آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
مصاحبه
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷
مصاحبه با دو تن از فعالان كارگري
عباس عبدی:اگر قرار باشد مشكلات كارگران را امروز در 3 عنوان خلاصه كنید، به نظر شما مهمترین مشكل آنها چیست؟ آیا بحث دستمزد، قانون كار، امنیت شغلی یا چیز دیگری است؟
ابراهیم مددی: تصور من این است تا مادامی كه میلیونها كارگر ایرانی كه طبق گفته وزیر كار 15 میلیون نفر هستند، نقش وسیعی در صحنههای مختلف اجتماعی، سیاسی و ... دارند اما از تشكیلاتی در حد استانداردهای جهانی محروم هستند، مشكلات كارگری ما ادامه خواهد داشت. در حالی كه اگر طی 28 سال گذشته آنچه در سازمانهای بزرگ و فراگیر جهان از جمله فدراسیون بینالمللی كار به عنوان استاندارد وجود داشت، در ایران نیز مورد استفاده قرار گرفته و نهادینه شده بود، امروز وضعیت ما بسیار بهتر میشد.
عباس عبدی:این یكی از مشكلات جنبش كارگری است. فرض كنیم این تشكیلات وجود داشته باشد. از آن مرحله به بعد تشكیلات شما دنبال چه چیزی خواهد رفت؟
امروز در قانون كار و یكی از بندهای حقوق بشر هم تاكید شده است كه كارگران از حداقل درآمد معیشتی برخوردار باشند. در طول انقلاب هرگز به این مسئله جامه عمل پوشانده نشده است. همه ساله نرخی از سوی وزارت كار اعلام میشود كه به عنوان حداقل حقوق باید تامینكننده نیازهای خانوادهها باشد اما میدانیم كه تامین نمیكند. این مسئله سبب ایجاد مشكلات دیگری در خانوادههای كارگری شده است.
به عنوان مثال یكی از پیامدهای كاهش حقوق، اضافهكاری بیشتر كارگران بود كه مشكلات روانی متعددی را برای خانوارها پدید آورد.
امروز اگر به محلههای حاشیه شهرها كه كارگری است نگاه كنیم، تاثیر دستمزد پایین و اضافهكاری و ... را میبینیم. این طیف از جمعیت، حداقل حقوق را نیز دریافت نمیكنند.
عباس عبدی:البته این انتقاد شما وارد است. اما در قانون موارد دیگری هم وجود دارد كه رعایت نمیشود. علت پایین بودن دستمزد را چگونه تحلیل میكنید. آیا كارفرما در حال استثمار كارگر است یا اینكه خیر. البته بسیاری معتقد به این تحلیل هستند كه ساخت اقتصادی ما موجب بهرهوری پایین است و این همهچیزرا پایین میآورد. از حقوق كارگر تا سود كارخانه و ... تحت تاثیر همین مسئله هستند. مثل تفاوت درآمد یك كارخانه مشخص در ایران و سوئیس. به نظر شما كدام یك از این دو عامل، مسئله مهمتری تلقی میشود؛ دستمزد پایین یا ساخت اقتصاد و نظام بهرهوری در ایران؟
مددي:نظام اقتصادی معیوبی كه طی سالیان وجود داشت همواره خطاهای مدیریتی خود در اقتصاد و همچنین حجم عظیمی از ضربات را به قشر دستمزدبگیر و كارگران منتقل كرد؛ چرا كه اقشار ضعیف بیشتر ضربه خورده و در معرض توفان حوادث قرار میگیرند. اما در شرایط حاكم یك عده سودجو از شرایط به نفع خود استفاده میكنند.
به این علت من نیز معتقدم كه شرایط نابسامان اقتصادی ضربه اصلی را به جامعه كارگری میزند و در كنار این امر هم صاحبان صنایع و بنگاههای اقتصادی بهره میبرند.
همچنین صاحبان صنایع در مقابل بسیاری از حوادث پیشبینی نشده آنچنان كه كارگران متضرر میشوند، با فشار اقتصادی مواجه نشدهاند. به عنوان مثال كسی كه در سال 1384 قطعه زمینی را برای احداث یك بنگاه اقتصادی دریافت كرده است امروز سود فراوانی از محل تورم مستغلات و ماشینآلات نصیب او شده است. هرچند كه كارگران همان بنگاه اقتصادی به نسبت سال 84 در سطح زندگی بدتری قرار دارند. از این رو به گمان من اگر در یك شرایط نرمال قرار بگیریم و صاحبان صنایع هم در چنین شرایطی قرار گیرند، هم سود بیشتری نصیب صاحبان بنگاه میشود و هم اینكه كارگران سود بیشتری میبرند.
عباس عبدی:اینكه امروز هرچه تورم افزایش یابد طبقات ضعیف، فقیرتر میشوند درست، اما طبقات پولدار هم لزوما موافق تورم نیستند. مهمتر اینكه تورم ریشه در سیاستهایی دارد گاهی همان طبقات فقیر از آن سیاست حمایت میكنند ولی نمیدانند كه تاثیر منفی دارد. مثل یارانه سوخت. بنابراین اگر فرض تحلیلی شما این باشد كه مشكل امروز، استثمار كارگر است، او در قبال كارفرما جبههگیری میكند. اما اگر فرض این باشد كه برخی سیاستها موجب پایین آمدن بهرهوری شوند، یقینا كارفرما هم از اين سياستها متضرر میشود. گرچه كارگر بیشتر متضرر خواهد شد. در این صورت ممكن است كارگر و كارفرما هر دو در يك جبهه با اين سياستها مخالفت كنند. اما اكنون بايد پرسيد كه استثمار زمینه فشار بيشتر بركارگر را فراهم میآورد یا توسعه نیافتگی ساخت اقتصادی و تصميمات غلط . البته در این روند كارگر بیشتر متضرر میشود ولی موضعگیری در این زمینه میتواند سمتگیری مبارزات كارگری در ایران را مشخص كرده و موضع دیگران در قبال جنبش كارگری را نیز مشخص كند.
مددي:البته میتوان گفت توسعه نیافتگی اقتصادی تاثیر بسیاری روی متضرر شدن كارگر میگذارد. اگر در شرایط اقتصادی دیگری عمل كنیم شاید شرایط بهتری نیز برای كارگران فراهم شود. به عنوان مثال این مسئله میتواند در رابطه با سیاستهای بانكی تاثیرگذار باشد.
عباس عبدی:منظورتان این است كه كارفرما هم متضرر میشود؟
مددي:بله. اما عمده فشار همواره روی كارگران است. من چون مسائل كارگری را در اولویت خود میدانم بنابراین معتقدم در این شرایط ضربه اقتصادی بر صاحبان بنگاهها چندان زیاد نیست و شاید این افراد چندان از بلبشوی اقتصادی هم ناراضی نباشند. به عنوان مثال تحت عنوان خصوصیسازی و كارآفرینی امتیازاتی اعطا شد كه امروز مشخص شده است كه به نوعی بر باد دادن منافع بود. در این شرایط كارگران باید فشارهای بیشتری را متحمل شوند. در سالهای اولیه پیروزی انقلاب و دوران جنگ همواره كارگران همچون دیگران تحت فشار اقتصادی قرار داشتند اما، این دوران ویژهای بود. امروز هم بر اساس برنامههایی كه بعدا معلوم میشود بیحساب و كتاب بوده، كارگران متضرر میشوند. از این رو به نظر من اگر كارگران در سازمانها و تشكلهای فراگیرتری سازماندهی میشدند توان جلوگیری از بسیاری ضررهای ملی را داشتند.
عباس عبدی:در این بحث شكی وجود ندارد. از آنجا كه كارگران همواره در شرایط نامناسب اقتصادی زندگی میكنند از این رو كم شدن اندكی از درآمد كارگران هم بسیار سخت خواهد بود. اما سرمایهدار ممكن است تنها كمی از درآمدش كم شود. همچنین در این مسئله كه تشكیلات كارگری میتواند جلوی ضرر را بگیرد شكی نیست. اما سوال من ناظر بر امر دیگری بود. مسئله این است كه آیا جنبش و تشكیلات كارگری در درجه اول علیه كارفرما است یا علیه سیاستهای غلط اقتصادی. البته بسیاری این دو را یكی میگیرند كه اشتباه است چرا كه میبینیم بسیاری از صاحبان صنایع هم به این سیستم اقتصادی معترض هستند. از این رو پاسخ به سوال من در واقع جهتگیری كلی تشكیلات كارگری را نشان میدهد. سوال دیگر من این است كه به نظر شما وضعیت كارگران در موسسات دولتی بهتر است یا در بخش خصوصی و منشا این تفاوت در چیست؟ به زبان دیگر كارگران دوست دارند در بخش خصوصی شاغل شوند یا در بخش دولتی؟
مددي:عمده مشكلات كارگری مثل دستمزد پایین، عدم امنیت شغلی و ... در بخش خصوصی بیشتر خود را نشان میدهد. امروز در سازمانهای دولتی ما هم حتی تشكیلات كوچك كارگری وجود ندارد. در دولت فعلی بسیاری از تشكیلات كوچك هم در مقابل دانش قرار گرفتهاند چه رسد به تشكیلات مستقل كارگری. اصولا شوراهای اسلامی كار طی سالهای اخیر پس از اینكه دوره آنها خاتمه یافت، زمینه تشكیل مجدد آن مهیا نشد. اكنون در این شرایط در ادارات كار هم هیات 7 نفره حضور دارند كه نمایندگان كارگران در این هیاتها از كارگران بازنشسته بوده و بسیار هم محافظهكار هستند. از این رو به نظر میرسد بهطور عمومی در جاهایی كه دولت حاكم است عموما حداقلهای قانون كار رعایت میشود. اما در بنگاههای خصوصی این وضعیت مناسب نیست. البته در برخی بنگاهها هم مثل بانك پارسیان وضعیت به شكلی است كه بسیاری از دستمزدبگیران دوست دارند چنین وضعیتی داشته باشند.
عباس عبدی:شما فكر نمیكنید از آنجا كه این بنگاه یك بنگاه مدرن اقتصادی است طبیعتا باید عملكرد و دیدگاهی مدرن نیز داشته باشد كه به نفع كارگ است؟
مددي:ممكن است. اما عموما به دلیل تعهداتی كه در دولتها وجود دارد، كارگران از استخدام در شركتهای دولتی بیشتر استقبال میكنند. امنیت شغلی كارگران نیز در موسسات دولتی بهتر است. در بسیاری موارد وقتی قرار است شركتها و موسسات دولتی واگذار شود نگرانیهای كارگران آغاز میشود. طبق مطالعات سازمان بینالمللی كار در برخی كشورها خصوصیسازی منجر به بهتر شدن وضعیت كارگران شده است و در بسیاری از كشورها خصوصیسازی منجر به بدتر شدن شرایط شد از جمله در ایران كه به دلیل وضعیت بد اقتصادی این مسئله پررنگتر شده است.
عباس عبدی:با این حساب برداشت شما نسبت به خصوصیسازی چیست؟ آیا اصولا مخالف این امر هستید یا مصداقا مخالف هستید. از این رو میتوان پرسید موضع شما در قبال خصوصیسازی در حال و آینده چیست؟
مددي:در 150 سال گذشته مسائلی از جمله بیمه، مرخصی سالانه و ... در رابطه با حقوق كارگران مطرح شده است اما اگر طبق قانون خصوصیسازی بخواهیم به عقب برگشت كنیم و بسیاری از حقوق اساسی بشر را نادیده بگیریم نمیتوان از این امر استقبال كرد. اما اگر غیر از این باشد هر انسانی از این امر استقبال میكند. به عنوان مثال در شركت واحد اتوبوسرانی به بهانه یك اعتصاب، خصوصیسازی صورت گرفت. اما بسیاری از افرادی كه به عنوان مدیر بخش خصوصی حضور یافتند از كاركنان سابق و بازنشسته دستگاههای خاص هستند. از دیگرسو رانندگان هم همچنان بلاتكلیفند و اتوبوسهای خصوصی شده هم بهرهوری لازم را ندارند. یعنی همچنان مسافران به صورت ایستاده و سرپا توسط اتوبوسها جابهجا میشوند، بهداشت اتوبوسها تغییری نكرده و بسیاری از مسائل دیگر. در این شرایط هر عقل سلیمی معتقد است كه وضعیت سابق بهتر بود چرا كه فقط یك بلیت 20 تومانی اخذ میشد. اما اكنون كرایه چند برابر اخذ میشود ولی شرایط همان است كه بود. از سوی دیگر مقام قضایی و مقامهای راهنمایی و رانندگی اعلام میكنند راننده اتوبوس حق گرفتن بلیت از مسافر را ندارد. اما از آن طرف به راننده میگویند اگر فلان مقدار بلیت نیاوری...
عباس عبدی:یعنی میتوان گفت خصوصیسازی وقتی به ایران میآید، به سرنوشت فاجعهباری دچار میشود. تا جایی كه بسیاری از افرادی كه مدافع خصوصیسازی هستند این نوع خصوصیسازی را قبول ندارند. اما اگر اكنون شما بخواهید طبق كنوانسیون حقوق كارگران به موارد نقض حقوق آنان اشاره كنید به كدام یك از موارد اشاره خواهید كرد؟
مددي:تعدادی مقاولهنامه بینالمللی تحت عنوان «حقوق بنیادین كار» وجود دارد كه از جمله آن میتوان به ممنوعیت كار كودك، عدم كار سخت زن، عدم تبعیض به علت فكر و اندیشه و ... اشاره كرد. در این مقاولهنامهها دو ماده وجود دارد كه صریحا به عدم دخالت كارفرما، دولت و پلیس در تشكیل تشكیلات كارگری تاكید میكند. در سال 1384 كه كارشناسان سازمان بینالمللی كار به ایران مسافرت كردند پیشنویس مقدماتی آزادی تاسیس تشكیلات كارگری به امضای مسوولان وقت وزارت كار درآمد و در ماده 104 برنامه چهارم سوم توسعه تصریح شد و قرار بود به اجرا درآید. اما این مسئله تا امروز تحقق نیافته است. در حالی كه آزادی تاسیس چنین تشكیلاتی در قانون اساسی مورد تاكید قرار گرفته است و كارگران میتوانند به تاسیس تشكیلات صنفی بپردازند اما تاكنون از این حق محروم بودند. این حق در قانون كار مورد تاكید قرار نگرفت. از این رو این قانون ناقض اصل 26 قانون اساسی و اعلامیه جهانی حقوق بشر است. از سوی دیگر كارگران در مجلس هیچ نمایندهای ندارند. فردی كه چنین ادعایی میكند از درون تشكیلات كارگری رشد نكرده است. از سویی طرفداران خصوصیسازی در ایران در رابطه با حقوق كارگران سكوت میكنند. اگر قرار است ما مدافع خصوصیسازی باشیم از آنطرف باید با اصل رعایت حقوق جمعی نیز موافق باشیم.
عباس عبدی:اما بر اساس همین قانون هم كارفرما معتقد است در ایران اخراج كارگر خیلی سخت است. آنها میگویند این مسئله موجب میشود كارگر آنطور كه باید و شاید كار نكند نظر شما در این رابطه چیست؟
مددي:به هر حال بنگاههای اقتصادی به تغییر در شیوه تولید روی میآورند از این رو لازم است در این رابطه فرآیند متصلب اقتصادی جامعه را نیز در نظر گرفت. هیچ عقل سلیمی نمیپذیرد كه خانوادههای كارگران به حال خود رها شوند. به عنوان مثال در راستای خصوصیسازی، مالك جدید پول خرید یك دستگاه اتومبیل «پراید» را به كارگر داده و او را اخراج میكند و میگوید برو مسافركشی كن. از آن زمینی هم كه این فرد به واسطه تملك كارخانه از آن خود كرده است، اكنون دیگر بسیار گرانقیمت شده و او به ثروت نجومی دست یافته است. این در حالی است كه ثروت عمومی باید در خدمت عموم جامعه باشد. اما متاسفانه در كشور ما كارگران به همراه دیگر مزدبگیران نیروی كار خود را میفروشند و در این فرآیند متضرر میشوند. اگر قرار است بنگاههای اقتصادی تغییر تولید یا تغییر كاربری بدهند، نباید تلخی آن برای كارگران و خانوادههای آنها باشد.
عباس عبدی:در جوامعی مثل آمریكا تعداد بیكاران كم هستند و اغلب نیز تحت پوشش بیمهای قرار دارند اما در ایران درصد بیكاری زیاد است و حجم بالایی از این بیكاران هم افرادی هستند كه تازه میخواهند به عنوان نیروی كار جدید وارد بازار كار شوند. شما فكر میكنید یك سندیكای كارگری برای این افراد چه كاری میتوانند انجام دهند. چرا كه همواره بین كسانی كه كار و شغل دارند با كسانی كه بیكار هستند، رقابتي نیز وجود دارد؟
مددي:در ایران جنبش جدیدی ظهور یافته است كه میتوان نام آن را جنبش كاریابان دانست. آثار و نتایج این جنبش نیز به شكلهای مختلف در جامعه خود را نشان میدهد تصور من این است كه اگر سندیكاها سازوكارهای مناسبی داشته باشند میتوانند تاثیر لازم را بر صاحبان قدرت جهت یافتن راهحل مشكلات جامعه بگذارند به عنوان مثال اگر برخی روشها كمكی به حل بیكاری نمیكند اتحادیههای كارگری میتوانند فشار بیاورند تا این روند ادامه نیابد. به عنوان مثال میلیونها تن كالا از چین وارد كشور میشود. اگر جلوی ورود این كالاها گرفته شود یقینا تا حدی به تقویت تولید و كاریابی كمك خواهد كرد.
عباس عبدی:به نظر شما اگر بخواهیم جنس چینی را در ایران تولید كنیم آیا كارفرما میتواند حقوقی بر مبنای حقوق چین پرداخت كند. این كالاها حتی گاهی كه حجیماند، اما ارزان نیز هستند. به نظر شما علت گران تمام شدن قیمت تمام شده كالا در ایران سطح دستمزد است یا پایین بودن سطح بهرهوری یا تكنولوژی پایین؟
مددي:تاثیر عامل دستمزد را در قیمت تمام شده كالا اقتصاددانان تعیین میكنند كه رقم پایینی است. امروز بسیاری از بنگاههای اقتصادی ما از نبود بازار فروش ناراضی هستند و این به معنای آن است كه قشر كارگری ما قدرت لازم را برای خرید ندارد. این بخش هرچند كه مربوط به مشكلات كارگری است اما این فقر عمومی كه دامن جامعه ایران را گرفت چه منشایی دارد. به این سوال نیز باید پاسخ داد.
سیدداوود رضوی: در ایران نظارت در معنای دقیق كلمه وجود ندارد بر سیاستهایی كه دولت اعمال میكند هیچ ناظری وجود ندارد. همچون فردی كه در یك مدرسه درس میخواند اما كارنامهای اخذ نمیكند. از سوی دیگر اكنون در تمام دنیا این بحث را پذیرفتهاند كه یك تشكیلات مستقل كارگری كه بدون دخالت دولت شكل گرفته باشد، میتواند به كارفرما نیز كمك كند. به نظر من عدم وجود تشكیلات مستقل نتیجه چنین وضعی است كه امروز دچار آن هستیم.
عباس عبدی:شكی نیست كه امروز كارفرما نیز باید متوجه شده باشد كه در نبود تشكیلات مستقل كارگری متضرر میشود چون این تشكیلات به دنبال تحقق خواستهها و برنامههایی است كه سطح بهرهوری را بالا خواهد بود.
رضوي:بله. در صورت تحقق این امر و حضور تشكیلات فراگیر و مستقل، كارگر با آگاهی كار میكند. اما اكنون مشاهده میكنیم كه در بنگاهها و موسسات دولتی ما كارگر معتقد است همین كه سر صبح به محل كار خود آمده، خود به خود وظیفهای كه برایش متصور بوده است را انجام داده است.
عباس عبدی:بله. اما اگر چین و ایران را با هم به این صورت مقایسه كنیم دچار تناقض میشویم. :چینیها درآمد بسیار بالایی ندارند...
ابراهیم مددی: شما ببینید كه سطح رفاه چین در 10 سال گذشته چقدر بالا آمده است. اصلا با ایران قابل قیاس نیست. ما هیچكدام از آن رفاه برخوردار نیستیم و همچنین كار هم نداریم. چین اكنون سالانه رشدی معادل 10 درصد دارد. اما در ایران وضعیت چگونه است؟ به نظر من آن فرآیند ملی كه سبب رشد 10 درصدی چین میشود، در ایران وجود ندارد.
عباس عبدی:سوال من در رابطه با اینكه مشكل ما در كجاست نیز ناظر بر همین بحث بود؛ یعنی بیگانگی كارگر با سیستم اقتصادی. البته ممكن است برخی كارگران وضع بهتری به نسبت چین داشته باشند اما آن حس را كه كارگر چینی دارد، كارگر ایرانی ندارد. سرمایهداری هم كه حتی سود میبرد، فاقد چنین حسی است و...
مددي:بله. كارگر چینی بهطور آگاهانه به دستمزد پایین راضی است. چرا؟ چون قصد فتح بازار جهانی را دارد. اگر در ایران هم چنین حسی ایجاد شود یقینا مردم ایران و كارگران ما برای تحقق آن مایه خواهند گذاشت. سابقه چنین امری هم وجود دارد، مثل 8 سال جنگ با عراق. اما اكنون به دلیل برخی برنامه و سیاستهای فردمحور و لرزان فاقد چنین حسی هستیم.

محمد حسين :
انچه بنده از اين مصاحبه برداشت كردم فاجعه اي عميقتر براي كل جامعهء ايران است!
من كه با جنبش كارگري اشنا نيستم اما لابد افرادي را كه اقاي عبدي براي مصاحبه انتخاب مي كنند بايد در ان جنبش حرفهائي براي گفتن داشته باشند برداشت من از اين مصاحبه فاجعه اي در نهاد روشنفكري، نهادهاي سياسي- مدني همچون احزاب و ان-جي- او هاست به اين معني كه انها با جنبش كارگري به شكل تئوريك پيوند ندارند و اين جنبش از فقدان هر گونه شناخت بنياني تئوريك از وضعيت خود، اقتصاد كنوني ايران و خيلي چيزهاي ديگر بي بهره است! اينها همه در نظامي اتفاق مي افتد كه اخيرآ دولتش يك دولت كارگري ناميده شد.
به سايت نوروز (سايت رسمي حزب مشاركت) نگاه كنيد ببينيد اين حزب محترم با انهمه ادعا غير از همين مصاحبهء اقاي عبدي حتي يك خبر منقول از سايت يا روزنامه يا چيز ديگري را كار كرده است!
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱:۳۵ بֽظֽ | Reply
پويا نعمت الهي :
سلام آقاي عبدي
مي خواستم خواهش كنم اينقدر زود به زود مطالب تازه در سايت نگذاريد. اجازه بدهيد زماني براي تامل براي ما فراهم باشد. مثلا اينكه زماني را از مطلب فاصله بگيريم و دوباره برگرديم و بخوانيم . ببخشيد من نظر خودم را گفتم . شايد شما طور ديگري فكر مي كنيد. البته مي دانم رفتار دولتيان به گونه اي است كه جاي حرف و حديث در همه ي اركان حكومت وجود دارد و به اصطلاح كمبود موضوع نداريم. ولي اينطوري به نظرم دچار تشتت مي شويم . يعني من اينگونه مي شوم. ساير خوانندگان را نمي دانم.
لطفا اين كامنت را منتشر نكنيد
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱:۵۱ بֽظֽ | Reply
حبیب ـت :
به نـام ِ خـداونـد ِ جـان وُ خِـرَد
بگو حقّ مارا چه کس می خوُرَد؟
مـن ِ کـارگر رنـج بـُردم بَسـی
و گنـج ِ مرا بـُرده هـر نـاکسـی
به رنج ِ دو بازوی ِ خود ساختم
بـه دزدی وُ غـارت نپرداختم
نـه نـوُ کیسـه بودم، چپاول کنم
به رشـوت سـر ِ کیسه را شل کنم
نه توّاب ساز وُ، نه آدم رُبـا
نـه بازوی ِ سرکوب ِ این مافیا
بـده مُـزد ِ کـار ِ دو بازوی ِ من
ستایش مکن چشـم وُ ابروی من
که من کار کردم شب وُ روز را
تو ... خوُرَش می کنی؟ مرحبا!
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۳:۰۷ بֽظֽ | Reply
افسوس :
در خصوص خصوص سازی مساله ایران و غیر ایران نیست چون در کشورهای دیگر هم همین است . متاسفانه دولت ها برای فرار از تعهداتی که در یک برهه بر آنان به دلیل تفکرات چپ تحمیل شده , مثل حمایت از اشتغال کارگران و حق بیکاری و بیمه درمانی و حق اعتصاب .... یواش یواش و چراغ خاموش در همه جای دنیا آمده اند و کلک مرغابی زده اند !! .... و خصوصی سازی کرده اند تا دیگر تعهدی به کارگران نداشته باشند .
مثلا در کانادا یکی از بزرگترین اتحادیه های کارگری , اتحادیه اتوسرانی بود ولی جدیدا بخش عظیمی از آن را به چند شرکت واگذار کرده اند که نتیجه آن برای سرمایه داران سود فروان تر و برای راننده ها که جز وقت خود چیزی برای فروش ندارند , حقوق پایین تر , عدم امنیت , عدم داشتن حق بیمه ی درمانی و ... اینهاست.
بنابراین فکر میکنم سرمایه داری به کمک سرمایه و حمایت جهانی و تبلیغات آن توانسته تمام دستاورد سالها مبارزه خون فشان کارگران را زیر پا پایمال کند و به ریش آنها بخندد!
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۳:۱۱ بֽظֽ | Reply
مهيار :
با سلام
بنظرم تا زماني كه اين حس و درك در تك تك افراد جامعه ايجاد نشود كه افزايش توليد و بهره وري نهايتا باعث رفاه بيشتردر بلند مدت خواهد شد, در بر همين پاشنه خواهد چرخيد.تا زماني كه حس ملي بودن سرمايه در سرمايه دار ايجاد نگردد نيز همچنين .بنگريد به سرمايه دار ايراني و يكي از كشورهاي پيشرفته ,در اينجا به محض اولين درآمدها به جاي افزايش سرمايه در آن بنگاه اقتصادي جهت توليد بيشتر ودر راستاي قطع وابستگي و افزايش سطح رفاه و دستمزد كارگران , به خريد خانه هاي مجلل ونيز وسائل مجلل تر و سرمايه گذاري ويا خروج سرمايه بصورت ارز به خارج... مي شود.البته اين هم عللي دارد از جمله نبود امنيت رواني در نگاه به آينده در عامه مردم بويژه پس از سرمايه دار شدن يكي از همان افراد جامعه .ونيز عدم حمايت دولتها ونيز جامعه در قبل و بعد از سرمايه دار شدن ,بدين گونه كه در شروع كار با هزاران رنج وعذاب وبدون حمايتهاي ملي و در ادامه نيز به همين وضع. يعني روابطي از ابتدا تا انتها جدا از جامعه ملي و بدون هيچ پشتوانه اي . اينگونه است كه نگاه ملي به سرمايه در سرمايه دار از ابتدا نه توليد كه محو مي شود .چگونه است كه در كشور خودمان تا فردي ضعيف است دل رحم اش مي شويم و همچون شمع برايش مي سوزيم اماااا,اگرآن شخصي به حكمي سرمايه دار گردد ,آتش جانش ,واقعا واي به حالش. اين فرهنگي شده است كه باعثش نفت ,وتوضيع نابرابر ,كه افزايش آنچناني فاصله طبقاتي حاصل آن است.آري در واقع عامل اختلاف و جدايي كارفرما وكارگر نه از بابت آن چه ظاهر است بلكه آنچه نا هويداست مي باشد.وتا اين نابرابري اصلاح نگردد نه نگاهها و نه روشها و منشها تغيير نخواهد كرد.تا زماني كه فقط خود را لايق بيشتر از اينها بدانيم نيز همچنين .تا زماني كه كار را از آن خود ندانيم و تا زماني كه كارگر را نه ابزار كه عامل اصلي توليد ندانيم ,واين سيستم غلط توضيع اصلاح نگردد,انتظار بهبود اوضاع ,بيهوده است.
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۵:۱۸ بֽظֽ | Reply
صامت :
با تشکر
قبل از بیان نظرم , لازم است از توصیه ی آقای پویا تعمت الهی پشتیبانی کنم .
من نیز متاسفانه جدیدا , به دلیل ضیق وقت مجبورم سرسری مطالب و بیشتر کامنت ها را بخوانم و لاجرم فرصتی هم برای اظهار نظر و انجام مشارکت , اگر البته این قصد وجود داشته باشد , فراهم نمیشود.
ولی در مورد این مصاحبه
خدا را شکر که به اندازه کافی زنده ماندم تا کافر ( پوشنده حقیقت ) از دنیا نروم !
قبلا نسبت به برخی مسایل جور دیگری فکر میکردم ولی آقایان , با عمل خود ذهنیت های مرا پاک کردند و حقیقت را از محتوی درونی خود برملا ساختند.
مدتیست می بینم جامعه شناسان و تحلیل گران .... نخبه ها به دنبال یافتن دلیل بی نمازی و .... مردم هستند میخواستم به این دوستان بگویم بیایید بیایید که جواب بی اعتمادی و بی نمازی و .... همین جاست , همین جاست !! آنجا که آقای عبدی می نویسند :
"... قرار بود این مصاحبه در روز جهاني كارگر در روزنامه كارگزاران هم چاپ شود , اما گفتند به دليل دستوري كه به آنها داده شده كه در اين روز مطلبي از معلمان و كارگران كار نكنند يا بطور جدي به آن نپردازند لذا ...."
بباید که رمز بی نمازی و بسیار دیگر از سؤالات همین جاست !
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۵:۲۶ بֽظֽ | Reply
رهی رضوان :
هنوز خیلی وقت می خواهد کارگران ما
به حقوق قانونی ومدنی خوذ برسند!
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۹:۰۴ بֽظֽ | Reply
:
مجيد-آ
.....قرار بود مصاحبه در روز جهاني كارگر در روزنامه كارگزاران هم چاپ شود(زيرا پياده و ويرايش كردن متن را خبرنگار اين روزنامه عهدار بود)اما گفتند به دليل دستوري كه به آنها داده شده كه در اين روز مطلبي از معلمان و كارگران كار نكنند يا بطور جدي به آن نپردازند لذا اين مصاحبه در شماره امروز (87/2/14)اين روزنامه منتشر شده است...................
اين دو خط من را خيلی متأثر کرد. چه تأسفبار. سی سال بعد از انقلابی که به دست دلسوزانی از همين کارگران و معلمان و ديگران بثمر رسيد.
اين هم از انقلاب دوم که فوايدش را کارگر و دانشجو و زنان تا مغز استخوان می چشند.
۱۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۱:۴۱ بֽظֽ | Reply
کاش شنیده میشد: :
شرایط نابسامان اقتصادی ضربه اصلی را به جامعه كارگری میزند و در كنار این امر هم صاحبان صنایع و بنگاههای اقتصادی بهره میبرند.
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۴:۱۹ قֽظֽ | Reply
تفاوت دو دیدگاه :
سرپرست كميته امداد امام خميني(ره):
كشاورزان 120 ميليارد ريال زكات پرداخت كردند
خبرگزاري فارس: سرپرست كميته امداد امام خميني(ره) در گردهمايي مبلغان زكات:كشاورزان درسال گذشته 120 ميليارد ريال زكات پرداختند.
واكاوي فرصتها و تهديدهاي اقتصاد كشور در گفت و گوي فارس با صاحبنظران _ 11
هشدار استاد دانشگاه شيراز در خصوص كويري شدن زمينهاي كشاورزي
خبرگزاري فارس:استاد صاحب كرسي دانشگاه شيراز و دكتراي اقتصاد كشاورزي از دانشگاه كمبريج انگلستان در گفت و گوي تفصيلي با فارس از تهديدهاي بخش كشاورزي كشور و چالشهاي پيش روي آن همچون خطر كويري شدن بخش عمده اي از زمينهاي كشاورزي گفت.
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۴:۳۴ قֽظֽ | Reply
:
دانش اقتصاد دو شاخه اصلی دارد. اقتصاد خرد و اقتصاد کلان. اقتصاد خرد به بررسی رفتار مصرف کننده و تولید کننده می پردازد و اساس آن مدلهای ریاضی است.
خصوصی سازی فرایندی اجرایی، مالی و حقوقی است که دولتها در بسیاری از کشورهای جهان برای انجام اصلاحات در اقتصاد و نظام اداری کشور به اجرا درمیآورند.
واژهٔ «خصوصی سازی» حاکی از تغییر در تعادل بین حکومت و بازار و به نفع بازار است. خصوصی سازی وسیله ای برای افزایش کارایی (مالی و اجتماعی) عملیات یک موسسه اقتصادی است؛ زیرا چنین به نظر میرسد که مکانیسم عرضه و تقاضا و بازار در شرایط رقابتی باعث بکارگیری بیشتر عوامل تولید، افزایش کارایی عوامل و درنتیجه تولید بیشتر و متنوعتر کالاها و خدمات و کاهش قیمتها خواهد گردید. این پیشبینی به جهت مبانی تئوریک و علمی در سطح اقتصاد خرد و همچنین تجربه سایر کشورها امری پذیرفته شده است و در این صورت چرایی مسئله قابل پاسخ و اثبات است اما نکته غامض و پیچیده چگونگی انجام آن و در پیچیدهترین مسئله آن یعنی انتقال مالکیت و نیز شکلگیری بخش خصوصی در جامعه است.
به طور خلاصه برای آنکه خصوصی سازی هرچه بهتر صورت پذیرد باید اقدامات زیر به طور «همزمان» به عمل آیند:
تقویت حقوق مالکیت خصوصی، تغییر ساختار شرکتها، آزادسازی و مقررات زدایی، اصلاح مقررات، اصلاح ساختار مالی (بویژه بازار سرمایه) و بازار نیروی کار؛
تشویق و هدایت درجهت توسعه بخش خصوصی به منظور تحریک رقابت و ورود تولیدکنندگان به بازار؛
واگذاری موسسات عمومی دولتی به بخش خصوصی (تغییر مالکیت).
خصوصی سازی در سطح ملی باید با اتکا بر اهداف استراتژیک خاص آغاز شود چرا که بسیاری از طرحها به علت نبود اهداف استراتژیک مشخص، قابل پیگیری و قابل ارزیابی، یا از حرکت میایستند و یا از مسیر اصلی خود خارج میشوند. اهداف تبیین شده میبایستی بدون تعارض، تداخل منفی و در کوششی هماهنگ و اولویت بندی شده تعریف گردند. اهداف استراتژیک خصوصی سازی می توانند درجهت توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی منطقه و کشور، حذف انحصار و گسترش رقابت، اشتغالزایی، توسعه فعالیت، کاهش هزینههای جاری شرکتها، و کوچک شدن اندازه دولت باشند.
پس از تبیین اهداف باید به دو اصل مهم افزایش سودآوری و تقویت مالکیت خصوصی توجه گردد. مطالعه تاریخی فرایند خصوصی سازی در کشورهایی مانند آلمان، بریتانیا، فرانسه و کشورهایی نظیر روسیه، کره جنوبی، لهستان، جمهوری چک، و اسلواکی —که به لحاظ ساختار اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و رفتاری دارای تفاوتهای اساسی هستند— نشان میدهد در مرحله گذر از اقتصاد دولتی به اقتصاد بازار و شکلگیری نظام بازار به این دو اصل توجه شده است و به فراخور زمان، مکان و شرایط، زمینه های زیر را فراهم و به وجود آوردهاند:
۱) اقدامات «درونی» بنگاه درجهت افزایش بهره وری و سودآوری - توسط مدیران بنگاه - : در این زمینه میتوان به اقداماتی مانند تقویت فرهنگ عمومی کارکنان و مدیران بنگاه، توسعه منابع انسانی، مدیریت سرمایه و افزایش بهرهوری سرمایه، تجدید ساختار و مهندسی مجدد به منظور کاهش سطوح مدیریتی و سلسله مراتب اداری و نیز ادغام فعالیتهای متجانس و حذف فعالیتهای موازی، توسعه امور بینالملل درجهت جذب سرمایه و فناوری، بازنگری در قراردادها به منظور شفاف سازی و همچنین تعریف و ارائه استانداردها و شرایط خصوصی پیمان اشاره کرد.
۲) ایجاد شرایط و بستر «محیطی» به عنوان «موتور» خصوصی سازی - توسط دولت - : نوشته حاضر به عنوان یک حلقه و زیرمجموعه فراموش شده درخصوصی سازی کشور تاکید بر این موارد دارد. بررسی قوانین و برنامه های توسعه و اقدامات خصوصی سازی و مکمل آن در کشور مؤید آن است که دولت فاقد مجموعهای جامع، هماهنگ و مکمل و جهت دار (بویژه مابین نهادها و سازمانها) با اهداف و استراتژیهای کلان خصوصی سازی کشور است.
به طور خلاصه درجهت بهبود شرایط و زمینه های تخصصی «محیطی» خصوصی سازی، حتی قبل از شروع اقدامات اجرایی در مرکز حکومت، ارائه دو بستر زیر ضروری میکند:
ارائه بستر مناسب قانونگذاری: نهادهای قانونگذار (تصمیمساز و تصمیمگیر) با تعیین اولویتها باید از یک طرف قوانین و مقررات لازم را برای ایجاد یک اقتصاد کارآمد مبتنی بر بازار و کوچک شدن اندازه دولت تدوین کنند.
بازنگری قوانین، ارزیابی اثربخشی آنها در اجرا، تدوین و پیشنهاد قوانین جدید ازجمله وظایف این نهادها خواهد بود. در این مرحله مهمترین بحث چگونگی تغییر مالکیت و گذر از بنگاهها و شرکتهای دولتی به شرکتهایی با مالکیت مشترک و یا خصوصی و تقویت حقوق مالکیت خصوصی است. در این زمینه به تدوین قوانینی در موارد زیر اشاره میشود:
گسترش رقابت (قانون ضدانحصار)؛
قوانین روابط بینالملل و داخلی؛
نحوه بازگرداندن سود و چگونگی خارج کردن آن از کشور؛
مالکیت خارجی سرمایه و زمین؛
محدودیتهای تبدیل ارز؛
محدودیتهای درمورد استخدام و اخراج کارگران.
و ازطرف دیگر، قوانین و مقررات لازم را به منظور نظارت بر فعالیت بنگاه خصوصی - و نه بازار - با هدف امنیت و سلامت اقتصاد و جلوگیری از ایجاد شکاف طبقاتی و رانتجویی و رانتطلبی تدوین کنند. قوانین و مقرراتی در زمینههای زیر در این راستا هستند:
محیط زیست؛
حمایت از حقوق شاغلان و کارگران؛
نظارت بر شرایط ایمنی کارگاههای تولیدی؛
نظارت بر آزادی های فردی و سازمانی؛
آزادی ورود و خروج از بازار؛
قوانین و مقررات کار و بیکاری (با تاکید بر جلوگیری از انهدام اجتماعی کارکنانی که به واسطه کوچک سازی اندازه دولت بیکار میگردنند)؛
قراردادها و نحوه حل و فصل دعوی (با نگاه اقتصادی و حقوقی).
ارائه بستر مناسب حمایتی: تشکیل و یا اصلاح نهادها، سندیکاها، انجمن ها و مراکزی که بتوانند طبق «برنامه» مساعدتهایی مالی و غیرمالی را به بخش خصوصی ارائه کنند. این حمایتها به دو صورت زیر طبقه بندی می شوند:
الف: حمایتهای مادی «هدفمند و موقت» که می توانند به صورت بلاعوض، معافیت مالیاتی یا تخفیف مالیاتی و وامهای کم بهره باشد. در این راستا، باتوجه به ساخت مالی کشور که مبتنی بر سیستم بانکی است، همراه ساختن این سیستم با استراتژی خصوصی سازی و حمایت از افراد «کارآفرین» و بنگاههای خصوصی «کارآمد» امری بسیار ضروری است. نکته مهم در اینجا ارائه برنامه تجاری و توسعه از سوی بخش خصوصی و نظارت و کنترل در حمایتها طبق برنامه است.
ب: حمایتهای غیرمادی که با تشکیل و یا اصلاح و تقویت نهادها و مراکزی در ابعاد و زمینه های زیر امکانپذیر میشود:
اطلاع رسانی (داخلی و بینالمللی)؛
تامین اجتماعی و بیمه بیکاری؛
آموزش حرفه ای و تخصصی؛
مشاوره و راهنمایی.
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۴:۴۳ قֽظֽ | Reply
حسینی :
آقای عبدی
آیا خصوصی سازی ناعادلانه هم داریم؟ یا خصوصی سازی بنظر شما کلا عمل خوبیست؟
..................................................................
عبدي:
اگر چه در يك جمله نمي توان پاسخ مورد قولي داد اما خصوصي ساري در غياب حاميت قانون و زيرساختهاي اقتصاد رقابتي و نهادهاي حمايتي هميني مي شود كه مي بينيم.
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۴:۵۱ قֽظֽ | Reply
نقل قول :
از پانزده سال پیش چرخه جدیدی در تاریخ بشری شکل گرفته است که ماحصل آن وضعیت کنونی طبقه کارگر جهان و به تبع آن در ایران است . با فروپاشی نظام اقتصاد جمعی در بخش مهمی از کره زمین و رفع تدریجی بسیاری از دستاوردهای آن از پیش پای گلوبالیزاسیون (globalisasion جهانی سازی) سرمایه داری ، حمله به دستاوردهای اجتماعی ، اقتصادی ، فرهنگی ، بهداشتی ، آموزشی طبقه کارگر در جهان با ابعاد بی سابقه ای گسترش یافت . و محو تدریجی دستاوردهای کارگران مثل حداقل ساعات کار ، قراردادهای رسمی و با پشتوانه کار و سپس در هم کوبش تشکیلات کارگری در برخی از کشورها ؟، تغییر موضع رهبران برخی نهادهای بین المللی کارگری ، پرورش روحیه فردگرایی به جای جمع گرایی و احساس مسئولیت جمعی و جهانی ؟، حذف بسیاری از یارانه های دولتی پیرامون بهداشت و بهزیستی و تحصیل و خوراک و مسکن کارگران و خانواده هایشان در چارچوب دستورالعمل گلوبالیزاسیون و خصوصی سازی (privatization) و اشاعه سیاسی نئولیبرالیسم در سراسر جهان شکل گرفت .
در کشور ما با توجه به سرکوبی و حذف سندیکاهای مستقل و آزاد کارگری و نابودی سازمانها و تشکیلات دیگر کارگری عرصه اقتصاد ، سیاست و اجتماع کاملا" یکسویه در اختیار دولتی ها و اجراکنندگان دستورالعمل های صندوق بین المللی پول و بانک جهانی قرار گرفت که با لایه های سطحی و روکش های به ظاهر مذهبی و دینی بومی تزئین گردید.
در نبود نمایندگان واقعی طبقه کارگر در عرصه های مختلف اجتماعی ، وضعیت اجتماع شدیدا" دو قطبی گردید .
با بی برنامگی کامل که بر امور سایه افکند و تبعیت از برنامه های خصوصی سازی بدون حضور سندیکاها و فدراسیون های آزاد و مستقل کارگری و بدون ایجاد پوشش امنیت اقتصادی – اجتماعی برای بیکاران ، بازنشستگان ، بیماران ، روستائیان و اقشار فرودست اجتماعی ، طبقه کارگر با بحرانی عمیق و موحش روبرو شده است که در تاریخ ایران سابقه نداشته است . نرخ رشد بیکاری که به صورت فزاینده ای در حال افزایش است ، پیش بردن سیاستهای اقتصادی (اقتصاددانان شیکاگو) حذف کمکهای یارانه ای ، وضعیت هر روز بدتری بوجود آورد .
هجوم کالاهای ارزان قیمت و کم کیفیت از طریق قاچاق کالا و شصت و هشت اسکلهء بدون نظارت و دیگر سرپل های ورود کالاهای قاچاق مثل تولیدات چینی دیگر کشورهای آسیای جنوب شرقی ، پایین آوردن هزینه گمرکی بر کالاها ، تکیه دلالان بزرگ داخلی بر ورود کالا و جذب کمیسیون های میلیاردی و چند ده میلیونی ، آسیب های جبران ناپذیری بر پیکره صنعت کشور وارد کرد ، و سیاست خصوصی سازی خودمانی سازی هرچه بیشتر اوضاع برنامه ریزی اقتصادی را خراب کرده است . در نتیجه هزارها کارگاه کوچک و بزرگ دچار رکود و ورشکستگی شدند و نرخ افزایش بهره وری از نیروی کار شاغل افزایش یافت و در مقابل آن با رشد تورم و کم کردن از دستمزدها و خروج انواع کارگاه ها از نظارت قانون کار موجود با توسل به بخش نامه ها و آیین نامه های دولتی و مصوبات مجلس پنجم و ششم و هفتم ، یورش به کارگران مهترض و خواهان کار و مزدهای عقب افتاده ، سرکوب اعتراضات بدون سازمان کارگران توسط نیروهای پلیسی – امنیتی که خود بخشی از مزدبگیران را تشکیل می دهند . تن دادن کارگران شاغل به بدتر شدن شرایط کار برای جلوگیری از اخراج شدن های بی رویه و بزرگ شدن سپاه بیکاران برای ترساندن بخش فعال و شاغل طبقه کارگر برای درخواست نکردن مطالبات کارگری و ایجاد دلسردی و نامیدی در دل کارگران کم سواد ، کم تجربه ، بی تخصص و به تبع آن رشد نا امیدی و گرایش به افیونهای مختلف برای گریز از نا امیدی ذوحی و فکری در اقشار فرودست جامعه خصوصا" جوانان جویای کار ، رکود تقریبا" بیست و چند ساله در جنبش کارگری به دلیل هشت سال جنگ و جلوگیری از سازمان یافتن آزاد کارگران و طرح مطالبات و خواسته های آنان ، هشت سال دوران سازندگی و اعلام آن بعنوان یک برنامه تقدیس شدهء ملی که جلوی طرح درخواستهای کارگری را سد کرد . هشت سال دوران اصلاحات و تلاش برای گسترش فضای سیاسی – اجتماعی – فرهنگی جامعه و آماده سازی فضای ذهنی مردم به خصوص کارگران برای تفکر و طرح درخواستها و نهایتا" رسیدن به پیدا کردن راه چاره توسط کارگران آگاه با تجربه که همانا ایجاد و بازگشایی سندیکاهای واقعی کارگری در چهارچوب مقاوله نامه 87 و سعی در تشکل یابی همهء کارگران را در پی داشت .
قانون کار فعلی در شرایطی به تصویب رسید که سازمان های واقعی کارگری مثل انجمن همبستگی سندیکاهای کارگران ایران و سازمان سندیکای کارگران و نمایندگان راستین کارگران از صحنه های کار و تولید به خشن ترین شکل ممکن حذف شده بودند . در نتیجه قانون کار پر از تضاد و تناقض با اصول قانون اساسی و کنوانسیون های جهانی و بدون تفکر کارگری و حضور نمایندگان کارگران بعد از نه سال رفت و برگشت بین مجلس و شورای نگهبان و نهایتا" با تشکیل هیات تشخیص مصلحت به تصویب رسید .
طی سالهای اخیر که یورش به حقوق کارگران افزایش یافته است ، قراردادهای موقت کار جای قراردادهای رسمی کار را حتی در کارهای مستمر برخلاف قانون کار موجود گرفته اند و صاحبان سرمایه و صنایع از بحران موجود سوءاستفاده کامل را برده و بهره کشی بیرحمانه را از کارگران اعمال می نمایند . سیاستهای تعدیل اقتصادی همنوا با سیاستهای دستوری سرمایه داری جهانی که از کانال هایی همچون بانک جهانی و صندوق بین المللی پول که در اصل پیش برنده سیاستهای تراست ها و کارتل های بزرگ شرکتها چند ملیتی و کنسرن های بین المللی سرمایه گذاری و بازار بورس جهانی هستند ، طوری طراحی اقتصادی را برای کشورهای توسعه نیافته در پیش می گیرند که سطح دستمزد در این کشور ها به بیرحمانه ترین حداقل ها برسد ، تا بتوانند با بهره برداری از این نیروی کار ارزان چه به صورت صدور نیروی کار ارزان کشورهای توسعه نیافته به کشورهای توسعه یافته از این نیرو به مفت بهره برداری کنند . و یا با انتقال صنایع و تکنولوژی های سنگین و مضر و آلوده کننده محیط زیست ، همچون فولاد ، شیمیایی ، پتروشیمی و ....از نیروی کار ارزان و کارگران بی پناه و بی تشکیلات آنجا سوء استفاده و بحران عمیق سرمایه داری را به قاره آفریقا ، آمریکای لاتین و جنوب آسیا منتقل کنند .
سیاستهای تعدیل اقتصادی در کشور ما و در راستای این ، سیاست بین المللی سرمایه داری امپریالیستی به پیش رفت و منجر به نابودی صدها هزار شغل و بیکاری میلیونها کارگر شد که اکثر آنها کارگران جوان و به تدریج تحصیلکرده می باشند .
راه دستیابی به حقوق صنفی کارگران طی سیصد سال گذشته در جهان با افت و خیز فراوانی طی شده است که ماحصل آن در کشورهای توسعه یافته تشکیل سندیکاها و اتحادیه ها و فدراسیونها و کنفدراسیونهای کارگری در سطح کارگاه تا در ابعاد ملی و سراسری است ، نیروی متشکل و سازمان یافته کارگران در نهادهای صنفی خود به ایجاد تعدیل و کنترل بحران اجتماعی – اقتصادی و رشد توازن و تعادل در سه جانبه گرایی ملی کمک می کند . این تجربه پیشرفته ترین کشورهای جهان به لحاظ توسعهء همه جانبه و حکمرانی مطلوب می باشد . حضور نمایندگان راستین طبقه کارگر در چانه زنی های اجتماعی که از حمایت نیروی متحد و متشکل همکاران خود بهره مند هستند به رشد و شکوفایی جامعه کمک می کند و از گسترش فساد مالی و رانت خواری جلوگیری می کند .
آن بخشی از قوانین موجود که مانع تشکل یابی واقعی کارگران در کشور است ، به خصوص فصل ششم قانون کار است که طرح ایجاد تشکل های کارگری در محل کار را بررسی و سازماندهی کرده است ، فصل ششم قانون کار سراسر متناقض است با اصول 26 و 27 قانون اساسی و مقاوله نامه 87 ، تبصره سه ماده 22 اعلامیه جهانی حقوق بشر و منشورهای جهانی حقوق بشر ، همچنین اصل آزادی انسان ها را در انتخاب تشکل مورد نظر خودشان از آنها می گیرد . به علاوه دخالت عوامل غیر مسئول در امور کارگری در سرکوب و بگیر و ببندهای کارگران از دیگر موانع رشد و ایجاد سندیکاهای مستقل و آزاد کارگری است . عدم توجه به قانون و اجرای قانون توسط مجریان و تصمیم گیرندگان قانونی و ضعف دانش و آگاهی نسبت به حقوق و قوانین افراد در جامعه چه در بین کارگران و علاقه مندان و فعالان مسائل کارگری و مقامات دولتی اعم از بازجویان ، ماموران پلیس ، انتظامی ، امنیتی – اطلاعاتی ، بازپرس ها و دادیاران نسبت به حقوق ملی و بین المللی کارگران از اصلی ترین مشکلات و موانع رشد تشکل یابی قانونی کارگران است . عدم باور به اصل سه جانبه گرایی در تصمیم گیری های مربوط به حقوق کار با حضور نمایندگان راستین سراسری کارگری – کارفرمایی – دولتی در نهادهای عالی تصمیم گیری سه جانبه گرایی مثل شورای عالی کار از سوی وزارت کار – اطلاعات – کشور و نیروهای انتظامی در تناقض با بیان پذیرش سه جانبه گرایی و عضویت در سازمان جهانی کار (ilo) و اعمال سیاست دوگانه خارجی – داخلی در این زمینه از دیگر موارد این موانع حقوقی و قانونی و اجرایی در پیش روی فعالان کارگری برای ایجاد تشکل واقعی و مستقل و آزاد کارگری و فعالیت آنهاست . به نظر می رسد که امر آموزش حقوقی به ویژه آموزش فصل سوم قانون اساسی (حقوق ملت) و مقدمه قانون اساسی در زمینه رعایت حقوق مردم ، قانون کار ، مقاوله نامه های بنیادین کار (هشت مقاوله نامه به خصوص) ، اعلامیه جهانی حقوق بشر ، قوانین مدنی و آئین دادرسی ، و دو منشور اجتماعی ، سیاسی ، فرهنگی و اقتصادی مدنی سازمان ملل متحد و آموزش زندگی اجتماعی ، اتحادیه ای و تاریخ جنبش های کارگری در جهان و ایران ، شناخت از نهادهای ملی – منطقه ای – بین المللی کار و سه جانبه گرایی و جهان از قبیل ituc ، itf ، ilo ، wto ، un ، و ....از طریق تشکیل جلسات و سمینارهای بحث آزاد و در این مورد ، در بین نهادهای مختلف مدعی نمایندگی کارگران و ایجاد حس مسئولیت آموختن پیش از طلبیدن و چگونه طلبیدن که کمترین هزینه را برای کشور و مردم به خصوص کارگران در بر داشته باشد .
پیش از همه آموزش همهء ما در هر جایی که هستیم برای تشکیل سندیکاها و اتحادیه ها و فدراسیون ها و کنفدراسیون های ملی سندیکایی و دعوت عمومی و سراسری از همهء تلاشگران عرصه حقوق کارگران در سطح کشور برای ایجاد کمیته های دفاع از حقوق کارگران با عهدنامه و منشور واحد در سراسر کشور بر پایه حقوق ملی و جهانی کار اعم از کارگران ، روشنفکران ، وکلای دادگستری ، دانشجویان ، معلمان ، استادان دانشگاه ، پرستاران و دیگر مزدبگیران عرصهء کار تولیدی و خدماتی از دورترین نقاط و روستاها تا شهرهای بزرگ و پایتخت و طرح موضوع با مسئولان مملکتی به خصوص وزیر کار و دیگر مسئولان ارشد کشور برای ایجاد درک درست و رفع موانع نسبت به موضوع فوق به عنوان یگانه راه حل بحران ها و تنش های اجتماعی و ایجاد وحدت ملی در برابر فشارهای خارجی که خود نیازمند اجرای به دور از تنگ نظری و انحصارطلبانه حقوق بنیادین مردم مثل آزادی بیان ، مطبوعات ، رسانه ها ، تشکل ها ، سندیکاها احزاب ، سازمان های غیر دولتی ngo ها ، که موجب ایجاد وفاق ملی و استفاده از تمام ظرفیت خلاقه توده مردم که اکثریت آنرا کارگران (مزدبگیران) و خانواده هایشان تشکیل می دهند و حافظ و صاحب اصلی کشور آنها هستند و دولت و حکومت باید خدمتگزار آنها باشد .
رفع موانع تشکل یابی کارگران و سایر اقشار جامعه تنها راه رسیدن به یک جامعه آزاد و دمکراتیک است .
منصور اسانلو
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۵:۰۵ قֽظֽ | Reply
سرتاج :
آقای عبدی چرا در ایران نظارت در معنای دقیق كلمه بر سیاستهایی كه دولت اعمال میكند وجود ندارد؟
چرا در ایران هیچ ناظری بر کارهای دولت وجود ندارد؟
آیا فردی كه در یك مدرسه درس میخواند احتیاج به اخذ كارنامهای ندارد؟
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۵:۱۵ قֽظֽ | Reply
پس چرا سهمشان را نمیدهند؟ :
هاشمی رفسنجانی در دیدار جمعی از کارگران:
اگر سهم واقعی کارگر داده شود مشکلات کشور به سرعت حل خواهد شد
تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام رضایت مردم را از شاخصهای حکومت خوب خواند و گفت: اگر سهم واقعی کارگر از تولید داده شود و اگر احترام انسانی و کرامت نیروی کار جامعه در همه سطوح سیاسی، اجتماعی و اقتصادی منظور شود مشکلات کشور به سرعت حل خواهد شد.
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۵:۲۰ قֽظֽ | Reply
علی - ژنو - 'می سوزیم و می سازیم' :
پیرمرد با دستان پینه بسته در گوشه ای از خانه محقری که در آن همسر و چهار فرزند او زندگی می کنند به پشتی تکیه داده و در حالی که چای او سرد شده به دیوار روبرو خیره شده است.
اول ماه نزدیک است و زمان پرداخت اجاره خانه بازهم بسرعت برق و باد از راه رسید.
او که به سختی می تواند فقط از پس پرداخت کرایه خانه برآید، این روزها باید دختر خود را روانه خانه بخت کند و تامین جهیزیه دختر هم به غصه های او اضافه شده است.
او کارگری است که تازه اخراج شده و در این سن و سال تازه باید با مشکلات دست و پنجه نرم کند.
در سالهای اخیر و بویژه پس از روی کار آمدن دولت نهم بسیاری از کارگران با مشکلات جدی معیشتی روبرو شده اند.
ورشکستگی بعضی از کارخانجات و اخراج گسترده کارگران در ایران باعث شده این قشر از جامعه ایران، در زندگی روزمره با مشکلاتی جدی مواجه شوند.
البته کم نیستند کارگرانی که برای ماهها، حقوقی از کارفرمای خود دریافت نکرده اند و با توجه به موج فزاینده تورم در ایران درآمد این کارگران کفاف زندگی آنها را نمی دهد.
به گفته منابع رسمی در حال حاضر حداقل دستمزد کارگران ایرانی ۱۸۳ هزار تومان تعیین شده و در بسیاری موارد با احتساب مزایا حداکثر به ۲۳۰ هزار تومان می رسد. این در حالی است که به گفته کارشناسان اجاره خانه در تهران و مراکز استانها در ایران به طور متوسط در سال گذشته حدود ۳۰۰ هزار تومان بوده است.
البته نبود بیمه مناسب درمانی و تامین اجتماعی و قراردادهای کوتاه مدت هم از دیگر دغدغه های کارگران ایرانی است.
در حالیکه عده ای از کارشناسان اقتصادی علت تشدید مشکلات کارگران را پایین بودن قیمت مواد اولیه وارداتی می دانند که قدرت رقابت تولید کنندگان داخلی را سلب کرده است، بعضی دیگر این مشکلات را بر آمده از سیاستهای نامناسب اقتصادی دولت محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری ایران دانسته اند.
علی حق، خبرنگار امور کارگری در ایران می گوید: " مجموعه سیاستهای اقتصادی دولت محمود احمدی نژاد که با اصول و قواعد علم روز اقتصاد در دنیا منطبق نیست، وضعیت کارگران را بسوی بحرانی تر شدن تولید در کشور سوق داده و بر همین اساس نه تنها امنیت شغلی کارگران در سال جاری بیشتر به خطر افتاده و شمار واحدهای تولیدی که دچار رکود یا تعطیلی شده اند بیشتر شده، بلکه در عرصه معاش کارگری هم به لحاظ رشد نرخ تورم و کاهش قدرت خرید مردم وضع معیشتی کارگران با خطر جدی روبرو شده است".
از سوی دیگر خصوصی سازی بسیاری از صنایع در ایران و موج فزاینده بیکاری و اخراج کارگران باعث شده که آنها از مطالبه حقوق اولیه خود خودداری کنند و به حداقل بسنده کنند.
علیرضا سقفی خراسانی، دبیر کانون دفاع از حقوق کارگران، می گوید این شرایط به وحشت در میان جوامع کارگری در ایران دامن زده است.
به گفته وی قراردادهای موقت و اهرم اخراج کارگران توسط کارفرما باعث شده که کارگران از ایجاد تشکلهای مستقل کارگری برای احقاق حقوق قانونی خود ترس داشته باشند.
هزینه گزاف اعتراضات صنفی
شاید نقطه اتکای کارگران برای دفاع از حقوق قانونی آنها تشکلهای مستقل کارگری و سندیکاها باشد که البته تشکیل چنین نهادهای مستقلی برای کارگران بی هزینه نبوده است.
منصور اسانلو، رهبر سندیکای اتوبوسرانی شرکت واحد، به دلیل اعتراضات صنفی در سال ۸۴ هم اکنون دوره محکومیت ۵ ساله خود را در زندان اوین می گذراند.
هر چند محمود صالحی، فعال کارگری در کردستان که به دلیل شرکت در مراسم روز کارگر در سال گذشته دستگیر شده بود آزاد شد، اما ۱۱ نفر از همکاران آقای صالحی با حکم شلاق مواجه شدند.
در فروردین ماه سال جاری نیز نیروی انتظامی ایران، اعتصاب کارگران متحصن در کارخانه لاستیک البرز را که حدود ۸ ماه حقوقی دریافت نکرده بودند، برهم زد و به آنها حمله کرد.
در این تحصن ۱۴۰ کارگر توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند و پس از سپردن تعهد مبنی بر عدم شرکت در چنین تحصنهایی در آینده، آزاد شدند.
تشدید اقدامات امنیتی علیه تشکلهای مستقل کارگری در حالی صورت می گیرد که به گفته اسماعیل محمد ولی، روزنامه نگار مسائل کارگری در ایران اقدامات دولت نهم به ریاست محمود احمدی نژاد در جهت افزایش تصدی گری دولت بوده است و برخلاف منافع کارگران عمل کرده است
امسال پیش از روز جهانی کارگر مقامات امنیتی ایران به فعالان کارگری و خانواده های آنها برای برگزاری مراسم اول ماه مه هشدار دادند.
شیث امانی فعال کارگری درکردستان که برای جابجایی سند وثیقه خود به دادگاه مراجعه کرده بود بدون ابلاغ قبلی و در آستانه روز جهانی کارگر با اجرایی شدن حکمش از سوی مراجع قضایی دستگیر و روانه زندان مرکزی سنندج شد.
همچنین صدها تن از نیروهای امنیتی از برگزاری تجمع فعالان مستقل کارگری و خانواده هایشان در روز ششم اردیبهشت و در آستانه روز جهانی کارگر در پارک چیتگر تهران ممانعت کردند.
افزایش فشار برای جلوگیری از تجمعات مستقل کارگری در اول ماه مه در حالی صورت می گیرد که رسانه های امور کارگری نیزاز این فشارها بی نصیب نمانده اند.
در حالی که خبرگزاری کار ایران، ایلنا، که تنها خبرگزاری منعکس کننده اخبار کارگری بود، سال گذشته توسط نهادهای دولتی فیلتر شد، امسال در آستانه روز جهانی کارگر نشریه کارگری "راه آینده" هم با شکایت وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی از انتشار آخرین شماره و ویژه نامه خود بازماند.
علیرضا سقفی خراسانی سردبیر ماهنامه راه آینده می گوید جلوگیری از چاپ این نشریه در آستانه روز جهانی کارگر با زمینه سازی قبلی انجام شده است.
تلاش برای اخذ مجوز برگزاری مراسم اول ماه مه در حالی در جوامع کارگری در جریان بود که بسیاری از این درخواستها پیش از روز جهانی کارگر با پاسخ منفی مقامات امنیتی و انتظامی ایران همراه شده بود.
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۵:۳۱ قֽظֽ | Reply
:
من هم با نظر آقاي نعمت اللهي موافقم.
..............................................................
عبدي:
به مرور كمتر خواهد شد.
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۹:۴۸ قֽظֽ | Reply
حبیب ـت :
1 ـ متاسفانه سرمایه دار صنعتی
هرچه کوچکتر بیشبر، آن عنصر یا ایجنس نمایان، و پیدائی است که سرمایه انگلی ، زالوی بازاری و مالی و دیوانسالاری مافیائی و اژدهای سیری ناپزیر مستقلاتی خود را در پس آن پنهان میکند و از مغرض دید مستقیم بدور میماند. و کارگر ، قادر نیست از ورای این روابط چند لایه بهره کشانه ی دوشیده شدن، تشخیص دهد که درکجا و از ورا و درون چه مکانیسمی حاصل کارش ربوده میشود.
2 ـ برای اجتناب از سوء تفاهم !
شعر جالبی را که قبلاً فرستاده ام و جناب عبدی در سایت گذارده اند از خودم نیست.
۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱:۴۸ بֽظֽ | Reply
حاجی واشنگتن :
امروز یکی از سوژه های داغی که در دانشکده های روزنامه نگاری آمریکا مطرح می شود، نقش غیرقابل انکار رسانه ها در زمینه سازی جنگ عراق است. همان روزهایی که دولت بوش در حال زمینه سازی حمله به عراق بود، نیویورک تایمز با چاپ مطلب،از یک سری از اعضای اپوزیسون عراق نقل قول هایی کرد که نشان می داد صدام در حال ساخت سلاح های کشتار جمعی است. همین موضوع مورد استناد بقیه رسانه ها قرار گرفت و وزیرخارجه و مشاور امنیت ملی بوش هم در مصاحبه های تلویزیونی به کرات به همین گزارش اشاره کردند. آن روزها همه گرفتار تب جنگ بودند و روزنامه نگاران هم به خاطر شرایط ایجاد شده بعد از جنگ سرد می ترسیدند دنبال حقیقت بروند.
سه شنبه شب هفته گذشته نیز گزارشی از شبکه سی بی اس پخش شد که سریع مورد توجه برخی روزنامه های خاص و پرقدرت قرار گرفت . عکسی از آقای احمدی نژاد در تاسیسات اتمی نظنز که وزیر دفاع جمهوری اسلامی ایران در این عکس در کنار آقای احمدی نژاد دیده می شود.
ولی این رسانه ها باستناد به این عکس سعی در القاء این موضوع داشتند که اگر برنامه اتمی ایران صلح آمیز است، وزیر دفاع در این تاسیسات چه می کند؟
البته ما میدانیم که آن عکس مربوط به جشن هسته ای بوده و کل هیات دولت همراه آقای احمدی نژاد بوده اند ولی این روزنامه ها و رسانه ها نیز همچون روزنامه و رسانه های دولتی خودمان, تنها با نشان دادن وزیر دفاع در تاسیسات اتمی به دنبال گل آلود کردن و گرفتن ماهی های خود بودند . فردای آن روز، دوباره سی. ان. ان همین گزارش را تکرار کرد. خبرنگار سی. ان. ان گفت: «حالا آمریکا می داند اگر قرار است نقطه ای از ایران بمبارون شود، این نقطه کجاست» و اضافه کرد: «اگر این تاسیسات صلح آمیز هستند، وزیر دفاع در آنجا چه می کند؟»
آقای عبدی ؛
به هر حال من هم فکر میکنم دنیای امروز روی مطالب و مصاحبه های صفحات روزنامه ها میچرخد چون در دنیای امروز این روزنامه ها و روزنامه نگاران هستند که میتوانند دنیا را با نوشته های خود خراب و در همان لحظه نیز میتوانند دنیا را با نوشته ها و مصاحبه های خود بسازنند .
آیا شما - جناب آقای عبدی - برای خود در این خراب کردن یا ساختن دنیا, نقشی را قایل هستید؟
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۲:۱۹ قֽظֽ | Reply
چه کسانی باید طلب مغفرت و استغفار کنند ؟ :
طلب مغفرت و استغفار کنید
تا باران بیآید و خشکسالی نشود!
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۲:۲۱ قֽظֽ | Reply
فرزین :
آقای عبدی , آیا شما میدانید با وجود نزدیکی دولت ما با دولت چین چرا مشعل المپيکی که توانسته از پاکستان و عمان رد شود , از کشور ما رد داده نشده است؟
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۲:۳۰ قֽظֽ | Reply
باید بشود ولی نمیشود!! :
رئيس سازمان ملي جوانان: نگاه انتقادي در جامعه بايد رسميت پيدا كند
اگر جوانان با مهندسي درست وارد ميدان شوند، مي توانند پرچمدار تمام عرصه ها باشند.
به گزارش ايسنا، حجت الاسلام والمسلمين دكتر محمدجواد حاج علي اكبري رئيس سازمان ملي جوانان در جمع منتخبان و نخبگان دانشگاه شهيد چمران اهواز ضمن بيان مطلب فوق تاكيد كرد: اگر جوانان وارد ميدان شوند و غيرت و حميت داشته باشند و با ايمان به ظرفيتهايي كه خداوند در نهاد آنها گذاشته با يك مهندسي درست وارد ميدان شوند، همانطور كه رهبر معظم انقلاب پيش بيني كرده اند، ملت ما مي تواند بر فراز بام علم، دانايي، عزت و افتخار بشريت حضور داشته و پرچمدار تمام عرصه ها باشند.
وي گفت: نگاه انتقادي براي رسيدن به اين اهداف و آن نقطه مطلوب ضرورت دارد و بايد در جامعه ما نگاه انتقادي به رسميت شناخته و تقويت شود.
وي تاكيد كرد: نگاه انتقادي، آن نگاهي است كه آميخته از بيم و اميد است و امتيازات و ضعف ها را مي بيند و به هر دو اين بخشها توجه دارد، نگاه انتقادي يك نگاه سلبي نيست؛ چرا كه نگاه سلبي كه صرفا ضعف ها را مي بيند و غافل از قوت هاست، افسردگي ايجاد مي كند.
رئيس سازمان ملي جوانان در ادامه افزود: جوانان و مردم فهميده و شايسته منابع اصلي كشور هستند كه در مقايسه با تمام امكانات ديگر از جمله موقعيت استراتژيك و ژئواستراتژيك، خليج فارس، منابع تحت الارضي و فوق الارضي زماني براي كشور راهگشاست كه نيروي با اعتماد به نفس بالا و توانمند از نظر روحي و سالم از نظر رواني، پويا و مؤمن داشته باشيم.
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۳:۳۹ قֽظֽ | Reply
مسیر راه پیمایی با مسمی :
راهپیمایی روز جهانی کارگر در مسیر منتهی به قبرستان!!
علی کریمی" فعال کارگری در استان قزوین به یکی از خبرگزاریها گفت: ... طی این مجوز محل برگزاری مراسم روز جهانی کارگران از جلوی امامزاده اسماعیل به سمت مزار شهدا، یعنی مسیر همیشگی تشییع جنازه تعیین شده است!!
جالب نیست ؟ من که پیشنهاد میکنم این را نیز در تقویم ها بنویسند تا در دیگر شهرها و حتی کشورها الگو شود !!
او به اشتباه و بدون توجه به با مسمی بودن این مسیر گفت: نهاد مربوطه در عملکردی مخرب به جای ارج نهادن به مقام و منزلت کارگران و ایجاد شور و شعف، خشم و انزجار جامعه کارگری را برانگیخته است .
کریمی با اشاره به اینکه با نامه نگاری به فرمانداری قزوین خواستار تغییر مسیر راهپیمائی از قبرستان به خیابان های اصلی شهر هستیم گفت: خواست ما برگزاری مراسم با شکوه در مسیر منتهی به میدان های "سبزه میدان"، "ولیعصر" و "میرداماد" در داخل شهر است.
چه انتظارات عبثی!!
مگر دوستان کارگر نشنیده اند که میگویند اگر مرگ میخواهی برو قبرستان؟
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۴:۱۵ قֽظֽ | Reply
عبدالحسینی :
آیا میدانید دلیل علاقمندی به مراسم اول ماه مه در شهرهای کرد نشین از جمله سنندج چیست؟ چرا مثلا در شهرهای دیگر شاهد چنین کوششهایی نیستیم؟ مگر دیگر شهرها , کارگر و روز کارگر ندارند؟
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۴:۳۴ قֽظֽ | Reply
کریم زراعت پیشه :
آقای عبدی
خیلی راحت نوشته اید که از اين رو با آقايان مددي و رضوي كه از كارگران اخراجي شركت واحد هستند و در سنديكاي اين كارگران فعاليت دارند مصاحبهاي را انجام دادم , یعنی اینست حق کسانی که از حقوق همه همکاران خود دفاع کرده و هنوز دفاع میکنند؟ و هیچکس نمی تواند و نباید به این اخراج ظالمانه اعتراض کند؟ که بپرسد چرا این آقایان را اخراج کرده اند؟
خیلی راحت اخراج این عزیزان را بیان و از کنار آن گذشته اید....
به هر حال یکی از مصیبتهای جامعه ما همین قدر نشناسی نسبت به پیشروهاست .
به دلیل بی تفاوتی ماها , روزنامه ها و .... دیگر اقشار دردمند , دیگرهیچ کسی رغبت به پیشتازی و دفاع از حقوق از دست رفته خود و دیگران نمیکند و این بلایی بدتر از بلاهای دیگر است.
اجازه ندهید این بلا بیش از این رشد کند.
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۴:۵۳ قֽظֽ | Reply
:
چرا در آستانه روز جهانی کارگر دستگیریها ،احضارها و تهدیدات علیه فعالین کارگری شدت یافت؟
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۴:۵۶ قֽظֽ | Reply
:
اوٌل ماه می در همه جای جهان فرا رسید و گذشت!،بدون آنکه کسی به فاصله طبقاتی این قشر از سایر اقشار و پتانسیل عظیم همیشگی ایجاد تغییرات توسط آنها نیم نگاهی بیاندازد،پیرزن اوکراینی با عکس استالین یا معترضین ترک در ساختمانی در استانبول یا آن کارگر جاکارتایی که صورنش را پوشانده،هیچکدام آن تصویر واقعی کارگر نیستند،کارگر پیرمرد کنار کوره است با کاری سخت و آینده ای مبهم...
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۷:۱۱ قֽظֽ | Reply
:
42
با سلام
فکر میکنم پرداختن به موضوع کار و کارگران حوزه وسیع تری را میطلبد.اینکه گفته می شود حقوق کارگران توسط کارفرماها تضییع میشود و از طرفی عنوان میشود کارخانه ها رو به تعطیل هستند یعنی کارفرماها هم امنیت و ثبات کاری ندارند. گذشته از اینکه برنامه ها و ساختارها نیز ثبات ندارند اما بایستی پذیرفت نگاه کارگران و کارفرمایان به یکدیگر خیلی مدرن نیست.جمله ای از یکی از سرمایه داران بزرگ آمریکایی در مواجهه با نمایندگان سندیکاهای پرقدرت کارگری نقل میکنند به این مضمون " من وقتی در مقابل شما قرار میگیرم باور دارم مقابل یک رقیب یا یک طرف معامله بزرگ قرار دارم و بایستی از منافع خودم دفاع نمایم " یعنی در دنیای سرمایه داری یا به تعبیری امپریالیستی نگاه طرفین دیگر نگاه قرون 18و19 نیست.باید دو طرف بپذیرند به یکدیگر کاملا وابسته اند و در صورت تعامل و نزدیکی میتوانند بر روی سیاستها و برنامه های کلان دولت ها تاثیرگذار باشند.
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۱:۵۹ قֽظֽ | Reply
lمصطفی1 :
زندگی طبقات اجتماعی متاثر از شرایط اقتصادی است اگر هرمی را در نظر بگیریم که از چیدمان عوامل متعدد معماری ساختار اجتماعی را بعهده دارد بیشک عامل اقتصاد راس هرم را اشغال میکند در حقیقتشزایط اقتصادی مهمترین عامل در شکل گیری رفتار های اجتماعی است بروز معضلات و نابسامانی ها تحت همین شرایط شکل میگیرد بیشترین عامل بروز و رشد مسائلی نظیر فساد ، نا امنی ، جرم و جنایت ویا نا امیدی و نگرانی که مستقیما ناهنجاریهای رفتار اجتماعی را می سازند تحت تاثیر عامل اقتصاد اند حتی شرایط سیاسی تابعی از اقتصاد است . دولتها معمولا در ایران از دیر باز وعده برقراری عدالت داده اند اما هر لحظه با خوراندن داروی اشتباه به اقتصاد بیمار خود را در معرض اتهام شعار محوری قرار داده اند بزرگترین اتهام دولتها در طول سالیان دراز دادن وعده های تو خالی و عدم پایبندی بقول و شعار بوده است اما در واقع خیلی از این دولتها بی تمایل به انجام وعده نبوده اند منتها چیزی که باعث ناکامی انها بوده انتخاب راه کارهای غلط و در نتیجه گرفتار بیماری مزمن توهم توطئه شده اند و این بیماری مسبب اتخاذ تصمیمهای غلط تری شده که شرایط را بسیار وخیم تر نموده است . این روزها بحث اجرای اصل 44 قانون اساسی و روند کند خصوصی سازی را شاهدیم اما انچه که اتفاق افتاده واگذاری با شک و شبهه ای است که نمی توان انرا روندی در راه خصوصی سازس اقتصاد و در نتیجه کاهش تصدی گری دولت بر اقتصاد دانست روشهای پیش گرفته شده همچنان حضور دولت را نه بعنوان سیاست گذار بلکه بعنوان مرکز صدور بخشنامه و دستور برای اجرای امرانه انهانشان میدهد دولت همچنان به تثبیت قیمت و کاهش نرخ تورم با دستور و ارعاب متوسل میشود در حالیکه علم اقتصاد تعریفی متفاوت از خصوصی سازی را سالهاست که ارائه نموده و راهکار های اجرای انرا هم نشان داده است اما گویا در ایران قرار است هرکس که بر صندلی قدرت تکیه میزند بکلی منکر علم و راهکار های تجربه شده باشد ذهنیتی که دولتها بان مبتلا میشوند تحقق عدالت اجتماعی با امریه و فرمان و این جور راه هاست بهمین دلیل امکان حضور تشکلهایی که بظاهر در بهبود وضعیت اقتصادی و برقرای عدالت اجتماعی مفید و ضروری هستند در ذهن انها ابزاری برای دشمنی با انها تلقی و بسختی با شکل گیری انها مقابله و مبارزه میکند . امروزه این امر کاملا بدیهی است که تشکل های غیر دولتی یا ان جی او ها یکی از عوامل مهم توسعه اقتصادی و ایجاد عدالت اجتماعی هستند خلاصه کلام اینکه رسیدن به عدالت اجتماعی و اقتصاد پویا که منجر به داشتن اجتماعی کم فساد و ایمن میشود قبلا تعریف و تجربه شده راه دیگری وجود ندارد بی جهت در پی کشف و ابدا تازه نباید بود ذهنیتها را باید عوض کرد
چشمها را باید شست ، جور دیگر باید دید
۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۴:۳۳ بֽظֽ | Reply
:
منظور كاهش مطالب سايت نبود بلكه در صورت امكان فاصله ي زماني بين پست هاي مختلف بود.
.............................................................
عبدي:
به مرور رعايت مي شود.
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۹:۱۹ قֽظֽ | Reply
davood :
باسلام . میخواستم بگویم من برای همه مردم ایران مخصوصآ قشر کارگر متاسفم . چون به سادگی آب خوردن مجوز کار به سیصد هزار افغانی میدهند وبیمه کردن آنها را اجباری می کنند ودر وا قع مقدمات ماندهکاری آنها در این مملکت بی درو پیکر و را فراهم مکنند اما صدای هیچ کس حتی نمایندگان قشر کارگری در نمی آید .. الان یک کارگر افغانی از یک کارگر ایرانی بیشتر درآمد دارد چون نه مالیات میدهد نه عوارض میدهد واز همه امکانات یک ایرانی استفاده میکند . بخداقسم 50% مشکلات این مردم بهخاطر حضور این اتباع بیگانه است
۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۲:۰۵ بֽظֽ | Reply
سؤال از آقای davood :
آیا میدانید کانادا چند برابر بیشتر از ایران اتباع خارجی دارد که باعث رونق و سازندگی آن کشور شده؟
آیا اتباغ خارجی بدون کار و زحمت پول دریافت میکنند؟ و آیا میدانید چند برابر اتباع خارجی در ایران , چند میلیون ایرانی در کشورهای دیگر زندگی میکنند؟
آیا اگر دیگر کشورها نیز به ایرانیان آنجا اینگونه نگاه کنند , رواست؟
چرا فراافکنی کرده , بی برنامه گی دولت را سر اتباع پناه آورده به ما می شکنید؟
اگر این عزیزان جای شما را تنگ کرده اند , حرفی نیست , من بسهم خود هنوز جا برای پذیرایی آنان دارم.
خوب نیست آدم اینقدر تنها بفکر خودش باشد.
آیا اگر آمریکاییها به کشور ما آمده بودند شما با آنان همیگونه برخورد میکردید؟
آیا تاریخ گذشته را نخوانده اید که افغانستان و ما یک کشور بودیم که استعمار ما را از هم جدا کرده؟
و هزاران سؤال دیگر که بعد از شنیدن جواب ها خدمتتان تقدیم میکنم.
۱۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۰:۳۲ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/854