آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نگاه میهمان

۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۷

گلوگاههاي ساختاري

تعريف صورت مساله:
در تعريف گلوگاه (Bottleneck ) مي گويند ، گلوگاه نقطه اي از فرآيندهاست كه سرعت و نبض فرآيندها دقيقا وابسته به آن است.هيچ برنامه اي بدون شناخت دقيق از گلوگاهها و استراتژي مشخصي براي برطرف كردن اين نقاط منجر به موفقيت نخواهد شد.
در اين يادداشت سعي شده است كه به مهمترين نقاط گلوگاهي ساختار موجود پرداخته شود.
-------------------

مثال (1)
خط مونتاژي را در نظر بگيريد كه به صورت سريال براي توليد يك محصول 10 قطعه بايد مونتاژ شود.در هر مرحله از مونتاژ بايد قطعه مورد نظر در آن مرحله وجود داشته باشد.حال اگر فقط يكي از اين قطعات بدليل مشكلاتي نتواند در مرحله مورد نظر وجود داشته باشد ، كل فرآيند مونتاژ دچار مشكل خواهد شد.در اين حالت اين مرحله را يك گلوگاه براي اين خط مونتاژ مي نامند.مسلم است كه اين گلوگاه كل پروسه مونتاژ را دچار اختلال خواهد كرد.
مثال(2)
اتوباني 8 باندي و 20 كيلومتري را در نظر بگيريد كه از كيفيتي مناسب برخوردار باشد ، ولي در مسير خود بايد از روي پلي كه پهناي آن 2 باند است بگذرد.در اين صورت اين پل به عنوان يك گلوگاه براي اين اتوبان در نظر گرفته مي شود.در اين صورت هر چقدر اين اتوبان كيفيتي مناسب داشته باشد ، وجود اين پل به عنوان يك گلوگاه ، پارامتري تعيين كننده براي رواني ترافيك در اين اتوبان خواهد بود.


هر حركت و برنامه اي بدون شناخت دقيق از گلوگاهها و تحليل مناسب اين گلوگاهها منجر به موفقيت نخواهد شد.در ساختار ها نيز ممكن است نقاطي وجود داشته باشد ، كه برغم صحت و سلامت كل ساختار و پيروي اين ساختار از الگوهاي ساختاري ، كل ساختار را عليل كرده و منجر به بهبود و كارايي مناسب ساختار نباشد.در هر ساختاري نقاطي به عنوان گلوگاه وجود دارند كه بايد ديده شده و حداكثر سعي در برطرف شدن اين نقاط شود ، تا كل ساختار كارايي بهتري داشته باشد.در ساختار موجود ما نيز قطعا چنين نقاطي وجود دارد و به وفور هم در آن ديده مي شود ، منتها هر كدام از اين نقاط وزن مربوط به خود را دارد.يعني ممكن است نقطه اي به عنوان گلوگاه باشد ، ولي اثر آن به اندازه ديگر نقاط گلوگاه نباشد.به نظر من در ساختار فعلي 4 گلوگاه مهم با وزن تقريبا يكساني وجود دارد كه كارايي كل ساختار را تحت تاثير قرار داده است.در ادامه به معرفي اين نقاط و مختصر توضيحي در باره آنها پرداخته مي شود.


1- نظارت استصوابي:
اين فرآيند از ساختار موجود ، از الگوي سادگي و عدم ابهام پيروي نمي كند و همين ابهام باعث مي شود كه راه براي برداشتهاي دوپهلو باز باشد.و عملا راه ورود به سيستم به جاي اينكه بر اساس معيارهاي مشخص باشد به سمتي ديگر مي رود.ممكن است كه حتي تا كنون نيز از اين گلوگاه ساختاري استفاده نادرستي نشده باشد ، ولي اين نقطه به عنوان گلوگاهي است كه اجازه استفاده نادرست را مي دهد.كاركرد نادرست اين نقطه از ساختار مي تواند منجر به از كار افتادن كل ساختار باشد.اين گلوگاه دراري وزن تعيين كننده اي در كارايي و رواني ساختار كل مي باشد.


2- نفت
نفت سالها قبل به همت بزرگمرداني ملي شده است ، ولي ظاهرا بجاي ملي شدن ، نفت را دولتي كرده اند.خرج كردن اين ثروت ملي با مكانيسم موجود ، باعث تنبلي ، چاقي ، بي تحركي ، بهره وري پايين و ....دولتها شده است.به عنوان يك گلوگاه ساختاري مهم بايد اين مشكل نيز حل شود.همانطور كه تاكنون ديده شده است ، عملا وجود اين نقطه از ساختار بعضي اوقات به جاي اينكه در خدمت ساختار كل باشد ، باعث ناكارامدي آن نيز شده است.


3 – رسانه ها
روزنامه ها ، كتب ، راديو ، تلويزيون و .... نقش بسزايي در سعادت و سلامت جامعه دارند.عدم آزادي رسانه ها در ساختار مملكت باعث ايجاد يك هژموني رسانه اي دولتي شده است. و عملا نقش سازنده خود را از دست داده اند.اين نقطه از ساختار موجود نبض حياتي كنترل و نظارت تمام موجوديتهاي جامعه است.تا زمانيكه اين مولفه از ساختار كل درست كار نكند ، امكان پنهان شدن همه گونه فسادي چه اقتصادي ، چه سياسي ، چه اجتماعي و ....در پستوها وجود دارد.به عنوان يك گلوگاه مهم و تاثير گذار ار ساختار كل اگر چنانچه اين مهم (آزادي رسانه ها) برآورده نشود ، مطمئن باشيد كه راهي به سعادت در پيش رو نخواهد بود.


4- تحزب
ظاهرا سازوكار اين مقوله در قانون اساسي وجود دارد.ولي تحزب هنوز به معناي واقعي آن در ساختار مملكت جا نيفتاده است.ظاهرا بايد خواستهاي مردم از دل اين تحزب به لايه هاي بالاتر برسد و سازوكار تحزب به عنوان عوامل اجرايي مجبور كردن ساختار به پيروي از الگوهاي ساختاري باشد.ولي هنوز آنگونه كه بايد نيست.حتي سياسيون و دستندركاران نيز اصول و قواعد انرا رعايت نمي كنند.
وجود حزبهاي و جريانهاي خلق الساعه در هر انتخابات و برچيده شدن آنها پس از پايان هر انتخابات ، توسط خود سياسيون ، معرف عدم دريافت و شناخت درست عاملان اصلي از اين مقوله مي باشد.به عنوان گلوگاهي در ساختار فعلي ،كه نه سازوكار آن به صورت كامل مهياست و نه خود بازيگران اين صحنه شناخت درست و صحيحي از آن دارند ، كارايي ساختار كل را بشدت تحت تاثير قرار داده است.


البته گلوگاههاي مهم ديگري نيز در ساختار قابل ذكر و شناسايي است وليكن وزن اين گلوگاهها به نظر نگارنده بالاتر از بقيه آنهاست.اين چهارگلوگاه مهم اگر چنانچه شناخته شده و استراتژي مناسبي براي كنترل و برطرف كردن آنها لحاظ شود به عنوان پيشايندي براي فرآيند پيروي كردن ساختار موجود از الگوهاي ساختاري مي باشند ، كه در پسايند آن پيروي كردن ساختار موجود از الگوهاي ساختاري ، دور از ذهن نمي باشد.









نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

:

اهتمام جناب جاويد به بحث پيرامون ساختارها و سيستم ها قابل تقدير و ستايش است.

۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۵:۴۵ بֽظֽ | Reply

arash :

مهمترین گلوکاه که شاید شما قدرت یا جسارت بیان آنرا ندارید ، وجود پوزیشن فرا تر از قانون می باشد که به واسطه تقدس ظاهری که داده شده امکان انتقاد از شهروندان سلب شده

۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۶:۱۱ بֽظֽ | Reply

امیر :

همه را گفتید غیر از اصل کاری. به گمان من یکی از اصلی ترین گلوگاهها وجود یک پستهاي غير قابل بحث با انواع اختیارات بدون اندازه و فقدان هیچ نوع مسئولیت.

۲۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۷:۱۶ بֽظֽ | Reply

علی :

نظر شما راجع به صحبت های آقای حقیقی درباره ی آقای مهاجرانی و اصلاح طلبان چیست؟
..............................................................
عبدي:
به هر حال شما هم مي توانيد بخوانيد و استدلالهاي منطقي متن را پيگيري كنيد.

۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۰:۵۵ قֽظֽ | Reply

سلمون :

با سلام مهمترین گلوگاه وجود پستهای باانواع اختیارات قانونی و فراقانونی بدون مسئولیت است !

۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۶:۳۸ قֽظֽ | Reply

:

به نظر شما علت سكوت هاشمي در نماز جمعه در مورد حوادث لبنان چه بوده است؟
آيا با اقدامات حزب الله مخالف بوده؟؟

۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۰:۵۴ قֽظֽ | Reply

ahmad :

جناب عبدی سلام
آقای جاوید عزیز اگر در دائره المعارف ها دنبال تعداد تالیفات افلاطون ویا بوعلی سینا ویا کلیات گفته ها ونظریات نیوتن ویا کپرنیک وانیشتن بگردید ..از هر یک بیش از سه ویا چهار ویا در حد نهایت پنج جلد بیشتر پیدا نمی کنید...ولی علمای بزرگوار ما بعضی 30 تا 40 جلد قطور مرقوم فرموده اند ..گلوگاه اینجاست که بنده عوام وغیر عالم را می توان از این منابع عظیم به هر تکلیفی مکلف کرد ویا هر عملی را از مناهی دانست ویا بر عکس.. بهمین دلیل است که بنده هم فرمایشات آقای علیزاده را در مورد محاکم وبد رفتاری وغیره را که یکی دوسال پیش فرمودند بایستی به پذیرم وهم فرمایشات جناب شاهرودی رادر مورد بهترین قوه قضائئه دنیا...








۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۲:۰۰ بֽظֽ | Reply

صطفی1 :

هر سیستمی بلحاظ وجود مولفه های پیش بینی نشده در عمل دچار مشکل خواهد شد اما انچه در این میان بسیار مهم بوده و باعث رفع موانع و گیر های بوجود امده و رفع اختلالات فرایند ها میشود وجود الزلمی فید بک از خروجی به درون سیستم است این فرایند موجب بازنگری مستمر راهکارها و اصلاحات لازم در انهاست که قسمت لاینفک ساختار سیستمهاست این فرایند با بازنگری در وظایف قسمتهایی که کارایی سیستم را با مشکل روبرو میکند باعث روانی کار و خروجی مطمئن سیستم میشود اما فقدان ویا امکان تعلیق و بی اثر شدن ان یک سیستم را از پویائی به ایستایی تبدیل میکند بزرگترین اشکال هر سیستم عدم پیشبینی این فرایند در ساختار اصلی است در سیستمهای حکومتی بتناسب ساختار بدلیل اینکه عمل کرد این فرایند ممکن است به تقسیم قدرت منجر شود یا بکلی این فرایند را حذف و یا اینکه در عملکرد ان دخالت کرده و اطلاعات و ادرسهای غیر واقع به ان وارد می کنند تا هیچگاه نتیجه گیری ای که از عملکرد ان حاصل میشود منجر به محدودیت قدرت و یا تغیرات عمده که گستره قدرت را با خطر مواجه کند بدست نیاید . در نظامهایی که مشروعیت و مقبولیت سیستم خروجی ان است همواره مهمترین مولفه خروجی سطح رضایتمندی مردمی است و چنانچه این امر از حد ی پایین تر امد قسمت فید بک بکار افتاده و با عملکرد های پیشبینی شده ( انتخابات زود رس و یا پایان دوره ) اصلاحات لازم صورت میگیرد وخروجی که رضایت مندی مردم ( وضعیت اقتصادی مطلوب و رفتار های بهنجار اجتماعی ) به سطح قابل قبولی برمیگردد اما اگر عملکرد این فرایند با خلل مواجه شود ( اعمال نظر در انتخابات و عدم التزام به قانون ) سطح نارضایتی مردم انقدر بالا میرود که کل سیستم با خطر ازهم گسیختگی مواجه میشود بدتر از ان این است که هدف غایی سیستم مستقل از مردم باشد یعنی سیستم بی توجه به مشروعیت و مقبولیت مردمی باشد شاید تابیه قسمت فید بک در چنین سیستمی از نظر معتقدانش زائد بنظر برسد که نکته اصلی و اشکال اساسی در ساختار ان خواهد بود زیرا دریک سیستم که رابطه مستقیم با مردم دارد اندیشه استقلال وجودی ان از مردم غیر ممکن است . نگاه توتالیته به قدرت و عدم امکان بازنگری در ساختار عامل انحطاط تاریخی قدرتهای توتالیته بوده وگریزی از ان نیست

۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۲:۳۳ بֽظֽ | Reply

مجيد :

جناب عبدي
سلام
در صفحه 30 ديماه خاطرات سال 64 آقاي هاشمي به جزوه اي ارسالي از وزارت اطلا عات در مورد افغانستان اشاره شده كه ايشان آنرا خوانده اند. آيا اين همان جروه ايست كه شما آنرا نوشته بوديد؟آيا الان جهت بهره برداري امكان انتشار آنرا داريد؟ممنون و منتظرجواب مثل هميشه
..............................................................
عبدي:
با توجه به تاريخ نوشته به احتمال قريب به يقين همان است.
اما كليات آن تحليل جامعه شناسي سياسي افغانستان و سپس وضع موجود و سناريوهاي احتمالي و در پايان هم سناريوهاي مطلوب است.كه در آنجا بهترين سناريو از حيث دو شاخص مطلوبيت و امكانپذير بودن حمايت از گروههاي ملي افغانستان معرفي شده و اين كه اقدامات به نام انقلاب و صدور آن در افغانستان جز نتيجه منفي چيز ديگري ندارد.زيرا هيچ زمينه اي براي آن نيست.مساله هيرمند و امنيت مرزها و موارد مخدر و مساله مهاجرين چهار موضوعي بود كه منافع ملي ايران در ارتباط با آنها بود و با حكومتي ملي و غير وابسته به بيگانه بيشتر تامين مي شود.

۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۵:۳۶ بֽظֽ | Reply

ض. گرگانی :

جناب جاويد، به نظرتان سه گلوگاه نظارتِ‌ استصوابی، رسانه‌ها و تحزب به شدت متاثر از معضلِ اصلی يعنی نفت (دولتی) نيستند؟
بنده که از هر زاويه‌ای به مشکلاتِ جاری نگاه می‌کنم سرنخ را در اقتصادِ نفتی پيدا می‌کنم. شايد بهتر باشد مبارزه جهتِ اصلاحِ ساختار را کاملاً بر روی اين گلوگاه يا به عبارتِ‌ بهتر گلوفشارِ مملکت متمرکز کرد، تا شايد گره‌ای گشوده شد.

۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۴:۰۹ قֽظֽ | Reply

جاويد- جواب :

جناب آرش ، امير و سلمون :
نقطه مورد نظر شما از ساختار را مي دانم ولي به نظر من شما اگر اين 4 گلوگاه برطرف شود، مطمئن باشيد كه اگر مولفه درست و حقيقي باشد تقويت مي شود و اگر نه ، تضعيف.
--------------
جناب صطفی1 :
نكته مورد نظر شما يك الگوي ساختاري است كه بنده از آن به عنوان الگوي ساختاري خودترميمي و خود اصلاح گري ساختار نام مي برم.بنده معتقدم بايد گلوگاهها برطرف شود تا ساختار موظف به اجراي الگوهاي ساختاري باشد.

با تشكر از حسن توجه عزيزان.

۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۹:۳۱ قֽظֽ | Reply

جاويد :

جناب گرگاني البته بيشتر بحث من در اينجا شناخت گلوگاهها بود.در بحث استراتژي ها است كه بايد ديد چگونه به رفع اين موانع پرداخت و از كدام شروع كرد و چگونه پايان داد.ولي از نظر من اين 4 گلوگاه تقريبا هم وزن هستند.و در استراتژي ها و برنامه هايي كه براي رفع گلوگاهها تدوين مي شود(اگر تدوين شود) ، حتما بايد به هم وزن بودن آنها دقت لازم شود.
قبول دارم كه به لحاظ برگشت پذيري ، گلوگاه مورد اشاره(نفت) برگشت ناپذيرتر است.يعني اگر گروهي اقدام به حذف اين گلوگاه كند ، شايد دوباره گلوگاه شدن اين نقطه از دوباره گلوگاه شدن نقاط ديگر ( نظارت استصوابي ، رسانه ها و تحزب)كمتر باشد.
ولي به نظر من استراتژي اي كه بخواهد اين گلوگاه (نفت) را حذف كند ، نمي تواند بدون حذف گلوگاههاي ديگر به پيش برود و به نتيجه اي مطلوب برسد.

۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۶:۰۳ بֽظֽ | Reply

احمد :

جناب عبدب با سلام،
حدود يک سال پيش مطلبي در باب سرنوشت حزب الله لبنان نوشتيد امروز هم چنانکه ميدانيد اوضاع لبنان آشفته شده است .
اگر تحليل خود را با توجه به شرايط جديد مرور نمائيد ، درسهاي آموزنده اي خواهد داشت.
منتظر هستيم!
.....................................................................
عبدي:
در مورد اتفاقات اخير بصورت دقيق و ريز پيگير نيستم در واقع فرصتي هم نداشته ام و فقط اخبار رسانه ها را دنبال مي كنم.

۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۹:۲۸ بֽظֽ | Reply

محسن :

باسلام وخسته نباشید
جناب آقای عبد ی باتشکرازنقطه نظرات جنابعالی
تقاضاداشتم درصورت امکان شماره تماس خودرا
اعلام کنید بنده عرضی داشتم

باتشکر برادرشما محسن
...............................................................
عبدي:
از همين طريق بفرمائيد البته منتشر نمي شود.و آدرس ايميل هم بگذاريد اگر لازم بود جواب مي دهم.

۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۲:۵۷ بֽظֽ | Reply

هدایت اشتری :

بعدازشهادت آرزوهایم دراثر تضاد بین فرم ومحتوای نظامی که در خیال خود ترسیم کرده بودم شدیدا دچار سرخوردگی و پشیمانی شدم پشیمانی بخاطر طلایی که بیخود صرف جایی کردم که ارزش آن رانداشت. درزندگی همیشه امیدم به خدابود وترسی ازخدانشناسان نداشتم در قسمتی اززندگیم سیبل حملات کسانی شدم که خود دزدبودند ودنبال پوششی بودند که آنرا پنهان کنند. دراین راه ازآنها خوفی نداشتم چون یاد گرفته بودم که ترسم ازترکان تیرانداز نیست طعنه تیرآورانم میکشد با اینهمه تفاصیل خداراشکر میکنم که هنوز پاکی وعصمت وجدانم را حفظ کردم وعلیرغم مشکلات فقط به خدا متوسل میشوم. اما بیشتر خداراشکر میکنم که دراین کویر بی همزبانی به کاروانسرایی دراین کویر رسیدم که درآن انسانهایی هستند که زبانشان را میفهمم. جایی که کلام امام علی درسرآن نصب شده که من العمل یستدل بالایمان ومن الایمان یستدل بالعمل. خدا را گواه میگیرم که به همه این عزیزان افتخارمیکنم به عزیزانی که دلشان برای ایرانی آزاد وسربلند می تپد که خدا یارویاور همه شما عزیزان باشد.جاوید عزیز که خدا نگهدارت باشد.

۳۰ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۲:۱۴ قֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/862