آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نگاه میهمان
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷
حرفهاي خوب اما بي فايدهء من به مناسبت روز كارگر(آقاي محمد حسين)
1-
وزارت رفاه و تامين اجتماعي محصول دولت اقاي خاتمي بود اين وزارتخانه در كشوري كه دولت منوپل اقتصاد و بزرگترين كارفرماست قرار است از حقوق كارگران دفاع نمايد.براي انها بازنشستگي و از كارافتادگي و درمان و خدمات به خانواده ها را مهيا نمايد.اما دولت دوم اقاي خاتمي دولتي مقهور بود كه بسياري چيزها در ان بزك و بدل نمونهء اصلي بود. از جمله تامين اجتماعي!( نه انكه الان نيست ) چه اينكه در همان دولت و هم الان بزرگترين بدهكار به تامين اجتماعي خود دولت بود و در حالي كه دولت بدهيهايش به نهادهائي مثل استان قدس رضوي را مي پرداخت بر ميزان بدهي اش به تامين اجتماعي مي افزود. و در حالي كه اينهمه دلارهاي نفتي را به اين و ان خيرات مي كرد و مي كند اما همچنان در برابر تامين اجتماعي بزرگترين بدهكار است چون بزرگترين كارفرمائيست كه قانون كار را رعايت نمي كند .
2-
كافيست گذارتان به معروفترين بيمارستان تامين اجتماعي كشور( بيمارستان ميلاد ) افتاده باشد تا ببينيد دولت كه در نقش تامين اجتماعي ايفاي وظيفه مي كند تا چه حد تكريم كارگران را رعايت كرده است و كارگر در برابر اين نهادها چگونه هم از دوغ جمعه مانده و هم از شير شنبه!
به طور كلي و غالبآ در خدمات اندكي كه جامعهء كارگري دريافت مي كند نه تنها شان و كرامت انان رعايت نمي شود كه به انها به ديدهء انسانهاي بدبخت و محروم شبيه به گدا نگاه مي شود و اين براي جامعه اي كه شعارهاي دهان پركني مبني بر فتح قله هاي فن اوري و نو اوري و شكوفائي سر مي دهد جز اشمئزاز و تنفر نتيجه اي عايد نمي كند! گوئي ان اهداف بلند پروازانه با ولوم گوشخراش بلندگوها و فريادهاي شبيه به جيغ كشيدن سياستمداران دولت كارگري و تبليغات سرريز شده كانالهاي تلويزيوني و غيره و غيره به دست مي ايد.
3-
اما چرا سازمان تامين اجتماعي توسط دولت اداره مي شود مگر نه انست كه اين سازمان با حق بيمهء ماهيانهء كارگران اداره مي شود و سرمايه اش از ان منشاء مي گيرد پس دولت اين وسط چه كاره است؟چرا سهام داران اين سازمان كه كارگران مي باشند هيچ حقي در تعيين رؤساي ان و اداره اش ندارند؟چرا انها نمي توانند از طريق اين سازمان يا از طريق سنديكاهاي خود براي تعيين دستمزد با منوپل اقتصاد كشور يعني دولت مذاكره كنند؟ ايا شما شنيده ايد كه در جلسه ء هيئت وزيران كه قرار است سقف حداقل دستمزدهاي سالانه تعيين شود حتي مترسكي به نمايندگي از كارگران حضور داشته باشد؟مثلآ خانهء كارگر در انجا حضور داشته باشد! ايا دولت به اعتبار انكه وكيل ملت است مي تواند وكيل يك طبقهء خاص و يا يك گروه توليدي خاص باشد؟ پس اگر چنين است چرا پزشكان حق تعيين تعرفه دارند ؟ چرا اتاق بازرگاني حق تعيين مذاكرهء جدي با دولت بر سر تعرفه و ماليات را دارد ؟ چرا انجمن مديران صنايع حق همراهي با دولت در سفرهاي خارجي براي انجام مذاكرات تجاري را دارند ؟ چرا اتحاديه هاي گوناگون اصناف حق تعيين دستمزد را با هماهنگي وزارت بازرگاني دارند اما كارگران حق تعيين حداقل دستمزد خود را ندارند؟
4-
دولت اصلاحات مثل دولتهاي قبل و بعد از خود تفاوتش در اين زمينه تنها در حد برخي شعارها و دست بردن اندك در برخي ساختارها بود ! همانگونه كه اقاي خاتمي سند چشم انداز بيست ساله را به رفراندم نگذاشت و جامعه را با ان سند به شكل جدي و كارامد درگير نساخت بزرگترين وزارتخانهء پردرامد را هم به دست صاحبان اصلي ان يعني طبقهء كارگر نداد دولت خاتمي هم يك دولت بود مشابه انهائي كه پيشتر و بعدتر از او بودند و امدند با اندكي تفاوت.
5-
در سازمان تامين اجتماعي يك شركت سرمايه گذاري وجود دارد به نام شستا كه ظاهرآ بزرگترين شركت سرمايه گذاري كشور است و به گمانم سرمايهء ان بيش از بيست ميليارد دلار باشد با اين وجود ميزان درامد ساليانهء اين شركت نسبت بسيار كوچكي از همين ميزان سرمايه در يك كشور اروپائيست كه بخش عمده اي از ان به دليل مديريت دولتي انست .
اين تازه پوليست كه در اين سازمان موجود است و بدون لحاظ بدهي دولت كه اگر سهامداران حقيقي ان (يعني كارگران)بخواهند مطالباتشان را از دولت بگيرند و مهمتر از ان ،اين سازمان نقش هويت بخش و هدايت گر انان باشد واويلاست.
6-
دولت نمي خواهد دست كارگر را ببوسد و ريا كند كه به رسول اكرم تاسي كرده است! دولت نمي خواهد شعار هاي پر طمطراق را بر سر در وزارتخانه ها و سازمانهايش بزند كه كارگران تاج سر مايند و كذا و كذا ! لطفآ پول اينها را به خودشان بازپس دهيد!
اي دولت مكتبي كه در انتظار ظهور امام زمان هستيد و عدالت را ترويج مي كنيد و مي خواهيد احكام شرع را مو به مو اجرا كنيد
اين پول غصب است چون كارگران راضي نيستند ( اگر باور نداريد از انها بپرسيد) و اين مال غصب با هيچ كلاه شرعي حلال نمي شود ، مي خواهيد از هر مرجع تقليدي كه قبول داريد بپرسيد!(حتي از اقاي مصباح)
خانهء كارگر نياز نيست به جامعهء كارگري بن رايگان بپردازد اگر راست مي گويد با نفوذي كه در دولت دارد پول انها را پس بگيرد و به خودشان بدهد، سازمان انها را بگيرد و به خودشان بدهد تا انرا اداره كنند! احترام به شعورو شخصيت و هويت كارگران يعني اين!

مدعی :
باسلام و تشکر از درج مقاله تان باید بگویم که جانا سخن از زبان ما می گوئی، در مملکتی دولت بدینگونه حق مسلم کارگران و بیمه گذاران تامین اجتماعی را غصب کرده چه جای سخن از غاصبین جهاني است، که می دانیم لااقل آنان حقوق مردم و ملت خودشان را غصب نمی کنندو از کیسه ملت خودشان خرج نمی کنند و اگر ظلمی روا می دارند به دیگر مردمان است نه ملت خودشان.
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۰:۵۹ بֽظֽ | Reply
احمد :
محمد حسین جان, جان کلام ودرد دل وفریاد فرو خورده هزاران زحمتکشی را فریاد میکنی که فریادشان به جائی نمیرسد ایکاش این کامنت زبان بسته تو به گوشهای بسته غاصبان وغافلان برسد.
مارا سرنوشت فعالین اتحادیه اتوبوسرانی بس که دم از حقوق کارگری نزنیم.
هنوز تاریخ اندشه های چپ وچریکهای قدرت طلب گریبان کارگران را رها نمیکند .
هنوز مهر آشوبگر,اخلالگر و توده ای از پیشانی وارثان فعالیتهای کارگری پاک نشده.
اما ای دولتیان:
حذر از اشک وآه این کوخ نشینان که کاختان را بر نیافکند .
اما ای کارگران:
"چه نیروی شگفت انگیزی است
دست هائی که به هم پیوسته است
به یقین هر که به هرجای درآید از پای
دستهایش بسته است"
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱:۴۴ بֽظֽ | Reply
حبیب ـت :
با سلام!
کامنت بسیار خوبی بود و آگاهی ده !
ولی جناب محمد حسین! حتمآ ضرب المثل گربه مرتضی علی را شنیده ائی. این گربه را از هرطرف پرت کنی با دست و پا به زمین می آید.
دوست عزیز ! اگر ماهی ازونبرون را میتوان پس از حد اقل قرنی حلال اعلام کرد چند میلیارد دلار رقم ناچیز را هم با یک شامورتی بازی میتوان حلال کرد . مسئله ائی نیست راهش پیدامیشود. از شیر مادر حلال تر.
اون قدیما که دختر بچه های خرد سال را شوهر میدادند ، با نطر یک دکتر علفی میشد سن دختر را چند سالی مثل فیتیله چراغ نفتی بالا و پائین کشید و غال قضیه را کند.
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۲:۱۳ بֽظֽ | Reply
نادر :
شما از منظر کارگر مسئله را مطرح کردید و من میخواهم از منظر کارفرما ( کارآفرین) مسئله ای را مطرح کنم .
همانطور که میدانید کارفرمایان باید علاوه بر تامین حقوق کارمندان هزینه های تامین اجتماعی را ( سهم کارگر + سهم کارفرما) را حداکثر ظرف یک ماه به آقایان پرداخت نمایند در غیر اینصورت باید جریمه هم بپردازند و تازه باید رفتار بسیار توهین آمیز کارمندان دفاتر تامین اجتماعی را هم در موقع پرداخت تحمل کنند .
اگر سازمان تامین اجتماعی بدرست مدیریت میشد و خدمات مناسب و حق قانونی کارگران را انجام میداد بدلیل ایجاد روحیه (داشتن تامین) در میان کارگران - در بالاتر رفتن راندمان کاری آنها موثر نیز می افتاد که این خود میتوانست باعث بالاتر رفتن بازدهی کارفرماها ( سلول های اقتصادی) و در آمد کشور گردد.
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۶:۰۰ بֽظֽ | Reply
هدایت اشتری :
جناب عبدی عزیز این مطلب از کیهان اول ماه مه یعنی روزجهانی کارگر تقدیم میشود که ربطی به مطلب جناب محمدحسین ندارد اما دیدم در این عید جهانی کارگر که همه کارگران به شادی وپایکوبی مشغول هستند شادی متخصصین آمریکایی در مورد علوم پیشرفته که در نیروگاه نطنز از سوی ایران بکار گرفته شده را هم به شادی و جشن وسرور کارگران ایرانی هم اضافه کنیم. امیدوارم از اینکه این شادی باشادی فراگیر در چهار گوشه ایران مایه حسرت بدخواهان نشود. راستی داشت یادم میرفت که این عید خود جسته را به همه خود شیفتگان قدرت هم تبریک بگم. مع السلام
در پي انتشار عكس هايي از نيروگاه نطنز متخصصان آمريكايي دستاوردهاي هسته اي ايران را ستودند
متخصصان آمريكايي در گفت و گو با روزنامه آمريكايي نيويورك تايمز، دستاوردهاي فني ايران در طراحي و توليد سانتريفيوژهاي پيشرفته در نطنز را ستودند.
نيويورك تايمز در شماره روز گذشته خود انتشار عكس هايي از درون تأسيسات نطنز در جريان سفر اخير رئيس جمهور به اين تأسيسات را سوژه يك گزارش خبري قرار داد و پس از جويا شدن نظر كارشناسان مختلف درباره آن نتيجه گرفت دستاوردهاي فني ايران ستايش برانگيز است.
جفري جي لوئيس، يك متخصص كنترل تسليحات از بنياد آمريكاي نوين كه يك گروه تحقيقات خيريه در واشنگتن است به اين روزنامه گفت: «آنها تحسين برانگيزند. ما در حال فهميدن برخي چيزها هستيم».
هوستون جي وودهم، يك كارشناس دستگاه هاي سانتريفيوژ از دانشگاه ويرجينيا، هم در گفت و گويي بيان داشت: «من هيچ چيزي نمي بينم كه نشان دهد آنها براي تبليغات اين كار را كرده اند. به نظر مي رسد آنها بر روي ماشين هاي پيشرفته اي كار مي كنند».
نيويورك تايمز نوشت: كارشناسان غربي مي گويند نمونه به تصوير كشيده شده از دستگاه «آي.آر-دو» به طول سه فوت، معادل يك دوم طول دستگاه «پي-يك» است. با اين حال، سرعت چرخش آن دو برابر بيشتر است.
ديويد آلبرايت رئيس مؤسسه علوم و امنيت ملي كه يك گروه خصوصي رديابي تكثير هسته اي در واشنگتن است، مي گويد: «اين رقم بالايي است. اين مي تواند غني سازي را تا چهار برابر برساند».
به نوشته اين روزنامه مركز كنترل تسليحاتي وونك كه تحت رياست دكتر لوئيس به فعاليت مشغول است، دست به برگزاري مجموعه مباحثاتي در مورد اين عكس(ها) زد. اغلب نظرها بر روي قطعات دستگاه متمركز بودند.
جفري اي فردن، يك كارشناس از «ام. آي.تي» به ميزي كه دستگاه روي آن باز شده و پرچم ايران به روي آن اشاره كرده است.
نيويورك تايمز از قول او نوشته است: «توليد بومي اجزاي پيچيده اين دستگاه، چيزي است كه بايد به آن باليد. نشان دادن پرچم ايران هم راه مناسبي براي جار زدن تصويري اين احساس است».
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۲۷ بֽظֽ | Reply
مجید :
آگر قرار است صرفه جویی شود پس اینهمه هزینه چرا صرف تشریفات استقبال از مسولین میشود. نمیشود این هزینه ها به تاسی از مولا علی بزرگمرد تاریخ صرف مشکلات محرومین شود.
در استقبال از مقام معظم رهبری در شیراز میلیونها تومان صرف چاپ بنر گردید در هر میدان بیش از 4-5 عدد صرف نظر از خیابانها.امید است از این به بعد به توصیه مقام رهبری در خصوص صرفه جویی عمل شود.
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۲۹ بֽظֽ | Reply
رهی رضوان :
سلام
آقای عبدی با اجازه سایت شما را لینک کردم
وما سالها قبل در سمینار توسعه فرهنگی تهران 74 با هم آشنا بو دیم
دوستدار شما رهی
.......................................................
عبدي:
ممنون.
۱۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۴۴ بֽظֽ | Reply
لطفا آخرین بیانات رییس دولت را مطالعه فرمایید :
برای دوستانی که میخواهند با اندیشه های شگرف کسی آشنا شوند که در 3 سال گذشته منشا بنیادی ترین تغییرات از زمان مادها تا کنون در ایران بوده است مطالعه لینک زیر بسیار سودمند است
http://tabnak.ir/pages/?cid=9975
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۲:۱۰ قֽظֽ | Reply
امير :
ترسم که در روز حشر عنان بر عنان روند تسبیح شیخ و خرقه رند شراب خوار
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۶:۳۸ قֽظֽ | Reply
حبیب-ف :
بااجازه آقای عبدی
وبه مناسبت روز کارگر
درسوئدضرب المثلی است بدین مضمون.
ّبه تاریکی دشنام نده چراغی بیفروز. صمد گفت: هرنوری هرچه قدر هم کوچک باشد بلاخره نوری است درتاریکی.
خوب حتمآ می پرسید که این حرفها چه ربطی به مقالعه آقای محمدحسین دارد.؟
"اندکی تفاوت"آقای خاتمی با پیشتر و بعدی ها درکجا بود.سیدی عبا به دوش وعمامه به سرمی توان ادعاکرد با روحیه ای قمی نه کوبایی ویا برلینی در راس کارهایی قرار گرفت خواهان جامعه ای بود مقداری ملایمتروبا ملاحظه تر نسبت به پیشترش. عوض اینکه بگویم خوب بود میتوانست بهتر هم بشود. بجای تجدید ارزیابی ازتصورات کاذب و خیالی خودمان سید را آینه می کنیم. فکر می کنم باید قدردان بودو باید این شخصیت ها را تشویق کرد.
باید ّبه آقای محمدحسین روز اول ماه مه را تبریک گفت واز ایشان ازمطرح کردن حقوق پایمال شده کارگران تشکرکرد.درآخر بااجازه به اقای بابک که از آقای خاتمی شدیدأ انتقاد کرده بود تذکر بدهم که غیرازکارهای مفید فرهنگی وحقوقی "ضربه ای" به آن محترمان بود که دوباره و برای صدمین بار دچار توقعات بیجانشوند.
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۱:۵۲ قֽظֽ | Reply
به نقل از دويچه وله :
خانه کارگر مراسمی را در روز چهارشنبه از ساعت ۳ تا ۵ بعدازظهر در منطقه پونک در “ورزشگاه خیریه عمل“ برگزار کرد. هر سال خانه کارگر به مناسبت روز جهانی کارگر مراسمی را در خیابان طالقانی، استادیوم شهید شیرودی، برگزار میکرد، یعنی در مرکز شهر تهران، به گونهای که بیشتر کارگران برای شرکت در مراسم و از لحاظ رفت و آمد مشکلی نداشتند. اما امسال محل این مراسم را در منطقه پونک که منطقهای خالی از سکنه و سوت و کور توصیف میشود، در نظر گرفتند.
.................
..........
فعالان کارگری در نهایت تصمیم میگیرند که اعتراض خود را به حاضران نشان دهند. آنها به علیرضا محجوب میگویند: “آقای محجوب حرکت شما و چیزی که میگویید، با آنچه در قانون آمده که در اول ماه مه همه کارگران آزاد هستند در راهپیمایی شرکت کنند تناقض دارد و ضدکارگری است. ولی ما حدودا الان صد نفری میشویم و اعلام میکنیم که آقای محجوب اجازه ورود به اعضای سندیکای شرکت واحد و فعالیناش را و جمعی از کارگرانی که الان بیرون هستند را نمیدهد و ما در اعتراض به این عمل آقای محجوب و عواملش و خانه کارگر داریم مراسم را ترک میکنیم.“
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۳۹ بֽظֽ | Reply
بهروز :
گزارش ها از بازداشت شش فعال کارگر در دو منطقه ايران در دو روز گذشته و همزمان با روز جهانی کارگر، اول ماه مه، حکايت دارد.
ماموران انتظامی و امنيتی، اين شش فعال کارگری را درعسلويه و اشنويه بازداشت کرده اند.
اين بازداشت ها در شرايطی انجام گرفته است که فعالان و تشکل های مستقل کارگری در چند روز گذشته کوشيدند مراسمی را به مناسبت روز جهانی کارگر، اول ماه مه، برگزار کنند، اما اين تلاش ها با ممانعت نيروهای امنيتی و انتظامی مواجه شد. ضمن آنکه حتی پيش از برگزاری اين مراسم با فعالان کارگری تماس گرفته شده و از آنان خواسته شده بود که مراسمی برگزار نکنند.
در اين ارتباط، می توان به روز هشتم ارديبهشت اشاره کرد که صدها کارگر و فعال کارگری کوشيدند مراسمی را در پارک چيتگر، بين تهران و کرج، برگزار کنند که صدها نيروی انتظامی و امنيتی از اين کار جلوگيری کردند.
اين موضوع در روز پنجشنبه، دوازدهم ارديبهشت، در عسلويه تکرار شد و ماموران انتظامی، به گفته جعفر عظيم زاده، رييس هيات مديره اتحاديه آزاد کارگران ايران، مانع برگزاری مراسم روز جهانی کارگران توسط برخی از اعضای آن تشکل کارگری و نيز کارگرانی شدند که قصد شرکت در آن را داشتند.
وی میگوید: «مراسم تازه در ساعت هفت عصر شروع شده بود و کارگران در حال جمع شدن بودند که نيروهای انتظامی سر رسيدند، پلاکاردها را از کارگران گرفتند و جوانمير مرادی، يکی از اعضای هيات مديره اتحاديه آزاد کارگران ايران، را بازداشت کردند و به پاسگاه بردند.»
به گفته اين عضو کارگری، «پس از آنکه کارگران برای پيگيری مسئله آقای مرادی به پاسگاه رفتند، ماموران طه ازادی، عضو علی البدل هيات مديره اتحاديه آزاد کارگران ايران، را هم بازداشت کردند.»
او اضافه کرد که تا جمعه شب، ۱۳ ارديبهشت، خبری از اين دو فعال کارگری دردست نبوده است و تنها گفته شده است که به اداره اطلاعات برده شده اند و تحت بازجويی قرار دارند. ضمن آنکه آقای حضرتی در عسلويه احضار و سپس بازداشت شده است.
آقای عظيم زاده همچنين خبر داده که سه عضو ديگر اين تشکل صنفی کارگری، روز چهارشنبه، ۱۱ ارديبهشت، پيش از برگزاری مراسم روز جهانی کارگر در شهر اشنويه در غرب ايران توسط نيروهای امنيتی بازداشت شده اند.
متاسفانه مثل همیشه خبر اين بازداشت ها با سکوت رسانه ها و همچنين دستگاه های انتظامی و امنيتی همراه بوده است.
کمپين بين المللی حقوق بشر در ايران روز هشتم ارديبهشت با انتشار بيانيه ای از جمهوری اسلامی خواسته بود به ممنوعيت تجمع فعالان مستقل کارگری و برگزاری مراسم روز اول ماه مه پايان دهد.
اين سازمان حقوق بشری همچنين به بازداشت فعالان کارگری در ايران اعتراض کرده و خواستار آزادی آنان شده بود. چنين درخواست هايی پيش از اين نيز توسط اتحاديه های بين المللی کارگری مطرح شده بودند.
جعفر عظيم زاده در پاسخ پرسشی در خصوص دليل بازداشت فعالان کارگری در روزهای گذشته، می گوید: «آنها نمی خواهند که کارگر روز خودش را برگزار کند. آنها در ايران، کارگر را ارزان و خاموش می خواهند که برده مطلق شان باشد. آنها می دانند که اگر کارگران موفق شوند که روز خود را جشن بگيرند و اين را جا بيندازند که با همبستگی ميان خود می توانند کارهايی را در ارتباط با بحث دستمزد و اخراج ها انجام دهند، ديگر نمی توان به کارگران زور گفت. به همين خاطر حساسيت ويژه ای به روز جهانی کارگر دارند.»
وی بااشاره به اينکه مراسم روز جهانی کارگر در خارج از شهر سنندج برگزار شد، افزود:«از روزهای قبل به دوستان ما فشار وارد می شد تا مراسم در داخل شهر برگزار نشود و صبح روز پنجشنبه ، ۱۲ ارديبهشت، قبل از آغاز مراسم تماس گرفته و گفته بودند که در صورت برگزاری مراسم در داخل سنندج به آنها حمله خواهند کرد.»
به گفته اين فعال کارگری، در شهر کرمانشاه نيز مقام های جمهوری اسلامی مانع برگزاری مراسم روز جهانی کارگر شده اند.
در اين حال، دکتر محمدعلی دادخواه، حقوقدان، از زاويه ديگری به اين موشوع نگاه می کند:«برابر اصل ۲۷ قانون اساسی، همه راهپيمايی ها و اجتماعات آزادند، مگر اينکه کسانی که مبادرت به تجمعی کرده اند، اسلحه داشته باشند و يا برخلاف موازين اسلام اقدام کرده باشند که اصولا هيچيک از اين دو، تحقق نمی پذيرد.»
او با اشاره به اينکه بايستی پيش از اين، نسبت به اين موارد تحقيق انجام گيرد، افزود:« با احضار و بازداشت هر کسی، بايد ظرف ۲۴ ساعت به
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۰:۰۳ بֽظֽ | Reply
رييس انجمن تروماتولوژي ارتوپدي :
به گزارش ايسنا عليزاده در اين رابطه به آنچه كه «وجود فساد مالي در بيمارستان ميلاد» به عنوان يكي از بيمارستانهاي تحت پوشش سازمان تامين اجتماعي خواند، اشاره كرد و گفت: بدون شك همه حاضران اين جمع ميدانند كه در اين بيمارستان چه اتفاقاتي رخ ميدهد.
پزشكان را به اخلاق پزشكي دعوت ميكنند
وي با بيان اينكه كساني كه ديگران را به حق و عدل دعوت ميكنند خود بر اساس عدل عمل نميكنند، گفت: دكتر لنكراني نيز در زمان فعاليت در دانشگاه شيراز بدون دريافت هزينه عمل اقدام به پيوند كبد نميكردند. البته اين كار در آن زمان اجتناب ناپذير بود و هيچ خطايي محسوب نميشد؛ همچنان كه در حال حاضر نيز بدون تامين هزينههاي وارده يك عمل را نميتوان انجام داد اما در حال حاضر وزير بهداشت بدون در نظر گرفتن اين مسائل پزشكان را به اخلاق پزشكي دعوت ميكند.
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۰:۰۸ بֽظֽ | Reply
سورنا :
«شنیده اید در جلسه هیات وزیران که قرار است سقف حداقل دستمزد های سالانه تعیین شود حتی مترسکی به نمایندگی از کارگران حضورداشته باشد» چنین اشتباهی از آقای محمد حسین بعید مینماید. حداقل دستمزد کارگران همه ساله توسط شورای عالی کار -نه هیات وزیران- تعیین میشود که در این شورا سه نفر نماینده کارگران حضور دارند.(مواد41 و 167 قانون کار) حالا اینها نماینده واقعی کارگران هستند یا نه؟... حرفشان اثری دارد یا مترسک هستند و... بحث دیگری است.
۱۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۰:۲۹ بֽظֽ | Reply
نگار :
سلام
در سازمان تامین اجتماعی تنها مشکل بدهی دولت نیست ضعف مدیریت در آن کاملا مشهود است
از مدیرانی برایتان بگویم که بدون هیچ شناختی به این سازمان از طرف دولت فرستاده میشوند و این اواخر هم در این زمینه نور علی نور شده است
از ساختار به هم ریخته ،از شرکت های بی در و پیکر ، که دوستان و مقربین در آنها می چرخند و پول می گیرندو ...
این نهاد عمومی غیر دولتی از لحاظ مدیریتی از هر ارگان دولتی به هم ریخته تر است و بسیار مطیع دولت .
مثلا مدیر عامل فعلی در یک برنامه زنده تلوزیونی در جایگاه دفاع از دولت نشسته بود و بدین مضمون میگفت در واقع دولت بدهی به آن معنا که مردم فکر می کنند به دولت ندارد و فقط سهم حق بیمه خود را نپرداخته !!!!
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۹:۴۸ قֽظֽ | Reply
مهدی م :
محمد حسین عزیز
انگشت گذاشته اید بر نقاطی که دولت خاتمی یا به دلیل ندانم کاری و رو دربایستی اصلا سراغش نرفت و چه اشتباه بزرگی کرد.
انصافا این منطقیه که برای تشکل های دانشجویی آنهمه قانون و شورا و دستور العمل نوشتند تا دانشجویان مثلا انتخابات آزادانه داشته باشند و غیره و ذالک (البته کار بدی نبود به هیچ وجه ) ولی این کلیدی ترین بحث کارگری رو اصلا سراغش هم نرفتند؟
این خانه کارگر هم خودش به یک كانونی تبدیل شده از اطرافیان دبیر کل که بیشترین تلاششان هنگام انتخابات است و انصفا خوب کار می کنند. بین خودشان می گویند بچه ها همت کنین حاجی بره مجلس. حاجی محجوب هم برای خودش یک شخصیت کاریزما دارد اونجا. ولی فقط خودش هست یکی دو نفر دیگر هم هستند ولی پدره خوانده خود حاجی هست.
اینکه چرا خانه کارگر به این روز افتاده من نمی دانم . شاید نظام فقط آن را برای ترمز گیری در زمان لازم حفظ کرده. ولی یک سری کارهایی چون دانشگاه علمی و کاربردی و کارهای اینطوری دارند که جماعتی را درگیرمیکند.
البته من فکر میکنم که اینها ملاک مدیریت داخلی مجموعه است . ملاک مدیریت کلان و خارج از مجموعه همان است که شما گفتید و نوشتید که متاسفانه بسیار ضعیف است.
این وسالی که شما مطرح کرده اید برای من هم بارها مطرح شده است و حتی از بچه های همین خانه کارگر هم پرسیده ام. ولی نه آنها جواب درستی دارند برای این قضیه و نه هیچ کس دیگر.
راستی چرا من کارگر که هر ماهه کلی پول به این صندوق می دهم هیچ اختیاری در تعیین هیات مدیره آن نداشته باشم؟
چرا بانک رفاه که با سرمایه این صندوق در حال کار است همچنان بانک دولتی به حساب می آید و نمی تواند همانند بانکهای خصوصی دیگر با فراق بال بیشتری عمل کند؟
چرا سازمان تامین اجتماعی سالی یکبار گزارش مالی عملکرد خود را در آن نشریه ای که دارند چاپ نمیکند که برای همه کارگران ارسال نمی کند؟
و هزاران چرای دیگر.
واقعا این کارگرانی که خانه کارگر هر ساله جمع می کند و عرض اندامی مينماید با آن شعارهای کلی و بحث قراردادی ها و غیره چه قدر مهم تر از این نکته کلیدی بحث کارگری است.
واقعا چرا هیچ کس طرحی نمی دهد که تمام افرادی که حق بیمه تامین اجتماعی پرداخت می کنند به صورت عام یا به صورت سطح بندی شده در تصمیم گیری های دخیل نباشند.
دیگر گذشته دورانی که فقط بی سوادان و کارگران ساده عضو این صندوق باشند. من دوستان من که فوق لیسانس و دکترای این مملکت هستیم داریم ماهانه حق بیمه به این صندوق می دهیم. و متاسفانه هیچ رقیبی هم برایش وجود ندارد. ما نباید بدانیم چه خبر است و چه می کنند؟ هیچ کدام از دوستان من حتی نام خانه کارگر را هم نشندیه اند. و هیچ کدامشان نمی دانند سندیکا چیست؟
راستی چرا باید همه بیمه تامین اجتماعی شودند؟ واقعاچرا؟
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۰:۰۵ قֽظֽ | Reply
:
لابد اطلاع دارید که تیم رسانه ای دولت در حال راه اندازی یک روزنامه کاملاتبلیغاتی(با نام "خورشید") با اموال بیمه شده گان (همان "حق الناس" معروف) می باشد و در ماه های نزدیک شاهد انتشار آن خواهید بود
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۵:۱۲ بֽظֽ | Reply
محمد حسين : در جواب سورنا
گرچه ممكن است ظاهرو صورت قضيه همان باشد كه سركارعالي بيان فرموده ايد اما تا انجا كه بنده به خاطر دارم و مشاهده كرده ام اخر هر سال اين هيئت وزيران است كه دربارهء ان موضوع تصميم گيري مي نمايد و نتيجه از طريق رسانه هاي گروهي به عنوان مصوبهء دولت اعلام مي گردد و منظور من هم همين واقعه ايست كه عملآ رخ مي دهد و محل اصلي تعيين نرخ حداقل دستمزد كارگران مي باشد.
نا گفته نماند كه؛
مصوبات شوراهاي عالي دولتي نظير شوراي عالي كار عمدتآ در عرض كميسيونهاي دولت است مگر در مواردي كه مصوبه خاصيت چنداني نداشته باشد كه ممكن است مصوبهء هيئت دولت محسوب شود انهم البته پس از ابلاغ توسط معاون اول رئيس جمهور در غير اين صورت براي چنين مصوباتي كسي دو پول سياه هم ارزش قائل نيست( دستكم اين چيزي است كه خودم لمس كرده ام) و پس از ان در صحن دولت حاضر مي شود و انجاست كه تصميم گيري نهائي و اصلي صورت مي گيرد.اين قضيه در مورد شوراي عالي محيط زيست ، شورايعالي اموزش و پرورش ، شوراي عالي سلامت، شوراي عالي جوانان ، شوراي عالي اطلاع رساني ، شوراي پول و اعتبارو غيره و غيره صادق است تا حدي كه رئيس محترم دولت در اقدامي انقلابي اكثر اين شوراها را منحل نمود و خودش را راحت نمود.
وانگهي كه در ايران راي گيري مرسوم در هيئت وزيران معنا ندارد ( محتملآ دركشورهاي ديگر هم همينگونه باشد ) چه اينكه بخشي از مصوبات كه بار مالي دارد نظير دستمزد كارگران قبلآ توسط دست اندركاران بودجه محاسبه شده است و يك ريال بالا و پائين كردن ان هزار عارضه و آفت دارد لذا بايد فشار انقدر زياد باشد تا دولت در فرايند مزيت سنجي و مقايسهء هزينه/فايده، مجبور به تمكين گردد و بخشي مصوبات هم نظرمستقيم شخص رئيس دولت است و هلم جرا، به عبارت ديگر شوراي عالي كار سر بي صاحب را مي تراشد .
تازه ترين اتفاق از اين دست برخورد دولت با سازمان نظام پزشكي بود كه گرچه طبق قانون مصوب مجلس ششم ، حق تعيين تعرفه خدمات پزشكي را دارد اما دولت ان حق را عملآ ناديده گرفت و خود يك طرفه تعرفه را تعيين و ابلاغ كرد و تازه كلي هم بد و بيراه نثار اين سازمان نمود!
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۶:۴۳ بֽظֽ | Reply
محمد حسين : در جواب حبیب ـت
جناب اقاي حبيب – ت
با سلام
استفاده ابزاري از شرع يا هر چيز ديگري در مورد كارگران اندكي متفاوت است و مي تواند نتايج ويرانگري داشته باشد.
مولوي داستاني دارد كه شاگرد بازرگان عاشق دختر ارباب مي شود و اصرار بليغي در ازدواج مي كند! بازرگان حكيم كه از طرفي شاگرد را دوست مي داشته و از طرفي اين وصلت را خلاف شئونات خود مي دانسته تدبيري انديشيد تا شاگرد گستاخ را تنبيه كند.
لذا با ازدواج موافقت كرد و وعدهء عروسي را گذاشت اما به جاي دخترش مردي قلچماق را گريم كرد و در پوشش عروس به حجلهء داماد نگون بخت فرستاد و دستور داد تا اتاق زفاف را قفل زنند و طبالان و رقاصان تا صبح پشت در ان اتاق بكوبند و هلهله كنند. بيچاره داماد كه چون برقع از چهرهء عروس برداشت رنگ بر رخساره اش نماند و قصد فرار كرد اما به در بسته خورد و فرياد كشيد اما كسي در ان هياهوها انرا نمي شنيد و .....
به نظر بنده دولت نسبت به رفتارش با كارگران دير يا زود تاوان سنگيني خواهد پرداخت دستكم ان چيزي كه در تاريخ جنبش كارگري بوده چنين است.
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۷:۲۲ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/858