آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷
ترويج اخوت يا اصلاح سياست؟
هفته پيش يكي از مسئولين سازمان مديريت و برنامهريزي منحل شده، نكاتي را اعلان كرد كه تحليل و نقد آن خالي از فايده نيست، بلكه به نوعي ضروري هم هست.
معاون اقتصادي معاونت برنامهريزي و نظارت راهبري رياست جمهوري گفت:
«طبق شاخص اقتصادي اعلام شده حدود 20 درصد جمعيت زير خط فقر هستند. اين شاخص براي جامعه اسلامي كه اخوت حرف اول را ميزند خوب نيست. اين با وجودي است كه دولت هر سال چهار تا پنج هزار ميليارد دلار كالاهاي اساسي را توزيع ميكند اما باز نيز گروهي بهرهمند نيستند.»
«همچنين بيش از 60 درصد درآمد در اقتصاد دست 20 تا 30 درصد جمعيت است و بقيه درآمد دست افراد ديگر است و اين همان توزيع نابرابر فرصتهاست.»
اولين نكتهاي را كه در وراي منطق آشكار اين جملات ميتوان ديد، اعتقاد به اين است كه فقر و بدبختي 20 درصد از مردم جامعه ما احتمالا امري طبيعي است و ناشي از هيچ تصميم و سياست غلط دولت نيست و مردم بايد با تكيه بر روحيه اخوت و برادري اقدام به دستگيري از فقرا كنند و انتقاد اصلي از وجود فقر در جامعه متوجه فقدان روحيه برادري نزد مردم است.
اين استدلال در شرايطي صحيح است كه دولت تمامي مساعي خود را براي توزيع عادلانه درآمدهاي مشاع مردم و ايجاد فرصتهاي برابر براي آنها جهت دسترسي به شغل را فراهم كند، در حالي كه ميدانيم درآمدهاي دولت ايران از ملك مشاع مردم بسيار زياد است،از جمله درآمدهاي حاصل از نفت، منابع، گمركات، مالياتها، كارخانجات و بانكهاي اصلي و بزرگ و... قطعاً بيش از 75 درصد توليد ناخالص داخلي كشور هستند و حتي بودجه كشور در برخي موارد به توليد ناخالص داخلي كشور تنه زده است. بنابراين اولين پرسشي كه به ذهن ميآيد اين است كه اگر اين درآمدها منصفانه و عادلانه توزيع ، يا در امور توليدي و اشتغالزا سرمايهگذاري، يا صرف تأمين اجتماعي مردمي ميشد كه قادر به كار و كسب درآمد نيستند، ديگر نيازي به كمك شهروندان نميرسد، آن هم براي 20 درصد از جامعه، يعني 15 ميليون نفر!!
نكته ديگر اينكه گفتهاند " دولت سالانه 4 تا 5 ميليارد دلار كالاهاي اساسي را توزيع ميكند، اما باز گروهي بهرهمند نيستند". فرض كنيم اين توزيع وظيفه دولت باشد، در اين صورت چرا باز هم گروهي از مردم از آن بهرهمند نيستند؟ مسئوليت اين را بايد متوجه چه كساني دانست؟ اما مشكل مهمتر اين است كه دولت از كجا منابع مالي توزيع چنين كالاهايي را تأمين ميكند؟ مگر نه اينكه مستقيماً از درآمدهاي مشاع مردم آنها را تأمين ميكند،در اين صورت آيا بهتر نيست اين تصرف را پايان بخشد و مستقيماً منابع مردم را در اختيار خودشان قرار دهد، تا بهتر، بهينهتر و كارآمدتر آنها را مصرف كنند؟
گفته شده كه 60 درصد درآمد در اقتصاد دست 20 تا 30 درصد جمعيت است. با توجه به اينكه بخش اعظم توليد ناخالص داخلي در اختيار دولت است، چگونه و از چه راهي آن را توزيع ميكند كه اين درآمدها بجاي آنكه در اختيار طبقات فقير و نيازمند و نيز فعال جامعه قرار گيرد، در اختيار قشر محدودي قرار ميگيرد؟
اتفاقاتي كه در يك ماه گذشته رخ داده است، نشاندهنده افزايش بيشتر شكاف درآمدي و اضافه شدن تعداد فقرا است. اگر افزايش اخير در قيمت برنج فقط شامل 10 درصد از كل مصرف سالانه برنج شده باشد (كه بسيار بيشتر از اين است) طبعاً 300 هزار تن برنج در يك چشم به هم زدن حدوداً با افزايش قيمت حداقل كيلويي هزار تومان مواجه شدهاند، كه مابهالتفاوت سي صد ميليارد توماني است و تصور نميكنم اين مبلغ به جيب چند ده نفر بيشتر رفته باشد، و روشن است كه در مقابل از جيب ميليونها نفر كسر شده است. جيبهايي كه در واقع چيز چنداني در آن باقي نمانده است كه از آن كسر شود و مشابه همين موارد است كه موجب تسلط اندكي از افراد بر اقتصاد كشور مي شود. اين امور محصول سياستهاي غلطي است كه روز به روز فقرا را فقيرتر و پولدارها را پولدارتر ميكند و راهحل آن هم كمكهاي برادرانه به فقرا نيست، اصلاح سياستهاي اقتصادي شرط ضروري كاهش فقر است.

مسعود صارمی :
با وجودیکه با :
توجه بیش از حد به ساختار برای تبرءه افراد با آقای جاوید بحث ها داشته ام , در این مورد نظر شما را صحیح میدانم و معتقدم بجای گرفتن و دادن ماهی دست افراد , بهتر است با آموزش و بالا بردن سطح فکری افراد , تور ماهی گیری به آنان هدیه کنیم.....
همین کاری که ظاهرا شما در این سایت به دنبال آن هستید.
در این راه موفق باشید.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۶:۳۲ بֽظֽ | Reply
سر تاج :
متاسفانه آقایانی که بر سر سفره - آماده شده توسط دیگران -انقلاب نشسته اند فراموش کرده اند که چه انتقادهایی به نظام شاهنشاهی میکردند . چه در مورد تبعیض و طبقاتی شدن جامعه و یک با یک برابر نبودن میزدند !!
فراموش کرده اند که مردم بخاطر همان انتقادها پشت آنها را میگرفتند و به آنان پول میدادند , ولی حالا که به برکت قدرت و نفت از مردم مستقل شده اند و راه ديگري را پیش گرفته اند , دیگر احتیاجی به یادآوری آن روزها و آن وعده ها و آن شعارها ندارند.
این است که یا از اهمیت نماز میگویند یا از اینکه مردم بیایید شادی های که ندارید را با هم دیگر تقسیم کنید تا ما برای خود از آن نیز استفاده تبلیغی بکنبم !!
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۶:۵۰ بֽظֽ | Reply
خاموش :
من همیشه از خود می پرسم اگر این آقایان جایشان با من عوض میشد ( اقایان میشدند یک کارگر , یک معلم , یک کارمند ساده ...یک خانه دار , یک زن ... و من میشدم وزیر و وکیل و معاوان وزیر و ... ) آنوقت آقایان همین ها را میگفتند که امروز می گویند؟ چه میگفتند و چه میکردند؟ آیا آنوقت دم از اخوت میزدند؟ دم از برادری ؟ ..... یا مرا مهدورالدم میکردند و بدترین توهین ها و اتهامات را به من میزدند؟ آیا نمی گفتند اسلام او قلابی است ؟ آیا نمی گفتند او منافق است؟ آیا نمی گفتند او به دلیل این حرفهایش کافر است؟ آیا نمی گفتند ربا خوار است؟ آیا نمی گفتند دروغگو دشمن خداست؟ آیا نمی گفتند مفسد فی الارض است؟
آیا اگر جاهای ما با هم عوض میشد , نوع حرفها و دیدگاه های آقایان نیز به کلی عوض نمیشد؟
................................................................
عبدي:
در واقع ممكن است آنان هم همين استدلال را در باره تغيير موقعيت شما بگويند.گرچه اصل استدلال درست است.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۶:۵۹ بֽظֽ | Reply
آنتو نیو گرامشی - روشنفکر ایتالیایی :
هوش من میگوید که بد بین باشم , اما میلم می کشد که خوش بین باشم
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۷:۰۴ بֽظֽ | Reply
rahmat :
جناب مهندس عبدی عزی با سلام
یادداشت شما جالب بود . من با اجازه شما میخواهم مطلب کوتاهی را به نظر خوانندگان سایت آینده برسانم.
روزنامه دنیای اقتصاد یکشنبه 22/ 2/ 87
" انتقاد حداد عادل از بی توجهی به نخبگان
یک نفره نمیتوان کشور را اداره کرد "
" از کرامات شیخ ما این است
شیره را خورد و گفت شیرین است "
رحمت
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۷:۳۱ بֽظֽ | Reply
امید :
آقای عبدی
از قدیم گفته اند: از "نخورده"( فقیر) بگیر , بده به "خورده"( ثروتمند رانتی یا قدرتمند ) تا "خورده" "خورده دانشان" ( شکمش) در آید!!
متاسفانه (بقول برتراندراسل :" در روزگار ما کسی که از سر ""وظیفه"" بر ""اخلاقیات"" پافشاری میکند , کسی است با هوش کمتر از متوسط !) اگر بخواهیم محترمانه در مورد این نحو اخلاقیات, از طرف افرادی که دیگر "مسؤل" هستند , قانون نویس هستند , مجری قانون هستند .... و نه روحانی و منبری , قضاوت کنیم باید از زبان حافظ بگوییم:
چه نسبتست برندی صلاح و تقوی را؟
سماع وعظ کجا ؟ نغمه ی رباب کجا؟
... چراغ مرده کجا؟ شمع آفتاب کجا؟
یا
ای که در کشتن ما هیچ مدار نکنی
سود و سرمایه بسوزی و محابا نکنی
دردمندان بلا , زهر هلال دارند
قصد این قوم خطا باشد , هان ( آگاه باش) تا نکنی
رنج ما را , که توان برد بیک گوشه ی چشم
شرط انصاف نباشد که مدوا نکنی
( و بگویند: مردم بیایید "داری" کنید تا ما "مملکت داری" کنیم !! مردم بیایید اخوت کنید و فقیر نوازی کنید تا پول نفت خرج .... !! و مثل سابق( بدون اینکه توجه کنند که دیگر حالا مسؤل هستند و نه خطیب و جایگاه ایشان فرق کرده باید نوع عمل نیز فرق کند ) دعا کنند : خدایا مریضان اسلام را شفا , قرض داران اسلام را کمک , فقیران ما را نان .... عنایت بفرما ..... و ما هم حتما باید بگوییم: آمین )
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۷:۴۸ بֽظֽ | Reply
Asghsr :
سر مقاله نویس کیهان که در حکومت از قدرت بسیاری برخوردار است امروز نوشته بود:
" آنچه نهايتا مي توان گفت اين است كه آخرين تير در تركش نو محافظه كاران هم به سنگ خورده و بازوهاي منطقه اي ايران در اثر اين فشارها نه فقط قطع نشده اند بلكه با ورود به صحنه هاي جديد آبديده تر مي شوند و از اين به بعد برگ هاي ناچيز آمريكا را آسانتر از آنچه فكرش را بكنند خواهند سوزاند."
آقای عبدی میخواستم بپرسم این بازوهاي منطقه ای ایران کدامها هستند؟ آیا این بازوها سندی نیستند بر صحت آن حرفهایی که آقای خاتمی چند روز پیش در گیلان زدند و بعد مجبورشان کردند توبه کنند؟
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۰۵ بֽظֽ | Reply
کار کارشناسی= انتخابات واقعی :
حداد عادل: مجلس نيازمند كار كارشناسي است
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۰۷ بֽظֽ | Reply
بسته سر بسته چیست که : :
سفير ايران در پاريس گفته اند؟:
" بسته پيشنهادي ايران الگوي مناسبي براي حل مشكلات بين المللي است" ؟
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۱۵ بֽظֽ | Reply
هما :
نوشته اید : اولين نكتهاي را كه در وراي منطق آشكار اين جملات ميتوان ديد، اعتقاد به اين است كه فقر و بدبختي 20 درصد از مردم جامعه ما احتمالا امري طبيعي است و ناشي از هيچ تصميم و سياست غلط دولت نيست و مردم بايد با تكيه بر روحيه اخوت و برادري اقدام به دستگيري از فقرا كنند و انتقاد اصلي از وجود فقر در جامعه متوجه فقدان روحيه برادري نزد مردم است.
اولا اینکه آخرین نکته نیز همین اعتقاد است
دوما 20 درصد نیست و بالای 50 درصد است
سوما اگر بپذیرند که سیاستهایشان غلط بوده که بقول آیت الله مکارم شیرازی پنجاه درصد مشکلات حل خواهد شد!!
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۲۲ بֽظֽ | Reply
:
من یکی از کسانی هستم که در یکی از موسسات خیرات کار میکردم و امروز تنم از شنیدن خیرات میلرزد !! چون در آنجا دیدم که آقایان با نام خیرات چه کارها را برای خود نکردند و چه سفرها و چه هتل هایی را با آن پولی که مردم با عشق میدادند نرفتند و ..... نکردند !
بماند برای فرصت بعدی ولی
حتما خوانده اید که در خبرها بود که چند وقت پیش مرد مستاصلی به دلیل بیکاری در حال دستبرد به یکی از صندوقهای خیرات برای پر کردن شکم زن و فرزندش دستگیر میشود و در دادگاه به شلاق و بیست برابر پولی که برداشت کرده بود جریمه میشود , آنهم در دادگاهی که شهرام جزایری تنها به چند سال جبس محکوم میشود و ...... نگویم بهتر است.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۳۰ بֽظֽ | Reply
سجاد :
با کمال تاسف به دلیل انسداد سیاسی و نبود روزنامه های مستقل و منتقد , امر بر خیلی ها مشتبه شده ......
از مشتبه شدن امر برمقامات نمیگویم که بسیار گفته شده و متاسفانه به دلیل نبود کسی در خانه , دیگر تاثیری ندارد ؛ اجازه دهید از اصلاح طلبان و همین آقای بهزاد نبوی و آقای سلامتی هم چیزی نگویم که کجا بودند و چه کردند و .. که فعلا دردی را از دردهای ما دوا نخواهد کرد چرا که همه این اختلافات در داخل حاکمیت و برای سهم خواهی انجام میشود و نیت خیرخواهانه ای در آن دیده نمیشود ...
اجازه دهید از "حنا مخملباف " دحتر کوچک محسن مخملباف __ که طی یک دوره سی ساله انقلاب از ساخت فیلمی چون توبه نصوح شروع کرد و ساخت فیلهایی چون سکس و فلسفه روی آورد __ بگویم :
حنا در مصاحبه با کوریه انترناسیونال میگوید :
"آرزو میکنم در ایران هر کس بتواند حرف خود را آزادانه بر زبان آورد زیرا تا زمانی که شخص نتواند عقاید خود را بیان کند , کشور پیشرفت نخواهد کرد "(پایان نقل قول)
خوب این حرف بدی نیست ولی گوش کنید به ادامه مصاحبه تا ببینید چگونه برخی گذشته را فراموش میکنند و به جوانها راستش را نمی گویند و آنها را دچار مشتبه شدن امر میکنند:
وی در مصاحبه مدعی شد امروز در ایران قانون سکوت حکمفرماست . پدر من یکی از آن افراد نادریست که جرات بیان کردن عقاید خود را دارد , چه در حال گذشته و چه در حال حاضر . او فیلمهای عاشقانه ساخته در حالی که تلفظ واژه عشق ممنوع است!
فرزند مخلباف در این مصاحبه , در ادامه تمجید از پدر خود میگوید :
"به لطف شهامت پدر من است که اکنون در ایران پس از ده پانزده سال اکثر فیلمها با مضمون عشق ساخته میشود "
و این مشتبه شدن امر بر دختر این فیلمساز در حالیست که محسن مخملباف از مخالفان جدی ساخت فیلمهای عاشقانه بود و حتی در واکنش به فیلم ساده و غیر عاشقانه ی " اجاره نشین ها" ی داریوش مهرجویی در نامه ای به معاون وقت سینمایی ارشاد نوشته بود : حاضرم بخود مین ببندم و به همراه داریوش مهرجویی به جهنم بروم !!
متاسفانه امر بر این معاون اقتصادي معاونت برنامهريزي و نظارت راهبري رياست جمهوري نیز مشتبه شده , دوای آن نیز یکی دو تا روزنامه نگار شجاع و مستقل است تا مو را از ماست بکشنند و سیه روی کنند هر که در او غش باشد
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۵۸ بֽظֽ | Reply
رهی رضوان :
سلام آقای عبدی
از مطالب شما در وبلاگ خودم استفاده می کنم
ایرادی ندارد منتظر نظر شما هستم
دوستدار شما رهی
................................................................
عبدي:
ممنون.اشكالي ندارد فقط ذكر منبع هم بشود.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۹:۰۲ بֽظֽ | Reply
نمونه ای ار قرض دادن نان به همدیگر :
بسمه تعالي
برادر خوبم جناب آقاي دكتر الهام
وزير محترم دادگستري
نامه شفاف و گوياي شما را دريافت كردم، يك بار ديگر شما را به عهدي كه بسته ايم توجه مي دهم. قرار بود در راه خدمت به مردم و اصلاح اساسي امور و پي گيري اهداف بلند، مقاوم و صبور باشيم. بديهي است هر چه جلوتر مي رويم فشارها و بي انصافي هاي برخي بيشتر مي شود و شما بايد تحمل كنيد. يادتان بيايد بر بزرگان ما در همين دوران انقلاب از سوي خودخواهان و مخالفين عدالت و پاكي چه آورده اند.
ياد مرحوم شهيد بهشتي و ياد شهيدان رجايي و باهنر و ديگران آرامش بخش است. بالاتر، ما بايد همواره غصه اهل بيت (عليهم السلام) را بخوريم و غريبي امام عصر (عجل الله) را در خاطر داشته باشيم.
چه بسيار مدعيان ارزش ها و حتي دين داري كه در وقت آزمايش، دنياطلبان حرفه اي و خودخواهان غرق شده در دنياي آرزوهاي كوچك مادي، از كار در مي آيند.
يادتان باشد امسال سال سخت تري است، از يك سو بايد تلاش ها ثمر دهد، شكوفا شود و در خدمت مردم و كشور قرار گيرد و از سوي ديگر هجوم خودخواهي ها و قدرت طلبي ها و مانع ساختن ها، در راه است، رمز موفقيت در راه كمال و حضور در دولت عشق و مهرورزي، توكل و تحمل است.
اينجانب به اخلاص و فداكاري و اهتمام شما در راه خدمت بي منت به ملت بزرگ ايران واقفم و شما را برادري دلسوز و پرتلاش مي دانم كه در راه خدمتگزاري شب از روز و سر از پا نمي شناسيد.
ملت بزرگ نيز نشان داده اند كه قدردان و قدرشناس اند و صد البته اگر جمعي را كمر بسته خدمت صادقانه بيابند، از اشتباهات اندك آنان درمي گذرند و از آنان حمايت خواهند كرد، پس اي برادر توكل كن و تحمل.
محمود احمدي نژاد
.............................................................
عبدي:
اگر در كمك به فقرا اخوت را نمي بينيم در اين مورد خاص اخوت در نهايت و اوج است.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۹:۰۹ بֽظֽ | Reply
مردم مساعدت کنند , همه کارها حل خواهد شد ولی .... :
وزير نيرو : مردم مساعدت كنند آب در تهران جيره بندي نمي شود
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۹:۱۱ بֽظֽ | Reply
:
نوشته شما : " طبعاً 300 هزار تن برنج در يك چشم به هم زدن حدوداً با افزايش قيمت حداقل كيلويي هزار تومان مواجه شدهاند، كه مابهالتفاوت سي صد ميليارد توماني است و تصور نميكنم اين مبلغ به جيب چند ده نفر بيشتر رفته باشد، و روشن است كه در مقابل از جيب ميليونها نفر كسر شده است. جيبهايي كه در واقع چيز چنداني در آن باقي نمانده است كه از آن كسر شود و مشابه همين موارد است كه موجب تسلط اندكي از افراد بر اقتصاد كشور مي شود."
معاون وزير خبر داد واردات برنج نامرغوب به كشورتوسط وزارت بازرگاني است
لا مصب ها! لااقل برنج خوب وارد کنید و این همه پول به جیب بزنید
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۹:۱۸ بֽظֽ | Reply
نامه آبراهام لینکلن به معلم پسرش :
به پسرم درس دهید
او باید بداند که همه مردم عادل و همه آنها صادق نیستند ولی به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد , انسان صدیقی هم وجود دارد.
به او بگویید به ازای هر سیاستمدار خودخواه, رهبر جوانمردی هم یافت میشود.
به او بیاموزید , که در ازای هر دشمن , دوستی هم هست
میدانم که وقت میگیرد , اما به او بیاموزید اگر با کار و زحمت خویش , یک دلار کاسبی کند بهتر از آن است که جایی روی زمین پنج دلار بیابد
به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد و از پیروز شدن لذت ببرد
او را از غبطه خوردن بر حذر دارید .
به او نقش و تاثیر مهم خندیدن را یادآور شوید
اگر میتوانید , به او نقش موثر کتاب در زندگی را آموزش دهید
به او بگویید تعمق کند , به پرندگان در حال پرواز در دل آسمان دقیق شود , به گلهای درون باغچه و زنبورها که در هوا پرواز میکنند , دقیق شود
به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود اما با تقلب به قبولی نرسد
به پسرم یاد دهید با ملایمها ملایم و با گردنکشان , گردنکش باشد.
به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد حتی اگر همه بر خلاف او حرف بزنند
به پسرم یاد دهید که همه حرفها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست میرسد انتخاب کند
ارزشهای زندگی را به پسرم آموزش دهید
اگر میتوانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند و به او بیاموزید که از اشک ریختن خجالت نکشد .
به او بیاموزید که میتواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند اما قیمت گذاری برای دل , بی معنی است.
به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق میداند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد
در کار تدریس به پسرم ملایمت بخرج دهید اما از او یک ناز پرورده نسازید
بگذارید تا او شجاع باشد . به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد.
توقع زیادی است اما ببینید که چه میتوانید بکنید , پسرم کودک کم سال بسیار خوبی است .
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۰:۰۵ بֽظֽ | Reply
دزدها را هم گرفتند؟ :
دبيركل بانك مركزي: سه قفله شدن خزانه 12هزار ميليارد تومان صرفه جويي داشت
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۰:۰۷ بֽظֽ | Reply
شیوا :
آقای عبدی شما علت بازنده شدن اعتماد ملي را با همه .... فعالیتها در انتخابات اخیر در چه میدانید؟
...................................................................
عبدي:
1-فقدان منطق سياسي منسجم و صادقانه.2-البته ضعف عمومي حزب هم مزيد بر علت بود.3-و غيره
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۰:۱۰ بֽظֽ | Reply
یک دوست دیگر :
اصلاح سیاستها احتیاج به تصمیم دارد و برای تصمیم نیز مرحله اول کسب اطلاعات درست و شفاف است ولی آقای پورمحمدی وزیر کشور اطلاعاتی ترین عضو کابینه آقای احمدی نژاد هستند که در این سالها آب دیده شده اند بحدی که ایشان می توانند چند ساعت روی موضوعی صحبت کند، بی آنکه در مورد آن موضوع چیزی گفته باشند!! به همین دلیل هم دوست دارند در آب بروند ولی خیس نشوند !!
آخرین چشمه ای که ایشان در این ارتباط از خود نشان دادند ، مصاحبه ای بود که در باره انفجار در حسینه شیراز کردند . شاید نیمساعت پیرامون انفجار و عمدی بودن و تروریستی بودن آن داد، بی آنکه یک جمله خبری از ماجرا را روشن کرده باشند و چیزی را از حادثه بگویند تا شنونده متوجه شود که بالاخرا اتفاق چگونه اتفاق افتاده وقتی قسمت نمایشگاه مربوط به جنگ تحمیلی سالم است و در ابتدا گفته شد انفجار , ناشی از انفجار وسایل نمایشگاه بوده , نمایشگاهی که همه وسایلش بدون چاشنی و فقط نمایش بوده اند ...... و جالبتر پوشش خبری صدا و سیما بود که تا اندازه ای قسمتی از مسایل را روشن کرد !!
آقای وزیر ] همانطور که گفتم اطلاعاتی ترین وزیر کابینه نیم ساعت مصاحبه کردند بدون اینکه برای افکار عمومی مشخص کرده باشند که چگونه کشف کرده اند و ...... .
ایشان که اطلاعاتی ترین عضو کابینه بحساب می آیند در عوض، از فرصت بدست آمده در این مصاحبه استفاده کردند و گفتند که با رهبري چه مناسبات نزدیکی دارند!
مختصری از مطالب ارایه داده ایشان به افکار عمومی تشنه که از مجموع این مصاحبه نسبتا مفصل که در جریان بازدید از نمایشگاه بی رونق کتاب در تهران انجام شده :
- همان طور که وزیر اطلاعات اعلام کردهاند, گروهی در این ارتباط شناسایی شد که با کشورهای انگلیس و آمریکا ارتباط داشته است.
- چند نفر در این ارتباط دستگیر شدهاند.
- قبل از این که به شیراز برویم گزارشهایی به من و وزیر اطلاعات رسید که عوامل حادثه دستگیر شدهاند و برای ما قطعی شد که حادثه خرابکاری بوده است، بعد از آن که به شیراز رفتیم. همان جا خدمت مقام معظم رهبری سر نماز مغرب و عشا قضیه را مطرح کردیم و ایشان نیز به ما گفتند بروید و به مردم بگویید که در همین راستا در جمع خانوادههای شهدا و جانبازان این حادثه حضور یافتم ،(گفتن به مردم!) وزیر اطلاعات نیز در این ارتباط مصاحبهای کردند.
- گروهی که دستگیر شدهاند به سلطنتطلبان وابسته بودهاند.
و اما سؤالاتی که ایشان بی پاسخ گذاشتند:
1- بموجب کدام مدرک بمب گذاران وابسته به انگلیس و امریکا بوده اند؟
2- رابطه سلطنت طلب ها با بمب گذاران چه بوده؟
3- چرا ابتدا گفتند انفجار تصادفی بوده وحالا تروریستی شده؟
4- نام وهویت دستگیر شدگان چیست؟
5- در کجا دستگیر شده اند؟
6- چه تعداد هستند؟
7- چرا دست به این جنایت زدند؟
8- اهل کدام شهر و دیار هستند؟
9- وسائل انفجاری را از کجا آورده بودند؟
10- چگونه به داخل حسینه و حتی انبار سلاح آن راه داشته اند؟
11- چرا و چگونه تا مقام معظم رهبری به شیراز رسیدند ماجرا کشف شد و عاملین دستگیر شدند؟
و بالاخره سئوال اصلی
12- با کدام ارگان در ارتباط بوده اند؟
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۰:۳۰ بֽظֽ | Reply
امير :
با سلام.
من واقعا متاسفم از اينكه متني چنين سطح پايين از نظر نقد و ريشه يابي را مطالعه نمودم.
طوري حرف مي زنيد انگار مشكل دولت فعلي است. اين مشكل نه تنها مشكل تمامي دولتها بوده بلكه به نوعي مشكل جهاني است.
كمي تفكر بيشتر و انصاف بد نيست.
۲۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۱:۴۵ بֽظֽ | Reply
هدایت اشتری :
* فارس: در كتاب هاشمي بدون روتوش ادعا شده بود كه هاشمي رفسنجاني در مجموعه مصاحبه هاي صادق زيباكلام با وي درخصوص نظر خود پيرامون گنجاندن اصل ولايت فقيه در قانون اساسي جمهوري اسلامي اظهار داشت: شايد خيلي ها ندانند كه وقتي در مجلس خبرگان به بحث ولايت فقيه كه توسط عده اي مطرح شد، رسيديم من مخالفت كردم.
بنابر اين ادعاها، هاشمي رفسنجاني در كتاب جديدي كه شامل مجموعه مصاحبه هاي زيباكلام با وي مي باشد، با بيان اينكه همواره طرف تعادل و تساهل بوده است، افزود: شايد خيلي ها ندانند كه وقتي در مجلس خبرگان به بحث ولايت فقيه كه توسط عده يي مطرح شد، رسيديم من مخالفت كردم.
البته دفتر آقایی که بادرج ولایت فقیه درقانون اساسی مخالفت کرده این ادعا رامخدوش اعلام کرده است. راستی بدون روتوش چه تعبییری است. درعکاسی یعنی چهره واقعی وبدون بزک. چون بعد ازروتوش از یک چهره کریه میتوان زیباترین را آفرید.البته این معنی عمومی روتوش است که اظهر من الشمس است.مع السلام
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۰:۱۱ قֽظֽ | Reply
تاثیرات مثبت یا منفی ؟ :
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام :
انقلاب اسلامى تمام عرصههاى زمانى و زمينى را تحت تأثير قرار داده است
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۰:۵۸ قֽظֽ | Reply
نقل قول از روزنامه دولتی رسالت: :
انتخابات آمريکا شعبده بازى است
امروزه انتخابات در آمريکا به نوعى شعبده بازى تبديل شده که در واقع اين مسئله برخاسته از جناحبازى در اين کشور است.
به گزارش فارس ، پروفسور حميد مولانا دردانشگاه کاشان ودرجمع دانشجويان اظهارداشت: هم اکنون انتخابات رئيس جمهورى درآمريکا برخلاف آنچه که تبليغ شده با راى مستقيم مردم صورت نمىگيرد.
وى افزود: رئيس جمهوردر آمريکا از سوى نمايندگانى که توسط مردم عضو دوحزب فعال آمريکا انتخاب شدند، تعيين مىشود.
استاد دانشگاه واشنگتن آمريکا با اشاره به محدوديتهاى سياسى در آمريکا بيان داشت: در آمريکا تنها دو حزب فعال دموکرات و جمهوريخواه وجود دارد که اين دو حزب در شيوهها متفاوتند، اما در اصل و هدف يکسان هستند.
وى ادامه داد: درانتخابات نمايندگان ولايت آمريکا دو راه بيشتر وجود ندارد؛ يا بايد دموکرات بود يا جمهوريخواه و با انتخاب اين نمايندگان، سهميه هر حزب براى انتخاب رئيس جمهور مشخص مى شود.
مولانا نقش پول را درانتخابات آمريکا بسيارمهم واساسى برشمرد و تصريح کرد: درآمريکا نمايندگان به صورت کالا به مردم عرضه مىشوند و هر نامزدى که بتواند با سرمايهگذارى بيشتر تصاوير بهترى از خود به مردم نمايش دهد، موفق مىشود.
وى اضافه کرد: هزينه يک انتخابات رئيس جمهورى در آمريکا يک ميليارد دلار است که اگر اين هزينه فراهم نشود، انتخابات صورت نمىگيرد.
اين استاد علوم ارتباطات با بيان اينکه آزادى امرى نسبى است، گفت: آزادى سياسى با محدوديت سر و کار دارد و نوع محدوديتها در نظامهاى مختلف متفاوت است.
مولانا اظهار داشت: بر خلاف بسيارى از کشورها در آمريکا هيچ حزب يا رسانهاى نظام اين کشور را زير سوال نمىبرد، بلکه سئوال آنها در اجرا شدن يا نشدن قانون اساسى کشورشان است و در واقع نخبگان آمريکا با اجرا شدن قانون به نحو احسن به دنبال تقويت نظام خود هستند.
آقای عبدی
این استاد دانشگاه گفته اند: درانتخابات نمايندگان ولايت آمريکا دو راه بيشتر وجود ندارد؛ يا بايد دموکرات بود يا جمهوريخواه
میخواستم بدانم در ایران در انتخابات نمایندگان شهرها و روستاها چند راه وجود دارد ؟
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱:۰۸ قֽظֽ | Reply
قاضی عسکر :
آیا میدانید چرا نمايندگان مجلس براى بررسى راههاى مقابله با پديده خشکسالى با حضور وزراى نيرو و کشاورزى جلسه غيرعلنى غيررسمى تشکيل داده اند؟
مگر در پدیده خشکسالی چه مساله ای وجود داشته که مردم برای دانستن آن محرم نبوده اند؟
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱:۱۱ قֽظֽ | Reply
محمد حسين :
1-
به نظر بنده دولت اقاي احمدي نژاد يكي از اخرين دولتهاي سوسياليست و چپ است (البته در شكل كاريكاتوري ان) كه شايد پس از پايان كارش تا مدتها چپهاي ايران افسوسش را بخورند! رئيس جمهور بعدي ، احتمالآ و بر سياق همين مجلس و اين سه انتخابات اخير علي القاعده بايد يك فقيه حوزهء علميه قم و معتقد به اسلام فقاهتي باشد و يا يك مؤتلفه اي (كه از دير باز در خط روحانيت اصيل ان حوزه بوده است) پس از سر كار امدن ، انگاه نوستالژي احمدي نژادي گريبانگير خواهد شد كه بيا و ببين!همانگونه كه نوستالژي خاتمي اكنون هر از گاهي سرباز مي كند و روزگاري اقاي مير حسين موسوي چنين بود.
بنا بر اين دولت بعدي اي بسا شكلي كاريكاتوري از دولت دوم اقاي هاشمي باشد!
2-
بنيانگذارفقيد جمهوري اسلامي نظامي برساخت با سه بعد عرفاني، فقهي و فلسفي و بعدآ بعدي بر ان افزوده گشت به نام " مصلحت" اما انچه اكنون دارد روز بروز فربه تر مي شود بعد فقاهتي انست و اين بعد احتمالآ هژمونيك خواهد شد و اوج ان در دو سال اينده ممكن است ظهور كند.
ساختار روحانيت بر محور فقاهت اداره مي شود ودين رسمي با توليت روحانيت تعريف مي گردد! اين ساختار نسبت به نظامي كه به نام ان دين است در انتخابات اتي حساس و با موضعي قويتر از پيش ورود خواهد يافت! خاطرتان هست كه سال 75 چرا اقاي مير حسين موسوي كانديدا نشد؟
روحانيت و بازار متحدان سنتي يكديگرند.
وانگهي كه پر واضح است ، در اين انتخاباتها نظري غير از دولت اقاي احمدي نژاد بر كرسي نشست.
3-
محمد رضا پهلوي پيش از انكه ايران را ترك كند به مردم گفت پيامشان را شنيده است اما مردم سخن او را نشنيدند و در ان هياهوي تظاهراتها چيزي كه شنيده نشد همين سخن بود!
بي انكه قصد قياس داشته باشم بايد بگويم كه نامه اي كه اقاي احمدي نژاد ، چندي پيش در وبلاگ شخصي اش نوشت، خوانده نشد و تبعآ هيچ پاسخ جدي را باز نيافت! گوئي همه با هم توافق نانوشته اي امضا نموده اند كه او را از حاكميت اخراج كنند تا جائي كه رقيب او در انتخابات يعني اقاي كروبي حاضر شد حتي با اقاي طبسي در مشهد(براي خبرگان) ائتلاف كند و مدير مسئول روزنامهء توقيف شدهء توس رئيس ستاد حزب اعتماد ملي در خراسان بود و لابد براي اقاي طبسي پوستر هم مي چسباند.
4-
متاسفانه احزابي همچون كارگزاران و اعتماد ملي و خيلي كم حزب مشاركت، مشكلشان در تنظيم تئوري هاي مرجع و محوريشان است و بر همين اساس نمي توانند انسجام استراتژيك خود را درتوالي پروژه هاي گوناگون سياسي حفظ نمايند! به عنوان مثال سخنگوي حزب كارگزاران چندي پيش از رياست اقاي دكتر لاريجاني در مجلس هشتم حمايت كرده بود كه به نظر بنده اين بدترين تصميمي است كه اصلاح طلبان راه يافته به اين مجلس مي توانند بگيرند!مشابه حمايت حزب اعتماد ملي از كانديداهاي راست در خبرگان رهبري.
5-
شايد اين عرض بنده غير قابل پذيرش به نظر ايد اما گمان مي كنم اكنون(پس از انتخابات مجلس هشتم) دولت اقاي احمدي نژاد -با همهء ويژگيهاي شناخته شده اش- در شرايطي هست كه مي تواند براي چپ (تاكيد مي كنم براي چپ)مفيد واقع گردد ! دستكم اين موضوع قابل بررسي جدي و قابل مذاكره و معامله است !فراموش نكنيم كه اين دولت بر امده از اصلاحات است.
اما اگر در ايران توليت چپ امحا شده است لاجرم بايد تا چند سال ديگر ائتلاف روحانيت-بازار را تمكين كنيم.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱:۵۵ قֽظֽ | Reply
علیرضا :
با سلام
باز هم می گویم دنیا به کام بازار خوش است.حکومت مستضعفین.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱:۵۹ قֽظֽ | Reply
وضعيت امنيتی کشور مطلوب است !! :
رئيس حفاظت اطلاعات قوه قضائيه: وضعيت امنيتی کشور بسيار مطلوب است، فارس
و اما برای اینکه این وضعیت مطلوب کیست چند تا از خبرهایی که در این هفته در شهر مطرح بوده را با هم میخوانیم :
-- تایید حکم اعدام پسری که بخاطر دختر مورد علاقه اش دوست خود را قربانی کرد به تایید .... رسید
-- مردانی که به سه کودک تجاوز کردند دستگیر شدند . دو مدرس خصوصی و یک کارگر ساده که سه کودک را مورد تجاوز قرار داده بودند ....
-- انگیزه قتل دکتر جراح زیبایی در هاله ای از ابهام , ریحانه که بعنوان طراح داخلی کار میکرد ....
-- حمید متهم است روز 6 بهمن , سوگند ( دانشجوی هنر ) را از طبقه پنج آپارتمانی در خیابان پیروزی به پایین پرت کرده و سپس هنگامی که برای فرار به پشت بام خانه رفته بود دستگیر شد ... روایت او از ماجرا نشان از شمه ایی از وضعیت امنیتی کشور میدهد : سه روز قبل از حادثه با سوگند در خیابان مطهری آشنا شدم و شماره تلفنم را به او دادم . او با من تماس گرفت و قرار گذاشتیم همدیگر را ببینیم . وقتی شنید تنها زندگی میکنم خواست شب را در خانه ام بگذراند
با هم به آپارتمانم رفتیم و شام خوردیم . بعد تقاضا کرد ماده مخدر شیشه ای در اختیارش قرار دهم اما چون نداشتم برایش کراک آوردم و با هم کشیدیم . چون شناختی از سوگند نداشتم , درب خانه را قفل کردم و خوابیدم. صبح , تازه بیدار شده بودم که بخاطر یک شوخی عصبانی شد و به سینه ام کوبید , من هم بیشتر عصبانی شدم و سیلی محکمی به صورتش زدم و به آشپزخانه رفتم ...
-- چهار نفر که با ربودن مردی قصد داشتند از وی اخاذی کنند هنگامی که برای گرفتن پول در محل قرار حاضر شدند دستگیر شدند ..
بازداشت زن و مرد مسلح ...آگاهی تهران در حین گشت زنی به خود روی سمندی که یک زن و مرد بهمراه کودکی سرنشین آن بودند مشکوک شدند و .... خود رو را استعلام کردند و متوجه شدند دزدی است .... زن جوان گفت : ما با هم رابطه داشتیم . مدت ها بود به هم علاقمند شده بودیم . از آنجایی که هر دو همسر داشتیم , قرار شد بعد از جدایی از همسرانمان با هم ازدواج کنیم اما در این مدت همدیگر را می دیدیم و من برای اینکه به ما مشکوک نشوند دختر سه ساله ام را با خود می بردم . .. چون ماشین نداشتیم تصمیم گرفتیم سرقت کنیم . مردی که با او رابطه داشتم یک کلت خرید و با هم خود روی سمند را ربودیم و برای تفریح به سمت جاده لشکرک رفتیم ....
-- اعضای باند سارقان مسلح که در استان های مختلف کشور به دامداری ها حمله ور میشدند و پس از بستن دست و پای مردان و آزار و اذیت زنان اقدام به سرقت میکردند از سوی پلیس شناسایی و دستگیر شدند ...
-- مسافر کشان جیب بر ..
-- کلاهبرداری یک ملیاردی با وعده پرداخت وام ...
-- ده سال حبس برای دو مدیر رشوه گیر میلیاردی در یکی از شرکتهای دولتی ...
-- جناب سرهنگ پراید با چراغ گردان را در خیابان ولیعصر جا گذاشت , تویاتوی متوقف کرده را دزدید و ..
-- کاهبرداری از متقاضیان کار ..
-- زورگیری که به کمک دوستش و به وسیله چاقو از مردم زور گیری میکرد ..
-- مرد دیابتی , بجای دیگران برگ پایان خدمت میگرفت ..
-- اعتراف مرد نمایشگاه دار به سرقت 200 اتومبیل سفارشی ...
-- خود کشی دانشجوی تربیت معلم بخاطر قبول نشدن در گزینش
-- ...
اینها فقط تعداد کمی از امنیتیست که در جامعه ما وجود دارد و توانسته خود را به روزنامه ها برساند !! شما خود بخوانید آن خبرهایی که از وجود امنیت در کشور خبر میدهد ولی نتوانسته که در روزنامه درج نمیشود را !!
--
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۲:۲۵ قֽظֽ | Reply
نقل قول :
شعار می دادند « انرژی هسته ای، به جان ما بسته ای »، و چه اغراق می گفتند. چند نفرشان ایمان دارند به این شعاری که می دهند و حاضرند جانشان را فدای سانتریفوژهای کشورشان کنند؟
ارزش هایی که انسان ها حاضرند جانشان را در راه آنها فدا کنند، زیاد نیستند. خیلی ها در راه دین یا عقیده شان حاضر به جانفشانی هستند. در تاریخ هر سرزمین سربازان و دلاوران زیادی را می توان یافت که در راه وطن کشته شده اند. کسان زیادی نیز زندگی شان را در راه دفاع از انواع شرافت ها و هویت های بامعنا یا بی معنای محلّی، قبیله ای، خانوادگی و امثال آن فدا کرده اند. کاری نداریم که رشد عقلانیت و دلبستگی به منافع فردی بتدریج انسان ها را حسابگرتر از گذشته کرده است و هر چه زمان به جلو می رود و جوامع توسعه یافته تر می شوند، آحاد انسانی برای فداکاری و از خود گذشتگی بیشتر از گذشته سبک و سنگین می کنند. اما هر چه در ذهنم جستجو می کنم به سختی می توانم ملتی را پیدا کنم که حاضر باشد در راه دستیابی به یک فناوری جانفشانی کند!
اگر می گفتند حاضریم جانفشانی کنیم اما زیر بار زور نرویم، اگر می گفتند تصمیم سیاسی مسئولانمان برایمان مقدس است و حاضریم جانمان را فدای سخن آنها کنیم و یا اگر می گفتند انرژی هسته ای با شرافت ما گره خورده است و در راه شرف ملی خود فداکاری می کنیم، موضوع شکل دیگری به خود می گرفت. اما اینکه صرفا به دلیل جور آمدن وزن و قافیه دو کلمه "هسته ای " و " بسته ای " چنین شعار کلی و مطلقی داده شود چه معنایی دارد؟
شاعران در شعر خود حق دارند اغراق گویی کنند و کسی آنها را مذمت نمی کند. اما سیاستمداران و تصمیم گیران و تصمیم پردازان مجاز به اغراق گویی نیستند. اغراق گویی سیاسی دیری نمی پاید. با تغییر شرایط شعارهای تند رنگ می بازند و از خاطره ها محو می شوند. خیلی ها بابت خیلی چیزها مدعی بودند که تا پای جان می ایستند، اما شرایط واقعی و فشارهای عینی آنها را در وضعیتی قرار داد که شعارهای حماسی و جان فشانانه خود را به فراموشی بردند.
اکنون از شعار دهندگان هسته ای که آن را به جان خویش بسته می بینند فقط یک سئوال مطرح است: چرا؟
آیا انرژی هسته ای عزیز است چون دین شما این را به شما گفته است؟ آیا آیه ای، حدیثی و یا روایتی پیدا شده است که این امر را تا این حد مقدس کرده است ؟ آیا انرژی هسته ای به جان شما بسته است چون شما از همه میهن دوست تر هستید؟ در این صورت اگر واقعا بابت دفاع از داشتن انرژی هسته ای میهن شما مورد تعرض قرار گرفت کدام را ترجیح می دهید میهن را یا انرژی هسته ای را ؟ و اگر دفاع از انرژی هسته ای به جهت علاقه و دوستی شما به برخی از مسئولان کشور و نظام است در این صورت اگر روزی مصالح و منافع آنها و نظام حکم کرد که دست از انرژی هسته ای بردارند چه خواهید کرد؟ از انرژی هسته ای دست می کشید یا از حمایت از مسئولان نظام ؟
ما تجربه جنگ هشت ساله را از یاد نبرده ایم که ادامه آن بخشی از حیثیت و شرف دینی و ملی تلقی می شد و مطلق ترین شعارها در دفاع از آن داده می شد اما به طرفه العینی کنار گذاشته شد. اگر چیزی دیگری به جانتان بسته است و انرژی هسته ای به تبع آن اهمیت یافته است، همان را بگویید.
احمد شیرزاد نماینده مردم در مجلس ششم
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۴:۴۹ قֽظֽ | Reply
یکی دیگر از موانع برداشته شد :
هیئت امنای حساب ذخیره ارزی هم منحل شد
از این پس برداشتهای بی حساب دولت آسانتر از همیشه خواهد شد
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۴:۵۳ قֽظֽ | Reply
ahmad :
جناب عبدی سلام
بالاخره روزی دولت نشستگان ما بایستی بپذیرند دوران حرفهای شعار گونه وبی دلیل ومنطق به پایان رسیده است..وچه بخواهند ویا نخواهند زمان ار بلندی عوام را مخاطب قرار دادن ویا به سبک جدید از رادیو وتلویزیون یک طرفه شعار دادن وپاسخگو را با اتهام کفر وزندقه والحاد ودشمنی با امام زمان ویا آمریکائی بودن از میدان بدر کردن گذشته است...لذا از این آقای مسئول ویا هم فکرانشان خواهش می کنم بدون کشاندن موضوع به قصه های خیلی قدیم که عکس وفیلم ومدرکی کتبی از آن باقی نیست نمونه ای از این اخوت اسلامی را به من نشان بدهند.
آیا بمب گداری شیعیان وسنیان در مساجد ومعابر یکدیگر در پاکستان وعراق وافقانستان نمونه ای از این اخوت است؟در اجرای ملزومات این اخوت بود که هم کیشان وحتی هم ریشه ها وهم زبانان افقانی ما را با آن طرز فجیع اخراج کردید؟در راستای کدام برادری هم وطن خلبان ما در دوران جنگ توسط برادران مسلمان شیعی بصری قطعه قطعه شد؟..من نمی دانم این مسئول کیست ولی حد اقل ده منادی اصلی این اخوت را می شناسم که اگر فقط به خانه ای کوچکتر نقل مکان کنند با مابه التفاوت آن هزاران هم وطن بی پناه بلوچم سیر میشوند..من تنها یک نمونه از اخوت دیده ام که آن حاج آقا از آن سرباز نمی پرسد این 160 ملیارد تومان را ظرف ده سال از کجا آورده ای وایشان هم متقابلا نمی پرسد حاجی داستان این خانه یا آن کارخانه 50ملیاردی چیست؟
واما اصل مطلب:همانطور که یک بار گفتم علت ققر وعقب ماندگی رو به تزاید وطن ما ریشه در فقدان مدیریت ودموکراسی دارد ...آزادی مطبوعات است که جلوی فساد را می گیردومدیریت غلط را اصلاح می کند..دو کشور افریقائی هر دو تقریبا هم زمان از شر استعمار وتبعیض خلاص می شوند ..در یکی ماندلا برهبری میرسد که سیاستش فراموش کردن مشروط گذشته هاست وتعامل با سفید پوستان وقدرت های جهانی با حفظ منافع ملی واعتقاد به دموکراسی واعلامیه حقوق بشر و در دیگری موگابه که برنامه اش اخراج سفید پوستان ورویا روئی با قدرت های جهانی وشعار های بی عمل دادن ودیکتاتوری وترور مخالفین..مقایسه کنید شان دو کشور را درجهان ..وضعیت اقتصادی دو کشور را ونرخ تورم بالای 1000درصدی وانبوه گرسنگان زیمباوه را..
وقتی آمار تورم جهانی رانگاه می کردم و علی رغم افزایش بهای نفت وبرنج تورم را در کشورهائی نزدیک صقر ودر امریکا واسکاندیناوی و..زیر 5درصد وخودمان را با 19 در صد اعلام شده ...بدون در نظر گرفتن هزینه مسکن !!!کشور پنجم از اخر ولی بهتر از زیمباوه که شاگرد آخر است دیدم خدا را سپاس گفتم که نفت را به ما ارزانی داشت تا حد اقل به عنوان دومین صادر کننده نفت در جائی صاحب مرتبتی رفیع باشیم.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۷:۱۱ قֽظֽ | Reply
محسن :
با سلام جناب آقاي عبدي
مطلب شما همانند مطالب قبلي موجه و منطقي بود. ولي آقاي عبدي نوشتن شما مثل آب در هاون كوبيدن است يا به عبارتي نرود ميخ آهني در سنگ!! چند وقت پيش توي خوابكاه دانشجويي از برادري ارزشي شنيدم مي گفت سياست اقتصادي احمدي نژاد "سالم!" است؟ بدون اينكه تعريف دقيقي از سياست اقتصادي سالم ارائه دهد و يا حتي موارد تمايز آن را با سياست اقتصادي ناسالم شرح دهد. مشكل ما آقاي عبدي خودمان هستيم. با تعصبات و خود رايي خاص خود!! مشكل جامعه ما استفاده نكردن حداقلي از عقل است! ماداميكه اين وضعيت ادامه يابد آش همين است و كاسه همين
يا علي مددي
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۹:۱۰ قֽظֽ | Reply
:
آقای منوچهر متکی را که می شناسید ؟ ایشان وزیر امورخارجه دولت مهرورز آقای احمدی نژاد می باشند البته گرچه آقای متکی وزیر محترم امورخارجه می باشند اما ایشان از بدو ورودشان به این وزارتخانه به تحول و بازنگری ای در این وزارتخانه پرداخته اند و موفق شده اند نام این وزارتخانه و عملکردش را کمی متحول نمایند و این وزارتخانه را از امور خارجه به وزارت رفاقت و امور خارجه تبدیل نمایند !
امروزه این وزارتخانه در مدت کوتاهی به چندان موفقیت چشمگیری دست یافته که توانسته کل بستگان و دوستان آقای متکی و دیگر معاونان آن وزارتخانه را گرد هم بیاورد ، شاید بسیاری از این اخبار و اطلاعات را شما جسته و گریخته تا کنون خوانده باشید اما سعی می شود در این مقال با هم نگاهی دقیق تر به این موضوع بیاندازیم :
همسر آقای متکی خانم طاهره نظری مهر که دکتر داروساز و از کارمندان سازمان بهزیستی کل کشور بوده اند بدون اینکه تخصصی در حوزه امور خارجه داشته باشند ناگهان به وزارت امورخارجه به عنوان مشاور وزیر منتقل شدند ایشان که در بهزیستی داروسازبخش توانبخشی بودند با بیست و هشت سال سابقه کاری این روزها مشاور شده اند تا بتوانند چند وقت دیگر بازنشست بشوند و از حقوق و مزایای بازنشستگی یک مدیر کل ارشد استفاده کنند .
همسر آقای شیخ عطار نیز خانم فریبا نمازی که پیش از این ناظم دبیرستان دخترانه امام سجاد در منطقه هفت تهران بوده اند به محض اینکه همسرشان قائم مقام وزارت امور خارجه شدند به این وزارتخانه منتقل شدند و مدیر و معلم و ناظم مدرسه را نیز با خود آوردند به وزارت امورخارجه تا دور هم باشند و حالا این خانمها در آنجا چه می کنند خدا عالم است !؟
خانم متکی که البته بسیار جویای نام نیز هست علاوه بر نظارت بر انتصابات و نقل و انتقلات به عنوان مثال دو ماه پیش که سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي سمیناری را با نام " زنان نخبه مسلمان " در نظر داشت برگزار نماید مبلغ هفتادو پنج میلیون تومان را به دبیرخانه سمینار از بودجه وزارت امورخارجه اهدا نمودند تا از وی در سمینار به عنوان یک زن موفق و نخبه نامبرده شود! . از دیگر شاهکارهای آقای متکی و خانواده محترمشان اینکه در اسفند سال 1386 هنگامی که آقای متکی در یک هیات دیپلماتیک قصد عزیمت به کشور سوریه و لبنان را داشتند این افراد نیز حضور داشتند :
خانم طاهره نظری مهر- همسر آقای متکی به عنوان کارشناس زنان
خانم معصومه متکی - دختر آقای متکی ( دانشجوی فیزیک دانشگاه آزاد واحد تهران مرکز) به عنوان کارشناس قراردادهای عمرانی
آقای حمیدرضا متکی - پسر آقای متکی (از تحصیلات ایشان اطلاعی در دست نیست) به عنوان مدیر هماهنگ کننده هیات اعزامی ، البته لازم به یادآوری نیست که همه این افراد و هیات باهواپیمای تشریفاتی دولت ایران به سوریه و لبنان رفتند ، همان هواپیمایی که در زمان دولت آقای خاتمی خریداری شد وجنجالهایی برپا کرد و دولت آقای احمدی نژاد به محض آمدن گفته بود آنرا فراموش کنید ما احتیاجی به این هواپیمای طاغوتی نداریم !
یک نکته جالب دیگر چندی پیش وزیر امورخارجه سوئیس به ایران سفر نموده بود که همگان مطلعید درسومین شب حضور ایشان در رستوران باغ گیلاس وزارت امورخارجه ضیافت شامی برگزار نموده بود که هیات سوئیسی با جمعیت پانزده نفر و تیم ایرانی با تعداد بیش از هفتاد نفر در آن ضیافت بودند که در میان آنها بازمیتوانیم به همسر و فرزندان آقای متکی باجناقهای ایشان و بسیار جالب تر شوهر خاله آقای متکی هم اشاره کنیم . اما حالا که صحبت فامیلهای آقای متکی شد لازم است که باجناقهای آقای متکی هم اشاره نمائیم :
آقای متکی مفتخر به داشتن چهار باجناق هستند که به محض به وزارت رسیدن آقای مجتبی مردانی باجناق بزرگتر را سر کنسول جمهوری اسلامی در حیدر آباد می نمایند و آقای علی صمد لکی زاده را که قبلا درجه دار سپاه پاسداران بودند با مدرک سیکل به عنوان معاون اداره مجمع شیمیایی و خلع سلاح وزارت خارجه منصوب کردند و آقای علی حلمی باجناق دیگر را مسئول خانه فرهنگ جمهوری اسلامی در لندن نمودند و دیگری را آقای حمید میرزایی مسئول خانه فرهنگ جمهوری اسلامی در بمبئی هند نمودند . البته لطف ایشان فقط شامل حال باجناقها نشده ایشان دو برادر خانم گل و ناز هم البته دارند ! ، که از قضا آنها هم تا قبل از به وزارت رسیدن ایشان بیکار بودند که با آمدن آقای متکی به وزارت امورخارجه شکر خدا این معضل نیز برطرف گردیده آقای جواد نظری مهر رایزن امور کار سفارت ایران در بحرین گردیدند و آقا وحید هم مسئول امور دانشجویی در سفارت ایران در مالزی .
چند نکته هم جهت یاد آوری بد نیست بخشی از حقوق کارمندان وزارت امورخارجه از سال 1372 تا کنون پرداخت نشده و به تعویق می افتد . هزینه پرواز یک ساعت هواپیمای اختصاصی هم که آقای متکی همواره حتی برای رفتن خود و خانواده اش به مشهد هم از آن استفاده میکند هر یک ساعت 2 میلیون تومان می باشد . اما همین آقای متکی البته که بسیار قانونمدار می باشد ، و البته تخلفی هم تا کنون در وزارت ایشان صورت نگرفته است ؟! ، از زمان ورود آقای متکی و ریاست جمهوری آقای احمدی نژاد در وزارت امورخارجه بر اساس ماده 89 اساسنامه وزارت امورخارجه که اشعار می دارد پرسنل وزارت امورخارجه نباید در هیچ حزب و فرقه سیاسی باشند فقط هفتصدو چهل و اندی نفر از اعضای این وزارت خانه را به بهانه اینکه دوم خردادی و از اعضای تشکلهای جبهه دوم خرداد هستند را متخلف شناخته و البته متخلف از خدمت مستعفی می شود و خوب زحمت پرکردن این خلاء انسانی را هم باجناقها و همسران آقایان متکی و شیخ عطار و دوستان و برو بچ آقای متکی تقبل نموده اند ! اما حالا که صحبت ماده 89 اساسنامه وزارت امورخارجه شد یک مسئله هم خالی از لطف نیست با هم از نظر بگذرانیم ، آقا منوچهر خان وزیر خود نیز از اعضای کانون فارغ التحصیلان شبه قاره هند می باشند که البته قبل از دوران وزارت دبیر کل این تشکل سیاسی بوده اند ایشان با وزارت رسیدن البته استعفاء دادند از این سمت اما از آنجا که خیلی دلشان برای دوستان هم تشکلی و هم حزبی شان تنگ می شده و طاقت دوری آنها را نداشته تصمیم میگیرد حالا که خودشان نمی توانند در آنجا باشند دوستانشان را به وزارتخانه بیاورند اینجا بود که این اقدامات احساسی و عاطفی را انجام می دهند :
آقای سید مهدی نبی زاده از دوستان دوران تحصیلشان را که در همان کانون هم بودند ومهندس فارغ التحصیل از شهر بنگلور می باشند را که در وزارت ارتباطات و در شرکت مخابرات به عنوان کارپرداز مشغول بودند را به وزارت امورخارجه منتقل و به عنوان معاون اداری و مالی انتصاب می نمایند اما بعد از گذشت 20 ماه مهدی خان دلشان را این معاونت می زند و فیلشان هوس هندوستان می کند اینجا بود که آقا منوچهر ایشان را به عنوان سفیرجمهوری اسلامی،در هندوستان منصوب می نمایند ، مهدی خان البته در آن 20 ماه معاونت اداری و مالی خود به نحو حریصانه ای به ماموریت های موقت پرداخت و از کلیه سفارت خانه ها و سر کنسول گری های جمهوری اسلامی، دیدن کرده و در همین گذر به بیش از 100 کشور سفر کردند .
آقای مجتبی کولیوند که ایشان نیز کارمند عادی شرکت مخابرات و دانشجوی دانشگاه پونه و نیز عضو همان کانون بودند به عنوان مدیر کل ابنیه و اموال وزارت امورخارجه انتخاب شده وی پس از 2 سال و سفرهای متعدد به خارج از کشور به آقا منوچهر می گوید من را هم سفیر کنید اما به علت نمی دانیم چه چون با سفارت او مخالفت شد ایشان هم قهر کرده و از وزارت خارجه رفت منتها دیگر به شرکت مخابرات برنگشت و هم اکنون مشغول برجسازی در تهران هست .
آقای ماشاالله شاکری هم که فارغ التحصیل دانشگاه دهلی می باشد و قبل از وزارت دوستشان منوچهر خان در سازمان کشتیرانی کارمند روابط عمومی بودند رابر اساس شایستگی های که حتما داشته به عنوان سفیر جمهوری اسلامی در پاکستان منصوب می نمایند .
آقای حیدر رضا ضابط که ایرانی الاصل و متولد هندوستان بوده اند و قبل از وزارت آقا منوچهر درآستان قدس خادم حرم امام رضا بودند را به عنوان کارشناس سیاسی وزارت خارجه در سفارت ایران دراسلام آباد انتصاب می نمایند .
البته آقای سید علی حسینی هم که معرف حضور همه می باشد دیگر سخنگوی وزارت امورخارجه ایشان هم از دانشجویان عضو کانون دانشجویان شبه قاره هند بوده اند .
قصه شایسته سالاری آقای متکی بسیار طولانی شد پس بگذارید مابقی را فهرست وار با هم از نظر بگذرانیم :
مهدی محتشمی ،رئیس اداره انبیه ساختمان وزارت خارجه .ایشان قبلا کارمند عادی سازمان بهزیستی بودند که بازنشسته شده بودند و البته توسط متکی خان خدمت او بمدت نامعلوم تمدید می شود .
آقای خسرو رضازاده کارشناس سفارت جمهوری اسلامی در نیجریه می باشند ایشان نیز مهندس فارغ التحصیل از هند است و عضو کانون فارغ التحصیلان می باشد.
آقای مسعود زمانی سر کنسول ایران در کراچی می باشند ، ایشان نیز از دانشجویان فارغ التحصیل هند می باشند .
آقای فرقانی از کارشناسان ابنیه و اموال سفیر ایران در ترکمنستان می باشند ، وی هم ولایتی آقای متکی و از اعضای کانون می باشند .
آقای محمود بابایی رییس اداره اقتصادی وزارت امور خارجه می باشند ایشان نیز فارغ التحصیل هند و تا قبل از این سمت در خیابان امیر آباد تهران آژانس املاک داشتند .
عباس کاشفی دیپلمه ای که در وزارت خارجه کارمند عادی بودند و دوست فرزند آقای متکی می باشند ایشان هم اکنون رییس اداره خدمات وزارت امورخارجه می باشند .
آقای یدالله صمدی رییس اداره امور مالی وزارت خارجه که با وجود گذشت 2 سال از بازنشستگی وی به عنوان رییس اداره امور مالی منصوب شد ایشان از بستگان آقای متکی می باشند .
آقای حمیدی زارع علیرغم اینکه ماموریت وی به عنوان سر کنسول در نخجوان تمام شده بود از همان جا به عنوان سفیر به باکو عازم شد وی نیز مهندس فارغ التحصیل از هند است.
آقای محمد مهدی آخوند زاده که از نمایندگی ایران در آژانس انرژی اتمی به سفارت ایران در آلمان ارتقاء یافت نیز مهندس فارغ التحصیل از هند است همچنین آقای مصطفی آخوند زاده برادر مهدی آخوند زاده علیرغم اینکه باز نشسته شده بود نیز به عنوان سر کنسول در شهر اکتاو قزاقستان منصوب شده .
آقای مصطفی اعلایی سفیر ایران در کوبا می باشد ایشان نیز فارغ التحصیل هند و از دوستان آقای متکی است.
آقای مهدی نژاد به سمت رییس تشریفات در سفارت ایران در دهلی نو منصوب شد وی نیز فارغ التحصیل هند و عضو کانون فارغ التحصیلان می باشد.
آقای علایی تازه قشلاق معاون سفیر ایران در دهلی نو می باشد وی نیز از فارغ التحصیلان هند است.
نمی دانم دیگر به غیر از این افراد کسی دیگری هم از کانون فارغ التحصیلان شبه قره هند هست که بیکار مانده باشد ؟ لطفا در صورت اطلاع و اینکه اگر کسی از کانون دانشجویان و فارغ التحصیلان شبه قاره هند بیکار است سریعا به طبقه سوم کاخ وزارت امورخارجه اتاق آقای وزیر اطلاع دهد
................................................................
عبدي:
نمي دانم معناي پاسخ ندادن وزارت خارجه به اين موارد چه نمي تواند باشد؟
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۰:۱۰ قֽظֽ | Reply
:
فرمايشات اخير وزير محترم رفاه دولت عدالت پرور حائز اهميت است كه با تعريف جديد خود خط فقر را دريافت 2000 كالري توسط هر فرد در روز اعلام فرمودند واعلام كردند تامين اين ميزان كالري با هزينه روزانه 1 دلار مقدور است لذا اگر فردي ماهانه 27000 تومان درآمد داشته باشد از لحاظ تامين كالري مورد نياز با مشكل مواجه نبوده و با توجه به كلاسه بندي وتعريف علمي خط فقر توسط ايشان آنچنان هم فقير محوب نميشود!!!
حالا با اينگونه استدلالها ديگر مشكلي در جامعه باقي ميماند؟ جالب است اگر فقط نيازهاي تغذيه اي انسان مورد توجه باشد وسخني از مسكن پوشاك هزينه هاي آموزشي تفريحي و موارد مشابه در ميان نباشد .در خصوص تامين نيازهاي تغذيه اي در حال حاضر در دنيا در مورد تغذيه حيوانات هم فقط كالري مطرح نيست وبه كيفيت مواد غذايي وتامين مواد ضروري از جمله پروتئين ويتامين ها ،اسيدهاي چرب، مواد معدني و..جيره غذايي توجه ميشود.حال بماند كه تقريبا تامين همين ميزان كالري از ارزانترين مواد غذايي هم با اين قيمت مقدور نميباشد .عنايت ويژه دولتمردان ما به كرامت انسانها آنهم در مقام نظر قابل توجه است. در مقام عمل كه ديگر مردم انتظاري نميتوانند داشته باشند! ؟
..............................................................
عبدي:
وقتي كه رئيس دولت بزرگي خداوند را در حد موفقيت!خود در كلمبيا مي داند كرامت انسان هم در دولت جديد همين قدر است.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۰:۱۸ قֽظֽ | Reply
كوروش :
شما يك نكته مهم را فراموش كردهايد كه حكومت با داشتن 20 درصد طرفدار پولدار بر 80 درصد فقير ناراضي بسيار ساده تر از حكومت بر 100 درصد طلبكار است. به همين دليل تمامي ساختارهاي اقتصادي را يكي پس از ديگري نابود ميشود نمونه آن انحلال سازمان برنامه و بودجه، انحلال هيت امناي صندوق ذخيره ارزي، انحلال سازمان خصوصي سازي و احتمالا بعد از آن نوبت به وزارت خانههاي اقتصادي خواهد رسيد. فكر نميكنم دير باشد روزي كه بشنويم وزارت اقتصاد و دارايي منحل و اختيارات آن به رييس جمهور و معاونان ايشان تفويض شد.
جمله ابتدايي كتاب تاريخ سال سوم دبيرستان نظام قديم را كه فراموش نكردهايد.
من كه به هيچ عنوان فكر نميكنم اين سياستها كه به نظر ما غلط ميآيد از روي ناآگاهي تدوين شده باشد. موگابه با وجود تورم چند هزار درصدي سالهاست كه حكومت ميكند، كره شمالي همين طور . 50 سال فيدل كاسترو بدون مشكل جدي از طرف مردم در اعتراض به وضعيت اقتصادي حكومت كرد مطمئن باشيد كه حكومت رائول در صورت ادامه اصلاحاتي كه شروع كرده است به راحتي دوران حكومت برادرش نخواهد بود.
فقر پايههاي حكومت هاي آنها را در برابر مردم و شورشهاي داخلي محكم ميكند اما در برابر مولفههاي خارجي ضعيف ميكند. حال اگر حكومتي پول كافي براي كنار آمدن با مولفههاي خارجي را داشته باشد براي حفظ خود بهتر است كه فقر داخلي داشته باشد.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۰:۳۷ قֽظֽ | Reply
رضا عظيمي :
پول مملكت دست يه عده خاص باشد كه مورد تاييد نظام باشند خيلي بهتر است تا اينكه دسته عوام باشد كه خيلي هاشان بي دين و ايمان و تارك صلات و ضد نظام هستند... !
حتما استدلالشان اين است.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۰:۰۴ بֽظֽ | Reply
محمد :
سلام آقای عبدی
مقاله ای از آقای فواد صادقی خواندم که این مطلب در آن جالب بود:هزينه تمام شده يک کيلو گوشت قرمز يا سفيد و يا مواد لبني در ايران، بيش از دو برابر هزينه آنها در بازارهاي جهاني با وجود گرانيهاي اخير است و اين امر به دليلي جز بهرهوري ضعيف در ايران ندارد.به صحت آن شک کردم در اینترنت گشتم به این مطلب از صفحه 6 روزنامه سرمایه در تاریخ 9/2/87 برخوردم :گمرك قيمت گوشت قرمز بدون استخوان را هر كيلو 8/2 دلار (500ر2 تومان) و قيمت كره پاستوريزه را هر كيلو 7/2 دلار (400ر2 تومان) اعلام كرده است كه با توجه به استفاده شركت هاي واردكننده از ارز دولتي- 895 تومان- اين شركت ها اين دو كالاي اساسي را كه نقش اصلي در تأمين غذايي خانوارهاي ايراني دارند، به دو تا سه برابر قيمت تمام شده در داخل كشور به فروش مي رسانند. شركت هاي فرآورده هاي لبني وابسته به وزارت صنايع، هم اكنون كره را به قيمت هر كيلو شش تا هفت هزار تومان به مردم مي فروشند و شركت هاي واردكننده گوشت قرمز كه تحت نظارت وزارت جهاد كشاورزي فعاليت مي كنند؛ گوشت قرمز منجمد را به قيمت 500ر5 تا 500ر6 تومان به مردم عرضه مي كنند در حالي كه بدون سوءاستفاده اين شركت ها، كره با قيمت هر كيلو سه هزار تومان و گوشت قرمز با قيمت حداكثر هر كيلو 500ر3 تومان قابل عرضه به مردم است.
مطالب جالب دیگری نیز در این نوشته آقای صادقی بود از جمله:بنابراين، ميبينيم در کشوري مانند آلمان که با صادر کردن مستقيم سالانه پنج ميليارد دلار کالا، شريک نخست تجاري ايران به شمار ميرود و اين کشور واردکننده بزرگ مواد اوليه چون نفت نيز هست، به رغم عبور قيمت نفت از مرز صد دلار در سال گذشته، شاخص تورم در آلمان در حد 2/2درصد باقي مانده، اما در ايران با وجود استفاده از نفت رايگان، شاخص رسمي تورم 22درصد، يعني ده برابر آلمان بوده است.
چرا مسئولین ایرانی گرانی را به دنیا نسبت میدهند و از ضعف مدیریتی خود هیچ سخنی نمی آورند!!!
مطلب آفای صادقی:http://www.agaahi.ir/pages/?cid=28
من اصولگرا نیستم و این مطلب را در سایت بالاترین دیدم و خواندم . به نظرم جالب آمد و ابنجا نوشتم تا دوستان نیز بخوانند.
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۲:۱۳ بֽظֽ | Reply
پ -ص :
این روزها دیوان عدالت اداری مصوبه دولت در باره افزایش پلکانی معکوس حقوق کارمندان را ابطال و از دولت خواسته است که مصوبه مجلس را اجرا کند صرف نظر از اینکه دولت در خیلی از موارد از اجرای قانون سر باز میزند و مجلس هم یا نمی خواهد و یا نمی تواند مانع ان شود نوع نگاه دولت به عدالت در این مصوبه حائز اهمیت است کارمندانی که بزعم دولت حقوق های بالا میگیرند و اختلاف حقوقشان با قشری که حقوقشان کم است باید قدرت خریدشان کمتر شود تا عدالت برقرا شود گو اینکه این تفاوتها را هم دولت ایجاد کرده اما دولت نسبت به برداشت 60 درصد درامد کشور توسط بیست تا سی درصد مردم که بقول شما انهم نتیجه عمل اوست چه سیاستی دارد شاید دولت در این مصوبه دنبال همدردی با کارمندان جزء باشد زیرا این رفتار که منجر به عدالت نمی شود این مصوبه بیشتر از انکه عدالت محور باشد تبلیغ محور است نه؟
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۲:۳۰ بֽظֽ | Reply
نوشیروانی :
جناب عبدی خسته نباشید
ترا شب به عیش وطرب میرود/ندانی که برما چه شب میرود
درزلزله اردبیل یکی ازمقامات ضمن سرکشی(البته این زلزله چندسال پیش ااتفاق افتاد)میگوید همه ما درمعرض امتحان الهی هستیم سیل .زلزله وطوفان...می اید تاخدا مارا امتحان کند یکی ازحضار میگوید چراماباید همش امتحان بدهیم انوقت شما قبول بشوید
همین مقام درسفری به چهار محال بختیاری گفت دراینده نزدیک ماکاری میکنیم این منطقه ازنظر گردش گری به قطبی تبدیل شود که سویس بگردش نرسد همین مقام دران روزها انچنان در خطبه های نماز جماعت راجع به عدالت اجتماعی صحبت میکرد ووعده جامعه مالامال از رفاه را میداد که مرحوم ابوالقاسم حالت شعر استاد شهریار را تضمین کرد
البته در هفته نامه گل اقا
نوشت..عمر مارا مهلت امروز وفردای تونیست/ماکه یک امروز مهمان توییم فردا چرا؟مرحوم حالت زنده نماند تا این روزها رابیبیند روانش شاد اینده ارمانی ان مقام را این روزها همه میبینید قبل عید بود درمیدان تره بار ادعایی اقایان که همه چیز ارزان است یکبسته سیب سبز ویک بسته انگور برداشتم پای ترازو فروشنده انچنان مبلغی گفت یک لحظه نیمکره راست وچب مغزم بهم خورد پرسیدم سیب کجاست؟فروشنده گفت سیب سبز سارکوزی فرانسه(فروشنده ادم شوخ طبعی بود) گفتم انگور؟گفت شیلی گفتم لابد انهم از باغ پینوشه است گفت که است گفتم بماند بسته هارا گذاشتم با شرمندگی ازغرفه جان به سلامت بیرون امدیم
پرتقال مصر.نارنگی پاکستان برنج تایلند موز نیکاراگوئه مرغ برزیل گوشت ارژانتین... پس قسمتی از پول نفت ازاین طریق سر سفره ها می اید
البته چون سال خشک سالی است بقول ان نویسنده قبل ازانقلاب همین روزها ابر هم ازکشورهای خاور میانه وارد میکنیم
خشک سالی میرسد ازشش طرف/هیچ کسی از درد ما اگاه نیست
جایی میخواندم بعد اشهریور20مردم ازفرط گرسنگی به صحرا میرفتند برای سد جوع علف میخورند جماعتی ساده دل سپیده سحر اسب سفید زین میکردند برای ظهور امام زمان میبردند چون فکر میکردند اخر زمان نزدیک است مدریت امام زمانی را فکر میکنم ازتاریخ یاد گرفته اند بااحترام نوشیر وانی
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۴:۱۸ بֽظֽ | Reply
هدایت اشتری :
فشاراقتصادی انجام امورغیرقانونی را میسرمیکند. درمملکت اسلامی که فقرمبدافحشا است وفحشا چهره وبنیان خانواده را نابود میکند وبالطبع نه تنها اسلام بلکه کل جامعه در معرض نابودی قرار میگیرد باید روحانیتی که محروم از حقوق ومزایای دولتی یا صوری است وارد عمل شود. اگر این امر مدنظر قرار نگیرد باید منتظر افول اسلام درایران باشیم. مع السلام
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۶:۱۰ بֽظֽ | Reply
:
جناب نوشیروانی
در همان موقع که مردم برای سد جوع به صحرا میرفتند , گویند پسر رعیتی ( رعیت زاده ای , هم وزن آقا زاده ) از کمک به پدرش در رفتن به صحرا و کار کردن و عرق ریختن طفره رفت ...و وقتی پدر به نیامدن او و دست تنها ماندن خود اعتراض کرد , پسر در جواب گفت : میخواهم آماده استقبال از امام زمان شده با عبادت خود را تمیز کنم . پدر دنیا دیده به او تشر زد : بیا بریم صحرا پدر سوخته !! وقتی امام زمان به اینجا بیایند , اسب مبارکشان اولین قدم علف میخواهد که باید به او بدهیم ! ...بدو پدر سوخته ( از برق آفتاب) برویم صحرا تا یونجه ها ا را آبیاری کنیم و علفها را از زمین پایشت کنیم .
برای آشتی کنان در تایید کامنت امروز شما
افسوس
۲۳ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۱:۰۱ بֽظֽ | Reply
هدایت اشتری :
این چهارده میلیارددلار نفتی کجاست. خدمت حضارباوقارمحترم عرض میکنم که یک نفر در یک روزنومه تهرونی که اکثرا توسط روزنومه نویسش به همه میپرد نوشت که این چهارده میلیارد دلار کجاست.این وجه اندک در کدام فراموشخانه به ودیعت نهاده شده که همه جاهل از ان مکانند. فقط این یک نفر پس از رصدهای فراوان سه احتمال از محل اختفای این چهارده میلیارد دلار فراری وپنهان از انظار جستجوگران وسوداگران عدالت خواه ارائه داده است که با هم بخوانیم.
*با اين حساب سؤال اين است كه اين 14 ميليارد دلار كجاست، به فهم نگارنده 3 احتمال از اين «اختلاف 14 ميليارد دلاري» برداشت مي شود.
احتمال اول: بانك تسويه حسابهاي بين المللي در خصوص دارائي هاي ارزي كشور ايران دچار اشتباه است. در اين رابطه حيثيت دهها ساله اين بانك معتبر جهاني زير سؤال رفته است. البته اين احتمال تقريباً بعيد است مگر اينكه پشت پرده اين كم گويي، سياست ضدايراني! خوابيده باشد. گرچه روشن نيست پائين نشان دادن دارائي هاي ارزي ايران در بانكهاي خارجي چه نفع سياسي را نصيب اين نهاد بين المللي مي كند.
احتمال دوم: بانك مركزي در گزارش دارائي هاي ارزي ايران در بانكهاي خارجي دچار خطاي برآورد است. از آنجائيكه اين خطاي فاحش از اين نهاد ارشد پولي نه قابل قبول است و نه قابل باور، به نظر مي رسد اين زياده گويي نيز با اهداف سياسي ضدامپرياليستي! اعلام شده باشد. اين احتمال از آنجائي قوت مي گيرد كه شيباني رئيس وقت بانك مركزي طي مصاحبه اي در سال 85، كشورهاي اروپائي را به خروج دارائي هاي ارزي ايران از بانكهاي خارجي تهديد كرده بود. از اين رو احتمالاً اين زياده گويي مي خواهد عمق تهديد را شدت ببخشد!
احتمال سوم: خيلي ساده و روشن است. دلارهاي احتمالاً نفتي به حجم 14 ميليارد دلار به بانكهاي خارجي واريز نشده اما به بانك مركزي گزارش شده است.
به عبارت ديگر اين 14 ميليارد دلار كه اكثراً نيز حاصل از فروش نفت به طرق مختلف است، اگر چه در گزارش هاي بانك مركزي ثبت شده اما به حساب هاي معرفي شده از سوي بانك مركزي در خارج از كشور واريز نشده است.* روزنامه کیهان ۲۴/۰۲
بنده حقیر پیشنهاد میکنم که درحداستطاعت موجبی فراهم شود تا تعدادی چراغ زنبوری « البته توجه داشته باشید که این زنبور هیچ رابطه خانوادگی با زنبور دکتر سروش وطوطی آیت .. سبحانی در بحث شیرین زنبوروطوطی ندارد« داشتم میگفتم که تاتعدادی چراغ زنبوری « خدا لعنت شیطان را که دوباره زنبور دکتر سروش وارد میدان شد.راستی اگر میخواهید حکایت زنبور وطوطی را ملاحظه فرمایید حتما به این لینک مراجعه وهم سری بزنید« خلاصه بابا ول کن این چهارده میلیارددلار گم شده گم شده که گم شده مگر نمیدانی که دنیا جهنم مومن وبهشت کافر است. اینهم لینک سایت دکتر توکلی که حکایت زنبوروطوطی درآن پیداشدنی است. مع السلام. البته میدانید که روزنومه نویسی که برای همه پاپیچ میپیچد دربرابر زنبور وترس از نیش مهلک ان سکوت اختیار کرده.
http://www.alef.ir/content/view/25978/
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۰:۵۱ قֽظֽ | Reply
:
در مورد كامنت دوستي كه انتصابات را در مورد وزارت خارجه برشمرده بود مي خواستم اشاره كنم ايشان در مورد دكتر حيدر ضابط بي انصافي به خرج داده اند و يا اينكه بي اطلاع بوده اند چرا كه ايشان را فقط به عنوان يك خادم معرفي كرده اند در حالي كه آقاي ضابط داراي دكتراي تاريخ اسلام از هند هستند و در مشهد يكي از پژوهشگران بنياد پژوهشهاي اسلامي آستان قدس رضوي بودند.
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۵۷ قֽظֽ | Reply
:
42
با سلام
وقتی کعب الاحباب سمبل دین حنیف شود و ابو موسی اشعری سیاستمدار کاخ سبز معاویه سربرمیآورد!
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۰:۰۴ قֽظֽ | Reply
اميرحسين :
در مورد اعتراض بنده به سانسور در كامنت قبلي ، من اصلا قصد تند و تيز نوشتن نداشتم فقط نظر خودم رو گفتم معلومه كه وقتي صحبت از فساد و ريشه يابي فساد مطرح ميشه نميشه كه صحبت تنش زايي مطرح نشه اما توصيه ي مفيد و جالب شما رو گوش ميدم و از اين به بعد سعي ميكنم هميشه تو سايتها براي ارائه ي نظر معيارهاي ميزبان رو رعايت كنم .
اما در مورد اين مقاله : مطالب درستي گفته ايد . مشكلات اقتصادي برنامه ريزي ميخواهد نه اينكه فقط با تكيه بر گزاره هاي ديني صورت مسئله ي اصلي را پاك كرد. تازه آقايون اين حرفها رو در شرايطي ميزنند كه در ادامه ي حديث معروف نبوي " الصلوه عمود الدين" عبارت " و الخبز عمود الصلوه " آمده كه واعظين كمتر به آن اشاره ميكنند و منظور از خبز كه به معني نان است حتما اقتصاد سالم جامعه مد نظر بوده به عبارت بهتر در جامعه اي كه داراي اقتصاد ناسالم باشد ، معنويت قوامي نخواهد داشت .
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۰:۴۲ بֽظֽ | Reply
نوشیر وانی :
جناب عبدی خسته نباشید
جناب افسوس عزیز شکر ایزد که میان من واو(شما) صلح افتاد حرفیکه دلی بیازارد صبرکن تا دیگری بزبان ارد(سعدی)درقاموس من ازردن هیچ بنی بشری جایز نیست همه ما اتش گرفتگان یک قبیله ایم درضمن قسمت اخر کامنت شما خیلی زیبابود (پیرمرد به پسرش میگوید اسب امام هم علوفه میخواد) تندرست باشید
۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۵:۲۸ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/867