آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۲۰ خرداد ۱۳۸۷
كدام عامل را قبول داريد؟
قطع برق كه سالهاست كمابيش از جامعه رخت بر بسته بود، امسال گريبان مردم را خواهد گرفت، و هزينهها آن در همه زمينهها قابل محاسبه است، و تقريباً كمابيش همه مردم هم با آن مواجه خواهند شد. تحليل چرايي بروز مجدد اين پديده ما را به درك عينيتري از ساختار مديريتي جامعه رهنمون ميكند.
ابتدا بايد گفت كه قطع برق در زمان جنگ تا حدي قابل فهم بود، سرمايهگذاريهاي اندك و اختلال ناشي از جنگ در نيروگاهها در كنار مصرف روزافزون، به طور طبيعي عدم توازني را ميان توليد و مصرف ايجاد ميكرد كه قطع نوبتي آن در ساعاتي از شبانهروز شيوه مرسوم جبران اين كسري توليد بود. و از آنجا كه سرمايهگذاري براي توليد برق زمانبر است، چند سالي طول كشيد تا قطع برق برطرف شود. اما چرا اين قطعي برق در پايان سال سوم دولت جديد مجدداً آغاز شده است. براي درك اين رويداد بايد دو جنبه توليد و عرضه و نيز مصرف و تقاضا را جداگانه بحث كرد.
قطع برق طبعاً به دليل ايجاد شكاف ميان توليد و مصرف است. هنگامي كه مصرف بيش از توليد شود، سهميهبندي صورت ميگيرد كه همان قطعي برق است. اما مطابق برنامه چهارم نميبايست كشور در شرايط عادي با قطع برق مواجه شود، زيرا از يك سو نياز جامعه به مصرف برق محاسبه و پيشبيني شده است و اين محاسبه معمولاً و تا حدودي مطابق روند سالهاي قبل از برنامه است، و از سوي ديگر سرمايهگذاري لازم براي توليد اين مقدار افزايش مصرف در برنامه در نظر گرفته ميشود. و در مجموع توازن توليد و مصرف برق رعايت ميشود، حال بايد ديد كه چرا اين توازن به هم خورده است.
1ـ توليد
ممكن است توليد برق مطابق برنامه و نيازهاي جامعه پيش نرفته است. اين اتفاق ناشي از چند عامل ميتواند باشد. از يك سو احتمال دارد كه سرمايههاي لازم و پيشبيني شده، تأمين نگرديده، از سوي ديگر ممكن است هزينههاي سرمايهگذاري افزايش يافته و سرمايههاي تعيين شده كفايت نكند. همچنين ممكن است سوء مديريت در تأسيس و نگهداري از نيروگاههاي يا ديگر مشكلات فني عامل كاهش يا عدم رشد كافي توليد باشد و يا عامل خشكسالي و...
اگر سرمايهگذاري كافي انجام نشده، دولت بايد پاسخگو باشد، كه چرا در عين حالي كه مدعي است حجم سرمايهگذاري در كشور بيش از پيشبينيهابوده است، در اين زمينه سرمايهگذاري لازم و پيشبيني شده محقق نشده است؟ اگر اين سرمايهها به بنگاههاي زود بازده سرازير شده، چه كسي بايد پاسخگوي قطع شدن فعلي برق باشد؟ اگر حالت دوم است و هزينههاي تمام شده نيروگاهها افزايش يافته، اين نيز ناشي از سياستهاي جاري دولت است. اين افزايش قيمت يا به دليل تحريمها و قطع روابط اقتصادي با كشورهاي ديگر است يا افزايش قيمت دستمزدها و موارد... كه در هر دو مورد سياستهاي دولت عامل آنهاست و بايد براي جبران اين مشكلات تمهيدات لازم را ميانديشيد. اگر سوء مديريت در انعقاد قرارداد و احداث و نگهداري نيروگاهها عامل تأخير در تحقق ميزان توليد برق مورد نياز است، در اين صورت هم بايد تقصير را متوجه مسئولين كرد.
در خصوص خشكسالي و كم شدن آب سدها هم ميبايد گفت كه برق سدها عمدتاً براي ساعات پيك مصرف در نظر ميشود و اين نيروگاهها اصولاً درصد زيادي از برق كشور را به خود اختصاص نميدهند، و لذا نميتوان قطعي برق را تماماً به اين عامل ربط داد.
2ـ مصرف
ممكن است مصرف برق بيش از برآوردهاي برنامه باشد. در اين صورت بايد توضيح داد كه اين افزايش مصرف برق ،چه مقدار بيش از برآوردها بوده و چرا رخ داده است؟
اگر افزايش بيشتر از برآورد اوليه عامل اين عدم توازن باشد، تنها ميتوان تصميم به تثبيت قيمت برق را در اين امر موثر دانست. تصميمي كه از يك سو موجب ارزانتر شدن برق نسبت به ساير كالاها و در نتيجه افزايش بيشتر مصرف آن ميشود و از سوي ديگر منابع لازم را براي نگهداري و احداث نيروگاههاي جديد از وزارت نيرو دريغ ميكند. و مسئوليت اين عامل نيز مستقيماً متوجه گروه حاكم است.
البته دليل ديگري هم وجود دارد كه شايد از منظر دولت، جلو كشيدن ساعت رسمي عامل اين عدم توازن باشد! در اين صورت معلوم نيست چرا قبل از دولت فعلي اين عدم توازن بر اثر اين جلو كشيدن ايجاد نميشد؟ بعلاوه اگر دولت بر اين عقيده خود ايمان دارد، بهتر است لايحهاي را با قيد دو يا سه فوريت براي به عقب كشيدن ساعت رسمي كشور به مجلس بدهد، بلكه مجلس فعلي در ابتداي راه خود، در اين زمينه با دولت همكاري كند.

اندک اندک ... مرگ فرا میرسد ! :
از قدیم هم گفته اند که: مرده ( خودش) نمیره بگور , (بلکه) می برند او را به زور !
اینها همه نشانه ها و علایم ظهور مرگ است که اندک اندک فرا میرسد و آقایون گوییا باور نمیدارند روز داوری که هنوز در حال قلب و دغل در کار داور هستند .
و باز ( آنها که دیده و تجربه کرده اند ) گفته اند: هر "قوی" اول ضعیف گشت و سپس "مرد" .
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۰:۴۳ قֽظֽ | Reply
فرزین :
واضح و مبرهن است که عامل اصلی قطع برق , بیراهه رفتن در زمان داشتن چراغ و آش شله قلمکار فساد بیش از حد , سوء مدیریت , عدم اشتغال افراد دلسوز و لایق , در عوض در دست داشتن مسؤلیت توسط افراد نالایق , تکبر بیش از حد مقامات , .... و طاغی شدن و طغیان کسانی که یکشبه استغنا پیدا کرده اند میباشد .
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۰:۵۱ قֽظֽ | Reply
کلنجار :
با سلام
آقای عبدی ؛ شما به سادگی از کنار مهم ترین عامل گذشتید : مافیا !
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۱:۰۹ قֽظֽ | Reply
این عامل را قبول می کنیم. :
روزنامه اعتماد:
اولین سفر رئیس جمهوری ایران به رم پایتخت ایتالیا همانطور که انتظار می رفت با استقبال سرد مقامات ایتالیا روبه رو شد اگرچه قرار بود احمدی نژاد و هیات همراهش دیداری سه روزه از این کشور داشته باشند، پاره یی ناهماهنگی ها، اقامت در ایتالیا را به مدت 16 ساعت برای احمدی نژاد تقلیل داد. به این ترتیب محمود احمدی نژاد بدون اینکه ملاقاتی با هیچ یک از مقامات ارشد ایتالیا داشته باشد، به سفر خود پایان داد.... اتخاذ این رویکرد در قبال دیدارهای محمود احمدی نژاد و هیات همراهش با مقامات رم در حالی صورت گرفته است که رسانه های ایتالیایی پیش از آغاز سفر احمدی نژاد نسبت به آن هشدار داده بودند. به نوشته روزنامه های ایتالیایی ابوالفضل زهره وند سفیر ایران در ایتالیا از هفته ها قبل درخواست دیدار احمدی نژاد با «سیلویو برلوسکونی» نخست وزیر جدید این کشور و پاپ بندیکت شانزدهم را به دولت و واتیکان ارائه کرده بود، اما مقامات رم دیدار با رئیس جمهوری را مشکل توصیف کرده بودند؛ حضور یک روزه او در رم نیز با اعتراض های خیابانی مردم همراه با مقامات بلندپایه ایتالیا همراه شد.
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۳:۵۴ قֽظֽ | Reply
عامل انتخابی روزنامه ی کیهان :
به نظر مي رسد كه دست هاي پليدي در كارند تا مردم را از نظام مقدس جمهوري اسلامي و دولت عدالت محور مأيوس نمايند. به عنوان مثال در چند روز اخير جو بسيار سنگيني را درباره بالا رفتن قيمت اقلام خوراكي ايجاد كردند و عده اي حرام خوار و از خدا بي خبر مردم را آماج حملات رواني خود قرار داده اند. مثلاً در پس گران شدن پودر لباسشويي و برنج، اكنون نوبت چاي رسيده است و در عرض چند ساعت، هر كيلو چاي از 8 هزار تومان به 20 هزار تومان رسيده است و اين در حالي است كه اصلاً كمبود چاي وجود ندارد. يقيناً اين كارها توطئه مخالفان نظام است. از دولت محترم انتظار مي رود، ضمن شناسايي عاملان گراني قاطعانه به آن ها برخورد نمايد.
.....................................................................
عبدي:
ظاهرا در آينده كم كم كار اين جماعت به نفرين كردن هم مي رسد.
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۴:۰۴ قֽظֽ | Reply
حقشناس - نقل قول :
گفت: آقاي مظاهري رئيس بانك مركزي گفته است تعجب مي كنم كه آقاي داودي معاون اول رئيس جمهور از موضع من حرف مي زند!
گفتم: احتمالا آقاي داودي هم تعجب مي كند كه آقاي مظاهري از موضع او حرف مي زند.
گفت: شايد مردم هم تعجب مي كنند كه چرا هر كدام از آنها حق را به جانب خودشان مي دهند.
گفتم: شخصي نزد قاضي رفت و از حق كشي شخص ديگري شكايت كرد. قاضي با شنيدن اظهارات وي گفت؛ بله! حق با شماست. ساعتي بعد طرف مقابل او نزد قاضي رفته و عليه نفراول حرف زد و قاضي گفت؛ آره! حق با شماست! منشي دادگاه كه شاهد ماجرا بود پرسيد اين چه قضاوتي است كه به هر دو طرف حق مي دهي؟ و قاضي فكري كرد و گفت؛ راست مي گويي، حق با شما نيز هست!
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۴:۰۶ قֽظֽ | Reply
مگه دست توست؟ :
وزير دفاع عراق در تهران: هيچ موضوع خلاف امنيت ايران را در توافق با آمريكا نمي پذيريم
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۴:۰۸ قֽظֽ | Reply
:
آقای عبدی چرا بانك مركزي تورم محاسبه شده توسط مركز آمار را اعلام نمي كند؟
...............................................................
عبدي:
بانك مركزي خودش هم محاسبه جداگانه دارد.و رسميت هم به اين محاسبه است گرچه برخي كارشناسان مي گويند محاسبه مركز آمار دقيقتر است.
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۴:۱۰ قֽظֽ | Reply
اقدامی :
اول انقلاب مخالفان نظام ادعا داشتند که ما را به عصر حجر و چراغ دودی می کشانند , ما باور نمی کردیم ولی حالا کم کم باید باور کنیم که در انتخاب خود دچار اشتباه بوده ایم.
....................................................................
عبدي:
اگر منظور قطعي برق است كه در سالهاي 55 و 56 هم بود.مخالفان در اين مورد قطعا درست نميگفتند.اما اگر منظورشان عدم استقبال از تكنولوژي است كه در اين مورد هم اشتباه مي كردند.اگر منظورشان در حوزه آزادي ها بود كه بايد به عصر قبل از انقلاب هم ميپرداختند.اينها را نوشتم تا در انتقادات خود از جاده انصاف خارج نشويم كه تاثرش را از دست ميدهد.
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۴:۱۳ قֽظֽ | Reply
قطع برق تقصير آمريکا است! :
قطع برق تقصير آمريکا است، کمبود پودر لباسشوئی تقصير انگليس و 3-4 برابر شدن قيمت قند و چای تقصير اسرائيل است.
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۴:۴۴ قֽظֽ | Reply
هاشم :
سلام
مسئله که فراموش شده سیستم برق رسانی یا توزیع است
ما در آبادان و خرمشهر همیشه در تابستان قطعی برق داشتیم. همیشه.
این مسئله حالا که گریبان پایتخت نشینان را گرفته در مورد آن حرف میزنند
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۶:۱۱ قֽظֽ | Reply
:
۱۹ خرداد ۱۳۸۷
در پی کاهش تولید و افزایش میزان مصرف برق ، وزارت نیرو از مشترکان خود خواست در مصرف برق صرفه جویی کنند.
به گزارش واحد مرکزی خبر ، وزارت نیرو در اطلاعیه ای اعلام کرد: وقوع پدیده خشکسالی و کاهش 5000 مگاواتی تولید برق و نبود امکان بهره برداری از منابع آبی برای تولید انرژی برق آبی در مقایسه با سال گذشته فشار مضاعفی را بر شبکه برق کشور برای پاسخگویی به نیازهای مشترکان وارد آورده است.
این اطلاعیه می افزاید : تعمیرات سالانه تعدادی از واحدهای بزرگ نیروگاهی کشور نظیر نیروگاه رامین، شهید منتظری اصفهان، بندرعباس، شازند و شهید سلیمی نکا و پیش بینی ورود آنها از اواخر خرداد ماه به شبکه برق کشور، بر حجم و دامنه مشکلات بیش از پیش افزوده است و فعالیت شبانه روزی کارکنان و متخصصان صنعت برق برای تامین برق مطمئن و مورد نیاز کشور بدون همراهی و همیاری مردم و منطقی کردن میزان و الگوهای مصرف به نتیجه شایسته نخواهد رسید.
در این اطلاعیه از همه هموطنان به ویژه مشترکان پرمصرف خواسته شده است؛ حداکثر همکاری را در زمینه کاهش میزان مصرف برق و استفاده نکردن از ابزارها و وسایل برقی غیرضروری تا پایان تابستان امسال به ویژه در روزهای پایانی خردادماه به عمل آورند.
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۷:۲۱ قֽظֽ | Reply
:
42
با سلام
تقریبا همه میدانند بسیاری از مشکلات فعلی ماحصل رفتار دولت وشخص احمدی نزاد است. باز همه میدانند هر چه زمان میگذرد تبعات رفتار این مجموعه فاجعه آمیزتر میشود.آیا در چنین اوضاعی امکان استیضاح و برکناری دولت نیست؟ آقایانی که بر مرکب حکومت سوار هستند لااقل برای حفظ جیفه دنیای خود کمی از خود شهامت بخرج دهند. از قدیم گفته اند هر موقع جلو ضرر را بگیری منفعت کرده اید. البته در این میان نقش مجلس منتصب هفتم کم نمیباشد که فقط باید آنان را به خدا واگذار کرد.
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۸:۳۴ قֽظֽ | Reply
محمد حسين :
روايت يكم
.......................................................
دركارگه كوزه گري رفتم دوش
ديدم دو هزار كوزهء گويا و خموش
هر يك به زبان حال مي گفتند
كو كوزه گر و كوزه خر و كوزه فروش؟
خيام
........
دربين احجامي كه انسان با دست درست مي كند، ساخت شيشه از همه اسانتر است(منهاي گرماي كوره ذوب) چرا كه خمير شيشه با پف(هواي بازدمي شيشه گر) شكل مي گيرد بر خلاف چوب و سنگ كه با كنده كاري و برشهاي زياد و اهن كه با تراش و مس و برنج كه با قلم زني و حتي سفالگري كه به مهارت بي اندازهء دست نياز دارد.
به همين خاطر است كه در فلوكلور مي گويند : مگر شيشه است كه بادش كني؟
زماني كه اقاي احمدي نژاد نطقهاي انتخاباتي اش را بيان مي كرد من بلافاصله ياد اين ضرب المثل مي افتادم و از خود مي پرسيدم كه اقايان(حاميان پشت پردهء ايشان) چه فكر كرده اند؟اين اقايان تصورشان از انسان چيست؟تئوريشان براي ادارهء جامعه كدام است؟نگرششان نسبت به سازمان دولت چيست؟
كاش مملكت با حرف مفت اداره مي شد!
كاش مملكت با سرمقاله هاي روزنامهء كيهان اداره مي شد!
كاش مملكت با سخنراني هاي اقايان اداره مي شد!
اما اقايان محترم؛
به جان هر كس كه دوست داريد ، مملكت داري يك تخصص است مثل جراحي، مثل خلباني ،مثل مكانيكي و مثل خيلي چيزهاي ديگر ،ادم خودش را مي خواهد.
مملكت شيشه نيست كه بادش كنيد! هزار فوت و فن دارد!
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۸:۵۹ قֽظֽ | Reply
سهميه بندي جديد بنزين :
دیروز سهمیه بندی جدید بنزین برای انواع خودروها اعلام شد، نکته ی عجیبی که واقعا هم عجیبه این بود که اعلام شد به خودروهای ِ تولید داخل که ظرفیت اون ها از 2000 سی سی بیشتر باشه بنزین تعلق نمی گیره و همچنین به خودروهای وارداتی که حجم اون ها از 1300 سی سی بیشتر باشه.
این کار رژیم مثل این میمونه که بگن به علت صرفه جویی در مصرف غذا در مثلا فلان دانشگاه، به کسانی که وزنشون بیشتر از صد کیلو هست اصلا غذا ندین چون اون ها خیلی غذا می خورن، لااقل شما همون اندازه ای که به بقیه غذا میدین به این ها هم بدین حالا اگه این ها سیر نشدن مشکل خودشونه و خودشون باید یه فکری به حال خودشون بکنن نه این که شما از دم سهمیه این ها رو قطع کنین.
آخه یکی نیست به این ها بگه که بابا اون خودروها پر مصرف هستن که هستن، شما لااقل اون میزان سهمیه ای که برای خودروهای کم مصرف در نظر گرفتین رو به این ها بدین، بقیه اش بر گردن خودشان.
واقعا این مورد یکی دیگر از شاهکارهای معجزه ی هزاره ی سوم بود که نظیر چنین معجزاتی را فقط در دولت امام زمانی احمدی نژاد می توان دید.
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۹:۱۳ قֽظֽ | Reply
نوشته اي جالب :
وزیر محترم نیرو می گوید ۴۰۰۰ مگاوات برق کم داریم. لابد دلیلش هم خشکسالی است. باشد. دلیلش خشکسالی است. از او می پرسند چه باید بکنیم؟ می گوید مردم باید همکاری کنند.
مردم چگونه باید همکاری کنند؟
۱- ماشین لباسشویی در حال شستشوست. یکباره برق می رود. موتور ماشین می سوزد و مردم از خرید پودر رختشویی معاف می شوند.
۲- برق می رود. موتور یخچال منفجر می شود. این خودش باعث کاهش مصرف می شود.
۳- برق می رود. بوی گند سیم سوخته از کولر می آید. چیز به این پر مصرفی در خانه های ملت چه کار می کند؟
۴- مهندس محترم در حال طراحی پروژه مکس است و باید فردا کارش را تحویل دهد. برق می رود. هارد می سوزد. به همین سادگی!
۵- برق می رود. هزاران کارخانه و واحد صنفی در کشور برای ساعتها تعطیل می شوند.
پس مردم را به این توفیق اجباری دعوت کرده اید؟
پرویز خان فتاح! سال ۷۷ نفت بشکه ای ۷ دلار بود. نه برق می رفت، نه مسکن این قیمت بود، نه برنج و گوجه و سکه و هزار درد بی درمان دیگر گران بود. امثال شما دولت وقت را به دزدی و فروش برق و گاز به کشورهای دیگر هم متهم می کردند.
امروز نفت بشکه ای ۱۲۱ دلار است. روزی چند بشکه نفت می فروشید؟ ۷ را از ۱۲۱ کم کنید و ضرب در تعداد بشکه های نفتی کنید که امسال وزارت نفت فروخته و خواهدفروخت.
اگر یک هزارم این مبلغ را هزینه کنید یقینا می توانید با باتری قلمی آلکلاین انرژایزر ۸۰۰۰ مگاوات برق تأمین کنید. پس چرا مردم باید چنین خساراتی را متحمل شوند؟ چون دولت شما بهترین دولت تاریخ ایران است؟
نترسید. شوخی کردم. پول نفت را نخواستیم. رگ غیرتتان قلمبه نشود. فقط لطف کنید، مرحمت کنید، منت سر ما بگذارید، ساعات خاموشی را در روزنامه ها و اینترنت اعلام کنید.
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۹:۱۹ قֽظֽ | Reply
محمد حسين :
روايت دوم
.................................................
روايت كرده اند كه وقتي افغانها پشت دروازهء اصفهان در استانهء تصرف پايتخت بودند شاه صفوي مشغول خط نوشتن بود!گفتند شهردر استانهء سقوط است ! گفت:دارم كلمهء اصفهان را جوري مي نويسم كه همان نونش به تنهائي به نصف جهان بيارزد.گفتند شاه بايد كاري كني! گفت: فرموده ايم ختم اية الكرسي يا امن يجيب بگيرند.
................................
1-
امروز دولت در ايران به حدي ضعيف شده است كه هر بقالي هم مي تواند انرا بازي دهد(با احترام به شاغلان شريف اين حرفه).
2-
در دولت اقاي احمدي نژاد كريه ترين شكلهاي تضاد طبقاتي به عريان ترين گونه خودنمائي مي كند.
3-
و پول نفت بخاطر ناتواني مفرط دولت،حكايت "شمشير برهنه در دست زنگي مست" شده كه جامعه را از درون فروپاشانيده و در حال تبديل به نزاع طبقاتي است.ايا اين نزاع خونين هم خواهد بود؟
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۹:۲۳ قֽظֽ | Reply
پرومته :
سلام آقاي عبدي
از اينكه اين كامنت هيچ ربطي به يادداشت شما ندارد متاسفم.
مصاحبه شما را با آقاي معماريان در روز خواندم.
"آيا لاريجاني ميانه رو و احمدي نژاد تندرو، بالهاي دوگان هاي خواهند شد كه بعد از انتخابات رياست جمهوري آمريكا حامل شاخه زيتون باشند؟ يا به هر ترتيبي سياست نزديكي به آمريكا را در پيش بگيرند؟ اگر حكومت ايران توان انجام اين بازيها را به صورت برنامه ريزي و حساب شده داشت، در اين صورت بايد به آنان دست مريزاد گفت. ولي به نظر من توان چنين بازيهايي در ساخت سياسي ايران وجود ندارد."
اين نظر شما در تضاد كامل با مصاحبه آقاي هوشنگ امير احمدي است كه از شما خواسته بودم نظرتان را در خصوص آن مصاحبه بنويسيد.
اگر براي شما امكان دارد در مورد آن مصاحبه و اين نظر خودتان بيشتر توضيح دهيد.
با تشكر
..............................................................
عبدي:
اين نقل قول دقيق نيست چون سوال خبرنگار است كه با جواب من قاطي شده است.
مصاحبه آقاي امير احمدي هم بيشتر محصول صحبتهاي حضوري وي با مقامات ايران است كه از نظر بنده نوعي آدرس غلط دادن به وي بوده است و واقعيتي در خارج ندارد.
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۹:۲۹ قֽظֽ | Reply
حميد :
یکی از چیزهایی که این طرفها به وفور یافت می شود، بچه های کم سن و سالی هستند که به ظاهر ایرانی اند، اما هیچ شباهتی به ایران و ایرانی ندارند. بسیاری از آنها حتی زبان فارسی را هم بلد نیستند و برخی از آنان که می توانند دست و پا شکسته منظورشان را برسانند، چیز زیادی از ایران نمی دانند.
چند وقت پیش به همراه دوستی که خیلی برای مترقی نشان دادن سیمای جمهوری اسلامی احساس وظیفه می کند، منزل یکی از دوستان بودیم که یک فرزند 16 ساله داشت با همان تفاسیری که ذکر شد. گویا این هموطن 16 ساله به دیدن یکی از مسابقات ورزشی رفته بود که بانوان ایرانی هم در آن شرکت داشتند. نوع پوشش بانوان ایرانی سوالاتی را در ذهن این هموطن 16 ساله و دیگر دوستان وی ایجاد کرده بود که وی را بر آن داشت تا آن سوالات را با یک ایران شناس متبحر!! در میان بگذارد. از آنجایی که بنده اعتقاد دارم ملاقه فرو کردن در بعضی چیزها اصلا خوب نیست و باعث می شود تا بوی بد آن به مشام همه برسد، سعی کردم تا موضوع بحث را عوض کنم اما این دوست ما با نادیده گرفتن توصیه های ایمنی و به قصد تنویر افکار عمومی، به جنگ نوجوان 16 ساله ای رفت که با سوالات ساده و بی آلایش خود به ما فهماند که بایدها و نبایدهای امروز ایران از چنان منطق بی پشتوانه ای برخوردارند که حتی از قانع کردن یک نوجوان 16 سالهء سوئدی هم ناتوان است. توجه شما را به این سوال و جواب جلب می کنم:
- میگم خانومای ایرانی تو ایران هم مجبورن با همین لباسا ورزش کنن یا فقط وقتی که از ایران میان بیرون باید اینا رو بپوشن؟
- نه تو ایران مجبور نیستن این لباسا رو بپوشن
- یعنی اگه شما اونا رو بدون این لباسا ببینین اشکال نداره؟
- من این رو گفتم؟
- آره دیگه، خودت گفتی تو ایران مجبور نیستن این لباسا رو بپوشن.
-اونا مجبور نیستن این لباسا رو بپوشن واسه اینکه آقایون اصلا نمی تونن ورزش کردن خانوما رو ببینن، چون دیدن ورزش اونا با این لباسا هم اشکال داره.
- ولی اینجا که اشکال نداره؟
-خب، اونجا داره.
- چرا؟
- چون ما می خواهیم خانومهامون در مسابقات جهانی شرکت کنن، ما که نمی تونیم به اینا بگیم آقایون نگاه نکنن ولی تو کشور خودمون میتونیم بگیم.
-اینکه آقایون ورزش خانوما رو ببینن، اشکالش واسه خانوماست یا آقایون؟
- واسه هر دو.
- اگه واسه خانوما هم اشکال داره، پس چرا خانوما میان اینجا تا آقایون خارجی نگاشون کنن؟
- واسه اینکه اشکالش این قدر نیست که ما خانومهامون رو از مسابقات جهانی محروم کنیم.
- اشکالش چقدره؟
- نمی دونم.
- پس فقط آقایون ایرانی نباید ورزش کردن خانومای ایرانی رو ببینن؟
- احتمالا.
- ولی اینجا آقایون ایرانی میان ورزش خانومای ایرانی رو می بینن.
- کیا؟
- ورزشکاران مرد ایرانی و اعضای سفارت.
- خب اینا میان تا تیم بانوان رو تشویق کنن.
- مگه تو ایران آقایون واسه چه کاری میرن ورزشگاه؟
- خب اونجا به اندازهء کافی خانم هست که تشویق کنن.
- یعنی اگه خانم ها برای تشویق به اندازهء کافی نبودن، آقایون می تونن برن تشویق کنن؟
- نه.
- یعنی فقط آقایون ایرانی که تو ایران زندگی می کنن نمی تونن برن ورزش خانومهای ایرانی رو ببینن؟
- ولش کن بابا. راستی می خواهی چی کاره بشی؟
اما از آنجایی که این هموطن 16 ساله دوست ما را با سفیر ایران عوضی گرفته بود، اصلا ول کن معامله نبود.
- میشه بگی اشکاله دیدن ورزش خانوما چیه؟
- مشکل شرعی داره.
- شرعی یعنی چی؟
- شرعی یعنی دینی.
- چرا؟
- ببین عزیزم، شاید تو این کشور این چیزا عادی باشه اما تو ایران عادی نیست. به همین خاطر ممکنه آقایون با دیدن این چیزا به مشکل بیافتن.
- چه مشکلی؟
- ممکنه به گناه بیافتن.
- یعنی شما هم ممکنه با دیدن مامان من به گناه بیافتی؟
- مگه مامان تو ورزشکاره؟
- آره.
- جدی؟ نه خب.منظورم اونا بود.
- اونا کی هستن؟
- اونایی که این قانون رو گذاشتن منظورشون این بوده که ممکنه بعضی از مردا به گناه بیافتن نه همه شون.
- تو کشور شما واسه اینکه بعضی از مردا به گناه نیافتن، جلوی همهء مردا رو می گیرن؟
- آره
- خب دیدن ورزش خانوما از تلوزیون که بیشتر میتونه آقایون رو به گناه بندازه، چون تلوزیون تصویر بسته تری نشون میده.
- من گفتم که ورزش خانوما از تلوزیون پخش میشه؟
- مگه نمیشه؟
- نه.
- پس اون خانومی که نمیتونه بره ورزشگاه چه جوری ورزش خانوما رو میبینه؟
- احتمالا نمی بینه.
- این جوری که هیچ تبلیغی برای ورزش خانوما نمی شه و بتدریج خانومای کشور علاقه مندی خودشون رو به ورزش از دست میدن.
- نه بابا، این طورا هم نیست.
- من اگه جای خانومهای کشورتون بودم در اعتراض به این مسأله دیدن مسابقات ورزشی آقایون رو تحریم می کردم.
- کی به تو گفته که خانوما می تونن برن ورزش کردن آقایون رو ببینن؟
- مگه نمی تونن؟
- نه.
- چرا؟
- چون اون هم مشکل شرعی داره.
- یعنی تلوزیون شما اصلا ورزش رو پخش نمی کنه؟
- چرا ورزش آقایون رو پخش می کنه.
- این که خانومها ورزش آقایون رو از تلوزیون ببینن که بدتره.
- چرا؟
- وقتی که من به استادیوم میرم با خودم یک دوربین هم میبرم چون از اون بالا چیزی پیدا نیست ولی از تلوزیون همه چیز پیدا است.
- خب، آره .... راستی بابات کجاست؟
- اگه خانومها نباید ورزش کردن آقایون رو ببینن، پس چرا خانومهای ورزشکار شما وقتی میان اینجا، ورزش کردن آقایون رو میبینن؟
- ببین! یه چیزایی هست که شاید خودش بد نباشه ولی اشاعهء اون اشکال داره.
- اشاعه یعنی چی؟
- اشاعه یعنی ترویج و همگانی کردن اون.
- یعنی اگه همه بیان و ورزش رو ببینن خوب نیست؟ من قبلا فکر میکردم که دولتها کلی پول خرج میکنن تا همه بیان سراغ ورزش.
- نه! ترویج بی بند و باری اشکال داره.
- مگه دیدن ورزش بی بند و باریه.
- ببین! این حرفا واسه اینه که تو دلیل حجاب رو نفهمیدی. ما اعتقاد داریم که حجاب یک محدودیت نیست بلکه مصونیت هست.
- معنی این جمله که الان گفتی چیه؟
یعنی اینکه من غلط بکنم دیگه بیام خونه شما.
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۱۰:۲۰ قֽظֽ | Reply
farhad :
وزیر محترم نیرو آمارهای گوناگونی مبنی بر افزایش ظرفیت تولید برق در نیروگاههای مختلف ارائه کرده اند و اگر ذهنم یاری نماید می توان گفت بر طبق این آمار حدود 5 هزار مگاوات افزایش تولید داشته ایم. و باز هم بر اساس وعده های ایشان همین مقدار نیز قرار است اضافه شود پس موضوع تولید به این شکل منتفی است بنابراین به احتمال زیاد مشکل قطعی برق نداریم و اگر گاهی هم مشاهده می شود مقطعی بوده و مربوط به تعمیرات احتمالی است.
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۱۰:۴۳ قֽظֽ | Reply
هاتف مطهری :
با درود خدمت شما
در بررسی مشکلات کشور تقریبا در تمام موارد به همه چیز توجه میشود الا مهمترین مساله یعنی ازدیاد جمعیت.شاید گفته شود جمعیت فلان کشور اروپایی با مساحتی به اندازه ی یک استان کشورمان با ما برابر است اما در این نگاه سطحی به این نکته توجه نمی کنیم که اساسا بافت جغرافیایی و فرهنگی یک کشور غربی بسیار متفاوت با ایران است و همان کشورها برای تامین بسیاری از مایحتاج خود(غذا- مواد اولیه-محصولات کشاورزی و لبنی-میوه و حتی آب آشامیدنی) به کشورهای دیگر محتاجند.
در این کشورها غیر از مسایل اقتصادی به مشکلات تربیتی و روحی_روانی و بهداشت و آینده و کرامت انسان نگاه ویژه ای میشود و اینگونه نیست که تمام غم مردم شکم و مسایل اقتصادی- که البته اهمیت آن بسیار زیاد است-باشد.
به نظر من اگر جمعیت کنونی ایران بجای 70 میلیون 45-50 میلیون نفر بود بسیاری از مباحث کنونی موضوعیت نداشت.
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۱۰:۴۷ قֽظֽ | Reply
احمد :
جناب عبدی با سلام،
نظر به دسته گلهایی که عزیز دردانه مرتبا به آب می دهد ،احتمالا خودشان هم به فکر کنار گذاشتن و جایگزین کردنش با امثال ریس مجلس هستند
ولی اگر هم بتوانند جایگزینش کنند آیا می توانند به یک دستی و نظم و اقتداری که که حاکمیت در دوران اصلاحات داشت! باز گردند؟
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۱۱:۱۳ قֽظֽ | Reply
محمد حسين :
روايت سوم
........................................
دولت ايران در مديريت بين بخشي مفلوج و مفلوك است! نه كه در مديريت بخشي بيل گيتس باشد، نه!
هر پروژه اي كه لاجرم بايد براي پيش بردش از دو عامل خارج شود، شاهكار دولت در ان نمودار مي شود؛
عامل اول:
بودجهء مستقيم
و عامل دوم:
دستگاه تخصصي.
دولت از زمان اقاي خاتمي براي حل اين معضل شروع به توليد اسناد ملي نموده است.
اما:
1-
كشور در زمينهء مطالعات كاربردي بخصوص در بخش علوم انساني خيلي فقير است.
2-
فرايند مشاركت ملي در اين شيوهء عمل يا پارادايم توسعه مفقود مي باشد.
نتيجه:
دولت به احتمال زياد موضوع نخست را درك كرده اما قطعآ از درك موضوع دوم عاجز مي باشد.
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۱۱:۲۳ قֽظֽ | Reply
محمد حسين :
روايت چهارم
................................
قانون اساسي جمهوري اسلامي ايران دربارهء قوهء مجريه يك اشكال فوق العاده بزرگ دارد كه تا بحال كمتركسي انرا ياداوري نموده است؛ گرچه اگر متذكر هم شود، فرقي نخواهد داشت و ان عبارتست از:
اختيار عزل مستقيم وزير توسط رئيس جمهور.
اين اختيار باعث شده است ما در كشورمان ساختاري با هويت حقيقي به نام شوراي وزيران نداشته باشيم.
راي و نظر همان است كه رئيس جمهور مي گويد، والسلام!
همين ساختار معيوب در وزارتخانه ها و استانداريها و فرمانداريها و ادارات كل هم تقريبآ به همين شكل، با قوت و ضعف وجود دارد و عمل مي كند.
-در دولت اقاي مير حسين موسوي وجود نخست وزير اين نقيصه را تا حدي پوشانده بود.
-اما در دولت اقاي هاشمي اين مشكل خود را به طور جدي تري نشان داد تا انجا كه گفته مي شد اقاي هاشمي معاونان وزرا را هم خود انتخاب مي كند يا دستكم بايد تائيد كند.
-ويژگيهاي خاص رفتاري-شخصيتي اقاي خاتمي باعث شد از حدت و اتش قضيه اندكي كاسته شود.
-اما برعكس شخصيت خاص اقاي احمدي نژاد باعث شده است كه اين مسئله تبديل به بحران شود و محيط ايده آل براي بروز اين معضل پديدار گردد.
بنا بر اين بحرانهائي نظير خاموشي برق را ضمنآ بايستي در بي كفايتي يا ترس و جبوني و زبوني مديران مستقيم ان خدمات دانست كه در جلسات تصميم گيري مهم براي حفظ ميز و موقعيت خود به قول خراسانيها زبانشان را گاو لگد كرده و معاذالله اگر لام تا كامي حرفي بگويند و صد البته بدتر و بيشتر اگر بخواهند و حتي در ذهنشان بگنجد كه خلاف موج شنا كنند.چه اينكه عملشان جز حماقت محض در ان ساخت معنائي نخواهد داشت
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۰:۰۵ بֽظֽ | Reply
امیر :
سلام
کمی منصف باشید. مصرف برق (و دیگر حاملهای انرژی) دیوانه وار است. اگر یارانه و قیمت ارزان آنها نبود اکنون با چنین مشکلی روبرو نبودیم. متاسفانه این فرهنگ غلط در کوتاه مدت فابل اصلاح نیست و هیچ نوع سیاست دراز مدتی هم دیده نمی شود حداقل در برنامه 4. با این نوع مصرف باید تمام نفت مان را بسوزانیم و چیزی برای فروش نمی ماند.
..........................................................
عبدي:
با حرف شما موافقم.اما دولت جديد مانع افزايش قيمت شد پس غير منصفانه بودنش كجاست؟اين نكته در يادداشت آمده است بايد با دقت بيشتري مطالعه ميشد.
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۰:۲۲ بֽظֽ | Reply
آقای عبدی لطفا روی اعصاب ما راه نروید :
عبدي:
اگر منظور قطعي برق است كه در سالهاي 55 و 56 هم بود.مخالفان در اين مورد قطعا درست نميگفتند.اما اگر منظورشان عدم استقبال از تكنولوژي است كه در اين مورد هم اشتباه مي كردند.اگر منظورشان در حوزه آزادي ها بود كه بايد به عصر قبل از انقلاب هم ميپرداختند.اينها را نوشتم تا در انتقادات خود از جاده انصاف خارج نشويم كه تاثرش را از دست ميدهد
جناب عبدی!
احترام زیادی برای جنابعالی قائل هستم و متوجه سیاستهای پیچیده شما در اداره این سایت نیز هستم اما لطفا با نوشتن اینگونه جملات با اعصاب ما بازی نکنید! اگر انتشار کامنتی نیازمند همراه کردن چنین پاسخهایی با آن است شاید بهتر باشد آنرا اصلا منتشر نکنید هر چند که بدانیم خود نیز به آن اعتقادی ندارید!
به هیچ وجه وضع فعلی حتی با دوره قاجار و فقر و قحطی و بذل و بخشش تمامیت ارضی توسط شاهان بی کفایت قاجار نیز قابل مقایسه نیست چه رسد به دوره ستمشاهی!!!
وضعیت قاجار و پهلوی را نمیتوان گفت! اما وضعیت فعلی:
نفت=140 دلار
وضعیت اقتصادی=صفر سلسیوس
شاخص امید به آینده=صفر کلوین!!!
............................................................
عبدي:
بهتر است به اعصاب خود مسلط باشيم كه آخر و عاقبت ندارد.آن پاسخ واقعي بنده بود و به هيچ وجه هم با اعصاب كسي بازي نميشود.بله وضع اصلا خوب نيست اما انتقاد بايد متناسب اين وضع باشد و نه غير آن.
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۳:۰۳ بֽظֽ | Reply
امير110 :
مهمترين عامل قطع برق ، در حال حاضر كمبود سرمايه گذاري است.وزارت نيرو - بالاخص بخش معاونت برق آن تا پايان سال 1383 علاوه بر استفاده از اعتبارات عمراني دولت ، از اعتبارات خود شركتها (كه عموما از محل فروش برق تامين مي شد) براي سرمايه گذاري استفاده مي نمود. اما با ورود طرح باصطلاح تثبيت قيمتها ، امكان افزايش قيمت برق متناسب با افزايش ساير هزينه ها يا معادل تورم (نيروي انساني و ... ) از شركتهاي برق سلب و دولتها هم ميزان اعتبارات خود را براي كمك به اين شركتها افزايش نداد.نتيجه اين عمل كاهش سرمايه گذاري براي توليد و عدم تناسب توليد برق با تقاضاي آن است.
بعبارتي شاهكار بزرگ مجلس هفتم اين بخش را هم به خرابي كشاند.
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۳:۱۱ بֽظֽ | Reply
هومن :
با سلام. بسیار زیبا و کوتاه تمام دلایل را شمردید که هر کدام سهمی در این قضیه دارد بخصوص مورد آخر تغییر ساعت رسمی کشور!! اما بنده تصور می کنم آمار گیری در ایران مشکل اساسی دارد و احتمال دارد برآورد میزان برق مورد نیاز کشور اشتباه تخمین زده شده باشد. همان اشتباهی که در مورد میزان آب مصرفی تهران شد. البته در زمینه آمار شما استادید.
...............................................................
عبدي:
اين كار آمار گيري نميخواهد بلكه بر حسب گذشته مصرف برق و نيز برخي معادلات رياضي و اقتصادي مصرف را در آينده پيش بيني ميكنند.
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۵:۱۰ بֽظֽ | Reply
انجیر :
آقای عبدی، این مطلب به ظاهر طنز است، اما چون به نظر من به واقعیت نزدیک تر است تا طنز و موهن هم نوشته نشده گفتم شاید برای خوانندگان شما جالب باشد:
-----------------------------------------------------
از دفترچه خاطرات يك رئيس جمهور : شخصا مسكن را ارزان مي كنم
http://7tir.com/news/index.php/955/
امروز ساعت ۵ صبح از خواب بلند شدم. بعد از نماز و ورزش و صبحانه و دعا براي نابودي مافيا، وزير مسكن را احضار كردم. بيست دقيقه بعد در حاليكه هنوز خميازه مي كشيد در دفتر حاضر شد. سلام و عرض ارادت كرد. شخصا به او دستور دادم كه مسكن را ارزان كند. هاج و واج من را نگاه كرد و بعد پرسيد چطوري؟ گفتم من اين حرفها حاليم نيست، يا تا پس فردا مسكن را ارزان مي كني يا مي فرستمت وردست وزراي اخراجي قبلي. خيلي گريه و زاري كرد كه زن و بچه دارد و اگر بيكار شود شرمنده آنها مي شود. دلم سوخت. گفتم بچه هاي دفتر بيايند ببرند يك آبي به دست و صورتش بزنند تا بعدا تكليفش را روشن كنم.
بعد گفتم وزير اقتصاد بيايد. دو سه دقيقه اي حاضر شد. فكر كنم ناقلا همان اطراف پرسه مي زند كه اينقدر زود به خدمت مي رسد. دوتا ساك نقل و نبات و باقلوا و خرما و گز و كلوچه و قاووت و اين چيزها آورده بود. شخصا عصباني شدم و گفتم اينها چيست؟ ترسان و لرزان گفت سوغاتي است. گفتم اگر اينطور است اشكالي ندارد، بدهد به بچه هاي دفتر. بعد گفتم برود مسكن را ارزان كند. فوري اطاعت كرد اما گفت تازه وارد است و هنوز به چم و خم وزارت آشنا نيست، اگر اشكالي ندارد يه مدتي بهش فرصت بدهم. گفتم چقدر؟ گفت دوسال. آنچنان عصباني شدم كه خودش از پنجره پريد بيرون!
به بچه هاي دفتر گفتم وزير بازرگاني را احضار كنند. گفتند اتفاقا همينجا بست نشسته است. معلوم شد از ترس مجلس به ما پناه آورده! خوشم آمد. گريه كنان آمد تو كه تورا به خدا نگذاريد من را استيضاح كنند. شخصا گفتم نترس در اماني. گل از گلش شكفت. خيلي اظهار ارادت كرد و گفت تا آخر عمر هركاري كه از دستش بربيايد برايم مي كند. گفتم وظيفه ات همينه! حالا برو مسكن را ارزان كن. گفت چشم الساعه! بعد همانجا با موبايلش زنگ زد به رئيس گمرك و گفت تعرفه واردات مسكن را صفر كند!
گفتم آهاي چكار مي كني؟ گفت: جسارتا مثل گوشي موبايل كه طبق دستورتان اول با افزايش تعرفه واردات گران كرديم و بعد با كاهش تعرفه واردات ارزانش كرديم، مسكن را هم ارزان كرديم!
ديدم بنده خدا توي باغ نيست. مرخصش كردم كه برود. بعد گفتم كه بگويند وزير اطلاعات بيايد. آمد. شخصا به او گفتم زود مسكن را ارزان كن. گفت تا كي؟ گفتم تا فردا. گفت چشم. همين امشب يك مصاحبه تلويزيوني مي كنم و مي گويم كه مافيا در قضيه گراني مسكن دست دارند و به زودي آنها را افشا مي كنيم. گفتم خب بعدش چي؟ گفت هيچي ديگر. كار ديگري كه از ما برنمي آيد. گفتم من روزي ده بار اين ماجراي مافيا را مي گويم، اگر فايده داشت كه تاحالا نشان داده بود. يك فكر جديدي بكن. فكر كرد و با خوشحالي گفت: مي خواهيد به جاي مافيا بگوييم گانگسترها پشت پرده گراني مسكن اند؟!
خواهش كردم برود! رفت.
بعد گفتم وزير كشور را احضار كنند. گفتند گفته كار دارم. گفتم بگوييد من كارش دارم. گفتند گفته هر كي با من كار دارد بيايد خيابان فاطمي. خيلي عصباني شدم و شخصا با بچه هاي دفتر يك جلسه سه ساعته براي اتخاذ تاكتيك مناسب در مقابل معضل وزير كشور گذاشتيم.
بعد از ظهر براي مبارزه با گراني مسكن، شخصا وارد شدم. از بنگاه مسكن سركوچه مان شروع كردم و گفتم مسكن را ارزان كند. بنده خدا از ديدن من زبانش بند آمده بود. خيلي ذوق زده بود و بعد از انداختن چند عكس و توصيه براي اشتغال چند تا از فاميل هايش، با خجالت و حجب و حياي فراوان گفت كه كاره اي نيست و مجبور است هر ملكي را به همان قيمتي كه فروشنده تعيين مي كند بفروشد. فكر كنم راست مي گفت. حيف شد. از فردا مجبورم شخصا به در خانه ها بروم و از مالكين آنها بخواهم كه مسكن هايشان را ارزان كنند.
***************************
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۵:۵۴ بֽظֽ | Reply
عباس حقگو :
آقاي عبدي بايد قبول كنيم كه هرچه صنعت زيربنائي و استخواندار در اين مملكت موجود است همه اش از دوران قبل از انقلاب است آنهم با امكانات جهل سال پيش. لطفا كمي در ذهن خود مرور بكنيد قبول خواهيد كرد. بنابر اين حرف آقاي اقدامي كه در يكي از كامنت هاي بالا گفته اند كه داريم به عصر چراغ دودي برميگرديم با كمي مسامحه و بطور سمبوليك زياد بيراه نيست.ايكاش شما هم نظير بعضي از سايتهاي اينترنتي در ذيل كامنت دوستان محلي براي راي گيري - تاييد و يا عدم تاييد - هر كامنت ايجاد ميكرديد تا كاربران بعنوان موافق يا مخالف فقط با يك كليك ساده راي خود را اعلام ميكردند. با تشكر
..................................................................
عبدي:
نازي به راي گيري نيست .چون در اينجا بحث و گفتگو مطرح است و نه راي گيري كه اگر راي گيري باشد مسير بحث عوض مي شود آنگاه چه بسا برخي نظرها در پيش بحثهاي رئيس دولت راي كمتري خواهند آورد!!در اين مورد هم بهتر است مشابه راه كساني را كه هر چيز گذشته را نفي مي كردند نرويم و به قول معروف از اين طرف بام نيفتيم.
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۶:۳۱ بֽظֽ | Reply
ساری :
در تایید نظر عباس حقگو متاسفانه بسیاری از صنایع زیر بنایی نیز از بین رفته مثلا نساجی مازندران.چیت سازی بهشهر که در خاورمیانه رقیب نداشته بعلت به روز نکردن و از بین بردن کشت پنبه در دشت گرگان به بهانه ساخت حماسه خودکفایی گندم . این کارخانه ها را به تعطیلی کشانده .
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۱۰:۱۳ بֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/897