آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

مصاحبه

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷

مصاحبه با فعالان فرهنگي

عباس عبدی: من به عنوان كسی كه به حركت معلمان نگاه می‌كنم نمی‌دانم كه اولویت مطالبات آنها چیست؟ شاید مسائل مدیریتی از جمله اولویت‌های شما باشد كه از سطح مدرسه تا سطوح بالاتر می‌تواند ادامه داشته یا اینكه اساسا اولویت‌های دیگری در این رابطه مطرح باشد. البته ممكن است مسائل مالی یا چیز دیگر هم به عنوان اولویت‌ مطالبات شما مطرح باشد. اكنون سوال این است كه از میان این مشكلات، معلمان با چه مسئله‌ای به طور جدی درگیر هستند و راه تامین آن مطالبه را چه می‌دانند؟
علی‌اكبر باغبانی: یكی از عوامل تغییر و تحول فكری و اجتماعی در جامعه معلمان هستند. از این‌رو جامعه و حاكمیت باید بسیار زودتر به این نتیجه می‌رسید كه معلمان قشر تاثیرگذاری هستند. به نظر من یكی از مشكلات فرهنگی، اجتماعی و... معلمان هم این بود كه بسیار دیر به آنها توجه شد. اگر زودتر به این نتیجه می‌رسیدند كه معلمان می‌توانند كمك كنند یقینا وضعیت به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد. از سوی دیگر نگاه سیاستمداران به معلمان نیز اصلا نگاه درستی نبود. حلقه‌ای كه مانند زنجیر همه را به یكدیگر وصل كند در مورد معلمان مفقود بود. قشر معلم لااقل روی 14 میلیون نفر دانش‌آموز از سطح ابتدایی تا دانشگاه تاثیرگذار هستند. چگونگی گسترش بسیاری از بحران‌های اجتماعی مثل اعتیاد و... به این قشر هم مربوط می‌شود. پیش از این فریاد می‌زدیم به خواسته‌های ما توجه كنید اما كسی توجه نمی‌كرد. وقتی معلمان متوجه شدند كه نگاه از بالا به آنها ابزاری است و از سوی دیگر كسانی كه در بطن و پایین جامعه هم بودند نگاه نادرستی نسبت به آنها داشتند، روشنفكران نیز نگاهی متناسب با وضعیت به آنها نداشتند از این‌رو آنها ناچار شدند خود به‌طور مستقیم وارد تحولات شوند. از سوی دیگر دیدیم كه نگاه اصلاح‌طلبان نیز به معلمان درست نیست. آنها قصد دارند به نوعی با معلمان كنار بیایند. از این جهت قشر معلم شما چاره را در آن دید كه وارد عرصه اجتماعی و مقاومت شود. اما در پاسخ به سوال شما باید بگویم در راستای خواسته‌های صنفی، نگاهی معیشتی به معلمان داریم. چون این خواسته، خواسته‌ای پایه‌ای است تا مادامی كه دغدغه معیشتی انسان‌ها تامین نشود نمی‌توان وارد مسائل دیگر شد. از این‌رو توجه به معیشت به عنوان مسئله‌ پایه‌ای است. تا مشكل معیشتی انسان‌ها حل نشود آنها نمی‌توانند وارد مسائل دیگر شوند. از این‌رو معلمان باید بتوانند به راحتی زندگی خود را اداره كنند. در این راستا معلمان به آموزش دین و آزادی می‌پردازند. این دو مفهوم اكنون دستخوش تحولات بنیادین شده است. از این‌رو ما به مشكلات معلمان ابتدا دیدگاهی معیشتی داریم و برای تحقق این خواسته‌ها به صورت تشكیلاتی نگاه می‌كنیم. این مسئله در تمام كشور همین‌طور است. هدف ما دستیابی به معیشت برای یك زندگی استاندارد است.
بعد از آن هم اولویت ما مسائل ارزشی است. ما قصد داریم بگوییم در تحولات سیاسی كشور و انقلاب تاثیر داشتیم اما اكنون فراموش شده‌ایم. به این سبب قصد داریم بگوییم ما یك میلیون انسان تاثیرگذار بودیم كه اكنون فراموش شده‌ایم.
علیرضا هاشمی: نگاه ما در رابطه با چرایی حضور در صحنه ناشی از یك نوع بی‌توجهی و نادیده گرفتن آموزش و پرورش و معلمان بوده و است. اما در سال‌های پس از انقلاب شاهد كاهش قدرت خرید معلمان بودیم. این مسئله در آموزش و پرورش بسیار پررنگ‌تر مطرح شد. در این زمان مسائل ایدئولوژیك و... نیز در آموزش و پرورش بسیار پررنگ‌تر مطرح شد. زمانی معلمان خواسته‌های خود را به دلیل جنگ و ویرانی كمتر مطرح می‌كردند. اما پس از كمك این خواسته‌‌ها بیشتر مطرح شد. از سوی دیگر مشكلات اقتصادی و پایه‌ای سبب شده بود كه برخی به دنبال كارهای دیگر و پست‌های دیگر بروند و برخی از معلمان نیز به دنبال كار دوم غیرآموزشی روی آورند. از سوی دیگر بسیاری از مسوولان دیگر سازمان‌ها نیز زمانی آموزش و پرورش بودند اما هیچگاه تاثیری روی آموزش و پرورش و بالا بردن سطح رفاه آن نگذاشتند. اما پس از دوم خرداد «سازمان معلمان ایران» به دنبال نگاهی كه برخی احزاب و گروه‌ها به نگاه خاتمی داشتند كه توسعه را انسان‌محور می‌دانست، تشكیل شد. هدف آنان هم تاثیرگذاری بود. با شروع این مسئله بروز مسائل دیگری از جمله مسائل مدیریتی، ارزشی و... نیز كم‌كم مطرح شد. همچنین در دستگاه وزارت آموزش و پرورش مشاهده می‌شد كه توجهی به تشكل‌ها نمی‌شود از این‌رو یكی از خواسته‌های آنان این بود كه پست مشاور وزیر در امور تشكل‌ها داشته باشیم یا خواستار تشكیل شورای عالی معلمان شدند. به مرور كه در این زمینه جلوتر آمدیم مسائل دیگری هم مطرح شد تا جایی كه بحث دستمزدها مطرح شد اما امروز این بحث در حال از دست دادن اهمیت خود است. امروز بر اثر فشارهایی كه بر تشكل‌های معلمان وارد شده است، اولویت اصلی را حیات تشكل‌ها شكل می‌دهد. از این‌رو هر چند می‌توان گفت كه مسائل اقتصادی از بدیهی‌ترین خواسته‌های معلمان است اما این خواسته‌ها از مسائل اقتصادی آغاز و تا مسائل دیگر تسریع یافت.
عباس عبدی: ضعیف شدن بنیه اقتصادی مختص معلمان نبود بلكه تمام كارمندان شاهد چنین وضعیتی بودند شاید فقط شدت آن در معلمان بیشتر بود. اما مدیران سطح بالا در كشور اغلب از معلمان بودند. از این‌رو چگونه بود كه این بی‌تفاوتی به آموزش و پرورش بیشتر بود؟
نورالله اكبری: ریشه مشكلات و عدم توجه به نگاه مسوولان به پس از انقلاب برمی‌گردد. زمانی برخی مطرح كردند كه تنها راه ما توسعه علمی است. اما متاسفانه اگر به دقت نگاه كنیم می‌بینیم كه در طول 30 سال پس از انقلاب غیر از برنامه چهارم توسعه و چشم‌انداز 20‌ساله كه دانایی محور اعلام شده است، چندان به توسعه علمی توجه نشده است. برخورد با دانشجویان و استادان دانشگاه نیز نشان می‌دهد كه هرگز برنامه كشور، توسعه علمی نبوده است.
در پروسه توسعه علمی باید برای حاملان آن اندك امنیت شغلی ایجاد كرد. البته در ابتدا بخشی از این مشكلات ناشی از جنگ بود. اما نگاه دولت پس از جنگ نیز توسعه علم محور نبود. دولت خاتمی هم توسعه سیاسی را محور برنامه‌هایش قرار داده بود. حتی این توسعه نیز چندان بر بنیان علمی استوار نبود. در این راستا معلمان نیاز به یك توافق حداكثری برای آغاز حركت خود داشتند. این توافق در ابتدا می‌توانست در رابطه با مشكلات و نارسایی‌های اقتصادی حاصل شود. اما معلمان در این نیاز اولیه متوقف نخواهند شد. به‌طوری كه اكنون به مسائل دیگری نیز توجه می‌شود. به عنوان مثال فربهی سازمان و عدم چالاكی آن و تمركز بر امور سطح پایین هم وجود دارد. اكنون معلمان با این مسئله دست به گریبان هستند. این مسئله را در دولت فعلی هم شاهد هستیم كه به عنوان مثال بسیاری از مدیران سازمان سابقه‌های غیرآموزشی دارند. از سوی دیگر می‌توان این مشكلات را در مباحث علوم انسانی و مفاد درسی هم مشاهده كرد. چون معلمان هیچ نقشی در محتوای كتاب‌ها ندارند از این‌رو برای آنان مسئله‌ای ناخوشایند تلقی می‌شود و می‌تواند به عنوان یكی از مطالبات آنها مطرح شود.
این مسئله ریشه در یك نگاه تاریخی هم دارد. بسیاری از مخالفان رشدیه هم امروز وجود دارند اما مدرن‌تر شده‌اند. آنها دیگر با چماق، تخته و نیمكت را نمی‌شكنند بلكه به نحو دیگری عمل می‌كنند. همچنین بحث ایدئولوژیك در آموزش و پرورش هم از جمله مشكلات عمده است.
عبدالله مومنی: به نظر می‌رسد در سازمان آموزش و پرورش نگاه خوبی به مدرك علمی و معیارهای علمی وجود ندارد. همچنین جایگاه معلم در این سازمان بسیار سست است و اصلا به این مسئله توجهی نمی‌شود، ساختار آموزش و پرورش هم مناسب برای تحقق این اولویت‌ها نیست. این مسئله را می‌توان ایدئولوژیك قلمداد كرد از این جهت به نظر من جایگاهی كه معلم در این سیستم دارد و نگاهی ابزاری كه به او می‌شود عدم تكریم او را به دنبال می‌آورد. این مسائل را می‌توان از جمله مشكلات اصلی به حساب آورد البته مشكلات اقتصادی هم اولویت مهمی است. در این سیستم، نظامی منطقی برای ارزشیابی حقوقی وجود ندارد.
علی‌اكبر باغانی: معلم در جایگاهی قرار دارد كه همه جامعه به او می‌نگرند. فقر ظاهری معلم هم بسیار زود خود را نشان می‌دهد. معلم نیاز بیشتری برای بیان مطالب و براساس اولویت‌های روز حركت كردن دارد. وقتی مسوولان چنین نگاهی به ما ندارند، حل كردن قضیه كمی مشكل خواهد شد. از این‌رو از جمله خواسته‌های ما می‌‌توان به استانداردسازی مدارس اشاره كرد. اگر این مشكل مرتفع شود تا حد زیادی فقر از چهره معلم زدوده خواهد شد. آزمایشگاه، كتابخانه و... در مدارس اغلب خالی است. در این بخش از نظام آموزشی فقر مطلق، حاكم است. همچنین فضای بهداشتی و ورزشی لازم وجود ندارد. این امكانات برای مدارس بسیار حیثیتی هستند و در دنیا رعایت می‌شود. از این‌رو معلم‌ها گمان می‌كنند كه اگر زیر سایه این فقر، شخصیت آنان نیز گرفته شود دیگر چیزی برای آنها وجود نخواهد داشت. ما به این علت وارد عرصه شدیم.
عباس عبدی: به نظر شما مطالبات مادی معلمان چقدر است؟
نورالله اكبری: بحث این نیست كه معلمان حتما افزایش حقوق می‌خواهند. معلم به این مسئله فكر می‌كند كه چرا حقوق یك لیسانسیه مثلا در سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی باید دو برابر حقوق یك معلم لیسانسیه باشد. به زبان دیگر هر دستگاهی قدرت چانه‌زنی بیشتری داشت یك نظام ویژه پرداخت برای خود گرفت. در سال 1383 طبق تحقیقاتی كه كردیم بیش از 16 نظام پرداخت حقوق وجود داشت. ما معلمان هم بر همین اساس گفتیم خواستار یك نظام پرداخت ویژه هستیم. در دولت خاتمی اعلام كردند كه قرار است نظام پرداخت هماهنگ حقوق را اجرا كنند تا اینكه رسیدیم به نقطه‌ای كه اكنون در آن قرار داریم. اكنون بحث ما این نیست كه حقوق بیشتری می‌خواهیم، بلكه نظر ما این است كه طبق یك نظام هماهنگ كه بر مبنای عدالت است حقوق بگیریم.
عباس عبدی: اما اگر هر طرحی هم تصویب شود نمی‌آید حقوق كارمندانی را كه اكنون به نسبت شما حقوق بیشتری دریافت می‌كنند را كاهش دهد. بلكه باید تبعیض از میان بردارد. به نظر شما نرخ رفع تبعیض در مورد معلمان چقدر است؟
نورالله اكبری: اصلا بحث ما این نیست كه 300 هزار تومان به حقوق هر معلم اضافه كنید بحث این است كه این افزایش هم قدرت خرید معلمان را بالا نمی‌برد. بلكه ما می‌‌گوییم كه هزینه‌های دیگر مثل بهداشت، مسكن و... را پایین بیاورید و تورم را هم افزایش ندهید. اگر بحث را این‌گونه پیش ببریم خواهیم دید كه حقوق پایه بسیاری از كارمندان با یكدیگر تفاوتی نمی‌كند. اما بسیاری از مزایایی كه آنها می‌گیرند از حقوق ما هم بسیار بیشتر است.
عباس عبدی: اما یك مسئله دیگر كه به چشم می‌‌خورد در مورد تعداد معلمان است. در تمام دنیا هر گروهی كه تعدادشان بیشتر باشد حرف‌شان هم بیشتر به كرسی می‌نشیند. اما چرا در ایران جمعیتی كه كمتر هستند بیشتر حرف‌شان به كرسی می‌نشیند. اگر به صورت مبنایی به ریشه‌یابی این مسئله بپردازیم شاید مسئله كمی بیشتر روشن شود. چرا هر چه جمعیت ما بیشتر باشد قدرت چانه‌زنی كمتری خواهیم داشت؟
علی‌اكبر باغانی: این درست كه در تمام دنیا هر چه تعداد اعضای یك دسته بیشتر باشند قدرت چانه‌زنی‌ آنها بیشتر است. اما در ایران قیف وارونه است. در ایران هر چه كمتر باشیم تاثیر بیشتری خواهیم گذاشت چون اندیشمندان ما توجهی به اقشار نمی‌كنند. اكنون ما دنبال این هستیم كه به ریشه‌یابی این مسئله بپردازیم. ما اكنون در همین راستا قصد داریم اثبات كنیم كه تحت تاثیر هستیم. قبلا دولت نمی‌دانست كه ما می‌توانیم تاثیرگذار باشیم. ما با این كار خود در پی این هستیم كه سهم خود را در جامعه به اثبات برسانیم. ما به این نتیجه رسیده‌ایم كه تاثیرگذاری خود را باید به اثبات برسانیم. در ابتدای اعتراضات برخی به ما می‌گفتند چون شما در لایه‌های قدرت، لابی ندارید بنابراین این موفقیتی در راستای مطالبات خود به دست نمی‌‌آورید ما هم در مقابل ‌گفتیم اصلا ما چیزی اضافه‌تر نمی‌خواهیم. همین بودجه‌ای را كه به عنوان حقوق شاغلین در وزارت آموزش و پرورش اختصاص می‌یابد به ما بدهند نه بیشتر و نه كمتر. در فروردین امسال با نفت بالای یكصد دلار حقوق را با 4روز تاخیر پرداخت كردند. مشكل ما این است.
علیرضا هاشمی: همواره در كشور ما سازماندهی‌ها از بالا انجام شده به همین علت نگاه‌ها ابزاری بود. مثلا اكنون بسیج فرهنگیان 600 هزار عضو دارد. چرا؟ چون یكسری امتیازات را به دنبال خود خواهد آورد.
عباس عبدی: این چه نوع امتیازاتی است؟
افزایش حقوق، اعطای گروه، اعطای درجه، اولویت در انتقال‌ها و... از جمله تاثیرات همین عضویت در بسيج است؟
علیرضا هاشمی: یك دورانی در زمان جنگ اولویت اول ما جنگ بود. در دولت بعدی هم بحثی در رابطه با توجه به خواسته‌های ما مطرح نشد. در دوران اصلاحات البته حقوق معلمان چندین برابر شد. اما فاصله تبعیض حقوقی معلمان با نمایندگان در حدی بود كه نتوانست پاسخ لازم را به دنبال داشته باشد.
علی‌‌اكبر باغانی: ما اكنون به دنبال اعمال حركت‌های منطقی هستیم. دهه اول انقلاب دهه جنگ است. دهه دوم دوران سازندگی و استقرار حاكمیت است. دهه سوم كه مصادف با روی كار آمدن آقای خاتمی شد دهه اندیشه و تشكیلات‌سازی بود. اكنون ما در آستانه دهه چهارم انقلاب قرار داریم. در این دهه توجه به فرهنگ باید در محوریت قرار گیرد. اكنون معلمان می‌خواهند به آموزش و فرهنگ بپردازند، اما برخی كه درك درستی ندارند ما را متهم می‌كنند، اما در این شكی نیست كه همه وارد عرصه فرهنگ شده‌ایم. از این‌رو این دهه، دهه شخصیت‌سازی نیز خواهد بود.
نورالله اكبری: دكتر عباسپور رئیس كمیسیون آموزش و تحقیقات مجلس به ما می‌گفت ما برای هر معلم در بودجه 640 هزار تومان علاوه بر هزینه‌های دیگر به آموزش و پرورش اختصاص می‌دهیم. اما اینكه این مبلغ در كجا هزینه می‌شود ما هم نمی‌دانیم. در این رابطه به كمیسیون اصل 90 هم شكایت كردیم.
عباس عبدی: بودجه به هر حال براساس حساب و كتاب خرج می‌شود. به نظر من این مسئله به شكلی نیست كه اساسا نتوان متوجه محل هزینه شدن آن شد.
نورالله اكبری: اعتراضات و پیگیری‌های ما به هیچ نتیجه‌ای نرسید. سازمان مدیریت و وزارت آموزش و پرورش اعلام كردند چنین چیزی صحت ندارد. اما طبق اعلام نظر مجلس، بودجه تصویبی برای وزارت آموزش و پرورش فقط برای پرداخت حقوق معلمان و كاركنان این وزارتخانه به‌طور متوسط 640 هزار تومان است. اما در راستای سوال قبلی شما كه پرسیدید چرا تعداد زیاد بودن معلمان نتوانست حرف آنان را به كرسی بنشاند باید بگویم كه معلمان هم به مشكلات سایر گروه‌هایی كه مطالباتی دارند دچار هستند. عمده بحث در این رابطه ناظر بر این است كه در كشور ما حركت‌های جمعی مبتنی بر نهادهای مدرن شكل نگرفته است.
علی‌اكبر باغانی: ما در رابطه با مخدوش بودن عدد و رقم شكایت كردیم. سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی معتقد بود كه میانگین پرداخت حقوق به معلمان 450 هزار تومان است اما براساس نظر وزارتخانه و محاسبات ما این نرخ 278 هزار تومان بود. مقامات وقتی این سه رقم 640، 450 و 278 هزار تومان را دیدند تعجب كردند. در همین راستا اكنون می‌بینیم كه وزیر آموزش و پرورش هیچ ملاقاتی نمی‌دهد. در رابطه با این عدد و رقم بحث فساد اداری هم مطرح است. براساس آمار تعداد شاغلین در وزارتخانه یك میلیون و 80 هزار نفر است و 95 درصد بودجه 7500 میلیارد تومانی وزارتخانه هم برای پرداخت حقوق كاركنان، هزینه می‌شود. این قضیه باید روشن شود. معادله سختی هم نیست. اكنون تلقی جامعه این است كه معلم دیگر فقیر نباشد. خط فقر در جامعه امروز ما 700 هزار تومان و میانگین حقوق ما 278 هزار تومان است. اكنون خواسته ما اجرای لایحه مدیریت خدمات كشور یا همان نظام پرداخت‌ هماهنگ حقوق، حق‌التدریس، هم‌ترازی، ارتقا، مدیریت انتخابی، استانداردسازی مدارس و دیگر قوانین مجلس است.
عباس عبدی: شما می‌توانید خواسته‌های خود را با این توان تشكیلاتی به دست آورید؟
علیرضا هاشمی: توازنی بین حركت‌ها و خواسته‌های ما وجود ندارد...
عباس عبدی: این می‌تواند مشكل ایجاد كند. طرف مقابل شاید خیلی روی مطالبات مادی شما حساس نباشد. اما گاهی توان برآورده كردن مطالبات مادی را ندارد. اما از این می‌هراسد كه این مطالبه مادی به مسائل غیرمادی تسری یابد. مسئله اصلی كنش صنفی است كه حاكمیت می‌ترسد به مسائل غیرصنفی منتهی شود. البته این تنها تقصیر معلمان نیست. بلكه كل ساخت سیاسی با چنین مشكلی روبه‌رو است.
عبدالله مومنی: ساختار آموزشی ما با آموزش و پروش گره خورده است. حتی آموزش عالی هم به شدت به این ساختار وابسته است. به نظر من علت انتقاد به ساختار آموزشی ما دو دلیل عمده است. یكی از این دو دلیل عدم گستردگی لازم تشكیلات معلمان است. به عنوان مثال معلمان ما همین كانون صنفی را تنها در زمان اعتراض می‌شناسند. تشكیلات معلمان با بدنه اجتماعی خود ارتباط چندانی ندارد. از این‌رو فكر می‌كنم تشكیلات معلمان با ساختار اجتماعی جامعه ارتباط ارگانیكی ندارد. در این شرایط مطالبات معلمان انباشته می‌شود و در زمان اعتراضات رویكرد سیاسی به خود می‌گیرد. به نظر من در چنین ساختاری نمی‌توان به خواسته‌های معلمان پاسخ مناسب داد و باید خواسته‌های معلمان را قدم به قدم مطرح كرد...
علی‌‌اكبر باغانی: من این ادعا را قبول ندارم. ما در همه استان‌ها عضو داریم. در هر استان حداقل چند هزار نفر هستند كه در این تشكیلات عضویت دارند. اما فضای بسته سیاسی اجازه كار نمی‌دهد. هیچ چیزی در اختیار معلمان نیست. امكانات ملی در سطح كشوری نداریم. سوال من این است كه چرا روشنفكران و تاثیرگذاران عرصه فكر و اندیشه به این خواسته‌ها توجهی نكرده‌اند.
عباس عبدی: اینكه چرا دیگران به این امر نمی‌پردازند به این دلیل است كه ابتدا باید متولی امامزاده حرمت آن را نگه دارد. به نظر من معلم‌ها هم تعدادشان زیاد است و هم با جمعیت زیادی روبه‌رو هستند. آنها می‌توانند در كلاس به بیان مشكلات خود پرداخته و مردم را با مشكلات خود آشنا كنند. این یك میلیون نفر می‌توانند به خواسته‌های خود جامه عمل بپوشانند. البته یكی از مشكلات آموزش و پرورش هم وابستگی به درآمدهای نفتی است. به نظر من مادامی كه این مسئله حل نشود نمی‌توان انتظار تحول در این بخش را داشته باشیم. چرا كه در این شرایط نظام آموزش و پرورش فاقد حداقل رقابت است. به نظر من بهتر آن است كه پول نفت را به سازمان‌های منطقه‌ای آموزش و پرورش بدهند.
علی‌‌اكبر باغانی: سوال من این است كه چرا روشنفكران از معلمان دفاع نمی‌كنند؟
عباس عبدی: به نظر من چون شما خودتان از جمله معلمان هستید نمی‌توانید چنین درخواستی داشته باشید چرا كه از موضع ضعف تعبیر می‌شود. اما افراد دیگر می‌توانند این كار را انجام دهند. از سوی دیگر آموزش و پرورش در ایران بسیار بسته عمل می‌كند. تحقیق در مدرسه به اندازه تحقیق در یك پادگان سخت است.
نورالله اكبری: شما اكنون حتی نمی‌توانید آمار مردودی‌ها را در طول 3 سال اخیر پیدا كنید.
علی‌‌اكبر باغانی: اولین مشكل ما عدم توجه به مجوزهای رسمی و فعالیت قانونمندی است كه مجوز كانون استان‌ها را لغو كردند. آنها اعتقادی به كار تشكیلاتی ندارند. مثلا مجوز كانون كرمانشاه را كاملا لغو كردند. این مشكل برای كانون تهران هم وجود دارد. تا زمانی كه همه معلمان وارد عرصه‌های صنفی نشوند مشكل ما حل نخواهد شد. مسئله دیگری كه از جمله مشكلات ما تلقی می‌شود عدم‌استانداردسازی مدارس است. به نظر من مردم و خانواده‌ها باید این استانداردسازی را خواستار شوند. در سال آینده تحصیلی استاندارد را برای هر كلاس 33 نفر اعلام كردند. در این صورت بسیاری از معلمان مجبور می‌شوند بسیار زودتر بازنشسته شده و كلاس‌های زیادی منحل می‌شوند. ما امروز در مدارس، مددكار اجتماعی، پزشك و... نداریم. همچنین به واسطه حضور نیروهای خاص در رده‌های پایین خبرچینی‌هایی از مدارس صورت می‌گیرد. به بهانه مسائل پرورشی چند هزار نیروی ایدئولوژیك وارد مدارس شده‌اند. چند هزار نیروی نهضت سوادآموزی را به وزارت آموزش و پرورش تزریق كردند و... اینها همه از جمله مشكلاتی است كه سطح تاثیرگذاری معلمان را پایین می‌آورد.
عبدالله مومنی: به نظر من بهترین كار این است ما كمی هم به گفت‌وگو در میان خود بپردازیم. انتقاد از خود بسیار مهم است. ما هیچ مفهومی از سازماندهی مدرن را در خود نهادینه و سازماندهی نكرده‌ایم. از این‌رو هیچ فعالیت مدنی هم كه در خور نام معلم و تشكیلات ما باشد انجام نمی‌دهیم. در پرداخت چنین هزینه‌هایی بسیار خست به خرج می‌دهیم. به نظر من این مسئله بسیار مهم است كه ما وقتی در میان خود به گفت‌وگوی انتقادی نمی‌پردازیم چگونه انتظار داریم كه وزیر با ما گفت‌وگو كند.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

جاويد :

به نظر من به خاطر همان مشكل پيمانه اي نبودن ساختار كل ، آموزش و پرورش نيز در اين ساختار يك مستعمره از سياست است.
در حاليكه آموزش و پرورش خودش يك پيمانه جداست.مي تواند از دل خودش مديرو سياست گذار توليد كند.
ضعف ساختار در آن به شدت به چشم مي خورد و تا زمانيكه به آموزش و پرورش به صورت يك پيمانه جدا كه ورودي و خروجي هاي مربوط به خود را دارد ، نگاه نشود ، هر تفكر سياسي ديگري نيز حاكم شود ، وضع به همين منوال خواهد بود.

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱:۵۲ بֽظֽ | Reply

حبیب-ف :

پرده اول- سه ویاچهار هفته پیش دریک امار گیری درخیابان ازمردم سئوال کردند،که آیا حاضرید مقداری بیشتر مالیات به پردازید.؟ اکثریت جواب دادند بلی اگر در راه بهبودی وضع پزشگی باشد.
پرده دوم - مالیات مستقیم در سوئد بین سی و سی وپنج درصدمی باشد.مالیات بنزین، مشروبات وسیگار کمتر ازشصت درصدنمی باشد.مالیات غیر مستقیم از شیش تا بیست پنج درصدمی باشد.
پرده سوم- در رابطه دولت و شهروندان. در سالهای 1750درمقابل شکایت کارگران کوره های ذوب آهن به مرجعی که وجود داشته بارون محکوم می شود وسوئدرا ترک کرده به آلمان می رود.(ایشان دشواری های دیگری نیز داشته اند)
پرده چهارم- درسوئد تمام مبارزات طبقاتی جنبه اقتصادی داشته است.(هضمش برای خیلی ها مشکل است.)
درسوئد درسال1905دراتحادیه های کارگری به کادرها آموزش می دادند که دربرخود بامسائل دچار احساسات نشوند...وهمه اعضا همیشه باید از همه تصمیمات مطلع باشند.هیچ تصمیمی نباید بدون موافقت اکثریت گرفته شود.
به پرده پنجم که رسیدم کم آوردم فقط مانده که به گویم. دبیری است از پیشه ها ارجمند. و آقای عبدی خیلی زحمت کشیده اید.دستتان درد نکند

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۵:۰۵ بֽظֽ | Reply

صمد :

با سلام
و با تشکر
آقای عبدی
شما قبلا اصرار داشتید بعنوان تحلیل گر مسایل ایران از شما نام برده شود ولی در این دو مصاحبه اصرار دارید که بعنوان پیشکسوت روزنامه نگاران خود را معرفی کنید آیا این دو اصرار با هم تناقضی ندارد؟
و اگر این دو خواست , با هم متناقض است چگونه می توانید این تناقض را برای خوانندگان نوشته های خود توضیح دهید؟
.............................................................
عبدي:
اول اين كه بنده از كلمه پسش كسوت خوشم نمي‌آيد و آن براي خود بكار نمي برم.كلمه كسوت بوده و نه پيش كسوت.هيچ اصراري هم به اين كه مرا چه بنامند ندارم.هر كس مي تواند در نقشهاي مختلفي وارد شود اما بايد در هر نقش مقتضيات آن را رعايت كند.

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۵:۴۹ بֽظֽ | Reply

از همان اول , پرده برداشته شده بود :

در گفت‌وگو با فارس؛
يك مسئول عراقي از مفاد توافق بلندمدت بغداد و واشنگتن پرده برداشت
خبرگزاري فارس: يك مسئول عراقي براي نخستين بار، جزئيات مفاد توافق بلندمدت دولت آمريكا با دولت عراق در زمينه‌هاي سياسي، امنيتي و اقتصادي را كه گفته مي‌شود پيامدهاي گسترده‌اي در عرصه داخلي و سطح منطقه به دنبال خواهد داشت، فاش كرد.

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۵:۵۲ بֽظֽ | Reply

پیش معلم و تقلب ؟ پیش قاضی و معلق بازی؟ :

راهکار های وزارت آموزش و پرورش در مقابل مطالبات معوقه معلمان :


” برای پرداخت مطالبات معلمان،چند راه تاكنون به ذهن ما رسيده است.... “

” يكي از راهكارها اين است كه پاداش‌ها و مطالباتي كه حجمش از يك مبلغي بالاتر است و به روزمرگي همكاران بستگي ندارد، از طريق سهام عدالت واگذار شود. ... “


” راهكار دوم اين است كه ما به كارخانجات سازنده كالاهاي سرمايه‌اي ارز دهيم و آن‌ها هم رونق به توليد دهند و هم خرج واردات قطعات و موادي كه نياز دارند را بپردازند ... “

” راهكار سوم كه با يك فاصله زماني ممكن است اتفاق بيفتد، اهداي سكه به جاي مطالبات است.... “

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۵:۵۸ بֽظֽ | Reply

به مطالبات معلمان انگ سياسي نزنیم :

به مطالبات معلمان انگ سياسي نزنیم ، پنبه‌‏ها را از گوش خود خارج کنید !

به گزارش ایلنا عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس‌‏هفتم در واكنش به اظهارات سخنگوي دولت مبني بر" اتصال جريان اعتراض معلمان به گروههاي خاص در خارج از كشور" گفت: به عنوان رييس كميته آموزش و پرورش مجلس اجازه نمي‌‏دهم كساني راجع به معلمان اظهارنظر كنند كه اين قشر را درك نمي‌‏كنند. اسدالله عباسي به خبرنگار پارلماني" ايلنا" گفت: اعتراضات معلمان يك واقعيتي است كه معلول يك‌‏سري علت‌‏هاست.
وي نگاه‌‏هاي غيركارشناسانه و غيرمنصفانه و غيرمنطقي بسياري از برنامه‌‏ريزان را نسبت به مشكلات فرهنگيان از علل مذكور خواند و گفت: طي بررسي‌‏هاي صورت گرفته مشخص شده است كه تفاوت حقوق فرهنگيان با ساير كاركنان دولت حداقل يك ميليون ريال است.
عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس‌‏هفتم گفت: اگر معلمان با انگيره‌‏اي معنوي وارد حرفه معلمي مي‌‏شوند، نبايد دليل برآن باشد كه آنها را با چالش‌‏هاي اقتصادي و رفاهي روبرو كنيم و انتظار داشته باشيم كه دم نزنند.
وي اضافه كرد: همچنين نبايد سوءاستفاده برخي رسانه‌‏هاي داخلي و خارجي از فرياد اعتراض معلمان موجب شود تا ما چشم‌‏مان را بر واقعيت‌‏ها ببنديم و فشار را بر معلمان وارد كنيم و آنها را منتسب به گروههاي سياسي و متصل به خارج كنيم.
عباسي تصريح كرد: بنده خودم بيش از دو دهه در عرصه‌‏هاي مختلف آموزش و پرورش فعاليت كردم و لمس مي‌‏كنم كه معلمان از چه مشكلاتي به داد آمده‌‏اند.
وي افزود: متاسفانه معلمان به لحاظ معيشتي و رفاهي در تنگنا هستند و همين امر موجب لطمه وارد شدن به منزلت معلمان شده است.
عباسي افزود: البته موضوعي كه بيش از تمام مسائل مادي مذكور معلمان را رنج مي‌‏دهد، بحث نگاه تبعيض‌‏آميز به اين قشر زحمت‌‏كش است.
عضو كميسيون آموزش و تحقيقات مجلس‌‏هفتم، با تاكيد بر ضعف مديريت در ساختار آموزش و پرورش گفت: برغم افزايش صددرصدي بودجه نظام آموزش و پرورش از سال 83 تاكنون ما هنوز تحول چشم‌‏گير و قابل انتظاري را در وضعيت معيشتي معلمان نديده‌‏ايم.
وي افزود: لذا برخي مسوولان و دولت‌‏مردان به جاي واردكردن انگ سياسي به مطالبات معلمان، بهتر است پنبه‌‏ها را از گوش خود خارج و واقعيت‌‏ها را درك كنند.
نماينده رودسر در مجلس‌‏هفتم ادامه داد: حال اگر در اين بين برخي رسانه‌‏هاي خارجي درصد سوءاستفاده از فريادهاي به حق معلمان براي رسيدن به مطالبات منطقي هستند، نبايد اين انگ را به معلمان زد كه معلمان از سوي آنها تحريك مي‌‏شوند.

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۶:۰۲ بֽظֽ | Reply

:

معلمی شعل انبیاست !!


و خوش بحال انبیا که رفتند و این توهین ها و بی حرمتی ها را بخود ندیدند !!!

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۶:۰۸ بֽظֽ | Reply

:

باغانی : مادامی كه دغدغه معیشتی انسان‌ها تامین نشود, نمی‌توان وارد مسائل دیگر شد.

و ما چه جاهلانه با افرادی که شعار میدادند : نان ,مسکن , آزادی برخورد میکردیم

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۶:۱۴ بֽظֽ | Reply

افسوس :

تمام مشکلات از وقتی آغاز شد که معلمان دلسوز را از مدارس اخراج کردند و بجای آنها معلمان متملق را جاسازی کردند و بعد نیز با آن گزینش استثنایی آن کردند که امروز می بینیم !!
نمیدانم این معلمانی که امروز به وضعیت خود اعتراض میکنند آن زمان که معلمان غیر متملق و آزاده را اخراج میکردند کجا بودند؟
نمیدانم این معلمان در آن زمان که توسط گزینش آنگونه غیر عادلانه گزینش شدند کجا بودند؟
به هر حال , من همیشه به آن کسانی که اساس این ظلم را فراهم ساختند همانی را میگویم که در زیارت عاشورا به آنها میگویند .
اینان همان کسانی هستند که جوانان را به سمت اعتیاد کشاندند
اینان همان هایی هستند که دروغ را رواج دادند
اینان همان کسانی هستند که راه تملقی که خود رفته بودند به بچه های معصوم یاد دادند ....
......
به اینان باید گفت:
چوب نیار بهر کسی
اول خودت دوم کسی

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۶:۲۵ بֽظֽ | Reply

اینهمه با دگران ساخته ای یعنی چه؟ :

در مرکز خواسته های معلمان، افزايش حقوق و دستمزد قرار دارد. پايه حقوق معلمان بسيار پايين است و سال هاست که افزايش پيدا نکرده يا افزايش آن کم بوده است، در حالی که ارزش پول ملی کاهش و تورم سالانه افزايش يافته است و اين مسئله باعث تنزل قدرت خريد معلمان شده است. در جامعه ای که خط فقر ششصد هزار تومان در شهرها تعيين شده است، حقوق ۹۰ درصد معلمان بين دويست تا سيصد و پنجاه هزار تومان است.
آیا میدانید زندگی در داخل محدوده فقر یعنی چه؟



۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۶:۳۰ بֽظֽ | Reply

هرمز یزدانی :

آقای عبدی بنظر شما بعنوان یک تحلیگر مسایل سیاسی چرا حکومت چنان برخوردی را با معلمانی که خواسته های صنفی داشتند و بسياری از آنان پس از تأييد صلاحيت برای تدريس از سوی گزينش آموزش و پرورش، استخدام شده بودند , ( برخوردهای امنیتی , اطلاعاتی و سرکوب) را داشت؟
..........................................................

عبدي:
دليلش را گفته‌ام در مصاحبه هم هست.حكومت احساس كرد اعتراض معلمان دومينوئي خواهد بود كه پس از مرحله‌اي ديگر قادر به كنترلش نيست.

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۶:۳۸ بֽظֽ | Reply

خاموش :

قضییه آن سؤالات گزینش داخلی آموزش پرورش از جمله سؤال پیامبر اکرم از کدام قسمت از کوسفند خوششان می آمد؟ و .... چه شد؟ آیا بالاخره کسی که طراح آن سؤالات موهن بود مشخص شد؟ .... و آیا به دلیل توهین به پیامبر اکرم , سنکسار یا حلق آویز و یا ترور شد؟

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۶:۴۳ بֽظֽ | Reply

:

حال در اين شرايط ، آينده برای معلمان و سيستم آموزش و پرورش ايران چگونه خواهد بود؟

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۶:۴۴ بֽظֽ | Reply

معلمان خارج از کشور کیانند؟ :

خرداد ۱۳۸۶- پرداخت مطالبات معلمان خارج از کشور زودتر از موعد مقرر


به گزارش گروه تهیه خبر تاپ ایرانیان، مدیر کل مدارس خارج از کشور اعلام کرد : مطالبات معلمان ایرانی خارج از کشور 40میلیارد تومان است که امسال زودتر از موعد مقرر پرداخت خواهد شد.

آیت الله ایزدیان مدیر کل مدارس خارج از کشور با اعلام این خبر به مهرگفت : بخشی از این مطالبات در سال 84 و 20میلیارد تومان نیز طی دو مرحله در سال 85 به معلمان پرداخت شد .

وی یادآورشد : قرار است در سال جاری 20میلیارد تومان دیگر به معلمان خارج از کشور پرداخت شود .

آقای عبدی
بنظر شما چراغی که بخانه ی معلمان داخل کشور رواست به مسجد خارج از کشور حلال است یا حرام؟
و اساسا این معلمان خارج از کشور چه کسانی هستند؟ آیا خونشان از خون معلمان داخلی رنگین تر بوده است؟


۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۶:۵۰ بֽظֽ | Reply

فرزانه :

آیا میشود در مورد این جمله آقای نورالله اکبری یک کم توضیح دهید:
.... این مسئله ریشه در یك نگاه تاریخی هم دارد. بسیاری از مخالفان رشدیه هم امروز وجود دارند اما مدرن‌تر شده‌اند. آنها دیگر با چماق، تخته و نیمكت را نمی‌شكنند بلكه به نحو دیگری عمل می‌كنند.
............................................................
عبدي:
منظورشان مخالفت برخي از روحانيون در صدر مشروطيت با تاسيس مدارس جديد از سوي مرحوم رشديه (موسس مدارس جديد در ايران)است كه امروز شكل ديگري به خود گرفته و نكته درستي هم هست.

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۶:۵۵ بֽظֽ | Reply

:

خسته نباشید
یعنی مسؤلان بعد از سی سال متوجه نشده اند که هر چیز که منع کنند آتش اشتیاقش را روشن کرده اند و اگر در آستانه روز کارگر و معلم اجازه ندهند در مورد مسایل و مشکلات آنها صحبت شود بعد از آن بیشتر خواهند نوشت ؟

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۶:۵۷ بֽظֽ | Reply

محمد حسين :

اين دو مصاحبه در كنار هم معنا دار و جالب است و امكان مقايسه بين دو جنبش را براي خواننده فراهم مي كند.
جنبش كارگري يك جنبش واقعي، كلاسيك و جهاني با پشتوانهء تئوريك شگفت اوري است اما جنبش معلمين يك جنبش داخلي و مقطعي است و در حقيقت جزئي از جنبش كارگري محسوب مي شود.
معلمين فوق در فضاي مبهم و غبار الودي در اين مصاحبه سخن مي گويند ! انتقاد انان از روشنفكران نشانهء ادراك ايشان از فقدان بن مايه هاي تئوريك و وجود تضادهاي جنبشي است كه درگيرش شده اند !مثلآ در جائي خود را متولي فرهنگ جامعه مي دانند و در جائي ديگر دغدغهء معاش خود را پر رنگ طرح مي كنند!دغدغهء منزلت خود را دارند و هم دغدغهء تربيت فرزندان مردم را!
به نظر من معلمين در قالب يك جنبش به ما هو جنبش دچار پارادكسهاي زنجيره وار مي شوند و مجبورند براي مؤثر واقع شدن يكي-يكي اين زنجيره ها را قطع كنند و نهايتآ حول دستمزدشان با هم ائتلاف نمايند ( چه اينكه اندك تجاوز از اين مرز جنبش انها را زمين گير مي كند) و اين هم يعني جنبش كارگري!
دغدغه هاي منزلتي معلمين با جنبش كارگري اين تفاوت را دارد كه كارگران خود را با يك انسان مقايسه مي كنند( كالري مورد نياز، بيمه در برابر حوادث، حقوق مناسب با كار و...) اما معلمين عمومآ خود را با دهكهاي بالاي درامدي و منزلتي قياس مي نمايند به عبارت ديگر دغدغهء منزلتي معلمين در ذات خود يك دغدغهء كاستي است كه موضوع ان فراتر از ميزان در امد ماهيانه است علت اين نوع مقايسه ريشه هاي سنتي و تاريخي دارد كه از ذكر ان خودداري مي شود اما به هر حال علتي است كه جنبش معلمين را از ساخت مدرن جنبشهاي اجتماعي جدا ساخته و انها را وارد يك فضاي مختص به خود و ناشناخته نموده و ناكام مي گذارد.
البته اين نكتهء بسيار درستي است كه معلم بايد وقت كافي براي مطالعه داشته باشد تا بتواند كارش را بهتر انجام دهد تا اينكه براي معاش خود كار دوم انجام دهد! اما بايد گفت اين مسئله اي فراتر از صنف معلمين است و مشكلي مربوط به كل جامعه و نشانگر نگاه ، توانائي يا مزيت سنجي جامعه و حكومت نسبت به موضوع تعليم و تربيت فرزندانش مي باشد لذا در اينجا بايد احزاب سياسي وارد عمل شوند تا اينكه جنبش صنفي معلمين خود را درگير چنين بحثي نمايد . چه اينكه اين موضوع با عواملي همچون ميزان درامد سرانه، اولويتهاي بودجه بندي دولت،سياستهاي كلان تعليم و تربيت و غيره و غيره گره خورده است و نه صنف معلمين كه هيچ صنف ديگري به تنهائي قادر به حل ان نيست و به قول اقاي عبدي مربوط به ساخت سياسي است لذا معلمان مي توانند در شاخهء مربوطه در حزب سياسي مورد نظر خود فعاليت كنند تا انگاه از فقدان تئوري لازم هم رنج نبرند.
بد نيست در همين جا يك نكتهء مهم را عرض نمايم و منظورم صنف معلمان نيست بلكه همه را در بر مي گيرد؛
در فرهنگ عرفي ما سياست امري مذموم است و سياستمدار انساني بي اخلاق است و خانواده ها فرزندانشان را از ورود در سياست بر حذر مي كنند اما بدبختانه سرنوشت همهء مردم ما بدجور به سياست گره خورده است!
نمي توان هم سياستمدار بود و يا اصلاح ساخت سياسي را ارزو نمود و هم منزه طلب و بي هزينه باقي ماند.


۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۷:۰۱ بֽظֽ | Reply

روستا :

چرا باید سازمان آموزش و پرورش نگاه خوبی به مدرك علمی و معیارهای علمی نداشته باشد؟
وقتی این سازمان که خودش مدرک ساز است اینگونه به مدرک علمی و معیارهای علمی نگاه میکند , و وقتی که حرمت مسجد را به متولی آن واگذار کرده و میدانند , کدام سازمان باید نگاه خوبی به مدرک علمی و معیارهای علمی داشته باشد؟

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۷:۰۳ بֽظֽ | Reply

نگاهی به تاریخ :

از وقتی آقای على لاريجانى كانديداى اصولگراى انتخابات نهم رياست جمهورى، در اولین روزهای بهار سال 1384 , اولين كانديدايى بود كه قدم به ميدان پرچالش مطالبات فرهنگيان گذاشت و در يك سخنرانى انتخاباتى با انتقاد از اجراى ناقص نظام هماهنگ حقوق و دستمزد، به مشكل حقوق و مزاياى فرهنگيان اشاره كرد و آن را از مصاديق تبعيض برشمرد -
هر چند در آن جلسه نیز راهكار اجرايى روشنى براى حل اين مشكل از سوى ایشان اعلام نشد و معلوم نشد عکس العمل ایشان در مواجه با دیدن ظلم چیست؟!! - اما میشد با اندكى خوشبينى، اين گزاره بديهى (تبعيض آميز بودن حقوق فرهنگيان) را به اين شكل تكميل كرد كه در صورت انتخاب لاريجانى، نظام هماهنگ حقوق و مزاياى كاركنان دولت به صورت «كامل» اجرا خواهد شد!! ....
از آن روز برای همه قابل پيش بينى بود كه در روزها و هفته هاى بعد از آن سخنرانی , ، ساير كانديداها نيز با سبدى پر از وعده هاى رفاهى در جمع هواداران خود حاضر شوند ..... و شدند و ..... دیدیم آوردن نفت بر سر سفره هر ایرانی را !!! .....
معلمان , حداقل در ده سال گذشته، با هزاران حنجره , اجراى نظام هماهنگ را خواستار شده اند و جالب اينكه , تقريباً همه مسئولان نظام اين خواست معلمان را كاملاً قانونى و عادلانه دانسته اند!!!
قبل از ورود به بحث , اجازه دهید به سوءتفاهم گسترده اى كه گاهى بر سر واژه هاى بى گناه پديد مى آيد اشاره كنم. به عنوان مثال درك مسئولان و معلمان از واژه روشن و بى ابهام «مطالبات» چند سالى است كه اسير سوءتفاهم شده است. درچند سال گذشته بارها مقامات , وزرا معاونان از طريق رسانه ها اعلام كرده اند كه «مطالبات» معلمان پرداخت شده و يا به زودى پرداخت خواهد شد!!
اما منظور آنها از واژه مطالبات در بيشتر موارد، بدهى هاى معوقه وزارتخانه به معلمان بوده است كه به دليل كسرى مزمن بودجه پرداخت آن يك يا چند سال به تعويق افتاده است. اما مراد معلمان از مطالبات، افزايش، حقوق و مزايا، پرداخت حق مسكن، اصلاح بيمه هاى درمانى، افزايش ميزان بن و اقداماتى از اين دست بوده است.
معلمان مى گويند: «ما مصداق ضرب المثل آش نخورده و دهن سوخته شده ايم. از بس در رسانه ها صحبت از پرداخت مطالبات معلمان كرده اند، عامه مردم گمان مى كنند كه حقوق ما سر به فلك كشيده است، در حالى كه هنوز حتى بدهى هاى وزارتخانه به معلمان به طور كامل پرداخت نشده است. پرداخت بدهى آن هم بعد از چند سال كه نياز به اين همه سروصدا ندارد.» به نظر مى رسد نظام هماهنگ نيز به تدريج در حوزه سياست و تبليغات به سرنوشت مشابهى دچار شود. اجازه بدهيد جعبه در بسته نظام هماهنگ را باز و از ديدگاه مقامات ، دولت، مجلس و معلمان بازخوانى كنيم. برخى از مديران آشكارا مى گويند: «نظام هماهنگ پرداخت ها سالهاست اجرا مى شود!! و رديف هايى مانند حقوق مبنا، افزايش سنواتى، فوق العاده شغل، كمك هزينه عائله مندى، كمك هزينه اولاد، فوق العاده جذب و فوق العاده شغل براساس شرايط شغل و شاغل و ضرايب مشخصى به همه كاركنان دولت پرداخت مى شود و تفاوت حقوق ها ارتباطى به نظام هماهنگ ندارد.»!!
وقتى مبلغ نهايى فيش حقوقى معلمان و كاركنان برخى سازمان ها و وزارتخانه ها و نهادها را در مقابل چشم مديران ارشد قرار مى دهيم كه تفاوت آن به اندازه فاصله «ميان ماه من تا ماه گردون» است با خونسردى عينكشان را جابه جا مى كند و مى گويند: «اشكال از نظام هماهنگ نيست.» آنگاه با زبان فنى توضيحاتى مى دهند كه ماحصل آن اين است كه ...... برخى دستگاه ها به صورت شركتى اداره مى شوند و داراى نظام پرداخت متفاوتى هستند. در برخى دستگاه ها هم كه تعداد پرسنل آنها كم است مديران از محل درآمدهاى اختصاصى و يا بودجه خارج از شمول كه در اختيار آنهاست، به كاركنان خود مزايا و پاداش هاى جبرانى پرداخت مى كنند.....
اصولگرايان نشسته بر صندلى هاى سبز بهارستان هنوز به زبان اقتصادى سخن مى گويند و سياسى عمل مى كنند!!
آنها در سال 83 دولت را ملزم به تهيه و تقديم لايحه نظام پرداخت هماهنگ به مجلس كردند و به جاى اقدام عملى براى افزايش حقوق و مزاياى معلمان توپ «مطالبات معلمان» را به زمين دولت پرتاب كردند. در حالى كه مى توانستند در قالب يك طرح، حقوق و مزاياى معلمان را ترميم و دولت را ملزم به اجراى آن كنند. به اين ترتيب مطالبات معيشتى معلمان در نيمه دوم سال ۸۳ در چارچوب اختلاف بين مجلس و دولت بر سر لايحه نظام هماهنگ قرار گرفت. بهبود وضعيت معيشتى معلمان نياز به پول و تامين منابع مالى دارد، بحث حقوقى و قانونى آن و اينكه آيا كار بايد در قالب لايحه يا طرح باشد، بحث ثانوى و شكلى قضيه است. تصويب بودجه سال ۸۴ در مجلس آب سردى بود كه بر اوهام گرم بخشى از معلمان پاشيده شد و بار ديگر نشان داد كه آرمانگرايى و عدالت خواهى آنگاه كه با ديوار سخت واقعيت هاى اقتصادى و محدوديت منابع كشور برخورد مى كند، جاى خود را به واقع گرايى و عمل گرايى مى دهد. كارنامه مجلس در آن مقطع و به خصوص داستان استيضاح وزير نشان داد كه اولويت هاى وزارت آموزش و پرورش براى اصولگرايان همچنان عزل و نصب مديران و احياى معاونت پرورشى است و نگاه آنها به اين بخش يك نگاه سياسى و عقيدتى است.
بنظر میرسد ديدگاه دولت خاتمى در مورد نظام هماهنگ پرداخت واقع گرايانه و فارغ از جنبه هاى آرمانى بود . چون مرتضى حاجى با صراحت در آن روزها گفت كه امكان حل مشكلات آموزش و پرورش از جمله افزايش جهشى حقوق معلمان در چارچوب بودجه و امكانات دولتى وجود ندارد!!
او در آن روزها گفت: دولت قرار است به جاى لايحه نظام هماهنگ، لايحه «مديريت خدمات دولتى» را - كه فروردين ۸۳ پيش نويس آن منتشر و با استقبال سرد معلمان روبه رو شد- به مجلس تقديم كند.
در اين لايحه قرار بود حجم كاركنان دولت از طريق برچيدن تدريجى نظام استخدام رسمى ۳۰ ساله كاهش يابد و دولت تصدى گرى را رها و به نظارت و برنامه ريزى بسنده كند و با افزايش مشاركت هاى مردمى و ورود سرمايه هاى بخش خصوصى بر منابع غيردولتى تاكيد شود و مدارس خصوصى توسعه يابد و اختيارات مالى و ادارى گسترده اى به مدارس داده شود.....
اين لايحه از يك سو با ديدگاه دولت سالارانه اكثريت نمايندگان در تناقض بود و از سوى ديگر با مانع عمده اى به نام ايدئولوژى كارمندى در سطوح پايين كاركنان دولت روبه رو شد . كاركنان دولت با وجود همه مشكلات، همچنان سيستم حقوق بگيرى ثابت و معامله زمان با حقوق را ترجيح مى داند و می دهند و خواستار افزايش حقوق و مزايا در چارچوب همين نظام و ساختار هستند.
دست يافتن به ديدگاه معلمان در مورد «نظام هماهنگ » براى كانديداهاى انتخابات رياست جمهورى نهم كار دشوارى نبود كافى بود كه آنها سرزده به چند مدرسه مراجعه كنند، زنگ تفريح همراه با معلمان يك استكان چاى بنوشند و در گفت وگويى بى واسطه و رو در رو با معلمان شركت میکردند !!
معلمان , با وجود گزینش شدگی شان مثل همه افراد عادی و گزینش نشده در باطن خداد دادی خود خواستار اجراى عدالت و رفع تبعيض هستند چرا که معلم در فضايى تجريدى زدگى نمى كند. او شهروند همين جامعه است. برادرش كارمند بانك است. باجناقش در شركت مخابرات كار مى كند. پسرخاله اش شركت نفتى است. خواهرش عضو هيات علمى دانشگاه است. برادر ش با مدرك ديپلم در يك ارگان خدماتی خدمت مى كند و فلان فاميلش با مدرك سوم ابتدايى در يك شركت خودروسازى بعنوان کارگر استخدام شده است. ممكن است خود , باور داشته باشد شغلش شغل انبیاست , و عارف و بى اعتنا به مال دنيا باشد، اما داستان زندگی از عرفان و اینگونه حرفها گذشته و به فقر و پريشان حالى رسيده است!!
فلانى خانه اش را عوض كرد. ديگرى تعطيلات امسال با خانواده اش به دبى رفت. آن يكى سالى يك بار مبلمان خانه اش را عوض مى كند. پسر دانشجوى باجناقش با تور تفريحى در تعطيلات به اروپا رفت. شنيدن اين حرف ها حالا ديگر كلافه اش مى كند! ..... رغبتى براى رفتن به مهمانى و ديد و بازديد ندارد .... تصحيح ورقه و مطالعه را بهانه مى كند. نگاه همسرش را سرش بار مى بيند و فكر مى كند كه بچه هايش گستاخ شده اند. فكر و خيال لحظه اى او را رها نمى كند. او زياده خواه و تجمل طلب نيست، به يك زندگى حداقلى قانع است اما احساس مى كند كه كنترل زندگى از دستش خارج شده . با خود مى انديشد: «بچه ها چه گناهى كرده اند كه در يك خانواده فرهنگى به دنيا آمده اند.»......
آنچه معلمان از اجراى نظام هماهنگ مى فهمند، بسيار ساده و روشن است. مى گويند ميزان دريافتى «خالص» كاركنان دولت و به عبارتى آخرين رقم فيش حقوقى كارمندان، يعنى مجموع همه رديف هاى حقوق و مزايا، بايد متناسب با مدرك تحصيلى و سنوات خدمت آنان، يكسان باشد، يك دبير با مدرك ليسانس و مثلاً با سابقه ۱۰ سال خدمت بايد به اندازه يك كارشناس شاغل در سازمان مديريت، شركت نفت، مخابرات، نيروى انتظامى، وزارت علوم و شركت هاى دولتى با همان مدرك و سابقه حقوق و مزايا دريافت كند. اينكه سه چهار رقم اول فيش حقوقى كاركنان دولت يكسان باشد، مشكلى را حل نمى كند. مهم نيست اضافه پرداخت تحت چه نامى و از چه محلى صورت مى گيرد، مهم رقم خالص دريافتى است و اين شامل كمك هاى نقدى، پاداش به مناسبت هاى مختلف، بن هاى غيرنقدى، حق مسكن، اضافه كارى ثابت و... مى شود. معلمان با استناد به فيش هاى حقوقى خود و مقايسه آن با فيش حقوقى و مزاياى بستگان و دوستانشان كه در ساير ادارات و ارگان ها كار مى كنند معتقدند كه ميزان دريافتى آنها نصف و در بعضى موارد ثلث حقوق همترازان آنهاست. آنها حسود و بخيل نيستند و اين مقايسه ها را فقط به عنوان دليل و جلب توجه مسئولان به وضع اسفناك معيشتى خود مطرح مى كنند. شايد برخى از كانديداها نمى دانند كه يك دبير ليسانس با سابقه ۲۰ سال خدمت مبلغى بين ۱۸۰ تا ۲۰۰ هزار تومان حقوق و مبلغ ۶۰ هزار تومان بن سالانه دريافت مى كند. اگر از برخى استثناها مانند پرستاران صرفنظر كنيم يك كارشناس با همين مدرك و سابقه در ساير جاها به طور متوسط ۵۰۰ هزار تومان دريافت مى كند. رفع تبعيض و اجراى نظام هماهنگ با افزايش سالانه ۳۰-۲۰ هزار تومان حاصل نمى شود. اجراى نظام هماهنگ وقتى معنا دار مى شود كه بايد حقوق يك معلم در بدو استخدام از ۱۰۶ هزار تومان در ماه به ۴۰۰ هزار تومان افزايش يابد. چنين تحولى اميد به زندگى را به ميان جامعه معلمان بازمى گرداند. بهتر است مقامات از مشاوران اقتصادى خود سئوال كنند كه افزايش اشل حقوق معلمان به چه بودجه اى نياز دارد ( البته بنظر من یکی از اشکالات اساسا همین تملق گویی مشاوران و نون به نرخ روز خوردن آنها بوده و هستند!!) ..... اجراى واقعى طرح نظام هماهنگ نياز به بودجه اى معادل ده هزار ميليارد تومان دارد (رقمى در حدود یازده ميليارد دلار). چنين مبلغى نه از طريق صرفه جويى در بودجه آموزش و پرورش تامين مى شود و نه با كم و زياد كردن ارقام بودجه در كميسيون تلفيق مجلس به دست مى آيد. ترميم حقوق معلمان تنها بخشى از نياز هاى آموزش و پرورش است. اگر واقعا مسؤلان در پى دستيابى به توسعه دانايى محور هستند و اگر آموزش و پرورش را محور توسعه مى دانند بايد فكرى براى كمبود بیش از 3۰۰ هزار كلاس درس، یکصد هزار مدرسه مخروبه و آسيب پذير در مقابل باد و باران، تجهيز مدارس به مدارس به وسائل كمك درسى و افزايش سرانه دانش آموزى از رقم ۲ هزار تومان به حداقل ۱۰ هزار تومان بكنند تا ماده ۳۰ قانون اساسى تحقق يابد و مديران مدارس كه براى تامين نياز هاى اوليه مدرسه نقش كارپرداز مالى را ايفا مى كنند، فارغ از اين گرفتارى ها در نقش مديران آموزشى ظاهر شوند. حل و فصل اين دسته از مشكلات نيز نياز به بودجه اى معادل ده هزار ميليارد تومان دارد كه بايد در يك پروسه ۵ ساله تامين شود. به اين ترتيب براى رسيدن به آموزش و پرورش استاندارد و قابل قبول و داشتن معلمان اميد وار و پويا بودجه وزارت آموزش و پرورش از ده هزار ميليارد تومان بايد به بیست هزار ميليارد تومان افزايش يابد و اين يعنى سه برابر شدن بودجه آموزش و پرورش. شايد يك معلم ساده مدرسه درك كاملى از اين ارقام ميلياردى نداشته باشد اما كانديداهاى رياست جمهورى كه اكثراً با شعار هاى اقتصادى به ميدان آمده اند و برخى از آنها داراى مدرك دكتراى اقتصاد هستند، مسلماً با زبان ارقام و اعداد مالى آشنا هستند و از سويى ظرفيت منابع مالى دولت را مى دانند. اينكه يك كانديدا در يك جمع انتخاباتى لبخند زنان به معلمان وعده اجراى نظام هماهنگ و بهبود وضع معيشتى آنها را بدهد، در صورتى مورد قبول معلمان قرار مى گيرد كه كانديداى مفروض به اين سئوال ضرورى پاسخ دهد كه منابع مالى لازم را از كجا تامين مى كند؟ اقتصاد آموزش و پرورش چگونه و با تكيه بر كدام منابع شكوفا خواهد شد تا ديگر نيازى به صدور بخشنامه هاى شديد و غليظ به مدارس براى خوددارى از اخذ وجه از اوليا نباشد؟ سهم واقعى آموزش و پرورش از بودجه سالانه رقمى در حدود بیست ميليارد دلار است. آيا اقتصاد ملى ما ظرفيت تحمل اين بودجه را دارد؟ براى اينكه تصورى از پتانسيل بودجه كشور داشته باشيد، به اين نكته اشاره مى كنم كه اصولگرايان مجلس و فراكسيون قدرتمند فرهنگيان مجلس هفتم، كه رسيدگى به مشكلات معيشتى مردم در صدر برنامه هاى آنها بود براى سال 84 تنها ده درصد بودجه را افزايش داده اند. مبلغى كه به زحمت تورم سالانه را مى پوشاند.


۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۷:۵۸ بֽظֽ | Reply

Asghar :

کشورهای که نوآوری و شکوفایی را تجربه کرده اند کشورهایی بوده اند که معلمانشان را قدر دانسته و شان و مقام آنان را در عمل محترم داشته اند
کشورهایی که برایشان دو شغله بودن معلمانشان توهین به آنان تلقی میشده و سه شغله بودن آنان تقاضای مرگ !!

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۰۵ بֽظֽ | Reply

مهشید :

آیا میدانید چرا دولت کارگری و معلمی و انبیایی از تجمع کارگران و معلمان گزینش شده خود نگراني دارد و اینگونه که دستور میدهد در روز آنان نیز از آنان صحبتی نشود , می ترسد؟

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۱۱ بֽظֽ | Reply

شهروند :

بیچاره کسانی که در آینده باید جوابگوی ظلم های روا داشته باشند.

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۱۳ بֽظֽ | Reply

چون همه چیز ما برعکس دنیاست :

پرسیده اید:
در تمام دنیا هر گروهی كه تعدادشان بیشتر باشد حرف‌شان هم بیشتر به كرسی می‌نشیند. اما چرا در ایران جمعیتی كه كمتر هستند بیشتر حرف‌شان به كرسی می‌نشیند.
چرا هر چه جمعیت ما بیشتر باشد قدرت چانه‌زنی كمتری خواهیم داشت؟

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۱۷ بֽظֽ | Reply

مسعود صارمی :

آقای عبدی بنظر شما چرا " روز معلم" , روز شهادت "آقای مطهری" انتخاب شد؟ و چرا فقط در این روز از اقای مطهری صحبت میشود؟ آیا روحانيون نیز جزو طبقه معلمان محسوب میشوند؟ .....و بدور از معلمان ساده که ظاهرا فراموش شده های تاریخند , چرا در این روز , از اهداف و نیت کسانی که آن ترور را انجام داده اند و انگیزه های آنان و .... محکوم کردن اعتقادی آنان صحبت نمیشود؟
و اما اصل مطلب !! آیا انتشار سری نوشته های نگاهی گذرا به گروههای دگر اندیش که به مناسبت شهادت آقای مطهری تقدیم شده بود نیز مشمول آن دستور توقف گردیده است؟
و اساسا آیا این چنین دستوراتی که از طرف آزادترین دولت روی کره زمین صادر میشود , شامل مطالب این سایت و نوشته های شما نیز میشود و یا نه , فقط روزنامه های دولتی را شامل میشود؟
با تشکر
..........................................................
عبدي:
والله هنوز مطلب شما را خوانده‌ام.هر موقع فرصت شد مي خوانم.بويژه كه معمولا طولاني است.خواندن براي انتشار هم با خواندن عادي خيلي فرق مي كند.ضمنا از من و شما كه سني را گذرانده‌ايم شايسته نيست كه با ديگران با طعنه و كنيه سخن بگوئيم.اگر مي‌خواهيم به ديگران درس دهيم بيش از هر چيز بايد از اين كنايه ها و زود قضاوت كردنها آنها را پرهيز دهيم.خوشبختانه جوانان در اين تارنما تا حد زيادي اين نكته را رعايت مي كنند و معلوم است كه بدون تذكر ما درس گرفته اند.

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۳۳ بֽظֽ | Reply

یک دوست دیگر :

بنی آدم اعضای یک پیکرند
که در آفرینش ز یک گوهرند
چو عضوی بدرد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار

ولی وقتی همه اعضای پیکر جامعه بدرد آمده باشند , بهتر است مشکل این قشر در کنار اقشار دیگر نگاه شود تا اختلافی بیش از این در بین افراد جامعه ایجاد نشود .

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۳۸ بֽظֽ | Reply

:

فکر میکنید چرا اعتراضات و پیگیری‌های هیچ قشری از اقشار مردم در هیچ مقطعی به هیچ نتیجه‌ای نرسیده است؟

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۴۱ بֽظֽ | Reply

یادداشت های روزانه یک معلم :

...وارد ايستگاه متروی شادمان شديم. چند قطار امد اما از ازدحام جمعيت موفق به سوار شدن نشديم. يکدفعه بلندگوی مترو اعلام کرد که مترو در ايستگاههای ملت بهارستان و دروازه شميران (ايستگاههای قبل و بعد از بهارستان) توقف ندارد.
مردم که همه ميدانستند قضيه چيست زير لب بدو بيراه می گفتند و ما هم ميخنديديم.
در اين حين يکی از اعضای کانون را ديديم و بی خيال مترو شده مسير نواب تا جمهوری را نيز پياده رفتيم و با اتوبوس به سمت بهارستان حرکت کرديم.
در اتوبوس مردم عادی هم برايمان ارزوی توفيق ميکردند..........
تعدادی از شاگردان نيز انجا بودند و گهگاهی شعاری ميدادند.
از ماشين که پياده شديم ديديم ماشين های امنيتی و مخابراتی صف کشيدند.
خيابان پشت مترو مملو از ماشين ها و نيروهای تا مسلح بود.انگار که ميخواهند به جنگ نيروهای متجاوز مسلحی بروند که هيچ سنخيتی با ايران و ايرانی ندارند....
هنوز به محل اصلی نرسيده بوديم که با ديدن جمعيت 20 تا 30 هزار نفری معلمان دانش آموزان و بازنشستگان ساير ارگانها شور و نشاط غير قابل وصفی سراسر وجودم را فراگرفت.
جمعيت امروز بسيار بيشتر از روزهای 15 بهمن 2 و12و15 اسفند بود. گويی تمام معلمين تهران آمده باشند......
خودم را از لابلای جمعيت به نزديک تريبون رساندم که به يکباره شعاری که منتظرش بوديم شروع شد:
مخابرات و مترو خجالت خجالت
براستی اين چه دموکراسيه که رسانه ها مخابرات مترو و ....در انحصارند ؟ ............
شعارهای امروز خيلی کوبنده تر از روزهای قبل بود طوريکه انعکاس فريادمان باور کنيد ساختمان مجلس را ميلرزاند.
بعد از مدتی اقايی ميکروفون را بدست گرفت و بعد از سکوت جمعيت شروع به روضه خوانی کرد.
بيکباره فرياد اعتراض معلمان به آسمان برخاست که ما برای روضه خوانی نيامديم و:
شنبه عزاداری شنبه عزاداری
وقتی ديدند اون اقا که معلوم نبود خوديه يا ... از روضه خوانی برنميداره شروع به هو کشيدن کردند...............
ساعت ده و نيم که شد مردم نگران کانونی ها شدند چون برای مذاکره به داخل مجلس دعوت شده بودند و کمی دير کرده بودند. مردم فرياد ميزدند:
بهشتی ده و نيم شد
بهشتی ده و نيم شد
بهشتی آمد و اعلام کرد که جلسه ای با دولت و مجلس در روز 3 شنبه ساعت 2 بعد از ظهر خواهند داشت و جای اميدواری هست. او گفت فعلا نتيجه مذاکره امروز را نميتواند فاش کند.
اخر کار جمعيت فرياد ميکشيدند:
از امروز مدرسه تعطيله
و 4 شنبه 8 صبح همينجا

جمعيت شعارگويان بسمت ميدان بهارستان ميرفتند که ناگهان فرياد: "ولش کن ولش کن"
از جلو بگوش رسيد. بله جواب تشکرهای ما را داد و با باتوم بجان چند نفر افتاد ندو جند نفر را هم دستگير کردند.
بين کتک خوردگان صحنه کتک خوردن آن بانوی شجاع و آن پيرمرد مظلوم دل هر بيننده ای را به درد مياورد و نفرت و انزجار انان را بيش از پيش برمی انگيخت.

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۴۸ بֽظֽ | Reply

آقایی هوشمند :

کاش معلمان لااقل درسهایی که خود به دیگران میدادند را برای حا مشکلات خود بکار می بستند:
پیرمردی در زمان واپسین عمر , برای انجام وصیت و نصحیت فرزندان خود را جمع کرد .... و به آن دسته ای از ترکه های درخت را داد و گفت : هر کس توانست این دسته ترکه های نازک را بشکند ؟
و پسران هر کدام برای شکستن آن دسته زور ها زدند و ..... ناموفق !
آنوقت پدر پیر در حال مرگ , آن دسته ترکه را از دست پسران قوی پنجه گرفت و نخ دور ترکه ها را باز کرد و تک تک اقدام به شکستن کرد !!
و رو به پسرها گفت : تا وقتی با هم باشید هیچکس قادر نیست شما را بشکند ولی هر وقت از هم جدا شدید به راحتی شما را خواهند شکست ....
آقای عبدی کاش معلمان و کارگران و کارمندان و تاجرها و کسبه و .... و همه میدانستند که سالهاست از هم جدا هستند شاید این دانستن کمکی برای رفع مشکلات اساسی آنان میشد

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۹:۱۶ بֽظֽ | Reply

سروش :

جناب مهندس
شما که در این مصاحبه گفته اید :
" بودجه به هر حال براساس حساب و كتاب خرج می‌شود. به نظر من این مسئله به شكلی نیست كه اساسا نتوان متوجه محل هزینه شدن آن شد."
آیا خود شما میدانید این بودجه ای که گفته شده به معلمان اختصاص یافته کجا هزینه میشود؟
و اساسا در بقیه زمینه ها میدانید که این همه پول دریافتی نفت و طلا و مس و فولاد و ..... و مالیات و خمس و زکات چگونه هزینه میشود؟
....................................................................
عبدي:
من كه قرار نيست بدانم اما كساني كه در وزارتخانه و سازمانهاي ديگر هستند طبعا بايد متوجه شوند.

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۹:۲۲ بֽظֽ | Reply

بهادری :

جالب است آقای باغانی در این مصاحبه از روشنفکران و تاثیر گذاران عرصه فکر و اندیشه سؤال کرده اند:
" ما در همه استان‌ها عضو داریم. در هر استان حداقل چند هزار نفر هستند كه در این تشكیلات عضویت دارند. اما فضای بسته سیاسی اجازه كار نمی‌دهد. هیچ چیزی در اختیار معلمان نیست. امكانات ملی در سطح كشوری نداریم. سوال من این است كه چرا روشنفكران و تاثیرگذاران عرصه فكر و اندیشه به این خواسته‌ها توجهی نكرده‌اند.

با عرض معذرت چون در مثل مناقشه نیست ,
جالب است که دیگ به دیگ میگوید سیاه !!
خود روشنفکران و تاثیر گذاران حوزه فکر و اندیشه به معلمان میگویند چرا به خواست آنان توجهی نمیشود و ...... حالا معلمان از اینان توجه میخواهند !!
جالب است , نه؟
از آقای باغانی باید سؤال کرد شما وقتی روشنفکران و تاثیر گذران عرصه فکر و اندیشه را زندانی و سرکوب میکردند چه میکردید و چه حمایتی از آنان و چه توجهی به آنان نمودید که امروز از آنان توجه میخواهید؟
شما وقتی معلمان را آنگونه گزینش میکردند و روشنفکران و تاثیر گذران عرصه فکر را از ورود به آموزش پرورش محروم میکردند چه میکردید و کجا بودید؟
.....

۱۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۹:۳۱ بֽظֽ | Reply

:

اقاي عبدي چرا مسئوليت كيفري بين المللي فرديست بعبارتي چرا تابعين حقوق بين الملل بعنوان جنايتكار محاكمه نميشوند و فرد محاكمه ميشود
اگر كمكم كنيد ممنون ميشم
..................................................................
عبدي:
در اين موارد با متخصصهاي حقوق بين‌الملل صحبت كنيد تا پاسخهاي دقيق بگيريد.

۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۰:۳۶ قֽظֽ | Reply

آزادی فقط در حوزه علمیه !! :

به نقل از روزنامه کیهان :
وقتی یک طلبه میتواند یک مجتهد را زیر سؤال ببرد:


حضرت آيت الله صانعي !
نظرات مراجع تقليد درهر حال محترم است چه براي مقلدين و چه غير مقلدين هرچند كه غير مقلدين در برابر آن وظيفه اي ندارند و در زمينه مسائل حكومتي هم همگان مطيع نظرات ولي فقيه عادل مي باشند. از اينكه جنابعالي اعتقاد داريد كه حدود اسلامي تنها به زمان حضور امام معصوم (ع) اختصاص دارد. اين سوال به ذهن تبادر مي كند كه شما با وجود چنين ديدگاهي چگونه در دستگاه قضايي كه كارش اجراي حدود اسلامي بود قبول مسئوليت نموديد و دست به اجراي حدود زديد؟ طبق نظر خودتان شما به ناحق وارد حوزه اختيارات امام معصوم شده ايد و اين ورود متاسفانه از روي نا آگاهي نبوده كه بگويم جاهل قاصر بوده ايد بلكه از روي علم و آگاهي بوده است. اگر بفرماييد كه در آن زمان چنين نظري نداشته ايد و براي شما بعد از دوم خرداد تبدل راي رخ داده است، به اين نتيجه مي رسيم كه يا آن روز در اشتباه بوده ايد كه بر بندگان خدا حد جاري مي كرديد يا امروز كه نظام قضايي زير نظر ولي فقيه را مورد ترديد قرار مي دهيد؛ كه در هر صورت اشتباهي بزرگ است. درهرحال بنده به شما توصيه مي كنم بجاي آنكه ملتي را مانند خود دچار تحير و ترديد نماييد، باقي مانده عمر را به استغفار مشغول باشيد تا انشاء الله تعالي در سراي ديگر هم دچار حيرت نشويد.
عبدالله طاهري-طلبه


کاش همی اندازه آزادی را در بقیه مکان ها و در برخورد با دیگر افراد نیز قبول میکردند و با "وااسلاما " و "کفن پوشیدن" و یا با اهرم " زندان" و "شلاق" و .... " محرومیت" جواب آن را نمیدادند ..

۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱:۳۴ قֽظֽ | Reply

نادم :

به دنبال انتشار خبر پايان حيات سياسي جبهه متحد اصولگرايان پس از انتخابات مجلس هشتم، دبير شوراي مركزي اين جبهه، با تكذيب اين خبر گفت: سازوكار 6+5 سازوكار موفقي است و به نشست هاي خود ادامه مي دهد اما در رابطه با مسائل مربوط به مجلس هشتم تصميم گيري نمي كند.


آقای عبدی بالاخره برای شما معلوم شد این 5 + 6 چه اشخاصی بودند؟ و چه گونه کنار هم جمع شده بودند که امروز با هم آغوشی با پیروزی دیگر کار خود را تمام شده تلقی کرده اند؟

۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱:۴۱ قֽظֽ | Reply

فقط مردم باید انصاف داشته باشند؟ :

آقای حدادعادل رئیس مجلس هفتم در آستانه پایان این مجلس و تشکیل مجلس هشتم در یک کنفرانس مطبوعاتی شرکت کردند و حرفهای مهمی زدند
ظاهرا در آخر جلسه خبرنگاران به رئیس مجلس هفتم گفته اند:
آقای عادل , اگر ممکن است شما به یک خانواده پنج نفری کمک کنید و بفرمائید که چگونه با جمع و تفریق بین دخل و خرج شان یک مساوی بگذارند و یاد بگیرند چگونه با حقوق 250 هزار تومانی زندگی کنند؟ چرا که چنین خانواده ای مجبور است بیش از 150 هزار تومان را بابت کرایه منزل پرداخت کند و با کمتر از صد هزار تومان زندگی معیشتی خود را بگذراند.

خبر دارید قیمت گوشت در بازار چقدر است؟

آقای عادل در جواب این خبرنگار گفته اند: کم و بیش میدانم , اما بهتر است این سوال را از قصاب ها بپرسید.

خبرنگار دیگری برای پر کردن فاصله بین ایشان و مردم یادآوری کرده :
پول آب و برق و گاز و تلفن به 50 هزار تومان می رسد، گوشت کیلویی 9 هزار تومان، مرغ کیلویی 3 هزار تومان، برنج دو هزار تومان، میوه هم که برای مردم ممنوع شده است.

رئیس مجلس هم در عکس العمل گفته اند ( لطفا این قسمت را با آب طلا بخوانید و برای عبرت آیندگان بنویسید):

شک ندارم گرانی بار سنگینی بر دوش مردم است ؛ اما مردم باید بپذیرند که تورم یک بحران اقتصادی است که مربوط به همه جهان است . بسیاری از کشورها با بحران غذا و مساله افزایش قیمت مواد غذایی از جمله گندم و برنج روبه رو شده اند !! که بی ارتباط با خشکسالی هم نیست.( خشکسالی ایران؟) گرانی ریشه داخلی ندارد و بهتر است مردم انصاف داشته باشند!

آقای عبدی واقعا گرانی ریشه داخلی ندارد؟ با این قیمت بالای نفت؟
و دوم اینکه چرا فقط مردم باید در همه مراحل جنگ و بعد از جنگ انصاف داشته باشند و همه ی بی انصافی ها برای مقامات باشد؟

۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱:۵۴ قֽظֽ | Reply

یک کارمند :

من به عنوان يک ايراني و يک کارمند در کشوری که متوسط حقوق کارمندانش با خوش بيني فراوان بيشتر از ماهي 400 هزار تومان نمي تواند باشد و اگر تمام عمر نه بخورد و نه بپوشد نمي تواند به اندازه يک قرارداد بازيکنان تيم هاي فوتبال استقلال و پيروزي پول جمع کند - کاری به حقوق معلمان و کارگران ندارم - به اين ریخت و پاش ها و پاداش ها که از بيت المال و از سهم همه ملت است اعتراض دارم و معتقدم اينچنين قراردادها و دادن پاداش هايي بي دليل به اين این و آن و حتی به بازیکنانی که بازي شان هم خيلي ابتدايي است، واقعاً درست نیست

۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۲:۴۰ قֽظֽ | Reply

به فکر تنهايي مسوولان :

من يک معلم هستم، مستاجر هم هستم، پدر و مادرم هم با من زندگي مي کنند. حدود شش ماه است که حق التدريس نگرفته ام، خانه يي که سه ميليون با 150 هزار تومان اجاره مي دهم در همين مهرآباد جنوبي حالا شده پنج ميليون و 300 هزار تومان اجاره و در اين مدت فقط به فکر زحمات و تنهايي و مظلوميت مسوولان هستم.

۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۲:۴۶ قֽظֽ | Reply

بهنام :

بنظر میرسد معلمان براي ساماندهي پيگيري مطالبات خويش به مجامع صنفي مستقل و مختص بخود نيازمند و تشکل هاي صنفي مصوب , چتر مناسبي براي سازماندهي فعاليت هاي اجتماعي معلمان از جمله پيگيري مطالبات ، مي باشد.
اکنون که ادامه فعاليت پاره اي از تشکل هاي صنفي معلمان به دليل غير مصوب بودن ، حساسيت هائي را برای آنان ايجاد کرده، شکل دادن تشکل هايي جديد تر و بعضا با چهره هائي اجتماعي، صنفي جديد که بتواند بستر ساز مراجعه جديد تعامل مدني باشد، راهگشا بنظر میرسد.

۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۲:۵۰ قֽظֽ | Reply

اگر برای شورای نگهبان یا ... بود رای می آورد !! :

در جلسه علنى ديروز مجلس؛
فوريت طرح تامين کسرى بودجه آموزش و پرورش و بهداشت از صندوق ذخيره راى نياورد
نمايندگان مجلس با دو فورريت طرحى درباره تامين کسرى بودجه آموزش و پرورش و بهداشت و درمان جهت پرداخت معوقات فرهنگيان و کارکنان بخش سلامت مخالفت کردند.
نمايندگان مجلس شوراى اسلامى در ادامه جلسه علنى ديروزمجلس به بررسى دو فوريت طرح پرداخت مطالبات فرهنگيان در سال 1386 و تامين کسرى حقوق دانشگاهيان و کارکنان بخش سلامت پرداختند ولى در آخر با آن مخالفت کردند.
در صورتى که اين طرح به تصويب مجلس مى‌رسيد به دولت اجازه داده مى‌شد از محل مازاد درآمد حاصله از صادرات مايعات و ميعانات گازى و درآمد حاصل از نفت خام صادراتى (موضوع جزء «ح» بند »7« ماده واحده قانون بودجه سال 1387) مبلغ 15 هزار و پانصد ميليارد ريال برداشت و جهت پرداخت مطالبات معوقه فرهنگيان در سال 1386 هزينه کند.


۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۲:۵۶ قֽظֽ | Reply

معلم چوب پرچم !! :

احمدى نژاد در آيين تجليل از معلمان نمونه کشوري:
فرهنگيان همواره پرچمدار انقلاب بوده اند
رئيس جمهورى اسلامى ايران در آيين تجليل از معلمان نمونه کشورى با اشاره به اينکه معلمان ايران اسلامي، اصحاب علم و معرفت و پيشگامان تعليم و تربيت هستند گفت : معلم انسان نمونه و پيشتاز است و کارش نيز انسان سازى يعنى بزرگترين ماموريت انبيا‌ و صالحان است.
به گزارش واحد مرکزى خبر، محمود احمدى نژاد بر نقش محورى اصيل و نخستين آموزش و پرورش در توسعه فرهنگ، اخلاق، ادب و معنويت تاکيد کرد و گفت: کارهاى فراوانى در اين 30 سال اخير و پس از استقرار نظام جمهورى اسلامى شده و امروز نيزآموزش و پرورش سرشار از نيروهاى خلاق، مومن و توانمند است.احمدى نژاد خواستار مشارکت فعال فرهنگيان و معلمان در نظام برنامه ريزيآموزشى و تشربيتى شد و گفت: بايد از ظرفيت عظيم آموزش و پرورش در جهت اصلاح و تکميل راهبرد آموزشى و پرورشى کشور استفاده کرد.رئيس شوراى عالى انقلاب فرهنگى ايجاد نظام ارزيابى را در آموزش و پرورش ضرورى خواند و گفت: نظام ارزيابى کنونى خوب است اما واقعا انگيزه ايجاد نمى کند و بايد با کمک معلمان به سمتى برويم که نظام ارزيابى ما انگيزه آفرين باشد.
رئيس جمهور با اشاره به اينکه جامعه ما به فرهنگيان و معلمان اعتماد دارد ، تصريح کرد: امروزآموزش و پرورش ما سالم ترين، ‌انقلابى ترين و پاک ترين نيروها را در اختيار دارد و انتظار داريم با وجود اين نيروها ، فضاى انقلابى و آرمانى در نسل امروز و آينده حفظ و تقويت شود.
احمدى نژاد گفت: فضاي آموزش و پرورش همچنان آرمانى است و بدانيد زنده بودن نظام تعليم و تربيت در چنين فضايى نهفته است و اگر اين فضا گرفته شود برکت نيز گرفته خواهد شد.
رئيس جمهور افزود: فرهنگيان ما همواره پرچمدار انقلاب اسلامى بوده اند و تا آخر نيز خواهند بود و نبايد گرفتار مسائل جزئى شوند که از اهداف بلند و قله هدف بازمانند.رئيس شوراى عالى انقلاب فرهنگى با اشاره به اينکه کار معلمان مايه گذاشتن از جان است، گفت: قدر و ارزش خدمات معلمان را با هيچ ابزارى نمى توان جبران کرد اما مردم ما از صميم دل به فرهنگيان احترام مى گذارند و جاى معلم در دل مردم است.
در اين مراسم رئيس جمهور به 14 تن از معلمان نمونه کشورى لوح سپاس و جوايزى اهدا کرد.
على احمدى وزيرآموزش و پرورش نيز گزارشى از روند فعاليت نظامآموزش و پرورش کشور به اطلاع رساند.
در اين مراسم همچنين شمارى از معلمان نمونه به نمايندگى از معلمان سراسر کشور مسائل و نيازهاى بخش آموزش و پرورش را مطرح کردند و پيشنهادهايى دادند که رئيس جمهور با استقبال از اين پيشنهادها دستور پيگيرى آنها را صادر کرد.

۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۲:۵۹ قֽظֽ | Reply

خواننده :

سال گذشته خواندم که آقای الهام سخنگوی دولت در مصاحبه ای ( تا آنجا که در خاطر مانده ) گفته بودند :
دولت نهم در سال 84 هنگامی که کار خود را اغاز کرد با انبوهی از مطالبات معلمان و کارکنان دولت مواجه بود که به مرور این مشکل رفع شد و امروز هیچ یک از معلمان و کارکنان دولت حقوق و مزایای معوقه از دولت طلبکار نیستند.

آقای عبدی این مطالباتی که این آقایان مصاحبه کننده با شما از آن صحبت میکنند مربوط به چه زمانیست و چگونه روی هم تلنبار شده است؟

۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۳:۰۹ قֽظֽ | Reply

روز معلم و کارگر هر دو بر شما مبارک :

سالهاست بهانه مقدس شهادت معلمی بزرگ و فرزانه، استاد شهید مطهری رحمه ‏الله دست‏مایه قدردانی و تجلیل از معلم شده است؛ معلمی که انسان‏ساز و فرداپردازست و تکریم و تعظیم او، تکریم و تعظیم علم.
معلم، معمار قلب هاست و بذر نور در دل‏ها می‏افشاند. قدردانی و تجلیل از معلم، قدردانی از باغبانی است که هر صبح، سبدی از صمیمیت با خود به کلاس می‏برد و با انگشتان مهربان خویش، بر شاخه قلب‏ها فردا را پیوند می‏زند. معلم را توقع نام و نان نیست. این گمنام، هر روز از تنور داغ جانش، هزاران نان بر سفره گرسنه دل‏ها می‏بخشد و از علقمه قلبش، هزاران مشک به خیمه ‏های عطش می‏رساند. تجلیل معلم، سپاس از انسانی است که هدف و غایت آفرینش را تأمین، و سلامت امانت‏هایی را که به دستش سپرده ‏اند، تضمین می‏کند.

در مقام اين نادره آموزگار همين بس که پیشواى سوم مكتب ما وقتى معلمى سوره حمد به فرزند دلبندش مى ‏آموزد به پاس احترام و قدردانى از معلم، هزار دینار و هزار حله به او مى ‏بخشد، دهان او را نیز پر از درّ مى‏ گرداند. وقتى برخى از كوته ‏نظران بر او خرده مى ‏گیرند كه چرا چنین كردى، مى ‏فرماید: "این پاداش (بى ‏مقدار) كجا و ارزش واقعى تلاش و آموزش او كجا؟"



۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۳:۱۴ قֽظֽ | Reply

نقش معلم در کلامها :

معلم در کلام امام خميني (ره):

نقش معلم در جامعه، نقش انبياست؛ انبيا هم معلم بشر هستند.

تمام ملت بايد معلم باشند؛ فرزندان اسلام تمام افرادش معلم بايد باشند و تمام افرادش متعلم.

معلم در سخنان مقام معظم رهبري:

دست تواناي معلم است که چشم انداز آينده ما را ترسيم مي کند.

اگر مي بينيد که اميرمؤمنان، مولاي متقيان علي (ع) مي فرمايد: «من علمني حرفاً فقد صيرني عبداً؛ هرکس چيزي به من بياموزد، مرا غلام خويش کرده است.» اين بيان براي ما درس است تا معلمان، قدر خود را بدانند و تشخيص دهند که چقدر، وجود آنها در سرنوشت يک ملت مؤثر است.

معلم در کلام استاد مطهري:

معلم بايد نيروي فکري متعلم را پرورش دهد و او را به سوي استقلال رهنمون شود. بايد قوه ابتکار او را زنده کند؛ يعني در واقع، کار معلم آتش گيره دادن است. فرق است ميان تنوري که شما بخواهيد آتش از بيرون بياوريد و در آن بريزيد تا آن را داغ کنيد و تنوري که در آن هيزم و چوب جمع است و شما فقط آتش گيره از خارج مي آوريد و آن قدر زير اين چوب ها و هيزم ها قرار مي دهيد که اينها کم کم مشتعل شود.

۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۳:۱۸ قֽظֽ | Reply

ماهی از سر گنده گرددد نی ز دم :

ما امروز در مدارس، مددكار اجتماعی، پزشك و... نداریم. همچنین به واسطه حضور نیروهای خاص در رده‌های پایین خبرچینی‌هایی از مدارس صورت می‌گیرد. به بهانه مسائل پرورشی چند هزار نیروی ایدئولوژیك وارد مدارس شده‌اند. چند هزار نیروی نهضت سوادآموزی را به وزارت آموزش و پرورش تزریق كردند و... اینها همه از جمله مشكلاتی است كه سطح تاثیرگذاری معلمان را پایین می‌آورد.

۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۳:۲۳ قֽظֽ | Reply

چه بی مسمی است روز معلم برای ما :

چون برای مثال اتفاق مهمي كه اين روزها در عرصه فرهنگ كشور روي مي دهد، برپايي بيست ويكمين نمايشگاه بين المللي كتاب تهران است كه در نوع خود بزرگترين رويداد فرهنگي كشور به حساب مي آيد و هر ساله در همين ايام، اهالي فرهنگ و انديشه براي «كتاب» جشن مي گيرند.....
براساس آخرين آمار، سرانه كتاب در ايران به ازاي هر 6 نفر، يك جلد است كه با توجه به آمار توليد كتاب، اختلاف فاحشي دارد. بد نيست بدانيم همين آمار در آفريقا، 20 عنوان كتاب و در برخي از كشورهاي آسيايي 50 جلد كتاب مي باشد.
در نرخ سرانه كتابخواني، كه از سوي برخي از مراجع ذيربط اعلام مي شود نيز اختلاف نظر بين 2 تا 8 دقيقه وجود دارد و اين به معناي آن است كه ما تلاش مي كنيم تا نرخ كتابخواني را در حد دقيقه و ثانيه بالا ببريم حال آنكه همين نرخ در برخي از كشورهاي غربي 8 تا 10 ساعت و در استراليا 16 تا 18 ساعت در شبانه روز است.
...............................................................
عبدي:
متاسفانه عادت داريم كه وضع خود را خيلي سياه و ديگران را خيلي گل و بلبل نشان دهيم و همانطور كه حكومتي ها يك نوع آمار سازي مي كنند در طرف مقابل هم آمارسازي رواج دارد.يكي نيست بگويد آخر چگونه مردم استراليا بطور متوسط 16 تا 18 ساعت در شبانه روز مي توانند كتاب بخوانند؟

۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۳:۳۲ قֽظֽ | Reply

اسمش نمایشگاه بین المللی کتاب ولی خودش : :

جمع آوري 300 كتاب غيرمجاز از نمايشگاه كتاب
حدود 300 كتاب، طي روزهاي گذشته نمايشگاه كتاب تهران از اين نمايشگاه جمع آوري شده اند.
اين كتاب ها عمدتا آثار خارجي هستند كه حاوي عكس هاي مستهجن مي باشند.
محسن پرويز، رئيس بيست و يكمين نمايشگاه بين المللي كتاب تهران، عدم رعايت ضوابط نمايشگاه از سوي ناشران را عامل جمع آوري برخي كتاب ها از اين نمايشگاه عنوان نموده است.

۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۳:۴۲ قֽظֽ | Reply

کنجکاو :

آیا میدانید مدارس هيئت امنايي چه صیغه ایست؟
آخه خواندم:
ساري-خبرنگاركيهان:
مدارس هيئت امنايي با تصويب شوراي عالي آموزش و پرورش در كشور گسترش مي يابد.
«سيدنصرت الله فاضلي» معاون امور مشاركت هاي مردمي وزارت آموزش و پرورش با اعلام اين خبر در مازندران افزود: اجراي آزمايشي طرح راه اندازي مدارس هيئت امنايي در كشور با موفقيت همراه بود.
وي گفت: هم اكنون حدود يك ميليون دانش آموز در 15 هزار مدرسه غيرانتفاعي كشور به تحصيل اشتغال دارند.
وي از طرح جديد وزارت متبوع براي اداره مدارس غيرانتفاعي خبر داد و افزود: براساس اين طرح 5 درصد بودجه آموزش و پرورش در قالب فعاليت و خدمات به بخش غيردولتي يا مديران مدارس غيرانتفاعي اختصاص مي يابد.
«فاضلي» با اشاره به وجود حدود 500 صندلي خالي در مدارس غيرانتفاعي كشور يادآور شد مديران مدارس غيرانتفاعي مي توانند قيمت هاي تمام شده فعاليت اين مدارس را در قالب مشاركت ها محاسبه كنند.
آقای عبدی
این خبر یعنی طبقاتی شدن تحصیل در جمهوری اسلامی به سبک تحصیل در دوران حکومت ساسانیان؟

۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۳:۴۷ قֽظֽ | Reply

:

بنظر شما بهتر نیست معلمان یکپارجه شعل انبیایی خود را رها کرده و بروند گوسفند چرانی و شبانی که آن نیز از شغل های انبیاست؟
فکر میکنید بفرض , اگر معلمان این کار را بکنند , کاری غیر قانونی انجام داده اند؟ و اگر معلمان چنین کاری را بکنند و لقای این شعل را به عطایش ببخشند بهتر از هر عمل و تجمع اعتراضی غیر قانونی دیگر نیست؟
بنظر من که باید برای مدتی به نان و تره ساخت و همه کارها را رها کرد و گذاشت تا خود آقایان انجام دهند .
آنوقت بهتر از نفت , محتاج تک تک معلمان و کارمندان و کارگران و مردم خواهند شد !


۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۳:۵۵ قֽظֽ | Reply

بدهید به خارجیها که بغدادشان خراب نیست :

وزارت آموزش و پرورش از سال آينده به برگزيدگان جشنواره بين المللي فيلم هاي رشد هديه 10 هزاردلاري خواهد داد.
«احمد جولايي» مديركل دفتر رسانه اي وزارت آموزش و پرورش با اعلام اين خبر در ساري افزود: براساس اساسنامه جديد برگزاري جشنواره فيلم هاي رشد معلمان و دانش آموزان فيلم ساز در اين جشنواره مورد توجه ويژه قرار مي گيرد.
وي از همكاري جديد وزارت آموزش و پرورش و وزارت بهداشت در زمينه انتقال يافته هاي بهداشتي به دانش آموزان خبر داد و افزود: در همكاري هاي جديد بصورت عملياتي و ميداني مسايل بهداشتي از ديدگاه اسلام با هدف افزايش سلامت دانش آموزان ارائه مي شود.
جولايي در ادامه به حضور پررنگ سازمان هاي بين المللي در بخش اصلي جشنواره فيلم هاي رشد اشاره كرد و افزود: در جشنواره سي و هفتم 13 داور از كشورهاي فرانسه، ايتاليا، استراليا، انگلستان، هند، روسيه، گرجستان، آذربايجان و تايوان حضور داشتند.
همچنين عبدالوحيد فياضي رئيس سازمان آموزش و پرورش مازندران گفت: در جشنواره فيلم رشد مازندران 53 هزار نفر از 51 فيلم ايراني و 12 فيلم خارجي ديدن كردند

۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۳:۵۹ قֽظֽ | Reply

Razor :

هرجوری حساب می کنم جور در نمیاد. هرچی فکر می کنم نمی فهمم آخه چرا روز معلم روز شهادت مطهری هستش روز تولدش بود باز یه چیزی!

۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۴:۰۲ قֽظֽ | Reply

مجید غفوری :

شایسته یادآوریست که 12ارديبهشت ماه سال 1358 آيت الله استاد مرتضي مطهري به دست گروه تروريستي فرقان به شهادت رسيد.
او كه ازسال1319هجري شمسي به محضردرس حضرت امام خميني(ره) راه يافت مدت12سال نزد ايشان فلسفه و عرفان مي خواند اما ازسال1334همكاري خود را با دانشگاه تهران با سمت مدرس دردانشكده ادبيات و معارف اسلامي آغازكرد. ايشان درپي حوادث 15خرداد سال1342دستگيرو زنداني و ممنوع المنبرشد.
پس ازپيروزي انقلاب اسلامي , استاد مطهري فعالانه حركتهاي جامعه را رهبري مي كرد. عاقبت اين استاد توانا كه حضرت امام ايشان را ثمره عمرخويش مي خواندند؛ به دست گروه منحرف و تروريستي فرقان به هنگام خروج ازجلسه شوراي انقلاب مورد اصابت گلوله قرارگرفت و به شهادت رسيد.
آثاربجاي مانده ازاين عالم گرانقدرهريك بيانگرشاخصها و ويژگيهاي جهان بيني اسلامي و تحليل و ردّ هرگونه تفكرالحادي و ماركسيستي است.
بيانات و كتب استاد شهيد مرتضي مطهري دردانشگاه و حوزه هاي درسي روشنگرراه دانشجويان و دانش پژوهان بوده و هست. «عدل الهي، سيري درنهج البلاغه، داستان راستان، عرفان حافظ و مطالعات فلسفي» ازمهمترين آثاراستاد مطهري است. گفتني است كه سالروزشهادت اين معلم توانا و عالقدرروزمعلم نامگذاري شده است و هرسال به همين مناسبت مراسمي درسراسركشوربرگزارمي شود.

۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۴:۰۷ قֽظֽ | Reply

شهاب :

فلسفه اختصاص یک روز به یک موضوع خاص چیست ؟
پس چرا دستور داده شده که در مورد این روز مطلبی منتشر نشود ؟
اگر اینچنین است برای جلوگیری بیشتر از وقوع ریا بهتر نیست این دو روز را در کنار روزهای دیگر از تقویم حذف کنند؟

۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۵:۰۰ قֽظֽ | Reply

از گفتار حق و‏ ‏مشورت عادلانه صرف نظر نکنيد :

‏آيت الله العظمی منتظری :

‏ ‏اعوذ بالله من الشيطان الرجيم
‏ ‏بسم الله الرحمن الرحيم


‏ ‏در وهله اول از آقايان تشکر می‎کنم که احساس مسئوليت کرده ايد و‏ ‏زحمت می‎کشيد و مطالب و مشکلات را مطرح می‎کنيد. همين احساس‏ ‏مسئوليت شما مطلب مهمی است که اميدوارم به نتايج خوبی برسد.
‏ ‏آيت الله خمينی (ره) شعارهايی مطرح کردند چون : "استقلال ، آزادی و‏ ‏جمهوری اسلامی ". ايشان درباره آزادی بيان در پاريس می‎گفتند: "در‏ ‏حکومت آينده ما حتی کمونيست ها هم آزادند تا نظرات خودشان را‏ ‏مطرح کنند". ما هم به پيروی از ايشان به مردم وعده آزادی داديم . گفتيم : در‏ ‏رژيم آينده ديگر کسی زندانی نمی شود، تبعيد نمی شود ان شاء الله اوضاع‏ ‏عوض خواهد شد. خود مرحوم آيت الله خمينی بارها می‎گفتند: ميزان رأی‏ ‏مردم است اما با اين همه شعار و حرف کار به جايی رسيده است که افراد با‏ ‏سابقه ، متدين و خدمتگزار به مسلمان نبودن متهم می‎شوند و به آنان‏ ‏تهمت می‎زنند که ملتزم به اسلام نيستند. آيا فکر کرده اند متهم کردن افراد‏ ‏مسلمان ، معتقد و متدين به عدم التزام به اسلام گناه بزرگی است . اين‏ ‏"تفسيق " مردم است ، آيا شرعا جايز است ؟! برخوردهايی که در ايام‏ ‏انتخابات شد واقعا خلاف شرع و قانون بود. بندگان خدا را با‏ ‏انحصارطلبی از حقوق خود محروم کردند. بارها عرض کردم فلسفه‏ ‏وجودی اصل ۹۹ اين بود که در زمان شاه دولتی ها در امر انتخابات دخالت‏ ‏می‎کردند. می‎گفتند فلانی بايد از صندوق ها بيرون بيايد. پس از انقلاب در‏ ‏مجلس خبرگان برای جلوگيری از دخالت های متصديان امور و برای‏ ‏جلوگيری از تکرار وضعيت سابق آنجا مطرح شد به نظرمان آمد شورای‏ ‏نگهبان نظارت کند چون منصوب از طرف امام و لابد نهادی قديس اند و‏ ‏جلوی دخالت ها و تصرف ها را خواهند گرفت و ضامن اجرای آزادی در‏ ‏جامعه خواهند بود. غافل از اين که آقايان خودشان را فعال مايشاء قرار‏ ‏داده اند و انتخابات شده است دو مرحله ای ، اول آقايان انتخاب می‎کنند‏ ‏سپس مردم از بين منتخب های آنان انتخاب می‎کنند. در اين دوره که‏ ‏وزارت کشور هم وارد اين کارها شد. اين درست نيست که اگر کسی ما را‏ ‏قبول ندارد او را انگ عدم التزام به اسلام بزنيم و مزاحم او شويم ، يا‏ ‏بگوييم او متعهد نيست . يک وقتی من به مرحوم امام خمينی گفتم آقا! يک‏ ‏کسی است می‎گويد من با رجوی رفيقم به او هم علاقه دارم و از آخوندها و‏ ‏حتی آيت الله خمينی خوشم نمی آيد اما می‎خواهم دنبال کسب و کارم‏ ‏باشم ، و کاری هم با شما ندارم ، آيا اين شخص بايد در زندان نگه داری‏ ‏شود يا آزادش کنيم ؟ ايشان گفتند: برای چه نگهش داريم من نه خدايم نه‏ ‏پيامبر نه امام معصوم ! حالا من را قبول ندارند نداشته باشند. وقتی قصد‏ ‏ضربه زدن ندارد برود دنبال زندگی اش با هر عقيده ای که دارد.
‏ ‏اين ايام مصادف است با هفته معلم و شهادت آيت الله مرتضی مطهری‏ ‏که می‎بينيم همزمان با اين ايام نام ايشان مطرح می‎شود، عکس ايشان‏ ‏پخش می‎شود; در صورتی که خوب است فقط جنبه شعاری و صوری‏ ‏نباشد و واقعا اهداف ايشان بيان شود. واقعيت مطلب اين است که در اقشار‏ ‏زحمت کش جامعه ما مظلومتر از قشر معلم وجود ندارد. برای اين که‏ ‏حقوق و درآمد آنها از نصف يک زندگی فقيرانه هم کمتر است . اگر صاحب‏ ‏مسکن نباشد که اين حقوق دريافتی آنها کفاف کرايه خانه را هم نمی دهد -‏ ‏امامان عليهم السلام ما اگر مشکلات داشته اند حداقل مستأجر نبودند - در‏ ‏حالی که پست های زيادی در کشورهست که به بهانه های مختلف‏ ‏حقوق های کلانی دارند، پول های کلانی به خارج از کشور می‎دهند ولی‏ ‏معلم ها از نظر معيشت در رده پايينی قرار دارند. با اين که اگر به فرهنگ و‏ ‏تعليم و تربيت اهميت می‎دهيم اگر آينده کشور و آيندگان را می‎خواهيم‏ ‏بايد به همين قشری که فرزندانمان را در مدارس تربيت می‎کنند بها بدهيم .‏ ‏هر کسی می‎آيد وعده هايی می‎دهد، بر اثر فشارها معلم ها تحصن و تجمع‏ ‏می‎کنند اما جز وعده و وعيد خبر ديگری نيست . اگر به دنبال فراگيری‏ ‏معارف دينی هم هستيم در همين مدارس می‎توانيم زمينه سازی کنيم و‏ ‏مبانی دينی فرزندان را تقويت و محکم کنيم . ان شاء الله مسئولين از خواب‏ ‏غفلت بيدار شوند و در مسئله مهم فرهنگ ، تعليم و تربيت واقعا‏ ‏سرمايه گذاری کنند.


‏ ‏اين ايام ضمنا مصادف است با درگذشت عالم ربانی ديگر مرحوم‏ ‏آيت الله حاج شيخ نعمت الله صالحی که حقيقتا از علمای زاهد و با تقوا‏ ‏بود. و متأسفانه مورد ظلم واقع شد، با اين که کتب با ارزش ايشان خواندنی‏ ‏است . من کتاب با ارزش "غلو" ايشان را نخوانده بودم - شما به بحث‏ ‏خرافات و غلو اشاره کرديد - اخيرا من اين کتاب را تا آخر خواندم ، خيلی‏ ‏با ارزش است . حالا هم غلو و خرافات در جامعه دارد رشد پيدا می‎کند.‏ ‏دين ، امامت ، امام زمان (عج ) جنبه ابزاری پيدا کرده است . مسئله دارد لوث‏ ‏می‎شود، جوری می‎شود که کم کم نسل جوان می‎گويد اصلا پيداست‏ ‏خبری نيست . يک روز بحث استقبال از ايشان مطرح می‎شود. اينها استفاده ‏ ‏ابزاری از اسلام و امام زمان (عج ) است و گناه بزرگی است . بارها گفته ام‏ ‏زمان شاه اگر کار خلافی می‎شد به آن رنگ و بوی اسلام نمی دادند. حالا‏ ‏چند نفر از آقايان خودشان را اسلام مجسم می‎دانند.
‏ ‏واقعيت اين است که با اين جور برخوردها مردم را از دست می‎دهند.‏ ‏بايد کاری کرد که دل مردم به دست آيد، بيت المال مال اين مردم است . اين‏ ‏گونه نيست که اختيارش دست چند نفر باشد هرجور بخواهند‏ ‏تصميم گيری کنند. اگر ولايت فقيه هم در قانون اساسی آمده معنی اش اين‏ ‏نيست که يک نفر همه کاره باشد و مابقی مردم اهميت نداشته باشند. در‏ ‏قانون اساسی ما فقط اصل ولايت فقيه نيست ، اصول ديگری هم هست‏ ‏مانند اصول مربوط به حقوق ملت . آنها را رها کرده اند فقط همين را‏ ‏گرفته اند. و تا چيزی گفته می‎شود می‎گويند: "مرگ بر ضد ولايت فقيه " و آن‏ ‏را چماق کرده اند برای زدن بر سر افراد. اين ولايت فقيه را ما پر و بال‏ ‏داديم ، کتاب درباره اش نوشتيم ، ولايت فقيه يعنی فقيه ناظر باشد که احکام‏ ‏اسلامی در کشور اجرا شود، نه اين که يک نفر فعال مايشاء باشد. پيامبر(ص )‏ ‏و حضرت امير(ع ) هم خودشان را فعال مايشاء نمی دانستند. خود‏ ‏اميرالمؤمنين در خطبه ۲۱۶ فرمودند:"فلا تکفوا عن مقالة بحق او مشورة‏ ‏بعدل فانی لست فی نفسی بفوق ان اخطیء" يعنی شما از گفتار حق و‏ ‏مشورت عادلانه صرف نظر نکنيد. من ذاتا فوق خطا نيستم . حضرت با اين‏ ‏که معصوم اند اين گونه حرف می‎زنند و خود را ذاتا فوق خطا نمی دانند.‏ ‏حالا جوری شده است که هر کس انتقادی و اشاره ای به آقايان می‎کند فورا‏ ‏به زندان محکوم می‎شود. از باب مثال حجة الاسلام آقای هادی قابل با‏ ‏سوابق انقلابی اش و خدمت پس از انقلاب ، يا آقای عمادالدين باقی - که از‏ ‏حقوق زندانيان دفاع می‎کرد - زندانی شده اند.
‏ ‏در هر صورت مشکلات بسيار است ولی با اين حال اميدوارم نااميد‏ ‏نشويد، عافيت طلبی و بی تفاوتی پيشه نکنيد و به فکر جامعه باشيد و صبر‏ ‏و تحمل داشته باشيد. سوره "والعصر" را بخوانيد که انسانهای با ايمان را‏ ‏دارای صبر و تحمل می‎داند و می‎گويد آنها تواصی به حق و صبر می‎کنند.‏ ‏انسان با احساس مسئوليت نبايد از مشکلات هراس داشته باشد. فوقش‏ ‏زندان می‎کنند يا می‎کشند. يک وقت يکی از بزرگان به من گفت : ائمه (ع )‏ ‏در مقابل حکومت ها ساکت بودند، گفتم : که اولا: ساکت نبودند اگر ساکت‏ ‏بودند پس چرا شهيدشان می‎کردند و ثانيا; امام حسين (ع ) هم جزو ائمه‏ ‏بودند. گفت : حالا او حسابش جداست . گفتم : يعنی امام حسين (ع ) امام‏ ‏نبود؟! در زيارت نامه امام حسين (ع ) می‎خوانيم : "اشهد انک قد اقمت‏ ‏الصلوة و آتيت الزکاة و امرت بالمعروف و نهيت عن المنکر" پس بايد از‏ ‏امام حسين (ع ) الگو گرفت و ايشان را اسوه قرار داد و بی تفاوت نبود و به‏ ‏اندازه قدرت و توان از دين اسلام و حقوق مردم دفاع کرد.
‏ ‏مشکلات اقتصادی مردم هم که اشاره کرديد واقعا مهم است . نفتی که‏ ‏الان حدود ۱۱۵ دلار است و پيش بينی می‎شود تا ۲۰۰ دلار هم برسد با اين‏ ‏حال اقشار بی بضاعت جامعه در زندگی شان بهبودی ايجاد نشده است .‏ ‏اين پول ها بايد برای مردم صرف شود و حداقل زندگی شان را بتوانيد تأمين‏ ‏کنيد.
‏ ‏خداوند کسانی را که دلسوزند و زحمت می‎کشند اجرشان بدهد،‏ ‏رفتگان خاک درجاتشان را عالی کند و به شما هم توفيق و اجر عنايت‏ ‏فرمايد و عاقبت همه ما را ختم به خير نمايد.
‏ ‏والسلام عليکم و رحمة الله و برکاته .

‏‏۱۳۸۷/۲/۱۱‏‏
‏دفتر آيت الله العظمی منتظری

۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۷:۲۲ قֽظֽ | Reply

امیر :

برای من وضعیت معیشتی معلمان خیلی ناراحت کننده است. اما از معلمان خرابتر هم زیاد داریم. به نظر اوضاع بر وفق مراد خیلی ها نیست. حتی اساتید دانشگاه هم قدرت خریدشان بشدت کم شده است. کارمندان ساده که بیچاره اند . تا کی باید وضعیت بخور و نمیر حفظ شود

۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۱۱ قֽظֽ | Reply

سلمون :

با سلام من یک معلم با 15 سال سابقه هستم بحث آقایون خوب بود اما به سوال چرا معلمان با وجودی که جمعیت زیادی دارند تاثیر گذار نیستند می توان چنین پاسخ دادکه1- معلمان سراسر کشور یک تشکل فراگیر ندارند مثلا یک کانون صنفی که فارغ از مسائل سیاسی فقط مسائل صنفی را مطرح کند 2- متاسفانه بعضی از همکاران در موقع بحث و گفتگو از مسائل معیشتی می نالند اما وقتی که پای عمل به میان میآید جا خالی میدهند مثلا به همکاران گله کننده می گوییم شما که اعتراض دارید به عنوان مجری برگزاری انتخابات کنار صندوق راي چكار مي كنيد اما آنها برای20000 تومان برای کنار صندوق رفتن سر دست می شکنند! شما نگاه کنید دیگر چگونه میتوان انتظار داشت که معلمان را باور کنند و به آنها پاسخ گو باشند

۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۳:۴۰ بֽظֽ | Reply

hamid :

salam
agha lotfan befarmeed keh haman zaman shah dar danshgah ham tadrees mikard

۱۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۱:۱۷ بֽظֽ | Reply

موسي :

در دولت رانتي، معلم و هر گروه ديگري بر اساس سهم آنها درحفظ وضع موجود ارزيابي مي شوند. و چون معلمان نمي توانند ويا ظرفيت مشاركت مثبت در حفظ وضعيت رانت خوار ندارند، بايد سركوب شوند. اصلاً پيشرفت آموزش وپرورش هم با ادامه رانت خواري در تعارض است . پس آموزش وپرورش هم نبايد پيشرفت كند.

۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۱:۱۱ قֽظֽ | Reply

ارجمند :

آقاي عبدي سلام
تا معلم ياوه گويد وياوه نويسد بر تخت سياه دست اين ملت به گدايي باز است
با حقوق نود هزار تومان در ماه نميتوان زندگي كرد . شايد باورتان نشود..

۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۲:۵۵ بֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/857