آینده - وب سایت شخصی عباس عبدی
نوشتار
۳۱ خرداد ۱۳۸۷
گره كور تبعيض
تبعيض يكي از عوامل مهم در تخريب فضا و روابط اجتماعي است. تبعيضهايي كه در سطح خانواده يا در محيط اجتماعي و... ديده ميشود، ريشه كدورت و كينه ميان فرد يا گروه مورد تبعيض با طرفهاي مقابل است. تبعيض جنسيتي در خانواده و جامعه، تبعيض نژادي، مذهبي، قومي و زباني در جامعه تماماً منشاء كينه و كدورتي ميشوند كه درپي يافتن فرصتي براي ظهور و بروز هستند. انسان و گروه مورد تبعيض احساس ميكند كه شخصيت او مورد هجوم قرار گرفته و تحقير شده است.
در بسياري از موارد تبعيض آگاهانه و تعمدي است كه تبعيض نژادي بدترين و خشنترين نوع آن بوده است كه تاكنون بشر با آن مواجه شده است. اما بعضاً هم پيش ميآيد كه تبعيض چندان آگاهانه و عريان نيست، اما به واسطه آنكه در ضمير فرد تبعيضگزار اين تفاوتها و تبعيضها وجود دارد، در عمل خود را نشان ميدهد و چه بسا توجهي به تبعيضآميز بودن رفتار خود نداشته باشد و آن را امري عادلانه و مطابق انصاف بداند.
تبعيض وقتي آثار منفي و مخرب بيشتري دارد كه از نهاد يا مرجعي سر بزند كه برحسب وظيفهاش بايد مظهر بيطرفي باشد و همه را به يك چشم نگاه كند. مثلاً اگر يك نفر بواسطه رنگ پوست يا نژادش از سوي فرد ديگري تحقير يا با تبعيض مواجه شود، دردناك است. اما ممكن است آن را تحمل كرد، ولي اگر اين تبعيض از سوي پليس يا حكومت باشد بسيار دردناكتر است، زيرا تبعيض از سوي آنان از يك سو به منزله به رسميت شناختن تبعيض است و از سوي ديگر قرار است كه اين نهادها در مقابل مردم بيطرف باشند و عمل جانبدارانه له يا عليه كسي نداشته باشند و اكنون با اين كار خود جايگاه ويژه خويش را نيز مخدوش كردهاند و اين دردي مضاعف است كه وارد ميشود. اگر يك فرد عادي يك رنگين پوست را تحقير كند و عليه او تبعيض قايل شود، فرد مورد تبعيض اميد دارد كه به دولت مراجعه كند، اما اگر يك دولت چنين رفتاري را داشته باشد، به كجا بايد پناه برد؟
با اين مقدمه بررسي كنيم كه چقدر از رفتارهاي رسمي در جامعه ما تبعيضآميز است؟ در اين يادداشت به تبعيضهاي آگاهانه در عرصه سياست و دين و حتي جنسيت پرداخته نميشود. بلكه صرفاً تبعيضهايي مدنظر قرار ميگيرند كه چه بسا در ابتداي امر چندان مورد توجه كسي واقع نميشوند و حتي فاعلان رفتار هم توجهي به اين وجه عمل خود ندارند، اما بيترديد آثار خود را بر ذهنيت اجتماعي به جا ميگذارند.
چندين رويداد را با هم مرور ميكنيم. مجروحين و شهداي ناشي از انفجار مين در مناطق غربي و جنوبي كشو، آتشسوزي مسجد ارك، آتشسوزي يك دبستان روستايي در دو سال پيش، طوفان گونو در بلوچستان، انفجار حسينيه شيراز، آتشسوزي كارخانجات در شازند اراك، سقوط هواپيماي C-130 ارتش، رسيدگي به پرونده دكتر زهرا بنييعقوب، رسيدگي به پرونده پاليزدار و...
مثالهاي متعددي را برحسب زمينههاي گوناگون آوردم تا صرفاً بر تبعيضهاي سياسي تأكيد نشده باشد. البته رسيدگيهاي مثبت و سريع براي حل اموري چون مسجد ارك نه تنها مورد انتقاد نيست، كه بسيار هم مطلوب است، اما مسأله اينجاست كه چرا در موارد ديگر چنين همتي به خرج داده نميشود؟ سرعت بازسازي مسجد ارك و رسيدگي به موقع همراه با پرداخت هزينه درمان مجروحين و پرداخت غرامت فوت را در آتشسوزي مسجد ارك مقايسه كنيد با نحوه برخورد با آتش گرفتن مدرسهاي در روستا كه تعداد زيادي كودك كشته و سوخته شدند يا با اتفاقي كه در كارخانجات اراك رخ داد. نحوه عمل و تبليغات انجام شده و اعلان پرداختهاي مالي و... در حسينيه شيراز را مقايسه كنيد با مجروحين و شهداي گمنام ناشي از انفجار مين. فراموش نكنيم كه اين مينها ادامه جنگ است و كشتهها و مجروحين مينها ادامه شهدا و مجروحين جنگ هستند. پروندههاي مختلف را هم ميتوان با يكديگر مقايسه كرد، كه عموماً اين مقايسهها معرف نوعي دوگانگي رفتاري است. اين دوگانگي، ضمن آنكه تخم عداوت و كينه و نفرت را در دلها ميكارد، اعتبار و درستي تصميمات ديگر مراجع مذكور را هم با سوال و ابهام مواجه ميكند، فرد يا گروهي كه احساس تبعيض كند، همدلي خود را با جامعه از دست ميدهد و بيش از آنكه در صدد تعاون و همكاري با جامعه باشد يا خود را براي ايثار و از خود گذشتگي آماده كند، در صدد انتقامگيري است و تنها درپي فرصتي است تا اين هدف را محقق كند و حتي در صدد است تا خسارتهاي ناشي از سالها تبعيض را يكجا جبران نمايد. خسارتهاي ناشي از وجود تبعيض به مراتب سهمگينتر از فقر و نداري است. فقر را ميتوان تحمل كرد و يا حتي با آن كنار آمد، اما با تبعيض نميتوان. مردمان ترجيح ميدهند كه حتي اگر مورد ظلم هم واقع ميشوند، بالسويه باشد چرا كه ظلم بالسويه، عدل است .حتي در ظلم هم بهتر است تبعيضي قائل نشد و اين نشان از تاثير بدتر تبعيض بر روح و روان فرد و جامعه است.

ر.ح :
مهندس عبدی عزیز
با سلام و احترام و تشکر همیشگی از روشنگریهای شما.
میخواهم عرض کنم تبعیض در همه وجو هش در جامعه ایران نهادینه شده است وقتی مفهومی چون شهروندی و حقوق شهروندی در جامعه مغفول مانده است و بدتر از ان مسئولین سیاسی و اجرائی جامعه افراد را به شهروندان خودی و غیر خودی تقسیم میکنند و به این دسته بندی خود نیز علنا افتخار میکنند دیگر چه جای شکوائیه ای باقی میماند ؟ما باید همچون شهروندان بلوک شرق سابق به حزب و سران مرکزی قدرت اظهار ارادت کنیم تا از حداقلهائی در پذیرشها ئی که حق طبیعی شهروندیمان است برخوردار شویم .
بالاترین تبعیض این است که حق حیات و ممات ما در دست پر قدرت کسانی است که قدرتشان را به ظاهر از مردم میگیرند ولی یکشبه مقدس و معجزه هزاره های سوم و بلکه چهارم میشوند...........
۳۱ خرداد ۱۳۸۷ ۲:۱۳ بֽظֽ | Reply
قانون برابر :
نماینده کرج در مجلس هشتم به مدت 11ساعت در محل دادستانی تهران تحت بازجویی ومحاکمه قرار گرفت .
یک منبع مطلع در دادستانی تهران با اعلام این مطلب به خبرنگار عصرایران گفت:پس از دستگیری و بازداشت عباس پالیز دار و 13 نفر دیگر فاطمه آجر لو به عنوان متهم احضارو در روز چهارشنبه به مدت 5 ساعت تحت بازجویی ومحاکمه قرار گرفت.
درروز پنجشنبه نیز علیرغم تعطیلی دادسرای تهران ، فاطمه آجرلو به مدت بیش از 6 ساعت، تحت بازجویی ومحاکمه قرار گرفت .
در جلسه محاکمه روز پنجشنبه آجر لو، همسر وی که یکی از قضات دادگستری است وی را همراهی می کرد.
درروز پنجشنبه بازجویی و محاکمه مدیر کل حوزه ریاست سازمان بازرسی کل کشور نیز انجام شد که مدیر کل مذکور پس از محاکمه وباز جویی در دادسرای کارکنان دولت بازداشت و روانه زندان اوین گردید.
ظاهرا این مدیر کل در ارتباط با فاطمه آجر لو و سایر متهمین شبکه پالیز دار متهم به همکاری و مشارکت با آنان می باشد .
یکی از همراهان آجر لو نماینده کرج که در دادسرای کارکنان دولت حضور داشت ، گفت : به غیر از روز یکشنبه که مجلس جلسه علنی دارد، این نماینده مجلس، برای تمام ایام هفته آینده جهت محاکمه و بازجویی احضار شده است .
۳۱ خرداد ۱۳۸۷ ۳:۰۵ بֽظֽ | Reply
rahmat :
جناب مهندس عبدی عزیز با سلام
" جانا سخن از زبان ما میگوئی "
بچه هائی که در روستای دور افتاده در آتش سوختند و مجروح شدند و آنان که در سیستان و بلوچستان گرفتار طوفان شدند البته که ایرانی و انسان و مسلمان بودند اما از خواص نبودند فقط همین.
اما بعد
خطیب جمعه امروز تهران در ارتباط با سخنان آقای عباس پالیزدار فرموده اند که نقل اینگونه شایعات در مورد مسئولین شرعا حرام است ( نقل به مضمون ) . مشخص نیست چرا در باره سخنان آقای پالیزدار که تا همین اواخر از همفکران نزدیک آقایان بوده تا بدین حد حساسیت وجود دارد اما در باره سرنوشت مرحوم دکتر زهرا بنی یعقوب تا بدین حد بی تفاوتی وجود دارد؟
البته پاسخ معلوم است چون مخاطبان پالیزدار و کسانی که در مسجد ارک خسارت دیدند از خواص بوده و هستند و دانش آموزانی که در آتش سوزی گرفتار شدند و دکتر زهرا بنی یعقوب غیر خودی هستند.
متاسفیم که مدعیان هنوز هم از عدالت حضرت علی (ع) و پیروی از آن حضرت خرج میکنند و تصور میکنند مخاطبان آنان جوانان و نوجوانان سالهای قبل از انقلاب هستند و نمیدانند که آن نسل تجربیاتشان را به فرزندانشان منتقل کرده اند و خانم زهرا بنی یعقوب دختر یکی از همان جوانان است که عمری را در زندان شاه گذراند و سالها در خدمت جبهه بودو اکنون دارد از " انقلابیون " روزهای بعد از انقلاب دستمزد خدمات صادقانه خود را دریافت میکند و گوئی فراموش کرده اند که ما ملت بیسواد دوران قاجاریه نیستیم و پدر ارتباطات بسوزد که معاون دانشگاه زنجان را رسوا میکند و به هنگامه تشدید تضادها سخنان پالیزدار در عرض مدت کوتاهی به روی آنتن میرود و سر از ماهواره در میاورد.
رحمت
۳۱ خرداد ۱۳۸۷ ۳:۵۱ بֽظֽ | Reply
دانشجو :
با دورود
بسیار زیبا بود .
زیبا به معنی درست و صحیح
در مورد دانشگاه زنجان تبعیض وحشتناک است چرا که آقایان آرمان خواه که متاسفانه پست اجرایی نیز اشغال کرده اند و آرمانخواهی میکنند و همواره "قیامت" را نقطه ی آرمانی خود و دنیا معرفی میکنند . قیامتی که ظاهر و باطن افراد در آن بر همه آشکار میشود و ....
ولی وقتی به " قیامت" زنجان میرسد که آن دختر دانشجو توانسته با یک حرکت نهاد خبیث آن فرد مسؤل را از پشن چهره تقدس مآب آن و از پشت نقش آرمانخواه دروغین او بیرون آورده و به همه نشان دهد و با این کارش قیامت کرده , همه "قیامت" " قیامت "گویان قیامت فراموش کرده و به پشتیبانی از یار و همکار فاسد و پلید خود در آمده ..... و حتی بدتر اینکه وزیر آموزش عالی وارد این میدان قیامت شده شده و عمل فیلم برداری از نشان دادن ماهیت این عضو دستگاه خود را محکوم کرده !!
باید پرسید پس بروید بخدا اعتراض کنید که قیامت بپا میکند و اینقدر خدا خدا نکنید .
تبعیض ئقیح یعنی اینکه در اینجا "قیامت" کردن بد است ولی در گفتار و سخنرانی همه اش دم از ترس از قیامت میزنند خوب است !!
حالا هم که تبعیض را دو برابر روا داشته معاون دانشجویی دانشگاه را تعلیق و دختر دانشجو را نیز بجرم قیامت کردن او بازداشت کرده اند !
تبعیض از این بالاتر ؟
که کارگزار خود را با یک چشم دیگر می بیند و دختر دانشجو را با یک چشم دیگر؟
۳۱ خرداد ۱۳۸۷ ۵:۱۷ بֽظֽ | Reply
:
باوند: بعيد نيست مككين قدرت را در دست گيرد
وي با اشاره به اظهارات اخير نخستوزير انگليس و بوش گفت: به نظر ميآيد اين اظهارات، پيام اميدوار كنندهاي نبود و بيشتر حالت هشدار داشت. باوند با بيان اينكه اگر طرفين در مواضع اوليهشان تعديلي صورت ندهند، با پيامدهاي نامطلوبي مواجه خواهند شد درباره برخورد احتمالي ايران در آينده نزديك با بسته پيشنهادي 1+5 گفت: ايران بايد تا قبل از اينكه آنها تصميماتي را عليه ايران اتخاذ كنند كه ممكن است اين تصميمات در موضع ايران بازتاب منفي داشته باشد، تصميمات خود را ارائه كند. اين استاد دانشگاه ادامه داد: خرد سياسي اقتضا ميكند هر چه سريعتر موضعگيري ايران اعلام شود. وي در پاسخ به اين پرسش كه برخي معتقدند با نزديك شدن به انتخابات رياست جمهوري آمريكا، فضا براي ايران بيشتر فراهم خواهد شد تصريح كرد: معتقدم اين فكر شديدا اشتباه است. استمرار وضع موجود تغييري به نفع ايران ايجاد نميكند. همچنين با نگاهي به اظهارات نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري آمريكا ميبينيم كه شعارهاي آنها در روزهاي اول با شعارهايشان در اين روزها درباره ايران كاملا متفاوت و از موضع سختگيرانه است؛ اين در حالي است كه بعيد نيست مككين نامزد جمهوريخواهان كه مواضع غير دوستانه دربــاره ايــران دارد، بــه عـرصـه قـدرت در آمـريـكـا وارد شود. بدون ترديد بوش سعي دارد تا قبل از اتمام كارش در دولت آمريكا قطعنامهاي ديگر را عليه ايران كه ابعاد اقتصادي و تجاري بيشتري را شامل ميشود به تصويب برساند. اين استاد دانشگاه درباره تضمينهاي عيني مورد نظر 1+5 گفت: كنسرسيوم غنيسازي در خاك ايران مـيتـوانـد مـصـداق ايـن تـضـمين باشد. كنسرسيوم ، پيشنهادي است كه از سوي خاوير سولانا در سطح بينالمللي مطرح شده است.
۳۱ خرداد ۱۳۸۷ ۵:۴۳ بֽظֽ | Reply
انتقال مجدد اسانلو به زندان :
انتقال مجدد اسانلو به زندان
» منصور اسانلو، رییس هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوس رانی تهران و حومه، بعد از ظهر سه شنبه به بهداری زندان اوین منتقل شد.
۳۱ خرداد ۱۳۸۷ ۵:۴۷ بֽظֽ | Reply
ahmad :
جناب عبدی سلام
شهامت شما را تحسین می کنم که در یکی از پر تبعیض ترین جوامع قرن بیست ویکم از تبعیض سخن به میان اورده اید خصوصا که خود شما بر حسب قوانین چه بخواهید وچه نخواهید از بیشتر مواهب تبعیض به شرح زیر برحوردارید:
1-مرد هستید ونه زن واز دیه کامل وارث دو برابر خواهر خود و...برخوردارید
2-مسلمان هستید ومشکلات غیر مسلمان ها مثلا بهائی ها شامل حال شما نمی شود.
3- شیعه اثنی عشری هستید و می توانید کاندید ریاست جمهوری و ... شوید و از ممنوعات سنی ها بر کنارید .
4- شیعه خالص اثنی عشری هستید وگرفتاری های دراویش گنابا دی وزیدیه واسماعیلیه شامل حال شما نمی شود.
5-موحد وخداپرستید وهمچون گاندی و نهرو وسایر هندوان بت پزست ویا همچون ماندلا لامدهب نیستید ومیتوانید از مزایای کامل یکتا پرستی بر خوردار واز عقوبت بی دینی در امان باسید.
6- اگر اعتقاد مطلق وعملی وقلبی به ولایت فقیه داشته باشید ممکن است صلاحیت نمایند گی مجلس ورئیس جمهور شدن هم داشته باشید ورد صلاحیت نشوید..
7- هنوز جوانید ومی توانید با شرکت در دروس حوزوی به لباس روحانیت مفتخر و به شورای نگهبان واستفاده از دادگاه مخصوص روحانیون هم بر خوردار شویدوبسیاری دیگر...
اما داستان تبعیض غیر قانونی از این هم فراتر است وآن چه شما در مورد مسجد ومدرسه فرموده اید وآنچه سایر ایرانیان در مو رد امام زاده ها وآثار باستانی میگویند در مقابل مجازات متفاوت در مقابل جرم ثابت ونبود رویه قضائی چیز مهمی نیست...از جمله برای اولین بار در تاریخ قضا مجرم پرونده المکاسب به جهت جهل به قانون تبرئه شد!!سرداری با وثیقه آزاد ودختر جوانی به علت جمغ آوری امضاء به پنج سال حبس محکوم و..
۳۱ خرداد ۱۳۸۷ ۶:۰۲ بֽظֽ | Reply
Amir :
تنها راه نجات کشور و مردم بازگشت بقانون يکسان برای همه، قوه قضائيه مستفل و مراجعه بآراء مردم است.
۳۱ خرداد ۱۳۸۷ ۶:۰۴ بֽظֽ | Reply
امید :
همانطور که بدرستی نوشته بودید تبعیض موقیعتی است که افراد در برابر "نقشهای" یکسان از "مزایای" نابرابر برخوردار میشوند.
همچنین حالتی که ویژگیها و معیارهای انتسابی , مبنای توزیع "قدرت" یا" ثروت" قرار گیرد؛
شایسته یادآوریست که در شرایط تبعیض , متاسفانه یک اتفاق مهم می افتد که عواقب بسیار دارد و آن اینکه فرصت تحرک اجتماعی یکسان برای افراد از بین میرود و افراد در آموزش یا انتخاب شغل , شرایط نابرابری پیدا میکنند و ...... در نهایت کارها بدست افراد نالایق و ناصالح و بی صلاحیت می افتد .
از عواملی که به رشد تبعیض در جامعه کمک می کند؛ جداییگزینی افراد جامعه است.
در ضمن لازم بیادآوریست که "تبعیض جنسیتی"، "تبعیض مذهبی" و "تبعیض سنی" از انواع رایج تبعیض در جامعه ماست همانطور که که تبعیض نژادی، نوع رایج آن در آمریکا بود و با مبارزات فراوان امروز می بینیم که این تبعیض از بین رفته و حتی یک رنگین پوست میتواند خود را کاندید ریاست جمهوری پر قدرت ترین کشور دنیا کند !! آیا کسی میتواند امروز سختی های تحمل کرده کسانی که در راه رفع این تبعیض تلاش کرده اند را لمس کند؟
متاسفانه بسیاری از مردم , حتی نخبه ها برخی از این تبعیض ها را قبول کرده و خود را حتی از پرداختن به جوانب آن جدا کرده اند , حتی نزدیک به آن نیز نمیشوند !! مثل تبعیض جنسیتی , مثل ...
ولی , در دنیای امروز , بعد از موفقیت جهانی تبعیض زدایی و به ثمر رسیدن سالها مبارزه با تبعیضات مختلف , معیار و میزان افکار عمومی برای سنجش وفاداری به آزادی چند سؤال اساسی است از جمله اینکه :
نظر شما نسبت به هم جنسگرایان چیست؟ ( همان سؤالی که از مقامات در خارج از کشور و از جمله آقای احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا کردند و ....
با جواب به این گونه سؤالات است که ماهیت هر فرد , نسبت به قبول یا عدم قبول تبعیض مشخص میشود.
حال با این تفاسیر و با توجه به اینکه حرف تا عمل خیلی فرق میکند نظر شما نسبت به همجنسگرایی چیست؟
آیا میتوان بین این افراد - که جدیدا مشخص شده مغز آنها با افراد سالم متفاوت است - با دیگر افراد جامعه تبعیض قایل شد و تمایلات آنها را به دلیل اینکه مثل ما نیستند نادیده گرفت؟آیا .... فعلا برای حل و تحلیل و نظر همین یک تبعیض کافیست .
بقیه نیز چون در خانه کسی هست به طبع آن حل خواهد شد
بقول معروف : چون که صد آید , نود هم پیش ماست.
۳۱ خرداد ۱۳۸۷ ۸:۳۴ بֽظֽ | Reply
صامت :
آقای عبدی
میدانید تبعیض از کجا شروع میشود؟
یعنی قدم اولیه تبعیض کجاست؟
حتما می پرسید این دیگر چه سؤالیست؟
بنظر من اگر بدانیم قدم اولیه تبعیض چیست آنوقت در آینده خواهیم توانست قدم تبعیض را در اولین مراحل تولدش خرد کنیم و اجازه پیشروی را از او بگیریم تا بار دیگر جامعه با نهادینه شدن تبعیض , از مدار و جاده سالم خارج نشود ....
بنظر من اولین قدم تبعیض خیلی ساده است . آنقدر ساده که هیچکس به خطرناکی آن توجهی نمیکند . اولین قدم تبعیض انگ زدن به دیگران است ؛ بله انگ زدن !!
همان پیشداوری مرسوم و معمول جامعه ما که بر اساس آن هر فرد یا گروهی بخود حق میدهد بعلت اینکه دیگران با آنچه آنها هستند و یا با آنچه متدوال است متفاوت هستند انگی را به آنها بزند ( مثلا راحت به مخالف خودمان میگوییم کافر , کافر= پوشانده حقیقت) ( آنهم از طرف کسی که خودش حقایق مسلم را پوشانده !!) ( یا خیلی راحت به مخالف و منتقد خود میگوییم دشمن ..... یا ....) در نتیجه دست بکار بی اعتبار کردن و در نتیجه طرد و در مرحله آخر تبعیض میشویم.
بله وقتی در جامعه افراد بر اساس پیشداوری هایشان عمل می کنند، در آنصورت بتدریج اَنگ به تبعیض تبدیل و نهادینه می شود.
آیا بهتر نیست برای رفع تبعیض و باز کردن گره آن فعلا با انگ زدن به دیگران مخالفت و مقابله کنیم؟
۳۱ خرداد ۱۳۸۷ ۹:۱۰ بֽظֽ | Reply
حامد :
در قانون اساسی حکم کسانی که بر علیه تبعیض اقدام میکنند یا بر عکس حکم کسانی که تبعیض روا میدارند چیست؟
آیا اسلام حکومتی تبعیض را قبول دارد ؟( چون مطمان هستم که اسلام قرآن تبعیض را قبول ندارد و همه را به یک چشم می بیند )
۳۱ خرداد ۱۳۸۷ ۹:۳۳ بֽظֽ | Reply
دانشجو :
میدانید تبعیض دانشگاهی یعنی چه؟
یعنی صنعتی شریفیها بقیه دانشگاهها را قبول ندارند، دانشگاه تهران دانشگاه شهرستان را قبول ندارد، دانشگاه سراسری دانشگاه آزاد را قبول ندارد، دانشگاه آزاد مرکز استان دانشگاه آزاد شهرستان را قبول ندارد، این وسط هیچکس پیام نور و خصوصی را قبول ندارد.
هیچ استادی، استاد دیگری را قبول ندارد. هیچ دانشجویی، دانشجوی دیگری را قبول ندارد. جالب اینجاست که موفقترین دانشجویان کشور هم دانشجوی دانشگاه چلغوزآباد در ناکجاآباد ایران هستند.
۳۱ خرداد ۱۳۸۷ ۹:۳۵ بֽظֽ | Reply
پویه - م :
انسان از گذشته های دور بهترین روش را برای رسیدن به نظم مورد نظر خود را تدوین قانون دانست. اولین قانون مدون در جهان ، قانون حمورابی است در آن مجموعه کیفرهایی همچون تبعید ، آتش زدن ، دار کشیدن ؛ قصاص ، قصاص عضو و غرامت دیده می شود .طبق آن کیفر در صورتی قابل اجراست که طرفین از نظر اجتماعی در یک سطح قرار داشته و این خود شروع دخالت تبعیض در تدوین قوانین بود. قوانین مدون فراز و نشیب بسیاری را طی کرده و مدام سعی در تکامل آن بود. به گونه ایی که زمانی وظیفه قانون و قضا به ریش سفیدان و یا جادو گران سپرده می شد .
مهمترین بحث در قوانین بحث تبعیض بود. انسانها در هر دوره املاکی را برای برتری بر می گزیدند در عصری ثروت ، نجابت خانوادگی ، رنگ پوست و جنسیت ملاک و مطرح بود که این ملاک ها در موضوع تدوین قوانین بی تاثیر نبوده به گونه ایی که که در صورت قتل نوکر توسط ارباب به علت برتری ارباب هیچ محاکمه ایی در کار نبود. این روند مسیر در طول اعصار و قرنها ادامه داشت .
ولی مهمترین موضوعی که مطرح و موجب بحثهای بسیاری شد این بود که زنان جایگاهی ثابتی در قوانین رایج در جامعه نداشتند. در واقع زنان به طور کلی در قوانین نادیده گرفته شده بودند و هرگز در قوانین مدون مجازاتهایی علیه خشونتهای خانگی تدوین نشده بود تنها به این علت که زنان کمتر از خانه خارج می شدند و قوانین موجود بیشتر پیرامون حوادث خارج از خانه بود که زنان در مصادیق آن وارد نمی شدند . این شروعی برای تلاش زنان در احقاق حقوق خود و ثابت کردن این موضوع که آنان نیز همچون مردان حق حمایت قانونی را دارند.
در هر جامعه ای که عرف و آداب و رسوم جایگاه مقدسی داشته باشد زندگی در آن جامعه بر مردان و زنانش به سختی خواهد گذشت .ولی زمانی که کفه ترازوی این عرف تنها به سمت و سوی یکی از طرفین ، سنگینی کند زندگی را برای او سخت تر خواهد کرد زیرا علاوه بر سنگینی بار عرف ، طرف دیگر با تلاش در اجرای عرف رایج این حلقه را تنگ تر خواهد کرد.
در قوانین ایران پس از تصویب قانون مدنی در سال 1307 مباحثی از قوانین را به زنان و وظایف آنان اختصاص داد که قوانین بیشتر جنبه بایدها و نبایدها و کمتر قابلیت حمایتی داشت .پس از انقلاب مبحث خانواده قانون مدنی تا حدودی تغییر یافت و همان قدری که از زن حمایت می کرد به علت مخالفت آن با شرع حذف شد به طور مثال ماده 1042 مصوب 1313 که حتی پس از رسیدن به سن 15 سالگی تمام نیز دختران نمی توانند تا زمانی که به 18 تمام نرسیده اند بدون اجازه خود شوهر کنند این ماده پس از انقلاب حذف شد . حق حضانت با مادر نیست و در صورت تعلق (در موارد نادر) اگر او ازدواج کند این حق از او سلب خواهد شد . حق طلاق با مرد است و او هر زمان که بخواهد می تواند همسرش را طلاق دهد و دیگر آنکه طبق قانون حتی در صورت شرط و توافق طرفین اگر مرد مایل به کار کردن زن نباشد می تواند با کمک قانون و دادگاه تنها به صرف اینکه کیان خانواده در خطر است مانع از کار کردن او شود .
در قانون جزایی ایران همواره نیمی از موجودیت انسانی زن مورد توجه قرار گرفته شده به گونه ایی که در مباحثی همچون شهادت دو زن برابر یک مرد قرار داده شده است و در مواردی همچون لواط ( همجنس بازی مردان ) و مساحقه ( همجنس بازی زنان ) شهادت زنان - حتی با همراهی مردان - پذیرفته نیست و در موارد دیگر نیز زنان هنگامی شهادتشان پذیرفته شده که تعدادشان دو برابر مردان شاهد باشد .
در زمانی که مردی اقدام به کشتن زنی کند خانواده مقتوله برای اعدام قاتل حتما باید نیمی از دیه زن را به قاتل بپردازند زیرا دیه زنان از مردان کمتر است به همین علت نمی توان مرد را اعدام کرد مگر آنکه ما به التفاوت دیه به قاتل پرداخت شود که همین موضع باعث شده که بسیاری از خانواده ها که توانایی مالی ندارند از اعدام قاتل دختر ، همسر و... خود چشم پوشی کنند و یا باعث طولانی شدن اجرا حکم قصاص شده است . این در حالی است که در قانون مجازات اسلامی دیه زن و مرد را برابر دانسته اما تا آن زمانی که مقدار آن به یک سوم دیه کامل برسد و از آن لحظه دیه زن از مرد کمتر خواهد شد. موضوع دیه حتی به جنینی که جنسیت آن معلوم شده است نیز سرایت داده شده و در زمانی که جنسیت او مشخص شود و سقط جنین به وقوع بپیوندد دیه او مطابق با دیه زن و مرد بیان شده در قانون مشخص می شود .
در موردی دیگر در صورت قتل فرزند توسط پدر یا جد پدری ؛ قاتل قصاص نمی شود و تنها به پرداخت دیه و مجازات تعزیری مجکوم می شود ولی برخلاف آن مادر محکوم به قصاص می شود و همینطور در قذف فرزند مادر محکوم به حد می شود.ولی پدر و جد پدری تنها محکوم به تعزیر می شوند بزرگترین مشکل امروزه زنان قتلهای ناموسی است . که در بیشتر موارد بی دلیل و تنها بر پایه ظن و بدگمانی است و حتی قانون به مرد این اجازه را داده است که زمانی که همسر را با مرد بیگانه دید و مطمئن به تمکین بود در صورت قتل از قصاص معاف است حال چگونه میتوان ثابت کرد که مرد اطمینان به تمکین زن دارد خود بحث دیگری است در قانون تنها همسر مرد مصداق این ماده است ولی در بعضی از کشورهای عربی حتی مادر و خواهر و دختر عمو هم از مصادیق آن قرار گرفته اند .
ولی با این همه به جز اجحاف قانونی عرف حاکم بر جامعه هم بر دوش زنان سنگینی می کند و گاه قدرتش از قانون هم بیشتر است .در بسیاری از موارد قانون به زن حق و حقوقی داده که عرف آن را منع کرده ولی به علت قوی بودن عرف و مهمتر از همه حمایت های سنت از قابلیت و ضمانت اجرای محکم تری از قانون را دارا ست ؛ درک این موضوع را می توان با زندگی در کنار یک قوم و یا یک ایل بهتر درک کرد .
ولی با این همه این زنان هستند که می توانند با برابر کردن قوانین در خانه خود و تربیت فرزندانی که جنسیت را موجب برتری ندانند در ایجاد جامعه ایی عادل و سالم کمک کنند. در واقع این زنانند که خود باید برای رسیدن به حقوق مساوی تلاش کنند.
۳۱ خرداد ۱۳۸۷ ۹:۳۷ بֽظֽ | Reply
بدون شرح :
ابراز تأسف مرتضوی برای زاکانی و روزنامه دولت
سعید مرتضوی دادستان تهران، طی نامه ای خطاب به مدیر مسئول روزنامه دولت ، اظهارات زاکانی را سخیف، کذب و واکنشی از سر نگرانی به بازجویی و برخورد با باند پالیز دار دانست.
عصرایران: در پی بازداشت چندین تن از مرتبطین پرونده عباس پالیز دار در روزهای اخیر و احضار و بازجویی های مکرر از فاطمه آجر لو نماینده کرج و بازرسی منزل وی ، علیرضا زاکانی نماینده تهران در مجلس، با درج مطالبی در روزنامه دولتی ایران، دادسرای تهران را به شدت مورد حمله وانتقاد قرارداد.
بدنبال درج این مطالب، که حاوی اتهاماتی علیه قوه قضائیه در خصوص عدم پی گیری پرونده تخلفات کنکوربود ، سعید مرتضوی دادستان تهران، طی نامه ای خطاب به مدیر مسئول روزنامه دولت ، اظهارات زاکانی را سخیف، کذب و واکنشی از سر نگرانی به بازجویی و برخورد با باند پالیز دار دانست.
متن نامه دادستان تهران به مدیر مسئول روزنامه ایران بدین شرح است :
بسمه تعالی
مدیر مسئول محترم روزنامه ایران
جناب آقای اشتهاردی
سلام علیکم:
متاسفانه روزنامه ایران مطالبی را به نقل از آقای علیرضا زاکانی به بهانه پاسخ به آقای دکتر جاسبی در صفحه 12 و 17 مورخ 29/3/87 چاپ و منتشر نموده ودر آن تنها چیزی که موجود نیست پاسخ به آقای دکتر جاسبی است.
آقای علیرضا زاکانی که پس از بازداشت عباس پالیزدار و احضار برخی اعضای هیات تحقیق و تفحص از قوه قضائیه به دلیل ارتکاب تخلفات خارج از مسئولیت نمایندگی و سایر مرتبطین نگرانی فاحشی پیدا نموده و حالت اعتدال روانی خود را ازدست داده تا حدی که به نقل از برخی خبرنگاران، با رسانه های مختلف تماس گرفته و شروع به فحاشی می نماید تا به زعم خود برخورد قضایی با اعضای باند پالیزدار و برخی اعضای تحقیق و تفحص در دوره هفتم مجلس شورای اسلامی و اقدامات خلاف قانون و مجرمانه آنان به نوعی تحت الشعاع این رفتار غیرمعمول قرار گیرد.
لازم به ذکر است اینجانب در طول مدت خدمت مقدس قضایی از سوی منافقین و رسانه های معاند و ضد انقلاب مرتب مورد حمله تبلیغاتی بوده و هستم، اظهارات آلوده به افترا و کذب آقای علیرضا زاکانی را نیز در همین راستا دانسته و اینگونه سخن پراکنی ها برایم هیچگونه تازگی و اهمیت ندارد و بنا ندارم وقت خود را صرف پاسخگویی به این گونه مطالب موهن و شبنامه نویسی ها که مختص افراد بی کار است بنمایم.
شخصیت افراد، با اهانت و ایراد افترا بالا نمی رود و مردم شریف با مطالعه این مطالب سخیف و کذب پی به عمق نارسایی روحی و روانی و شخصیت نویسنده آن می برند.
معذلک ضمن ابراز تاسف برای مدیریت روزنامه ایران که می بایست قبل از انتشار اینگونه مطالب کذب و آلوده به افترا، تحقیق و پرسش نماید و صرفنظر از عدم پاسخ به آقای علیرضا زاکانی که ایشان را به خاطر اغراض و حالات خاص، قابل پاسخگویی نمی دانم به منظور تنویر افکار خوانندگان روزنامه ایران نتیجه تحقیق و بررسی مرکز حفاظت و اطلاعات کل قوه قضائیه که سابقا پیرامون گزارشات آقای زاکانی انجام یافته و طی نامه شماره 1001/1/11م/110 مورخه 25/5/1386 نتیجه تحقیقات اعلام گردیده است و طی آن تمام مطالب آقای زاکانی با ذکر دلیل و مستندات، کذب و دروغ اعلام شده و ایشان را مستحق تعقیب کیفری نیز دانسته اند به آن روزنامه محترم ارسال و در خصوص مواردی که در این گزارش نیامده نیز نامه ارسالی خطاب به نایب رئیس محترم مجلس شورای اسلامی به شماره 87/18م/20 مورخه 30/2/1387 ارسال می گردد.
لذا مقرر است وفق مقررات ماده 23 قانون مطبوعات نسبت به چاپ موارد فوق الذکر و جوابیه دادسرای تهران به موارد مذکور در گزارش تحقیق و تفحص از قوه قضائیه اقدام قانونی مبذول گردد.
ضمنا به استحضار می رساند نامه آقای زاکانی بگونه ای تنظیم گردیده که علاوه بر تشویش اذهان عمومی و سیاه نمایی در خصوص کنکور و آزمون های سراسری دستاوردهای دادسرای تهران در برخورد با برخی افراد متخلف و جرایم آزمون های سال 1382 را به حساب خودشان آورده اند در صورتی که دادسرای تهران و قضات شریف آن در رسیدگی های قضایی با در نظر گرفتن خدا و قانون انجام وظیفه نموده و اصلا آقای زاکانی را در پیگیری پرونده ها به هیچ هم حساب نمی کردند و اساسا ایشان کوچکترین نقشی در رسیدگی های قضایی و آنچه ادعا می نماید نداشته و یکی از ناراحتی های بزرگ و علت عصبیت ایشان نیز همین است، ولی متاسفانه لحن نامه های نامبرده به گونه ای است که انگار ایشان در مبارزه با اینگونه جرایم و برخورد با متخلفین نقش داشته یا قوه قضائیه مشارالیه را در جایی بحساب می آورده است .
بنابراین رسالت مطبوعاتی مدیریت روزنامه ایران ایجاب می نماید تا از قلب واقعیت دوری نموده و از چاپ و انتشار مطالب کذب و واهی و انتساب مطالب غیرواقعی پرهیز نماید.
سعید مرتضوی
دادستان عمومی و انقلاب تهران
۳۱ خرداد ۱۳۸۷ ۱۰:۰۵ بֽظֽ | Reply
اكبر :
اخیرا برخی افشای فساد یک مسول دانشگاهی را خلاف قانون دانسته اند البته میشود عمق همدردی ایشان با فرد مربوطه را درک کرد.و میخواهند یک حریم امن برای اعمال آینده خویش درست کرده و افشا کنندگان را مجازات کنند حتی بیشتر از متجاوز.آیا برای اینان تجاوز و قتل نظیر قتلهای کرمان اینقدر سهل ولی افشای فساد سخت است.باید فکری به حال خود بکنند که مجازات نكردن سو استفاده کنندگان و خیانت کاران همان بی آبرویی است.
۳۱ خرداد ۱۳۸۷ ۱۰:۴۸ بֽظֽ | Reply
Bahram_agah :
با سلام خدمت شما و تشکر از زحمات فراوانتان .در مورد وجود تبعیض میخواستم نظرتان را در مورد گروه جندالله و علت وجودی چنین گروههائی را بدانم؟
آیا در صورت ادامه تبعیضات مذهبی و قومی و اقتصادی و فراگیر اجتماعی که با آن روبرو هستیم می بایست منتظر ظوهر چنین گروههای رادیکال در گوشه و کنار مملکت باشیم؟
...........................................................
عبدي:
بي ترديد رشد خواهند كرد.
۱ تیر ۱۳۸۷ ۰:۴۹ قֽظֽ | Reply
برنامهی اسرائیل برای حمله نظامی به ایران :
برنامهی اسرائیل برای حمله نظامی به ایران
یک مقام اسرائیلی به هفتهنامه آلمانی اشپیگل گفته است: «ما دیگر به تاثیر تحریمها در متوقف ساختن ایران باور نداریم.... اگر جهان قصد دارد، ایران را متوقف کند، باید گزینه نظامی را مورد نظر قرار دهد.»
۱ تیر ۱۳۸۷ ۲:۳۶ قֽظֽ | Reply
رزمایش اسرائیل، تمرینی برای حمله به ایران :
رزمایش اسرائیل، تمرینی برای حمله به ایران
یک مقام پنتاگون به روزنامهی نیویورک تایمز گفته است، رزمایشی که اسرائیل اوایل ماه جاری (ژوئن) بر فراز آبهای شرق مدیترانه و یونان انجام داد، تمرینی برای حمله به تاسیسات اتمی ایران بود. اسرائیل با این مانور بزرگ میخواست نشان دهد که «آمادهی حمله به تاسیسات اتمی ایران است.»
۱ تیر ۱۳۸۷ ۲:۳۷ قֽظֽ | Reply
آیا مردم را به نیکی فرمان می دهید و خودتان را :
بیانیه شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه علوم
پزشکی شیراز در پی رسوایی اخلاقی معاون دانشگاه زنجان
آیا مردم را به نیکی فرمان می دهید و خودتان را
فراموش می کنید؟ (آیه 44 سوره بقره)
۱ تیر ۱۳۸۷ ۲:۴۳ قֽظֽ | Reply
هشدارها علیه هرگونه حمله به تاسیسات اتمی ایران :
هشدارها علیه هرگونه حمله به تاسیسات اتمی ایران
در پی انتشار گزارش نیویورک تایمز مقام های ایرانی، رئیس آژانس بین المللی انرژی اتمی و مقام های روسیه علیه حمله هشدار داده اند.
۱ تیر ۱۳۸۷ ۳:۱۲ قֽظֽ | Reply
آمریکا دشمن دائمی نمیخواهد :
آمریکا دشمن دائمی نمیخواهد
رایس: در صورتی که تهران فعالیت های غنی سازی اورانیوم خود را حتی برای مدتی محدود متوقف کند حاضر به گفتوگو با ایران خواهد بود.
۱ تیر ۱۳۸۷ ۴:۲۳ قֽظֽ | Reply
برادر کوچک :
با سلام
آقای عبدی ، آیا تبعیضی از این بزرگ تر که کاری کنیم ثروتمند ، ثروتمندتر و فقیر ، فقیرتر شود؟ این تبعیض در دوره ی آقای هاشمی (که البته به ایشان از دیرباز تا کنون ارادت داریم حتی در زمانی که اصلاح طلبان در زمان دولت آقای خاتمی به وی حمله کرده بودند ما ارادت داریم و اکنون هم داریم) هم بود و در دوره ی آقای خاتمی هم ادامه داشت . اما در دولت نهم ، آقای احمدی نژاد با سفر به مناطق محروم و رسیدگی شخصی و گروهی به وضع بد محرومین اولین استارت مبارزه با بزرگ ترین تبعیض را زدند که شک نکنید و باز هم می گویم شک نکنید که از این به بعد هر شخص دیگری (فرقی نمی کند از کدام جناح باشد) که رییس جمهور شود همین رویه ی نیک آقای احمدی نژاد را که همان سفرهای استانی و رفتن در میان محرومین و رسیدگی به مشکلات آن ها را سرلوحه ی کار خود قرار داده و این گونه عمل خواهد کرد
با تشکر
...........................................................
عبدي:
هر كس كه چنين تبعيضي را نه اين كه بكلي از ميان بردارد بلكه حتي 10 در صد هم تخفيف دهد به نظر نام او را بايد به نيكي در تارك تاريخ جديد اين كشور نوشت.اما متاسفانه اين تبعيض در سه سال گذشته نه تنها كمتر نشده كه بيشتر هم شده و آمار دقيق دولتي اين را مي گويد كه ضريب جيني بيشتر شده است.شايد در انگيزه رئيس دولت براي كاهش اين تبعيض شكي نداشته باشيد اما انگيزه براي تحقق امور خير به تنهائي كافي نيست كه اگر بود تا كنون دنيا گلستان شده بود.
۱ تیر ۱۳۸۷ ۵:۲۴ قֽظֽ | Reply
تفسير سخنان آقای رفسنجانی در BBC :
آقای عبدي، آقای رفسنجانی در بخشی از سخنانشان گفته اند "هر وقت زنجيرهای استبداد از دست و پای مردم باز شد، مردم خود جامعه را اصلاح کرده و پيشرفت کرده اند اگر مردم در بالای سر خود شمشيری نبينند و در فضای امن فکر کنند و تصميم بگيرند بسياری از مسايل حل می شود"
من متوجه نشدم که ايشان از چه زماني استفاده کرده اند براي صحبتهايشان: گذشته، حال يا آينده است. مثلا ميگويند "هر وقت زنجيرهای استبداد از دست و پای مردم باز شد" آيا منظورشان: هر وقت زنجيرهای استبداد از دست و پای مردم باز شود است ميباشد (زمان آينده)؟ که در اينصورت به استبداد در کشورمان در زمان حال اشاره شده است. آقای عبدی آيا منظور ايشان همين است؟ لطفا پاسخ دهيد که مجددا سئول نشود متشکرم. امير
.............................................................
عبدي:
اگر منظورشان هم زمان حال بوده بايد با كمي ايهام سحن بگويند.
۱ تیر ۱۳۸۷ ۸:۱۸ قֽظֽ | Reply
سيد عليرضا :
سلام جناپ عبدي عزيز
الپته كه دست شما براي گفتن از تبعيض صنفي و نفس استفاده از لباس خاص در كسوت طبقه خاص الخاص بسته است٠بگذريم!!!!! ٠٠٠
۱ تیر ۱۳۸۷ ۸:۲۷ قֽظֽ | Reply
:
وزير نفت در گفتوگو با فارس خبر داد:
فروش حدود 18 ميليارد دلار نفت تا پايان خرداد
خبرگزاري فارس: وزير نفت گفت: از ابتداي سال جاري تاكنون ماهانه حدود 6 ميليارد دلار نفت فروخته شده است.
۱ تیر ۱۳۸۷ ۸:۴۴ قֽظֽ | Reply
حبیب ـ ت :
ترجمه قسمتی از مقاله مندرج در صفحه اول نیویورک تایمز در 20 ژوئن جمعه در باره اهمیت ویژه تمرینات نظامی اخیر نیروی هوائی اسرائیل . ضمناً رادیو بی بی سی ( انگلیسی) نیز بخش عمده ئی از اخبار صبحگاهی خود را به همین مسئله، با تفسیری نسبتاً مشابه، اختصاص داد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
امریکا میگوید تمرینهای هوائی اسرائیل ایران را هدف گرفته است!
واشینگتن ـ در آغاز این ماه اسرائیل دست به یک رشته تمرینات وسیع نظامی زد که به نظر صاحب نظران نظامی امریکا، هدفش بمباران تأسیسات هسته ائی ایران است.
بسیاری از افسران امریکا میگویند اینچنین به نظر میرسد که تمرینات اسرائیل در جهت ارتقاء توان نظامی آن برای
ایراد ضربه در مسافت دور است تا نشان دهد که در مورد برنامه هسته ائی ایران جدی است.
بنا به گفته همین صاحبنظران نظامی، بیش از 100 فروند جنگنده های اف 16 و اف 14 در این مانورها که روی مدیترانه و یونان انجام شد شرکت کردند.
این عملیات همچنین شامل هلیکوپتر های اسرائیلی هم میشد که تمرینشان متوجه نجات خلبانان ساقط شده احتمالی نیز بود. هلیکوپتر و هواپیماهای سوخت ده بیش از 900 مایل پرواز کردند که معادل فاصله سایت های هسته ائی نطنز و اسرائیل است.
مقامات اسرائیلی از توضیح پیرامون جزئیات این مانور های نظامی امتناع میکنند. فقط سخنگوی ارتش اسرائیل در باره این تمرینات گفت که « این عملیات، تمرینات موسمی برای آمادگی رزمی در شرایط مختلف و در برابر عملیات خصمانه احتمالی علیه کشور است.»
ولی دامنه ونوع تمرینات نظامی اسرائیل عملاً چنان است که توجه ویژه سرویسهای اطلاعاتی غرب و دیگر کشور ها را برانگیخته است. یک افسر اطلاعاتی پنتاگون که بخاطر حساسیت سیاسی قضیه نخواست نامش ذکرشود، میگوید این تمرینات اهدف چند گانه ائی دارند. به نظر او یکی از آنها آمادگی تاکتیکی برای ایراد ضربه به سایت های هسته ائی و تأسیسات و قرارگاه های تولید موشک های برد بالای ایران است.
هدف دوم ، بنظر این افسر پنتاگون، این است تا به امریکا ودیگر کشور ها پیام واضحی داده شود که اگر تلاشهای دیپلماتیک برای بازداشتن ایران از غنی سازی اورانیوم بی نتیجه بماند ، اسرائیل آماده است تا با عملیات نظامی ایران را از این کار باز دارد.
این افسر پنتاگون میگوید:
« آنها میخواهند که ما بدانیم، آنها میخواهند که اروپائیان بدانند،آنها میخواهند تا ایرانیان بدانند» « نشانه های بسیاری وجود دارد که سطوح و جهات مختلفی را نشان میدهد.»
....
...
...
۱ تیر ۱۳۸۷ ۸:۵۵ قֽظֽ | Reply
حبیب-ف :
آقای عبدی سلام
این دیکی راکه بهم زدی درونش صدنوع آش همزمان وجدا ازهم می جوشند.یکی ازمنابع سوخت اش،خان خانی نظام ارباب رعیتی کلفت،نوکری و در راس وامتداد آنها نظام سلطنتی بودکه برچیده شد.اما ارثیه اش، بلی..
حالاازخودسئوال کنیم.یک بچه شش ساله دریک ده دور افتاده ترکمنستان زبان خودش را بیاموزد بهتر است؟ راحت تر است؟ یا زبان آنهایی را که دردوردستها زندگی می کنند؟ همزمان یقین است که کسی که زبان مادری خود را یادبگیرد آموختن زبانهای دیگر برایش راحت ترخواهد بود. اگراین مشکل "رفرم"ارزیابی شود،حساسیت بوجودنمی آید. شاید هم ساده بفکر راه حلش رفت.
وقتیکه امکانات یک کشور بطور مساوی (منظور ثروتمند ویا فقیربودن نیست) بین شهروندانش تقسیم نشود آنجا کلمه تبعیض خیلی لطیف تشریف دارد. امیدوارم گرمای تهران با شما مهربان باشد.
۱ تیر ۱۳۸۷ ۱۰:۳۸ قֽظֽ | Reply
abbas :
ghanoon asasi iran por az tabiz ast . ekhtelaf bein zan va mard bein shieh va sonni . shieh va sayer adian . taghsim ensanha be hor va gheir hor ........
۱ تیر ۱۳۸۷ ۱۰:۴۷ قֽظֽ | Reply
واکنش آمريکا به خبر نيويورک تايمز :
واکنش آمريکا به خبر نيويورک تايمز درباره تمرين حمله احتمالی اسرائيل به ايران
سخنگوی وزارت امور خارجه آمريکا حاضر نشد درباره هدف اسرائيل از مانور خود اظهار نظر کند، اما گفت روشن است که با لفاظی و تهديدهای ايران در قبال اسرائيل، آن کشور ايران را يک «خطرواقعی» برای خود می داند.
۱ تیر ۱۳۸۷ ۱۱:۲۲ قֽظֽ | Reply
شرایط به نفع جنگ طلبان است :
شرایط به نفع جنگ طلبان است تقي رحماني در گفت و گو با روز:
با تقي رحماني، فعال ملي ـ مذهبي در مورد مسائل روز ايران سخن گفته ايم. رحماني بر اين باور است که "جامعه ايران درحال حاضر دچار شرايط نه جنگ ونه صلح است" و اين شرايط "استعداد ايجاد شرايط نظامي را درخود مي پرورد".
۱ تیر ۱۳۸۷ ۱۱:۲۶ قֽظֽ | Reply
علی :
اقای عبدی به قول کنفوسیوس بدترین ظلمی که در طول تاریخ روا داشته میشود ظلم بر واژه هاست.مگر شعار دولت نهم عدالت طلبی و مهرورزی نبود .مگر دغدغه آنها مشکلات سفره مردم نبود.بعد از سه سال اکنون مردم معانی واژه های مزبور را خوب فهمیده اند.دیگر طاقت ندارند که دولت مبارزه با تبعیض را هم شروع نماید. بگذارید از موهبات همان شعارهای قبلی کاملا بر خوردار شوند تا برای خوردن سوپ مبارزه با تبعیض آماده شوند. به نظر میرسد مادر تمام مشکلات از بین رفتن قبح دروغگویی است.وقتی اساسی ترین سنگ زیربنای اجتماع که توافق بر سر معانی واژه ها برای ارتباط و تفاهم است اینگونه آسیب ببیند وبی اعتبار شود دیگر چه جای انتظاری برای اعمال اخلاقی دیگر باقی میماند.کاشکی هیچکاری برای مردم نمی کردند و فقط از دروغ گویی پرهیز میکردند!کاشکی.
۱ تیر ۱۳۸۷ ۱۱:۲۷ قֽظֽ | Reply
سعيد :
سلام جناب عبدي...
يك تبعيض مهم ديگر تبعيض ميان شهرنشينان و روستاييان است. چه از نظر درآمدي و چه از نظر ارائه خدمات و امكانات، ايجاد شغل و ...
فراموش نكنيم كه در ايران، در اثر برنامهريزي متمركز، همه راهها به تهران ختم ميشوند.
اما نكته فراتر از رويكرد دولت به برنامه ريزي ها و عدم توجه به روستاها، ديدگاه مردم شهرنشين و باور روستاييان به اين مسآله است كه روستانشينان افرد بي فرهنگ، عقب مانده، محافظهكار، سنتگرا، و ...
نتيجه: مهاجرت گسترده روستاييان به شهر، خالي شدن روستاها از سكنه، گسترش فقر و بيكاري در سطح كشور، عدم توجه به بخش كشاورزي با مزيتهاي نسبي فراوان در امر صادرات و امنيت غذايي كشور و ...
---
«در كشورهاي توسعه نيافته، اگر قرار است توسعهاي انجام گيرد و پايدار نيز بماند، نقطه شروع آن بايد بهطور اعم مناطق روستايي و بهطور اخص بخش كشاورزي باشد. چرا كه فقر گسترده، نابرابري درحال رشد، رشد سريع جمعيت، و بيكاري فزاينده، همگي ريشه در مناطق روستايي و سير نزولي زندگي اجتماعي-اقتصادي روستاييان دارد... همچنين، بدون توسعه كشاورزي و روستايي، توسعه صنعتي يا موفق نخواهد شد و يا خود به ضد توسعه تبديل ميگردد و فقر، نابرابري و بيكاري را تشديد ميكند.»
از: "توسعه اقتصادي در جهان سوم" نوشته: مايكل تودارو
*****
نظر شما چيست آقاي عبدي؟
.................................................................
عبدي:
تبعيض ميان اين دو گروه وجود دارد اما شايد با منطقي متفاوت از ديدگاه تودارو.
۱ تیر ۱۳۸۷ ۲:۱۹ بֽظֽ | Reply
صادق :
خب این که طرح مشکل بود راه حل چیست؟
کفگیر مقالات شما به ته دیگ خورده است !!!
۱ تیر ۱۳۸۷ ۲:۴۰ بֽظֽ | Reply
سخنی با :
ساختن فضای گفتگو یک مساله مهم , حفظ سلامت فضای بجث و تحلیل و گفتگو یک مساله مهمتر ؛ فضایی که متاسفانه برخی از دوستان از جمله "صادق" - ذیل این پست - این "مهم" را با ارسال این نظر "کفگیر مقالات شما به ته دیگ خورده است !!!" زیر پاگذاشته و نسبت به این فضا درویشانه و ساده و مردمی , توهین و بی احترامی روا داشته ,
با دیدن این نظر : "کفگیر مقالات شما به ته دیگ خورده است !!!" اینگونه بنظر میرسد که ایشان با فرار به جلو قصد تخریب این فضای بی ریا و تحلیلی را دارند , ولی با چه قصد و نیتی؟ این سؤالیست که باید از ایشان پرسید .
جناب صادق ؛
با ارسال این سؤال و این برداشت , به دنبال کشاندن به کدام سمت هستید؟ سمت رفع تبعیض یا تداوم بخشیدن به تبعیض؟ با ارسال مطلب خود میخواهید ما را بکجا برسانید؟
شما با لحنی غیر مودبانه و دلسوزانه پرسیده اید: " خب این که طرح مشکل بود راه حل چیست؟ "
قبل از جواب به این سؤال - که اگر آن جمله بعدی را بهمراه نداشت میشد در مورد آن نیز نوشت - باید پرسید که آیا شما جزو آن دسته از افراد هستید که طرح این مشکل را قبول دارند یا جزو آنهایی هستید که هنوز وجود این مشکل را قبول ندارند؟
جناب صادق ؛ بهتر نیست اگر طرح مشکل را قبول و به دنبال پیدا کردن راه حل هستید دست از رفتار به شیوه های گذشته آقایان بردارید؟
اگر دست از رفتار به شیوه های رفته برنداریم - اگر دست از این نحوه تخریبی ارسال نظر برنداریم - و همچنان در در جهت خراب کردن فضاهای خوب گفتگو اقدام نماییم , سرنوشت همین فضای موجود در جامعه , در " آینده " نیز در انتظارمان خواهد بود .
شما اینگونه فکر نمیکنید؟
نکته دوم :
گاهی طرح "سؤال" و طرح "مشکل" از خود "جواب" و "راه حل" مهمتر است ,.....
بنظر شما اینطور نیست؟
بنظر من , این چنین است.
چون یک سؤال خوب , یا طرح یک مشکل بنحو درست , در دل خود جواب و راه حل را نیز دارد. بقول نجیب محفوظ نویسنده و نمایشنامه نویس مصری : از جوابها و راه حلهای هر کس می توان فهمید که تا چه اندازه زیرک است ولی از سؤالها و طرح مشکلات توسط اوست که می توان گفت او تا چه اندازه عاقل است.
و در خاتمه یک سؤال دیگر از شما :
شما برای تحلیل مسایل روز , نظرات یک فرد "زیرک" را می پسندید یا یک نفر "عاقل" را؟
با تشکر
صادق کمالی
................................................................
عبدي:
به نظرم نبايد در اين موارد حساسيت داشت.چه بسا ايشان از باب علاقه چنين نكته اي را گفته است.ضمن اين كه در دل آن نوشته نكته مثبتي هم بود.
۱ تیر ۱۳۸۷ ۷:۴۲ بֽظֽ | Reply
فرزانه :
کسانی عمق و لزوم طرح مسایل و گره های مختلف از جمله تبعیض را می فهمند که شلاق آن را بر روح و روان خود چشیده باشند . اعلام درک مطلب , تشکر
در این جا یک سؤال از شما و یا از دیگر دوستان دارم , آیا فکر میکنید در این عالم خاکی , آدمی یافت شود که متملقان خود را نسبت به منتقدان خود مورد تبعیض قرار ندهد؟
....................................................................
عبدي:
اگر كسي متملق پرور باشد حتما تبعيض روا مي دارد در غير اين صورت كسي جرات نمي كند تملق بگويد.
۱ تیر ۱۳۸۷ ۷:۵۸ بֽظֽ | Reply
عبدالحسینی :
کاش میشد مساوی بودن یک با یک ریاضی را ( 1= 1) ( 1+2 = 3 ) ..... به میان رفتارهای آقایان در مورد همه بخصوص نسبت به دگر اندیشان و غیر خودیها برد.
آقای عبدی راستی چگونه میشود شرط قبولی در یک امتحان ریاضی را برای مسولان یک با دو میلیون و یک با بیست میلیون برابر باور را در قانون اساسی گنجاند؟
۱ تیر ۱۳۸۷ ۸:۰۶ بֽظֽ | Reply
مجتبی :
متاسفاه کسانی که تا به امروز از راه تبعیض به همه جا و همه چیز رسیده اند , امر بر آنها بد جوری مشتبه شده که این چیزهایی که امروز در اختیارشان قرار گرفته , حق طبیعی و مسلم آنها بوده !!
متاسفانه آقایان ٍ از تبعیض بهره مند , بد جوری فکر میکنند خودشان لیاقت و کسانی که به نان شب محتاج هستند لیاقت کسب یک نان ساده را نداشته و ندارند !! به همین دلیل هم تبعیض دوستان وقت و بیوقت در تحلیل اوضاع میگویند: خلایق هر چه لایق !!!
متاسفانه گره کور کار , بد جور مشتبه شدن این امر بر ذهن آقایان است , بنظر شما از چه راهی میتوان این ذهنیت غلط را از ذهن و فکر این آقایان پاک کرد؟
و چگونه میتوان به آقایان گفت لااقل اول این تبعیض لعنتی را از بین ببرید , بعدا بگویید خلایق هر چه لایق!!
جالب اینست که بسیاری هم ( تقریبا همه ) طوطی صفت , این توهین خلایق هر چه لایق بخود را تکرار میکنند و بنوعی در مورد خود تبعیض قایل شده و خود را از این خلایق جدا کرده , فکر میکنند جزو این خلایق نیستند !!
۱ تیر ۱۳۸۷ ۸:۲۰ بֽظֽ | Reply
روزنامه کیهان چشم خود را بسته و نوشت: :
لائيك هاي تركيه زنان محجبه را از حق راي محروم كردند
^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^
خدا را شکر که هنوز لائيك هاي تركيه رفت و آمد زنان محجبه را در مجامع عمومی و خیابانها و ادارات و نوع و مدل لباس آنها و ...... نوع آرایش آنها را ممنوع نکرده اند !!!
خدا را شکر که آنها کافرند !!!
۱ تیر ۱۳۸۷ ۸:۲۵ بֽظֽ | Reply
:
بزرگترین تبعیض داشتن بوق و بلندگو توسط یک عده است . بزرگتر از این تبعیض تبعیض در حال داشتن بوق و بلندگو, خفه کردن صدای بینواهاست
۱ تیر ۱۳۸۷ ۸:۲۸ بֽظֽ | Reply
ندا :
چرا حضرات تبعیض حق لباسی متفاوت برای خود را نسبت به لباس مردم عادی و معمولی میپذیرند ولی برای دیگران این حق را قایل نیستند که عده ای هم برای خود لباس خاص مورد علاقه خود را بپوشند؟
۱ تیر ۱۳۸۷ ۸:۳۰ بֽظֽ | Reply
مسعود صارمی :
مثل همیشه یکی دیگر از گره های موجود بر دست و پای جامعه ی امروز را مورد بررسی و تحت تابش نورافکن خود قرار داده اید. از این بابت لازم است یکبار دیگر هم من به سهم خود از شما و از تلاش دلسوزانه ی شما تشکر کنم.
چرا که گفته اند و خوانده اند :
جزای آنکه نکردیم شکر روز وصال
شب فراق نخفتیم , لاجرم ز خیال
به امید آنکه
شکر نعمت , نعمتمان افزون کند.
برای خالی نبودن عریضه چند نکته را نیز اگر اجازه دهید , من به مطلب شما اضافه کنم.
نکته اول:
مشکل گره ها , برای باز کردن آن , همیشه پیدا نکردن و پیدا نبودن سر و ته و گم بودن مسیر رفت با اون مسیر برگشت موضوع گره خورده است.... یعنی مشکل گره ها همیشه تشخیص مرز هاست.... در مورد این مشکل مرز بین تفاوت داشتن و تبعیض در چیست؟ .... و تفاوت قایل شدن بین دو نکته ی همسان و همشکل چگونه است؟
توضیح : آیا آدم کور با آدم بینا در بیان رنگ و شکل دنیای مادی یکسانند؟ اگر نمیتوان یک فرد کور را با یک آدم بینا مساوی دانست یعنی تفاوت یک امر طبیعست و نمی توان همه را در برخی مسایل یکسان بحساب آورد .
بنابراین فرق بین تفاوت و تبعیض کجاست؟
این همانجای گره شده است که تفاوتها تبدیل به تبعیض شده و به همین دلیل رفع تبعیض به این سادگیها نیست . مثلا فردا بگویند همه معلمان , یا همه کارگران از فنی گرفته تا ساده ..... از یک حقوق برخوردارند , ایا این رفع تبعیض است؟
این اشتباه را ما در زمان شاه انجام دادیم و متاسفانه این شد که از ترس افتادن از اینور پشت بام از آنطرف پشت بام افتادیم به اینجا که امروز می بینید اعمال تفاوتها چقدر تبعیض آمیز شده است .
بنابراین برای اینکه یکبار دیگر دوباره از همان سوراخ چند بار گزیده شده گزیده نشویم بهتر است در طرح مشکلات امروز جوانب کار اینده را نیز در نظر داشته باشیم , چرا که اگر امروز مرز بین تفاوت و تبعیض مشخص را مشخص نکنیم آنوقت در زمان هرج و مرج همین اغتشاش بصورت گره ای تازه دست و پای مارا در آینده خواهد بست !
بهتر است قبول کنیم که انسانها - با هم - به لحاظ قوای جسمی و فکری و ..... متفاوت هستند و بهتر است با توجه به تحقیقات علمی که هفتاد درصد افراد ذاتا پیرو به دنیا می آیند و سی درصد رهبر .... قبول کنیم که گذاشتن یک فرد ذاتا پیرو , در جایی که اجتیاج به یک رهبر دارد , رعایت عدم تبعیض نیست بلکه ظلم مضاعف است !!
چرا که وقتی فردی قدرت رهبری دارد , صلاحیت همه جانبه نگری هم دارد , صلاحیت حل مسایل به بهترین روش را - که همه اقشار در پرتو آن راضی و خوشحال باشند - را هم دارد , .... و این نباید با یک فرد بی صلاحیت , انحصار گرا , مشکل ساز , خود بین خودخواه ... یکسان و هم ارز قلمداد شوند ..
نکته دوم :
در برخی شرایط افراد اصلاح طلب بهتر است با آگاهی و توضیح برای همه , در تصمیم گیریها یک تبعیضات "مثبت" ی را اعمال کنند. مثلا در آمریکا در یک زمان سیاه پوستان را اصلا آدم بحساب نمی آوردند و هیچ حقی را برای آنها قایل نبودند . این تبعیض نژادی و رنگی , با حضور بیش از پیش و حضور مورد نیاز این قشر( نیروی کار ارزان ) ,گره مشکل خود را نشان داد چون نظم اجتماعی را مورد آسیب جدی قرار داده بود و ....
با مشاهده بهم ریخته شدن نظم جامعه و افزایش قتل و غارت و ..... ( همین مسایلی که کم و بیش در جامعه تبعیض آمیز خود نیز شاهدیم ) مصلحان دلسوز جامعه ی آمریکا - با بدبختی و تحمل بدترین انگ ها ( نه به اندازه ما ) و تحمل زندانها ...برای رفع این تبعیض تلاش ها کردند .... در یک زمان , در طول مبارزه , متوجه شدند که به دلیل فاصله عمیق بین سیاهان و سفیدان زمان حل این مشکل بصورت عادی بسیار زیاد است - به این نتیجه رسیدند که می بایست برخی تبعیض های مثبت را به نفع جبران این عقب افتادگی انجام داد ....
و انجام دادند ....
بعد از رسیدن به حد مطلوب و تقریبا برابر و مساوی , این تبعیضات مثبت کم کم کمتر و کمتر شد .... تا امروز به اینجا رسیده اند که یک سیاه با یک سفید واقعا به لحاظ قانونی و قضایی و ...... برابر تلقی میشوند ( امری که متاسفانه در جامعه ما , هنوز مورد قبول واقع نشده و هنوز در خفا تحلیل می کنیم مگر میشود یک سیاهپوست رییس جمهور آمریکا شود ؟!!)
توضیح :
همانطور که وقتی ماشین ما بیش از حد به راست میرود , فرمان ماشین را بیش از حد به راست می چرخانیم تا از جاده خارج نشویم , در اجتماع نیز برخی اوقات می بایست این تبعیضات مثبت را اعمال و از طرف دولتی که انجام میدهد پذیرفت ...
نمونه :
در کشورهای مدرن , افراد تا یک حدودی ( خط رفاه ) از پرداخت مالیات معافند و بعد از آن متناسب با میزان در آمد از افراد مالیان گرفته میشود , از یک حد به بالاتر تقریبا هر چه درآمد کسب شود باید بعنوان مالیات پرداخت شود !! به آن میگویند کار مجانی!! به همین سبب بیشتر افراد روزهای تعطیل کار نمی کنند چون کار آنها مجانی میشود !! این تبعیض مثبت برای این اعمال میشود و از طرف همه نیز - به دلیل کار توضیحی مطبوعات و رسانه ها و کامیونیتی ها - این تبعیض مثبت را پذیرفته اند - تا فاصله طبقاتی شدید در جامعه بوجود نیاید و متعاقب آن نظم اجتماعی با قتل و غارت و دزدی و یکی همه چیز داشتن و یکی نون شب نداشتن بهم نخورد , به این میگویند تبعیض مثبت ( اینها همه را مفصل گفتم تا فردا جاوید باز ننویسد : واقعا تو به این تبعیض معتقدی و این عقیده توست؟) .... بنابراین بهتر است در طرح مساله ی کور تبعیض این نکته نیز بیان شود که همیشه تبعیض قایل شدن منفی نیست ,....
بلکه تشخیص مرز بندی این دو و یا بهتر بگویم این سه ( تفاوت - تبعیض منفی - تبعیض مثبت ) نکته ی بسیار مهم ست که میتواند توسط مطبوعات آزاد و نخبه های مستقل و افکار عمومی , مثبت بودن یا منفی بودن آن , در هر دوره ای تعیین شود .
گریز بزنم بصحرای اصلاحات
اگر اصلاح طلبان نیز در مدتی که سکان هدایت جامعه را در دست داشتند , این تبعیض مثبت را در جامعه و در مورد افرادی که با خرابیها مورد ظلم واقع شده بودند اعمال میکردند ممکن بود سرنوشت آنها با امروز بسیار متفاوت باشد ..... .
خلاص اینکه
گره تبعیض , تشخیص مرز بین تفاوت و تبعیض و همچنین قبول برخی تبعیض های مثبت در شرایط مشخص برای افراد خاص است .
توضیح اضافی
آیا کسانی که سالهای جوانی و فعال خود را در راه فعالیتهای سیاسی در زندان بسر برده اند نباید بعد از به ثمر نشستن تلاش و مبارزات آنها مورد تبعیض مثبت قرار گیرند؟
همین تبعیض که امروز در مورد زندانیان سیاسی زمان شاه انجام میشود؟
بنظر من چرا ولی نکته ی تبعیض آمیز آن اینست که چرا فقط عده ای خاص از این زندانیان مورد لطف واقع میشوند؟ و بسیاری از دیگر زندانیان زمان شاه , نه تنها مورد توجه قرار نمیگیرند بلکه دوباره دستگیر و حتی اعدام شده و میشوند !!
امیدوارم با این توضیح واضحات توانسته باشم نظر خود را بدرستی دلیوری کرده باشم ( دلیوری = یعنی منتقل کردن )
آوردن کلمه دلیوری برای مهم کردن نظر خود در نظر برخی افراد بود و گرنه لزومی به استفاده از آن در اینجا نبود .
۱ تیر ۱۳۸۷ ۹:۴۸ بֽظֽ | Reply
:
مطمئنا"اگرشمانيزبه مانندآقايان درگردونه قدرت قرارداشتيدتبعيض را ازارکان اصلي بقاي خود مي دانستيد
۲ تیر ۱۳۸۷ ۶:۳۸ قֽظֽ | Reply
سيد مجتبي حسيني :
با سلام
وقتي بعداز دوم خرداد 76 شور و اشتياق جوانانه همه مردم و برق اميدي كه در فراسوي نگاه همه بود ما جوانان را به اين باور رساند كه در آوندهاي درخت كهنسال جامعه حياتي دوباره جريان يافته و چيزي در حال تغيير است . در آن روزها كمتر آدم سالمندي در اتوبوس مملو جمعيت مجبور بود سرپا بايستد . روزهائي كه با وجود مشغله زياد و رنج معيشت با دوستان شايد 6 يا 7 روزنامه را مي خوانديم و باورمان شده بود كه ... ولي افسوس امروز كه چهره هاي عبوس و سرهاي در گريبان فرورفته و شانه هاي خرد شده از فشار زندگي مردم را كه مي بينم با عمق وجودم احساس مي كنم كه تقدير همه قرون اعصار اين سرزمين نسيان و فراموشي و دربدري است .
۲ تیر ۱۳۸۷ ۱۰:۱۰ بֽظֽ | Reply
از زاهدان :
از اینکه در مورد علت وجودی گروه جندالله و وجود تبعیضات نوشتید خیلی متشکرم...
۳ تیر ۱۳۸۷ ۱۱:۴۸ قֽظֽ | Reply

آدرس Trackback این نوشته :
http://www.ayande.ir/cgi-bin/mtcgi/mt-tb.cgi/917