آینده








آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی

نوشتار

۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷

تحولات بظاهر كوچك در اطراف

در محله ما( كوي نصر) يك فروشگاه مواد غذايي بود كه حدود 7 ، 8 نفر جوان آذري (مثل همه فروشگاه‌هاي مواد غذايي ديگر در محل) آن را اداره مي‌كردند، و تقريباً پررونق‌ترين فروشگاه از نوع خود در ميان 30 يا 40 فروشگاه مشابه بود، و در موقعيت بسيار خوب و با فروش نسبتاً بالايي قرار داشت. تا اينكه روزهاي آخر سال 86 كم‌كم تمام اجناس را با 10 درصد زير قيمت فروخت و معلوم شد كه در صدد تعميرات داخلي هستند، يا حداقل اينگونه به گوش من رسيد. بنابراين تعميرات شروع و جلوي فروشگاه هم از بالا تا پايين با پرده‌هاي پلاستيكي پوشانده شد تا داخل آن ديده نشود. منتظر بوديم كه با فضاي جديد فروشگاه مواد غذايي آشنا شويم كه يكي دو روز قبل از فروشگاه پرده‌برداري شد و معلوم گرديد كه ديگر از فروشگاه مواد غذايي يا همان بقالي خودمان يا «سوپر» جديدي‌ها خبري نيست و چهل‌وپنجمين دفتر معاملات و املاك در اين محله افتتاح شد، با دكوراسيوني شيك و تعداد قابل توجهي صندلي و كامپيوتر و... شايد قريب به 20 مورد از اين 50 دفاتر معاملات املاك طي همين دو سال اخير تأسيس شده است و تاكنون چند مغازه مواد غذايي و ميوه‌فروشي و دفتر پست و گل‌فروشي و... تبديل به آژانس معاملات ملكي شده‌اند، و چند مورد ديگر هم در راه است كه به زودي به اين صنف اضافه مي‌شوند.
در محله ما شايد تعداد شاغلين در اين صنف بيشتر از صنوف ديگر، حتي غذاخوري‌ها باشد، حداقل 300 تا350 نفر در بهترين مغازه‌ها مشغول كار هستند و فروشگاه‌هاي ديگر هم به مرور به نفع آنها عقب‌نشيني مي‌كنند. علت چيست؟ علت هرچه باشد، اين روند خوب است يا بد؟
بيان مفصل علل اين پديده نيازمند مطالعه جداگانه است، اما آنچه كه به چشم مي‌آيد اين است كه ارزش افزوده ناشي از كار در مغازه‌ها، قابل مقايسه با ارزش حاصل از رشد سرقفلي نيست، مثلاً يك مغازه ميوه يا خواربار فروشي كه چند نفر در آن كار مي‌كنند، در طول 5 سال و به قيمت روز ممكن است حدود 60 ميليون سود(اضافه بر دستمزد) داشته باشد، اما رشد ارزش سرقفلي آن مغازه در همين فاصله چند برابر اين رقم است. البته اين سود اخير بي‌هيچ زحمتي به دست مي‌آيد، در حالي كه سود مغازه ميوه‌فروشي يا مثلاً نانوايي كه بسيار هم كمتر است با زحمت بسيار فراوان حاصل مي‌شود.
علت ديگر هم سختي كار در برخي مشاغل و آسودگي در برخي ديگر است. فعاليت در مغازه‌هايي چون ميوه‌فروشي، خواربارفروشي، و اغذيه نسبتاً سخت و پرزحمت است، در حالي كه در برخي صنوف ديگر چنين زحمتي را شاهد نيستيم و اگر تفاوت درآمدي ميان اين نوع مشاغل وجود نداشته باشد، لاجرم گرايش به سوي مشاغل كم‌زحمت خواهد بود.همچنين عدم نياز به سرمايه‌گذاري اوليه و نبود ريسك در زمينه سرمايه مزيد بر تفاوتهاي پيشين مي شود.
علت ديگر هم رونق بازار مسكن است كه هم از حيث اجاره و هم خريد و فروش ،و اخيراً نيز تعميرات و مشاركت در ساخت، جملگي موجب شده‌اند كه بنگاه‌هاي معاملات ملكي رونقي جدي پيدا كنند. اما فراموش نشود كه مواد غذايي هم رونق خاص خود را داشته و دارد، اما چرا و چه انگيزه‌هايي موجب اين تغيير مشاغل مي‌شود، نيازمند مطالعه بيشتر است.
يكي ديگر از دلايل راه‌اندازي اين بنگاه‌ها، وجود سودهاي احتمالي فراوان در آن است. در مغازه‌هاي ميوه فروشي و امثالهم، سود مغازه ،مبلغ معين و قابل پيش‌بيني است، مشخص است كه اگر يك مغازه در روز يك ميليون فروش دارد، چقدر آن هزينه و چقدر سود است با 10 درصد تفاوت مي‌توان براي ماه‌هاي بعد هم سود را پيش‌بيني كرد، اما در مسكن چنين نيست، هر آن احتمال دارد كه به قول معروف يك معامله شيرين نصيب فرد شود و معادل سود ماه‌ها مغازه ديگر باشد.
اگر درباره علل بروز اين پديده نتوان اظهارنظر قطعي كرد، نسبت به بيان نتايج آن هم بايد محتاط بود. برخي معتقدند كه زياد شدن اين بنگاه‌ها، يكي از عوامل افزايش قيمت‌هاي مسكن است، اما واقعيت اين است كه قيمت كالاها در نهايت و بلندمدت در تعادل ميان نقدينگي و حجم كالاي توليدي و عرضه و تقاضا تعيين مي‌شود، لذا عوامل اينچنيني حداقل در بلندمدت قادر به تأثيرگذاري بر افزايش قيمت كالاها نيستند، حتي اگر در كوتاه‌مدت چنين روندي را تشديد كنند. اما آثار مثبتي هم مي‌توان براي اين اتفاق منظور داشت. طرح‌ها و ايده‌هاي نو در بازار مسكن مي‌تواند از طريق اين بنگاه‌ها وارد اين بازار شود. علي‌رغم اين نكته فراموش نكنيم كه بروز چنين گرايشي كه بنگاه‌هاي معاملات مسكن روز به روز بيشتر مي‌شود، پاسخي است از جانب مردم به وضعيت جاري اقتصادي كشور و نمي‌توان افراد را از اين كه احداث چنين بنگاه‌هايي را در اولويت قرار مي‌دهند سرزنش كرد، زيرا مردم كماكان برحسب منافع و هزينه‌هاي رفتارشان ترجيحات خود را انتخاب مي‌كنند.
همان طور كه گفتم قضاوت درباره علل و عوامل و يا خوبي و بدي چنين پديده‌اي حداقل براي امثال من سخت است، اما ما مي‌توانيم با انعكاس پديده‌هاي مشابهي كه در اطراف خود مي‌بينيم، اذهان‌ كارشناسان و افراد مستعد را در جهت توضيح و تبيين پديده‌ها فعال كنيم.


نسخه قابل چاپ | لینک ثابت




نظرات

پويا نعمت الهي :

سلام /
فرموده ايد كه :"قضاوت درباره عوامل و يا خوبي و بدي چنين پديده اي حداقل براي من سخت است "
خوب ! شما درمورد عوامل اين پديده صحبت كرده ايد . مگر اين يادداشت غير از اين بود ؟
من كه منظور شما را از آن جمله نفهميدم.
شايد منظورتان در مورد تبعات اين چنين وضعيتي بوده است.
البته در هر دوحال ، جانب احتياط را نگاه داشته ايد .
به نظرم سبك اين نوشته با بقيه نوشته ها فرق داشت.
آيا من درست برداشت كرده ام ؟
..........................................................

عبدي:
سخت است چون اطلاعات مي خواهد اما آنچه كه گفته شد را بايد با احتياط تلقي كرد.بله تا حدي فرق دارد .

۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۲:۲۳ بֽظֽ | Reply

فرزین :

با سلام خدمت شما
اینجانب سالهاست خارج از کشور زندگی میکنم .
همین چند روز پیش بود که به این کشف تجربی رسیدم .
در این سالها بسیار شغلها عوض کردم و بسیار جاها را دیدم . در اینجا مردم همه کشورها در کنار هم زندگی میکنند . در اثر تجربه از طریق برخورد با مردم دنیا به این کشف رسیدم و از خود پرسیدم چرا ؟ و جواب آنرا نیافتم . متاسفانه در این نوشته نیز جواب را نیافتم. شاید دوستان کمک کند و جواب این چرا را به من بدهند .
آقای عبدی
اینجانب به این نتیجه رسیده ام که مردم هر کشوری برای خود یک خصوصیات جمعی دارند .
مثلا خصوصیات جمعی مردم هندوستان خبر چینی پیش رییس است . یکی دیگر از خصوصیاتشان علاقه به کارهای رانندگی و نگهبانی .
خصوصیات مردم اروپای شرقی , خوش گذرانی و مشروب فراوان خوردن و .....پرداختن به کارهای آهنگری و تعمیرات ماشینهای سنگین .... خصوصیات مردم ایتالیا با حرارات حرف زدن و .... جاده سازی .....
خصوصیات مردم چشم بادامی پشتکار و انجام کارهای فنی و ظریف تعمیرات وسایل الکترونیکی و فعالیت در زمینه های کامپیوتر و ....
و .....
خصوصیات مردم افریقایی مطرح کردن خود با لباسهای اجق وجق و ... کارهای کاباره داری و خلاف و ....
و از همه مهمتر , خصوصیات ما ایرانیان ...... (که همه میدانند) و جذب در کارهای مشاور املاکی !!
آقای عبدی!
کاش می توانسنم مجلات اینجا را برایتان پست میکردم تا ببینید هموطنان شما نیز در خارج , از دکتر و مهندس و استاد دانشگاه که با چه حرف و حدیثهای از ایران خارج شده اند , در اینجا چگونه جذب فعالیتهای مشاور املاک شده اند !! اصلا برایتان بگویم که بازار املاک این شهر و شهرهای مجاور در دست ایرانیان قرار دارد و به یمن فعالیتهای این عزیزان و تبلیغات مشابه در ایران بازار را گرم کرده اند !!
حالا شما خوشبختید که در ایران مشاوران املاک خانم ندارید!! ما که در اینجا انواع و اقسام مشاوران املاک خانم هم داریم با عکسهای تبلیغی آنچنانی که بیشتر از عکس خانه ها و معازه ها برای فروش جلوه گری میکنند !!
با خودم چند روز پیش فکر میکردم چرا ما مردم ایران اینجا هم به دنبال نون خوردن راحت و بدون دردسریم؟ چرا و چگونه این خصوصیت جزو خصوصیات ملی ما شده که دست از سر ما در خارج هم , که نه بازار آنچنان بی حساب و کتاب است و نه ..... چرا؟

..............................................................
عبدي:
در ايران هم خانمها كم كم دارند وارد مي شوند.در همين محله ما يك نفر هست.

۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۳:۱۶ بֽظֽ | Reply

حامد :

همیشه تحولات بزرگ با نشانه های کوچک اتفاق می افتند بنابراین این نشانه های کوجک و این تب های هشدار دهنده را دست کم نگیرید.

۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۳:۱۸ بֽظֽ | Reply

كوروش :

سلام آقاي عبدي
از اواخر تابستان سال گذشته شما روزه سكوت گرفتيد و خودتان پيش بيني مي‌كرديد كه اين سكوت 6 ماهه است. اين 6 ماه مدتي است به پايان رسيده. البته حجم مطالب شما در سال جديد بسيار رشد داشته است و اين به سادگي قابل مشاهده است. در هفته‌هاي اخير تقريبا هر روز بيش از يك مطلب در سايت خودتان قرار داده‌ايد. اما به نظر من بيشتر اين مطالب علي‌رغم اينكه مطالب مفيدي هستند آن چيزي نيست كه از شما انتظار مي‌رود. حداقل انتظار من بيش از اين است. شما از رخداد‌هاي سياسي و اجتماعي كه هر روز رخ مي‌دهد اغلب اوقات بدون توجه (منظورم اين است كه اشاره‌اي به آنها نمي‌كنيد) عبور مي‌كنيد. مثلا اتفاقات اخير لبنان، اتفاقات داخل ايران (البته به جز تورم) . به نظر مي‌رسد اخيرا شما به نتايج توجه مي‌كنيد و نه نقد سياست‌ها. مثلا در همين يادداشت شما به يك نتيجه پرداخته‌ايد ولي انتظار شايد از شما اين باشد كه به همان پاراگراف پاياني بپردازيد.
و شايد هم هنوز معتقد به سكوت هستيد؟ آيا اين طور است؟
پيروز باشيد
...............................................................
عبدي:
وقتي هر روز بنويسيد مجبوريد توصيفي بنويسيد و تحليلي نوشتن تكراري مي شود اما همه اين توصيفات در خدمت يك خط تحليلي است.

۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۴:۱۹ بֽظֽ | Reply

صامت :

یکی دیگر از تحولات کوچک در کنار ما این خبرهای هر روزه است که در روزنامه ها و در کوچه و خیابان می شنویم و ظاهرا سالهاست برای اذهان کارشناسان و افراد مستعد عادی شده و فکر میکنند که چون هر روزه شده طبیعست .
به یک نمونه اش توجه کنید


به گزارش خبرنگار ما متهم که مهدي نام دارد شامگاه پنجشنبه 12 ارديبهشت ماه همسر 25ساله خود به نام الهام و کودک دوساله اش به نام عرشيا را به قتل رساند و از خانه شان واقع در خيابان رباط کريم تهران گريخت. اجساد قربانيان صبح روز بعد کشف و تحقيقات براي دستگيري مهدي آغاز شد. در حالي که شواهد نشان مي داد مهدي به خارج از کشور گريخته است محمد روشن بازپرس شعبه سوم دادسراي جنايي طي دستوري از اينترپل خواست قاتل فراري را شناسايي و دستگير کند. يک هفته بعد از اين ماجرا مهدي در حالي که به خانه اش باز گشته بود از سوي ماموران پليس محاصره شد. وي سعي کرد با گروگان گرفتن پسر خاله اش که آن زمان در منزل متهم بود راه فرار خود را باز کند ولي وقتي موفق به اين کار نشد اقدام به خودزني کرد و ماموران او را به بيمارستان منتقل کردند.مهدي ديروز در حالي که بهبودي خود را بازيافته بود در دادسراي جنايي حاضر شد و در جلسه بازپرسي به تشريح انگيزه خود از قتل الهام و عرشيا پرداخت. او گفت؛ من چهار سال پيش با الهام ازدواج کردم. به رغم اينکه به همسرم بسيار علاقه داشتم، هيچ گاه خوشبختي را احساس نکردم. همسرم از من ايراد مي گرفت و وضعيت مالي ام را بهانه يي براي سرکوفت زدن به من قرار داده بود. او هميشه مي گفت اي کاش با مردي ثروتمند ازدواج مي کرد. الهام حتي چندين بار به من گفت اگر از من جدا شود، مي تواند با خواستگاري پولدار ازدواج کند. هر چند اطرافيان فکر مي کردند من و همسرم خوشبخت هستيم اما وقايع درون زندگي ما به گونه يي بود که احساس سياه روزي مي کردم. بد رفتاري ها و تحقيرهاي الهام مرا در شرايط بغرنجي قرار داده بود و او علاوه بر اينکه به من توهين مي کرد کتکم نيز مي زد. با اين وجود من هر کاري را که براي رسيدن به آرامش لازم بود انجام مي دادم. من در يک شرکت به عنوان تحصيلدار کار مي کردم و در شيفت هاي کاري الهام، وظيفه نگهداري از عرشيا را بر عهده گرفتم.متهم به قتل ادامه داد؛ در حالي که از رفتارهاي ناشايست الهام به ستوه آمده بودم، امسال هنگام سال تحويل سر سفره هفت سين از وي خواستم هر دو براي ساختن زندگي تازه و توام با خوشبختي تلاش کنيم اما اين درخواست من با واکنش تند همسرم مواجه شد و درگيري لفظي پيش آمد. همان زمان بود که کينه ام از الهام به اوج رسيد و تصميم گرفتم وي را از بين ببرم.

مهدي ادامه داد؛ روز حادثه الهام به محل کارم تلفن زد و خبر داد قرار است مادرش براي شام به منزل ما بيايد. من که از پيش نقشه قتل همسرم را طراحي کرده بودم با اين بهانه که بايد تا دير وقت در شرکت بمانم از الهام خواستم مادرش را از آمدن به ميهماني منصرف کند. ساعاتي بعد پيتزا خريدم و به خانه رفتم. پس از خوردن شام من و الهام دوباره با هم درگير شديم و من طبق طرح قبلي ام، وي را خفه کردم. سپس از آنجا که عرشيا شاهد جنايت بود، مجبور شدم او را هم بکشم البته براي قتل فرزندم خيلي متاسف هستم و افسوس مي خورم چرا نام او را وارد گذرنامه خودم نکرده بودم تا بتوانم از کشور خارجش کنم.متهم به قتل درباره فرار خود از صحنه جنايت توضيح داد؛ تا ساعت دو بامداد در خانه ماندم و سپس راهي فرودگاه امام شدم و به دوبي رفتم. پس از دو ساعت سرگرداني در فرودگاه دوبي با هواپيماي ديگري آنجا را به مقصد کوالالامپور ترک کردم. سه روز در اين شهر در يک هتل ماندم اما به لحاظ روحي آنقدر آشفته بودم که تصميم گرفتم دوباره به تهران بازگردم.من دو روز در خانه خودمان پنهان شدم تا اينکه پسرخاله ام را به آنجا فراخواندم. من قصد خودکشي داشتم ولي زنده ماندم.پس از اظهارات اين مرد، پسرخاله وي نيز تحت بازجويي قرار گرفت و گفت؛ من رابطه بسيار صميمانه يي با مهدي داشتم به همين خاطر وقتي وي با من تماس گرفت و خواست برايش سم بخرم و به خانه او بروم اين کار را انجام دادم. مهدي از لحاظ روحي بسيار آشفته بود و قصد داشت خودکشي کند، به همين خاطر من نيز همراه وي سم خوردم و سپس خودزني کرديم. در مدتي که در بيمارستان بوديم چندين عمل جراحي روي ما انجام شد اما هردومان زنده مانديم.بنابر اين گزارش پس از پايان جلسه بازپرسي، مهدي دوباره راهي بازداشتگاه شد تا تحقيقات از وي ادامه يابد.


آیا حالا میدانید چرا بقالی کنار منزل شما شغلش را عوض کرده و به دلالی و واسطه گری روی آورده ؟ احتمالا چون زنش از او توقعات بیشتر , خانه بزرگتر , مبلمان آنچنانی تر , .... و ماشین مدل بالاتر انتظار داشته و نمیخواسته مجبور شود زن و فرزندش را به دلیل سرکوفت های زن و بچه و همسایه ها و فامیل بکشد

۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۴:۳۳ بֽظֽ | Reply

فرزاد - ق :

به گزارش فارس در پیرامون منزل بزرگ ما ایران نیز تحولاتی در حال انجام است که نشانه های آن مجادله لفظي شديد سعود الفيصل با نماينده سوريه بر سر ايران و حزب الله است ...
روزنامه کیهان نیز در این رابطه ( تحولات پیرامون منزل ما ) نوشت :
سعود الفيصل وزير امور خارجه عربستان سعودي، جمهوري اسلامي ايران و حزب الله لبنان را با شديدترين اهانت ها هدف حمله قرار داد.
و اما خبر : روزنامه لبناني الاخبار با انتشار مذاكرات وزيران خارجه كشورهاي عضو اتحاديه عرب در نشست يكشنبه در قاهره نوشت: در اين نشست كه 10 ساعت به طول انجاميد، مشاجرات لفظي شديدي بين وزير امور خارجه عربستان سعودي و يوسف احمد نماينده سوريه در اتحاديه عرب درگرفت كه با دخالت عمرو موسي، دبيركل اين اتحاديه فيصله يافت.
به نوشته اين روزنامه، الفيصل در سخناني طولاني، تحولات مردمي جاري در بيروت در روزهاي اخير را جنگي ديوانه وار خواند و ادعا كرد، عامل اين جنگ، حزب الله لبنان است.
اين مقام سعودي با توهين به سيد حسن نصرالله، دبيركل حزب الله، او را شارون خواند و مدعي شد: اين دو نفر، هر دو با اشغال بيروت موافقند. وي كابينه فؤاد سنيوره را دولت قانوني خواند و گفت: اكنون اين دولت با يك جنگ فراگير مواجه است و ما به عنوان سران جهان عرب، نمي توانيم دست بسته بنشينيم.
وي افزود: بايد لبنان را نجات دهيم و در اين راه، حتي اگر بشود نيروهاي عربي را به سرعت به لبنان اعزام كنيم و آنها را در سطح اين كشور مستقر كنيم تا امنيت به آن بازگردد و از دولت قانوني حاكم حمايت شود.
سعود الفيصل ادامه داد: بايد اولاً همين الآن، بيانيه اي صادر كنيم و در آن آشكارا حزب الله و ايران را به علت اشغال بيروت محكوم كنيم و به افراد مسلح هشدار بدهيم كه از اين جنگ دست بردارند و عقب نشيني كنند و دوم اينكه از دولت سنيوره حمايت كنيم و از اين دولت به خاطر مقاومتش سپاسگزاري نماييم و از موضع آن حمايت كنيم.
در اين هنگام به محض قطع سخنان الفيصل، نماينده سوريه اجازه خواست و گفت: متأسفانه اين وزير سعودي مجموعه اي حرف هاي گمراه كننده را مطرح كرد كه مرا مجبور كرد وارد بحث شوم تا اظهارات وي، واقعي قلمداد نشود.
يوسف احمد در ادامه خطاب به اين مقام سعودي گفت: تو مي گويي دولت لبنان قانوني است در حالي كه همه ما مي دانيم اين كابينه تنها يك كابينه تشريفاتي است و نماينده همه لبناني ها نيست بلكه تنها بخشي از آنها را نمايندگي مي كند. نماينده سوريه اضافه كرد: وقتي تو خواستار اعزام نيروي عربي به لبنان مي شوي به اين معناست كه از اعراب مي خواهي براي جنگ با اكثريت لبناني ها به اين كشور سرازير شوند تا از سمير جعجع، جاسوس و مزدور اسرائيل كه امروز هم پيمان شما شده است دفاع كنند.
در اين هنگام، سعود الفيصل، اظهارات يوسف احمد را قطع كرد و گفت: او هم پيمان ما نيست. اما نماينده سوريه پاسخ داد: هم پيمان شماست و از سوي شما حمايت مي شود و پول دريافت مي كند. وي ادامه داد: آيا تو مي خواهي مفاهيم مد نظر خود را به ما بقبولاني و به ما بگويي ايران دشمن است و نه اسرائيل كه هر روز بدون توقف، كودكان را مي كشد. تو در حالي خواستار اعزام نيرو به لبنان مي شوي كه در جريان جنگ 33روزه يك گوشه نشستي و از جايت تكان نخوردي و اين در حالي بود كه اسرائيل داشت لبنان را بي وقفه بمباران مي كرد. چرا آن موقع به فكر اعزام نيرو براي مقابله با اشغالگري اسرائيلي ها نيفتادي؟
نماينده سوريه تصريح كرد: تو از حزب الله به صورت دشمن ياد مي كني در حالي كه هم خودت و هم همه ما مي دانيم كه اين حزب، با آنچه در روز اول تأسيسش بود بسيار تفاوت دارد و قربانيان زيادي براي لبنان و امت خود تقديم كرده در حالي كه هيچ كس چنين هزينه اي نمي كند مگر اينكه خير كشور خود را بخواهد.
وي افزود: ايران همواره در كنار مسائل اعراب ايستاده و حامي ما بوده اما تو مي خواهي به ما تلقين كني كه ايران دشمن است. مدتي پيش، وقتي در نشست غير علني اتحاديه عرب، پرونده روابط ايران و اعراب را بررسي كرديم همه حضور داشتند اما هيچ كس نگفت كه با اين مشكلات مواجه است و اين نشان مي دهد كه عربستان سعودي مي خواهد نگراني هاي خودش را به خورد ما بدهد و اين چيزي است كه ما نمي توانيم آن را بپذيريم.
در اين هنگام الفيصل، بار ديگر وارد بحث شد و ادعا كرد: ايران از كودتا ]در لبنان[ حمايت مي كند و تو با من جوري حرف مي زني كه انگار ما طرفدار اسرائيل هستيم. اگر بار ديگر اين حرف ها را تكرار كني من موضع ديگري اتخاذ خواهم كرد. نماينده سوريه نيز با عصبانيت پاسخ داد:من را تهديد نكن! اگر بخواهي با من جور ديگر صحبت كني چيزي از من خواهي شنيد كه پيش از اين از هيچ كس نشنيده باشي

۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۵:۵۱ بֽظֽ | Reply

سر جمع یعنی چند دلار؟ :

احمدي نژاد : وضعيت معيشتي بهتر از قبل است
تهران ، ايرنا ۲۴/۰۲/۸۷‬
سياسي. قوه مجريه. رييس جمهور.

محمود احمدي نژاد رييس جمهوري اظهار داشت : وضعيتي معيشتي مردم سرجمع بهتر از قبل است .

آقای مهندس
احتمالا این بهتر شدن وضعیت معیشتی مردم به دلیل تعییر کاربری آن مغازه اطراف شما و دیگر مغازه هاست. اینطور نیست؟


۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۳۹ بֽظֽ | Reply

امیر :

سلام
این که گفتید نشان از رونق در این بخش است. پس رکودی نیست. آیا این رونق به دلیل همان تورمه؟ آیا این قسمت پدیده خوبیه؟

۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۵۰ بֽظֽ | Reply

آیا ما می توانیم برای حقوق خود با دولت مذاکره کنیم؟ :

نخستين مصاحبه مطبوعاتي رييس جمهوري در سال ‪(۱۳)۸۷‬ احمدي نژاد: ملت ايران حقوق خود را به مذاكره نمي‌گذارد
تهران ، خبرگزاري جمهوري اسلامي ‪۲۴/۰۲/۸۷‬
سياسي. قوه مجريه. رييس جمهور
دكتر محمود احمدي نژاد رييس جمهوري اسلامي ايران گفت: ملت ايران در حقوق خود جدي است و حقوق خود را به مذاكره نخواهد گذاشت .

۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۵۳ بֽظֽ | Reply

قاسمی :

آقای احمدی نژاد مصاحبه مطبوعاتی مهمی داشته اند از جمله خبرنگار اقتصاد پويا از ایشان سوال كرد:
دنيا، امروز با بحران‌هاي مختلفي گريبانگير است بخصوص بحران اقتصادي . چه راهكاري براي خروج جهان از اين بحران داريد؟
و آقای احمدي نژاد پاسخ دادند:
همانطور كه اشاره كردم درست است كه خشكسالي در جهان وجود دارد اما بحران غذايي حاصل "مديريت‌هاي غلطي" است كه در دنيا دارد اعمال مي‌شود.

رييس جمهوري تصريح كردند: ما براي رفع اين بحران پيشنهاداتي تهيه كرده ايم . انشاء الله در اجلاس فائو كه بزودي در رم تشكيل خواهد شد آنجا اعلام خواهم كرد.
ایشان اضافه كردند: فكر مي‌كنيم راههاي برون رفتي داريم بگونه‌اي كه همه ملت ها بتوانند از منابع كافي و غذاي مكفي برخوردار باشند.

آقای عبدی چگونه میشود به ایشان گفت : چراغی که بخانه رواست به مسجد حرام است

۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۵۹ بֽظֽ | Reply

rahmat :

جناب مهندس عبدی با سلام
جماعتی که از طریقی غیر از درگیر شدن در امر تولید دهها سال امرار معاش نموده اند تنها قادرند شرایط را جهت کار چاق کن ها و دلالها و محللها هموار نمایند.
" از کوزه برون همان تراود که در اوست "

رحمت

۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۹:۱۶ بֽظֽ | Reply

سیاوش :

سلام اقای عبدی
یک نکته اساسی وجود داره واون اینه که مردم به قیمت برخی کالاها بخصوص خوراکی حساس هستن
بخصوص نان و لبنیات . مردم به سرعت به فروشنده حتی سطحی اعتراض می کنند
در صورتی که در بازار مسکن و قیمت ان چنین چیزی صادق نیست ما خانه ای را در دهکده در سال 85 به قیمت نودو پنچ میلیون خریدیم و هم اکنون پانصدو پنچاه میلیون است یعنی تورم پانصد درصدی طی دو سال
و نکته دیگر اینکه به دلیل افزایش شدید مواد غذایی و ثابت بودن در امد حاشیه سود کاهش یافته
.......................................................................
عبدي:
درست است.مردم به فروشندگان مواد غذائي غر مي زنند اما به معاملات ملكي نه.اين را آن جوانان موضوع يادداشت هم مطرح مي كردند.

۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۰:۰۳ بֽظֽ | Reply

علی از کانادا :

سلام جناب عبدی
مثل بقیه موارد فکر کنم این قضیه هم کمی مربوط به بهره وری بسیار پایین در ایران باشد. خرید و فروش املاک جنس نیست که نیاز به ویترین داشته باشد. میتوان با باز کردن یک دفتر مرکزی (هد افیس) بسیار کوچک (50-60 متر) تعداد زیادی معامله گر (ایجنت) استخدام کرد (بصورت حق کمیسیون) و این ایجنت ها فقط با داشتن یک خط تلفن (بخصوص موبایل) با خریدار و فروشنده ارتباط برقرار کند. آین دقیقا روشی است که در امریکای شمالی و اروپا استفاده میشود. ما که نباید همه راه ها رو خودمون کشف کنیم . استفاده از تجارب دیگران هم میتونه مفید باشه.

۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۰:۰۸ بֽظֽ | Reply

اکبر :

باید عرض کنم که ما نه تنها دچار نابسامانی اقتصادی بلکه دچار نابسامانی فرهنگی هم هستیم ما آدمهایی تنبل ولی رفاه طلب هستیم.جوانان ما بدون زحمت همه چیز میخواهند زنان ما به ازدواج به عنوان دروازه سعادت مینگرند.میخواهند بدون هیچ زحمتی یک شبه صاحب همه چیز بشوندو اگر نشوند عقده های خود را سر مرد بیچاره خالی میکنند.از طلا و جواهرشان دل نمیکنند.روز به روز تشریفاتمان بیشتر میشود.همین هزینه های ازدواج یا ختم را نگاه کنید.مردان ما میخواهند یک شبه ره صدساله بروندو حاضرند هر کاری بکنند.مشخص نیست چه کاری مشروع هست و چه نوع درآمدی نامشروع.دیگر درس خواندن و کار کردن و صرفه جویی ارزش نیست بلکه خرج کردن ارزش است.
متاسفانه بعد از انقلاب پول مفت در آوردن رایج شد و بقیه که اهل خیلی کارها نبودند در مظان اتهام بیعرضگی قرار گرفتند انگار که عرضه فقط کسب پول بیشتر است. کسانی هستند که برای تعطیلات در سفرهای خارج میلیونها خرج میکنند اما حاضر نیستند ریالی به کسی کمک کنند.البته حکومت هم نتوانسته است الگوسازی کند.نه در اقتصاد ونه در فرهنگ تنبلی که از گذشته هم بوده.بنا بر این باید سرنوشت خودمان را بپذیریم ایرانی حتی محصول ایرانی را قبو ل ندارد چون پشت آن احساس مسولیت نمیبیند.کاش کمی از چشم بادامی ها سخت کوشی و احساس مسولیت رایاد میگرفتیم.
به نظر شما اینطور نیست؟

۲۴ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۱:۱۵ بֽظֽ | Reply

محمد حسین :

در نگاه سوم:*
تا انجا که نظرات دولت مردان فعلی را دیده ام هم هیچ چشم انداز روشنی در برابراین بحران تا کنون پیدا نشده و راه حلهای کنونی به شوخی بیشتر شبیهند.
علاوه بر زمینه و عوامل پیشین بحران مسکن، برنامه های بلند پروازانهء اقای احمدی نژاد در ساخت و سازهای تا سیسات غیر مسکونی هم مزید بر علت شده است تا مصالح ساختمانی در رقابت بین مردم و دولت قرار گیرد و بهکذا ظرفیت حمل و نقل و شرکتهای مشاور و غیره و غیره، بدیهی است که در این رقابت چه کسی پیروز خواهد شد!
دولت به جای انکه در اینجا و انجا تاسیسات بزرگ و کوچک بسازد قبل از همه برای مردمش خانه درست کند و ظرفیت حمل و نقل و واردات ازبنادر و تولیدات داخلی رابه این سمت منتقل کند تا اینکه با کارگران گرسنه و مهندسین بی خانه و در مقابل چشم مردم مضطرب و مستاصل بناهائی بسازد که فاقد مفهوم تمدنی هستند. چه اینکه به قول ویل دورانت نهاد خانواده است که سرچشمهءهر تمدنی است و اکنون این نهاد در ایران پریشان و درمانده شده است و جائی برای استقرار پیدا نمی کند بنابراین تاسیسات باشکوه ظاهری به چه دردش می خورد؟
دولت اقای احمدی نژاد در عالم خودش و غرق خیالات خودش است و در فضائی دیگر زندگی می کند ، فضائی که از واقعیات زندگی مردم ایران فرسنگها فاصله دارد.
سفرهای استانی ،او را دچار اشتباهات محاسباتی وحشتناکی نموده است که اگر عمری به دنیا داشتم در کامنت دیگری به ان خواهم پرداخت
......................
*
نگاه اول و دوم را حذف کردم چون مربوط به تجارب شخصیم در دولت گذشته و مرتبط با حوزهء مسکن بود.



۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱:۳۶ قֽظֽ | Reply

هدایت اشتری :

پولداران وسرمایه داران ایرانی در دوبی سرمایه دارند یعنی سرمایه های خودرا دردبی متمرکز کرده اند.البته هرکس مالک سرمایه خود است اما چگونه امکان دارد در حکومتی بنام حکومت علی چنین سرمایه های بادآوری خلق شود که مانند املاک منقول ابوموسی اشعری ازایران به دبی حمل شوند.منظورم نوشته روزنومه نویس روزنومه دولتی است که امروز نوشت که
ابوموسي اشعري را در تاريخ نه چندان واقع گرايانه، شخصي ساده لوح معرفي كرده اند كه بعد از جنگ صفين و در ماجراي «حكميت» از عمروعاص فريب خورد و به عزل علي عليه السلام از خلافت مسلمين رأي داد. اما تاريخ به قول رهبر معظم انقلاب، واقعيت ديگري را نيز در دل خود ثبت كرده است كه برخي از تاريخ نگاران كمتر به آن اشاره كرده و يا از كنار آن به سادگي گذشته اند. آن واقعيت اين است كه جناب ابوموسي شخصي ثروتمند بود و هنگامي كه قصد نقل مكان از شهري به شهر ديگر داشت، چند شتر، فقط اموال منقول - غير از باغ و ملك و...- او را حمل مي كردند. اكنون جاي اين سؤال است كه آيا جناب ابوموسي مي تواند با حاكميت حضرت امير(ع) موافق باشد؟ حاكميت كسي كه در اولين روزهاي خلافت خود خطاب به تاراج كنندگان بيت المال و صاحبان ثروت هاي نامشروع فرمود؛ اگر از آنچه به غارت برده ايد، خشتي خريده و در ساختماني به كار گرفته باشيد نيز، از شما بازپس خواهم گرفت.
2- اين روزها، گراني و تورم، زندگي معيشتي بسياري از مردم شريف كشورمان و مخصوصاً اقشار مستضعف و محروم- يعني همان ها كه به قول امام راحل(ره) ولي نعمت نظام هستند- را با دشواري فراواني روبرو كرده است و..
خوب همانطور که این روزنومه نویس حق دارد بنویسد ومعلوم نیست مخاطب واقعی او کیست منهم حق دارم بنویسم اما میدانم مخاطب آن کیست. مخاطب من پولدارانی است که بطورقانونی درایران زندگی میکنند اما قانون حریف اقدامات مالی آنها نمیشود. اگر حکومت فعلی مدعی است که پیرو حکومت علی ع است که میگوید اگر ازآنچه به غارت برده اید خشتی خریدهودرساختمانی به کار گرفته باشید نیز از شما بازپس خواهم گرفت. اما شهادت حضرت تایید این مطلب است که اگر حرف حق بزنی جانت را از دست خواهی داد. تازه وقتی که خشت خران خود به ظاهر خودرا پیرو آن حضرت میدانند. صل علی محمد زبانمان درامد.مع السلام

۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۳:۵۱ قֽظֽ | Reply

:

42
با سلام
" الناس علی دین ملوکهم " مگر آقایان یک شبه ره صد ساله نرفته اند!؟ نمونه ملموس آن این جوان كه یک شبه رییس یکی از دو شرکت عمده خودرو سازی شد. بعد از انقلاب همه در تکاپوی کسب پول راحت هستند. اصلا سیاست های اقتصادی و فرهنگی مگرجز این است؟شما سرمایه گذار در امر تولید باشید وشب در سریال های تلویزیون بعنوان آدم لاابالی که خانواده از هم گسیخته ای داری و فساد در تار و پود قرار گرفته معرفی میشوی و در کنار آن کاسب و واسطه گر بازاری آدم دیندار و همه چیز در زندگی اش بسامان است.

۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۲:۴۶ بֽظֽ | Reply

کلنجار :

با عرض سلام و خسته نباشید
وقتی یک آژانس معاملاتی ، میتواند یک شبه (باور کنید یک شبه)برابر کل سود سالانه یک نانوایی ، صاحب شود (آن هم با حداقل سرمایه -زحمت و نیروی کار) .........
موفق باشید

۲۵ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۱:۵۱ بֽظֽ | Reply

اکبر خرسی :

من هم مانند اقای فرزین عقیده دارم که مردم فرهنگ های مختلف ویژگیهای مختلفی دارند .يکی از ويژگيهای ما ايرانيان در گذشته عدم علاقه وتوانائی در انچام کارهای مشترک وزندگی در محیط مشترک بوده است. ايرانيان حتی در زمينه تجاری به کارهای مشترک علاقه ای ندارند. مثل معروفی داريم که ميگويند اگر شريک خوب بود خدا ميگرفت. با توجه به ازدیاد جمعيت وتولیدات صنعتی وجود کارهای مشارکتی وبرنامه ریزی جهت شکل بکار گیری محصولانت صنعتی در جامعه ضرورت دار تر شد. ما بطور کل از این ضرورت عقب افتادیم وضرورت انرا هنوزهم تشخیص ندادیم.مثال ساده ای بزنم. در کشورهای صنعتی که در تولید وسائل صنعتی که کمبود سرمایه وتکنولوژی هم نداشته اند در صد فابل توجهی از مردم که در برخی کشورها بالاتر از ۵۰ درصد میباشدلباس خود را در لباس شوئی های عمومی سکه ای داخل وخارج اپارتمان میشویند وخشک می کنند . من در ایران حتی در مجموعه اپارتمان های بزرگ چنین وسائل عمومی ندیدم با اینکه همه این وسائی وارداتی ومونتاژی هستند. برای چنین کارهائی در ایران برنامه ریزی نشده است. مثال دیگر در ایران قبل از اواخر دهه ۴۰ اپارتمان سازی بکل معمول نبود و مردم خانه نشین و در چهار دیواری اختیاری خود ویا در اطاقی در این خانه ها زندگی میکردند. از منزل های مانند خانه قمر خانم که مجموعهای از اطاق های دورا دوری بودندبگذریم. من خود این منازل را دیده ام .پس از انقلاب با وجود انکه حلبی اباد ها را حتی در تهران میتوانستیم به بینیم ومشکل مسکن قابل توجه بود وبرخی مردم خانه ها وزمین ها را اشغال کردند که حتی دولت مرحوم بازرگان بعنوان مرحم وام هائی را بصورت ساده برای مردم تصویب نمود بدون توجه به نیازهای اینده پروژه های مجتمع های اپارتمان سازی بزرگ مانند شهرک اکباتان ويا شهيد فکوری ویا... که دومی و.. توسط بانک مسکن راساٌ ساخته شد ديگر ديده نشد واینگونه ساختمان سازیها مورد تایید قرار نگرفت.با وجود افت شدید قیمت مسکن پس از انقلاب که بعلل مختلف صورت گرفت توزيع زمين به افرادی که در خواست داشتند وبه صورتی تایید شدند بدون توجه به نیازهای اینده توسط سازمان مسکن شهری به مدیریت اقای خسروشاهی اغاز شد. بسياری از شهرک های مانند پونک وغيره در انزمان صورت گرفت. وساخت وسازهای معماری ساز چند طبقه که از قبل از انقلاب هم وجود داشت پس از چندی بخش اصلی توليد مسکن را شامل گرديد. که با توجه به رشد شديد مسکن مورد نياز مردم نه از نظر قيمت وهم از نظر کيفيت نیاز مردم را تامین نمی کرد.قيمت انرا که همه می دانيم .کيفيت انرا هم در زمين لرزه های نه چندان بسيار شديد متاسفانه در شهرستانها ديده ايم.مقداری سعی شد که خانه سازی تعاونی را توسعه دهند که با توجه به کمبود سرمايه و تخصص فعاليت اينگونه تعاونی های نيازها را درمدت قابل قبول تامين نکرد. مثال ديگری بزنم..همانطور که می دانيم در کشورهای اروپائی که خود توليد کننده خودرو هستند قيمت بنزين قيمت تمام شده ان بعلاوه تا حدود ۸۰ تا ۱۰۰در صد ماليات دولتی است.اين ماليات علاوه بر ماليات های فعاليت های اقتصادی در زمينه توليد وتجارت نفت خام وپالايش وتوزيع وخرید وفروش سهام ان است. چرا چنين است؟ برای انکه استفاده از اماکن وراههای عمومی برای راندن وسيله شخصی هزينه دارد که شخص استفاده کننده بايد هزينه انرا پرداخت تمايد.هيچ کشور سرمايه داری نمی تواند از هزينه های عمومی جاده بسازد ووسيله شخصی فردی در ان بدون پرداخت هزينه ان دران رفت وامد کند. در ايران ما علاوه بر انکه اتوبان با هزینه گزاف ميسازيم وهزينه انها مردم پرداخت ميکنند بنزين سوبسيد دارهم می دهيم تا برانند ودود کنند وبوق بزنند واخلال اسايش وبهداشت عموم نمايند.می دانيد چرا؟چون برنامه ريزان ما درک صحيحی از زندگی مشارکتی مورد نياز جامعه صنعتی نداشتند وخود نيز اتومبيل دار بودند.اگر روزی راننده يک ماشين بنز ویا.. ويا راننده مسافر کشی ويا راننده پيکانی بيايد بگويد اقا چرا اين بنزين مچانی که از نطر من مشابه طناب دار است را بما می دهيد که خودکشی کنيم ( اخر می گويند کاه از خودت نيست کاه دان که از خودت است)من متوجه ميشوم که مردم مشکل را در يافته اند.اگر در نيافته اند بايد فرهنگ سازی کنيم. اقای عبدی من به يک سئوال اساسی می رسم که تا کنون چائی نديدهام. ان اين است
در يک جامعه اسلامی و صنعتی ورشد يابنده نيازهای عمومی وا ختصاصی يک خانواده مقبول چيست وچگونه بايد تامين گردد. دولت در اين ميان در کجای قضايا قرار دارد. دولت در کجای اين امور است . در راس امور ومسئول است ويا در ته امور. اگر در راس امور است ابزارهای اجرائی ان کدامنند؟

۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۲:۴۹ قֽظֽ | Reply

فرزاد - ق :

خیلی اتفاقات بظاهر ساده کنار ما میگذرد که خیلی ها ککشان هم نمی گزد
از جمله میلیاردها تومانی که سالیانه خرج واردات وسایل آرایشی میشود که ما را بعد از عربستان سعودی - به دلیل محرومیت زنان و خواست عروسک بودن آنها - در مقام دوم در جهان قرار داده
و از جمله مقام اول جراحی زیبایی !! در دنیا
آقای عبدی اگر ممکن است در این مورد هم یک نوشته بنویسید و برای ما بگویید چرا در کشوری که بظاهر معنویست اینهمه به آرایش و زیبایی ظاهر توجه میشود
با تشکر

۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۰:۳۸ بֽظֽ | Reply

جلوی شما کم شده , پشت سر شما بیشتر هم شده, خبر ندارید :

فرمانده نيروي انتظامي در حاشيه همايش دادستان هاي كل كشور گفت: از زمان اعلام آغاز طرح برخورد با بدحجابي در شركت هاي خصوصي، رفتارها و پوشش ها در بيش از 80 درصد اين شركت ها اصلاح شده است.

۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۰:۴۹ بֽظֽ | Reply

سوار شدن به انقلابش که آسان است :

همچنين وزير كشور هم در اين همايش گفت: به دليل عاطفي و احساسي بودن جامعه، تامين عدالت و امنيت در جوامعي كه به سرعت تحت تأثير شايعات و فرهنگ شفاهي قرار مي گيرند دشوار است.

۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۰:۵۱ بֽظֽ | Reply

ارتش و سپاه چرا ندارد ! :

فرمانده كل سپاه پاسداران انقلاب اسلامي نيز در همین همایش از تلاش هاي مردم در راستاي تحقق امنيت پايدار تشكر كرد و افزود: بهترين پاداش اين مشاركت ملت ايران، چيزي جز اجراي عدالت نيست.
سرلشكر محمدعلي جعفري پياده سازي امنيت كامل و پايدار و محقق ساختن عدالت به معناي واقعي را انتظار مردم و مستضعفان ايران و جهان دانست. وي عدالت را در گفتار وسيع اما در اجرا سخت توصيف كرد و ادامه داد: بايد ببينيم چرا با وجود تاكيد الهي، فرمايشات رهبر معظم و تلاش مسئولان، عدالت آن طور كه شايسته نظام است پياده نمي شود.

۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۰:۵۳ بֽظֽ | Reply

:

با عرض سلام و احترام خدمت جناب عبدی....نکته ایکه به نظر حقیر در مباحث اینچنینی مغفول میمونه اینه که تمایل به ثروت اندوزی در کوتاه مدت در تموم مردم دنیا وجود داره و حساب کردن این خصوصیت به عنوان یکی از ويژگی های منفی فرهنگ ایرانی بیشتر به یک جور خود کم بینی برمی گرده که در وجود ما ایرانیها ریشه دوونده.یک لحظه تصور کنید اگه حقوق مولف در ایران به رسمیت شناخته می شد و مثلا صدا و سیما یا هر ارگان دیگه به ازاء هر استفاده صوتی و تصویری که از یک هنرمند می کرد حق و حقوقش رو می پرداخت یا طراحان نرم افزار ایرانی نرم افزاراشون کپی نمی شد و حقوقشون رعایت می شد و غیره و ذالک ما هم تو این مملکت قشری داشتیم که یک شبه از راه درست پولدار شده بود و راهش رو به بقیه هم نشون داده بود..............می بینید که مشکل در جای دیگه است و نه فرهنگ ایرانی یا هر چیز دیگه شبیه این.............

۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۵:۰۱ بֽظֽ | Reply

حسين :

جناب آقای مهندس عبدی
باسلام
دلایلی که جنابعالی برشمردید همگی قابل قبول می باشد اما به نظر اینجانب دلايل زير رانيزمی توان لحاظ نمود:
1-باتوجه به نحوه دريافت دستمزد دربنگاههای املاک که درصدی ازقيمت ملک موردمعامله دريافت می شودباافزايش قيمت ملک سودآنها نيز بخودی خود افزايش می یابددرنتيجه جذابيت آن افزايش می یابد.
2-گرايش به عدم مسئولیت پذيری وکاهش محبوبیت کار ؛به مشاغلی این چنينی جذابیت می دهد.
3-عدم نیاز به سرمایه گذاری وگردش مالی که نیازمند به محاسبات و کنترل های مالی
4-باتوجه به بندفوق استرس های معمول درحد بسیارزيادی کاهش می یابد.
درپایان درصورت امکان به مواردی مانند افزایش گرايش به فست فودها ؛ فيلمهای کمدی وافزايش به رانندگی پرخطر نيز بپردازید.
باآرزوی سلامت وبهروزی

۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۶:۳۰ بֽظֽ | Reply

از دو 0 به 42 :

کامنت های شما را مثل دیگر کامنتهای دوستان سایت آینده مرتب میخوانم ولی شایسته گفتن است که تا بحال هیچکدام از آنها را درک نکرده ام! مفهمیده ام که شما از بیان نظر خود چه نیت و هدفی داشته اید . نمی دانم این اشکال عدم انتقال نظرات شما از گیرنده است یا از فرستنده؟
آیا فقط این من هستم که منظور شما را تا بحال متوجه نشده ام یا دوستان دیگر نیز همین مشکل را با کامنتهای شما داشته اند؟
مثلا همین سرمایه گذاری که در امر تولید است ..., برای من اصلا مفهوم نبود .
بجز این مورد , مورد دیگری که امروز مرا وادار به اظهار نظر کرد بکار بردن باورهای غلط بجای باورهای درست و استفاده نابجا از باورهاست .
مثلا همین " الناس علی دین ملوکهم " که شما در اول کامنت خود بکار برده اید و باز منظور شما را متوجه نشدم .
احساس میکنم این باور- بدون در نظر گرفتن درستی یا نادرستی آن - در جای مناسب , از طرف شما بکار نرفته است ....
این باور وقتی می تواند درست باشد که مردم دست و پا بسته نباشند .
" الناس علی دین ملوکهم " در جایی درست است و میتوان آنرا بکار برد که مردم در آنجا آزادی انتخاب داشته باشند .
" الناس علی دین ملوکهم " در جایی درست است که مردم در آنجا آزادی بیان داشته باشند
" الناس علی دین ملوکهم " در جایی صحیح است که در آنجا مردم احزاب آزاد و مستقل داشته باشند .
بنظر میرسد این جمله " الناس علی دین ملوکهم " و یا مشابه فارسی آن که توسط عده ای خاص زیاد در سر مردم دست و پا بسته کوبیده میشود اینست که " خلایق هر چه لایق "
و بنظر میرسد این باور از طرف کسانی ترویج میشود که بناحق سوار کار شده اند و لیاقت مردم را نادانی خود و بی لیاقتی خود میدانندو متاسفانه عده ای نیز بدون توجه به عواقب آن را بجا و نابجا بازگو میکنند.
به هر حال , در خاتمه میخواستم از حضور شما خواهش کنم اگر ممکن است در موقع نوشتن کامنت و یا همان نظر خود , فکر کنید که خوانندگان این کامنت آدمهای سطح پایینی هستند که علم غیب ندارند و ذهنیت شما را در موقع نوشتن نمی داند و باید نظر شما را از خلال کلمات و جملات بکار گرفته ی شما بدست آورند و روی آن فکر و تدبر کنند , خواهش میکنم از تکه انداختن که خواننده را به هزار راه می برد جز آن راهی که شما قصد بیان آنرا داشته اید , اجتناب کنید و مارا در نظرات خود شریک نمایید.
با تشکر دو 0

۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۷:۴۷ بֽظֽ | Reply

سه جمله = سه صد گفته چون نیم کردار نیست :

حدادعادل:‌
‌*در سياست، كار فردي نتيجه نمي‌دهد
‌*هدف از شكل‌دادن يك تشكل، قدرت‌طلبي نباشد
‌*نان به نرخ روز خوردن با اصولگرايي فرسنگ‌ها فاصله دارد

۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۷:۵۸ بֽظֽ | Reply

:

آقای عبدی حتما شنیده اید که آقای ابوترابي‌فرد نايب رييس مجلس شوراي اسلامي اظهار كرده اند:‌
"اصولگرا يعني كسي كه خود را اصلاح كرده است"
ایشان در توضیح این ادعا اظهار داشته اند:
اصولگرايان كساني هستند كه خود را اصلاح كرده‌اند و نگاه و نقد آن‌ها به خودشان است نه به مردم و جامعه و چه اندكند اين افراد در فراز و نشيب‌ها زيرا كه اصولگرايي به . . .

آقای عبدی میخواستم بپرسم این جملا یعنی چه؟
و آیا شما به مرجله اصولگرایی بعد از اصلاح طلبی نزدیک شده اید؟

۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۱۷ بֽظֽ | Reply

Alireza :

Jenabe Abdi,

in aks neshan az chi hast?
daneshgahe eslami?

http://www.farsnews.com/plarg.php?nn=M325643.jpg
..................................................................
عبدي:
من هم نفهميدم البته قابل فهم است!!

۲۶ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۸:۲۵ بֽظֽ | Reply

هدایت اشتری : در جواب Alireza

خدمت جناب علیرضا سلام عرض میکنم گرچه جناب عبدی عزیز هم فرمودند که این عکس یا متن عکس قبال فهم است اجازه میخواهم علت اینکه دانشکده پزشکی را دقیقا مانند مسجد بادوگلدسته که وجه تمثیل مسجد بودن یک مکان است درست کرده اند بیان کنم .چندی پیش خواندم که رشته کفن ودفن یکی از رشته های دانشگاهی خواهد شد. خوب حالا چه اشکال دارد که این دانشکده پزشکی که دراستان چهارمحال وبختیاری به شکل یک مسجد کاملا عیار ساخته شده بعنوان مرکز تخصصی این رشته درخاورمیانه درآید. شاید دراینده نوه بنده هم دکترای فوق تخصص کفن ودفن راازاین دانشکده دریافت کند. بدانید هرچه که درمملکت ایران فعلی میگذرد بدون هدف نیست. احتمالا بزودی رشته مهندسی گورکنی دردانشگاه ها ایجاد خواهد شد.و ایضا رواج تابلوها واگهی های تبیلغاتی که ای زندگان نگران از کفن ودفن وگورکردن خود نباشید متخصصین ومهندسین ما بطرزاعجاب اوری شما را طوری کفن پوشی میکنند که هیچ حشره خاکی جرات نکند به بدن مرده سما نزدیک شود ومهندسین گور کن چنان گورآرام وفرحناکی برایتان بسازند که هرگز هوس رفتن به بهشت نکنید.

۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۹:۴۲ بֽظֽ | Reply

نسل پویا :

قبل از عید برای ماشینم رفتم پیش یکی از آشنایان دزدگیر و سیستم گرفتم .سیستم رو خودش نصب کرد و دزدگیر رو هم همکارش که کارشون تو اون مغازه این بود.یعنی نصاب بودند و مغازه دار هم که یه پسر جوون بود هم سن خودم .با اجازتون یکی دو روز هست دزدگیره قاطی کرده.میخواستم برم مغازه اونا که اتفاقی امروز اون آشنا رو دیدم.بهش گفتم اینطوریه و میخوام فردا بیام مغازه دوستت درستش کنه.گفت مغازه رو جمع کرده و من دو هفته است که بیکارم.گفتم چکار میکنه ؟گفت :رفته تو کار زمین و ....
حالا ارتباط این دوتا کار چیه خدا میدونه ولی یادمه یکی از دوستام که در امریکا زندگی میکنه چند سال پیش میخواست شغلش رو عوض کنه و به املاک بزنه.با اجازتون بعد از چند ما دوره دیدن و امتحان دادن قبول نشد و مجبور شد تو رشته خودش به کار ادامه بده.
اینم به مقایسه بود بین کشوری که قانون حکومت میکنه با کشوری که حکومت قانون و ....

۲۷ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۰:۴۷ بֽظֽ | Reply

صادق :

آقاي عبدي گذشته از اين حرفها كه هميشه هست بفرماييد آيا اميدي به اين وضع داريد كه اصلاح شود .

۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۰:۳۵ قֽظֽ | Reply

:

42
باسلام
جناب دو0
از اینکه بیان من نارساست پوزش میخواهم.دلیلی که نوشتار من شما و احیانا دیگران را دچار مشکل میسازد به زعم خودم کوتاه و مفید ارائه دادن آن است .شاید هم تصورم این است که دیگران بخوبی منظورم را متوجه میشوند.من نه صاحب فضلم نه ادعای آنرا دارم فقط میخواهم نو نگاهم را به تحولات پیرامونی منعکس کنم.

۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱:۴۸ بֽظֽ | Reply

ردیف کردن افراد ناهمگون! :

آقا مرتضی آقاتهرانی، از مداحان تهران که با 200- 300 هزار رای از تهران به مجلس هشتم رسیده یعنی با کمی بالا و پائین، با همان آرائی که بالاخره اسدالله بادامچیان عضو رهبری موتلفه اسلامی، پس از چند شکست در انتخابات مجلس ششم و هفتم از مجلس هشتم سر در آورده نماینده تهران 12 میلیونی! میگوید:

حضرت امام، مقام معظم رهبری، شهید مطهری و آیت الله مصباح در قلب مردم جا دارند. روزی مطهری ها را ترور می کنند و روز دیگر آقای مصباح یزدی را ترور شخصیت می کنند.
امام، اسلام امریکایی و اسلام ناب محمدی ( غافل از اینکه آیت الله خمینی منظورشان از اسلام امریکائی درست همان اسلامی بود که آقای فلاني از آن دفاع می کند ,... غافل از اینکه آن سالها صحبت از اسلام مستضعفان و اسلام امریکائی بود) را مطرح می‌کردند و می‌خواستند این‌ دو را از هم جدا کنند تا اشتباه نشود.

۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۲:۳۱ بֽظֽ | Reply

اميرحسين :

معلومه در جامعه اي كه اقتصاد سرو سامان درست و حسابي نگرفته ، دلال بازي زياد ميشود و وقتي كه وضعيت مسكن اين همه به هم ريخته مسلما مشاغلي مانند معاملات ملكي روز به روز پر درآمد تر ميشود .

۳۱ اردیبهشت ۱۳۸۷ ۱۱:۴۴ قֽظֽ | Reply


فرم ارسال نظر


نام :

ایمیل :

نشانی وب :

حفظ اطلاعات :

متن نظر :

 

آدرس Trackback این نوشته :


http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/868