایی كه هنوز نیامده مدیریتش این چنین است ! بعد كه بیاید چه خواهد شد ؟
] جناب آقای احمدی نژاد [ بهتر است مشكلات را به خشكسالی، به آمریكا و یا دولت های پیشین حواله دهید این راه منطقی تر وساده تر است»... :« اقبال عظیم مردم به ما اصلاحطلبان، تبلورش در انتخابات ریاست جمهوری آقای خاتمی بود اما بعد از ایشان آقای احمدینژاد بر سر كار آمد من این را ساده نمیبینم كه فردی با سابقه انقلابی كه دو دوره رییس مجلس است، داوطلب ریاست جمهوری است، اما كسی دیگر رای میآورد كه چندان سابقهای هم ندارد».
«نمیشود جای دیگر به ما خط بدهند، یادتان باشند كه كار تشكیلاتی آبرو و سرمایه معنوی ماست. تا كار حزبی نشود اگر پیروزی هم نصیبمان شود باز وضعیت به همین منوال خواهد بود. البته ما باید ارتباط تنگاتنگی با دیگر احزاب اصلاحطلب داشته باشیم اما قطعا به حزب خود بیش از پیش باید اهمیت دهیم».
«شاهد خواهیم بود همان قضیهای كه در انتخابات ریاست جمهوری نهم اتفاق افتاد با شرایطی دشوارتر تكرار میشود ما اكنون چیزی در اختیار نداریم باید سخت بایستیم. ممكن است بتوانیم قدرت را به دست بگیریم و ممكن است نتوانیم. من قبل از انتخابات مجلس هشتم گفته بودم كه به هر حال بعد از انتخابات، هم رویش داریم و هم ریزش. به هر حال كار ما یك كار دراز مدت است و باید یك فكر و اندیشه را جا بیندازیم، تا روزی كه جمهوری اسلامی برقرار است و صحبت از رای مردم میشود و مسوولانی هم سركار هستند كه گرچه به آنها اشكال داریم مورد قبولمان هستند، فعالیتمان را رها نمیكنیم زیرا انقلاب متعلق به همه است».
:« یك تشكیلات حزبی باید مستقل تصمیم بگیرد البته نباید اختلافی میان احزاب اصلاحطلب بیافتد دوستیهایمان به جا خواهد ماند اما توجهمان باید به حزب و تشكیلات خودمان باشیم نمیتوانیم وارد كاری شویم كه نمیدانیم آخرش چه میشود وارد انتخاباتی نمیشویم كه ندادیم قرار است چه اتفاقی در آن بیافتد حتما باید با دیگران هم تعامل داشته باشیم اما نباید كارتشكیلاتی و حزبی را هم فراموش كنیم».
«من اشكالها و ضعفها را میپذیرم، اما واقعیت این است كه با توجه به موانع و مشكلات باید به كار و تلاش دیگران اهمیت دهیم و كمك كنیم تا به نقطه خوبی برسیم. شما هم باید بیش از پیش به حزب اهمیت دهید و برای آن وقت بگذارید».
« امروز نه تنها دیگر درباره حضرت امام (ره) صحبت نمی كنند بلكه اعلام می كنند كه امام زمان (ره) مدیریت می كند ، و این در ذهن مردم ایجاد می شود كه آیا اینكه قیمت مسكن از سال گذشته تا به حال دو برابر شده است و اینكه مردم از تورم و گرانی آزار می بینند به علت مدیریت امام زمان (عج) است. خدا بیامرزد پدر آقای مصباحی مقدم را كه در این باره موضع گیری كردند و به اعتراض پرداختند ».
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۷:۲۷ قֽظֽ | Reply
:
42
با سلام
تحلیل دم دستی بود و هیچ نکته عمیقی را دنبال نکرد. در تحلیل چرایی تشکیل سازماندهی و اقذام گروه فرقان وانتخاب سوزه های ترور بازهم چیزی دستگیرمان نشد. موضوع آنقدر پنهان و غیر شفاف است که بعداز سالها هنوز نمیتوان در مورد آن به یک تحلیل درست رسید. بطور مثال من هنوز نمیدانم عقبه این گروه در بین روحانیت و حوزه های علمیه چه کسانی یا چه جریاناتی بوده اند. اگر به راستی هدف آنان اسلام بدون روحانیت بود چرا ترورها را با شهید قرنی شروع کردند!؟
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۹:۵۰ قֽظֽ | Reply
صادق کمالی :
با تشکر از حسن نظر شما نسبت به این حقیر
و با امید به اینکه با صحبتها , سؤالات و کلمات خود گره ای از دشمنی های بی مورد و جدایی های بیجا را باز بنمایم , نه خدای نکرده باعث رنجش شما و دوستان گرددم.
بحث در مورد گروههای دگر اندیش اساسا جزو بحث های پر تنش جامعه ماست ؛ چرا که سالها مستبدین اینگونه خواسته اند و باعث این جدایی ها بوده و اینرا خواسته و به تواتر دامن زده اند تا بجای ایجاد مسایل و آگاهیهای شفاف , مسایل مبهم و غرض آلود و کینه جویانه و نادرست و .... در جامعه وجود داشته باشد .
یعنی این مستبدین بوده اند که از شفاف شدن آب وحشت داشته اند و هر وقت میرفته که آب زلال شود , به بهانه های مختلف آنرا گل آلود کرده اند و واضح است در آب گل آلود هیچ چیز واقعی نیست.
جناب آقای عبدی
در دفاع از نظر خود نوشته بودید :
" گرچه در جنگ هم چندان محاكمات عادي معمول نيست ... "
نمیدانم داستان خدو انداختن دشمن بصورت حضرت علی را شما باور دارید یا نه؟ آیا عمل سمبلیک علی را در جنگ قبول دارید یا نه؟
آیا علی را بعنوان الگوی خود قبول دارید یا نه؟
و نمیدانم الگوی شما در جنگ کیست؟ ولی میدانم که تفاوت انسانها فقط و فقط در زمان جنگ مشخص میشود و در شرایط صلح و رفاه و فراوانی و .... همه انسانها مثل هم خوب و مهربان و صمیمی و دوست داشتنی هستند , مثل شیران و پلنگان سیر که حتی برخی انسانها بعنوان حیوانات خانگی در منزل نگهداری میکنند!! ولی این شیر و این پلنگ و ... این انسانها نازنین و دوست داشتنی , وقتی ماهیت داخلی و درندگی و خطرناکی خود را بروز میدهند که گرسنه شوند و یا امکانات آنها کم شود و به سختی افتند ..... نوشته اید:" در مورد خطرناكي آنان هم بحث نمودن خوب است اما ظاهرا ديگر نيازي به اين مسائل نيست.فقط كمي از مطالب جدا شدگان آنان را بخوانيم مي فهميم كه كساني كه به خود چنين مي كنند اگر در مصدر امور بودند با ديگران چه مي كردند." ( پایان نقل قول از شما )
جناب عبدی عزیز
آیا اگر من نیز در مورد مسایل حکومت استناد به مطالب آقای بنی صدر و قطب زاده ها بعنوان جدا شدگان از آن بکنم , شما حرفهای مرا قبول خواهید کرد؟ آیا نمیتواند مطالب این جدا شدگان شخصی باشد و اشتباه و غرض آلود؟ آیا نمی تواند مطالب این جدا شدگان مصلحت زمان باشد که اینان در آن قرار گرفته اند تا بتوانند برگردند به یک زندگی معمولی؟ .....
و باز خیلی مختصر و مفید نوشته اید:
"انتقاد و حتي دشمني و كينه از حكومت كنندگان فعلي نبايد ما را از واقعيت ديگران غافل كند."( پایان نقل قول) کاملا با این نظر شما موافقم و همین طور علاقه و دوستی و وابستگی به حکومت نیز , نباید مارا غافل کند از واقعیت دیگران و این جاده دو طرفه است که من سعی میکنم طرف دیگر این جاده را به شما و به دوستان نشان دهم ؛ تا خود ناکرده خود را به دلیل انسداد آن طرف در یک جاده یکطرفه نبینید که در یک پیچ خطرناک و کور , خود را بطور ناگهانی با طرف مقابل روبرو ببینید و .... تصادفی دیگر و خسارتی دیگر !
جناب آقای عبدی برای اینکه این طرف جاده را به شما نشان دهم , لازم است برای بستر سازی بحث , دو سؤال از شما داشته باشم :
1 - آیا برای ما , اقدامات و سیاستهای آمریکا دشمنانه تر بود یا عملکرد صدام؟
2 - آیا برای ایران امروز ما , آمریکا دشمن تر است یا مجاهدین خلق؟
اگر اجازه دهید در مسیر نوشته های شما , این بحث را با هم ادامه دهیم.
ممنون
...........................................................
عبدي:
اول اين كه تاكيد شما معمولا بر جنبه رواني و شخصيتي است و من با اين تحليل چندان قرابتي ندارم.دوم اين كه بنده هيچ تعلق خاطري به اين حكومت با وضع موجودش ندارم گرچه دشمني هم ندارم.و سوم اين كه در بحث تاريخي حق با شماست بايد در باره تاريخ همه حرفها را شنيد اما وضع مجاهدين در حال حاضر هم روشن است و نوعي اجماع در باره آن وجود دارد.
ضمنا بنده نمي توانم وارد بحث شوم چون يك نفرم و خوانندگان محترم هزاران نفر اگر ده درصد هم نكته اي را مطرح كنند با 48 ساعت كار در روز هم نمي توانم پاسخ دهم.من مطالب خود را مي نويسم دوستان هم در همين موارد بنويسند قرار نيست كه همه امور را حل كنيم.
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۳۵ بֽظֽ | Reply
دانشجو :
آقای عبدی, نظر شما را نسبت به یک قسمت از مصاحبه آقای احمدی نژاد با روزنامه اعتماد ملی میخواستم جویا شوم. چون ایشان در قسمتی از آن توصیه کرده اند : "اعتقادات را وارد مسایل سیاسی نکنید" و این یعنی جدایی دین از سیاست که تا به امروز جرم بوده است !! نظر شما چیست؟
به نقل از ایرنا:
... اما بحثي ديگر كه شما مطرح كرديد، صحبت من در مشهد صحبت بسيار روشني بود . اينها اعتقادات ماست.حاكميت و مديريت كلي جهان به دست خداي متعال است و به اذن خدا در اختيار ولي خداست.
رييس جمهوري افزود: من ديدم شايد روزنامه شما بود نوشته بود يا كسي ديگر ، خيلي سطحي برخورد شد با قضيه كه آقا نگوييد اگر بگوييد، برنج گران مي شود ، امام زمان زير سوال ميرود . اين چه حرفي است . خدا زير سوال ميرود . مگه ما معتقد نيستيم خدا حاكم بر جهان است چرا شر و ظلم است ؟ اين حاكي از عمل من و شماست. نفي حاكميت خدا كه نيست . من و شما خوب عمل كنيم همراه بشويم با حاكميت الهي همه چيز درست ميشود.عدهاي سوء استفاده مي كنند . دولت آمريكا لشكركشي ميكند آدمها را در عراق ميكشد و صهيونيست ها آدمها را ميكشند. اين نفي حاكميت خدا نيست.
رييس جمهوري گفت: حاكميت خدا، همهاش خير ، هدايت، نور و عشق است اما ذات بد برخي آدمها شر درست ميكند . اين را بايد تفكيك كنيد.اين حرف بسيار حرف روشن و متعالي است . شما اگر نفي كنيد حاكميت خليفه الهي را اين منجر به نفي حاكميت خدا خواهد شد.
رييس جمهوري گفت: ميخواهم يك توصيه كنم ، اعتقادات را بعضيها وارد بازي هاي سياسي نكنند .اينها اعتقادات ماست. من يك بحث علمي كردم. كساني اگر بحث علمي دارند كه اين را نفي ميكند بيايند مطرح كنند . دعوا نداريم با هم . توهين و مسخره بازي و مسخره كردن نبايد باشد . يك بحث علمي است .
كسي مطرح كرده در جامعه و بسيار هم بنيادي است و متكي به ايات الهي و احاديث و يك منطق بسيار روشن است و منطبق بر منطق عقلي است .
وي تصريح كرد: اگر كسي منطق ديگري دارد، نفي ميكند بيايد به صراحت مطرح كند. ما در دولت تمام وقت مشغول ضرب و تقسيم و حساب و كتاب و بحث كارشناسي و مذاكرات و پيگيري علمي كارها هستيم اما اينكه منكر شويم امدادهاي الهي و امام عصر را نسبت به جامعه بشري و ملت مان و امامت امام را انكار كنيم ، چيز خيلي بدي است.
احمدي نژاد گفت: انذار ميدهم بعضي آقايان را . متاسفانه يا متوجه نشدند يا اطلاعات غلط گرفتند. بيمحابا وارد شدند ، حرفي زدند كه خيلي حرف بدي بود. حتي اظهار نظر كردند راجع به ظهور امام زمان (عج) كه به نظر ما چند صد سال ديگر هم محقق نميشود. خيلي حرف زشتي است . شما چه كاره ايد كه پيش بيني ميكنيد.
رييس جمهوري گفت: دعوت به امام زمان دعوت به عدالت است . هر كس ميگويد مردم امام زمان ، ميگويد مردم بياييد خوبي ، عدالت ، برادري ، پاكي، خدمتگزاري و فداكاري و هر كس به خدا دعوت ميكند در واقع دارد به اينها دعوت ميكند .
احمدي نژاد افزود: ما ميگوييم مردم حركت كنيد به سمت حكومت عدالت.حكومت عدالت مال امام است. بياييد براي عدالت، پاكي، دوستي و عشق. اين حرف ها كجايش اشكال دارد . اگر حرف مترقي تري از اين داريد ارايه كنيد. پنبه اومانيسم و غيره زده شد . ته آن كشتار بچههاي فلسطيني ، عراقي و لبناني و غارت ثروت ملتها درآمد.
وي اضافه كرد: حرفي كه ما ميزنيم حرف همه پيامبران الهي و صالحان عالم است .من تعجب ميكنم اگر خودتان را رقيب دولت ميدانيد بياييد كارهاي دولت را نقد كنيد چرا در اصول خودت
را خراب ميكني.
** احمدي نژاد خطاب به انگليس: فرصت است كه جبران كنيد
احمدي نژاد در پاسخ به سوال خبرنگار روزنامه ابتكار در خصوص تعطيلي سفارت انگلستان گفت: اين حرف دل ملت ايران است . سابقه آنها در ذهن ملت ايران اينها است .سال گذشته به ما پيغام دادند ميخواهند اين سابقه را از ذهن ملت ايران پاك كنند . به هرجا كه برويد نيز اين سابقه در ذهن ملتها وجود دارد .خبرنگار محترم خواست احساس ملت ايران را نسبت به اين كشور بيان كند فرصت است كه اين مسايل را جبران كنيد .
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۴۸ بֽظֽ | Reply
ahmad :
جناب عبدی سلام
خیر بنده قصد انتقاد از مرحوم مطهری رانداشتم وان چه که نوشتم در پاسخ نوشته آقای صارمی بود وکه مرقوم کرده اند:آیا میدانید این چند نفر چگونه با ترورهای خودشان سرنوشت یک ملت ویک انقلاب مردمی را برای سال ها تعیین کردند ..وچند آیای دیگر....
بنده می خواستم بگویم ترورهای زشتی بود اما گمان ندارم تفاوتی در آینده وروند انقلاب داشت ..
۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۲۵ قֽظֽ | Reply
یک هموطن :
جناب عبدی عزیز:
حداقل گوشه ای از مطالب ارسالی را منتشر فرمایید....چرا سانسور؟...به هر حال من قصد خیری از این مراوده دارم و همچنان شما را منصف تر از بقیه میدانم....در مورد سازمان مجاهدین خلق بحث بسیار مفصلتر از آنست که با یک کامنت بتوان جمع بندی کرد و فقط همین را بدانیم که جانب انصاف را نگه داریم...در این راه جانهای بسیار عزیزی فدا شد و شد آنچه که نباید و گشت آنچه که نشاید و تنها روسیاهی آن بر ارتجاع ماند. بهترین خیر را آرزومندم.
..................................................................
عبدي:
من كه با شما آشنائي ندارم اما اجازه دهيد نقدي بر سياست كامنت گذاري شما داشته باشم.اميدوارم ناراحت نشويد اما اين خصلتي است كه ديگران قبلا به نحو ديگري بروز مي دادند و نتيجه را ديديم.
دوست عزيز !اينجا تنها جاي دنيا نيست كه به مطالب آن مراجعه مي شود. اگر شما لينكي براي بنده مي فرستيد حتما ديگران هم به آن دسترسي دارند.اما اگر اين تارنما را صرفا به عنوان ابزاري براي بيان موضوع مورد علاقه خود بدانيم بدون اين كه توجه كنيم چارچوبي مشخص(درست يا غلط)بر آن حاكم است طبعا خيلي خودخواهانه خواهد بود كه اصرار به انتشار هر چيز كه دلمان مي خواهد(ولو مهم)از جانب ديگران داشته باشيم و اگر منتشر نكردند حتما هم چماق سانسور را بلند كنيم.اين رفتار را جز خودخواهي چه مي توان ناميد؟الا يك وقت دوستان لطف مي كنند و مطلبي را براي خود من مي فرستند بحث ديگري است اما درخواست انتشار مطالب مورد علاقه ديگران ولو مهم باشد در هر جا امكانپذير نيست و ناشي از ايده اي مشكلزاست.در باره سازمان هم بله در يك خط و يك جمله نمي توان مصائب بوجود آمده از جانب آنان را گفت ولي فعلا قصد بحث در باره آنان را ندارم چون فعلا نيازي به بحث در اين باره نيست.
۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۱:۰۳ قֽظֽ | Reply
سؤال از احسان :
احسان نوشته:
چه حرفهاي مسخره اي. سي سال بعد از انقلاب اسلامي شماها ميخواهيد گناه اين بلبشو را به گردن فرقان و شاه و عده بينام ديگري بندازيد. آقايان اينقدر ما رو خر حساب نكنيد. تك تك شماها مسئول اين اوضاع هستيد . شماها جربزه اينكه مسئوليت كردار وگفتار خود را به عهده بگيريد نداريد حالا هي اين ور و اونور ميزنيد كي بود كي بود من نبودم.
میخواستم از این دوست عزیز بپرسم چرا بنظر شما , شاه و فرقان در این بلبشو تقصیری نداشته اند؟
بنظر شما , اگر شاه فضا را نبسته بود , آیا این گروه و گروههای مشابه میتوانستند در یک محیط تاریک , خود برای خود ببرند و خود برای خود بدوزد؟ و حکم صادر کنند و ....؟
آیا اگر گروه فرقان , در آن مقطع حساس و سرنوشت ساز , این ترورها را نمیکرد, اب را گل آلود نمیکرد - آیا من و امثال من که همه تقصیرات در این کامنت ظاهرا متوجه من است - میتوانستیم آن زندانهای منفور شده را دوباره پر بسازیم؟ و اجازه موزه شدن را به آنها ندهیم؟
آیا تک تک ماها - که از نظر شما , مسؤل این بلبشو هستیم- شریک جرم و جاده صاف کن برای اقدامات خود نداشته ایم؟
آنان چقدر مسؤل این بلبشو هستند؟
و در آخر
وقتی من و تک تکی که شما تصور کرده و همچون گروه فرقان در تاریکی و انسداد متهم کرده و احتمالا حکم قتلمان را نیز صادر کرده اید - در آن زمان که در حال ایجاد و تهیه ی این بلبشو بودیم , شما چه می کردید؟ و کجا بودید؟ آیا اگر اقدامی انجام داده اید , اقدام شما , اقدام موثری بوده , آیا ختم به نتیجه شده؟ یا امروز متوجه شده اید که اشتباه بوده و به شکست منجر شده , آیا آن شکست شما نیز مقصرش من و آن تک تک هستیم , یا شما نیز به دلیل ارزیابی غلط , مقصرید؟ آیا دلیلی غیر از من و تک تک ناشناخته , این شکست شما داشته ؟ چه دلیلی؟
با احترام , منتظر جواب
مسعود صارمی
۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۹:۴۶ بֽظֽ | Reply
مسعود صارمی :
دوست عزیزی که نامی بر خود ننهاده بودند , پرسیده اند:
شما نوشته اید که اینان به دلیل مذهب علیه مذهب دست به ترور زده اند , اگر این چنین است , دلیل ترور سپهبد قرنی , که در زمان انجام کودتای سال 32 رییس رکن دوم اطلاعات ارتش شاهنشاهی بود و در سال 57 عضو شورای انقلاب چه بوده است؟
جواب : دوست عزیز , کجا من چنین حرفی زده ام؟ نوشته ام و در بالا نیز بعنوان سند موجود است:
" سعی میکنم در اینجا بصورتی که گربه شاخی نزند , بدون ورود به بحثهای حساس و پر تنش و پر خطر ایدؤلوژیک مذهب علیه مذهب این گروهها, نگاهی ساده و ناظر گونه به مواضع سیاسی و عملکرد و نتایج حاصله آنها داشته باشم ..."
همین !
اما به هر حال محمل این ترورها متاسفانه مواضع مذهبی بوده , ولی بنظر من این فقط محمل بوده و انجام ترورها و انتخاب افراد از منشا دیگری نشات میگرفته که همان گل آلود کردن آبی بوده که میرفت صاف و زلال شود بصورتی که حقیقت را بتوان در آن دید.
و اما دو ست دیگرمان ; Ahmad که فکر میکنم یک جواب دیگر نیز از من طلبکار باشند , در این پست نوشته اند: "عرض می کنم که اگر بود هم( منظور آقای مطهری) اوضاع تفاوتی نداشت..استاد اخلاق وفلسفه که این چنین سخن نمی گوید.( پ - ن )
البته کامل نظر این دوست در بالا موجود است , فقط در جواب لازم است ذکر کنم بودن یا نبودن ایشان منظور نبوده , جوی که به دلیل این ترور ساخته شد منظور اینجانب بوده است یعنی اگر ایشان ترور نمیشدند , آن جو نیز نمی توانست با این سرعت و شدت ساخته شود .
در صمن فکر میکنم بودن ایشان بهتر از نبودنشان می بود چون بهر حال همه نسبت به اعتقادات ایشان شناخت داشتند ولی در مورد آقای جنتی یا آقای احمدرضا خاتمی سالها طول کشید و بها داده شد تا همه شناخت پیدا کنند . اینطور نیست؟
به هر حال ایشان در کامنت مجدد دیگری , در دفاع از نظر خود نوشته اند:
"وان چه که نوشتم در پاسخ نوشته آقای صارمی بود که مرقوم کرده اند:آیا میدانید این چند نفر چگونه با ترورهای خودشان سرنوشت یک ملت ویک انقلاب مردمی را برای سال ها تعیین کردند ..وچند آیای دیگر....
"بنده می خواستم بگویم ترورهای زشتی بود , اما گمان ندارم تفاوتی در آینده وروند انقلاب داشت .." ( پایان نقل قول)
جناب احمد
اجازه دهید من نیز اگر اشتباه فکر میکنم در این سایت مجازی مربوط به آینده , توسط شما روشن شوم .
اولا , چرا ترورهای زشتی بود؟ زشتی آن کجاست و این زشتی چه عواقبی در سرنوشت ما داشت؟
و دوما , چرا گمان دارید اگر اتفاق نمی افتاد , تفاوتی در آینده , وروند انقلاب نداشت ؟
با سپاس پیشاپیش از جواب روشنگرانه ی جنابعالی
از بقیه دوستان نیز که به انحا مختلف در بحث مشارکت نموده و با مطالبشان به فهم مساله کمک نموده بودند , صمیمانه تشکر میکنم.
۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۰:۴۷ بֽظֽ | Reply
A :
سلام
نمي خواهم و فايده هم نداره از گذشته صحبت کردن،چون به اندازة کافي عملکرد نا صواب و پروندة سياه و تاريک داشتيد که مجالي براي صحبت باقي نمي ماند.
فقط لطف کنيد بفرماييد چه بايد کرد که اساساً از شر وضع موجود راحت شد؟
ما نمي خواهيم به بهشت برويم و اين ايثار را مي کنيم براي تمام زحماتي براي ما کشيده ايد(زمان اشغال سفارت آمريکا،زمان معاونت دادستاني،مشاغل حکومتي ديگر و....) بهشت را با تمام مخلفاتش براي شما
مي گذاريم.
اين سوال من کاملاً جدي هستش.
آقاي عبدي،چه بايد کرد؟؟
..................................................................
عبدي:
فارغ از موارد لطف شما عرض مي كنم كه اولين كار مشاركت داشتن در هر سطحي از فعاليت اجتماعي و سياسي است.وقتي كه در امور مختلف مشاركت كنيم از يك سو با ديگران كم كم هم عقيده مي شويم و از سوي ديگر با واقعيتها آشنا مي شويم و با ديگران به اهداف مشتركي مي رسيم و آمادگي عمل پيدا مي كنيم و بالاخره راه برون رفت از مشكلات را با هدف و درك مشترك پيدا مي كنيم
۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۱:۱۳ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/848