آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
مصاحبه
۲۱ خرداد ۱۳۸۷
واقعيت مجلس هشتم
قبل از هر چيز اصالت دادن به تفاوتهاي افراد مورد سوال در اين مصاحبه، چندان منطقي نيست، زيرا اين تفاوتها بيش از آنكه منشاء ديدگاهي و برنامهاي داشته باشد، از منظر سهمخواهي رخ ميدهد، و براي سهمخواهي هم نميتوان پيشبيني سياسي مشخصي نمود، جز اينكه اتحادها و افتراقهاي ناشي از آن، بسيار شكننده و ناپايدار است. بويژه آنكه ظرفيتهاي سياسي طرفين هم چندان بالا نباشد. نمونه روشن آن رييس مجلس پيشين است كه 30 ماه تماماً از دولت حمايت كرد، اما وقتي كه ديد اين حمايت مشكلاتي را براي سهم آتي وي در رياست مجلس فراهم ميكند، چنان با دولت برخورد كرد كه به قول شاعر: «تو گويي خود نبودست آشنايي». با اين مقدمه به پرسشها پاسخ ميدهم.
۱ـ به نظر شما حضور علي لاريجاني در كرسي رياست مجلس چه تفاوتي با حضور حداد عادل دارد؟ رأي بالاي اكثريت مجلس به لاريجاني نسبت به حداد چه پيامهايي دارد؟
ج-فرق اين دو در اين است كه آقاي حداد به صورت كاملاً تصادفي وارد عرصه جدي سياست شد. اگر در مجلس ششم بالا كشيده نميشد، سرنوشت براي او به گونه ديگري رقم ميخورد و نميتوان گفت كه به معناي رايج سياستمدار بود، و از نحوه تعاملش با دولت اخير و نيز اظهاراتش در مجلس اين را به خوبي ميتوان دريافت. اما رييس اخير به دلايل متعددي متفاوت است، توان گفتگو و بيان ديپلماتيك بيشتري دارد. گرچه استفاده بيش از حد از بيان ديپلماتيك ممكن است به نقطه ضعف او نيز تبديل شود. اما هر دو نفر به لحاظ معيارهاي فردي داراي رقباي زيادي در صحن مجلس هستند كه زير بارشان نميروند، و به لحاظ معيارهاي تشكيلاتي هم رييس فعلي قويتر است، گرچه در چنان وضعي نيست كه بتواند با اتكا به تشكيلات خود مجلس را بيمشكل اداره كند.
رأي بالا نيز به معناي آن است كه رأيدهندگان اميد بيشتري دارند كه رييس جديد از منافع آنان در برابر قواي ديگر دفاع كند. اميدي كه با رييس قبلي نه تنها محقق نميشد، بلكه برعكس بود.
۲ـ آيا ميتوان انتظار داشت كه محافظهكاران مجلس هفتم و هشتم با يكديگر تفاوتهاي عمدهاي داشته باشند؟ (چه تفاوتهايي و در چه حوزههايي؟ اگر ندارند به چه دليل؟) با توجه به اينكه نمايندگان مجلس هشتم محصول يك فرآيند دستچين شده بسيار غليظتر نسبت به مجلس هفتم هستند.
ج-بنده جزييات اختلافات دروني جناح حاكم را چندان نميشناسم چرا كه پيگيري نميكنم. اين اختلافات عليالاصول سهمخواهانه است و اصالتي ندارد. حداقل در اين مرحله فاقد اصالت و اعتبار است. و با توجه به نحوه گزينش آنان و اعتبار صندوقهاي رأي تفاوت زيادي نميتوان ميان ماهيت دو مجلس شاهد باشيم. ممكن است بر اثر تغيير شرايط، واكنشهاي متفاوتي از خود نشان دهند.
۳ـ حضور علي لاريجاني در كرسي رياست مجلس چه تغييراتي را در رابطه مجلس با دولت نسبت به دوره حداد به وجود خواهد آورد؟ البته اگر منشاء تغيير، حضور وي به جاي حداد است...
ج-به نظرم يا تنشها يا هماهنگيها بيشتر خواهد شد. بستگي دارد كه طرفين تا چه حد به توافق برسند. اما اجمالاً رييس جديد هم در هماهنگي جديتر است و هم در افتراق و ناهماهنگي.
4ـ بالاخره مسئول نابسامانيهاي اقتصادي در كشور كيست؟ مجلس؟ دولت؟ دستهاي ناپيدا و به قول آقاي احمدينژاد مافياي اقتصادي؟ و مجلس هشتم در اين ميان كجا قرار خواهد گرفت و براي حل مسايل جاري چقدر توان خواهد داشت؟
ج-مسئوليت به معناي واقعي متناسب با قدرت است. هر كه بامش بيش برفش بيشتر. بعلاوه هر كه «غنيمت بيشتر ميبرد، غرامت هم بايد بيشتر بدهد.»
مجموعه حاكم يكدست است و مسئوليت كلي جريان كشور به عهده آنان است، و دو مسئوليت را همزمان دارند. هم مسئوليت فردي و هم مسئوليت جمعي. مثل وزرا كه هم در برابر اقدامات خودشان مسئول هستند و هم در برابر تصميمات هيأت دولت. مجلس هم قادر به حل مشكلات نيست، زيرا مجلس موجود متغيري مستقل از ساخت سياسي نيست كه بتواند تأثيري بر روند امور بگذارد، اين مجلس در ذيل اين ساختار تعريف ميشود و وابسته به آن است و ضعيفتر از آن است كه براي مشكلات ساختاري كاري كند.به قول معروف معرف بايد اجلي از معرف باشد كه نيست.
5ـ برخي معتقدند با حضور علي لاريجاني ميتوان انتظار داشت انتقاد از احمدينژاد به نوعي باب شود و قبح آن بريزد چرا كه لاريجاني هيچگاه خود را كمتر از احمدينژاد تصور نميكرده و در اين مقام هم تلاش خواهد كرد استقلال رأي خود را به رخ رييس جمهوري بكشد؟
ج-انتقاد از وي باب شده و قبحي ندارد. وقتي نايب رييس مجلس ميگويد دو سال زحمت كشيديم تا به وي بفهمانيم كه اقتصاد تئوري ميخواهد، ديگر جاي چه انتقادي ميماند؟ مشكل وجود يا عدم انتقاد نيست، مشكل اين است كه انتقادات ابعادي اجتماعي و رسانهاي پيدا نميكند اگر چنين ابعادي مييافت تا به حال اين دولت چند بار سقوط كرده بود. و فكر هم نميكنم كه مجلس اخير يا رييس آن مجاز به چنين كاري باشد.
6ـ به نظر شما حضور علي لاريجاني در سمت رياست مجلس، عامل كمككننده به انتخاب مجدد محمود احمدينژاد به شمار ميرود يا آنكه برعكس، ميتواند براي وي مضر باشد؟
ج-نميدانم.
7ـ با حضور علي لاريجاني در سمت رياست مجلس عملاً احتمال حضور وي در انتخابات رياست جمهوري كاهش جدي پيدا كرد و ميتوان انتظار داشت حداد عادل كانديداي رييس جمهوري شود. با اين تحليل موافقيد؟ در هر دو صورت چرا؟
ج-خير. بعيد ميدانم كه آقاي حداد با وضعيتي كه برايش پيش آمد وارد رقابت با رييس دولت فعلي شود.همه خواهند گفت وقتي خودتان وي را براي رياست مجلس شايسته ندانستيد چگونه ميخواهيد پست مهمتري مثل رئيس قوه مجريه را به او بدهيد؟
8ـ چرا با وجود افزايش بيسابقه درآمدهاي نفتي همچنان كشور از مشكلات عديدهاي همچون گراني در حوزههاي مختلف رنج ميبرد؟ آيا مجلس ميتواند در بسامان كردن وضعيت اقتصادي موثر باشد؟ آيا فكر ميكنيد مجلس بتواند كنترل بيشتري روي نحوه مصرف كردن درآمدهاي ارزي داشته باشد؟ (آري يا خير؟ چرا؟)
ج-يك نفر زير آبشار نياگارا ايستاده بود و با تعجب گفت: «عجيب است اين همه آب از آن بالا پايين ميآيد!». كسي كه كنارش ايستاده بود، گفت: «عجيب است كه اين همه آب از آن بالا پايين نيايد!». حالا حكايت ماست. كه در ساختار سياسي جامعه ما عجيب و محل سوال است كه با افزايش درآمدهاي نفتي مشكلات عديدهاي همچون گراني رخ ندهد!!
مشكلاتي كه نه تنها مجلس نميتواند در بسامان كردن آن موثر باشد، بلكه اگر آنها را تشديد نكند، بايد خدا را شكر كرد. به قول معروف سالي كه نكوست از بهارش پيداست. در جريان اعتبارنامهها، ميزان اصولگرايي جناح حاكم در مجلس سنجيده شد. مجلس قادر نخواهد بود كه كنترلي بر مصرف درآمدهاي ارزي داشته باشد، زيرا اين درآمدهاي سيلآسا فقط از جانب سدي قابل كنترل است كه قدرت و استحكام كافي داشته باشد، و چنين مجالسي قادر به اين كار نيستند.
۱۰ـ فكر ميكنيد لاريجاني ميانهرو و احمدينژاد تندرو، بالهاي دوگانهاي خواهند شد كه بعد از انتخابات رياست جمهوري آمريكا حامل شاخه زيتون باشند؟ يا به هر ترتيبي سياست نزديكي به آمريكا را در پيش بگيرند؟
ج-اگر حكومت ايران توان انجام اين بازيها را به صورت برنامهريزي و حساب شده داشت، در اين صورت بايد به آنان دست مريزاد گفت. بنابراين به نظر من توان چنين بازيهايي در ساخت سياسي ايران وجود ندارد.
۱۱ـ به نظر شما خطر حمله نظامي ـحتي محدود آنـ به ايران پيش از پايان رياست جمهوري دولت بوش وجود دارد؟ و اگر چنين اتفاقي بيافتد عملاً آرايش سياسي داخل كشور چگونه خواهد بود؟ چه گروههايي متضرر نهايي خواهند بود؟
ج-خطر مذكور كماكان وجود دارد و به نظر من كمتر هم نشده است. چه قبل از پايان دوره بوش چه بعد از آن (با هر رييس جمهوري اعم از دموكرات يا جمهوريخواه) علت وجود آن نيز ناپايداري منافع دو طرف و چالشهاي فيمابين است. ضرر چنين اتفاقي بستگي به ابعاد درگيري دارد. اگر گسترده باشد، دود آن به چشم همه ملت و تماميت ارضي كشور خواهد رفت، اما آثار درگيري محدود، بستگي به مواضع گروهها و احزاب و جناحها دارد.

:
کانون رهپویان وصال شیراز، کمک 1 میلیاردی دولت را نپذیرفت
سایت خبری ایران: یک منبع اگاه در گفتگو با خبرنگار سایت خبری ایران گفت: کانون فرهنگی رهپویان وصال شیراز از دولت درخواست کرده است تا بودجه ای را که یرای کمک به این مجموعه اختصاص داده به حساب خود دولت برگزداند.
این منبع اگاه در ادامه به خبرنگار سایت خبری ایران(www.IranNewsAgency.com)، گفت: از این کمک ها سالهاست که اختصاص می یابد و از ده ها میلیاردی که به حساب استانداری و اداره ی ارشاد و سایر موئسسات دولتی برای کمک به فعاليت هاي فرهنگي واريز شده است، ظرف 10 سال گذشته ، کمتر از 10 میلیون تومانش به کانون رهپویان وصال شیراز رسیده است و کلیه هزینه ای رهپویان و هزینه های سنگین حسینیه که از چند ميليارد هم فراتر رفته است توسط کمکهای مردمی و اعضای رهپویان تامین شده است. مدیر کانون رهپویان وصال چندی قبل در سخنرانی هفتگی خود در این کانون، از تقسیم نا عادلانه بودجه های فرهنگی کشور به شدت انتقاد کرده بود و گفته بود: برای اعتکاف 15 هزارنفری جوانان ما که در کشور مقام اول را دارد هزار تومان کمک نمیشود و همزمان برای اعتکاف 50 نفری زیر نظر سازمان تبلیغات صدها میلیون بودجه میدهند
این منبع اگاه افزود: همانطور که تاکنون از عهده ی هزینه های فعالیت های خود بر امدیم، اکنون نیز هزینه های تحمیل شده را تامین می کنیم.
این منبع اگاه در پایان خاطرنشان کرد که جای بسی تعجب است که کمکی که قرار است به رهپویان اختصاص یابد، دوباره به حساب جایی فرستاده می شود که در جریان بمب گذاری ، بزرگترین خیانت ها را به کانون و خون شهدا کرد و به دلیل کینه و حسادت ، با تهمت های فراوان به اعضای کانون و پرونده سازی ها، علی رغم علم به تروریستی بودن بمب گذاری سعی در سهل انگاری جلوه دادن ان داشت. یعنی درست همان عده ای که مردم فارس انتظار برکناری آنها را پس از افشای واقعه بمب گذاری داشتند!
۲۰ خرداد ۱۳۸۷ ۱۱:۳۸ بֽظֽ | Reply
در این مملکت چه خبر است؟؟؟ :
آنچه اينجا مي خوانيد دقيقا زير گوشمون توي اين كشور اتفاق افتاده ولي تازه داره گندش بالا مي ياد . البته اين افشاگري ريشه هاي كاملا سياسي داره و اصلا فكر نكنيد كه احمدي نژاد و دوستان دلشون به حال ما سوخته . اين ها بخش هايي از سخنراني " عباس پاليزدار " در دانشگاه همدانه .
لازم به ذکر است که در متن زير، هر کجا که اظهارات پاليزدار قابل فهم نبوده ، از علامت [...] استفاده شده است:
[...] چرا ما نمي توانيم با مفاسد اقتصادي برخورد كنيم چون سران بزرگ مملكت در اين رابطه دخيل هستند و در حال حاضر دولت به تنهايي به مبارزه با اين مفاسد برخاسته كه فكر مي كم نتواند موفق باشد. اگر بخواهم فقط چند پرونده كوچك مفاسد اقتصادي را بگويم آنوقت مي بينيد كه چه مصيبتي كشور را گرفته كه داد رهبر را هم درآورده و به خاطر بعضي مسايل رهبر بايد به صورت سربسته به مردم بگويد كه در كشور چه خبر است.
كساني كه به عنوان مفسد اقتصادي در كشور در حال فعاليت هستند تحت حمايت شاهرودي رئيس قوه قضاييه قرار دارند. وقتي طي 16 سال گذشته پرونده هايي از مفاسد اقتصادي بررسي شده و مديران به دادگاه معرفي و دادگاه حكم 5 ريال 10 ريال براي متهمان داده، ببينيد چه مصيبتي بر سر كشور آمده است.
پرونده شهرام جزايري هم كه مطرح شد، مانند هزاران پرونده مفاسد اقتصادي ديگر است، ولي چون شهرام جزايري اسامي يكسري مفاسد اقتصادي و افراد وابسته را اعلام كرد مورد ضرب و شتم قرار گرفت چرا كه منافع بسياري از علما و سران به خطر افتاده بود.
در حال حاضر 123 پرونده مفاسد اقتصادي كشور در كميته تحقيق و تفحص مجلس در دست بررسي است ولي اگر بخواهيم پرونده واقعي مفاسد اقتصادي را بيان كنيم، اصلاً نمي توانيم باور كنيم.
[مجلس خواست از خود قوه قضاييه تحقيق و تفحص كنند، كه مخالفت كردند و نگذاشتند] به رهبر انقلاب متوسل شدند. مقام معظم رهبري نوشتند كه آقاي شاهرودي، همانند ديگر دستگاهها در تحقيق و تفحص عمل گردد. كميتهبنديها صورت گرفت و در دستگاه قضايي كميتهبندي شد و هر كميتهاي در يكي از دستگاهها مستقر شد. براي مسائل اجرايي اين تفحص هم، ما مستقر شديم در سازمان بازرسي كل كشور.
نامهنگاري كرديم، اما برخلاف فرمايش مقام معظم رهبري، با وجود نامههايي كه ما زديم و نامههايي كه [...] مثلا ما گفتيم مسئله فروش سؤالهاي كنكور چه بود؟ پروندهاش را بدهيد كه چه كسي [در اين كار] دست داشت. اينها پروندههاي اصلي را نميدادند كه ببينيم چه كسي دست داشت، پروندههاي فرعي را ميدادند. خلاصه ما هم دست پيدا كرديم به كدهايي [...] به جاهايي كه رسيديم، مرخصيها شروع شد [...] خلاصه ما فجايعي كه اتفاق افتاده در جمهوري اسلامي را ديديم. خدا را شاهد ميگيرم كه شبها خوابم نميبرد. گريهام ميگرفت كه ما اينهمه شهيد داديم، اينهمه مصيبتها مردم كشيدند. حالا بدون توجه به اينهمه فقر و مصيبتها و مشكلاتي كه مردم دارند، كساني كه مردم پشت سرشان نماز ميخوانند، رفتهاند اين كارها را كردهاند؟ خدا شاهد است خوابم نميبرد، هفتهها خوابم نميبرد، روزها خوابم نميبرد.
خلاصه ديدم كه يك آقايي آمده و نامه زده كه پسرش معلول جسمي است. گفته ميخواهم يك مؤسسه توانبخشي بزنم كه پسرم هم برود در آن مؤسسه توانبخشي، دم دست خودم باشد. 100 تا، 200 تا، 300 تا معلول را نگهداري كنيم در آنجا، پسرم هم مسئول آنها باشد. گفتند: باشد، خدا پدرت را بيامرزد. مؤسسه را كه ثبت كرده و كارش را استارت زده، نامه زده به آقاي [...] گفته كه من ساپورت نياز دارم، نميتوانم خرج كنم كه، بايد نظام به ما كمك كند. چهكار كنيم؟ فلان معدن را، معدن سنگ دهبيد فارس را بدهيد به اين آقا. آقا اين سنگ مرمر بهترين سنگ مرمر دنياست، از منابع انفال جمهوري اسلامي است. بدهيم به شما؟ بله، بدهيدش به من. معامله انجام شد و اين معدن را به اين آقا واگذار كردند. دوباره بعد از يك مدت گفت آقا اين معدن كافي نيست، معدن [...] زنجان را هم بدهيد به ما. چهار تا را كه ما پيدا كرديم، چهار تا معدن را يك آقايي از علما گرفته، كه مردم هم پشتش نماز ميخوانند متأسفانه.
[يكي از حاضر خواستار اعلام اسم فرد ميشود] اگر اجازه بدهيد، اسم نبرم. شايد بعضيها خداي نكرده ... [تعداد بيشتري خواستار اعلام اسم فرد مورد اشاره ميشوند] خب بعضيها معتقدند كه اگر اسم بياوريد مردم نسبت به مذهبشان بياعتقاد ميشوند. من اين اعتقاد را ندارم ها... مردم ما مذهبشان پايه و اساسش وصل نيست به علما، وليكن بعضيها چون اين اعتقاد را دارند من مراعات ميكنم... [اعتراض جمعي. يكي از دانشجويان ميگويد بگوييد تا پشت سرش نماز نخوانيم.] نه ديگر، اگر بنا باشد ما بگوييم و شما نماز نخوانيد كه نميشود... [ادامه همهمه] باشد، من چند موردي را اسامياش را ميگويم. اين يكي كه عرض كردم، آقاي امامي كاشاني است. استاد اخلاق و چه و چه و از اين مسائل.
عرض شود خدمتتان كه، يك دانشكدهاي را رفتهاند از مقام معظم رهبري اجازهاش را گرفتهاند كه براي خواهران دانشكده علوم قضايي ميخواهيم بزنيم در قم. چيز خوبي است كه خواهران هم در آن فضا حضور داشته باشند، اگر متهمي از خواهران [بود] از او بازجويي كنند و از اين حرفهاي اينطوري. خلاصه نظر آقا را گرفتند كه اين دانشكده تأسيس شود. آقا استقبال كردند و مجوز صدور دانشكده را دستورش را دادند. مؤسسه اين دانشكده بلافاصله بعد از گرفتن مجوز رفتند دنبال ساپورتهاي مالياش. [نوشتند:] جناب آقاي نعمتزاده، محبت فرماييد در جهت حمايت از تأسيس اين دانشكده، كارخانه لاستيك دنا را كارشناسي كنيد جهت اين دانشكده. آورند كارشناسي رسمي دادگستري را، چون آقاياني كه اين مؤسسه را تأسيس كرده بودند در دستكاه قضايي هم بودند، آن كارشناسان رسمي دادگستري هم ميترسيدند كه قيمتي تعيين كنند كه به اينها بر بخورد، حتما بايد قيمتي ميگفتد كه خوش به حال اينها بشود. زدند 126 ميليارد. در صورتي كه ما معتقديم 600 ميليارد هم بالاتر بود. تازه، 126 ميليارد كه ويلاهايش در شمال را نزدهاند، اصلا در آمار نياوردهاند، زمينهاي شيرازش را در آمار نياوردهاند، پول نقد موجود در حسابش را هم در آمار نياوردهاند، اين طوري به 126 ميليارد واگذاري كردند.
آن آقا نامه نوشتند كه آقاي نعمت زاده: محبت كنيد تخفيف منظور فرماييد. آقاي نعمتزاده هم نوشتند 50 درصد تخفيف [خنده حضار] از مال بابايش ميخواست ببخشد. دوباره نوشتند كه محبت كنيد تخفيف ديگري منظور بفرماييد. خلاصه پنج بار نامهنگاري انجام شده، معدن 126 ميلياردي به 10 ميليارد واگذار شد. بعد از آن دوباره نوشتند كه ما حالا امكان پرداخت اين پول را نداريم، ترتيباتي فراهم نماييد تا امكان پرداخت اين پول براي ما فراهم شود. نوشتند كه 80 درصدش را اقساط بلندمدت و 20 درصد يعني 2 ميلياردش را هم نقدي پرداخت كنيد. گفتند ما آن 2 ميليارد را هم نداريم نقدي بدهيم، ما بررسي كردهايم كه اموال كارخانه لاستيك دنا به اين مقدار ميرسد، از شما مهلت ميخواهيم كه اينها را بفروشيم تا بتوانيم اين پول را بدهيم. گفتند كه باشد، سفتهاي ارائه بدهيد به مدت 9 ماه و ما اين را نقد از شما ميپذيريم. گفتند آقا پول هم نداريم كه سفته بخريم! نوشت كه آقاي محمدتقي بانكي، مديرعامل سازمان صنايع ملي ايران، 23 ميليون تومان از صندوق سازمان صنايع ملي ايران برداشت كنيد و سفته بخريد، برويد آيتالله فلاني و فلاني امضا كنند و كارخانه را تحويلشان بدهيد. و بعد از چند وقت ديديم كه كارخانه هم در بورس فروخته شد و واگذار شد كه به آن پشت پردهايهايي كه اينها را هدايت ميكنند. اينها آلوده دست آنها شدهاند، [کساني] مثل آقاي گنجي. نه، آن گنجي سياسي را نميگويم، آن آقاي گنجي [را مي گويم] كه صاحب كارخانه مهرام است و تمام كارخانههاي سرايهگذاري بانك ملت و سرمايهگذاريهاي بانك صادرات و چه و چه. واگذار شد به آنها و رفت، چند ميليارد هم زدند به جيب و رفتند. اين كه عرض كردم لاستيك دنا، مال آقاي يزدي بود - آقاي محمد يزدي رئيس قوه قضاييه - در زمان رياستش و آقاي محمدعلي شرعي نماينده خبرگان استان قم.
مجددا آقاي يزدي برميدارد مي نويسد كه جناب آقاي فروزش، حميد ما بيكار است! ترتيبي اتخاذ فرماييد كه از جنگلهاي شمال جهت صادرات چوب بهرهمند گردد. آقاي حميد يزدي، پسر آقاي يزدي، مديركل حوزه رياست قوه قضاييه بود در آن مقطع. و متأسفانه جنگلهاي شمال را [اين طوري] به تاراج بردند و رفتند. يعني طوري شده بود كه در اين پرونده من ديدم كه يكسري مردم بيچاره شمال كه حق قانونيشان بود، و به اندازه هيزمشان و به اندازه مصرفشان چوب انبار كرده بودند، يا شايد يك خورده بيشتر مصرف كرده بودند يا حتي برده بودند و فروخته بودند يا انبار كرده بودند يا هرچي، [آنها را] گرفته بودند بازداشت و پاسگاه و بگيرد و بنند، كه خانواده شهدا ريخته بودند جلوي زندان. علت آنكه اين پرونده هم ثبت شده بود، اين بود كه كسي به اينها را گفته بود كه آقاي حميد يزدي چطور اينهمه چوب را به تاراج ميبرد و ما كه يكي دو تا يا چند تا هيزم و چوب برداشت كردهايم، شما ما را به عنوان متهم گرفتهايد؟ بعد از آن بود كه ديدند دارد مشكل ميشود، آنها را آزاد كردند. اسنادش هست، به موقعش اگر لازم باشد و يك موقع دوستان اطلاعات به ما نگويند كه آقا اسناد محرمانه را چرا به مردم نشان دادي و اينها طبقهبندي دارد و چه و چه، اسنادش را هم داريم.
آقاي يزدي از اين دست كارها در كارهاي قضايي ميكند، حالا يك وقتي بر اثر فشار مردم [عقب نشيني هايي صورت مي گيرد] چطوري است فشار مردم؟ اينطوري [که بالا گفتيم]...
هر كارخانهاي ضايعات دارد، ضايعات صنعت خودرو يك چيزي نيست كه بريزند بيرون يا بخواهند بازسازياش كنند. مثلا جك آن شكسته يا درش خط افتاده يا چراغش شكسته يا از اين دست چيزها. اينها را قانون ميگويد "ماشينهاي كارشناسي" است و به صورت صفر كيلومتر طبق مزايده به مردم واگذار ميشود [...]
ايران خودرو ميآيد به دستگاه قضايي اعلام ميكند كه ما به همه قاضيها ماشين [کارشناسي] ميدهيم، ماشين پرشيا ميدهيم و زير قيمت. خب چجوري؟ اين ماشين كارشناسي است، ما هم تشخيص ميدهيم كه اينها را 8 تومان، 9 تومان بدهيم. ديديم كه كارخانه ايران خودرو بدون هيچ ضابطهاي به قضات قوه قضاييه ماشين پرشيا به نصف قيمت داده، بقيهاش را هم به اقساط، خيليها هم كه ماشين به نامشان شد قسطها را هم نپرداختند. همين بذل و بخششها باعث شد صداي خيليهاي ديگر در بيايد، از همين نهادها و بنيادها. مثلا "بنياد نهجالبلاغه"، [که گفتند] 500 دستگاه بهاش بدهيد آقا! ديد كه بدش نميآيد، گفت 517 تا ديگر هم بدهيد. بنياد نهج البلاغه كي هست؟ علي اكبر ناطق نوري، حسين دينپرور، معزي، عسگراولادي، رفيق دوست... يا مثلا ميآيند ميدهند به باشگاه پرسپوليس. باشگاه پرسپوليس كيست؟ آقاي عابديني. 2000 دستگاه بهشان بدهيد. بنياد ديگري به نام "همگرايي انديشه"، كيست اين بنياد؟ آقاي فلاحيان، آقاي علم الهدي، آقاي X و Y، تعاوني وزارت كشور، 2000 دستگاه [گرفتند آنها هم] ... [يا] صنايع هوافضاي وزارت دفاع، فلان قدر. موشك كروز، فلان قدر. حوصله خواندن همهاش را ندارم، يك ليست 30 تايي از اينها هستند كه اين ماشينها را زير قيمت به آنها واگذار كردند. كدام ماشينها؟ ماشين كارشناسي؟ نه، به اسم كارشناسي. شروعش با ماشين كارشناسي وارد شد، بعد ماشين صفر كيلومتر ميآوردند ميدادند به آقايان، به اسم كارشناسي. جالب است كه آن 9-8 ميليون را هم پول نقد نميگرفتند ها، از دم قسط. باز جالب است بدانيد كه چون اينها هم كار سرشان ميشد، دو سه قسط را ميدادند و بقيهاش را نميدادند.
[اين طور بود که] مردم صدايشان درآمد، چطوري صدايشان درآمد؟ وقتي كه ماشينهاي كارشناسي خواستند به مردم بدهند. ماشينهاي ديگر را كه به نام كارشناسي دادهاند و رفته، چطوري به مردم بگويند ما هنوز ماشين كارشناسي داريم[؟] نميتوانند بگويند. حالا ماشين كارشناسي و ماشين خراب را به عنوان صفر به مردم ميفروشند. حتما براي بعضي از شماها هم اتفاق افتاده كه ماشين صفر خريدهايد، اما هنوز راه نيفتادهايد اتفاقي براي ماشين افتاده. نگاه ميكنيد ميبينيد داخلش چيزي شكسته يا بدنهاش آسيب ديده يا خط افتاده، ولي به آنها، رئيس دفتر آقاي ادبي، رئيس اداره فروش ايران خودرو، در بازرسي كل كشور اعتراف كرده بود كه بله، آقاي ادبي ساعت 8 شب به بنده گفته بود كه اين پرشياي صفر را ببر بده به آقاي X معاون سازمان بازرسي كل كشور. بعد صدايم كرده كه يك برفپاككن آن را بشكن، به عنوان ماشين كارشناسي ميخواهد بدهد ديگر، يك برفپاككن نو هم بگذار در ماشينش.
ببينيد با مردم چطوري بازي ميكنند. فساد اقتصادي تا كجا، اينقدر جسارت پيدا ميكنند، با مردم بازي ميكنند، تا هرجا كه دلشان ميخواهد. مردم سر و صدايشان درآمد. حدود هزار و سيصد و خوردهاي از اين ماشينها – که آدمهايش آدمهايي بودند كه پيگير مطالباتشان بودند - ميروند شكايت ميكنند كه به بازرسي كل كشور. سازمان بازرسي كل كشور ميگويد اهه، اين همانهاست كه ما گند زدهايم، حالا چكارش كنيم، پرونده را نه ميتوانيم بازش بكنيم، نه ميتوانيم ببنديمش و بگوييم به ما ربطي ندارد. نميشود، يكي دو تا نيستند كه، حدود هزار وسيد چهارصد تا آدم ريختهاند آنجا. مجبور ميشوند كه پرونده را ادامه بدهند. آن كارشناسهايي كه وسط كار بودند چيزي بهشان نرسيده بود ديگر، نميدانستند كه قصه چيست. آنها پرونده را ادامه ميدهند و ميروند جلو و نهايتا به جايي ميرسد كه همه مسائل رو ميشود. تا به جايي ميرسند كه پرونده ماستمالي ميشود و ميرود.
من در مقابل شهيد باكري ها و شهيد همتها و شهيد زينالدينها و... مجبورم، نميتوانم سكوت كنم. [تشويق حضار] آنها رفقاي من بودند... به ما ميگفتند راه شهدا را ادامه دهيد، امام را هوايش را داشته باشيد، نگذاريد امام تنها شود. ما چطوري ميتوانيم اينها را ببينيم و ساكت باشيم؟
بخواهم وقت شما را با اين موارد بگيرم، زياد است. مثلا معدن ذغال سنگ طبس، دوازده تا از معادن در استان خراسان توسط آقاي واعظ طبسي. پرونده المكاسب مال پسر آقاي واعظ طبسي [است].
اينها همانطور كه جناب آقاي احمدي نژاد گفتند در طول 16 سال گذشته، البته نميخواهم بگويم در آن 10 سال اول نبوده، چون شواهد نشان ميدهد كه آن موقع هم اتفاقاتي افتاده، ولي عمده اتفاقات در 16 سال دولت آقاي هاشمي و خاتمي بوده، و آقاي احمدي نژاد گفتند اينها در اين 16 شانزده سال يك شبكه مافيايي فاميلي ايجاد كردهاند و تنيدهاند در هم، كه پاره كردن اين شبكه مفاسد خيلي سخت شده است.
از هر زاويه اي بخواهيم به مفاسد اقتصادي بنگريم مصيبت بيشتري را خواهيم ديد. اما رئيس جمهور در برخورد با مفاسد اقتصادي با هيچ كس تعارف ندارد. وقتي گزارشهايي مبني بر تخلف برادر ريس جمهور به عنوان بازرس ويژه به رئيس جمهور مي رسد، احمدي نژاد فوراً او را بركنار ميكند كه بعداً مشخص ميشود اين گزارشها بيپايه و اساس بوده است، كه اين اقدام رئيسجمهور مي تواند امتياز بزرگي براي ملت ايران باشد.
احمدي نژاد مي خواهد دست مفاسد اقتصادي را از امكانات دولتي كوتاه كند. در حال حاضر دولت به تنهايي به مبارزه مفاسد اقتصادي برخاسته و هيچ كس دولت را حمايت نمي كند.
در پرونده قاچاق كالا از فرودگاه پيام، قاچاقچي بزرگ فرودگاه پيام هزار و صد پرونده قاچاق كالا دارد، اما هنوز موفق به بازداشتش نميشويم، چرا كه تحتالحمايه آقاي ناطق نوري است. در مورد سلطان شكر و مافياي شكر هم بايد بگويم كه آقاي مدلل، داماد يكي از علماي بزرگ بوده است. مدلل با همكاري شخصي به نام محمدرضا يوسفي اقدام به اين كار ميكردند كه پس از رو شدن فعاليتشان حاضر شده بودند 700 ميليارد تومان براي مختومه شدن اين پرونده بپردازند.
در مورد قاچاق سيگار، اساسا توليد و قاچاق سيگار توليد توتون ايران را فلج كرده و كارگران اين كارخانهها را بيكار كرده.
[در پاسخ به سؤالي درباره سقوط هواپيماي شهيد كاظمي] اين پرونده را من بررسي نكردهام، اما طبق آنچه از شواهد پيداست، ميتوان ماجرا را عمدي داشت و دست يكي از سران وقت سپاه در آن دخيل بود. ما دو سقوط هواپيما داشتيم. يكي شهيد كاظمي و ديگري شهيد دادمان. در مورد دادمان ماجرا عمدي بود، پروندهاي هزار صفحهاي اين را ميگويد.
البته تصادف و كشته شدن كريمي وزير دادگستري سابق يك حادثه طبيعي بود. كريمي از جمله كساني بود كه در مبارزه با مفاسد جدي بود اما در بعضي موارد خيلي زيادهروي ميكرد، به طوري كه در قضيه خاك سرخ جزيره هرمز بدون دليل معدن را متوقف كرد به خاطر اينكه اعلام كردند اين معدن وابسته به آيت الله خزعلي است كه مشخص شد چنين چيزي در كار نيست.
درباره مفاسد اقتصادي آقاي هاشمي رفسنجاني و خانوادهاش هم، آن قدر مفاسد اقتصادي اين خانواده زياد است كه اصلاً قابل گفتن نيست. اما يكي از مفاسد اقتصادي اين خانواده كه ميلياردها دلار [بوده] از محل عدم پرداخت عوارض به دولت [بوده و] پول را بالا كشيدند، واردات خودروي دِوو بود. يك سوم جزيره كيش، پارك جنگلي در شمال [؟] را هم بايد از ديگر مفاسد اقتصادي خانواده هاشمي بيان كرد.
در حال حاضر اسطبل اسب هاي دختر هاشمي فقط روزي 100 هزار تومان پول هندوانههايي است كه براي اسبها مي ريزند. شركت نفتي اين خانواده به همراه عمه خانم يعني خواهر هاشمي در كانادا هم كه ديگر قابل گفتن نيست.
پسر وسطي هاشمي به نام مهدي كه در سازمان مديريت بهينه سوخت مديريت ميكرد، با استخدام زيباترين دختران از آنها چه سوء استفادههايي كه نميكرد و بعداً كه فيلم از اتاق او كشف شد عمق كثيفكاريهاي او مشخص شد...
.................................................................
عبدي:
با توجه به اين كه اين مطالب در اكثر سايتها و رسانه هاي مستقل آمده پيشنهاد مي شود متهمين در صورتي كه اتهامات را قبول ندارند از نامبرده شكايت كنند و در يك دادگاه علني به ادعاها رسيدگي شود.غير ممكن است كه اين اتهامات را از داخل كشور به اين افراد زد و اتهامات هم جعلي باشد و كاري قانوني عليه گوينده انجام نشود.
۲۱ خرداد ۱۳۸۷ ۰:۲۶ قֽظֽ | Reply
محسن مقصودي :
آقاي عبدي گويا خبرنگار كاملا به يك عامل ديگر در آينده سياسي ايران و آينده جناح ها و رابطه آنها بي توجه است. اجازه بديد من هم يك سوال به اين مصاحبه اضافه كنم : نارضايتي گسترده و عميق مردم كه در (انتخابات) اخير مجلس به روشني بروز يافت و در اشكالي همچون اعتصابات كارگران جنوب و يا دانشجويان كرج ادامه مي يابد آيا به انسجام جناح ها مي انجامد و يا موجب اضمحلال آنها را فراهم خواهد آورد؟ مردم در تعيين سرنوشت شان به چه روش هايي بايد مداخله كنند؟
خوشحال مي شوم اين سوال مكمل را هم جوابي متمم دهيد!
.....................................................................
عبدي:
پاسخ اين پرسش خيلي مفصل است.اما اجمالا عرض كنم وجود اعتراضات به تنهائي موجب اتحاد نيروهاي سياسي نميشود البته زمينه را براي برخي موضوعات فراهم ميكند اما لزوما به اتحاد آنها نميانجامد.
۲۱ خرداد ۱۳۸۷ ۱:۵۶ قֽظֽ | Reply
محمود :
برادر عبدي_باسلام
ضمن تشكر ازمطالب مفيدشما .مجلس هفتم مجلس ضد مجلس ششم ومنويات آن ودرجهت راست افراطي ودرخدمت دولت نهم بود همانگونه كه مجلس چهارم ضد مجلس سوم طراحي شده بود.اما مجلس هشتم درخدمت راست افراطي نيست اگرچه سهم ورضايت موجدان آن را فراهم مي كند.
۲۱ خرداد ۱۳۸۷ ۵:۴۳ قֽظֽ | Reply
ahmad :
جناب عبدی سلام
از آقای مهندس شافعی وزیر صنایع سبک سابق(شوهر خواهر آقای دکتر غلامعلی حداد عادل) مدتی است در صف دولتمردان خبری نیست..شما خبری دارید؟
در انتصابات وانتخابات ما همیشه دنبال دلایل سیاسی ویا حتی مدیریتی نباشید ..کما اینکه ورود ایشان به محلس ششم وریاست ایشان در مجلس هفتم دلیل سیاسی نداشت ورئیس مجلس نشدن ایشان هم بهمان جهات است...کمی تامل فرمائید آنرا خواهید دانست..اگر قرار بود به جهت نوع مدیریت ویا افکار عمومی تغییری صورت گیرد ایشان در ته صف بود!!
۲۱ خرداد ۱۳۸۷ ۶:۰۱ قֽظֽ | Reply
مجالس فرمايشي :
از آنجائی که نمايندگان مجالس هفتم و هشتم تحت فيلتر های مشابهی بنمايندگی رسيدند فقط برای انحراف افکار عمومی خودشان را اصلاح طلب تر جلوه ميدهند تا براي چهار سال ديگر بشيوه ديگر فکرمردم را سرگرم گنند. اين شيوه ها برای مردم ما کهنه شده ولی بهر صورت اينها تا کنون موفق بودند. اين تغييرات جزئی بخاطر گول زدن افکار عمومي جهانی است نه مردم. اينها ياد گرفتند که چطور مردم را ميشود با يک کاسه آش خريد. مگر اينطور نيست آقای عبدي؟
۲۱ خرداد ۱۳۸۷ ۶:۵۲ قֽظֽ | Reply
محمد حسين :
هستهء اين مصاحبه "اصالت عمل سياسي"است.
به نظر بنده چنين اصالتي يك امر نسبي است.مثلآ در اول انقلاب نيروهاي چپ ،مذهبي ها، ملي گرايان و غيره، همه تقريبآ حول انقلاب وفاق داشتند اما اندك زماني دچار افتراق شدند، در ان زمان اگر از يك سلطنت طلب نظر مي خواستيد مي گفت اين اختلافات اصالت ندارد، چون انها همه با شاه مخالفند و رهبري اية الله خميني را پذيرفته اند.
بعد از مدتي كه فقط مذهبيون در گردونهء حكومت ماندند و تبديل به چپ و راست شدند اگر از گروههاي چپ و مليون خارج از حكومت مي پرسيديد مي گفتند اختلافات اينها اصالت ندارد چون اينها هر دو در قدرت شريك هستند و قانون اساسي و حكومت ولايت فقيه را پذيرفته اند.
همين قضيه الان پيش امده است، چه اينكه جنابعالي به عنوان يك تحليل گر بيرون از قدرت سياسي همين نگرش را دربارهء انها داريد.
در سطور بعدي، حضرتعالي به يكدست بودن ساختار موجود به عنوان مقوم اصلي نظريه تان اشاره مي فرمائيد كه به نظر بنده بر يكدست بودن ساختار نيز همان اشكالات فوق وارد است.
بر گرديم به زمان شاه، وقتي كه انقلاب سفيد با ان شكل مضحك اعلام گرديد و به تقليد از ايالات متحده، كشورمثلآ دو حزبي شد اما ذات ملوكانه حتي در همان شكل خيمه شب بازي هم نتوانست دوگانگي را تاب بياورد و نهايتآ حزب رستاخيز را درست كرد و قانون همه يا هيچ را در مملكت حاكم نمود و خيال خود را تخت كرد.
مستحضريد كه بافت سياسي حكومت كنوني به هيچ وجه من الوجوه قابل قياس با ان دوره نيست چه اينكه ما هم اكنون در دورهء پس از يك انقلاب واقعي و كلاسيك زندگي مي كنيم و نيروها و ساختهاي برامده از انقلاب، خرده فرهنگها و بافتار برخاسته از انقلاب چنين امكاني را به قدرت حاكم (هر قدرتي كه مي خواهد باشد) مطلقآ نمي دهد.
بنده همانگونه كه در يادداشت "مجلس هشتم پايان عصر احمدي نژاد" در همين وب سايت نوشتم هنوز هم معتقدم كه دورهء يك دست بودن حكومت همان دو سال اول از دولت احمدي نژاد است و بس!
اگر عمري به دنيا باشد و فرصتي فراهم گردد در بارهء انتخابات اتي رياست جمهوري سلسله مطالبي تقديم خواهم كرد و عرض خواهم نمود كه جناح حاكم هم اكنون چگونه از درد افتراقي بزرگ در درون بر خود مي پيچد.
اما از يك جهت با اين مصاحبه مي توان موافق بود كه اين مجلس در يك فرايند واكنشي نقشي ديگر را ايفا خواهد كرد و نه كنشي!به عبارت ديگر اين مجلس نشانگر ميزان توانائي خود اصلاحي جناح حاكم را نشان خواهد داد و به اعتقاد من اگر نتواند چنين توانائي را بروز دهد فاجعه اي عميقتر دامن جناح حاكم را خواهد گرفت!مثل تب ناشي از عفونت كه يك الارم و هشدار محسوب مي شود لذا اگر انرا با استامينوفن ماسكه كنيم ازمنشاء عفونت غافل مي مانيم اما اگر اجازهء بقا به ان بدهيم و فقط در برابر عوارضي مثل تشنج ناشي از تب مداخله كنيم اما تب باقي بماند قطعا كمك زيادي خواهد كرد تا ببينيم كه درمانهاي انتي بيوتيكي يا جراحي براي ريشه كردن عفونت جواب داده يا نه!
بنا بر اين ساز و كارهاي دروني انها(جناح حاكم) احتمالآ فضاي ازادي را براي مانور مجلس فراهم خواهد كرد و يا مجبور است فضاي ازادي را كه مجلس خود فراهم مي كند تمكين نمايد.و به اندازهء قدرتش از تشنجات ان پيشگيري خواهد كرد.
مگر اينكه:
جناح حاكم فاقد اعتماد به نفس لازم باشد و يا قدرت كنترل تشنجات احتمالي را به چشم خود نبيند كه در ان صورت بزدلانه روي هر گونه نطق و اعتراض و كشمكشي اوار مي شود!
تا ببينيم.........
................................................................
عبدي:
شايذ لازم بود كه توضيح بيشتري داده ميشد.من با ايجاد افتراق بيشتر ميان جناح حاكم كاملا موافقم.همچنان كه در رژيم گذشته هم در سالهاي پاياني شاهد چنين امري بوديم.اما اين افتراق ناشي از سهم خواهي است و نه ناشي از تفاوت ديدگاهها.
مثالهاي شما را من به نحو ديگري ميزنم.در ابتداي انقلاب همه طرفداران انقلاب از منظر ضد انقلاب و سلطنت طلب در يك مقوله قرار مي گرفتند اما در درون اين طرفداران اختلافات روشن و قابل تمايز بود مثلا يك مذهبي با توده اي طرفدار انقلاب بكلي فرق داشت .در زمان بعد هم همين طور است اگرچه نه به آن شدت.
مثلا در درون تحكيم وحدت سال 58 همين اختلافات كنوني ميان طرفين بود اما در رقابت با نيروهاي ثالث به چشم نمي آمد.در حال كه اين گروه حاكم چه تفاوتهائي دارند كه از آن بي اطلاعيم يا حتي در مكتوبات آنها نمي توانيم ببينيم .بله در آينده دچار افتراق خواهند شد نه به دليل تفاوتهاي فكري بلكه 1- به دليل سهم خواهيو 2- به دليل مواجه شدن با خطرات و چالشهاي غير قابل حل كه هر كس سعي خواهد كرد گناه را به گردن ديگري بيندازد مثل افشاگري هاي اخير.
۲۱ خرداد ۱۳۸۷ ۷:۳۴ قֽظֽ | Reply
آرش :
عباس پالیزدار نوار سخنرانی خود را تایید کرد. وی گفت از روی سند و مدرک حرف می زند و قول داد در این باره بیشتر خواهد گفت:
"اگر اجازه بدهید من به موقع، بیشتر این مسائل را باز خواهم کرد. تا کنون مسائل را به صورت کلی گفته ام تا ببینم عکس العمل جامعه چگونه است. البته از این عکس العمل خوشحال نیستم واحساس می کنم می خواهند موضوع را این گونه وانمود کنند که من به دلیل مسائل انتخاباتی این صحبت ها را اکنون مطرح کرده ام، در حالی که این موضوع اصلاً به انتخابات مربوط نمی شود. من وظایفی در قبال شهدا داشتم و وظیفه شرعی ام بود که این مسائل را مطرح کنم، زیرا احساس کردم مجلس نمی خواهد در مورد این موضوعات جلو برود، بنابراین خودم اقدام کردم. هر چند که مجلس نیز خدارا شکر گزارش را قرائت کرده است ولی اسامی به صورت مخفف ق،ی، ک و ب مطرح شد، من مسائل را بازتر کردم و امیدوارم نتیجه مثبتی داشته باشد. اگر نتیجه مثبت باشد، در مورد افراد دیگر نیز مسائل را مطرح خواهم کرد و در مورد این پرونده ها در آینده بیشتر توضیح خواهم داد."
http://www.radiofarda.com/Article/2008/06/09/f4_Palizadar_interview_corruption.ht
۲۱ خرداد ۱۳۸۷ ۷:۴۴ قֽظֽ | Reply
علی :
معیار عدم کفایت یک رییس جمهور چیست؟
فارغ از انزوا در صحنه بین المللی و لطمه به محبوبیت نظام در داخل ..این روزها دولت با وجود انجام همه انچه در توانش می باشد از تامین نیازهای اولیه مردم نیز ناتوان شده است..
خوب قطعا توانش بیش از این نیست نه اینکه نخواهد
۲۱ خرداد ۱۳۸۷ ۹:۳۹ قֽظֽ | Reply
مهدی م :
اقای عبدی با عرض پوزش من ضرب المثل آبشار نیاگارا رو نفهمیدم.
یا خوب نمیتونم بخونم یا آی کیو دچار مشکل شده. به اختصار تشریح فرمائید.
.................................................................
عبدي:
در واقع رد سوال است.اگر در تابستان درجه حرارت به 10 برسد بايد پرسيد كه چرا هوا سرد شده چون انتظار نداريم با چنين درجه اي مواجه باشيم در حال كه 35 درجه بودن هوا تعجبي ندارد.اين مثال مي خواهد بگويد كه سوال شما ناشي از نگاه نادرست به مساله است و اكر با عكس مساله مواجه بوديم بايد سوال مي كرديم.
۲۱ خرداد ۱۳۸۷ ۱۰:۱۱ قֽظֽ | Reply
:
در كنار سفارت عثماني ( سفارت تركيه) در تهران مسجدي بوده كه مامورين سفارت كه سني مذهب بوده اند در آن مسجد صبحها نماز ميخوانده اند، در اين مسجد يك شيخي هر روز صبح روضه حضرت زهرا(س) و اينكه خليفه دوم در را به پهلوي حضرت زهرا زد و... ميخوانده، يك كسي ميگويد من گفتم اينكه اين شيخ هر روز اين روضه را در اينجا ميخواند يك چيزي بايد باشد، آمدم و به او گفتم شيخنا، شما روضه ديگري بلد نيستيد بخوانيد هر روز صبح اين روضه را ميخوانيد؟ گفت چرا، گفتم پس چرا هر روز اين روضه را ميخواني ؟ گفت من يك باني دارم روزي پنج ريال به من ميدهد ميگويد اين روضه را در اين مسجد بخوان من هم ميخوانم، گفتم ميشود اين با ني آت را به من معرفي كني ؟ گفت بله، يك دكاندار در همين خيابان است . آن شخص ميرود با آن دكاندار رفاقت ميكند بعد ميگويد شما چطور شده كه هر روز در اين مسجد روضه حضرت زهرا (س) ميگويي بخوانند؟ ميگويد يك كسي روزي دو تومان به من ميدهد كه در اين مسجد روضه حضرت زهرا خوانده شود، من پانزده ريال آن را برمي دارم و پنج ريال را ميدهم به اين شيخ روضه بخواند، بعد تعقيب ميكند ببيند كه باني اين روضه چه كسي است، معلوم ميشود روزي بيست و پنج تومان از سفارت انگليس ميدهند كه صبحها روضه حضرت زهرا (س) در اين مسجد كه در كنار سفارت عثماني است خوانده شود و بازار جنگ شيعه و سني هر روز گرم باشد! -خاطرات آيت الله منتظرى جلد یک - صفحه 82
...............................................................
عبدي:
ترديدي نبايد داشت كه بازيهائي كه هم اينك در زاهدان از سوي عاشقان دروغين ائمه راه افتاده از همين نوع الگوها تبعيت مي كند.
۲۱ خرداد ۱۳۸۷ ۱۰:۴۹ قֽظֽ | Reply
ali :
با سلام
با توجه روند کنونی، شاید رئیس جمهور شدن حداد عادل غیر ممکن بنظر برسد ولی با توجه به شفاف نبوده وضعیت سیاسی جمهوری اسلامی ایران و عدم پیروی از یک سیاست برنامه ریزی شده به هیچ عنوان رئیس جمهور شدن حداد را بعید در نظر نگیرید.مگر رئیس جمهور شدن آقای احمدی نژاد به برهان و دلیل نیاز داشت چه برسد به آقای حداد!.
به هر حال، یکی از گزینه های احتمالی مهم ریاست جمهوری ایشان هستند.
۲۱ خرداد ۱۳۸۷ ۱۱:۱۶ قֽظֽ | Reply
سلام :
يه سوال :به نظر جناب مهندس خسارت ها و ضررهاي به اصطلاح دشمنان براي رعيت فلك زده بيشتر بوده و يا تصميمات غلط و عدم كار نابلدي مسئولين رنگا ورنگ .
۲۱ خرداد ۱۳۸۷ ۱۱:۴۹ قֽظֽ | Reply
رضا فتوحی :
با سلام
به نظر شما افشاگری های انجام شده بیش از هر چیز برای جلوگیری از دست به کار شدن اصولگرایان برای تغییر آقای احمدی نژاد در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده نیست؟
به عبارتی ایشان که همه چیز را از دست رفته می بینند می خواهند با تهدید بر اتهام زنی های گسترده که چه درست باشد و چه نباشد زمینه ی پذیرش آن میان مردم وجود دارد ریاست جمهوری خود را تداوم بخشد
۲۱ خرداد ۱۳۸۷ ۱:۲۵ بֽظֽ | Reply
جاويد :
البته سوالات خبرنگار به شكلي است كه ظاهرا از ساختار قدرت در ايران مطلع نيستند.و البته شما هم به نوعي جواب ايشان را داده ايد.و يكي از مهمترين مشكلات موجود نيز همين است كه ماها شناخت درستي نسبت به متغيرهاي مستقل و متغيرهاي وابسته نداريم.
وقتي ساختار به شكلي است كه مجلس و حتي قوه مجريه به هيچ وجه متغيرهاي مستقلي نيستند و خود متغيرهايي هستند كه بشدت وابسته هستند ، بنابراين تغيير افراد در اين متغيرهاي وابسته خيلي تفاوتي در ماهيتشان نمي كند.
بنده به شدت آرزو مي كنم كه اي كاش ساختار قدرت در ايران به شكل هرم بود و قدرت داراي وجوه مجزا و قابل تشخيص از همديگر بود ، در حاليكه ساختار قدرت در ايران فعلا مخروطي و يا كله قندي است و قدرت داراي وجه هاي مستقل از همديگر نيست.
بنابراين اصلا به نظر من حتي بحث سهم خواهي هم خيلي نمي تواند بيان كننده باشد.بلكه بايد گفت هر كس در اين كله قند وارد شد ، از اول ملزومات وارد شدن در اين كله قند را پذيرفته است. و اگر نپذيرفته بود ، اصلا پيشرفتي نمي كرد و بشدت طرد مي شد.
اين قدرت جاذبه و دافعه اي كه اين مخروط قدرت دارد ، قويترين عنصر تشكيل دهنده آن است.
۲۱ خرداد ۱۳۸۷ ۱:۳۵ بֽظֽ | Reply
خوش بود گر محک تجربه آید بمیان :
نوشته اید :
" آقاي حداد به صورت كاملاً تصادفي وارد عرصه جدي سياست شد. اگر در مجلس ششم بالا كشيده نميشد، سرنوشت براي او به گونه ديگري رقم ميخورد و نميتوان گفت كه به معناي رايج سياستمدار بود، و از نحوه تعاملش با دولت اخير و نيز اظهاراتش در مجلس اين را به خوبي ميتوان دريافت."
در طول این سالها - با تمام پنهانکاریها - برخی مسایل و ریشه ی آنها - دیگر - کاملا مشخص شده است!
آقای عبدی؛
فراموش نکنید که آقای حداد عادل به دلیل پدر زن بودن و نسبت فامیلی , از رانت ویژه قدرت برخوردار شده اند و نمیتوان این جابجایی را با آن نگاه ( غیر رانتی) شما توجیه و تفسیر کرد. مخصوصا اینکه
از هم اکنون مردم ساده برای خود این جابجایی را اینگونه تحلیل میکنند که رفتن آقای حداد به آن سادگی و آمدن آقای لاریجانی با اینهمه رای یکسان , نشان از یک اراده قوی پشت خود میدهد که ریاست جمهوری آقای حداد عادل در دور بعد یکی از آنهاست!
همانگونه که وقتی آقای لاریجانی از ریاست هیات مذاکره کننده هسته ای کنار آمد و برای انتخاب در مجلس به دیدار فقهای قم رفت همه گفتند ایشان ریاست مجلس خواهند شد و تنها این شما بودید که این پیش بینی را شدنی نمی دانستید .
ایا وقت آن نرسیده که سنگ عیار خود را با نظرات مردم عیار کنید؟
۲۱ خرداد ۱۳۸۷ ۴:۱۳ بֽظֽ | Reply
Alireza :
Jenabe Abdi
in bazi digar vase mardome Iran tazegi nadare. In khabar ra bebnid ta bedanid hamin agha az che kasani defa mikardeh va ehtemalan hanooz mikonad:
۲۲ آذر ۱۳۸۵
ستادهاي مردمي ياران احمدينژاد، فهرست نامزدهاي خود را در سه انتخابات شوراها، خبرگان رهبري و ميان دورهاي مجلس هفتم معرفي کردند. فهرست اين ستادها در انتخابات شوراها::
شامل پروين احمدينژاد، مجتبي اعلايي، مهندس مهرداد بذرپاش، دکتر عباس پاليزدار، مهندس خسرو دانشجو، دکتر حسن زياري، دکتر نسرين سلطانخواه، دکتر سيد حميد سجادي، سيدرستم سيدآقاخان، دلاور صيامي، مهندس محمود عباسزاده مشکيني، مهندس رسول عباسي، دکتر مظاهر عزيزپور، دکتر عباس مسجدي و دکتر مهنوش معتمدي آذر، است. حسين رضاخواه رئيس ستاد مردمي ياران احمدينژاد ضمن اعلام خبر فوق، گفت: اين ستادها در انتخابات مجلس خبرگان رهبري:
از حضرات آیات: مصباح يزدي، خوشوقت، مشکيني، خرازي، جنتي، محمد يزدي، محمدي گيلاني، استادي، مومنپور، نمازي، اختري، باقريکني، دکتر محسن اسماعيلي، امامي کاشاني، کازروني و هادوي
۲۲ خرداد ۱۳۸۷ ۰:۵۳ قֽظֽ | Reply
انجیر :
بحث کوتاهی که با محمد حسین داشتید بسیار بجا و مفید بود.
سئوال: اختلافات نیروهایی که در زمان شاه وجود داشتند از جنس اختلاف در سهم خواهی بود یا خیر و چرا همان هم تحمل نشد؟ آیا نتیجه از میان بردن همان اختلافات ظاهری بروز انقلاب بود یا آنکه حتی با وجود آنها هم انقلاب رخ می داد. به عبارت دیگر، آیا از دل این سهم خواهی ها ممکن است نوعی موازنه قوا و تثبیت تکثر بیرون بیاید که بستری برای گسترش کثرت در آینده باشد یا آنکه این نزاع های سهم خواهانه بکلی مخربند و فقط امکان برنامه ریزی و استقرار نهاد های غیر دولتی را سلب می کنند؟
۲۲ خرداد ۱۳۸۷ ۵:۱۰ قֽظֽ | Reply
نقل قول :
هوگو چاوز و محمود احمدینژاد، روسای جمهوری ونزوئلا و ایران که تصویر در آغوش کشیدن آنها یادآور همگرایی این دو در رویارویی با ایالات متحده و غرب است، این روزها از درد مشترکی رنج میبرند. با وجود درآمدهای رویایی نفت این دو رییسجمهوری موعودگرا، که یکی وعده " تحکیم سوسیالیسم قرن 21" را داده و دیگری مدعی هموار سازی شرایط ظهور امام زمان شيعيان است، تودههای ونزوئلا و شهروندان ایرانی هماکنون با شرایط سخت اقتصادی دست و پنجه نرم میکنند.
برپایه آخرین گزارشهای منتشر شده، رشد اقتصاد ونزوئلا، به پایینترین نرخ خود در طول چهار سال گذشته رسیده است و تولید ناخالص داخلی این کشور بنا برگزارش بانک مرکزی ونزوئلا به 4.8 درصد کاهش پیدا کرده است که از زمان اعتصابهای صنعت نفت این کشور در سال 2003 پایینترین نرخ را نشان میدهد.
چاوز و احمدینژاد که به یمن دلارهای نفتی صدایشان در جهان پژواک گستردهتری یافته است، کم و بیش با شعارها و وعدههای یکسانی بر سر کار آمدند و شیوه اداره امور نیز در این دو رییسجمهوری به یکدیگر کم شباهت نیست.
رییسجمهوری این دو کشورِ عضو اوپک هر دو با این پرسش مقدر تودههای خود مواجهاند که درآمد حاصل از فروش نفت چه تاثیری در زندگی روزمره آنها داشته است.
در چهارماهه نخست امسال میزان سرمایهگذاری خارجی در ونزوئلا 1.8 درصد کاهش نشان داد و نرخ تورم به بالاترین میزان خود در میان کشورهای آمریکای لاتین رسید.
شاخص بهای سبد کالاهای مصرفی در کاراکاس، پایتخت ونزوئلا، در ماه آوریل امسال نسبت به سال گذشته 29.3 درصد افزایش پیدا کرده است.
در ایران نیز برپایه گزارش بانک مرکزی شاخص بهای کالاها و خدمات مصرفی در مناطق شهری ایران در اردیبهشت ماه سال 1387 نسبت به ماه قبل1.7 درصد و نسبت به ماه مشابه سال قبل 25.3 درصد افزایش یافته است. برپایه همین گزارش میزان تورم در دوازده ماه منتهی به اردیبهشت ماه سال 1387 نسبت به دوازده ماه منتهی به اردیبهشت ماه سال 1386 معادل 19.8درصد را نشان میدهد.
به گفته کارشناسان اقتصادی، کنترل قیمتها، کنترل نرخ ارز و نگرانی از حقوق مالکیت فردی از جمله دلایل کاهش رشد اقتصادی ونزوئلا است.
برپایه آمار رسمی ونزوئلا، تولید داخلی این کشور از سال 2006 به میزان 3.2 درصد کاهش یافته است. ونزوئلا همچنین نسبت به دیگر کشورهای آمریکای لاتین در جذب سرمایهگذاری خارجی ناموفق بوده است. در سال 2007 ونزوئلا معادل با 646 میلیون دلار سرمایه خارجی جذب کرده است که این رقم در در کلمبیا 9 میلیارد دلار، در پرو 5.3 میلیارد دلار، در جمهوری دومینیکن 1.6 میلیارد دلار و در السالوادور 1.5 میلیارد دلار بوده است.
شيوهها و شرايط مشابه دو رييس جمهوری
سرهنگ دوم، هوگو چاوز در سال 1998 در انتخابات ریاست جمهوری ونزوئلا به پیروزی دست یافت. چاوز شش سال پیش از آن اقدام به کودتا کرد که فرجامی برای وی جز دوسال زندان نداشت تا اینکه به وی عفو خورد و به سیاست بازگشت. چاوز پس از روی کار آمدن عرصه را برای مخالفان خود تنگ کرد، برای مطبوعات و نهادهای مدنی محدودیت ایجاد کرد و بر کنترل دولت بر اقتصاد نفتی این کشور هرچه بیشتر افزود.
در ایران گرچه چنین شرایطی برای مخالفان از پیش وجود داشت اما محمود احمدینژاد نیز خود ثمره چنين فضایی بود که محافظهکاران از پیش به وی هدیه کرده بودند و وی نیاز به تغییرهای اساسی نداشت.
یکی از اقدامات چاوز برای تحکیم قدرت خویش، ایجاد محدودیت برای نهادهایی بود که قانون اساسی این کشور برای کنترل رییسجمهوری معین کرده بود. در سال 1999، چاوز قانون اساسی نوینی تدوین کرد که در آن دیگر مجلس سنا وجود نداشت و او تنها لازم بود با یک مجلس برای تصویب قوانین مورد نیازش به چانهزنی بپردازد. در این مجلس نیز چاوز با اکثریت شکنندهای که داشت، قانونی را از گذراند که دیگر برای تصویب قوانین عمده به دست کم دوسوم آرا نیازی نباشد. پس از این رای، چاوز 12 قاضی انقلابی به هیات 20 نفره دیوان عالی ونزوئلا افزود تا دیوان عالی را نیز از آن خود کند.
در ایران پییش از ظهور احمدینژاد موتور مجلس ششم از پیش بوسیله شورای نگهبان خاموش و قانونگذاری مختل شده بود. در دوره هفتم نیز مجلسی شکل گرفت که اکثریتی محافظهکار در آن حضور داشتند و چندان برای ریاست جمهوری احمدینژاد مزاحمتی نداشتند. قوه قضاییه نیز در ایران به صورت سنتی محافظهکار بود و چنان نبود که وزیراحمدینژاد مانند وزیر خاتمی پس از استعفا راهی زندان شود.
چاوز که فرماندهی کل قوای ونزوئلا را نیز بر عهده دارد پس از اصلاح قانون اساسی میتواند افسرانی را که به وی وفادار نیستند عزل کند و نظامیان وفادار به خود را ترفیع دهد. چاوز همچنین در سال 2004 یک نیروی شبهنظامی موازی ارتش ایجاد کرده است. نیرویی که درایران پیشتر از انسجام برخوردار بود و شکست خوردگان انتخابات اخیر مجلس و نیز ریاستجمهوری همواره جناح راست را متهم میکردهاند که این نیروها را در خدمت اغراض سیاسی خود ميگيرند. گرچه فرمانده سپاه نیز خود اخيراً اعتراف کرد که نیروهای تحت امرش از اصولگرایان حمایت میکنند.
چاوز همچنین "شورای انتخابات ملی" را در دست دارد. وظیفه این شورا نظارت بر اجرای انتخابات است. در ایران با توجه به همگرایی دولت و شوری نگهبان مشکلی از این بابت برای محمود احمدینژاد وجود نداشت.
همچنین با تصویب قانون مطبوعات در ونزوئلا دولت اجازه یافت بر رسانههای این کشور به لحاظ محتوایی نظارت داشته باشد. از سوی دیگر شهروندان این کشور ممكن است به جرم "توهین" به مقامات راهی زندان شوند. درایران محمود احمدینژاد پس از به روی کار آمدن، با آب و هوای نیمه بیابانی مطبوعات روبرو بود چرا که پیش از وی دستگاه قضایی دهها نشریه را توقیف کرده بود و در دوره احمدینژاد اندک رسانههای باقی مانده نیز از گزند مصون نماندند و نشریاتی مانند شرق و هم میهن و خبرگزاری کار توقیف شدند و حتی رسانههای محافظهكاری چون بازتاب و فارس نیز از فشار دولت در امان نماندند.
از دیگر شباهتهای چاوز و احمدینژاد شیوه کار این دو با کابینه است. چاوز تقریبا هر سال نیمی از وزرای کابینهاش را عوض میکند و وزرا حتی فرصت تغییر دکور دفتر خود را نمییابند چه برسد به ارائه یک راهکار باثبات در مدیریت وزارتخانه زیر دستشان.
احمدینژاد نیز در این مدت مدیران بانکها، موسسات بازرگانی و تجاری شركتهای بیمه، موسسات اقتصادی، رئیس بانک مركزی و وزیر اقتصاد و دارایی، وزیر کشور و... را از کار برکنار کرد و کابینهاش مقام نخست تغییرات در کابینههای پس از انقلاب را به خود اختصاص داده است.
برخوردهای دو رييس جمهوری با مقاومتهای احتمالی و موجود دوران زمامداری هوگو چاوز با مخالفتها و ناآرامیهای عمده سیاسی نیز همراه بوده است. در سالهای 2001 تا 2004 در ونزوئلا راهپیماییهای گستردهای رخ داد و اعتصاب عمومی در شرکت نفت ، اقتصاد این کشور را فلج کرد.
چاوز در سال 2002 در پی یک کودتا برای دو روز به دور از قدرت بود و در بازداشت به سر برد. در سال 2003 و 2004 مخالفان چاوز هر بار با جمعآوری بیش از سه میلیون امضا خواستار همهپرسی برای انتخاب دوباره رییسجمهور شدند اما چاوز توانست در سال 2004 در رفراندوم پیروز شود و مخالفان خود را به محاق ببرد.
به عقیده ناظران آنچه که باعث شد چاوز در رفراندوم 2004 رای بیاورد حمایت فقرای این کشور از وی بود. چاوز نيز پس از آنکه، از سال 2003 به این سو، با بحران سیاسی مواجه شد سیاستهای حمایتی خود از اقشار محروم را که 60 درصد جامعه را تشکیل می دهند، فزونی بخشید.
هوگو چاوزهمچنین هزینههای دولت را که در سال 1999 برابر با 19 درصد رشد ناخالص داخلی بود در سال 2004 به 30 درصد افزایش داد که از بالاترین افزایشها در کشورهای درحال توسعه است. با این حال به گفته منتقدان، چاوز هنوز نتوانسته است تغییر قابل توجهی در کاهش فقر، گسترش عدالت و بهبود آموزش ایجاد کند. سیاست اقتصادی چاوز به گفته کارشناسان در دراز مدت به ضرر اقتصاد این کشور بوده و از هماکنون معضلاتی مانند تورم از رایهای وی کاسته است.
چاوز كه پس از کودتایی نافرجام در سال 1992 به زندان افتاده بود، پس از آزادی برای رسیدن به قدرت راه انتخابات را برگزید، اما با گفتمانی به شدت ضد حزبی وارد انتخابات شد و به دلیل ضعف و فساد احزاب موجود توانست بسیاری از مردم را همراه خود کند. رییسجمهوری پوپوليست ونزوئلا پس از به قدرت رسیدن یکی از ضد حزبیترین قانون اساسیها را در ميان دموکراسیهای آمریکای لاتین را از تصویب گذراند.
در ایران محمود احمدینژاد نیز همین روش را برای مبارزات انتخاباتی در پیش گرفت و خود را جدا از احزاب و طیفهای موجود در جمهوری اسلامی معرفی کرد و پس از پیروزی اظهار داشت به احزاب "باج" نمیدهد، گفتهای که حتی با انتقاد طیفهای محافظهکار نیز روبرو شد. اما باز هم احمدینژاد به برکت قانون اساسی ایران چنان با مشکل احزاب مخالف مواجه نبود.
سياستهای مالی چاوز و احمدینژاد
در سال 2007 چاوز پروژههای بزرگ نفتی، و کمپانیهای تلفن و برق را ملی کرد که باعث شد ریسک سرمایهگذاری در این کشور بالا برود. چاوز امسال نیز اعلام کرد که قصد دارد، صنعت فولاد، سیمان و زغال سنگ را نیز ملی کند.
در ایران نیز به دلیل صدور سه قطعنامه در شورای امنیت علیه تهران، و نیز سیاست خارجی جنجالی احمدینژاد سرمایهگذاری خارجی با مشکل روبرو شده است.
بانک مرکزی ونزوئلا (این بار بر خلاف ایران) برای مقابله با تورم و نقدینگی و ترغیب مردم در سپردن پول خود نزد بانکها در سال جاری نرخ بهره افزایش داده است. بانک مرکزی ونزوئلا برای رویارویی با تورمزایی ناشی از افزایش 30 درصدی دستمزدها از سوی چاوز، امسال برای دومینبار نرخ بهره را در این کشور افزایش داد. همچنین دولت چاوز درصدد است هزینههای خود را پایین بیاورد. با این حال هوگو چاوز در شش ماهه دوم امسال انتخابات فرمانداریها و شهرداریها را در پیش دارد و تزریق هرچه کمتر پول نفتی ممکن است از طرفداران وی بکاهد.
رهبر چپگرای ونزوئلا همچنین خواستار آن بود که بانک مرکزی به دست رییسجمهوری اداره شود و از خود استقلالی نداشته باشد. گرچه چاوز از تسلط کامل بر بانک مرکزی این کشور محروم ماند اما دولت همتای ایرانی وی هماکنون در مناقشهای با بانک مرکزی به سر میبرد تا بتواند هر چه بیشتر بر این بانک تسلط یابد. دولت احمدینژاد هماکنون بانک مرکزی ایران را به شدت برای کاهش نرخ بهره و نیز کم کردن اختیارات بانکها در اعطای تسهیلات زیر فشار گذاشته است.
چالشهای سياسی پيش رو
چاوز سال گذشته میلادی اصلاحات خود را به همهپرسی گذاشت. در این انتخابات 51 درصد در برابر 49 درصد به اصلاحات مورد نظر چاوز نه گفتند. از جمله اصلاحات مورد نظر چاوز، اصلاح قانون اساسی این کشور بود به نحوی که وی بتواند بیش از 2 دوره در انتخابات این کشور شرکت کند.
رییسجمهوری ونزوئلا از پارلمان خواسته بود با تغییر در قانون اساسی محدودیت برای انتخاب رییس جمهور در بیش از دو دوره ریاستجمهوری را بردارند و به گفته او راه "تحکیم سوسیالیسم قرن 21" را درپیش گیرند.
اگر پیشنهادهای چاوز رای میآورد وی میتوانست تا سال 2050 یعنی تا 95 سالگی همچنان در انتخابات ریاستجمهوری ونزوئلا شرکت کند.
محبوبیت محمود احمدینژاد نیز پس از رسیدن به ریاست جمهوری تا کنون در دو انتخابات شوراها و مجلس محک خورده است و گرچه بیشترمخالفانش پیش از انتخابات رد صلاحیت شدند اما نیروهای حامی او با ریزش آرا در هر دو انتخابات روبرو بودند. از سوی دیگر در میان جریان اصولگرا نیز انشقاق پیش آمد و اصولگرایان آلترناتیوی همچون علی لاریجانی، رییس کنونی مجلس، عرصه را احتمالا بر احمدینژاد تنگتر خواهند کرد.
در عرصه خارجی نیز محمود احمدینژاد و هوگو چاوز با واشنگتن در تنش هستند. چاوز جورج بوش را "آقای شیطان" میخواند و واشنگتن را متهم کرده است که درصدد ترور وی بوده است. حملات چاوز به آمریکا پس از کودتای دو روزه سال 2002 شدت بیشتری یافت. واشنگتن برخلاف بیشتر کشورهای آمریکای لاتین این کودتا را در ساعات اولیه محکوم نکرد و در برابر تظاهرات هواداران چاوز در خیابانها را تقبیح کرد.
گرچه چاوز تقریبا مطمئن است که ایالات متحده در آمریکای جنوبی اقدام نظامی نخواهد کرد اما محمود احمدینژاد در رم اظهار داشت که بوش چندین بار درصدد بوده است که به ایران حمله کند.
از سوی دیگرجدال لفظی چاوز با واشنگتن باعث نشده است که وی صدور نفت به ایالات متحده را قطع کند. ونزوئلا با صدور روزانه یک میلیون و چهارصد هزار بشکه نفت به ایالات متحده در مقام چهارمین کشور صادرکننده نفت به این کشور است.
با اینکه چاوز خود صحنهگردان سیاست ونزوئلا است و باید تنها پاسخگوی تودهها باشد اما احمدینژاد در سومین سال ریاستجمهوری خود افزون بر آنکه نتوانسته است تودهها را راضی نگاه دارد، اکثریت عقبه محافظهکاران طرفدار خود را به این اجماع رسانده است که ادامه شیوه کشورداری وی شاکله جمهوری اسلامی را متزلزل خواهد کرد.
اگر آزادی خواهان مستعد این باشند که آزادی را در آیندهای دورتر طلب کنند یا شرایط کنونی را زمینه تحقق آن تعبیر کنند، مستضعفین اما، وعده نان را هر شب با سفره خود میسنجند. احمدینژاد و چاوز هر دو طعمه شکار خویش شدهاند.
۲۲ خرداد ۱۳۸۷ ۱۰:۱۵ قֽظֽ | Reply
مهدی م :
آقای عبدی
در کامنت های مربوط به نوشتارهای قبلی یک جا جناب محمد حسین به این اشاره کرده بود که رئیس جمهور نباید اختیار عزل مستقیم وزرا را داشته باشد.
جدای از این بحث که این ایده درست هست یا نه موجب شد سوالی برایم پیش آید و آن اینکه اصولا چگونه می توان در کشور در انتخابات مجلس یا ریاست جمهوری یک شعار را به عنوان شعار حزب یا ائتلاف ارائه داد و ضمانت اجرایی هم برایش ایجاد کرد؟
دولت و مجلس همیشه تقصیرها را به گردن هم می اندازند در صورتی که در ساختار نخست وزیری اینگونه نیست و دولت خروجی اکثریت مجلس می شود به هر ترتیب.
همین الان دولت و مجلس مرتب همدیگر رو مقصر قلمداد می کنند. بالاخره یک حزب یا ائتلاف یا جریان اگر رئیس جمهورش پیروز شد نمی تواند هیچ ضمانت اجرایی برای اهدافش ارائه کندو حداقل باید سه سال صبر کند تا مجلسی موافق روی کار بیاید.
بالاخره یکی از ارکان دموکراسی باید حرف آخر رو بزنند و دیگر ارکان هم کنترل و نظارت و پایش را بر عهده بگیرند. در آمریکا رئیس جمهور این رکن است و می تواند مصوبات کنگره را وتو کند. ولی در ایران رئیس جمهور هر جا می رود داد تنهایی سر می دهد و اگه یادتان باشد سر تغییرات بودجه چه واویلاهایی که سر نداد.
در نظام های نخست وزیری هم که به نظر می رسد مجلس چون خود دولت را تعیین می کند در راس امور است و حرف آخر را می زند و رئیس جمهور به نوعی تعدیل کننده هست و در زمانی که اوضاع قفلمی شود مثلا مجلس را منحل می کند و انتخابات زودهنگام اعلام می کند.
در کشور ما به نظر می رسد نه مجلس و نه رئیس جمهور هیچ کدام در راس امور نیستند. اگر نگاه سیاسی را کنار بگذاریم و اجرایی به قضیه نگاه کنیم این معضل مشاهده می شود که رئیس جمهور هر شعار وبرنامه ای داشته باشد توسط مجلس به راحتی تغییر داده می شود و رئیس جمهور هیچ ابزاری برای دفع از خود ندارد. به همین ترتیب مجلس اگر ساختاری حزبی هم داشته باشد نمی تواند نیورهایش را با برنامه های مشخص به دولت وارد کند و از بعد آجرایی آنرا پی بگیرد.
خلاصه من فکر می کنم این مسئله باید به نحوی مورد توجه آسیب شناسی نظام باشد.
البته سوال من از شما این است که چنین معضلی از منظر شما جای طرح دارد یا نه؟
...........................................................
عبدي:
كاملا اشكال واردي است.من اولين يادداشت روزنامه اي ام در سال 64 به اين موضوع اختصاص دارد و اين كه در غياب نظام حزبي نمي توان مجلس و رئيس جمهور را از سوي مردم برگزيد و شاهد كشمكشهاي بي پايان نبود.نظام ما مثل فرانسه است بدون وجود احزاب و سنت دموكراتيك.نظام فرانسه با وجود احزاب و سنت پارلماني قوي هم كلي مشكل دارد چه رسد به ايران.
۲۲ خرداد ۱۳۸۷ ۱۰:۴۴ قֽظֽ | Reply
فرهاد :
من هم مثل مهدی م قضیه آبشار نیاگارا را نفهمیدم. شاید دلیلش این باشد که در جمله زیر کلمه "می آید" به اشتباه "نمی آید" تایپ شده است؟
"عجیب است این همه آب از آن بالا پائین نمی آید!"
.............................................................
عبدي:
معذرت ميخواهم.اين اشكال تايپي بوده و از قرينه مفهومي قابل درك بوده است.در متن اصلاح شد.
۲۴ خرداد ۱۳۸۷ ۱:۵۴ قֽظֽ | Reply
:
شمس
خوب مدونید از عباس پالیزدار شکایتی ازطرف نام برده شده ها نمیشود!البته مدعی العموم شاید ودر خبرهاآمده که او را دستگیر کرده اند.اما ...
در خاطرات فردوست آمده "اواخر رژیم شاه برای آرام کردن مردم دستور داده شد با مفاسد اقتصادی مبارزه شود وقتی آمدیم سوابق را بررسی کردیم دیدیم اینقدر دزدی زیاد است که گفتیم فقط پرونده های بالای صــــــــــــــدمیلیون تومان را بررسی میکنیم "
اما،اما دیـــــــــــــــــــرشده بود!!!!!!!!!
۲۴ خرداد ۱۳۸۷ ۹:۲۲ قֽظֽ | Reply
علی قنواتی :
jتوکه باچهارتا کشیده ازاصلاحات بریدی الان خجالت نمیکشی امدی مفسر سیاسی شدی واقعاتوکه بادوروزاب خنک خوردن ازتمام عقایدت دست کشیدی واقعابه جای قهربااصولگراها که انان بودندکه کتکت زدند امدی ضعیف کشی کردی وعقده های بی پایانت رابرسرمحمدخاتمی خالی کردی الان خیلی بیهویت شده ای.
...............................................................
عبدي:
كي گفته من كشيده خوردم؟حتما مثل بقيه موارد به شما دروغ گفته شده است.
۲۷ خرداد ۱۳۸۷ ۳:۵۲ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/898